اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Sep 18 2014

غلامحسین غیب‌پرور٬ فرمانده سپاه فارس: اصلاح‌طلبان برای مجلس خبرگان برنامه دارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: غلامحسین غیب‌پرور٬ فرمانده سپاه فارس با «فتنه‌گر» دانستن محمد خاتمی نسبت به آغاز فعالیت اصلاح‌طلبان برای حضور در انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی هشدار داد.

به گزارش خبرگزاری «بسیج» آقای غیب‌پرور روز در جمع گروهی از زنان دانشجوی بسیجی استان فارس این مطلب را بیان کرده و گفته «اکنون اصلاح‌طلبان کمرشان را محکم بسته‌اند.»

وی افزوده اصلاح‌طلبان برای ورود به این دو مجلس قصد دارند فعالیت‌های خود را از دانشگاه‌ها آغاز کنند که در این زمینه نیرو‌های بسیج دانشجویی باید فضای سیاسی جامعه را با «ذره‌بین» رصد کنند.

این فرمانده سپاه حوادث سال ۸۸ را «فتنه‌ای» شدید‌تر از جنگ هشت ساله دانسته و گفته «چه کسی تضمین می‌دهد که فتنه ۸۸ تکرار نمی‌شود؟»

وی اظهار کرده کسانی که از این «فتنه» کوتاه نیامدند «به رهبر انقلاب نامه نوشتند مبنی بر اینکه ما خوشحالیم که به سلامت رسیدید.»

منظور وی از این افراد٬ محمد خاتمی است که هفته گذشته در پی عمل جراحی علی خامنه‌ای در نامه‌ای برای وی آرزوی سلامتی کرد.

محافظه‌کاران تندرو خاتمی را یکی از «سران فتنه» می‌دانند که به همراه اکبر هاشمی رفسنجانی٬ حسن روحانی و حسن خمینی برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان برنامه‌ریزی کرده است.

غیب‌پرور به طور تلویحی این فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی‌ها را برای نظام و انقلاب «سخت» ارزیابی کرده و خطاب به زنان بسیجی گفته «ما در حال گذراندن شرایط قبل از ظهور هستیم.»

این فرمانده سپاه اضافه کرده «شرایطی بسیار سخت و حساس. حرکات در این دوران، پیچیده‌تر و پی‌در‌پی اتفاق می‌افتد.»

به گفته وی «مشیت خداوند بر این است که هر روز نسبت به روز گذشته، مشکلات و سختی‌ها بیشتر شود.»

غیب‌پرور افزوده «گاهی اوقات، با تکان‌های شدید سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی برخی به راحتی از صحنه حذف می‌شوند. برخی‌‌ همان ابتدای انقلاب حذف شدند و خیال همه را راحت کردند.»

No responses yet

Sep 16 2014

افشای جزئیاتی دیگر از فساد مالی حمید بقایی در مناطق آزاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: مشاور ارشد حسن روحانی موارد جدیدی از فساد مالی در دولت احمدی‌نژاد را فاش کرد و گفت حمید بقایی با انعقاد قراردادهای غیرقانونی و اجاره اموال دولت هم به عنوان موجر و هم مستاجر، سودهای کلانی را در مناطق آزاد به جیب زده است.

اکبر ترکان سه ماه پس از اظهاراتش علیه دولت نهم و دهم [2]، معاون محمود احمدی‌نژاد را مجدد متهم به فساد گسترده مالی کرد و گفت: «همچنان تغییری در شرایط ایجاد نشده و با گذشت یکسال از آغاز به کار دولت یازدهم، اموال دولت در دست مسئولان قبلی باقی مانده و دولت ناچار به شکایت از این افراد به دستگاه قضایی شده است.»

به گزارش ایرنا، [3] ترکان با اشاره به ترفندهای بقایی در کسب سودهای هنگفت از منابع دولتی اظهار داشت: «از آنجا که در دولت محلی به نام شورای عالی ایرانیان خارج از کشور وجود دارد، اذهان عمومی تصور می کنند که این حق محسوب می‌شود اما بقایی برای حمایت از خانه ایرانیانی که خودش به ثبت رسانده، از دولت یک مصوبه گرفته است، بعد هم ساختمان مناطق آزاد را به عنوان موجر اجاره داده به خانه ایرانیان خارج از کشوری که خود مستاجر آن بوده است.»

وی افزود: «بقایی برای تنظیم قرارداد اجاره از طرف مناطق آزاد از مشاور خود خواسته بود که این قرارداد را امضا کند و از طرف خانه ایرانیان نیز فردی که همکارش بوده این قرارداد را به امضا رسانده اما در حقیقت، هر دو طرف را خود سازماندهی کرده، در نتیجه ساختمانهای مناطق آزاد را اینگونه برای مدت طولانی اجاره داده است.»

مشاور ارشد حسن روحانی شنبه گذشته با اعلام شکایت دولت تدبیرو امید از حمید بقایی، گفت: [4] «خودرو‌ها، اموال و ساختمان‌ها که توسط برخی مسئولان دولت سابق در اختیار گرفته شده، هنوز به دولت بازگردانده نشده است.»

ترکان تاکید کرد: «این موضوع از سوی دولت به قوه قضائیه ارجاع شده است تا شاهد بازگشت اموال دولتی به بیت‌المال باشیم. تا جایی که بنده اطلاع دارم، هم‌اکنون این پرونده در نوبت رسیدگی قرار دارد.»

مرداد ماه سال گذشته حمید بقایی نسبت به اظهارات مشابه اکبر ترکان واکنش نشان داده و گفته بود: [5] «این موارد تماماً خلاف واقع است. قبلاً صحبت‌هایی از این دست شده ولی چنین ادعاهایی اصلاً صحت ندارد. انعکاس این اخبار دروغ کاملاً اشتباه است و نباید وارد فضای رسانه‌ای کشور شود. قبلاً هم نظر صریح خود را درباره این موارد کذب مطرح کرده‌ایم و اعتقاد داریم این‌گونه اخبار بر مبنای شایعات مطرح در برخی محیط‌های اداری و محافل رسانه‌ای مطرح می‌شود.»

No responses yet

Sep 16 2014

روایت کیهان از بی‌اعتنایی خامنه‌ای به نامه خاتمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: در جریان بستری بودن رهبر جمهوری اسلامی، مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای با امضای محمد خاتمی از “سلامتی وجود مبارک” ابراز خرسندی کرد. روزنامه کیهان به تحلیل علت “بی‌اعتنایی” خامنه‌ای به این نامه می‌پردازد.
علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در میان محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی در زمان دولت اصلاحات

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در میان محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی در زمان دولت اصلاحات

رهبر جمهوری اسلامی هفته‌ی پیش برای عمل جراحی پروتستات در بیمارستان بهمن تهران بستری شد، و صبح دوشنبه، ۲۴ شهریور بیمارستان را ترک کرد.

در یک هفته‌ای که علی خامنه‌ای در بیمارستان بود اغلب شخصیت‌های ارشد حکومتی، از جمله رئیس جمهور حسن روحانی و رئیس دولت‌های نهم و دهم محمود احمدی‌نژاد از او عیادت کردند.

در میان خیل عظیم عیادت‌کنندگان از خامنه‌ای شمار اصلاح‌طلبان بسیار اندک، و مشهور‌ترین غایب این جمع رئیس جمهور پیشین محمد خاتمی بود.

به همین علت نامه سرگشاده مجمع روحانیون مبارز با امضای خاتمی بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جناح‌های مختلف حکومت داشته و واکنش به آن همچنان ادامه دارد.

اعتراض‌های سال ۸۸، عامل بی‌اعتنایی

حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در موسسه کیهان در یادداشت روز سه‌شنبه (۲۵ شهریور) خود نوشت، این نامه “در عرصه سیاسی کشور با بی‌اعتنایی آمیخته به تعجب و در مواردی با انتقاد و اعتراض” روبرو شده است.

شریعتمداری در ادامه یادداشت خود “مردم” را جایگزین حاکمیت و شخص خامنه‌ای کرده و به بررسی “علت بی‌اعتنایی مردم” به نامه مجمع روحانیون مبارز می‌پردازد.

مدیر مسئول کیهان علت بی‌اعتنایی به نامه خاتمی را همراهی اصلاح‌طلبان با جنبش اعتراضی به نتایج اعلام شده انتخابات سال ۸۸ عنوان می‌کند و شخصیت‌های ارشد این جناح را “سران و عوامل فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸” می‌خواند.

نماینده خامنه‌ای در موسسه کیهان معترضان سال ۸۸ را خائن خواند و خطاب به رهبران اصلاح‌طلبان نوشت: «بعد از آن خیانت بزرگ به اسلام و انقلاب و مردم و نظام […] چگونه می‌توانید انتظار داشته باشید بدون توبه صریح، اعلام برائت از مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس که بی‌پرده در خدمت آن بوده‌اید و قبل از تحمل مجازات که بی‌تردید برای برخی از فتنه‌گران، بسیار سنگین خواهد بود و… نامه کذایی مورد اعتنای مردم باشد؟»

«یکی به نعل یکی به میخ زدن خاتمی»

روزنامه رسالت روز دوشنبه، ۲۴ شهریور نامه شماری از جوانان اصولگرا خطاب به خاتمی را منتشر کرد که در آن نسبت به سرانجام رئیس جمهور پیشین و “جریانی که او را در عرصه سیاست همراهی می‌کند” ابراز نگرانی شده است.

جوانان اصولگرا به خاتمی نوشته‌اند: «خیرخواهانه و از سر دلسوزی برای آینده کشور از شما می‌خواهیم که به این رویه یکی به نعل و یکی به میخ زدن پایان دهید و با این دست رفتار‌ها شیپور بازگشت به دامان نظام را از سر گشاد آن نزنید که ما از باقی ماندن اتهام “فتنه و بغی” بر شما بیمناکیم‌.»

مجمع روحانیون در نامه به خامنه‌ای نوشت، خبر موفقیت‌آمیز بودن عملی جراحی او “آرامش بخش خاطر همه‌ی علاقمندان در سراسر کشور شده” و “با کمال خرسندی از سلامتی وجود مبارک، عافیت کامل و دوام عمر شریف را از خداوند بزرگ مسئلت داریم”.

پرویز سروری، از اصولگرایان عضو جمعیت رهپویان هدف از نگارش این نامه را بازگشت به نظام خوانده و به سایت “جهان‌نیوز” می‌گوید، اصلاح‌طلبان با چنین اقدام‌هایی قصد دارند “بدون هزینه و حتی با حفظ ظرفیت و بدنه اجتماعی اندک و ناچیز فتنه سبز به صحنه سیاسی کشور بازگردند”.

بیشتر بخوانید: “کلید رفع حصر رهبران جنبش سبز در دستان خامنه‌ای است”

زمینه سازی برای انتخابات آینده مجلس

حمیدرضا ترقی، عضو حزب مؤتلفه نیز در گفت‌وگو با سایت خبری “تسنیم” گفته است: «اصلا‌ح‌طلبان با مهندسی کردن افکار عمومی جامعه و رسانه‌ای کردن این گونه نامه‌ها سعی می‌کنند خودشان را بر نظام تحمیل کنند و در واقع با فضاسازی در جامعه از آرامش نظام سوءاستفاده کنند تا بتوانند موقعیت خودشان را برای انتخابات آینده بازسازی کنند.»

در واکنش به این برداشت‌ها، محسن رهامی، از اعضای ارشد مجمع و عضو شورای مشورتی محمد خاتمی، نامه به خامنه‌ای را طبیعی و معمولی خوانده و از ارتباط قدیمی و دوستانه اعضای این تشکل با او سخن گفته است.

عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت خاتمی و از اعضای شاخص مجمع، درباره گمانه‌زنی‌های اصولگرایان گفت: «کسی از دامان نظام خارج نشده‌است که بخواهد بازگردد، بنابراین، نامه مجمع روحانیون مبارز یک نامه‌نگاری، درون نظام بوده‌است.»

موسوی لاری همچنین، ۲۵ شهریور به سایت “جماران” گفته است: «این نامه، از سوی مجمع روحانیون مبارز است و آقای خاتمی به عنوان رئیس شورای مرکزی از طرف مجمع آن را امضا کرده‌است.»

اگر خاتمی نامه نمی‌نوشت …

رهامی، مجید انصاری و علی اکبر محتشمی‌پور، دیگر اعضای ارشد مجمع روحانیون از معدود شخصیت‌های اصلاح‌طلبی بودند که در بیمارستان به عیادت خامنه‌ای رفته‌اند.

در روزهای گذشته خبرهایی، از جمله به نقل از محمد علی ابطحی، مشاور پیشین خاتمی و عضو مجمع در رسانه‌ها منتشر شد که مطابق آن با درخواست عیادت رئیس جمهور سابق مخالفت شده است.

ابطحی در یادداشتی که در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کرد این ادعا را تکذیب کرد و نوشت: «محتوای سخنان آقای خاتمی هم در گزارشی که در مجمع روحانیون ارائه کرد، نشان می‌داد که سخنان منتسب به من صحیح نبوده است.»

موسوی لاری نیز این حرف‌ها را “مربوط به ذهن‌های بیمار و جریان‌های حاشیه‌ای” دانست و خاطر نشان کرد که خاتمی در سفر یزد بوده و دیروز (پس از ترخیص خامنه‌ای از بیمارستان) به تهران بازگشته است.

روزنامه “ابتکار”، دوشنبه ۲۴ شهریور در تحلیلی متفاوت، نتیجه نامه‌نگاری خاتمی به خامنه‌ای را “خالی شدن دست مدعیان تقابل شخص اول اصلاحات در ایران با رهبر انقلاب اسلامی” خوانده است.

به نوشته‌ی “ابتکار” اگر خاتمی نامه نمی‌نوشت “مشخص بود که بسیاری از منتقدان و رقبای وی و طیف اصلاحات با برجسته کردن این موضوع سعی در القای شکاف اعتقادی و بنیادی میان اصلاح‌طلبان و نظام می‌کردند”.

No responses yet

Sep 14 2014

مهدی هاشمی در استرالیا چه می‌کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: قدیری ابیانه با تاکید بر حضور مهدی هاشمی در استرالیا در زمان سفارتش(۶۹-۷۱) و میزبانی او، تردیدها در باره تنها مدرک غیر معادل فرزند هاشمی رفسنجانی را زنده کرد.

محمد حسن قدیری ابیانه، سفیر جمهوری اسلامی در استرالیا در اواخر دهه ۶۰ و ابتدای دهه ۷۰ و یار قدیمی هاشمی رفسنجانی در گفتگو با سایت ۵۹۸ ، گفت: «بنده سفیر استرالیا بودم مهدی هاشمی برای تحصیل به استرالیا آمده بود و آقای هاشمی هم به بنده توصیه‌هایی در خصوص ایشان کردند و توصیه ها از باب جوانی ایشان بود.» قدیری ابیانه در سال‌های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۱  سفیر فوق‌العاده و تام‌الاختیار جمهوری اسلامی ایران در استرالیا بوده است.

 در منابع مختلف، محل تحصیل فرزند هاشمی رفسنجانی، دانشگاه تهران ذکر شده است. بر اساس مدارک موجود در دادگاه عالی انتاریو، مهدی هاشمی در سفر خود در سال ۱۳۷۱ به سوئیس، نشانی استرالیای خود را به هتل داده بود. به این ترتیب، معلوم نیست مدرک لیسانس اعطایی به فرزند هاشمی رفسنجانی از سوی دانشگاه تهران، در زمان اقامت او در استرالیا اعطا شده یا بعد از بازگشت از استرالیا؟ آقای هاشمی همچنین هیچ‌گاه مدرکی از استرالیا ارائه نکرده‌اند. همچنین، گفته می‌شود در دوران اقامت مهدی هاشمی در استرالیا، عباس یزدانپناه یزدی نیز با او همراه بوده است. آقای قدیری ابیانه به این مساله اشاره‌ای نکرده است.

یک منبع مطلع در سال ۱۳۸۹ و آغاز تحقیقات خودنویس در باره معاملات نفتی خانواده هاشمی گفت که رفتن مهدی هاشمی و عباس یزدانپناه یزدی به استرالیا، بی‌ارتباط با انفجار یک اسکله در خلیج فارس نبوده است و هاشمی رفسنجانی برای مرتفع کردن برخوردهای قضایی، فرزندش را موقتا از ایران دور نگه داشته بود.

مدرک‌های فرزند هاشمی

آقای هاشمی مدرک «معادل» کارشناسی ارشد خود را از دوره مشترک میان سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت و دانشگاه صنعتی شریف در دوره ریاست بر این سازمان اخذ کرده است که به گفته یک پیمان‌کار سابق سازمان بهینه‌سازی، یکی از دلایل راه‌اندازی این رشته، کسب مدرک کارشناسی ارشد برای فرزند هاشمی رفسنجانی بوده است. موافقت‌نامه راه‌اندازی این دوره معادل کارشناسی ارشد در سال ۱۳۸۰ میان سازمان بهینه‌سازی به ریاست مهدی هاشمی و دانشگاه صنعتی شریف امضا شد.

مهدی هاشمی از سال ۱۳۷۱، یعنی در ۲۳ سالگی رسما وارد معاملات نفتی شد و از طرق مختلف با مدیران نفتی شرکت‌های بزرگ بین‌المللی مرتبط گردید. گفته می‌شود آقای هاشمی از سال ۱۳۷۲ با تاسیس شركت مهندسي و ساخت تاسيسات دريايي ايران، عملا تصمیم گیرنده انجام معاملات نفتی عمده و تعیین کننده و تضمین کننده‌ی قراردادهای بزرگ نفتی و گازی بوده است. مدیران شرکت‌های نفتی خارجی از جمله مدیر شرکت نفت و گاز استات‌اویل نروژ، از او با نام «جونیور» یاد کرده‌اند.

در سال ۲۰۱۰، مهدی هاشمی با ارائه مدارک و مستندات خود از دانشگاه آکسفورد انگلستان برای گذراندن دوره دکترا پذیرش گرفت. دکتر همایون کاتوزیان که در پذیرش مهدی هاشمی بهرمانی موثر بود، مدعی شد [7] که به هیچ عنوان نمی‌دانسته که دانشجوی درخواست کننده پذیرش، فرزند رئیس جمهوری اسبق ایران بوده است. این ادعا از سوی بسیاری با تردید مواجه شد.

یک سال پیش، ارتباطات دانشگاه آکسفورد در پاسخ به پرسش خودنویس در مورد وضعیت دانشجوی سابقش اعلام کرد که ایشان دیگر دانشجوی فعال کالج وولفسون نیست.

No responses yet

Sep 14 2014

معاون اول احمدی‌نژاد: پشت‌پرده‌ها را افشا می‌کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: در پی اعلام محکومیت محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور پیشین ایران، به زندان و پرداخت جزای نقدی از سوی سخنگوی قوه قضائیه، او و همکارانش تهدید کرده‌اند در صورت لزوم “پشت‌پرده‌ها” را افشا خواهند کرد.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه ایران روز دوشنبه (۱۰ شهریور/ اول سپتامبر) در جریان کنفرانس مطبوعاتی هفتگی خود در تهران از محکومیت محمدرضا رحیمی، معاون اول احمدی‌نژاد به حبس و جزای نقدی خبر داد. اژه‌ای در عین‌حال تأکید کرد که نمی‌تواند جزئیات بیشتری در این باره ارائه دهد.

حدود یک هفته پس از اعلام محکومیت رحیمی، گزارش‌هایی درباره تخلفات و سوءاستفاده‌ از امکانات دولتی در آخرین روزهای حضور تیم محمود احمدی‌نژاد در مقام ریاست جمهوری منتشر شد. از جمله یک مورد از تخلفات در این ارتباط، انتقال ۱۶ میلیارد تومان از اموال دولتی به یک حساب بانکی با نام “دانشگاه ایرانیان” است.

روزنامه شرق در شماره روز شنبه (۲۲ شهریور/ ۱۳ سپتامبر) نوشت، اعضای تیم احمدی‌نژاد ابتدا با نوشتن نامه سرگشاده‌ای به رئیس قوه‌قضائیه و شکایت به کمیسیون اصل ۹۰، در جایگاه مطالبه‌گری ایستادند. ولی وقتی در پاسخ به این اقدام خود با انتشار بخش‌هایی دیگر از جزئیات تخلف در دانشگاه ایرانیان و همین‌طور پاسخ رئیس کل دادگستری تهران به نامه رحیمی، مبنی بر اینکه انتشار حکم اولیه‌اش غیرقانونی نبوده، مواجه شدند، پا را از انتشار نامه فراتر نهادند و حالا دوباره با تهدید به افشاگری گام به میدان گذاشته‌اند.

در ادامه گزارش شرق آمده است، روز چهارشنبه هفته گذشته، محفل یاران و هواداران احمدی‌نژاد گردهم آمده بودند تا ناگفته‌های رحیمی از “پشت پرده” دادگاهش را بشنوند. سایت خبری “دولت بهار” که ارگان خبری تیم احمدی‌نژاد است، خبر این نشست را منتشر کرده اما تصریح کرده که به دلیل محرمانه بودن مسایلی که توسط رحیمی بیان شده، محتوای آن را منتشر نمی‌کند.

وبسایت “دولت بهار” نوشته است: «در این جلسه رحیمی به تشریح فرآیند طی‌شده در ماجرای پرونده قضایی خود پرداخت. وی در این جلسه گوشه‌ای از پشت پرده پرونده یادشده و دست‌های پنهان را بازگو کرد و وعده داد پس از انتشار قطعی حکم دادگاه، بخش‌های دیگری از پشت پرده پرونده را بازگو کند.»

معاون اول پرحاشیه

محمدرضا رحیمی در دور دوم ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد(۱۳۸۸ – ۱۳۹۲) معاون اول او بود. حضور رحیمی در این مقام از پرحاشیه بود و از همان آغاز نام او با پرونده‌های اختلاس و فساد همراه بود. دو تا از مهمترین این پرونده‌ها، اختلاس در “بیمه ایران” و “استانداری تهران” بودند.

محمود احمدی‌نژاد و محمدرضا رحیمی

محمود احمدی‌نژاد و محمدرضا رحیمی

الیاس نادران، یکی نمایندگان اصول‌گرای مجلس در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹ در جلسه‌ی علنی مجلس گفت: «آقای رحیمی رئیس حلقه فساد در خیابان فاطمی است که نسبت به جمع‌آوری منابع از محل منابع فاسد و توزیع آن تصمیم‌گیری می‌کرده‌است و اکنون تقریباً همهٔ اعضای این شبکه فاسد اقتصادی در خیابان فاطمی دستگیر شده‌اند الا معاون اول فعلی رئیس‌جمهور.»

“حلقه فساد در خیابان فاطمی” مربوط به پرونده فساد مالی در “بیمه ایران” است. صادق لاریجانی، رئيس قوه ‌قضائیه ایران، درباره این پرونده گفته است: اعضای یک “باند” توانسته بودند با “جعل اسناد دولتی و قضايی، ميلياردها تومان به حقوق مردم و بيت‌المال خسارت” وارد کنند که “فقط اختلاس يک نفر از آنان شش ميليارد تومان است”.

الیاس نادران همچنین در ۷ دی‌ماه ۱۳۸۹ فارش کرد که محمدرضا رحیمی در اواخر دورهٔ مجلس هفتم در حالی که رئیس وقت دیوان محاسبات اداری بوده است صدها میلیون تومان پول بدون داشتن منبع مالی توزیع کرده است.

سایت الف، متعلق به احمد توکلی در شهریور ۱۳۸۸ نوشت: «رحیمی آمر و طراح نقشه پرداخت چک ۵ میلیون تومانی به نمایندگان مجلس در ازای پس گیری استیضاح علی کردان بود.» کردان وزیر کشور احمدی‌نژاد بود که بدلیل جعلی بودن مدرک دکترای افتخاری از دانشگاه آکسفورد و دارا نبودن مدارک تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد مورد ادعایش، توسط مجلس استیضاح واز سمت خود برکنار شد.

بیشتر بخوانید: افشاگری توکلی و رحیمی علیه یکدیگر

پرویز سروری، سردار سپاه و نماینده مجلس هشتم نیز فاش کرد که رحیمی ۹۰۰ میلیون تومان به نمایندگان مجلس هفتم و هشتم پول داده تا در تبلیغات انتخاباتی هزینه کنند.

روزنامه دولتی ایران در زمان دولت دهم، در گزارشی نوشت که دوست قدیمی رحیمی، این پول‌ها را “برای کمک به نامزدهای اصولگرا که در خط ولایت قرار دارند” به رحیمی پرداخت کرده تا او به باهنر تحویل دهد.

عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران در دی ماه سال ۱۳۹۲ اعلام کرد که محمدرضا رحیمی در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد است.

دو هفته پیش (۹ شهریور ۱۳۹۳) محسن اسماعیلی٬ رئیس کل دادگستری تهران به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: «پرونده م .ر، جزئی از پرونده قطور آن مجموعه (اختلاس از بیمه ایران) بود که بخشی قبلا و بخشی در زمان حاضر رسیدگی شده، قسمتی نیز ممکن است در ادامه به پرونده ملحق شود.»

No responses yet

Sep 14 2014

آشتی‌جویی خاتمی، قهرورزی رهبر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: پنج روز بعد از جراحی پر سر و صدای رهبر جمهوری اسلامی، و در شرایطی که هسته اصلی قدرت به شکل محسوسی در پی بهره‌برداری تبلیغاتی حداکثری از رویداد است، نامهٔ محمد خاتمی به شخص اول نظام، به‌مثابهٔ نقطه‌عطفی در سلسله اخبار ماجرا مطرح شد.

فهرستی مطول، از عالی‌ترین مقام‌های حکومتی گرفته تا مدیران ارشد نظام و مبلغان و شریکان و همراهان آن، در روزهای اخیر به دیدار رهبر جمهوری اسلامی رفته، و «مجوز» عرض ارادت و بیعت یافته‌اند. در این فهرست دامنه‌دار، جای خالی اصلاح‌طلبان به‌گونه‌ای مشهود، خودنمایی کرده‌است.

بجز معدودی اصلاح‌طلبان همراه دولت روحانی، و محمدرضا عارف، کسی از جمع اصلاح‌طلبان «امکان» دیدار با شخص اول نظام را نیافت. «امکان نیافتند»، چون به نظر می‌رسد در بخش مهمی از آنان، این تمایل وجود داشته و دارد که به دیدار رهبری بروند و از تعمیق کدورت و آزردگی‌ها بکاهند؛ اما شخص آیت‌الله خامنه‌ای چنین امکان و مجالی را فراهم نکرده‌است.

اینک، پیام تأمل‌برانگیز «مجمع روحانیون مبارز» به رهبری که «عالیقدر» خطاب شده و «دوام عمر شریف»‌اش از خدا مسألت، منتشر شده است؛ نامه‌ای با امضای دبیر مجمع، خاتمی. این پیغام مهم، بارزترین مراتب احترام و ارادتِ بخش مهمی از اصلاح‌طلبان به شخص اول نظام در پنج سال گذشته است؛ مکتوب معنادار کسانی که به تعبیر رهبر جمهوری اسلامی نزدیک به «فتنه» بوده‌اند.

از امروز، اصلاح‌طلبان منتظر واکنش آیت‌الله خامنه‌ای هستند؛ رهبری که ابایی ندارد در ایام نقاهت، روی تخت بیمارستان با «کیهان» شریعتمداری عکس بگیرد. کیهانی که تندترین تعابیر و اتهام‌ها را در چند سال اخیر، نثار خاتمی و موسوی خوئینی‌ها و دیگر اصلاح‌طلبان همدل با موسوی و کروبی کرده‌است.

آیا رهبر فراموش می‌کند؟

قهر رهبری با اصلاح‌طلبان و شخص خاتمی، از فردای انتخابات ۱۳۸۸ آغاز شد. وقتی موسوی و کروبی و همراهان، به نظر و ارزیابی نفر اول جمهوری اسلامی تمکین نکردند و نتیجهٔ انتخابات را متأثر از تقلب معنادار دانستند، واکنش ولایت مطلقه فقیه قابل پیش‌بینی بود. به میزانی که خشونت و سرکوب علیه شهروندان معترض به نتایج انتخابات و اعضای ستادهای موسوی و کروبی و کنشگران سیاسی و دانشجویی و مطبوعاتی تشدید شد، و به همان اندازه که خاتمی در کنار سبزها ایستاد، فاصلهٔ بیت رهبری با وی افزایش یافت.

خاتمی در نخستین موضع‌گیری خود دربارهٔ نتایج انتخابات ۸۸ تاکید کرد که «اعتماد عمومی» مخدوش شده‌است. وی اعتراض مردم «با روش‌های مسالمت‌آمیز» را «حق» آنان دانست. او همچنین در جمع میلیونی و اعتراضی سبزها در ۲۵ خرداد ۸۸ با تأیید «تداوم حضور مدنی و آرام و متین و اعتراض منطقی» معترضان، تاکید کرد: «چنین جمعیتی در حقیقت اعتراضی روشن و صریح است به آنچه که به‌عنوان نتیجه انتخابات اعلام شده‌است.»

رئیس جمهور اسبق نظام در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیهٔ منصوب رهبری، از «برخورد خشونت‌آمیز» انتقاد کرد و خواستار «آزادی دستگیرشدگان» شد.

او همچنین پس از تظاهرات خونین ۳۰ خرداد که فردای نماز جمعهٔ مشهور آیت‌الله خامنه‌ای بعد از انتخابات صورت گرفت، از حاکمیت به‌خاطر «مقابله نظامی» با اعتراضات صلح‌جویانه و آرام مردم انتقاد کرد. وی ضمن تاکید بر «حق مسلّم» شهروندان در ابراز اعتراض، با اشاره‌ای غیرمستقیم به خطبه‌های نماز جمعه رهبر جمهوری اسلامی، انتساب «حرکت سالم» مردم به «بیگانگان» را «اعمال سیاست‌های نادرست» دانست که سبب «دورتر شدن مردم از حکومت» می‌شود.

خاتمی در اظهارنظری تند حتی تاکید کرد: «اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک‌طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین، علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته‌است.»

وی از اینکه «حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می‌شود و چهره‌هایی که همگی سابقه‌ای روشن دارند هدف پروژه نخ‌نمای تواب‌سازی و گرفتن اعترافات بی‌اساس و نمایش‌های تلویزیونی قرار می‌گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می‌شود» انتقاد کرده بود.

خاتمی همچنین از وضع امنیتی و سرکوب و عملکرد صدا و سیمایی که زیرمجموعهٔ رهبری است، انتقاد کرده و گفته بود: «میلیون‌ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می‌زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راه‌های قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده‌اند؛ ده‌ها نفر کشته شده‌اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند! کجاست صدا و سیما که این‌ها را به جامعه نشان دهد؟»

او در اظهارنظر مهم دیگری، «برگزاری همه‌پرسی» توسط «نهادهای بی‌طرف» را «تنها راه برون‌رفت نظام از بحران» ارزیابی کرده بود.

افزون بر اینها، خاتمی در نقدی معنادار که یادآور ارزیابی مشهور آیت‌الله منتظری بود، گفته بود: «مسائل غیرقانونی و غیرشرعی که در جریان بازداشت‌های اخیر و سپس در زمان نگهداری زندانیان رخ داده نه تنها جمهوریت نظام را خدشه‌دار کرده، بلکه اسلامیت نظام را هم مورد تردید قرار داده‌است.»

رئیس جمهور پیشین ایران همچنین در نامه‌ای سرگشاده که همراه با تعدادی از شخصیت‌های سیاسی خطاب به مراجع تقلید منتشر شد از «اشاعهٔ بیدادگری در نظام جمهوری اسلامی» انتقاد، و به «برخوردهای خشونت‌بار و استفاده از شیوه‌های بازجویی» که به گفته او «یادآور دوران سیاه ستمشاهی است»، اعتراض کرده بود.

خاتمی پس از انتخابات پرمسئله و ابهام ۱۳۸۸ مکرر به دیدار خانوادهٔ جان‌باختگان رویدادهای پس از انتخابات رفت؛ آنها را «شهید» خواند و تاکید کرد: «ایرانیان رشید هرگز از خواست‌های به‌حق خود دست بر نخواهند داشت.»

هرچند او در متن این داوری‌ها و سخنان همواره بر حفظ «نظام» تاکید کرده و اصل ولایت فقیه را «مورد قبول و احترام» خوانده بود، اما بعید به نظر می‌رسد این دست سخنان در برابر مجموعه گفتار و کردار سیاسی وی پس از انتخابات، آیت‌الله خامنه‌ای و راست افراطی همسو را راضی کرده باشد؛ و بیهوده نبود که از تابستان ۱۳۸۸ تا به امروز، خاتمی دیگر در هیچ مراسمی در بیت رهبری، مشاهده نشد.

اصرار بر اصلاحات در میانهٔ شکاف

چهرهٔ نخست اصلاح‌طلبی با وجود همدلی با رهبران و زندانیان و فعالان جنبش سبز، کوشیده در میانهٔ شکاف ملت و حکومت بایستد. یک سال پس از حبس خانگی رهبران جنبش سبز، و درحالی‌که قهر سبزها با صندوق‌های رأی محسوس بود او در انتخابات مجلس ۱۳۹۰ مشارکت کرد. حضوری که موجب نقدها و گلایه‌های بسیار از وی شد. خاتمی اما می‌کوشید از زاویهٔ سیاست‌ورزی خود، درهای گفت‌وگوی اصلاح‌طلبان با هسته اصلی قدرت را باز نگه دارد.

فعال شدن وی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ اما اوج فعالیت خاتمی در متن سیاست‌هایی بود که موجب تثبیت و افزایش اقتدار نظام می‌شد. هرچند نتیجهٔ انتخابات (پیروزی روحانی) موجب خشنودی وی و اصلاح‌طلبان بود، اما هم‌زمان کاهش شکاف ملت و حکومت را نیز نشان می‌داد؛ شکافی که پس از انتخابات ۱۳۸۸ عمقی غریب یافته بود.

از فردای انتخابات ۱۳۹۲، خاتمی و اصلاح‌طلبان به انتظار پاسخ اثباتی و تعامل فعال رهبر جمهوری اسلامی و کانون مرکزی قدرت نشستند. فشارها علیه اصلاح‌طلبان اما دچار تغییر محسوس نشد. آیت‌الله خامنه‌ای پیشنهاد روحانی مبنی بر سفر خاتمی به آفریقای جنوبی برای شرکت در مراسم تشییع و تدفین پیکر نلسون ماندلا را رد کرد، و ممنوع‌الخروجی خاتمی ادامه یافت.

تضییقات و فشارها و تهدیدهای امنیتی علیه جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب، دو جمعیت سیاسی مهم اصلاح‌طلبان ادامه یافت، و هر جا دولت روحانی به یاران خاتمی نزدیک شد، از شخص رهبری تذکر شنید و از نهادهای مطیع وی، واکنش تند دید.

به‌عنوان جدیدترین شاهد برجسته، آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با دولت روحانی، تصریح کرد که «دولت و اعضای آن نباید اسیر جناح‌بندی‌ها شوند»؛ و تاکید نمود که «باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.» رأس هرم نظام سیاسی که از واکنش موسوی و کروبی و سبزها، همچنان برآشفته مانده، «خطوط قرمز» را هم تدقیق کرد: «فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همان‌گونه که در جلسهٔ رأی اعتماد خود بر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.»

آشتی مشروط به «عفوطلبی»

درحالی‌که حبس خانگی رهبران جنبش سبز از ۱۳۰۰ روز فراتر رفته، آیت‌الله خامنه‌ای هیچ نشانه‌ای از نرمش برای گشایش فضای سیاسی نشان نمی‌دهد. برعکس ـ و چنان‌که علی مطهری گزارش می‌کند ـ او بر تداوم حصر غیرقانونی و مجازات بدون محاکمهٔ موسوی و کروبی و رهنورد، مصّر است.

مجموعه اظهارنظرهای مهم‌ترین تریبون‌های معرف و مبلغ و مروج مواضع رهبر جمهوری اسلامی (از دبیر شورای نگهبان گرفته تا رئیس و سنخگوی قوه قضائیه و از سپاه و بسیج تا کیهان و امام جمعه‌های پایتخت) در ماه‌های گذشته، دال بر لزوم «عفوطلبی» و «درخواست گذشت» و «خواهش بخشایش» از «نظام» و رأس هرم سیاسی آن، برای تغییر وضع رهبران و زندانیان و فعالان جنبش سبز، و نیز اصلاح‌طلبان همدل با آنان است.

تا چنین چیزی رخ ندهد (درخواست عفو و طلب بخشش)، آتش‌بار توهین و اتهام و تهدید و تحدید علیه اصلاح‌طلبان همدل با موسوی و کروبی مستدام است.

خاتمی در یکی از اظهارنظرهای اخیرش بار دیگر از ضرورت «آشتی» گفته: «راه‌حل مشکلات کنونی میدان دادن به افرادی با زبان تند و حصر و محدود کردن نیروها نیست بلکه مصلحت نظام ما آشتی ملی است… عده‌ای به‌جای آشتی به حذف و کینه می‌اندیشند.» اما آیا نگاه و رویکرد سیاسی رهبر جمهوری اسلامی با تمامیت‌خواهان واجد تمایز محسوس است؟

یکی از مهم‌ترین تریبون‌ها و نمادهای آشتی‌ستیزی و گفت‌وگوگریزی، «کیهان» است. روزنامه‌ای که آیت‌الله خامنه‌ای با آن عکس یادگاری می‌گیرد و روی تخت بیمارستان، یکی از منابع خبری شخص اول نظام می‌شود.

با چنین وضعی (همدلی رهبر جمهوری اسلامی با نگاه تمامیت‌طلبانه و صلح‌ستیز)، آیا نامهٔ مجمع روحانیون مبارز ـ با امضای خاتمی ـ موجب تغییر نگرش و روشی در کانون مرکزی قدرت خواهد شد؟ آنجا که به‌طور مکرر نشان داده رغبت و تمایلی به توسعه سیاسی و مشارکت ملی ندارد.

خاتمی و مجمع روحانیون مبارز اما با ارسال پیام مودت و ارادت برای آیت‌الله خامنه‌ای، «آزموده»‌ای را بار دیگر ـ و شاید برای ثبت در تاریخ و پیش وجدان خود ـ می‌آزمایند. کوششی برای تغییر وضع تدریجی کشور از دل مصالحه. اقدامی که برای خاتمی و مجمع، بی‌هزینه نیست: رنجش بخش مهمی از سبزها. آن‌هایی که ترجیح می‌دهند خاتمی در متن جامعه مدنی و کنار جنبش اجتماعی بایستد و تلاش برای آشتی را به کسانی چون هاشمی و ناطق نوری و حسن خمینی بسپارد.

برخلاف بسیاری دیگر از رویدادهای سیاسی، به نظر می‌رسد چشم‌انتظاری برای واکنش رهبر جمهوری اسلامی به پیام مجمع روحانیون مبارز با امضای خاتمی، چندان به درازا نینجامد. رهبری که منافع نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه را به منافع ملی ترجیح می‌دهد، در یک سالی که از برآمدن دولت «تدبیر و امید» روحانی گذشته، فرصت‌های مهم و ارزشمندی را برای آشتی، سوزانده‌است. رهبری که خود را پشت‌گرم به سلاح و سرکوب می‌داند و ضرورتی برای گشایش سیاسی قائل نیست، آیا واکنشی متفاوت به این پیام خواهد داشت؟

No responses yet

Sep 12 2014

اعلام عمومی جراحی، آغاز پروژه تعیین جانشین آیت‌الله خامنه‌ای؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اگرچه اعلام عمومی جراحی آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای امر اطلاع رسانی پیرامون اقدام درمانی برای شخص اول نظام را به اذهان متبادر می‌کند، اما در اصل یک پروژه سیاسی است.

علنی کردن عملی که لزومی در آن نبوده است و چه بسا نمونه‌های مشابهی نیز در گذشته داشته است، گویای تصمیم خامنه‌ای برای انتقال پیام‌های ویژه‌ای است. بر اساس خاطرات هاشمی رفسنجانی رئیس تشخیص مصلحت نظام، خامنه‌ای حداقل یک بار تن به جراحی داده و کیسه صفرایش را خارج ساخته‌اند.

رمزگشایی از پیام‌های یاد شده آسان نیست. اما ژرف کاوی نوع اطلاع رسانی، چینش عکس‌ها و سخنان کوتاه او آشکار می‌سازد اهداف کوتاه مدت و میان مدتی برای این کار در نظر گرفته شده است. گذشت زمان نشان می‌دهد که نتایج فضا سازی رسانه‌ای حول عمل پروستات آیت‌الله خامنه‌ای چه خواهد بود.

در وهله نخست می‌توان دریافت که بهبود تصویر منفی در افکار عمومی و تحریک احساسات برای نمایش محبوبیت مد نظر بوده است. این بار بر خلاف تصاویر اقتدار گرایانه از آیت‌الله خامنه‌ای که او را استوار در جلسات عمومی نشان می‌دهد، پیرمردی ضعیف بر بستر بیماری به نمایش گذاشته می‌شود. این بار چهره‌ای نمایان نیست که در جلسات رسمی و عکس‌هایی که از آن به نمایش گذاشته می‌شود بر فاصله گذاری معنا دار بین او و دیگر صاحب منصبان حکومت تاکید و اصرار می‌شود. خامنه‌ای که تا کنون در معرض افکار عمومی به نمایش گذاشته شده است چهره‌ای محکم و با اقتدار است وضعف در او وجود ندارد.

اما اینک تصویری مشاهده می‌شود که مشابه انسان‌های عادی مریض می‌شود و ممکن است مرگ به سراغ او بیاید؛ اگرچه عمل جراحی عادی برای مردان پا به سن گذاشته را تجربه می‌کند، اما به دعای خیر مردم نیاز دارد.

خود او این نیاز را علنا به زبان می‌آورد تا مدافعان و نیرو‌های زیر دستش به جریان‌سازی در جامعه برای برخورد عاطفی و شفقت جویانه از وی بپردازند.

اگرچه آیت‌الله خامنه‌ای و رسانه‌های رسمی حکومت می‌کوشند بازیابی صحت و سلامتی او را تبلیغ کنند و تدوام رهبری قدرتمند وی را به جامعه مخابره سازند، اما «ناپایداری» پسامد اجتناب ناپذیر این رویداد است. تصویر خامنه‌ای بر روی تخت بیمارستان بیش از پیش مرگ محتمل وی را برجسته می‌سازد و تصاویر آیت‌الله خمینی در پایان عمر در بیمارستان را تداعی می‌بخشد.

به نظر می‌رسد ناپایداری یاد شده هسته مرکزی فضا سازی رسانه‌ای و احساسی برای درمانی رهبر جمهوری اسلامی است. با علم به قدرت رسانه و اطلاع رسانی، خبر جراحی خامنه‌ای که تبعات غیر قابل کنترلی نداشت، پیشاپیش اعلام شد و افکار عمومی داخل و رسانه‌های خارجی غافلگیر شدند.

ناپایداری حاصل با برخوردی پارادوکسیکال هدف قرار گرفته است. نخست در وجه کوتاه مدت نشان داده می‌شود که آیت‌الله خامنه‌ای بر خلاف شنیده‌های شایع، بیماری حاد و کشنده‌ای ندارد. اعلام موضوع از سوی وی نمایانگر «بی‌اساسی» شایعاتی است که مرتب بیماری آیت‌الله خامنه‌ای و مرگ قریب الوقوع او را خاطر نشان می‌سازند.

به این ترتیب حکومت با مدیریت فضای عمومی می‌کوشد تا جلوی تاثیرات منفی پخش خبر احتمالی درگذشت ناگهانی آیت‌الله خامنه‌ای را بگیرد و همچنین فضا را در اقدامی کنترل شده آزمایش کند؛ که واکنش‌ها چگونه است. در پایان نیز آیت‌الله خامنه‌ای سالم از بیمارستان به بیتش می‌رود تا معلوم شود او نه تنها احساس آسیب پذیری نسبت به بیماری ندارد بلکه به اطلاع‌رسانی پیرامون وضعیت سلامت خود می‌پردازد. قرار است از این به بعد اخبار پشت پرده مربوط به ادعای بیماری وی بمانند سابق خریدار نداشته باشد و افکار عمومی زمانی قانع شود که مسئله‌ای واقعا وجود دارد که از کانال مجاری رسمی اعلام گردد.

نتیجه این کار افزایش آرامش حکومت و مهار مخالفان در استفاده از بی‌ثباتی مقطعی است که در صورت بیماری وخیم خامنه‌ای ممکن است پیش آید. البته منظور از مخالفان اپوزیسیون نیست، بلکه نیرو‌های معترض به وضع موجود در داخل نظام مورد نظر هستند. کسانی که چه بسا عکس‌های آنان و خنده‌های آیت‌الله خامنه‌ای و ارتباطات به ظاهر صمیمانه آن‌ها نمایش داده شد اما در واقعیت تقابل جدی بین نظرات آن‌ها با دیدگاه‌های خامنه‌ای و حلقه نزدیکان وی وجود دارد.

اما وجه بلند مدت ناپایداری -بر خلاف وجه کوتاه مدت آنکه تداوم حکمرانی مقتدرانه خامنه‌ای و عبور موفقیت آمیز او از بیماری را بازتاب می‌دهد- به آینده نظام بعد از او اختصاص دارد.

به نظر می‌رسد رسانه‌ای کردن حضور خامنه‌ای در بیمارستان و جراحی وی آغاز فرایند تعیین جانشینی ولی فقیه باشد.

این پروژه زمان طولانی و گام به گامی را طی خواهد کرد. اما موضوعی که تا کنون حداقل در ظاهر مسکوت مانده است، ازاین به بعد پذیرفته شده و سعی می‌گردد جامعه وکارگزاران نظام برای زمانی که خامنه‌ای دیگر زنده نیست، آماده گردد.

خامنه‌ای با علنی کردن بیماری «نه چندان جدی‌اش» و بسیج احساسات هوادارانش این پیام را داد که او از استحکام بافت و ساختاری که در داخل نظام ایجاد کرده است اطمینان دارد و نگران نیست که هر لحظه فوت کند. مانور سیاسی وی، تلاش برای خنثی‌سازی تصوراتی است که بر شکننده بودن مناسبات مسلط کنونی قدرت و تاثیر جایگزینی آیت‌الله خامنه‌ای در تحولات سیاسی ایران تاکید دارند.

پروژه جانشینی در این گام متوقف نمی‌ماند و در مسیری کنترل شده و زمانمند به سمت جا انداختن جانشینی از بخش مسلط قدرت کنونی حرکت می‌کند. احتمال کمی وجود دارد که خامنه‌ای در زمان حیات خود تعیین قائم مقام و انتخاب رسمی جانشینش را بپذیرد. اما محتمل است که فضا را برای تثبیت و تقویت گزینه مورد نظرش مساعد سازد. عنصر کانونی، انتخاب فرد برای «آیت‌الله خامنه‌ای آینده» نیست بلکه کنار زدن افرادی‌ست که از دید بلوک قدرت نامطلوب فرض می‌شوند و همچنین تعیین شاخص‌های رهبر آینده است و ساختاری که قرار است تصمیم گیری حقیقی را انجام دهد.

گذشت زمان نشان می‌دهد که تا چه میزان پروژه تعیین جانشینی خامنه‌ای به تحقق می‌پیوندد وچه مسیری را طی می‌کند. اما اگر این اتفاق بیفتد آنگاه فشار بر کسانی که از دید حلقه نزدیکان خامنه‌ای برای جانشینی وی نامطلوب محسوب می‌شوند، افزایش خواهد یافت. برخورد نهایی با آیت الله منتظری نیز درست زمانی انجام شد که بیماری آیت‌الله خمینی وارد مرحله سختی شده بود. در این میان حساسیت‌ها بیشتر متوجه اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن خمینی خواهد بود.

توسط علی افشاری

No responses yet

Sep 11 2014

اعتراض محافظه‌کاران به پست جدید فائزه هاشمی در دانشگاه آزاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: انتصاب فائزه هاشمی به سمت معاونت آموزشی دانشگاه آزاد واحد پردیس، اعتراض مخالفان خانواده هاشمی را برانگیخته است. محسن، یاسر و فاطمه دیگر فرزندان رفسنجانی نیز هریک پست‌هایی در این دانشگاه دارند.

انتصاب فائزه هاشمی به سمت معاونت آموزشی دانشگاه آزاد واحد پردیس، بهانه جدیدی به دست مخالفان خانواده رفسنجانی داده است. ظاهرا کوچک یا بزرگ بودن این واحد دانشگاهی محلی از اعراب برای منتقدان ندارد. مسئله بر سر مهم یا بی‌اهمیت بودن پستی نیست که به دومین دختر رفسنجانی داده شده، مشکل، نام هاشمی رفسنجانی در دانشگاه آزاد است.

خبرگزاری دانشجویان ایران، انتصاب فائزه هاشمی را به ریاست جدید دانشگاه آزاد نسبت داد و نوشت از زمان روی کار آمدن ریاست جدید، آقای میرزاده، دوباره پای خانواده هاشمی به این دانشگاه باز شده است.

این خبرگزاری روز ۱۲ شهریور (سوم سپتامبر) نوشت: «این رفت و آمدها از انتصاب محسن هاشمی به عنوان معاون عمرانی دانشگاه آزاد آغاز شد و پس از آن نیز حضور خانواده هاشمی رفسنجانی با حکم مشاور برای یاسر هاشمی تکمیل‌تر شد. این موارد در حالی است که فاطمه هاشمی رفسنجانی نیز پیش از این به عنوان مدیرگروه رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب در این دانشگاه حضور داشت».

یاسر هاشمی رئیس دفتر هیأت امنای دانشگاه آزاد است. خبرگزاری فارس نیز حضور مهدی هاشمی در ساختمان هیأت امنای دانشگاه آزاد را مورد پرسش قرار داده و نوشته است: «مهدی هاشمی که پس ازخروجش از کشور از ریاست دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد برکنار شد و در حال حاضر مسئولیتی دراین دانشگاه ندارد، در طبقه پنجم ساختمان هیات امنای دانشگاه آزاد مشغول چه کاری است و چرا امکانات این دانشگاه در اختیار وی قرار گرفته است؟ آیا پاسخ این سئوال را هیات امنای دانشگاه آزاد خواهد داد؟ ».

«هاشمی‌ها در حیاط‌خلوت نظام آموزشی»

خبرگزاری تسنیم نیز در گفت و گو با زهره طبیب‌زاده عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی این انتصاب را به چالش کشید.

زهره طبیب‌زاده روز ۱۸ شهریور (۹ سپتامبر) به تسنیم گفته است: «عملا حیاط خلوت نظام آموزشی کشور در دست آقای هاشمی و فرزندانشان است. دانشگاه آزاد اسلامی محل جولان خاندان آقای هاشمی است. بیشتر از بیست سال است که فقط آقای جاسبی و آقای هاشمی دانشگاه آزاد را در کنترل خودشان دارند».

این نماینده عضو جبهه پایداری به حضور مهدی هاشمی در آکسفورد هم انتقاد کرده و گفته است: «مهدی هاشمی نیز در دانشگاه آزاد آکسفورد که وجود خارجی نداشت فعالیت می‌کرد، به این شکل به اسم دانشگاه آزاد واحد اکسفورد دانشجو می‌گرفتند و در دانشگاه‌های دیگر انگلستان پذیرش و نقش واسطه را ایفا می‌کردند و هیچ فعالیت آموزشی در این دانشگاه انجام نمی‌شد».

دانشگاه آزاد اسلامی زیر نظر یک هیأت امنا اداره می‌شود که در حال حاضر از این افراد تشکیل شده است: هاشمی رفسنجانی، محمدیان، حسن خمینی، حمید میرزاده، فرهاد دانشجو، وزرای علوم و بهداشت، بهمن یزدی صمدی و فریدون عزیزی. دکتر میرزاده در حال حاضر ریاست دانشگاه آزاد را بر عهده دارد.

عبدالله جاسبی که از زمان تشکیل دانشگاه آزاد رئیس این دانشگاه بود در زمان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد از کار برکنار شد.

No responses yet

Sep 10 2014

هاشمی: رحیم‌صفوی را از اعدام نجات دادم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: هاشمی رفسنجانی اخیرا در دیدار با اسرای جنگی گفته است که وی در زمان جنگ مانع از اعدام یحیی رحیم‌صفوی به‌جهت بی‌کفایتی شده است.

غلامعلی رجایی، مشاور اکبر هاشمی رفسنجانی در مطلبی پیرامون هشتاد سالگی رفسنجانی به نجات یک فرمانده سپاه از اعدام در پایان جنگ تحمیلی اشاره کرده است.

به گزارش سایت آقای رفسنجانی، بر اساس این مطلب، هاشمی در جمع اسرای جنگی از رحیم‌صفوی نام می‌برد و می‌گوید به خاطر بی‌لیاقتی‌اش در جنگ چند بار تا مرز اعدام پیش رفته و حتی خامنه‌ای، رئیس جمهور وقت هم طرفدار اعدام او بوده اما هاشمی نجاتش داده است.

آقای رفسنجانی گفته است: «یکی از فرماندهان که من آخرین بار او را خوب نجات دادم این روزها می بینم گاهی حرف‌هایی می‌زند.. [این فرمانده همان کسی است که] فاو را با آن همه امکانات و اموال گذاشت و برگشت از روی پلی که با زحمت ساخته بودیم.»

هاشمی افزوده: «پس از این عقب‌نشینی که برای سامان دادن نیروهای جبهه به جنوب رفته بودم، خلخالی به من مراجعه کرد و گفت آمده است به‌خاطر از دست دادن فاو و دادن تلفات زیاد، سه نفر از فرماندهان سپاه و جنگ را اعدام کند چون باعث این همه خسارت و ضرر به کشور ضرر شده و وکشور را در وضعیت بسیار بدی قرار داده بودند.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در آن زمان فرمانده جنگ بوده می‌گوید که با درخواست خلخالی مخالفت کرده است.

گفتنی است اخیرا یحیی رحیم صفوی طی سخنانی هاشمی را متهم کرده بود از زمان مرگ خمینی برای به دست گرفتن قدرت برنامه‌ریزی می‌کند.

No responses yet

Sep 10 2014

چرا سعید مرتضوی محافظان مسلح دارد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

سحام نیوز: پیمان حاج محمود عطار- وکیل دادگستری و از شکات سعید مرتضوی- نحوه حضور دادستان سابق تهران و مدیرعامل پیشین سازمان تامین اجتماعی در دادسرا را مورد انتقاد قرار داده است.

به گزارش سحام، حاج محمودعطار درخبرآنلاین نوشته است: «روز موعود فرا رسید. دوشنبه دهم شهریورماه ۱۳۹۳، جلسه رسیدگی به اتهامات آقای سعید مرتضوی در شعبه ۱۵ بازپرسی دادسرای ویژه جرایم کارکنان دولت تشکیل شد. من و دوهمکارم (آقایان مصطفی ترک همدانی وعلیرضا دقیقی) به عنوان شکات خصوصی سوءاستفاده مالی مرتضوی وارد دادسرا شدیم. نخست گوشی موبایلم را تحویل انتظامات دادم. کیف دستی‌ام را روی ریل بازرسی که به یک رایانه وصل بود گذاشتم. سرباز مسئول گفت آقا اینها چیست که درون کیفت جاسازی کردی؟ من که شگفت‌زده شدم ازاین سخن، به او گفتم شاید بمب است. سرباز دیگر به سمت کیفم آمد و درونش را بیرون ریخت. دو فلش‌مموری بود که لوایح و مکاتبات پرونده‌های موکلان و مقالات حقوقی را که از شبکه‌ها پیدا کرده بودم درآنها ریخته بودم. به دو سرباز گفتم مگر ورود فلش‌مموری به دادسرا هم جرم است؟ یکی ازآن دو گفت آری، لطفا اینها را هم به همراه گوشی همراهتان تحویل دهید. من نیزاین دستور را اجابت کردم.

به همراه دوستان به جلوی درب شعبه ۱۵ بازپرسی رفتیم. آنجا آقایان روح‌الامینی و کامرانی، پدران دوشهید بازداشت‌گاه کهریزک را هم درآن راهرو دیدیم وعرض سلامی کردیم. با تاخیری قابل توجه، آقای سعید مرتضوی به همراه چهار محافظ تنومند نیز وارد شدند و بدون هرگونه مکثی وارد شعبه گردیدند و محافظین پس ازآنکه از شرایط اتاق بازپرس اطمینان حاصل کردند، دو نفر به بیرون اتاق رفتند، ولی دونفر دیگر در مقابل صندلی آقای مرتضوی نشستند.

به همراه آقای مرتضوی، وکیل مدافعش جناب رضا جعفری نیز حضور داشت. آقای رضا جعفری پیش ازآنکه به کسوت شریف وکالت بیایند، قاضی دادگستری وآخرین پست سازمانی ایشان معاونت آقای مرتضوی به عنوان معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای ویژه جرایم کارکنان دولت بود. این آقای جعفری همان کسی بود که قرار بازداشت موقت من در سلول انفرادی را تایید کرده بود و من همراه مرتضوی ازاو نیز شکایت کرده بودم، ولی با شگفتی تمام دیدم که قرارمنع تعقیب وی صادر شده و با اخذ منع تعقیب، موفق به دریافت پروانه وکالت از کانون وکلای تهران شده بود و چون هیچ وکیلی وکالت مرتضوی را نمی‌پذیرفت، آقای جعفری(معاون سابق مرتضوی) اکنون وکیل او شده بود.

هم محافظان مرتضوی وهم خود او و وکیل مدافعش، پس از نشستن برصندلی اتاق بازپرسی، گوشی‌های همراه خود را از کت‌شان بیرون آوردند و نیم‌نگاهی کرده و دوباره به درون جیبشان گذاشتند. دو محافظی که بیرون بودند هم با گوشی‌شان مستمرا در تماس بودند و در راهرو درحین مکالمه با تلفن قدم می‌زدند وهم بعضی وقت‌ها گوشه کت‌شان را کنار می‌زدند و ما را از زیارت اسلحه کمری‌شان مستفیض می‌کردند.

این رفتار خردگرایانه این دونفر را به دوستان نشان دادم و بلافاصله یاد نهیب سرباز انتظامات دادسرا افتادم که فریاد زد آقا چه در کیفت پنهان کردی و بودن دو فلش‌مموری در کیفم را جرم‌انگاری کرد و تحویل همکارش داد.

صرف‌نظرازاینکه من یک وکیل دادگستری هستم، یک شهروند ایرانی‌ام که برابر مقررات ابلاغی آن سربازان باید گوشی همراه و فلش را تحویل انتظامات بدهم. اکنون پرسش من از مسئولان اینست که مگر آقای مرتضوی و وکیل مدافع و چهار محافظش از لحاظ طبقه‌بندی اجتماعی چقدر با من و همکارانم متفاوتند که آنها مجازند همگی با گوشی همراهشان به درون دادسرا وارد شوند و افزون بر آن با کلت کمری و من حتی از بردن فلش معذورم؟؟؟؟

پرسش دیگراینکه مگر آقای مرتضوی چه پست سازمانی مهم و خطرناکی دارد که باید چهار محافظ مسلح داشته باشد؟ موقعیت و طبقه اجتماعی او چیست که هنوز می‌تواند از چنین تبعیضات اجتماعی‌ای برخوردار باشد؟

به یاد داستان گهرباراسطوره قسط، حضرت علی علیه‌السلام افتادم هنگامی که به قاضی اعتراض کرد چرا طرف دعوای مرا با نام خطاب کردی و مرا با کنیه؟ این الگوی رفتاری امام اول شیعیان را با رفتار دادسرا با آقای سعید مرتضوی مقایسه کردم وافسوس خوردم.»

از طرفی علیرضا دقیقی، وکیل دادگستری و یکی از شاکیان سعید مرتضوی، طی نامه ای از رییس شورای امنیت کشورخواست که در نحوه حفاظت از سعید مرتضوی، تجدیدنظر به عمل آید.
دراین نامه که ازطریق «برخی منابع» به دست خبرنگار سحام رسیده است، از وزیر کشور و رییس سازمان امنیت کشور درخواست شده که «نحوه حفاظت از سعید مرتضوی مورد بررسی مجدد قرار گیرد» و به دستورالعمل حفاظت از شخصیت ها در این مورد توجه شود. به اعتقاد علیرضا دقیقی، «سعید مرتضوی مدت‌هاست که سمت دولتی برجسته ای ندارد و حتی در شغل قضاوت نیز با درخواست قضات امین قوه قضائیه، در دادسرای انتظامی قضات به حالت تعلیق درآمده است.»
Alireza-Daghighi1-saham-news

Alireza-Daghighi2-saham-news

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .