اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'زندانی'

Nov 28 2013

تفاوت زندانی سیاسی با زندانی سیاسی : بسیجی خیبر با پان ایرانیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

روشنگر نسل سوخته: در رژیم جمهوری اسلامی دو نوع زندانی سیاسی داریم. یکی مانند مهدی خزعلی، بسیجی خیبر، و دیگری مانند ابوالفضل عابدینی، از حزب پان ایرانیست. در زیر تفاوت‌های این دو گونه زندانی سیاسی آورده شده است.

بسیجی خیبر : از ٣ ماه پیش که برای او ٦ سال زندان بریده‌اند یک روز هم زندان نرفته است.
پان ایرانیست : از ٤ سال پیش که برایش ١١ سال زندانی بریده‌اند حتا یک روز هم به مرخصی نیامده است.

بسیجی خیبر : توانایی ٥ ماه اعتصاب غذای تر و ٣ هفته اعتصاب غذای خشک دارد.
پان ایرانیست: در کمتر از ٢ هفته اعتصاب غذای تر به خونریزی معده می‌افتد و حالا جسمی‌اش بسیار بد می‌شود.

بسیجی خیبر: دغدغه‌اش این است که چرا رفسنجانی رییس جمهور نشد.
پان ایرانیست : دغدغه‌اش این است که جمهوری اسلامی ایران را به پرتگاه سقوط برده است.

بسیجی خیبر : خودش پیش از گرد همایی‌ها به عوامل وزارت اطلاعات پیامک می‌زند و محل را گزارش می‌دهد.
پان ایرانیست : عوامل وزارت اطلاعات او را شکنجه می‌دهند تا از او در مورد یارانش اطلاعات بگیرند.

بسیجی خیبر : ناراحتی‌اش این است که چرا در روز عاشورا برایش روضه حسین پخش نکرده اند.
پان ایرانیست : ناراحتی‌اش این است که چرا جمهوری اسلامی آثار فرهنگی و باستانی ایران را از بین می‌برد.

سو تفاهم نشود نگارنده دوست ندارد هیچ کسی بدلیل بیان باورهایش به زندان برود، حتا اگر آن فرد بسیجی خیبر باشد. اما خود داوری کنید آیا زندانی نماهایی مانند مهدی خزعلی سرپوشی تبلیغاتی برای شنیده نشدن صدای زندانیان واقعی و زیر شکنجه نیستند ؟

No responses yet

Nov 27 2013

هرانا؛ اعدام ۱۱ متهم مواد مخدر در قزل حصار / واحد دو زندان دست به اعتصاب زد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: در پی اعدام ۱۰ مرد و یک زن در زندان قزل حصار، ۱۸۰۰ زندانی در واحد ۲ این زندان دست به اعتصاب غذا زدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته ۱۱ زندانی مرد از زندان قزل حصار و یک زندانی زن از زندان قرچک ورامین جهت اجرای حکم اعدام به سلول‌های انفرادی زندان قزل‌حصار منتقل شدند.

یکی از زندانیان زندان قزل حصار به گزارشگر هرانا گفت: «تمام زندانیانی که به سلول انفرادی منتقل شده بودند از واحد ۲ زندان که مختص زندانیان محکوم به اعدام است بوده و در پی انتقال همبندیانشان به سلول انفرادی، کلیه زندانیان این واحد دست به اعتصاب غذا زدند.»

وی در خصوص نحوه اعتصاب غذا گفت: «ما جیره غذای دولتی را دریافت نکردیم و غذایی که از فروشگاه تهیه کرده بودیم را به نگهبانی زندان تحویل دادیم.»

وی در خصوص خواست زندانیان اعتصاب کننده تصریح کرد: «در این واحد ۳ هزار زندانی زیر حکم اعدام بسر می‌برند. ما خواهان رسیدگی مجدد به اتهاماتمان و لغو حکم اعداممان هستیم.»

گفتنی است، سحرگاه روز جاری حکم اعدام ۱۰ تن از متهمین مرد و یک زن در این زندان به اجرا در آمد و یک نفر از زندانیانی که به سلول انفرادی منتقل شده بود به داخل بند خود بازگشت.

گزارشاتی نیز از پیوستن واحد‌های ۱ و ۴ به اعتصاب غذا بدست ما رسیده که تا لحظه تنظیم این خبر موفق به تایید آن نشده‌ایم.

No responses yet

Nov 18 2013

گزارشی از چگونگی به اعتیاد کشاندن جوانان در زندان و در آمدهای میلیاردی از آن

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ایران: گزارش یکی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی بندرعباس از چگونگی به اعتیاد کشاندن جوانان زندانی در زندانهای مختلف و در آمدهای میلیاردی از آن توسط کسانی که خود را پزشک و کارشناس بهداشت می نامند جهت انتشار و اطلاع عموم در اختیار «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده شده است. متن گزارش به قرار زیر می باشد

بنام خدا،

هیچ حیوانی به حیوانی دیگر نمی دارد روا

آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند

در سازمان زندانهای رژیم جمهوری اسلامی چه می گذرد

تحصیل در آمد نامشروع میلیاردها تومان

در سال ۸۱ سه نفر به نام های محمد نصیری پور ، دکتر ایوبی و عبدالهی به علت ارتکاب تخلفات عدیده از تهران به بندر عباس تبعید شدند.محمد نصیری پورکه با عنوان جعلی دکتر نصیری خود را معرفی می کند مثل عبدالهی کارشناس بهداشت است ولی دکتر ایوبی که نسبتا علیل است سابقا بازجوی اطلاعات در مشهد بوده و از طریق سهمیه وزارت اطلاعات بدون کنکور و با دیپلم قلابی به دانشگاه فرستاده شد تا به عنوان پزشک معتمد ،گوش به فرمان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی باشد.

این باند ۳ نفره بعد از ورود به بندر عباس در اداره کل امور زندانها مشغول به کار شدند.در بدو ورود دکتر ایوبی بعنوان رئیس بهداری اداره کل زندانهای استان هرمزگان، نصیری پور مسئول متادون تراپی زندانها و عبدالهی معاون امور اداری دکتر ایوبی شد و در اولین گام با همکاری دکتر سالفی بزرگترین کلینک ترک اعتیاد در استان را راه اندازی و متادون ، قرص و سایر داروهای مورد نیاز این مرکز نیز با ترفندهای رذیلانه توسط همین شرکای سه گانه هنوز که هنوز است از محل سهمیه زندانها بطور مجانی تامین می شود .

علاوه بر این ،سه عطاری در فلکه ودکای بندرعباس وجود دارد که به فروش متادون و قرصهای غیر مجاز روانگردان مبادرت می ورزند.که از طریق همین باند به نمایندگی شخص نصیری پور تامین می شود.متذکر می گردد که هر قرص ۴۰ میلی متادون در بازار آزاد ۱۵ هزارتومان به فروش می رسد و هر شیشه ۲۵۰ میلی لیتری حداقل یک میلیون تومان خرید و فروش می گردد و هر عدد قرص روانگردان که بسیار کمیاب است ۳ هزارتومان قیمت دارد. که این باند ۳ نفره علیرغم فروش آنها در بازار آزاد دیناری بابت آنها نمی پردازند بلکه از سهمیه ای از آنچه از سوی سازمان زندانها برای زندانیان معتاد تهیه می شود طی یک سری ترفندهای رذیلانه دزدیده یعنی بطور مجانی تصاحب می کنند و بخش زیادی از آن به دوبی و امارات قاچاق می شود که سود هنگفت تری عاید آنها می شود.

البته مسئول تدارکات اداره کل سازمان زندانها به نام ترابی نیزشریک آنها است و تمام مسئولان زندان از طریق رشوه های دریافتی از همین باند نحس و نجس صاحب مال و منال شدند و برای اکثر پاسداربندها نیز حداقل یک اتومبیل خریداری شده است . دکتر ایوبی که از سال ۹۰ تاکنون در زندان رجایی شهر کرج به کار مشغول است.مهر نظام پزشکی خود را در اختیار محمد نصیری پور قرار داد که وی مسئولان زندانها را داخل زندان و خانواده هایشان را در محل خانه یا تلفنی معاینه کرد و برایشان نسخه می نویسد و امضا می کند ولی مهر نظام پزشکی ایوبی را پای نسخه می کوبد و تمام داروهای نسخه شده را از داروخانه زندان تامین می کند یعنی مجانی از کیسه خلیفه می بخشد. طوری که پرسنل زندان نسخه هایشان که همگی ازتسهیلات ویژه بیمه برخوردارند طمعکارانه از این موضوع استقبال می کنند . زیرا در هنگام استفاده از بیمه علاوه بر پرداخت حق ویزیت پزشک مجبور به پرداخت بخشی از وجه داروها نیز هستند . چنین است که دارو برای زندانیان وجود ندارد مگر برای تعداد معدودی از نورچشمی ها که در جنایات و حق کشی ها با مسئولین زندان همدست و بعضا با آنها نسبت فامیلی دارند.

بعضی از ترفندهای رذیلانه ای که در این تجارت میلیارتومانی بکار گرفته می شود بشرح زیر است :

۱ـ لیست میزان مصرف تایید شده قرص یا متادون زندانیان را دستکاری می کنند. بدین طریق که برای مثال در زندان مرکزی بندرعباس مسئول مربوطه یعنی محمد نصیری پور لیست مزبور را هنگام تحویل به زندانیان با مداد می نویسد ولی هنگام تحویل به امور مالی و تدارکات به میزان دلخواه و با خودکار ثبت می نماید.

۲ـ اسامی زندانیان آزاد شده و انتقال یافته تا ۲ ماه حذف نمی شود سهمیه کسانی که به مرخصی می روند یا به بیمارستان اعزام و یا برای بازجویی به شهرستانهای دیگر بدرقه می شوند نیز کسر نمی گردد. برای نمونه میزان مصرف تایید شده برای آقایان قادر انصاری و پیمان امینی هر کدام ۱۴۰ پمپ متادون حساب سازی می شود ولی عملا به هریک از آنها ۷ پمپ داده می شود. علاوه بر این مسئول توزیع متادون به نام مصطفی چناری نیز طوری پمپ می زند که حداکثر به تعداد ۶ پمپ تحویل داده شود مازاد متادونها وقرصها توسط او و یکی از زندانیان نور چشمی به نام حمید اسکتدری که همراه او پمپ را در دست می گیرد به جیب زده می شود.

۳ـ پزشک بیمارستان حق ندارد بیشتر از سه قلم دارو برای زندانی بیمار تجویز کند . داروخانه هم خود سرانه یک قلم را به صلاح دید خود حذف می کند ۲ قلم دیگر را نصفه و نیمه و حتی به یک سوم کاهش می دهد.

۴ـ انبار اصلی دارو و متادون در خارج از محوطه زندان است و کلید آن فقط در دست نصیری پور است.

۵ ـ چون از این طریق در آمد نامشروع چندین میلیاردی کسب می کنند همیشه بیش از یک سال مصرف متادون و قرصهای روان گردان ذخیره می شود ولی برای تامین داروهای اساسی همیشه با کمبود بودجه مواجه هستند .

۶ ـ با وجود این درآمد هنگفت به شیر و کنسرو ماهی بیماران ایدزی هم رحم نمی کنند و آن را بالا می کشند که بنابه محاسبات سر انگشتی ماهیانه حداقل ۱۵ میلیون تومان و سالیانه به ۲۰۰ میلیون تومان میرسد. طبق قانون به کسانی که به ایدز مبتلا هستند یک شیر و یک تن ماهی باید بدهند. بیش از یکسال است که در این زندان داده نمی شود .

طرحی در دست اجرا دارند که همچون زندانهای استان فارس و کرمان متادون و قرص را به زندانیان بفروشند البته مدیر کل زندانهای فارس به نام موسی برادران احمدی قبل از انقلاب که ظاهرا شاگرد نجاری …. مدیر کل استان البرز بوده ولی در حقیقت هر ۲ به انواع فسق و فجور آلوده بودند و دکان نجاری بهانه ای برای رد گم کردن آنان بوده است .و بعد از انقلاب با ۴ کلاس سواد توانسته در ازای کشتن مخالفان رژیم فرصت طلبانه مدارج ترقی را با باند بازی طی کند. بردیا مدیر کل زندانهای استان کرمان که از بد بخترین افراد روستای اختیار آباد کرمان دست کمی از او ندارد

این افراد حریص و جنایتکار نه تنها کسی را ترک اعتیاد نمی دهند بلکه برای آلوده کردن بسیاری دیگر از جوانان ایرانی طرح و برنامه دارند تا بتوانند هرچه بیشتر حیف و میل کنند یعنی که متولیان مبارزه با اعتیاد عامدانه یک ملت را به اعتیاد کشانده اند تا به زعم خودشان سرشان پایین باشد تا بر علیه رژیم جمهوری اسلامی سر بلند نکنند . به قول نصیری پور با فروش متادون بخش زیادی از حقوق پرسنل سازمان زندانها تامین خواهد شد.

بطوریکه سازمان بهداشت جهانی نیز ناخواسته و نادانسته در این مصیبت غم انگیز شریک است زیرا که به بهانه تحریم ها رژیم توانسته سهمیه ی متادون دریافتی از WHO.تا ۱۰ برابر افزایش دهد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۶ آبانماه ۱۳۹۲برابر ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

No responses yet

Nov 14 2013

نیاز مبرم کیوان صمیمی به مرخصی درمانی به دلیل بیماری قلب و آرتروز ناشی از شرایط نامناسب زندان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

کمپین حقوق بشر: این منبع آگاه با اظهار اینکه حسن روحانی، رییس جمهور هنوز به وعده خود در مورد آزادی زندانیان سیاسی عمل نکرده است، گفت: « به ما امید داده شد که زندانیان سیاسی آزاد می شوند. ما انتظارمان از رییس جمهور این است که پروسه آزادی آنها را تسریع کند. ما حتی مرخصی درمانی آقای صمیمی هم مشکل داشتیم. این اواخر دادستانی گفت او با مرخصی موافق است اما مشکل جای دیگری است و بعضی ها موافقت نمی کنند. ما نمی دانیم این بعضی ها چه کسانی هستند.»

یک منبع آگاه به وضعیت کیوان صمیمی، روزنامه نگار زندانی که از روز سه شنبه ۱۴ آبان ماه به مرکز قلب تهران منتقل شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که این زندانی دچار گرفتگی رگ قلب، آرتروز کمر، گردن و زانو است و به تشخیص پزشکان معالجه نیاز به درمان طولانی مدت و مرخصی دارد اما در مدت سه سالی که در زندان است با مرخصی درمانی او موافقت نشده است و دادستان تهران اجازه مرخصی او را منوط به «بعضی های» دیگر دانسته است. همچنین این منبع گفت وضعیت هوا و تغذیه زندان رجایی شهر باعث تشدید آرتروز کمر و زانوی این زندانی شده است.

کیوان صمیمی، مدیر مسئول روزنامه توقیف شده ی نامه، عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، عضو کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه و دفاع از حق تحصیل تنها یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در منزل شخصی اش بازداشت شد. و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به دلیل زیر سوال بردن قانونی بودن انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و شرکت در تظاهرات اعتراضی و نوشتن مطالب انتقادی به شش سال حبس تعزیری محکوم شد. او آذرماه سال ۸۹ به همراه تعدادی دیگری از زندانیان سیاسی زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. این زندانی بارها به دلیل وضعیت نامناسب زندان دست به اعتصاب غذا زده است

این منبع آگاه گفت: « مسوولان زندان روز سه شنبه کیوان را فقط برای معاینه قلب به بیمارستان آورده بودند اما پزشکش گفت که نیاز به بستری دارد. در طول این دو روز خانواده اش از مسوولان تقاضا کرده اند تا با درمان کامل کیوان در بیمارستان موافقت کنند اما تاکنون آنها پاسخی نداده اند و ما نگرانیم که هر لحظه وسط درمان نیمه کاره او به را زندان برگردانند.»

این منبع با اشاره به بیماری های دیگر این روزنامه نگار که در محیط زندان تشدید شده است به کمپین گفت: «هوا و تغذیه نامناسب و کمبود زمان هوا خوری برای زندانیان در طول شبانه روز باعث تشدید وضعیت آرتوروز کمر و زانوی او شده است. من او را دیدم که حتی نمی توانست از پله های بیمارستان به راحتی بالا و پایین برود و وضعیتش دارد روز به روز وخیم تر می شود و با توجه به سنش نیاز به درمان طولانی مدت دارد.»

این منبع آگاه با اظهار اینکه حسن روحانی، رییس جمهور هنوز به وعده خود در مورد آزادی زندانیان سیاسی عمل نکرده است، گفت: « به ما امید داده شد که زندانیان سیاسی آزاد می شوند ما حالا انتظارمان از رییس جمهور این است که به وعده اش عمل کند و پروسه آزادی آنها را تسریع کند. ما حتی با مرخصی درمانی آقای صمیمی هم مشکل داریم. این اواخر دادستانی گفت که آنها با مرخصی موافق هستند اما مشکل جای دیگری است و بعضی ها موافقت نمی کنند. ما نمی دانیم این بعضی ها چه کسانی هستند اما واقعا درخواست مان مرخصی درمانی این زندانی و همین طور آزادی سریع اوست.»

No responses yet

Nov 13 2013

مادر سعيد زينالی : من كه ول نمي كنم تا زنده ام سعيد م را مي خواهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

برای عدالت: مادر سعيد زينالی دانشجويی که در تير ماه سال 78توسط مأموران بازداشت شد و تا کنون از سرنوشت وی اطلاعی در دست نيست در ويدئويی که بر روی اينترنت گذاشته شده به دادخواهی فرزندش برخاسته است:
افکت :
اکرم نقابی هستم، مادر سعيد زينالی: 23تير 78توسط وزارت اطلاعات از خانه مون سه نفر بودند آمدند خونه مون سعيد منو با خودشون بردند، تنها چيزی که از سعيد دارم، لباس راحتی است.14ساله من اينها را نشستم… اينها مدالهايش است. با عليرضا دبيرکشتی گير بود، بهترين کشتی گير بود. عليرضا دبير بچه منو می شناسه، … نمی دونم به کجا بايد بروم به کدام عدالت بايد شکايت کنم. 14ساله هيچ مسئولی جوابگوی من نيست. منو توپ فوتبال کردند از اين ارگان به اون ارگان، هر روز می گويند برو فردا بيا تاحالا جوابی نگرفتم… 88 يک بار بازداشت شدم، بابت سعيد که به خاطر اين که نبايد پيگيری کنم. آزاد شدم دوباره 89شب ريختند خونه ده نفر اطلاعاتی دخترم و خودم را، خونه مون را بازرسی کردند. يک سری مدارک را برداشتند با ما بردند اوين، من دو ماه بند 209 بودم. دخترم17روز بود، تو بازجوييها می گفتند نبايد پيگير سعيد باشی بعد از 12سال دنبال استخوان آمدی، اگر بچه های ديگه ات می خواهند زندگی کنند حرف سعيد را نبايد بزنی. … . … تا زنده ام من که ول نمی کنم. مگر اين که من بميرم تمام شه بره. تا زنده ام سعيدم رو می خواهم.

No responses yet

Nov 13 2013

عبدالفتاح سلطانى پس از پايان اعتصاب غذا: مسوولان زندانها مكلف به رسيدگى به وضعيت زندانيان بيمار هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

مركز حاميان حقوق بشر: عبدالفتاح سلطانى وكيل مدافع حقوق بشر به دنبال پايان دادن به اعتصاب غذاى ده روزه اش به همراه سه تن ديگر از مدافعان حقوق بشر يعنى سعيد مدنى، مهدى خدايى و اميرخسرو دليرثانى با ارسال پيامى ضمن تشكر از همه كسانى كه با ابراز نگرانى از اعتصاب غذاكنندگان درخواست پايان دادن به اعتصاب را داده بودند، گفته است كه مسوولان امور زندانها و زندانیان، فاعل مختار نبوده و مکلف به مراقبت و محافظت از زندانیان و در موارد بیماری موظف به رسیدگی به وضعیت آنان هستند.

متن نامه عبدالفتاح سلطانى به شرح زير است:

بنام خداوند جان آفرین
محرومیت از آزادی برای زندانیان سیاسی و عقیدتی محبوس در زندانهای ایران تنها یکى از جنبه هاى اسارت و زندانی بودن است. وجه دیگر آن را می توان اسارت و زندانی بودن در چنگال دردها و رنجهایی قلمداد کرد که بسیاری با آن دست و پنجه نرم می کنند و اسفناک اینکه به خاطر رویه غلط نادیده انگاری قوانین ومقررات حاکم، رهایی از قفس این دردها و رنجها مبتنی بر اراده و خواست مسئولان زندانها، قضات دادگاههای صادر کننده احكام و نفوذ نهادهای امنیتی و حتی بسته به سلیقه مأمور بندی است که زندانی در آن دوران حبسش را تحمل مى كند. در حالی که مسوولان امور زندانها و زندانیان، فاعل مختار نبوده و مکلف به مراقبت و محافظت از زندانیان و در موارد بیماری موظف به رسیدگی به وضعیت آنان هستند.

دیدن رنج و عذاب این اسیران در چنگال بیماری آنهم در شرایط محرومیت از آزادی که حتی برای معالجه و مداوای خود از آن محرومند، رنجی است دردناک که در لحظه لحظه زندگی سوهان جان و روح انسان است.

هر گونه روش اعتراضی به این رفتارهای غیر قانونی را آزمودم و به انتظار پاسخ نشستم شاید ثمری داده و به یاری زندانیان سیاسی و عقیدتی بیمار بشتابند و امکانات معالجه و درمان را برای آنان در بیمارستانی خارج از زندان فراهم كنند. اما پاسخی در خور نگرفتم به ناچار از تنها سرمایه زندگی خود؛ جانم، استفاده کردم تا دست کم بتوانم صدای این مظلومان در بند را به گوش آزادیخواهان ایران و جهان برسانم، باشد که مؤثر شود.

اینک قدمهای ناچیزی از طرف مسئولان زندانها در این راه برداشته شده است که می توان آن را شروعی برای تمکین به قوانین و مقررات دانست. هرچند گامهای برداشته شده معدود و ناچیز است و لازم است اساسآ روند رسیدگی به وضعیت زندانیان بیمار اصلاح شده و رسیدگی پزشکی به وضعیت زندانیان بیمار بدون مشكلات ادارى يا سليقه اى صورت پذيرد.

دوستان، یاران، همراهان و آزادگان عزیز!
پیامها و درخواستهای شما را برای شکستن اعتصاب غذایم دریافت کردم و مطمئن شدم که صدای ما و فریاد اعتراضمان که پژواک فریاد زندانیان بیمار است به گوش شما آزادگان رسیده است.اطمینان دارم که در پیگیری وضعیت پزشکی زندانیان بیمار با ما همراه خواهید بود.

با احترام به نظر شما بزرگان و آزادگان و با توجه به نگرانیهای شما عزیزان نسبت به سلامتی ام از آخرین ساعات شامگاه یکشنبه نوزدهم آبان اعتصاب غذای خود را می شکنم اما همچنان بر خواسته های خود هستم و چنانچه مسئولان زندان روند رسیدگی به وضعیت بیماران را اصلاح نكنند، به شیوه های مدنی دیگر اعتراض خود را ادامه خواهم داد و از شما آزادگان انتظار حمایت، همراهی و پیگیری این خواسته ها تا رفع هرگونه رفتارهای فراقانونی دارم. جسم و جان من وقف هموطنان عزیز،هم نوعان و همه آزادیخواهان جهان است پس حفظ این امانت برای خدمت به بشر است.

لازم می دانم ضمن قدردانی ازهمسر فداکار و صبورم معصومه دهقان و دخترم مائده که در تمام سختیها در کنار و همراه من بوده اند، از کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی، گروهها و نهادهای سیاسی، مدنی و حقوق بشرى از جمله سرکار خانم شیرین عبادی برنده صلح نوبل، جناب آقای محمد خاتمی رئيس جمهورى سابق ایران، جناب آقای عباس امیر انتظام قدیمی ترین زندانی سیاسی ایران، خانواده های محترم مرحوم سحابی، مهدی کروبی و زندانیان سیاسی و نیز خواهر محترم مرحوم هدی صابر، مادرقهرمان شهيد سهراب اعرابی، یازده نفر از زندانیان سیاسی و عقیدتی سالن 12زندان رجائی شهر، وکلای مرکز حامیان حقوق بشر، همكارانم در کانون مدافعان حقوق بشر، دوستان و فعالان ملی مذهبی در داخل و خارج از کشور، فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، فعالان سازمانهای جبهه ملی خارج از کشور، هم بندیان محترم در بند ٣٥٠ اوین، ریاست و اعضای محترم هیأت مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز و همكاران گرامى ام خانمها مهناز پراکند، فریده غیرت، گیتی پورفاضل ، شیما قوشه، زهره ارزنى، مينا جعفرى و آقایان سید محمد هاشمی، سید محمد سیف زاده، مجید پور استاد، آرش کیخسروی، حسن کیا و یکایک ٤٨ نفر همکار گرانقدرم که نگران وضعیت اینجانب بوده اند تشکر كرده و دستهایتان را به گرمی می فشارم.

عبدالفتاح سلطانی
بند ٣٥٠ زندان اوین

No responses yet

Nov 05 2013

اعتصاب غذای بیش از ۸۰ زندانی سیاسی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: سه گروه مدافع حقوق بشر با صدور بیانیه‌ای مشترک از اعتصاب غذای ده‌ها زندانی سیاسی ایران خبر داده‌اند. طبق این بیانیه، این اعتصاب در اعتراض به وضعیت ناگوار رسیدگی درمانی در زندان انجام گرفته است.

به گزارش خبرگزاری‌ها، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، مرکز مدافعان حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران روز دو‌شنبه (۴ نوامبر/ ۱۳ آبان) در بیانیه مشترک خود اعلام کردند که بیش از ۸۰ زندانی سیاسی در اعتراض به وضعیت بد رسیدگی درمانی در زندان‌ها دست به اعتصاب غذا زده‌اند. (بیشتر بخوانید: درخواست برای آزادی ۱۶ زندانی سیاسی بیمار از زندان رجایی‌شهر)

این سه گروه با ابراز نگرانی در این باره اعلام کردند که عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری زندانی در ایران نیز یکی از این افراد است که از اول نوامبر در زندان اوین در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

مطابق بیانیه این سه گروه، دو روز بعد از شروع اعتصاب غذای سلطانی حدود ۸۰ زندانی دیگر در زندان رجایی‌شهر کرج نیز به این اعتصاب غذا پیوستند. آنها می‌گویند، مسئولان زندان در انتقال زندانیان بیمار به بیمارستان و پرداخت هزینه‌های بالای درمانی تعلل می‌ورزند.

کریم لاهیجی، ‌رئيس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، از عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی بیمار ایران انتقاد کرده و گفته است، مسئولان می‌خواهند به خاطر دفاع زندانیان سیاسی از حقوق خود از آنها انتقام بگیرند.

شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی که به دلیل تلاش‌هایش در دفاع از حقوق بشر در ایران در سال ۲۰۰۳ میلادی برنده جایزه صلح نوبل شد، می‌گوید که در سال‌های اخیر تعداد زیادی از زندانیان سیاسی ایران به دلیل تعلل طولانی در درمان بیماری‌هایشان و وضعیت بد زندان‌ها جان خود را از دست داده‌اند.

فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، مرکز مدافعان حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران با انتشار این بیانیه از جامعه بین‌المللی خواسته‌اند، با صدور قطعنامه‌ای نگرانی خود از اوضاع زندانیان سیاسی در ایران را اعلام کنند.

“نشانه‌ای از بهبود در دولت جدید دیده نمی‌شود”

از ‌زمان آغاز کار دولت حسن روحانی تا کنون عده‌ای از زندانیان سیاسی، از جمله نسرین ستوده، وکیل سرشناس دادگستری، آزاد شدند. ستوده در سال ۲۰۱۲ میلادی برنده جایزه ساخاروف (جایزه حقوق بشر اتحادیه اروپا) شد.

با وجود این هنوز نیز تعداد زیادی زندانی سیاسی در بازداشتگاه‌های ایران به سر می‌برند.

احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد، در آخرین گزارش خود در باره وضعیت حقوق بشر در ایران که در ماه اکتبر به مجمع عمومی این سازمان ارائه شد، اعلام کرد که بر خلاف تعهدات انتخاباتی حسن روحانی “هیچ‌گونه نشانه‌ای از بهبود” وضعیت حقوق بشر در ایران دیده نمی‌شود.

No responses yet

Nov 04 2013

در سالن ملاقات زندان «شیرکو معارفی زندانی کرد اعدام شد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیو کوچه: «شیرکوه معارفی» زندانی کرد اهل شهرستان سقز، در ساعات اولیه بامداد روز دوشنبه ۱۳ آبان در سالن ملاقات زندان سقز اعدام شد.
بنابه گزارش رسیده به «رادیو کوچه»، خانواده «شیرکو» و جمعی از مردم سقز جلو درب زندان این شهرستان تجمع کردند و منتظر تحویل گرفتن جنازه وی هستند.

«شیرکو معارفی»، نهم مرداد ماه سال ۱۳۸۷ در یکی از روستای مرزی کردستان ایران و عراق توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت و پس از چند ماه نگهداری در سلول انفرادی بازداشتگاه‌های مخفی سپاه پاسداران و اداره اطلاعات شهر سقز به زندان این شهر منتقل شد.

2
وی از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب این شهر به اتهام محاربه از طریق عضویت دریکی از احزاب کردی به اعدام محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر استان و دیوان عالی کشور نیز تایید شد.

پس از ارایه درخواست ماده ۱۸ از سوی آقای «احمد سعید شیخی» وکیل این زندانی به دفتر قوه قضاییه، با این درخواست موافقت شد ولی دوباره پرونده به شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور مسقر در شهر قم ارجاع داده و این شعبه نیز حکم اعدام را تایید کرد.

No responses yet

Nov 04 2013

عبدالفتاح سلطانی در اعتصاب غذا

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: در اعتراض به شرایط ناگوار زندانیان بیمار در زندان اوین و دیگر زندان‌های جمهوری اسلامی، عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری در شصتمین سالروز تولدش، از روز شنبه این هفته در بند ۳۵۰ زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.

این در حالی است که آقای سلطانی خود از بیماری‌های کم‌خونی و گوارشی رنج می‌برد به‌طوری که از سال ۱۳۹۰ که در زندان به سر می‌برد تاکنون چندین بار در بیمارستان‌هایی خارج از زندان بستری شده است.

اتهام عبدالفتاح سلطانی تبلیغ علیه نظام، مشارکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر و تحصیل مال حرام به‌خاطر دریافت جایزه حقوق بشر از شهر نورنبرگ آلمان عنوان شده که دادگاه نخست او را به ۱۸ سال زندان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محروم ساخت، اما حکم زندان او در دادگاه تجدیدنظر به ۱۳ سال کاهش یافت.

گزارش خبرنگار رادیو فردا را درباره اعتصاب غذای این وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر بشنوید، گزارشی که با سخنان مائده سلطانی، دختر عبدالفتاح سلطانی همراه است.
مصاحبه ام پی3

No responses yet

Oct 29 2013

سفر امام جمعه مریوان به تهران و افزایش نگرانی ها از اعدام قریب الوقوع لقمان و زانیار مرادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

حقوق بشر: نگرانی از اعدام دو زندانی کرد، زانیار و لقمان مرادی به اتهامات دروغین یک منبع موثق به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که امام جمعه مریوان، شاکی پرونده دو زندانی سیاسی کرد زانیار و لقمان مرادی، به تهران سفر کرده است و در دیدار با مقامات قضایی خواستار اجرای هر چه سریعتر حکم زانیار و لمقان مرادی شده است. این دو متهم به قتل پسر امام جمعه مریوان هستند اما این دو زندانی هر گونه دخالتی را در قتل انکار کرده اند. به دنبال اعدام دو زندانی عقیدتی به نام های حبیب الله گلپری پور و رضا اسماعیلی ، در روز جمعه سوم آبان ماه، نگرانی از اعدام قریب الوقوع زانیار و لقمان مرادی افزایش یافته است.

یک منبع موثق به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که امام جمعه مریوان، شاکی پرونده دو زندانی سیاسی کرد زانیار و لقمان مرادی، به تهران سفر کرده است و در دیدار با مقامات قضایی خواستار اجرای هر چه سریعتر حکم زانیار و لمقان مرادی شده است. این دو متهم به قتل پسر امام جمعه مریوان هستند اما این دو زندانی هر گونه دخالتی را در قتل انکار کرده اند. به دنبال اعدام دو زندانی عقیدتی به نام های حبیب الله گلپری پور و رضا اسماعیلی، در روز جمعه سوم آبان ماه، نگرانی از اعدام قریب الوقوع زانیار و لقمان مرادی افزایش یافته است.

با توجه به اظهارات این دو متهم، نواقص پرونده و همچنین روند دادرسی که در آن متهمان بنا به اظهارات خود برای اعتراف به جرم انتسابی شکنجه شده بودند، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بارها از مقامات ایرانی خواستار آن شده که تحقیقات مستقلی را در خصوص این ادعاها انجام دهد. به علاوه اینکه کمپین خواستار این است که حکم صادر برای این دو متهم از اسنانداردهای قضایی لازم برخوردا باشد. قوه قضاییه تا کنون از توجه به نارساییهای شهود و مدارک این پرونده و همچنین اظهارات متهمان خودداری کرده است.

لقمان و زانیاری مرادی به اتهام دست داشتن در قتل فرزند امام جمعه مریوان و محاربه به اعدام محکوم شده اند اما این دو زندانی هیچگاه این اتهام را نپذیرفته بودند و این اتهام را سناریوی وزارت اطلاعات دانسته و با انتشار رنجنامهایی اعلام کردند به سبب شکنجه های شدید روحی و جسمی مجبور به اعترافات ساختگی شدند. زانیار و لقمان مرادی در مورخه ۱۱ مردادماه توسط نیروهای امنیتی در شهر مریوان بازداشت و به مدت ۹ ماه در بازداشتگاه ستاد خبری اداره اطلاعات شهر سنندج برای اخذ اعترافات ساختگی تحت فشار و شکنجه شدید روحمی و جسمی قرار گرفته اند. این دو زندان بعدا نزدیک به ۶ ماه به زندان مرکزی سنندج منتقل میشوند و از آنجا هم به بند ۲۰۹ منتقل میشوند. نهایتا این دو زندانی سیاسی در تاریخ ۱ دیماه سال ۸۹ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی و با حضور امام جمعه مریوان جلسه دادگاه برگزار شد و این دو زندانی سیاسی به اتهام محاریه و قتل فرزند امام جمعه مریوان به اعدام در ملاعام محکوم میشوند. در دیماه همان سال این دو زندانی سیاسی از بند ۲۰۹ زندانی اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل شدند.

همچنین یک منبع محلی در شهر مریوان هفته گذشته به کمپین گفت که بعد از مدتی از قتل فرزند امام جمعه و همراهانش تعدادی از اعضای بلندپایه اطلاعاتی سپاه مریوان که در کشتار دهها تن از شهروندان کُرد دست داشتند از سوی حفاظت اطلاعات سپاه بازداشت و بعد از مدتی مشخص شد که این باند در کشتن دهها تن از شهروندان کُرد دست داشته و با پوشاندن لباس نظامی نیروهای پژاک بر جسد این افراد مدنی، صدها میلیون تومان جایزه از سپاه دریافت کرده بودند و حتی در آن برهه نیز کشتن فرزند امام جمعه مریوان نیز به این باند نسبت داده شد. تا اینکه در طی هفتههای گذشته سردسته این گروه به نام هیوا تاب بازداشت و براساس گزارش های مختلف مخفیانه اعدام شد. خبرگزاری تدبیر نیز با انتشار خبر این اعدام از احتمال دست داشتن این باند امنیتی در ترور پسر امام جمعه پرده برداشته است.

سال گذشته زانیار ولقمان مرادی درسومین سالروز زندانی شدن خود در نامهای که نسخه ای از آن در اختیار کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران قرار گرفت از سه سال شکنجه و انتظاربرای روشن شدن حقایق نوشته اند و انتظارت خود را مطرح کرده اند. در این نامه آماده است: « سه سال گذشت، سه سالی که هر روزش منتظر مرگ بودن در ستیز با امید ما بود. وقتی زیر آنهمه شکنجه ها و تهدیدها و شبهای سخت سلول انفرادی و بیخبری منتظر هر اتفاقی بودیم، تنها به انتظار روشن شدن حقایق و آزادی صبر و امید پیش گرفته بودیم. اگر پس از سه سال از دردها و رنجهایمان نگوییم راحتر خواهیم بود اما از انتظاراتمان می توانیم بگوییم. وقتی ناخودگاه و ناگذیر منتظر کینه ها، انتقام ها تسویه حسابها و بیعدالتی ها هستیم بیمحاباتر میتوانیم از انتظاراتمان بگوییم. انتظارانی از این و آن مبارزین و فعالین نداریم. شاید که وضع آنها بهتر از ما نباشد و شاید هم آنچنان از اینجا دور شده اند که دردهای اینجا رو نمیفهمند. اما هنوز انتظارمان از اجرای عدالت و تشریح روند ناسالم پروندمان هستیم. انتظاری که پس از بارها و بارها نامه نگاری و درخواست اعاده دادرسی از مقامات قضایی همچنان بی پاسخ مانده است. انتظار برای محاکمه و برخورد با آنهایی که شکنجه کردهاند و انهمه رفتار غیرانسانی و غیراخلاقی را داشته اند، نداریم. اما هنوز انتظارمان از امام جمعه مریوان است که آنگونه که شایسته جایگاه دینی ایشان بود، صادقانه و شجاعانه به آنچه وعده چندین و چندین بارهاش بوده عمل نکرده است چراکه آنهایی که همیشه دروغ گفته اند و از ما دروغ خواسته اند و همیشه دشنام بر لب داشته اند انتظاری نیست اما امام جمعه میتوانست با اذعانش بر بیگناهی ما و بیادعایش نسبت به اعدام ما گام بلندی برای آزادی ما بردارد.»

درادامه این نامه آمده است: «سه سال گذشت و انتظاری از آنهایی که مانع ملاقات و هر گونه ارتباط با عزیزانمان را شده‌اند، نداریم اما همچنان انتظار آزادیمان را می‌کوشیم که اگر همه چیز درست صورت پذیرد می‌دانیم که با تصریح داوری و تحقق عدالت دور از دسترس نخواهد بود.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .