اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Sep 04 2014

واکنش رحیمی به محکومیت قضایی: من معاون اول نظام هستم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: محمدرضا رحيمی، معاون اول محمود احمدی‌نژاد در دوران رياست جمهوری، با انتقاد از «اعلام جزئيات» محکوميت قضايی وی توسط سخنگوی قوه قضائيه، خود را «معاون اول نظام» معرفی کرده است.

آقای رحيمی در گفت‌وگو با خبرگزاری ايسکانيوز که چهارشنبه ۱۲ شهريور منتشر شده، گفته است: «من فقط محمدرضا رحيمی نيستم، من معاون اول اين نظام هستم. بنده ۳۴ سال سابقه خدمت در جمهوری اسلامی ايران را دارم، بنابراين نبايد اين قدر ساده به موضوع نگاه کرد.»

معاون اول رئيس جمهوری سابق ايران، همچنين غلامحسين محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضائيه را به انجام عمل «غير قانونی» مرتکب کرده است.

محمدرضا رحيمی افزوده که «حتما آقای اژه‌ای می‌داند حکم صادره قطعی نشده» و گفته است که سخنگوی قوه قضائيه «بايد توجه داشته باشد که اعلام جزئيات اين حکم هم غير قانونی است.»

غلامحسين محسنی اژه‌ای، معاون اول و سخنگوی قوه قضائيه ايران، دوشنبه دهم شهريور، اعلام کرد که حکم معاون اول رئيس جمهوری سابق ايران صادر شده و اين حکم شامل «جزای نقدی و حبس» است.

آقای اژه‌ای در عين حال افزود «تا زمانی که اين حکم قطعی نشده» نمی‌تواند درباره جزئيات آن صحبت کند.

اين در حالی است که معاون اول رياست جمهوری سابق ايران خطاب به سخنگوی قوه قضائيه گفته است: «شما اگر به قانون نگاه کنيد خواهيد دانست که نبايد حکمی که هنوز قطعی نشده را اعلام کنيد.»

بر اساس گزارش‌ها، محمدرضا رحيمی به ميلياردها تومان اختلاس در چند پرونده مختلف و رانت‌خواری متهم است.

پيشتر گزارش ها حاکی از آن بود که قوه قضاييه ايران در نتيجه اعتراضات دولت وقت نسبت به طرح نام آقای رحيمی در پرونده موسوم به بيمه ايران، از محاکمه او صرف‌نظر کرده است.

رئيس سابق سازمان بازرسی کشور نيز سال گذشته اعلام کرده بود که رسيدگی به پرونده معاون اول محمود احمدی‌نژاد در دوران رياست جمهوری، به «دليل رعايت برخی مصالح» متوقف شده است.

No responses yet

Sep 03 2014

رئیس کمیته تحقیق و تفحص از تأمین اجتماعی خبر داد: قرارداد ۴۰۰ میلیارد ینی مرتضوی با زنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: حسین دهدشتی٬ رئیس کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تأمین اجتماعی گفته سعید مرتضوی در زمان ریاستش بر این سازمان قرارداد ۴۰۰ میلیارد ینی با بابک زنجانی امضاء کرده است.

آقای دهدشتی روز چهارشنبه (۱۲ شهریور) در گفتگو با سایت «خانه ملت» هشدار داده چنانچه مرتضوی وجود این قرارداد را انکار کند٬ اسناد خود را منتشر خواهد کرد.

سعید مرتضوی٬ رئیس پیشین سازمان تامین اجتماعی در ارتباط با برخی تخلفات صورت گرفته در این سازمان به دادگاه احضار شده است.

یکی از موارد اتهامی مرتضوی ارتباط وی با بابک زنجانی و انجام معامله در قالب شرکت «شستا» است٬ اما مرتضوی مدعی شده هیچ سند غیرقانونی در سازمان تامین اجتماعی امضاء نکرده است.

به گفته دهدشتی «مرتضوی در دادگاه ادعا کرده که حتی یک ریال با زنجانی معامله نکرده، اما بر اساس اطلاعات وی ۱۳۸ شرکت و کارخانجات مرتبط با شستا را به زنجانی واگذار کرده است.»

دهدشتی افزوده «مرتضوی در قرارداد واگذاری چندین شرکت شستا، برای تضمین قرارداد حدود پنج چک به مبلغ ۴۰۰ میلیارد ین ژاپن را به زنجانی تحویل داده است.»

وی هشدار داده «در صورتی که مرتضوی بار دیگر انجام معامله با بابک زنجانی را کتمان کند، ما حاضر هستیم که شماره و تاریخ صدور چک‌ها و مکتابات وی با زنجانی درباره این موارد را اعلام کنیم.»

بر اساس قانون، مرتضوی بدون مصوبه سازمان تامین اجتماهی «اختیاری» برای انجام معامله با افراد به‌ویژه بابک زنجانی نداشته است.

No responses yet

Sep 03 2014

هشدار به علی لاریجانی درباره همکاری با اصلاح‌طلبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: وب‌سایت «الف» نسبت به آنچه استفاده اصلاح‌طلبان از علی لاریجانی٬ رئیس مجلس عنوان کرده هشدار داده و نوشته «به نظر می‌رسد اصلاح طلبان برای او خواب‌هایی دیده‌اند.»

به نوشته این وب‌سایت «این روز‌ها اصلاح طلبان با لاریجانی مغضوب سال‌های پیش‌شان مهربان‌تر شده‌اند و او را اصولگرای میانه رو می‌نامند» و بدنبال «یارگیری» از میان محافظه‌کاران بر اساس «تفرقه‌افکنی» هستند.

نویسنده مطلب به لاریجانی هشدار داده با وجود دلخوری‌هایی که از مواضع برخی محافظه‌کاران تندرو دارد٬ نباید چراغ سبز به اصلاح‌طلبان نشان بدهد٬ چرا که حامیان سنتی خود را از دست می‌دهد.

متن کامل این یادداشت با عنوان «بعد از ناامیدی از ناطق نوبت به لاریجانی رسید»:
علی لاریجانی علیرغم نقش پررنگ اصولگرایانه‌اش در انتخابات مجلس نهم، سال گذشته و در جریان رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ نتوانست محوری برای هم جناحی‌هایش باشد. شاید تنها‌‌ همان جمله معروفش در وصف قالیباف زمانی که بجای او در مراسم افتتاح بزرگراه امام علی علیه السلام حضور یافته بود، به دفاع انتخاباتی وی از قالیباف تعبیر شد: «قالیباف به دنبال جمع‌آوری رأی حلال است.» اما انتخابات دهم مجلس در راه است و لاریجانی نمی‌تواند در میان اصولگرایان موثر نباشد؛ اما به نظر می‌رسد اصلاح طلبان برای او خواب‌هایی دیده‌اند…

یک مهربانی مشکوک!
این روز‌ها اصلاح طلبان با لاریجانی مغضوب سال‌های پیششان مهربان‌تر شده‌اند؛ او را اصولگرای میانه رو می‌نامند؛ از مدیریتش بر مجلس مدح می‌گویند و حتی زمزمه‌هایشان می‌رسد که لاریجانی رئیس مجلسی باشد که آنان از هم اکنون اصلاح طلبش می‌دانند؛ لاریجانی رئیس مجلس اصلاح طلبان!

از سال‌های صداوسیمایی لاریجانی و پخش کنفرانس برلین و چراغ و هویت و تشنه شدن رادیکال‌های اصلاح طلب به خون علی لاریجانی سال‌های زیادی می‌گذرد و حالا این جماعت رانده شده از ناطق نوری و مانده شده در کاندیداهای خودشان، سراغ علی لاریجانی رفته‌اند؛ اصولگرایی که وقتی رییس سازمان صدا و سیما بود و دولت در دست اصلاح طلبان، به دستور محمد خاتمی، رئیس جمهور اصلاحات برای مدتی از هیات دولت اخراج شد؛ اما حالا چه شده است که گذر اصلاح طلبان به همین لاریجانی اخراجی از هیئت دولت اصلاحات افتاده است؟

سیمای لاریجانی تعطیل باید گردد!
رسانه‌های اصلاح طلب این روز‌ها همه اختلافات لاریجانی با طیف احمدی‌نژاد و طیف پایداری را یک به یک لیست می‌کنند؛ اما از فحاشی‌های سال ۷۹ به لاریجانی پس از پخش کنفرانس برلین سخنی به میان نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند در خاطره‌ها نباشد که پس از پخش آن ۳۰ دقیقه از شبکه اول سیما، اصلاح طلبان تا مرز تکفیر علی لاریجانی پیش رفتند و وسط خیابان شعار می‌دادند سیمای لاریجانی تعطیل باید گردد! حالا راه ندادن رئیس سازمان صدا و سیما به هیئت دولت اصلاحات که بماند!

در همهٔ جدل‌های سال‌های آخر دولت دهم با مجلس هشتم هم، رسانه‌های اصلاح طلب سمت و سوی نوشته‌هایشان در دفاع از لاریجانی بود؛‌‌ همان روز‌ها هم لاریجانی و نظراتش برای آنان چندان مهم نبود؛ اما هیزم ریختن بر آتش آن اختلافات دست و پاگیر، برای اصلاح طلبان تیری بود که به چند هدف می‌خورد؛ هم دولت رقیبشان را تخریب می‌کردند؛ هم اختلافات میان رقبایشان را پررنگ می‌کردند؛ هم نانی به لاریجانی قرض می‌دادند شاید برای روز مبادایشان!

تفرقه انگیزی؛ خشت اول سیاست اصلاح طلبان
هر مدلی که بخواهیم این یارگیری اصلاح طلبان از میان اصولگرایان را تفسیر کنیم، خشت اول آن تفرقه انگیزی میان اصولگرایان خواهد بود. اصلاح طلبان مهارت زیادی در دو قطبی سازی جامعه دارند و حالا قصد دارند‌‌ همان دو قطبی سازی را میان اصولگرایان نیز کلید بزنند. آن‌ها با دو قطبی سازی جامعه، هویت خود را در مواجه با حریف تعریف می‌کنند و زیستشان در غوغای تقابل با رقیب سیاسی شکل پررنگ تری به خود می‌گیرد و با دو (یا چند) قطبی سازی گروه حریف، خط تفرقه اندازی میان آنان را دنبال می‌کنند. از‌‌ همان آغاز سخن گفتن رسانه‌های اصلاح طلب در مورد علی لاریجانی، او را «اصولگرای میانه رو» می‌نامند تا دو قطبی تندرو و میانه رو در میان اصولگرایان یک اصل غیرقابل انکار تلقی شود.

فرا‌تر از رسانه‌های اصلاح طلب، عطریانفر هم که این سال‌ها کمتر و کمتر به میدان سیاست پا نهاده، همراهی اصلاح طلبان با لاریجانی را لازم می‌داند: «نباید در این تردید کنیم که اندیشه معتدل و معقول آقای لاریجانی به مجلس راه پیدا کند. به نظر من حتی نه تنها ایشان و همفکرانشان باید وارد مجلس شوند، بلکه اصلاح‌طلبان تلاش کنند اگر وی در جایگاه ریاست مجلس هم قرار گرفت با او همراه باشند.» او حتی پا را فرا‌تر گذاشته و به نوعی روش کار لاریجانی را اصلاح طلبانه می‌خواند: «باید در نظر بگیریم اگر ریشه ایشان اصولگرایی است، اما روند مدیریتی او در مجلس اصلاح‌طلبانه است.»

مصادره به مطلوب آرا
یافتن چرایی عزیز شدن لاریجانی در میان اصلاح طلبان شاید چندان سخت نباشد. اصلاح طلبان در مورد روحانی و ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی هم اینگونه عمل کرده‌اند؛ روزی بد‌ترین تخریب‌ها را علیه آنان داشتند و روزی دیگر که پیروزی انتخاباتی و منافع سیاسیشان ایجاب می‌کرد، در مقابل رقیب مشترک با آنان همسو شدند و نداشتن پایگاه اجتماعیشان را پوشاندند. اصلاح طلبان که در انتخابات ۹۲، با علم به نداشتن رأی، کاندیدایشان را وادار کردند تا از گردونهٔ رقابت‌های انتخاباتی کنار بکشد، در انتخابات آتی نیز به دنبال کسی می‌گردند که هم مشهور باشد، هم رأی آور و هم خوشنام و خوش سابقه در انقلاب؛ تا هم برای اصلاح طلبان رأی بیاورد و هم شائبه‌های فتنه‌گری و ضدیت با نظام را از پیشانی آن‌ها بزداید.

لاریجانی حسب مواضع و عملکردش و با توجه به اصالت خانوادگی‌اش، حمایت علمای قم را با خود به همراه دارد و کمتر کسی در رأی آوری لاریجانی از شهر قم تردید دارد. بنابراین حمایت اصلاح طلبان از او نه تنها چیزی بر او نخواهد افزود، بلکه حامیان سنتی‌اش را هم دلخور و حتی شاید از اطراف او دور کند.

و البته به موازات این از دست دادن حامیان مردمی، توده‌های حامی اصلاح طلبان به جمع هواداران وی اضافه نخواهند شد؛ چه آنکه گرچه سیاست‌های اصلاح طلبان بر همراهی با لاریجانی منطبق می‌شود، اما هواداران مردمی اصلاح طلب هیچگاه مواضع اصولگرایانه وی را از خاطر نخواهند برد و همچون حمایتشان از هاشمی رفسنجانی، شاید در برهه‌ای با هدایت لیدرهای اصلاح طلب یا به منظور گذر از یک انتخابات، حامی رقبای سابق شوند، اما حامی آنان باقی نخواهند ماند.

اما از سوی دیگر، چنین حمایتی برای اصلاح طلبان سود بسیاری خواهد داشت؛ آنان حمایت خود را دلیل پیروزی لاریجانی خواهند دانست و آن وقت است که سهم خواهی‌هایشان در قوه مقننه آغاز خواهد شد. اتفاقی که در انتخابات ۹۲ و سپس شکل گیری دولت یازدهم تجربهٔ آن را دارند.

نقش تعیین کننده را در این میان شخص علی لاریجانی بر عهده دارد. او از برخی برخورد‌ها می‌تواند رنجیده باشد و متاسفانه برخی تندروی‌ها در حمله به وی و اقدامات غیرشرعی و غیرقانونی علیه لاریجانی (همچون ماجرای برهم زدن سخنرانی وی در ۲۲ بهمن یا تلاش برای تخریب وی با پخش فیلم برادرش در مجلس) زمینه را برای مصادرهٔ او توسط اصلاح طلبان فراهم آورده است، اما او نیازی به حمایت اصلاح طلبان ندارد و نباید بگذارد برخی مواضع او برای جلوگیری از تنش، چراغ سبزی برای این جریان تلقی شود.

اینکه او از سران اصولگرایان خواهد بود یا پرده پوش ضعف‌های اصلاح طلبان، چیزی ست که خود او تصمیمش را خواهد گرفت. شاید لازم است لاریجانی هم همچون ناطق نوری تصریح کند که با طناب پوسیدهٔ اصلاح طلبان به چاه نخواهد رفت.

No responses yet

Sep 02 2014

رییس جمهور: در برابر تخریب ها به هیچ وجه کوتاه نمی آیم، لیلاز: دنبال سرنگونی دولت روحانی اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

روز: “من در این یک سال گذشته در برابر منتقدین باحوصله بوده‌ام، اما نشان داده‌ام که در برابر جریان تخریب قاطع خواهم بود. اگر کسی در لباس منتقد بخواهد دست به تخریب بزند، لباس زیبای نقد را از تن او درمی‌آوریم و به مردم می‌گوییم که این لباس واقعی نیست”.

این بخشی از سخنان حسن روحانی است رئیس جمهور ایران که دیروز در کنفرانسی مطبوعاتی و در پاسخ به سوالات خبرنگاران، تخریب دولت را به معنای گام برداشتن علیه ملت توصیف کرده و گفته که در برابر اقدامات تخریبی علیه دولت خود به هیچ وجه کوتاه نخواهد آمد.

حسن روحانی که از زمان آغاز دولت اش یک سال بیشتر نمی گذرد آماج حملات محافظه کاران تندرو به خصوص وابستگان به جبهه پایداری است. جبهه ای که مصباح یزدی را پدر معنوی خود می داند و در آخرین حرکت موفق شد رضا فرجی دانا، وزیر علوم دولت حسن روحانی را به استیضاح کشانده و در اتحادی هرچند شکننده با جناح محافظه کار سنتی، اما با رای عدم اعتماد به فرجی دانا او را از مسند وزارت برکنار کند. اکنون نیز صحبت از استیضاح دیگر وزرای موثر دولت در عرصه فرهنگی و آموزشی است. علی جنتی، وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی و علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش دو وزیری هستند که بارها بحث استیضاح آنها از سوی نمایندگان مطرح شده و یکبار نیز از مجلس کارت زرد دریافت کرده اند. در این میان ادبیات تهاجمی اخیر حسن روحانی خطاب به منتقدان و مخالفان دولت اش از بی سواد و بزدل سیاسی خواندن آنها گرفته تا توصیه به رفتن شان به جهنم و هشدارهای روز گذشته اش از سر عصبانیت به خاطر افزایش فشارهای سیاسی داخلی بر روی دولت است یا آگاهانه صورت می گیرد؟ سعید لیلاز، روزنامه نگار و فعال سیاسی اصلاح طلب که از حامیان حسن روحانی است معتقد است که ادبیات تهاجمی اخیر رئیس جمهور آگاهانه است و او با تجربه ای که از دولت های هاشمی و خاتمی داشته به هیچ عنوان نمی خواهد عرصه را بر مخالفان داخلی خود ببازد.

حسن روحانی دیروز در پاسخ به سوال خبرنگار کیهان که درباره اظهارات رهبری برای عدم به کار گیری جریان “فتنه” سوال کرده بود هم به صراحت عنوان کرده که “معیار قانون است اگر قوه قضاییه کسی را محکوم دانسته و حکم آن فرد نیز محرومیت از حقوق اجتماعی باشد، دولت به این حکم عمل می‌کند، اما اگر بر اساس توهمات و تخیلات، اتهاماتی به کسی نسبت داده شود، آن را نمی‌پذیریم”.

سعید لیلاز در مصاحبه با “روز” می گوید: من فکر می کنم مساله ای فراتر از عصبانیت صرف بوده رفتار اقای رئیس جمهور. ایشان متوجه شده که اگر بخواهد در حوزه های اقتصادی موفق شود احتیاج به به حمایت گسترده مردمی دارد و طیف های گسترده مردمی به خصوص طبقه متوسط شهری، خواسته های اجتماعی و سیاسی دیگری هم دارند. و این چیزی نیست که از ذهن ایشان دور مانده باشد. من فکر می کنم آقای دکتر روحانی دارد شاکله اصلی خودش را و چیزی که تحت عنوان گفتمان اعتدال مطرح کرده، پیدا می کند. من لحن ایشان را که مقداری تهاجمی تر شده فکر می کنم آگاهانه دارد اتفاق می افتد که البته واکنشی هم است. یعنی در برابر افزایش فشارهای سیاسی مخالفان ولی فراتر از عصبانیت و برمبنای یک سمت گیری و استراتژی روشن حرکت می کند. من ممکن است با برخی الفاظ مخالف باشم که مخالف منش آقای روحانی هم است ولی فکر می کنم این گفتمان در شرایط سیاسی ایران لازم است. ما از موضع منطق و از موضع اصلاح طلبی خیرخواهانه هرگز ایستادگی نشان نداده بودیم در گذشته و این اولین بار است که اقای روحانی از چنین پایگاهی سعی می کند که فشار محافظه کارها به خصوص رادیکال های خواهان سرنگونی دولت را به خودشان برگرداند.

او در پاسخ به این سوال که جبهه پایداری و وابستگان آنها خواستار سرنگونی دولت هستند؟ می گوید: بله آنها دنبال سرنگونی دولت هستند. من فکر می کنم هم ساختار سیاسی ایران هم ساختار مجلس فعلی و هم ساختار مجلس آینده سه قطبی دارد می شود و دیگر دو قطبی نیست. یک قطب اصلاح طلبان هستند. یک قطب محافظه کاران سنتی و یک قطب هم رادیکال ها. محافظه کاران سنتی به دلیل وخامت اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران که به لبه پرتگاه فاصله چندانی نداشت و هنوز هم در شرایط بسیار بحرانی قرار دارد خود را ناگزیر می بینند در حمایت از دولت. آنها همچنین در دوران آقای احمدی نژاد به شدت از سوی رادیکال ها تحت فشار بودند و تهدید شده بودند که به بیرون کل ساختار سیاسی و حاکمیتی پرتاب شوند بنابراین به عنوان واکنش طبیعی بود که حول و محور آقای روحانی جمع شوند. هنوز هم این فشار روی آنها است و این علاقه مندی هم در آنها است. می ماند رادیکال هایی که منافع شان را در زمین گیر کردن دولت و یا سرنگونی دولت می بینند. برای آقای روحانی هر دو معادل سرنگون شدن است یعنی آقای روحانی اگر نتواند برنامه های خودش را اجرا کند چه سرنگون شود چه زمین گیر شود خیلی فرق نمی کند. به همین دلیل تجربه ای که از گذشته در دولت های آقای هاشمی و آقای خاتمی دارد بنا ندارد که اجازه دهد مخالفان بتوانند زمین گیرش کنند.

آقای لیلاز می افزاید: در عرصه عمل هم تا همین الان دولت اقای روحانی فراتر از انتظار ظاهر شده در حوزه هایی که غیر اقتصادی است. البته من شهادت می دهم که دولت آقای روحانی در حوزه غیراقتصادی مثل حوزه های فرهنگی، اجتماعی و سیاست داخلی بسیار بسیار محتاطانه تر برخورد کرد در زمان انتخابات ولی الان در مجموع دولت تهاجمی تر از آن چیزی که ما فکر می کردیم عمل می کند. سر مساله اینترنت، مساله حجاب، مساله تفکیک جنسیتی، مساله دانشگاهها که اصلا انتصاب آقای فرجی دانا حرکت بسیار بسیار مهمی بود. بعد انتصاب دکتر نجفی به جای ایشان، یک حرکت معنادار و جهت دار سیاسی بود. در حوزه های دیگر هم همین طور، آقای روحانی مواضعی که گرفته فراتر از انتظار بوده و نشان داده برخلاف انتظار ما که فکر می کردیم دولت اقای روحانی، دولتی عمل گرا در حوزه سیاست خارجی و در حوزه اقتصاد، دولتی عمل گرا خواهد بود نشان داده که در حوزه های فرهنگی و سیاسی داخلی هم این دولت نظریه های بسیار روشنی دارد و دارد جلو می برد. امروز در کنفرانس مطبوعاتی آقای روحانی دیدید که بسیار روشن و محکم موضع گرفتند. اگر درباره تفکیک جنسیتی، اقای روحانی گفتند که خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف عقل است، می بینیم که ما در گذشته از هیچ اصلاح طلبی به این صراحت موضع گیری این شکلی نشنیده بودیم.

حسن روحانی همزمان با استیضاح و برکناری وزیر علوم کابینه اش اعلام کرده است که اجرای قانون اساسی را شروع خواهد کرد. براساس اصل ۱۱۳ قانون اساسی “پس‏ از مقام‏ رهبری‏ رئیس‏ جمهور عالیترین‏ مقام‏ رسمی‏ کشوراست‏ و مسئولیت‏ اجرای‏ قانون‏ اساسی‏ و ریاست‏ قوه‏ مجریه‏ را جز در اموری‏ که‏ مستقیماً به‏ رهبری‏ مربوط می‏ شود، بر عهده‏ دارد”.

سعید لیلاز در پاسخ به این سوال که خود اقای روحانی هم عنوان کرده که این مسولیت را با تاخیر آغاز می کند و دلیل این تاخیر در یکسال گذشته چه بوده می گوید: آقای روحانی بسیار خوب و به موقع شروع کرده در مقایسه با دو رئیس جمهور قبلی که هر دو این کار را کردند اما در سالهای هفتم یا هشتم دولت شان بود که اجرای قانون اساسی را شروع کردند ایشان در پایان سال اول دولت اینکار را کرده وخیلی سرعت عمل بالایی است. نکته مهم اینکه شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران چنان وخیم است که بیرون کشیدن کل ساختار ایران از لبه این پرتگاه، ماموریت مهم تاریخی است که مافوق طاقت هر دولتی است.

او با اشاره به فشارهای وابستگان جبهه پایداری در مجلس به دولت روحانی و تهدید به استیضاح چند وزیر دیگر می گوید: من هنوز فکر نمی کنم اتفاقی که سر آقای فرجی دانا افتاد تبدیل به یک روند شود. برای اینکه مساله دانشگاهها و مساله سیاسی داخلی، مساله مهمی است و جبهه پایداری و گروه مخالفان قسم خورده دولت ممکن است توانسته باشند متحدانی در میان جناح راست سر این موضوع پیدا کنند اما من اطمینان ندارم اجماعی که سر آقای فرجی دانا بود و البته بسیار هم شکننده بود، در موارد بعدی حتی در این سطح بتواند به وجود بیاید. حداقل اینکه به این زودی نخواهد شد. اما واقعیت این است که جمهوری اسلامی و محافظه کاران اگر قرار باشد سر مسائل هسته ای با غرب کنار بیاید در داخل محکم می گیرد. یعنی اگر قرار باشد هم در داخل عقب نشینی کند و هم در صحنه بین المللی به مصالحه دست پیدا کند امکان ندارد. همیشه در تاریخ ایران، سفت گرفتن داخل در پی شل گرفتن در خارج از کشور اتفاق افتاده و بالعکس. هر موقع نظام موفق شده چه قبل و چه بعد از انقلاب، پایه های خودش را تحکیم کند و نفوذش را در بین مردم گسترش دهد، در نظام بین المللی به چالش های سخت تری روی آورده. به همین دلیل من فکر می کنم انتظار اینکه شرایط از نظر سیاسی چه برای دولت چه برای اصلاح طلبان سخت تر شود شاید دور از ذهن نباشد.

No responses yet

Sep 02 2014

وکیل هاشمی و اتهام ارتباط کیهان لندن با MI6

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: روز گذشته و در حاشیه جلسه محاکمه غیر علنی مهدی هاشمی، علیزاده طباطبایی مدعی شد که گفتگوی بیژن فرهودی با مهدی هاشمی، جعلی و ساخته و پرداخته سرویس اطلاعاتی‌ انگلیس است.
به گزارش خبرگزاری‌ها، سیدمحمود علیزاده‌طباطبایی پیش از آغاز هفتمین جلسه رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی در این باره انتشار گفتگوی موکلش با بیژن فرهودی در روزنامه کیهان لندن گفت: «تمام مطالب منتشر شده در این راستا در ادامه تخریب آقای هاشمی است و من با سند و مدرک اثبات می‌کنم که این مطلب در راستای سندسازی سرویس اطلاعاتی انگلیس است.»

مهدی هاشمی در گفتگویی که فایل‌های صوتی آن نیز منتشر شده است، به بیژن فرهودی گفته بود که خود و خانواده‌اش به ولایت فقیه اعتقاد ندارند. لازم به ذکر است که پدر او، نقش عمده‌ای در به قدرت رسیدن دومین ولی فقیه جمهوری اسلامی داشته و سال‌ها، عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان که وظیفه‌اش انتخاب ولی فقیه می‌باشد بوده است.

کیهان لندن نیز در واکنش به ادعای اخیر علیزاده طباطبایی، خواستار دریافت همه اسناد و مدارکی شد که وکیل مهدی هاشمی مدعی اثبات ارتباط گزارش کیهان لندن و سرویس اطلاعاتی انگلستان شده است: «

لازم به یادآوری است که تجربه نشان داده که هرگاه مسئولین جمهوری اسلامی در برابر اسناد معتبر و غیر قابل انکار کم می‌آورند و در مخمصه قرار می‌گیرند بلافاصله استدلال خام و مضحک سندسازی آن هم توسط بیگانگان را پیش می‌کشند بی آنکه بتوانند مدارکی در تایید نظر خود عرضه کنند. بدیهی‌ است که  کیهان آنلاین (لندن) بر اساس اخلاق روزنامه‌نگاری به مجرد دریافت این اسناد و مدارک از طرف آقای علیزاده طباطبایی وکیل مهدی هاشمی رفسنجانی، آنها را برای آگاهی‌ عموم مانند همیشه بی‌ کم و کاست منتشر می‌کند.»

بیژن فرهودی نیز در پاسخ به این ادعا، در کیهان لندن نوشته است که «کلیه اظهارات آقای مهدی هاشمی‌ درباره عدم التزام به ولایت فقیه و ارائه راه‌کار‌هایی‌ برای براندازی ولایت فقیه- که در دیدار با او (به درخواست شخص ایشان)در اوایل تابستان ۱۳۹۱ در لندن انجام شد دقیقا بر روی نوارضبط شده و در هیچ قسمتی‌ از این نوار نیز مهدی هاشمی رفسنجانی‌ اظهار نکرده که نقشه وی برای براندازی  توسط سرویس  اطلاعاتی‌ انگلستان طراحی‌ شده.» فرهودی  همچنین اعلام کرده که خواستار آن است که «هر چه سریع‌تر این اسناد و مدارک برای روشن شدن افکار عمومی و تنویر اذهان ملت ایران  از سوی آقای علیزاده منتشر گردد تا معلوم شود چگونه آقای مهدی هاشمی‌ رفسنجانی در راستای اجرای طرح‌های سرویس اطلاعاتی انگلستان عمل می‌کرده‌ است.»

لازم به ذکر است که نزدیکان خانواده هاشمی و خود ایشان، منتقدان و خبرنگار پیگیر پرونده‌های متعدد ایشان در داخل و خارج (کانادا و نروژ و فرانسه) را با همکار و مزدبگیر طائب*، معاون اسبق وزارت اطلاعات و رئیس فعلی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران معرفی می‌کردند و این نخستین بار است که یک سازمان اطلاعاتی خارجی از سوی وکیل او، متهم به سندسازی علیه مهدی هاشمی شده است.

ـــــــــ

*به گفته چند نفر از کسانی که در دهه هفتاد توسط طائب بازجویی شده‌اند، معاون وقت وزارت اطلاعات پرونده‌ای در باره معاملات نفتی و روابط مالی مهدی هاشمی تشکیل داده بود.

No responses yet

Sep 01 2014

هادی صادقی٬ معاون فرهنگی قوه قضائیه: لاریجانی با احمدی‌نژاد چالش سختی داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: هادی صادقی٬ معاون فرهنگی قوه قضائیه گفته صادق لاریجانی با محمود احمدی‌نژاد به خاطر اینکه رئیس دولت دهم «زیر بار قانون نمی‌رفت چالش سختی» داشت.

آقای صافی در گفتگو با سایت «پارس» این مطلب را بیان کرده و گفته قوه قضائیه در دوران احمدی‌نژاد با «پرونده‌های بزرگ و متعددی روبرو بود.»

وی افزوده «حجم زیاد پرونده‌ها»٬ «کمبود شدید نیروی انسانی» و «بودجه اندک» قوه قضائیه در دوران احمدی‌نژاد فضای «سختی» را برای این قوه به وجود آورده بود.

از دولت محمود احمدی‌نژاد به عنوان «فاسد‌ترین» دولت در تاریخ ایران نام برده می‌شود که از حمایت‌های صریح و مستقیم علی خامنه‌ای برخوردار بود.

احمدی‌نژاد زمانی که ریاست قوه مجریه را برعهده داشت تهدید کرده بود درباره برخورد با اطرافیانش سکوت نخواهد کرد.

هفتم شهریورماه غلامحسین اسماعیلی٬ رئیس کل دادگستری استان تهران با اعلام اینکه پرونده محمدرضا رحیمی «قطور» و «سنگین» است از صدور رای این پرونده در آینده‌ای نزدیک خبر داده بود.

رسیدگی به «تخلفات مالی» محمدرضا رحیمی که با تهدید احمدی‌نژاد متوقف مانده بود٬ پس از پایان کار دولت دهم در دستور کار قوه قضائیه قرار گرفته و براساس برخی گزارش‌ها رو به پایان است.

No responses yet

Aug 31 2014

ابهام‌ها و انتقادها پیرامون تشکل نوپای “ندای ایرانیان”

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: در حالی که وزارت کشور هنوز برای تاسیس حزب “ندای ایرانیان” مجوز رسمی نداده است، این تشکل اصلاح‌طلب و جوان‌گرا می‌خواهد اولین کنگره‌ی خود را برگزار کند. بسیاری از اصلاح‌طلبان این گروه را به “موازی‌کاری” متهم می‌کنند.

بهروز شجاعی، مسئول کمیته‌ی اطلاع‌رسانی و تبلیغات تشکل “ندای ایرانیان” اعلام کرد که این تشکل که قصد دارد به عنوان حزبی تازه در ایران ثبت شود، به زودی اولین کنگره‌ی خود را برگزار خواهد کرد.

این خبر در حالی اعلام می‌شود که وزارت کشور هنوز برای این تشکل نوپا مجوز تاسیس حزب صادر نکرده است. هنوز فهرست دقیق اعضای هیئت موسس این تشکل نوپا نیز کاملا مشخص نیست.

شجاعی در گفت‌وگو با خبرگزاری “فارس” گفت که حجت شریفی، عضو سابق دفتر تحکیم وحدت و هادی حیدری، کاریکاتوریست و عضو حزب مشارکت از حضور در هیئت موسس انصراف دادند. با این‌حال بنا به گفته‌ی شجاعی این دو نفر قرار است در “شورای مشورتی” این تشکل حضور داشته باشند.

مسئول کمیته‌ی اطلاع‌رسانی تشکل “ندای ایرانیان” اعلام کرد که مواضع رسمی حزب تا چند روز دیگر در قالب بیانیه‌ای به شکل علنی اعلام خواهد شد. این تشکل در ابتدا عنوان اختصاری “ندا”را که مخفف “نسل دوم اصلاح‌طلبان” است برای خود برگزیده بود. با این‌حال در روزهای گذشته نام تشکل به “ندای ایرانیان” تغییر یافته است.

اعضای این گروه تازه بیشتر جوانان اصلاح‌طلبی‌اند که در انتخابات سال ۱۳۸۸ خواستار شرکت سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین ایران در انتخابات بودند. از سجاد سالک، روزنامه‌نگار در رسانه‌های اصلاح‌طلب و شهاب‌الدین طباطبائی از چهره‌های جوان حزب مشارکت به عنوان دیگر افرادی که در حلقه‌ی شکل‌گیری این تشکل نوپا نقش دارند، نام برده می‌شود.

صادق خرازی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و سازمان ملل متحد نیز چهره‌ی پیش‌کسوت اصلی این تشکل تازه است. رسانه‌ها می‌گویند روابط نزدیک و حسنه‌ی خرازی با سیدمحمد خاتمی و همچنین بسیاری از چهره‌های موثر در حاکمیت از اصلی‌ترین دلایلی است که او به عنوان چهره‌ی اصلی “ندای ایرانیان” انتخاب شده است.

“ندای ایرانیان” در عین‌حال مدعی است که می‌خواهد نگاهی انتقادی به عملکرد اصلاح‌طلبان بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری مناقشه‌برانگیز سال ۸۸ داشته باشد و با مشی “معتدل” در عرصه‌ی سیاست ایران فعالیت کند.

انتقاد برخی اصلاح‌طلبان به تشکل تازه

بلافاصله بعد از اعلام موجودیت این تشکل تازه عده‌ای از اصلاح‌طلبان با تشکل تازه مخالفت کرده و این اقدام خرازی و چهره‌های جوان اصلاح‌طلب را مصداق “موازی‌کاری، قدرت‌طلبی و همکاری با قدرت” دانستند.

آن‌ها خرازی را متهم می‌کنند که این تشکل را در اثر “تعامل با حکومت” به راه انداخته است. خرازی در پاسخ به این اتهام گفت:«چطور موقعی که همین دوستان موقع حل مشکلات‌شان با حاکمیت من را واسطه می‌کنند و جلو می‌فرستند، ارتباطا‌ت من خوب است؟ حالا بد شد؟»

او تاکید کرد که “ندای ایرانیان” قرار است نه نسخه‌ی دومی از حزب مشارکت باشد و نه به حاکمیت وابستگی داشته باشد.
تاکنون اعضای حزب مشارکت و اعضای “سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی” بیش از دیگر گروه‌های اصلاح‌طلب از تشکل “ندای ایرانیان” انتقاد کرده‌اند.

به نظر می‌رسد انتقادهای تندوتیز برخی اصلاح‌طلبان یکی از دلایل اصلی کناره‌گیری برخی اعضای اولیه این تشکل نوپا از عضویت در هیئت موسس است.

No responses yet

Aug 31 2014

حمله تند مشاور نماینده خامنه‌ای در سپاه به دولت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: مجتبی ذوالنور٬ مشاور نماینده علی خامنه‌ای در سپاه گفته دولت در حوزه فرهنگ «نمره قبولی» ندارد٬ «حواله دادن منتقدان به جهنم» با شعار اعتدال سازگار نیست و حوزه فرهنگ شاهد نوعی «ولنگاری» است.

آقای ذوالنور این مطالب را در گفتگو با خبرگزاری «رسا» بیان کرده و انتقاد‌های تند دیگری متوجه عملکرد یک‌ساله دولت حسن روحانی کرده است.

مهم‌ترین محور‌های این گفتگو:

● حواله دادن منتقدان به جهنم، قلع و قمع کردن آن‌ها و حمایت از معاندان نظام با شعار اعتدال سازگار نیست.

● دولت به جای فرافکنی، آدرس‌های غلط، زیر سؤال بردن و انگ زدن برای بیرون کردن رقبا اقدامات چشمگیری در حل مشکلات معیشتی مردم داشته باشد.

● روی کار آوردن عناصر فتنه، حمایت از معاندان نظام و کوبیدن مخالفان با شعار اعتدال سازگار نیست.

● آقای روحانی کسانی که نسبت به ایشان نقد دارند را می‌گوید به جهنم یا بروید جایی که گرمتان شود این مساله با کدام منطق اعتدال سازگار است.

● از نظر فرهنگی دولت نمره قبولی لازم را ندارد؛ چرا که امروز کاملا یک وادادگی و ولنگاری را در عرصه فرهنگ شاهد هستیم.

● از نظر حجمی و کمی درباره مجلات، نشریات و مطبوعات اقدامات گسترده‌ای صورت گرفته است در حالی که نظارت و کنترل لازمی وجود ندارد.

● متأسفانه در عرصه مطبوعات شاهد هجوم به فرهنگ دینی و باورهای مردم هستیم و حمایت از نشریات دگراندیش و فاصله دار با نظام به فراوانی دیده می‌شود.

● موضع‌گیری‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در عرصه فرهنگ متضاد با مبانی امام راحل و رهبر معظم انقلاب است و با این وضعیت فرهنگی نمی‌توان نمره مورد قبولی به دولت داد.

● امروز شاهد بازسازی و حیات مجدد نشریات طرفدار فتنه ۸۸ هستیم؛ برخی از کتاب‌های تألیف شده مخالف باورهای دینی ممنوع چاپ بودند که در این دولت اجازه چاپ به آن‌ها داده می‌شود.

● در این دولت ممیزی کتاب را مطلق زیر سؤال می‌برند؛ در حالی که نمی‌توان به طور کلی نسبت به این عرصه بی‌تفاوت بود و آن را‌‌ رها کرد.

● تحمل دولت درباره نقد‌ها بسیار کم بوده و در بیشتر موارد به جدل و برخورد با مطبوعات منتقد منجر می‌شود؛ هر جا انتقادی از دولت باشد با مطبوعات به شدت برخورد می‌شود.

● عملکرد دولت تدبیر و امید در عرصه دیجیتال و فضای مجازی را همراه با ولنگار و بدون کنترل است.

● دولت با سایت‌ها، فضاهای مجازی و سایبری که علیه نظام در حال فعالیت هستند کوچک‌ترین برخوردی نداشته و حتی در برخی موارد شاهد حمایت آن‌ها هستیم.

● رسالت دولت باید ترویج سبک زندگی اسلامی در بخش‌های مربوط به خود و جلوگیری از گرایش‌ها به سبک‌های غربی باشد که متأسفانه نیز در این مسأله شاهد وادادگی هستیم.

● دولت در بحث حمایت از سوریه، عراق و فلسطین تلاش‌های زیادی کرده ولی شکاف چندانی در جبهه مخالف ایجاد نکرده است؛ در مجموع دولت در این زمینه‌ها کار چشمگیری نداشته است.

● در بعد سیاست داخلی نیز شاهد سیاست زدگی دانشگاه‌ها و بستن میدان برای منتقدان هستیم؛ در بعد داخلی و خارجی نیز نمی‌توان به دولت نمره چشمگیری داد.

No responses yet

Aug 30 2014

«ندا»؛ اصلاح‌طلبان نسل دوم یا اصلاح‌طلبی ولایت‌پسند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

علی افشاری: اعلام تشکیل حزب ندای ایرانیان بحث هایی را در بین اصلاح طلبان ایجاد کرده است. از سویی گفته می شود ندا مخفف نسل دوم اصلاح طلبان است اما برخی از موسسان آن می گویند آنها نمی خواهند از این نام استفاده نمایند.

ندا هنوز شکل اصلی خود را پیدا نکرده است اما طبق سخنان برخی از موسسان ، یک جمع دوازده نفره هیات موسس هستند که با محوریت صادق خرازی می خواهند کار سیاسی در داخل نظام و قواعد حاکمیت انجام دهند. اکثر قریب به اتفاق این افراد قبلا در شاخه جوانان حزب مشارکت فعالیت کرده و گرایش اصلاح طلبی میانه داشته اند. تک چهره هایی نیز هستند که زمانی در دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی دانشجویان فعالیت می کردند ولی موضع کنونی شان با مواضع دوران فعالیت دانشجویی فاصله زیادی پیدا کرده و نوعی تنافر را به نمایش می گذارد. این جمع در سال ۱۳۸۸ مدافع معرفی خاتمی در برابر مهندس موسوی بودند.
چگونگی نزدیک شدن این افراد به صادق خرازی مشخص نیست. یکی از موسسان گفته است در حاشیه جلسات با خاتمی با وی آشنا شده و به دلیل دغدغه های مشترک تصمیم به همکاری گرفته اند. اما صادق خرازی بعد از یک دوره بیماری بعد از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در عرصه سیاسی فعال شد و با نگاه انتقادی نسبت به عملکرد اصلاح طلبان خواهان رویکرد جدیدی از سوی آنان شد. البته وی در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد سایت دیپلماسی ایرانی راه انداخته بود و منتقد سیاست خارجی دولت های نهم و دهم بود. اگرچه او به عنوان یک دیپلمات میانه رو و اصلاح طلب شناخته می شود اما فاقد سایقه سیاسی اصلاح طلبی است.
نقطه عزیمت او و خانواده اش جناح راست جمهوری اسلامی است. روابط نزدیک و پیچیده وی با خامنه ای نیز عاملی است که تردید ایجاد می کند وی خواهان تغییر ملموس در وضعیت موجود سیاسی باشد. البته خرازی به خاتمی هم نزدیک است. اما رویکرد سیاسی او حرکت در مدار مشترک خامنه ای و خاتمی است که در بزنگاه های سیاسی شیبش به طرف بیت رهبری است. او سابقه قابل ملاحظه ای در زمینه دفاع از آزادی های سیاسی ، گسترش دموکراسی و اعتراض به سرکوب و انسداد سیاسی ندارد.
در سیاست خارجی در مقایسه با اصول گرایان دیدگاه های بهتر و کارگشاتری دارد اما در نهایت رویکرد وی از مرز های جمهوری اسلامی خارج نمی شود و به لحاظ راهبردی تفاوتی با رویکرد تقابلی ندارد. به عنوان مثال برخی از سخنان وی در زمینه سوریه که در سال ۱۳۹۱ ایراد شده روشنگر است :
« ما منکر اشتباهات بشار اسد درباره چرخش قدرت و پروسه مردمسالاری نمی شویم. ما معتقدیم که آقای بشار اسد در چند ماه گذشته ضعیف عمل کرده است. بشار باید مشروعیت اقدامات و تداوم در قدرت را به حضور مردم موکول کند. بشار اسد باید برای اجرای سیاستهای اصلاحی از گروههای مختلف مذهبی و سیاسی استفاده کند. اما اشتباهات بشار به منزله این نیست که ما متحد استراتژیکمان را رها کنیم. ما یک مساله مهمتری از موجودیت حکومت بشار در منطقه داریم و آن هم «مقاومت» است. استکبار و استعمار جهانی در تلاش است تا دولت سوریه را به عنوان نماد و عقبه مقاومت شکست دهد. بعد از آن حزبالله را خلع سلاح کنند و پس از آن سراغ ایران بیایند اما مطمئنم که در مورد ایران موفق نمی شوند. ایران بیدی نیست که با این بادها بلرزد.»
او در همان مصاحبه با انتقاد تند از اصلاح طلبان پیشرو می گوید:« اما به زعم من بزرگترین ضربات را دستگاه سیاست خارجی از تندروی خودیها خورد. برخی مواضع و رفتارهای هنجارشکنانه عده ای محدودیتهای جدی برای متولیان سیاست خارجی به وجود آورد. برخی و عدهایی که از سیاستمداران چپ کور بی منطق بودند با یک گردش یک شبه به سیاستمداران روشنفکر اصلاح طلب نمایی تبدیل شدند که مشکل همه مسائل را در خود ارعابی و وادادگی محض جستوجو می کنند؛ اقدامات خارج از ضوابط برخی از اصلاح طلبان مثل مذاکرات با برخی از گروگانهای سفارت آمریکا که خودشان عاملش بودند، در برقراری روابط با آمریکا مانع ایجاد کرد. این دسته از اصلاحطلبان با استحاله تدریجی افکار تند خودشان به قیمت نادیده انگاشتن تمام توان و ظرفیت ملی به قدری دردسر ساز شدند که از حد تحمل گذر کرد. یکی از دغدغه های عمده مسوولان کنترل غضنفرهای اصلاح طلب خواندهای بود که بی دلیل مرعوب هیمنه قدرت غرب شدند.»
وی در جریان مجادله مکتوب با عباس عبدی، بیشتر به انتقاد از اصلاح طلبان رادیکال پرداخت. خرازی در انتخابات ۹۲ با قالیباف همکاری داشت و بر مبنای برخی از گزارش ها از روحانی انتظار داشت وی را به سمت وزیر خارجه بگمارد و بعد از ناکامی با دولت یازدهم فاصله گرفت و برخوردی انتقادی با عملکرد ظریف دارد. او در ماه رمضان امسال نیز گفت اصلاح طلبان باید پوست اندازی کنند و بدینترتیب زمینه را برای فعالیت خود در ارائه چهره محافظه کار تری از اصلاح طلبی مساعد ساخت. بنابراین اگر چه اعضاء هیات موسس از جوانان اصلاح طلب هستند اما وزن اصلی در این حزب را صادق خرازی دارد و قدرت مالی و حاشیه امنیت وی او را در موقعیت اصلی سیاستگذاری برای این حزب جدید قرار می دهد.
مواضع و دیدگاه ها
این حزب با نگاه انتقادی به عملکرد اصلاح طلبان بعد از سال۱۳۸۸ می خواهد به جای نگاه آرمانی رهبران مشارکت ، برخوردی عمل گرایانه را در دستور کار قرار دهد و با برخوردی کاملا پارلمانتاریستی اصلاح طلبی محافظه کار در درون خطوط قرمز و مرز های سیاسی نظام را پیش ببرد. آنها خود را معتقد به تعریف سید محمد خاتمی از اصلاح طلبی می دانند.
تفاوت اصلی آنها در نزدیک شدن به خامنه ای و سرمایه گذاری بر روی اعتماد سازی با رهبری است و بار اصلی مشکلات در مواجهه با راس هرم قدرت را ناشی از تند روی اصلاح طلبان معرفی می کنند. آنها می خواهند در همه انتخابات ها شرکت کنند و از این طریق اهداف اصلاح طلبانه را جلو ببرند. برخی از اعضاء این گروه با رهبری دیدار داشته اند. سجاد سالک
حضور در بیت رهبری یک اتفاق نبود، یک تصمیم فردی هم نبود. بلکه حاصل مجموعه تاملات و بررسی‌های فراوان درباره شکل سیاست‌ورزی با جمعی از دوستان و در واقع یک رویکرد بود. رویکرد جمعی که به این نتیجه رسیده یکی از کاستی‌های اصلاح‌طلبان در سال‌های گذشته دور شدن از رهبری و نادیده گرفتن اقتدار نهادهای مختلف نظام بوده است.
  یکی از افراد یاد شده در صفحه فیس بوک خود نوشت: «حضور در بیت رهبری یک اتفاق نبود، یک تصمیم فردی هم نبود. بلکه حاصل مجموعه تاملات و بررسی‌های فراوان درباره شکل سیاست‌ورزی با جمعی از دوستان و در واقع یک رویکرد بود. رویکرد جمعی که به این نتیجه رسیده یکی از کاستی‌های اصلاح‌طلبان در سال‌های گذشته دور شدن از رهبری و نادیده گرفتن اقتدار نهادهای مختلف نظام بوده است.»
در وب سایت هایی چون سلام نو که مواضع نزدیک به این گروه منتشر می شود، نوع تمجید و پوشش دادن اخبار خامنه ای تفاوتی با اصول گرایان ندارد.
بنابراین گرایش سیاسی این گروه عقب نشینی به دوران ماقبل اصلاح طلبی گروه های خط امام و عقب گرد از تحولات سیاسی و نظری اصلاح طلبان از نیمه دوم دهه هفتاد است. شاید بیشتر آنان به گفتمان اعتدال نزدیک باشند. اما سر بر آوردن این گروه موید شکل گیری محافظه کاری سیاسی در بخشی از فعالان سیاسی داخل کشور است که از بن بست موجود و تنگناهای سیاست ورزی هزینه دار مستاصل شده اند.
آنها فکر می کنند با کاهش فاصله و انتقاد از بخش مسلط قدرت می توانند فضای تنفس و فعالیت پیدا کنند. اما رفتار شناسی حکومت نشان می دهد که از فعالیت این گروه و ایجاد شکاف و واگرایی در بین اصلاح طلبان استقبال می کند اما در عرصه حکومت به غیر از موقعیت های حاشیه ای به آنها میدان نمی دهد. برای حکومت کند روی و تندروی اصلاح طلبان مسئله اصلی نیست بلکه این جریان را خودی نمی داند و نمی خواهد در مناصب حساس و کلیدی قدرت حضور داشته باشند. اما در عرصه سیاسی می خواهد گرایش اصلاح طلبی محافظه کار و کم خطر وجود داشته باشد تا از این طریق فضای اپوزیسیون و نیرو های جامعه مدنی را مدیریت نماید. بخصوص بعد از تجربه جنبش سبز رهبری و بخش مسلط قدرت به صدا هایی در بین اصلاح طلبان و معترضان به وضع موجود نیاز دارند که مشکلات سیاسی کشور را ناشی از تند روی مخالفان و اصلاح طلبان صورتبندی نمایند و راه کار های سازش گرایانه با قدرت را ترویج نمایند.
از این رو فارغ از اهداف و انگیزه ها واقعی موسسان ندا، خروجی فعالیت های آنها در شکل کنونی آب به آسیاب اقتدار گرایان ریخته و در زمین رقیب بازی می کنند. البته موضو ع صادق خرازی با موسسان جوان فرق دارد. او بعد از شکل گیری گفتمان اعتدال ،قرصت را برای کسب موقعیت سیاسی و تحقق بلند پروازی های سیاسی خود مهیا دیده و برنامه هایی برای کسب مقامات بالای سیاسی دارد.
تشکیل هر گروه سیاسی به شرط رعایت الزامات کار امر مثبتی است . تشکل ندا نیز می تواند بخشی از علائق سیاسی را نمایندگی کرده و به توسعه سیاسی کمک نماید. اما نخست باید تعریف مناسبی از خود ارائه دهند. اگر چه بخش مهمی از جوانان مشارکت و مشاوران جوان خاتمی در بین آنها هستند ،اما آنها تمامی جوانان اصلا ح طلب و یا نسل دوم را نمایندگی نمی کنند . همچنین اگر قرار باشد دبیر کل آنان صادق خرازی باشد دیگر طرح نسل دوم به لحاظ سنی درست نیست. متناسب کردن ادعا ها با وزن واقعی این گروه و عدم استفاده از عنوان های عام و فراگیر ضمن اینکه لازمه فعالیت بهداشتی سیاسی است این گروه را از انتقاد ها نیز مصون می دارد.

نسبت با اصلاح طلبان
تشکیل حزب جدید و بخصوص استفاده از نسل دوم اصلاح طلبی و یا زمزمه ضرورت بازنشسته شدن نسل اول اصلاح طلبان باعث ناخرسندی چهره های شناخته شده اصلاح طلبان شده است. برخی نیز نگران هستند که آنها در دام رقیب افتاده و مورد سوء استفاده قرار بگیرند. عبدالله ناصری در مصاحبه با روزنامه اعتماد در برخوردی انتقادی اعلام داشت که نسل اول اصلاح طلبان زنده و برقرار هستند.
اصلاح طلبان میانه و رادیکال در دوران روحانی هنوز یا محدودیت های بسیار مواجه هستند. احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کماکان ممنوع الفعالیت هستند و چشم انداز روشنی برای لغو ممنوعیت آنها وجود ندارد. در چنینی شرایطی اگر حزبی از فعالان نزدیک به اصلاح طلبان تشکیل شود اگر حالت جایگزینی پیدا نکند برای آنها مفید است. اما آنها نگران هستند که تشکلی مثل ندا با توجه به مواضعی که دارد عملا به تخطئه عملکرد اصلاح طلبان در گذشته بپردازد و در عمل با تقویت گفتمان رقیب اصلاح طلبان موقعیت ضعیف تری پیدا کنند. از این رو تشکیل ندا شکاف جدیدی را در داخل اعضاء حزب مشارکت ایجاد کرده است.
موضع خاتمی با این تشکل روشن نیست. حجت شریفی از موسسان مدعی است آنها با خاتمی مشورت کرده و وی توصیه نموده است که از عنوان نسل دوم اصلاح طلبی استفاده ننمایند. اما تلاش این گروه برای گشودن باب تعامل با خامنه ای با رویکرد حداقلی این روز های خاتمی سازگار است. اما بحث زاویه داشتن این گروه با خاتمی در حدی مطرح است که هادی حیدری سخنگوی ندا ادعای عبور از خاتمی را رد کرد. محمد رضا تاجیک ارتباط بین ندا و مواضع وی در زمینه ضرورت تعریف نو اصلاح طلبی را رد کرد.
اگر چه اختلافات فوق وجود دارد اما عقب گرد اصلاح طلبان و فاصله گیری از مشی موسوی و کروبی و همراهی آنها با پارادایم تحول خواهی محافظه کار زمینه را برای شکل گیری تشکلی مانند ندا مساعد ساخته است.
فعالیت های آینده تشکل ندا نشان خواهد داد که در عمل چه سمت و سویی را خواهد رفت اما سرمایه گذاری در جلب اعتماد دیکتاتور و آب به آسیاب استبداد دینی ریختن بیراهه ای است که منفعتی برای کشور و مردم ندارد.

No responses yet

Aug 29 2014

رئیس کل دادگستری استان تهران: پرونده محمدرضا رحیمی قطور و سنگین است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: غلامحسین اسماعیلی٬ رئیس کل دادگستری استان تهران با اعلام اینکه پرونده محمدرضا رحیمی «قطور» و «سنگین» است از صدور رای این پرونده در آینده‌ای نزدیک خبر داد.

آقای اسماعیلی روز جمعه (هفتم شهریور) به ایرنا گفته معاون اول محمود احمدی‌نژاد چندین پرونده دارد که در ‌‌نهایت پرونده وی را «قطور» و «سنگین» کرده است.

این مقام قضایی پرونده «اختلاس از بیمه ایران» را یکی از پرونده‌هایی اعلام کرده که نام رحیمی در آن دیده می‌شود.

اسماعیلی اضافه کرده به بخش‌هایی از پرونده «قطور» رحیمی رسیدگی شده و بخش‌های دیگری از آن همچنان مفتوح است.

کار رسیدگی به «تخلفات مالی» محمدرضا رحیمی که با تهدید احمدی‌نژاد متوقف مانده بود٬ پس از پایان کار دولت دهم در دستور کار قوه قضائیه قرار گرفته و براساس برخی گزارش‌ها رو به پایان است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .