اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'دزدی‌های رژیم' Category

May 27 2016

موسسه امینه اردوغان از رضا ضراب بیش از ۴ میلیون دلار گرفته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: دادستانی آمریکا رضا ضراب تاجر ایرانی ترکیه‌ای را علاوه بر نقض تحریم‌های ایالات متحده متهم ساخته است که با پرداخت ۴٫۶۵ میلیون دلار به خیریه‌ای که امینه اردوغان، همسر رئیس جمهوری ترکیه آن را بنیان گذاشته، به مقامات ترکیه رشوه داده است.

خبرگزاری بلومبرگ روز پنج‌شنبه ۶ خرداد به دنبال مخالفت دادستانی آمریکا با آزادی رضا ضراب به قید وثیقه گزارش داد که دادستانی آمریکا یک اتهام دیگر را هم به پرونده او اضافه کرده که نشان می‌دهد وی از سال ۲۰۱۳ به مؤسسه آمینه اردوغان، همسر رجب طیب اردوغان، کمک مالی می‌کرده است.

این مؤسسه غیرانتفاعی که در استانبول بنیان گذاشته شده است بر تشخیص زودهنگام اختلالات و آموزش کودکان دارای معلولیت ذهنی تمرکز دارد و در این راستا از خانواده‌های کم‌درآمد حمایت مالی می‌کند.

اما دادستانی آمریکا در برگه‌ای که ضمیمه پرونده رضا ضراب شده است، عنوان کرده که کمک‌های مالی وی به مؤسسه خیریه بانوی اول ترکیه نشان از رابطه نزدیک او با رئیس جمهور ترکیه دارد.

این سند همچنین می‌گوید که ارتباطات ضراب با عالی‌ترین مقامات دولت ترکیه دو سال قبل به تغییرات گسترده در اداره پلیس و دادستانی ترکیه منجر شد و تحقیقات قضایی از وی و برخی مقامات ارشاد دولت ترکیه را که به اختلاس متهم شده بودند، متوقف کرد.

رضا ضراب اواخر پاییز سال ۱۳۹۲ به اتهام پولشویی و فساد مالی همراه با تعدادی از فرزندان اعضای دولت وقت رجب طیب اردوغان بازداشت شد. وی تنها چند ماه در زندان ماند و در نهایت دادستانی ترکیه نیز پرونده را مختومه اعلام کرد.

اما این بار دادستانی آمریکا به اتهام نقض تحریم‌های آمریکا علیه ایران و صدها میلیون دلار معاملات بانکی با تهران، حکم به بازداشت رضا ضراب در میامی داد. وکلای این تاجر هفته گذشته درخواست آزادی وی با یک وثیقه ۵۰ میلیون تومانی را کردند که مورد قبول دادستانی آمریکا قرار نگرفت.

No responses yet

May 26 2016

پشت پرده تحقیق و تفحص ناتمام از فساد بنیاد شهید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

روزنو: تحقیق و تفحص از بنیاد شهید انقلاب اسلامی، موضوع مهمی بود که در مجلس نهم به مسئله‌ای حیثیتی برای اعضای هیئت تفحص تبدیل شد. امیر خجسته که ریاست این کمیته را بر عهده داشت، بارها نسبت به این تفحص اعلام موضع و با ارائه اطلاعات جدیدی درباره آن شفاف‌سازی کرد.
روز نو :
تحقیق و تفحص از بنیاد شهید انقلاب اسلامی، موضوع مهمی بود که در مجلس نهم به مسئله‌ای حیثیتی برای اعضای هیئت تفحص تبدیل شد. امیر خجسته که ریاست این کمیته را بر عهده داشت، بارها نسبت به این تفحص اعلام موضع و با ارائه اطلاعات جدیدی درباره آن شفاف‌سازی کرد. وی حتی در مصاحبه‌ای اعلام کرد: میزان تخلفات انجام شده در این بنیاد به قدری زیاد است که جرئت رسانه‌ای کردن آن را ندارند. پس از اینکه برخی اعضای این کمیته از سوی افراد شناخته‌شده‌ای که در این بنیاد تخلفاتشان محرز شده بود، تهدید شدند، امیر خجسته تأکید کرد که تا به نتیجه رساندن و قرائت این گزارش می‌ایستد و از هیچ چیزی واهمه ندارد. البته حدود دو سال از نهایی‌شدن آن گزارش می‌گذرد و بنا به اظهارات خجسته، تحقیقات تقدیم هیئت‌رئیسه شده است ولی برخی در قرائت آن سنگ‌اندازی می‌کنند و تاکنون موفق به قرائت آن نشده‌اند. این در حالی است که علی لاریجانی در آخرین نشست خبری خود در مجلس نهم که در ساختمان مشروطه برگزار شد گفت این تفحص، تقدیم هیئت‌رئیسه نشده است. البته موضوع قابل توجه اینکه خجسته خبر داد که ممانعت‌های سیاسی و جلوگیری از قرائت گزارش باعث شده است در سیستم‌های اقتصادی بنیاد شهید یک‌سری تخلفات و اتفاقات جدید رخ دهد که آنها را در آینده مطرح خواهد کرد. همچنین علی لاریجانی رئیس مجلس نهم نیز در گفت‌وگو با وقایع اتفاقیه در پاسخ به این پرسش که چرا گزارش تحقیق و تفحص از بنیاد شهید که از طرف کمیته تفحص تقدیم هیئت‌رئیسه مجلس نهم شده است، هرگز قرائت نشد؟ گفت: نتیجه این گزارش تقدیم هیئت‌رئیسه مجلس نشده است و در اختیار کمیسیون مربوطه است. رئیس مجلس نهم تصریح کرد: در این مجلس، شش تحقیق و تفحص خوانده شد. دو تحقیق و تفحص انجام شد که قرائت نشده؛ یکی مربوط به منطقه آزاد بود، یکی هم مربوط به بنیاد شهید که کمیسیون‌ها هنوز اطلاعات لازم را نداده بودند و مسیر این‌گونه بود که باید اول کمیسیون‌ها تأیید کنند. اظهارات رئیس مجلس در حالی است که امیر خجسته، رئیس کمیته تحقیق و تفحص از بنیاد شهید با رد این ادعای مطرح شده که گزارش تفحص از بنیاد شهید، تحویل هیئت‌رئیسه نشده است، به وقایع اتفاقیه گفت: گزارش را به هیئت‌رئیسه تحویل داده‌ایم. نماینده همدان در مجلس نهم و منتخب مجلس دهم ادامه داد: از آنجایی‌که بین اعضای کمیته تحقیق و تفحص از بنیاد شهید در حمایت از این بنیاد اختلاف نظر وجود دارد و برخی از آن دفاع می‌کنند، برای تعیین تکلیف زودتر، آن گزارش را به هیئت‌رئیسه تقدیم کردم تا رئیس مجلس درباره آن تصمیم‌گیری کند، چرا که برخی اجازه نمی‌دهند گزارش این تفحص قرائت شود. رئیس کمیته تحقیق و تفحص از بنیاد شهید ادامه داد: کار تهیه گزارش تحقیق و تفحص از بنیاد شهید به پایان رسیده و گزارش آن نیز درنامه‌ای که شماره آن نیز موجود است، به دفتر رئیس مجلس تحویل داده شده‌است. خجسته در پاسخ به اینکه آیا هیئت‌رئیسه مجلس تحت فشارهای سیاسی اجازه قرائت گزارش را نمی‌دهد، اظهار کرد: بله، پس از نطقی که در این خصوص در صحن علنی ایراد کردم، گزارش را در اختیار آقای لاریجانی قرار دادم تا ایشان در این خصوص تعیین‌تکلیف کند، شاید هم فشارهای سنگین کاری باعث شده که این تفحص قرائت نشود. وی همچنین بیان کرد: گزارش تقدیم هیئت‌رئیسه شده است ولی آنها می‌گویند به کمیسیون مربوطه ارجاع داده شود تا به جمع‌بندی برسد. رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس نهم گفت: فشارهای سیاسی از بیرون و درون مجلس منجر به توقف قرائت گزارش شد و این بزرگ‌ترین ظلمی است که در حق ایثارگران شده است.
وی خاطرنشان کرد: همین ممانعت‌های سیاسی و جلوگیری از قرائت گزارش باعث شده است در سیستم‌های اقتصادی بنیاد شهید، یک‌سری تخلفات و اتفاقات جدید رخ دهد که آنها را در آینده مطرح خواهم کرد. خجسته تأکید کرد: با توجه به اینکه دو سال است این تفحص بلاتکلیف مانده است، اگر این روند همچنان ادامه داشته باشد از طریقی دیگر موضوع را دنبال و مطرح می‌کنیم و به نتیجه می‌رسانم.
امکان رسانه‌ای شدن بخش‌هایی از پرونده بنیاد شهید وجود ندارد
همچنین محمدعلی پورمختار رئیس کمیسیون اصل 90مجلس نهم به ایلنا گفته است: گزارش تحفص از بنیاد شهید در اختیار آقای لاریجانی قرار گرفته و چندین جلسه نیز با حضور ایشان، آقای خجسته و برخی از مسئولان بنیاد شهید برگزار شده اما واقعیت این است که این گزارش، گزارش خاصی است و امکان توضیح بیشتر درباره آن وجود ندارد. وی در پاسخ به این ‌پرسش که اگر این‌ پرونده در اختیار رئیس مجلس قرار بگیرد، مشکل را حل خواهد کرد یا خیر، گفت: به هر حال، رئیس مجلس بنابر قانون اختیاراتی دارد و تا جایی که اطلاع دارم، گزارش در اختیار آقای لاریجانی قرار گرفته و چندین جلسه نیز با حضور رئیس مجلس، آقای خجسته و برخی از مسئولان بنیاد شهید برگزار شده اما واقعیت این است که این گزارش، گزارش خاصی است و امکان توضیح بیشتر درباره آن وجود ندارد.
«وقایع اتفاقیه»

No responses yet

May 26 2016

پاسخ علی معلم به اخراج‌ها و باندبازی‌ها: شایستگی افراد را «من» تشخیص می‌دهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

کلمه: چکیده :معلم در مقابل خبرنگار پاسخ هایی سربالا و مبهم می دهد. او به برخی از سوالات اصلا پاسخی نداده و ادعا می کند که سوال مبهم است. وقتی از او در مورد کنار گذاشتن افراد با تجربه و جانشینی افراد بدون تجربه و تخصص پرسیده می شود. می‌گوید سوالات منطقی نیست دروغ است. وقتی خبرنگار سوال خود را مستند می کند او پاسخ می دهد تشخیص اینکه چه کسی توانایی و صلاحیت کار دارد با من است….

کلمه- گروه فرهنگی: دیکتاتورها انواع و اندازه های مختلفی دارند، دیکتاتورهای کوچک، متوسط و بزرگ، البته دیکتاتوری افراد رابطه مستقیمی با اختیارات و وظایف فرد و روحیه و شخصیت او دارد. مصاحبه اخیر علی معلم دامغانی با خبرگزاری ایلنا بخشی از شخصت دیکتاتور مآب او را در معرض دید گذاشته است.

معلم در مقابل سوال‌های روشن خبرنگار پاسخ هایی سربالا و مبهم می دهد. او به برخی از سوالات اصلا پاسخی نداده و ادعا می کند که سوال مبهم است. مثلا وقتی از او در مورد کنار گذاشتن افراد با تجربه و جانشینی افراد بدون تجربه و تخصص پرسیده می شود. پاسخ می دهد که سوالات شما منطقی نیست شایعه و دروغ است، مدرک ارائه دهید.

وقتی خبرنگار سوال خود را مستند می کند و نام افرادی که وادار به ترک کار خود شده اند را مطرح می کند، معلم دامغانی پاسخ می دهد تشخیص اینکه چه کسی توانایی و صلاحیت کار دارد با من است و در واقع با این پاسخ ادامه بحث و پرسش را غیر ممکن می کند.

البته نشان دادن قدرت تشخیص او در توانایی و صلاحیت افراد نیازی به تحقیق و جستجوی زیادی ندارد. نگاهی گذرا به فعالیت های فرهنگستان هنر در سال های اخیر بیانگر سیر نزولی این سازمان دولتی است.

به گزارش کلمه، بعد از کودتای انتخاباتی سال ۸۸، محمود احمدی‌نژاد در راستای سیاست‌های تمامیت خواهانه‌اش در اساسنامه فرهنگستان‌ها از جمله فرهنگستان هنر دست برد و دو تغییر مهم را اعمال کرد تا هم نحوه انتخاب اعضای فرهنگستان تغییر کند و هم رئیس فرهنگستان که تا آن زمان به پیشنهاد اعضای پیوسته انتخاب می‌شد، به انتخاب خود او باشد.

با همین تغییرات علی معلم‌دامغانی به عضویت فرهنگستان هنر درآمد و در اول دی ماه ۱۳۸۸ نیز احمدی‌نژاد سفر استانی خود به فارس را نیمه‌تمام گذاشت تا با شرکت در جلسه‌ شورای عالی انقلاب فرهنگی کینه‌های شخصی خود را از میرحسین موسوی بر سر فرهنگ و هنر ایران آوار کند. در آن جلسه احمدی‌نژاد، معلم‌دامغانی را به عنوان رئیس جدید فرهنگستان معرفی کرد.

نتیجه این تغییر لغو تعداد زیادی از طرح‌های پژوهشی و حرکت فرهنگستان هنر به سمت چاپ و فروش کتاب و فعالیت اقتصادی بود. یکی از عجیب ترین اقدامات معلم دامغانی در این سازمان اجاره تالارها به بخش خصوصی بود آن هم به بخش هایی که با کارکرد این نهاد فرهنگی مطابقتی نداشت. به عنوان مثال تالارهای ایران و باربد که در ساختمان اصلی فرهنگستان هنر واقع در خیابان ولیعصر است و تالارهای مجموعه فرهنگی – هنری آسمان را واقع در زعفرانیه، به بخش خصوصی اجاره داده شده آن هم به شرکت‌هایی که مطلقا ماهیتی فرهنگی- هنری ندارند بلکه کاملا تجاری هستند. یکی از آنها شرکت هنکل آلمان است که در زمینه مواد شوینده فعالیت می‌کند.

در سال ٩٠ جمعی از کارمندان فرهنگستان هنر در نامه‌ای خطاب به معلم‌دامغانی از عملکرد مدیریتی او انتقاد کردند و نوشتند: «باندبازی‌های پی‌درپی، جابه‌جایی‌های نابجا و سوءمدیریت چنان بر این فرهنگستان تاخت که فرهنگستان هنر مانند نیستانی گرفتار در آتش قدرت به خاکستر افسوس تبدیل شد».

متن این مصاحبه گویای مواضع و روحیه علی معلم دامغانی است:

بیش از ۱۷ سال از آغاز به‌کار فرهنگستان هنر گذشته و در این مدت تنها دو نفر بر مسند مدیریت این عالی‌ترین نهاد هنری کشور تکیه زده‌اند. طی این سال‌ها به‌ویژه در ۷-۶ سال اخیر؛ آمار حواشی پیرامون تغییر ریاست این نهاد، پایان همکاری با ٢٨ نفر از کارکنان آن، همچنین انتقاد از عملکرد این روزهای فرهنگستان که به‌جای تمرکز بیشتر روی پژوهش‌ (به‌عنوان یکی از کارکردهای اصلی چنین مجموعه‌ای) به سمت راه‌های درآمدزایی رفته است؛ به شدت بالا گرفته است. شدت اعتراض‌ها ازسوی کارکنان این نهاد نیز کم نبوده که گاه انتشار بیانیه‌هایی را به دنبال داشته است. اعتراضاتی که درنهایت به طرح سوالاتی بنیادین منجر شده است: جایگاه فرهنگستان هنر در فضای امروز جامعه‌ی فرهنگی و هنری کجاست؟ در سال‌های اخیر این فرهنگستان چه کارنامه‌ای در سیاست‌گذاری امور هنری از خود به‌جای گذاشته؟ خروجی اصلی و مهم فعالیت‌های متنوع فرهنگستان برای رسیدن به اهدافی که طبق آیین‌نامه عهده‌دار آن است، چیست؟

علی معلم‌دامغانی (رئیس فرهنگستان هنر) به سوالات و حواشی چگونی مدیریت فرهنگستان هنر در شش سال اخیر پاسخ داد. گرچه به‌نظر انجام این مصاحبه رضایتِ خاطر او را فراهم نکرده و او از گفتگویش چندان راضی به‌نظر نمی‌رسید.

-قبل از ورود به سوالات؛ اگر صلاح می‌دانید توضیحی درباره‌ی اوضاع و احوال این روزهای فرهنگستان بفرمایید.

این یک مسئله بدیهی است که هر شخصی به‌عنوان مدیریت و مسئول یک موسسه؛ در پاسخ به چنین سوالی می‌گوید همه چیز خوب است و کمبود و مشکلی وجود ندارد. یکسری از فعالیت‌های فرهنگستان در قالب گزارش‌های رسمی به وزارت‌خانه و حتی خبرگزاری‌ها ارسال می‌شود. مجلس، ریاست جمهوری و شورای عالی انقلاب فرهنگی هم بعضا گزارش‌های مفصلی از ما می‌خواهند و ما هم آنها در اختیارشان قرار می‌دهیم. پس بهتر است سراغ سوال‌های شما برویم. آنهم سوال‌هایی که منطقی باشد، درست باشد و سوالی باشد که من بتوانم جواب بدهم.

-برخی به مدیریت جنابعالی در فرهنگستان هنر انتقاداتی دارند. مثلا می‌گویند نیروهای باتجربه از فرهنگستان کنار گذاشته و افرادی جانشین‌شان شده‌اند که شأن علمی و نسبتی با فرهنگستان نداشته‌اند. می‌گویند عمر مدیران این نهاد فرهنگی معمولا چندماه بیشتر نیست. می‌گویند هنرمندان دیگر تمایلی به تعامل با فرهنگستان ندارند. شما چه پاسخی به انتقادات مطرح شده دارید؟

خبرگزاری یعنی بررسی مسائل به نیابت از مردم. خود من و خود شما هم یکی از مردم هستیم. پس سوال‌ها باید خردمندانه باشد و جهت‌گیری خاص در آن دخالت داده نشده باشد. سوال‌هایی که شما قبلا هم مطرح کرده بودید خیلی جنبه‌ی منطقی و درست نداشت.

این مسئله تا زمانی که نام نبرید از کسانی که سابقه داشتند و از اینجا مرخص شده‌اند و همچنین کسانی که آمدند و شایستگی لارم را نداشتند، قابل پاسخ نخواهد بود. اینکه من بخواهم به شایعه و نظرات دیگران پاسخ بدهم؛ درست نیست و زیر بار خبر دروغ هم نمی‌روم. خبر بی‌امضا، شایعه و جرم است. چراکه این‌جا هم دو شخصیت مدنظر است. اول شخصیت حقوقی فرهنگستان و دوم شخصیت حقیقی علی معلم به‌عنوان یک فرد که به عنوان مدیریت فرهنگستان هنر انجام وظیفه می‌کند. اول مدارک و مستندات این ادعاهای خود را مطرح کنید و بعد پاسخ بخواهید.

-مثلا محمدمهدی حیدریان (معاون هنری فرهنگستان) و بهمن نامورمطلق (دبیر این نهاد) و برخی کارمندان استعفا داده‌اند حسن بلخاری و محسن زارع نیز برکنار شدند. همچنین به‌طور واضح‌تر در فراز و فرودی که فرهنگستان در سال‌های ۸۸ تا ۹۱-۹۰ داشت؛ نزدیک به ۲۸ نفر از نیروهای فعال فرهنگستان برکنار یا استعفا داده‌اند. اتفاقا یکی از بخش‌هایی که تحت‌تأثیر این اتفاقات، نیروی انسانی بیشتری از دست داده، مجموعه پژوهشی فرهنگستان هنر است که از قضا از ارکان اصلی‌ فرهنگستان است.

بنده که اینجا هستم تصمیم‌گیری بسیاری از مسائل فرهنگستان به عهده‌ی من گذاشته شده ازجمله تشخیص اینکه چه کسی صلاحیت و توانایی کارها را دارد و چه کسی شایسته‌ی چه کاری است.

بنده وقتی به فرهنگستان آمدم؛ اینجا بازمانده‌ی یکسری حوادث و اتفاقاتی بود که به بنده هیچ ارتباطی نداشته و ندارد. اما نگاهی که به فرهنگستان می‌شد به حساب آن حوادث گذاشته شد و هنوز هم می‌شود. برخی از افراد نیز در این حوادث؛ چهره‌های شاخص و موثری بودند. در این مورد هم نمی‌خواهم توضیح بیشتری بدهم، ولی شما بروید سوابق همان آقایان، آقای نامور و دیگران را ارزیابی کنید و از مقامات قانونی هم بپرسید. بعد از دانستن این مسائل احتمالا متوجه می‌شود که شاید اصلا چنین سوالی را نباید خطاب به من مطرح کنید و باید از ارگان‌ها و مسئولان دیگری پیگیر چرایی این اتفاقات باشید.

درثانی بسیاری از آدم‌ها در این کشور مدعی دانستن هستند درحالی‌که واقعا چنین نیست. تشخیص این مسئله در حوزه‌ی فرهنگستان هنر بازهم با بنده است. من مسئول هستم و شما درباره‌ی مسئولیت من؛ در یک محیط فرهنگی و اینکه اثبات کنم لایق این کار هستم یا خیر؛ بپرسید. آن را هم نمی‌دانم که چگونه اثبات کنم که صلاحیت دارم یا نه. سوالاتی بپرسید که به کار ما بیاید. اگر در یافتن حقیقت این مسائل جدی هستید و آن آقایان شاکی هستند؛ نسبت به این مسئله می‌توانند به مراجع قانونی مراجعه کنند.

در این کشور به صرف اینکه فلانی چنین گفته و چنین حرفی بوده، نمی‌توان حکم قطعی داد و کسی را مورد بازخواست و سوال قرار داد. یکبار دیگر هم ایلنا درباره‌ی فرهنگستان هنر مرتکب ستم شده و چیزهایی نوشته که نباید می‌نوشته است.

-مثلا دیگر انتقاد وارده به مدیریت شما؛ نوع برخورد با ساختمان‌ها و مراکز تحت پوشش فرهنگستان است. به‌نظر می‌رسد دغدغه این سال‌های فرهنگستان هنر، کسب درآمد است به همین دلیل با اجاره سالن‌ها به بخش خصوصی و تمرکز بر چاپ و فروش کتاب بیشتر به سمت کسب درآمد رفته است تا پژوهش و سیاست‌گذاری. حال سوال این است که برای مرکز فرهنگی و هنری آسمان در زعفرانیه چه اتفاقی افتاد؟ چرا و با چه توجیهی سالن‌ها، گالری‌ها و تاسیسات گران‌قیمت این مرکز به بهانه تغییر کاربری ابتدا تخریب شد و سپس به حالت اولیه برگردانده شد؟

این سوال باز در زمره‌ی سوالاتی است که بیشتر جنبه‌ی شایعه و حاشیه دارد. چنین اقداماتی اگر بدون منطق و بی‌جواب صورت می‌گرفت؛ در مملکت قانون وجود دارد؛ حتما پیگیری می‌شد.

مسئله‌ی به‌هم خوردن ساختمان‌ها مربوط به زمان آقای احمدی‌‌نژاد است و حوادثی که اتفاق افتاده را؛ قانون از آن خبر دارد. شما بروید از حساب‌رسی و دادگاه‌های آنجا که درباره‌ی برخی آدم‌های فرهنگستان و خود بنده تشکیل شد، پیگیری کنید. نتیجه‌ی پیگیری قانونی این‌ موضوع را از آن‌جا تحقیق کنید چون گفتار من مسلما به نفع خودم خواهد بود و این از مرام خبرنگاری به دور است که از یک نفر چیزهایی بپرسند که صرفا از خودش دفاع کند.

فکر می‌کنم شما درصدد کشف خبر نیستید و تنها اتهاماتی را بهانه‌ی سوالاتی کردید. تا اینجا حتی یک سوال منطقی هم نداشته‌اید. اگر مسئله‌ای به حد شیوع رسیده باشد و آنقدر مطرح بشود که ده تا مجله و تلویزیون هم آن را تکرار کنند، شما حق دارید درمورد آن از من سوال کنید، اما اینکه به صرف حرف یکی دو نفر، جریانی با خود شما، علیه فرهنگستان و مدیریت آن شروع شود؛ خیر. من می‌توانم از شما شکایت کنم.

-توجیه تعطیلی برنامه‌های بین‌المللی مانند دوسالانه‌های عکس و پوستر، کاریکاتور، خوشنویسی و همایش‌های علمی و پژوهشی بین‌المللی و ملی مانند مکتب اصفهان و مکتب شیراز چه بود؟ هزینه صرفه‌جویی شده از محل تعطیلی این برنامه‌ها در کجاها مصرف شده است؟

اصلا شما از برنامه‌های فرهنگستان اطلاع دارید که کدام‌ها کنسل شده و کدام‌ها هنوز اجرا می‌شود؟ این‌که برنامه‌هایی که نام بردید؛ تعطیل شده؛ مورد و موضوع نیست. یا مورد و موضوع را تشخیص نمی‌دهید یا با دلیلی سوال جهت‌دار می‌پرسید. فعالیت‌های فرهنگستان موضوعی است و مواردی هست که امروز اجرا می‌شود و فردا نه. ده روز دیگر هم شاید کارهای امروز تغییر کند و برنامه‌های جدید جایگزین شود.

سوالات شما اصلا منطقی نیست و اساس تمام‌شان شایعه است. چند مسئله که نمی‌دانم چه کسی القا کرده را مبنای خبر و سوالات خود قرار داده‌اید.

سوال درباره‌ی این موضوع را بهتر است و باید این طوری بپرسید که ارتباط فرهنگستان با کشورهای خارج هنوز هم ادامه دارد یا خیر؟ فرهنگستان عهده‌دار کار فرهنگ و هنر کشور است. فرهنگ چیست و هنر چیست؟ اگر فرهنگ و هنر را خوب بفهمید؛ از خط شروع می‌کنم و فعالیت‌ها فرهنگستان در حوزه‌ی خط، تجسمی و هنرهای سنتی و صنعتی را برای شما شرح می‌هم.

شما سوال اساسی ندارید. بنا نیست هرچه که خواستید بپرسید و هرچه که دلتان خواست از حرف‌های من برداشت کنید. یک طرف قضیه هم من هستم و اگر حرف من کم و زیاد شود؛ به عهده‌ی شما است.

صورتِ شکلیِ کارهای فرهنگستان ممکن است عوض شده باشد. یعنی اگر زمانی ما براساس دوسالانه‌ها با جهان خارج از ایران ارتباط داشتیم طی سال‌های اخیر هم با برگزاری نشست‌ها با مثلا کره‌ای‌ها و تاجیک‌ها یا دیگر کشورهایی که هنرمندان خود را به ایران فرستاده‌اند و ما هم متقابلا برنامه‌هایی در آن‌‌ کشورها اجرا کرده‌ایم، ارتباط فرهنگی را حفظ کرده‌ایم. پس شکل کار شاید تغییر کرده باشد اما کلیات کار و اصل موضوع که ارتباط فرهنگی و هنری با سایر کشورها است را منحل نکردیم.

این سوال اگر درست اتفاق می‌افتاد باید می‌پرسیدید در حوزه‌ی این کار موضوعی؛ فرهنگستان در دروه‌ای که شما هستید رشد کرده یا عقب رفته؟ آیا ارتباطات بیشتر شده با کمتر؟ ارتباطات آیا با سیاست مملکت همخوانی دارد یا خیر؟ امروز آیا شما برنامه‌ای برای آینده دارید یا ندارید؟

این روابط هم مطابق با سیاست کشور تدارک دیده می‌شود. ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که تمام کشورهای دنیا موضع دارند و هرکدام منطق خاص خودشان را دارند. فرهنگستان جزئی از یک کشور است و باید با همه‌ی مسائل یا سیاست‌های کلی نظام همخوانی داشنه باشد. در حوزه‌ی ارتباط با دیگر کشورها نیز باید با سیاست مملکت چک کند. پس این رابطه وجود دارد و ما نمایشگاه‌هایی از هنرمندان ایرانی در دیگر کشورها داشته و داریم.

ما فکر می‌کنیم امروزه دو طبقه در حوزه‌ی هنر و آثار هنری مورد ستم قرار می‌گیرند: یکی هنرمند که تولید می‌کند و آثارش به کمترین قیمت خریداری می‌شود و دیگری کسی که دوست‌دارِ هنر است و آثار هنری را هم به گران‌ترین قیمت می‌خرد. پس باید فرهنگستان هنر با تمام موسسات فرهنگی در کشورها هنری مثل ایتالیا، فرانسه و چین ارتباط داشته باشد تا زمینه‌ای فراهم شود که نمایشگاه و فروشگاهی داشته باشیم و کارهای هنری به وسیله‌ی دلال‌ها خرید و فروش نشوند.

مثلا اگر در چین هنری تولید می‌شود و یک ایرانی مشتری آن است به کشور فرستاده شود تا در نمایشگاه و فروشگاهی که درنظر گرفته شده، عرضه شود. همین طور اگر اثری در ایران تولید شده و در کشوری دیگر خواهان دارد، از طریق موسسات فرهنگی و هنری ارسال شود، نه دلال‌ها. این ستم هنری باید کم شود تا نه تولیدکننده و نه هنردوست متضرر نشوند. این یک پروژه‌ی بین‌المللی است که در فرهنگستان به دنبال آن هستیم و با یونسکو و برخی کشورها نیز برای تحقق آن وارد مذاکره شده‌ایم.

-استودیویی که در طبقه پنجم ساختمان ستادی و مرکزی فرهنگستان ساخته شد و دیگر زیرساخت‌های اینچنینی براساس کدام استانداردهای کارشناسی به پا شده و می‌شوند؟ این استودیوها و مراکز هم‌اکنون چه استفاده‌ای دارند؟

فرهنگستان یک محیط بسیار بزرگی است با امکانات فوق‌العاده مثل نمایشگاه، استودیو، بخش سینمایی، بخش تئاتر، پژوهش و انتشارات. از این امکانات نیز در راستای سه- چهار سطح فعالیت‌های مختلفی که برای تلویزیون، رادیو و … دارد؛ استفاده می‌کند.

اگر نسبت به ایران درنظر بگیریم چون من سابقه‌ی زیادی در رادیو و تلویزیون و موسسات فرهنگی دیگر داشته‌ام و در زمینه‌ی موسیقی هم هشت سال موسیقی رادیو و تلویزیون دست من بود، معتقدم نسبت به آن استانداردها، استودیو فرهنگستان مدعی فعالیت در بالاترین سطح‌ است. نمونه‌‌هایی از فعالیت‌های موسیقی هم آماده شده که هز زمان لازم بود اینها را در معرض دید همه قرار می‌دهیم. گو اینکه برخی هم کاملا روشن و شفاف اعلام شده است.

ما در فرهنگستان در زمینه‌ی موسیقی ردیف کار جدی می‌کنیم. در زمینه‌ی موسیقی فولکلر هم کار تحقیقی و هم ثبت آثاری که تا به حال یا خوب ثبت و ضبط نشده و در اختیار مردم قرار نگرفته، یعنی به وسیله‌ی کسانی ضبط و منتشر شده که بالاخره اهل فن ایراداتی نسبت به آن دارند، را مدنظر داریم. موسیقی پاپ هم کار می‌کنیم و از همه‌ی این‌ها بالاتر یک بخش از فعالیت‌های فرهنگستان در حوزه‌ی موسیقی کار روی موسیقی آیینی- تبلیغی است که شاید جای این سبک موسیقی در حال حاضر خالی باشد.

ما زیارتگاه‌هایی داریم مثل مشهد، مثل قم که رسم است زائران در هر زیارتگاه برای خود هدایا و سوغاتی تهیه می‌کنند. همیشه جای یک سوغاتی معنوی در چنین سفرهایی خالی بوده مثل سی‌دی نوار و کتاب. این زمینه‌های هنری هم به کار فرهنگستان نزدیک است و هم تبلیغ اخلاق می‌شود که به کار انسان‌ها در این برهوت پرآشوب می‌آید. اخلاق و تبلیغ‌های اینچنینی اگر با هنر همراه شود شاید از تعصبات کورکورانه کم کند و به دانایی و روشنایی بیانجامد. بخشی از کارها در این حوزه انجام می‌شود و تقریبا کارهایی هم هست که آماده عرضه شده است.

در حوزه‌ی کتاب هم سه کار انجام می‌دهیم. اول تصحیح آثار گذشتگان، دوم ترجمه‌ی آثار مورد نیاز کشور و اخیرا شروع به انجام فعالیت‌های مرتبط با ترجمه‌ی آثار ایرانی به دیگر زبان‌ها کرده‌ایم. فعالیت بعدی هم تالیف و تصنیف آثار پژوهشی مورد نیاز کشور است. بسیاری از پروژه‌های پژوهشی فرهنگستان آماده و عرضه شده و بسیاری هم در حال انجام است. هر وقت هم رسانه‌ای که سوال منطقی داشت؛ نیاز دید از نزدیک شواهد و نیروها را در اختیارشان می‌گذاریم.

-شیوه اتخاذ قراردادهای فرهنگستان چگونه است؟ چه کسانی بر کیفیت و هزینه‌های مشخص شده نظارت می‌کنند؟ آیا امکان انتشار موضوع و مبالغ این قراردادها وجود دارد؟ نتایج پژوهش‌های انجام شده چگونه قابل دسترسی است؟ چه نهادهایی پژوهش‌ها را خریداری کرده یا روی آنها سرمایه‌گذاری مادی یا معنوی کرده‌اند؟

قراردادهای فرهنگستان مطابق عرف کشور که در تمامی موسسات فرهنگی هم لحاظ می‌شود؛ منعقد می‌شود. یکی از مسائلی که دست‌کم در مورد مدت حضور خودم در فرهنگستان می‌توانم درباره‌اش خیلی مطمئن صحبت کنم این است که مسائل مالی در فرهنگستان کاملا مراعات شده و می‌شود. الا اینکه برخی از آقایان هنوز کارهای پژوهشی خود را به اتمام نرسانده‌اند و ما در حال دعوی و دعوا هستیم بر سر این موضوعات که یا کار را تمام کنند یا زمینه‌ای فراهم شود تا اشخاصی برای اتمام کار استخدام شوند و هزینه را آن‌ها بپردازند. فرهنگستان مسئله‌ی مبهم مالی ندارد، چون هم حساب‌رسی انجام می‌شود و هم به واسطه‌ی مکانیزه بودن سیستم حسابرسی‌ها همه به همه‌چیز تسلط و دسترسی دارند. اینجا هیچ مسئله‌ی مالی پنهانی وجود ندارد.

-به دستور شما ۵ مجله تخصصی فرهنگستان متوقف شدند و جنابعالی درباره آنها گفته‌اید که خمیر کردنشان بهتر از انتشارشان است. هنوز بسیاری از متخصصان و کارشناسان هنری معتقدند این نشریات دارای کیفیت هستند و سهم مهمی در تولیدات فکری و هنری داشته‌اند؟ جایگزین شما برای این نشریات چه بود و کدام مجله یا تولید مکتوب فرهنگستان را می‌توان به‌جای آنها معرفی کرد؟

من موردی می‌شنوم و موضوعی پاسخ می‌دهم. شما از مجلاتی که در موسساتی مثل فرهنگستان منتشر می‌شود آیا خبر دارید یا خیر؟ این مجلات در مواردی درواقع یک نوع کار غیرفرهنگی است چون کسانی مبالغی می‌دهند و مقالاتی در آن‌ها چاپ می‌کنند و بعد این‌‌ها را به خورد دانشگاه می‌دهند و مدارجی را کسب می‌کنند که شایسته‌ی آن نیستند. چنین موضوعاتی حتما باید درنظر گرفته شود و نباید بدون تفکر و تعقل صحبت کرد. منطقی نیست که یک نفر از همان اول بگوید این مجلات را خمیر کنید، مگر اینکه آن مجلات جرم باشند یا جریمه‌ای داشته باشد.

همین اندازه مسئله را باز می‌کنم و توضیح بیشتر را در قبال ارائه‌ی سند ضبط شده از این حرف من که درباره‌ی مجلات عنوان کردید، خواهم گفت. اگر یک آدم حسابی این حرف را زده باشد و روی آن هم بایستد که من این حرف را از معلم شنیدم، من جواب می‌دهم. اما اینکه می‌گویند فلان اتفاق افتاده و شما جواب بدهید؛ نمی‌شود. چرا تا زمانی که سندیت و صحت ادعاها مشخص نیست؛ من در مقام پاسخگویی بربیایم؟

شبکه‌های مجازی باعث شده سرعت انتشار اطلاعات غلط یا درست بسیار بالا برود. خبرنگاران رسمی تحقیقات خود را کامل کنند و از سندیت موضوع مطمئن شوند و بعد سوال در آن مورد مطرح کنند. این سوالات واقعاً سوال شماست یا تنها تحت تاثیر برخی حواشی قرار گرفتید تا سوالات مذکور را مطرح کنید؟ بازهم تاکید می‌کنم که این‌ها اصلاً سوال نیست من به شایعه جواب نمی‌دهم. یک نفر یک نسبتی به من می‌دهد. این نسبت باید اثبات شود وگرنه اینکه یک نفر بگوید ما شنیدم شما فلان کار را انجام داده‌اید یا فلان حرف را زده‌اید؛ من چرا باید جواب دهم.

-برای همایش مکتب اول تهران (قاجار) قریب به دویست کتاب در حوزه‌های مختلف تعریف و حتی تعدادی از آن‌ها آماده چاپ بودند، سرانجام این کتاب‌ها چه شد؟

این سوال هم مجدد با پیش‌زمینه‌ی حاشیه‌ای و بدون صحت مطرح می‌شود. اصولاً مسئله مکتب در کشورها گستره زیادی دارد چه در موسیقی و چه در نقاشی و زمینه‌های دیگر. تالیف و نوشتن از مکاتب مختلف نیازمند کارشناسی و دقت بسیار است. باید مشخص کنید این کتاب‌هایی که می‌گویید به مکتب نقاشی مربوط بوده‌اند یا به مکتب موسیقی و …

برای چنین پرسشی شما باید بدانید مثلاً مکتب اصفهان و هرات چه نسبتی با هم دارند یا در طول هم هستند و یا … این یک سوال فنی است که تنها در صورت دانستن معلومات مرتبط با آن می‌توانم با شما در این مورد دیالوگ کنم. اگر درباره سرانجام پروژه سوال دارید تنها به کلمه کتاب که شنیده‌اید؛ نمی‌توانید استناد کنید. باید مشخص شود این پروژه چه بوده نه اینکه تنها با ذکر یک عنوان سوالات بی‌اساس مطرح کنیم.

شما تنها یک کلمه مکتب را عنوان می‌کنید و اینگونه سوال کردن منصفانه نیست. اگر بنا باشد همه خبرنگارها با این سبک و روش خبر بزنند، دید نادرست به مردم منتقل می‌شود. عده‌ای تنها متهم می‌کنند تا بنده هم بنشینم اینجا و وقت خودم را صرف پاسخ دادن به آنها بکنم. من نه اتهام را می‌شنوم و نه اتهام وارد می‌کنم. مجدد خواهش می‌کنم سوالات منطقی مطرح کنید.

اگر این منظور سرانجام این پژوهش‌ها است، اولاً این سوال را برای چه می‌پرسید؟ دوماً چنین سوالی از کجا در ذهن شما شکل گرفته است؟ من اول باید این سوالات را بپرسم که شما درباره‌ی سرانجام پروژه حرف می‌زنید یا ارزش پروژه و اینکه باید باشد یا نباشد؟ می‌توانید بپرسید اگر فعالیتی باید ادامه می‌داشته و ما آن را کنار گذاشتیم؛ علت چیست؟ اما این سوال مردود است.

-در این سال‌ها بودجه بیشتری نسبت به مدیریت قبلی در اختیار فرهنگستان قرار گرفته که برحسب ارقام و اعداد تقریبا یک و نیم برابر بودجه‌های قبلی است. با این بودجه کدام اثر هنری به گنجینه فرهنگستان اضافه شد؟ چرا معاون و مشاور شما این گنجینه را بی‌ارزش خوانده و پیشنهاد فروش آن‌ را داده بود؟ اصولا چرا بخش مهمی از برنامه‌های این مرکز تعطیل شده؟ آیا مشکل شما فقط بودجه است؟

اگر از بودجه فرهنگستان واقعاً اطلاع داشته باشید؛ می‌دانید که در این سال‌ها این موسسه آنقدر در تنگنا بوده که بودجه کسانی که نفوذ سیاسی دارند و به عنوان حق عضویت مبلغی دریافت می‌کردند را قطع کرده است. به عنوان مثال هزینه‌ی حق عضویتی که به آقای لاریجانی رئیس مجلس پرداخت می‌شد را به همین دلیل قطع کرده‌‌ایم چون به شدت کمبود بودجه داشته و داریم. آقای لاریجانی به‌عنوان رئیس نمایندگان مردم بهترین کسی بود که می‌توانستیم و باید بودجه‌اش را قطع می‌کردیم و اگر دست‌مان می‌رسید حقوق مجلس‌اش را هم می‌گرفتیم تا اینجا خرج فرهنگ کنیم.

علت اینکه ما به‌جای گفت‌وگو در حال نزاع با یکدیگر هستیم این است که سوالات شما جهت‌دار است و بی‌طرفانه نیست. در یک جواب کلی می‌توانم بگویم مشکل فرهنگستان‌ها بودجه نیست. مشکل اصلی بودجه است به علاوه قانون و اینکه محدودیت‌ها از حد بیرون است، محدودیت‌ها قانونی هم نیست و مرجعی هم برای رسیدگی این مسائل وجود ندارد. فرهنگ یک کالاست و هرچه که تولید شود در معرض دید همه قرار می‌گیرد. اگر بتوانیم جواز این مسئله را بگیریم که ما حتی شده به وسیله‌ی سایت تبلیغ کارهای هنری و فرهنگی ارائه شده را بکنیم؛ نه تنها بودجه نمی‌خواهیم بلکه حتی شاید به دولت هم کمک بکنیم. اما مسئله اینجاست که برای شروع بودجه نداریم و برای کار مرجعی وجود ندارد.

امسال و سال‌هایی مثل امسال خشکسالی است در همه جا پس امیدی به کار کشاورزی نیست. صنعت هم آب می‌خواهد پس در حال حاضر امید ایرانی باید به فرهنگ و هنرش باشد. یعنی ما باید کالای دیگری را تولید کنیم. وقتی هم صحبت از اقتصاد مقاومتی است، یعنی باید زمینه‌ای را فراهم کنیم تا مردم ما بتوانند از راه فرهنگ و هنر درآمد داشته باشند. چنان که در همه دنیا چنین درآمدهایی وجود داشته و دارد. اساس بسیاری از کارهای سینمایی، انیمیشن و حتی رمان‌ها ریشه مشرق‌زمینی دارند یا در نتیجه مطالعاتی که فرد در این منطقه داشته به دست‌آمده خلق شده‌اند. پس ما هم باید در این حوزه تولیداتی که حرفی برای گفتن داشته باشند؛ ارائه بدهیم، خصوصاً اینکه غرب؛ آتشی که به واسطه رسانه‌ها و اینترنت به سمت ما روانه می‌کند را کاهش نمی‌دهد و راه ما را بسته است و حتی نمی‌توانیم به طرف غرب جوی آب روانه کنیم تا این آتش خاموش شود. پس مشکل اینجا بودجه نیست و جواز است.

-چرا مجوز تعطیلی دو موسسه صبا و انتشارت متن صادر شد و چه شد که از تعطیلی آنها صرف‌نظر کردید؟

متاسفانه تحقیقی پشت حرف‌ها و ادعاهای اینچنینی نیست. چه کسی گفته که این دو مرکز قرار بوده تعطیل شود؟ مگر ما می‌توانیم فعالیت موسسات متن و صبا را کنار بگذاریم. هر پژوهشکده و بخشی که متعلق به اینجا بوده براساس اساس‌نامه و عرف موقعیت‌شان معلوم است. ما یک فرهنگستان هنر داریم که مرکز است و موسساتی وابسته دارد که به پشتوانه‌ی مادی و معنوی ‌آن‌ها فعالیت می‌کند. مثلا باید درآمدهای حاصله‌ی این موسسات به فرهنگستان بازگردد تا صرف فعالیت فرهنگ و هنر بشود.

در این مراکز باید نمایشگاه با پشتوانه‌ی استقال عمومی دایر باشد حتی به تقاضای بیرون آثار ارائه بدهند. باید در این مراکز نمایشگاه‌هایی عرضه‌ شوند که تقاضا داشته باشد و مردم استفاده ببرند تا برای فرهنگستان درآمدزآیی هم بشود. صحبت از تعطلیلی مراکز متن و صبا مثل این است که کسی دو ساختمان داشته باشد که از اجاره بهای آن‌ها کسب درآمد می‌کند و بعد بگوید من می‌خواهم این خانه‌ها واگذار یا تعطیل کنم.

در این سال‌ها روزی نبوده که در موسسه‌ی صبا نمایشگاه دایر نباشد. تمام دیوارهای صبا یک روز هم خالی نبوده است. موسسه‌ی متن هم که هر سال با تعداد مشخصی کتاب در نمایشگاه کتاب شرکت می‌کند. هر سال حدود ۳۰ عنوان کتاب جدید و حوزه‌های مختلف ناشر برگزیده وقتی موسسه‌ای همچین راندمانی دارد عجیب است که بخواهد تعطیل شود.

کارنامه‌ی متن و آنچه در آن انجام شده را هم قرار است صورت رسمی برای خبرگزاری شما هم بفرستند که هم تحقیق بهتری باشد و هم این سخنان یک دفاع از شخص خودم به حساب نباید. مدیران متن و صبا و پژوهشکده‌ی آسمان و مراکز دیگر هم اگر نیاز بود هماهنگ می‌کنیم تا به سوالات شما پاسخ بدهند ولی انصافا سوالات مبتنی بر تحقیق باشد، حتی اگر بر ضدفرهنگستان و خود من مطرح شود.

بنده را که فرستادند اینجا این صندلی مدیریت را خیلی حقیقی نمی‌بینم چون امروز من در اتاق طبقه‌ی هفتم فرهنگستان نشستم و فردا شحص دیگری جای من خواهد بود. اما بسیاری افراد تا یک صندلی مدیریتی به آن‌ها واگذار می‌شود آن صندلی و موسسه‌ی مربوطه را ملک شخصی خود می‌بینند. کسی که در متن بوده یا در صبا بوده مدعی شده که تمامی این مراکز برای او بوده درحالی‌که مدیر متن و مدیر صبا و خود بنده متعلق به فرهنگستان هنر هستیم و فرهنگستان برای مردم است. وقتی چنین جواب نقضی به آن‌ها داده می‌شود که متن برای شما نیست و شما مال متن هستید؛ آن وقت به‌صورت شایعه می‌گویند که بنا به تعطیل کردن این موسسات بوده است. مملکت ما هم که مملکت شایعه است.

ما در فرهنگستان به دنبال تبلیغات آنچنانی نیستیم. فرهنگستان سایت دارد و اطلاعات از این پس کامل‌تر روی سایت قرار می‌دهیم تا شفاف‌تر خبرهایی که مردم باید بدانند را به آن‌ها برساند.

-فرهنگستان هنر، یک موسسهٔ پژوهشی جزء نیست که مانند برخی از موسسه‌های پژوهشی دولتی یا خصوصی تنها مشغول تحقیق، آموزش و انتشار یافته‌های خود در حوزه‌ای تخصصی باشد. فرهنگستان هنر درواقع وجهه کشوری و ملی دارد که مسئولان آن‌ را بالاترین مقام‌های دولتی انتخاب می‌کنند، پس انتظار می‌رود تولید و انتشاری متفاوت از موسسه ارایه شود که دامنه‌ای وسیع در حد مشخص‌ کردن سیاست‌ها هنری و فلسفه‌ی هنر کشور داشته باشد. مشخص کردن فلسفه‌ی هنر مطلوب، برنامه‌‌ریزی برای تبیین فلسفه‌ی هنر رسمی و تهیه نقشه‌ی جامع علمی کشور بخشی از مهمترین فعالیت‌هایی است که از فرهنگستانی در سطح فرهنگستان هنر انتظار می‌رود. اما به‌نظر می‌رسد حوزه‌ی عمل این فرهنگستان هنوز حتی برای طراحان و تصویب‌کنندگان آیین‌نامه‌ی آن نیز روشن نیست و صرفا برای عقب نماندن از ملل توسعه یافته نسبت به احداث و راه‌اندازی چنین موسساتی اقدام کرده‌ایم.

بله این‌ مواردی که ذکر شد در حیطه‌ی وظایف فرهنگستان به‌شمار می‌آید. در روزگار رسانه‌مدار امروز هر کشوری نتواند از کیان فرهنگی و هویت خود دفاع کند، هویت خود را تحت تاثیر فرهنگ‌های دیگر اندک اندک کم‌رنگ شده می‌بیند. درست است ایرانی‌ها رنگ‌شان به نوعی است که به آسانی نیرنگ‌ها درشان اثر نمی‌کند اما داشته‌های فرهنگی و هنری که هویت ما را تشکل می‌دهند باید برای نسل‌های بعدی هم تئوریزه شود و به آن‌ها آگاهی داده شود تا در زمان خود متوجه شوند آیا واقعا آن‌ چیزی که در دست آن‌هاست و همه‌ی مردم به آن می‌بالند و افتخار می‌کنند، اصیل است یا تقلبی؟ به عنوان مثال در تمام جهان کتاب‌هایی از جنس شاهنامه وجود دارد. در یونان ایلیاد و اودیسه هست، در هند مهابهارات هست، در بین قوم یهود سامسون جای ویژه‌ای دارد و حتی کشورهای کوچک نیز نمونه‌های مختص به خود را دارند. باید دید این نوع مسائل در این روزگار چه معنایی دارند؟ مردم سرگردانند و به اسطوره و افسانه تکیه می‌کنند. کارهای تحقیقی در چنین مسائلی جنبه‌ی علمی دارد و باید به نوعی دیگری و به وقتش عرضه کنیم. این‌ها در جهان شخصیتی به‌هم زده‌اند که مقابله کردن با آن‌ها احتیاج به استدلال درست دارد و این استدلال‌ها را ان‌شاءالله ما به‌جای خودش بیان می‌کنیم.

در حال حاضر در سر وسامان دادن به تمام شاهنامه‌هایی که در ایران بوده مثل شاهنامه‌ی فردوسی و هرآنچه که پیش از فرودسی هم بوده (شاهنامه‌های سالمی- ابومنصوری- شاهنامه‌ای که به عربی ترجمه شده و شاهنامه‌هایی که در بین اقوام ایرانی مثل شاهنامه‌ی اورامانی – روایت مادها از شاهنامه) در دستور کار ما قرار دارند.

بخش عمده‌ای از شاهنامه‌ی اورامانی آماده است و ما به زودی بخشی از آن (بخش سیاوش) را در اختیار مردم قرار می‌دهیم. در کنار اثر مکتوب این شاهنامه یک سی‌دی به صورت کتاب گویا، یعنی کتابی که متن هست، ترجمه هست و ترجمه و متن با لهجه و زبان خودش گفته شده نیز وجود خواهد داشت. درواقع چون مردم سرزمین‌های مختلف شاهنامه را با موسیقی خودشان می‌خوانند و اجرا می‌کنند پس همراه کتاب یک سی‌دی هم هست تا کسی به بهانه‌ی اینکه زبان فارسی یا کردی بلد نیستم کتاب را از دست ندهد.

موارد بسیاری دیگری هم در حوزه‌ی کتاب گویا در دست انجام هستند. به عنوان مثال بازخوانی همه‌ی آثار از رودکی تا به حال برای نسل جدید که در نبود استاد به مشکل برنخورند. در این آثار همراه با کتاب، یک راهنمای صوتی به عنوان استاد و نقش و نگار نیز قرار داده‌ایم تا مردم بی‌حوصله‌ی امروز اگر متن را نخواندند دست‌کم عکس‌هایش را نگاه کنند.

No responses yet

May 26 2016

آمریکا فساد در ایران را مانع ورود سرمایه به این کشور دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: دولت آمریکا اعلام کرد که مانع فعالیت های تجاری در ایران نمی شود و از زمان تعدیل تحریم های بین المللی علیه ایران، این کشور توانسته حساب های بانکی در جهان باز و نفت خود را به اروپا صادر کند. معاون خزانه داری آمریکا، آدام زوبین، با اعلام این مطلب افزوده است : “ما مانع فعالیت های تجاری قانونی ایران نمی شویم و نخواهیم شد و از دسترسی این کشور به منابع مالی جلوگیری نخواهیم کرد و هیچکس را نیز به انجام چنین اقدام هایی تشویق نمی کنیم.”

معاون خزانه داری آمریکا در ادامه تأکید کرده است که اگر آمریکا مانع فعالیت های تجاری در ایران شود و یا از دسترسی این کشور به منابع مالی جلوگیری کند، در واقع ایران را به رویگردانی از تعهدات اتمی اش ترغیب می سازد و به اعتبار بین المللی خود آمریکا لطمه وارد می آورد.
از زمان امضای توافق اتمی میان ایران و قدرت های جهانی، رهبران تهران دائماً شکایت می کنند که بانک های خارجی از همکاری با دولت ایران خودداری می ورزند و دلیل این امر مجازات های یکجانبۀ آمریکا علیه ایران است که همچنان به قوّت خود باقی است.
امروز چهارشنبه معاون خزانه داری آمریکا اطمینان داد که پس از توافق بین المللی اتمی، ایران حساب های بانکی زیادی در بازارهای جهانی گشوده و به میلیاردها دلار دارایی های خود نیز دسترسی یافته است، مضاف بر اینکه تهران توانسته نیمی از صادرات نفت اش را به اروپا به میزان دورۀ پیش از تحریم ها برساند.
معاون خزانه داری آمریکا در عین حال پذیرفته است که شماری از بانک ها و شرکت های خارجی هنوز در زمینۀ همکاری با ایران تردید می ورزند، اما، علت این تردید، به گفتۀ آدام زوبین، مجازات های یکجانبۀ آمریکا علیه پشتیبانی ایران از تروریسم و یا اقدام ها و آزمایشات موشکی این کشور برای بی ثبات کردن منطقه، نیست.
به گفتۀ معاون خزانه داری آمریکا علت خودداری شرکت ها و بانک های خارجی از همکاری با ایران نگرانی آنها از وجود فساد در این کشور است. معاون خزانه داری آمریکا سپس تأکید کرده است که اگر دولت ایران اصلاحات ساختاری برای سالم سازی فضای کسب و کار و از میان بردن فساد در این کشور انجام بدهد، قطعاً زمینۀ رفع تردید شرکت ها و بانک های خارجی در قبال ایران و بستر همکاری آنها با این کشور فراهم می شود. با این حال، آدام زوبین در پایان تأکید کرده است که دولت آمریکا نه قول داده و نه قصد دارد دسترسی ایران به نظام مالی آمریکا را میّسر سازد.

No responses yet

May 23 2016

۲۵ میلیون حقوق ناقابل مدیر دانشگاه آزاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

الف: در حالی که رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد از کارکردن عده‌ای در این دانشگاه به صورت رایگان یا با حداقل دریافتی دم می‌زند، فیش حقوقی یکی از مدیران استانی دانشگاه آزاد خبر از دریافتی ماهانه حدود ۲۵ میلیون تومان دارد.

به گزارش فارس،اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس هیأت مؤسس و هیأت امنای دانشگاه آزاد ۳۰ اردیبهشت‌ماه در مراسم سالگرد تأسیس این دانشگاه گفت: کسانی هستند که در دانشگاه آزاد کار می‌کنند‌، حقوق هم نمی‌گیرند برخی به اندازه نیاز حقوق می‌گیرند و برخی هم حق خودشان را می‌گیرند ولی به کلی این کار در راه رضای خدا و برای خدمت به مردم،‌اسلام و مکتب اهل بیت صورت گرفته است.

این اظهارات در حالی است که فیش حقوقی یکی از مدیران استانی این دانشگاه در سال گذشته حاکی از دریافت ماهانه حدود ۲۵ میلیون تومان دارد و قطعا این مبلغ در سال جاری افزایش یافته است.

از سوی دیگر باید توجه داشت وقتی این میزان دریافتی برای یک مدیر استانی است، قطعا مدیران رده بالای این دانشگاه دریافتی‌های چندین برابر دارند.

حقوق ۲۵ میلیون تومانی یکی از رؤسای واحدهای استانی دانشگاه آزاد در حالی است که چندی قبل رئیس این دانشگاه از زیان‌ده بودن تعدادی از واحدهای دانشگاه آزاد خبر داده بود.

25 میلیون حقوق ناقابل مدیر دانشگاه آزاد

No responses yet

May 21 2016

۷۰ درصد دانش‌آموزان یک شهر مرزی می‌خواهند «قاچاقچی سوخت» شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: ۷۰ درصد دانش‌آموزان یک شهر مرزی در ایران شغل مورد علاقه خود برای آینده را «قاچاقچی سوخت» اعلام کرده‌‌اند.

خبرگزاری صدا و سیما روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت گزارشی از قاچاق کالا و ارز و میزان فساد در جمهوری اسلامی منتشر کرده که اطلاعات و آمار‌های این گزارش در نوع خود کم‌سابقه است.

در این گزارش به وجوه مختلف قاچاق در سراسر ایران و دست داشتن نهاد‌های رسمی در قاچاق کالا اشاره شده و به صراحت از «آلوده بودن» دست بسیاری در ایران به قاچاق سخن به میان آمده است.

بسیاری از داده‌های این گزارش ماحصل گفت‌و‌گوی گزارشگر خبرگزاری صدا و سیما با حبیب‌الله حقیقی، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و محمد‌باقر الفت، معاون پیشگیری قوه قضائیه است.

آقای حقیقی در این گزارش از سود هنگفت قاچاق سخن به میان آورده و گفته «قبح» این مساله در ایران تا جایی از بین رفته که ۷۰ درصد دانش‌آموزان یک شهر مرزی در انشاء‌های خود نوشته‌اند در آينده می‌خواهند «قاچاق سوخت» کنند.

این مقام مسئول به نام این شهر مرزی اشاره‌ای نکرده، اما شکل‌گیری چنین نگرشی در میان دانش‌آموزان را نتیجه گسترش پدیده قاچاق در ایران به ویژه در شهر‌های مرزی و مبادی ورودی دانسته است.

پیش از این وب‌سایت محلی «زریان» به نقل از روزنامه «ابتکار» نوشته بود سالانه در شهر بانه «تعداد زیادی از دانش‌آموزان دبیرستانی و راهنمایی ترک تحصیل می‌کنند تا به قاچاق یا شغل‌های مرتبط با آن بپردازند.»

«زریان» افزوده بود دانش‌آموزان شهر بانه «با نگاهی ساده به اطراف خود و مشاهده سرنوشت اطرافیان‌شان خصوصا تحصیل‌کرده‌های شهر بانه، از تحصیل انصراف داده و وارد بازار کار می‌شوند. پول بهتر از علم می‌شود. علم روز به روز حاشیه‌نشین‌تر می‌شود.»

قاچاق «به‌صرفه» و «کم‌ریسک» است

حبیب‌الله حقیقی، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز در این گفت‌و‌گو از با «صرفه» بودن قاچاق سخن گفته و افزوده «اگر کسی در حوزه قاچاق ۱۰ بار اقدام به واردات کند، حتی اگر پنج بار هم گرفتار قانون شود باز هم قاچاق مقرون به صرفه است.»

این مقام مسئول از پائین بودن «ریسک» قاچاق هم به عنوان یکی از عوامل گسترش این پدیده نام برده و اضافه کرده «به اندازه‌ای مسیر ورودی به کشور باز شده که عده‌ای آن سوی مرز‌ها برای واردات و تحویل کالای قاچاق به تجار در داخل کشور تضمین هم می‌دهند.»

حقیقی وجود ۶۷ مورد معافیت مالیاتی برای فعالان بخش‌های مختلف را یکی دیگر از عوامل گسترش پدیده قاچاق در ایران اعلام کرده و گفته «در دنیا معافیت‌ها تنها در حد معافیت‌های کنوانسیونی است که به چهار تا پنج مورد هم نمی‌رسد.»

رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا در عین حال از فراتر رفتن واردکنندگان کالا از این امتیاز‌ها هم انتقاد کرده و گفته براساس این معافیت‌ها «یک لنج با چهار ملوان در هر دوره حداکثر سه وانت بار معاف از عوارض وارد می‌کند، اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتد این گونه است که لنج‌ها حداقل ۳۰ وانت بار تحت این پوشش معافیت تخلیه می‌کنند.»

این مقام مسئول به صراحت اعلام کرده که «هیچ یک از این محدودیت‌ها رعایت نمی‌شود، زمانی قرار بود حداکثر سه درصد مبادلات مرزی از طریق بازارچه‌های مرزی انجام شود، اما در حال حاضر به ۳۰ درصد رسیده است.»

حقیقی به محدودیت‌های نظارتی، اداری و سازمانی هم در گسترش قاچاق اشاره کرده و گفته «روزانه چهار هزار کانتینر در طریق بندر شهید رجایی وارد و خارج می‌شود که این بندر با یک دستگاه ایکس‌ری آن هم در صورت خراب نبودن آن، تنها قادر به چک کردن ۲۰۰ کانتینر است.»

آن‌طور که این مقام مسئول گفته روزانه سه هزار و ۸۰۰ کانتیر «بدون کمترین امکانات بازرسی از طریق بند رجایی وارد و خارج می‌شود.»

حقیقی گفته «با حساب سرانگشتی می‌توان گفت سالانه ۱۰ هزار کانتینر با ضریب خطای بالا تنها از پایانه شهید رجایی جابجا می‌شود و این تنها شرایط حاکم در بندر شهید رجایی است.»

وی اضافه کرده «اگر این وضعیت به ۱۵۰ گمرک دیگر کشور تعمیم داده شود آن‌گاه حجم منفذهای قاچاق در ایران به خوبی دیده می‌شود.»

این مقام مسئول از فشارهای منطقه‌ای، سیاسی، نمایندگان مجلس و استانداران هم به عنوان عاملان ایجاد «حفره‌های» ورود کالا در ایران نام برده است.

از مناطق آزاد نیز به عنوان یکی دیگر از مبادی قاچاق کالا نام برده می‌شود، از آن رو که این مناطق «به اندازه‌ای گسترده تعریف شده است که به سختی قابل کنترل هستند.»

علاوه بر این، «فقدان زیرساخت‌های مناسب کنترلی» در مبادی ورودی نیز عامل بی‌اثر ماندن فرایند‌های تعرفه‌ای در نظام واردات کشور گزارش شده است.

«تنها سه درصد کالای قاچاق به ایران کشف می‌شود»

محمدمهدی رئیس‌زاده، دبیرکل انجمن نساجی ایران هم در این گزارش از ورود هر ساعت «سه کانتینر ۱۰ تنی شامل پوشاک، چرم و کفش به صورت قاچاق» به داخل کشور خبر داده است.

رئیس‌زاده براساس اعلام گمرک گفته واردات پوشاک پنج تا هفت میلیون دلار است، اما «گمرکات چین و امارات صادرات پوشاک به مقصد ایران را بیش از ۷۵۰ میلیون دلار اعلام کرده‌اند که نشان می‌دهد تفاوت این رقم از مسیرهایی وارد کشور می‌شود.»

بر اساس آمار ستاد مبازره با قاچاق کالا و ارز، سالانه تا ۲۵ میلیارد دلار کالا به صورت قاچاق وارد کشور می‌شود که ۱۰ درصد از این میزان، سهم پوشاک، کفش و چرم است.

در حال حاضر در خوش بینانه‌ترین حالت اگر میزان واردات قاچاق کالای کشور ۱۵ میلیارد دلار در نظر گرفته شود فقط سه درصد این میزان یعنی معادل ۴۲۰ میلیون دلار آن کشف می‌شود.

از همین میزان کشفیات فقط معادل ۲۵ صدم درصد یعنی ۴۱ میلیون دلار آن به جریمه منتهی می‌شود و میزان جریمه پرداختی بیشتر از ۱۶ میلیون دلار نیست، به همین دلیل است که مقام‌های مسئول می‌گویند قاچاق در ایران «بسیار مقرون به صرفه» است.

«یقه‌سفیدهای محترمی که قاچاق را معمولی کرده‌اند»

محمد‌باقر الفت، معاون پیشگیری قوه قضائیه هم در این گزارش به تاثیر قاچاق بر واحد‌های تولیدی اشاره کرده و گفته ۶۰ درصد علت تعطیلی این واحد‌ها به علت «اوضاع نابسامان قاچاق در کشور» است.

الفت گفته که «هیچ نقطه‌ای از عرصه پهناور کشور ما نیست که عرصه فعالیت قاچاقچیان نباشد، از مرز حتی خارج از مرز گرفته تا باراندازهای شهری، بازار توزیع کالا و مراکز مصرف عرصه ارتکاب بزه قاچاق کالا است.»

به گفته وی «یقه سفید‌ها یا افراد محترمی در فرایند قاچاق نقش‌آفرین هستند که عامل اصلی شکل گیری این قشر معمولی شدن پدیده قاچاق و بازدارنده نبودن قوانین است.»

این مقام مسئول اضافه کرده «در حالی که امروز کالای قاچاق کشف شده در ‌‌نهایت از کانال نهادهای مسئول سر از بازار داخلی در می‌آورد به هیچ وجه نمی‌توان به آثار بازدارنده قاچاق در تولید ملی و بیکاری امیدوار بود.»

الفت به صراحت اعلام کرده که «به جرات می‌توان گفت که تجارت سالم در کشور وجود ندارد، امروز اگر نیروی انتظامی تمام نیروهای خود را برای مقابله با قاچاق بسیج کند و قضات کشور هیچ پرونده‌ای جز قاچاق را رسیدگی نکنند قطعا پاسخگوی حجم پروند‌های این حوزه نخواهند بود.»

براساس آمار‌ها در حال حاضر ۱۵۰ گمرک در مرزهای آبی، خاکی و هوایی ایران محل رود کالاست و سالانه یک میلیارد فقره ثبت سفارش در گمرکات برای واردات به ثبت می‌رسد.

فرایند «بسیار پیچیده» ثبت و سفارش کالا به همراه «فقدان بانک جامع اطلاعاتی» باعث شده کنترل جامعی از مرحله ثبت سفارش، ورود، بارگیری، حمل، انبارداری، عرضه، فروش و گردش مالی آن در ایران وجود نداشته باشد.

از قاچاق کالا و ارز یکی از مهمترین مصادیق فساد اقتصادی و مالی در ایران نام برده می‌شود که با وجود موانع متعدد قانونی و هشدار‌های مقام مسئول، همه ساله بر بر حجم و میزان این پدیده اضافه می‌شود.

بسیاری از کارشناسان سیاسی و اقتصادی پدیده قاچاق کالا را ناشی از «فساد سیستماتیکی» می‌دانند که جمهوری اسلامی و نهاد‌های نظارتی نظام دچار آن شده‌اند.

۲۲ اردیبهشت ماه علیرضا جمشیدی، رئیس سازمان تعزیرات حکومتی در یک برنامه تلویزیونی به صراحت اعلام کرده بود که «مافیای قدرت و ثروت» مانع همکاری‌ها با این سازمان است.

آقای جمشیدی گفته که «قاچاقچیان بزرگ و سازمان یافته در کشور در حاشیه امن قرار دارند، اما در رسیدگی به برخی پرونده‌ها فقط باید گریه کرد.»

جمشیدی همچنین افزوده «عزم ملی و باور جدی برای مقابله با قاچاق در کشور وجود ندارد و مافیای ثروت و قدرت در بخش‌های اجرایی و حاکمیتی تنیده شده است.»

به گفته وی«قاچاقچیان بزرگ آنقدر نظام‌مند و پیچیده و سازمان یافته عمل می‌کنند که معمولاً آنهایی که باید به دام بیفتند به دام نمی‌افتند.»

این مقام مسئول تاکید کرده بود که «اگر ۱۷۰ گمرک کشور مشکل قاچاق دارند باید تصمیم جدی گرفت و جراحی کرد و ۱۰۰ تای آن‌ها را تعطیل کرد.»

در حالی که پذیرفتن «قبح» پدیده قاچاق از سوی قاچاقچیان و مصرف‌کنندگان، یکی از راه‌کارهای فرهنگی مبارزه با قاچاق کالا در ایران معرفی می‌شود، شماری از مسئولان ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا می‌گویند در حال حاضر نه تنها قاچاق در ایران «قبحی» ندارد، بلکه به یک «ارزش» و «شغل» تبدیل شده است.

No responses yet

May 10 2016

بانک من تسهیلات با سود صفر درصد می‌دهد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم

سحام: شهرام جزایری، که در اولین سال دهه ۸۰ به اتهام تبانی در معاملات دولتی، اغوای مسؤولان بانکها، تسهیل و دریافت ارز، عدم به کارگیری تسهیلات در امر صادرات و واردات در سن ۲۹ سالگی دستگیر و راهی اوین شد، پس از یک بار فرار از زندان تا سن ۴۳ سالگی در زندان ماند و در نهایت پس از ۱۴ سال زندان ۱۱ مهر ماه سال گذشته آزاد شد. جزایری در خصوص دوران محکومیتش، اینگونه اظهارنظر کرده است که« اگر به گذشته باز می‌گشتم و حق انتخاب میان حکم اعدام و زندان۱۳ ساله را داشتم، اعدام را انتخاب می‌کردم.» او همچنین اعلام کرده که به زودی به فعالیت‌های اقتصادی بازخواهد گشت و در مصاحبه ای که خبرنگار شهر با او داشت بر این ادعا مهر تایید گذاشته و تاکید کرده است که در حال اقدام برای تاسیس بانک جهانی ایرانی است. به گفته او سود تسهیلات این بانک صفر درصد است و از استاندارهای جهانی پیروی می کند. وی پیشتر نقدهایی را به حوزه اقتصادی دولت وارد کرده بود. وب‌سایت شهر با وی در این خصوص گفت‌وگو کرده است که در زیر می‌خوانید.

ارزیابی شما از عملکرد اقتصادی دولت چیست؟

از شما سوال می کنم شما که در مورد برنامه اقتصادی دولت روحانی سوال می کنید می توانید این برنامه را به من نشان بدهید؟ من پاسخ سوال شما را دارم. ایشان برنامه خاصی ندارد به صورت جسته و گریخته اعضای کابینه شعارهایی داده اند اما ما در دوران پسا تحریم توسط دولت آقای روحانی برنامه مشخصی ندیدیم. شاید تنها دلیل مهم این باشد که معلوم نبود توافق حاصل می شود یا نه اما حالا که به این توافق دست یافته ایم چه؟

از سوی سازمان بورس اوراق بهادار چه برنامه مشخصی برای فردای تحریم تنظیم شد؟ من ندیدم که کار منسجم و هماهنگ متناسب با شرایط انجام بگیرد. به نظر من روحانی در بحث توافق بسیار قشنگ عمل کرده و من به ایشان تبریک می گویم. ایشان ضمن برقراری هماهنگی با چارچوب نظام و رهبری عزیز با دنیا تعامل کرد به همین نسبت اما در بحث اقتصاد ضعیف عمل کرده است. ۵ وزیر اقتصادی کابینه هیچ برنامه عملیاتی منسجم و مشخصی از نظر کمی و کیفی برای اقتصاد مقاومتی ندارند.

شما اگر جای یکی از اعضای اقتصادی بودید چه می کردید؟

ما فریاد زدیم که ما در بحث سیاسی بازگشت نخواهیم داشت و حالا که می خواهید مثال بزنید من را مثال نزنید. من از روحانی خواهش می کنم؛ ایشان باید راه پله اقتصاد کشور شود همانطور که توانست این توافق را انجام دهد. ایشان باید نماینده تام الاختیار با اختیارات کامل رییس جمهور را انتخاب کند و وزرای اقتصادی کابینه را یک کاسه کند و نماینده ایشان بسیار قاطعانه سکان را دست بگیرند. سازمان بورس اوراق بهادار هرچه دلش بخواهد اجرا می کند. خودش به جای قوه قضاییه در بازار سرمایه نماد معاملاتی می بندد هیچ مقررات شفافی برای بازگشایی نمادهای معاملاتی وجود ندارد، خب فساد و رانت یعنی چه؟ به نظر من وزیر اقتصاد باید یک اتوبوس به سازمان بورس اوراق بهادار بفرستد و همه را راهی سازمان دیگری کند. ستاد دولت یازدهم افراد متبحر و دانایی هستند اما توانایی کنترل مدیران زیر مجموعه خود را ندارند.

مسئله پوسیده اقتصاد که در دوره ریاست جمهوری سابق که هرکاری دلش خواسته کرده و استغفرالله هر فسادی به راه انداخته و ما به بدحسابی بدنام شدیم به وسیله سلام و صلوات حل نمی شود. من با ۲۵ سال سابقه فعالیت اقتصادی ندیده بودم بازار سرمایه تا این حد خراب باشد. پول نیست و بنگاه ها پول ندارند بدهند. من هرگز قصد کار سیاسی ندارم و جرائت ندارم به این سیاسی ها نزدیک شوم و دوست هم ندارم نزدیک شوم و از شما رسانه ها می خواهم که زنگ نزنید اما به احترامی که تماس می گیرید من حرف می زنم و همین فردا صبح تیتر می شود. به نظر من وزرای اقتصادی کابینه همین فردا صبح باید عوض شوند. یک ساعته تاخیر در این جابه جایی پاشنه آشیل دولت روحانی خواهد بود و خواهید دید.

نگاه شما به آینده فعالیت های احمدی نژاد چیست؟

خیالتان را راحت کنم که احمدی‌نژاد به عرصه ریاست جمهوری باز نمی‌گردد. من با ایشان هیچ کل کلی ندارم و ایشان در آن مصاحبه کذایی علیه من موضع گیری کردند.

اگر شما جای آقای روحانی بودید چه وزرایی را برای وزارتخانه های اقتصادی انتخاب می کردید؟

اسم کسی را آوردن تبعات دارد و من نمی توانم اسم ببرم؛ اما بحث فرد نیست بحث سیستم است. روحانی باید روحیه دولتی ماندن و بودن بخش های مختلف را کنار بگذارد و بخش خصوصی را قدرت ببخشد. باید سکان مدیریت را به بخش خصوصی دهد. حاکمیت تنها وظیفه اش ایجاد امنیت و حفاظت از مرزها است. اقتصاد باید دست بخش خصوصی باشد و نرخ پول و ارز را بخش خصوصی باید مشخص کند. بگذارید مردم خودشان فعالیت اقتصادی کنند. وقتی امنیت برقرار شود پول و سرمایه به کشور سرازیر می شود و نیاز نیست که نرخ دستوری تعیین شود. نرخ تسهیلات بانکی در دنیا نزدیک به صفر است. بانک خصوصی که به تازگی خبر آن را داده ام و قرار است در فضای جهانی تشکیل شود بدون سود و کارمزد تسهیلات خواهد داد.

مجوز بانک را دریافت کردید؟

در فضای بین المللی دریافت مجوز بانک بسیار ساده خواهد بود. جلسات هیات موسس برگزار و اقدامات محکم انجام می شود و هیچ ارتباطی به بازار ایران ندارد و من آن را از دور کنترل می کنم.

شما از پرداخت یارانه دو و نیم میلیون تومانی به مردم خبر داده اید، با کدام منبع به چنین اقدامی دست خواهید زد؟

اطرافیان دولت احمدی نژاد بر اساس رویکرد عوام پسندانه‌شان اعلام کرده اند که به هر نفر به صورت مستقیم ۲۵۰ هزار تومان یارانه پرداخت خواهند کرد. من بارها اعلام کرده‌ام که با یارانه مستقیم مخالف هستم. وقتی دولتی می خواهد یارانه مستقیم بدهد معنای دیگرش این است که من ابزار حمایتی مثل ابزار بیمه و ارائه خدمات ندارم. این اعتراف دولت است که من نمی توانم به ملت خدمات بدهم در حالی که وظیفه دولت است که خدمات بدهد. من گفتم در چنین شرایطی حاضرم به هر فرد دو و نیم میلیون تومان پرداخت کنم. بر اساس گزارش بانک جهانی درآمد سرانه ایران ۴هزار و پانصد دلار است. من از شما سوال دارم اگر برخی از مدیران ناکاربلد از عرصه مدیریتی کنار بروند نمی توان با این منبع مالی، درآمد سرانه مردم را با یک حرکت هنری بالا ببریم؟ جزییات در اقتصاد مقاومتی و بازگشت پول های بلوکه شده است.

No responses yet

May 03 2016

احمد توکلی: ۱۷۰ قاضی به دلیل فساد اقتصادی عزل شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: احمد توکلی نماینده تهران در مجلس با تاکید براینکه «فساد‌ها زیاد، شبکه‌ای و سیستماتیک شده‌اند» خبر داد که در دوره ریاست صادق لاریجانی بر قوه قضائیه ۱۷۰ قاضی به دلیل فساد اقتصادی عزل شده‌اند.

براساس گزارش روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه وب سایت الف، آقای توکلی در یک برنامه تلویزیونی گفت که «فساد‌ها زیاد، شبکه‌ای و سیستماتیک» شده و دستگاه‌های مسئول مبارزه با فساد نیز خودشان «به درجاتی از فساد آلوده شده‌اند».

آقای توکلی با اشاره به اینکه در دوره ریاست صادق لاریجانی بر قوه قضائیه ۱۷۰ قاضی عزل شده‌اند، عزل این تعداد قاضی را نشان دهنده «گرفتاری» قوه قضائیه به فساد توصیف کرد.

پیش از این غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه از «سلب صلاحیت قضایی» تعدادی از قضات به دلیل فساد اقتصادی خبر داده بود.

از جمله وی روز دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۳ خبر داده بود که صلاحیت قضایی چهار قاضی به دلیل دست داشتن در فساد اقتصادی سلب شده است.

درهمین حال اعضای هیات تحقیق و تفحص قوه قضائیه در مجلس هفتم تعدادی از مقامات قوه قضائیه و قضات را به فساد اقتصادی متهم کرده بودند.

از جمله این نمایندگان سعید مرتضوی را متهم کرده بودند که در زمان دادستانی تهران اقدام به مشارکت در فروش سوالات کنکور دانشگاه آزاد اسلامی سالهای کرده است.

درحالیکه پیش از این مقامات قوه قضائیه اعلام کرده‌اند که این قوه در مبارزه با فساد اقتصادی با «قاطعیت» عمل می‌کند، منتقدان این قوه را به «سیاسی کاری» در پرونده‌های فساد اقتصادی متهم می‌کنند.

آقای توکلی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جلوگیری از خروج محصولات پتروشیمی از بورس کالا افزود: «وقتی مانع از انجام این کار شدیم یکی از وزرا اعلام کرد کسی که این کار را انجام می‌دهد، سوسیالیست است. بعد با بررسی مشخص می‌شود که این وزیر به همراه دختران و داماد‌هایش نزدیک به ۱۴ کارخانه دارند».

این نماینده مجلس اشاره‌ای به نام این وزیر نکرده است.

خبرگزاری ایسنا، بهمن ماه گذاشته در گزارشی اعلام کرده بود که محمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنعت، معدن و تجارت چندین بار به صورت رسمی اقدام به تلاش برای خروج محصولات پتروشیمی از بورس کالا کرده اما این تلاش‌ها نتیجه نداشته است.

نمایندگان مجلس پیش از این نیز بار‌ها آقای نعمت‌زاده را متهم کرده‌اند که پس از انتصاب به وزارت از عضویت در هیات مدیره تعدادی از شرکت‌ها استعفا نداده است. آقای نعمت‌زاده این اتهامات را رد کرده است.

No responses yet

Apr 20 2016

“اپیدمی زمین خواری در ایران”، غارت یک میلیون میلیاردی اموال عمومی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: این روزها پدیده زمین خواری در ایران به حدی شدت یافته که میتوان از “اپیدمی زمین خواری در ایران” سخن گفت. تصرف غیر قانونی جنگل ها و منابع طبیعی کشور، کوه ها، سواحل دریاها و رودخانه ها در ایران توسط اشخاص سود جو با حمایت نهادهای مسئول در کشور ابعادی بسیار نگران کننده به خود گرفته است. امروز واژه “زمین خواری” به واژه هایی همچون: “زمین خواری”، “کوه خواری”، “دریا خواری”، “جنگل خواری” و غیره تعمیم پیدا کرده و در فرهنگ عمومی وارد شده است.
در اولین نگاه به این پدیده، تبعات و آثار جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی آن درمرکزتوجه قرار می گیرد. این در حالی است که تبعات اقتصادی این پدیده دست کمی از عوارض زیست‌محیطی آن ندارد و دامنه تاثیرگذاری آن به حدی است که توزیع ناعادلانه ثروت، هدررفت سرمایه های ملی و نیز دفن سرمایه‌های مردمی را به دنبال دارد.

نعمت احمدی حقوقدان مقیم ایران از ابعاد و شدت یافتن این پدیده در ایران سخن میگوید. او میگوید که راه کارهای قانونی برای جلوگیری از گسترش این معضل بزرگ وجود دارد، اما با توجه به گستره بیش از حد و مرز این پدیده و عدم اراده لازم برای اجرای آن، فکر نمی کند کار زیادی در مبارزه با این پدیده انجام شود…

جمشید اسدی اقتصاد دان مقیم فرانسه اعتقاد دارد که زمین خواری نمیتواند صورت بگیرد، مگر اینکه از سوی محافل قدرت و با تأیید این محافل باشد. او میگوید این مشکل و فساد، چیزی نیست که اگر بخواهند جلوی آنرا بگیرند، نتوانند. اما باید بدانیم از جمله زمین خواران بزرگ در ایران نهادها و تعاونی های وابسته به سازمان های تحت نظارت رهبری نظام اسلامی است، نهاد هایی که در ساختار سیاسی ایران قانون را دور میزنند، و خود را فراتر از قانون میدانند…

واژه “زمین خواری” در فرهنگ های فارسی به استفاده غیرمجاز از زمین های عمومی ومتعلق به دولت برای سودجویی شخصی تعریف شده است. فرهنگ معین زمین خوار را فردی تعریف می کند که زمین های بایر و بی صاحب را از راه های نامشروع تصرف می کند و به دیگران می فروشد. آنچه امروز به عنوان پدیده زمین خواری در جامعه شناخته میشود، منظور تصرف غیر مجاز زمین هایی است که در چهار چوب منابع طبیعی کشور قرار میگیرند و تصاحب و استفاده شخصی از آنها قانوناً منع شده است. کوه ها، جنگل ها، مراتع، بیشه ها، سواحل دریا ها و دریاچه ها و رودخانه ها، همچنین زمین های بایر، و حتی کویرهای کشور نیز در این چهارچوب قرار میگیرند. بنا بر این، به غیر از مناطق شهری، که در طرح های های جامع شهرسازی تعریف شده است و مناطق صنعتی و معدنی که در چهار چوب قوانین مربوط به سایت های صنعتی و معدنی تعریف شده است، و همچنین به غیر از زمین های کشاورزی که بر اساس قوانین مربوط برای کشت محصولات کشاورزی تعریف شده است، همه زمین های دیگر، زمین هایی است که در قلمرو عمومی تعریف شده و هر گونه دخل و تصرف شخصی در آنها غیر قانونی است. این در حالی است که تجاوز به منابع طبیعی کشور که در همان حال به منزله تجاز به اموال عمومی است طی سال های اخیر شدت بسیار زیادی پیدا کرده است.

در ایران، فقط یک سازمان متولی منابع طبیعی است، و همه دستگاه های اجرایی این سازمان را بعنوان بانک زمین می شناسند. بدون همکاری این سازمان امکان تصاحب و تملک غیر قانونی زمین هایی که در چهار چوب منابع طبیعی تعریف میشود وجود ندارد.

در گزارش کمیسیون اصل مجلس 90 آمده است:
” زمين‌خواری، جرم پيچيده‌ای است که دست‌های زيادی در پس آن ديده می‌شود، برخورد قاطع قضايی می تواند اين دست‌ها را قطع کند.” با این وجود . به رغم تأکید آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی تا کنون نه تنها هیچ اقدام شایسته ای در این زمینه انجام نشده، بلکه ابعاد این تجاوز به اموال عمومی به شدت گسترش یافته است.

حسین معصوم، نماینده تام‌الاختیار وزیر راه و شهرسازی در شورای حفظ حقوق عمومی در اراضی و منابع طبیعی در گفتگویی با یکی از سایت های خبری داخلی به بررسی دلایل بروز و تشدید پدیده زمین خواری در ایران پرداخته است.

آقای معصوم میگوید: “واقعیت این است که ما متجاوز از یک دهه است که این موضوع را رصد می‌کنیم. یکی از خلاءها این است که اهتمام جدی برای این موضوعات کاهش پیدا کرده و حساسیت‌ها از بین رفته بود.”

او در باره ابعاد این فساد گسترده در کشور میگوید: که در سطح کشور هنوز آماری در اختیار نداریم. او میگوید که
آخرین آماری که از استان تهران دارم، این است که در سال 94 حدود 9 هزار میلیارد تومان اراضی رفع تصرف شده؛ اراضی‌ای که در حوزه محیط ‌زیست و منابع طبیعی بوده است.

تازه این کمتر از 5 در صد اراضی است که توسط زمین خواران فقط در استان تهران تصرف غیر قانونی شده است. با یک حساب ساده میتوان نتیجه گرفت که خسارت ناشی از این تجاوز به اموال عمومی فقط در یک استان کشور، استان تهران، میتواند نزدیک به 200 هزار میلیارد تومان باشد. بر همیت سیاق میتوان اموال عمومی را که اینچنین غارت شده، در سطح کشور به بیش از یک میلیون میلیارد تخمین زد.

حسین معصوم در باره یکی از پرونده های زمین خواری در استان تهران میگوید: “ما در پردیس پرونده‌ای داشتیم که 1700 هکتار بود و به عنوان بزرگ‌ترین پرونده زمین‌خواری مطرح شد. این موضوع را پیگیری کردیم و امروز همان‌جایی که مسکن‌مهر احداث شده، همان جایی است که کسی ادعای مالکیت و تصرف داشت. این پرونده بسیار مهمی بود. یک نفر توانسته بود در 35 کیلیومتری تهران، 1700 هکتار و به روایت دیگر، 1100 هکتار زمین را به صورت قطره‌ای آبیاری کند، درخت بکارد و دخل و تصرف کند. این سوال وجود داشت که چرا یک‌چنین اتفاقی افتاد؟ این متهم کسی بود که برای 3 هزار متر زمین به پردیس آمده بود تا یک کشتارگاه صنعتی برای مرغ ایجاد کند. این فرد یک‌دفعه 1700 هکتار را متصرف شده بود.”

No responses yet

Apr 14 2016

مقامات دولتی در ایران نسبت به آسیب های اجتماعی فزاینده و بحران دارائی های بانکی هشدار دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: مرتضی میرباقری، قائم مقام وزیر کشور ایران در امور اجتماعی، گفته است که به زودی گزارش آسیب های اجتماعی ایران طی جلسه ای در اختیار رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله علی خامنه ای، قرار می گیرد. او گفته است اعتیاد، حاشیه نشینی، بیکاری، بزه و طلاق و آنچه وی “گسترش مفاسد اخلاقی و اجتماعی” نامیده اهمّ سرفصل های این گزارش به رهبر جمهوری اسلامی ایران هستند.

قائم مقام وزیر کشور نسبت به افزایش نگران کنندۀ شمار معتادان و همچنین کاهش سن اعتیاد در ایران هشدار داده و گفته است : شمار معتادان زن در ایران نیز به طور نگران کننده ای رو به افزایش است. او گفته است : اگر در دهه های گذشته مواد سنتی مخدر بیشتر مصرف می شد، امروز متأسفانه یک چهارم مواد مخدر مصرفی در کشور صنعتی و قابل تولید در داخل کشور هستند.
وی گفته است که حدود ۶۵۰۰ مرکز ترک اعتیاد در ایران وجود دارد و سالانه بیش از ۷۰۰ هزار نفر به این مراکز مراجعه می کنند، اما، ۹۰ درصد مراجعه کنندگان به این مراکز پس از سم زدایی از نو به مواد مخدر روی می آورند.
مرتضی میرباقری در جای دیگری از سخنانش تأکید کرده است که کشور در زمینۀ حاشیه نشینی و بافت های فرسوده با مشکلات زیادی روبرو است، در حالی که خود حاشیه نشینی به منشاء مهم بسیاری از آسیب های اجتماعی در ایران تبدیل شده است.
معاون وزیر کشور گفته است : جمعیت حاشیه نشین ایران هم اکنون ۱۰ میلیون نفر است و ۵ میلیون نفر نیز در بافت های فرسوده زندگی می کنند که روی هم ۱۵ میلیون نفر محروم مطلق کشور را تشکیل می دهند.
قائم مقام وزیر کشور همچنین گفته است که هم اکنون ۴۲۰ شهرستان در ایران وجود دارد که در برخی از آنها نرخ بیکاری به ۴۰ تا ۶۰ درصد می رسد، در حالی که نرخ بیکاری در ۱۲۰۰ شهر بعضاً به ۷۰ درصد بالغ می گردد. مرتضی میرباقری همچنین گفته است که نقطه ضعف بزرگ مدیران جمهوری اسلامی ایران این است که گمان می کنند که با تصمیم گیری و ابلاغ می توانند مشکلات کشور را حل کنند.
در اظهاراتی جداگانه، وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران، علی طیب نیا، در جلسۀ علنی امروز سه شنبه ۲۴ فروردین مجلس شورای اسلامی تلویحاً اعتراف کرد که بانک های کشور ورشکسته اند و نمی توانند با حمایت از تولید در جهت تحقق شعار آیت الله خامنه ای یعنی اقدام و عمل در زمینۀ اقتصاد مقاومتی گام بردارند.
او گفت : خود دولت ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به بانک ها بدهکار است و ۹۰ هزار میلیارد تومان نیز مطالبات جاری بانک ها را تشکیل می دهد. وزیر اقتصاد و امور دارایی سپس اضافه کرد که ۷۰ درصد تسهیلات بانکی کشور از نوع “استمهال” هستند، یعنی از نوع معوقات پرداخت نشدۀ بانکی و به همین دلیل، به گفتۀ علی طیب نیا، بانک های کشور نمی توانند نیازهای تولید کشور را تأمین کرده و به تحقق اقتصاد مقاومتی کمک کنند.
در این حال عادل آذر، رییس مرکز آمار ایران، گفته است که اکنون بیکاری جوانان کشور به بحران تبدیل شده و در برخی استان های ایران نرخ بیکاری به ۴۰ درصد می رسد. او گفته است که هم اکنون نرخ رشد صنعتی کشور منفی، نرخ رشد خدمات صفر است و سالانه ۷۶۰ هزار دانش آموخته بر شمار بیکاران کشور افزوده می شود.
غلامرضا کاتب، رییس فراکسیون اشتغال مجلس شورای اسلامی، به خبرگزاری “تسنیم” گفته است که جمعیت بیکار ایران هم اکنون ۶ میلیون نفر است و نرخ بیکاری فارغ التحصیلان بر اساس آمار بودجه به ۴۳ درصد می رسد.
در این بحبوحۀ فقر و ازهم گسیختگی اقتصادی و اجتماعی، محمدباقر نوبخت، رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سخنگوی دولت، گفته است که سال گذشته ۳ میلیون نفر از فهرست دریافت کنندگان یارانه های نقدی حذف شدند و قرار است در سال جدید این رقم به بیش از ۷ میلیون نفر برسد، هر چند کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی گفته است که دولت قصد دارد ۲۴ میلیون نفر را از فهرست دریافت کنندگان یارانه در کشور حذف کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .