اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Jan 22 2018

نسرین ستوده: دختر خیابان انقلاب دوباره بازداشت شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


رادیو فردا:
نسرین ستوده:‌ حفظ جان و حقوق این دختر بر عهده مقامات قضایی و بازداشت کنندگان او است
نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر در تهران، اعلام کرد: دختری که در دی ماه، اقدام به درآوردن و تکان دادن روسری خود در خیابان انقلاب کرد و در شبکه‌های اجتماعی به «دختر خیابان انقلاب» مشهور شد، پس از آزادی، بار دیگر بازداشت شده است.

در دی ماه، فیلمی از دختر جوانی در خیابان انقلاب منتشر شد که روسری خود را به یک چوب وصل کرده و با ایستادن بر روی یک پست برق، آن را مانند پرچم تکان می‌دهد.

این اقدام در شبکه های اجتماعی به معنای مخالفت با حجاب اجباری تعبیر شد و فیلم و عکس آن، بازتاب گسترده‌ای یافت.

در این ارتباط، نسرین ستوده روز یکشنبه اول بهمن، در صفحه فیس بوک خود اعلام کرد که وضعیت این دختر را پیگیری کرده و به محلی این دختر این اقدام را انجام داده بود، رفته است.

این وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر با اشاره به تحقیق محلی خود نوشت که این دختر درآن روز «بعد از بازداشت مدت کوتاهی آزاد شده و دوباره بازداشت شده است».

خانم ستوده با اعلام اینکه هنوز نام این دختر را نمی داند، افزود که « او کودک ۱۹ ماهه‌ای دارد و 31 ساله است».

به گفته این وکیل دادگستری، این دختر پس از بازداشت به کلانتری ۱۴۸ خیابان انقلاب منتقل شد و برایش پرونده‌ای در دادسرای مشهور به خیابان خارک تشکیل شد.

خانم ستوده تاکید کرد که حفظ جان و حقوق این دختر بر عهده مقامات قضایی و بازداشت کنندگان او است.

مقامات جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی به گزارش‌ها درباره بازداشت این دختر نشان نداده‌اند.

پس از انقلاب بهمن ۵۷، استفاده از حجاب برای زنان اجباری شد وپس از مدتی نیز قانونی دراین باره به تصویب رسید.

براساس قانون مجازات اسلامی، «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ۱۰ روز تا دوماه یا از ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد».

در این ارتباط، مقام‌های جمهوری اسلامی ایران از سال‌ها پیش برای مقابله با آنچه گسترش «بدحجابی و پوشش‌های مختلف غربی» در ایران می‌نامند، طرحی با عنوان «گشت ارشاد» راه‌اندازی کرده‌اند که یکی از وظایف آن، مقابله با پوشش‌هایی است که آن را «نامتعارف» می‌دانند.

با این حال، براساس گفته‌های برخی مقام‌های قضایی و انتظامی، این طرح جنجالی که مخالفان بسیاری دارد، کارایی چندانی نداشته‌است.

عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران، از جمله مقام‌های قضایی است که شهریور ماه سال ۹۵ با ذکر این‌که نمی‌توان برای همه خانواده‌ها و افراد در کشور «مأمور» گذاشت، گفته بود که اقدامات «سلبی» در زمینه حجاب در ایران بی‌نتیجه بوده‌است.

در مرداد همان سال نیز حسین ساجدی‌نیا، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ، گفته بود که «وضعیت فعلی حجاب و عفاف، زیبنده جامعه اسلامی نیست و با رصد وضعیت حجاب طی ۱۵ سال اخیر به این نتیجه می‌رسیم که به تدریج وضع بدتر شده‌است».

در همین حال، حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران بزرگ، ماه گذشته گفت: «کسانی که شئونات اسلامی را رعایت نمی‌کنند و غفلت‌هایی در این حوزه داشته‌اند دیگر به بازداشتگاه‌ها نمی‌روند و پرونده برایشان تشکیل نمی‌شود … بلکه جلسات آموزشی برای اصلاح رفتارشان برگزار می‌شود».

آن‌طور که آقای رحیمی خبر داد، در سال جاری «۱۲۱ جلسه آموزشی در این حوزه برگزار شده و بیش از ۷۹۰۰ تن در این کلاس‌ها آموزش دیده‌اند».

صفحه فیس بوک نسرین ستوده و منابع خبری/ا.م/ب.ک

No responses yet

Jan 21 2018

انتقاد از بازداشت کودکان آب‌نبات فروش در بروجرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: انتشار تصاویر چند کودک کار در کانال روابط عمومی شهرداری بروجرد که به اتهام آب‌نبات فروشی دستگیر شده بودند، انتقادها واکنش‌های زیادی به همراه داشته است.

رضا بهنودفر، نایب رییس شورای شهر بروجرد، در پی واکنش ها به این اقدام با انتقاد از شهرداری این شهر به خبرگزاری تسنیم گفت: “مسئول سایت و روابط عمومی شهرداری بروجرد برای ارائه توضیحات فراخوانده شده اما به دلیل اینکه توضیحات ارائه داده‌شده برای اعضای شورا قانع‌کننده نبود با خاطیان این قضیه به‌صورت قانونی برخورد می‌شود.”

همزمان مهناز افشار، بازیگر سینما، که به عنوان سخنگوی پویش (کمپین) “بدسرپرست تنهاتر است” فعالیت می‌کند، در نامه‌ای سرگشاده به معصومه ابتکار، معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده، از برخورد با این کودکان انتقاد کرده است.

در بخشی از نامه خانم افشار آمده است: “شهرداری بروجرد در یک رفتار غیرانسانی، کودکان قربانی فقر و خشونت و آسیب‌دیده از کار در خیابان را دستگیر کرده و از آن‌ها که به ردیف با سرهای پایین ایستاده‌اند، همچون مجرمان سابقه‌دار عکس گرفته و با افتخار در کانال رسمی‌اش منتشر کرده است، انگار نه انگار که فرد فرد ما به عنوان شهروندان جامعه به خاطر به وجود آمدن فاجعه کودکان کار و آسیب دیده مقصر و گناهکاریم. فاجعه‌تر آنکه بلافاصله بعد از انتشار این عکس و تقبیح آن از سوی رسانه‌ها نایب‌رئیس شورای شهر بروجرد، لابد برای حفظ آبرو مصاحبه‌ای کرده و گفته که با خاطیان که روابط عمومی شهرداری بروجرد باشد برخورد خواهد شد، البته نه به خاطر دستگیری کودکان، که به دلیل انتشار تصاویر آنان.”

درباره کودکان کار بیشتر بخوانید:

در همین حال جمعیت امام علی نیز در توییتر خود از برخورد صورت گرفته با این کودکان به شدت انتقاد کرد و خواهان عذرخواهی از این کودکان شده است. این تشکل از اصلی‌ترین نهادهای خیریه کمک به کودکان است.

این موضوع در میان دیگر کاربران توییتر نیز واکنش هایی داشته است.

زهرا کشوری خبرنگار در توییتی از کم‌توجهی سازمان‌های غیردولتی به این مساله انتقاد کرده است.

کاربر دیگری نیز در توییت خود این اقدام شهرداری بروجرد را مورد نقد قرار داد و نوشت: “شاید به جرم آقازاده نبودن ونداشتن ژن خوب ؟! بزرگترهم که بشوند احتمالا در زندان خودکشی می کنند!”

در ادامه همین واکنش‎‌ها کاربر دیگری در توییتر با اشاره به ناآرامی های اخیر در ایران و مشکلات معیشتی در ایران به این موضوع پرداخته و نوشته است: “بازداشت کودکان آبنبات فروش، قطع دست سارق گوسفند، بازداشتهای پیشگیرانه، خودکشی شدن در زندان، جسدهای رها شده، کارگران بدون حق و حقوق …”

طرح جمع‌آوری کودکان کار که امسال در قالب طرح جمع آوری متکدیان مطرح شده با مخالفت نمایندگان مجلس و فعالان حقوق کودک روبرو شد. پس از مدتی از اجرای این طرح اعلام شد این طرح از قالب طرح جمع آوری متکدیان خارج شده و قرار است مورد بررسی قرار بگیرد و به شکل دیگری اجرا شود.

این طرح با کمک شهرداری‌ها، بهزیستی و فرمانداری‌ها اجرا می‌شد.

به گفته فعالان حقوق کودک، برخورد قهری با کودکان کار راهکار کاهش تعداد کودکان کار نیست. این موضوع نیازمند ساماندهی معیشتی این کودکان و خانواده‌های آنها است.

براساس آمار رسمی حدود دو میلیون کودک کار در ایران زندگی می کنند، هر چند فعالان حقوق کودک می‌گویند آمار کودکان کار در ایران تا حدود هفت میلیون نفر هم می‌رسد.

No responses yet

Jan 20 2018

موافقت بلژیک با حجاب فرنوش شیخی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: پایگاه اینترنتی lanouvellegazette مدعی شده است که «فرنوش شیخی» ستاره سابق والیبال ایران می‌تواند با پوشش و حجاب موردنظر فدراسیون والیبال ایران، در لیگ بلژیک بازی کند.

فرنوش شیخی ستاره ۲۷ ساله تیم ملی والیبال بانوان ایران از تابستان امسال در اردوهای تیم ملی حاضر نشد. بسیاری، دلیل عدم حضور یکی از بهترین بازیکنان والیبال آسیا در اردوهای تیم ملی را ازدواج او با «کاوه رضایی» بازیکن تیم ملی ایران و بی‌میلی همسرش برای حضور او در تیم ملی ایران می‌دانستند. کاوه رضایی بازیکن تیم ملی ایران، خردادماه امسال به باشگاه «شارلوا» بلژیک پیوست. باشگاهی که مالکیت و مدیریت آن در اختیار «مهدی بیات» بود.

باشگاه شارلوا راه‌حلی جدید برای بازگرداندن دوباره «فرنوش شیخی» به والیبال پیدا کرد. تیم دختران والیبال این باشگاه بلژیکی از فرنوش دعوت کرد تا به این تیم بپیوندد. اما فدراسیون والیبال بلژیک به این باشگاه تذکر داد که دختران والیبالیست حق بازی با پوشش و حجاب را ندارند.

البسه دختران والیبالیست ایران مورد تائید فدراسیون جهانی والیبال قرار گرفته است، اما فدراسیون بلژیک این پوشش را قبول نداشت. حالا پایگاه اینترنتی lanouvellegazette خبر از موفقیت باشگاه شارلوا در رایزنی با فدراسیون والیبال این کشور را داده و نوشته است: «طبق اعلام باشگاه شارلوا همه‌چیز برای حضور باحجاب فرنوش شیخی در لیگ بلژیک فراهم شده است و این بازیکن می‌تواند حتی در بازی این هفته برابر لندلده به میدان برود.»

این سایت خبری به رابطه خانوادگی دو ستاره ورزش ایران اشاره‌کرده و نوشته است: «فرنوش شیخی، همسر کاوه رضایی، مهاجم گلزن شارلوا است که گل‌های او در این فصل باعث شده هم در صدر جدول گلزنان لیگ بلژیک قرار گیرد و هم به تیمش کمک کند تا پدیده این فصل مسابقات باشد.»

اما سؤال اینجاست که اگر کاوه رضایی از باشگا شارلوا جدا شود، آینده «فرنوش شیخی» در شارلوا چه خواهد بود؟ مهاجم تیم ملی ایران علاقه‌ای به ادامه فعالیت حرفه‌ای همسرش در ایران نداشت و در نهایت باعث جدا شدن شیخی از تیم ملی والیبال ایران شد. حالا کاوه رضایی با پیشنهادهایی از سوی چند باشگاه اروپایی روبرو شده و ممکن است در پایان این فصل از بلژیک برود.

No responses yet

Jan 19 2018

#دختر_خیابان_انقلاب_کجاست؟ سوالی که هزاران بار در توییتر پرسیده شد‌

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,شورش


بی‌بی‌سی: ‌”دختر خیابان انقلاب کجاست؟” این سوالی‌ست که کاربران شبکه‌های اجتماعی تنها از دیروز تا به حال بیش از ۱۹ هزار بار پرسیده‌اند. آنها به پیشنهاد مسیح علی‌نژاد،‌ روزنامه نگار و فعال سیاسی از دیروز با استفاده از این هشتگ در به پا کردن یک طوفان توییتری موفق بوده‌اند.
دختر خیابان انقلاب کیست؟

چند روز قبل از شروع اعتراض‌ها در خیابان انقلاب دختر جوانی بدون مانتو، روسری سفیدش را به چوب می‌زند و بالای چیزی شبیه صندوق برق می‌رود و روسری را مانند پرچم تکان می‌دهد. از کار دختر چنین برداشت می‌شود که او به حجاب اجباری زنان معترض است. فیلمهای زیادی از حرکت او در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد اما فیلمی از دستگیری او نیست.

با این حال فعالان شبکه‌های اجتماعی می‌گویند ماموران دختر را دستگیر کرده‌اند. از آن زمان تا کنون خبری از او نیست. اطلاعات بیشتر از این دختر و حتی نام او در شبکه‌های اجتماعی منتشر نشده است. نیروی انتظامی یا ارگان‌های دیگر امنیتی هیچ واکنشی به اخبار مبنی بر دستگیری او نشان نداده‌اند.

به همین دلیل کاربران شبکه های اجتماعی با استفاده از هشتگ #دختر_خیابان_انقلاب_کجاست درباره سرنوشت او سوال کرده‌اند. در کانال اینستاگرامی مسیح علی‌نژاد هم تصاویر زیادی منتشر شده است از کاربرانی که کاری شبیه دختر خیابان انقلاب کرده‌اند تا یاد او را زنده نگه دارند. ‌‌
چرا دختر خیابان انقلاب مشهور شد؟

حرکت اعتراضی دختر خیابان انقلاب با اینکه پیش از شروع ناآرامی ها در ایران اتفاق افتاد، اما در هنگام اعتراض‌های سراسری به یکی از نمادهای مقاومت علیه اجبار و سرکوب تبدیل شد و خیلی از کاربران هزاران بار فیلم و تصاویر گرافیکی از او منتشر کردند. ‌‌رسانه‌های مختلف جهان از جمله بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان هم از این دختر به عنوان یکی از نمادهای اعتراض‌های اخیر مردمی در ایران نام برده‌اند و خبر کاری که او کرد را، به همراه تصویرش در حال حرکت دادن پرچم سفید پوشش دادند.

اینکه او نه یواشکی و نه در فضای مجازی که آشکارا و در یکی از خیابان‌های شلوغ تهران روی سکو می رود و فریاد اعتراضش را با برافراشتن پرچمی نمادین بلند می کند، شاید از دلایل برجسته شدن و تاثیر گذاری کارش باشد.

دلیل دیگرش شاید آرامش و اعتماد به نفسی باشد که در رفتارش نشان می دهد. اثری از ترس در چهره و حرکات او به چشم نمی خورد. کاربران در توییت‌های مختلف صلح آمیز بودن اعتراضش را که مزاحمتی برای کسی ایجاد نکرده، نمونه ای از یک اعتراض مدنی موفق می‌دانند و بر این باورند که اگر او دستگیر شده باشد ممکن است نشان دهد که حکومت ایران حتی این نوع واکنش‌های مدنی را هم تاب ندارد و برای همین است که کسی نمی داند “دختر خیابان انقلاب کجاست.”

No responses yet

Jan 19 2018

جابجایی جمعیت در ایران: اسکان یک میلیون نفر در ۱۰ شهر جدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه: دولت ایران قصد دارد با ساخت ۱۰ شهر جدید بیش از یک میلیون تن از جمعیت را جابجا کند. سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کردستان، کرمان، مازندران،فارس، سمنان و بوشهر محل ایجاد شهرهای جدید است.

نیمی از جمعیت چابهار حاشیه‌نشین است و فاقد آب شرب، با این حال دولت جمهوری اسلامی می‌خواهد بیش از یک میلیون نفر از جمعیت دیگر شهرها را در این منطقه اسکان دهد.

یکسال پس از ابلاغ برنامه اجرایی وزارت راه و شهرسازی جمهوری اسلامی برای اسکان پنج میلیون نفر از جمعیت در سواحل دریای عمان و خلیج فارس، محسن نریمان قائم مقام وزیر راه و شهرسازی ایران از مکان‌یابی ۱۰ شهر جدید به منظور جابجایی بیش از یک میلیون تن در آینده نزدیک خبر داد.

وزارت راه و شهرسازی جمهوری اسلامی آذر ۱۳۹۵ برنامه اجرایی «توسعه سواحل مکران» را ابلاغ و اجرای سیاست انتقال و اسکان پنج میلیون نفر از جمعیت دیگر شهرهای ایران طی سه مرحله در سواحل دریای عمان و خلیج فارس را به عنوان یکی از برنامه‌های اصلی این وزارتخانه اعلام کرد.

روزنامه اطلاعات پنجشنبه ۲۸ دی به نقل از نریمان از عملیاتی شدن این طرح با مکان‌یابی و تهیه طرح‌های مقدماتی ساخت شهرهای جدید در استان‌های سیستان و بلوچستان، بوشهر، هرمزگان، کرمان، فارس، سمنان، مازندران و کردستان خبر داد.

او «کاهش تراکم جمعیت کلانشهرهای شمالی» و «توسعه فراگیر مناطق جنوبی» را هدف این برنامه دانست و گفت که ساخت شهر «سیراف» در استان بوشهر به مرحله آماده‌سازی رسیده و طرح تفصیلی و جامع شهر «تیس» در استان سیستان و بلوچستان تهیه شده است.

در این طرح ساخت ۲ شهر در هر یک از استان‌های بوشهر و هرمزگان پیش‌بینی شده است. شش شهر دیگر هم در استان‌های کردستان، سیستان و بلوچستان، سمنان، کرمان، مازندران و فارس احداث خواهد شد.

نریمان ظرفیت جمعیت هر یک از شهرهای جدید را به نسبت «ظرفیت مکانی»، «موقعیت جغرافیایی» و «حجم تقاضا» ۱۰ هزار تا ۱۵۰ هزار نفر اعلام کرد.
برنامه ریزی برای جابجایی ۵ میلیون تن

ایجاد شهرهای جدید در استان‌های مرزی و به ویژه استان‌های ساحلی دریای عمان و خلیج فارس یکی از اولویت‌های برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران است.

اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری بهمن دو سال پیش از تدوین طرح اسکان بیش از یک میلیون نفر در مناطق جنوبی، و به ویژه سواحل مکران خبر داده بود.

در پیوند با همین موضوع اکبر ترکان، رئیس سابق شورای عالی مناطق آزاد هدف نهایی این برنامه را اسکان پنج میلیون تن در سواحل جنوبی ایران اعلام کرده بود.

حبیب‌الله طاهرخانی مدیرعامل شرکت شهرک‌های جدید ایران ۱۱ آبان امسال جزئیات بیشتری از طرح ایجاد شهرهای جدید ارائه کرد و گفت که این شهرها با «رویکر آمایش سرزمینی» و «سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و خارجی» ایجاد خواهد شد.

در حالیکه مقام‌های دولتی هدف اصلی ایجاد شهرهای جدید را «توسعه سواحل جنوبی» و «مناطق کم‌تر توسعه یافته» عنوان می‌کنند، فعالان حقوق اقلیت‌ها در ایران نسبت به تغییر بافت جمعیتی این مناطق نگران‌ند.

برپایه گزارش منابع خبری نزدیک به فعالان بلوچ تنها در دو سال گذشته ۲۰ هزار تن از نیروهای نظامی ایران به همراه خانواده‌هایشان به چابهار منتقل شده‌اند.

جلیل رحیمی جهان‌آبادی عضو کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی ایران هم ضمن تائید سیاست انتقال و اسکان نیروهای نظامی در سواحل جنوبی و به ویژه استان سیستان و بلوچستان، هدف اصلی این طرح را«تقویت امنیت و توان دفاعی» ایران عنوان کرده است.

به گفته او دولت در لایحه بودجه سال آینده ۹۶ میلیارد تومان از طرح توسعه سواحل مکران را به «تقویت نیروی دریای ارتش» اختصاص داده است.

براساس این طرح دولت به احداث زیرساخت‌های نظامی، فرهنگی، رفاهی نیروی دریایی ارتش و همچنین فراهم نمودن اعتبارات لازم جهت پرداخت مطالبات کارکنان ارتش برای اجرای این طرح مکلف شده است.

واگذاری برنامه‌های توسعه سیستان وبلوچستان به نهادهای نظامی پیش از این با انتقاد و مخالفت شدید شخصیت‌های مذهبی منطقه همراه بوده است.

به‌رغم این انتقادها و همچنین حاشیه‌نشینی نزدیک به نیمی از جمعیت سیستان و بلوچستان همراه با بحران کم‌آبی در این منطقه، دولت طرح جابجایی و اسکان جمعیت در این استان و دیگر استان‌های جنوبی را آغاز کرده است.

No responses yet

Jan 17 2018

یکی از کسانی که در زندان فوت کرد، از خوراندن قرص به زندانیان خبر داده بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

رادیوفردا: محمود صادقی، نماینده اصلاح‌طلب مجلس ایران، روز سه‌شنبه ۲۶ دی‌ماه گفت: یکی از زندانیانی که اخیرا در زندان فوت کرد، در تماس با خانواده خود گفته بود که زندانیان به خوردن قرص‌هایی مجبور شده‌اند که حال آن‌ها را بد می‌کرده است.

آقای صادقی در حساب کاربری توییتر خود نوشته است: «طبق اعلام بستگان یکی از بازداشت‌شدگان که در زندان فوت کرد، او طی چند تماس با خانواده‌اش اظهار داشته مسئولان او و دیگر بازداشتی‌ها را مجبور به خوردن قرص‌هایی می‌کردند که حال‌شان را بد می‌کرده…»

در حالی که منابع و فعالان حقوق بشری از کشته شدن سه تا پنج تن از بازداشت‌شدگان در جریان اعتراضات اخیر در بازداشتگاه‌های ایران خبر می‌دهند، مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی تنها «خودکشی» و مرگ دو نفر را در این مدت پذیرفته‌اند و ادعا می‌کنند که آنها در ارتباط با اعتراض‌های اخیر بازداشت نشده بودند.

محمود صادقی روز یکشنبه در خصوص آمار افرادی که به گفته مسئولان جمهوری اسلامی، در بازداشت خودکشی کرده‌اند، گفته بود: «دو نفر قطعی است؛ آقای سینا قنبری در تهران و آقای وحید حیدری در اراک. اخیرا از کردستان و سنندج نیز گزارشاتی آمده است که دو یا سه نفر در بازداشت فوت کرده‌اند. البته این اخبار تایید نشده است».

در همین زمینه، پروانه سلحشوری، نماینده تهران در مجلس، ‌ضمن ابراز نگرانی نسبت به تعداد کشته‌شدگان در زندان‌ها، سازمان زندان‌ها را مسئول جان زندانیان دانست و خواستار «پاسخگویی» این سازمان شد.

بر اساس اعلام منابع رسمی، طی اعتراض‌های دی‌ماه ۹۶ که در بیش از ۱۰۰ شهر ایران از جمله تهران برگزار شد، سه هزار و ۷۰۰ نفر بازداشت شدند.

به دنبال انتشار گزارش‌هایی در مورد کشته شدن چند تن از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر در بازداشتگا‌ه‌ها، گروهی از نمایندگان مجلس درخواست بازدید از زندان اوین را مطرح کردند. این در حالی است که تاکنون درخواست آنها بی‌نتیجه مانده است.

با این حال، محمد جواد فتحی، نماینده اصلاح‌طلب تهران در مجلس روز سه‌شنبه گفت که همچنان با درخواست بازدید نمایندگان مجلس از زندان اوین مخالفت می‌شود و نمایندگان، اطلاعات دقیقی از تعداد بازداشت‌‌شدگان و دلایل مرگ برخی از آن‌ها در دست ندارند.

آقای فتحی در مصاحبه‌ با اعتمادآنلاین اظهار داشت: «ما بیشتر به دنبال این هستیم که از بازداشت‌شدگان اخیر بازدید کنیم تا ببینیم اتهام‌شان چیست، از کی بازداشت شده‌اند، دلیل بازداشت‌شان چه بوده، کجا دستگیر شده‌اند، پرونده‌شان کی به مرجع قضایی ارجاع می‌شود و مرجع قضایی چه دستوری داده است».

به گفته کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، هیچ گزارش رسمی پزشکی در مورد مرگ این بازداشت‌شدگان وجود ندارد. این کمپین نیز خواستار تحقیقات مستقل برای کشف علل این مرگ‌ها شده‌ است.
با استفاده از توییتر و گزارش‌های رادیو فردا و اعتماد آنلاین/ خ.ک/ک.ر

No responses yet

Jan 16 2018

عفو بین‌الملل:‌ مقام های ایران، اعدام ابوالفضل چزانی شراهی را متوقف کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: عفو بین الملل با انتشار بیانیه‌ای از مقام‌های جمهوری اسلامی ایران خواست «فورا اعدام ابوالفضل چزانی شراهی، نوجوان ایرانی، را که به خاطر وارد آوردن «ضربات مهلک چاقو به یک مرد در جریان یک نزاع در سن ۱۴ سالگی به مرگ محکوم شده است»، متوقف کنند.

به گفته این سازمان، ابوالفضل چزانی شراحی که در حال حاضر ۱۹ سال دارد، قرار است روز چهارشنبه ۲۷ دی، در زندان قم اعدام شود.

مگدلنا مغربی، معاون شمال آفریقا و خاورمیانه عفو بین‌الملل، گفت: «مقامات ایران به خوبی آگاهند که استفاده از مجازات مرگ علیه کسانی که زیر سن ۱۸ سالگی مرتکب جرم می‌شوند، نقض فاحش تعهدات ایران تحت قوانین بین المللی حقوق بشر از جمله کنوانسیون حقوق کودک است».

میثاق بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی و میثاق بین‌المللی حقوق کودکان که ایران از جمله امضاکنندگان آنان است، و همچنین معیارهای سازمان ملل در زمینه‌ نوجوانان، اعدام افرادی را که هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال داشته‌اند ممنوع اعلام می‌کند.

اما ایران تاکنون بارها به اجرای حکم اعدام در مورد متهمانی که زیر ۱۸ سالگی جرمی مرتکب شده‌اند، اقدام کرده‌ است.

معاون شمال آفریقا و خاورمیانه عفو بین‌الملل افزود: « به جای نمایش چنین بی‌اعتنایی بی‎رحمانه نسبت به حقوق کودکان، مقام‌های ایران باید فورا اعدام ابوالفضل چزانی شراحی را متوقف و حکم او را از مجازات مرگ به مجازات زندان تبدیل کنند».

به گفته عفو بین الملل، ابوالفضل چزانی شراهی در شهریور سال ۹۳ از سوی دادگاه کیفری استان قم به اعدام محکوم شد.

بر اساس این گزارش، از آن زمان تاکنون، دست‌کم سه بار برای اجرای اعدام او برنامه‌ریزی شده است. از جمله در سال گذشته، وی برای اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شد اما اعدامش در آخرین لحظات، بنا به دلایلی که برای عفو بین الملل نامعلوم است، متوقف شد.

عفو بین الملل اشاره کرد که ابوالفضل چزانی شراهی، متولد ۲۶ دی ۷۷ است. بنابراین سن او در زمان وقوع جرم در روز پنجم دی ۹۲،‌ مطابق با تقویم شمسی، ۱۴ سال و ۱۱ ماه و مطابق با تقویم قمری ۱۵ سال و پنج ماه بوده است.

به نوشته این سازمان، تقویم رسمی ایران، تقویم شمسی است اما برخی از مواد قانون مجازات اسلامی ایران به تقویم قمری استناد می‌کنند.

در این میان، دادگاه کیفری استان قم با ارجاع به ماده ۱۴۷ قانون مجازات اسلامی اعلام کرده‌ است که ابوالفضل چزانی شراهی از حیث تاریخ قمری «بالغ» بوده و سزاوار مجازات مرگ است. ماده ۱۴۷ قانون مجازات اسلامی سن مسئولیت کیفری برای دختران و پسران را به ترتیب نه سال و پانزده سال تمام قمری تعیین کرده است.

دادگاه همچنین به نظریه پزشکی قانونی استناده کرده که گفته او از «رشد عقلی» برخوردار بوده است. حکم دادگاه کیفری استان قم از سوی دیوان عالی کشور در آذر ۹۳ تایید شد.

سازمان‌های حقوق بشری مخالف اجرای حکم اعدام در ایران به خصوص اعدام افراد زیر ۱۸ سال هستند. از جمله سازمان دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه ای در مرداد سال گذشته از قوه قضائیه ایران خواست که برای همه مجرمان زیر ۱۸ سال، مقدمات برگزاری یک محاکمه مجدد را با رعایت موازین حقوق بشری و استانداردهای بین‌المللی فراهم کند

No responses yet

Jan 16 2018

توضیح ربیعی درباره ادعای اصابت موشک آمریکایی به نفتکش سانچی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دنیای اقتصاد: خبر آنلاین : مسوول کمیته رسیدگی به حادثه نفت‌کش سانچی گفت: ادعای اصابت موشک آمریکایی به نفتکش سانچی و حرکت به مقصد کره شمالی، داستان سرایی ژول ورنی است.

علی ربیعی در نشست خبری کمیته ویژه رسیدگی به حادثه نفت‌کش سانچی اظهار داشت: ما همه تلاش‌هایی را که متصور بود، در ارتباط با این فاجعه انجام دادیم.

وی افزود: ابهاماتی تاکنون در رابطه با این حادثه مطرح شده، اما برخی از این ابهامات به انگیزه‌های غیرروشنگرانه مربوط می‌شود که باعث می‌شود اطلاع‌رسانی در مسیرهای درستی قرار نگیرد.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تصریح کرد: این موضوع در ابعاد سیاسی، فنی، انسانی و عملیاتی قابل تشریح و پاسخ دادن برای روشنگری است.

ربیعی عنوان کرد: یکی از سوالات متداول، زمان وقوع حادثه بود. وقوع حادثه، ۱۵ و ۳۰ دقیقه به وقت تهران بود و ساعت ۱۹ از ماجرا ما مطلع شدیم. بلافاصله گروهی را به سفارت چین فرستادیم. ۱۹:۳۰ با کمک همکاران سازمان بنادر و شرکت ملی نفت‌کش ستادی تشکیل شد برای کمک‌خواهی از کشورهای همجوار و کمک خواستن از مجامع بین‌المللی.

وی متذکر شد: یک‌شنبه با حضور نمایندگان وزارت امور خارجه، وزارت راه و شهرسازی و وزارت نفت کمیته‌ای تشکیل شد. تقریبا روز یک‌شنبه بعدازظهر که جلسه دولت ساعت ۱۶ بود، ساعاتی از جلسه دولت را با وزرای ذیربط جلسه‌ای را تشکیل دادیم و کار را پیگیری کردیم. اولین گروه روز یک‌شنبه عازم چین شدند و ستاد عملیات فرماندهی از روز یک‌شنبه در چین تشکیل جلسه داد. سه‌شنبه رییس‌جمهور جلسه‌ای تشکیل داد و علاوه بر پیگیری‌هایی که داشتند، موضوع را بررسی کردند. برای این‌که تمام وقت وزرا پای کار باشند، من از روز چهارشنبه به عنوان مسوول کمیته ویژه رسیدگی به حادثه نفت‌کش سانچی انتخاب شدم. در همین مدت، سفیر چین، کره و ژاپن خواسته شد و تصمیم گرفتیم به سمت شانگهای عازم شویم. یک گروه هم به ژاپن اعزام شد، چون جهت باد پیش‌بینی می‌شد که به سمت آب‌های ژاپن باشد. ژاپنی‌ها برای استقرار تیم در ژاپن هم اعلام آمادگی کردند. دستور رییس‌جمهور و نظر دولت برای انتقال کمیته به شانگهای بود و به همین دلیل عازم چین شدیم.

مسوول کمیته رسیدگی به حادثه نفت‌کش سانچی گفت: تقریبا پس از اطلاع از حادثه، کار از سطوح بالای سیاسی کشور شروع شد و موضوع دنبال می‌شد.

آیا سیستم موقعیت یاب خاموش بوده است؟

ربیعی در پاسخ به پرسشی در رابطه با خبر این‌که موقعیت‌یاب کشتی آیا خاموش بوده است؟ عنوان کرد: این مساله‌ای که مطرح شده که محمومه برای کره شمالی بوده و موشک آمریکایی با آن برخورد کرده، داستان‌سرایی است. من سوال می‌کنم که اگر موشک آمریکایی به این کشتی برخورد کرده بود، هیچ راداری این موشک را نمی‌گرفت؟ متاسفانه گاها شبهاتی با چرخش‌های سیاسی مطرح می‌شود.

وی بیان کرد: کشتی‌ای که تصادف کرده، این کشتی را از دولت رفتند دیدند و از آن عکس و تصویر گرفتیم و درخواست کردیم مصاحبه کنیم. این کشتی کاملا مشخص است. این یک دروغ بسیار واضح است که با موشک نفت‌کش را زده باشند. اگر کسی با مسایل سیاسی و رادار آشنا باشند، متوجه می‌شود این موضوع صحت ندارد.

مسوول کمیته رسیدگی به حادثه نفت‌کش سانچی عنوان کرد: اما این‌که چرا رادارها کار نکردند، فاصله‌ای که کشتی بوده تا بندر، فاصله‌ای نبوده که رادارها بتوانند بگیرند. بارنامه به مقصد کره جنوبی بوده و دولت این کشور هم رسما تأیید کرد و اصولا چنین چیزی در سطح بین المال قابل پنهان کردن نیست.

چرا کار به چینی ها سپرده شد؟

ربیعی در پاسخ به این پرسش که آیا درست است که چینی‌ها اهمال کردند و بهتر نبود به آنها اعتماد نکند و از کره‌ای‌ها و ژاپنی‌ها خرید خدمت می‌کرد؟ اظهار داشت: ما در روزهای اول از شرکت‌های بین‌المللی خرید خدمت کردیم. ماجرا در آب‌های کشور چین قرار داشت، بنابراین دولت چین باید به موضوع می‌پرداخت.

وی افزود: ما در روزهایی که در این‌جا بودیم، به طور طبیعی مباحثی صورت می‌گرفت. مباحثی را گاهی افرادی می‌گفتند که ممکن است چینی‌ها جان نیروی انسانی ما برایشان مهم نباشد و محیط‌زیست برایشان مهم نباشد، اما ما هیچ شواهدی را پیدا نکردیم که چینی‌ها برایشان جان انسان‌ها مهم نباشد.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تصریح کرد: قرار شده دریانوردان نفت‌کش سانچی جزو شهدای خدمت محسوب شوند و در قطعه شهدای خدمت نیز به خاک سپرده شوند.

زمان بازگشایی جعبه سیاه

ربیعی درباره بازگشایی نفت‌کش سانچی، عنوان کرد: بازگشایی در چین انجام می‌شود، اما الان پلمپ است.

وی درباره تدابیر لازم برای جبران خسارت متذکر شد: اولا جبران خسارت جبران‌ناپذیر است. خسارت معنوی زیادی ما دیدیم. در رابطه با مسایل حقوقی البته باید مسایل پیگیری شود. خوشبختانه از جهت کشتی، بیمه‌های معتبر بین‌المللی داشته است. کره‌جنوبی که خریدار بوده، محموله را بیمه کرده و شرکت‌هایی که بیمه‌گر بودند، نام این‌ها در این زمینه اعلام خواهد شد.

مسوول کمیته رسیدگی به حادثه نفت‌کش سانچی گفت: کمیته مشترک حقوقی درباره حادثه، کار را دنبال می‌کنند که با رمزگشایی جعبه سیاه، پیگیری حقوقی جدی‌تر خواهد شد.

وی بیان کرد: ما باید درک واقعی خود را بیان کنیم. این‌که روز اول چه ادراکی داشتیم و چرا، ما باید امروز اعلام کنیم.

مسوول کمیته رسیدگی به حادثه نفت‌کش سانچی عنوان کرد: ما از روز اول دلمان می‌خواست هر آنچه که از دست هر کسی در جهان برمی‌آید، برای ما انجام دهد. مدام دلم می‌خواست حجم بیشتری از عملیات در آنجا صورت گیرد.

ربیعی اظهار داشت: ما نگران بودیم و می‌گفتیم چرا آب می‌پاشید و فوم نمی‌پاشیدید. وقتی بررسی کردیم، گفتند که ما آن زمان باید آب می‌پاشیدیم تا بدنه را سرد کنیم. در آن زمان نمی‌توانستیم فوم بپاشیم.

وی افزود: ادراک و بررسی‌های ما از مساله نشان می‌دهد که تصورات ما از این‌که چینی‌ها اهمال می‌کردند، درست نبوده است.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تصریح کرد: حدود 20 کشتی در منطقه بود که 3 کشتی ایرانی بود. کشتی‌های ژاپنی، کره‌ای و چینی بودند. عملیات اصلی با کشتی‌های چینی بود.

ربیعی در پاسخ به این پرسش که آیا کشتی‌ها همچون هواپیماها مسیر از پیش تعیین شده ندارند؟ آیا موقع تصادم، سرنشینان کشتی استراحت می‌کردند و نمی‌دانستند تصادف اتفاق خواهد افتاد؟ عنوان کرد: این اولین حادثه نبوده است و در همین منطقه 40 درصد تصادف‌ها اتفاق افتاده است. آسمان هم بی‌تصادف نبوده است.

No responses yet

Jan 16 2018

بیانیه ۱۶ اصلاح طلب دروغگو!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

گویانیوز: جنبش اعتراضی چهره بازیگران را عریان تر نمود. آیت الله خامنه‌ای و بیت ولایت فقیه و پاسداران و نظام قضایی لاریجانی با دستگیری بیش از هزار معترض و کشتار ۲۳ نفر و تبلیغات دروغ علیه تظاهرکنندگان، نشان دادند که از نظر آنها برای حفظ نظام مطلقه دینی و منافع طبقه فاسد رانت خوار راهی جز سرکوب وجود ندارد. دستگاه حوزوی و شخصیت‌های ایدئولوژیک مانند حسین شریعتمداری و علمای دینی مانند احمد جنتی آشکارا نشان دادند که برای حفظ اسلام و جمهوری اسلامی، قادرند هر جنایتی را توجیه ایدئولوژیک نمایند. اصلاح طلبان حامی و شریک حکومت نیز با لجن پراکنی علیه مردم معترض و «کرکس» خواندن آنها با تمام قوا به حمایت از جمهوری اسلامی و اسلام و ظلم ستمگران حکومتی پرداختند. حال پس از سرکوب و فروکشی اعتراض، بیانیه‌ای از جانب شانزده نفر اصلاح طلب منتشر می‌شود تا حقیقت واژگونه نشان داده شود و بدی مطلق، قابل اصلاح معرفی شود. هدف این نوشته نقد این بیانیه است.

اسلام عامل تجزیه و اسارت

بیانیه با «بسم الله» آغاز می‌شود. قرآن یک دکترین سیاسی و دینی تبعض گرا می‌باشد و الله یک خدای خشمگین و قهار و ظالمی که جز مومنان تسلیم شده خود را، کسان دیگر را دوست ندارد و بلکه بر عکس، فرمان قتل و شکنجه آنها را میدهد. بنابراین الله اصلاح طلبان و اصولگرایان نه بخشنده بلکه ستمگر است. سپس بیانیه می‌نویسد که «دغدغه‌ها و تحلیل‌ها و هشدارهای» اصلاح طلبان که «علاقمند به اسلام و ایران و انقلاب» هستند، همیشه از خیر خواهی ناشی می‌شود. دغدغه اصلی اصلاح طلبان در واقع حفظ اسلام و انقلاب اسلامی است. بطور مسلم این نخبگان اصلاح طلب دارای رفتار آگاهانه بوده و بی خبر از اسلام نیستند. اسلام برای آنها یک رانت ایدئولوژیک است که هستی اجتماعی و روانی و سرمایه آنها را تعریف می‌کند. اسلام برای حکومتی‌ها و اصلاح طلبان یک کالای بازاری که بیشترین سود را برای آنها فراهم می‌سازد. حال آنکه اسلام برای ایران یک فاجعه تاریخی است و استعمار امپریالیستی اسلام از زمان پیامبر جز تجاوز و بردگی و غارت هدف دیگری تعقیب نکرده است. تحلیل علمی تاریخ نشان می‌دهد که ایرانزمین در برابر هجوم عرب باخت و دستخوش از خودبیگانگی هویتی شد. بنابراین زمانیکه اصلاح طلبان از اسلام دفاع می‌کنند آیا دچار فراموشی شده‌اند و یا استقلال ایران برایشان اهمیتی ندارد؟ چه کسی میتواند همخوانی منافع ایرانزمین و فرهنگ و تمدن ایرانی را با قرآن و اسلام مستدل سازد؟ هیچ فکر عقلانی و آزاده‌ای نمی‌تواند به تائید همسوئی اسلام با منافع ایرانزمین برسد. تنها یک ذهنیت استعمارزده و ازخودبیگانه قادر است این تناقض آشکار را نادیده بیانگارد. اسلام نمی‌تواند بیانگر مصالح ملی باشد زیرا در تاریخ بیانگر یک تجاوز است و امروز این ایدئولوژی تبعیض در برابر منافع مشترک ایرانیان قرار می‌گیرد. بیانیه ادعا دارد که جریانهای اصلاح طلب همیشه منافع و مصالح ملی را ترجیح داده‌اند. این ادعا در تناقض با ذهنیت اصلاح طلب است زیرا دفاع از اسلام در تضاد با مصالح ملی و هویت ملی و تمدن ما قرار می‌گیرد. دفاع از اسلام و انقلاب ۵۷ از جانب اصلاح طلبان، دفاع از امتیازات گوناگون آنهاست.

ذهنیت نفی منافع ایرانی، همانا ذهنیت اصلاح طلبان است. برای اصلاح طلبان منافع و مصالح ملی اولویتی ندارد، زیرا اولویت برای آنها همان اسلام است. کجای قرآن و اسلام و شیعه گری در راستای فرهنگ اوستایی و مهرگان و نوروز و الگوی سیاسی باستانی و منشور کورش و نیز خردگرایی مدرن و همبستگی همه مردمان ایران قرار می‌گیرد؟ هیچ کجا. برای اصلاح طلبان آزادی و دمکراسی در ایران اهمیتی ندارد. با اسلام بمثابه دین سیاست و اجتماع، راه به آزادی ناممکن است. اسلام و قرآن عبارت از توتالیتاریسم هولناکی است که ذهن و فکر آزاد را نابود می‌کند. برای اصلاح طلبان دمکراسی نیز معنایی ندارد و خواست واقعی آنها جابجایی در همین الگوی ولایت فقیهی است. مگر دمکراسی در دکترین شریعت و در فقه شیعه و در قانون اساسی جمهوری اسلامی میسر است؟ نه هرگز. حال آنکه ما میدانیم که اصلاح طلبان چهل سال است که جمهوری اسلامی را با اصولگرایان رنگارنگ تقسیم کرده‌اند و در باره پلشتی ولایت فقیه سکوت کرده‌اند و یا کرنش کرده و نماز خوانده‌اند. بطور مسلم میتوان مسلمان بود و ذهنیتی لائیک داشت و طرفدار دمکراسی بود. ولی دکترین اسلام در تناقض با دمکراسی است. ما میدانیم که ایدئولوگهای اصلاح طلب به اسلام سیاسی ایرادی ندارند و کماکان در پی حقنه کردن این ایدئولوژی سامی بر میهن ما هستند حال آنکه اسلام پس از چهل سال پراتیک و تجربه بیش از پیش از اعتبار افتاده و به حاشیه رانده می‌شود. ذهن توده در اسارت این دین میماند و جامعه سنگینی آنرا بشدت حس خواهد کرد ولی بخش آگاه جامعه در روند جدایی از این دین قرار گرفته است.
خشونت گر کیست: مردم یا حکومت؟

بیانیه می‌گوید اصلاح طلبان از مطالبات مردم و حق اعتراض مسالمت آمیز آنها دفاع می‌کنند. این خودستایی پایه‌ای ندارد. این افراد در کجا و چگونه از مبارزات و اعتصابات متعدد کارگران علیه بیکاری و پایمال شدن حقوق انها دفاع کرده‌اند؟ این افراد کجا و چه هنگامی از مبارزات مسالمت آمیز مدافعان محیط زیست و کنشگران مدافع دریاچه ارومیه دفاع نموده‌اند؟ این افراد کجا و چگونه از کشاورزان اصفهان که با خشکی زاینده رود ورشکسته شدند و یا از شهروندان اهوازی در مبارزه علیه آلودگی هوا، حمایت کرده‌اند؟ این افراد کجا و چه زمانی از خواستهای مکرر نویسندگان و روشنفکران و سینماگران علیه سانسور و اختناق پشتیبانی نمودند؟ این افراد کجا حجاب اجباری زنان را مورد انتقاد قراردادند و از آزادی کامل زن دفاع کردند؟ این افراد ادعا دارند که از حق اعتراض دفاع می‌کنند ولی مخالف اقدام خشونت آمیز هستند. این افراد نشریات بسیاری را در کنترل دارند، در کنفرانس‌های متعددی شرکت میکنند، ولی هیچگاه ما صدای آنها را برای حق سندیکایی و برای حق تشکیل احزاب و سازمانهای مستقل و برای حق انتقاد آزاد بر اسلام و ولایت فقیه نمی‌شنویم.

سپس بیانیه می‌نویسد اصلاح طلبان همیشه «هرگونه اقدامات خشونت آمیز و آشوب طلب» را مورد انتقاد قرار می‌دهند. البته منظور این افراد اینستکه مبارزات اخیر مردم «خشونت آمیز و آشوب طلب» بوده است. اول آنکه من طرفدار مبارزات آرام و مسالمت آمیز هستم و آیده آل آنست که مبارزات در چارچوب قانونی و مسالمت آمیز باشد. ولی این امر دو شرط می‌طلبد: از یکسو فرهنگ مدنی و قانوگرایی و از سوی دیگر وجود یک نظام دمکراتیک و قانونی که قاعده را می‌پذیرد. استبداد شیعه حاکم بر ایران کجا و چه زمانی دمکراتیک عمل کرده است؟ هیچگاه، زیرا در ذات خود مستبد است. اصلاح طلبان این واقعیت خشونتبار را میدانند ولی آگاهانه پنهانکاری کرده و دروغ می‌گویند. آتش زدن پوسترهای منحوس آیت الله خامنه‌ای نشانه خشونت نیست. وجود این عکسهای عظیم که با پول کشور ساخته و نصب شده‌اند جز توهین به شرافت مردم و خشونت سمبولیک چیز دیگری نیست. چرا اصلاح طلبان بدان اعتراض ندارند؟ حمله به مراکز بسیج جنبه واکنشی داشته زیرا اغلب موارد این مراکز جاسوسی، کانون حمله مسلحانه نسبت به تظاهرکنندگان بوده است. حمله به مسجد و محل زیارت، چه بسا اقدامات تحریک انگیز عوامل حکومتی بوده است. اینگونه افراد که در زمان شاه سینمای رکس آبادان را با صدها تماشاگر به آتش کشیدند امروز هم قادرهستند هرجنایت دیگری را بانجام برسانند.

نکته دوم آنکه در بیانیه خشونت دولتی و اسلامگرایان علیه ملت بفراموشی سپرده شده است. این اصلاح طلبان چرا در مورد اعدامهای سالهای شصت سکوت کردند؟ این افراد چرا در باره قتلهای سیاسی و شکنجه روشنفکران و دانشجویان اعتراض نکردند؟ این افراد چرا خواستار بارزسی زندانهای ایران از جانب شخصیت‌های مستقل و نهادهای حقوق بشری بین المللی نشدند؟ این افراد چرا علیه بسیجی‌ها که جوانان و زنان را بستوه آورده‌اند، اعتراض نمی‌کنند؟ خشونت نهادهای نظامی و شبه نظامی و جاسوسی جمهوری اسلامی روزمره است، پس چرا اصلاح طلبان خفه خون گرفته‌اند؟ پاسخ ساده است زیرا این گروه اجتماعی هستی سیاسی و اجتماعی خود را وابسته به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه می‌بیند. این افراد شریک در سیاست و مدیریت این جامعه هستند و خود را هم شرنوشت آیت الله‌ها می‌بینند. در میان آنها هستند کسانی که با شیوه تروریستی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و آبروی ایرانیان را در جهان ریختند، هستند کسانی که در گذشته پاسدار بوده‌اند، آنها همه مدافع امام خمینی‌اند و فرمان کشتار او را تائید نمودند. این افراد حالا ادعای تحول و اصلاح طلبی دارند. اینکه افراد متحول بشوند، خارج از تصور و واقعیت اجتماعی نیست. ولی هر تغییری بیان دمکراسی خواهی و آزادی طلبی و شجاعت و اخلاق اجتماعی نیست. اصلاح طلبان ایران شریک جرم هستند، دروغگو هستند و قابل اعتماد نیستند. این افراد علیه اعتراض‌های اخیر فحاشی نمودند برای اینکه تظاهرگنندگان فریاد زدند: اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمام شد ماجرا. در این رویداد اخیر بخشی از توهم جامعه نسبت به اصلاح طلبان فرو ریخت.
فساد و انحصار، ذات رژیم است

بیانیه می‌نویسد: «البته ریشه بسیاری از این مسائل و مشکلات در ناکارآمدی و نظارت‌ناپذیری، فساد و انحصارگری است.». آقایان اصلاح طلب ریشه مسائل ایران در وجود جمهوری اسلامی و حاکمیت آخوندیسم و ولایت فقیه آقای خامنه‌ای است. چرا این حقیقت را بزبان نمی‌آورید؟ فساد چیست؟ فساد سیاسی همان استبداد فردی و فقدان پلورالیسم سیاسی است، فساد اخلاقی همان چپاول پول کشور در راه منافع خانوادگی و زمین خواری‌های لاریجانی هاست، فساد معنوی همان استفاده از پول مردم زحمتکش برای تبلیغ خرافات و امامزاده‌های دروغین است، فساد قضایی همان عملکرد مافیایی قوه قضایی فاسدی است که زیر فرماندهی خامنه‌ای قرار دارد. فساد سیاسی و اقتصادی همان شرایط انحصاری در رانت خواری، همان رانت گیری رهبران این نظام و همان تبهکاری‌های مالیاتی بنیادها و آستان رضوی‌ها و انحصارگری سرداران سپاه در اقتصاد ایران است. آقایان اصلاح طلب چرا شفاف نیستید و کلی گوئی می‌کنید؟ مسئولان فساد و انحصار را نام ببرید و علیه آنها به افشاگری در سطح جهان دست بزنید. شما چنین نخواهید کرد زیرا بقای شما در ادامه همین رانت خواری و فساد است. چه بسا همه شما بهره اقتصادی در این نظام چپاول نداشته باشید ولی شما فاقد جرات هستید و کوتاه می‌آئید تا در این نظام زندگی کنید و از امتیازات آن برخوردار باشید.

بیانیه می‌نویسد: «متأسفانه فقدان تفاهم و توافق بر سر مسائل اساسی کشور و ضعف انسجام سیاسی و اجتماعی، موجب تشدید گسست‌های سیاسی و اجتماعی و دوگانگی در مدیریت اجتماعی کشور شده است.». خواست مرکزی اصلاح طلبان سهم بیشتر در قدرت است. این افراد اشاره به اختلاف اصولگرایان و رئیس جمهور و طرفداران رفسنجانی و محمد خاتمی و بقیه اصلاح طلبان در باره شیوه دولتمداری و تقسیم قدرت می‌کنند. آنها خواهان هماهنگی بیشتر بین امتیازداران هستند. دعوای قدرت بین جناحهای خودی‌ها چهل سال است که ادامه دارد. علیرغم تغییرات مقطعی و موقتی، همیشه ایران اسلامی جز استبداد ولایت فقیهی و جز تبعیض و سرکوب در قبال احزاب سیاسی و سیاسیون مخالف چیز دیگری نبوده است. این افراد سهم بری و سلیقه خود را معادل خواست تمام جامعه معرفی می‌کنند. حال آنکه چنین نیست. اصلاح طلبان باید جواب دهند چرا در این مملکت، جمهوری خواه سکولار و کمونیست و شاهنشاهی و ملی گرا و مسلمان مخالف ولایت فقیه و اکولوژیست و ناباور، نمی‌توانند آزادانه فعالیت داشته باشند. اصلاح طلبان پاسخ دهند چرا در این مملکت فقط شیعیان طرفدار ولایت فقیه حق دارند در قدرت دینی و امور مملکتی شرکت داشته باشند ولی گرایش‌های دینی دیگر مانند بهائیان و سنی‌ها و زرتشتیان و ارامنه و یهودیان و غیره از همه چیز محروم هستند؟ روشن است این افراد چیزی نمی‌گویند زیرا نفعشان در ادامه وضع اسارت آمیز کنونی است، آنها رقیب نمی‌خواهند، آنها خواهان حل اختلاف و تقسیم غنائم سیاسی و مالی و مقامات، بین خود و اصولگرا هستند.

بیانیه می‌نویسد: «هر چند وجه اقتصادی اعتراضات عمومی‌تر است، ولی ریشه حل مشکلات اقتصادی در اصلاحات سیاسی و گسترش و تقویت نظارت‌های مردمی» است. در تظاهرات اخیر ما شاهد خواستهای اقتصادی و اجتماعی مانند پرداخت دستمزد کارگران و حقوق بازنشستگان و حق مالباختگان و مخالفت با گرانی و اعتراض علیه بیکاری بودیم. در همین تظاهرات ما شاهد شعارهای سیاسی علیه ساختار حکومتی و ولایت فقیه و نظام سیاسی و علیه تاراج ثروت در منطقه برای کمک به حزب الله و رژیم اسد و سایر تبهکاران نیز بودیم. در این بیانیه چرا از این موارد صحبت نمی‌شود؟ اصلاح طلبان در مورد شعارها و خواستهای سیاسی سکوت میکنند زیرا خوششان نمی‌آید. اینهمه ثروت کشور برای سیاست استعماری جمهوری اسلامی در منطقه هدر می‌رود و این افراد سکوت می‌کنند. تظاهرکنندگان فریاد زدند مرگ بر خامنه‌ای، اصلاح طلبان ناراحت هستند زیرا نبود ولایت فقیه برای آنان نگران کننده است. تظاهرکنندگان گفتند نه اصولگرا و نه اصلاح طلب. این شعار یعنی کل هیات حاکمه فاقد مشروعیت می‌باشد و در فساد غوطه ور است. بنابراین اصلاح طلب سانسورگر سکوت میکند تا این شعار به شعار همه جامعه تبدیل نشود. تظاهرات اخیر یک بعد بزرگ سیاسی داشت و این ویژگی نفی جمهوری اسلامی را می‌طلبید. افزون برآنچه گفته شد حل مشکل اقتصادی در اصلاحات اصلاح طلبان نیست. الگوی اقصاد ایران ناسالم و انحصاری و رانتی است. این اقتصاد از رقابت سالم و اطلاعات لازم و تسهیلات سرمایه‌ای و دسترسی آسان به تکنولوژی‌های جدید وعلم مدیریت تازه محروم است. بنابراین مشکل در خود ساختار اقتصاد رانتی و فسیلی کنونی است. بخش خصوصی زیر فشار محدودیت‌ها و مداخله اداری و ایدئولوژیک توان خود را از دست داده است و کشاورزی زیر فشار واردات بی رویه رانت خواران استقلال خود را از دست داده است و اقتصاد رانتی فقط از مالیات و ارز نفتی فربه می‌شود. اصلاح طلبان مانند بخش دیگر هیات حاکمه در دگم‌ها و تعصبات دینی و ایدئولوژیک درجا میزند و فکر میکند راه حل مشکلات اقتصادی در اعتقادات پوسیده آنها نهفته است. آقایان حاکم، قدرت را رها کنید تا بشما نشان دهیم که اقتصاد متکی بر توسعه پایدار و اکولوژیکی، متکی بر تکنولوژی دیجیتالی و انرژی‌های پاک و متکی بر شایستگی‌های حرفه‌ای و مدیریت مدرن و پویا، چگونه قابل تحقق است. نکته اخر اینکه بیانیه از «تقویت نظارت‌های مردمی» حرف میزند. منظور از «تقویت» چیست و منظور از نظارت مردمی کدام است؟ کدام نهاد مستقل و خودمختار مردمی در ایران وجود دارد که این افراد در پی تقویت آنها هستند؟ انجمنهای اسلامی که جز جاسوسی و تبلیغ خرافه شیعه، کار دیگری نمی‌کنند. آنها یک سد در برابر روند دمکراتیک و شرکت آزادانه مردم قرار دارند. آقایان اصلاح طلب شرم کنید، شما فاقد درایت علمی و عقلانی برای هدایت کشور هستید، شما مانند بقیه حاکمان هستید. آزادی مردمان میهن ما، به نبود شما و شرکا در قدرت، وابسته است.
اصلاح طلبان مدافع استعمار در منطقه

بیانیه اعلام میکند: «دخالت‌های آمریکا و به ویژه رئیس جمهوری خارج از عرف آن، ‌ دونالد ترامپ، را در امور ایران به شدت محکوم می‌کنیم.». اصلاح طلبان همه چیز را ایدئولوژیک و وارونه جلوه می‌دهند و همانند اصولگرایان و ولی فقیه دارای سیستم تبلیغاتی یگانه می‌باشند. تاریخ ما کودتای سیای آمریکا علیه دولت دکتر مصدق را فراموش نخواهد کرد و البته این واقعه تاریخی نباید امروز مانعی در مناسبات دیپلوماتیک درست باشد. افزون بر آن سیاست دونالد ترامپ، در عرصه مسائل گرهی محیط زیست و گرمایش زمین و نیز در زمینه افزایش بهره برداری انرژی فسیلی و بالاخره در زمینه دیپلوماسی جهانی در انحراف کامل قرار دارد. ولی موضع گیری سیاسی تبلیغاتی رئیس جمهور آمریکا، مداخله محسوب نمی‌شود. تعرضات ایدئولوژیکی دو جانبه میان آمریکا و ایران، از یک سرشت هستند و در عرصه دیپلوماتیک قابل فهم‌اند. مداخله زمانی معنا دارد که به نفی تصمیم داخلی و مستقل یک کشور بیانجامد. بنابراین گفته اصلاح طلبان هیاهو علیه جنبش است. ولی باید یاد آوری کرد که اگر سیاست حمایتی فعال دولت کارتر نسبت به آیت الله خمینی نمی‌بود چه بسا انقلاب مذهبی در ایران صورت نمی‌گرفت، بله در اینجا مداخله گری معنا پیدا می‌کند. نکته دیگر اینکه اگر اصلاح طلبان نسبت به مداخله در یک کشور اینهمه حساسیت دارند چرا مداخله رژیم خامنه‌ای در سوریه و عراق و لبنان و یمن را محکوم نمی‌کنند؟ سیادت طلبی و دگماتیسم و فناتیسم و بی خردی حاکمان در ایران همیشه عاملی برای تشدید بحران میان ایران از یکسو و از سوی دیگر آمریکا و اسرائیل و اروپا و عربستان بوده است. ما نیازمند سیاست مسالمت آمیز هستیم حال آنکه جمهوری اسلامی نیازمند تحریکات و جنگ تبلیغاتی برای بقای خود می‌باشد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی توهین به یک سیاست صلح آمیز است و این امر در تناقض با منافع امروز و فردای ایران است. در این مورد چرا اصلاح طلبان سکوت می‌کنند و چرا از اقدامات مداخله جویانه سپاه قدس حمایت می‌کنند؟

بیانیه در پایان می‌نویسد: «از همه مسئولین کشور می‌خواهیم در جهت گشایش فضای گفت‌وگو، اظهار انتقاد و ابراز اعتراضات و رعایت حرمت و کرامت همه شهروندان اقدامات عملی صورت دهند.». آقایان اصلاح طلب، جامعه ایران تجربه «گفت و گوی» دوران محمد خاتمی را دید. در این نظام گفتگوی دمکراتیک پایدار و ساختاری ناممکن است. دین سالاری و دستگاه شیعه و آیت الله‌ها و توتالیتاریسم موجود خوانایی با فضای گفت و گو ندارد. سرشت حکومت دینی مطلقیت سیاسی و فکری است. جز استبداد و خرافه از دین و حکومت شما چیزی برنمی خیزد. بنابراین آقایان اصلاح طلب در پی گول زدن جامعه نباشید. شهروندان ایرانی باید بطرز قاطع بدانند که هیچ امیدی برای گشایش دمکراتیک در این نظام ولایت فقیهی وجود ندارد. کلید آزادی شهروندان ما در کسب استقلال فکری برای زیستن و حکومت کردن است. تا زمانی که جامعه زیر کنترل و سیادت دینی مستبدانه است، مردمان خوشبختی و آسایش را تجربه نخواهند کرد. تا زمانی که شهروندان ایران گرفتار سیاست اصلاح طلبان‌اند به دمکراسی و پایان ولایت فقیه نخواهند رسید. تجربه حملات اصلاح طلبان علیه جنبش مردمی نشان داد که آنها مدل حاکم را می‌خواهند. هر انتقاد و مبارزه‌ای که ساختار جمهوری اسلامی را نشانه بگیرد با مخالفت و ضدیت اصلاح طلبان روبرو خواهد شد.

در بطن جامعه تمایل فزاینده برای گذار از جمهوری اسلامی وجود دارد. در جنبش اخیر شعارهای اقتصادی و ساختار شکن وجود داشت و شعارهای موافق اسلام غایب بود. در این جنبش کل هیات حاکمه و قدرت سیاسی ولایت فقیهی مورد هدف قرار گرفته بود. این جنبش تجربه‌ای برای رفتار پخته تر و متین تر جهت دمکراسی و قدرت سیاسی سکولار بود.

جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه فرانسه

No responses yet

Jan 15 2018

دو نماینده مجلس از بی‌نتیجه ماندن درخواست بازدید از بازداشتگاه‌ها خبر دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

خُسن آقا: مجلس وقتی شد مجلس روضه خوانی بجای مجلس قانونگذاری. یک زندان هم می‌تواند برای چنین مجلسی تره هم خرد نکند.
اگر چنین اتفاقی در یک کشور قانونمند دیگر افتاده بود، کل سیستم قضایی آن کشور را تعطیل می‌کردند بروند یه قل دو قل بازی کنند!
رادیو فردا: دو نماینده مجلس شورای اسلامی از بی‌نتیجه بودن درخواست نمایندگان مجلس برای بازدید از زندان اوین خبر داده‌اند و در این زمینه علی مطهری گفته است که هیئت رئیسه مجلس تشکیل «کمیته حقیقت‌یاب» را برای بازدید از بازداشتگاه‌ها بررسی می‌کند.

پس از انتشار گزارش‌هایی در مورد کشته شدن چند تن از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر در بازداشتگا‌ه‌ها که با هشدار نمایندگان در مورد احتمال تکرار «کهریزک دوم» همراه بود، گروهی از نمایندگان مجلس درخواست بازدید از زندان اوین را مطرح کردند.

در این زمینه فاطمه سعیدی نماینده تهران و نایب رئیس فراکسیون حقوق شهروندی مجلس روز چهارشنبه ۲۰ دی ماه گفته بود که «با توجه به ناآرامی‌های اخیر و موج بازداشتی‌ها و همچنین حواشی ایجاد شده پیرامون آن»، تقاضای بازدید از زندان اوین به قوه قضائیه ارائه شده و امیدواریم هرچه‌ سریع‎تر نسبت به اجرایی شدن آن اقدام شود.

اما روز یکشنبه ۲۴ دی، علی مطهری نایب رئیس مجلس ایران، به خبرگزاری رسمی مجلس خانه ملت گفت که درخواست نمایندگان برای بازدید از زندان اوین به جایی نرسیده است.

خبرگزاری ایلنا هم در همین روز آقای مطهری همچنین اضافه کرد که تشکیل «کمیته‌ای حقیقت‌یاب» برای بازدید از بازداشتگاه‌ها بستگی به نظر هیئت رئیسه مجلس دارد و این موضوع بررسی خواهد شد.

محمود صادقی نماینده تهران روز یکشنبه خبر داده بود که بیش از ۴۰ تن از نمایندگان قوه مقننه با ارسال نامه‌ای به رئیس مجلس، خواستار تشکیل یک گروه مستقل برای بررسی علل مرگ تعدادی از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر در زندان‌ها شده‌اند.

در نامه این نمایندگان به علی لاریجانی با اشاره به اینکه «مسئولین ذیربط» علت فوت سینا قنبری و وحید حیدری را «خودکشی» اعلام کرده‌اند، گفته شده که «بعضی از بستگان و شهود عینی این ادعا را مورد تردید قرار می‌دهند».

آقای صادقی در توضیح این نامه به اعتمادآنلاین هم گفته است که «در متن نامه‌ای که امروز خطاب به آقای لاریجانی نوشتیم آوردیم که مطابق خبرهای تأیید نشده تعداد بیشتری از بازداشت‌شده‌ها فوت شدند که به این دلیل نیاز به رسیدگی است».

در حالی که برخی منابع حقوق بشری به کشته شدن سه تا پنج تن از بازداشت‌شدگان در بازداشتگاه‌ها خبر می‌دهد، مقام‌های رسمی تنها کشته «خودکشی» دو نفر را در این مدت پذیرفته‌اند و ادعا می‌کنند که این دو تن در ارتباط با اعتراض‌های اخیر در بازداشت نبوده‌اند.

در این زمینه علی مطهری نیز به خبرنگاران گفته است که «به ما گفته‌اند یک نفر در تهران و دو نفر در شهرستان‌ها خودکشی کرده‌اند».

نایب رئیس مجلس ایران اضافه کرده که «قرار شد در خصوص علت خودکشی‌ها گزارشی به مجلس ارائه شود که هنوز گزارشی به ما نرسیده است».

روز یکشنبه نایب رئیس کمیسیون قضایی مجلس نیز به خبرگزاری ایلنا گفت که در مورد «نحوه درگذشت یا خودکشی» چند تن از بازداشت‌شدگان، «کماکان در حال مذاکره با مسئولان هستیم، اما هنوز به خبر جدیدی نرسیده‌ایم».

محمد کاظمی همچنین گفت که هم مجمع نمایندگان استان تهران و هم فراکسیون حقوق شهروندی مجلس به منظور «رسیدگی به آخرین وضعیت بازداشت‌شدگان اعتراض‌ها و ناآرامی‌های اخیر» خواستار بازدید از زندان‌ها هستند، اما هنوز به درخواست نمایندگان مجلس برای بازدید از زندان‌ها پاسخی داده نشده و این کمیسیون «هر روز» پیگیر وضعیت بازداشت‌شدگان است.

آن طور که محمود صادقی نماینده تهران پیشتر اعلام کرده است در تجمع‌های اعتراضی اخیر سه هزار و ۷۰۰ تن بازداشت شده‌اند، گرچه مقام‌های قضایی در یکی دو روز گذشته اعلام کرده‌اند که بسیاری از بازداشت‌شدگان آزاد شده‌اند.

در این زمینه سخنگوی دستگاه قضایی ایران در نشست خبری روز یکشنبه خود اعلام کرده است که در حال حاضر ۴۶۵ تن در بازداشت مانده‌اند و مجموع بازداشتی‌ها در تهران به ۵۵ تن کاهش یافته است.

غلامحسین محسینی اژه‌ای همچنین افزود که ۲۵ تن نیز در جریان اعتراض‌های سراسری دی ماه امسال کشته شده‌اند.
با استفاده از گزارش‌های ایلنا، خانه ملت، و اعتماد آنلاین؛ م.ا.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .