اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Sep 10 2014

احمد جنتی٬ دبیر شورای نگهبان هشدار داد: بعد از توافق هسته‌ای دنبال حصر رهبر هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد جنتی٬ دبیر شورای نگهبان گفته «عده‌ای قصد دارند با بی‌اعتنایی به فتنه خط قرمز‌ها را بشکنند و مقابل نظام قرار گیرند٬ چرا که به دنبال پیاده کردن نقشه‌های شومی هستند.»

به گزارش سایت «صبح توس»٬ آقای جنتی در گردهمایی ائمه جماعات ۱۶ استان کشور گفته به اسناد و اطلاعاتی دست یافته که نشان می‌دهد عده‌ای که «سودای قدرت» دارند برای آینده برنامه‌ریزی کرده‌اند.

وی گفته «اخیرا مسئولین یکی از استان‌ها اعلام کرده بود به زودی و با حاصل شدن توافق هسته‌ای مجلس را در دست می‌گیریم و آن زمان نوبت حصر رهبری و آزادی سران فتنه {موسوی و کروبی} است.»

جنتی با انتقاد شدید از این گونه اظهارات٬ افزوده «آنقدر این قبیل افراد میدان دار شده‌اند که رسما و به‌طور علنی در جمعی خصوصی {این مسائل} را عنوان می‌کنند.»

دبیر شورای نگهبان اضافه کرده باید «طلحه‌ها»٬ «زبیر‌ها» و «عمر و عاص» ‌های زمان را شناخت و از آن‌ها «غافل» نشد و باید «این نفاق و این فتنه دفع شود.»

جنتی در بخش دیگری از سخنان خود این پرسش را مطرح کرده که «چرا برخی نمی‌فه‌مند فتنه خط قرمز است؟»

این روحانی محافظه‌کار همچنین از کسانی سخن به میان آورده که «کارشان جمع کردن ثروت بوده و زندگیشان تجملاتی شده و با دسترسی به منابع دولتی و یا بازار به اندوختن ثروت برای قدرت و یا قدرت برای ثروت مشغولند.»

بسیاری از محافظه‌کاران تندرو می‌گویند نگران فعالیت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی برای تغییر ترکیب مجلس خبرگان رهبری هستند.

احمد جنتی٬ کاظم صدیقی و محمدرضا تویسرکانی سه نفری هستند که در ماه‌های اخیر نسبت به برنامه‌ریزی ویژه جریانی برای «تسخیر» مجلس خبرگان رهبری هشدار داده‌اند.

این دسته از روحانیون از حسن روحانی نیز به عنوان یکی از نزدیکان هاشمی رفسنجانی نام می‌برند که در پروژه انتخابات مجلس خبرگان رهبری همسو با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حرکت می‌کند.

No responses yet

Sep 09 2014

دفتر آیت‌الله محمدصادق روحانی از مراجع تقلید قم اعلام کرد: ازدواج نوه اکبر هاشمی رفسنجانی پیگری قضایی می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: دفتر آیت‌الله محمدصادق روحانی با انتشار اطلاعیه‌ای ازدواج «زهرا سید روحانی» با «عماد هاشمی رفسنجانی» را دارای «اشکالات فراوان قانونی» اعلام کرده و افزوده این ازدواج «از طریق مراجع قضائی در حال پیگیری است.»

جشن ازدواج عماد هاشمی رفسنجانی فرزند محسن هاشمی رفسنجانی با زهرا سیدروحانی فرزند سیدکاظم روحانی شامگاه شنبه (۱۵ شهریور) در باشگاه «فرمانیه» تهران برگزار شد.

زهرا سیدروحانی نوه آیت‌الله محمدصادق روحانی از مراجع قم و مادرش هم نفیسه اشراقی نوه دختری روح‌الله خمینی است.

دفتر این مرجع تقلید دو روز پس از برگزاری این مراسم٬ روز دوشنبه (۱۷ شهریور) اعلام کرده که «پایه‌گذاری این وصلت از ابتدا بدون اطلاع و مشورت و بدون نظر مثبت کاظم روحانی (پدر زهرا سید روحانی) بوده است.

این دفتر با اعلام اینکه این ازدواج دارای «اشکالات فراوان قانونی» بوده و از طریق مراجع قضایی در حال پیگیری است اضافه کرده در حال حاضر از ارائه توضیحات بیشتر در این زمینه خودداری می‌کند.

در این اطلاعیه همچنین آمده اعضای دفتر محمدصادق شیرازی از طریق رسانه‌‌ها در جریان این جشن قرار گرفته‌اند در حالی که آقای شیرازی به دلیل کسالت در بیمارستان بستری است.

این اطلاعیه اضافه کرده «فارغ از اشکالات وارده به اصل این ازدواج، باعث تأسف است در شرایطی که بسیاری از مردم در تنگنای اقتصادی قرار دارند این مراسم در باشگاهی گران‌قیمت و مجلل برگزار شده است.»

در پایان این اطلاعیه آمده «انتساب ظاهری دختر به مقام مرجعیت و برگزاری جشن در چنین مکانی موجب اعتراض و انتقاد بسیاری از مؤمنین واقع شده است.»

خانواده‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و کاظم روحانی تاکنون به این اطلاعیه واکنشی نشان نداده‌اند.

«آیات» محمدصادق٬ مهدی و محمد روحانی فرزندان آیت‌الله محمود روحانی هستند که اختلاف‌های قابل توجهی با جمهوری اسلامی داشته و دارند.

محمدصادق روحانی {معترض ازدواج} در سال ۱۳۶۴ به نحوه تعیین حسینعلی منتظری به‌ عنوان قائم مقام رهبری توسط مجلس خبرگان رهبری اعتراض کرد و به همین دلیل ۱۵ سال در حبس خانگی در قم به سر برد.

محمد روحانی از دست جمهوری اسلامی فراری بود و سال‌ها در شمال٬ تهران و مشهد در خانه‌های مختلف به طور مخفی زندگی می‌کرد تا اینکه سوم امرداد سال ۱۳۷۶ فوت کرد.

به نظر می‌رسد این اعتراض در ادامه اختلاف‌های خانوادگی خاندان روحانی با برخی مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله خاندان هاشمی باشد.

No responses yet

Sep 09 2014

تاجزاده: آقای خامنه‌ای! به فکر حقوق ملت باشید، نه دلواپسی‌های کاسبان تحریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

الف: سید مصطفی تاجزاده در نامه ای سرگشاده به رهبری، از او خواست رضایت عموم مردم را فدای نارضایتی اقلیتی نکند که دلواپس حذف خود از کانون های قدرت و ثروت اند. وی همچنین تصریح کرد: انتظار آن است که رفتار و گفتار رهبری تضعیف گر این جریان و اقدام هایش باشد نه تقویت کننده آن.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت سخت و طاقت فرسای اقتصادی مردم و وضعیت گرانی و تورم و بیکاری و فساد، خاطرنشان کرد: زمانی بنا داشتیم انقلابمان را صادر کنیم و اینک سال هاست که شاهد فرار سرمایه ها و مغزها هستیم. اخیرا کار از فروش کلیه گذشته و به صادرات اعضای بدن هم وطنان من و شما به کشورهای همسایه عرب رسیده است. در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند.

وی خطاب به آیت الله خامنه ای نوشت: اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه ۵۹۸ به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت. شما نیز به مذاکره کنندگان اختیار تام دهید و با پشتیبانی قاطع خود بر اعتماد به نفسشان بیفزایید تا با دلگرمی و روحیه عالی به استیفای حقوق ملت ایران بپردازند و به تحریم های ظالمانه پایان دهند.

تاجزاده از رهبری خواست به عنوان رهبر، فرمان امیرالمؤمنین را سرلوحه اقدام خویش در این زمینه قرار دهد و رضایت عامه را فدای نارضایتی اقلیت نکند. وی تاکید کرد: ما خود حرام خواران سیاسی و اقتصادی تحریم را سر جای خود خواهیم نشاند، به یاری خداوند و با پشتیبانی ملت.

متن این نامه را در ادامه بخوانید:

‌

رهبر محترم جمهوری اسلامی
با سلام و احترام

در دیدار با سفرای کشورمان فرمودید: « عده ای این جور وانمود می کردند که اگر با آمریکایی ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می شود. البته ما می دانستیم این جور نیست… در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر به خاطر مسائل حساس هسته ای بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس ها، نشست ها و مذاکراتی داشته باشند. اما از این ارتباطات نه تنها فایده ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و در تریبون های عمومی بیان کردند. آمریکایی ها نه تنها دشمنی را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند… کاری که دکتر ظریف و دوستانش شروع کردند و تا امروز هم پیش رفتند دنبال می شود …]مذاکره با آمریکایی ها[ ما را در افکار عمومی ملت ها و دولت ها به تذبذب متهم می کند و غربی ها با تبلیغات عظیم خودشان جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می دهند.» (اطلاعات ۲۳/۵/۱۳۹۳)

در نقد اظهارات فوق موارد زیر را به استحضار می رساند:

یکم)

۱- برخلاف نظر جناب عالی درباره آمریکا شناسی اصلاح طلبان، آنان چون با سازوکار شورای امنیت و نقش منحصر به فرد آمریکا در آن آشنا بودند در زمانی که مسئولیت داشتند، کوشیدند با سه کشور اروپایی به توافق برسند تا پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارسال نشود و آمریکا نتواند حرف آخرش را در این زمینه بزند.

۲- پس از آن که حکومت در سال ۱۳۸۴ یک دست شد و قطار انقلاب به گفته جنابعالی به ریل خود بازگشت، منسوبان شما با شعار نگاه به شرق و قطع مذاکرات با اروپایی ها فرصتی استثنایی برای واشنگتن فراهم آوردند تا پرونده ما را از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل بفرستند و قطع نامه های متعددی را البته با آرای مثبت روسیه و چین علیه ایران به تصویب برسانند و سپس به استناد مصوبات آن شورا، تحریم های گسترده ای را به همراهی متحدانش به ما تحمیل کنند.

۳- جناب عالی که می دانستید دور میز نشستن با آمریکایی ها بی فایده است و حتی مذاکرات نیز مانع افزایش تحریم ها نخواهد شد چرا گذاشتید پرونده ما به شورای امنیت برود و جمهوری اسلامی عملا گروگان آمریکا شود؟ آیا نمی دانستید که آمریکا در شورای حکام آژانس فقط یک عضو محسوب می شود و اختیارات قانونی ویژه ای ندارد اما در شورای امنیت از حق وتو برخوردار است و لغو و حتی کاهش تحریم ها الزاما در گرو توافق با آن کشور است؟ آیا نمی دانستید کاخ سفید با اتکاء به قطع نامه های آن شورا می تواند به رغم مخالفت چین و روسیه نه فقط نفت بلکه بانک مرکزی ما را تحریم و پول های ایران را بلوکه کند؟ آیا نمی دانستید قطع نامه های شورای امنیت برای همه کشورهای عضو سازمان ملل الزام آور است و به همین دلیل دفتر لندن بانک ملی ایران پس از تعطیلی اولیه برای آن که بتواند فعالیت های خود را از سر گیرد، ثابت کرد که به تمام قطع نامه های شورای امنیت ملی علیه جمهوری اسلامی ایران پایبند بوده و تمام تحریم های صورت گرفته را علیه ایران به مرحله اجرا درآورده است؟ خفت از این بیشتر می شود؟ به هر رو اگر می دانستید چرا زمانی که فرصت داشتید اقدام خاصی علیه این روند انجام ندادید و اگر نمی دانستید چرا اکنون به جای تصحیح اشتباهات خود و منسوبانتان باز هم به تخفیف و تحقیر منتقدانی می پردازید که این روزها را پیش بینی می کردند و به موقع هشدارهای لازم را به جنابعالی و سایر مقامات وقت دادند؟ آنان سزاوار قدردانی هستند نه زندان! البته از لطف شما که این بار منتقدان را مرعوب (بزدل عربی) یا ناآگاه و ناآشنا با الفبای سیاست نخواندید و به هماهنگی و هم سویی با دشمنان متهمشان نکردید، سپاسگزارم.

۴- آقای خاتمی ۱۱ سال پیش از دستاوردهای دانشمندان ایرانی در دانش و صنایع هسته ای رونمایی کرده برای این که بهتر معلوم شود دیدگاه کدام طرف از دو جناح واقع بینانه بوده است می پرسم که آیا اصلاح طلبان در طول این سال ها هشدار ندادند که با دیپلماسی جدید هسته ای الف) پرونده ایران به شورای امنیت خواهد رفت. ب) آن شورا قطع نامه علیه کشورمان صادر خواهد کرد. پ) صدور قطع نامه را آخرین اقدام شورا علیه ما ارزیابی نکردند؟ ت) فشار و زیان تحریم ها را بر ایران و ایرانی به مراتب بیش از تنگنا و ضرری نخواندند که بر اقتصاد آمریکا و هم پیمانانش وارد خواهد شد؟ ث) تهدیدهای کاخ سفید را درباره تحریم های نفتی و بانکی باید جدی گرفت و مانع تصویب و یا دست کم اجرای آن ها شد؟ چ) با آزاد و رقابتی برگزار کردن انتخابات مجلس پنجم از شروع تحریم های نفتی و بانکی جلوگیری کرد.

۵- در سال ۱۳۹۰ اوباما در فکر تحمیل سهمناک ترین تحریم ها به ملت ما بود و برای آغاز آن برنامه ریزی می کرد. جنابعالی نیز در همان سال شرایط را برای حذف اصلاح طلبان از حکومت و تشکیل مجلس یک دست آماده می کردید. دغدغه ای که مرحوم عسگراولادی آن را چنین فرمول بندی کرد: « مقام معظم رهبری به دنبال یک مجلس اصولگرا با سلایق مختلف هستند» (قدس ۲۱/۱۲/۱۳۹۰) به این ترتیب پرونده جمهوری اسلامی با دو بال پرواز به اتوبوسی با یک راننده استحاله یافت و بر ایران و ایرانی رفت آن چه همگان در دو سال آخر دولت احمدی نژاد دیدند. تک جناحی شدن حکومت با سقوط ۷۰ درصدی ارزش پول ملی، سه برابر شدن بهای دلار، گرانی و تورم ۴۰ درصدی، بیکاری گسترده، فساد بی سابقه حکومتی و رشد منفی اقتصادی مقارن شد.

۶- فرض کنیم هیچ راهی برای جلوگیری از تحریم ها وجود نداشت و شما هم می دانستید که حتی مذاکرات نیز قادر نخواهد بود رهبران کاخ سفید را از خر شیطان پایین آورد و مانع افزایش تحریم ها شود. پس چرا از هدر رفتن ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی کشور در طول سال هایی که قطع نامه های تحریم یکی پس از دیگری علیه ما به تصویب می رسید جلوگیری نکردید و چرا آن سرمایه افسانه ای را در جهت تأمین مایحتاج ضروری مردم، رونق تولید، افزایش اشتغال و کاهش فقر به جریان نینداختید و به ذخیره سازی مناسب ارز و کالای اساسی نپرداختید تا تحریم های جدید، داروهای مورد نیاز مردم را کمیاب یا حتی نایاب نکند؟ آمریکا این جوری نبود شما چرا گذاشتید «ثروت ملی ما آن هم در آن شرایط سخت آن جوری به باد رود؟» سریال یوسف پیامبر را در این سال ها ساختند اما دریغ از اندکی درایت و مدیریت یوسفی در مواجهه با تنگناها و کمبودها!

دوم)

۱- فرمودید که در یک سال اخیر «لحن آمریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و تریبون های عمومی بیان کردند.» من از توقعات فزاینده کاخ سفید در جلسات بی خبرم اما بعید نمی دانم که هر دو طرف بر مبنای به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن طرف مقابل در آغاز مذاکرات سقف درخواست های خود را مطرح کرده باشند تا در فرجام به کف مطالبات خود دست یابند. احتمالا تیم ایرانی نیز از لزوم داشتن صد هزار سانتریفیوژ شروع کرده است. به هر حال در آینده نزدیک معلوم خواهد شد که کف و سقف مطالبات طرفین چه بوده است. اما آن چه در رسانه ها دیدیم و شنیدیم و خواندیم ادعای دیگرتان را تأیید نمی کند. اظهارات و حتی رفتار آمریکایی ها در قیاس با آن چه در دولت قبل بیان کردند و انجام دادند، تندتر و اهانت آمیزتر نیست. حتما فراموش نکرده اید که رئیس دانشگاه کلمبیا در چه فضا و با چه دکوری از هیأت ایرانی استقبال کرد و در برابر چشم میلیون ها انسان که شاهد پخش زنده مراسم بودند، آقای احمدی نژاد را «دیکتاتور کوتوله» نامید. رئیس انقلابی دولت نهم اما در اعتراض به این اهانت آشکار نه جلسه را ترک کرد و نه پاسخی درخور به آن داد. تنها برای فرار از انتقادهای داخلی آن را فتح الفتوح خواند. از جناب عالی نیز نشنیدم که هرگز درباره آن توهین بی سابقه و آزار دهنده کلامی گفته باشید.

۲- ادبیات جناب عالی و به طور کلی جناح رهبری را علیه آمریکا در این یک سال اگر تندتر از گذشته نخوانیم قطعا نرم تر نبوده است.

۳- تیم ایرانی طبق دستور جنابعالی تنها در موضوع هسته ای مجاز به مذاکره با آمریکاست. با وجود این گله می فرمایید که چرا مواضع مقامات آن کشور در دیگر زمینه ها تغییر نکرده و حرف های سابق خود را تکرار می کنند. مگر مسئولان ایرانی و از جمله جناب عالی جز این در ماه های اخیر عمل کرده اید؟

۴- چنان چه به دولت مجوز یا مأموریت دهید که در تمام موارد اختلافی با دولت آمریکا به مذاکره بپردازد آن گاه می توان انتظار داشت که به موازات پیشرفت مذاکرات طرفین رفتار و گفتار خود را تغییر دهند و مواضع خصمانه خویش را تعدیل کنند.

۵- از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون مقامات آمریکایی ادعاها، اتهامات و حتی اهانت هایی را متوجه حکومت و گاه ملت ما کرده اند. پاسخ دولت مردان ایرانی نیز ایرادها و حتی اهانت هایی علیه دولت آمریکا و سمبل های ملی آن کشور بوده است. فرق دولت آقایان خاتمی و روحانی با دوره آقای احمدی نژاد در این است که در دوره یک دست شدن حکومت هم چوب را خورده ایم و هم پیاز را. هم تهمت شنیدم و تحریم شدیم و هم کشور به قهقرا رفت. شگفت آن که جناب عالی سیاست خارجی دوره اصلاحات را که اجازه نداد بوش جنگ طلب و سرمست از پیروزی در افغانستان و عراق، ایران را تحریم و پول هایش را توقیف کند و دیپلماسی کشور را در خدمت پیشرفت آن قرار داد، شکست خورده می دانید ولی عصر چوب و پیاز و عقب گرد احمدی نژاد را موفق می نامید!

سوم)

۱- جناب عالی تعامل با همه دولت ها را به استثنای دو کشور تأیید فرمودید. تکلیف جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل روشن است و آن رژیم را به رسمیت نمی شناسد اما در مورد آمریکا حتی اگر نظر شما درست باشد و گفتگو با آن دولت تذبذب، انفعال و سردرگمی جمهوری اسلامی را در اذهان جهانیان متبادر سازد اما حتما توجه دارید که این سخن زمانی قابل طرح است که مذاکره ای درکار نباشد نه اکنون که مقامات دو کشور در حد وزرای خارجه گفتگوهای متعدد انجام می دهند. به نظر می رسد که شما خود به این نقیضه التفات داشته اید که علت برگزاری نشست های هسته ای را حساسیت آن خواندید و به این ترتیب مذاکره تنها درباره مسائل غیرحساس ممنوع می شود که فکر نمی کنم خود شما نیز حاضر به دفاع از این گزاره باشید.

۲- جناب عالی ماجراجویی نظامی آمریکا را علیه ایران و از جمله چالش هسته ای مؤکدا نفی کرده اید. بفرمایید حساسیت پرونده هسته ای جز تحریم به چه چیز برمی گردد که مذاکره را موجه ساخته است؟ بویژه آن که شما تأکید دارید باب مذاکرات هسته ای را به علت تحریم باز نفرموده اید. موجب امتنان است توضیح دهید به چه دلیل این مسیر را گشودید و چرا نباید و نمی توان آن را به موضوعات دیگر تعمیم داد؟

۳- در دوره اصلاحات جلوگیری از اجماع کشورهای قدرتمند دنیا علیه جمهوری اسلامی را پیروزی بزرگ نامیدید ولی در دولت آقای احمدی نژاد نظرتان را تغییر داده دیپلماسی هسته ای عصر اصلاحات به مسئولیت دکتر روحانی را عقب نشینی خواندید. بعد از آشکار شدن آثار مخرب و رو به تزاید تحریم ها و توسعه نارضایتی علیه راهبرد هسته ای حتی میان اصول گراها در فرودین ۹۲ اجازه گفتگو با آمریکا را صادر کردید. این بار نیز یک سال از نشست و برخاست طرفین نگذشته مذاکرات را بی فایده بلکه مضر می خوانید و در کمال تعجب ادامه آن را توصیه می فرمایید. فکر نمی کنید آن چه افکار عمومی را در داخل و خارج سردرگم می سازد بیش از تبلیغات غرب، مواضع متناقض جناب عالی باشد؟

۴- هنگامی که هم زمان با صدور مجوز مذاکرات، از نرمش قهرمانانه در سیاست داخلی و خارجی دم زدید به این ذهنیت دامن زدید که روابط دو کشور دیر یا زود تغییر خواهد یافت. نفی مطلق مذاکره در دیدار با سفرا نه با آن اجازه سازگار است و نه با این تعبیر نسبتی دارد.

۵- در همین سخنرانی صلح امام حسن را مصداق بارز نرمش قهرمانانه خواندید که هم درست است و هم زیبا ولی توجه دارید که اگر ایشان مسیر پدر بزرگوارشان را ادامه می دادند و به دلیل تغییر اوضاع و احوال و مقتضیات زمان با معاویه صلح نمی کردند آن تعبیر را در مورد تصمیم امام مجتبی به کار نمی بردید هم چنان که قیام برادر ارجمندشان بزرگ شهیدان تاریخ را نرمش قهرمانانه نمی نامیدید. به هر رو اگر قرار بر پیمودن همان مسیر پیشین است چرا از صلح امام حسن سخن می گویید و چنان چه به هر دلیل تغییر را مصلحت یا لازم می بینید چرا با تذبذب و تزلزل خاطر طی طریق می کنید؟

چهارم)

۱- فرض کنیم جنابعالی قصد حل معضل هسته ای را با مذاکره داشتید. اما مشاهده کردید که آمریکایی ها به موازات مذاکرات به جای آن که از اتهامات، اهانت ها، طلب کاری ها، دشمنی ها و تحریم های خود بکاهند، بر آن هم می افزایند. نتیجه منطقی مدعیات شما علیه مذاکرات به ویژه اگر تعهدات طرف ایرانی را نیز در تعدیل غنی سازی اورانیوم به آن اضافه کنیم، مغبون شدن جمهوری اسلامی از هر دو سوست. پس چرا تفاهم ژنو را موفقیت خواندید؟ چرا با تمدید مذاکرات بی فایده و در حقیقت زیانمند موافقت فرمودید؟ چرا ادامه گفتگوها را به کم کردن اهانت ها، اتهام ها، دشمنی ها و تحریم ها توسط آمریکایی ها مشروط نکردید و چرا اعلام فرمودید کار تیم مذاکره کننده ایرانی تا امروز خوب پیش رفته است؟ روشن نیست این ظریف عزیز پس از این چگونه می تواند از مذاکرات و دستاوردهایش دفاع کند اما به ضدیت با ولایت فقیه متهم نشود و ابتدای سخنش انتهای آن را نقض نکند.

۲- رژیم اسرائیل، ارتجاع عرب و جناح جنگ طلب آمریکا مخالفان بزرگ مذاکرات و تفاهم ژنو هستند در میان ایرانیان نیز هیچ مجموعه ای به اندازه فرقه تروریست رجوی و مارکسیست های استالینیست به مخالفت با گفتگوها برنخاستند. بنابر این یا حکم همیشگی خود را ابطال فرمایید و اعتراف کنید موضع یک سان دو یا چند گروه له یا علیه موضوعی الزاما به معنای یک سانی عقیده یا انگیزه یا هدف یا منافع آنان نیست و بر هماهنگی و همکاری آنان دلالت نمی کند. در غیر این صورت موضع خود را تغییر دهید و قاطعانه و بدون لکنت زبان از مذاکرات پشتیبانی کنید.

۳- ادعای شما در باب خسارت بار بودن مذاکرات با توصیه بعدی آن جناب در مورد تداوم آن چنان متضاد است که رسانه های اصول گرا نیز نتوانستند آن را نادیده انگارند و برای رفع یا پوشاندن این تضاد به تکاپو افتادند اما ناکام بودند. زیرا تعارض مزبور تنها در صورتی حل می شود که بپذیریم قسمت نخست سخن شما مصرف داخلی داشت و بخش دوم آن مربوط به خارج بود.

پنجم)

۱- آمریکا و شرکای اروپایی اش در سال ۹۲ تصمیم داشتند صادرات نفت ایران را که طی دو سال قبل از آن به نصف تقلیل داده بودند به یک چهارم کاهش دهند و سپس آن را به صفر برسانند. عنایت دارید که وقتی صادرات نفت مان به یک دوم رسید، ریال دو سوم ارزش خود را از دست داد و بهای دلار بیش از سه برابر افزایش یافت اکنون بفرمایید اگر مذاکرات آغاز نمی شد و به تفاهم ژنو ختم نمی شد آیا طرح مزبور اجرا نمی گردید؟ آن گاه با کاهش صادرات نفتمان به یک چهارم ارزش پول ملی چقدر سقوط می کرد؟ ارز خارجی چند برابر می شد و صعود جهشی قیمت کالاها چه بر سر مردم به ویژه اقشار کم در آمد و محروم می آورد و در تداوم تحریم اگر صادرات نفت ایران به سمت صفر میل می کرد، بر سر اقتصاد کشور چه می آمد؟ آیا به همین زودی فراموش کردید که دولت جدید تحت چه شرایطی به مذاکره با آمریکا پرداخت و چه مخاطراتی را از سر میهن و مردم دور کرد؟

۲- به گفته سخنگوی هیأت ایرانی، آمریکایی ها معتقدند چنان که شرکتی تحریم های موجود را نقض کند آنان می توانند نامش را به فهرست تحریم شدگان اضافه کنند و آن را تحریم جدید نمی دانند. تیم ایرانی تفسیر مزبور را قبول ندارد و حتی یک بار در اعتراض به تحریم چند شرکت به دلیل فوق، مذاکرات را نیمه کاره رها کرده به ایران بازگشت. البته که خوب و به جا بود اگر تکلیف این مسئله را نیز به صراحت در تفاهم ژنو مشخص می کردند اما آیا از این اختلاف برداشت می توان بی فایده بودن مذاکرات را نتیجه گرفت و از بیشتر شدن تحریم ها به گونه ای سخن گفت که گویی اگر تفاهم ژنو نبود افزایش تحریم ها تفاوت چندانی با وضع کنونی پیدا نمی کرد؟

۳- چنانچه تحریم ها در این یک سال افزایش یافته بود به نظر شما ارزش دلار ۵ هزار ریال کاهش می یافت و قیمت آن تثبیت می شد و ما شاهد آرامش روحی و روانی در اقتصاد کشور می بودیم؟

۴- منظورتان را از بیشتر شدن دشمنی واشنگتن روشن بیان نفرمودید تا نقد دقیق آن ممکن باشد. اما آیا می توان منکر شد که یکی از دستاوردهای دیپلماسی دولت تدبیر و امید از جمله مذاکره با آمریکا افزون بر توقف تحریم ها، ارتقاء جایگاه میهن و کاستن از ایران هراسی در منطقه و جهان بوده است؟ آیا افزایش چشمگیر مراودات نمایندگان تقریبا تمام دولت ها را با مقامات ایرانی ملاحظه نمی فرمایید؟ پس چرا این واقعیات و پیشرفت ها را مسکوت می گذارید؟

ششم)

۱- اصولگرایان افراطی به آن دلیل در آرزوی شکست مذاکرات هستند که دست یابی به توافق جامع را پیروزی دولت جدید و نشانه نادرستی یا ناکارآمدی دیپلماسی دولت نهم و دهم ارزیابی می کنند که می تواند زمینه ساز گشایش اقتصادی میهن و مردم شود و مسئله حقوق بشر را برجسته و استمرار فضای پلیسی و امنیتی را دشوار سازد. هم چنین احتمال موفقیت حامیان دولت را در سال آتی بالا می برد. ناگفته پیداست که توافق جامع کاسبی تحریم را تعطیل و ضربه بزرگی بر بازار سیاه اقتصاد و سیاست کشور وارد خواهد کرد. بنابراین انگیزه و هدف آنان از مخالفت با توافق جامع روشن است. اگرچه برای جلب حمایت شما دلیل اقدام ها و بلکه کارشکنی های خود را نگرانی از افت جایگاه ولایت فقیه جلوه می دهند. به هر حال آنان دلواپس حذف خود از کانون های قدرت و ثروتند. انتظار آن است که رفتار و گفتار رهبری تضعیف گر این جریان و اقدام هایش باشد نه تقویت کننده آن.

۲- در مناظره سوم انتخاباتی همه نامزدها از دیپلماسی جاری هسته ای انتقاد کردند. گذشته از آنان آقای احمدی نژاد که در ۶ سال اول ریاستش بر دولت تهدیدهای غرب را با تحریک دولت ها و افکار عمومی شان پاسخ می داد و با دشمن تراشی بی نظیرش تمام قدرت های صاحب حق وتو را به رغم اختلاف های مهم شان علیه جمهوری اسلامی به اشتراک نظر رساند و بین دیپلماسی و تبلیغات انتخاباتی فرق نمی گذاشت، بالاخره در سال ۹۰ پی به وخامت اوضاع برد و تغییر دیپلماسی هسته ای و مذاکره مستقیم با آمریکا را پیشنهاد داد که مدعی است که با مخالفت شما مواجه شده است. به همین دلیل چند بار اعلام کرد که دیگر در مسئله هسته ای دخالت ندارد تا مسئولیت امر را، در دو سال آخر دولت خویش، و آغاز تحریم های نفتی و بانکی را مستقیما متوجه جناب عالی کند.

۳- نود و دو درصد مردم در رفراندوم هسته ای ۲۴ خرداد ۹۲ (۴۶ میلیون نفر از ۵۰ میلیون ایرانی واجد شرایط) به دیپلماسی جلیلی یعنی بیانیه خوانی واعلام مواضع به جای مذاکرات جدی و صریح رأی منفی دادند. بعید می دانم حتی ۱ درصد از ۲۷ درصد هم وطنی که در انتخابات شرکت نکردند و از ۳۶ درصدی که به دکتر روحانی رأی دادند و و از ۲۸ درصدی که چهار نامزد دیگر را برگزیدند، از نظر خود برگشته باشند اما احتمال زیاد می دهم که درصدی از رأی دهندگان به آقای جلیلی امروز به این نتیجه رسیده باشند که روش کنونی به مراتب بهتر است.

۴- اگر تا آذرماه سال جاری مذاکرات به نتیجه نرسد، دو راه بیشتر متصور نیست. نخست آن که به وضعیت بعدی برگردیم. ایران سانتریفیوژهای بیشتری نصب کند و غرب بر تحریم های نفتی و بانکی ما بیفزاید که معلوم است در آن حالت کدام طرف فشار بیشتری متحمل خواهد شد و گزینه دوم تمدید دوباره مذاکرات و استمرار آتش بس کنونی است که البته از انتخاب اول خیلی بهتر است اما مشکل را حل نمی کند و فرصت را از ما می گیرد.

۵- آقای اوباما نیز به اندازه دولت ما به این توافق نیاز دارد. با توجه به این که اوضاع منطقه پیچیده تر و شکننده تر از آن است که بتوان روند حوادث را دقیقا حدس زد یا پیش بینی کرد. عقل سلیم حکم می کند که حل چالش هسته ای را به تعویق نیاندازیم.

هفتم)

۱- به تجربه دریافته ایم هر زمان که جناب عالی نطق شدیداللحنی علیه آمریکا ایراد می فرمایید باید منتظر توبیخ روزنامه ای، فیلترینگ سایتی، ممانعت از چاپ کتابی، لغو مجوز نشری، جلوگیری از اکران فیلمی، کنسل شدن کنسرتی، توقیف تئاتری، تعطیلی انجمنی، بستن خانه صنفی ای، ممنوعیت کار هنرمندی، جمع آوری ماهواره از محله یا شهری، بازنشستگی اجباری استادی، محدودیت تحصیلی دانشجویی، حذف رشته ای از علوم انسانی، مخالفت با استفاده از فناوری تازه ارتباطی، منع ورود زنان به مکان عمومی ای، گسترش تفکیک جنسیتی در دانشگاهی، برای زنان ممنوعیت جدید استخدامی ای، دستگیری منتقدی، بازداشت خبرنگاری، ابطال پروانه وکیلی، منتفی شدن سخنرانی و برهم خوردن مراسمی، انحلال حزبی و … توسط یکی از نهادهای وابسته به رهبری باشیم.

آرزو به دل مانده ایم که خطابه های آتشین شما علیه دشمن با گشایش سیاسی و فرهنگی و اجتماعی در میهن همراه شود. سخنرانی انقلابی اخیرتان نیز با همت ولایتمداران آزادی ستیز با استیضاح وزیر شایسته و وارسته علوم و تحقیقات مقارن شد. جرائم نابخشودنی دکتر فرجی دانا عبارت بودند از افشای بورسیه افراد فاقد صلاحیت علمی و مخالفت با استخدام آن ها، دفاع از حق ادامه تحصیل دانشجویان ستاره دار و اخراجی و سرانجام نظرخواهی از اعضای هیأت علمی برای ریاست دانشگاه. لابد الان سردار مشفق در جایی مشغول شرح عملیات ستاد مشهور است که چگونه یکی از خطرناک ترین طرح های آمریکا را با عزل قاطع و به موقع یکی از نیروهای دشمن خنثی کرده اند و با وارد آوردن ضربه کاری به ستون پنجم خصم ستاد متخاصمان را از دانشگاه ها برچیدند. به نظر می رسد نام رمز راهبرد ضد حقوق و آزادی های اساسی شهروندان در دوره جدید دل نگرانی از کند شدن حرکت پرشتاب علمی کشور است.

۲- دکتر جلیلی پس از هر نشست با ۵+۱ از مواضع انقلابی و براهین محکم هیأت ایرانی که مدعی بود بهت طرف مقابل را برانگیخته سخن می گفت. صدا و سیما نیز دائم از پیروزی و پیشرفت ایران دم می زد. البته آن چه ملت می دید و با گوشت و پوست خود حس می کرد با اندکی تفاوت با ادعاهای مزبور، افزایش مستمر تحریم ها و تهدیدها و تنگناها بود. با وجود این جناب عالی هرگز آن مذاکرات را حتی زمانی که تحریم ها به بانک و نفت و و طلا و بیمه و کشتیرانی کشید، مضر نخواندید و بر عکس بر جدید نبودن تحریم ها تأکید می نمودید و این که ما از بدو پیروزی انقلاب تاکنون به این تحریم ها عادت کرده ایم اما اکنون که تحریم های نفتی و بانکی متوقف شده و بخشی از ارزهای ایران که توقیف آن ها از دولت قبل شروع شده بود، در حال واریز شدن به حساب بانک مرکزی است، گفتگوها را بی فایده می نامید. آن هم به دلیل تحریم چند شرکت ایرانی در حالی که به اعتراف آقای حدادعادل «تحریم های جدید آن چنان تحریم هایی نبود که در کار ما خلل وارد کند و تأثیری داشته باشد.» (رسالت ۱۲/۶/۱۳۹۳)

۳- اصلاح طلبان پیشگیری را کم هزینه تر، مطمئن تر و کارآمدتر از درمان می دانستند و از عواقب قطع نامه های لازم الاجرای شورای امنیت و سوء استفاده های بعدی آمریکا از آن و نیز مسیر و مراحل دشوار لغو تحریم ها آگاه بودند. به همین دلیل می کوشیدند پرونده به شورای امنیت ارجاع نشود. خشنودیم از این که اصول گرایان نیز یکی پس از دیگری به همین نتیجه رسیده یا می رسند. حتی آقای احمدی نژاد، که ظاهرا از ۱۰۰ دلار شدن بهای نفت در هر بشکه سرمست بود و می گفت هرقدر می خواهید قطع نامه صادر کنید زیرا قطع نامه دان خودتان آسیب می بیند، نیز سرانجام پس از ۶ سال مدافع مذاکره و حصول تفاهم با آمریکا شد تا از شروع تحریم های نفتی و بانکی کشور جلوگیری کند که با مخالفت جناب عالی مواجه شد. چنان چه اجازه داده بودید در همان سال ۹۰ مذاکره با واشنگتن آغاز شود یعنی در شرایطی که نفت ایران به طور کامل صادر می شد، ارزهایمان بلوکه نشده و اوضاع اقتصادی میهن هنوز به هم نریخته بود، ما می توانستیم در جریان گفتگوها امتیازات به مراتب بیشتری از ۵+۱ بگیریم و از موضع بهتر و قوی تری لغو کامل تحریم ها را پیگیری کنیم. ما در آن سال قادر بودیم که در ازای تعلیق غنی سازی ۲۰ درصدی خواهان تعلیق بخش قابل توجهی از تحریم ها شویم نه آن که مثل سال ۹۲ که بزرگترین امتیاز اخذ شده این است که در ازای تعلیق مزبور ماهانه نیم میلیارد دلار از پول های خودمان را به خودمان تحویل دهند. آن هم در حالی که صادرات نفتمان به نصف تقلیل یافته و تازه نمی دانم که آیا در آمد حاصل از فروش همین میزان نفت نیز به طور کامل در اختیار ایران قرار می گیرد یا خیر؟ به هر حال مسئولیت از دست رفتن آن فرصت گرانبها در درجه نخست به عهده شماست. به خصوص که دکتر صالحی وزیر امورخارجه وقت نیز پیش از آغاز تحریم های نفتی و بانکی با ارسال نامه ای پیامدهای آن را برای مقامات عالی تبیین کرده بود. آیا منصفانه است که پیامدهای اجتناب ناپذیر آن فرصت سوزی بزرگ را متوجه دولت جدید می کنید؟

مقام محترم رهبری

وضعیت اقتصادی مردم سخت و طاقت فرسا شده است و گرانی و تورم و بیکاری و فساد بیداد می کند. زمانی بنا داشتیم انقلابمان را صادر کنیم و اینک سال هاست که شاهد فرار سرمایه ها و مغزها هستیم. اخیرا کار از فروش کلیه گذشته و به صادرات اعضای بدن هم وطنان من و شما به کشورهای همسایه عرب رسیده است. در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند. اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه ۵۹۸ به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت. شما نیز به مذاکره کنندگان اختیار تام دهید و با پشتیبانی قاطع خود بر اعتماد به نفسشان بیفزایید تا با دلگرمی و روحیه عالی به استیفای حقوق ملت ایران بپردازند و به تحریم های ظالمانه پایان دهند. جناب عالی به عنوان رهبر فرمان امیرالمؤمنین را سرلوحه اقدام خویش در این زمینه قرار دهید و رضایت عامه را فدای نارضایتی اقلیتی نکنید. ما خود حرام خواران سیاسی و اقتصادی تحریم را سر جای خود خواهیم نشاند، به یاری خداوند و با پشتیبانی ملت.

توفیق شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم.

سید مصطفی تاجزاده
شهریورماه ۱۳۹۳

No responses yet

Sep 08 2014

فاطمه هاشمی: «با این دادگاه‌ها باید به حال مردم گریست»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: وکیل فاطمه هاشمی رفسنجانی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، دادگاه موکلش را به دلیل نداشتن شاکی خصوصی «غیر قانونی» و اتهام موکلش را «مسخره» خواند.

فاطمه هاشمی رفسنجانی نیز پس از دادگاه تجدید نظر خود، از رهبر جمهوری اسلامی خواست که برای دادگاه‌ها ناظر بگذارد و گفت که «با این دادگاه‌ها باید به حال مردم گریست.»

به گزارش خبرگزاری مهر، وحید ابوالمعالی، وکیل فاطمه هاشمی رفسنجانی، دوشنبه ۱۷ شهریور گفت: «این اتهام مسخره‌ترین چیز در رویه قضایی است که من دیدم. اینکه موکلم بگوید ای کاش مهدی برادر شما بود افترا و توهین است؟»

فاطمه هاشمی رفسنجانی ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ در اعتراض به سخنان مطرح شده در جلسه رأی اعتماد به وزیران دولت حسن روحانی علیه مهدی هاشمی، برادرش، در نامه‌ای به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، نوشته بود که «آقای لاریجانی، ای کاش مهدی برادر شما بود.»

وی با اشاره به واکنش علی لاریجانی به پخش فیلم دیدار فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی، در جریان استیضاح وزیر کار دولت محمود احمدی‌نژاد نوشته بود: «مجلس و قوه قضائیه موظف به رعایت حقوق مردم هستند. نه اینکه وقتی به برادر آقای علی لاریجانی تهمت می‌زنند، ایشان آن زلزلهٔ سیاسی را در کشور ایجاد کنند و برای بقیه واکنش عادی بگیرند.»

پس از انتشار این نامه، پرونده فاطمه هاشمی اواخر مرداد سال۱۳۹۲، در شعبه ۱۲ دادسرای فرهنگ و رسانه تشکیل و شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تهران بهمن سال گذشته، وی را به شش ماه حبس که به مدت دو سال تعلیق شده‌است، محکوم کرد.

وکیل فاطمه هاشمی رفسنجانی گفت: «آقای لاریجانی در این پرونده شکایتی نداشته که حالا رضایتش تاثیرگذار باشد. تشکیل این دادگاه غیرقانونی است و نیاز به شاکی خصوصی دارد.»

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، پس از برگزاری دادگاه فاطمه هاشمی، در نامه‌ای به علیرضا آوایی، رئیس سابق دادگستری کل استان تهران، نوشته بود که شکایتی از فاطمه هاشمی نداشته و ندارد.

فاطمه هاشمی رفسنجانی پس از خروج از دادگاه انقلاب در جمع خبرنگاران گفت: «سوال بنده این بود که کدام یک از حرف‌های من مصداق نشر اکاذیب و توهین بوده‌است.»

به گزارش خبرگزاری ایسنا، وی اضافه کرد: «دفاعیات علی لاریجانی برای برادر خودش را در مجلس بگذارند و آنچه که برای برادرم در مجلس گفته شد و حرف‌های زشتی را که به او گفته‌اند، با هم مقایسه کنند و بعد قضاوت کنند.»

اشاره فاطمه هاشمی رفسنجانی به سخنان علی‌محمد بزرگواری، نماینده کهگیلویه در مجلس است که در مخالفت با رای اعتماد به بیژن زنگنه وزیر نفت، مهدی هاشمی را «آقازاده دله‌دزد» خوانده بود.

فاطمه هاشمی رفسنجانی در ادامه سخنان خود گفت: «گویا مملکت فقط برای لاریجانی‌هاست نه برای فرد دیگر.»

وی با بیان این که به دفاعیات و صحبت‌هایی که داریم گوش نمی‌دهند، افزود: «آینده را نمی‌دانم، ولی از مقام معظم رهبری می‌خواهم در دادگاه‌ها ناظر بگذارند. با این دادگاه‌هایی که داریم باید به حال مردم گریه کرد.»

دادگاه تجدیدنظر فاطمه هاشمی رفسنجانی، امروز در شعبه ۵۴ تجدید نظردادگاه انقلاب اسلامی تهران پایان یافت.

بنا بود این دادگاه دوم شهریور ماه برگزار شود اما به دلیل حاضر نشدن دو قاضی از سه قاضی و حضور با تاخیر نماینده دادستان، برگزاری آن به امروز، دوشنبه، موکول شد.

برگزاری دادگاه تجدیدنظر فاطمه هاشمی رفسنجانی در حالی است که روز یک‌شنبه ۱۶ شهریور، نهمین جلسه دادگاه مهدی هاشمی رفسنجانی، دیگر فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، برگزار شد.

فاطمه هاشمی رفسنجانی، روز دوشنبه، ۲۷ مرداد، گفته بود: «در پرونده مهدی دارند انتقام پدر را از پسر می‌گیرند. انتقام این که پدرم در کنار مردم ایستاد و از حق‌شان دفاع کرد.»

مهدی هاشمی دوم مهرماه سال ۱۳۹۱ پس از بازگشت به ایران در فرودگاه تفهیم اتهام و پس از معرفی خود به دادستانی، بازداشت شد. وی ۲۶ آذر ۱۳۹۱ پس از نزدیک به سه ماه حبس، با قرار وثیقه آزاد شد.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، اتهامات مهدی هاشمی را «امنیتی – اقتصادی» اعلام کرده‌است اما به گفته محمود علیزاده طباطبایی یکی از وکلای مهدی هاشمی عمده اتهامات موکلش «سیاسی» و مربوط به رویدادهای سال ۸۸ است.

No responses yet

Sep 07 2014

وزارت علوم استعفای چهار معاون این وزارت‌خانه را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: عبدالحسین فریدون و مهدخت علوی بروجردی، ‌مشاوران وزیر علوم، کنار گذاشته شدن چهار معاون و یک مدیر کل از وزرات علوم، تحقیقات و فن‌آوری را تکذیب کردند.

به گزارش ایرنا، مشاوران وزیر سابق علوم گفته‌اند این تغییرات صحت ندارد.

پیش‌تر یک سایت خبری در ایران مدعی شده بود که بنا به درخواست مجلس شورای اسلامی و با هدف «اثبات حسن نیت از طرف دولت با وجود برخی ناملایمات و همکاری تام و تمام با مجلس» پنج تن از وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری خداحافظی کرده‌اند.

رضا فرجی دانا، وزیر علوم پیشین، روز ۲۹ مرداد ماه و پس از استیضاح در مجلس، از مقام وزارت کنار گذاشته شد. مصطفی افضلی‌فرد، سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس پیش از برگزاری جلسه استیضاح، عزل و نصب‌ها آقای فرجی دانا در وزارت‌خانه را یکی از دلایل استیضاح عنوان کرده بود.

No responses yet

Sep 07 2014

گفتگوی تلفنی مونا لاهوتی با نیک اهنگ کوثر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

No responses yet

Sep 07 2014

یک ماه پس از تعطیلی دفاتر هشت شبکه ماهواره‌ای: دفتر آیت‌الله صادق شیرازی در شیراز پلمب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: گزارش‌ها از پلمب دفتر آیت‌الله صادق شیرازی از مراجع تقلید در شیراز حکایت دارد.

سایت‌های «فتن»٬ «شیعه آنلاین» و شبکه اجتماعی «باشگاه افسران جنگ نرم» گزارش کرده‌اند که دفتر این مرجع تقلید ۱۱ شهریور در شیراز پلمب شده است.

سایت «فتن» نوشته این دفتر از سوی ماموران وزارت اطلاعات تعطیل شده است.

صغحه منسوب به دفتر صادق شیرازی در توییتر هم این خبر را تائید کرده است.

سایت «شیعه آنلاین» نیز زمان دقیق پلمب این مرجع تقلید شیعه را ساعت دو نیمه شب روز دوشنبه اعلام کرده است.

این سایت همچنین نوشته حدود دو هفته پیش وب‌سایت رسمی دفتر صادق شیرازی توسط کمیته فیلترینگ و تعیین مصادیق، فیلتر شده بود.

مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون این گزارش‌ها را تائید یا تکذیب نکرده‌اند.

خبر پلمب دفتر این مرجع شیعه حدود یک ماه پس از تعطیلی دفا‌تر دست‌کم هشت شبکه ماهواره‌ای مذهبی در ایران منتشر شده است.

شبکه‌های «امام حسین»٬ «سلام»٬ «ابالفضل العباس»٬ «مدرسه جهانی امام صادق»٬ بقیع»٬ «مرجعیت» و «الانوار» ۱ و ۲ هشت شبکه‌ای هستند که زیرنظر صادق شیرازی فعالیت می‌کنند.

وزارت اطلاعات فعالیت این شبکه‌ها را در راستای «ایجاد اختلافات مذهبی و تشدید تفرقه در جهان اسلام و تخریب وجهه تشیع» اعلام کرده است.

No responses yet

Sep 06 2014

خبرگزاری «برنا» خبر داد: صداوسیما برای پخش برنامه‌های دولت پول می‌خواهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: خبرگزاری «برنا» گزارش کرده که صدا و سیما از نهاد ریاست جمهوری برای پخش برنامه‌های مربوط به دولت یازدهم تقاضای پول کرده است.

این خبرگزاری روز جمعه (۱۴ شهریور) گزارش کرده صدا و سیما در نگاهی «منفعت طلبانه» اعلام کرده «نهاد ریاست جمهوری باید برای اطلاع رسانی عملکرد دولت هزینه کند.»

به نوشته «برنا» این سازمان افزوده «هزینه ساخت برنامه‌ها {مربوط به دولت ابتدا باید} به واحد بازرگانی صد او سیما واریز شود تا تیم خبری این رسانه اقدام به ساخت مستند کنند.»

این خبرگزاری با انتقاد از این اقدام صدا و سیما این سازمان پس از آغاز به کار دولت یازدهم «عهدشکنی» و «دروغگویی» را در اولویت برنامه‌های خود قرار داده است.

به نوشته «برنا» صدا و سیما تاکنون «بیشترین تعداد برنامه‌های تخریبی را با نام نقد روی آنتن برده و مخالفان تندرو دولت را در برنامه‌های پر بیننده مه‌مان آنتن زنده کرده است.»

این خبرگزاری اضافه کرده «میزان سیاه نمایی علیه دولت در بخش‌های خبری به قدری زیاد است که در برخی موارد بیننده گمان می‌کند پای شبکه‌های ماهواره‌ای ضد نظام نشسته است.»

آن‌طور که این خبرگزاری وابسته به دولت نوشته صدا و سیما در انعکاس عملکرد دولت و پخش مستندهای تولیدی ریاست جمهوری کاملا «یک‌سویه» عمل می‌کند.

رابطه صدا و سیما با دولت یازدهم ماه‌هاست که تیره شده و حسن روحانی نیز از اینکه فعالیت‌های دولت وی با بی‌اعتنایی این سازمان مواجه می‌شود٬ انتقاد کرده است.

No responses yet

Sep 05 2014

غلامحسین محسنی اژه‌ای خبر داد: مسئولان از برخی شعارها خجالت می‌کشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: غلامحسین محسنی اژه ای٬ معاون اول قوه قضائیه پس از مخالفت تلویحی با افزایش پهنای باند اینترنت در ایران٬ اعلام کرد «اهل فتنه نباید در مدیریت‌ها قرار بگیرد.»

آقای محسنی اژه‌ای گفته «به افراد مجرم و اهل فتنه که مرتکب جرم شده‌اند، کشور را به آشوب کشیده‌اند و طراوت انتخابات را تلخ کرده‌اند، نباید اجازه داد در مدیریت‌ها قرار گیرند.»

این مقام قضایی با اعلام اینکه «حکومت اسلامی در مقابل دنیا و آخرت مردم وظیفه دارد» اضافه کرده «اگر ما از میان مسئولین صداهای مختلف بشنویم موفق نخواهیم شد.»

محسنی اژه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود از اینکه مسئولان از سر دادن برخی شعار‌ها در نماز‌ جمعه «خجالت» می‌کشند اظهار تاسف کرده است.

وی افزوده «ما نباید در دفاع از ارزش‌های انقلاب با کسی رودربایستی داشته باشیم و برای دفاع از نظام و انقلاب ترس به دل راه دهیم.»

برخی نهاد‌ها٬ سازمان‌ها٬ بنیاد‌ها٬ جریان‌ها و افرادی که به محافظه‌کاران تندرو مشهور هستند با پاره‌ای از سیاست‌ها و برنامه‌های دولت حسن روحانی به اختلاف برخورده‌اند.

حوزه‌های فرهنگی٬ اجتماعی٬ سیاست داخلی و خارجی چهار حوزه‌ای هستند که بیشترین انتقاد‌ محافظه‌کاران از دولت یازدهم را به خود اختصاص داده‌اند.

دو قوه قضائیه و مقننه نیز با استفاده از ابزار‌هایی که در اختیار دارند تلاش می‌کنند سیاست‌های دولت روحانی را همسو با سیاست‌ها و نظرات خود و علی خامنه‌ای کنند.

No responses yet

Sep 05 2014

رفسنجانی و اشاره به دادگاه‌های نظامی در پایان جنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در واکنش به حملات محسن رضائی دبير مجمع تشخيص و رحيم صفوی، به دادگاه‌های نظامی بعد از جنگ اشاره کرد. در هفته‌های گذشته رحيم صفوی مشاور رهبری و فرمانده سابق سپاه در مصاحبه با نشريه رمز عبور پيرامون چگونگی پذيرش قطعنامه ۵۹۸ اظهار داشت رفسنجانی به دليل برنامه برای کسب قدرت بعد از آيت‌الله خمينی جنگ را پايان داد تا بعدا مشکلی نداشته باشد.

حرف‌های صفوی در ادامه خط تبليغاتی عليه رفسنجانی است که وی را متهم می‌سازند که با صورتبندی نادرست مسئله و در تنگنا گذاشتن فرماندهان جنگ همراه با دولت موسوی، آيت‌الله خمينی را مجبور به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ کردند. شواهد و مستندات فرضيه‌ای را قوت می‌بخشد که هدايت اين پروژه را خود رهبری در دست دارد که بعد از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ مدافع پيشنهاد ادامه جنگ بوده که با مخالفت آيت‌الله خمينی پرونده آن بسته می‌شود.

اما بر مبنای مستندات موجود آيت‌الله خمينی شخصا تصميم به پايان جنگ را گرفت. رفسنجانی و دولت و کسانی که در داخل حکومت از ضرورت خاتمه دادن به جنگ و جلوگيری از پيامد‌های مخرب فرسايشی شدن جنگ دفاع می‌کردند، در اقناع آيت‌الله خمينی موثر بودند ولی تصميم‌گيری وی صرفا تحت تاثير آنها نبود. بلکه طبق نامه خود وی، نامه محسن رضايی فرمانده اسيق سپاه و تقاضای گسترده برای تجهيزات جنگی عاملی مهم در به نتيجه رسيدن وی به اين واقعيت بود که ادامه جنگ ممکن نيست و ريسک شکست وجود دارد.

درخواست محسن رضايی که پيروزی بزرگ در جنگ را در صورت دسترسی به امکانات فوق به پنج سال بعد موکول می‌کرد، از منظر امکانات مالی محدود دولت و بسته بودن بازار‌های سلاح‌های نظامی حساس و استراتژيک جهانی به روی حکومت، به شدت تخيلی و متوهمانه بودند.

رفسنجانی در واکنش در ديدار با جمعی از اسيران جنگ ايران و عراق در پاسخ به سئوال انتقادی حاضران که «چرا در قبال تلاش عده‌ای برای تحريف تاريخ دفاع مقدس و انتساب حرف‌های غيرواقعی به جناب‌عالی سکوت می‌کنيد؟ گفت:

«از حرف‌های تفرقه‌انگيز دوری می‌کنم، البته می‌دانم حقيقت پنهان نمی‌ماند و نمی‌توان با اغراض سياسی، غبار شبهه بر جان نثاری‌ها و جانبازی‌های جوانان افکند…. برخی تحريف‌ها توسط افراد کم يا بی‌اطلاع از دوران دفاع مقدس قابل تحمل است، ولی تحريف توسط افرادی که در جريان وقايع دفاع مقدس و حتی دادگاه‌های نظامی دوران پايان جنگ هستند و اکنون به دلايل اغراض سياسی، حقايق را وارونه جلوه می‌دهند، تأسف‌انگيز و قابل تأمل است.»

رفسنجانی برای اولين‌بار به موضوع دادگاه‌های نظامی بعد از جنگ هشت ساله ايران و عراق به صورت سربسته اشاره کرد. تا پيش از اين هيچگونه خبر و گزارشی در اين خصوص منتشر نشده است و به نظر می‌رسد از مسائل محرمانه نظام است که هنوز از آن پرده‌گشايی صورت نگرفته است. ممکن است افزايش رويارويی بين رفسنجانی و برخی از فرماندهان جنگ منجر به انتشار اطلاعات بيشتری از اين دادگاه‌ها شود.

به نظر می‌رسد رفسنجانی با تعمد اين موضوع را مطرح کرده وکدی را داده است تا طرف مقابل عقب‌نشينی کرده و حملات به مديريت وی در جنگ را متوقف سازند. ظاهرا مخاطب خاص او رحيم صفوی است که نماينده سابق قزوين و بوئين زهرا در نامه‌ای مکتوب يادآوری کرد که او علی رغم امکانات زيادی که در دست داشت، جزيره فاو را از دست داد.

رحيم صفوی به دليل از دست دادن چند باره يکی از تپه‌ها در جنگ با عراق در بين قديمی‌های سپاه به «رحيم تپه» معروف است. او در کشمکش بين حزب جمهوری اسلامی و بنی صدر از ناحيه برخی از نيرو‌های خط امام متهم به حمايت از بنی صدر بود. اما بعد از خروج بنی صدر او با بخش مسلط قدرت هماهنگ بود. در دوران رياست جمهوری خامنه‌ای با وی نيز اختلاف داشت. اما بعد از رهبر شدن او به گونه‌ای عمل کرد که مورد اعتماد واقع شده و مشکلات گذشته فراموش گرديد.

اما برای رمزگشايی از سخنان رفسنجانی مصاحبه وی با شماره ۴ نشريه رمز عبور مفيد است. در اين مصاحبه نکاتی را بازگو می‌کند که بر اساس آنها می‌توان نتيجه گرفت که مخالفت‌های جدی در بين جمعی از رزمنده‌ها بعد از اعلام فرمان آتش‌بس از سوی آيت‌الله خمينی وجود داشته و جا انداختن آن تصميم با سختی‌هايی همراه بوده است.

همچنين در نامه آيت‌الله خمينی که سال‌ها بعد از مرگ وی به صورت عمومی منتشر شد، نسبت به واکنش نيرو‌های تندرو هشدار داده شده بود.

بخش‌هايی از مصاحبه وی که به روشن شدن موضوع کمک می‌کنند به شرح زير است:

«آن نقطه اولی که اين بحث [پذيرش قطعنامه ۵۹۸] به طور علنی شد، بعد از آن جلسه سران قوا بود که محضر امام بوديم و وضع را بررسی کرديم و نهايتاً با توجه به تقاضاهايی که نيروهای مسلح داشتند، برای اعتبار و سلاح و مهمات و امثالهم و با توجه به عدم امکان تهيه آنها که دولت می‌گفت از لحاظ مالی من ديگر زير خط قرمز هستم و هم به خاطر شرايط جهانی که سخت می‌گرفتند و ديگر تهيه اينها برای ما مقدور نبود، تصميم گرفته شد که قطعنامه را بپذيريم. اول امام گفتند شما علما و شخصيت‌های مؤثر را جمع کنيد و آنها را توجيه کنيد و اعلام شود. ولی پيش از اينکه ما اين کار را انجام بدهيم، خود امام به فکر افتادند که بهتر است خودشان اين اعلام را به عهده بگيرند. لذا نامه‌ای نوشتند و آن روز آيت‌الله خامنه‌ای که رئيس جمهور بودند، شخصيت‌ها را دعوت کرده و در دفترشان جلسه‌ای تشکيل دادند و نامه امام آنجا قرائت شد. در‌‌ همان جلسه وقتی نامه خوانده شد، خب خيلی‌ها چون شرايط را می‌ديدند، خوشحال شدند و بعضی‌ها هم گريه کردند. اولين عکس العملی که آنجا ديديم، حالا اين گريه می‌توانست به عنوان ناراحتی از پذيرش قطعنامه باشد، هم می‌توانست بالاخره يک حالت ديگری باشد. يعنی هم می‌توانست حالت اعتراضی داشته باشد و هم نداشته باشد. هر دو حالت بود. به هر حال توجيهات اين پذيرش در آن جلسه گفته شد و غير از نامه امام، توجيهات خاصی هم مطرح شد که قانع‌کننده بود و تصميم گرفته شد که شخصيت‌های مورد اعتماد نامه امام را به جبهه‌ها برده و برای فرماندهان و نيروهايی که آنجا هستند و بايد توجيه شوند، بخوانند که خب آن قضيه خودش يک ماجرای طولانی دارد و شما بايد اين را در مصاحبه‌هايتان دربياوريد که چه کسی رفت کجا خواند و عکس‌العمل‌ها چه بود؟ آنها حتماً خوب می‌دانند.»

رفسنجانی توضيح می‌دهد که وی به دليل متحد کردن فرماندهی جنگ و حل اختلافات سپاه و ارتش از سوی آيت‌الله خمينی مسئوليت فرماندهی جنگ را در دست می‌گيرد. وی انجام يک عمليات بزرگ برای قطع ارتباط بصره با آب را مطرح می‌کند تا از اين طريق امتياز بزرگی از صدام بگيرند و سپس پيروزی سياسی بدست آورند. رفسنجانی توضيح می‌دهد وقتی طرحش را برای فرماندهان ارشد جنگ توضيح می‌دهد برخی اعتراض می‌کنند و می‌گويند بايد‌‌ همان شعار «جنگ جنگ تا پيروزی» را ادامه دهيم و شعار «جنگ تا يک عمل يک پيروزی» را رد می‌کنند. رفسنجانی طرحش را دنبال نمی‌کند و بر روی انجام موفقيت‌آميز عمليات‌های طراحی شده تاکيد می‌نمايد. اما در سال ۱۳۶۶ بعد از شکست‌های پياپی در جنگ، عدم موفقيت برخی از عمليات‌ها و احتمال بالای بمباران شيميايی شهر‌های بزرگ کشور توسط عراق باعث می‌شود وی به صورت جدی‌تر مسئله صلح را دنبال کند. بدين ترتيب شکاف بين او و برخی از فرماندهان سپاه که خواهان جنگ تا سقوط صدام بودند افزايش می‌يابد. منازعه سياسی کنونی در اصل بر بستر اين شکاف قديمی شکل گرفته است.

رفسنجانی در بخشی از مصاحبه پيرامون چرايی پايان جنگ چنين می‌گويد:

«« بله، من از آن روزی که مطرح کردم يک عمليات کاملاً موفق و بعد ختم جنگ، هيچ وقت عمليات به اهداف خودش نرسيد، نه خيبر نه بدر نه والفجر ۸ نه کربلای ۵ نه کربلای ۴ و حتی نه عمليات حلبچه. البته تحليل واقعی خود من اين است که خب امکاناتی که اينها تهيه می‌کردند همين مقدار در شکستن خط کشش داشتند و بعد هم که دشمن می‌آمد و تلفاتی می‌داند، ظرفيتشان تمام می‌شد. نيروهای ما معمولاً دو سه ماهه می‌آمدند در جنگ و وقتی هم که ۱۵ – ۱۰ روز عمليات می‌شد، ديگر اينها قوت پيشرفت نداشتند و حداکثر می‌توانستند خط خودشان را حفظ کنند. اين يک واقعيتی بود در جنگ. يک سوءظنی هم هست که من قبول ندارم و آن اينکه بعضی‌ها همان موقع هم می‌گفتند که اينها می‌دانند اگر ما در اين عمليات تا آخر پيروز بشويم، جنگ ختم می‌شود و عقبه و مجلس می‌گفتند. مثلاً ما وقتی که از فاو وارد شديم، تصور خود من اين بود که ما بايد برويم رابطه عراق را با دريا کاملاً قطع کنيم ولی در کارخانه نمک مانديم و جلو نرفتيم. بقيه عمليات هم شبيه به اين. ولی انصافش اين بود که کشش نيروهايی که آماده می‌شدند برای جنگ ديگر بيش از اين نبود، يعنی آنقدر ظرفيت نداشتند.»

با ملاحظه نکات فوق معلوم می‌شود شماری از فرماندهان و رزمندگان به دليل مخالفت و احتمالا نا‌فرمانی در برابر فرمان آتش‌بس و صلح با عراق در سال ۱۳۶۷، در دادگاه‌های نظامی بعد از اتمام جنگ محاکمه شده‌اند.

از اين رو رفسنجانی يادآوری اين دادگاه‌ها به امثال رحيم صفوی را برای خنثی‌سازی حملات اصولگرايان افراطی و نزديکان رهبری ضروری تشخيص داده است. دسترسی به اطلاعات اين دادگاه‌ها و آگاهی از مفاد مباحثی که در آنها جريان داشته است، فراز مهمی از نا‌گفته‌های جنگ با عراق را آشکار می‌سازد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .