اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Apr 07 2013

نوشته‌ای برای آبدارچی‌های سابق و آینده آسد علی: ریاست جمهوری در نظام اسلامی(2)

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

آخوند محمد سروش محلاتی: پرسش اصلی این سلسله مقالات آن است که در نظام اسلامی، با توجه به مبنای ولایت فقیه، ریاست جمهوری چه جایگاهی دارد؟ برای این پرسش، بر اساس مبانی مختلف، پاسخ های متفاوتی می توان ارائه کرد:

پاسخ اول آن است که تصدی امور اجرائی نظام و مدیریت کلان کشور، از آن ولی فقیه است، از این رو همه مسولان عالی رتبه نظام، دست یاران و همکاران اویند و باید با نظر او تعیین گردند. لذا در حکومت اسلامی، سمتی به عنوان ریاست جمهوری که بالاصاله از سوی مردم انتخاب شود و در رأس قوه مجریه قرار گیرد، نمی تواند وجود داشته باشد.

در قسمت قبل توضیح دادیم که آیت الله منتظری در دهه اول جمهوری اسلامی، چنین تصویری از ولایت فقیه ارائه کرده و رئیس جمهور را کسی می داند که تحت نظر رهبری ـ که در رأس امور اجرائی است ـ با او همکاری دارد.

به اعتقاد طرفداران این دیدگاه، مردم اصالتا «حقی» برای انتخاب کارگزاران حکومت، چه در قوه مجریه، و چه در قوه مقنّنه ندارند و اگر حاکم اسلامی، به آنان اجازه «رأی دادن» می دهد، لطف و تفضّلی است که شهروندان را از آن بهره مند می کند، نه اینکه الزامی برای این کار داشته باشد و یا مردم ذی حق باشند. حداکثر این است که مردم ضمن شرط و قرار داد با حاکم، از حق رأی در انتخاب رئیس جمهور یا نماینده مجلس برخوردار شوند. ولی پذیرفتن این شرط از سوی حاکم، باز هم «تفضّل» است، والّا مردم وظیفه اطاعت دارند.

این دیدگاه، در دوره کنونی، از سوی آیت الله مؤمن قمی ـ باسابقه عضویت سی ساله در شورای نگهبان ـ تبیین و دفاع می‌شود و البته از دو جهت در مقایسه با دیدگاه آیت الله منتظری سخت گیرانه تر و در بی اعتبار دانستن رأی مردم صریح تر است.

یکی آنکه آقای منتظری حق «یک انتخاب» را برای مردم حفظ می کند، یعنی حق “انتخاب ولی فقیه”، ولی آقای مؤمن، همان یکی را نیز مشروط به رأی مردم نمی داند و دیگر آنکه آقای منتظری امکان “شرط گذاری” از طرف مردم را در هنگام انتخاب اول می‌پذیرد تا حق انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان را برای خود حفظ کنند، ولی آقای مؤمن که انتخاب اول را هم منکر است، با «شرط» هم حقی را برای مردم قابل اثبات نمی داند. ایشان فصل نهم از کتاب «الولایه الالهیه» را تحت این عنوان قرار داده است:«فی أنّ بید الولی الفقیه نصب مسؤولی الدوله»، یعنی نصب مسؤلان دولتی در اختیار ولی فقیه است.(ج3،ص549) مقصود وی از مسئولان دولتی، صرفا رئیس جمهور نیست، بلکه وی دائره نصب از سوی حاکم را بسیار گسترده دانسته و شامل رؤسای همه نهاد ها و ادارات می داند، بلکه نصب هرکس که کار حکومتی انجام می دهد:

«بیده نصب جمیع العمّال المحتاج الیهم فی هذه الادارات بل و نصب جمیع من یفوّض الیه امر من الدوله الاسلامیه»

آیت الله مؤمن برای اثبات این دیدگاه دو دلیل آورده است:

یکی آنکه لازمه ولایت ولی امر بر امّت آن است که وی از اختیار کامل برای تعیین کارگزاران خود برخوردار باشد و مردم هم باید بر طبق آنچه که او مصلحت می داند، اطاعت و تبعیت داشته باشند.

و دیگر آنکه امیرالمؤمنین که مالک اشتر را به امارت مصر گمارد، در عهدنامه، همه اختیارات اجرایی و قضایی و نظامی را به او سپرد، پس هر کس که دارای ولایت باشد، از کلیه آن اختیارات برخوردار است و از این نظر فرقی بین حاکم “معصوم” و حاکم “غیر معصوم” وجود ندارد و همان گونه که به شهادت موارد فراوانی از نهج البلاغه، امیرالمؤمنین، کارگزاران حکومت از ماموران جمع آوری مالیات، تا فرماندهان نظامی و فرمانداران را نصب می کرد، ولی فقیه نیز قطعا بدون هیچ گونه تفاوتی از این حق برخوردار است:

«ان علیا (ع) حین تصدیه لادارة امر الامه بعد بیعة الناس قد نصب عمّالا کثیرین لاغراض مختلفه من امراء البلاد و عمال جبایة الخراج و الزکاة و فی امراء الجیوش و غیرهم. فالمستفاد من جمیع هذه الموارد ثبوت حق هذا النصب شرعا فی الولایه الاسلامیه لولی الامر بلا فرق بین المعصوم و غیره قطعا، بداهة انّه المفهوم عرفا من هذه الموارد قطعا …»(همان، ص551)

این دو استدلال، کاملا قابل مناقشه است و آنچه را که ایشان با «قطعا، قطعا»، غیر قابل شک و تردید تلقی کرده است، با ابهامات جدی رو بروست که در ادامه به نقد آن خواهیم پرداخت و در اینجا به اجمال اشاره می شود که «ولایت»، به معنی سلب اختیار از مردم،و نادیده گرفتن درک و شعور و خواست آنها نیست و نصب ولیّ برای امّت، به معنی تفوّق عقل فرد بر «عقل جمع» و استیلاء «اراده فرد» بر «اراده جمع» نمی باشد، بلکه اساسا جعل ولیّ از سوی حق تعالی، صرفا به معنای مجاز بودن اِعمال ولایت او در محدوده «شیوه های عقلانی» ـ و نه فراتر از آن ـ و در قلمرو مصلحت جامعه است. چه اینکه «شیوه های» بسیط و ساده ای که در گذشته «کارآمد» بوده قابل تسریه و تعمیم به جوامع کنونی نمی باشد. از این رو سازمان و تشکیلاتی که در عهدنامه آمده است، یک الگوی دائمی برای ساختار حکومت در همه اعصار نیست و الّا باید گفت : چون مالک اشتر استاندار بوده و همه اختیارات نظامی و قضائی و اجرائی با او بوده است، پس امروزه هم مطلوب آن است که استانداران هر استان از کلیه آن اختیارات برخوردار باشند، و لذا عدم تفویض اختیار نصب و عزل قضات یا نصب و عزل فرماندهان نظامی، به استانداران خلاف شرع است!

شگفت آور است که یک فقیه به استناد عهدنامه مالک اشتر، اختیارات متمرکزی برای ولی فقیه اثبات می کند، و از سوی دیگر فقیهی می گوید چون امیرالمؤمنین اختیارات مطلق به نماینده خود مالک اشتر داد، پس در جمهوری اسلامی هم باید ولی امر، همان اختیارات مطلق را به رئیس جمهور بدهد! استدلال آیت الله مکارم شیرازی در هنگام تدوین قانون (1358) و در حالیکه با فرماندهی کل قوا برای رهبری مخالف بود، همین بود، وی می گفت وقتی رئیس جمهور منتخب مردم و مورد تأیید رهبری است پس باید فرمانده کل قوا باشد، همان طور که امیرالمؤمنین ملک اشتر را برای حکومت مصر انتخاب کرد و همه اختیارات مصر را به او سپرد:

«هنگامی که علی(ع) مالک اشتر را برای حکومت مصر انتخاب کرد «تمام اختیارات» مصر را به دست مالک سپرد نه اینکه تمام سرنخ ها را در دست خود نگه داشت!» (مشروح مذاکرات مجلس بررسی قانون اساسی، ص1115)

بنظر ما هیچ یک از این دو استناد قابل قبول نیست.

پاسخ دوم در جهت سازگاری ولایت فقیه و ریاست جمهوری ، ادغام کردن آنها در یکدیگر و سپردن این دو مسئولیت به یک نفر است. شخصی که هم واجد شرایط لازم برای رهبری بوده و از فقاهت و عدالت برخوردار باشد و هم واجد شرایط لازم برای ریاست جمهوری باشد مثل آن که با اکثریت آراء مردم، به قدرت رسیده باشد تا در رأس قوه مجریه قرار گیرد.

در هنگام تدوین قانون اساسی ، برخی از فقها، از چنین طرحی دفاع می کردند و در صدد آن بودند تا با گنجاندن «فقاهت» در شرایط رئیس جمهور، نظام جمهوری را از مزایای ولایت فقیه نیز برخوردار نمایند. در آن هنگام، آیت الله منتظری به همراه سید حسن آیت و سید محمد خامنه ای، پیشنهادی را بر این اساس ارائه نمودند.(مرداد ماه 1358)

این پیشنهاد، یک طرح جدید قانون اساسی بود که در اصل 114 آن، در ردیف شرایط رئیس جمهور، از «مجتهد جامع الشرایط بودن» و «اعلم بودن از فقه سیاسی» نام برده بودند. آقای منتظری در مجلس تدوین قانون اساسی و پیش از تصویب اصل ولایت فقیه از این نظر دفاع کرد ولی چون مورد تایید و تصویب اعضای مجلس قرار نگرفت، به وجود رئیس جمهور غیر فقیه، ولی با اختیارات محدود، رضایت داد تا اختیارات مهم و اساسی مانند فرماندهی کل قوا، به جای رئیس جمهور، در اختیار رهبری باشد. وی در تصویب اصل یکصد و دهم، بیشترین تلاش و جدیت را داشت. جنبه سلبی استدلال آن بود که از قدرت رئیس جمهور کاسته شود تا مبادا غول استبداد، بار دیگر وارد کشور شود. استدلال ایشان بسیار صریح و با همان ادبیات خاص خودشان بود:

«وقتی از شرایط رئیس جمهور بحث می شد، ما جرأت نکردیم بگوییم رئیس جمهور باید فقیه باشد… شما متأسفانه در شرایط رئیس جمهور شرط فقاهت را نگذاشتید … ما بیاییم قدرت قوای سه گانه مملکت را به دست یک آدم الدنگ بدهیم که از قدرتش سوء استفاده کند؟ خری را ببریم بالای بام که دیگر نتوانیم آن را پایین بیاوریم؟! آدم مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد و جرأت نمی کند که قدرت مملکت را به دست کسی بسپارد که فقاهت ندارد.»(همان، ص1119)

نقطه قوت طرح تمرکز رهبری و ریاست جمهوری در یک شخص آن است که امور اجرائی کشور، از یک مرکز هدایت شده و اداره امور نظام، دچار اختلاف نظر و ناهماهنگی نمی گردد و قهرا زمینه ای برای آنکه یک نهاد، نهاد دیگر را مقصّر دانسته و هر کدام توپ را به زمین دیگری بیاندازد، وجود ندارد. در این وضع، نه رئیس جمهور می تواند محدود بودن اختیارات را بهانه ناتوانی های خود قرار دهد و خویش را مسلوب الاختیار معرفی کند و نه رهبری می تواند سوء تدبیرها در نظام اجرائی را از خود دور کرده و موقعیت رهبری را فراتر از مسئولیت اجرایی قلمداد کند.

علاوه بر این، چنین طرحی که از سوی برخی فقها ارائه شده و مورد تایید عده ای از آنان بود گویای آن است که از نظر موازین فقهی، محدودیت های ریاست جمهوری با ولایت فقیه، سازگار و قابل جمع است، مثلا:

الف) تصدی امور اجرائی کشور و مدیریت کلان جامعه توسط رهبری می تواند به شکل دوره ای و مدت دار باشد و با پایان دوره ای مثلا پنج ساله، فقیه دیگری در جایگاه تصدی امور قرار گیرد.

ب) تعیین رهبری با انتخاب مستقیم مردم و بر اساس رأی گیری شهروندان و اکثریت آراء آنان امکان پذیر است.

ج) مجلس شورای اسلامی می تواند بر ولی فقیه نظارت داشته، نمایندگان مجلس حق تحقیق و تفحّص از وی را دارند.

در همان طرح آیت الله منتظری اصولی درباره هریک از امور فوق ارائه شده و از آن جمله در اصل 123 تصریح شده که رئیس جمهور که همان ولی فقیه است، در برابر مجلس شورا، مسئول است و او حق انحلال مجلس را ندارد.(اصل131)

ولی با این همه، چه به لحاظ مبانی فقهی، و چه به لحاظ مصالح اجتماعی و سیاسی نمی توان این طرح را مورد تأیید قرار داد.

ایراد فقهی آن این است که به چه دلیل می توان سمت ریاست جمهوری را به فقها اختصاص داده و با آوردن شرط فقاهت برای کاندیداهای ریاست جمهوری، عموم شهروندان لایق و با صلاحیت را از «حق انتخاب شدن»، محروم کرد؟ با توجه به این که برای مسئولان عالی رتبه نظام ـ به جز مناصب قضائی ـ شرط اجتهاد وجود ندارد. از این رو انحصار این مقامات به مجتهدین، با موازین شرعی ناسازگار است و اگر در «ولایت» چنین شرطی به همراه شرایط دیگر شرعا معتبر است، نمی توان آن را برای ریاست جمهوری هم لازم شمرد.

و ایراد سیاسی آن این است که چنین تمرکزی در رأس قوه مجریه، توازن بین قوا را به هم زده و با سنگین کردن قوه مجریه به دلیل پشتوانه خاص ولایت دینی، قوه مقننه را به حاشیه می راند و بالمآل به تفوّق یک قوه بر دو قوه دیگر می انجامد.

و ایراد اجتماعی آن این است که با محصور کردن ریاست جمهوری در بین علمای دینی و مجتهدان، و از بین رفتن امکان رقابت انتخاباتی در میان نخبگان و رجال سیاسی، مشارکت عمومی کاهش یافته و پشتوانه مردمی نظام تضعیف می شود و در چنین وضعی، احتمالا دیگر حوزه ها، پایگاه تربیت عالمان دین محور نخواهد بود و به باشگاهی برای دست یابی به قدرت و بالا رفتن از نردبان ریاست تبدیل می گردد.

به علاوه که حضور انحصاری روحانیون در ریاست جمهوری که مرکز ثقل امور اجرائی و معضلات مدیریتی است، عوارض احیانا ناپسندی برای روحانیت داشته و جنبه های معنوی آنان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. به همین دلیل بود که حضرت امام خمینی و یاران نزدیک ایشان مانند شهید مطهری، با اینکه روحانیون تصدّی امور اجرایی را به عهده گیرند، مخالف بودند و چنین حضوری را صرفا در موارد ضرورت تجویز می نمودند. از این رو شرط اجتهاد برای رئیس جمهور در تضاد کامل با دیدگاه امام قرار داشت. زیرا ایشان در پاسخ به این سوال که: «آیا منظور شما از حکومت اسلامی این است که رهبران مذهبی حکومت را خود اداره کنند؟» بارها آن را فرموده بود:

«خیر، منظور این نیست که رهبران مذهبی خود حکومت را اداره کنند، لکن مردم را برای تأمین خواسته های اسلامی رهبری می کنند.» (صحیفه امام، ج3، ص467)

البته دیدگاه حضرت امام درباره نسبت ولایت فقیه و ریاست جمهوری را در آینده بررسی خواهیم کرد. انشاءالله.

No responses yet

Apr 07 2013

سناریوی احتمالی احمدی نژاد برای غافلگیر کردن نظام پیش از انتخابات

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: پس از این اقدام، احمدی نژاد در فاصله حدود سه ماه به پایان دولت خود، می تواند اکثر وزرا را عزل و به جای آنان سرپرست منصوب کند و بر این اساس، وزیر کشور نیز عزل خواهد شد و خود احمدی نژاد سرپرستی وزارت کشور را برای برگزاری انتخابات به عهده خواهد گرفت.
در حالی که تنها یک ماه تا آغاز فرایند انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است، خبرنگار «بازتاب» به جزئیات سناریوی احتمالی محمود احمدی نژاد برای غافلگیر کردن نظام دست یافته است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، سناریوی مذکور که گفته شده در اتاق فکر حلقه نخست دولت نهایی شده است، در روزهای پایانی اسفند ماه وارد مراحل نخست اجرایی خود شده است و قرار است در هفته آینده که نخستین هفته کاری سال جدید محسوب می شود، پیگیری گردد.

هدف اصلی این سناریو، در اختیار گرفتن کنترل اجرای انتخابات توسط احمدی نژاد است، در حالی که هم اکنون وزیر کشور دولت که مسئول اجرای انتخابات است، پیش از این که با سیاستهای احمدی نژاد هماهنگ باشد، با سیاستهای نظام هماهنگ است و تلاشهای رییس دولت برای عزل وی، به دلیل مخالفت رهبر انقلاب ممکن نگردید.

بر این اساس، قرار است در این سناریو، با عزل وزیر علوم به دلیل نافرمانی در برابر نامه احمدی نژاد برای برکناری روسای دانشگاه های تهران و تربیت مدرس، دولت مطابق اصل 136 قانون اساسی از رسمیت بیفتد و نیازمند مراجعه مجدد به مجلس شورای اسلامی شود.

پس از این اقدام، احمدی نژاد در فاصله حدود سه ماه به پایان دولت خود، می تواند اکثر وزرا را عزل و به جای آنان سرپرست منصوب کند و بر این اساس، وزیر کشور نیز عزل خواهد شد و خود احمدی نژاد سرپرستی وزارت کشور را برای برگزاری انتخابات به عهده خواهد گرفت.

گفته می شود در این سناریو، عدم برکناری فرهاد رهبر، سرپرست دانشگاه تهران توسط وزیر علوم با احمدی نژاد هماهنگ شده است تا بهانه ای برای عزل وی و از نصاب افتادن کابینه فراهم گردد و بدین خاطر فرهاد رهبر در گفتگوی تلویزیونی، به طعنه به مجری برنامه گفت که نامه احمدی نژاد برای برکناری خود از سرپرستی دانشگاه تهران را جدی نگیرید.

بر اساس اطلاعات دریافتی توسط خبرنگار «بازتاب»، مسوولان نظام به سرعت از این سناریوی احتمالی آگاه شده اند و تدابیر لازم برای ایجاد اخلال در برگزاری انتخابات اندیشیده شده که نخستین واکنش نسبت به عزل وزیر علوم، احتمالا صدور حکم حکومتی برای عدم تغییر در هیات وزیران در دو ماه باقی مانده به برگزاری انتخابات است.

طبق قانون اساسی تغییر نیمی از هیات وزیران، دولت را از نصاب خارج می کند و با برکناری وزیر ارتباطات هم اکنون از 18 عضو هیات وزیران، 9 نفر شامل بهبهانی، تقی‌پور، محصولی، محرابیان، متکی، شیخ‌الاسلامی، وحید دستجردی، میرکاظمی و عباسی برکنار شده اند یا وزارتخانه شان ادغام شده و در واقع هیات دولت از نصاب افتاده، اما مجلس برای جلوگیری از سوء استفاده احمدی نژاد، از نصاب افتادن هیات وزیران را نیازمند یک عزل دیگر تفسیر کرده است.

گفتنی است بنابراصل یکصد و سی و ششم قانون اساسی، هر گاه پس از گرفتن رای اعتماد از مجلس، نیمی از هیات وزیران تغییر کند، مجلس باید دوباره به کل هیات وزیران رای اعتماد بدهد.

با توجه به اینکه در این کابینه تعدادی از وزارتخانه ها ادغام شده اند و 9 وزیر تاکنون عزل گردیده اند، این سوال مطرح شده که اگر تعداد وزارتخانه‌ها ضمن دوره تصدی یک دولت تغییر کرده باشد، ملاک محاسبه نصف، تعداد اولیه هیات دولت است یا رقم تغییر یافته؟

شورای نگهبان در نظر تفسیری شماره 10094 مورخ 9/ 9/ 1362 خود اظهارنظر کرده: «در صورتی که تعداد اعضای هیات وزیران افزایش یافته باشد ملاک احتساب تغییر نیمی از اعضا، وضع حاضر هیات وزیران است. یعنی هر زمان با توجه به تعداد اعضای هیات وزیران در همان حال چنانچه ملاحظه شد نیمی از اعضای آن تغییر یافته‌اند تقاضای رای اعتماد مجدد از مجلس لازم است.» ضمنا شورای نگهبان در همین نظریه اعلام کرده است که شمول اصل 136 قانون اساسی، منحصر به موردی نیست که تغییر نیمی از اعضای هیات وزیران، یکجا صورت گرفته باشد. بلکه تغییرات تدریجی به نحوی که مجموع آنها به نصف برسد نیز مشمول این قاعده است.

No responses yet

Apr 04 2013

ولایتی: احساس تکلیف بس است، کاندیدا نشوید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: علی اکبر ولایتی که همراه با محمد باقر قالیباف و غلامعلی حدادعادل ائتلافی سه نفره برای معرفی نامزد در انتخابات ریاست جمهوری تشکیل داده‌اند با اشاره به تعدد کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دوره‌ی یازدهم ایران گفت «احساس تکلیف بس است؛ دیگر کاندیدا نشوید.»

در انتخاباتی که کمتر از سه ماه دیگر برگزار می‌شود تاکنون افراد زیادی نامزدی خود را اعلام کرده‌اند. چهره‌های چون مصطفی پورمحمدی، منوچهر متکی، علی فلاحیان، محسن رضایی، محمدرضا باهنر، یحیی آل اسحاق و…

این افراد گفته‌اند که احساس تکلیف» باعث اعلام کاندیداتوری آنها شده است. اما اکنون علی اکبر ولایتی، مشاور عالی آیت‌الله خامنه‌ای که همراه با قالیباف و حدادعادل ائتلافی سه نفره برای معرفی نامزد در انتخابات ریاست جمهوری تشکیل داده‌اند می‌گوید: «لازم نیست که هر فردی که احساس تکلیف می‌کند حتما رییس جمهور شود و می‌تواند در وزارت یا در جای دیگری خدمت کند و در جای دیگری تاثیر گذار باشد.»

به گزارش خبرگزاری مهر ولایتی در ادامه‌ی سخنان خود هم به استفاده از امکانات دولت محمود احمدی‌نژاد برای تبلیغ یک «کاندیدای خاص» اشاره کرده و از آن انتقاد و آن را «حرام» خوانده است.

آقای ولایتی که برای تبلیغات انتخاباتی به شهر مشهد سفر کرده است، گفته که «استفاده از امکانات دولتی برای تبلیغات یک کاندیدای خاص حرام شرعی است و مگر می‌شود با پول حرام به مردم خدمت کرد.»

گفتنی است علی اکبر ولایتی وی به نام این کاندیدای خاص اشاره‌ای نکرده است ولی در گزارش رسانه‌ها از اسفندیار رحیم مشایی به عنوان نامزد اصلی دولت در انتخابات نام برده می‌شود که امروز حسین شریعمتداری هم در مورد او گفت: «کمترین مجازات تیم احمدی‌نژاد ردصلاحیت نامزد آنها است.»

به گزارش نسیم حسین شریعتمداری در این خصوص نوشت: «حلقه انحرافی علاوه‌ بر عدم التزام به قانون اساسی و برخی آموزه‌های اسلامی و انقلابی، مرتکب اقدامات مجرمانه‌ای شده‌اند که کمترین مجازات آن رد صلاحیت برای کاندیداتوری است.»

No responses yet

Apr 03 2013

احمدی‌نژاد در استادیوم ١٠٠ هزار نفری آزادی جشن نوروزی برگزار می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفرانسه: دولت محمود احمدی‌نژاد، علی‌رغم اعتراض منتقدانش، جشنی را به بهانه «سفرهای نوروزی» در استادیوم صدهزار نفری آزادی برگزار می کند.

محمد شریف ملک‌زاده، رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از برگزاری «جشن تقدیر از اعضای ستاد تسهیلات سفرهای کشور» با حضور «مقام‌های عالی» ایران در استادیوم 100 هزار نفری آزادی خبر داده است.

وی تأکید کرده که این جشن «با شکوهی افزون‌تر» نسبت به سال‌های گذشته برگزار خواهد شد.

معاون احمدی نژاد همچنین از حضور گروه های موسیقی آیینی و سنتی اقوام ایرانی در این مراسم خبر داد و افزود که این گروه ها در این مراسم به ارایه «اصیل ترین جلوه های موسیقی ایران زمین» خواهند پرداخت.

برگزاری این مراسم در حالی است که احمدی نژاد از سوی منتقدانش در درون حکومت ایران به تأکید بیش از حد بر «ملی گرایی» متهم است.

همچنین اسفندیار رحیم مشایی که از او به عنوان نامزد دولت در انتخابات آتی ایران نام برده می شود، در سخنرانی های مختلف خود از «هویت ایرانی» سخن می گوید.

No responses yet

Apr 02 2013

حمیدرضا مقدم‌فر٬ معاون فرهنگی سپاه خبر داد: قطع پشتیبانی دولت دهم از اردو‌های راهیان نور

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: حمیدرضا مقدم‌فر٬ معاون فرهنگی سپاه از قطع حمایت دولت محمود احمدی‌نژاد از اردو‌های «راهیان‌ نور» خبر داد.

آقای مقد‌م‌فر روز دوشنبه (۱۲ فروردین) به سایت محلی «رهیاب‌نیوز» گفته «امسال دولت تمام پشتیبانی‌های خود را از سپاه و بسیج در بخش راهیان نور قطع کرده است.»

وی افزوده با وجود قطع این حمایت‌ها٬ «مردم» با «اشتیاق بیشتری با خودروهای شخصی به سرزمین‌های نور آمدند.»

کاروان «راهیان نور» به گروه‌هایی گفته می‌شود که به منظور بازدید از مناطق عملیاتی جنگ هشت ساله عراق علیه ایران از نقاط مختلف کشور عازم این مناطق می‌شوند.

این کاروان‌ها توسط بسیج٬ سپاه و نهادهای وابسته به آن‌ها در موسسات مختلف از جمله ادارات و مراکز آموزشی سازماندهی می‌شوند.

هزینه برگزاری این اردو‌ها سالانه ده‌ها میلیارد تومان برآورد می‌شود٬ اما مقام‌های سپاه و بسیج تاکنون حاضر نشده‌اند گزارشی در این زمینه منتشر کنند.

No responses yet

Apr 02 2013

نامزدی از جنس احمدی نژاد، تنشی گذرا یا نیازی پایدار

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: آقای اسفندیار رحیم مشائی یا هر «نامزد دیگری از جنس احمدی نژاد»، بر بستر کدام تضادها و پیچیدگی های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی به آماج حمله مشترک نهادهای قدرت و جناح های حکومتی بدل شده است؟

چرا اغلب مراکز و مراجع قدرت دینی، سیاسی و امنیتی، از دفتر رهبری، مراجع تقلید و اکثریت مجلس گرفته تا فرماندهان سپاه و بسیج و روسای دیگر نهادهای امنیتی و همه جناح های سیاسی مجاز، جز گرایش هوادار احمدی نژاد، از اصول گرایان، محافظه کاران سنتی و روحانیت محافظه کار گرفته تا کارگزاران شبکه قدرت اقتصادی ـ سیاسی رفسنجانی و اصلاح طلبان مذهبی، به رغم تضادهای خود، از حضور اسفندیار رحیم مشائی یا نامزد دیگری «از جنس احمدی نژاد» در انتخابات ریاست جمهوری می ترسند؟

چرا بسیاری از اعضای این ائتلاف غیررسمی از شورای نگهبان می خواهند تا با رد صلاحیت «اعضای حلقه انحرافی»، آنان را از رقابت با رقیبی نیرومند نجات دهد؟

بر چه زمینه هائی است که اغلب چهره های شاخص این گرایش ها و جناح ها، از هواداران رفسنجانی چون صادق زیبا کلام و چهره اصلاح طلبی چون عباس عبدی گرفته تا چهره های محافظه کاری چون محمد رضا باهنر، مستقیم یا غیرمستقیم، از امکان بالای رای آوری مشائی در رقابت های انتخاباتی خرداد ماه سخن می گویند؟

پدیده ای نهادینه یا موجی گذرا؟

تنش برآمده از احتمال حضور مشائی یا «نامزد دیگری از جنس احمدی نژاد» در انتخابات ریاست جمهوری، چنان که برخی اصول گرایان نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی معتقدند «حادثه گذرائی» است با عمری به کوتاهی چند ماه پایانی ریاست جمهوری احمدی نژاد یا نمودی است از تنشی عمیق در بافت جامعه که پس از ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز در قالبی دیگر تجلی خواهد یافت؟

«پدیده مشائی»، چنان که برخی می گویند محدود به «گروه انحرافی» است یا این پدیده نقابی است باژگونه و مقلوب از چالشی عمیق و پایدار در زیر پوست جامعه ایرانی که هنوز قالب متناسب خود را نیافته، در قالب اصلی خود امکان ظهور نداشته و از سر تکامل نیافتگی یا ناچاری در نقاب های دور از اصل تجلی می یابد ؟

«نامزدی از جنس احمدی نژاد» تا چه حد شکاف های نهفته در اعماق جامعه را نمایندگی می کند؟

آن چه دیگر نیست و آن چه هنوز نیست

جامعه ایرانی جامعه ای است که «دوران گذار» از گذشته و «آن چه دیگر نیست» به آینده و «آن چه هنوز نیست» در آن به شکل بندی و فرماسیونی «پایدار» بدل شده و «زیست همزمان عناصر ناهمزمان» از شاخص های اصلی آن است.

ساختاری استبدادی متکی به درآمدهای نفتی این جامعه برخی از مهم ترین لایه های آن را از حضور نمایندگان خود در عرصه سیاست و فرهنگ محروم کرده است، پدیده های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این جامعه گاه نه در هیات اصلی، که با نقاب های باژگونه و مقلوب ظاهر شده و نیازهای بنیادین لایه های محروم از نمایندگی مستقل سیاسی و فرهنگی، گاه خود را در نقاب گرایش های «مشابه مجاز حاضر» پنهان می کنند.

همین بستر برخی دلایل ظهور اصلاح طلبان مذهبی و احمدی نژاد در گذشته و محبوبیت احتمالی «نامزدی از جنس احمدی نژاد» در انتخابات آینده را توضیح می دهد.

اصلاح طلبان مذهبی خواهان دموکراسی نبوده و به اصلاحات در چارچوب نظام جمهوری اسلامی قانع بودند اما در آخرین ماه های دور دوم ریاست جمهوری رفسنجانی، از رانت استبدادی غیبت آلترناتیو خواهان دموکراسی بهره گرفتند و نیاز لایه هائی از جامعه را به دموکراسی، چون «کالای مشابه در غیبت اصل»، نمایندگی کردند هرچند در ۸ سال ریاست جمهوری محمد خاتمی در تحق اصلاحات محدود مطلوب خود نیز شکست خوردند.

محمود احمدی نژاد در نخستین رقابت خود برای دستیابی به کرسی ریاست جمهوری، آگاهانه یا نااگاهانه، از غیبت آلترناتیو سوسیال دموکرات بهره گرفت و با کاراکتری پوپولیستی، اما متناسب و همخوان با نظام ارزشی و فرهنگ لایه های مخاطب خود، نیاز لایه های حاشیه نشین، فقیر و کم درآمد را به عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه تر درآمدهای نفتی و مبارزه با قدرتمندان فاسد را مطرح و رای اکثریت را به خود جلب کرد.

«کالای مشابه»، که هنوز از رانت غیبت کالای اصلی برخوردار است، در تحقق وعدهای خود ناموفق شد اما می کوشد تا با برخوردهای برنامه ریزی شده، ناکامی خود را به سد مراکز قدرت از جمله رهبر، مجلس، قوه قضائیه، سپاه پاسداران، محافظه کاران سنتی و اصول گرایان نسبت داده و بخت پیروزی را برای نامزدی از جنس خود فراهم کند.

نفی میانجیگری روحانیت

احمدی نژاد از همان ماه های نخستین دور اول ریاست جمهوری خود و به دورانی که هنوز از حمایت رهبر برخوردار بود، گرایش خود را به برداشتی نشان داد که رابطه امام غائب را با همه «بندگان صالح خدا» ممکن دانسته و به میانجیگری روحانیت شیعه معتقد نیست.

میانجیگری بین مومنان با قرآن، شریعت و امام غائب، اساسی ترین پایه قدرت روحانیت شیعه است و هر گرایشی که این میانجیگری را انکار کند ولایت فقیه را نیز انکار کرده و به تحقق حکومت اسلامی در اشکالی متفاوت با ولایت فقیه یا خلیفه گری گرایش دارد.

این برداشت و دیگر مواضع احمدی نژاد چون حمایت از بازتر کردن فضای فرهنگی، حضور زنان در ورزشگاه ها و سهل گیری در باره حجاب اسلامی، که در دوم با اصرار بر گزینش وزیر زن و حمایت از مذاکره با آمریکا پررنگ تر شد، زنگ خطر را برای محافظه کاران و روحانیت شیعه به صدا درآورد.

برخی مواضع مشائی، نزدیک ترین دولتمرد به رئیس جمهور، از جمله «دوستی بین ملت های ایران و اسرائیل» و«مکتب ایرانی» به جای اسلامی که «دوران آن به پایان رسیده»، خصومت آنان را علیه او تقویت کرد.

مشائی به سحر و جادو و رهبری« حلقه انحرافی» متهم و کار تا بازداشت گروهی از نزدیکان او بالا گرفت.

چپ سنتی و واقعیت انکار شده

باور به «تقلب» و «مهندسی انتخابات»، چشم چپ سنتی ایران را بر شناخت یکی از روندهای اصلی جامعه ایرانی، برآمدن لایه های فقیر، کم درآمد و حاشیه نشین در سیاست، بست.

لایه های حاشیه نشین، فقیر و کم درآمد، اکثریت جامعه در ایران، گاه با شورش شهری و گاه در انتخابات سخن می گویند اما آرای تاثیر گذار آنان در دو بار انتخابات ریاست جمهوری، چشم چپ سنتی ایران را به تحولی مهم باز نکرد.

چپ سنتی ایران پس از سرخوردگی از باورهای گذشته خود برنامه های سوسیالیستی را دربست رها کرده، با باور به توهم «طبقه متوسط دموکراسی خواه»، با لیبرال های مذهبی هوادار نئولیبرالیزم همراه و در گرایش اصلاح طلبان مذهبی حل یا با طرح مفهوم مجرد و ناکارای «جمهوری لائیک» فلج شده و در هر دو حالت، چون همه گرایش های حافظ نظم اقتصادی مسلط، از پیوند دموکراسی با عدالت اجتماعی گریزان شد.

اما نفی برنامه های سوسیال دموکراتیک نیاز بدین برنامه ها را در لایه هائی از جامعه منتفی نمی کند و انکار واقعیت در وجود آن تغییری نمی دهد.

نامزدی از جنس احمدی نژاد

نیاز لایه های مهمی از جامعه به برنامه ای دموکراتیک و عدالت طلبانه در قالبی کژدیسه در ماسک حمایت از پوپولیزم احمدی نژاد خود را نشان داد.

عمر دولت احمدی نژاد در خرداد ماه به پایان می رسد اما این نیاز محروم از نمایندگی مستقل، که بی پاسخ مانده است، همچنان برجای است و لایه های حامل آن « به آفتاب شیفته» اند هرچند به گفته شاملو «با آفتاب گونه ای آنان را فریفته» باشند.

«نامزدی از جنس احمدی نژاد» با برنامه هائی چون افزایش یارانه های نقدی، بازترکرن فضای فرهنگی و اجتماعی، مبارزه با قدرتمندان فاسد و مذاکره با امریکا می تواند کالای مشابه دیگری باشد تا این نیاز را به کژراهه برد.

میزان رای آوری این کالای مشابه روشن نیست و به افزایش یا کاهش محبوبیت احمدی نژاد در لایه های حامی او بستگی دارد اما حضور قدرتمند نامزدی که مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، ناعادلانه بودن توزیع درآمدهای نفتی و شکاف فقر و ثروت را، در سطح گسترده جامعه کل، به یکی از موضوع های اصلی انتخابات و جامعه بدل کند، برای همه حافظان ساختار اقتصادی مسلط چندان نگران کننده است که مخالفت با نامزدی از جنس احمدی نژاد را به محور متشرک آنان بدل کند هرچند آنان نیز از بدلی بودن این کالای مشابه با خبراند.

اسفندیار رحیم مشائی تاکنون به صراحت در باره نامزدی خود سخن نگفته و شورای نگهبان نیز، به احتمال نزدیک به یقین، او را از حضور در رقابت های انتخاباتی محروم خواهد کرد و اگر چنین شود مقاومت احتمالی احمدی نژاد در برابر شورای نگهبان نیز، حتی به بهای دخالت مستقیم رهبر، راه به جائی نخواهد برد.

برخی تحلیل گران بر آن اند که گرایش هوادار احمدی نژاد، با آگاهی بر این واقعیت، نامزد اصلی خود را پنهان نگه داشته تا همه واکنش های منفی را به سوی مشائی برگرداند.

در این برداشت مخالفت اعلام شده رهبر و مراجع تقلید با مشائی او را به چهره ای معروف بدل کرده است اما «نامزد دیگری از جنس احمدی نژاد» نیز می تواند بخش مهمی از آرای او را کسب کند.

دولتمردی با سابقه غیرسیاسی

آقای مشائی، که مهندس الکترونیک است، تا پیش از ریاست جمهوری احمدی نژاد چهره ای ناشناخته در عرصه سیاست و از مدیران رده پائین وزارت اطلاعات و وزارت کشور بود.

سابقه و فعالیت سیاسی نداشت و کارنامه امنیتی او به فعالیت در اطلاعات بسیج اصفهان، معاونت اطلاعات واحد کومله در اطلاعات سپاه کردستان با نام مستعار مرتضی محب الاولیاء، مسئولیت مناطق بحرانی وزارت اطلاعات به دوران وزارت اطلاعات ری شهری، مدیریت کل اجتماعی وزارت کشور به دوران وزارت کشور بشارتی و عضویت در شورای تامین استان آذربایجان غربی محدود بود.

به دوران شهرداری احمدی‌نژاد، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران شد و در دولت او ریاست سازمان میراث فرهنگی را بر عهده داشت و انتصاب او به سمت معاون اول رئیس جمهور با دستور کتبی رهبر منتفی شد.

کارنامه ای غیر سیاسی از این دست فقیرتر از آن است که دارنده آن را به وزنه ای سیاسی در رده بالا بدل کند و هم از این روی ترس بافت قدرت جمهوری اسلامی از موفقیت مشائی در انتخابات ریاست جمهوری نه بر رای آوری او که بر حضور نیازی مبرم اما محروم از نمایندگی مستقل در جامعه ایران تاکید می کند.

No responses yet

Apr 01 2013

رهبری: نامزدی آقایان هاشمی و خاتمی حماسه سیاسی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: به گزارش یک منبع نزدیک به سایت ملی مذهبی، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار رسمی با مجید انصاری، به او تعهد داده است که شورای نگهبان صلاحیت سید محمد خاتمی را رد نخواهد کرد و حضور رئیس سابق جمهوری، ضامن گرم شدن تنور انتخابات است. بر اساس همین گزارش، رهبر جمهوری اسلامی به هاشمی رفسنجانی پیغام داده که در صورت نامزدی در انتخابات و کمک به از بین بردن جریان انحرافی، مهدی هاشمی مشمول عفو قرار خواهد گرفت.

یک منبع نزدیک به سایت ملی مذهبی از تهران گزارش داد که دیدار نوروزی مجید انصاری، با رهبر جمهوری اسلامی در حضور مجتبی خامنه‌ای با پیشنهاد‌هایی همراه بوده است.

آیت‌الله خامنه‌ای به عضو مجمع تشخیص گفته است که حضور سید محمد خاتمی می‌تواند به حماسه سیاسی منتهی شود و با جذب آرای بخشی از جامعه، نظام از انحراف به دامان جریان انحرافی نژات خواهد یافت.

بر اساس همین گزارش، آیت‌الله خامنه‌ای چندی پیش از طریق پسرش مسعود به رضا خاتمی در منزل صادق خرازی پیغام داده بود که شورای نگهبان مشکلی با نامزدی خاتمی نخواهد داشت و ایشان باید جانشین محمدرضا عارف در انتخابات شود.

همچنین، به دستور رهبری، حجت‌الاسلام طائب پرونده‌های روابط مالی و جنسی فرزندان هاشمی رفسنجانی و قاچاق سیگار محسن رضایی را در صورت نامزدی هاشمی و رضایی، بایگانی خواهد کرد. یک منبع نزدیک به نایاک گزارش داد که با تغییر دیدگاه هاشمی رفسنجانی نسبت به تحریم‌ها، و تایید محتوای گزارش نایاک از سوی حسین موسویان و مجمع ادوار نمایندگان مجلس مقیم خارج از کشور، رهبری نیز قول مساعد داد که اگر بیژن خواجه‌پور باز هم به ایران بیاید، دستگیر نخواهد شد و همه مشکلات او حل شده است.

مقام رهبری همچنین از خودداری آقایان خواجه‌پور و سیامک نمازی در گفتگو با رسانه‌های دشمن تقدیر کرد.

احتمال عفو مهدی هاشمی

در حالی که قاضی پرونده مهدی هاشمی از سوی دستگاه قضایی معرفی شده است، احتمال دارد رئیس قوه قضاییه پس از بازپس گرفتن کل مبلغ کمیسیون قراردادهای توتال و استات اویل و آجیپ و ده‌ها کنسرسیوم دیگر و اجازه خروج فرزند هاشمی رفسنجانی و بازگشت به کلاس‌های دانشگاه آکسفورد را بدهد. این خبر را دکتر هوشنگ امیر احمدی، از دوستان دکتر هرتزیگ و دکتر هما (مذکر) کاتوزیان به دکتر زیباکلام منتقل کرده است.

بر اساس همین گزارش، دکتر زیباکلام در دیدار نوروزی با هاشمی رفسنجانی قول داد «فی‌الواقع» تمامی کارهای ستاد هاشمی را مجانی انجام دهد. گفته می‌شود تنها مشکل هاشمی، تامین هزینه‌های انتخاباتی است، چون از اول انقلاب تا کنون ثروت خانواده کاملا کاهش یافته است.

No responses yet

Apr 01 2013

روایت محسن رضایی از جلسه با رهبری: اگررییس جمهور شوم هماهنگترین دولت را با شماخواهم داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: محسن رضایی گفت: حدود 50 روز پیش با مقام معظم رهبری ملاقات داشتم و به ایشان عرض کردم که در صورتی که رئیس جمهور شوم، هماهنگ‌ترین دولت را با مقام معظم رهبری خواهم داشت.

به گزارش فارس، محسن رضایی یک‌شنبه‌شب در جمع مردم دشتستان در مسجد فاطمه‌الزهرا(س) برازجان اظهار داشت: برازجان از شهرهای مهم و تاثیرگذار در کشور است و نام دشتستان و برازجان در تاریخ ایران بلندآوازه است.

وی افزود: دشتستان نگین اقتصادی جنوب کشور است و خرمای این شهرستان اگر به درستی بسته‌بندی شود و بازاریابی لازم انجام شود می‌تواند در صادرات بسیار تاثیرگذار شود.

رضایی یادآور شد: دشتستان دارای مردمانی سلحشور است که در زمان رئیس‌علی دلواری و همچنین در دوران دفاع مقدس خود را به خوبی نشان داده‌اند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: تلاش برای رشد و پیشرفت کشور باید در دستور کار مسئولان قرار گیرد و همه باید با وحدت و همدلی برای ساختن ایران اسلامی اهتمام ورزیم.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری به نامگذاری امسال توسط مقام معظم رهبری اشاره کرد و یادآور شد: تحقق شعار سال باید سرلوحه امور قرار گیرد و به وجود آوردن حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی باید مورد عنایت بیشتر قرار گیرد.

رضایی خاطرنشان کرد: ایجاد تحول سیاسی و تحول اقتصادی از اساسی‌ترین برنامه‌های بنده است و برای دسترسی به این هدف نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرم.

وی با بیان اینکه اقتصاد نیاز به حماسه دارد تا از عقب‌ماندگی خارج شود افزود: اگر اقتصاد بدون توجه به ارزش‌ها باشد، رشوه، ارتشا و فساد آن را فرا می‌گیرد.

رضایی بیان کرد: ایجاد یارانه سبز در کشاورزی از اهداف آینده بنده است و بدون تردید با توسعه بخش کشاورزی بسیاری از مشکلات اشتغال و مشکلات معیشتی خانوارها مرتفع می‌شود.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری با تاکید بر لزوم برگزاری انتخاباتی باشکوه در خردادماه گفت: برگزاری انتخابات باشکوه نماد حماسه سیاسی است و باید همه برای این مهم اهتمام ورزیم.

محسن رضایی با بیان اینکه 30 میلیون نفر در انتخابات مشارکت می‌کنند ابراز داشت: مشارکت بالای مردم در انتخابات در سطح بین‌المللی اهمیت زیادی دارد.

وی همچنین به دیدار خود با مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: حدود 50 روز پیش با مقام معظم رهبری ملاقات داشتم و به ایشان عرض کردم که در صورتی که رئیس جمهور شوم، هماهنگ‌ترین دولت را با مقام معظم رهبری خواهم داشت.

رضایی بر لزوم تلاش برای ایجاد حماسه اقتصادی تاکید کرد و خواستار تلاش مردم و مسئولان برای تحقق منویات مقام معظم رهبری شد.

No responses yet

Mar 30 2013

رفتار تحریک آمیز رهبر در تلویزیون: دستورات احمدی نژاد را جدی نگیرید!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: رهبر در پاسخ به سوال مجری برنامه که آیا وی رییس سابق دانشگاه تهران است یا رییس فعلی این دانشگاه، با قاطعیت گفت: «رییس فعلی دانشگاه است» و وقتی مجری برنامه به اخباری مبنی بر دستور احمدی نژاد برای تغییر روسای دانشگاه تهران و تربیت مدرس اشاره کرد، رهبر در پاسخ وی گفت: «این گونه اخبار را جدی نگیرید.»

در حالی که بیش از ده روز از علنی شدن دستور محمود احمدی نژاد برای برکناری فرهاد رهبر از سرپرستی دانشگاه تهران می گذرد، وی با حضور در شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی، خود را رییس فعلی دانشگاه تهران معرفی کرد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، فرهاد رهبر 5 سال قبل و پس از عزل آیت الله عمید زنجانی از ریاست دانشگاه تهران، به عنوان سرپرست این دانشگاه منصوب شد. اما در پدیده ای بی سابقه در تاریخ نظام آموزش عالی کشور، وی بیش از 5 سال است که همچنان سرپرست این دانشگاه باقی مانده است؛ در حالی که بنابر اظهار خود وی، بعد از انقلاب تا کنون هیچ یک از روسای دانشگاه تهران 5 سال بر صندلی ریاست دانشگاه تکیه نزده اند.

رهبر در پاسخ به سوال مجری برنامه که آیا وی رییس سابق دانشگاه تهران است یا رییس فعلی این دانشگاه، با قاطعیت گفت: «رییس فعلی دانشگاه است» و وقتی مجری برنامه به اخباری مبنی بر دستور احمدی نژاد برای تغییر روسای دانشگاه تهران و تربیت مدرس اشاره کرد، رهبر در پاسخ وی گفت: «این گونه اخبار را جدی نگیرید.»

فرهاد رهبر با عنوان کردن این که وی در دولت احمدی نژاد تجربه این نوع اخبار را دارد، به برکناری خود از ریاست سازمان مدیریت و منحل شدن آن سازمان اشاره کرد که مجری برنامه در پاسخ وی گفت: امیدوارم دانشگاه تهران منحل نشود.

رهبر با ابراز بی اعتنایی به دستور احمدی نژاد گفت، این گونه مسایل برای وی اهمیتی ندارد.

دستور احمدی نژاد برای تغییر مدیریت دانشگاه تهران و تربیت مدرس که گویا مدتهاست به کامران دانشجو اعلام شده، در حالی در روزهای پایانی سال علنی شد که با گذشت دو هفته، هنوز وزیر علوم در برابر آن واکنشی نشان نداده است، اما کارشناسان با اشاره به عنوان کردن دلیل برخوردهای سیاسی و امنیتی و غیرعلمی از سوی احمدی نژاد برای تغییر مدیریت این دو دانشگاه، شدیدترین نوع برخوردهای حذفی و غیرعلمی در کشور را در دانشگاه علامه ارزیابی کردند و تداوم انتصاب شریعتی، رییس این دانشگاه با وجود همه فجایعی که در این دانشگاه رقم خورده است، نشان دهنده تبلیغاتی و غیرواقعی بودن اراده احمدی نژاد برای تغییر فضای دانشگاه در ماه های پایانی مسئولیت وی ارزیابی شد.

پیش از این هم مشهور بود که ماجرای برکناری روسای دانشگاه تهران و تربیت مدرس با ژست آزاداندیشی و مقاومت در برابر آن، یک سناریوی هماهنگ تبلیغاتی بین احمدی نژاد و کامران دانشجو برای انتخابات است و این که در این شرایط آنتن زنده به سرپرست معزول دانشگاه تهران داده شود، این سناریو را جدی تر می کند.

No responses yet

Mar 30 2013

مواجهه سعید مرتضوی با پرونده‌ای جدید؛ گفت‌وگو با پیمان عطار

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: رسانه‌ها در ایران خبر داده‌اند که کیفرخواست پرونده جدیدی علیه سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران صادر شده است. این کیفرخواست در آخرین روز کاری سال ۱۳۹۲، از سوی شعبه ۱۵ بازپرسی جرائم کارکنان دولت به دادگاه کیفری استان ارسال شده است.

پیمان حاج‌محمود عطار، وکیل دادگستری و یکی از شکات پرونده، در گفت‌وگو با رادیو فردا به تشریح دلیل تشکیل این پرونده پرداخته است.

پیمان حاج‌محمود عطار: پس از قرائت گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه در صحن علنی مجلس در اوایل خرداد ۱۳۸۷ با توجه به این که از تعدادی از قضات دادگستری به عنوان متخلف نام برده شده بود، از جمله آقای سعید مرتضوی، دادستان وقت عمومی و انقلاب تهران، نامبرده برای تحت فشار گذاشتن گزارش‌گران و جلوگیری از پی‌گیری گزارش در مجلس و دادگستری، سخنرانی‌های آقای عباس پالیزدار را مصداقی از «تشکیل باند امنیتی» تلقی کرد.

آقای مرتضوی سپس دستور بازداشت تمام افرادی را که در کمیته تحقیق و تفحص مجلس با آقای عباس پالیزدار همکاری داشتند، از جمله بنده که برای مدت اندکی با این گروه همکاری داشتم، بدون احضار قبلی صادر کرد و در شعبه‌ای در دادسرای ویژه کارکنان دولت در خرداد ۱۳۸۷ به این پرونده‌ها رسیدگی شد.

بازپرس حسن صادقیان متولی این کار شد و تمام افراد را بدون این‌که احضار قبلی کنند دستگیر و زندانی کردند و این افراد مدتی را در بازداشت در سلول انفرادی و یا در بند عمومی بودند.

بعد از این‌که ما با سپردن قرار وثیقه و تامین آزاد شدیم، از آقای مرتضوی و سایر قضات متخلف در دستگیری و بازداشت خودمان به کمیسیون «حفظ حقوق شهروندی» که مسئول آن رئیس کل دادگستری استان تهران است، و همچنین به دادستان عالی قضات شکایت کردیم که این امر منجر به تعلیق آقای مرتضوی و قضات همکار ایشان به اتهام مشارکت در بازداشت غیرقانونی ما و اتهامات دیگر گردید.

پس از تعلیق آقای مرتضوی از سمت قضایی‌اش و سلب مسئولیت قضایی، پرونده از جهت رسیدگی به جنبه عمومی جرم به دادسرای عمومی تهران ارسال شد و سپس به شعبه ۱۵ بازپرسی جرایم کارکنان دولت ارجاع داده شد.

پرونده تکمیل شد و در نهایت ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه کیفری استان ارسال شد.

آیا قاضی مدیرخراسانی، قاضی شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان، هم جزو متهمان این پرونده است؟

در این پرونده درباره آقای سیامک مدیرخراسانی تصمیم گیری نشده‌است. صرفا ما از او شکایت کرده‌ایم به جهت این که او بدون دلیل و مدرک و تنها با تکیه بر کیفرخواستی که آقای مرتضوی علیه ما صادر کرده بود، همه ما را به حبس تعزیری محکوم کرده بود و چون دلیل و مدرکی هم برای انتصاب این بزه نداشت، اکثریت افرادی که آقای مدیرخراسانی آنها را به حبس محکوم کرده بود، در دادگاه تجدید نظر استان از همه اتهامات منتصبه تبرئه شدند.

بعد از این که ما تبرئه شدیم از خود آقای مدیرخراسانی هم جهت این رای خلاف قانون به دادسرای انتظامی قضات و دادسرای عمومی تهران شکایت کردیم که به علت شکایت ما از ایشان کماکان پرونده مفتوح است و در این مورد تصمیم‌گیری نشده است.

آیا ادامه رسیدگی به شکایات شما علیه قضات رسیدگی‌کننده به پرونده آقای پالیزدار می‌تواند سبب شود که خدشه ای به پرونده کهریزک وارد شود؟

ایرادی که آقای مرتضوی به پرونده آقای مدیرخراسانی گرفتند هیچ ارتباطی با پرونده ما نداشت کمااین‌که آقای مدیرخراسانی هم به همین جهت خودش را صالح به رسیدگی دانسته و دارد به اتهامات آقای مرتضوی و سایر قضات بی‌ربط در پرونده کهریزک رسیدگی می‌کند.

آیا عناوین اتهامات آقای مرتضوی در کیفرخواست جدیدی که علیه او مطرح شده، مشخص شده است؟

شکایتی که ما علیه آقای مرتضوی و حسن صادقیان و رضا جعفری، معاون آقای مرتضوی در آن زمان، کردیم به اتهام مشارکت در بازداشت غیرقانونی و عناوین دیگر بود اما این که از میان همه اتهاماتی که به خاطر آنها علیه آقایان شکایت کردیم کدام یک منجر به صدور کیفرخواست از سوی دادسرای تهران شده است، اطلاعی ندارم.

فقط صرفا اطلاع دارم که ۲۹ اسفند ماه کیفرخواست صادر شده است و پرونده چون با تعطیلات نوروزی تقارن پیدا کرده و ادارات از جمله دادگستری هم تعطیل هستند، کسب اطلاعات بیشتر از کم و کیف پرونده و این‌که به کدام شعبه از شعب دادگستری ارسال شده و وقت رسیدگی به آن چه زمانی است، به بعد از تعطیلات نوروزی موکول می‌شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .