اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'جنایات رژیم' Category

Dec 15 2013

شهادت تكاندهند حسين رونقي از جزييات شکنجه ستار بهشتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

نقض حقوق بشر: زندانی سياسی حسين رونقی ملکی بار ديگر تأکيد کرد حاضر است در دادگاه شهادت بدهد که ستار بهشتی در زير شکنجه شهيد شده است. وی طی نامه سرگشاده يی اعلام کرد: در همان شب حضور ستار در بند ٣۵٠ آثار و علايم زير را مشاهده کردم:
-آثار آسيب ديدگی و کبودی بر روی مچ های هر دو دست که نتيجه آويزان کردن از سقف و دستند قپانی بود.
– تورم و کبودی شديد در بالای پيشانی، سمت چپ سر.
– آثار خون ريزی در چشم چپ.
– آثار کبودی روی صورت و جراحت روی لب ها.
– آثار متعدد کبودی در ناحيه قفسه سينه، پهلو و شکم که نتيجه مشت و لگد بازجو بود.
– جراحت روی پا ها و لنگيدن به هنگام راه رفتن.

No responses yet

Dec 15 2013

وکیل خانواده ستار بهشتی: موکلانم از پیگیری پرونده انصراف دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: گیتی پورفاضل، وکیل‌مدافع اولیای‌ دم ستار بهشتی (وبلاگ نویس ایرانی که در دوران بازداشت کشته شد) اعلام کرد که موکلانش از پیگیری پرونده مرگ مشکوک فرزندشان در بازداشتگاه پلیس فتا منصرف شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، خانم پورفاضل در خصوص این تصمیم گفت: “پس از این که دادگاه عمومی قتل ستار بهشتی را شبه عمد تشخیص داد به دادسرا مراجعه کردم و در آنجا گفتند که پرونده قتل عمدی بسته شده و برای پیگیری پرونده با اتهام قتل شبه عمد نیاز به شکایت مجدد اولیای دم است.من این موضوع را با اولیای دم ستار بهشتی درمیان گذاشتم و آن‌ها گفتند ما قصد دریافت دیه نداریم که بخواهیم برای آن شکایت کنیم.”

دادگاه کیفری کارکنان دولت، در ۱۲ آذرماه کلیک اتهام قتل عمد عنوان شده علیه یک مامور پلیس ایران را در خصوص پرونده مرگ ستار بهشتی وبلاگ نویس منتقد حکومت نپذیرفت و این قتل را “شبه عمد” تشخیص داد.

اخیرا حسین رونقی زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اعلام آمادگی کرده که حاضر است در خصوص آثار “شکنجه” بر بدن ستار بهشتی شهادت دهد. پیش از او ابوالفضل عابدینی زندانی سیاسی دیگر این بند در خصوص “شکنجه” ستار بهشتی شهادت داده بود.

به گزارش سحام نیوز، حسین رونقی در نامه‌ای سر گشاده خطاب به قاضی ایزدی، رئیس شعبه ۱۰۵۷ دادگا کیفری در ۲۱ آذرماه نوشت: “اخیرا در زندان از طریق جراید مطلع شده‌ام که در جریان رسیدگى به پرونده قتل مرحوم ستار بهشتى اتهام ‘قتل عمد’ را از عداد اتهامات منتسب به متهمان خارج کرده و عنوان اتهامى را به ‘قتل شبه عمد’ تغییر داده‌اید. بر این اساس به منظور تشحیذ خاطر آن مرجع محترم قضایى لازم دیدم از آنجا که در زندان محبوسم و امکان حضور در محکمه را ندارم، برخى از آنچه در این پرونده را یا به چشم دیده و یا از زبان آن مرحوم در بند ٣۵٠ زندان اوین -اندکى پیش از وقوع قتل- شنیده‌ام را براى اولین بار بیان دارم، به آن امید که در این مرحله از دادرسى به کشف حقیقت کمک کرده باشم و از این رو همین جا آمادگى خود را جهت حضور در محضر دادگاه و اداى گواهى و توضیح اعلام مى کنم.”

ستار بهشتی، کارگر ۳۲ ساله ای بود که در آبان ماه سال گذشته به خاطر مطالبی که در وبلاگش می‌نوشت توسط پلیس فتا (پلیس پیگیری جرایم سایبری) دستگیر شد و در دوران بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و جان داد.

پلیس فتا مسئول پی‌گیری جرایم اینترنتی است و آقای بهشتی به “اقدام علیه امنیت ملی” متهم شده بود.

در پی درگذشت ستار بهشتی، غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل ایران، در اظهار نظری وجود آثار کبودی بر بدن آقای بهشتی را تایید کرد.

در همین حال در مهرماه سال گذشته، پزشکی قانونی در گزارشی عنوان کرد که مرگ ستار بهشتی بر اثر “استرس” بوده است.

No responses yet

Dec 05 2013

خبر اعدام چهار فعال سیاسی عرب در جنوب ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: به گزارش منابع خبری، چهار فعال سیاسی عرب در ایران اعدام شده‌اند.
بنابر این گزارش، محکومیت این چهار تن که از اهالی “شادگان” در جنوب غرب ایران بودند قبلاً صادر شده بود که به اجرا درآمد.

گزارش ها حاکی است که این زندانیان به اتهام تشکیل “کتیبه احرار” (گردان آزادگان)، اقدام علیه امنیت ملی، اقدام مسلحانه، فساد فی‌الارض و محاربه، محاکمه و محکوم شدند.

مقامات انتظامی درایران گفته اند که این گروه فعالیت مسلحانه داشته‌اند.

براساس این گزارش، این چهار تن با انتشار نامه‌ای گفته اند که دادگاه آنها بیشتر از دو ساعت و نیم طول نکشیده و آنها فرصت دفاع از خود را نیافته اند.

آنها در مورد عضویت خود در “کتیبه احرار” نیز گفته‌اند که در مراحل بازجوئی چنین اتهامی وارد نشده و تنها در حکم نهائی، دادگاه به این اتهام استناد شده است.

No responses yet

Dec 04 2013

پرونده قتل عمد ستار بهشتی بسته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایرنا: وکیل مدافع اولیای دم ستار بهشتی گفت:دادگاه کیفری کارکنان دولت اتهام قتل عمد مامور پلیس فتا را در مرگ ستار بهشتی نپذیرفت و آن را شبه عمد تشخیص داد.
[پرونده قتل عمد ستار بهشتی بسته شد]

«گیتی پورفاضل» عصر سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا افزود: دادگاه درباره اختلاف نظر من و بازپرس مبنی بر قتل عمد یا شبه عمد بودن مرگ ستار بهشتی تصمیم گرفته و پرونده را به شعبه اول دادسرای جنایی تهران ارجاع کرده است.

وکیل مدافع اولیای دم ستار بهشتی گفت: طبق احضار قبلی دادسرا، امروز به شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی مراجعه کردم که اعلام کردند چون دادگاه قتل عمد را نپذیرفته و پرونده اتهام قتل عمد بسته شده، برای رسیدگی به اتهام شبه عمد باید مجددا طرح دعوا کنیم.

پور فاضل اضافه کرد: طرح دعوای مجدد با اتهام شبه عمد را فعلا قبول نکرده ام و در این باره باید با موکلم مشورت کنم.

وکیل مدافع اولیای دم ستار بهشتی گفت: ما مرگ ستار بهشتی را همچنان قتل عمد می دانیم و شبه عمد را قبول نداریم.

وی اظهار داشت: در اتهام شبه عمد از متهم تا زمان برگزاری دادگاه کفالت یا ضمانت می گیرند و بیشترین مجازاتی که در صورت محکومیت متهم در نظر گرفته می شود، پرداخت دیه است.

شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی تهران، مرگ ستار بهشتی را شبه عمد تشخیص داده بود که وکیل مدافع اولیای دم ستار بهشتی به این مساله اعتراض کرد و پرونده برای رفع اختلاف به شعبه 1057 دادگاه کیفری کارکنان دولت ارجاع شد که پس از چند مرتبه رفت و آمد پرونده بین دادسرا و دادگاه، دادگاه مرگ ستار بهشتی را شبه عمد تشخیص داد.

قاضی اگر مرگ ستار بهشتی را شبه عمد تشخیص دهد، با همین عنوان در دادگاه کیفری کارکنان دولت رسیدگی می شود؛ اما اگر مرگ ستار بهشتی قتل عمد تشخیص داده شود، رسیدگی آن در صلاحیت دادگاه های کیفری استان خواهد بود.

پیشتر قرار بود شعبه 1057 دادگاه کیفری کارکنان دولت درباره قتل عمد یا شبه عمد بودن مرگ ستار بهشتی تصمیم بگیرد.

No responses yet

Nov 29 2013

تحت عنوان «مدافعان حرم حضرت زینب» ۱۰ افغان مقیم ایران در سوریه کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: خبرگزاری «تسنیم» از تشییع و خاکسپاری ۱۰ افغان مقیم ایران که درگیری‌های دمشق کشته شده‌‌اند٬ خبر داد.

این خبرگزاری گزارش کرده این اتباع افغان در قالب گروه «مدافعان حرم حضرت زینب» از ایران به دمشق اعزام شده بودند.

ابراهیم رضایی و نجیب‌الله میرزایی دو افغان کشته شده در درگیری‌های دمشق هستند که پیکر آن‌ها روز سه‌شنبه (پنجم آذر) با حضور مهدی مهدوی‌نژاد٬ فرمانده سپاه قم تشییع شد.

براساس این گزارش این دو نفر از سه ماه پیش برای «دفاع» از «حرم زینب» راهی دمشق شده بودند.

«تسنیم» همچنین گزارش کرده که پیکر هفت افغان کشته شده دیگر در تهران٬ مشهد و اصفهان تشییع و به خاک سپرده شده است.

این خبرگزاری افزوده پیکر یک افغان دیگر به نام علی حسینی نیز قرار است امروز در تهران به خاک سپرده شود.

سپاه پاسداران با آغاز درگیری‌ها در سوریه٬ بسیاری از نیرو‌های خود را در قالب «مدافعان حرم حضرت زینب» برای جنگ علیه مخالفان بشار اسد به دمشق اعرام می‌کند.

اعضای کشته شده سپاه و بسیج در درگیری‌های سوریه تحت عنوان «مدافع حرم زینب» تشییع و به خاک سپرده می‌شود.

این در حالی است که مقام‌های جمهوری اسلامی بار‌ها ادعا کرده‌اند در درگیری‌های سوریه دخالت نظامی ندارند.
لینک اصلی

No responses yet

Nov 28 2013

تجمع کفن‌پوشان مقابل مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: جمعی از خانواده‌های محکومان به اعدام در دادگاه انقلاب، ظهر سه‌شنبه در مقابل مجلس تجمعی آرام برگزار کردند و در نهایت با دخالت ریش‌سفیدان، محل را ترک کردند.

به گزارش ایسنا، بولتن‌نیوز با انتشار این خبر نوشت: «پس از پراکنده شدن معترضان کفن‌پوش، برخورد ناشایست یکی از افسران و نگهبانان درب شمالی مجلس با عکاس یک سایت خبری، باعث بازگشت حمایت‌آمیز این معترضان شد؛ اتفاقی که به هر حال بدون درگیری خاصی خاتمه یافت.

معترضان کفن‌پوش، در تمام مدت تجمع، در آرامش و بدون کوچک‌ترین تنش و با رعایت قوانین و نیز رعایت شئون اخلاقی و اسلامی، اعتراضشان را به گوش مسئولان رساندند و هیچ مشکل خاصی نیز به وجود نیامد.»

برای مشاهده تصاویر به سایت ایسنا مراجعه کنید

No responses yet

Nov 27 2013

هرانا؛ اعدام ۱۱ متهم مواد مخدر در قزل حصار / واحد دو زندان دست به اعتصاب زد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: در پی اعدام ۱۰ مرد و یک زن در زندان قزل حصار، ۱۸۰۰ زندانی در واحد ۲ این زندان دست به اعتصاب غذا زدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته ۱۱ زندانی مرد از زندان قزل حصار و یک زندانی زن از زندان قرچک ورامین جهت اجرای حکم اعدام به سلول‌های انفرادی زندان قزل‌حصار منتقل شدند.

یکی از زندانیان زندان قزل حصار به گزارشگر هرانا گفت: «تمام زندانیانی که به سلول انفرادی منتقل شده بودند از واحد ۲ زندان که مختص زندانیان محکوم به اعدام است بوده و در پی انتقال همبندیانشان به سلول انفرادی، کلیه زندانیان این واحد دست به اعتصاب غذا زدند.»

وی در خصوص نحوه اعتصاب غذا گفت: «ما جیره غذای دولتی را دریافت نکردیم و غذایی که از فروشگاه تهیه کرده بودیم را به نگهبانی زندان تحویل دادیم.»

وی در خصوص خواست زندانیان اعتصاب کننده تصریح کرد: «در این واحد ۳ هزار زندانی زیر حکم اعدام بسر می‌برند. ما خواهان رسیدگی مجدد به اتهاماتمان و لغو حکم اعداممان هستیم.»

گفتنی است، سحرگاه روز جاری حکم اعدام ۱۰ تن از متهمین مرد و یک زن در این زندان به اجرا در آمد و یک نفر از زندانیانی که به سلول انفرادی منتقل شده بود به داخل بند خود بازگشت.

گزارشاتی نیز از پیوستن واحد‌های ۱ و ۴ به اعتصاب غذا بدست ما رسیده که تا لحظه تنظیم این خبر موفق به تایید آن نشده‌ایم.

No responses yet

Nov 26 2013

توافق هسته‌ای با ایران و ‘نیمه عمر’ حقوق بشر

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: جایی در یک سالن مذاکره در ژنو، جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در مقابل همتایان غربی خود در حال فشردن دست‌ها و جشن گرفتن برای توافق شش ماهه بر سر مسائل هسته‌ای است.

در میدانی در تهران بدن بیجان مردی جوان بالای یک جرثقیل تاب می خورد و در بین مردم ایران که از بالاترین نرخ آمار سرانه اعدام در جهان رنج می برند وحشت می پراکند.

چگونه می توان تضاد خشن بین این دو تصویر را با پیش رفتن رهبران جهان به سوی مرحله بعدی از این توافق تاریخی با ایران تطبیق داد؟

دیپلماسی بی شک بر جنگ یا تحریم هایی که مردم عادی در ایران را –که از فساد و سو مدیریت در اقتصاد در رنج اند- فقیرتر از پیش می کند ترجیح دارد.

اما زیر سایه مذاکرات، وضعیت هراس آور حقوق بشر در ایران تغییر چندانی نکرده است. میزان اعدام ها در ایران که پیش از این نیز در وضعیت هشدار قرار داشت د نسبت به قبل افزایش یافته است.

تعداد محدودی از زندانیان سیاسی در اقدامی نمادین آزاد شده اند، اما تعداد بسیاری از آنها هنوز تحت شرایطی وخیم رنج می کشند. بازداشت و شکنجه مخالفان و سانسور رسانه ها همچنان ادامه دارد.

به نظر می رسد تضییقات بر علیه اقلیت های مذهبی مانند بهاییان و مسیحیان یا جوامع قومیتی مانند اعراب خوزستان، بلوچ ها و کردها شدیدتر از قبل شده است.

رهبران تندرو ایران می خواهند به ایرانیان بفهمانند که عقب نشینی استراتژیک در مذاکرات هسته ای برای رفع تحریم ها، به معنی انجام اصلاحات داخلی نیست.

آیا قدرت های جهانی در ماه های آینده بر مسئله حقوق بشر چشم خواهند بست تا به یک توافق کامل هسته ای دست پیدا کنند؟

برخی بر این باورند که یک پیمان نامه موفقیت آمیز به قدرت بیشتر اصلاح طلبان در کشور منجر خواهد شد. اما برخی مخالفان معتقدند چنین توافقی موقعیت تندروها را استحکام می بخشد. گروه دیگری نیز بر این باورند که مسائل امنیتی مهم تر از مسئله حقوق بشر است.

هیچ یک از موضع گیری های بالا توجیه کننده سکوت در مقابل سو رفتارها نیست. در صورتی که اصلاح طلبان واقعا به دنبال ایجاد تغییر باشند، باید از درخواست ها برای توقف اعدام، شکنجه و محاکمه به دلایل مذهبی استقبال کنند و اگر تندروها تحت لوای مشروعیت بین المللی سعی در افزایش اختناق داخلی داشته باشند، باید رسوا شوند.

اگر صاحب نظران معتقدند راضی کردن تندروهای حامی ایدئولوژی ، امنیت دراز مدت بین المللی را تضمین می کند، باید این را بدانند که بین «واقع گرایی» سیاسی و افکار رویایی تفاوت وجود دارد.

یک رژیم اقتدارگرای نامشروع، به ناچار از طریق نظامی گری حکومت خواهد کرد اما معنای امنیت در یک فضای دموکراتیک متفاوت است.

در نظر بگیرید که چگونه آرژانتین و برزیل در دهه هشتاد میلادی و آفریقای جنوبی بعد از آپارتاید در دهه ۹۰ میلادی پس از دست یابی به حکومتی دموکراتیک برنامه های نظامی هسته ای خود را رها کردند. دولتی که به شهروندان خود پاسخگوست، اولویت های متفاوتی دارد.

رهبران فعلی ایران با تاکید بر “انرژی هسته ای ملی” {تبدیل مسئله هسته ای به مسئله ای مرتبط با ملی گرایی} به پیش می روند.

این حکومت منافع ملی را به جای حقوق برابر برای همه شهروندان،با قدرت مطلقه و خودسرانه اقلیتی از رهبران مذهبی و سیاسی معادل در نظر می گیرد.

حتی «منشور حقوق شهروندی» پیشنهادی توسط رئیس جمهور اصلاح طلبی مانند حسن روحانی نیز محدود به پیروان «ادیان آسمانی» است.

در ایدئولوژی تئوکراتیک جمهوری اسلامی، حقوق انسانها محدود و منوط به مورد تایید بودن یا نبودن اعتقادات آنها توسط حکومت است.

این رویکرد چیزی کم از یک آپارتاید مذهبی ندارد و منجر به تعصب و خشونت می شود. اگر پیشرفتی معنادار در وضعیت حقوق بشر اتفاق نیافتد، چگونه می توان به جمهوری اسلامی اعتماد کرد؟

تنها امکان پایدار{برای تغییر} از طریق آزادی مردم ایران حاصل می شود.

سی و پنج سال تمامیت گرایی، نسلی جوان و فرا-اتوپیایی به بار نشانده است که جویای آینده ای بهتر است.

جامعه مدنی ایران یکی از زنده ترین جوامع در منطقه خاورمیانه است. جنبش های دانشجویان و زنان، اتحادیه های کارگری و سازمان های خیریه مردم نهاد، مدافعان حقوق بشر و فعالان محیط زیست، روزنامه نگاران شجاع و هنرمندان روشن اندیش، نیروهای پیشرو و پرقدرتی اند که یک انتقال دموکراتیک ماندگار را تضمین می کنند.

تصویب بیانیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در محکومیت وضعیت حقوق بشر در ایران که طی ده سال گذشته توسط نمایندگان تکرار شده است، به جامعه مدنی ایران این اطمینان را داد که خواسته های آنها از یاد نرفته است.

در همین راستا، ضروری است که در جلسه آینده شورای حقوق بشر سازمان ملل در سال ۲۰۱۴ نیز ماموریت احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران تمدید شود.

عدم انجام این کار به امید راضی کردن ایران، درست در زمانی که حکومت ایران در حال محاسبه سود و زیان برای تصیم گیری در مورد لزوم پذیرش تعییر یا حفظ موضع است نتایجی مصیبت بار به بار خواهد آورد.

شاید باید از مذاکرات ژنو به عنوان مسئله ای با دو نیمه مکمل سخن گفت: مذاکره بر سر تاسیسات هسته ای به عنوان یک نیمه از داستان و مذاکره بر سر حقوق بشر به عنوان نیمه دیگر.

برای دست یابی به راه حلی کامل، پرداختن به هر دو این بخش ها ضروری است.

حال که از نیمه ها حرف زدیم، شاید بتوان اصطلاح «نیمه عمر» را -که به زمان لازم برای از میان رفتن یک اتم رادیو اکتیو اشاره دارد- از فیزیک هسته ای وام گرفت و به عنوان استعاره استفاده کرد.

ایران در تقاطعی بحرانی قرار گرفته است. مردم این کشور بین دو مسیر که به جهت هایی متضاد می روند گرفتار شده اند.

از یک طرف، نوید ورود به جامعه جهانی موازی با تغییری تاریخی از حکومت اقتدارگرا به موکراتیک به چشم می خورد.

از سوی دیگر نیز این هراس وجود دارد که در زمان توافق های خلاف میل باطنی و نزول اقبال سیاسی، تندروهای خشمگین با لجاجت و از طریق اعمال خشونت هایی شدیدتر بر شهروندانی که «دشمن»، «مرتد» و «جاسوس خارجی» می نامند به حکومت خود ادامه دهند.

با الهام از این مفهوم فیزیک اتمی به عنوان استعاره- سوال این است که آیا «نیمه عمر» باقی مانده تا دست یابی به توافقی همه جانبه، زمانی است برای قدرت یافتن اقتدارگرایی یا پاگرفتن دموکراسی.

توافق موقتی فعلی و مذاکرات دیپلماتیک با ایران فرصت مغتنمی برای تغییر است. اما جامعه جهانی باید اطمینان حاصل کند که توافقات سیاسی تبدیل به «نیمه عمر» حقوق بشر در ایران نخواهد شد.

No responses yet

Nov 22 2013

هوشنگ عثمانی: خبر غیرعمد کشته شدن خواهرم در BBC را تکذیب می‌کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

آژانس کُردپا: برادر دختر ١٨ ساله‌ی کُرد، اوین عثمانی که اواخر هفته‌ی گذشته با شلیک عمدی مأموران حفاظت نیروی انتظامی به قتل رسید، خبر غیر عمد کشته شدن خواهرش در بی‌بی‌سی را تکذیب کرد.

هوشنگ عثمانی برادر دختر کشته شده به خبرنگار کُردپا گفت: “واقعاً نمی‌دانم شبکه‌ی خبری بی‌بی‌سی چگونه اظهارات من را استنباط کرده‌اند، من به آنها گفتم که ٤ نفر با یک خودروی شخصی بدون پلاک در مقابل ما توقف کردند و مجبور به برگشت شدیم که ناگهان هدف گلوله قرار گرفتیم و معلوم بود که عمداً درحال شلیک هستند و مأموران می‌دانستند که ما ٣ نفر شهروند مدنی هستیم”.
برادر اوین از قرار ازدواج خواهر ١٨ ساله‌اش با یک جوان دیگر کُرد به نام مسعود مدرسی طی هفته‌ی آینده خبر داد.

وی در ادامه افزود: “ما با یک خودروی سواری تنها ٥٠٠ متر از منزلمان که بر جاده‌ی مریوان – بانه مشرف است فاصله داشتیم که نیروهای حفاظت ناجا به ما شلیک کردند”.

همچنین رزگار عثمانی از نزدیکان خانواده‌ اوین به خبرنگار آژانس کُردپا گفت: “برای ما جای سوال است که بی‌بی‌سی چنین خبری را منتشر نموده و مشخص است که این دختر ١٨ ساله از سوی افراد مسلح وابسته به حکومت اسلامی ایران کشته شده است”.

نامبرده در پاسخ به این پرسش آژانس کُردپا که چه اقدامات قانونی نسبت به مأموران انتظامی در مراجع مرتبط صورت گرفته، اظهار داشت: نیروهای حکومتی چندین بار از ما خواسته‌اند که برای رسیدگی قضایی به پرونده‌ی قتل اوین اقدام کنیم که ما نیز اعلام کردیم تا پایان مراسم ختم و تعیین وکیل هیچ اقدامی نخواهیم کرد.

No responses yet

Nov 21 2013

مناظره سه روشن‌فکر درباره اعدام‌های دهه 60

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران‌وایر: در روزهای گذشته، انتشار متن کامل سخنرانی «محمدرضا نیکفر»، پژوهش‌گر برجسته فلسفه سیاسی که 20 مهرماه امسال در جلسه بزرگداشت اعدام‌شدگان در شهر «کلن» آلمان ایراد شده بود، واکنش‌های دامنه‌داری را برانگیخت. در مهم‌ترین این واکنش‌ها، «اکبر گنجی»، روزنامه‌نگار و فعال برجسته حقوق بشر نقدی مفصل بر سخنرانی نیکفر نوشت که با پاسخ وی روبه‌رو شد.

در ادامه «محمد سهیمی»، استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی نقدی مفصل در دو بخش، بر نوشته نیکفر نگاشت. به جهت اهمیت این مناظره‌های مکتوب که در سایت‌های «رادیو زمانه» و «گویا» منتشر شده‌اند، «ایران وایر» کوشیده است چکیده‌ای از آن‌ها را تنظیم و بازنشر دهد.

نظام کشتار به روایت نیکفر

محمدرضا نيکفر در سخنرانی که با عنوان «حقيقت و مرگ؛ به ياد اعدام‌شدگان دهه ۱۳۶۰» در رادیو زمانه بازنشر یافت، به تفسیر حقوق بشری «کشتار ۶۷ به مثابه نمودی از کشتارهای دهه ۶۰ و پس از آن» پرداخت.

وی تاکید کرده است که در این ماجراها، «حقيقت کشته‌شدگان، آن حقيقت معيار و پايدار، دگرانديشی آنان بوده است. اين دگرانديشی به شکل‌های مختلفی به بيان آمده؛ در مواضع سياسی مختلفی که در تغيير و در مسير پخته‌تر شدن بوده‌ است. حاکمان جديد جزمی‌‌انديش‌ترين و به لحاظ قدر تاريخی آگاهی، ناآگاه‌ترين بخش جامعه ايران بودند در حالی که دگرانديشان، پويايی، آگاهی و فرهنگ بحث و نقد را نمايندگی می‌کردند. داوری تاريخی در مورد آنان بايستی با اين قدر و مقام و قابليت آنان انجام شود. نه اين که در سياست‌ورزی خام و ناشی بودند، خام‌طبعی‌شان به استبداد برمی‌گشت و اين که فرصت تجربه و دانش‌‌اندوزی نداشتند، که اگر داشتند، از همه پيش‌تر بودند.»

به باور نیکفر، «رژيم تازه در صدد آن بود که انقلاب را به تمامی، به نام خود ثبت کند»، «ولايت مطلقه، تحمل کسی را نمی‌کند که سرسپرده مطلق نباشد» و در چنین وضعیتی، «اعدام‌شدگان طاغی بودند. نفس طغيان‌شان درست بود چون عليه ناراستی بود.»

وی با تاکید بر این که «اين قربانيان به ترحم نياز ندارند»، به موقعیت برخی چهره‌ها توجه و یادآوری کرده که آیت‌الله منتظری که به عنوان چهره‌ای موجه و حتی قهرمان آزادی در این ارتباط شناخته شده،در نهایت «انسان دلرحمی بود، از قماش خمينی و گيلانی و لاجوردی نبود. او دلش به رحم آمده بود ولی فکر او بسی دور بود از اين که به رسميت بشناسد حق مخالفت را، حق دگرانديشی را و حقی که قربانيان بر بنياد آن به مقابله با رژيم برخاسته بودند. هستند کسانی از عوامل رژيم از دهه نخست پاگيری آن که اينک درباره کشتار تابستان ۶۷ ابراز تأسف می‌کنند. اين تأسف آنان به چه برمی‌گردد؟ فقط به اين برمی‌گردد که دوباره محاکمه کردند کسانی را که پيش‌تر محاکمه کرده بودند و دوباره محاکمه کردند تا اين بار آنان را بکشند؟ فقط همين؟ اشکالی فنی در کار بوده است؟ سانحه‌ای رخ داده در کارخانه نظام؟ کسانی را شتاب‌زده انداخته‌اند در چرخ گوشت؟ پيدا کنيد کارگزار بی‌احتياط را! کشته‌شدگان از آن روز اول گرفته تا روزهای خونين کهريزک و پس از آن، همه با احتياط کشته شده‌اند؛ احتياط نظام برای آن که هيچ دگرانديشی ابراز وجود نکند. نظام، نظام کشتار است؛ کشتار عارضه آن نيست، نقص فنی آن نيست.»

نیکفر در بخش پایانی نوشته خود تاکید کرده که «اگر حقيقت مرگ در دهه‌ سياه ۱۳۶۰ حق دگرانديشی و مخالفت بوده است، پس يک سنجه‌ آزادی‌خواهی حقيقی اذعان به اين حقيقت است.»

نظام کشتار از دیدگاه گنجی

در واکنش به این سخنرانی، اکبر گنجی در نوشته‌ای با عنوان «جمهوری اسلامی: رژیم کشتار؟» به برررسی خشونت‌های دهه 60 پرداخت.

گنجی در مقدمه بحث خود با اشاره به سه درگیری داخلی ابتدای انقلاب در کردستان، گنبد و آمل، ورود سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به فاز نظامی و همکاری این سازمان با دولت عراق در جریان جنگ با ایران، نوشته است که این سازمان تا پیش از اعدام‌های سال 67 «فقط و فقط 69 هزار تن از نظامیان ایرانی را در جبهه‌های جنگ کشته‌اند».

وی با اشاره به اعدام 3700 نفر در سال 67، نوشته که برخی از این زندانیان از حمله مجاهدین به ایران باخبر بوده و قصد مشارکت داشته‌اند.

گنجی در ادامه به دوران خامنه‌ای پرداخته و افزوده است: «تعداد مخالفانی که در طی دوران بلند رهبری او کشته شده‌اند(از جمله کشته شدگان جنبش سبز)، احتمالاً نباید از 600- 500 تن تجاوز کند.» که به تعبیر گنجی، از خیلی حکومت‌های دیگر کم‌تر بوده است.

وی با این مقدمه به تفاوت‌ها و شباهت‌های دوران خامنه‌ای و خمینی پرداخته و تاکید کرده که «نحوه مجازات مخالفان عضو سازمان‌های تروریستی با کسانی که مبارزه مسالمت آمیز می‌کنند، غالبا متفاوت است».

گنجی هم‌چنین با اشاره به استدلال‌هایی چون «قرار داشتن کشور در شرایط جنگ- آن هم جنگی 8 ساله- یا عدم جنگ، در افزایش و کاهش خشونت بسیار موثر است»، «جاسوسی در تمامی کشورهای دموکراتیک و غیر دموکراتیک جرم است» و «جمهوری اسلامی تا سال‌های پس از 62- 61 هنوز به عنوان یک رژیم سیاسی تثبیت نشده بود و پس از سرکوب مخالفان، توانست استقرار یابد»، تاکید کرده که «در خصوص تراژدی خشونت‌های دهه 60، روشن است که طرفین دروغ‌های بسیار گفته و می‌گویند».

وی بر همین مبنا نیکفر را سرزنش کرده و از او خواسته که به کشته شدن نظامیان و غیرنظامیان توسط سازمان مجاهدین هم واکنش منفی نشان دهد و از بازسازی یک طرفه تاریخ خودداری کند.

گنجی هم‌چنین تاکید کرده که «همه اعدام‌شدگان صرفا به جرم دگراندیشی اعدام نشده‌اند. بعضی از آن‌ها علاوه بر دگراندیشی، در عملیات مسلحانه و ترور هم شرکت کرده بودند. می‌توان احتمال داد که همه مخالفانی که خشونت در مورد آن‌ها اعمال شد “پویایی، آگاهی و فرهنگ بحث و نقد” را نمایندگی نمی‌کردند. رژیم با آن نوع دگر اندیشی که تصور کند موجودیتش را تهدید نمی‌کند لزوما برخورد خشونت‌آمیز نمی‌کند. رژیم موجود، انتخابات رقابتی با مشارکت محدود بخشی از طیف نیروهای سیاسی ایران و با تحمیل نظارت استصوابی هم برگزار می‌کند. نتایج این انتخابات لزوما و همیشه از پیش مشخص نیست، سطحی از مخالفت و صداهای متعدد در آن تحمل می‌شود، رسانه‌ها و عرصه فرهنگی تا حدی چند صدایی و متنوع است و … . رژیم فقط ماشین کشتار دگراندیشان نیست.»

وی در توصیف وضعیت کنونی ایران تاکید کرده که در حال حاضر «صدها روشن‌فکر دگراندیش در داخل ایران در حال ابراز وجودند» و به معرفی یکی از مصداق‌ها هم پرداخته است: «روشن‌فکر برجسته و سکولار، «خشایار دیهیمی»، یکی از زندانیان سیاسی دهه 60، حدود 150 کتاب به فارسی برگردانده و منتشر کرده است. تمامی آثار او، بدیل جمهوری اسلامی و ولایت فقیه هستند. چرا “منطق رژیم کشتار” در مورد او به کار نمی‌افتد و هم‌چنان زنده است؟»

وی از اجازه انتشار آثار و ترجمه‌های نیکفر، «حسین بشیریه»، «آرش نراقی» که با حمایت‌هایی چون کاغذ و زینک دولتی همراه بوده و ساخت فیلم توسط «اصغر فرهادی» به عنوان شواهدی دیگری برای ماشین کشتار نبودن حکومت ایران یاد کرده است.

پاسخ به اکبر گنجی

در واکنش به نوشته گنجی، نیکفر در یادداشتی با عنوان «مشکلِ گرفتاری در جبرِ گُسلِ زندگی‌نامه‌ای» به نقد دیدگاه گنجی پرداخت و یادداشت او را شوک‌آور خواند.

وی با اشاره به این که گنجی سرکوب شدن مخالفان را نتيجه کار خودشان دانسته، تاکید کرده که مخالفان عمده رژيم «همه در اين امر مشترک بودند که ولايت خمينی را برنمی‌تافتند». ولی گنجی بدون توجه به این مسایل، «در بيان هويت مخالفان، فقط سياه‌نمايی کرده و در برابر، تا توانسته به رژيم امتياز داده است و آن را موجودی تلقی کرده که در تنگنا قرار داشته و بدون اراده و آگاهی، و فقط به صورت واکنشی، به ميزانی محدود خشونت ورزيده است.»

وی در نقدی صریح‌تر نوشته است: « منتقدان اصلاح‌طلب حکومت که به تدريج پس از مرگ خمينی سربرآوردند، عادت کرده‌اند که در زمين خالی بازی کنند. آن گاه که پشت کرسی خطابه قرار گرفتند، پنداشتند سخن گفتن با آنان آغاز شده است. اين بينش و انصاف را نداشتند که ببينند صدايشان اگر شنيده می‌شود، در درجه نخست به اين دليل است که صداهای ديگر در گلو خفه شده است. نسلی قلع و قمع شد، عده‌ای را کشتند، عده‌ای را در زندان درهم‌شکستند، به عده‌ کثيری بي‌کاری، فقر و بی‌سروسامانی تحميل کردند و جمع بزرگی را از کشور فراری دادند. آن‌گاه فرزندان امام آمدند و برخی از آنان باسواد، نويسنده و روشن‌فکر شدند. جای خوشحالی است که به انتقاد از ولی نعمت خود پرداختند. به اين خاطر بايد تحسين و تشويق شوند اما خوب است در نظر گيرند همان کرسی‌ که بر آن نشسته‌اند، پايه‌هايی در خون دارد.»

نیکفر در تبیین مختصات رژیم ایران، تاکید کرده است: « الهيات سياسی‌ که دستگاه نظری حکومت اسلامی را می‌سازد، یک ايدئولوژی مرگ‌آور است. سرمايه‌داری جمهوری اسلامی سرمايه‌داری نظامی-مافيايی است و کادرهای رژيم، هم‌قَسمان يک باند تبه‌کار و يک فرقه متعصب‌اند.»

وی افزوده است: «رژيم، تلاش عظيمی برای پاک کردن حافظه مردم و پر کردن آن با محتوايی تحريف‌آميز، سانسور، فشارهای بازجويان و اعتراف‌های تلويزيونی کرده است.»

او از نوشته اکبر گنجی به عنوان نمونه‌ای یاده کرده تا نشان دهد «رژيم تا چه حد در تحريف رخدادهای پس از انقلاب موفق بوده است» به گونه‌ای که «کسی چون او هم که خوش‌بينانه انتظار می‌رود که بداند، گرفتار جبرِ گسلِ زندگی‌نامه‌ای است.»

وی نوشته خویش را با این کنایه به اکبر گنجی به پایان برده است: «تاریخ خمینیست‌ها مثل تاریخ فرانکیست‌ها به بقای خود ادامه خواهد داد، حتّی زمانی که قدرت از دست این جماعت خارج شود.»

ضلع سوم گفت‌وگو

این مناظره مکتوب اما ضلع سومی هم پیدا کرد و «محمد سهیمی» در نوشته‌ای با عنوان «آقای نیکفر، چه کسی خشونت را شروع کرد و چرا؟» وارد بحث شد.

وی با انتاد از این که نیکفر در نوشته خویش پیرامون ماشین کشتار، عملا چهره‌هایی چون خمینی، «سعید امامی»، «سعید مرتضوی» و «اسدالله لاجوردی» را در کنار «منتظری»، «بازرگان»، «خاتمی»، «کروبی»، «موسوی»، «سروش» و … می‌نشاند، نوشته است: «این یک‌دست سازی به درد روضه‌خوان‌ها می‌خورد، ولی‌ نه‌ یک مورخ و جامعه‌شناس.»

سهیمی هم مانند اکبر گنجی به کشتن نظامیان ایرانی توسط سازمان مجاهدین خلق اشاره کرده و با روایت بخش‌هایی از فعالیت‌های حزب دموکرات کردستان در زمان فعالیت دولت بازرگان و همکاری با دولت عراق، مخالفان جمهوری اسلامی را آغازگر خشونت‌ها در دهه 60 دانسته است.

وی تاکید کرده که «این گونه اقدامات در آمریکا هم جرم بوده و به شدت مجازات می‌شوند. کدام کشور دموکراتیک یا دیکتاتوری به نیروهای مزدور دشمن متجاوز، دسته گل تقدیم می‌کند؟ همه چیز به فرهنگ سیاسی و اخلاقی منتشر شده یا نشده آقای نیکفر باز می‌گردد که مطابق آن، مزدوری و جاسوسی و به فرمان صدام حسین جنگ داخلی راه انداختن، دگراندیشی درست‌کار و گسترش روشن‌گری معنا می‌شود.»

سهیمی در بخش دوم نوشته خویش هم به طور عمده به دفاع از نوشته و سوابق فعالیت‌های اکبر گنجی پرداخته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .