اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اقتصادی' Category

Apr 24 2017

سوالی با چند جواب: ایران چند میلیون بیکار دارد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: بر اساس مرکز آمار، ایران در سال ۱۳۹۵ حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار نفر بیکار مطلق داشت.

یک عضو هیات رئیسه مجلس ایران، از آماری که وزیر کار و مرکز آمار ایران از تعداد بیکاران داده‌اند، انتقاد کرده است. اکبر رنجبرزاده به اشاره به یک گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس ایران گفته است که تعداد بیکاران تا دو برابر آمار رسمی و حدود هفت میلیون نفر است.

آقای رنجبرزاده گفته، باید نظام آماری به شکلی باشد تا سازمان آمار، تحت نفوذ دولت ها نباشد.

یافتن پاسخ این سوال که “چند نفر در ایران بیکارند؟” سال‌ها است که به موضوعی بحث‌انگیز تبدیل شده است. در این گزارش تلاش شده بر اساس آمارهای رسمی و نظرات مخالفان و موافقانش، پاسخی برای این سوال پیدا شود.

بیکاری مطلق

مرکز آمار ایران دست کم در چهار سال اخیر گزارش‌های بیکاری را منظم منتشر می‌کند و فصل به فصل، سوال “چند نفر در ایران بیکارند؟” را پاسخ می‌دهد. براساس تازه‌ترین آمار سه میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در بیکاری مطلق هستند. این عدد از جمع بیکاران در دو گروه سنی جوان و بالای ٣٠ سال به دست آمده است. در نمودار دایره‌ای زیر، عدد‌ها گرد شده‌اند و گروه سنی ۱۰ تا ۱۵ ساله ناچیز فرض شده است.

اما اینکه چه کسانی بیکار حساب شده‌اند، محل اختلاف است.

در هفته گذشته “یک ساعت” کار کرده‌اید؟

اگر جوابتان “بله” باشد، از نظر مرکز آمار ایران شما بیکار حساب نمی‌شوید. حتی اگر دستمزد یک ساعت کارتان در هفته قبل، به اندازه خریدن یک نان هم نشود.

مخالفان می‌گویند: دستمزد در ایران معمولا به صورت “روز مزد” پرداخت می‌شود و بر خلاف بسیاری از کشورهای غربی دستمزد “ساعتی” معنی ندارد و آمارهایی که با این روش به دست می‌آیند، گمراه کننده است.

موافقان می‌گویند: تعریف مرکز آمار ایران، بر اساس استاندارد سازمان بین‌المللی کار و به معنی مشارکت در اقتصاد است.

گرچه در جدیدترین سند مفاهیم آماری سازمان بین‌المللی کار (عکس زیر) از لزوم انتشار آمار جزئی‌تر براساس تعداد ساعاتی که شاغلان کار کرده‌اند صحبت شده است.

اسکرین شات مرکز آمار ایران سازمان جهانی کارImage caption تعریف مرکز آمار ایران از “شاغل” مطابق تعریف سازمان بین‌المللی کار است گرچه این سازمان بر لزوم انتشار جرئیات بیشتر درآمارها تاکید کرده استمدافعان تعریف فعلی می‌گویند، آمارهای دیگری برای روشن‌تر شدن وضع بازار کار تهیه می‌شود.

اشتغال ناقص

اگر هفته‌ای کمتر از ۴۴ ساعت کار می‌‌کنید، و درآمدتان هم کافی نیست، در گروه اشتغال ناقص هستید. البته به شرطی که بخواهید بیشتر کار کنید اما کار پیدا نشود.

مرکز آمار ایران می‌گوید، آمار این گروه، پاسخ منتقدان به “تعریف شاغل” را می‌دهد. تعداشان هم کم نیست؛ حدود ۱۰ درصد تعداد شاغل‌ها. یعنی در مجموع شمار بیکاران و کسانی که کارشان کفاف زندگی‌شان را نمی‌دهد، به ۵/۵ میلیون نفر یا حدود ۲۷ درصد کل نیروی کار کشور می‌رسد.

کارنامه بیکاری

دولت‌های جمهوری اسلامی ایران، تاکنون کارنامه موفقی در مهار با ثبات بیکاری نداشته‌اند. نمودار زیر تعداد بیکاران را در سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۵ نشان می‌دهد، یعنی سال‌هایی که ایران از تحریم‌های اقتصادی و رشد اقتصادی منفی و تورم بالای ۳۵ درصدی عبور کرد. اما آیا تعداد بیکاران، تصویر روشنی از وضعیت بازار کار می‌دهد؟ اول نمودار زیر را ببیند.

امید به یافتن کار

اگر از یک گروه ١٠٠ نفره، ۵۰ نفرشان دنبال کار باشند، نرخ مشارکت اقتصادی ۵۰ درصد است.

تعداد بیکاران می‌تواند برآورد قابل درکی از وضعیت اشتغال بدهد، اما پشت این آمارها، کسانی هم هستند که از یافتن کار ناامید شده‌اند، یا به دلایلی، مثل تحصیل، دنبال کار نیستند. در مثال بالا، ۵۰ نفر از گروه ۱۰۰ نفره، جمعیت فعال هستند و نسبتشان ۵۰ درصد نرخ مشارکت افتصادی.

این نمودار نشان می‌دهد، در سال‌های ۱۳۸۷ تا امسال، کمتر از ۳۹ درصد کسانی که در سن کار هستند، دنبال کار بوده‌اند.

و یک مقایسه ساده: پارسال، تعداد بیکاران به اندازه سال ۱۳۸۹ بوده است، یعنی بالای سه میلیون نفر. آیا وضعیت مشابه بوده است؟ پاسخ در نرخ مشارکت است. چون تعداد بیشتری در بازار کار دنبال کار هستند، فرصت‌های شغلی به نسبت از سال ۱۳۸۹ بهتر شده است. اما بیکاری همچنان میلیونی است.

بیشتر بخوانید:

  • گرانی ۱۹ درصدی گوشت در ‘تورم تک رقمی ایران’
  • کاهش تورم و افزایش بیکاری در ایران
  • خطر تورم پشت گوش اقتصاد ایران

No responses yet

Apr 07 2017

هزار فامیلِ امیرکلا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: درگیری ماموران نیروی انتظامی با تیم مقابل خونه به خونه، از بحث برانگیزترین اتفاقات اسفندماه بود.
قاسم حسن زاده مالک باشگاه خونه به خونه
علی کریمی (سمت چپ) و قاسم حسن زاده (سمت راست) سال گذشته با هم همکاری در باشگاه خونه به خونه بابل را آغاز کردند.

ابتدا کمی این شخصیت جدید را با برادرش بشناسیم؛ کسی که می گویند بیش از 10 نام و نام خانوادگی دارد. اغلب او را با نام های «عقیل» و «حسین» می شناسند. از زمان ورود آیت الله علی خامنه ای به بیت رهبری، وارد این بیت شد و بخش های مختلف آن را تجربه کرد. البته بیش ترین زمان حضورش در بخش حفاظت بیت بوده است.

خانواده ای گسترده هستند در آمل و بابل مازندران. ریشه هایشان تا تالش گیلان هم رفته است. نسبت پدری آن ها به آیت الله «حسن حسن‌زاده آملی» برمی گردد؛ مردی که علی خامنه ای سال 91 به دیدار و عیادتش در بیمارستان رفت و او را «شجره انقلاب» خواند. دو سال قبل هم محمود احمدی نژاد به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نامه و تقدیرنامه رهبر را به خانه اش برد.

با این مقدمه آغاز کردیم تا برسیم به عضو سابق سپاه «قدس»، یعنی «قاسم حسن زاده»، مالک کنونی باشگاه «خونه به خونه» بابل؛ تیمی که در لیگ یک فوتبال ایران حضور دارد اما ارزش ریالی آن براساس آن چه مالک باشگاه در آن هزینه کرده، بیش از 80 میلیارد تومان تخمین زده می شود؛ یعنی نزدیک به قیمت یک باشگاه لیگ برتری.

نام قاسم حسن زاده را در آمل طی سال های اخیر همه شنیده اند. اگر پیش از آغاز دهه 90 خورشیدی، معدود مصاحبه هایش در رسانه های نزدیک به سپاه پاسداران فقط با لوگوی این نهاد نظامی منتشر می شد، پس از انتقال به بخش اطلاعات سپاه و آغاز فعالیت های اقتصادی اش با لباس شخصی، چهره اش را هم به رسانه ها سپرد.

او یکی از محصولات نظام اقتصادی محمود احمدی نژاد و دست پرورده وام های بانکی دولت حسن روحانی است. قاسم زاده خواهرزاده «رضا صالحی امیری»، وزیر کنونی فرهنگ و ارشاد اسلامی است؛ یعنی یکی از خواهرزاده های صالحی امیری بیش از 20 سال در بیت رهبری بوده، دیگری در سپاه قدس و هر دو حالا سهام‌داران مجموعه ای هستند به نام خونه به خونه در مازنداران.

خونه به خونه با یک ایده در دولت محمود احمدی نژاد در شهر «امیرکلا» مازندران متولد شد؛ همان شهری که خانواده حسن زاده و البته شخص رضا صالحی امیری در آن متولد شده اند.

برادران حسن زاده صاحب فروشگاه‌های زنجیره‌ای مواد غذایی خونه به خونه هستند؛ فروشگاه‌هایی به وسعت غیرمتعارف. بیش تر شعبه‌های این فروشگاه در شهر بابل است و سایر فروشگاه‌ها هم در جاده‌های بین شهریِ مازندران به چشم می‌خورند. مشتری های کم این فروشگاه ها همیشه این سوال را به وجود آورده که از سال 87 تا امروز چرا و چه گونه به زندگی خود ادامه داده اند. در بابل می گویند فروشگاه ها بوی «پول‎شویی» می دهند.

مدیریت این فروشگاه در سال 88 برای همراه کردن شهر، یک باشگاه کشتی تاسیس کرد. مهم ترین ورزش مردم مازنداران هم همان کشتی است. در اوج گرفتاری ها و مناقشات سیاسی احمدی نژاد، قاسم حسن زاده سراغ تاسیس باشگاه خونه به خونه امیرکلا رفت. یک سال بعد وقتی اقبال عمومی را دیدند، باشگاه فرهنگی ورزشی خونه به خونه امیرکلا را در لیگ سه کشور تاسیس کردند؛ این بار فقط برای فوتبال.

تصور کنید تیمی در لیگ سه ایران و بعد با صعود به لیگ دو، صاحب نام هایی مانند «فرشاد پیوس» و «فرهاد کاظمی» روی نیمکت مربی گری و «علی رضا نیکبخت»، «علی‎رضا محمد» و «کاظم برجلو» در زمین بازی بود. همان تیم البته موفق به رسیدن به لیگ یک نشد. سال 90 مشاوره های «غلام‎رضا بهروان»، رییس وقت سازمان لیگ فوتبال ایران به قاسم حسن زاده ابهام برانگیز به نظر می رسید. بهروان به حسن زاده توصیه می کند امتیاز باشگاه «بهمن» شیراز را در لیگ یک خریداری کند و تیم خود را بدون نیاز به بازی در لیگ های زیرگروه، مستقیم وارد لیگ کشور کند. این توصیه غیرقانونی را هفته نامه «تماشاگران» در همان زمان منتشر کرد؛ توصیه یک مقام مسوول در فدراسیون فوتبال به مدیر و مالک باشگاه به صورت کاملا شفاف، غیر قانونی بود اما بهروان آن را یک اتفاق ساده و «بیزینس طبیعی» در فوتبال ایران دانست.

یک میلیارد و 950 میلیون تومان هزینه می شود تا نام بهمن شیراز به خونه به خونه بابل تغییر می کند و قاسم حسن زاده با باشگاه جدیدش در بورس اخبار فوتبال ایران قرار می گیرد.

هنوز اما کسی وارد دارایی های او نشده است و کسی نمی داند این عضو سابق سپاه قدس، برادر عضو حفاظت بیت رهبری، خواهرزاده وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و البته یکی از نزدیکان آیت الله حسن زاده دقیقا صاحب چه دارایی هایی است. «شرکت تهیه و بسته بندی مواد غذایی هانی» یا «صنایع غذایی وشنا» از جمله دارایی های ناپیدای او است. اما مهم ترین و شاید مورد دارترین گزینه از دارایی های حاج قاسم، برج 20 طبقه دوقلو در بابلسر باشد.

کلنگ این برج در آخرین سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به زمین خورد. یک سال بعد حاج قاسم در مراسم معارفه «اکبر میثاقیان» به عنوان سرمربی تیم فوتبال خونه به خونه بابل رسما اعلام کرد که قرار است برجی 20 طبقه در بابلسر افتتاح شود. هفته نامه تماشاگران همان سال خبر داد که این برج هنوز پی ریزی هم نشده است. پایگاه خبری «صدای میانه» نیز دی ماه سال 94 نوشت که داییِ بانفود به نام «ص.الف» یا همان صالحی امیری، مجوز اعطای وامی بدون بهره به ارزش بیش از 100 میلیارد تومان را برای برادران حسن زاده گرفته است. اما همه این ها زیر یک پرچم بزرگ کم رنگ می شوند؛ پرچمی متعلق به هیات عزاداری «غریب مدینه» در امیرکلا مازندران.

شاید تا امروز نام این هیات را نشنیده باشید اما تقریبا تمام مداحان مشهور کشور به این هیات دعوت شده اند. گران ترین، بزرگ ترین و پرهزینه ترین هیات مازنداران است. در آدرس اینترنتی آن (http://gharib-madineh.info/) می توانید حتی به صورت مستقیم مراسم و نوحه خوانی ها را تماشا کنید. این هیات را حاج قاسم برپا کرده و گفته است که به زودی از آن در تمام کشور شعبه هایی راه اندازی خواهد کرد.

او طی سال های اخیر سعی کرده تمام چهره های ورزشی سرشناس را کنار خودش جمع کند. برای چهره های فوتبال ایران هم هم‎نشینی با او اگر لذت‎بخش نباشد، عذاب آور هم نیست. ثروتی دارد که حتی برای هم‏کلامی با ستاره ها خرج می کند. «علی کریمی»، «امیر قلعه نویی»، «میرشاد ماجدی»، «حمید درخشان» و بسیاری دیگر از او حکم مشاوره گرفته اند. علی کریمی آذرماه سال قبل مدیرفنی تیمی شد که قاسم حسن زاده مالک آن بود.

گستره روابط حاج قاسم را که مرور می کنیم، می رسیم به اتفاقات دربی اسفندماه در مازنداران. فیلمی از درگیری میان هواداران دو تیم نساجی قائم‎شهر و خونه به خونه بابل در شهر بابل منتشر شده که بخشی از هواداران نزدیک به مدیریت باشگاه را در حال پرتاب سنگ به سوی تماشاگران مقابل نشان می دهد. شخص ضارب خطاب به سرهنگ نیروی انتظامی که کنارش ایستاده است، می گوید که دیگر سنگی برای پرتاب کردن ندارد و فرمانده به او می گوید یکی از سنگ هایی که پرت شده بود را دوباره بگرد و پیدا کن!

درگیری های بابل اما با حکم غیرمنتظره از سوی فدراسیون فوتبال همراه می شود. فدراسیونی که رئیس سابق و مشاور کنونی سازمان لیگ و البته رئیس هیئت فوتبال مازندران (یعنی غلامرضا بهروان) مشاور «حاج قاسم» است. رییس کمیته انضباطی فدراسیون هم «اسماعیل حسن زاده» است و از اقوام نسبی دور مالک باشگاه اما متولد تالش. پس عجیب نیست که حکم در کم تر از 48 ساعت و بدون خواندن گزارش داوران بازی صادر شده باشد. هرچند که کمیته استیناف فعلا گفته که ممکن است حکم بشکند. اما همین هم به آن چه در فکر و هدف حاج قاسم بوده کمک کرده است؛ رسیدن به کانون اصلی اخبار.

No responses yet

Mar 30 2017

وزیر صنعت تلویحاً سپاه پاسداران را عامل اصلی قاچاق در ایران معرفی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت دولت یازدهم در گفتگو با خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی گفته است که اغلب بیکاران کشور جوان و تحصیل کرده هستند. او بانک ها، نظام مالیاتی، تأمین اجتماعی و مهمتر از همه قاچاق کالا را از موانع تولید و اشتغال در ایران دانست و گفت : اگر چه بر اساس گزارش ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، روند قاچاق کالا در کشور رو به کاهش است، اما، مقدار آن همچنان زیاد است. محمدرضا نعمت زاده تصریح کرد که فقط از طریق لنج ها در آبهای جنوبی کشور سالانه بین ٣ تا ٤ میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور می شود.

وزیر صنعت خواستار مبارزه با قاچاق کالا در مبادی ورودی کشور از جمله در مبادی رسمی شد و افزود : قطعاً مقدار زیادی کالا از طریق مناطق آزاد اقتصادی نیز به کشور قاچاق می شود. وزیر صنعت توضیحی در مورد چگونگی مبارزه با قاچاق کالا در مبادی ورودی و رسمی کشور نداد، هر چند پیشنهاد او تلویحاً سپاه پاسداران را مسئول عمدۀ قاچاق کالا در ایران معرفی می کند. زیرا، کلیه مبادی ورودی کشور اعم از فرودگاه ها و مرزهای آبی و زمینی در کنترل نیروهای مسلح به ویژه سپاه پاسداران ایران است و سپاه پاسداران از جمله صاحبان اصلی ثروتمندترین بنیادها و نهادهای انحصاری از جمله قرارگاه خاتم الانبیا است که همگی زیر نظر شخص رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، عمل می کنند.

بیش از۴۰ درصد اقتصاد ایران در اختیار بنیادها و نهادهایی است که یک ریال مالیات نمی پردازند و با اتکاء به رانت قدرت کلیه طرح های ملی و عمرانی را به طور انحصاری تصاحب می کنند.

No responses yet

Mar 30 2017

«اسکله‌های نامرئی» سپاه، مانع اصلی تحقق «اقتصاد مقاومتی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر


آمدنیوز: پنج تن از اصولگرایان طی نامه‌ای، سخنان رهبری مبنی بر منع واردات را، به فتوای «تحریم تنباکوی میرزای شیرازی» تشبیه کردند!

به‌گزارش «آمدنیوز»، در حالی‌که اسکله‌های غیرقانونی و غیرمجاز کشور در دست سپاه پاسداران و بنیادهای تحت نظر رهبری است و از این اسکله‌ها برای کالای قاچاق انبوه به کشور استفاده می‌شود، پنج‌ تن از اصولگرایان تندرو، طی نامه‌ای به حسن روحانی و علی لاریجانی، سخنان رهبری درباره حرمت واردات کالاهایی که در داخل کشور تولید می‌شود را «یک الزام شرعی» نامیدند.

«علیرضا زاکانی»، «پرویز داوودی»، «حسین صمصامی»، «عطاءالله رفیعی» و «یاسر جبرائیلی» در بخشی از نامه‌ی خود خطاب به روسای دو قوه مجریه و مقننه با اشاره به صدور فتوای تحریم تنباکو توسط «میرزای شیرازی» آن را فتوای اقتصادی، حکم شرعی بی‌سابقه‌ای دانستند که برای صیانت از اقتصاد کشور اسلامی صادر شد.

آنها در این نامه مدعی شده‌اند: «همان‌گونه در زمان صدور فتوای آیت‌الله شیرازی، مردم و حتی زنان حرم‌سرا غیرتمندانه به اجرای آن مبادرت ورزیدند، امروز بر همه امت اسلام اجرای این حکم آیت‌الله خامنه‌ای واجب است.»

با وجودی‌که می‌توان این نامه واکنشی به سخنرانی نوروزی آیت‌الله خامنه‌ای در اعتراض به واردات بی‌رویه کالاهای خارجی دانست، نویسندگان در متن نامه خود ننوشته‌اند مقصودشان از فتوای رهبری مشخصا چیست و مهم‌تر از همه اساسا نمی‌توان جز سخنرانی سه‌سال پیش رهبری در آذربایجان هیچ گفتار یا نوشتاری در سایت رهبر جمهوری اسلامی ایران یافت که در آن با ادبیات فتاوای دینی و سیاسی به تحریم یا تحدید مصرف کالاهای خارجی تاکید شده باشد.

از این حیث تنها گفتار موجود با محتوای فتواگونه رهبری را دیدار سه‌سال پیش آیت‌الله خامنه‌ای با مردم آذربایجان است که در آن رهبر جمهوری‌اسلامی ایران برنامه‌ریزی مناسب برای استفاده حداکثری از ظرفیت‌ها و منابع داخلی را یکی از راه‌های برون رفت از مشکلات اقتصادی برشمرده و تأکید کرده بود: «مردم و همه کسانی که علاقمند به ایران و آینده آن هستند و همچنین دستگاه‌های دولتی، باید کالاهای خارجی را که مشابه داخلی آن وجود دارد، استفاده نکنند.»

فارغ از اینکه مشخص نیست چرا این نامه و فتوا خواندن اعتراض رهبری به واردات کالاهای خارجی مصداق متنی تاریخ‌مند ندارد و آخرین سخنان رهبری با ادبیاتی نزدیک به فتاوای شرعی درباره کالاهای خارجی مربوط به سه سال پیش است، این سخنان آیت‌الله خامنه‌ای نیز در حالی بیان شده که بخش اعظم واردات کشور به صورت قاچاق، از طریق اسکله‌های غیرقانونی تحت اختیار نهادهای تحت امر و زیرنظر رهبری صورت می‌گیرد.

در بررسی تاریخچه پرداختن رسانه‌های رسمی به موضوع واردات کالاهای خارجی، نخستین‌بار خبرگزاری‌ ایسنا، در گزارشی که در سال ۱۳۹۰ با عنوان «اسکله‌های دردسرساز» منتشر کرد، نام ۸۰ اسکله غیرمجاز در استان‌های هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، خوزستان و مازندران فاش شده که استان هرمزگان با داشتن ۴۰ اسکله غیرمجاز، بیشترین سهم این آمار را دارد. سپاه پاسداران از این اسکله‌ها به عنوان مکانی برای «صادرات و واردات غیر مجاز» و تولید «پول‌های کثیف» استفاده می‌کند.

البته نخستین‌بار بحث «اسکله‌های غیرقانونی»، در اواخر دهه ۷۰ در مجلس جمهوری اسلامی و توسط «مهدی کروبی» مطرح شد. رئیس مجلس ششم، با «نامرئی» خواندن این اسکله‌ها، با اشاره به نقش سپاه پاسداران در انتخابات گفته بود: «ما پول از اسکله‌های نامرئی نداشتیم، پول قاچاق نداشتیم، در کار بازرگانی شکر نبودیم، اما طرف‌داران من جان خود را فدا کردند. ما ماه‌ها رنج کشیدیم و در دو یا سه جبهه جنگیدیم تا انتخاباتی شرافتمندانه داشته باشیم.» در همان زمان «محمدعلی مشفق»، مشاور کروبی، انگشت خود را به سوی «شصت اسکله‌ی نامرئی بدون کنترل گمرکی» برد و گفت: «۶۰ درصد محصولات وارداتی کشور از این اسکله‌های نامرئی وارد می‌شوند.»

پس از آن محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی مشهور خود گفت: رقم قاچاق کالا «یه‌قرون، دوزار نیست». آقای احمدی‌نژاد با اشاره به ۲ هزار میلیارد تومان هزینه مصرف سیگار در ایران گفته بود: «این رقم، همه قاچاقچی‌های درجه يک دنيا را به طمع می‌اندازد، چه برسد به برادران قاچاقچی خودمان.» اشاره احمدی‌نژاد از بیان عبارت «برادران قاچاقچی» به سرداران سپاه پاسدhران باز می‌گشت.

چندی قبل نیز حسن روحانی رئیس دولت تدبیر و امید در نخستین جلسه هیئت دولت در سال ۱۳۹۶ با بیان این‌که مبارزه با قاچاق باید از مرز آغاز شود، گفت: هر کالایی توسط بخش دولتی، بخش عمومی، خصوصی و نظامی وارد کشور می‌شود، گمرک ما باید نظارت داشته باشد، ما باید بر همه نظارت داشته باشیم، ما باید با دستگاه‌های مدرن نظارت کنیم و ببینیم که در داخل کانتینرها چه هست و چه کالاهایی وارد کشور می‌شود و چه کالاهایی از کشور خارج می‌شود. نظارت کالاها در مرز کمک می‌کند که کشور ما از خطرات به دور باشد و تولید نیز رونق بیابد.»

به نظر می‌رسد با توجه به اعتراض سه مقام پیشین و کنونی ارشد کشور، این پنج‌ اصولگرا باید به موضوع «اسکله‌های غیرقانونی» و «نامرئی» سپاه پاسداران و نهادهای نظامی بیشتر توجه می‌کردند؛ اسکله‌هایی که در دست نهاد نظامی متبوع آنان است و به محلی برای نابودی تولیدات کارخانجات کشور تبدیل شده است.

علی طیب‌نیا، وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت روحانی، روز ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ با حضور در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گفت: «در هشت ماه سال ۹۵ میزان کشفیات قاچاق کالا ۱۱۷ درصد رشد داشته است.»

همه این داده‌های اطلاعاتی درباره قاچاق کالا توسط نهادهای تحت‌امر و زیرنظر رهبری و اشاره‌های گاه مستقیم برخی مسئولان به این نهادها، هنوز کسی از آیت‌الله خامنه‌ای نخواسته تا به جای توصیه‌های شعاری، پوپولستی و فرمان‌های بیهوده از بالا، به نهادهای تحت امر خود دستور دهد تا واردات کالاهای قاچاق را – که حجم آن در سال دست‌کم ۲۲ میلیارد دلار است – متوقف کنند تا شاید از این راه نهادهایی که به‌غیر از رهبری به کسی پاسخ‌گو نیستند نیز برای تحقق فرمان اقتصاد مقاومتی رهبری اقدام عملی کنند.

No responses yet

Mar 29 2017

بنیاد کرامت رضوی، حلقه وصل ابراهیم رئیسی و سپاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: خبرگزاری فارس امروز گزارش داده صدها تن «آرد تبرکی» توسط «بنیاد کرامت» در مناطق محروم خوزستان توزیع شده است. آردهای توزیع شده از کارخانه آرد غنچه خریداری شده که وابسته به «بنیاد برکت» است. بنیاد برکت زیرمجموعه ستاد اجرایی فرمان امام است که تحت نظر آیت الله خامنه ای اداره می شود.

بنیاد برکت سال ۸۶ با دستور رهبر جمهوری اسلامی برای محرومیت زدایی تشکیل شد ولی در طول ده سال گذشته به یک غول اقتصادی در دارو، مسکن و صنایع غذایی تبدیل شده و اخیرا نیز به حوزه نفت و پتروشیمی وارد شده است.

سال گذشته اما با الگوی گیری از ساختار «بنیاد برکت»، آستان قدس رضوی که توسط حجت الاسلام ابراهیم رئیسی اداره می شود، اقدام به راه اندازی «بنیاد کرامت» کرده است. نام این بنیاد برگرفته از «دهه کرامت» است که از تولد «حضرت معصومه» تا «امام رضا» را شامل می شود. در طول سال های گذشته، آستان قدس رضوی، برنامه های پراکنده ای در این دهه برگزار می کرد و اکنون یک نهاد برنامه ها را مدیریت می کند. سردار حسین یکتا، فرمانده سابق قرارگاه خاتم الاوصیاء به عنوان رییس این بنیاد منصوب شده است.

به گفته سردار یکتا، علاوه بر ابراهیم رئیسی، سردار جعفری، فرمانده کل سپاه نیز در بنیاد کرامت حضور دارد. رابط بنیاد کرامت رضوی در مناطق محروم، روحانیون مستقر در این مناطق هستند ولی به گفته سردار حسین یکتا، بنیاد کرامت، «صد گروه جهادی در این مناطق مستقر کرده و بسیج و سپاه پاسداران هم در این حرکت حامی این گروه ها» هستند.

در برنامه کلان این بنیاد، «۱۰۰نقطه در کشور شناسایی شده»، هدف این بنیاد «حل مشکلات ازدواج و معیشتی مردم است» و علاوه بر این «هئیت های مذهبی و نیروهای انقلابی در این نقاط مستقر می شوند تا بتوانیم به تربیت پابرهنه های انقلاب، توسعه فعالیت های فرهنگی و تقویت سلامت و درمان بپردازیم.»

پیش از این هم سایت مشرق نیوز خبر داده بود بنیاد کرامت پس از حوادث تلخ خوزستان که احتمالا منظور قطع برق ناشی از گرد و غبار بوده، ۲۵۰۰۰بسته ارزاق بین محرومین این منطقه برای سال نو توزیع کرده است. بنیاد کرامت همچنین ۸۰۰۰ نهال هم در مناطقی از خوزستان برای مقابله با ریزگردها کاشته است.

استان خوزستان نخستین استان هدف بنیاد کرامت رضوی است. ۱۹ اسفندماه سال گذشته، ابراهیم رئیسی، تولیت «آستان قدس رضوی» به استان خوزستان سفر کرد که به نظر می رسد فراهم کردن مقدمات این پروژه، بخشی از هدف سفر او بوده است. انتشار عکس های متعدد از سر زدن او به خانواده های فقیر هم یک پروژه تبلیغاتی مرتبط با این بنیاد است.

یکی دیگر از برنامه های اعلام شده توسط سردار یکتا، «نهضت نذر و بخت» است. در این طرح قرار است ۱۰ میلیون نفر مشارکت کننده ماهیانه ۱۰هزار تومان نذر کنند تا ب پول کمک ازدواج افراد نیازمند جور شود. این طرح ها به نوعی در راستای کمک به فراخوان خامنه ای است که خواهان افزایش جمعیت ایران شده است.

طرح دیگر بنیاد کرامت راه اندازی یک شبکه بزرگ مجازی برای خرید کالای داخلی، چیزی شبیه دیجی کالا. قرار است ۱۰درصد سود فروش کالاها «برای حل کردن مشکلات جامعه به جبهه فرهنگی» تعلق گیرد. مشخص نیست که همه طرح ها توسط بنیاد کرامت اجرا شود ولی گام های اولیه این بنیاد نشان می دهد قصد دارد یک بازوی قوی اجرایی و تبلیغاتی برای آستان قدس رضوی و ابراهیم رئیسی باشد.

سپاه علاوه بر مشارکت در این طرح، اقدام به راه اندازی قرارگاه های پیشرفت و آبادانی کرده است که بازوهای اقتصادی و اجرایی سپاه در سطح محلی محسوب می شوند. این قرارگاه ها نیز به خامنه ای قول داده بودند در سال ۹۵، ۱۰۰ روستا را به عمران و آبادانی برسانند. به گفته مقام های سپاه، هزینه های این پروژه ها از منابع داخلی سپاه تامین می شود. تاکنون گزارشی از عملیات این قرارگاه منتشر نشده است.

علاوه بر فعالیت های کمیته امداد که اکنون پرویز فتاح، رییس سابق بنیاد تعاون سپاه بر آن تسلط دارد، فعالیت های بنیاد کرامت، بنیاد برکت و قرارگاه های پیشرفت و آبادانی در مناطق محروم و روستایی ایران نشان دهنده دور تازه ای از سیاست های خامنه ای است. ابراهیم رئیسی هم به تازگی به تیم بازی اضافه شده؛ او البته یار کمکی نیست، یار اصلی است.

No responses yet

Mar 27 2017

پنج نکته اساسی در خصوص دگرگونی ساختار جمعیت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

رادیوفردا: در آخرین روزهای سال جاری خورشیدی «گزیده نتایج سرشمار عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵» از سوی مرکز آمار ایران منتشر شد. هر چند هنوز همه آمار نتایج سرشمار عمومی نفوس و مسکن منتشر نشده اما همین گزیده آماری نیز دارای نکات قابل توجهی است و روندهای بلند مدت ساختار جمعیتی ایران -که تاثیر به‌سزائی بر عرصه اقتصادی و سیاسی دارد- را به تصویر می‌کشد. برای مثال دگرگونی‌های جمعیتی دارای پیامدهای مهمی برای بازار کار ایران یا بازار مسکن و بازار آموزش خواهد بود. عرصه فرهنگی و سیاسی نیز طبیعتا از این دگرگونی جمعیتی تاثیر خواهد پذیرفت چه سبک زندگی و خواسته‌های سیاسی با توجه به ساختار جمعیت و متغیرهایی از جمله افزایش نسبت شهرنشینی و گسترش سواد دگرگون خواهد شد.

رشد جمعیتی و دگرگون‌شدن ساختار آن از قابل‌مشاهده‌ترین نمودهای اجتماعی در تاریخ تحول اجتماعی قرن اخیر ایران است. جمعیت ایران كه در سال‌های میانی دهه ۳۰ خورشیدی، حدود ۱۳ میلیون نفر بود، اما ۶۵ سال بعد به حدود ۸۰ میلیون نفر افزایش یافته است. افزایش و تغییر ساختار آن كه خود معلول عوامل گوناگون و بسیاری بود، و همچنین دارای پیامدهای بسیار پر اهمیتی خواهد بود. چه، در جوامعی همچون جامعه ایران ـ كه رشد اقتصادی معمولا كند و برون‌زاست ـ افزایش جمعیت مي‌تواند- در شرایط خاصی- به‌عنوان انگیزه افزایش تولید، كاركرد مثبتی داشته باشد. اما اگر امكانات اجتماعی و اقتصادی همگام با فزونی جمعیت افزایش نیابد، سرانه رفاه عمومی كاهش می‌یابد. به همین دلیل افزایش جمعیت به معنی شرایط و چالش‌های جدیدی است. افزایش جمعیت در شرایط خاص ایران به معنی مشكلات تازه‌ای بود، چرا كه اگر جمعیت جوان نتواند به وسیله آموزش و پرورش و اشتغال به نیروی كار مولد تبدیل شود زمینه‌ساز عدم تعادل‌های اقتصادی همچون كاهش درآمد سرانه، كاهش اشتغال، شكاف طبقاتی و فقر خواهد بود. عوارض چنین مشكلاتی در عرصه روابط اجتماعی بسیار بغرنج و پیچیده است.

نخستین نکته کلیدی این آمار کاهش نرخ افزایش جمعیت است. دومین نکته کلیدی این آمار جمعیت نشان از کاهش اندازه خانوار-کاهش شمار اعضای خانوار- دارد. میزان شهرنشینی سومین نکته کلیدی است که بیان دگرگونی آرام ولی عمیق جامعه ایران است. نرخ باسوادی جمعیت نزدیک ۹۴ درصد است. افزایش میانگین سن جمعیت نیز نکته کلیدی دیگری است که نشان از دگرگونی ساختار جمعیتی ایران دارد.

نخستین نکته کلیدی این آمار کاهش نرخ افزایش جمعیت است. توضیح این که علیرغم کوشش حاکمیت برای افزایش نرخ جمعیت، نرخ جمعیت پنج سال اخیر(۱۳۹۱-۱۳۹۵) نسبت به پنج سال پیش از آن(۱۳۸۵-۱۳۹۰) کاهش یافته است. به زبان دیگر علیرغم سیاست‌های عوامگرایانه حاکمیت در ده سال گذشته، نرخ رشد جمعیت ایران به کمترین میزان آن در ۶۰ سال اخیر رسیده است. چنین روندی محصول عواملی مانند دگرگونی سبک زندگی، دگرگونی مناسبات اقتصادی، شهرنشینی و افزایش سواد و عوامل دیگری است.

دومین نکته کلیدی این آمار جمعیت نشان از کاهش اندازه خانوار-کاهش شمار اعضای خانوار- دارد. به گونه‌ای که میانگین اندازه خانوار در سال جاری خورشیدی به ۳.۳ نفر رسید، حال آنکه میانگین اندازه خانوار در سال ۱۳۵۵ خورشیدی ۵ نفر بود. كاهش حجم خانواده دارای پیامدهای قابل‌توجهی خواهد بود. ازجمله این‌كه فعالیت‌های درون خانه زنان كاهش یافته، کار بیرون از خانه افزایش و اوقات فراغت نیز اعضای خانواده بیشتر میشود. دگرگونی اندازه خانوار-که خود معلول دگرگونی سبک زندگی است- به دگرگونی فرهنگی را دامن خواهد زد.

میزان شهرنشینی سومین نکته کلیدی است که بیان دگرگونی آرام ولی عمیق جامعه ایران است. نسبت شهرنشینی در سال ۱۳۵۵ خورشیدی نزدیک به ۳۱ درصد بود، در سال‌های پایانی حکومت پیشین به ۴۷ درصد و اینک به ۷۴ درصد رسیده است. افزایش تعداد شهرها (از ۲۰۱ شهر در سال ۱۳۳۵ به ۱۲۴۵ شهر در سال ۱۳۹۵) و هم چنین تراكم جمعیت در شهرهای قدیمی، موجب گسترش دامنه شهرنشینی شده است. گسترش شهرنشینی دارای تاثیرات قابل توجهی بر ساختار خانواده و همچنین توزیع نقش‌های اعضای آن خواهد بود. غلبه شهرنشینی بر ساخت جمعیت و خانوار به این معنی است كه خانواده – به عنوان یک واحد اجتماعی- كه در جامعه‌ی سنتی ـ كشاورزی، واحد تولید و مصرف بود، به واحدی مصرف كننده تبدیل می‌شود. بدین ترتیب اعضای خانواده در سازمان‌های تولیدی خارج از خانواده، نقش جدیدی را به عهده می‌گیرند. در نتیجه كار پنهان و غیر دست‌مزدی گذشته زنان در خانه، رفته رفته جای خود را به كار دستمزدی بیرون از خانواده خواهد داد. در چنین شرایطی نیروی کار زنان اگر تا دیروز در چارچوب نظام خانواده نقش آفرین بود، به تدریج بخش رسمی جامعه را که بخش آشکار جامعه است، تحت الشعاع قرار می‌دهد.

دگرگونی اجتماعی در یك نقطه معین جغرافیایی مي‌تواند به دیگر نقاط منتقل شود. تأثیر یكپارچگی جغرافیایی ـ جمعیتی بر اموری همچون زبان، فرهنگ، رسوم و عادات و وجدان و رفتار جمعی انكارناپذیر است.

تا صدسال پیش، نقاط گوناگون جغرافیای ایران اغلب به شكل جوامع و جزایری جدا و تک افتاده از یكدیگر بودند. با افزایش جمعیت و در نتیجه بالا رفتن تراكم جمعیتی و به دنبال آن افزایش و گسترش شهرها، به‌تدریج بر یكپارچگی جغرافیایی افزوده شد. استفاده از وسایل جدید ارتباطی بر این فرایند، تأثیر مثبتی داشت. به‌گونه‌ای‌كه بر یكپارچگی اجتماعی افزوده شد. در چنین شرایطی دگرگونی اجتماعی در یك نقطه معین جغرافیایی مي‌تواند به دیگر نقاط منتقل شود. تأثیر یكپارچگی جغرافیایی ـ جمعیتی بر اموری همچون زبان، فرهنگ، رسوم و عادات و وجدان و رفتار جمعی انكارناپذیر است.

افزایش نرخ باسوادان در سال ۱۳۵۵ نرخ باسوادی جمعیت (شش سال و بیش از آن) کمی بیش از ۶۵ درصد بود که در سال جاری خورشیدی به بیش از ۸۷ درصد رسیده است. نرخ باسوادی جمعیت( ۴۹-۱۰) اما از این هم بیشتر است و نزدیک ۹۴ درصد است.

افزایش میانگین سن جمعیت نیز نکته کلیدی دیگری است که نشان از دگرگونی ساختار جمعیتی ایران دارد. با افزایش سن جمعیت و تغییر هرم سنی جمعیت به سمت میان‌سالی و سالمندی، تغییرات قابل توجهی در بازار کار و همچنین سایر متغیرهای اقتصادی مانند هزینه‌های درمانی جامعه و هزینه بیمه‌های اجتماعی به وقوع خواهد پیوست. کاهش شمار نیروی کار و افزایش وابستگی سالمندان به بیمه‌های اجتماعی از جمله پیامدهای افزایش میانگین سن جمعیت جامعه خواهد بود. همچنین به دنبال سالمند شدن جمعیت برخی از چالش‌های اجتماعی مانند شکاف بین نسلی افزایش خواهد یافت.

نتیجه‌گیری

تازه‌ترین آمار جمعیتی ایران به‌طور میانگین نشان از کاهش نرخ افزایش جمعیت، کوچک شدن اندازه خانواده (کاهش شمار اعضای آن)، افزایش شهرنشینی و تعداد شهرها، و سطح سواد و افزایش میانگین سن جمعیت است. با دگرگونی ساختار جمعیت ایران، دگرگونی در مناسبات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی اجتنتاب‌ناپذیر خواهد بود. این پیامدها، به اعتبار ساختاری بودن دگرگونی‌هایی که از آن یاد شد، البته خود را در عرصه‌های گوناگون، به تدریج نشان خواهد داد.

—————————————————————

یادداشت‌ها و مقالات، آرای نویسندگان خود را بازتاب می‌دهند و بیانگر دیدگاهی از سوی رادیو فردا نیستند.

No responses yet

Mar 23 2017

داده باز: آمارهای مربوط به ایران در دسترس همه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

داده باز ایران: ما که هستیم؟

پایگاه داده باز ایران ابتکار مشترک افراد و سازمان‌هایی است که به موضوع داده باز و شفافیت علاقه‌مندند. اسمال مدیا (Small Media Foundation) با همکاری Development Seed این پایگاه را طراحی کرده است. پایگاه داده باز ایران مشتاق گسترش دامنه اعضای خود است، اگر به موضوع داده باز علاقه‌مندید لطفا با ما تماس بگیرید!‌

داده باز چیست؟

به زبان ساده و همانگونه که Open Data Institute تعریف می‌کند، داده باز داده‌ای است که «همه بتوانند به آن دسترسی داشته‌ باشند، از آن استفاده کنند و به اشتراک بگذارند». Open Knowledge International کتاب راهنمایی در مورد داده باز منتشر کرده و در آن توضیح می‌دهد که داده در صورتی باز به حساب می‌آید که از سه اصل اساسی زیر تبعیت کند:

در دسترس باشد، با هزینه‌ای معقول برای باز تولید آن.
استفاده و توزیع مجدد آن امکان‌پذیر باشد، به این معنی که مجوز آن اجازه‌ی استفاده و توزیع مجدد آن را بدهد.
امکان مشارکت همگانی داشته باشد، به این معنی که استفاده، استفاده مجدد و توزیع دوباره داده‌ها محدودیتی نداشته باشد.

چرا پایگاه داده باز ایران؟

سازمان‌های دولتی و غیردولتی در ایران در همه سطوح -شهری، استانی و ملی- داده‌های عمومی فراوانی منتشر می‌کنند. اما در بسیاری از مواقع این داده‌ها به راحتی در دسترس نیستند: یا در فرمت‌های غیرقابل دسترس مانند پی‌دی‌اف یا عکس عرضه شده‌اند،‌ یا در پس لایه‌های مختلف وبسایت‌های رسمی آمده‌اند یا اصلا در قالب دیجیتال عرضه نشده‌اند.

پایگاه داده باز ایران قصد دارد داده‌های دولتی و غیردولتی را در یک جا جمع کرده و آن‌ها را در قالب‌هایی که با ماشین قابل خواندن باشند (مانند CSV یا JSON) در یک کانون مرکزی ارائه دهد. هدف ما این است که به پایگاه آنلاین معتبر داده برای محققان، خبرنگاران و شهروندان ایرانی تبدیل شویم؛ و معتقدیم وجود چنین پایگاهی به افراد کمک می‌کند تا عملکرد و سیاست‌های دولت خود را بهتر درک کنند.

باز و رایگان بودن داده یکی از ویژگی‌های کلیدی دولت پاسخگو و مسئول است. در این مسیر، پایگاه داده باز ایران امیدوار است بتواند حوزه‌هایی را که مسئولان ایرانی می‌توانند شفافیت فعالیت‌های خود را بالا ببرند، برجسته کند. این کار با در اختیار عموم گذاشتن داده و دسترسی راحت به داده‌ها ممکن است.

روش کار ما چیست؟

یک پایگاه داده باز، خود نیز باید باز باشد. یکی از ویژگی‌های برجسته پایگاه داده باز ایران این است که همه‌ی فرآیند تکنولوژی و معماری پلتفرم آن بر روی گیت‌هاب به صورت عمومی قابل دسترس است. کدهای سایت در اینجا در دسترس است، مشخصات داده‌ها و همه اطلاعات در مورد داده‌های موجود را نیز اینجا می‌توان دید.

روش جمع‌آوری و تمیز کردن داده (که به آن اصطلاحا تمیزکاری داده یا data ingest می‌گوییم) به ماهیت مجموعه داده بستگی دارد. در برخی موارد ممکن است که اسکریپت خودکار (Automated Script) طراحی کنیم تا کار را برای ما انجام دهد. کد همه اسکریپت‌هایی که طراحی می‌کنیم اینجا در دسترس خواهند بود.

برای به دست آوردن داده‌هایی که در فرمت‌های ناخوانا و پیچیده در دسترس هستند نیز از ابزارهای مختلف استفاده می‌کنیم. به عنوان مثال، برای داده‌هایی که به صورت پی‌دی‌اف عرضه شده‌اند در حال حاضر از Tabula استفاده می‌کنیم که فرایندی دستی است.

راه‌های مختلفی برای مشارکت در پروژه وجود دارد:

مجموعه داده‌های خود را منتشر کنید: اگر داده‌های تمیز شده دارید و می‌خواهید آن‌ها را منتشر کنید، می‌توانید آن‌را برای ما بفرستید. لطفا به همراه داده‌های خود، روش جمع آوری داده‌ها را نیز که برای تمیز کردن داده‌ها استفاده کرده‌اید، بفرستید.

مجموعه داده پیشنهاد دهید:‌ دنبال مجموعه داده‌ای هستید و این‌جا پیدایش نمی‌کنید؟ اگر مجموعه داده‌ای سراغ دارید که فکر می‌کنید باید در پایگاه داده باز ایران در دسترس باشد، لطفا آن را به ما پیشنهاد دهید. اگر مجموعه داده جالب باشد، آن را در لیست کارهایمان می‌گذاریم.

کد تمیزکاری داده (ingest code) بنویسید: اگر برنامه‌نویس هستید و می‌خواهید در نوشتن کد تمیزکاری داده به ما کمک کنید، لطفا با ما تماس بگیرید!‌

از ما حمایت کنید: در حال حاضر اسمال مدیا حامی پایگاه داده باز ایران است، اما دوست داریم حامیان مالی خود را گسترش دهیم. اگر می‌توانید کمک کنید، لطفا با ما تماس بگیرید!‌
تماس با ماما را در گیت‌هاب پیدا کنید

No responses yet

Mar 22 2017

ایرانی‌‌ها شاد نیستند یا خوشبخت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: حسین قاضیان جامعه شناس
همین اولین روز سال که همه دوست دارند شاد باشند، خبر دادند ما ملت شادی نیستیم. اعلام شد که یک موسسه معتبر زیر نظر سازمان ملل گزارش داده است مردم ایران در میان ۱۵۵ کشور جهان، از نظر شاد بودن در رتبه‌ ۱۰۸ قرار دارند.

احتمالاً بیشتر ما ایرانی‌ها به سرعت این نوع گزارش‌ها را می‌پذیریم. نه فقط به این دلیل که منبعی معتبر در ارتباط با سازمان ملل آن را اعلام کرده است، بلکه شاید به این دلیل که نه خودمان خیلی شاد هستیم نه شادی چندانی در میان مردم و در جریان زندگی عمومی مشاهده می‌کنیم.

اما خیلی هم غمگین نباشید. ما از نظر شادی در رده صد و هشتمین کشور جهان نیستم. خبر خوب این است که این گزارش مربوط به «شادی» نیست. اما زود هم خوشحال نشوید و شادی نکنید. خبر بد این است که بدبختانه این گزارش در باره «خوشبختی» است. درست است که این گزارش نمی‌گوید ما شاد هستیم یا نیستیم، اما می‌گوید کشور ما از نظر سطح خوشبختی و رضایت از زندگی در رده صد و هشتمین کشور جهان قرار دارد. یعنی که در مقیاس جهانی چندان احساس خوشبخت نمی‌کنیم.

شادی و خوشبختی و یک اشتباه

چرا شادی و خوشبختی در این جا اشتباه گرفته شده‌اند؟ این اشتباه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ چرا این اشتباه در سال‌های اخیر در رسانه‌‌های فارسی زبان به تکرار بازگو می‌شود؟

مشکل از یک سوء‌تفاهم زبانی ریشه می‌گیرد. گزارشی‌هایی مانند آن چه چند سالی است تحت عنوان World Happiness Report منتشر می‌شود، در فارسی به شکل گزارش جهانی «شادی» ترجمه شده است. در گام نخست، خیلی هم بیراه نیست. چون اولین معنای happiness در زبان انگلیسی شادی است. اما مشکل از آن‌جا شروع می‌شود که happiness در انگلیسی معنای رایج دیگری هم دارد: خوشبختی یا سعادت.

بیشتر بخوانید:

رتبه‌بندی شادی ملت‌های مختلف؛ نروژ اول، ایران ۱۰۸

نتیجه یک نظرسنجی درباره بهترین کشورهای جهان؛ سوئیس اول، ایران هفتاد و نهم

رتبه‌بندی کیفیت زندگی در شهرهای جهان؛ ‘وین اول، تهران ۱۹۹’

معنای اول happiness بیانگر نوعی احساس است؛ احساس خوشایندی که ما آن را در فارسی با کلماتی مثل خوشی، خوشحالی، شادکامی، سرخوشی، شعف و به صورت ساده با همان تعبیر شادی بیان می‌کنیم. این احساس، واکنشی است هیجانی – عاطفی به اتفاق خوشایندی که در درون خود تجربه می کنیم و اغلب هم آن را با لبخند، خنده یا احساس لذت و هیجان بروز می‌دهیم. در این معنا، شادی در در مقابل غم و ناراحتی قرار می گیرد.

معنای دوم مربوط به یک احساس آنی نیست؛ مربوط به برش کوتاهی از احساسات ما در آن لحظه نیست؛ مربوط است به ارزیابی کلی ما از زندگی خودمان؛ مربوط است به میزان رضایتی که از زندگی خود داریم، و این که خود را در زندگی تا چه اندازه خوشبخت یا سعادت‌مند می دانیم.
Image caption مردم جمهوری آفریقای مرکزی آخرین کشور جهان از نظر سطح خوشبختی‌ بوده‌اند

گزارش خوشبخت‌های جهان

دست بر قضا World Happiness Report هم در باره شادی نیست. بلکه در باره خوشبختی است. این گزارش بر مبنای پیمایش جهانی موسسه گالوپ تنظیم می‌شود. در این پیمایش به مردم گفته می‌شود یک نردبان ۱۰ پله‌ای را در نظر بگیرند و فکر کنند که بهترین وضعیت زندگی در پله ۱۰ این نردبان قرار دارد و بدترین وضعیت زندگی در پایین‌ترین پله آن. سپس از آن‌ها پرسیده می‌شود که خود شما فکر می‌کنید در حال حاضر در کجای این نردبان زندگی قرار دارید.

مردم ایران به طور میانگین گفته‌اند که احساس می‌کنند بین پله ۴ و ۵ (۴/۶۹۲) قرار دارند. نروژی‌ها که این پیمایش نشان می‌دهد خوشبخت‌ترین مردم جهان‌اند گفته‌اند (به طور متوسط) خود را بین پله ۷ ۸ احساس می‌کنند و مردم جمهوری آفریقای مرکزی که آخرین کشور جهان از نظر سطح خوشبختی‌ بوده‌اند خود را بین پله ۲ و۳ احساس می‌کرده‌اند.

همان طور که می‌بنید، در این جا وضعیت کلی زندگی که مخلوطی است از میزان رضایت فرد از آسایش و رفاه و سلامتی خود مورد پرسش قرار گرفته است نه میزان شاد بودن در زندگی.
حق نشر عکس Getty Images
Image caption بر مبنای احساسات مثبت، شاد‌ترین کشورهای جهان همان‌ها نیستند که خوشبخت‌ترین ها به حساب آمده‌اند

آیا خوشبخت‌ها شاد هستند؟

اما آیا همه‌ خوشبخت‌ها شادند و آن‌ها که کمتر خوشبخت‌ هستند، غمگین‌اند؟

در همین نوع از پژوهش‌ها، برای اندازه‌گیری شادی از معیارهایی متفاوت از سنجش خوشبختی استفاده می‌شود. موسسه گالوپ در کنار سنجش خوشبختی، عواطف و احساسات را هم در سطح جهانی می‌سنجد، هم احساسات مثبت هم احساسات منفی.

احساسات مثبت شامل لبخند زدن، خندیدن، کار هیجان انگیزی انجام دادن، کیف کردن، استراحت کردن می‌شود و احساسات منفی شامل عصبانیت، اضطراب، نگرانی، احساس غم و درد.

بر مبنای احساسات مثبت، شاد‌ترین کشورهای جهان همان‌ها نیستند که خوشبخت‌ترین ها به حساب آمده‌اند. گزارش سال ۲۰۱۶ موسسه گالوپ نشان می‌دهد که شادترین مردم در پاراگوئه، گواتمالا، هندوراس و چهار کشور دیگر آمریکای مرکزی و لاتین در کنار ازبکستان، اندونزی و سوئیس زندگی می‌کرده‌اند.

غمگین‌ترین مردم اما در کشورهای متنوع‌تری به سر می‌برده‌اند. در راس این کشورها سوریه قرار داشته است و پس از آن کشورهایی مثل ترکیه، نپال، گرجستان، صربستان و عراق قرار می‌گیرند. اما وقتی به فهرست کشورهای خوشبخت جهان نظری بیاندازیم، ترکیه، نپال و صربستان در یک پنجم بالای جدول خوشبخت‌ها قرار دارند.

به این ترتیب، گویی احساس شادی و غم رابطه مستقیمی با خوشبختی ندارند. پس حالا اگر جزو خوشبخت‌ها نیستیم، شاید هنوز بتوانیم جزو شادها قرار بگیریم.

No responses yet

Mar 22 2017

پرسه در محلات املاک‌نجومی؛ بذل و بخشش محمدباقر قالیباف شهردار تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

سحام نیوز: ۱۰۸ مورد واگذاری، ۱۱۰ ملک به ۱۲۲ نفر، مساحت ۱۷ هزار و ۱۸ مترمربع، ۸۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان. در نگاه اول تعدادی رقم بود که شاید هر روزه به گوشمان می‌خورد و بی‌تفاوت از کنارش رد می‌شدیم؛ که این رقم‌ها به کار ما نمی‌آید. اما وقتی، گوشمان را تیز کرد که شد «افشای واگذاری چند هزار میلیاردی املاک به بعضی مدیران ارشد شهری و برخی اعضای شورای شهر تهران». ارقامی نجومی که تبدیل به خانه‌هایی با متراژها و قیمت‌های نجومی شد و واگذاری بی‌ضابطه املاک شهرداری به افراد خاص، افکار عمومی را به واکنش واداشت.

به گزارش خبرآنلاین حالا از شهریور ماه ۹۵ مردم بی‌اعتماد شده‌اند و حساس به رقم‌ها؛ ملک‌هایی که با تخفیف‌های ۵۰ درصدی به افرادی واگذار شد که اگر در شهرداری هم کاری نمی‌کردند به هر صورتی ارتباطی با آن داشتند و شهردار بخشیده بود و خیلی راحت تکذیب می‌کرد؛ تکذیب واگذاری غیرقانونی ملک‌هایی در دربند، ولنجک، شهرک غرب، سعادت‌آباد، هروی و اقدسیه که گمان می‌برد سرپوشی باشد برای این افشاگری و جنجال؛ خانه‌هایی در بهترین نقاط شهری که چشم و گوش هر شهروندی را حساس می‌کند، حساس می‌کند و اعتمادی که رفته را برنمی‌گرداند. اعتمادی رفته که دیگر تکذیب نمی‌شود. هرچند که طبق آخرین آمار دادستان تهران تاکنون از ۱۸۴ نفر در پرونده املاک نجومی تحقیق شده است.

سنگینی سایه املاک نجومی بر محله دربند؛ حراج ۸۰۰ مترمربع

«صدای زنگ دوچرخه بچه‌ها که به گوشمون می‌خورد، یعنی نزدیک شدیم و وقت استراحته. صدای قهقهه بچه‌ها اسم رمزمون بود؛ یعنی آخر خطه و باید بساط کوه‌نوردی رو جمع کنیم و بریم تا هفته بعد.» لم داده به مجسمه شاه‌بابا و سرش را بالا گرفته؛ انگار که مخاطب حرف‌هایش شاه‌بابا باشد. پیرمرد ۷۰ ساله‌ای است که از جوانی کوه‌نوردی می‌کرده و آخر هر هفته از پایین شهر به دربند می‌آید و تا شیرپلا می‌رود. «خیلی وقته که بازنشسته شدم و با حقوق بخور نمیر بازنشستگی زندگی می‌کنم. هر جمعه باید کلی پول کرایه تاکسی بدم تا برسم اینجا برای کوه‌نوردی. صرف نمی‌کنه؛ اینهمه پول خرج کنم که سالم بمونم؟ برم تا شیرپلا و برگردم پایین دود و آلودگی بره تو ریه‌هام که چی بشه؟»

پیرمرد خسته است؛ گلایه از وضع زندگی و پایین‌شهری و بالاشهری و هزار مشکل دیگر را سر کرایه تاکسی‌اش از خانه تا دربند خالی کرده و انگار شنونده‌ای بهتر از مجسمه شاه‌بابا پیدا نکرده. «قبلا یک دربند بود و کوه‌نوردیش؛ کی حرف بالاشهر و پایین‌شهر می‌زد؟ حالا سرتاسر شده برج و ساختمون و جوونا و مردم بی‌دردی که بدون زحمت تو خونه‌های میلیاردی می‌شینن و زندگی می‌کنن. از کی اینجوری فاصله افتاد بینمون؟»

حالا خاطره‌هایش گل کرده و از قصه‌های پدر و مادرش می‌گوید. «پدربزرگ خدا بیامرزم هم کوه‌نورد بود؛ تعریف می‌کرد زمان قاجار، شاهزاده ها اینجا زندگی می‌کردن، ویلا و خونه‌های اعیونی می‌ساختن. حالا هم دوره زمونه برگشته؛ اینجا شده محله اعیونی‌ها و از ما بهترون.»

به اینجا که می‌رسد دستش را جلوی دهانش می‌گیرد که یعنی بعضی حرف‌ها را نمی‌شود زد. «فقط همین رو بگم که تو محله ما خیلی‌ها از خواب شبشون می‌زنن برای سیر نگه‌داشتن خونوادشون؛ حالا اینجا سر خونه‌های نجومی دعوا می‌کنن.»

داستان خانه‌ها و املاک نجومی حتی پیرمرد کوه‌نورد ۷۰ ساله را هم به صدا درآورده؛ خانه‌هایی که با متراژ بالا و کمترین قیمت بدون هیچ توجیهی از طرف شهرداری به اعضای شورای شهر، مدیران شهری و … واگذار شد و حاشیه‌های زیادی را به دنبال داشت. تا جایی که مسئول یکی از آژانس‌های املاک دربند در توضیح قیمت و متراژ ملک‌های این محله می‌گوید: «سال ۹۳ که ملک‌های نجومی واگذار شد، افزایش قیمت داشتیم و کمترین قیمت برای ملک‌ها از متری ۷ و نیم برآورد می‌شد؛ آن‌هم نه نوساز، قدیمی و چند سال ساخت و بهترین و لوکس‌ترین ملک‌ها متری ۱۷ تا ۱۸ میلیون تومان بود؛ اما الان که ۲ سال گذشته ملک‌ها از متری ۸ میلیون تومان شروع می‌شود تا بهترین و سوپرلوکس‌ترین ملک که متری ۳۰ میلیون تومان است.»

بیشترین تعداد خانه‌های نجومی در محله دربند واگذار شده است؛ تا جایی که ظاهرا ۶ مدیر شهری با مساحتی بالغ بر ۷۸۳ مترمربع، مالک خانه‌هایی با متراژ بالا و قیمت پایین شده‌اند.

«دیگه نمی‌شه اعتماد کرد؛ دیگه نمی‌دونم دردم رو به کی بگم.» وزنش را می‌اندازد روی عصای کوه‌نوردی و آرام بلند می‌شود و سرپایینی دربند را به مانند جوانی شاداب پایین می‌رود و وجب به وجب برج‌ها و ساختمان‌های مسکونی را برانداز می‌کند. محله دربند اما برخلاف گلایه‌های پیرمرد فقط مختص اقشار با درآمد بالا نیست و قشرهای مختلفی از مردم در این محله سکونت دارند و همین مسئله اختلاف فاحش طبقانی و ناهمگونی‌های بسیاری را به وجود آورده است. اختلافاتی همچون مسائل آموزشی، تحصیلی و فرهنگی که بر بافت اجتماعی منطقه تاثیر گذاشته و فضایی در ظاهر چند قطبی را به وجود آورده است؛ با این حال این منطقه یک مکان تفریحی و توریستی محسوب می‌شود و به همین دلیل دارای موقعیتی خاص است. موقعیتی توریستی که به خاطر بافت قدیمی شهری‌اش، هرهفته میزبان شهروندانی با طبقه‌ها و پایگاه‌های اجتماعی متفاوت است.

با وجود این ناهمگونی‌ها این منطقه از لحاظ دسترسی محلی در شرایط خوبی قرار دارد و همین مسئله باعث شده در سال‌های اخیر این محله تا حدود زیادی از بافت سنتی خود خارج و به بافتی مدرن تبدیل شده است. املاکی دربند از خانه‌های میلیاردی می‌گوید. «خونه‌ای که می‌تونی تو دربند با متری ۳۰ تومن بخری، دیگه خونه نیست، کاخه. معلوم نیست که این قبیل خونه‌ها افتاده دست شهرداری یا نه؛ ولی با این اختلاف زیاد طبقاتی درست نیست آدم تو این خونه‌ها زندگی کنه. آخرش که چی؟ جایی که میریم همه یه اندازه‌اس.»

ولنجک‌نشینی با حراج تنها ۲۲۰ مترمربع

«مگه این شهر چند تا کوچه بن بست با این اهل دلا و منظره قشنگ داره؟ چندتا کوچه شیب‌دار با ویوی جنگل؟ کدوم خیابون این شهر به بام می‌رسه با این عظمت؟ ولنجک یک شهره برای خودش» اینها را جوانی می‌گوید که ۵ سال است در ولنجک زندگی می‌کند و این محله جزئی از هویتش شده است. محله‌ای برای طبقه‌ای خاص که به محله مرفه‌نشین شهر معروف شده است. «دانشگاه شهید بهشتی، سالن اجلاس سران، دانشگاه آزاد، کهف الشهدا، بام تهران، مؤسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور، مجموعه تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی ایران و … بازم بگم؟ کدوم محله‌اس که اینهمه دسترسی محلی و مکان‌های مهم توش باشه؟ تازه مرتفع‌ترین منطقه مسکونی ایران هم هست.»

تاریخ این محله به کشاورزان و دامداران آذری و لری برمی‌گردد که به خاطر آب‌و‌هوای خوب این منطقه برای کشاورزی و دامداری مهاجرت کرده بودند و از نظر مالی افرادی متوسط رو به پایین بودند ولی رفته رفته شرایط مالی‌شان تغییر کرده؛ تا جایی که حالا نوادگان آنها، همان مرفه‌نشینان ولنجک هستند. محله‌ای با خانه‌های ویلایی و مجتمع‌های مسکونی بلندبالا که چشم کمتر کسی را متوجه عظمت و زیباییشان نمی‌کند. خانه‌هایی که به گفته مسئول یکی از آژانس‌های املاک ولنجک، بر اساس ویلایی و چندطبقه بودن، آپارتمان، مشاعات، نوع معماری، دسترسی محلی و … ارزش‌گذاری و قیمت‌گذاری می‌شوند.

«کمترین قیمتی که می‌شه تو ولنجک باهاش خونه خرید از متری ۱۱ تا ۱۲ میلیون شروع می‌شه تا متری ۲۵ میلیون که بهترین خونه رو می‌شه خرید. املاک نجومی سال ۹۳ واگذار شد، تو اون دوره می‌شد با متری ۷، ۸ تومن هم خونه گرفت و بهترین خونه هم متری ۱۱ تومن بود. آقازاده‌هایی که خونه‌های ولنجک بهشون رسید با اونهمه تخفیف تقریبا مفت صاحب‌خونه و زمین شدن.»

محله بعدی واگذاری خانه‌های نجومی، ولنجک بود. محله‌ای در بالاترین نقطه تهران، با بهترین بافت شهری و اجتماعی، بیشترین دسترسی محلی و بهترین امکانات. «کافیه اراده کنی بری خرید؛ صدتا سوپر مارکت و رستوران و بانک و خشکشویی و .. کنارت سبز می‌شه. یکم تو زمستون رفت و آمد سخت می‌شه که خب بالاشهر نشینی این مسائل رو هم داره. با وجود این دسترسی‌ها چیزی که خونه‌های ولنجک رو از بقیه جاها متمایز می‌کنه معماری ساختمون‌هاس. بعضا یجوری راحی می‌شن که کل تهران رو زلزله ببره اینا طوریشون نمی‌شه. یعنی می‌خوام بگم پادشاهی زندگی می‌کنن.» محله‌ای که برخی مدیران تنها به ۲۲۰ متر تملک با ۵۰ درصد تخفیف راضی شدند.

مدیران شهری در محله آمریکایی‌نشین؛ حراج هزار مترمربع

واگذاری خانه‌های نجومی به دربند و ولنجک خلاصه نمی‌شود؛ شهرک غرب و مرزداران هدف بعدی واگذاری املاک شهرداری به خواص بودند. محله امریکایی‌نشین تهران که پیشینه آن به خارجی‌هایی برمی‌گردد که برای اسکان به این محله می‌آمدند. محله‌ای که مثل دو منطقه دیگر به عنوان یک محله لوکس و مرفه‌نشیت شناخته می‌شود و به خاطر وجود تعداد زیادی از مقاصد کاری، تفریحی، خرید و درمانی در آن، تردد و رفت‌و آمد شهرواندان زیاد است. خیابان‌بندی‌ها و بلوارهای عریض و امکان دسترسی سریع به چندین بزرگراه اصلی تهران سامانه ترافیکی مناسبی را در این منطقه از تهران به وجود آورده است.

«خونه‌های ویلایی زیادی تو شهرک غرب و مرزداران هست که معماری خیابون‌های فرعی رو مثل بافت شهری کشورهای اروپایی کرده؛ انقدر که خیلی از توریست‌ها برای دیدن این کوچه‌های فرعی میان و واقعا زیباست.» زن جوانی است که به گفته خودش قدم به قدم شهرک غرب را متر کرده و تمام خیابان‌های فرعی معروف شهرک را از بر است. «تفریح جوونای این منطقه خیابون ایران‌زمینه؛ یکی دیگه از خیابون‌های قشنگ شهرک که پاتوق دختر پسرهاییه که آخر هفته‌ها دور دور می‌کنن.»

تفاوت شهرک غرب با دربند و ولنجک و دیگر خانه‌های نجومی در امنیتی است که برای شهرک تامین شده؛ خیابان‌های بن‌بست بسیاری در این محله وجود دارد که علت اصلی طراحی آنها بالا بردن امنیت است و ابتدای هر بن‌بستی اتاق نگهبانی وجود دارد که کلیه رفت‌وآمدها در صورت توافق اهالی کنترل می‌شود. محله‌ای که سهم املاک واگذار شده شهرداری در آن بیش از هزار مترمربع است و به گفته یکی از مسئولان آژانس املاکی این منطقه قیمت‌ها از متری ۷ میلیون شروع می‌شود تا ۱۸ میلیون تومان. در حالی که قیمت ملک‌های این منطقه در سال ۹۳ از ۵ میلیون شروع و به ۸ میلیون تمام می‌شده است. «اگر میانگین هم حساب کنیم می‌شه متری ۷ میلیون. شما هزار مترمربع رو که در ۷ میلیون ضرب کنی می‌شه چقدر؟» به ضرب و تقسیم که می‌رسد، سوت کشدار بلندی می‌کشد و ماشین حسابش را نشان می‌دهد که به این رقم حساس شده و هشدار می‌دهد.

تکذیب؛ کارکرد مدرن شهرداری

از اینجا به بعد شهرداری کوتاه آمده و بیخیال مناطق آس شهری شده است؛ سراغ پاسداران و هروی و اقدسیه رفته تا شاید تعادل را بین مناطق شهری برقرار کند. «چند ساله که تو پاسداران کاسبی می‌کنم. محله خوبیه؛ بافت مذهبی‌نشین این منطقه به بقیه مسائلش اولویت داره. عموما خانواده‌های مذهبی با سطح درآمد بالا اینجا زندگی می‌کنن. هروی هم دو تا بخش داره؛ یک بخشش بافت قدیمی و محلیه و بخش دیگه‌اش پاسداران و ساقدوش می‌شه که بافت غیرمذهبی هم بینشون دیده می‌شه.»

یکی از مغازه‌داران خیابان پاسداران است که در پاساژی مشغول به کار است. «از لحاظ دسترسی محلی هم خیلی خوبه و هرچی که بخوای دم دستت هست.»

قیمت ملک‌های پاسداران هرچند از دیگر منطقه‌ها پایین‌تر است اما روند واگذاری آن طوری بود که حاشیه‌های زیادی را به همراه داشت و به افرادی واگذار شد که جز تکذیب تملک خانه‌های نجومی حرفی برای گفتن نداشتند.

ملک‌هایی که در سال ۹۳ از متری ۴ میلیون تومان شروع می‌شد و تا ۶ میلیون می‌رسید و در حال حاضر بعد از گذشت دو سال این مقدار به متری ۸ و ده میلیون تومان رسیده است. «شنیده بودم به یکی از مدیرای سابق شهرداری ملک ۴ میلیاردی داده بودن. درست و غلطش پای خودشونه ولی تو این محله مردم نون حلال می‌خورن. سر یک قرون دو قرونشون قسم می‌خورن. حالا حرف ۴ میلیارد پوله. ایشالا که اینم تکذیب بشه.»

No responses yet

Mar 22 2017

سقوط آزاد به زیر خط فقر: دقیق‌تر نگاه کنید؛ کارگران زن بر سر چهارراه‌ها منتظر کار شرافتمندانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :خودش را «گل‌بانو» معرفی می‌کند. بر سر گذری در محله حسین‌آباد تهران با فاصله از دیگر کارگران مرد، ایستاده است. چادر رنگ و رو رفته بر سر دارد و منتظر است. می‌گوید: « منتظرم تا کسی کارگر خانه بخواهد. نظافت می‌کنم. در و دیوار تمیز می‌شویم. از همین کارها…

کلمه-نرگس نامدار: اگر دیدن کارگران مرد که صبح‌های زود بر سر چهارراه‌ها یا سر گذرها ایستاده‌اند تا وانتی توقف کند و صدای‌شان کند برای کارگری عادی شده، اما دیدن زنانی که با چند قدم فاصله از آنان به انتظار برای کار ایستاده‌اند کاملا دور از انتظار است.

حتی برای اولین بار که دیده شدند به ذهن هم خطور نکرد که شاید در انتظار کارفرمایی هستند که برای کار روزانه به دنبال کارگر می‌گردد.

کارگرانی که برای معیشت، این روزها در جست‌وجوی کارند و نان را روزانه به دست می‌آورند. برای آنان بیمه و حق بازنشستگی شوخی بیش نیست. مرزهای فلاکت و فقر از همه اینها گذشته است.

خودش را «گل‌بانو» معرفی می‌کند. بر سر گذری در محله حسین‌آباد تهران با فاصله از دیگر کارگران مرد، ایستاده است.

چادر رنگ و رو رفته بر سر دارد و منتظر است. می‌گوید: « منتظرم تا کسی کارگر خانه بخواهد. نظافت می‌کنم. در و دیوار تمیز می‌شویم. از همین کارها دیگر…»

ـ «مردم از کجا بدانند تو کارگری؟ اول به نظر می‌رسید منتظر تاکسی باشی»

می‌گوید: «همانطور که خودت فهمیدی. چند روز که رد شوند و مرا اینجا ببینند می فهمند منتظر کارم. این روزها همه دنبال کارگر خانه می‌گردند. پیدا که نکنند دنبال امثال من می‌آیند.»

ـ «در این چند روز هر روز رفتی سر کار؟»

می‌گوید: « هر روز که نه. ولی چند نفری ازم پرسیدند که کارگر هستم یا نه؟ اینجا محله اعیانی است و معمولا خانه‌ها کارگر می‌خواهند. بسیاری از مردم سر کار می‌روند برای همین روزهای آخر سال مجبور به خانه تکانی هستند.»

می‌پرسم: «چطور جرات می‌کنی به خانه‌ای بروی که نمی‌شناسی؟ به چه اعتباری؟»

خلاصه جواب می‌دهد: «وقتی سه تا بچه گرسنه داشته باشی و شوهری علیل که نمی‌تواند کار کند این حرفها برایت مسخره می‌شود. شب عیدی هیچی ندارم.»

شوهرش سرایدار یک آپارتمان مسکونی بوده اما بر اثر تصادف از ناحیه کمر و لگن دچار شکستگی شدید شده، علاوه بر اینکه بیش از سه هفته هم در کما بوده. بعد از آن دیگر نمی‌تواند کارهای سنگین انجام دهد. از خانه و کار جواب‌شان کردند. الان در یک اتاق استیجاری در باقرآباد تهران زندگی می‌کنند. دختر ۱۳ ساله که اولین بچه است هم درس می‌خواند و هم از پدرش مراقبت می‌کند. مجبور شده‌اند بچه دوم‌شان را به شهرستان نزد اقوام بفرستند تا کمی از خرج‌شان کاسته شود و سومی هم کلاس اول می‌خواند.

این خلاصه زندگی زنی بود که این روزها در گذرگاهی در تهران به انتظار کار ایستاده است.

نگاه‌تان را این روزها دقیق کنید بر سر جاهایی که کارگران به انتظار ایستاده‌اند، در همان حوالی زنان کارگر را هم می‌بینید. پدیده‌ای که روزگار بر دامن پایتخت نشانده است.

نسیم، اما بسیار جوان‌تر از گل‌بانو است. ۳۲ ساله است. او هم بر سر خیابان ایستاده است و به ماشین‌های گذری می‌گوید: «کارگر….»

می‌گوید: «بیکارم. خرج خانه را باید بدهم. کارگری هم عار نیست. مهم این است که با شرافت کار کنی.»

همان سوال‌ها را از او هم می‌پرسم و جواب می‌دهد: «بالاخره ترس که هست ولی یاد گرفتم از خودم چطور مراقبت کنم. به خانه مردم که می‌روم جلوی چشم‌شان به پدرم زنگ می‌زنم و آدرس می‌دهم و مرتب در حین کار به خانه زنگ می‌زنم. این عدم اطمینان برای صاحب خانه هم هست دیگر. آنها هم باید به من اطمینان کنند.»

می‌پرسم چرا به بنگاه‌های کار خدماتی مراجعه نمی‌کند؟ می‌گوید: «آنها استثمار می‌کنند. باید کلی سفته و چک بدهی. آخرش هم تو جان می‌کنی ولی سهم بیشتر را آنان برمی‌دارند.»

دلش نمی‌خواهد از زندگی‌اش حرف بزند. فقط می‌گوید آدم باید کارد به استخوانش برسد که چنین کاری کند.

درد به استخوانش رسیده است. صورتش با آنکه جوان است اما حکایت دستانش، راز دیگری را بر ملا می‌کند.

دست‌های او و گل‌بانو و همه مردان منتظر کار بر سر چهارراه‌ها و گذرها حکایت زندگی حداقلی است. داستان هزاران انسانی که کارگرند اما نام‌شان جایی ثبت نمی‌شود. “حداقل دستمزد”، “بیمه تامین‌اجتماعی”، “بازنشستگی” و… واژه‌های لوکسی هستند در زندگی بی‌رویای اینان.

برای آنان آمدن سال نو تنها فرصت یک کار بیشتر است، وگرنه روزهای آنان با روزهای دیگر فقط یک فرق دارد: زندگی‌شان سخت‌تر از روز قبل، پیش می‌رود. آنان هر روز یک قدم از خط فقر بیشتر پایین‌تر می‌روند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .