اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'کارگری'

Sep 15 2015

خانواده شاهرخ زمانی: شکایت می‌کنیم، کالبدشکافی کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: پیکر شاهرخ زمانی، زندانی سیاسی زندان رجایی شهر به سردخانه بی بی سکینه کرج منتقل شده است، خانواده او با تایید خبر درگذشت این فعال کارگری در زندان خواستار روشن شدن علت مرگ و توضیح مسولان در این زمینه هستند و نینا زمانی، دختر شاهرخ زمانی می گوید که پدرش از نظر جسمی هیچ مشکلی نداشته و خانواده او خواستار کالبدشکافی و مشخص شدن علت مرگ هستند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روز، دختر شاهرخ زمانی می گوید که پدرش ۴ سال محروم از مرخصی و در۳ سال گذشته از ملاقات حضوری محروم بوده و حالا درحالی خبر مرگ او از سوی مسولان زندان تایید شده که هیچ بیماری جسمی یا مشکل جسمی که منجر به مرگ شود نداشته.

مسولان زندان رجایی شهر و دستگاه قضایی به صورت رسمی توضیحی درباره مرگ شاهرخ زمانی نداده اند اما نینا زمانی می گوید که در مراجعه به زندان رجایی شهر به انها گفته شده که پدرش سکته مغزی کرده است.

شاهرخ زمانی، نقاش ساختمان و فعال کارگری که از سال ۹۰ به اتهام تلاش برای تشکیل تشکل های کارگری از جمله سندیکای کارگران نقاش زندانی و به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

روز گذشته خبر درگذشت ناگهانی شاهرخ زمانی را منتشر کرد نینا زمانی می گوید: “امروز بعد از ظهر یک تماس مبنی بر این خبر داشتیم مراجعه کردیم زندان رجایی شهر که آنجا زندانی بود، گفتند واقعیت دارد و منتقل شده به سردخانه بی بی سکینه که در کرج است. رفتیم انجا تایید کردند که تحویل گرفته اند. قرار شد ما فردا صبح پی گیر شکایت باشیم و کارهای کالبدشکافی که علت دقیق مرگ مشخص شود”.

دختر شاهرخ زمانی توضیح می دهد: “پدر من هیچ مشکلی جسمی نداشت و کاملا سالم بود. برای همین اصلا باورمان نشده و نمی شود و شوکه هستیم. فردا حتما شکایت می کنم و فرم کالبدشکافی را در پزشکی قانونی پر می کنم باید مشخص شود. سم شناسی و هرچیز دیگری”.

برخی وب سایت ها از سکته مغزی این فعال کارگری در زندان خبر داده اند و برخی نوشته اند که او بعد از اعتصاب غذاهای طولانی مشکل جسمی داشته و تحت درمان قرار نگرفته. دخترش می گوید: “بله چند بار اعتصاب غذا کرده بود و به همین دلیل خیلی ضعیف شده بود اما مشکل اینطوری نداشت که، اینها کذب محض است پدر من کاملا سالم بود. موقعی که به زندان رسیدیم ساعت یک ربع به ۹ شب بود و آن ساعت بخش اداری اش تعطیل است و جوابی به ما ندادند فقط گفتند منتقل شده بی بی سکینه و ما هم رفتیم آنجا”.

آنجا هم چون تحویل گرفته بودند فقط تایید کردند و گفتند فردا ساعت ۷ و نیم صبح اینجا باشید.

ما هنوز ندیده ایم پیکر پدرم را و من نمی توانم الان هیچ نظری بدهم، هنوز نمی دانم واقعا چه اتفاقی افتاده علت های مختلفی ممکن است وجود داشته باشد به ما گفته اند سکته کرده و ما هنوز نمی دانیم. همین طوری هم چیزی را نمی پذیریم.

تا انتها پی گیری می کنم و تا علت دقیق را نفهمم از پا نمی نشینم تا انتها پی گیری می کنم که علت دقیق را بفهمم.

نینا زمانی سپس با اشاره به محرومیت پدرش از مرخصی و ملاقات حضوری در طی سالهای اخیر می گوید: “اصلا به پدر من یک بار هم مرخصی ندادند. بهمن ماه مادربزرگ من فوت شد باز هم ندادند. مادربزرگ من از غصه پدرم مریض شد، سرطان گرفت و فوت کرد. برای مرخصی هم حتی من پی گیری کردم. اجازه ندادند، حتی ما ملاقات حضوری هم با پدرم نداشتیم، از موقعی که پدرم را بردند رجایی شهر این ۳ سال ما نه ملاقات حضوری داشتیم نه مرخصی دادند، قبلا زندان تبریز که بود حداقل ملاقات حضوری داشتیم اما این سه سال هیچی”.

سوال می کنم که مشکل شان با پدر شما چی بود که این همه سال محروم از مرخصی و ملاقات حضوری بود و چنین برخوردهایی با او می کردند. نینا زمانی می گوید: “اینجا فقط پدر من نیست با خیلی از زندانیان سیاسی چنین رفتارهایی می کنند علت اش هم این است که آدم های بزرگی مثل پدر من در مقابل ظلمی که به آنها می شد سکوت نمی کردند دائما بیانیه صادر می کردند و با رسانه ها مصاحبه می کردند. در یک کلام اینکه شرایطی که به انها اعمال می شد را نمی پذیرفتند. تمام کسانی که اینطور هستند و الان هم هستند با آنها همین برخورد می شود. انتظار دارند که مردم سرشان را بینذازند پایین و هر بلایی می خواهند سرشان در بیاورند”.

دختر شاهرخ زمانی می افزاید: “واقعا پدر من در اوج مظلومیت رفت. خیلی به او ظلم شد رد این ۴ سالی که زندان بود. حتی نتوانست با مادر خودش خداحافظی کند. حتی من در این مدت ازدواج کردم برای عروسی من نتوانست بیاید برای عقد من نتوانست حضور داشته باشد و ارزوی همه چیز را بر دلش گذاشتند اما باید بمیرند و این آرزو بر دلشان بماند که امثال پدر من سکوت کنند. آنها می میرند هم روح شان زنده است و راهشان ادامه دارد”.

شاهرخ زمانی از چهاردهم خرداد ماه زندانی بود و بیش از ۳۶ روز را در سلول های انفرادی سپری کرد. او سال ۹۱ ابتدا به زندان یزد و سپس به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. او مدتی نیز در زندان قزلحصار کرج زندانی بوده است.

شاهرخ زمانی سال ۹۳ در نامه ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل و ناوی پیلای، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرده بود من ضمن این‌که مسولیت هرگونه عواقب و لطمات روحی، جسمی و جانی اعتصاب غذا را متوجه مسولین می‌دانم از آن جنابان می‌خواهم با فرستادن کمیته‌ی حقیقت‌یاب به این قتل‌گاه و فشارهای جهانی بر حکومت جمهوری اسلامی آن را وادار کنند، حداقل به قوانین مصوب خود در رعایت حقوق شهروندی و صنفی زندانیان مخصوصا تفکیک جرایم پایبند بوده و مرا به بند سیاسی بازگردانند.

او پیشتر و در خرداد ۹۱ هم در نامه ای به احمد شهید درباره وضعیت و پرونده خود نوشته بود: “جناب احمد شهید من شاهرخ زمانی فعال سندیکایی بدون کوچکترین تقصیر و گناه در خرداد ۱۳۹۰ توسط اداره اطلاعات تبریز دستگیر شدم،۳۶ روز در انفرادی بازداشت بودم پس از ۳۳ روز اعتصاب غذا در اعتراض به دستگیری و نگهداری غیر قانونی مرا تحویل زندان مرکزی تبریز دادند. همچنین پس از چهار ماه شکنجه، اذیت و آزار در اداره اطلاعات و زندان مرکزی تبریز در دادگاه انقلاب شعبه ۱ به ریاست قاضی حمل بر بدون داشتن کوچکترین مدرکی علیه من و بدون اعتراف به اتهامات دروغین وارد شده، دقیقا” بنا به دستور کتبی اداره اطلاعات مرا به ۱۱ سال زندان محکوم کردند”.

در مقابل اعتراض و ارایه لایحه دفاعی از طرف وکیل مدافع اینجانب به دادگاه که این دادگاه با استناد به کدام مدارک موجود در پرونده و یا با استناد به کدام اعتراف و کدام ماده مشخص قانونی مطابق با مدارک (در صورت وجود) ۱۱ سال زندان برای موکل من شاهرخ زمانی که هیچ گناهی مرتکب نشده است، صادر کردید؟ قاضی حمل بر چند لحظه ای سکوت کرد با سرخ و سفید شدن گفت من کاره ای نیستم، اداره اطلاعات این طور خواسته است.

او توضیح داده بود: “پس از صدور، تایید و اجرای حکم غیر قانونی و فرمایشی باز هم اداره اطلاعات دست از سر من بر نداشته، این بار با استفاده از سازمان زندانها که آن را نیز زیر سلطه دارد (این گونه مسلط بودن پلیس بر تمامی نهاد ها و ادارات مصداق انکار ناپذیر پلیسی بودن یک نظام است بنا براین تمامی زندانیان احتیاج مبرم به کمک شما دارند.) مرا به مدت دو ماه در بند قرنطینه که از بدترین، کثیف ترین و محدود ترین بند زندان است نگهداشتند”.

باز به اجبار دست به اعتصاب غذا زدم، پس از ۱۵ روز اعتصاب غذا مرا به بند مالی منتقل کردند. در آنجا نیز دست بر دار نبودند و با استفاده از عوامل خود باعث بی نهایت اذیت و آزار می شدند. وقتی متوجه شدند که من توانستم با برخورد انسانی و برقراری دوستی با دیگر زندانیان تو طئه های آنها را در مورد ایجاد در گیری خنثی کنم مرا به بند ۱۵ متادون تبعید کردند.

بیشترین زندانیان این بند معتاد های با دوزبالا هستندکه تعدادی از آنها غیر از بیماریهای مربوط مستقیم به اعتیاد، به ایدز، هپاتیت و قانقارا نیز مبتلا می باشند. من برای قاضی حمل بر نامه ارسال کردن و از قاضی مستقر در زندان خواستم از این عمل غیر قانونی جلو گیری کند و از رئیس زندان که استادی بود در خواست رسیدگی کردم، او گفت این دستور از طرف قو قضاییه و سازمان زندانها نیست بلکه دستور اداره اطلاعات است، من گفتم پرونده متهم پس از صدور حکم طبق قانون باید از دست پلیس خارج شود رئیس زندان گفت زندانیان سیاسی دائما” تحت مسئولیت وزارت اطلاعات هستند.

در ایران هیچ قانونی اجرا نمی شود و زندانیان سیاسی هیچ گونه حق و حقوقی حتی حقوق زندانیان عادی را نیز ندارند. مسئولین نظام حکومت ایران همیشه اعلام می کنند ما زندانی سیاسی نداریم تا در خلاء قانونی در رابطه با موضوع سیاسی ما را از هرگونه حقی محروم کنند.

اما در داخل زندان برای ایجاد محرومیت بیشتر، بدون قید کردن در پرونده ها ما را سیاسی می گویند تا از هر گونه حقوق زندانی عادی از جمله مرخصی، عف های عمومی بدون شروط خاص، کار در زندان یا بیرون، بند مجزا برای سیاسی ها و… نیز محروم شویم، همه این اعمال غیر قانونی و ضد انسانی با سیاست یک بام دو هوا توسط تمامی مسئولین رده با لا صورت می گیرد.

او با طرح این سوال که نگهداری زندانیان سیاسی در میان افراد مبتلا به ایدز، هیپاتیت، قانقارایا و دیگر بیماریهای مسری یا همراه افراد دارای حکم سنگین ابد و اعدام، جز شکنجه و کشتن چه معنایی دارد، خطاب به احمد شهید نوشته بود: آقای رئیس تنها امید ما زندانیان سیاسی به مردم، شما، نهاد های حقوق بشر، سازمانهای سیاسی و مردمی و تشکل های کارگری است. لطفا” هر کاری از دست شما برای نجات زندانیان بر می آید انجام بدهید.

No responses yet

May 19 2015

بیست و نهمین روز اعتصاب کارگران لوله صفا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: اعتراض نزدیک به ۱۰۰۰ کارگر لوله و نورد صفا امروز سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ وارد بیست و نهمین روز متوالی شده است. این کارگران در اعتراض به تعویق چند ماه حقوق و بیش از ۱۶ ماه حق بیمه دست از کار کشیده‌اند.

اعتراض صنفی حدود۱۰۰۰ کارگر لوله و نورد صفا امروز سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ وارد بیست و نهمین روز متوالی شد. به گزارش خبرگزاری کار ایران، «ایلنا»، این کارگران از ابتدای اردیبهشت سال جاری در اعتراض به تعویق ۴ ماه حقوق و بیش از ۱۶ ماه حق بیمه دست از کار کشیده‌اند. مدیران ارشد کارخانه که در غیاب مدیرعامل گروه صنعتی صفا مسؤول اداره کارخانه هستند، دیروز اعلام کرده بودند که «حق بیمه عقب افتاده کارگران را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت کرده‌اند. این درحالی است که تا کنون از پرداخت ۴ ماه حقوق معوقه کارگران سرباز زده ‌اند.»

بنابرگزارش ایلنا، مدیرعامل گروه صنعتی صفا به «اتهام آنچه دریافت وام بدون ضمانت» و «خروج آن از کشور» اعلام شده از مدت‌ها پیش در بازداشت به سر‌می‌برد. پس از این اظهارات بود که «سحام‌نیوز»، اقدام به اطلاع رسانی درباره بازداشت «محمد رستمی صفا»، متهم فساد ۶۵۰۰ میلیارد تومانی، کرد.

این چندمین اعتصاب کارگران کارخانه لوله صفا، در دو سال گذشته است.

کارگران معترض دو روز پیش در طوماری اعلام کرده بودند کارفرما ۴ ماه از دستمزدشان را به گروگان گرفته تا آنها را به صورت «برده‌وار» به کار وا دارد.

گفته‌ می‌شود، جلسه روز گذشته مذاکره کارگران معترض لوله و نورد صفا با مدیران ارشد کارخانه و مقامات محلی بی‌نتیجه پایان یافت و حاشیه‌هایی به همراه داشت. منابع کارگری در این رابطه به ایلنا گفته‌ بودند که «کارگران دقایقی پس از آغاز جلسه متوجه شدند دو تن از نمایندگانشان که در مذاکرات پیشین با کارفرما به تهران سفر کرده بودند، با همراهی ماموران اداره اطلاعات از کارخانه خارج شدند.» کارگران نیز در واکنش به این مساله، سالن جلسه را ترک کرده و ادامه‌ی مذاکره را به بازگشت نمایندگانشان به کارخانه منوط کردند.

به گفته‌ی کارگران شرکت کننده در این اعتراض، دو کارگر پس از ساعتی به کارخانه بازگردانده شدند و مذاکره از سرگرفته شد.

در این جلسه قرار بر این شد به ازای «بازگشت به کار کارگران» حقوق‌ها از این به بعد در فاصله زمانی ششم تا نهم هرماه پرداخت شود و از مهر ماه بعد، هر ماه به میزان ۴۰ روز حقوق پرداخت شود تا حقوق معوقه ۴ ماه گذشته به تدریج تسویه شود. اما کارگران این پیشنهاد را رد کرده و خواستار دریافت معوقه‌های خود به اضافه‌ی «از سرگیری تولید» شده‌اند.

گفتنی است مامورین امنیتی ۲۷ اردیبهشت، به درب منزل شاپور احسانی‌راد، عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران مراجعه و او را بنا بر حکم دادستانی شهرستان ساوه به اتهام تحریک کارگران نورد لوله صفا بازداشت کردند. بنا برگزارش ایلنا، روز گذشته احسانی‌راد، از جلسه بازپرسی به زندان مرکزی ساوه منتقل شده است. احسانی راد، نماینده اخراجی کارگران کارخانه پروفیل ساوه، از فعالین کارگری و یکی از چهره‌ها و رهبران شناخته شده جنبش کارگری است که در روزهای گذشته همپای دیگر کارگران در اعتصاب‌ها حضور داشته است.

در اهواز نیز، اعتراض صنفی حدود۶۰۰ کارگر پیمانی پروژه قطار شهری اهواز در بیست و دومین روز متوالی خود، ساعتی پیش شکست و کارگران دقایقی پیش به کار بازگشتند. این اعتراض صنفی، سرانجام بدون تحقق مطالبات کارگران پایان یافت. معترضین که در بخش‌های «ترانسفور، تعمیرات، عملیات خاکی و اجرا و… کار می‌کنند خواستار دریافت ۴ ماه حقوق معوقه و تامین امنیت شغلیشان پس از خاتمه اعتصاب» شده بودند.

در سالهای اخیر تعداد زیادی از فعالان کارگری به دلیل فعالیت‌های صنفی بازداشت شده و زندانی شده‌اند. این روند با آغاز به کار دولت تدبیر و امید، تشدید شد و نهادهای قضائی و امنیتی محدودیت های زیادی را برای تشکل‌های کارگری ایجاد کرده‌اند. بازداشت‌ها و سرکوب فعالین اصناف گوناگون در حالی صورت می‌گیرد که حسن روحانی، گفته بود، دولت حق اعتراض را برای «تمام قشرها و اصناف» به رسمیت می‌شناسد.

No responses yet

Apr 05 2015

پنج معدنچی معترض در یزد به زندان و شلاق محکوم شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: تعدادی از کارگران معدن “چادرملو” که در پی شکایت کارفرما دادگاهی شده بودند، به یک سال حبس و شلاق محکوم شده‌اند. این کارگران سال گذشته برای مطالبات صنفی خود دست به تحصن و اعتراض زده بودند.

دبیر اخراجی انجمن صنفی کارگران چادرملو با تشریح حکم دادگاه بدوی ۳۰ کارگر این معدن، از تبرئه شدن ۲۵ نفر آن‌ها و محکومیت بقیه به اتهام‌هایی نظیر اخلال در نظم عمومی خبر داد.

خبرگزاری ایلنا چهارشنبه، ۱۲ فروردین از قول بهرام حسنی‌نژاد نوشت: «دادگاه اولیه در شرایطی برای این پنج نفر به جرم اخلال در نظم و آسایش عمومی این حکم سنگین را صادر کرده که اعتراضات سال گذشته به صورت تحصن در محل کارگاه صورت گرفته بود و اساسا نمی‌تواند جنبه‌ی عمومی به خود بگیرد.»

این کارگران همچنین به “جلوگیری از احقاق حق دیگران” متهم شده‌اند و چنانکه حسنی‌نژاد گفته علت آن اظهارات کارفرما در دادگاه است که مدعی شده این افراد مانع سرکار رفتن دیگر کارگران شده‌اند.

بیشتر بخوانید: هر ۱۶ روز یک معدنچی در ایران قربانی سانحه می‌شود

اعتراض صنفی یا اختلال

دبیر انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو می‌گوید علت محکوم شدن کارگران یادشده این است که کارفرما آن‌ها را به عنوان رهبران اعتراض صنفی سال گذشته معرفی کرده و از ابتدا هم خواستار برخورد جدی با این کارگران برای درس گرفتن دیگر معترضان بود.

حسنی‌نژاد پس از اعتصاب یک ماهه سال گذشته کارگران معدن چادرملو از کار اخراج و با شکایت کارفرما دادگاهی شده بود. او آذر ماه ۹۳ با رای شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب اردکان یزد از تمام اتهام‌های وارده تبرئه شد.
معدن‌چیان ایرانی: حقوقی بخور و نمیر، کاری طاقت‌فرسا و محرومیت از حق اعتراض و اعتصاب

دبیر انجمن صنفی به خبرگزاری ایلنا گفت، با توجه به این‌که کارگران محکوم شده سابقه‌ی محکومیت کیفری ندارند و با توجه به سن و سال و کارگر بودنشان، حکم شلاق آن‌ها به پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی و حکم یک سال حبس تعزیری به ۵ سال حبس تعلیقی تغییر پیدا کرده است.

در حکم دادگاه که نسخه‌ای از آن در اختیار ایلنا قرار گرفته تاکید شده: «بدیهی است در صورتی که مشارالیهم از تاریخ صدور قرار تا پایان مدت تعلیق مرتکب جرائم عمدی نشوند محکومیت تعلیقی بی‌اثر می‌شود و در غیر این صورت علاوه بر مجازات جرم اخیر، مجازات معلق هم در مورد آن‌ها اجرا خواهد شد.»

بیشتر بخوانید: اژه‌ای: با اعتراض‌های صنفی مخل نظم عمومی برخورد می‌کنیم

اعتراض‌های سابقه‌دار معدنچیان

معدن سنگ آهن چادرملو در کویر مرکزی ایران، در حاشیه جنوبی نمک‌زار ساغند و در ۱۸۰ کیلومتری شمالی شرقی شهر یزد قرار دارد.

بیش از ۲۱۰۰ کارگر در این معدن مشغول به کار هستند و بخش بزرگی از آن‌ها، به ویژه در دو سال گذشته به خاطر مطالبات صنفی بارها دست به اعتصاب و تحصن زده‌اند.

چند صد کارگر این معدن زمستان ۹۲ برای افزایش حقوق متناسب با میزان تورم و دریافت ۴ ماه دستمزد اضافه‌کاری به تعویق افتاده خود دست به اعتصاب زدند.

در جریان این اعتصاب نیز شماری از کارگران که در سازماندهی حرکت اعتراضی صنفی نقش داشتند با شکایت کارفرما و به اتهام اخلال بازداشت شدند.

منصور اسانلو، فعال شناخته شده کارگری همان زمان در این باره به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت: «طبق قانون کار وقتی کارگران اختلافی به دلیل دستمزد یا درخواست‌های صنفی با صاحب‌کار خود پیدا می‌کنند، حق دارند دست از کار بکشند. بنابراین این حرکت آن‌ها غیرقانونی نبوده که باعث بازداشت ۲۰ نفر از آن‌ها شود.»

اسانلو، رئیس پیشین سندیکای شرکت واحد و از چهره‌های مطرح جنبش کارگری ایران در سطح جهانی است. او در جمهوری اسلامی بارها به خاطر فعالیت‌های صنفی بازداشت و به زندان‌های طولانی محکوم شده است.

No responses yet

Jan 02 2015

رئيس اتحاديه آزاد کارگران ايران روز دهم اسفند محاکمه می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: جعفر عظيم زاده،‌ رئيس هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، احضاريه ای برای محاکمه در دادگاه انقلاب اسلامی تهران دريافت کرده است.

به گزارش سايت اتحاد، متعلق به اين تشکل کارگری، محاکمه آقای عظيم زاده روز دهم اسفند ماه سال جاری برگزار خواهد شد.

اين فعال کارگری در روز دهم آبان ماه به دادسرای عمومی و انقلاب اوين احضار شده و با اتهامات اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم عليه امنيت داخلی و تبليغ عليه نظام مورد بازپرسی قرار گرفته بود.

اتحاديه آزاد کارگران ايران با واهی خواندن اتهامات وارد شده به جعفر عظيم زاده،‌ احضار او به دادگاه را محکوم کرده است.

No responses yet

Sep 02 2014

آتشفشانی که در بافق سرگشود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: زنجیره اعتصاب های کارگری در معدن بافق که از سال ۱۳۹۰ آغاز شده و حمایت عمومی مردم از این اعتصاب ها، به نقطه ای حساس رسیده است. زمان تصمیم گیری در باره مسائلی فرارسیده که سال هاست نادیده گرفته می شود. معدن بافق قلب زندگی اجتماعی و اقتصادی در شهری ست با حدود ۵۰ هزار نفر جمعیت. در حدود ۱۲ درصد مردم این شهر مستقیما در یک معدن و کارگاه های مجاور آن کار می کنند و تقریبا زندگی بیش از نیمی از مردم این شهر به طور مستقیم به فعالیت این معدن مربوط می شود.

از این منظر آنچه رخ داده است فقط نوعی اعتصاب کارگری نیست. اعتصاب در کارخانه و متوقف شدن فعالیت نخستین معدن سنگ آهن ایران فقط پرده ای از نمایشی ست که در ۱۵ سال اخیر اجرا شده است ونتیجه تصمیم گیری های مستقیم مدیران اقتصاد و صنایع معدن در ۴ دولت هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی و البته تحولات بازار جهانی معدن است.

روز یکشنبه نهم شهریور ۱۳۹۳ بنا برخی منابع محلی گزارش دادند که، شورای تامین استان یزد و شورای اسلامی شهر بافق و مقام های امنیتی منطقه و معاون وزیر کشور برای پایان دادن به بحرانی که زندگی روزمره در بافق را فلج کرده است به چند توافق مهم دست یافتند:

«در جلسه تصویب شد واگذاری ۲۸/۵ درصد سهام معدن به فولادخوزستان به طور کامل لغو شود واین سهام دراختیار سنگ آهن بافق قرار گیرد. همچنین شنیده‌ها حکایت از آن دارد که ودیعه شرکت فولاد خوزستان که جهت خرید این سهام در اختیار سازمان خصوصی سازی بوده، کاملا مسترد شده است. علاوه بر این مقرر شد طرح‌ها وکارخانه های جوار معدنی بافق تماماَ تکمیل شود.»

اما روز دوشنبه یک عضو شورای شهر که نخواسته نامش فاش شود به خبرگزاری کار ایران، ایلنا گفته است: «شورای تامین بافق از ساعت ۸ دیشب تا ساعت ۴ صبح امروز با حضور معاون سیاسی – امنیتی استاندار یزد، فرمانده نیروی انتظامی استان، فرمانده تیپ الغدیر سپاه استان، اعضای شورای اسلامی شهرستان بافق و نمایندگان کارگران تشکیل جلسه داد اما این جلسه بدون نتیجه خاصی پایان یافت.»

او با اشاره به حضور مدیرعامل و رئیس هیات مدیره صندوق بازنشستگی فولاد در جلسه دیشب تاکید کرد بسته ارائه شده به نمایندگان کارگران در این جلسه،‌‌ همان پیشنهادهای پیشین بود.

در این خبرها سخنی از سرنوشت حداقل ۸ کارگر اعتصابی که در بازداشت هستند نرفته و گفته نشده است که آیا همه کارگران اعتصابی این توافقات را به منزله پایان اعتصاب و تحصن تلقی کرده اند یا نه. همزمان علامحسین اژه ای سخنگوی قوه قضاییه از اظهار نظر در باره سرنوشت بازداشت شدگان خودداری کرده و گفته که اطلاعی از این موضوع ندارد.

پیامد این رایزنی ها هرچه باشد، مساله کافی یا پایدار بودن این تصمیم ها نیست، برای اینکه همه این تصمیم ها فقط برای کنترل جریان گدازه هایی اتخاذ می شود که از درون فعل و انفعالاتی ریشه ای در اعماق مدیریت زیرزمینی صنعت و معدن و بازار مالی ایران، در آتشفشان چغارت در ۱۲ کیلومتری بافق سرگشوده است:

پرده اول: رویای شهر آهن

سال ۱۳۵۰. با آغاز بهره برداری از معدن چغارت که کارشناسان شوروی طراحی کردند تا تامین کننده سنگآهن ذوبآهن اصفهان باشد امید رونق و آینده روشن در بافق جان گرفت. امیدی که به سرعت شهری کوچک را به شهری پر رونق تبدیل کرد.

پرده دوم: مالکان ورشکسته می آیند

سال ۱۳۷۹. دولت تصمیم می گیرد دست به صندوق معدن ببرد و این بار برای بازنشستگان صنایع فولاد و ذوب آهن. مردم در بافق اعتراض می کنند و ظاهرا دولت عقب می نشیند اما گویی در پشت پرده همچنان مالکان تازه دست اندرکارند. فرصت بعدی برای مالکان تازه وقتی پیش می آید که راهی به سازمان زیر نگین سعید مرتضوی قاضی دادگاه های سرکوب پیدا می کنند.

شرکت بازنشستگی صنایع فولاد که دچار بحران مالی است و نمی تواند حقوق ماهانه بازنشستگان را بپردازد، به سازمان تامین اجتماعی منتقل می شود و قرار می شود برای حل بحران مالی شرکت سنگ آهن مرکزی و درآمد معدن بافق را در اختیار شرکت بازنشستگان صنایع فولاد قراردهد. این بار هم اعتراض بالا می گیرد و اعتصاب سال ۱۳۹۰ شکل می گیرد. باز هم دولت عقب می نشیند.

پرده سوم: چشم به آن سوی دریاها

سال ۱۳۸۵. افزایش تدریجی قیمت سنگ آهن در جهان راه را برای بردن سنگ های چغارت به آن سوی دریاها فراهم می کند و امید به رها شدن از وابستگی به ذوب آهن و فولاد مبارکه اصفهان و تن دادن به قیمت های تحمیلی مشتریان داخلی جان می گیرد. پول های تازه به رگ صاحبان معدن می دود.

پرده چهارم: امیدهای برباد رفته

۴۲ سال بعد. در بهمن ۱۳۹۲ خبرگزاری مهر گزارش می دهد: بافق محروم ترین شهر استان است. نه از امکانات و لوازم توسعه شهریخبری هست نه از آمدن گاز که برای توسعه کارگاه های وابسته به معدن ضروری است. هنوز جاده دو بانده یزد به بافق به پایان نرسیده و مردم و مقام های شهری می گویند مردم بافق سودی از معدن نمی برند و شاید اگر این معدن نبود شهری توسعه یافته تر داشتیم. به ازای هر دو و نیم نفری که در معدن کار می کنند یک نفر در شهر بیکار است. کشاورزی در منطقه از بین رفته است و امام جمعه شهر نیز از آلودگی ای که برای مردم برجای می ماند می گوید.

پرده پنجم: کابوس مرگ معدن

دی ماه ۱۳۹۲. شرکت سنگ آهن مرکزی که اداره معدن بافق و چند معدن دیگر در منطقه و تولیدات وابسته به آن را در منطقه در اختیار دارد خبرنگاران را به بازدید معدن می برد و می گوید فقط ده سال از عمر مفید معدن باقی مانده است و ذخیره معدن در حال به پایان رسیدن است. شرکت می خواهد زمینه را برای توضیح ضرورت سرمایه گذاری در راه اندازی یک خط تولید برای کاستن از فروش مواد خام فراهم کند اما خبر مثل برق در شهر می پیچد. نجوا بالا می گیرد:اگر معدن به پایان برسد شهر هم به پایان رسیده است. آنها که برای بردن سود معدن از جاهای دیگر آمده اند می روند و مردم می مانند و جای خالی کوه سخت و سیاه چغارت که اکنون به گودالی بزرگ بر پیشانی بافق تبدیل شده است.

پرده ششم: مالکان پولدار می آیند

سال ۱۳۹۲. دولت تازه از راه رسیده و هنوز تیغش برش دارد و کلیدش جاهایی کار می کند. این کلید، درِ معدن بافق را به روی خریدار تازه ای به نام شرکت فولاد خوزستان باز می کند که برخلاف اولی پولدار است و برای تامین سنگ اهن مورد نیاز خود به قیمت ارزان نیازمند دست بردن به گودال عمیق شده چغارت است. به این ترتیب بعد از اینکه ۷۱/۵ درصد سهام به یک مالک ورشکسته فروخته شد ۲۸/۵درصد بقیه به مالک تازه وارد می شود که دو عضو تازه را هم به هیات مدیره معدن می افزاید. بنا بر این سهمی برای تعاونی کارگران یا شهرداری بافق نمی ماند. مردم احساس می کنند پیش از رسیدن به ده سال، عمر معدن برای بافق پایان یافته است.

به این ترتیب اگرچه همه تحولات به نام خصوصی سازی صورت می گیرد، مالک خصوصی واقعی در کار نیست. هم شرکت ورشکسته بازنشستگان فولاد، که باید ماهی ۱۰۰ میلیارد تومان حقوق بپردازد، هم شرکت پولدار وابسته به صندوق بازنشستگان صنعت نفت، به نوعی سرجهازی دولت و حکومت هستند.

شرکت فولاد خوزستان در دوره ای به سمت معدن بافق خیز برداشت که سردار احمد وحیدی، مرد پرقدرت سپاه پاسداران، امور صندوق های بازنشستگان، صنعت نفت را اداره می کرد. بوروکراسی رانت جوی دولتی بی آنکه مسئولیت ناتوانی پیش بردن برنامه های توسعه معدن در زیر سایه تحریم و کاهش ناگهانی قیمت های جهانی فولاد و سنگ آهن را بر گردن بگیرد، دیواری کوتاه تر از امید های کارگران و مردم بافق برای خراب کردن بر سر آنان، در این شرایط سخت پیدا نمی کند. و مدیریت غیر شفاف باز هم دنبال راه هایی برای وصله و پینه کردن امور است.

حالا همه تلاش ها برای خواباندن سر و صدا ها بالا گرفته است اما آیا این جریان مذاب بحران که در زیر بستر های صنعتی و اقتصادی و اجتماعی معدن ایران راهی به بالا می جوید بار دیگر همین جا یا در نقطه ای دیگر سر بر نخواهد گشود؟

No responses yet

Aug 22 2014

اعتصاب پنج هزار کارگر معدن بافق در اعتراض به بازداشت همکاران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سیاسی

دویچه‌وله: کارگران معدن بافق در اعتراض به بازداشت دو تن از همکارانشان در معدن سنگ آهن بافق در استان یزد دست به اعتصاب زده‌اند. از عصر دیروز مأموران یگان‌های ویژه پلیس در محل کارخانه مستقر شده‌اند.

پنج هزار کارگر سنگ آهن بافق در استان يزد بار دیگر از عصر چهارشنبه (۲۹ مرداد/ ۲۰ اوت) در اعتراض به بازداشت دو تن از همکاران خود دست به اعتصاب زده‌اند. این عده در اعتراض به بازداشت “امیرحسین کارگران” و “علی صبری” از کارگران این معدن دست از کار کشیده و تولید را متوقف کرده‌اند.

نیروی انتظامی شب گذشته قصد داشت ۱۶ کارگر دیگر این معدن از جمله “حسین تشکری”، رئیس شورای شهر بافق را بازداشت کند که به دنبال اعتراض کارگران، ناکام ماند. در حال حاضر ۱۶ کارگر یادشده در میان همکارانشان در اعتصاب معدن حضور دارند.

کارفرمای معدن بافق در پی اعتصاب پیشین کارگران که ۳۹ روز طول کشید، از این ۱۸ نفر شکایت کرده است. پنج هزار کارگر معدن بافق چندی پیش در واکنش به عرضه ۲۸/۵ درصد از سهام معدن در فرابورس که به قصد خصوصی‌سازی انجام گرفته بود، دست به اعتصاب زده بودند.

اعتصاب‌کنندگان با نیروی انتظامی مذاکره کردند

به‌گزارش ایلنا، یکی از نمایندگان کارگری این اعتصاب از حضور جانشین فرمانده نیروی انتظامی یزد در معدن خبر داد و گفت: «در این مذاکره پایان اعتراض صنفی کارگران به لغو حکم بازداشت هر ۱۸ کارگر منوط شده و جانشین فرمانده نیروی انتظامی یزد تلویحا با این خواسته موافقت کرده است.»

تاکنون به جزئيات شکايت کارفرما از ۱۸ کارگر شرکت سنگ آهن مرکزی ايران اشاره‌ای نشده است، اما در يک سال اخير، تعدادی از نمايندگان کارگران در مناطق مختلف ايران، مانند اصفهان، يزد و خوزستان با شکايت کارفرما به اتهام اخلال در نظم بازداشت شده‌اند.

وعده‌ی وزیر کار و دولت هم بی‌ثمر بود

علی ربیعی، وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعی، هفته گذشته در محل معدن حاضر شده و در حمایت از آنان گفته بود: «حرمت کار و کارگر برای تک‌تک ما واجب است و من نوکر کارگران هستم و خوشحال که مدام پيگيری کردم و الان خوشحالم حتی يک “تو” به کسی گفته نشد. شايسته است برای حل موضوع، دست از زبان تهديد برداريم.»

به گفته نماینده کارگران، از حضور ربیعی در معدن نتیجه‌ای حاصل نشده و سرنوشت مطالبه کارگران مبنی بر توقف خصوصی‌سازی معدن همچنان در ابهام قرار دارد.

در پی اعتصاب چندی پیش کارگران، دولت وعده داده بود که خواسته‌های آنان تحقق یابد.
پيش از اين، ۷۱ و نيم درصد از سهام شرکت سنگ آهن مرکزی بافق در سال ۹۱ به صندوق بازنشستگی فولاد خوزستان واگذار شده بود.

کارگران معدن سنگ آهن بافق از احتمال تعديل نيروی کار و کاهش دستمزد و مزايا در پی خصوصی‌سازی اين معدن نگران هستند. آنان همچنین خواستار برکناری مديرعامل شرکت سنگ آهن مرکزی ايران،‌ تضمين امنيت شغلی و ارتقای سطح استخدامی تمامی ‌کارکنان هستند.

No responses yet

Aug 14 2014

«کارگران ایران متحد شوید»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه از همه کارگران ایرانی خواستند تا در یک اعتصاب عمومی وسیع شرکت کنند.

پس از ماهها کشمکش و اعتصاب سرانجام سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه طی بیانیه‌ای از همه کارگران ایران خواست تا رسیدن به حقوق و مطالبات حقه جامعه کارگری دست به یک اعتصاب عمومی بزنند.

در بیانیه‌ی کوتاهی که این سندیکا در اختیار خودنویس قرار داده، آمده است:«کارگران شرکت طرح نیشکر هفت تپه از تمامی زحمتکشان که با سؤ مدیریت‌ها و رانت خواری‌ها از حقوق صنفی و کارگری خویش محروم شده‌اند دعوت می‌کند برای فرستادن یک پیام یکصدا و مشترک به کارگزاران حکومت در تاریخ بیست و هشتم امرداد جاری یک روز در تمامی کارخانجات و کارگاههای کشور دست از کار کشیده و خواهان تشکیل اتحادیه سندیکایی کارگران ایران برای رسیدگی به امور کارگری بشویم.

امیدواریم همکاران ما در شرکت نفت این صدا را شنیده و به ما پاسخ دهند.

پیش بسوی اتحاد کارگران ایران برای ایفای حقوق شهروندی و صنفی.»

گفتنی‌ست

سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه یک سازمان کارگری ایرانی در استان خوزستان است که در سال ۱۳۵۳ تاسیس شد. اعضای آن کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه هستند.

از نگاه سیستم اطلاعاتی این سندیکا جزو دشمنان امنیت کشور قلمداد می‌شود. به‌طوری که وقتی در آبان‌ماه ۱۳۸۶، ۲۵۰۰ نفر از کارگران نیشکر هفت‌تپه در نامه‌ای به مدیر کل کار استان خوزستان خواستار بازگشایی سندیکا شدند این مسأله در شورای تامین استان خوزستان به عنوان مسأله‌ای امنیتی بررسی شد و کسانی که نامه را تحت عنوان هیأت بازکشایی سندیکا امضا کرده بودند، بازداشت شدند. با این وجود، هیأت بازگشایی این سندیکادر اردیبهشت ۱۳۸۷ به صورت علنی اعلام موجودیت کرد و در ۷ آبان ۱۳۸۷ با رأی‌گیری عمومی کارگران و با آرای بیش از یک هزار نفر از کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه، سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه به طور رسمی بازگشایی شد.

No responses yet

May 01 2014

بازداشت حداقل ۲۵ فعال کارگری در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: شاهدان عينی به راديو فردا گفته اند که حداقل ۲۵ تن از فعالان کارگری روز پنجشنبه در مقابل وزارت تعاون، ‌کار و رفاه اجتماعی و پايانه آزادی تهران توسط ماموران امنيتی و لباس شخصی ها بازداشت شده اند.

اين بازداشت ها در شرايطی صورت گرفتند که قرار بود مراسم روز جهانی کارگر در اين دو محل برگزار شود.

از جمله فعالان کارگر بازداشت شده ابراهيم مددی، عضو هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه،‌ و پروين محمدی و شاپور احسانی راد،‌اعضای هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، هستند.

داوود رضوی، از فعالان سنديکايی در تهران، در گفت و گو با راديو فردا اعلام کرد که حسن سعيدی، مرتضی کمساری، وحيد فريدونی، محسن حسينی تبار، رضا نعمتی پور، ناصر محرم زاده، رسول طالب مقدم، علی پور کريمی، بهرام اکبری، عليرضا توسلی، کيومرث الفتی، اکبر نظری، محمد سالاری و عليرضا قاسمی از ديگر فعالان و رانندگانی هستند که در پايانه آزادی تهران بازداشت شده اند.

آقای رضوی اشاره می کند که سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با توجه به محدوديت های حاکم در روز جهانی کارگر از سوی حکومت،‌ قصد داشت مراسم اين روز را با پخش شيرينی و گل و همچنين قرائت يک قطعنامه در يک جمع محدود برگزار کند.

او با انتقاد از دولت حسن روحانی به خاطر اينکه حتی تحمل جمعی کوچک و در حدود ۱۰۰ نفری را نداشته است،‌ اضافه کرد: ابراهيم مددی هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

در اين ميان، يک شاهد عينی به راديو فردا گفت که حداقل دو تن از اعضای هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران به نام های پروين محمدی و شاپور احسانی راد روز پنجشنبه در مقابل وزارت تعاون،‌ کار و رفاه اجتماعی بازداشت شدند.

در همين ارتباط، اتحاديه آزاد کارگران ايران در بيانيه ای درسايت خود اشاره کرد که تعداد نامشخصی بازداشت شده اند.

اين شکل صنفی اشاره کرد که نيروهای ضد شورش پيش از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در اطراف وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی حضور داشتند.

جعفر عظيم زاده و جميل محمدی، رييس و يک عضو هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، يک روز قبل از روز جهانی کارگر در منازل خود در تهران بازداشت شده اند.

پيشتر آقايان عظيم زاده، محمدی و احسانی راد و خانم محمدی همراه با دو عضو ديگر اين تشکل کارگری، فراخوانی برای برگزاری تجمعی به مناسبت روز جهانی کارگر در مقابل ساختمان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در تهران صادر کرده بودند.

اين بازداشت ها در شرايطی صورت گرفته است که ماده ۲۰ اعلاميه جهانی حقوق بشر می گويد:‌ هر انسانی محق به آزادی گردهمايی و تشکيل انجمن های مسالمت آميز است.
اصل ۲۷ قانون اساسی نيز تاکيد می کند تشکيل اجتماعات و راه‏پيمايی‏ ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است.‏‏

در روزهای اخير گزارش هايی در مورد احضار فعالان کارگری در شهرهای مختلف ايران و هشدار به آنان در مورد مراسم بدون مجوز دولتی در روز جهانی کارگر انتشار يافته بود.

پيش از اين بر اساس برخی گزارش ها،‌ دستگاه های امنيتی و انتظامی برخی از فعالان کارگری را در تهران، سنندج، کامياران و منطقه پارس جنوبی در روزهای اخير احضار کرده و در مورد برگزاری مراسم بدون مجوز دولتی برای روز جهانی کارگر به آنان هشدار داده بودند.

مهدی کوهستانی نژاد، مشاور کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری و عضو کنگره کار کانادا،‌ می گويد:«‌ دستگاه های امنيتی از جمله وزارت اطلاعات در شهرهای بزرگ و نيز کردستان ايران به طور مستقيم يا غير مستقيم با فعالان کارگر تماس گرفته شده و از آنها خواسته شده است مراسمی را به مناسبت روز جهانی کارگر برگزار نکنند و در جاهايی که ديده اند اين فشارها و تهديدها نتيجه ندارد،‌اقدام به بازداشت کرده اند.»

در همين ارتباط، چهار تشکل کارگری در بيانيه مشترکی به مناسبت روز جهانی کارگر ضمن طرح خواسته های صنفی برای کارگران خواستار به رسميت شناخته شدن و رعايت حقوق سنديکايی مانند تجمع، اعتصاب، راهپيمايی و پايان آنچه سرکوب فعالان حقوق کارگری توسط دستگاه‌های اطلاعاتی و امنيتی ناميدند، شدند.

اين بيانيه را نمايندگان سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سنديکای کارگران فلزکار مکانيک، هيات موسس سنديکای کارگران نقاش و تزيينات و اتحاديه نيروی کار پروژه‌ای امضا کرده‌اند.

کميته پيگيری ايجاد تشکل های آزاد کارگری،‌ انجمن برق و فلزکار کرمانشاه و کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری نيز در بيانيه ديگری از جمله خواستار برپايی حق اعتراض و اعتصاب، تجمع، تحصن و راهپيمايی و حق آزادی بيان شده اند.

محمود صالحی، کارگر در استان کردستان،‌پيش از اين در اين مورد به راديو فردا گفته بود«يکی از خواسته های طبقه کارگر برای اول ماه مه رگزاری آزادانه مراسم روز جهانی کارگر است.»

آقای صالحی با اشاره به قوانين ايران در مورد برگزاری آزادانه تجمع می افزايد:« روز جهانی کارگر، روز جهانی کارگر است. وز جهانی مسئولان نيست. ما حق داريم خودمان سازمان دهی کنيم،‌ به خيابان بياييم و راهپيمايی کنيم اما جلوی اين خواست کارگران گرفته می شود.»

مراسم روز جهانی کارگر در شرايطی برگزار شد که دولت حسن روحانی با درخواست خانه کارگر برای برگزاری راهپيمايی روز جهانی کارگر مخالفت کرده بود.

علی ربيعی، ‌وزير تعاون،‌کار و رفاه اجتماعی،چند روز پيش اعلام کرد که‌ مراسم روز جهانی کارگر،‌۱۱ ارديبهشت،‌ در سالنی سر پوشيده برگزار خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری ايلنا،‌ او دليل برگزار نشدن راهپيمايی روز جهانی کارگر را حضور حسن روحانی، رييس جمهوری ايران، برای سخنرانی در اين مراسم اعلام کرده بود.

No responses yet

Apr 23 2014

فراخوان منصور اسانلو: روز کارگر ۱۱ اردیبهشت ساعت ۱۰ صبح جلوی وزارت کار در تهران و در شهرستانها ،جلوی فرمانداری‌ها واستانداریها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سیاسی

جبهه دموکراتیک ایران: به مناسبت اول ماه می – یازده اردیبهشت روز جهانی پیکار کارگران بسیار فکر کردم که با توجه به شرایط پیش آمده که خانه کارگری ها و اعضای شوراهای اسلامی کار در سطح مدیر کل های وزارت کار قرار گرفته اند

و بی رحمانه ترین تصمیمات را برعلیه کارگران می گیرند وحداقل حقوق معادل یک چهارم هزینه های واقعی زندگی را برای کارگران تصویب می کنند ودر از بین بردن امنیت شغلی کارگران در این 30 و چند سال اصلی ترین نقش را داشته اند ، در رابطه با اول ماه می ویازده اردیبهشت چه حرف تکمیلی می توانم برای دوستانم و کارگران ودستمزد بگیران وکارمندان ایران بگویم . فکر کردم حداقل می توانم فرا خوانی بدهم واز کارگران وکارمندان وآموزگاران بخواهم که ما نباید همدیگر را تنها بگذاریم . ما نباید دنباله روی خانه کارگری ها وسرکوب گران کارگران بشویم آنها می خواهند روز پیکار گری کارگران را به جشن بی معنای هفته کارگر ومعلم تبدیل کنند . می خواهند کارگران را دوباره به سالن های استادیوم ورزشگاه آزادی یا جا های دیگر بکشانند ودر بیابانها ودور از شهر ها چندتا شعار وحرف پوشالی وتوخالی تحویل کارگران بدهند. در صورتی که جو حاضر نشان می دهد که کارگران حتا بدنه پایین شوراهای اسلامی یا انجمن صنفی های حکومتی هم تمایل به حضور در خیابانها واعلام اعتراضات خود ونمایش نیروی خود در میدان کارزار واقعی دارند. به همین دلیل از یارانم می خواهم که طرح حکومتی ها را خنثا کنند وهمه در صفوف همبسته ومتحد در روز اول ماه می در تهران به جلوی وزارت کار بیاییم و در خواست های خود را در آنجا فریاد بزنیم .کسانی هم که نمی توانند از شهرستان ها به تهران بیایند ، می توانند در شهرستان ها در جلوی فرمانداری ها ودر شهرهای بزرگتر جلوی استانداری ها گرد هم آئیم وهمبستگی طبقاتی خود را نمایش دهیم .برای رسیدن به حق وحقوق خود از راه مبارزه واتحاد تلاش کنیم . دنباله روی از نهادهای حکومتی مارا به این وضع انداخته است، یگانه راه، حرکت مستقل و همبسته ماست . روز اول ماه می یازده اردیبهشت ساعت 10 صبح جلوی وزارت کار در تهران و در شهرستانها ،جلوی فرمانداری ها واستانداریها دست در دست هم زنجیر اتحاد وهمبستگی را شکل دهیم . اگر یکبار طعم شیرین اتحاد را احساس کنیم بعد از آن می توانیم در همه محیط های کار به کنترل کارگری در کف کارگاه وکارخانه واداره ها

No responses yet

Apr 09 2014

خودكشی یك كارگر در شركت راه‌آهن

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

ایلنا: «کارگری در اداره نیروی کشش راه آهن به دلیل آنچه که همکارش مشکلات معیشتی و خانوادگی بیان می کند، با طناب خود را حلق آویز کرد.»

کارگری در اداره نیروی کشش راه آهن به زندگی خود پایان داد.

یکی از کارگران اداره نیروی کشش در این باره به ایلنا گفت: جسد «حجت. ش»، کارگر اداره نیروی کشش راه آهن صبح امروز (سشنبه ۱۹ فروردین) در حالی که با طناب دار از جرثقیل سقفی کارگاه آویزان شده بود، پیدا شده است.

وی با بیان اینکه به نظر می‌رسد خود آقای «ش» هدایت جرثقیل را از طریق کنترل از راه دور برعهده داشته است از احتمال خودکشی وی سخن گفت و ادامه داد: جسد آویزان شده «حجت» توسط جرثقیل بیش از یک متر از زمین فاصله داشت.

وی با بیان اینکه «حجت» ۲ فرزند دارد، افزود: پلیس از نزدیک شدن کارگران به جسد «حجت» جلوگیری می‌کند اما گفته می شود نامه‌ای از او به همراه عکس‌های فرزندانش به جا مانده است.

این کارگر اداره نیروی کشش بیان کرد: «حجت. ش» متولد سال ۵۵ بود، از سال ۷۹ به استخدام اداره نیروی کشش راه آهن درآمده بود، مشمول قرارداد کار رسمی شده بود و همانند سایر همکارانش وظیفه تعمیر و نگهداری از لکوموتیو‌ها را بر عهده داشت.

وی تصریح کرد: روایت‌ها از زمان خودکشی «حجت» متفاوت است، گروهی معتقدند وی شب گذشته به زندگی‌اش پایان داده است و گروهی دیگر می‌گویند او صبح امروز وارد اداره شده و خودش را دار زده است.

به گفته وی، «حجت» روز گذشته با همکارنش خداحافظی کرد و از همگی آنان حلالیت طلبید اما کسی گمان نمی‌کرد مقصود او خودکشی باشد.

وی مشكل مالی و خانوادگی را از جمله دلایل احتمالی این خودكشی دانست.

این کارگر اداره نیروی کشش همچنین از اختلاف نظری که گفته می‌شود این اوخر میان کارگر متوفی با کارفرما برسر محاسبه حق اضافه کاری به وجود آمده بود به عنوان یکی از دلایل تشدید وضعیت وخیم مالی آقای «ش» یاد کرد.

توضیحات روابط عمومی راه‌آهن

در همین رابطه خبرنگار ایلنا از طریق روابط عمومی اداره نیروی کشش راه آهن جمهوری اسلامی ایران خواستار توضیحات بیشتر شد.

«صادق سکری»، مدیر روابط عمومی اداره راه آهن در پاسخ به خبرنگار ایلنا هرگونه ارتباط سازمان متبوعش با خودکشی «حجت. ش» را تکذیب کرد و با اشاره به نوشته ای که از کارگر متوفی برجای مانده است، گفت: خودکشی آقای «ش» همانطور که در وصیت نامه او هم آمده، فقط به دلیل اختلافات خانوادگی بوده است.

این مقام مسئول در شرکت راه‌آهن در مورد اینکه چگونه کارگر مورد نظر اقدام در فضای این مجموعه اقدام به خودکشی کرده است؛ افزود: آقای «ش» ناظر پروژه بوده و کلید سوله را داشت؛ بنابراین وی با استفاده از این موقعیت، شب گذشته خود را دور از چشم سایرین در سوله پنهان کرده و سپس در همانجا اقدام به خودکشی کرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .