Nov 06 2017

درصد کودکان کار مورد تجاوز قرار می گیرند، دستور دهید این آمار تکذیب شود. با تشکر!

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,فقر

عصرایران: تجاوز به آن کودکان نگون بخت که عموم شان به دلیل فقدان تغذیه مناسب نحیف و استخوانی اند و قادر به هیچ دفاعی از خودشان نیستند جنایتی است که بیخ گوش ما رخ می دهد. همین جا. در پایتختی که هزاران میلیون ها مسلمان در آن زندگی می کند.

عصرایران؛ احسان محمدی- چند وقتی است که تصمیم گرفته ام اتفاقات خوب زندگی را هم ببینم. چشمم را به «بد» دیدن و دستم را به «سیاه» نوشتن عادت ندهم اما مگر می شود؟ وقتی اخبار بد مثل هوای آلوده پیرامون مان را گرفته اند چطور می توانیم نبینیم؟ ننویسیم؟ فریاد نزنیم؟

از دیروز که گفتگوی «تجاوز به 90درصد کودکان کار» را خوانده ام انگار مزه شور و وقیح خون توی دهانم تمامی ندارد. رضا قدیمی مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران به روزنامه شهروند گفته است: متاسفانه از ٤٠٠ کودک کاری که مددکاران بهزیستی با آنها صحبت کرده‌اند، به نزدیک به ٩٠ درصدشان تعرض شده است.

90 درصد! تجاوز به آن کودکان نگون بخت که عموم شان به دلیل فقدان تغذیه مناسب نحیف و استخوانی اند و قادر به هیچ دفاعی از خودشان نیستند جنایتی است که بیخ گوش ما رخ می دهد. همین جا. در پایتختی که هزاران میلیون ها مسلمان در آن زندگی می کند. کاش در میان انبوه برنامه های بی مخاطب تلویزیون، روزی چند بار نامه مولا علی (ع) به عثمان به حنیف حاکم بصره را خطاب به همه ما بخوانند.

آنجا که می نویسد:« هيهات كه شب با شكم انباشته از غذا سر بر بالين نهم و در اطراف من شكم هايى گرسنه و جگرهايى تشنه باشد. آيا چنان باشم كه شاعر گويد:و حسبك داء آن تبيت ببطنة / و حولك اكباد تحنّ الى القدّ (تو را اين درد بس كه شب با شكم سير بخوابى و در اطراف تو گرسنگانى باشند در آرزوى پوست بزغاله اى) آيا به همين راضى باشم كه مرا اميرالمؤمنين گويند و با مردم در سختي هاى روزگارشان مشاركت نداشته باشم؟ يا آنكه در سختى زندگى مقتدايشان نشوم ؟»

اگر مولاعلی زنده و کنار ما بود و این اخبار را می شنید چه می گفت؟ چه می نوشت؟ به کدام نخلستان پناه می بُرد و در کدام چاه سر فرو می کرد و اشک می ریخت؟ چرا همجواری دو واژه «کودک و تجاوز» این همه برایمان عادی شده است؟ معنی «تجاوز» را نمی دانیم یا «کودک» برایمان اهمیتی ندارد؟ چطور از غصه دق نمی کنیم؟ این سخت جانی را از کجا آورده ایم؟

لابد کسانی می گویند ای بابا! احساساتی نشوید، این مملکت هزار مشکل دارد این یکی هم رویش!

دستور دهید این آمار تکذیب شود. با تشکر!

اما واقعاً می دانیم کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته و روح و جسم اش صدمه دیده است در آینده چه می شود؟ می دانید بسیاری از روانشناسان می گویند آنها وقتی بزرگتر بشوند از کسان دیگری همین انتقام را می گیرند؟ می دانید بسیاری از قاتلان و متجاوزان در کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند؟ در چنین مواردی کسانی پیدا می شوند و می گویند شما حق ندارید قضاوت کنید و از کجا می دانید آنها در آینده به انسان های مفیدی برای جامعه تبدیل نمی شوند؟

البته که کسی از آینده خبر ندارد اما واقعاً فکر می کنید عموم این کودکان در آینده فیروز نادری و پرفسور سمیعی و دکتر حسابی می شوند یا ممکن است به امثال بیجه و خفاش شب و دیگرانی تبدیل شوند که در این سال ها به جرم قتل و تجاوز دستگیر و افشا شده اند؟ کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته است هرگز این رنج و تحقیر را فراموش نمی کند. هرگز!

لطفاً یک نفر این آمار را تکذیب کند! آن روزنامه محترمی که در همه این سالها وقتی فعالان مدنی از تجاوز به کودکان و لزوم توجه به حقوق آنها گفتند، محکوم شان کرد به سیاه نمایی و نهادهای فعال را متهم به همدستی با بیگانگان و جاسوسی، لطفاً باز یک مقاله و گزارش مستند ارائه کند و بگوید از اساس تکذیب می شود. اصلاً ما در ایران کودک کار نداریم چه رسد به اینکه کسی به آنها تجاوز کند!

دستور دهید این آمار تکذیب شود. با تشکر!

مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران می گوید: متوجه شدیم عمو یا دایی این کودکان، بچه‌های فامیل را جمع می‌کند، صبح تا ظهر تکدی‌گری می‌کنند و بعدازظهر به آنها تعرض می‌کنند. اینها مستند است.

یکبار دیگر این جملات را بخوانید. روح تان خراشیده نمی شود. لب تان را گاز نمی گیرید؟ کودکانی را که سر چهارراه ها لُنگ به دست شیشه ماشین ها را تمیز می کنند یا دستمال کاغذی می فروشند و اسپند دود می کنند را به خاطر بیاورید. آن چشم های بی فروغ، انگشت های لاغر، ناخن های کثیف، گردن های باریک و دراز را تصور کنید وقتی بعدظهر مثل گنجشکی بی پناه در چنگال عقاب گرفتار می شوند و باید خدمات جنسی بدهند. روح ما این خاصیت کشسانی را از کجا آورد که می بینیم و می شنویم و می خوانیم و متلاشی نمی شود و تنها کش می آید؟ چطور به این همه درد خو کرده ایم؟

برخی از مسئولان می گویند اینها عموماً ایرانی نیستند. اهل پاکستان و افغانستان و بنگلادش هستند. گیرم که اینطور باشد، انسان که هستند. در کشور ما که زندگی می کنند. لطفاً برای پنهان کردن ضعف و ناتوانی تان مدام پشت واژه «مافیا» پنهان نشوید. سردسته های متغفن این کودکان یک لاقبا مجهز به بمب اتم و کلاهک هسته ای که نیستند. ما که برای کشورهایی که اتفاقاً این تسلیحات را دارند شاخ و شانه می کشیم، از پس مدیریت و امحا این مافیاهای چندش آور بر نمی آییم؟

کودکان کارواقعیتی غیرقابل انکار هستند. بخشی از آنها از خانواده های محتاج و آبرومند می آیند. فقیرند و گرفتار مصیبت غم نان حساب آنها را از باندها جدا کنید. می دانید دیدن هر روزه آنها سرچهارراه ها چه شور و شوقی از زندگی آدم ها را به یغما می برد؟ می دانید وقتی در سرما می لرزند آدم توی ماشین شرم می کند از اینکه جایش گرم است و لباسش نو و تمیز.

به ما اطمینان بدهید که مراقب و نگران آینده فرزندان مان هستید. کاری کنید که اطمینان داشته باشیم اگر فردا کشور با بحرانی روبرو شد می توانید آن را مدیریت کنید. اگر نمی توانید حداقل دستور بدهید این خبر تکذیب و آقای رضا قدیمی مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران در بخش خبری بیست و سی حاضر شود و بگوید فریب تبلیغات دشمنان را خورده و آمار داده است و کودکان کار نه تنها توسط «عمو و دایی» مورد تجاوز قرار نمی گیرند بلکه عصرها برای خرید عروسک به شهربازی و هایپراستارها برده می شوند. اسنادش هم موجود است!

No responses yet

Oct 11 2017

«ایجاد مانع» بر سر استفاده کودکان کار از امکانات درمانی در ایران

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,فقر

رادیوفردا: یک مقام سازمان بهزیستی ایران می‌گوید در حالی که بسیاری از کودکان کار فاقد «اوراق هویتی» هستند، وزارت بهداشت استفاده آنها از امکانات درمانی این وزارتخانه را مشروط به داشتن مدارک هویتی کرده‌است.

حبیب‌الله مسعودی فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی ایران روز چهارشنبه (۱۹ مهر) این اظهارات را در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا بیان کرده‌است.

آقای فرید از قصد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای احداث بیمارستان کودکان کار و خیابان نیز انتقاد کرده و گفته که «جداسازی کودکان کار از سایر کودک‌ها درست نیست».

به گفته این مقام مسئول، «بسیاری از این کودکان اعم از ایرانی یا مهاجر فاقد برگه‌های هویتی و متعاقب آن بیمه هستند» و بنابراین نمی‌توانند از مراکز درمانی وزارت بهداشت، «به‌طور رایگان استفاده کنند».

وی با بیان اینکه حتی کودکان ایرانی «بی‌شناسنامه» هم «مشکلات عدیده‌ای در رابطه با درمان دارند»، از وزارت بهداشت خواسته برای همه کودکان کار «کد خاصی» در نظر گرفته شود تا بتوانند از خدمات بیمه‌ای و درمانی بهره‌مند شوند.

فرید اضافه کرده‌است: «همان‌طور که همه بچه‌ها به بیمارستان می‌روند و به بخش کودکان مراجعه می‌کنند، کودکان کار نیز باید از این امکانات بهره‌مند شوند».

معاون اجتماعی سازمان بهزیستی ایران در ادامه وضعیت کودکان زباله‌گرد در کشور را «بحرانی» توصیف کرده و گفته که
«باید طی شش ماه آینده این کودکان را از زباله‌گردی جدا کنیم و آنها را به سمت کارهای سوق دهیم که آسیبی به آنها نرسد».

به گفته وی، این کودکان «اغلب در لایه‌های پنهان مشغول به فعالیت هستند» و زباله‌گردی، «سلامتی روانی و شأن» آنها را تهدید می‌کند.

این مقام سازمان بهزیستی توصیه کرده وضعیت خانواده این کودکان مورد بررسی و حمایت قرار بگیرد و با آن‌که بر اساس کنوانسیون حقوق کودک، کودک زیر ۱۵ سال اجازه کار کردن ندارد، اما در صورت ضرورت، این کودکان در یک کار «تمیز و بدون آسیب» ساماندهی شوند.

به گفته فرید، دست‌کم می‌توان در کوتاه‌مدت به این «کودکان این امکانات داده شود که از دستکش استفاده کنند یا آنها را از آسیب زباله‌هایی همچون سرنگ حفظ کنیم».

وی ممانعت والدین یا سرپرست کودکان از درس خواندن آنها و رسیدگی نکردن به بهداشت و سلامت‌شان را مصداق «کودک‌آزاری» دانسته و اضافه کرده‌است: «باید از والدینی که اقدام به کودک‌آزاری می‌کنند، سلب حضانت شود.»

به دنبال افزایش قابل توجه کودکان کار و زباله‌گرد ایرانی و خارجی در ایران، بار دیگر موضوع ساماندهی و جمع‌آوری آنها از سوی مقام‌های مسئول مطرح شده‌است.

این اقدام که در تهران با «نقش اساسی» فرمانداری در حال انجام است، انتقادهایی را از سوی شماری از اعضای شورای شهر تهران و نیز فعالان مدنی در پی داشته‌است.

ششم مهرماه، رئیس هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان گفته بود که طرح جمع‌آوری کودکان کار و خیابان تا امروز «۳۰ بار» اجرا شده و «موفق» نبوده‌است.

به گفته مطهره ناظری، تاکنون هیچ گزارشی دربارهٔ «اثربخشی» طرح جمع‌آوری کودکان کار و خیابان، «در جایی منتشر نشده‌است».

زهرا نژادبهرام و الهام فخاری، دو عضو شورای اسلامی شهر تهران نیز خواستار قطع همکاری شهرداری پایتخت ایران با طرح ساماندهی و جمع‌آوری کودکان کار و خیابان از سطح شهر تهران شده‌اند.

پیش از این نیز یک عضو هیئت رئیسه شورای شهر تهران با انتقاد از نحوه جمع‌آوری کودکان کار از خیابان‌ها، گفته بود که نهادهای ایران برای اینکه «جاماندگی» آنها را از «کودکی و ماه مهر» جمع کنند، دست به این اقدام می‌زنند.

بهاره آروینی، جمع‌آوری کودکان کار از خیابان‌ها و انتقال آنها به مراکز نگهداری موقت را «مسکن موقتی» نامیده و افزوده بود که این اقدام «نه عقلانی است، نه اخلاقی، نه قانونی».

۳۰۰ تن از وکلا، استادان دانشگاه، مددکاران اجتماعی و فعالان حقوق کودک نیز با انتشار نامه‌ای خواستار پایان دادن به طرح «جمع‌آوری کودکان کار و خیابان» شده‌اند.

در این نامه آمده که جمع‌آوری کودکان «خیابانی» پس از دو دهه، نه تنها باعث کاهش تعداد این کودکان یا تغییر در کیفیت زندگی آنها نشده، بلکه باعث «ایجاد آسیب‌های جسمی و روانی» و «ترس و بی‌اعتمادی» این کودکان نسبت به سازمان‌های حمایتی دولتی شده‌است.

No responses yet

Sep 21 2017

نگاهی به فرآیند شکل‌گیری و اجرای طرح حمایت اجتماعی از کودکان کار و خیابان: چه کسانی دست‌اندرکار جمع‌آوری کودکان کار و خیابانند؟

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی,فقر

میدان: معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور دیروز از طرح دستگیری یا به گفته او «ساماندهی و جذب کودکان کار و خیابان» دفاع کرد اما در گفته‌های او تناقض‌هایی با واقعیت وجود دارد که در این یادداشت به آن پرداخته شده است.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور دیروز ۲۸ام شهریور ماه در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) گفته طرحی که این روزها با عنوان جمع آوری کودکان کار و متکدی در رسانه ها منتشر شده، بر اساس آئین نامه ساماندهی کودکان کار و خیابان است. در این گفتگو تصریح شده که به موجب این آئین نامه ۱۲ دستگاه موظف به انجام فعالیت‌هایی شده‌اند که او  به تشریح برخی از آنها نیز پرداخته است.

اما این آئین‌نامه چیست و از چه سبقه‌ای نشات گرفته است؟

اولین برنامه‌ای که با عنوان جمع‌آوری کودکان خیابانی در کشور انجام شد، طرحی با عنوان  «تجهیز  و راه‌اندازی مراکز جمع‌آوری، شناسایی و هدایت متکدیان و کودکان خیابانی» است که در سال ۱۳۷۷ با امضا و توافق‌نامه چنـد نهاد  از جمله سازمان بهزیستی، شهرداری تهران، نیروی انتظامی و معاونـت امـور اجتماعی استانداری تهران آغاز شد. این طرح در سال ۱۳۷۸ در ۶ استان کشور به اجرا درآمد. [i] پس از آن طرح دیگری با عنوان  «مراکز شناسایی، تشخیص و جایگزینی کودکان خیابانی» از طرف سـازمان بهزیـستی در سال ١٣٧٨ تهیه شد که ابتدا در ١۶ استان کشور اجرا و بعد به ۲۸ استان توسعه داده شد.[ii]

آیا به راستی تنها مسئله در ناموفق‌بودن طرح‌های پیشین که یکی پس از دیگری رها شده‌اند، نبود همکاری‌ بین دستگاه‌های مختلف و یا نبود مددکار در فرآیند دستگیری کودکان است؟

در همین دوران معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران نیز بـا راه‌اندازی دو مرکز با عنوان خانه سبز برای پسران و خانه ریحانه برای دختران طرح دیگری را با عنوان «طرح ساماندهی کودکان خیابانی»  کلید زد[iii]. سه سال بعد یعنی در سال ۱۳۸۱، طرح دیگری با عنوان «ساماندهی ٢٠ هزار کودک خیابانی» آغاز شد که بر اساس آن سازمان بهزیـستی و نیروی انتظامی می‌بایست در کل کشور اقدام به جمع‌آوری کودکان خیابانی می‌کردند و پس از معرفی به ستاد کل پذیرش و ساماندهی کودکان خیابانی در هـر اسـتان و انجام بررسی‌های اولیه با توجه به شرایط فردی و خانوادگی، آنها را به مراکز دیگری مانند کـانون اصـلاح و تربیت و مراکز توان‌بخشی، شهرداری‌ها، کمیته امداد و… ارجاع می‌دادند.[iv]

در همین سال برنامه ای با عنوان «مهمانسرای(پناهگاه) کودکان خیابانی» مبتنی بر رویکرد مراکز باز در تهران و ۶ استان دیگر به اجرا درآمد  که در نظر داشت امکانی را فراهم آورد که کودکان کار بتوانند شب را در مهمانسرا اقامت کرده و روز را به کار بپردازند و در مدت حضورشان در مهمانسرا نیز از برنامه‌های آموزش بهداشت، مهارت‌هـای زنـدگی و حرفه‌ای استفاده کنند.[v] در ادامه طرح دیگری با عنوان  «حمایت از کودکان کار (مرحله اول، کودکان کار خیابانی)» توسط سازمان بهزیستی آغاز شد که در واقع تکمیل‌کننده طـرح مهمانـسرا بـوده و ارتقـای کودکـان کـار خیابانی از راه ارائه آموزش گروه‌های داوطلب، آموزش به کارفرمایان و آمـوزش بـه جامعه برای مشارکت در برنامه‌ریزی بـرای کودکـان خیابـانی را هـدف خـود قـرار داده بود.[vi]

با گذشت سه سال از اجرای دو طرح مبتنی بر رویکرد مراکز باز در سال ۱۳۸۴ بـا همکـاری وزارت رفـاه و سـازمان بهزیـستی «آئین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی» تهیه شد که به موجب آن رویکرد جمع‌آوری، حذف و سیستم جذب توسط مـددکار اجتمـاعی در خیابان جایگزین شد. در این آئین‌نامه مراکز کودکان خیابـانی بـه چهار سطح تقسیم‌بندی شده بودند که عبارتند از: مراکز سرپایی (ثابت و سیار) اقامت کوتاه مدت (تـا ٢١ روز)، اقامـت میان‌مدت (حداکثر تا یک سال) و اقامت بلندمـدت کـه آخـرین سـطح خـدمات را تـا پایان ١٨ سالگی تامین می‌کند. [vii]

تشکیل شورای ساماندهی کودکان خیابانی به منظور اجرای این آئین‌نامه که باید با هماهنگی وزارت رفاه انجام می‌شد در مدت نزدیک به ۱۰ سال معوق ماند تا سرانجام در سال ۱۳۹۳ با حضور وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی اولین جلسه این شورا تشکیل[viii] و به گفته او اصلاح آیین‌نامه با هدف مشخص‌کردن وضعیت اتباع خارجی با همکاری دفتر امور اتباع خارجی وزارت کشور به عنوان اولین وظیفه شورا در دستور کار قرار گرفت.[ix]

به موجب این آئین نامه ۱۱ دستگاه یعنی نیروی انتظامی، وزارت دادگستری، وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، وزارت بهداشت، وزارت آموزش و پرورش، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان تامین اجتماعی، صدا و سیما، شهرداری‌ها، جمعیت هلال احمر و کمیته امداد امام هر یک مکلف به انجام وظایفی هستند و هماهنگی‌های لازم و نظارت بر حسن اجرای مفاد آن در استان‌ها بر عهده کارگروه ‌اجتماعی‌ استان‌ها خواهد بود. همچنین وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی مکلف به هماهنگی برای اجرای این آیین‌نامه توسط شورایی متشکل از دستگاه‌های ذی ربط شده است. به گفته مدیرکل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی در سال ۱۳۹۴، در اصلاحیه این آئین نامه،  وزارت کشور به دستگاه‌های دیگری که در شورای ساماندهی کودکان خیابانی حضور دارند افزوده شده است. علاوه بر آن او تاکید کرده که در اصلاحیه آئین‌نامه نام آن از «آیین نامه ساماندهی کودکان کار و خیابان» به «حمایت‌های اجتماعی از کودکان کار و خیابان» تغییر کرده و جای تمرکز صرف بر کودکان خیابانی، کودکان کار و خیابان به عنوان گروه هدف در نظر گرفته شده‌اند. البته تاکنون محتوای کامل این اصلاحیه در جایی منتشر نشده اما به گفته مدیرکل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت کار تمام دستگاه‌های دست اندرکار متن آن را دریافت کرده‌اند.

در این مصاحبه با استناد به کنوانسیون حقوق کودک، عنوان شده که نمی‌توان این کودکان را در خیابان رها کرد این در حالیست که به موجب همین پیمان‌نامه، سلب آزادی از این کودکان هم منع شده است.

در پی وقایع یک هفته گذشته حبیب‌الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در پاسخ به مخالفت‌هایی که نسبت به دستگیری ۳۰۰ کودک کار و خیابان در تهران ابراز شد، اعلام کرده است که «سازمان بهزیستی چندین ماه برای اجرایی کردن طرح وقت گذاشته و  مطالعات لازم را انجام داده و در برنامه‌ریزی و ارائه خدمات به این کودکان پس از فرآیند جذب آنها در این طرح نقش محوری دارد». با این وصف انتظار می‌رود که این سازمان به تشریح جزییات و نتایج طرح‌هایی که در طول دو دهه گذشته دقیقا با چنین رویکردی طراحی و اجرا شده‌اند پرداخته و توضیح دهد که چه شواهدی نشان داده که این شیوه عمل در حل مسئله کودکان کار و خیابان موثر بوده است؟ آیا به راستی تنها مسئله در ناموفق‌بودن طرح‌های پیشین که یکی پس از دیگری رها شده‌اند، نبود همکاری‌ بین دستگاه‌های مختلف و یا نبود مددکار در فرآیند دستگیری کودکان است؟ آیا صرف استفاده از نام مددکاران اجتماعی می‌توان فرآیند دستگیری را به «جذب» تعبیر کرد؟ مگر نه آنکه، «جذب» فرآیندی داوطلبانه است که کودک و خانواده‌ها باید در آن حق انتخاب داشته باشند نه آنکه یکی در خیابان دستگیر شده و دیگری در پشت‌های درهای بسته حتی امکان دیدار با فرزندش را نداشته باشد.

مسعودی فرید در جای دیگری از گفتگوی خود با ایسنا تاکید کرده که «بر اساس این آیین‌نامه شهرداری‌های کل کشور موظفند تا محل نگهداری کودکان کار را ایجاد و تجهیز کرده و سپس آنها را در اختیار سازمان بهزیستی قرار دهند تا بعد از آن بهزیستی تصمیم بگیرد که به صورت مستقیم آنها را اداره کرده و یا به صورت غیرمستقیم مراکز را به سازمان‌های مردم نهاد برای ارائه خدمت واگذار کند که هم‌اکنون برون سپاری وظایف به سازمان‌های مردم نهاد از استراتژی‌های سازمان بهزیستی است.» آیا بهتر نبود که برای واگذاری چنین مسئولیتی به سازمان‌های مردم نهاد با آنها مشورت شده و یا دستکم آنان را در جریان اجرای چنین طرحی قرار داد؟ و آیا مخالفت‌هایی که در طول یک هفته گذشته از سوی سازمان‌های مردم نهاد ابراز شده، موید موضع انتقادی آنان به پذیرش چنین نقشی نیست؟ در این مصاحبه با استناد به کنوانسیون حقوق کودک، عنوان شده که نمی‌توان این کودکان را در خیابان رها کرد این در حالیست که به موجب همین پیمان‌نامه، سلب آزادی از این کودکان هم منع شده است. آیا اشاره ایشان به در نظر گرفتن مصلحت و منافع عالیه کودکان در تضاد با  دستگیری آنان در خیابان و محروم کردن شان از گفتگو با خانواده‌هایشان نیست؟

به موجب ماده ۶ از فصل سوم آئین نامه ساماندهی کودکان کار و خیابان صدور مجوزها و احکام قضایی لازم در مراحل مختلف ساماندهی بر عهده وزارت دادگستری و مسئولیت حفظ ایمنی و سلامت این کودکان بر عهده سازمان بهزیستی است. به گفته معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در سه ماهه اول سال جاری حدود ۱۲۰۰ کودک کار در این طرح‌ جمع‌آوری شده اند که البته بسیاری از آنها به خانواده بازگشته و تعداد کمی از آنها به مراکز بهزیستی (۱۶۰ کودک به مراکز شبه خانواده) انتقال داده شده‌اند. خبرها حاکی از انتقال تعدادی از کودکان افغانستانی به اردوگاه ورامین و احتمال رد مرز آنها به کشورشان است.

با توجه به نگرانی‌هایی که نسبت به روند و پیامدهای اجرای این طرح ایجاد شده، انتظار می‌رود تا ضمن توقف اجرای این طرح تا زمان شنیدن نقدهای مخالفان در فضایی خالی از شتابزدگی و تنش و ارائه شواهدی نسبت به نتایج طرح های گذشته از سوی متولیان ، وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی نیز به عنوان ریاست دستگاه هماهنگ‌کننده «شورای ساماندهی کودکان کار و خیابان» نسبت به نقش و جایگاه هر یک از نهادهای دست‌اندرکار در این طرح و نیز وضعیت کودکانی که تاکنون به موجب آن دستگیر شده‌اند، توضیحاتی ارائه کند.

منابع:

[i] .بر اساس مصوبه ۶۰۴/۷۰ مورخ ۲۵/۳/۱۳۷۸ شورای عالی اداری کشور، ساماندهی کودکان خیابانی (افراد زیر ۱۸ سال) بر عهده سازمان بهزیستی و در مورد افراد بالای ۱۸ سال(متکدیان و ویگردها) بر عهده وزارت کشور با همکاری سازمان ها و نهادهای مختلف از جمله سازمان بهزیستی است.

[ii] سازمان بهزیستی، دفترامور آسیب دیدگان اجتمـاعی. (۱۳۷۸). طرح مراکز شناسایی، تشخیص و جایگزینی کودکان خیابانی. تهران: سازمان بهزیستی

[iii] سازمان بهزیستی، ستاد پذیرش و ساماندهی کودکان خیابانی(۱۳۸۳)، گزارش عملکرد ستاد پذیرش و ساماندهی کودکان خیابانی از نگاه آمار،تهران: سازمان بهزیستی

[iv] سازمان بهزیستی، دفتر امور آسـیب دیـدگان اجتمـاعی. (١٣٨١). طـرح سـاماندهی بیست هزار کودک خیابانی. تهران: سازمان بهزیستی

[v] سازمان بهزیستی، دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی(۱۳۸۱)، طرح مهمانسرای سلامت(پناهگاه) کودکان خیابانی، تهران: سازمان بهزیستی

[vi] سازمان یهزیستی،دفتر امور آسیب دیدگاه اجتماعی (۱۳۸۲)طرح حمایت از کودکان کار(مرحله اول،کودکان کار خیابانی)، تهران: سازمان بهزیستی.

[vii] – هیئت وزیران(۱۳۸۳)آئین نامه ساماندهی کودکان خیابانی، به استناد ماده (۱) و بند (الف‌) ماده (۱۵)قانون ساختار نظام جامع رفاه وتأمین اجتماعی ـ مصوب ۱۳۸۳ ـ و ماده (۹۷) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی‌، اجتماعی و فرهنگی‌جمهوری اسلامی ایران

[viii] مصاحبه مدیر کل امور آسیب دیدگاه اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با ایسنا

[ix] مصاحبه مدیرکل امور آسیب دیدگاه اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با خبرگزاری مهر

No responses yet

Apr 26 2017

مسئولان می خواهند بساط خانه کودکان کار را جمع کنند

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر(ماهرخ غلامحسین پور): اعضای جمعیت پس از پلمب شدن مرکز، در حاشیه خیابان به آموزش کودکان ادامه دادند
جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان با سابقه بیش از یک دهه و فعالیت‌های گسترده، پلمپ شد

ساختمان «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان» واقع در پاسگاه نعمت آباد در جنوب غربی شهر تهران قرار داد. حوالی میدان سروری، انتهای خیابان زمزم، جایی که کودکان کم سواد یا بی سواد کار و خیابان می آیند آنجا تا زبان فارسی؛ علوم و ریاضی بیاموزند.

جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، آن طورکه بر پیشانی وب سایتش نوشته شده از  سال 1382 و با دریافت مجوز قانونی از وزارت کشور و با هدف آموزش کودکان کار و خیابان منطقه، که عمدتا کودکان مهاجر افغان و کودکان کار ایرانی هستند تاسیس شده و روزانه به 120 تا 150 کودک به طور داوطلبانه آموزش می دهد.

ساختمان قدیمی جمعیت زمانی یک آب انبار قدیمی پر رونق بوده و تا یک هفته قبل، اعضایی که سال هاست در این خانه داوطلبانه کار می کرده اند، کلاس درس و دفتر و دستک و تشکیلات داشته اند ولی این روزها و با پلمب شدن ساختمان جمعیت، در فضای سبز حاشیه خیابان درس می دهند.

آنها می گویند بچه ها که عموما نان آور و کودک کارند، از مسیرهای دور می آیند، با اتوبوس، پای پیاده و نمی خواهیم با در بسته انجمن مواجه شوند.

داوطلب ها غالبا قدیمی اند، با این تشکل یک دهه از عمرشان را پشت سر گذاشته اند و می گویند برای دستیابی کودکان به بهداشت و آموزش رایگان، محو كامل كار کودک، بهره کشی و هرگونه سوء استفاده از آنها و همچنین احقاق حقوق و شرایط زندگی انسانی و برابرشان فعالیت می کنند.

تاکنون از سوی مراجع قضایی اتهام یا جرمی اعلام نشده ولی بیانیه ۱۶اسفند فراکسیون حقوق بشر مجلس شروع مشکلات بود. فراکسیون حقوق بشر مجلس مردادماه سال ۹۵ تشکیل شده و نمایندگانی چون علی مطهری هم عضو آن هستند. این فراکسیون در بیانیه اش جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان را متهم کرده بود که از کودکان کار سوء استفاده کرده، به تدریس آموزه های غیردینی و کمونیستی پرداخته، کودکان را بعضا ضرب و شتم کرده و در محیط های آلوده و غیر بهداشتی نگهداری می کنند.

یک هفته بعد جمعیت با صدور اطلاعیه ای به این اتهامات پاسخ داد و اتهامات را غیرواقعی خواند ولی توضیح کافی نبود و آخرین روز فروردین ماه ۹۶، حوالی ساعت هشت شب، دو نفر از ماموران پلیس امنیت تهران به محل ساختمان این جمعیت مراجعه کرده و یک نامه مبنی بر پلمب شدن ساختمان به سرایدار آنجا تحویل دادند.

آنها به سرایدار ساختمان گفته بودند که روز بعد یعنی روز پنجشنبه برای پلمب کردن ساختمان مراجعه می کنند. به وعده هم وفا کرده، روز بعد ساعت حالی 12 ظهر به مجل جمعیت آمدند و از حاضرین خواستند وسایل شان را جمع کرده و ساختمان را تخلیه کنند.

یکی از حاضرین در محل به ایران وایر می گوید: «آنها با خوشرویی گفتند مشکل پلمب شدن ساختمان فقط به مسئله مجوز مرتبط است. ماموران برخوردشان بد یا خشونت آمیز نبود. فقط توصیه کردند که برای تمدید مجوز جمعیت به دفتر پلیس امنیت انتظامی مراجعه کنیم. آن طور که من شنیده ام مسئولان جمعیت در حال طی کردن روند ماجرای مجوز هستند.»

این داوطلب می گوید به باور او فعالیت در حوزه آسیب های کودکان کار و خیابان نیازمند هیچ مجوزی نیست: «وضعیت کودکان کار در ایران بسیار بحرانی و وخیم است و عقلانی است که آنها یا هر انسان مسئولی منتظر طی مراحل طولانی مجوز نباشد و هر کاری که از دست مان برمی آید برای این کودکان انجام دهیم. به نظرم فعالیت این مجموعه یک جایی پا گذاشتن روی دم یکی از آقایان بوده و حالا ترجیح شان بستن این مرکز است. »

او به ایران وایر می گوید «من فکرمی کنم واقعیت چیز دیگری است. باید دید چرا آنها احساس تهدید کرده اند.»

در این میان شیوه برخورد خبرگزاری فارس با این موضوع هم جالب بود. این خبرگزاری ۲ اردیبهشت در خبری کوتاه با اشاره به پلمب شدن ساختمان نوشت این جمعیت «از سال ۸۱ تقاضای ثبت در وزارت کشور را ارسال و موافقت و مجوز فعالیت را در سال ۸۲ دریافت کرده است» ولی دو روز بعد گزارش داد این جمعیت به دلیل کوتاهی مراکز نظارتی چند سال است در حال فعالیت است.

این خبرگزاری همچنین نوشت ساختمان کودکان کار و خیابان پاسگاه نعمت آباد محلی برای سوء استفاده کودکان و وادار کردنشان برای گدایی، آموزش ضد دینی، توهین به ائمه، آموزش القائات فرقه بهائیت، آموزش مفاهیم «سکسوالیته » که منجر به انحراف شان می شده و همچنین آموزش کودکان برای شرکت در اعتراضات خیابانی از جمله اغتشاشات سال 1388 از جمله دستاوردهایی چنین مراکزی بوده است.

مسئولان این جمعیت ترجیح می دهند تا روشن تر شدن شرایط شان مصاحبه نکنند اما آقای «س. الف» می گوید : « چندین سال است به شکل داوطلب همکاری می کنم. تصور می کنم حضور ما برای مسئولان دولتی خوشایند نیست، قصد کرده اند بساط ما را جمع کنند و در این مسیر هم برای همدلی افکار عمومی، هیچ ابایی ندارند که ما را کمونیست، بهایی، کودک آزار و سوء استفاده گر جنسی کودکان قلمداد کنند. مرجعی هم برای شکایت وجود ندارد، قاضی و شاکی خودشانند.»

آنها قبلا در پاسخ به بیانیه کمیسیون حقوق بشر مجلس، از اعضای کمیسیون و آحاد مردم درخواست کرده اند برای بازدید از محل و شیوه فعالیت داوطلبان این مجموعه، از آنجا بازدید کنند، درخواستی که بعید است مورد توجه قرار گیرد، فعلا خبرگزاری فارس گزارش داده که اعضای اصلی این جمعیت سوسابقه امنیتی و قضایی دارند و باید اقدامات حقوقی و قضایی در این زمینه انجام شود.

بر اساس گزارش های منتشر شده حدود ۵۰۰خانوار از فعالیت های معطوف به توانمندسازی و سوادآموزی جمعیت کودکان کار و خیابان بهره مند می شدند. این خانواده ها از این پس از کدام مرکز خدمات دریافت می کنند؟ گزارش خبرگزاری فارس به این سوال پاسخی نداده است.

No responses yet