اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'جنایات رژیم' Category

Jan 22 2013

سانس فوق العاده: تماشای ضجه زدن خواهران اعدامیان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

امیرهادی انواری: اگر از دیدن صحنه اعدام دو پسر ۲۰ و ۲۴ ساله خوب لذت نبردیدو

اگر دیدن این صحنه ها برایتان مهیج و سرگرم کننده نبود

اشکالی ندارد

رسانه های “مرد” محور، “باوجدان” که به حریم شخصی افراد هم وارد نمی شوند، برای شما صحنه های ویژه ای تدارک دیدند

ضجه زدن خواهران دو قربانی پای چوبه دار (اتفاقا پر بازدید هم شده)

قبلا هم نوشته بودم “مردی” و “مردانگی” و “اخلاق” در رسانه های حال حاضر ما فقط توجیهاتی هستند برای رسیدن به هدف. نوعی اسلحه که برای هدف قرار دادن وجدان افراد طراحی شده. (اینجا: http://www.anvarionline.net/?p=2686)

اعدام دو زورگیر هم شد شاهد این مدعا

راست می گویند”قصه خر سواری ملاست” واقعا راست می گویند

دستگاه قضا، همان دستگاه قضاست…

چطور حکم دو زورگیر که “زر” و “زور” ندارند خوب، عادلانه، لازم الجراست… باید صورت دو زورگیر را برای همه نشان داد. شیون خواهران آنها ها را هم به تماشای عموم گذاشت(اینجا: http://baztab.net/fa/news/21478)

حکم دادگاه در مورد مجری مشهور صادر شده، هنوز کسی جرات انتشار نام و چهره اش را ندارد. کسی هم حرف بزند متهم به نامردی می شود(اینجا: http://baztab.net/fa/news/21053/ )

آن وقت چهره دو زورگیر را نشان می دهند، که هیچ…. چهره خواهران دو نفر را در حال شیون و زاری بدون حتی واتر مارک یا فیلتری برای پوشاندن چهره با افتخار منتشر می کنند….

تا آنها که از دیدن این صحنه های مهیج عقب افتادند، برسند… شاید هم زاویه تماشای شیون و ضجه زدن دو دختر نوجوان برایشان خیلی محرک و جذاب بوده که شده پربیننده ترین خبر این سایت خبری

اما کار که به مجری مشهور می رسد، که اتفاقا همین دستگاه قضا محکومش کرده، نوشتن درباره محکومیتش بی اخلاقی و ورود به حریم شخصی او میشود، یا مثلا نگاه کردن به فیلم لب گرفتن دو نفر در اسانسور که به گفته نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران جزو حریم شخصی نیست، گمانه زنی در مورد هویت افراد، می شود بی اخلاقی!؟ (اینجا: http://baztab.net/fa/news/21290)

چطور نشان دادن شیون خواهران این متهمان و اعدام شده اخلاقی است و ورود به حریم شخصی نیست، اما حتی اشاره کردن به نام فلان اتاقک اقتصادی و گلایه و از عملکرد روابط عمومی آن، در شرایطی که فرد شاکی در محیط عمومی شکایت خود را فریاد زده، میشود “ورود به حریم شخصی افراد”

گیریم دو متهم زورگیری حقشان بوده اعدام شوند، خواهر و خانواده اش را چرا به نمایش عموم میگذارید، آنها هم باید به گناه برادرانشان بسوزند، با نشان دادن چهره شان و بازنشر چهره آنها آبرویی هم برایشان می ماند؟

فقط یقه سفید های اقتصادی که با استفاده از زر و زور دوست دختر و همسر دوم و… میگیرند و وعده و وعید می دهند آبرو دارند؟

اینها زندگی شخصی ندارند، احتمالا در آینده قرار نیست شوهر کنند؟

به اندازه کافی تماشاگر برای اعدام جمع نشده بود، نا راحت شدید؟ کف و سوت خوب نزدند، دل چند نفر هم این وسط سوخته… صبح تا غروب در صدا و سیما به جنازه هایشان هم فحش می دهند، در حالی که دزدان میلیاردی “یقه سفید” قهرمانان اقتصاد هستند …. چند نفری هم دل سوزاندند، که این جوانان می توانستند اینده بهتری هم داشته باشند…

یک نفر هم مثل من ننوشته چرا مجازات شدند، نوشته اگر عدالت است، باید برای همه باشند، هنوز حکم متهمان اختلاس ۳ هزار میلیاردی مشخص نشده…

کسی جرات نوشتن درباره انواع فساد اخلاقی فلان مدیر اقتصادی و مجری و… را ندارد(چون متهم به نامردی می شود)

چطور جامعه شناس وسط میکشید که تز بدهد که چگونه دل مردم برای زورگیران اعدامی نسوزد، اما جامعه شناسانتان نبودند که بگویند چرا مجری تلوزیون، مدیران اقتصادی و… فساد اخلاقی دارند؟ (اینجا: http://baztab.net/fa/news/21490)

زر و زورشان زیاد بود؟

چرا جامعه شناسانتان درباره تطمیع و تهدید خبرنگارانی که اخبار را گزینشی منتشر می کنند چیزی نمینویسند؟ کر و کور شدن خبرنگار و روزنامه نگار به بهانه کارت هدیه برنامه خبری، بورسیه دکتری، همکاری و حق التحریر و….فساد نیست؟ بزه نیست؟

فقط دل سوختن برای مرگ انسان ها(گیریم مجرم) ناهنجاری است که جامعه شناسان شما دنبال کشف دلیل آن هستند؟

فقط خواستن عدالت در مجازات ضد ارزش است، که جامعه شناسان باید در مورد دلایل آن بنویسند؟

کلاهتان را بالاتر بگذارید….

یاد اوری میکنم:

مردیت نبود فتاده را پای زدن….

اینها دیگر از فتادگی گذشتند، جنازه هستند…

جنازه شان را بزنید، ولی ذره ای به حرف های خودتان ایمان داشته باشید، حداقل به خانواده شان رحم کنید.

مردیت پای زدن چهره دو دختر که در مراسم اعدام برادران مجرمشان شیون می کنند بدون واتر مارک است؟

جناب آقای نویسنده که داد سخن در خصوص بی اخلاقی رسانه ها در کافه خبر سر می دهد، کجا تشریف دارند؟

به نمایش گذاشتن شیون و زاری دو محکوم به اعدام بی اخلاقی نیست؟

دیگر مطمئن شدم هیچ رسانه ای در ایران بی طرف و اخلاق گرا نیست. می خواهید بگویید خودت؟ من هم نیستم… شما هم باور نکنید

خدا به آخرت ما رحم کند

والسلام

No responses yet

Jan 21 2013

گزارش‌ ایسنا‌ از روند محاکمه و اعدام ‌علنی دو محارب: زورگیرانی که زود گیر افتادند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: دو پسر جوان که چندی پیش فیلم مربوط به زورگیر‌ی‌ و مورد ضرب و شتم قرار دادن یک شهروند تهرانی توسط آنها در تلویزیون پخش شد، پس از محکوم شدن به مجازات محاربه و افساد فی‌الارض در شعبه 15 دادگاه انقلاب و تایید این حکم در دیوان عالی کشور در ملاء عام به دار مجازات آویخته شدند.

به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دادگاه رسیدگی به پرونده 4 متهم به زورگیری که بر اساس اظهارات نماینده دادستان تهران همگی آنها زیر 24 سال سن داشتند، صبح روز شنبه، 9 دی‌ در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار شد و طی آن هر چهار متهم محاکمه شدند.

شعبه 15 دادگاه انقلاب نیز حکم به اعدام متهمان ردیف اول و دوم با اتهام محاربه و حبس 10 سال و تبعید تا 5 سال برای متهمان ردیف سوم و چهارم این پرونده داد. این حکم در دیوان عالی کشور نیز تایید شد و پس از استیذان از رییس قوه قضاییه بامداد روز یک‌شنبه یکم بهمن در خیابان بهشهر واقع در ضلع شمالی پارک هنرمندان و با حضور تعدادی از مردم تهران به اجرا درآمد.

حاشیه‌های مراسم اعدام

حضور ماموران پلیس و تعدادی از مردم که تقریبا صد نفر و غالبا جوان بودند در سحرگاه اول بهمن ماه، سکوت پارک هنرمندان را شکسته بود.

خیابان بهشهر حد فاصل ایرانشهر تا خیابان خردمند جنوبی به عنوان محوطه اجرای حکم دو زورگیر محکوم به مجازات محاربه انتخاب و با داربست محصور شده بود.

رفته رفته به تعداد جمعیت افزوده شد و شمار آنها به حدود سیصد نفر رسید. این بار و در بین نظاره‌گران یک مراسم علنی اعدام، زن جوان و کودک دیده نمی‌شد. لامپی از آپارتمان‌های مشرف بر محوطه اجرای حکم نیز روشن نبود و کسی برای مشاهده این صحنه از پنجره به بیرون سرک نکشیده بود.

ساعت پنج و چهل و هشت دقیقه آمبولانس پزشکی قانونی وارد محوطه اجرای حکم شدند.

دو دقیقه بعد خودروی حمل محکومان به این محوطه وارد شد و مسئولین داسرا برای اجرای حکم در محل حاضر شدند.

راس ساعت 6 دو محکوم به مجازات محاربه با چهره‌هایی بهت زده از خودرو پایین آمدند و بلافاصله خود را در مقابل نور فلاش عکاسان و سوالات پی در پی خبرنگاران دیدند. یکی از محکومین به خبرنگاران گفت “من بیگناهم” و دیگری گفت “من تنها خانواده‌ام را دوست دارم”.

کمی بعد محکومین به سکوهای دو جرثقیل مستقر در محل اجرای حکم هدایت شدند و ضابطین اجرای حکم طناب دار را به گردن آنها آویختند.

پس از قرائت آیاتی از کلام الله مجید و حکم دادستانی در ساعت شش و سیزده دقیقه اهرم های دو جرثقیل بالا رفت و سکوتی بر فضا حکم فرما شد تا تنها صدای گریه دو دختر که ظاهرا خواهران محکومین بودند به گوش برسد.

محکومین حدود بیست دقیقه بر بالای دار بودند که در ساعت شش و سی دقیقه اهرم های دو جرثقیل پایین آمدند و پس از تایید مرگ محکومین توسط پزشکی قانونی، آنها را در کاور قرار دادند و به داخل آمبولانس انتقال دادند.

به گزارش ایسنا؛ نوشتار ذیل نیز بازخوانی روند برگزاری دادگاه و صدور رای این پرونده زورگیری است که در کمتر از یک ماه به سرانجام رسید و دو متهم اصلی آن مجازات شدند.

آغاز محاکمه متهمان

رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب در ابتدای دادگاه با اعلام آغاز دادگاه با حضور وکلای مدافع متهمان و نماینده دادستان تهران گفت که وکلای مدافع چهار متهم به زورگیری وکلای تسخیری هستند و هیچ کدام از آنها حاضر به دفاع از متهمان نبودند، بلکه با دستور دادگاه به جلسه محاکمه فرا خوانده شده‌اند.

در هنگام تلاوت آیات قرآن مجید نیز صدای گریه‌های این چهار متهم که همگی تقریبا کمتر از 25 سال دارند به گوش می‌رسید.

صلواتی در ادامه با اشاره به اینکه دادگاه فقط به جرایم مندرج در کیفرخواست رسیدگی می‌کند از نماینده دادستان تهران خواست تا کیفرخواست صادره علیه این چهار متهم را قرائت کند.

امیراسماعیل رضوان‌فر نماینده دادستان نیز با حضور در جایگاه با بیان اینکه دو مطلب را باید در ارتباط با این پرونده طرح کند، گفت: مطلب اول در رابطه با افرادی است که هنوز از سلاح سرد استفاده می‌کنند. این افراد باید بدانند که قانون در رابطه با نگهداری از سلاح سرد و گرم مواردی را متذکر شده و نگهداری این سلاح‌ها جرم محسوب می‌شود و زمانی که افرادی سلاح بر روی مردم می‌کشند تحت عنوان محاربه تحت تعقیب قرار می‌گیرند.

وی ادامه داد: مطلب دوم، با توجه به شرایط سنی متهمان این پرونده که اکثرا جوان هستند از صاحبان امور کیفری و حقوقی تقاضا دارم که با رعایت شرایط سنی آنها به این پرونده ورود پیدا کنند و با بررسی زوایای پنهان این پرونده، ابعاد جدیدی از آن را روشن کنند.

رضوان‌فر در قرائت کیفرخواست صادره از سوی دادستانی تهران نسبت به متهمان این پرونده ادامه داد: متهم ردیف اول این پرونده متولد 1368 و سابقه‌دار است. بر حسب مندرجات کیفرخواست اتهام وی محاربه و افساد فی‌الارض از طرق سرقت مسلحانه با سلاح سرد و ایجاد رعب، وحشت، هراس و نیز ایراد ضرب و جرح عمدی به شاکی پرونده است.

وی ادامه داد: متهم ردیف دوم این پرونده نیز متولد 1371 و فاقد سابقه است. اتهام وی محاربه افساد فی‌الارض از طریق سرقت مسلحانه با سلاح سرد و ایجاد رعب و هراس است.

نماینده‌ی دادستان تهران ادامه داد: متهم ردیف سوم این پرونده هم متولد 1370 و سابقه دار است. متهم ردیف 4 این پرونده نیز متولد 1368 و سابقه دار است که اتهامات متهمان ردیف سوم و چهارم، سرقت مسلحانه با سلاح سرد است.

رضوان‌فر در تشریح چگونگی وقوع ماجرای این پرونده گفت: در تاریخ 12 آذرماه سال جاری زمانی که شاکی پرونده برای رفع مایحتاج خود برای دریافت پول به بانک سامان مراجعه می‌کند در زمان برگشت از بانک توسط متهمان با دوموتور سیکلت که مسلح به سلاح سرد بودند روبرو می‌شود. این متهمان مبادرت به سرقت اموال شاکی می‌کنند و حتی آنها می‌خواستند حلقه ازدواج شاکی این پرونده را نیز به اجبار و زور از دستش خارج کنند، ولی نهایتا با سرقت لوازم و حتی کاپشن شاکی باضربه قمه‌ای که به وی می‌زنند از محل متواری می‌شوند.

رضوان‌فر تصریح کرد: با توجه به دلایلی که در صحنه جرم باقی‌مانده بود، متهمان دستگیر شدند و در تحقیقات اولیه به اتهامات خود اعتراف کردند و با توجه به این که صحنه سرقت در رسانه‌ها پخش شده بود، در بازسازی صحنه متهمان حضور پیدا کردند و انجام جرم ارتکابی خود را تایید کردند.

وی ادامه داد: برای بررسی وضعیت روحی و روانی متهمان، آنها به پزشکی قانونی ارجاع داده شدند و در پزشک قانونی صحت سلامت روحی و روانی آنها و عدم جنون‌شان تایید شد.

نماینده دادستان تهران گفت: با توجه به شاکی این پرونده و حضور متهمان و نیز افرادی که در صحنه سرقت حضور داشتند همگی نشان دهنده‌ی این است که ایجاد رعب و وحشت را این متهمان به تصویر کشیده‌اند و با توجه به شرایط پرونده و انطباق آن با مواد قانونی درخواست مجازات این متهمان را دارم.

رضوان‌فر در پایان از ریاست دادگاه خواست که فیلم وقوع این ماجرا را در دادگاه به نمایش بگذارد تا شاید نشان دادن صحنه وقوع جرم در روند رسیدگی به این پرونده تاثیری داشته باشد.

دفاعیات متهم ردیف اول

در ادامه دادگاه، قاضی‌صلواتی از متهم ردیف اول این پرونده خواست تا در جایگاه قرار گیرد. متهم نیز در جایگاه قرار گرفت و قاضی از او پرسید که متولد چه سالی هستی؟

متهم گفت: متولد 1368

قاضی پرسید: چند سال سابقه داری؟

متهم پاسخ داد: 3 یا 4 سال

قاضی پرسید: چه شغلی داری؟

متهم پاسخ داد: موتور فروش هستم.

قاضی صلواتی در ادامه خطاب به متهم ردیف اول گفت: بر اساس کیفرخواست صادره شما متهم به محاربه و افساد فی‌الارض از طریق سرقت مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت با سلاح سرد و ایراد جرح عمدی نسبت به شاکی هستید از خود دفاع کنید.

متهم در دفاع از خود گفت: من مادرم مریض بود، قبول دارم که جرمی را انجام دادم ولی برای عمل مادرم احتیاج به 4 میلیون تومان پول داشتم. زندگی سختی داشتیم، پدر من مرده و مادرم در خانه‌های مردم کار می‌کرد و تحت پوشش کمیته امداد بودیم، کمیته امداد به ما وام داد که ما از طریق آن وام، خانه‌ای را برای خودمان، یعنی من و خواهر و مادربزرگم و مادرم بخریم. مادرم نمی‌توانست سر کار برود، من به او گفتم، تو نگران نباش برای عملت من این پول را جور می‌کنم. در واقع من مجبور شدم به خاطر فقر این کار را انجام دهم.

قاضی از متهم ردیف اول، خواست که حادثه را تعریف کند.

متهم پاسخ داد: من قهوه خانه نشسته بودم که یکی از دوستانم (متهم ردیف دوم) پیش من آمد و ماجرا را به او گفتم. او به من پیشنهاد داد که بیا با هم برویم و دور بزنیم. گفت من شاکی دارم و می‌توانم رضایت شاکی‌ام را بگیرم تا از این طریق پولی برای تو به دست آوریم. من هم پول نیاز داشتم وسوسه شدم و با هم رفتیم.

این متهم ادامه داد: دوستم به دوستان دیگرمان (متهم ردیف سوم و چهارم) زنگ زد. ما یک چاقو داشتیم، یک چاقوی دیگر نیز از شوش تهیه کردیم و همگی با هم مشغول دور زدن بودیم که این آقا (با اشاره به شاکی پرونده) را دیدیم. زمانی که از کوچه رد می‌شدیم، دیدیم کوچه هم خلوت است، همین که آقا جلو خانه رسید، پیاده شدیم و یک چاقو من به او زدم، که قصدم ضربه زدن نبود و اموال او را گرفتیم. در واقع زمانی که درخانه باز شد و می‌خواست به خانه برود کاپشنش به اشتباه دست دوستم ماند، چرا که او کیفش را نمی‌داد.

قاضی خطاب به متهم گفت: مدارک او چه شد؟

متهم پاسخ داد: از همان کوچه که می‌خواستیم بیرون برویم در کیف را باز کردیم و پول را برداشتیم و مدارک را در کوچه‌ای انداختیم.

قاضی به متهم گفت: چرا حلقه‌ی او را می‌خواستید درآورید؟

متهم پاسخ داد: ما نمی‌خواستیم حلقه‌اش را درآوریم، ما می‌گفتیم دستش را باز کند ولی او امتناع می‌کرد، مبلغی هم که ما از کیف او برداشتیم 70 هزار تومان بود.

قاضی خطاب به متهم گفت: مدارکی که اینجاست نشان می‌دهد که سوابق شما خیلی زیاد است.

متهم گفت: نه، یکی دو تا بیشتر نبوده یکی اتهام دعوا و دیگری به اتهام مزاحمت بوده است.

قاضی خطاب به متهم گفت: پس کیف قاپی چی؟

متهم پاسخ داد:‌ از آن اتهام تبرئه شدم.

قاضی خطاب به متهم گفت: در فیلم نشان می‌دهد که سلاح شما چاقو نبوده، بلکه قمه بوده است.

متهم پاسخ داد: نه آقا! چاقو بوده است.

قاضی از متهم پرسید: چند فقره به این شکل انجام دادید؟

متهم گفت: من متوجه انجام این جرایم نشده‌ام و تازه (این کار را) شروع کرده‌ام. ولی یک هفته بعد از آن ماجرا دوباره به صورت چهار نفری اقدام به سرقت کردیم که مبلغ دریافتی از آن سرقت 40 هزار تومان بود که در آن ماجرا من گاز اشک آور داشتم و دوستم چاقویی داشت.

قاضی خطاب به متهم گفت: مورد دیگری هم در شریعتی و تجریش از شما گزارش شده است.

متهم پاسخ داد: من نبوده‌ام.

قاضی با تاکید خطاب به متهم گفت: شاکی این پرونده الان در دادگاه حضور دارد، چرا امتناع می‌کنید؟

متهم پاسخ داد: آن روز هم شاکی این پرونده در آگاهی آمد و گفت که من نبوده‌ام.

قاضی گفت: ولی شاکی آن پرونده هم همین الان در دادگاه است.

قاضی صلواتی در ادامه از متهم پرسید که انگیزه تو از ارتکاب چنین اقداماتی چه بود؟ که متهم پاسخ داد: فقر!

قاضی گفت: هر کسی فقر داشت باید قمه بگیرد و مردم را سرکیسه کند؟

متهم پاسخ داد: پول حرام از گلوی کسی پایین نمی‌رود.

قاضی گفت: پس چرا این کار را کردی؟

متهم گفت: می‌خواستم کمک حال مادرم شوم، بی‌پولی مرا مجبور به چنین کاری کرد.

قاضی صلواتی از متهم پرسید: پس امنیت جامعه چه می‌شود؟

متهم گفت: اشتباه کردم.

قاضی از او پرسید: پدرت زنده است.

متهم گفت: نه پدرم به علت ناراحتی قلبی فوت کرده است.

قاضی پرسید: اگر کسی با خودت چنین کاری کند، انتظارات از دستگاه قضایی چیست؟

متهم پاسخ داد: نمی‌دانم! شاید من هم از او شکایت می‌کردم.

قاضی خطاب به متهم گفت: انتظار چه مجازاتی دارید؟

متهم گفت: نمی‌دانم من را عفو کنید و به من تخفیف بدهید تا اشتباهاتی که کردم را جبران کنم.

اظهارات شاکی ردیف اول

در ادامه جلسه، شاکی ردیف اول پرونده با دستور قاضی در جایگاه حاضر شد تا درباره‌ی جزییات وقوع حادثه توضیحاتی ارائه کند.

وی گفت: حدود ساعت 11 ظهر بود که می‌خواستم وارد شرکت شوم که این افراد با قمه دور من را گرفتند و خواستند حلقه‌ی من را از دستم بیرون بیاورند که من دستم را مشت کردم و نگذاشتم این کار را انجام دهند.

وی افزود: یکی از متهمین با قمه به صورت من زد و حتی منشی شرکت هم بیرون آمده بود و داد و فریاد می‌کرد و وقتی متهمین احساس خطر کردند خیلی راحت سوار موتور شدند و گریختند.

قاضی صلواتی از شاکی پرسید، چرا وقتی چند روز پیش به شعبه مراجعه کردید انگشتر در دست شما نبود؟

شاکی پاسخ داد: من می‌ترسم. الان نه حلقه و نه ساعت دستم نمی‌کنم. پول هم به اندازه‌ی کرایه تاکسی در جیبم می‌گذارم و اگر با اعضای خانواده بخواهیم به بانک برویم حتما باید چند نفر باشیم. ما حتی دیگر از صدای موتور هم می‌ترسیم.

قاضی صلواتی از شاکی پرسید که چه خواسته‌ای از دادگاه دارید؟

شاکی پاسخ داد: هر تصمیمی که دادگاه بگیرد برای من مورد احترام است.

اظهارات شاکی ردیف دوم

در ادامه، شاکی ردیف دوم نیز به جایگاه آمد و در بیان جزییات روز حادثه گفت: یک روز جمعه در آبان ماه بود که با ماشین به سمت تجریش در حرکت بودم، در بلوار کاوه دیدم دو موتور سوار خلاف جهت حرکت می‌کنند.

وی افزود: پشت چراغ قرمز و 30 – 40 متر مانده به تجریش یک موتوری کنار ماشین من حرکت کرد و موتور به گلگیر ماشین اصابت کرد. من احساس کردم تصادف شده است، شیشه سمت همسرم بالا بود ولی شیشه سمت من پایین بود که یک دفعه دو دست داخل ماشین آمد و شروع به کشیدن زنجیر دور گردن من کرد.

شاکی پرونده ادامه داد: من فقط توانستم در ماشین را قفل کنم و شروع به حرکت کردم. من نمی‌دانستم دارم چه کار می‌کنم، زنجیر هم از گردنم جدا نمی‌شد ولی آنها آن‌قدر زنجیر را کشیدند که لباس و زنجیر من را با هم درآوردند.

وی افزود: پس از آن من پیاده شدم و دنبال آنها دویدم و کمی پایین‌تر دیدم که یکی از موتوری‌ها در ترافیک گیر کرده. او چاقو کشید ولی من دنبال او دویدم و 10 قدم مانده بود به او برسم که یک موتوری دیگر آمد او را سوار کرد.

شاکی ردیف دوم این پرونده اظهار کرد:‌ در اینجا چند مساله وجود دارد، دزدی از قبل وجود داشته است. ولی من می‌گویم اینها دزد نیستند، نامردند. زن و بچه‌ی من ترسیده‌اند، و سه روز است که بچه‌ام را به مدرسه نفرستاده‌ام. آنها چون گردن من را گرفته بودند نمی‌دانستم برای همسر و فرزندم دارد چه اتفاقی می‌افتاد.

قاضی صلواتی از این شاکی خواست که تقاضای خود از دادگاه را مطرح کند که وی در پاسخ گفت: اولا دوست دارم بر اساس قانون تصمیم‌گیری شود. من فکر نمی‌کنم یعنی نظر من بر روی مساله محاربه و اینطور چیزها نیست. چون حتی بدترین آدم هم جا دارد درست شود، ولی کاری که آنها کردند من به عمرم ندیدم.

شاکی ردیف دوم پرونده اظهار داشت: زنجیری که اینها از من بردند حدودا نه میلیون تومان قیمت داشت و این سوال پیش می‌آید که آیا این زنجیر نتوانست خرج عمل مادر متهم را بدهد که 40 روز بعد از آن، همین کار را تکرار کردند.

اظهارات وکیل متهم ردیف اول

در ادامه جلسه وکیل‌مدافع متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و گفت: قبل از دفاع اعلام می‌کنم که موکل من از شاکی ردیف اول عذرخواهی زیادی انجام داده است. او همچنین وقتی پی برد که چه عمل زشتی را مرتکب شده از همه امت شهید پرور ایران عذرخواهی می‌کند.

وی با بیان اینکه یک لایحه 9 صفحه‌ای به همراه 25 برگ ضمیمه در دفاع از موکل به دادگاه ارائه می‌کند، گفت: اتهاماتی که برای موکل من در نظر گرفته شده محاربه، افساد فی‌الارض و ایجاد رعب و وحشت با سلاح سرد یعنی چاقو است.

وی ادامه داد: من به محض اعلام وکالت تسخیری پرونده را مطالعه کردم. اولین خواسته‌ی من این است که چون در مسائل کیفری نظر علمای حقوق و همکاران ما بر این است که به شخصیت متهم توجه شود، مطالبی را در این رابطه بیان می‌کنم.

وی اظهار کرد:‌ پدر متهم به واسطه‌ی آسیبی که در سربازی و در زمان جنگ دیده فوت کرده است، متهم 12 ساله بوده و مادر او مجبور بود که در شرکت‌های مختلف کار کند تا این که ازدواج کرد. این ازدواج ناموفق بود و پدر ناتنی با پسری که در زمان بلوغ بوده و سخت‌ترین زمان تربیتی است، سر ناسازگاری داشته است.

وکیل‌مدافع متهم ردیف اول اظهار کرد: وقتی که بچه‌ای 12 سال دارد و پدرناتنی با او رفتار خشونت‌آمیزی دارد یک عقده روانی در او به وجود می‌آید. مادر برای تمام کردن این ماجرا از شوهر جدا می‌شود و حاصل این ازدواج هم یک دختر است که در حال حاضر کلاس دوم ابتدایی است.

وی ادامه داد: در این وضعیت مادر پیر که 2 فرزند دارد دیگر نمی‌تواند سر کار برود، به نحوی که کار را برای او به منزل می‌آورند و او کارهایش را در منزل انجام می‌داده است.

وکیل مدافع متهم ردیف اول در ادامه جلسه، عکس مادر متهم را که در حال انجام کار در منزل است به قاضی و حاضرین در جلسه نشان داد و گفت: مطالبی که گفته می‌شود به هیچ وجه مجوزی برای ارتکاب جرم موکل و دیگر متهمان نیست اما ذکر این موارد صرفا به خاطر تخفیف مجازات است.

وی گفت: این مادر که در منزل کار می‌کرده، نیازمند یک عمل جراحی دومی بوده است که متاسفانه مبلغ 4 میلیون تومان از ایشان می‌خواهند و گواهی آن هم در پرونده وجود دارد. این مبلغ شاید برای کسانی که ماشین‌های آنچنانی سوار می‌شوند مبلغ ناچیزی باشد ولی برای چنین خانواده‌ای مبلغ زیادی است.

وکیل ‌مدافع متهم ردیف اول اظهار کرد: موکل، قبلا خودش هم یکبار قربانی چنین حادثه‌ای شده است، به نحوی که یک بار خواستند موبایل او را بگیرند و با آجر به سر او زده‌اند و بر روی سر او عمل جراحی انجام شده است.

وی با اشاره به اینکه پزشکی قانونی متهم را در حین ارتکاب جرم مجنون تشخیص نداده است، گفت: وقتی که یک فرد جوان در هنگام شکل‌گیری شخصیت در چنین خانواده‌ای بوده و یک بار هم قربانی چنین حادثه‌ای شده، طبیعی است که او مانند دیگر افراد عادی نیست.

وی تصریح کرد: با توجه به رشد کردن متهم در چنین خانواده‌ای، انگیزه متهم ترساندن مردم و افساد فی‌الارض نیست، بلکه کسب مال از طریق نامشروع است و اگر با دقت نگاه کنیم به نظر من انگیزه متهم رفع نیاز مالی از راه غلط بوده است.

وکیل مدافع متهم ردیف اول اظهار کرد: در جلد 4 تحریرالوسیله‌ی امام خمینی (ره) سه شرط برای محارب تلقی کردن وجود دارد و این شروط عبارتند از این که کسی سلاح را برهنه یا آماده کند برای این که مردم را بترساند- خواه چیزی بگیرد یا نه – و شرط سوم این است که قصد افساد در زمین داشته باشد.

وی ادامه داد:‌ این جوان با آن پیشینه تنها و تنها قصد تهیه مال داشته که از نظر ما عمل او عمل مجرمانه است. ولی به نظر من عمل متهم محاربه نیست.

وکیل متهم ردیف اول پرونده تصریح کرد: البته من برای دادگاه متهم، تعیین تکلیف نمی‌کنم، ولی عمل متهم به نظر من منطبق با ماده 652 قانون مجازات اسلامی است.

وی افزود: نظریات قضات محترم، علما و اساتید حقوق نیز این است که عمل این افراد محاربه نیست منتهی در دادگاه تصمیم‌گیری با ریاست محترم دادگاه است که بی‌طرف و فارغ از هیاهوی رسانه‌ها تصمیم می‌گیرد و احساسات بر او غلبه نمی‌کند.

وی افزود: شاکی دوم پرونده مطلب قشنگی را گفت و با این که مال باخته بود، گفت نظرش این نیست که برای متهم اتهام محاربه در نظر گرفته شود.

وکیل مدافع متهم ردیف اول اظهار کرد: من نمی‌خواهم بگویم که شاکی گذشت کند و به گردن متهم دست گل بیندازد اما متهم یک جوان ورزشکار است و حدود 40 نفر از اعضای باشگاهی که او در آن ورزش می‌کرده رفتار متهم را تایید می‌کنند و می‌گویند که او آدم شروری نبوده است.

وی در پایان دفاعیات خود از متهم ردیف اول، از دادگاه تقاضا کرد که برای تصمیم‌گیری به انگیزه متهم توجه کند.

در ادامه نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده چهار متهم به زورگیری،‌ با دستور قاضی صلواتی فیلم حادثه پخش شد.

اظهارات متهم ردیف دوم

قاضی صلواتی پس از پخش فیلم از متهم ردیف دوم خواست تا در جایگاه قرار بگیرد و از او پرسید، متولد چه سالی هستید؟

متهم ردیف دوم با حضور در جایگاه پاسخ داد: متولد سال 1371 و اولین بار است این کار را انجام داده‌ام، بیکار هستم و مدرک سیکل دارم.

قاضی صلواتی اتهام محاربه و افساد فی‌الارض از طریق سرقت مسلحانه و ایجاد رعب و هراس با استفاده از سلاح سرد (چاقو) را به متهم تفهیم کرد و از او خواست از خود دفاع کند.

متهم در دفاع از خود گفت: گول رفیق را خوردم، چرا که او برای عمل مادرش نیاز به پول داشت. من نیازی به پول نداشتم چرا که مادرم از من حمایت می‌کرد، من را عفو کنید.

قاضی صلواتی از متهم خواست تا ماجرا را تعریف کند.

متهم گفت: من در قهوه خانه نشسته بودم و بعد دوستم آمد و ماجرا را به من گفت. ما نمی‌دانستیم که شاکی در بانک است، بلکه او را در کوچه خلوت دیدیم و بعد پیاده شدیم و چاقو دستم بود، ولی او را تهدید به چاقو زدن نکردم، ولی دوستم او را گرفت و نهایتا کیفش را گرفتیم.

صلواتی چاقویی را خطاب به متهم نشان داد و گفت: آیا این همان چاقو بود؟

متهم پاسخ داد: بله. کاپشن شاکی نیز در اثر اینکه او را به پشت گرفتیم، درآمد.

قاضی گفت: تو می‌گویی اولین بارم است ولی متهم ردیف اول گفته که 10 روز بعد دوباره چنین اقدامی را مرتکب شدیم، بار دوم کی بود؟

متهم پاسخ داد: تاریخ آن را نمی‌دانم، ولی کوچه‌ای پایین‌تر از اتفاقی بود که دفعه اول اتفاق افتاده بود. در آن ماجرا هم همگی با هم رفتیم و از موتور پیاده شدیم و پول را گرفتیم.

قاضی از متهم پرسید: مبلغ پول برای اتفاق دوم چقدر بود؟

متهم پاسخ داد: در حدود 15 هزار تومان.

قاضی خطاب به متهم گفت: چاقویی به این شکل به چه دردت می‌خورد که در جیب خود نگه می‌داری؟

متهم پاسخ داد: چاقو مال خودم نبود، مال دوستم (متهم ردیف چهارم) بود و او به من گفت که با این چاقو می‌توانیم مردم را بترسانیم.

قاضی گفت: تا کسانی که از آنها پول می‌گیرید، بترسند؟ به سن و سالت این کارها می‌خورد؟

متهم گفت: اولین بارم بود این کار را کردم! من را ببخشید.

قاضی گفت: آیا پدرت زنده‌ است؟

متهم پاسخ داد:‌ نه او را کشته‌اند، در اثر درگیری پدرم به بیمارستان منتقل شد و چشمش تخلیه شد، 7 الی 8 ماه زنده بود و نهایتا مرد.

قاضی خطاب به متهم گفت: او را با چه چیزی کشتند؟

متهم گفت:‌ با قمه!

قاضی گفت: خودت زخم خورده‌ای، چرا مرتکب چنین کاری شدی؟

متهم پاسخ داد: نمی‌دانم!

قاضی صلواتی افزود: اظهارات شاکی را دیدیم، چه چیزی داری که در پاسخ بگویی؟

متهم گفت:‌ مرا اعدام نکنید، لطفا!

قاضی از متهم پرسید: پس امنیت جامعه چه می‌شود؟ برای کسانی که مانند تو دست به چنین کارهایی می‌زنند چه چیزی داری بگویی؟

متهم پاسخ داد: این کارها به درد نمی‌خورد، من گول رفیقم (متهم ردیف چهارم) را خوردم (درحالی که گریه می‌کرد) من را ببخشید، من محارب نیستم!

دفاعیات وکیل مدافع متهم ردیف دوم

در ادامه قاضی صلواتی از وکیل مدافع ردیف دوم خواست تا در جایگاه قرار بگیرد و از موکل خود دفاع کند.

وکیل مدافع متهم ردیف دوم نیز با حضور در جایگاه گفت: با اینکه موکل من باعث رنجش شاکی و جامعه و نیز تشویش اذهان عمومی شده است، ولی متهم جوان و فاقد سابقه است و عنوان مجرمانه‌ای محاربه و افساد فی الارضی که نسبت به موکلم مطرح است علیه او مصداق ندارد و با همه ارزشی که برای دستگاه قضایی قائل هستم و با توجه به اینکه کیفر باید متناسب با فعل مجرمانه باشد، باید بگویم که فعل مجرمانه موکلم، مصداق محاربه و افساد فی‌الارض نیست.

وی ادامه داد:‌ براساس مستندات پرونده در ابتدا عنوان سرقت مقرون به آزار طبق ماده 652 قانون مجازات اسلامی به موکلم تفهیم شده بود که در نهایت این عنوان اتهامی به محاربه و افساد فی‌الارض تغییر کرد.

وکیل مدافع متهم ردیف دوم اظهار کرد: از ریاست دادگاه تقاضا دارم که مجازات متناسب به موکلم بدهد. با توجه به اینکه افرادی که اقدام به پخش این فیلم در فضای مجازی کرده‌اند آیا آنها گنهکار نیستند؟ همانطور که آقای احمدی مقدم از پخش گسترده فیلم در فضای مجازی انتقاد کرده بود، آیا اتهام محاربه به چنین افرادی که نظم جامعه را بر هم می‌زند نمی‌خورد؟

وی در پایان دفاعیاتش گفت: متهم جوان و فاقد سابقه است و قصد و نیتی علیه نظام اسلامی نداشته است، لذا اصلاح اتهام مجرمانه موکلم را خواستارم.

اخذ آخرین دفاع متهم ردیف اول

در ادامه، قاضی صلواتی اتهام محاربه و افساد فی‌الارض از طریق سرقت مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت با سلح سرد (چاقو) را به متهم ردیف اول تفهیم و از او خواست آخرین دفاعیات خود از ارائه کند.

متهم ردیف اول نیز گفت: من نمی‌خواستم این کار را بکنم، از شاکی‌ام معذرت‌خواهی می‌کنم، از کاری که کردم پشیمان هستم.

قاضی به او گفت: چه پیامی برای افرادی که می‌خواهند این کار انجام دهند دارید؟

متهم پاسخ داد:‌ ای جوانان مال حرام ارزش ندارد و آه مردم آدم را می‌گیرد. اگر خانواده‌هایتان را دوست دارید این کار را نکنید.

آخرین دفاع متهم ردیف دوم

در ادامه قاضی صلواتی اتهام محاربه و افساد فی‌الارض و سرقت مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت از طریق سلاح سرد را به متهم ردیف دوم تفهیم کرد و از او خواست آخرین دفاعیات خود را بیان کند.

متهم ردیف دوم نیز با حضور در جایگاه در آخرین دفاعیات خود گفت: پشیمانم،‌ من گول رفقیم را خوردم و اشتباه کردم.

اظهارات متهم ردیف سوم

در ادامه نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده چهار متهم به زورگیری، قاضی صلواتی از متهم ردیف سوم خواست تا در جایگاه قرار گیرد.

قاضی به متهم گفت، اتهامات شما در دادگاه محرز است، متولد چه سالی هستی؟

متهم ردیف سوم در پاسخ به قاضی گفت: متولد سال 1370 هستم، شغلم آزاد و فقط یک فقره سرقت مسلحانه داشته‌ام.

قاضی خطاب به متهم گفت: اتهام شما براساس کیفرخواست صادر شده مشارکت در سرقت مسلحانه با سلاح سرد، نسبت به شاکی است از خود دفاع کنید.

متهم گفت:‌ اشتباه کردم.

قاضی از اوخواست از خوددفاع کند.

متهم ردیف سوم گفت: در قهوه‌خانه نشسته بودم که دوستم آمد و گفت مادرش مریض است و پول نیاز دارد. طی تماسی دو نفر دیگر از دوستان‌مان آمدند و زمانی که در حال دور زدن در خیابان‌ها بودیم دیدیم این شاکی! (اشاره به فرد مالباخته حاضر در دادگاه) در کوچه خلوت ایستاده که ما هم ایستادیم.

قاضی دراین هنگام خطاب به متهم گفت: محل سکونت شما در جنوب شهر است، درکریمخان چه می‌کردید؟

متهم پاسخ داد: با دوستان گفتیم به بالای شهر برویم!

قاضی گفت: پس با نیت و قصد قبلی این کار را کردید؟

متهم پاسخ داد: بله! در این هنگام روبروی شاکی قرار گرفتیم و وسایل او را از دستش گرفتیم و کیفش را بردیم.

قاضی به متهم گفت: آیا شما بزرگتر هستی یا برادرت متهم ردیف چهارم؟

متهم پاسخ داد:‌ برادرم!

متهم در ادامه گفت: من یک‌بار محکوم به زندان شده‌ام، در حدود چهار ماه زندانی شدم.

قاضی گفت: پس چرا این‌کار را دوباره کردید در صورتی که یک‌بار هم به زندان رفته‌ بودی؟

متهم پاسخ داد: انگیزه‌ای نداشتم، سرباز فراری بودم در واقع سربازی نمی‌رفتم زیرا بعد از محکومیت وقتی که مجددا به سربازی رفتم، دیدم که همه یکجور نگاهم می‌کنند لذا قید سربازی را زدم.

قاضی از متهم پرسید: چقدر پول گیرت آمد؟

متهم پاسخ داد: حدود 30 هزار تومان!

قاضی از متهم پرسید:‌ آیا ارزشش را داشت؟ اگر کسی هم با تو چنین کاری می‌کرد چه کار می‌کردی؟

متهم ردیف سوم پاسخ داد:‌ شکایت می‌کردم.

قاضی پرسید: شما اظهارات شاکی ردیف دوم را شنیدید در این رابطه توضیح دهید؟

متهم گفت: من او را تا به حال ندیده‌ام.

در این هنگام قاضی صلواتی به متهم گفت: ولی در مواجهه حضوری اظهارات وی را پذیرفته بودید.

متهم پاسخ داد: نه. من نمی‌پذیرم. من پشت فرمان موتور نشسته بود. به چه صورت می‌توانم زمانی که رانندگی موتور را می‌کردم با او درگیر شوم.

اظهارات وکیل متهم ردیف سوم

در ادامه، قاضی صلواتی از وکیل تسخیری متهم ردیف سوم خواست تا در جایگاه قرار گیرد تا از موکلش دفاع کند.

وکیل مدافع ردیف سوم نیز با حضور در جایگاه و نیز با گرامیداشت یوم‌الله روز 9 دی ماه در دفاعیات خود از موکلش گفت:‌ به عنوان وکیل تسخیری با صراحت کامل نظرات خودم را بیان می‌کنم و نظر دادستان حکومت اسلامی را نسبت به کیفرخواست صادره علیه موکلم رد می‌کنم. برای اینکه در انعکاس این جلسات تصور نشود که دادگاه فرمایشی است این موضوع را مطرح می‌کنم. از ریاست دادگاه نیز به دلیل ارتکاب چنین جرایمی که موجب خدشه امینت مردم می‌شود عذرخواهی می‌کنم.

وی گفت: از رسانه‌ها می‌خواهم برای کاهش چنین صدماتی به مردم و نیز پشیمانی متهمان قبل از صدور رای و نیز اجرای عدالت، اخبار آن را به صورت منظم و با دقت منعکس کنند تا برای دیگران درس عبرت شود، اگرچه ارتکاب چنین جرایمی در کشورهای دیگر مانند آمریکا عادی است اما درنظام ما که معطر به خون شهیدان است، ارتکاب به چنین جرایم هرچند که کوچک باشد، ولی باز هم زشت و ناپسند است.

وی با بیان اینکه عذرخواهی و ندامت موکلم را از ارتکاب به عمل انجام شده‌اش، اعلام می‌کنم، گفت:‌ ان‌شاءالله این توبه و ندامت قلبی باشد تا خداوند از رحمت خود به موکلم دریغ نکند.

وی در پایان دفاعیات خود گفت: از حسن اعتماد ریاست دادگاه نسبت به وکلای تسخیری و نیز از خدمات نیروهای انتظامی و از صبر وحوصله رسانه‌ها تشکر می‌کنم و از دادگاه می‌خواهم همه جهات را در رای صادره لحاظ کند و نیز با توجه به امنیت موکل من، او را مورد رافت اسلامی قرار دهد.

آخرین آخرین دفاع متهم ردیف سوم

در ادامه، قاضی صلواتی اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه با سلاح سرد را به متهم ردیف سوم تفهیم کرد و از او خواست آخرین دفاعیات خود را بیان کند.

متهم ردیف سوم نیز در آخرین دفاعیاتش گفت: من اشتباه کردم. من را عفو کنید.

اظهارات متهم ردیف چهارم

در ادامه جلسه رسیدگی به اتهامات 4 متهم به زورگیری، متهم ردیف 4 به دستور قاضی در جایگاه قرار گرفت.

این متهم گفت: سابقه‌ی کیفری ندارم و به عنوان پیک نمایشگاه مشغول به کار بودم که برادر بزرگترم با من تماس گرفت و گفت که مادر یکی از دوستانم مریض است و نیاز به پول دارد و پیشنهاد زورگیری داد. من گفتم این کارها از من بر نمی‌آید که او به من گفت تو فقط پشت موتور بنشین و کاردیگری نیاز نیست انجام بدهی.

قاضی صلواتی از متهم پرسید: انگیزه تو از انجام این کار چه بود؟

متهم پاسخ داد: من انگیزه‌ای نداشتم.

قاضی صلواتی از متهم سوال کرد که اگر با خودت این کار را انجام می‌دادند چه احساسی داشتی؟‌

متهم پاسخ داد: با من هم این کار را انجام دادند.

رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی از متهم پرسید چه زمانی این کار را با تو انجام دادند؟

متهم پاسخ داد: 3 ماه پیش وقتی که با موتور در حال حرکت بودم یک موتوری دیگری به من نزدیک شد و با لگد من را به زمین انداختند و بعد از آن با چاقو مجروحم کردند و پولم را هم بردند.

قاضی صلواتی از متهم پرسید: در آن لحظه چه احساسی داشتی؟

متهم پاسخ داد:‌ دوست داشتم پیگیری کنم و پولم را بگیرم.

رییس دادگاه سوال کرد: اگر آنها شناسایی شوند دوست داری با آنها چه کار کنند؟

متهم گفت: آنها شناسایی نمی‌شوند چون صورت خود را پوشانده بودند.

اظهارات وکیل متهم ردیف چهارم

در ادامه وکیل مدافع متهم ردیف چهارم در جایگاه قرار گرفت و گفت: نکته‌ای که باعث شده عمل این افراد این‌ قدر حساس شود، پخش تصاویر عمل انجام شده توسط آنها از تلویزیون است.

وی با بیان این که جرم در هر کشوری ممکن است رخ بدهد، گفت: برخلاف نظر کسانی که می‌گویند فقر باعث انجام چنین حرکاتی است، من می‌گویم زیاده خواهی باعث ارتکاب چنین اعمالی است. وقتی ماشین میلیاردی وارد می‌کنند و در بعضی جاها چلوکباب 150 هزار تومانی وجود دارد این اعمال هم رخ می‌دهد.

وی اظهار کرد: در بحث سرقت مساله حرز وجود دارد ولی در اینجا اصلا حرزی وجود ندارد. اینها مستلب هستند. یعنی آشکارا مالی را از کسی برده‌اند و گریخته‌اند.

وی با تاکید بر این که باید به اوضاع اجتماعی و خانوادگی متهمان توجه شود، گفت: محاربه با خدا برای بشر جز خواری و ذلت به همراه ندارد. این که می‌گویند محاربه منظور این است که از اجرای دستورات خدا و پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) جلوگیری شود.

وکیل مدافع متهم ردیف چهارم با اشاره به عنوان محاربه از طریق سرقت مسلحانه گفت: محارب باید بداند عملش محاربه است. اگر دو نفر با هم دعوا کنند خیلی‌ها می‌ترسند. شاکی اول می‌گوید ترسیده است، ولی شاکی دوم حتی دنبال متهمان هم دویده است. لذا این ترس به عنوان مفهوم موجود در محاربه مد نظر قانون‌گذار نیست.

وی اظهار کرد: موکل من سوار موتور سیکلت بوده و چاقو هم در دست نداشته بلکه تنها یک بار یاور بوده است. سهمش هم فقط 17 هزار تومان بوده است و به تعبیری او مانند چرخ پنجم یک گاری است. لذا با توجه به این که او چاقو نداشته و از صحنه دور بوده است، نمی‌شود گفت که او در سرقت مسلحانه مشارکت داشته است.

وی افزود: حسن دادگاه علنی این است که مردم می‌دانند به دادشان رسیدگی می‌شود و این طور نیست که بنگاه‌های لجن پراکنی می‌گویند. سایر بدهکاران هم بفهمند وقتی اینجا بیایند دیگر گریه و توبه فایده ندارد زیرا جامعه حقی دارد، اما اعتدال و تناسب مجازات هم باید در نظر گرفته شود.

وکیل‌مدافع متهم ردیف 4 اظهار کرد: نهایتا از محضر شریف دادگاه و معاونت محترم دادستان استدعا دارم که با رافت و عطوفت اسلامی نسبت به صدور رای اقدام کنند.

وی با بیان این که اصل مجازات در اسلام تنبه است، گفت: اگر بفهیم متهم واقعا از گذشته خود عدول کرده است و مسوولان زندان نیز رفتار او را تایید کنند، متهم به طور مشروط آزاد می‌شود.

اخذ آخرین دفاع متهم ردیف چهارم

در ادامه این جلسه، متهم ردیف 4 به دستور قاضی در جایگاه قرار گرفت تا در برابر اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه آخرین دفاعیات خود را ارائه کند.

وی نیز ضمن اظهار پشیمانی از ارتکاب عمل انجام شده، گفت: کسانی که این کار را انجام می‌دهند باید بدانند که عاقبت خوبی در انتظار آنها نیست.

تاکید قاضی دادگاه بر محاربه بودن عمل متهمان

در ادامه قاضی صلواتی گفت: در خاتمه لازم می‌دانم که با توجه به رهنمودهای ریاست محترم قوه قضاییه عرض کنم که کشیدن سلاح اعم از سرد و گرم به قصد اخافه‌ الناس و ترساندن مردم و ایجاد رعب و وحشت در جامعه از مصادیق محاربه است و اگر پرونده‌ای به دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارجاع شد، دادگاه انقلاب اسلامی تهران به شدت و با قاطعیت با آن برخورد خواهد کرد و من این را به عنوان یک هشدار یادآوری می‌کنم.

وی هم‌چنین ضمن تشکر از مسوولان نیروی انتظامی مستقر در جلسه وکلا و اصحاب رسانه‌ تاکید کرد که انشاء الله در مهلت قانونی حکم پرونده صادر خواهد شد.

صدور رای و اعدام در ملاء عام

سرانجام این حکم بامداد روز یک‌شنبه یکم بهمن پس از استیذان رییس قوه قضاییه در خیابان بهشهر در ضلع شمالی پارک هنرمندان و با حضور جمعی از مردم تهران به اجرا درآمد تا بر این اساس زورگیرانی که این بار و زود‌تر از همیشه گیر قانون افتاده بودند در کمتر از یک ماه پس از محاکمه و 40 روز پس از دستگیری مجازات شده باشند.

No responses yet

Jan 20 2013

دو ‘زورگیر’ در ایران اعدام شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: براساس اعلام دادستان تهران، این متهمان کمتر از ۲۴ سال سن داشتند

دو فردی که به اتهام زورگیری در ایران مجرم شناخته شده بودند، بامداد امروز (یکشنبه، اول بهمن) در تهران اعدام شده‌اند.

این دو نفر در جریان رسیدگی به پرونده “زورگیری در تهران” بازداشت شده بودند.

به گزارش رسانه‌های ایران، مراسم اعدام این دو نفر صبح امروز در ضلع شمالی پارک هنرمندان تهران و در ملاءعام اجرا شده است.

این دو نفر در ارتباط با فیلمی بازداشت شده بودند که با یک دوربین مداربسته ثبت و در آذرماه امسال در سایت یوتیوب کلیک منتشر شد.

در این فیلم چهار نفر دیده می‌شوند که با حمله به یک عابر در خیابان، کیف او را به زور گرفته و یکی از آنها با قمه به او ضربه می‌زند.

گزارش شده است که تلویزیون دولتی ایران هم این فیلم را پخش کرده است.

انتشار این فیلم واکنش افکار عمومی ایران را به دنبال داشت و در پی این واکنش‌ها، صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران، مجازات “به کارگیری سلاح سرد یا گرم” را یکسان خواند و کلیک گفت که زورگیری “در حکم محاربه، و مجازات آن اعدام است.”

در جریان رسیدگی به این پرونده، پلیس ایران ۴ نفر را بازداشت کرد.

بر اساس اعلام دادستان تهران، همه این ۴ نفر کمتر از ۲۴ سال سن داشتند.

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی دی ماه امسال، دو نفر از این متهمان را به جرم “محاربه و افساد فی‌الارض” به اعدام و دو نفر دیگر را به ۱۰ سال زندان و ۵ سال تبعید کلیک محکوم کرد.

رئیس قوه قضائیه ایران پیش از این گفته بود که “مجازات‌های بدیل دیگری” نیز برای جرم زورگیری وجود دارد، اما این نهاد قضایی ایران، برای “بالا بردن هزینه اعمال شرورانه و برخورد قاطع، مجازات اعدام را انتخاب کرده است.”

خبرگزاری دانشجویان ایران گزارش داده است که جسد این دو فرد، پس از اعدام برای نزدیک به ۲۰ دقیقه “بالای دار” بود.

مراسم اعدام دو ‘زورگیر’ در تهران

اعدام دو ‘زورگیر’ در تهران

No responses yet

Jan 19 2013

«نعمت احمدی» با انتقاد از اظهار نظر مسئولان عالی قضایی در رابطه با برخی از پرونده ها مطرح کرد: مجازات محارب فقط اعدام نیست و چهار مجازات دیگر هم دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

نعمت احمدی: •ورود مسئولان قضایی به پرونده‌ها، استقلال قضات را زیر سوال می‌برد.
•در صدور حکم زورگیران سرعت فدای دقت شد.
•قضات کوشش کنند حکم هر موضوع را در قوانین مدون بیابند.
•نمی‌توان به قاضی تکلیف کرد که چه رأیی صادر کند.
•قاضی را نباید بدون دلیل جابه‌جا کرد.
•ششمین کشور دنیا از نظر تعداد زندانی هستیم.
•تفسیر قوانین عادی با مجلس شورای اسلامی است.
•استقلال قاضی، یعنی استحکام پستی داشته باشد.
•استقلال قاضی تعبیر به خودرایی نشود.
•از نظر اعدام نیز بعد از چین دومین کشور هستیم.
استقلال قضات از ابتدای تاریخ به عنوان یکی از ارکان دستگاه عدلیه در دنیا بوده و همین امر باعث شده تا بسیاری از کشورها درصدد ایجاد استقلال قانونی برای قضات شوند. در ایران نیز بر اساس اصل ۵۷ قانون اساسی که همه قوا را مستقل از هم می‌داند یا در اصل ۱۶۴ قانون اساسی که قاضی را مستقل و جابه‌جایی وی را از محل خدمت موکول به نظر رئیس قوه قضاییه و رئیس دیوان عالی کشور می‌داند. اما اینکه در رویه قضایی کشور ما یک قاضی تا چه حد مستقل است و یا اینکه اظهار نظر مسئولان عالی قضایی ویا اجرایی کشور در روند رسیدگی به یک پرونده تا چه حد تاثیر گذار خواهد بود؟ سوالاتی هستند که برای یافتن پاسخ آنها «قانون» به گفت‌و‌گو با نعمت احمدی وکیل پایه یک دادگستری نشسته ‌است.
نعمت احمدی در بیان مفهوم استقلال قاضی گفت: یک مفهوم غلط در اذهان عمومی ‌و بعضی از قضات پیش آمده است که استقلال قاضی را تعبیر به خودرایی می‌کنند. این برداشت از استقلال قاضی یک برداشت غلط است. استقلال قاضی از آنجا ناشی می‌شود که برابر قانون اساسی قوای سه‌گانه مملکت از هم مستقل هستند و یکی از آن‌ها هم قوه قضاییه است و دوم برابر اصل ۷۲ قانون اساسی، ‌تفسیر قوانین عادی با مجلس شورای اسلامی است. وی افزود: این تفسیر از قانون اساسی نمی‌تواند مانع از تفاسیر دادرسان در مقام احقاق حق ‌شود؛ یعنی کسی نمی‌تواند به قاضی تکلیف کند که چه رایی صادر کند. حتی یک قاضی هم‌شأن ۲۹۰ نماینده مجلس است که با استقلال رای صادر کند و از قانون تفسیر داشته باشد. آن چه که استقلال قاضی در همه دنیاست، این است که قاضی تحت‌ تأثیر افراد قرار نگیرد و وابستگی جناحی نداشته باشد.این وکیل دادگستری تصریح کرد: استقلال قاضی، یعنی استحکام پست داشته باشد؛ یعنی قاضی را نباید بدون دلیل جابه‌جا کرد و از محل خدمتش به دلیل صدور رای تغییر مکان داد. برابر اصل ۱۶۴ قانون اساسی فقط ترفیعات در این جابه‌جایی موثر است. قاضی باید آنقدر طمانینه داشته باشد که وقتی پشت میزش نشسته از احدالناسی خوف نداشته باشد و مستقل رای صادر کند و به خاطر همین قضات از حضور در احزاب ممنوع هستند، چون مانع از استقلالشان می‌شود. احمدی در بیان استقلال قضات بیان داشت: برابر اصل ۱۶۷ قانون اساسی و ماده ۳ قانون آیین دادرسی مدنی، قضات باید کوشش کنند حکم هر موضوع را در قوانین مدون بیابند. اگر حکم موضوع در قوانین موضوعه کشوری نبود باید به موازین اسلامی رجوع کنند و اگر در موازین اسلامی هم نبود حکم موضوع را باید در فتاوی معتبر جست‌وجو کنند.این حقوقدان تصریح کرد: اگر این‌ها نبود با تکیه بر علم خودش حکم صادر کند و استنباط را به شرط آن که موضوع حکم در قوانین نباشد می‌تواند از استنباط خود استفاده کند زمانی که حکم موضوع در قانون باشد نمی‌تواند به فتاوی و به موازین اسلامی رجوع کند. هم‌اکنون درشرع مقدس ربا حرام است، اما چون در قوانین موضوعه ما ربا آورده شده این موضوع را حلال کردند و می‌شود ربا گرفت و حکمی که درباره ربا و راجع به خسارت و راجع به بهره داده می‌شود خلاف شرع است؛ اما چون در قوانین ما آمده است می‌توان انجام داد.این وکیل دادگستری در خصوص تاثیر مقامات ارشد قوه قضاییه روی صدور حکم قاضی اظهار داشت: رئیس قوه قضاییه پست قضایی ندارد، همین امر عدم تاثیر رئیس قوه قضاییه را روی قاضی اثبات می‌کند. در مورد ماده ۱۸ تبصره ذیل قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی ‌و انقلاب هم باید گفت اگر که ظرف مدت معینی تشخیص داد حکم خلاف شرع است، رئیس قوه قضاییه می‌تواند درخواست تجدید نظر از رأی کند.وی تاکید کرد: استقلال قاضی چیزی نیست که بخواهیم نسبت به همه قضات آن را تسری دهیم. البته ممکن است بعضی مستقل نباشند ولی استقلال قاضی یک امر ذاتی است. هیچ کدام از این موضوعات نافی استقلال قاضی نبوده و اگر خود قاضی هم مستقل نباشد و تحت ‌تأثیر قرار بگیرد استقلال قاضی به عنوان نفس امر قضاوت از بین نخواهد رفت.این حقوقدان با اشاره به حکم پرونده زورگیری اخیر، استقلال قضات را زیر سوال برد و توضیح داد: من نسبت به این حکم معترض هستم و نسبت به شیوه محاکمه آن نیز اعتراض دارم. در صدور این حکم سرعت فدای دقت شد و اصولا بحث محارب یک بحث جداست و اینکه محارب کیست باید ببینیم این‌ها محارب محسوب می‌شوند یا نمی‌شوند و عمل این‌ها موجب رعب و وحشت شده یا خیر؟وی افزود: مجازات محارب فقط اعدام نیست و چهار مجازات دیگر هم دارد و این زورگیران، جوان هستند و اولین بار آن‌ها بود و سابقه نداشتند و اینکه ما فقط اعدام را لحاظ کنیم برای مسئله محاربه کمی خشن می‌نماید که در نهایت تاثیری هم ندارد و تب تند به زودی فروکش می‌کند.احمدی بیان داشت: ما ششمین کشور دنیا از نظر تعداد زندانی هستیم؛ یعنی ما با ۲۵۰ هزار زندانی ششمین کشور دنیا هستیم و از نظر اعدام نیز بعد از چین با جمعیت یک میلیاردی دومین کشور هستیم. این را باید دید که چرا جرایم در کشور ما کم نیستند و روز به روز جرایم زیادتر می‌شوند و این از تعداد زندانیانمان مشخص است. لذا شدت عمل به این کیفیت درست نیست.این وکیل دادگستری تاکید کرد: صحبتی که رئیس قوه قضاییه در خصوص برخورد با زورگیران قبل از اینکه رای صادر شود انجام داد و اعلام کرد مجازات این‌ها اعدام است، با این نوع اظهار نظر مخالفم.
به لحاظ اینکه استقلال قاضی زیر پا گذاشته شده است. احمدی تصریح‌کرد: زمانی که رئیس قوه قضاییه در رابطه با پرونده و مجازات متهمان از حکم محاربه سخن ‌می‌گوید مطمئنا باعث ایجاد جو خاصی خواهد شد که رسیدگی عادلانه قضایی را زیر سوال ببرد. من با این رسیدگی به کل مخالف هستم و نه سرعتش درست بود و نه فضایی که به وجود آمده بود و نه احراز و اثبات اینکه این‌ها محارب هستند و بعد از آن، اینکه مجازات اعدام برای محارب را از میان چهار مجازات تعیین شده در قانون انتخاب کرده‌اند جای بحث دارد.این وکیل پایه یک دادگستری در پایان افزود: در حالی که جوان بودن و نداشتن سابقه و وضعیت خاصی که خصوصا متهم ردیف یک این پرونده داشت می‌توانست به عنوان دلایل در تخفیف مجازات‌ها در نظر گرفته شود؛ اما به آن‌ها توجه نشده که همین امر انتقادات بسیاری را بر رای پرونده وارد کرده است.

( چاپ شده در روزنامه قانون / یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۱ / شماره ۶۱ )
——————————————————————————–

لینک خبر : http://www.ghanoondaily.ir/?News_Id=5570

No responses yet

Jan 16 2013

سه نهاد حقوق‌بشری خواهان لغو حکم اعدام زندانیان قومی در ایران شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: سه نهاد حقوق بشری خارج از ایران با انتشار بیانیه‌هایی جداگانه خواستار لغو فوری اعدام زندانیان عقیدتی اقوام مختلف در ایران شدند و در این رابطه به احکام اعدام پنج تن از فعالان عرب ایرانی و دو زندانی کرد ایرانی اعتراض کرده‌اند.

«فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» و «جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران» روز دوشنبه، ۲۵ دی، در یک بیانیه عمومی مشترک نوشتند که «دولتمردان ایران زندانیان عقیدتی جوامع قومی ایران و به ویژه کردها و عرب‌ها را با موج تازه‌ای از اعدام تهدید می‌کنند.»

در بخش دیگری از این بیانیه آمده‌است که «علاوه بر این، دیوان عالی کشور گویا حکم اعدام پنج زندانی عقیدتی عرب ایرانی را که در بهمن ۱۳۸۹ دستگیر و به اتهام‌های مبهمی مثل محاربه و فساد روی زمین محکوم شده بودند، تایید کرده‌است.»

این بیانیه نام این پنج زندانی را محمدعلی عموری‌نژاد، هادی راشدی، هاشم شعبانی‌نژاد، جابر آلبوشوکه و مختار آلبوشوکه ذکر کرده است.

نهاد سوم حقوق بشری که روز دوشنبه در این رابطه بیانیه داده است نهاد «عدالت برای ایران» است که پنج فرد یادشده را «از موسسان یا فعالان موسسه علمی- فرهنگی الحِوار (گفت‌وگو)» توصیف می‌کند.

به نوشته بیانیه سایت «عدالت برای ایران»، الحوار به معنای گفت‌وگو است و «نام آن الهام گرفته از سیاست‌های دولت خاتمی در مورد ترویج گفت‌وگوی تمدن‌ها بود. این موسسه، یک گروه ثبت شده در سازمان ملی جوانان بوده که در سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴، همایش و شب‌های شعر به زبان عربی و کلاس‌های آموزشی و هنری برای جوانان عرب شهر رامشیر برگزار می‌کرده‌است.»

پیش از این در اواخر خردادماه، چهار ایرانی عرب ساکن خوزستان از جمله سه برادر که همگی فروردین‌ماه سال ۹۰ بازداشت شده بودند، به اتهام «محاربه» در اهواز اعدام شدند. اعدام‌ این افراد، اعتراض‌های جهانی را به همراه داشت.

از آن جمله ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا، به «اعدام مخفیانه» چهار تن در ایران به اتهام «محاربه» و همچنین صدور حکم اعدام برای پنج ایرانی عرب اشاره کرد و در این ارتباط گفت که سابقه حقوق بشری جمهوری اسلامی «شرم‌آور» است.

«۴۰ زندانی عقیدتی محکوم به اعدام»

عبدالکریم لاهیجی، نایب رییس «فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» و رییس «جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران» تعداد زندانیان عقیدتی که هم‌اینک در ایران به اعدام محکوم شده‌اند را «۴۰ نفر» ذکر کرد.

بنا به گفته آقای لاهیجی که اظهارت او در وب‌سایت «فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» منتشر شده است، «در میان این عده، چهار عرب دیگر که به اتهام محاربه و اتهام‌های مبهم دیگر محکوم شده‌اند، ۱۵ ـ ۲۰ کُرد و چند بلوچ، چند نفر متهم به ارتباط با گروه‌های مخالف در خارج و چند کارشناس اینترنتی و برنامه‌نویسی وجود دارند.»

عبدالکریم لاهیجی می‌افزاید که «تعداد کُل واقعی ممکن است بسیار بیش از این باشد زیرا دولتمردان ایران از ارائه اطلاعات در باره صدور و اجرای حکم‌های اعدام، به ویژه در باره زندانیان عقیدتی و سیاسی خودداری می‌کنند.»

وی در ادامه به محکوم شدن دو شهروند ایرانی کُرد به نام‌های زانیار مرادی و لقمان مرادی به اعدام اشاره کرده و می‌گوید که «این دو نفر بر پایه اعتراف اجباری به اتهام قتل پسر یک روحانی محلی به اعدام محکوم شده‌اند. با وجود انکار آنها در دادگاه، قاضی دادگاه اعتراف پیش از محاکمه آنها را پذیرفته‌است.»

No responses yet

Jan 14 2013

گفتگو با پدر، برادر و خواهر کرامت الله زارعیان دانشجویی که جسدش در حمام پیدا شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

مسیح علینژاد: پدر، برادر و خواهر کرامت الله زارعیان دانشجویی که جسد او در حمام خانه اش پیدا شده است در گفتگو با مسیح علی نژاد روزنامه نگار گفته اند که بر اساس نظریه پزشکی قانونی کرامت الله زارعیان خودکشی نکرده و علت و مکان مرگ نا معلوم اعلام شده است. به همین دلیل آنها به دستگاه قضایی و کمیسیون اصل نود مجلس ایران شکایت کرده و همچنین شکایت نامه ای تقدیم مجمع تشخیص مصلحت نظام کرده اند اما چون پاسخی به آنها داده نشده اقدام به اطلاع رسانی کرده اند.

کرامت الله زارعیان دانشجوی ورودی سال ۸۱ دانشگاه هنر که به گفته ی خواهرش در لیست بازداشتی های همان روزهای پس از انتخابات به دلیل شرکت در تظاهرات های اعتراضی مردم است پس از نگهداری در کهریزک و اوین آزاد شده و بار دیگر در بهمن سال ۸۹ بازداشت می شود و پس از آزادی نیز به گفته خانواده اش با تهدیدهایی از سوی ماموران مواجه شد.

به گفته خانواده کرامت الله در این مصاحبه، جنازه کرامت الله چند روز پس از عاشورای سال جاری در منزل اجاره ایش در خیابان نظام آباد تهران در وان حمام پر از آب جوش پیدا شده است. بعد از ۴ روز از چکه کردن آب و بوی تعفن، همسایگان به آتش نشانی و پلیس اطلاع می دهند و پلیس نیز در تماسی از خانواده ی این دانشجوی ۲۷ ساله برای تشخیص هویت می خواهد که به آنجا مراجعه کنند.

پدر خانواده زارعیان که دو نوجوان خود را به نام های کرامت لله و علی زارعیان در جنگ از دست داده است این بار می گوید “آتش گرفته ام.”

حکیمه زارعیان خواهر کرامت الله زارعیان هم از این اتفاق به عنوان یک جنایت یاد می کند و می گوید برادرم اعتقاداتی داشت، هدف داشت و کسی که هدف دارد خودکشی نمی کند. پزشکی قانونی هم این را تایید کرد که علت مرگ خودکشی نیست.

عبدالرسول زارعیان کرامت الله زارعیان که خودش بالای سر جسد رسیده و از نزدیک شاهد ماجرا بود می گوید: من روز اولی که رفتم آنجا چهار ساعتی بود که جسد پیدا شده بود، اولا قاضی کشیک از ساعت دو که به آنها اطلاع داده بودند تا ساعت هشت و بیست دقیقه نیامدند سر صحنه. گروه تشخیص هویت آمدند سر محل اما وقتی آمدند سر صحنه از انگشت نگاری محل سر باز زدند و فقط به فیلمبرداری و عکسبرداری اکتفا کردند. هر چه ما گفتیم انگشت نگاری کنید که ببینیم چه کسی آمده داخل ساختمان و جریان چه بوده گوش نکردند یعنی شما حساب کنید یک جنازه پیدا شود در تهران مرکز ایران اما قاضی کشیک سر صحنه نیاید.

وی در مورد مشاهدات خود می گوید: برادر من را به حالت دست باز کف حمام خوابانده بودند دست چپ او را گذاشته بودن زیر دوش حمام، و یک بریدگی سطحی روی دست او بود اما هیچ خونی از محل آن بریدگی سطحی نیامده بود و ما به گروه تشخیص هویت هم گفتیم اصلا خونی اینجا ریخته نشده. آنها گفتند نه ممکن است به خاطر آب رفته باشد. اما هیچ گونه قطره خونی به اطراف هم پاشیده نبود مشخص بود که جنازه از بیرون به داخل حمام خانه برادرم. و در خانه برادرم چفت بود قفل نبود از پشت، یعنی هر کسی می خواست می توانست بیاید جنازه را بیاندازد داخل خانه، یا بیاید داخل خانه برادرم را بکشد و خارج شود.

برادر کرامت الله زارعیان می گوید: من در داخل پاسگاه سه صفحه پر کردم و در مورد مظلومیت او و کتک هایی که در اوین خورده و شکنجه هایی که شده بود همه را نوشته بودم. برادرم تازه چهار روز به این خانه اش رفته بود.

وی در پاسخ به این پرسش که‌ آیا آثار زخم یا کبودی بر بدن برادرش بوده می گوید: پشت سر برادرم یک مقدار حالت له شدگی بود. مقداری از مغز او کف حمام بود. با دکترش در پزشکی فانونی که صحبت کردم گفت که این بر اثر مرور زمان و ۹۶ ساعت زیر بخار آب بود این اتفاق افتاد. این بریدگی سطحی روی دست او هم موجب مرگش نشده.

وی در پاسخ به این پرسش که اولین بار چه کسی اعلام کرد که برادرتان خودکشی کرده است گفت: گروه تشخیص هویت چهار نفر آمدند به خانه برادرم که فقط یک نفر رفت سر صحنه و همان لحظه که آمدند تمام مسئله را لوث کردند، زنگ زدند به قاضی کشیک گفتند خودکشی است، در پاسگاه صورت جلسه کرد گفت خودکشی است. ولی بعدا که رفیتم داخل دادگاه تمام اینها را از پرونده برادرم برداشتند. ولی پزشکی قانونی اعلام کرد که این خودکشی نیست و مکان و علت مرگ نامعلوم است این بریدگی دست باعث مرگ نشده. حتی پزشکی نوشته که مکان مرگ نا معلوم است.

او در مورد سکوت خانواده خود در مورد این حادثه می گوید: ما سکوت نکردیم، من به دفتر سازمان ملل رفتم، به دفتر مجمع تشخیص مسلحت نظام رفتم، به کمیسیون اصل نود مجلس شکایت کردم، حتی رونوشت مجمع تشخیص مصلحت در خانه ماست که به ما نامه زده اند.

وی در مورد سکوت خبری در این زمینه می گوید: خانواده ما یک خانواده مذهبی هستند، به هیچ وجه قبول نمی کردند، پدرم راضی نبود، در شهرستان ما جهرم اگر یک نفر حرفی بر ضد ولایت بزند می گویند منافق است. فقط حساسیت خانواده ما روی این مسئله است چون من مادر دو تا برادرش شهید شده، دو تا پسرش شهید شده و اینگونه نیست که به یک رسانه ای زنگ بزنند و خبر بدهند.

برادر کرامت الله زارعیان افزود: پدر من به آقای شهریاریی قاضی پرونده گفت: ما چهارده تا شهید در فامیل مان داده ایم، کسانی که شهید شده اند دشمن رو به روی شان بود، پدرم گفت آن چهاره شهیدی که از دست دادم چیزی نشد اما این بچه را که از دست دادیم پدرم را صد سال پیر کرده است. زندگی ما داغون شده است….

گفتگو با خانواده (پدر، برادر و خواهر) کرامت الله زارعیان را می توانید در لینک زیر بشنوید:
https://soundcloud.com/frl-journalist/masih-alinejad-keramatollah-zareian

No responses yet

Jan 14 2013

صحبت خواهر كرامت زارعيان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

برای عدالت: صحبت با خانواده كرامت زارعيان. دانشجويي كه بعد از عاشوراي 91 مفقود شده و بعد از سه روز به خانواده اش اطلاع داده اند كه براي وي حادثه پيش آمده و در واقع بعد از شكنجه و قتل او، وي را داخل وان حمام خانه اش انداخته و بعد از سه روز به خانواده اش اطلاع داده اند كه خودكشي كرده است.
كلانتري از خانواده بالاجبار برگه گرفته و گفته است كه بنويسيد كه خودكشي كرده است كه بتوانيم جسد او را براي دفن به شما بدهيم و الا نميتوانيد جسد را تحويل بگيريد كه خانواده هم بالاجبار نوشته است كه فرزندشان خودكشي كرده و بعد جسد كرامت الله زارعيان را تحويل گرفته اند.
متن زير خلاصه اي از صحبت با خواهر اين شهيد است.
برادر من در 82 كنكور رتبه بالا آؤرد دانشگاه تهران طراحي صنعتي قبول قبول شد.
تا 16 آذر 88 هم او را گرفتند و جزء صد نفر از دستگير شدگان كهريزك بود. شكنجه جسمي، روحي و… هرچه كه توانستند، كه بخاطر اينكه برادر دو شهيد بود، بابام رفت دنبال او نهايتا او را آزاد كردند.
بعد اخراج شد ومجبور شد رفت دانشكده صدا و سيما رشته كارگرداني قبول شد.
سال 88 مجدد دستگير شد. بعد از آزادي از 88 تا 91 تحت تعقيب بوده. دستگير شد از پاييز پارسال تا چهل روز پيش كه به شهادت رسيده، با من كه خواهرش هم هستم، اصلا تماسي نميگرفت و ميگفت كه نميخواهم براي شما مشكلي پيش بيايد.مرتب شكنجه مي شد. سال 89 زندان بود كه توي تهران او را گرفته بودند. كه تا بهمن ماه زندان بود
فقط با پدر ومادرم فقط تماس ميگرفت و… زير نظر بود مرتب شكنجه ميشد، تحت تعقيب بود.
يكبار هم كه دستگير شده بود، بعد از مدتي شب آورده بودند در سرماي جهرم شبانه ول كرده بودند.
بعد از اينكه سال 91دستگير شده بود و درسش هم تمام داشته ميشده، گفته بودند كه تو بايستي از تهران خارج شوي.
تا اينكه تا روز عاشورا ي اخيريعني عاشوراي 91ديگر از وي خبري نداشتيم هرچه با وي تماس ميگرفتيم گوشي را برنميداشت تا 9 آذر به ما خبر دادند و گفتند كه يك حادثه اي پيش آمده . پدرم و برادرم كه به سراغش رفتند، با صحنه هولناكي مواجه شده بودند. او را در وان انداخته بودند و آب جوش رويش باز كرده بودند كه بطوري كه همه جرائم جرم روي بدنش از بين بره، فقط بازويش يك جايي شكافته شده بود كه پزشكي قانوني گفت كه هيچ خوني هم از اين شكاف خارج نشده و اين نميتواند باعث مرگ وي بشه ….

كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان وبازداشتي هاي ايران

No responses yet

Jan 13 2013

با یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در آنتن؛ اگر برای دستگیری فرزند شما بیایند آیا حکم بازداشت نمی خواهید؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مسیح علینژاد:
لینک برنامه چهارم خبرساز در آنتن:

برای این برنامه آنتن می خواستم برم سراغ سایت هایی که از مصاحبه آنتن با حاج ابراهیم رهبر مداح تبریزی شاکی شده بودن که چرا یک مداح باید با یک خبرنگار ضد انقلاب مصاحبه کنه ولی راستش این هفته دیدم مجلس ایران علت قتل ستار بهشتی در زندان اوین را شوک اعلام کرد. نتونستم از کنار این شوک خبری بگذرم.

البته اینو بگم که خیلی ها از ابتدا هیچ امیدی به پیگیری ها نداشتند، اما برخی دیگه هم معتقدند ملتی که پرسش نکنه نعمتِ یک حکومته. خصوصا وقتی پای امید یک خانواده ی دیگه توی ایران در میون هست که در اوج نا امنی از خبرنگاران می خوان که پرسشگری کنن:

خواهر ستار: من که خواهر ستارم دستم کوتاه است شما از جانب من صدای زخم های تن ستار باش. تا به امروز هیچ نماینده ای جز یک دیداری که ما با علی مطهری داشتیم هیچ کسی به دیدار مادرم نیامد. برادر ما را کشتند روسری از سر من برداشتند مادرم را کتک زدند. به اینکه ستار نامی برادرت هست فکر کن..

ستار یک کارگر گچ کار بود، وبلاگ نویس مستقلی که علیه حاکمیت مطالب اعتراضی می نوشت. مرگ ستار سرو صدای زیادی کرد تا اونجا که خود دادستانی در چهارم دی ماه ضرب و شتم و کبودی های بدن این وبلاگ نویس رو تایید کرد و همه جرم ستار این بود که در وبلاگ و فیسبوکش خیلی فعال بود.

من هم رفتم سراغ آقای احمد بخشایش عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که ببینم چرا علتِ اصلیِ مرگ ستار بهشتی از گزارش مجلس حذف شده.

احمد بخشایش می گوید: بله من در جریان بودم ولی چیز زیادی از گزارش حذف نشده بود. فقط من احساس می کنم نسبت به دادستانی و بازپرسی کمی غفلت شده بود. یعنی دادستان تهران در موضوعی که صلاحیت محلی نداشته ورود پیدا کرده و متهم را از طریق اعطای نیابت قضایی در رباط کریم بازداشت کرده. چرا؟

اما خواهر ستار روایت دیگری دارد:

آقای بخشایش این صحبت را کردند خواستم من در جواب بگویم زمانی که مادر از ماموری که آمده بود توی خونه و آقا ستار را دستگیر بکنه و ببره مامان دو بار سوال می پرسه که آیا شما حکمی دارید و ایشان در جواب، اسلحه را نشان مادر می دهند. و مامان همیشه تاکید بر این دارد که با زور هم وارد خونه شده بودند، در را هول داده بودند. جای حکم اسلحه نشان داده بودند.

از آقای بخشایش می پرسم: خب آقای بخشایش اگر یک روزی پسر شما قرار باشه دستگیر بشه، خود شما حکمی نمی خواهید و آنها نباید حکم را به شما نشان دهند؟

درسته حرفه شما. اولا من پسر ندارم ولی تا دختر دارم. اگر چنین اتفاقی بیافتاد صد درصد آنها باید حکم را نشان دهند. حالا این ادعایی که مادر می کند، خب این ادعا را می کند. ما که کارآگاه نیستیم که برویم با این خانواده صحبت کنیم.

از او می پرسم اینطوری سخنان خانواده بهشتی در گزارش مجلس انکار می شود به عنوان مثال شما در گزارش تان نوشتید که برای ستار بهشتی وثیقه صادر شده و چون نتونسته وثیقه را بده در بازداشت مونده ولی آیا اصلا در جریان هستید که با خانواده اصلا تماسی نگرفتند که بگویند وثیقه بیارید.

اگر هم اطلاع داده باشند چون وثیقه نامناسب بوده و بازداشت متهم از سوی مرجعی بوده که صلاحیت نداشته. می شود بازداشت غیر قانونی تا حدی.

به این ترتیب مجلس در گزارش خودش به حکم بازداشتی معترض شد که خانواده اساسا اون حکم را ندید. از طرفی مجلس از صدور وثیقه ای برای آزادی موقت ستار حرف می زنه. این درحالیه که پس از بازداشت فقط یک بار با خانواده ستار تماس گرفته شد. اون هم نه برای تودیع وثیقه بلکه برای اینکه به خانواده بگن برید قبر بخرید و بیایید ستار را تحویل بگیرید.

از آقای بخشایش می پرسم مجلس نه تنها سخنان خانواده بلکه سخن خود دادستانی را در مورد علت مرگ هم انکار کرده. چرا و این شوک رو مجلس از کجا آمده؟

پزشکی قانونی گفته اون ضرب و جرح نمی توانسته منجر به فوت شده. احتمالا این آقا را وقتی از اوین تحویل پلیس فتا می دهند احساس می کند ممکن است یک بار دیگر کتکش بزنند و اذیت شود، این شوک به او وارد می شود و این شوک منجر به مرگ می شود.

اما سحر بهشتی روایت دیگری دارد: ستار بچه ترسویی نبود. همانطور که مامان وقتی از بازجوی ستار سوال کرد که پسر من زیر شکنجه های تو چی می گفت. گفت ستار به ما لبخند می زد ما را مسخره می کرد. فکر نمی کنم ستاری که از همان لحظه اول بازجویی با لبخند با بازجوی خودش روبرو می شد، از ترس اینکه از اوین مجددا دارند انتقالش می دهند به پلیس امنیت این اتفاق از ترس برای او افتاده. باز هم می گویم. ستار بچه ترسویی نبود. ستار ماشالله ورزشکار بود. ۳۵ سال بدون ترس زندگی کرد. ۳۵ سال شجاعانه زندگی کرد. ستار من ستار ما ستار ایران زیر شکنجه کشته شد.

ما اهل کشوری هستیم که یک تاریخ زندان و شکنجه پشت مونه، یک تاریخ پرونده های مختومه. ولی با این همه وقتی سراغ خانواده ها می ریم هنوز امید دارند که یک روزی قاتل عزیزان شون رو محاکمه بشه.

خواهر سحر می گوید:

زمانی که دیدم ستار، پشتم، پناهم، همه کسم از دستم رفت، امیدی برای زندگی واقعا ندارم. یعنی دلیل بودنم، دلیل بودنم، تنها دلیل بودنم اینه که یک روزی آرزوی پدر و مادرم که تنها آرزوی شان اینه که قاتل ستار قصاص بشه من اون روز رو ببینم، اون لحظه که طناب دار را گردن اون شکنجه گر می اندازن. فقط همین.

اما وقتی خبرنگار باشی سراغ آمرانی رو می گیری که دستور اصلی برای بازداشت ها و ضرب و شتم های غیر قانونی رو صادر می کنند کاری که روزنامه بهار در هفته های گذشته انجام داد تا پرونده های مختومه آمران قتل کهریزک دوباره روی میز رسانه ها قرار بگیره.

به آقای بخشایش می گویم: نقدی که من به شما دارم اینه که اگر مجلس واقعا می خواست پیگیری بکنه چرا پرونده سعید مرتضوی که متهم بود در کشته شدن زندانیان کهریزک را به فرجام نرسانده.

او پاسخ می دهد: بله شاید شما نقد هم داشته باشی، ولی به هر صورت یک کسی که برای نظام زحمت می کشه آیا در آینده اگر قراره که اگر فتنه ای در آینده به وجود بیاید، باید قلم ها بلرزد.

از او می پرسم آقای مرتضوی کجا در مورد دستگیری های کهریزک زخمت کشیدند؟

ببین من می گم که بلاخره فتنه ۸۸ به وجود آمد، نظام دچار تلاطم شد، خب یک عده ای باید می اومدند حکم هایی رو صادر می کردند، یک عده ای هم باید این فتنه را خاموش کنند، حالا وقتی که نظام به آرامش رسید، آیا اون افرادی که نظام را به آرامش رسوندند باید محاکمه بشن؟ اگر چنین است چرا آقای مرتضوی را در اونجا احضار می کنند ولی در قصه آقای ستار بهشتی دادستان تهران رو احضار نمی کنند؟

ایران مثل ستار بهشتی کم نداره کسانی رو که زندگی معمولی شون هم به خاطر یک اعتراض ساده نا امن شده، روایت خانواده ستار رو شنیدید، روایت نماینده مجلس رو هم شنیدید. اما آیا عزمی برای محاکمه و برچیده شدن سیستم شکنجه و بازداشت های غیر قانونی، در نظام قضایی ایران وجود داره یا به تعبیر خود آقای بخشایش نظام کسانی مثل سعید مرتضوی که در بزنگاه های اعتراض، معترضین رو خاموش می کنن می بخشه و ارتقاشون می ده؟ آیا به همین اندازه که مسولان نظام هوای هم رو دارن، خود معترضانِ نظام هم هوای دلِ‌ هم رو داران؟ داوری با شماست.

No responses yet

Jan 11 2013

قتل و شکنجه زندانیان بی دفاع در زندان مرکزی بندر عباس توسط زندانبانان ولی فقیه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران: بنابه گزارشات رسید به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» عدم درمان یک زندانی بی دفاع در زندان مرکزی بندرعباس منجر به مرگ وی گردید.

زندانی عبدالرحمان دریانورد ۳۰ ساله به دلیل وخیم شدن وضعیت جسمی اش از زندان رودان استان هرمزگان به منظور درمان به زندان مرکزی بندر عباس منتقل شده بود اما رئیس زندان بندرعباس از انتقال این زندانی بی دفاع که در وضعیت وخیم جسمی بسر می برد به بیمارستانهای خارج از زندان ممانعت کرد و او نهایتا روز سه شنبه ۱۲ دی ماه در زندان مرکزی بندر عباس جان باخت.جسد این زندانی ساعتها به حال خود رها شده بود.

در صورتیکه اگر این زندانی به یکی از بیمارستانهای بندر عباس منتقل می شد یقینا جان وی نجات می یافت.اما یکی از شیوهای معمول و ضد بشری که در تمامی زندانهای ولی فقیه رواج دارد ممانعت از درمان زندانیان بی دفاع است و زندانی به شیوه زجر کش شدن به قتل رسانده می شود.

از طرفی دیگر زندانی علی عامری حدودا ۲۸ ساله به خاطر اعتراض به شرایط قرون وسطایی حاکم بر زندان و فشارهای طاقت فرسا و رفتارهای وحشیانه زندانبانان ولی فقیه به سلولهای انفرادی معروف به سلولهای ویژه منتقل گردید.شکنجه گران ولی فقیه این جوان زندانی را به حدی مورد شکنجه قرار دادند که در آستانه مرگ قرار گرفته بود.از جمله شکنجه های که علیه وی بکار برده بودند،آویزان کردن به مدت طولانی، شکنجه با شوکر و باتونهای برقی و جنایتکارانه ترین نوع شکنجه تجاوز جنسی و فرو بردن باتون به مقعد این زندانی بی دفاع بود.شیوه تجاوز جنسی و فرو بردن اشیا به مقعد زندانیان تقریبا در تمامی زندانهای ولی فقیه به صورت سیستماتک رواج دارد.

شدت شکنجه و جراحات این زندانی به حدی بود که او به مدت ۱۶ روز در بیمارستان شهید محمدی بندر عباس بستری بود.او در تاریخ ۱۱ دی ماه به بند ۳ زندان مرکزی بندر عباس بازگردانده شد.این زندانی در شرایط روحی و جسمی بسیار بدی قرار دارد . از طرفی دیگر تمامی وسایل شخصی وی هنگامی که در بیمارستان بستری بود به سرقت رفته اند و او قادر به تأمین مجدد آنها نیست و تأمین مجدد این وسایل مستلزم امکانات مالی است که نه وی و نه خانواده اش قادر به تآمین آن نیستند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، عدم درمان و زجر کش کردن زندانیان بیمار و بی دفاع و بکار گیری شکنجه های وحشیانه توسط زندانبانان ولی فقیه در زندانها را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند سکوت و نظارگر بودن کمیسر عالی حقوق بشر و مراجع بین المللی تا به حال منجر به قتل هزاران ایرانی گردیده است. لذا ما از کمیسر عالی و سایر مراجع بین المللی برای متوقف کردن جنایت علیه بشریت که بطور سیستماتیک و سازمان یافته صورت می گیرد می خواهیم تا پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه به مراجع بین المللی قضایی ارجاع گردد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۹ دی ۱۳۹۱ برابر با ۰۸ ژانویه ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

www.hrdai.net

http://hrdai.blogspot.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

No responses yet

Jan 08 2013

تقی کروبی: محمد داوری نقش کلیدی در حل پرونده کهریزک خواهد داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: نزديک به چهار سال از گشوده شدن پرونده بازداشتگاه کهريزک می گذرد، پرونده ای که در تابستان سال ۸۸ و به دنبال کشته شدن سه جوان در اين بازداشتگاه تشکيل شد. جوانانی که جملگی آنان ، معترضان به شيوه برگزاری انتخابات رياست جمهوری بودند. اما اکنون بنا به گفته خانواده امير جواديفر، قرار است بهمن ماه دادگاه متهمان اين پرونده تشکيل شود.

در اين حين، محمد داوری، زندانی سياسی بند ۳۵۰ زندان اوين که خود، به خاطر افشا کردن مسائل بازداشتگاه کهريزک، هم اکنون دوران محکوميتش را سپری می کند با نگاشتن نامه‌ای خواستار حضور در اين دادگاه به عنوان شاهد شده است.

آقای داوری که سه سال را بدون مرخصی پشت ميله های بند ۳۵۰ زندان اوين سپری کرده در اين نامه نوشته که وظيفه خود می‌داند به عنوان يکی از افراد مطلع، در صورت علنی برگزار شدن دادگاه حضور پيدا کند و شهادت دهد که چه جنايت‌هايی در بازداشتگاه کهريزک به وقوع پيوسته است.

گزارش محمد ضرغامی درباره اعلام آمادگی محمد داوری برای شهادت در دادگاه کهریزک
محمد داوری که سردبیری وب سایت سحام نیوز نزدیک به حزب اعتماد ملی و مهدی کروبی- از سران مخالف دولت- را بر عهده داشته است، به گفته خودش با بازداشتی‌های کهریزک و خانواده‌های کشته شدگان با نظارت و اطلاع شخص آقای کروبی، گفت و گوهایی را انجام داده است.

محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، نقش آقای داوری را در کمک به حل این پرونده کلیدی می‌داند:

محمد تقی کروبی: «طبیعی است که آقای داوری و افراد دیگری که در کمیته مربوط به قربانیان در ستاد آقای مهندس موسوی فعال بودند بیش از هر فرد دیگری در این مورد تسلط دارند و می‌توانند مسائل را با استناد به قضایا و کیس های خاص برای دادگاه – البته اگر دادگاه به دنبال حقیقت یافتن و مجازات عاملان مربوط به حوادث پس از انتخابات باشد- تشریح کرده و آنها را در جریان قرار بدهند. طبیعی است که البته آقای داوری می تواند بسیار بسیار به دادگاه کمک کند و از منظر من آقای داوری کلید حل بسیاری از مشکلات مربوط به حوادث پس از انتخابات است.»

«خانواده کشته‌شدگان هنوز با متهمان پرونده روبرو نشده‌اند»

به گفته خانواده امیر جوادیفر، از کشته شدن بازداشتگاه کهریزک، هنوز هم خانواده‌ها با متهمان این پرونده روبرو نشده‌اند. با این حال خبرگزاری مهر چندی پیش از صدور کیفرخواست برای قضات تعلیق شده این پرونده و ارسال پرونده آنها به دادگاه کیفری استان تهران خبر داد.
به گزارش رسانه‌ها، سه متهم این پرونده ، سعید مرتضوی، حسن زارع دهنوی و علی اکبر حیدری فرد هستند.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران هنوز به نامه محمد داوری و درخواست حضور او در دادگاه واکنشی نشان نداده است اما علی جوادیفر، پدر امیر جوادیفر از کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک در این مورد می‌گوید که مسئله حضور آقای داوری دو طرف دارد:

علی جوادیفر: «حضور ایشان از طریق مقامات قضایی یک داستانی است که مقامات باید در مورد آن اجازه بدهند ما نمی توانیم در این مورد نفوذی داشته باشیم که بخواهیم این اجازه را بدهیم. طرف دوم هم که اگر خانواده ها بخواهند، ما از خدا می خواهیم اگر مدرک مستدلی که حقیقی باشد و دال بر این کارهایی که در کهریزک انجام شده باشد و همچنین مثبت باشد و به دادگاه ارائه بشود، خوشحال می‌شویم.»

آقای جوادیفر می افزاید: «من بارها گفته‌ام که اگر خودم هم اسلحه داشته باشم کاری نمی‌کنم بلکه ما به قانون پناه برده‌ایم. قانون باید عدالت را پیاده کند.»

در جریان حوادث انتخابات چهار سال پیش محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادیفر به دلیل آن چه «بدرفتاری ماموران و شرایط بد نگهداری در بازداشتگاه کهریزک» اعلام شد، جان باختند.

اين مسئله موجب شد تا هيات ويژه مجلس شورای اسلامی در گزارشی از دو ظلم بزرگ در اين حادثه ياد کند؛ ظلم آشکار به بازداشت شدگان ۱۸ تيرماه و ظلم بزرگتر که به نوشته اين گزارش، موجب وهن نظام اسلامی در نظر جهانيان شد.

محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی معتقد است که تنها در یک حالت ممکن است دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران حاضر شود تا محمد داوری را به عنوان شاهدی بر پرونده بازداشتگاه کهریزک بپذیرد.

وی می‌گوید: «اگر بنا باشد فقط در چند مورد بسیار خاص و استثنایی پرونده مربوط به حوادث بعد از انتخابات دیده بشود، و به طور ماهوی کل ماجرا مورد بررسی قرار نگیرد، طبیعی است دانسته‌ها و آگاهی های امثال آقای داوری نه تنها به درد این رسیدگی قضایی نمی‌خورد، که دردسرساز هم خواهد شد.»

فایل صوتی مصاحبه

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .