No responses yet

Jan 07 2018

کانال‌خواب‌ها در حاشیه بزرگراه‌های تهران: زندگی در کنار موش‌ها و سوسک‌ها

نوشته: در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,فقر

رادیوزمانه: روزنامه «شهروند» که سال گذشته گزارشی درباره «گورخواب‌ها» در پایتخت ایران منتشر کرد، اکنون به سراغ «کانال‌خواب‌ها» رفته است. کانال‌های تنگ، تاریک و سرد فاضلاب در حاشیه بزرگراه‌های تهران به گزارش این روزنامه، به محل خواب گروهی از بی‌خانمان‌ها و معتادان به مواد مخدر در تهران بدل شده است.
کانال‌خواب‌ها در حاشیه یک بزرگراه در شمال تهران – عکس: روزنامه شهروند

زهرا جعفرزاده، گزارشگر شهروند این کانال‌ها را «شهری زیرزمینی با آدم‌های زیرزمینی» توصیف کرده است. این کانال‌ها در حاشیه بزرگراهی در شمال شهر تهران قرار دارند. شمال تهران عمدتاً منطقه‌ای مرفه‌نشین است.

افراد مبتلا به اعتیاد به مواد مخدر که بی‌خانمان هستند، ساکنان اصلی این شهر زیرزمینی را تشکیل می‌دهند. کانال‌های محل خواب آنها «با بوی تعفن، پر از موش، پر از سوسک و مارمولک و مورچه» توصیف می‌شوند.

این کانال‌ها مملوء از آدم است. در میان افراد حاضر در آنجا، مهاجرانی از افغانستان نیز به چشم می‌خورند که برای کارکردن و ارسال پول به خانواده در کشورشان به ایران آمده‌اند.

سلامت ساکنان این کانال‌ها وخیم گزارش شده. برخی از آنها به بیماری‌های ریوی مبتلا هستند و برخی نیز به عفونت‌های داخلی همچون عفونت کلیه. یکی از ساکنان نیز زخم عمیق برجای‌مانده از شلاق‌هایی را نشان گزارشگر داده است که در طرح جمع‌آوری معتادان متحمل شده بود. آنها به شهروند گفته اند که یکی از خواسته‌های اصلی‌شان دریافت «آنتی‌بیوتیک» است: «آنتی‌بوتیک می‌خوایم، ما مریضیم.»

کمک‌رسانی توام با بدرفتاری و شلاق

کانال‌خواب‌ها گفته اند که سال‌هاست در فصل سرما به این کانال‌ها پناه می‌برند. آنها درباره شیوه رسیدگی و کمک مسئولان، همچون گورخواب‌ها، تنها از تلاش برای جمع‌آوری آنها و کتک‌خوردن خبر می‌دهند. به گفته حمید، یکی از کانال‌خواب‌ها، آنها پیش از این کانال‌ها در یک فضای سبز همان نزدیکی روزگار بی‌خانمانی را سپری می‌کردند و با هجوم مأموران به این کانال‌ها آمدند. مأمورانی که بار دیگر نیز در کانال بر سر آنها ریختند: «بعضی‌ها میان میگن می‌خوایم کمکتون کنیم. یک ساعت بعدش، یک گردان آدم این‌جا می‌ریزن و ما را جمع می‌کنن. به‌خدا همین چندروز پیش، مأمورها ریختن. پامو نگاه کن». او جای زخم شلاق را روی پایش نشان می‌دهد.
کانال‌ها کثیف، متعفن، مملوء از موش و دیگر حیوانات موذی هستند – عکس: روزنامه شهروند

کانال‌خواب‌ها پس از جمع‌آوری به کمپ‌های ترک اعتیاد برده می‌شوند. در آنجا با آنها بدرفتاری می‌شود و مسئولان کمپ، روش‌های قهری را برای واداشتن آنها به ترک اعتیاد به کار می‌گیرند.

ترس این بی‌سرپناهان از مأموران پلیس به حدی است که اکبر، یک کانال‌خواب دیگر به گزارشگر شهروند می‌گوید: «حالا درخت هم باشد، می‌ریم بالاش می‌مونیم. فقط از دست مأمورها دور باشیم.»

آنها دلیل عدم سکونت در گرمخانه‌های دولتی را نیز نظارت سختگیرانه می‌دانند. یکی از آنها به خبرنگار شهروند می‌گوید:

اونجا اون شکلی که شما می‌بینین، نیست. اذیت می‌کنن. می‌دونین چیه خانم؟ ما هر جایی که یکی بالای سرمون باشه، نمی‌خوایم. ما نمی‌خوایم کسی کاری به کارمون داشته باشه.

یک مأمور لباس شخصی در حین تهیه گزارش به این بی‌خانمان‌ها حمله می‌کند و با گاز فلفل سراغ یکی از آنها می‌رود و با خشونت قصد بازداشت یکی از کانال‌خواب‌ها را دارد که به دلیل حضور خبرنگار و دوربین و خواهش دیگر کانال‌خواب‌ها صرف نظر می‌کند.

بیشتر ساکنان این کانال‌ها را کسانی تشکیل می‌دهند که به مواد مخدر اعتیاد دارند. سامان نیک‌نژاد، یک حقوق‌دان به شهروند توضیح داده که «معتادان وضع خاصی دارند، آنها را نه بیمار به حساب می‌آورند و نه متهم. یعنی نه از حقوق بیماران برخوردارند و نه از حقوق متهمان.»

در روزهای اخیر در ایران اعتراض‌هایی سرتاسری با شعار «نان، کار، آزادی» به راه افتاده است. راهپیمایان در ایران به گرانی و فساد اقتصادی و گسترش بیکاری و همچنین استبداد سیاسی معترضند.

بر اساس آمار رسمی وزارت راه و شهرسازی، حدود یک‌سوم جامعه ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

No responses yet

Apr 03 2017

شناسایی ۷۸۰ نوزاد و کودک مسموم‌شده با موادمخدر/ ۳۸۴ نوزاد در سال گذشته معتاد متولد شدند

نوشته: در بخش: اجتماعی,سیاسی

روشنگری: رییس اورژانس اجتماعی کشور از شناسایی ۷۸۰ نوزاد و کودک مسموم‌شده با موادمخدر طی ۹ ماهه اول سال ۹۵ خبر داد.

حسین اسدبیگی در گفت‌وگو با ایسنا، ادر این باره افزود: به طور کلی کودکانی که از مادر معتاد متولد می‌شوند و یا در خانه توسط والدین به آنها مواد یا داروهای ترک اعتیاد خورانده می‌شود و یا آنکه خودشان به صورت تصادفی اقدام به مصرف این مواد می‌کنند، «مسموم به موادمخدر» نامیده می‌شوند.

وی تصریح کرد: در سال گذشته جلسات متعددی با وزارت بهداشت داشتیم و از آنها خواستیم در مراکز درمانی و بیمارستان‌ها وقتی اطفال و نوزادان مسموم شده با موادمخدر و یا داروهای ترک اعتیاد مراجعه کردند، آنها را به اورژانس اجتماعی استان گزارش دهند تا همکاران ما مورد را بررسی قرار داده و در صورت نیاز اقدامات قضایی و قانونی را انجام و با نظر قاضی برای آن نوزاد و یا کودک تعیین تکلیف شود که کفالت آن به بهزیستی سپرده شود یا با خانواده برخورد شود، این در حالی است که ممکن است مسومیت تصادفی ایجاد شده باشد و با پیگیری، مساله فیصله پیدا کند.

رییس اورژانس اجتماعی کشور در ادامه با بیان آنکه طی ۹ ماهه سال ۹۵، ۷۸۰ نوزاد و کودک مسموم با موادمخدر شناسایی شدند، تصریح کرد: تمامی این ۷۸۰ نفر، از طریق گزارش‌های بیمارستانی شناسایی نشدند بلکه افراد و نهادهای مختلف همچون مراکز قضایی، انتظامی، اقوام و… در ارائه این گزارش‌ها سهیم بودند.

اسدبیگی ادامه داد: ۵۳۳ نفر از آنها از طریق مراکز درمانی به اورژانس اجتماعی گزارش داده شدند این در حالی است که از این ۷۸۰ نفر ۳۹۲ نفر دختر و ۳۸۸ نفر پسر بودند.

وی ادامه داد: در بین این ۷۸۰ نفر، ۳۸۴ نوزاد با مسومیت با موادمخدر (معتاد) به دنیا آمده بودند.

رییس اورژانس اجتماعی کشور ادامه داد: با دستور قضایی ۲۸۱ نفر از این کودکان و نوزادان به بهزیستی ارجاع و تحویل داده شدند و ۴۵۰ مورد آنها به خانواده بازگردانده شدند و کفالت ۳۶ نفر آنها نیز به علت عدم صلاحیت والدین به اقوامشان واگذار شد و ۱۳ مورد آنها نیز فوت شدند.

اسدبیگی ادامه داد: البته بسیاری از آنهایی به بهزیستی تحویل داده می‌شوند این در حالیست که به علت مراجعه متعدد والدین به قاضی، نهایتا قاضی برای آنها حکم برگشت به خانواده را صادر می‌کند و علت این امر آن است که یا خانواده متنبه شده یا قاضی به طور متوقت کفالت کودک را به بهزیستی واگذار کرده تا خانواده وی اصلاح شوند.

وی تصریح کرد: به همین دلیل قطعی نیست که از این تعداد ۲۸۱ نفر همگی آنها کاملا تحت نظر بهزیستی باشند، بلکه بسیاری از آنها به خانواده‌هایشان بازگردانده می‌شوند.

رییس اورژانس اجتماعی کشور همچنین آمار ۷۸۰ نفر کودک و نوزاد مسموم به موادمخدر را طی یک سال بالا دانست و در این میان آمار ۳۸۴ نوزاد متولد شده با مسمومیت موادمخدر را نیز آمار بسیار بالایی عنوان کرد.

اسدبیگی همچنین خاطرنشان کرد: ممکن بود تعداد کمی از نوزادان معتاد که از مادران معتاد متولد شده بودند، توسط مادرانشان که برخی از آنها کارتن خواب هستند به فروش می‌رسیدند که با نظارت اورژانس اجتماعی از این مساله جلوگیری شد.

وی ادامه داد: در حال حاضر اصلا آماری از فروش نوزادان و کودکان در دست نداریم زیرا این موضوع جرم است و قاضی و نیروی انتظامی این مساله را پیگیری می‌کند و اورژانس اجتماعی بهزیستی آنقدر نیروی انسانی و وقت ندارد که این مساله را پیگیری کند این در حالی است که مسوولیتی نیز در این حوزه نداریم؛ حتی اگر در این خصوص اتفاقی بیفتد ممکن است ما را مجرم بدانند و مدعی شوند وقتی مسولیتی در این خصوص ندارید چرا دنبال این مسئله رفتید.

رییس اورژانس اجتماعی کشور تاکید کرد: کودک فروشی، مساله قضایی و جنایی است و به بهزیستی ارتباطی ندارد.

اسدبیگی درخصوص آمارهای استانی کودکان مسموم با موادمخدر طی ۹ ماهه سال ۹۵ گفت: چهار استانی که بیشترین آمار نوزادان مسموم با موادمخدر داشتند، به ترتیب تهران، کرمان، کرمانشاه و خراسان‌جنوبی بودند.

وی خاطرنشان کرد: جالب است که در شش ماهه اول سال ۹۵ از ۷۷ موردی که در استان کرمانشاه گزارش مسمومیت کودک و نوزاد با موادمخدر را داشتیم، ۶۰ مورد آنها مسومیت با متادون (داروی ترک اعتیاد) والدین را تجربه کرده بودند، این در حالی است که طی ۹ ماهه سال ۹۵، ۱۰۷ مورد مسومیت با موادمخدر کودکان و نوزادان از استان کرمانشاه گزارش شده است.

رییس اورژانس اجتماعی کشور درخصوص مسمومیت با مشروبات الکلی نیز اظهار کرد: گزارشی از مسمومیت با مشروبات الکلی نداشتیم اما با این حال ممکن است این مسمومیت وجودداشته باشد اما به علت آنکه گزینه الکل را به صورت مجزا نداریم، تعداد کمی هم که گزارش شده، جزو سایر آمارها به حساب آمده است.

اسدبیگی درخصوص تجزیه و تحلیل مسمومیت کودکان و نوزادان توسط انواع موادمخدر گفت: بسیار دشوار است که بخواهیم میزان و نوع مسمومیت‌ها را به ترتیب در موادمختلف احصاء کنیم زیرا موارد قانونی متعددی مانع این مساله است و ممکن است بیمارستان، اصلا به ما گزارش ندهد که این کودک یا نوزاد با چه نوع موادی مسموم شده است.

وی ادامه داد: به همین دلیل تجزیه و تحلیل آماری مسمومیت نوزادان و کودکان براساس نوع موادمخدر امر بسیار دشواری است اما بیشترین ماده‌ای که منجر به مسمومیت کودکان و نوزادان می‌شود به طور کلی متادون و تریاک است این در حالی است که این مساله نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد.

No responses yet

Oct 14 2016

اعترافات عجیب یک مقام حکومت ایران دربارۀ اعتیاد در این کشور

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

رادیوفرانسه: علی هاشمی، رییس کمیتۀ مستقل مبارزه با مواد مخدر وابسته به دبیرخانۀ مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفته است که آمار معتادان ایران قطعاً کمتر از ٢ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر نیست و اگر “مصرف کنندگان تفننی” مواد مخدر را به این رقم اضافه کنیم، شمار معتادان ایران قطعاً به ۴ میلیون نفر می رسد.

رییس “کمیتۀ مستقل مبارزه با مواد مخدر” سپس افزوده است که فقط ٢۱ درصد جمعیت کارگری ۱۳ میلیون نفری ایران معتاد هستند. به این ترتیب باید نتیجه گرفت که فقط حدود ۳ میلیون کارگر معتاد در کشور وجود دارد و با احتساب “معتادان” به گفتۀ او “تفننی” و یا معتادان غیرکارگر، قطعاً شمار معتادان ایران به مراتب بیش از آمار ارایه شده از سوی خود او و یا بسیار بیشتر از آمار رسمی است که کل معتادان ایران را فقط ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر برآورد می کند.

علی هاشمی سپس بیکاری را از عوامل اصلی شیوع اعتیاد در ایران دانسته و افزوده است که نرخ بیکاری در برخی شهرهای کشور به ۸۰ درصد می رسد.

او در جای دیگری از سخنانش گفته است که نه فقط خود آیت الله خمینی در پایان جنگ ایران و عراق اولویت کشور را پس از خرابی های جنگ، مهار اعتیاد دانسته بود، بلکه رهبر کنونی جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، در دیدارهای طولانی اخیرش با سران نظام دربارۀ آسیب های اجتماعی و به ویژه اعتیاد اعتراف کرده است که این “گفتگوها با بیست سال تأخیر انجام می شوند. ”

علی هاشمی همچنین می گوید که به عنوان جانشین رییس ستاد مبارزه با مواد مخدر در پایان حکومت محمد خاتمی کشور را با حداکثر۱۰ هزار معتاد به مواد مخدر صنعتی به دولت احمدی نژاد “تحویل داده”، در حالی که محمود احمدی نژاد دولت دهم را با ۳۳۵ هزار معتاد به مواد مخدر صنعتی به جانشین خود حسن روحانی “تحویل داد.”

علی هاشمی نبود برنامه برای پُر کردن اوقات فراغت مردم به ویژه جوانان و نوجوانان را دیگر عامل شیوع اعتیاد دانسته و می گوید : به همین خاطر ۷۰ درصد مردم ایران، به اعتراف وزیر ارشاد، شبکه های ماهواره ای تماشا می کنند، یعنی ۷۰ درصد مردم ایران از نگاه قانون مجرم به شمار می روند.

No responses yet

Jun 09 2016

در خرابه های تهران هر ماه ۱۲۰ نوزاد معتاد متولد می شوند و می میرند

نوشته: در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,سیاسی


رؤیا نوزاد معتادی که در بی کسی در بیماستان لقمان تهران درگذشت
رادیوفرانسه: به گزارش ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، تنها در خرابه های شهر تهران ماهانه به طور متوسط ۱۲۰ نوزاد معتاد به دنیا می آیند که اکثرشان در همان نخستین روزهای پس از تولد در نتیجۀ اعتیاد می میرند یا فروخته می شوند و یا به سرنوشت مادران معتاد کارتن خواب شان دچار می شوند.

به گزارش ایسنا این نوزادان که در مناطق حاشیه نشین به دنیا می آیند نتیجۀ امتزاج حاشیه نشینی، کارتن خوابی، فقر و اعتیاد فراگیری است که بیش از پیش شامل زنان و کودکان کشور می شود. شمار حاشیه نشینان ایران هم اکنون به ۱۵ میلیون نفر می رسد.
ایسنا نوشته است که هیچ عزم و سازوکاری برای درمان نوزادان معتاد و جلوگیری از بارداری زنان معتاد کارتن خواب در ایران وجود ندارد و شماری از همین نوزادان که به نوشته ایسنا حتا نای گریستن و آشامیدن ندارند در بی کسی و فقدان درمان مناسب در گوشه و کنار بیمارستان های دولتی کشور می میرند.
شارمین میمندی نژاد از فعالان اجتماعی به ایسنا گفته است : در حالی که ماهانه ۱۲۰ نوزاد معتاد در خرابه های تهران متولد می شوند، شمار کودکان کار در ایران که قربانیان انواع آسیب ها و بیماری های عفونی هستند به دو میلیون نفر بالغ می شود.
این فعال اجتماعی افزوده است که تنها تدبیر مقامات ایران در برابر معضل اعتیاد به دارآویختن خرده فروشان مواد مخدر است : کسانی که خود از سر فقر و بیکاری و نهایتاً به دلیل ناکارآمدی اقتصادی کل یک نظام به چنین فعالیت های بزهکارانه ای روی می آورند.
معاون وزیر کشور جمهوری اسلامی در گزارش هشدارآمیزی دربارۀ آسیب های اجتماعی ایران به ویژه معضل اعتیاد خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران، صریحاً حکومت این کشور را در زمینۀ مبارزه با اعتیاد ناکارآمد توصیف کرده است. به گفتۀ کارشناسان هزاران مرکز باصطلاح ترک اعتیاد ایران خود به مراکز توزیع تریاک و گسترش اعتیاد و بعضاً بیمارهای عفونی نظیر ایدز تبدیل شده اند.

No responses yet

Aug 19 2014

گزارش «تکان‌دهنده» وزیر کشور به مجلس از اعتیاد در ایران

نوشته: در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: وزیر کشور جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه، ۲۸ مرداد، در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسلامی گزارشی از وضعیت اعتیاد در کشور ارائه کرد که برخی از نمایندگان مجلس آن را «تکان‌دهنده» توصیف کردند.

به گفته عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، مصرف شیشه، یک ماده مخدر شیمیایی خطرناک، در ایران تنها در عرض دو سال از زیر چهار درصد به ۲۲ درصد رسیده است.

آقای رحمانی فضلی با اشاره به وجود صد هزار «معتاد خیابانی» در کشور هشدار داد که یک میلیون و ۴۰۰ هزار کودک در خطر اعتیاد به مواد مخدر قرار دارند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، حسین نقوی حسینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تکان‌دهنده توصیف کردن گزارش وزیر کشور گفت که بر اساس این گزارش در بین مواد مخدر، شیشه بیشترین عوارض را دارد.

وی اضافه کرد: «آقای رحمانی فضلی در جلسه غیرعلنی مجلس فیلمی را از فردی که شیشه کشیده بود و پدر و مادر خود را به قتل رسانده بود و یا به نزدیکان خودش تجاوز کرده بود به نمایش گذاشت که صحنه‌های وحشتناکی در آن وجود داشت.»

وزیر کشور همچنین روز سه‌شنبه در جمع ائمه جمعه استان تهران با اشاره به وجود یک میلیون و ۳۰۰ هزار معتاد در ایران گفت که با احتساب خانوارهای آنها ۵.۵ میلیون نفر در کشور به صورت مستقیم با مواد مخدر درگیرند.

عبدالرضا رحمانی فضلی تصریح کرد: «۵۳ درصد از معتادان متأهل هستند که اگر هر خانواده دو فرزند داشته باشد یک میلیون و ۴۰۰ هزار کودک در خانواده‌های معتاد وجود دارد که اگر مراقبت نشوند در مدار بعدی وارد چرخه اعتیاد می‌شوند.»

پیش از این نیز برخی از مسئولان در ایران و سازمان‌های دفاع از حقوق کودکان درباره وضعیت نامناسب کودکان دارای والدین معتاد هشدار داده‌اند.

از جمله خبرگزاری کار ایران، ایلنا، روز سه‌شنبه، ۱۷ تیر، از مرگ یک کودک چهار ماهه بر اثر استعمال مواد مخدر در مجاورت او خبر داده بود.

وزیر کشور گفت: «۶۰ درصد معتادان شاغل هستند که این به اقتصاد لطمه می‌زند، چرا که سه میلیارد دلار چرخه اقتصادی مواد مخدر در کشور است و ما با انواع و تنوع بسیاری در تولید، مصرف و تبلیغات مواجهیم.»

به گفته آقای رحمانی فضلی، هفت درصد از معتادان بی‌سوادند و بقیه دیپلم و لیسانس دارند، همچنین رقم اعتیاد در زنان که قبلاً حدود چهار درصد بوده اکنون بیش از دو برابر شده و به ۹.۳ درصد رسیده است.

وی با بیان این که در دو سال گذشته مصرف شیشه از ۳.۶ درصد به ۲۲ درصد افزایش یافته افزود: «مواد مخدر صنعتی در آرایشگاه‌های زنانه و فروشگاه‌ها به فروش می‌رسد و چون بو و دود ندارد خانواده‌ها آن را حس نمی‌کنند.»

آقای رحمانی فضلی روز جمعه، ۳۰ خردادماه، نیز چرخش مالی مرتبط با مواد مخدر را «سه میلیارد دلار» معادل «۱۰ هزار میلیارد تومان» ذکر کرده و گفته بود که ۲.۶ درصد از کل جمعیت ایران یعنی یک میلیون و ۳۵۰ هزار تن در کشور معتادند.

وزیر کشور همچنین علت ۵۵ درصد طلاق‌ها، ۲۴ درصد قتل‌ها، ۳۵ درصد سرقت‌ها و ۲۵ درصد همسر و کودک‌آزاری‌ها در ایران را اعتیاد ذکر کرد.

به گفته آقای رحمانی فضلی، ۶۵ درصد زندانیان به طور مستقیم با مواد مخدر ارتباط دارند و ۸۰ درصد معتادان بهبودیافته بار دیگر به چرخه مصرف این مواد برمی‌گردند.

اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، روز جمعه، ۱۷ مهرماه، سرقت‌های خرد و اعتیاد را دو جرم شایع در ایران ذکر کرده بود.

وزیر کشور تاکید کرد: «روزی ۱.۵ تن مواد مخدر در کشور کشف شده که حداقل همین میزان مصرف داخلی هم داریم.»

به گفته آقای رحمانی فضلی، در سال ۱۳۹۲ دو هزار و ۸۲۶ باند مواد مخدر و ۳۹۵ آشپزخانه تولید شیشه که عمدتاً در تهران و کرج فعال بوده‌اند منهدم شده است.

آقای رحمانی فضلی با بیان این که یک درصد دانش‌آموزان یا معتاد هستند یا موادمخدر را تجربه کرده‌اند افزود: «۱.۶ درصد دانشجویان دانشگاه‌های وزارت بهداشت و ۲.۶ دانشجویان دانشگاه‌های وزارت علوم درگیر اعتیادند.»

با این حال حميد صرامی، مديرکل دفتر تحقيقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر، ۱۵ تیرماه، خبر داده بود که بيش از شش درصد از دانشجويان دانشگاه‌های دولتی وابسته به «وزارت علوم» و «وزارت بهداشت» مواد مخدر مصرف می‌کنند.

No responses yet

Jan 01 2014

مرگ ۵۳ نفر در کمپ ترک اعتیاد شفق

نوشته: در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

هرانا: فاطمه جمال‌پور در روزنامه شرق نوشت: «۵۳ نفر از معتادانی که به شفق آورده شدند اسهال خونی گرفتند و مردند»، «انترن به بچه‌ها می‌گفت اگر برایم برقصید داروی سرماخوردگی می‌گیرید»، «پایم را از خط زرد آن‌طرف‌تر گذاشتم و تا سرحد مرگ با لوله سبز کتک خوردم» و… اینها همه روایت‌های معتادانی است که تجربه رفتن به اردوگاه ترک اعتیاد اجباری «شفق» را از سر گذرانده‌اند. روبه‌رویم می‌نشینند و می‌گویند و می‌گویند. شاید برای ساعت‌ها حرف دارند؛ روایت‌های تکان‌دهنده‌ای از شفق، از نگاه و سیستمی که معتاد را شهروند نمی‌داند یا حتی انسان؛ روایت‌هایی آنقدر تکان‌دهنده که گاه مجبورت می‌کند مصاحبه را قطع کنی و بروی قدم بزنی یا چند نفس عمیق بکشی.

اردوگاه اجباری درمان اعتیاد «شفق» یا به قول مسوولان «کمپ شفق» اردوگاهی است که بر اساس اصلاحیه قانون درمان اعتیاد مصوب مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام در سال ۸۹ برای درمان معتادان متجاهر یعنی معتادانی که از ظاهرشان می‌توان پی به اعتیادشان برد ایجاد شد. قرار بود این اردوگاه زیرنظر شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر ایجاد شود و وزارت بهداشت، ستاد مبارزه با موادمخدر، شهرداری تهران و… در ایجاد و تجهیز و ساماندهی معتادان در این مراکز مشارکت داشته باشند اما هیچ‌کدام از این اتفاق‌ها نیفتاد و در عمل شفق به جایی برای نگهداری معتادان برای مدتی کوتاه بدون رعایت کمترین حقوق انسانی‌شان بدل شد. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو‌های ما با معتادانی است که از «شفق» بازگشته‌اند با روایت‌هایی از مرگ، گرسنگی، ضرب‌وشتم و…

سیدمحمد ۳۳‌ساله است. با موهای جوگندمی، صورتی بسیار لاغر و استخوان‌های بیرون زده. می‌گوید: «۱۰سال مصرف موادمخدر را داشتم. دوسال است که با مصرف متادون پیشگیری می‌کنم. من با اینکه کارت «متادون» داشتم، توسط گشت شهرداری من را گرفتند. حتی از ما تست گرفته نشد درحالی که قرار بود تست گرفته شود و تحویل «شفق» شدم.»
‌چه زمانی شما را گرفتند؟

دوماه پیش، ۴۷ روز آنجا بودم. در میدان شوش داشتم می‌آمدم به همین مرکز گذری درمان اعتیاد که پناهگاه ماست. نیروی انتظامی من را دستگیر کرد، کارت «متادون» خود را نشان دادم، مامور گفت بیا برویم آزادت می‌کنیم، مشکلی ندارد. گفتم تست بگیرید من مشکلی ندارم، اما شب تا صبح ما را نگه داشتند و بعد ما را به شفق بردند. من حتی گفتم پول کیت تست اعتیاد را از جیب خودم می‌دهم تا از ما تست بگیرند و اگر موردی نداشتیم ما را آزاد کنند، اما این کار را نکردند. من به کمپ رفتم، وقتی برگشتم وزنم چندین‌کیلو اضافه شده بود یا حتی وقتی مواد را مصرف می‌کردم وزنم و ظاهرم خیلی بهتر از زمانی بود که از شفق آزاد شدم. من هر سری که ترک می‌کردم سیستم بدنی‌ام برمی‌گشت وزن و ظاهرم درست می‌شد، اما الان این ظاهر آدمی است که تازه از شفق آزاد شده است. بچه‌ها تعجب می‌کنند به من می‌گویند مصرفت را خیلی بالا بردی؟ من می‌گویم من تازه از «شفق» آمده‌ام دیگر خودتان متوجه شوید چه وضعیت غذایی افتضاحی در آنجا حاکم بود.
‌تعدادتان در «شفق» چقدر بود؟ آیا کف‌خواب هم داشتید؟
سه، چهار روز در هفته، هر اتاق ۲۰، ۳۰ نفر کف‌خواب داشت. در هفته تنها دوروز بچه‌ها روی تخت می‌خوابیدند.

«شفق» سوله است؟

یک سوله یک‌تیکه است با ۱۴ اتاق روبه‌روی هم. هر اتاق ۵۰ تخت دارد. کف هر اتاق هم ۲۰، ۳۰ نفر کف‌خواب هستند. هر سه‌نفر دوتا پتو، یکی زیر و یکی رو با وجود سرمای آنجا.
‌وسایل گرمایشی ندارد؟

نه سیستم گرمایشی ندارد، اصلا موتورخانه کار نمی‌کند. من بیرون که آمدم ۲۰، ۳۰هزارتومان هزینه دوا و دکترم شد. بابت سرماخوردگی و آب سرد. اعتراض که می‌کردیم به ما می‌گفتند همینی که هست.
‌یعنی برای استحمام آب گرم نداشتید؟

نه نداشتیم می‌گفتند همینی که هست با آب سرد.
‌آنجا فقط سه وعده غذایی می‌دادند؟ میان‌وعده یا میوه چطور؟

نه اصلا میوه را که باید در خواب می‌دیدیم. تازه بعضی مواقع نان همراه غذا را قطع می‌کردند می‌گفتند نیامده، بعضی مواقع صبحانه چایی تلخ بود و می‌گفتند قند و شکر نیست. وضعیت نظافت هم افتضاح بود. اصلا چیزی به‌نام مایع دستشویی، تاید و شامپو نداشتیم. یادمان رفته بود.
‌آنجا آیا مورد ضرب‌وشتم و تنبیه بدنی هم قرار می‌گرفتید؟

بله.
‌چرا شما را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند؟

این کار را می‌کردند که وحشت ایجاد کنند.

پیرمردی برای رفتن به دستشویی مشکل داشت، نمی‌توانست خودش را نگه دارد، سه‌بار تکرار کرد و به‌همین خاطر پیرمرد ۷۰ساله را به‌شدت کتک زدند.
‌وضعیت استحمام و استفاده از سرویس بهداشتی چطور بود؟ آیا تعداد حمام و سرویس بهداشتی کافی بود؟

استحمام و استفاده از سرویس بهداشتی آنجا ساعت داشت؛ مثلا پشت بلندگو اعلام می‌کردند برای ۲۰دقیقه تردد باز است. برای ۸۰۰نفر پنج تا سرویس بهداشتی و اگر تردد طول می‌کشید با لوله سبز کتک می‌زدند، هرکسی که جا می‌ماند را کتک می‌زدند.
‌چندبار در روز زنگ سرویس بهداشتی را می‌زدند؟

سه‌بار؛ یک‌بار قبل از صبحانه، قبل از ناهار و بعد از شام.
‌آنجا چه تعداد نیرو مستقر بود؟ نیروی انتظامی یا… ؟

آنجا نیروی انتظامی نیست، دست‌اندرکاران خودشان بودند. بعضی‌هایشان خودشان مصرف می‌کردند. خود من دیدم آقای «آ» که مسوول آنجا بود مصرف می‌کرد. من انفرادی بودم، پایپ خودش را نشان داد و چنین آزاری را در دوره ترک به ما می‌دادند.
‌به چه دلیلی شما را به انفرادی بردند؟

برای همون تنبیهی که شده بودم.
‌بازرس‌هایی که می‌آمدند از کدام ارگان‌ها بودند؟

از قوه‌قضاییه و وزارت بهداشت اما بچه‌ها را می‌ترساندند تا حرفی نزنند.
‌آیا آنجا مددکار و پزشک مستقر بود؟

مددکار آقای… بود، که الان چندین‌سال است آنجا مستقر است و پولش را از پیمانکار می‌گرفت و هیچ کاری نمی‌کرد.
‌یعنی خدمات مددکاری به شما ارایه نمی‌شد؟

اصلا، به‌هیچ‌عنوان، من زندان رفتم و تجربه خدمات مددکاری را دارم، اما آنجا چیزی به‌نام مددکاری وجود نداشت.
‌معتادانی که آنجا بودند خانواده‌هایشان در جریان قرار می‌گرفتند؟ ملاقاتی داشتند؟

مسوولان آنجا می‌آمدند و شماره‌ها را جمع‌آوری می‌کردند و می‌گفتند تماس می‌گیریم، اما این کار را نکردند.
‌آنهایی که «اچ‌آی‌وی» مثبت بودند یا هپاتیت‌دار شدند آیا خدمات درمانی دریافت می‌کردند؟

اصلا توجهی نمی‌شد. مثلا کسی بود که مدارک پزشکی داشت و زیرنظر دانشگاه علوم پزشکی بود و دارو می‌گرفت؛ «اچ‌آی‌وی» مثبت و هپاتیتی بود. وقتی گفت مدارکش را پاره کردند. اهمیتی نمی‌دادند.
‌اسهال خونی چطور؟ آیا در مدتی که آنجا بودی کسی مبتلا شده بود؟

آن سالی که اسهال خونی شایع شد، من شفق بودم. ۴۸نفر مردند. اول پنج‌نفر در «شفق» مردند و بعد مابقی را به کمرد انتقال دادند و آنجا مردند. زمان طرح اجلاس سران بود که همه را می‌گرفتند.
‌پس زمان طرح اجلاس هم جمع‌آوری شدی؟

بله.
‌آن‌موقع ظرفیت‌ها چطور بود؟

افتضاح بود، آمار کل تخت «شفق» ۴۵۰نفر است. هزارو۳۰۰نفر آمارمان در آن زمان بود یعنی داخل راهرو و دستشویی هم معتادان می‌خوابیدند. هر اتاقی ۶۰ نفر کف‌خواب داشت و همین باعث شد این بیماری شایع شود و یک‌نفر که اسهال خونی داشت باعث شد ۵۳ نفر بمیرند.
‌چرا آنها را به کمرد انتقال دادند؟

چون بازرس می‌آمد و می‌خواستند سروته قضیه را هم بیاورند.
‌تعداد فوت‌شدگان در «شفق» چطور بود؟ آیا زمانی که شفق بودی کسی فوت شد جز ماجرای اسهال خونی؟

بله پیرمردی بود که به‌خاطر آب سرد حمام و اینها، بیمار شد و اهمیتی ندادند و فوت شد و یکی هم بود که سیستم گوارشش مشکل داشت.
‌اینهایی که فوت می‌کنند جنازه‌شان را تحویل خانواده می‌دهند؟

خیر، در ابتدا می‌فرستند پزشکی‌قانونی و برگه فوت صادر می‌کنند. علت فوت را نرسیدن موادمخدر عنوان می‌کنند، در حالی که اصلا ربطی ندارد، چون معتاد پس از سه، چهارروز پاک می‌شود و بعد از ۳۷روز دلیلی ندارد به‌خاطر نرسیدن مواد مخدر بمیرد.

مسوول مرکز گذری می‌گوید ماموران چشم سیروس را ترکانده‌اند. «شفق» هم رفته است. سیروس وارد می‌شود با چشمی به رنگ خون، اطراف چشمش کبود و ورم کرده و زخم است. هول می‌کنم به‌محض دیدنش.
‌می‌پرسم چشمت چه شده است؟

ماموران زدند.
‌نیروی انتظامی؟

آره.
‌برای اینکه می‌خواستند به شفق بروی؟

آره، اجباری است دیگر. می‌گیرند و می‌برند و نگه می‌دارند. ما معتادان مریضیم، عوض اینکه از ما حمایت کنند با ما بدرفتاری می‌کنند.
‌پس چرا نرفتی و اینجایی؟

من را از هشت صبح بردند تا هشت شب. بدون نان و آب و غذا… بعد من را رها کردند، نمی‌دانم چرا. پیرمرد صدایش در نمی‌آید. نگاهم را از زخم هول‌انگیز چشم‌اش می‌دزدم. می‌گوید: همه معتادان را در شفق عقده‌ای کردند.
‌چندبار شفق رفتی؟

دو، سه‌بار.
‌آخرین باری که رفتی کی بود؟

پارسال بود.
‌چه موقع؟

۲۲شهریور. یک‌بار خودم را از ماشین پرت کردم تا به آنجا نروم.
‌آقا سیروس! درباره شفق تعریف می‌کنید؟

شفق جای خوبی است؛ اگر تعداد جمعیتش کم باشد. ظرفیتش ۶۰۰ نفر است؛ اگر ۶۰۰ نفر باشیم خوب است اما هزارو۸۰۰نفر بودیم. شفق در مقابل این تعداد خیلی ضعیف است. نه غذای خوبی می‌دهند و رفتارشان هم با بچه‌ها خوب نیست.
‌‌برای چی؟

چون پا رو خطی می‌کردند.
‌پا رو خطی یعنی اشتباه؟

آره.
‌پا رو خطی‌هایتان چی بود؟

مثلا می‌گفتند چرا صدایت کردم، نگاه نکردی. بعد قسم می‌خوردیم می‌گفتیم نشنیدم، ببخشید. اما کتک می‌زدند.

شهروز را صدا می‌زنند. شبیه معتادها نیست. چهره سرحالی دارد و درشت‌اندام است و سیه‌چرده با ته‌ریش و جای چندزخم بر صورتش. کاپشن چریکی به تن دارد. می‌نشیند روی صندلی و شروع می‌کند: «من دو دفعه «شفق» رفتم. ۳۰ اردیبهشت یک‌بار من را گرفتند تا اواسط خرداد و فردای عیدفطر گرفتند و اول برج هشت آزاد شدم.»
‌کجا گرفتند؟

تو خیابان «شوش» می‌آمدم «دی‌ای سی»، در حال راه‌رفتن با دست‌خالی بدون مواد. دومدل دستگیر می‌کنند، یک مدل زیر نظر «ناجا»ست و یک مدل زیرنظر شهرداری است. به دسته اول می‌گویند انفرادی ناجا، چون تک‌تک می‌گیرند و مدل دوم را طرحی شهرداری می‌گویند.
‌درباره وضعیت شفق تعریف می‌کنید؟

آنجا وقتی وارد می‌شوی دکتر «ح نامی» است که او امضا می‌کند باید وارد شوید یا خیر. آقایی هست معروف به رضا موتوری. او گوشی و پول می‌گیرد و خیلی راحت جواب آزمایش اعتیاد را منفی می‌کند.

وقتی مثبت می‌آوری و می‌روید داخل سالنی که تقریبا ۲۰۰، ۳۰۰متر است. دو سری که من را گرفتند یکسری ۴۰۰ نفر بودیم که می‌گفتند طرح توفان یک، یکسری هم ۶۰۰ نفر بودیم که می‌گفتند طرح توفان ۲٫ همه را می‌ریزند داخل آن سالن. آن سالن دو دستشویی بیشتر ندارد. آب شیرین که به هیچ عنوان وجود ندارد. با دبه ۲۰لیتری آب می‌آورند، با دست باید آب بخوری. ۵۰۰، ۶۰۰نفر در آن حالت خماری و درد و ترک فیزیکی، نه آبی هست برای دوش گرفتن و نه آبی برای خوردن. عین گوسفند ۶۰۰نفر را می‌فرستند وسط و لوله سبز دست گرفته‌اند و کتک می‌زنند. یکسری ستون وسط سالن است که می‌گویند ستون سخنگو اگر صدایت در بیاید به ستون بسته می‌شوی و اگر درگیر شوی کتک بدی می‌خوری. اگر بگویی که به خانواده‌ام اطلاع بدهید، می‌گویند من زنگ می‌زنم اما باید به خانواده‌ات بگویی که یک شارژ ۱۰هزارتومانی بفرستند. اگر نفرستی دمارت را درمی‌آورند. درباره بچه‌های شهرستان هم به خانواده‌شان می‌گویند به این حساب پول بریزید و ما هوای بچه‌تان را داریم. وقتی طرح فیزیکی تمام شد و خماری را پس دادیم، وارد سالن اصلی شدیم. ۱۵تا دوش حمام است با جمعیت ۶۰نفری هر اتاق. زن و بچه‌دار، پیروجوان فرقی نمی‌کند، همه لخت مادرزاد باید بروند زیر دوش. سه دقیقه مهلت حمام است اما خبری از صابون و شامپو و اینها هم نیست. به هیچ عنوان هم آب گرم نمی‌بینی. تابستان و زمستان آب سرد است. هفته‌ای یک‌بار سهمیه حمام داریم، آن هم همان سه دقیقه است. شپش غوغا می‌کند؛ از سروکول مردم بالا می‌رود. مریضی بیداد می‌کند و با هر عنوانی هم که مریض شوید دکتر می‌روید یک قرص سفیدرنگ می‌دهند. برایشان فرقی ندارد. معتادان خیلی راحت می‌میرند جلوی چشم همه. من دوباری که آنجا بودم شاهد مرگ پنج، شش‌نفر بودم.
‌به چه خاطر؟

وقتی شما اعتیاد‌داری بدنت ضعیف است و وضعیت غذایی هم که نزدیک صفر است. صبح یک تکه نان و لواش یک نخود پنیر می‌دهند. ظهر اینقدر برنج است (کف دستش را نشان می‌دهد). خدا سرشاهده من کسی را آنجا دیدم که مقوا خرد کرد داخل سوپش که ته دلش را بگیرد. شب هم اندازه ظرف بستنی کوچک سوپ جو می‌دهند و هر شب هم شام سوپ جو است. بدن معتاد ضعیف است و بیشتر گرسنگی عذاب می‌دهد و آب شیرین هم نیست. روزی یک ۲۰ لیتری آب شیرین می‌آورند و از امروز تا فردا آب نیست. وقتی آب شیرین نیست آب شور می‌خورند و خیلی معذرت می‌خواهم اسهال خونی می‌گیرند و بدن ضعیف است و کسی به داد اینها نمی‌رسد و جان می‌دهند.
‌آنجا پزشک دارد؟

نه، دوتا انترن شیفتی هستند. وقتی مریض می‌شوید ۱۰ تا ۲۰نفر را با هم می‌برند. خداشاهده من به چشم خودم دیدم انترن شربت گلو را داخل نوشابه خانواده قاطی می‌کرد و می‌گفت هرکی برقصد شربت می‌دهم بخورد. بچه‌ها را به رقص واداشت تا تفریح کند. می‌گفت می‌رقصی یا نه؟ بعد بیمار می‌گفت من نمی‌توانم برقصم، مریضم. انترن می‌گفت شربت نمی‌دهم، برو نفر بعد. وقتی هم اعتراض می‌کردیم، می‌گفتند اینجا اردوگاه ترک اجباری است. اما جای دیگر که راجع به «شفق» صحبت می‌شود، می‌گویند نگویید اردوگاه اجباری، بگویید کمپ شفق. یک‌روز آقایی را کتک زدند، گفت خدایا چرا به داد ما نمی‌رسی. مسوول آنجا آمد، و گفت ببین شفق خدا ندارد. اصطلاحشان معروف است؛ می‌گفتند آسمان شفق خدا ندارد که شما خدا را صدا می‌کنید. هیچ‌کس به داد ما نمی‌رسید. من خودم دو دفعه رفتم و عین دو دفعه تا بیرون آمدم مصرف کردم چون برایم عقده و کینه شده بود زیرا با میل خودم نرفتم و زوری رفتم با آن بلاهایی که آنجا سر ما آوردند. از در که بیرون آمدم، بیرون، کشیدم.. بدترین کارها را از معتادان می‌کشیدند؛ از بنایی و نقاشی برای یک نخ سیگار. چون آنجا سهمیه هر نفر یک نخ سیگار بیشتر نیست. آنجا قانونش سه‌ماه و یک‌روز است؛ پول سه ماه و یک روزش را می‌گیرند و بعد ما را زودتر آزاد می‌کردند. یک روز هم بازرسی آمده بود و به کیفیت غذا معترض بود. در جواب گفتند بودجه نداریم، بازرس گفت برای ۴۰۰نفر برای سه ماه و یک‌روز شهرداری ۹۰۰میلیون بودجه داده است. چطور این غذا را می‌دهید.
مسلم پیرمرد است، با چشمانی روشن. شوخ است و پرحرارت حرف می‌زند. می‌گوید: در گرمخانه دستگیر شده است.
‌ می‌گویم درباره وضعیت شفق توضیح دهید؟

می‌گوید: «آنجا از لحاظ آمار و غذا افتضاح است. معتادان از زور گرسنگی زدوبند می‌کردن، سیگار می‌دادند و وعده غذایی هم را می‌گرفتند. ظهر برنج می‌دهند که سیر نمی‌کند و واقعا باید گشنگی کشید. هیچ‌گونه امکاناتی ندارد. امکانات را نمی‌دانم شهرداری باید بدهد یا جای دیگری. آنجا ظرفیتش ۶۰۰تا تخت است اما بالای هزارو۸۰۰نفر آنجا ساکن بودیم. شپش بیداد می‌کرد و حمام خوب نداشت. خود من را یک مدت بردند «شفق»، بعد برای طرح پیرمردها بردند کمرد که بهتر بود. پیرمردها را می‌بردند کمپ علی صابر که بعد از مدتی هم رها می‌کردند. در «شفق» احترام نمی‌گذارند مثلا خود من آمدم این‌طرف خط زرد و در حد مرگ کتک خوردم.
‌ خط زرد یعنی چه؟

فرض کن اینجا راهرو است، خط زرد می‌کشیدند وسطش و ما حق نداشتیم آن‌طرفش راه برویم اگر می‌رفتیم کتکمان می‌زدند.
برای چی؟

برای چی ندارد قانونش است.

چند روز شفق بودی؟

دوره من ۲۸روزه بود که ۲۱روزش را شفق بودم و بعد من را برای طرح پیرمردها بردند کمپ علی صابر که فردایش به دستور سردار روزبهانی آزادم کردند.
‌ راجع به «شفق» بیشتر صحبت می‌کنی؟

«شفق» را درکل بگویم ببندی بهتر است.
‌ در مدتی که آنجا بودی شاهد مرگ کسی هم بودی؟

چرا یک‌نفر بود که سکته کرد. یک پیرمردی هم بود که ماند زیرپا، یکدفعه در را باز می‌کردند- آقایان خیلی معذرت می‌خواهم- همه بروند دستشویی همه فرار می‌کردند و روی هم می‌افتادند، دمپایی هم نبود هیچ‌چی نبود که پیرمرد ماند زیر دست‌وپا.

معاون ستاد مبارزه با موادمخدر:قبول داریم «شفق» استاندارد نیست

فارس: معاون ستاد مبارزه با موادمخدر گفت: مرکز «شفق» در تهران نیز باید فقط مرکز غربالگری می‌شد اما اکنون مرکز نگهداری شده است. اینکه چرا ما در تهران این مشکلات را داریم به‌دلیل پیچیدگی ماهیت خود استان است. ما امسال سه‌میلیاردتومان هزینه کردیم، این بیانگر آن است که استان ویژه‌ای داریم. او با اشاره به ناتوانی شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر در انجام مهم‌ترین وظیفه قانونی خود یعنی ایجاد هماهنگی بین دستگاه‌ها گفت: انتظار ما از استاندار تهران این است که بر عملکرد دستگاه‌ها نظارت و آیین‌نامه ماده۱۶ را اجرایی کند. این اتفاق در سایر استان‌ها در حال انجام است اما هجمه اعتیاد در تهران باعث بروز مشکلاتی می‌شود در حالی که با کمی مداخله جدی می‌توانیم این بحران‌ها را حل کنیم.

وی اذعان کرد: شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر تهران نتوانسته از ظرفیت قانونی برای سرخط‌کردن دستگاه‌ها استفاده کند اما علت دیگر موضع انفعالی دانشگاه‌های علوم‌پزشکی استان تهران است. دین‌پرست گفت: من از دانشگاه‌های علوم‌پزشکی ایران، تهران و شهیدبهشتی گلایه‌مند هستم که چرا به وظایف قانونی خود عمل نمی‌کنند اما زمانی که از آنها علت را جویا می‌شویم می‌گویند نامه‌نگاری‌های زیادی کرده‌اند و باید مرکز شفق بسته شود. انتظار من از دانشگاه‌ها این نیست بلکه باید طبق مفاد آیین‌نامه ابلاغی ستاد هرگونه اقدام خارج از چارچوب را به‌منزله مداخله غیرمجاز در امور پزشکی بدانند و نسبت به هرکسی که به این قانون تخطی می‌کند اعلام جرم کنند. این آقایان به مراکز ماده۱۶ نیامدند و این اتفاق افتاد.

وی گفت: بخشی از مواردی را که گفته‌اند قبول داریم اما بارها با مسوولان دانشگاه علوم‌پزشکی و معاونان درمان وزارت بهداشت جلسه داشتیم و حتی در حضور وزیر کشور و استاندار اعلام کرده‌ایم که حاضریم همه هزینه‌های مورد نیاز برای استانداردکردن مرکز «شفق» را بدهیم اما آنقدر رفتارهای کودکانه در سطح این مسوولان وجود دارد چه در شورا و چه در دانشگاه‌ها که حاضر نیستند از این فرصت طلایی استفاده کنند و آنها فقط از دور نشسته و می‌گویند این مرکز استاندارد نیست.

معاون ستاد مبارزه با موادمخدر ادامه داد: ما هم قبول داریم که این مرکز ایراداتی دارد اما به‌عنوان ستاد آمادگی تخصیص اعتبار را داده‌ایم چرا این حرف‌ها را می‌زنند آیا شفق واقعا قابلیت استانداردسازی را ندارد، اگر ندارد اعلام کنند تا آن را ببندیم. بنابراین ناتوانی شورای هماهنگی و سکوت غیرمسوولانه دانشگاه‌های علوم‌پزشکی در تهران نتیجه‌اش وضعیت اکنون شفق شد. وی افزود: نگهداری معتادان را تحت هر شرایطی انجام می‌دهم اما همه اینها برخلاف قانون و سیاست‌های موردنظر ستاد است. همیشه نگرانی ما این بوده که وجه انتظامی بر درمان پیشی بگیرد اما در تهران این اتفاق افتاد و در این آشفته‌بازار، دانشگاه‌های علوم‌پزشکی وارد عمل نشدند و اوضاع را اصلاح نکردند.

معاون درمان ستاد مبارزه با موادمخدر در ادامه تاکید کرد: دلیل دیگر مشکلات «شفق» ناهماهنگی در شهرداری است. متاسفانه شهرداری تهران کم‌کم نقش کمرنگ خود را در حوزه اعتیاد بیرنگ‌ کرده است. ما در حال حاضر ماهانه ۴۰۰‌میلیون‌تومان فقط هزینه نگهداری معتادان در تهران را می‌دهیم.

No responses yet

Jan 14 2013

معتادان شیشه؛ ساکنان جدید بخش‌های روانی در ایران

نوشته: در بخش: اجتماعی,سیاسی

بی‌بی‌سی: با توجه به تغییر الگوی مصرف تریاک و مواد مخدر به شیشه، حسین رفیعی از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی امروز یک‌شنبه ۲۴ دی‌ماه(۱۳ ژانویه) اعلام کرد که “بیش از ۵۰ درصد از تخت‌های بخش روانی بیمارستان‌ها را روان پریشی ناشی از مصرف شیشه به خود اختصاص داده است.”

براساس آخرین آمار رسمی که در سال گذشته منتشر شده بیش از ۲۷ هزار نفر در ایران به شیشه اعتیاد دارند که ۹۰ درصد مصرف کنندگان آن زیر ۲۸ سال دارند.

کارشناسان حوزه اعتیاد معتقدند زنان بیش از مردان به مصرف این ماده مخدر روی آورده‌اند. به گفته پزشکان، این ماده در نگاه اول باعث لاغری می‌شود زیرا اشتها را به شدت کاهش می‌دهد. اما عوارضی مانند جنون، افسردگی و مشکلات روان پریشی به همراه دارد.
شیشه چیست

شیشه از ترکیبات اصلی امفتامین گرفته شده که یک ماده محرک و اعتیادآور است و مغز و سیستم عصبی را به شدت تحریک می کند. این مواد در لابراتوارهای غیر قانونی ساخته می‌شود و به نام‌های کریستال ، یخ، مس و شیشه معروف است. این ماده به شکل‌‎های خوراکی، تزریقی یا استنشاقی و تدخینی قابل استفاده است. شیشه پودر سفید رنگ، بدون بو و تلخ است که به راحتی در نوشابه‌های الکلی و غیر الکلی حل می‌شود.

آقای رفیعی از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در گفت و گو با خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) با اشاره به خطرات مصرف شیشه گفته که “افسردگی ناشی از مصرف شیشه به درمان، خوب جواب نمی‌دهد و نسبت به درمان مقاوم است.”

این در حالی است که پیشتر گلاره مستشاری، کارشناس ارشد دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازمان ملل نیز نسبت به مصرف شیشه در ایران هشدار داده بود.

گزارشهای رسمی نشان می دهد که همزمان با افزایش مصرف شیشه در ایران، “آشپزخانه‌های تولید شیشه” نیز افزایش یافته است و کشفیات نیروی انتظامی این گزارشها را تائید می کند.

زنان بیش از مردان به مصرف ماده مخدر شیشه روی آورده‌اند

این کارشناس دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازمان ملل گفته است: در تبلیغاتی که برای مصرف این ماده شده آن را محرک بسیار خوبی برای لاغری و شادی آور معرفی کرده‌اند اما کسی درباره عوارض پس از اعتیاد به این ماده اطلاع رسانی نمی‌کند.

شیشه در دهه هشتاد خورشیدی در ایران شناخته شد، ماده ای بدون بو که به راحتی در خیابان یا هر منطقه دیگری قابل استفاده است، این ماده در همان ماههای اولیه ورود در میان جوانان فراگیر شد. قیمت این ماده مخدر در ابتدا کیلویی۱۷ میلیون تومان بود اما یک سال بعد قیمت آن به ۵ میلیون تومان کاهش یافت.

آمارهای رسمی ستاد مبارزه با مواد مخدر نشان می دهد که یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در ایران به صورت دائم و تفننی مواد مخدر مصرف می کنند.

بنابر آمارهای این ستاد، در ایران سالانه ۶۰۰ تن مواد مخدر مصرف می‌شود.

حمید صارمی، مدیر کل فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری ایران اعلام کرده که سالیانه ۴ هزار نفر در آن کشور بر اثر سوء مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند.

طاها طاهری، قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر در ایران اعلام کرده که روزانه ۱۰ نفر به دلیل مصرف مواد مخدر در کشور می‌میرند.

تریاک، کراک، شیشه و هروئین به ترتیب بیشترین مواد مخدری هستند که در ایران مصرف می شوند.

No responses yet