اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سیاسی' Category

Feb 06 2017

پدر بزرگ من، حبيب القانيان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: مازیار بهاری و رولاند الیوت بران

صبح ۱۹ ژانویه، «شهرزاد القانیان» روی موبایلش ایمیلی از سردبیر «سی ان ان» دریافت می کند. سردبیر از او خواسته است مطلبی درباره ریزش ساختمان ۱۷ طبقه ای «پلاسکو» در تهران بنویسد.

القانیان می گوید: «من هم مثل بقیه، شوکه شده بودم. بلافاصله رفتم پای کامپیوترم و ویدیوها را دیدم. وقتی ساختمان داشت فرو می ریخت، به مردمی فکر می کردم که داخل ساختمان بودند.»

سردبیر از روی یادداشت هایی که القانیان درباره پدربزرگ خود در روزنامه ها منتشر کرده بود، می دانست که ساختمان پلاسکو توسط خانواده او بنا شده بود.

پلاسکو را سال ۱۹۶۲، «حبیب القانیان»، پدربزرگ شهرزاد القانیان، سرمایه دار یهودی ساخت. او ۹ می ۱۹۷۹، در همان نخستین ماه های استقرار حکومت جمهوری اسلامیِ روح الله خمینی اعدام شد. اعدام او جامعه یهودیان ایران را در بهت و حیرت فرو برد و در واقع، یکی از دلایلی بود که ده ها هزار یهودی در سال های بعد ایران را ترک کردند.

شهرزاد القانیان هیچ خاطره ای از ساختمان پلاسکو ندارد؛ خانواده او ایران را در سال ۱۹۷۹، یعنی وقتی شهرزاد پنج ساله بود ترک کردند. با این حال، تأکید می کند که ساختمان برای خانواده او از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار بود: «همین که این ساختمان آن جا بود، یعنی میراثی از ما مانده بود؛ نمادی که هنوز آن جا حاضر بود.»

تجارت خانواگی

حبیب القانیان یکی از مشهورترین صاحبان صنایع در ایران بود. او از خانواده ای یهودی می آمد که قدمت شان به سال ۵۸۶ قبل از میلاد می رسید. تا چند سال پیش از انقلاب اسلامی، جمعیت یهودیان ایران بین ۸۰ تا ۱۰۰ هزار نفر بود.

القانیان در سال ۱۹۱۲ [۱۲۹۱شمسی] در خانواده ای با هشت فرزند، شامل هفت برادر و یک خواهر متولد شد. او به همراهی برادران خود، در سال ۱۹۳۶ «شرکت سهامی الگا» را تأسیس کردند؛ شرکتی که از امریکا و سوییس کالا به ایران وارد می کرد.

در سال ۱۹۴۸، برادران القانیان سرمایه خود را در صنعت پلاستیک سازی به کار بردند و شرکت «پلاسکوکار» را تأسیس کردند. بعدها نام ساختمان پلاسکو را از روی نام این شرکت گذاشتند.

با این که نوه القانیان تاکنون موفق نشده است مدارک و اسناد چندانی درباره ساختمان پلاسکو پیدا کند ولی این را به یقین می داند کسی که اولین بار ایده ساخت برجی در تهران را مطرح کرده بود، «نورالله القانیان» بود؛ یکی از برادران حبیب که همیشه مقیمِ نیویورک بوده و همان جا هم درگذشته است.

به گفته شهرزاد القانیان، نورالله در نیویورک روی پروژه های عمرانی و سازندگی کار می کرد و می خواست ساختمانی مرتفع شامل یک مرکز خرید و دفاتر اداری در ایران بسازد.

از میان هفت برادر، حبیب بیش از همه به ایران دلبستگی داشت و ترجیح می داد بیش تر اوقاتش را در ایران بگذراند. از میان برادرها، حبیب در ایران از همه شناخته شده تر نیز بود. او را رهبر جامعه یهودیان ایران می دانستند.

حبیب به میراث یهودی ایران دلبستگی عمیقی داشت. شهرزاد می گوید: «می گفت یهودیان سال های سال در ایران به حیات خود ادامه داده اند و بنابراین، برایش مهم بود که سنت ها را حفظ کند. ولی در عین حال، خیلی خیلی زیاد ایرانی بود. می توانست هر جا دلش می خواست، برود ولی تصمیم گرفت در ایران بماند.»

خانواده نیز برایش اهمیت داشت. بااین که پدر شهرزاد، «کارمل» در امریکا بزرگ شده بود، شهرزاد به یاد می آورد که پدرش همیشه از کار با حبیب و اوقاتی را که پس از اتمام دانشگاه با هم در تهران گذراندند، حرف می زد.

القانیان با اشاره به مغازه های وابسته به شرکت پلاسکو در شهر، می گوید: «پدرم می گفت پدرش درس های زیادی درباره تجارت به او یاد داده است. پدربزرگم بعضی وقت ها می آمد دنبالش و می رفتند با هم نهار می خوردند. خیلی آن لحظات را دوست داشت و برایش مهم بودند.»

ساختمان پلاسکو به یکی از ساختمان های متفاوت و خاص تهران و نیز به نمادی از رشد و توسعه شهر بدل شد. شهرزاد القانیان می گوید: «همه می خواستند بروند آن جا؛ به ویژه برای یهودیان اهمیت خاصی داشت. خیلی به آن افتخار می کردند.»

حسادت تلخ

ولی این طور هم نبود که همه با ساختمان پلاسکو رابطه خوبی داشته باشند. وقتی پلاسکو ساخته شد، القانیان از جانب پرنفوذترین روحانیون ایران آماج حملات قرار گرفت. در سال ۱۹۶۲، به فاصله کمی پس از ساخت پلاسکو، آیت الله «محمود طالقانی» اظهار داشت که پلاسکو را نه مسلمان ها که یهودیان ساخته اند.

در آن سال ها، ایران با اسراییل هم روابط دیپلماتیک داشت و هم همکاری ها اقتصادی و نظامی کرد. القانیان خود هم در پروژه های تجاری فعالیت داشت و هم در کارهای خیریه شرکت می کرد. برج «شیمشون» که بخشی از ساختمان بورس اسراییل در شهر «رمت گن» است، توسط القانیان ساخته شده است. پروژه ساخت این برج در سال ۱۹۶۸ به پایان رسید. او در تأسیس یک مهدکودک و بیمارستان نیز مشارکت کرد و خانه «احمد قوام»، نخست وزیر سابق ایران را در تهران خرید و برای فعالیت های دیپلماتیک اسراییل در اختیار این کشور گذاشت.

«آریه لوین»، ایران شناس و دیپلمات اسراییلی که در سال ۱۹۳۰ در تهران متولد شد و در اوایل سال های دهه ۱۹۷۰ از دیپلمات های اسراییل در ایران بود، القانیان را از سال های دهه ۱۹۶۰ می شناخت. می گوید: «بیزینس‎من مقتدر و پرنفوذی بود که در واقع یک امپراتوری درست کرد. به نظر من، واقعاً نماینده جامعه یهودیانی بود که در دوران پهلوی داشت از دل فضایی تنگ و محصور و زیر فشارها و آزارهای مختلف، شکل می گرفت و رشد می کرد.»

لوین می گوید: «در آن سال ها، روابط میان ایران و اسراییل روابط خوب و مثبتی بود. حبیب و برادرهاش بیش تر می خواستند به ساخت و توسعه بیمارستان ها و دیگر نهادهای رفاه عمومی کمک کنند. هدف اصلی آن ها این نبود که در بیزینس های کلان فعالیت کنند.»

اما لوین به این نکته اشاره می کند که گرچه ایران و اسراییل با هم روابط تجاری داشتند اما مقامات می دانستند که رابطه دو کشور موضوعی حساسیت برانگیز است: «شاه نمی خواست این رابطه را علنی کند با این که با هم روابط نزدیکی در امور نظامی و استراتژیک داشتند. بخش عمده ای از آن علیه مصر و بعضی از دیگر کشورهای عربی بود.»

روابط میان اسراییل و مصر پس از جنگ سال ۱۹۷۳ تا حدی رو به تیرگی گذاشت.
لوین می گوید: «انور سادات، رییس جمهوری مصر، شاه را خیلی دوست داشت و در عین حال، منتقد اسراییل بود. تنش ها و آشوب هایی هم در خیابان ها علیه اسراییل دیده می شد. البته حکومت به ما اطمینان داد که اجازه هیچ زاویه و اختلافی را با اسراییل نخواهد داد. روابط با اسراییل تا رفتن شاه و آمدن خمینی به قوت خود ادامه داشت.»

اتهام دشمنی با دوستان خدا

در سال ۱۹۷۷، خانواده شهرزاد القانیان دوباره به امریکا بازگشتند. در نوامبر سال ۱۹۷۸، حبیب القانیان برای دیدار خانواده اش، سفری به نیویورک کرد و این آخری باری بود که نوه اش را دید.

در آن روزها، ایران در فضایی انقلابی بود و راهپیمایی ها و اعتراضاتی پس از کشتار معترضان در ماجرای ۱۷ شهریور توسط نیروهای شاه در جریان بود. آن طور که القانیان می گوید، خانواده از حبیب می خواهد که فعلاً در این اوضاع خطرناک به ایران برنگردد: «همه از او خواهش کردند برنگردد. گفتند بهتر است فعلاً صبر کنی تا اوضاع کمی بهتر شود چون هیچ کس نمی داند قرار است چه اتفاقی بیفتد. ولی هیچ کدام از این حرف ها در او تأثیری نداشتند. می خواست برگردد سر خانه و زندگی و کارش.»

هم پسر بزرگش هنوز در تهران بود و هم نسبت به جامعه یهودی احساس مسوولیت می کرد. می گفت: «اگر کسی در خطر باشد، من که نباید خودم را جایی پنهان کنم و اجازه دهم هر بلایی سر آن ها بیاید. اگر شرایط خطرناک است، من هم می روم تا در این شرایط در کنار مردمم باشم.»

در ۱۵ مارس ۱۹۷۹، تنها دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، القانیان در یکی از ساختمان های تجاریِ خانواده، یعنی ساختمان «آلومینیوم»، در تهران بازداشت شد.

او را به زندان «قصر» می برند و اجازه دیدار خانواده و حق داشتن وکیل را به او نمی دهند. اعضای خانواده تنها می توانستند از طریق کارکنان زندان، یادداشت هایی را به حبیب برسانند. به جز این، هیچ راهی برای خبر گرفتن از حال او نداشتند.

روز ۸ ماه می، حبیب القانیان را به اتهام های مختلفی، از جمله «همکاری با رژیم طاغوت»، «جاسوسی به نفع دولت غاصب صهیونستی اسراییل» و «دوستی با دشمنان خدا و دشمنی با دوستان خدا»، در دادگاهی که بیش از ۲۰ دقیقه طول نکشید، محاکمه کردند. در دادگاه، القانیان تقاضای عفو و بخشش می کند و موضعی منفی علیه شاه و اسراییل می گیرد. در آن سال ها، شکنجه های فیزیکی در زندان های ایران امر شایعی بود و صدها زندانی را به ضربِ شکنجه، مجبور به اعتراف علیه خود می کردند.

شهرزاد القانیان می گوید هیچ اطلاعاتی درباره آن چه بر پدربزرگش در زندان گذشته، در اختیار ندارد ولی تصدیق می کند که احتملاً برای این که طلب عفو کند، او را شکنجه کرده باشند.

روز بعد او را تیرباران کردند. تصویری از پیکر خونین او در روزنامه های ایران چاپ شد. اعدام القانیان در مهاجرتِ گسترده یهودیان ایران تأثیر بسیار زیادی داشت. پسر ارشد القانیان، «فریدون» و خانواده اش نیز در میان این مهاجرین بودند.

اعدام القانیان به صدر اخبار اسراییل نیز درآمد. لوین می گوید: «ظاهراً خمینی می خواست ضرب شست خود را به مردم نشان بدهد و آن ها را تحت تأثیر خود قرار دهد. القانیان نمادی بود از موفقیت یهودی ها و الگویی شده بود برای پیشرفت اقتصادی.»

به گفته لوین، با این که در دوران انقلاب، تاجرها و سرمایه داران غیریهودی نیز مورد حملات و آزار و اذیت های انقلابیون قرار گرفتند، اعدام القانیان به دلیل پیش زمینه نژادی او، تأثیر خاصی از خود به جای گذاشت: «در اسراییل، واکنش ها [به اعدام القانیان] قوی بود هر چند دوام چندانی نداشت. تلاش های زیادی برای حفظ جان او انجام شد. بعضی حتی به خودِ خمینی متوسل شدند ولی تأثیری روی او نگذاشت.»

زمانی نگذشت که تنها چیزی که از خانواده القانیان در ایران باقی ماند، ساختمان هایشان بود. گویی ساختمان ها یادگارهایی از دورانی بودند که با اقلیت های مذهبی با تساهل و رواداریِ بیش تری برخورد می شد.

شهرزاد القانیان در مطلبی که برای «سی ان ان» نوشت، از این گفت که نیروهای انقلابی که ساختمان پلاسکو را مالک شدند، توجهی به آن نشان ندادند و اجازه دادند روز به روز ناامن تر و شکننده تر شود. او نوشت: «مقامات جمهوری اسلامی همیشه از این ساختمان که به دست خانواده من بنا شده بود، بی‏زار بودند.»

ریزش ساختمان پلاسکو آخرین صحنه از تاریخچه دردآور یک ملت است و نیز آخرین صفحه از داستان دردآور یک خانواده:«آن ساختمان، بخشی از داستان خانواده ما بود. از میان رفت چون مراقبتی از آن نکردند.»

شهرزاد القانیان در حال حاضر مشغول نوشتن زندگی نامه پدربزرگ خود است.

No responses yet

Feb 06 2017

سرنوشت مبهم میلیاردها دلار پول ایران در عمان و چین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,برجام,تحریم,سیاسی

دویچه‌وله: پول‌های آزادشده ایران در جریان مذاکرات هسته‌ای به عمان منتقل شده. این کشور اکنون می‌گوید توان بازپس دادن آن را ندارد. در چین نیز ایران دست‌کم ۱۸ میلیارد دلار پول بلوکه شده دارد، اما نمی‌تواند به آن دسترسی داشته باشد.

تعدادی از نمایندگان مجلس ایران خواستار تسریع تعیین تکلیف وصول ۵ میلیارد دلار دارایی ایران از عمان شده‌اند. آنها می‌گویند  با توجه به روابط حسنه میان ایران و عمان این امید می‌رود که با مذاکرات مسئولان دستگاه دیپلماسی ایران با عمان، این پول‌ها به زودی به کشور بازگردد.

خبرگزاری خانه ملت که نظرات این نمایندگان را منعکس کرده درباره منشا پول ایران در عمان نوشته است: «در جریان مذاکرات هسته‌ای بود که حدود ۵ میلیارد دلار پول ایران به صورت ماهیانه آزاد و به عمان انتقال داده شد اما آن زمان این پول در این کشور بلوکه شد و عمانی‌ها اعلام کردند توان بازپس دادن این مبلغ را ندارند.»

ابوالفضل ابوترابی، نماینده نجف‌آباد گفته است، تا کنون عمان تلاش داشته تا فضای دوستی را حفظ کند لذا در زمینه ۵ میلیارد دلار ایران نیز خیانت در امانت نمی‌کند و چنانچه مسئولان دستگاه دیپلماسی و رئیس بانک مرکزی اعلام کرده‌اند به زودی این قضیه با تعامل‌ها و مذاکرات صورت گرفته برطرف می‌شود.

عزت الله یوسفیان، نماینده مردم آمل و لاریجان نیز گفته این ۵ میلیارد دلار به عنوان قرض به عمان داده نشده بود که آنها توان بازپس دادن آن را نداشته باشند، با این حال او بر این نظر است که با توجه به رابطه دوستانه با عمان، “مهلتی به این کشور داده شد که امیدواریم با تلاش دستگاه دیپلماسی کشور و بانک مرکزی هرچه سریع‌تر این مبلغ به کشور بازپس داده شود”.

علی بختیار، نماینده گلپایگان و خوانسار در مجلس خواستار تنظیم تفاهم‌نامه با عمان برای بازگرداندن پول کشور شده است. او گفته است: «اگر هرچه سریع‌تر تفاهم نامه‌ای میان ایران و عمان در خصوص واریز ۵ میلیارد دلار به کشورمان تدوین شود می‌توانیم امیدوارم باشیم که این مبلغ به کشور بازگردد.»

اورانیوم غنی‌شده ایران در عمان

علاوه بر پول، ایران ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را نیز در عمان نگهداری می‌کند. طبق توافق‌نامه هسته‌ای میان ایران و کشورهای پنج به علاوه یک (برجام) ایران مازاد اورانیوم غنی‌شده خود را به عمان منتقل می‌کند تا از آنجا به مشتریان بین‌الملی بفروشد. این موضوع شامل مازاد آب‌سنگین ایران نیز می‌شود.

سرنوشت وجوه دریافتی از فروش اورانیوم و آب‌سنگین نیز که پولش به بانک‌های عمان وازیر می‌شود، بخش دیگری از نگرانی‌های نمایندگان مجلس است.

نمایندگانی که درباره دارایی‌های ایران در عمان با خبرگزاری خانه‌ ملت گفت‌وگو کرده‌اند، تاکید می‌کنند که عمان کشور دوست و برادر ایران است و آنها انتظار دارند مسئله بازگشت دارایی‌های ایران بدون هرگونه مشکلی حل‌وفصل گردد.

اما این اواخر درباره “گرم و دوستانه بودن” روابط ایران و عمان تردیدهایی ایجاد شده است. این تردیدها به‌ویژه پس از آن به‌وجود آمد که عمان تغییراتی در مناسبات بی‌طرفانه خود در تنش‌های منطقه‌ای میان ایران و عربستان سعودی به‌وجود آورده است. مهمترین این تغییر پیوستن عمان به ائتلاف تحت رهبری عربستان علیه ترویسم در ماه دسامبر ۲۰۱۶ است.

ائتلاف ضد تروریستی به رهبری عربستان در سال ۲۰۱۵ تشکیل و هدف آن مبارزه با القاعده و گروه داعش اعلام شد، اما تحلیل‌گران می‌گویند این ائتلاف جبهه‌ای از کشورهای سنی متحد عربستان سعودی در مقابل ایران و متحدان شیعی آن در منطقه است. در آغاز شکل‌گیری این ائتلاف عمان به دلیل مواضع بی‌طرفانه در مسائل منطقه از عضویت در آن خودداری کرده بود.

به‌نظر می‌رسد نگرانی نمایندگان مجلس ایران از سرنوشت اموال ایران در عمان با این تغییر رفتار دولت عمان بی‌ارتباط نباشد.

میلیارد دلار پول بلوکه شده در چین

از سوی دیگر روزنامه شرق در شماره روز یکشنبه (۱۷ بهمن/ ۵ فوریه) به نقل از مدیرعامل شرکت ملی نفت، از بلوکه شدن ۱۸ میلیارد دلار پول ایران در چین خبر داده است.

شرق نوشته است، دارایی‌های ایران در چین مانند گره کوری شده؛ مانند سنگی که حدود هشت سال پیش در چاه “انداختند” و حالا صد مرد دانا نمی‌توانند آن را بیرون بکشند.

بیشتر بخوانید: فلاحت‌پیشه: توافق مالی با چینی‌ها نوعی کاپیتولاسیون است

در دوران ریاست محمود احمدی‌نژاد، ایران برای به دست آوردن پشتیبانی‌های سیاسی چین و بلوک شرق، سیاستی را در پیش گرفت که از آن با نام “نگاه به شرق” یاد می‌شد. براین‌اساس در سال ۱۳۸۷ معاهده‌ای میان ایران و چین بسته شد که درآمد حاصل از فروش نفت ایران در بانکهای چین ذخیره می‌شد تا از آن به‌عنوان پشتوانه ال‌سی‌های خرید کالای چینی استفاده شود.

به گفته مدیرعامل شرکت ملی نفت در زمان دولت احمدی‌نژاد حدود ۱۸ میلیارد دلار پول حاصل از فروش نفت ایران در بانک‌های چینی سپرده‌گذاری شده که قرار بوده از محل این ۱۸ ‌میلیارد دلار سه برابر آن وام از سوی چینی‌ها در اختیار شرکت‌های ایرانی قرار داده شود كه هنوز تكليف آن مشخص نشده است.

علاوه بر دارایی از حاصل از فروش نفت، بنابر نوشته شرق، ایران در فاصله سال‌های ٢٠٠٧ تا اواسط سال ٢٠١١، حدود ٢٥‌ میلیارد دلار از دارایی‌های خود را از بانک‌های اروپایی به بانک‌های چین انتقال داده است تا در اروپا بلوکه نشوند. این دارایی‌ها هنوز در بانک‌های چین باقی مانده است.

از این‌رو حجم دارایی‌های ایران در چین رقم بسیار بالایی است. به نوشته شرق، “خبرگزاری ترند” با مرور آمار تجارت سالانه ایران و چین و البته اظهارات پیشین مقام‌های ایرانی، حجم احتمالی همه دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در چین را تا ٤٧‌ میلیارد دلار هم دانسته است.

No responses yet

Feb 06 2017

رسول دیناروند؛ «گلوگاه فساد» چند میلیارد دلاری جبهه پایداری در وزارت بهداشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی


آمدنیوز: طی سال‌های اخیر «فساد سیستماتیک» در تمامی ادارات دولتی کشور نهادینه شده است. یکی از مهم‌ترین ادارات دولتی که فساد زیادی در آن‌جا وجود دارد، «معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت» است که وظیفه‌ی حفظ سلامت و بهداشت میلیون‌ها هم‌وطن ایرانی را عهده‌دار است. در زیر به ذکر نمونه‌ای‌ از فساد سیستماتیک و سازمان یافته در این اداره وابسته به وزارت بهداشت اشاره می‌کنیم:

به گزارش «آمدنیوز»، «رسول دیناروند» معاون غذا و داروی وزارت بهداشت (زاده ۱۳۴۳ در بروجرد) است. از فعالیت‌های دولتی وی می‌توان به معاونت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت نهم و در زمان وزارت «کامران باقری لنکرانی»، رییس سازمان غذا و دارو در دولت یازدهم، رییس کانون بسیج داروسازی جامعه پزشکی و عضو فعال جبهه پایداری اشاره کرد. با وجود مافیای قوی دارو در کشور، این مدیر وابسته به جبهه پایداری با تغییر دولت احمدی‌نژاد ریاست خود در این سمت حساس دولتی را ادامه داده است.

«دیناروند» و گروه مافیای وابسته به وی – که در میان آن‌ها می‌توان به دکتر کبریایی اشاره کرد – با دریافت باج‌های کلان، داروهای وارداتی مناسب را به لیست داروهای ضروری تحت پوشش بیمه اضافه و با حذف برخی اقلام مشابه، موجبات ورشکستگی شرکت‌های خصوصی را فراهم می‌آورد.

منابع اصلی درآمد دیناروند و مافیای وی کدام است؟

یکی از منابع اصلی درآمد «رسول دیناروند» و گروه مافیایی وابسته به او، سیستم بیمه‌ای کشور است. «دیناروند» با ورود، جابجایی و حذف اقلام دارویی در لیست داروهای ضروری کشور، این داروها را به لیست تحت پوشش بیمه‌های درمانی کشور اضافه و شرکت‌های تحت پوشش و رابط با وی، با فروش این داروها، میلیاردها تومان را از بیمه‌ها دریافت می‌کنند.

از سوی دیگر، با ورود اقلام دارویی در لیست داروهای ضروری و مورد نیاز کشور، حقوق و عوارض مربوط به واردات داروها، به صورت قابل توجهی کاهش و این موضوع نه تنها باعث ورشکستگی شرکت‌های خصوصی وارد کننده و سرمایه‌گذار، بلکه باعث از دست رفتن هزاران فرصت شغلی در کشور شده است. این در حالی است که با ورود این داروها به «لیست اقلام دارویی ضروری کشور»، گاهی تا ۹۰ درصد معافیت از پرداخت عوارض به گمرک برای شرکت‌های دارویی حاصل و داروخانه‌ها نیز تا ۷۰ درصد قیمت این داروها را از بیمه‌ها دریافت می‌کنند.

مافیای دارویی وابسته به «رسول دیناروند» با توجه به قانون واردات دارو، چندین شرکت نظیر کویل دارو، پوراطب و… را با افرادی غیر مشهور به عنوان هیئت مدیره و مدیرعامل ثبت کرده‌اند. این شرکت‌ها با اخذ نمایندگی انحصاری با کمک لابی قدرتمند دولتی، با شرکت‌های خارجی وارد مذاکره و برای فروش و حجم بالای خرید از تولید کننده خارجی توافق می‌کنند.
دکتر بهروز جنت

هم‌زمان درخواست‌های واردات داروی شرکت‌های خصوصی داخلی که با این مافیای قدرتمند قرابتی ندارند، توسط «سیستم ارزیابی» تحت نظر «رسول دیناروند» مردود اعلام می‌شوند. این قدرت مافیایی توانسته باند مافیای بزرگ واردکننده دارو را تشکیل و به کسب درآمد چندین میلیارد دلاری اقدام کند.

پس از سال‌ها فساد کلان مالی و سیستماتیک در بخش دارو، این باند مافیایی یک‌سالی است که به فکر دریافت «سودهای نجومی» در بخش غذا و تولیدات غذایی افتاده است. آنان شرکت‌هایی را که به آن‌ها باج نمی‌دهند، بدنام کرده که می‌توان به شرکت‌های مرتبط با «روغن پالم» اشاره کرد.

این مافیا پس از بررسی‌ها و ارزیابی‌های لازم، کیفیت و سلامت «روغن پالم» را تأیید و به آن مجوز واردات و تولید داده است، اما پس از مدتی اذهان عمومی را مشوش و شرکت‌های ذی‌ربط را به ورشکستگی می‌کشانند و بعد با دریافت «باج‌های نجومی»، دوباره مجوز واردات محصولاتی مانند «روغن پالم» را صادر می‌کنند.

Behrooz-Jannat-Amadnewsمعاون «رسول دیناروند» در بخش غذا و دارو، دکتر «بهروز جنت» است. وی سهام‌دار اصلی شرکت «دانش بنیان البرز» است که عمده فعالیت آن، آزمایش محصولات غذایی و صدور تأییدیه‌های لازم برای ارزیابی و صدور مجوز کنترل کیفیت است. این شرکت با رانت «بهروز جنت» بسیار بزرگ شده، به طوری‌که یکی از آزمایشگا‌ه‌های مورد تأیید سازمان غذا و دارو گردیده‌ است.

روزانه صدها شرکت بدون اطمینان از «دریافت یا عدم دریافت مجوز ورود»، مدارک لازم برای بررسی محصولات را به این آزمایشگاه ارائه و ده‌ها میلیون‌ تومان صرف انجام آزمایش‌ها می‌کنند. شرکت «دانش بنیان البرز» بر اساس اساسنامه مخصوص این نوع شرکت‌ها، باید برای «تولید دانش و علم» فعالیت کند. این شرکت با استفاده از نام و عنوان «دانش بنیان» از پرداخت حقوق، عوارض و مالیات معاف شده، اما نه تنها در زمینه‌ی ثبتی خود فعالیت نمی‌کند بلکه آزمایشگاهی را دایر و با رانت «دکتر جنت» در وزارت بهداشت، تبدیل به آزمایشگاه مورد تأیید وزارت بهداشت شده است. حال جای سؤال اینجاست که این شرکت کدام علم را تولید کرده که برای آن معافیت مالیاتی دریافت می نماید و میلیاردها تومان با تکیه بر مافیای دارویی کشور سوء استفاده کرده است؟ و این‌که این شرکت با کدام ملاک و ارزیابی قانونی و بر اساس کدام مزایده و مناقصه، چنین رانت بزرگی را از وزارت بهداشت و «رسول دیناروند» دریافت کرده است؟

No responses yet

Feb 05 2017

نامزد وزارت حمل‌ونقل آمریکا «۵۰ هزار دلار از مجاهدین خلق پول گرفته است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری آسوشیتدپرس روز یکشنبه ۱۷ بهمن گزارش داد، نامزد پیشنهادی دونالد ترامپ برای وزارت حمل‌ونقل آمریکا و دستکم یکی از مشاوران او در برابر دریافت پول برای سازمان مجاهدین خلق ایران سخنرانی کرده بودند.

به نوشته این خبرگزاری، خانم الین چاو وزیر پیشنهادی رییس‌جمهوری آمریکا، این هفته تایید کرد که سال ۲۰۱۵ به خاطر پنج دقیقه سخنرانی در برابر شاخه سیاسی مجاهدین خلق مبلغ پنجاه هزار دلار دریافت کرد.

رودی جولیانی شهردار پیشین نیویورک نیز که در دولت ترامپ به عنوان مشاور انتخاب شده است، برای سخنرانی در گردهمایی‌های مجاهدین مبالغ نامعلومی از آنها پول گرفته است.

آسوشیتدپرس سازمان مجاهدین را این‌گونه معرفی کرده است: گروهی تبعیدی که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ مرتکب قتل آمریکایی‌ها شد؛ بعد از انقلاب نیز برای حیات سازمانی‌اش از راه‌های فریبکارانه به گردآوری کمک مالی اقدام کرد؛ کسانی که برای آزادی رهبر زندانی‌شان خود را به آتش می‌کشیدند، و سازمانی که شاخه سیاسی آن پیشتر از سوی وزارت خارجه ایالات متحده به عنوان «یک فرقه» توصیف شده بود.

این خبرگزاری نوشته است، دهها تن از مقامات پیشین آمریکایی، از هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات، شامل نیوت گینگریج از روسای پیشین کنگره برای مجاهدین سخنرانی کرده و پول گرفته‌اند؛ برخی از آنها دریافت پول را تایید کرده و برخی دیگر سکوت را ترجیح داده‌اند.

به نوشته آسوشیتدپرس، هر چند دریافت پول امری ممنوع نبوده اما این پرسش را مطرح می‌کند که میزان نفوذ این تبعیدی‌ها بر دولت جدید آمریکا چیست.

این خبرگزاری یادآور شده که گروهی از مقامات پیشین آمریکایی شامل رودی جولیانی، ماه گذشته در نامه‌ای به ترامپ او را به برقراری گفتمان با شاخه سیاسی مجاهدین تشویق کردند.

آسوشیتدپرس افزوده است، در شرایطی که دولت ترامپ در روزهای گذشته مقررات محدودیت در ورود به آمریکا را شامل حال ایرانیان نیز کرد و همزمان ایران را «در مدار نظارت» قرار داد و تحریم‌های تازه‌ای را علیه ایران اعلام کرد، مجاهدین ممکن است بیشتر از قبل، از دولت ترامپ استقبال کنند.

به نوشته این خبرگزاری، با احتمال ایجاد یک اتحاد با مجاهدین، آمریکا خود را در کنار سازمانی قرار می‌دهد که تاریخی مناقشه برانگیز داشته، و با پشتیبانی کردن از انقلاب ایران و اشغال سفارت آمریکا در تهران در گذشته علیه منافع آمریکا موضع‌گیری و اقدام کرده است.

آسوشیتدپرس افزوده که مجاهدین بعد از گریز از ایران نیز هم‌پیمان نیروهای حکومت خودکامه صدام حسین در عراق شدند- هرچند که بعدها آنها بودند که جزییاتِ برنامه تا آن زمان مخفیِ هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را افشاگری کردند و رژیم ایران آنها را دشمن قسم خورده خود می‌بیند.

یرواند آبراهامیان استاد دانشگاه سیتی نیویورک به آسوشیتدپرس گفته است، از آنجا که ظاهرا مجاهدین روی «اسب برنده» شرط بندی کردند، حال می‌توانند به دستگاه دولتی ترامپ راه یابند.

اما پروفسور آبراهامیان که خود کتابی در مورد مجاهدین نوشته، افزوده است، دسترسی بیشتر مجاهدین به دولت ترامپ، آمریکا را تضعیف می‌کند؛ زیرا مردم بیشتری در ایران از هر اقدام آمریکا نگران خواهند شد.

آسوشیتدپرس یادآوری کرده که مجاهدین در برقراری رابطه با مقامات پیشین دولت‌های آمریکا و اروپا سابقه‌ای طولانی دارند؛ آنها را به سخنرانی در همایش‌های خود دعوت کرده و برای سفر و سخنرانی بسیاری از آنها پول خرج می‌کنند.

الین چائو همسر سناتور میچ مک کانل رهبر اکثریت جمهوریخواه در مجلس سنای آمریکا، سال ۲۰۱۵ در همایش مجاهدین در پاریس سخنرانی کرد و صندلی کنار دست مریم رجوی، که مجاهدین او را «رییس‌جمهوری منتخب» می‌نامند، برای او محفوظ نگاهداشته شده بود.

خانم چائو در گزارش مالیاتی خود به نهادهای ناظر آمریکایی (در آستانه احراز پست وزارت حمل‌ونقل در دولت ترامپ)، دریافت مبلغ ۵۰ هزار دلار را برای حضور سال ۲۰۱۵ خود در پاریس اعلام کرد؛ سال بعد نیز، ۲۰۱۶، مبلغ ۱۷ هزار و پانصد دلار دیگر را برای یک سخنرانی از شورای فرهنگی ایرانی- آمریکایی در میسوری که مجاهدین نیز با آن مرتبط است، دریافت کرد.

الین چائو به تماس آسوشیتدپرس در مورد سازمان مجاهدین پاسخی نداده است – همان‌گونه که رودی جولیانی نیز پرسش این خبرگزاری را بی‌پاسخ نهاده و کاخ سفید نیز هنوز به تماس آسوشیتدپرس پاسخ نداده است.

آخرین گزارش مالیاتی آقای جولیانی به زمان مناظره‌های جمهوریخواهان در سال ۲۰۰۸ باز می‌گردد که او ناکام شد؛ از آن سال تا حال این شهردار پیشین نیویورک الزامی به ارائه گزارش مالیاتی خود به نهادهای ذیربط نداشته تا معلوم شود که برای سخنرانی‌ها و حضورش در نشست‌های مجاهدین چقدر دریافت کرده است.

نیوت گینگریج، پنجاهمین رییس جمهوریخواه کنگره در سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹، در برابر مجاهدین سخنرانی کرده است؛ از جمله سال ۲۰۱۶ در گالا، در حومه پاریس در نشست بزرگ مجاهدین (در کنار یک مقام بلندپایه پیشین سعودی) حضور یافت- هر چند که روشن نیست چه مبلغی گرفته است.

محمد محدثین مسئول کمیته مناسبات خارجی در شاخه سیاسی مجاهدین در گفت‌وگو با آسوشیتدپرس از وجود مهره‌هایی در دولت ترامپ که حامی تغییر سیاست آمریکا در قبال ایران هستند، استقبال کرده است.

به گفته محدثین، مجاهدین بیش از هر چیز خواهان در پیش گرفتن سیاستی سختگیرانه‌تر در قبال ایران هستند که «جنایات رژیم علیه مردم ایران را بی‌پاسخ نگذارد».

اما آسوشیتدپرس با ذکر تاریخچه‌ای از شکل‌گیری مجاهدین خلق و فعالیت‌های آن در دوره‌های مختلف، نوشته است، «ثابت» شده که گروه‌های تبعیدی نمی‌توانند هم‌پیمانان قابل اعتمادی برای آمریکا در خاورمیانه باشند.

این خبرگزاری نمونه‌ای از عدم اعتماد به تبعیدی‌های خاورمیانه‌ای را در احمد چلبی تبعیدی عراقی ذکر کرده که با لابی‌گری قوی در میان دولتمردان آمریکا، و طرح ادعای دروغین اینکه حکومت صدام حسین جنگ‌افزار کشتار همگانی دارد یا ادعای نادرست اینکه عراق در لوای صدام حسین با القاعده در ارتباط است، کابینه جرج بوش را به حمله به عراق تشویق کرد.

البته هنوز نشانه‌ای در دست نیست که دولت ترامپ در صدد داشتن روابطی نزدیک با مجاهدین باشد.

آسوشیتدپرس یادآور شده، در حالی که مجاهدین برای خرید وقت مقامات پیشین آمریکایی پول می‌دهند، خانواده سرهنگ آمریکایی، جک ترنر، که در سال ۱۹۷۵ به دست مجاهدین در ایران کشته شد، درخواست دریافت ۳۵ میلیون دلار غرامت از ایران و مجاهدین به دادگاه ایالت کلرادو ارائه کرده‌اند.

بازماندگان سرهنگ ترنر برای درخواست خود این استدلال ساده را مطرح کرده‌اند که برخلاف آمریکاییان به گروگان گرفته شده (در سفارت آمریکا در تهران)، پدر این خانواده هرگز از بخت بازگشت به میان عزیزان خود برخوردار نشد.

No responses yet

Feb 05 2017

کودکان آواره، بسی بزرگتر از کلمه‌ی پناهنده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

کیهان لندن: شیما کلباسی – ممکن نیست کسی رسانه‌های خبری را تماشا کند یا بخواند و با کلمه پناهنده مواجه نشود.

با وجود جنگ در سوریه و بحران پناهندگان، رییس جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، خواستار نظارت امنیتی شدید بر کیس پناهجویان شده و ادعا کرده است که هزاران هزار پناهنده وارد خاک آمریکا شده‌اند. این در حالیست که رییس جمهوری پیشین آمریکا، باراک اوباما، تنها متعهد به قبول ده هزار پناهنده سوری شده بود که از آن میان کمتر از ۱۰۰ نفر مسیحی‌اند.

این اولین بار نیست که در آمریکا پناهنده‌هراسی شیوع یافته است‌. یهودیان و ویتنامی‌ها پیش از سوری‌ها قربانی این هراس شده بودند.

با توجه به نیاز اضطراری پناهجویان سوری و فجایعی که هر روزه با آن دست به گریبان هستند (غرق کودکان در دریا، اجساد بی جان پناهجویان بر ساحل، تن‌های بیرون کشیده شده از زیر آوار، خردسالانی که در ویرانه‌هایی که سابقاً نام خانه بر خود داشتند به امید یافتن جان‌پناهی مشغول توییت کردن هستند… تصاویر تکان‌دهنده‌ای که این روزها به رژیم رسانه‌ای ما بدل شده است) ما نمی‌توانیم در مورد مسئله پناهجویان و اسکان مجدد آنها بی تفاوت باشیم و سکوت کنیم. بمب‌ها منفجر می‌شوند. بچه‌های کوچک تنها به این امید می‌خوابند که صبح زنده بیدار شوند. و ما به تماشا ایستاده و به بحث و جدل مشغولیم که آیا باید به آنها اجازه‌ی ورود بدهیم یا نه!

در اواخر دهه هشتاد میلادی من در پاکستان معلم کودکان بهایی پناهنده و پناهجویان کرد عراقی بودم. پس از آن نیز برای کمیساریای عالی پناهندگان و مرکز حمایت از پناهندگان در پاکستان کار می‌کردم. راننده اداره بعد از سوار کردن بیشتر همکاران من حدود ساعت هفت و نیم صبح به دنبالم می‌آمد و ساعت چهار بعد از ظهر مرا به خانه برمی‌گرداند.
شیما کلباسی در میان کودکان پناهجو

در طی آن ساعت‌ها من با دست کم ده تا بیست پناهنده و پناهجو از مناطق بحران زده‌ای مانند عراق، بنگلادش، سومالی، افغانستان، روسیه و ایران کار می‌کردم. بیشتر اینها از ایران و مناطق کردنشین عراق فرار کرده بودند.
بعضی از آنها از شهرها و مناطقی بسیار دورتر از اسلام آباد، پایتخت پاکستان، می‌آمدند و با چادر و بدون چادر در بیرون از کمیساریای عالی پناهندگان و یا مرکز پناهندگان مستقر می‌شدند.

بسیاری ازدواج کرده بودند و بچه داشتند. باقی مجرد بودند. گاهی اوقات پناهنده یا پناهجویی در نتیجه‌ی انتظار زیاد در گرما یا سرما و ناراحتی و فشار دچار آشوب روحی می‌شد و از در بالا می‌رفت. گاهی آنهایی که پرونده‌شان قبول نمی‌شد از خوردن غذا و نوشیدن آب سر باز می‌زدند و حتی لبان‌شان را می‌دوختند تا کسی به کارشان رسیدگی یا رسیدگی مجدد کند.

کار من با آمدن آخر هفته تمام نمی‌شد. آخر هفته‌ها هم کار می‌کردم. بسیاری مواقع موارد اضطراری پیش می‌آمد یا مسائلی که باید به فوریت به آنها رسیدگی می‌شد. به عنوان مثال مسئولیت کاری خانواده‌ای از افغانستان به عهده‌ام بود. پسر هشت ساله آنها به دیالیز کلیه نیاز داشت و من مسئول پرونده آنها در روز‌های شنبه بودم که تعطیل اداری محسوب می‌شد.

با وجود اینکه پیگیری کارشان آسان نبود اما من از هم‌صحبتی با پدر و مادر این پسر و خود او لذت می‌بردم. پسربچه باهوش و حساسی بود. ما در راهروهای بیمارستان صبر می‌کردیم تا نوبت آنها بشود. این خانواده بعد‌ها به آمریکا رفت و ساکن آنجا شد. تماس من با آن خانواده قطع شد و من دیگر خبری از آنها ندارم. اما هنوز وقتی که کلمه پناهنده را می‌شنوم و جملاتی را که بعضی‌ها بعد از این کلمه بر زبان می‌آورند به یاد آن پسربچه می‌افتم. او اکنون باید بیست و چند ساله باشد. واقعاً چه در ذهن‌اش می‌گذرد و چه احساسی به او دست می‌دهد وقتی که می‌شنود «ما با پناهنده‌ها فرق داریم» یا «ما پناهنده‌ها را نمی‌خواهیم»؟ من به کودکان آواره‌ای فکر می‌کنم که همراه پدران و مادران خود باید از نو زندگی را شروع کنند، مکان امنی بیابند و به تحصیل بپردازند، رشد کنند و از کلمه پناهنده بزرگتر شوند؛ کلمه‌ای که امروز با جان‌شان آمیخته است. جرم اینها جه بوده به جز فرار از جنگ و شکنجه و مرگ، به جز تلاش برای زنده ماندن؟

*شیما کلباسی، شاعر، فیلمساز و مدافع حقوق بشر است. اشعار انگلیسی کلباسی تا کنون به بیست و سه زبان مختلف ترجمه شده‌اند. کلباسی در پاکستان و دانمارک برای نهادهایی مانند سازمان ملل و مرکز پناهندگان کار کرده است.

No responses yet

Feb 05 2017

صدمه به چشم طاهره ریاحی حین بازجویی «تکذیب شد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران به نقل از «یک منبع آگاه» اعلام کرد که یکی از مسئولان در دیدار خانواده طاهره ریاحی، گزارش‌ها دربارهٔ «آسیب دیدن چشم چپ» این روزنامه‌نگار زندانی «درحین بازجویی» را تکذیب کرده است.

این «منبع آگاه» به این کمپین گفت که خانواده خانم ریاحی، تا زمانی که او را ملاقات نکنند، گزارش‌ها دربارهٔ سالم بودن دخترشان را باور نمی‌کنند.

دراین گزارش به نام این مسئول و دیدار خانواده طاهره ریاحی با او اشاره‌ای نشده است.

براساس این گزارش، مادر این روزنامه‌نگار زندانی نیز از هفته گذشته «پس از بالا رفتن فشار خونش و اضطراب شدید به بیمارستان منتقل شده» و هنوز بستری است و «از وقتی خبر آسیب به چشم دخترش را هم شنیده بدتر شده‌است».

خبرگزاری برنا که طاهره ریاحی دبیر سرویس اجتماعی آن بوده نیز روز پنج شنبه، ۱۴ بهمن، در اطلاعیه‌ای اعلام کرده بود که بیژن قاسم‌زاده، بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه، در دیداری که مدیر عامل خبرگزاری برنا با او داشته، گزارش‌ها دربارهٔ صدمه دیدن چشم چپ خانم ریاحی را تکذیب کرده است.

طاهره ریاحی، دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری برنا، خبرگزاری وابسته به دولت، روز سه شنبه ۷ دی، توسط «مأموران وزارت اطلاعات» بازداشت شد.

پیش از این وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر به نقل از «یک منبع آگاه» خبر داده بود که «قرنیه چشم چپ» خانم ریاحی «در حین بازجویی آسیب دیده» و او «برای درمان به بیمارستان برده» شده است.

به گفته وب‌سایت، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، خانم ریاحی از زمان بازداشت تاکنون سه بار با خانواده‌اش تماس تلفنی داشته که آخرین تماس کوتاه او روز ۱۱ بهمن ماه بوده است.

به گفته این وب سایت، او در آخرین تماس گفته بود که «حالش خیلی بد است و به او خیلی سخت می‌گذرد».

تعدادی از وب‌سایت‌های روز دوشنبه، چهارم بهمن‌ماه، خبر داده بودند که زینب کریمیان، خبرنگار سابق خبرگزاری‌های ایرنا و مهر و همکار یک برنامه تلویزیونی و صالح دلدم، تهیه‌کننده و کارگردان جوان سینما، نیز بازداشت شده‌اند.

عیسی سحرخیز، آفرین چیت‌ساز، احسان مازندرانی، و سامان صفرزایی، چهار روزنامه‌نگاری که آبان سال ۹۴ دستگیر شدند، نیز همچنان زندانی هستند.

مهدی سحرخیز پسر آقای سحرخیز پیش از این خبر داده بود که پدرش از روز شنبه، ۲۵ دی، در اعتراض به «حکم غیرقانونی شش ماه حبس مضاعف» و «نقض مکرر قوانین از سوی مقامات امنیتی و رعایت نکردن حقوق زندانیان» اعتصاب غذا کرده است.

درخواست وکیل سهیل عربی زندانی عقیدتی برای انتقال موکلش به بیمارستان

امیرسالار داودی، وکیل سهیل عربی، زندانی عقیدتی، از «وضعیت وخیم جسمی و تشنج» موکلش در زندان اوین خبر داد و از مسئولان قضائی خواست تا او را برای مداوا به بیمارستان منتقل کنند.

وی اضافه کرد: «این جزو حقوق زندانیان است که اگر بهداری زندان نتوانست مداوا کند یا تشخیص علت تشنج یا بیماری بدهد باید بیمار به بیمارستانی در خارج از زندان منتقل شود».

به گفته آقای داودی «زندانیانی که حکم محکومیت زیر ده سال دارند براساس قانون می‌توانند بعد از گذراندن یک سوم محکومیت خود تقاضای آزادی مشروط کنند و سهیل عربی بارها این تقاضا را کرده اما موافقت نشده است».

در همین حال وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر نیز به نقل «یک منبع آگاه» خبر داد که سهیل عربی از مهرماه «چندین بار در زندان غش کرده و دچار تشنج شده است».

وی اعلام کرد که در بهداری زندان «به او فقط قرص رانیتیدین که قرص معده است تجویز کرده‌اند».

سهیل عربی در آبان سال ۹۲ توسط مأموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران بازداشت شده بود و شهریورسال ۹۳ در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران، به اتهام «سب‌النبی و توهین به مقدسات» به اعدام محکوم شد که این حکم در آذرماه همان سال به تأیید دیوان عالی کشور نیز رسید.

اما در نهایت، شعبه ۳۴ دیوان عالی کشور در ایران، تیرماه سال ۹۴ حکم اعدام سهیل عربی را «نقض» کرد و درخواست اعاده دادرسی او را پذیرفت. براساس گزارش‌ها، آقای عربی در نهایت به هفت سال و نیم زندان محکوم شده است.

به نوشته برخی وب‌سایت‌ها، سهیل عربی «هشت صفحه فیس‌بوک به نام‌های مختلف» داشت که به دلیل نوشته‌هایش در آن صفحات، به «سب‌النبی و توهین به مقدسات» متهم شده بود.

بر اساس ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی، هر کس به پیامبر مسلمانان، امامان شیعیان یا دیگر پیامبران «دشنام دهد» مصداق «سب‌النبی» است و به اعدام محکوم می‌شود.

اما بر اساس ماده ۲۶۳ این قانون، اگر متهم به «سب‌النبی» ادعا کند که اظهاراتش از روی اکراه، غفلت، سهو یا در حال مستی یا غضب و بدون توجه به معانی کلمات یا نقل قول از دیگری بوده «سب‌النبی» محسوب نمی‌شود.

در همین حال وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در شهریور ماه از صدور حکم اعدام برای سینا دهقان و محمد نوری به اتهام «سب‌النبی» از طریق نوشتن مطالبی روی شبکه‌های اجتماعی خبر داده بود.

براساس این گزارش، سینا دهقان و محمد نوری هم اکنون در زندان مرکزی اراک نگهداری می‌شوند و در پی اعتراض آنان به حکم اعدام، پرونده‌شان به دیوان عالی کشور ارسال شده است.

No responses yet

Feb 05 2017

“هماهنگی‌هایی برای یک درگیری منطقه‌ای با ایران صورت گرفته است”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دویچه‌وله: یک کارشناس سیاسی به دویچه‌ وله گفت در هفته‌های گذشته هماهنگی‌هایی با سه کشور منطقه برای یک درگیری نظامی با ایران صورت گرفته است تا آمریکا به بهانه کمک به یکی از آن‌ها وارد عمل شود. او به ایران توصیه کرد خوددار باشد.

یک کارشناس که نخواست نامش فاش شود به دویچه ‌وله فارسی گفت، روندی که آمریکا در مقابل ایران در پیش گرفته شباهت زیادی به مسیری دارد که به جنگ این کشور با عراق منجر شد.

او با اشاره به تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران افزود: «این تحریم‌ها به خودی خود مهم نیستند، اما می‌توانند پیش‌در‌آمد تحریم‌های فراگیر و حتی جنگ باشند، مانند آن‌چه در سال‌های آخر دهه نود در عراق شاهدش بودیم. آمریکا در سال‌های ۱۹۹۶/۹۷ هم با تحریم گروهی از افسران ارشد ارتش عراق و چند تن از دانشمندان پروژه‌های موشکی این کشور شروع کرد. این تحریم‌ها ظرف دو سال فراگیر شد و عراق را فلج کرد. سپس عراق وارد یک درگیری منطقه‌ای شد و به دنبال آن آمریکا به میدان آمد.»

او اضافه کرد: «شبیه چنین سناریویی ظاهرا برای ایران تدارک دیده شده است. برنامه این است که هم‌زمان با اعمال مجدد تحریم‌ها، اگر تنشی در منطقه شروع شد، آمریکا آمادگی داشته باشد که برای حمایت از برخی یا یکی از کشورهایی که به اصطلاح مورد تعرض ایران قرار گرفته، وارد عمل شود.»

بیشتر بخوانید:رئیس پنتاگون: ایران بزرگترین دولت حامی تروریسم است

تاکید این کارشناس بر ضرورت پنهان نگه‌داشتن توانایی نظامی است. او به دویچه‌ وله گفت: «هند سال‌‌ها برنامه موشکی بالستیک داشت و آشکار نمی‌کرد. مسایل امنیت ملی را هیچ کشوری در ویترین نمی‌گذارد و به رخ جهان نمی‌کشد. بخشی از این امنیت ملی پنهان نگه داشتن توان‌های واقعی کشور است. ولی مقام‌های ایرانی تصور می‌کنند اگر این توانایی را نشان دهند، طرف مقابل می‌ترسد و حمله نمی‌کند! این یک نگاه بسیار غیرکارشناسانه است.»

بیشتر بخوانید:واکنش ایران به تحریم‌های آمریکا؛ برگزاری مانور موشکی بزرگ

او با اشاره به این که آمریکا در مورد ایران زمان زیادی وقت صرف نخواهد کرد گفت: «هم‌اکنون تیمی مشغول بررسی این مسئله است که آیا آزمایش‌های موشکی ایران که با شعارنویسی بر روی موشک‌ها علیه اسرائیل همراه بوده و یا سخنان تهدیدآمیز فرماندهان سپاه علیه برخی کشورهای منطقه، می‌تواند نقض برجام باشد یا خیر.»

این کارشناس در عین حال معتقد است که آمریکا موفق نخواهد شد ایران را به وضع عراق بیاندازد، اما می‌تواند ضربات سنگینی بر امنیت و اقتصاد ایران بزند. او گفت: «امکان این که بتوانند ایران را مانند عراق تکه‌پاره کنند، بسیار کم است یا اصلا نیست. ولی می‌توانند فشارها را آنقدر افزایش دهند که سناریو‌های غیرمحتمل را هم به واقعیت نزدیک‌تر کنند. بهای اشتباهات تاکتیکی و استراتژیک رهبری ایران برای مردم این کشور کم نخواهد بود.»

احتمال تحریم‌های فراگیر چقدر است؟

ولی احتمال تبدیل شدن تحریم‌‌های جدید آمریکا علیه ایران به تحریم‌های فراگیر چقدر است؟  تحریم‌های فعلی ایران تا چه اندازه به تحریم‌های آن دوره عراق شباهت دارند؟ این سوال را از مهرداد عمادی، مشاور اقتصادی بین‌المللی در اروپا پرسیدیم.
مهرداد عمادی، مشاور اقتصادی بین‌المللی در اروپا

عمادی نیز بر شباهت تاریخی میان تحریم‌های آن زمان عراق و تحریم‌های جدید علیه ایران دست گذاشت: «روشی که آمریکا در تحریم‌های جدید علیه ایران در پیش گرفته بی‌شباهت به همان روشی نیست که پیش‌تر در عراق آزمایش شد و به قطعنامه ۶۶۱ و تحریم‌های فراگیر انجامید. یعنی اول آمدند و گروهی را در فهرست تحریم قرار دادند و گفتند این‌ها افراد مهمی در برنامه موشکی عراق هستند. آمریکا این افراد را یک‌طرفه تحریم کرد. بعد از آن روی پروژه موشکی عراق دست گذاشتند و گفتند این پروژه بالستیک است و بعد آن را به شورای امنیت بردند. این پروسه‌‌ای بود که فروش نفت عراق را ابتدا به سالی ۲۵ میلیارد دلار، بعد به ۱۱ میلیارد و درنهایت به کم‌تر از ۵،۵ میلیارد دلار کاهش دادند که تنها برای خرید غذا و دارو کفایت می‌کرد.»

او احتمال می‌دهد که حرکتی که آمریکا شروع کرده، با سرعت بسیار بیشتری به ضرر ایران به پیش برده شود.

مهرداد عمادی می‌گوید: «قطعنامه ۶۶۱ چهار بار ارائه شد و از سوی روسیه و فرانسه رد شد، ولی بعد از یک سری صحبت‌های پشت پرده آن‌ها هم همراهی کردند. وقتی قطعنامه ۶۶۱ تصویب شد، عراق مجبور شد برای جلوگیری از این که محاصره کامل نشود، به خاطر اتهام به پروژه موشکی، در تمام مکان‌های پژوهشی، علمی کشور و زیرساخت‌های عراق را باز کند. آمریکا با این روش عملا عراق را فلج کرد. سناریویی که در مورد لیبی هم اجرا شد.»

“آمریکا روی اقدامات تلافی‌جویانه ایران حساب باز کرده است”

تحریم‌های آمریکا علیه ایران با واکنش سپاه پاسداران در قالب رزمایش “مدافعان حریم ولایت” پاسخ داده شد. روابط عمومی سپاه پاسداران ایران گفت هدف این رزمایش “تحقیر تحریم و تهدید” است.
رضا تقی‌زاده، کارشناس برنامه هسته‌ای

رضا تقی‌زاده، کارشناس برنامه هسته‌ای به دویچه ‌وله می‌گوید: «نباید به خاطر یک دستمال قیصریه را به آتش کشید. جمهوری اسلامی از گذرگاهی باریک عبور می‌کند. ممکن است یک آزمایش موشکی تازه ابتکاری باشد که جناح تندرو و سپاهیان به آن مبادرت کرده‌اند ولی در نهایت اگر مملکت وارد جنگ شود یا تحریم‌های لغو شده دوباره برگردند، همه آسیب می‌بینند. شاید اصولگرایان الان به مسئله به عنوان اهرمی برای رقابت انتخاباتی در اردیبهشت‌ماه نگاه می‌کنند و می‌خواهند قدرت اجرایی را به دست بیاورند ولی اگر شرایط کنونی به لحاظ خارجی تغییر کند، امنیت مجموعه حاکمیت به روی خط می‌رود.»

او معتقد است که آمریکا به احتمال قوی روی این تلافی‌جویی حساب کرده است تا با تکیه بر آن به یک ائتلاف تازه علیه ایران شکل دهد. به این معنی که هم تحریم‌های لغو شده را برگردانند و هم فشارهای زیادتری علیه ایران در منطقه وارد کنند. به نظر او دولت ایران در شرایط کنونی “کمی متشنج” به نظر می‌رسد ولی باید با آرامش بیشتری به مسئله نگاه کند و به ناآرامی‌های جاری دامن نزند.

رضا تقی‌زاده افزود: «ما می‌دانیم که در ایران هیچ اقدام مهمی بدون تایید رهبر جمهوری اسلامی صورت نمی‌گیرد و این علی خامنه‌ای است که باید در این نقطه گذر فکر کند که باید منافع اصولگرایان و نظامیان را تامین کند یا مملکت و امنیت کشور را روی خط قرار دهد.»

کدام کشورها از ایران حمایت خواهند کرد؟

حتی اگر برخلاف همه هشدارها، هیچ درگیری منطقه‌ای امنیت ایران را به خطر نیاندازد، اما آن طور که کارشناسان می‌گویند این احتمال وجود دارد که یک بار دیگر تحریم‌هایی گسترده علیه ایران اعمال شوند. بریتانیا، فرانسه و حتی آلمان نسبت به آزمایش‌های موشکی ایران روی خوش نشان نداده و یک صدا آن را “نقض برجام” دانسته‌اند. در این صورت ایران روی کدام متحد می‌تواند حساب باز کند؟ آیا  بجز چین، کشور مقتدر دیگری هم پشت این کشور قرار خواهد گرفت؟ پاسخ مهرداد عمادی منفی است. او می‌گوید: «چین احتمالا هیچ همراهی با آمریکا علیه ایران نخواهد کرد و گرچه ایران را متحد استراتژیک خود در منطقه می‌داند، ولی حمایت چین نمی‌تواند ایران را از پیامدهای سنگین تحریم‌های گسترده‌تر نجات دهد.»

به باور او، ایران وارد فصلی بسیار حساس شده‌است و “در این پنجره زمانی صدای ایران باید فقط صدای وزارت خارجه باشد و هیچ کس دیگری اظهار نظر نکند.” او می‌گوید: «۸۰ درصد دفاع یک کشور نگهداشتن اطلاعات حساس آن کشور است. آمریکا ۱۶ سال هواپیماهای رادارگریز را داشت و افشا نمی‌کرد. ولی ایران هر اتفاقی را در تلویزیون نشان می‌دهد و یکی از فرماندهان سپاه هم درباره‌اش شعار می‌‌دهد. این بهترین راهی است که می‌تواند بهانه به دست کسانی دهد که بگوید پس نباید گذاشت که ایران توان دفاع موشکی خود را ارتقاء دهد.»

مهرداد عمادی تاکید می‌کند که ایران نیاز به کانال‌ها و شبکه‌سازی اقتصادی دارد ولی هیچ‌گاه به این کار اهمیت نداده است. او می‌افزاید: «شبکه‌سازی اقتصادی برای ایران تنها به ایجاد شبکه‌های دلالی محدود بوده است. ایران یک پنجاهم شبکه‌هایی که هند، ترکیه یا چین در اروپا فراهم کرده‌اند را ایجاد نکرده. ایران باید این کار را شروع کند و در کنار رابطه با چین و هند اقتصاد خود را عمیقا به کشورهای اروپایی پیوند بزند. درهم تنیدیگی اقتصاد ایران با جهان خود ترمز مهمی در برابر هجوم‌هایی است که می‌تواند هزینه‌های سنگین اقتصادی داشته باشد. متاسفانه این حر‌ف‌ها در تهران خریداری ندارد. برای این که ما یاد گرفته‌ایم حرف‌های افراطی را بهتر بشنویم. ولی اگر در فصلی باشیم که برای ایران حیاتی باشد که دست از تهدید کردن جهان بردارد، این فصل همین سال ۲۰۱۷ است.»

بیشتر بخوانید: «آزمایش موشکی ایران به سیاست‌های تشنج‌زدایانه خدمت نمی‌کند»

در صورت اعمال تحریم‌های گسترده علیه ایران یک تفاوت مهم با دور قبلی وجود دارد. مهرداد عمادی می‌گوید: «تفاوت این دور از تحریم‌ها  با گذشته وجود واسطه‌ها و شبکه‌ دلالی بود که ایران در دوره قبل داشت. این شبکه اکنون به دلیل برنامه سازمان ملل علیه پولشویی شناسایی شده و کاربرد آن‌ها خیلی کم شده است. اکنون هم سخن برسر ۲۵ نفر یا شرکت نیست. در افق، اتفاق‌های بدتری احتمالا در شرف تکوین است. نباید این تحریم‌ها را کوچک به شمار آوریم. این سرآغاز یک فصل بزرگ است و می‌تواند هم برای اقتصاد و هم امنیت ایران پیامدهای خطرناکی داشته باشد.»

No responses yet

Feb 04 2017

الیاس نادران٬ نماینده سابق مجلس: دولت قرار است حقوق‌های نجومی مدیران محکوم را بازپرداخت کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: الیاس نادران٬ نماینده سابق مجلس گفته «دولتی که مدیرانش رانت خواری را جزو حقوق حقه خود می‌دانند چگونه با فساد مبارزه می کنند.»

نادران افزوده «وزرای هزار میلیاردی در دولت هستند٬ این‌ها با عرق جبین و کارگری٬ پول در نیاوردند چون رانت را مباح می‌دانستند.»

وی اضافه کرده «اگر دولت اجازه دهد واقعیت صورت‌های مالی بانک‌های کشور علنی شود بخش اعظم آن‌ها ورشکسته هستند.»

به گفته نادران «تا مدیران برنامه‌ریزی کشور باور نکنند که باید با به اتکای ظرفیت‌های داخلی مشکلات کشور را علاج کنند٬ مشکلی حل نخواهد شد.»

این نماینده سابق مجلس افزوده «تا مدیران ارشد اجرایی کشور چشمشان به دست کدخداست بلکه به گونه‌ای مشکل را برطرف کند مشکل حل نمی‌شود.»

نادران اضافه کرده «در حقوق‌های نجومی مردم کف خیابان از همه اقشار جیب خود را با پول‌هایی مقایسه می‌کنند که این‌ها به ظلم و خیانت از بیت‌المال برای خود برداشتند.»

به گفته وی «ما هیچ خلأ قانونی نداشتیم و جز کوتاهی دولت برای نظارت بر پرداختی‌ها٬ هیچ ضعف دیگری پذیرفتنی نیست.»

این نماینده سابق مجلس افزوده «یک گزارش به دست ما رسیده که صندوق بازنشستگی یکی از نهادهای دولتی را ملزم کرده این پول‌هایی که مدیران محکوم شدند را به حساب‌های آنان بریزند و آن‌ها به حساب خزانه یا دستگاهی که باید می‌ریختند بریزند و تسویه حساب کنند.»

وی گفته «اگر این جریان صحت داشته باشد برای دولت فاجعه است و ما در حال پیگیری هستیم اما فعلا محرمانه است.»

No responses yet

Feb 03 2017

بازماندگان هولوکاست در آمریکا علیه منع ورود مسلمانان تظاهرات کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دویچه وله: بازماندگان کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم در موزه هولوکاست شیکاگو گرد آمده و با سیاست محدودسازی ورود مسلمانان به آمریکا مخالفت کردند. آن‌ها به اعمال هر گونه محدودیتی بر اساس مذهب یا ملیت انسان‌ها اعتراض کردند.

شماری از بازماند‌گان هولوکاست (کشتار دسته‌جمعی چند میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم) که اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی را تجربه کرده‌اند علیه سیاست دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور آمریکا و اعمال محدودیت در ورود شهروندان برخی کشورهای مسلمان به این کشور دست به اعتراض زدند.

آن‌ها از این سیاست به شدت انتقاد کرده و در روز پنج‌شنبه ۲ فوریه (۱۴ بهمن) به وقت محلی با تجمع در موزه هولوکاست شیکاگو به اعتراضی نمادین دست زدند. آن‌ها مخالفت خود را با هر گونه تلاشی که انسان‌ها را بر اساس مذهب یا ملیتشان محدود می‌کند اعلام کردند.

بیشتر بخوانید: دفاع ترامپ از منع ورود شهروندان هفت کشور به آمریکا

سوزان آبرامز، رئیس موزه هولوکاست گفت، تظاهرکنندگان خواستند با این کار همبستگی خود با “هر کسی که تحت تعقیب و زندگی‌اش در خطر است و کسانی که هیچ جایی ندارند تا فرار کنند” را نشان بدهند.

فریتسی فریتسشال، از بازماندگان هولوکاست به خبرگزاری فرانسه گفت، دولت آمریکا در سال‌های دهه ۳۰ جلوی ورود یهودیانی که از اروپا فرار کرده بودند را گرفت و آن‌ها را به حال خود رها کرد.

او افزود: «ما اجازه نداشتیم وارد آمریکا شویم چون ما یهودی بودیم و در آن زمان هیچ کشوری نمی‌خواست ما را بپذیرد.»

او که در آستانه ۹۰ سالگی است در اردوگاه مرگ آشوویتس ـ بیرکناو آلمان نازی بوده و از آن جان سالم به در برده است. فریتسشال می‌افزاید: «وضعیت امروز مثل دوران جنگ جهانی دوم نیست، ولی شباهت‌های واضحی با آن دوران دارد.»

تظاهرات علیه سیاست‌های ترامپ در لس‌آنجلس

آرون هلستر، دیگر بازمانده این جمع ترامپ را متهم کرد که با دستور منع ورود، همه مسلمانان را یک‌جا قرار داده و سوء ظن را به همه آن‌ها روا دانسته است. او گفت، نمی‌توان به خاطر وجود گروهی کوچک از تروریست‌ها که می‌خواهند ضرر برسانند هزاران نفر را از ورود منع کرد.

بیشتر بخوانید: تظاهرات در شهرهای آمریکا در اعتراض به پیروزی ترامپ

دونالد ترامپ هفته گذشته با صدور دستوری شهروندان ایران، عراق، لیبی‌، سومالی، سوریه، سودان و یمن را برای ۹۰ روز از داشتن ویزا برای ورود به آمریکا محروم کرد.

پناهجویانی که از همه نقاط دنیا به آمریکا رو می‌آورند نیز برای ۱۲۰ روز نمی‌توانند وارد این کشور شوند. پناهجویان سوری تا اطلاع ثانوی از ورود به آمریکا منع شده‌اند.

ترامپ گفته است می‌خواهد ساز و کاری برای بررسی سخت‌گیرانه‌تر بنا بگذارد تا “تروریست‌های اسلام‌گرای افراطی” از آمریکا دور بمانند.

No responses yet

Feb 03 2017

آمریکا در واکنش به آزمایش موشکی ایران ۲۵ شخص حقیقی و حقوقی را تحریم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,برجام,تحریم,سیاسی

رادیوفردا: وزارت امور خزانه‌داری آمریکا روز جمعه ۱۵ بهمن، ۲۵ شخص حقیقی و حقوقی ایرانی را در ارتباط با آزمایش موشکی اخیر جمهوری اسلامی در فهرست تحریم‌های خود قرار داد.

به گزارش خبرگزاری رویترز، در فهرست جدید تحریم‌های آمریکا ۱۳ شخص حقیقی و ۱۲ شرکت گنجانده شده‌اند که برخی از آنها در امارات متحده عربی، لبنان و چین حضور دارند.

بیانیه «اداره کنترل دارایی‌های خارجی» وزارت خزانه‌داری حاکی است که چهار شرکت در لبنان، دو شرکت در چین و یک شرکت در امارات از جمله مؤسسات تحریم شده از سوی آمریکا هستند.

شرکت‌های لبنانی به ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متهم شده‌اند.

شرکت‌های تحریم شده در لبنان: شرکت ساختمانی و تجارت ماهر، شرکت میراژ برای مهندسی و تجارت، شرکت میراژ برای مدیریت زباله و خدمات زیست محیطی (SARL) و شرکت دارویی ریم.

شرکت‌های تحریم شده در چین: شرکت Cosailing Business tradin و شرکت واردات و صادرات Ningo New Century

شرکت تحریم شده در امارات متحده عربی: Royal Pearl General

۱۳ شخص حقیقی تحریم شده عبارتند از: یحیی الحاج، عبدالله اصغرزاده، تنی داریان، حسن دهقان ابراهیمی، محمد عبدالامیر فرهت، محمد مقام، کامبیز رستمیان، علی شریفی، کین شین هوا، ریچارد یو، مصطفی زاهدی، قدرت زرگری و کارول ژو.

شرکت‌های ایرانی تحریم شده: افق سبز دریا، زیست تجهیز پویش، اروین دانش آریان و ستاره شرق و MKS International Group.

وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید که شرکت‌های خارجی تحریم شده، با یک شبکه تجاری در ارتباط هستند که توسط عبدالله اصغرزاده، تاجر ایرانی، اداره می‌شود.

به گفته این وزارتخانه، آقای اصغرزاده حامی «گروه صنعتی شهید همت» است که زیرمجموعه یک موسسه ایرانی مسوول برنامه موشکی بالستیک ایران است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا در بیانیه خود گفته که این تحریم‌ها برای مقابله با «برنامه موشکی بالستیک ایران» و «فعالیت‌های برهم زننده ثبات در منطقه» از سوی تهران اعمال شده است.

در این بیانیه تاکید شده که تحریم‌های یاد شده، نقض برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) نیست.

به گفته وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، افراد و شرکت‌های آمریکایی از هرگونه معامله با افراد و مؤسسات تحریمی منع شده‌اند.

جان ای. اسمیت، مسئول موقت تحریم‌ها در وزارت خزانه‌داری آمریکا، در بیانیه‌ای گفته است: «ادامه حمایت ایران از تروریسم و توسعه برنامه موشکی بالستیک آن بیانگر تهدیدی برای منطقه، شرکای ما در جهان و ایالات متحده است».

او افزوده است: «ما فعالانه به استفاده از تمام ابزارهای در دسترس از جمله تحریم‌های مالی ادامه می‌دهیم تا به این نوع رفتار واکنش نشان دهیم».

ایران و شش قدرت جهانی از جمله آمریکا در تیرماه پارسال به توافقی برای حل‌وفصل برنامه هسته‌ای تهران دست یافتند که بر اساس آن، جمهوری اسلامی فعالیت‌های اتمی خود را تعطیل کرد و در مقابل، تحریم‌های بین المللی علیه آن لغو شدند.

با این حال، در این توافق تصریح شده است که طرف‌های ایران نمی‌توانند به اقداماتی از جمله تحریم دست بزنند که نقض برجام باشد.

حسین دهقان وزیر دفاع ایران روز چهارشنبه تأیید کرد که تهران یک آزمایش موشکی انجام داده است. او روز پنجشنبه گفت که این آزمایش موفقیت‌آمیز بوده است.

با این حال وزیر دفاع ایران گفت که آزمایش یاد شده نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل و توافق اتمی تهران با شش قدرت جهانی موسوم به برجام نیست.

این در حالی است که مقام‌های آمریکایی اقدام ایران را به شدت محکوم کرده و آن را نقض قطعنامه شورای امنیت و برجام دانسته‌اند.

مایکل فلین، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا، روز چهارشنبه رسماً به خاطر آزمایش موشکی، به ایران اخطار داد و گفت: «آزمایش موشک بالستیک ایران زندگی مردم را در آمریکا در معرض خطر قرار می‌دهد؛ تهدیدی برای آمریکا، دوستان و متحدان آن در منطقه است و واشینگتن چنین اقداماتی را محکوم می‌کند».

تحریم‌های روز جمعه آمریکا نخستین اقدامات تنبیهی علیه ایران از زمان آغاز به کار ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ است که موضع سرسختانه‌تری نسبت به تهران دارد.

آقای ترامپ در زمان مبارزات انتخاباتی‌اش بارها دولت باراک اوباما را متهم کرده بود که در برابر ایران ضعیف عمل کرده و در صورت انتخاب به مقام ریاست‌جمهوری، شدت عمل به خرج خواهد داد.

وی در چند روز گذشته پیام‌های متعددی با مضمون ایران توئیت کرده و گفته است که ایران رسماً تحت نظر قرار گرفته است.

او روز جمعه نیز در ادامه تنش لفظی با مقام‌های ایرانی، بار دیگر هشدار داد که «ایران با آتش بازی می‌کند».

آقای ترامپ در پیامی توئیتری نوشت: ایران «متوجه نیست که رئیس‌جمهور اوباما تا چه حد با آنها مهربان بوده است؛ من این طور نیستم».

رئیس‌جمهور آمریکا روز پنجشنبه نیز با تأکید بر اینکه به ایران به دلیل آزمایش موشکی اخیرش رسما اخطار داده شده است، نوشته بود: «ایران باید به خاطر توافق بسیار بدی که آمریکا با آنها کرد قدردان باشند».

استقبال جمهوریخواهان

اقدام وزارت خزانه‌داری آمریکا با استقبال جمهوریخواهان روبرو شده است.

به گزارش فاکس نیوز، باب کورکر، رییس کمیته روابط خارجی سنا در بیانیه‌ای گفته است: «این اقدام روشن می‌سازد که روز جدیدی در روابط ایران و آمریکا فرا رسیده است و ما دیگر رفتار بی ثبات‌کننده این کشور را تحمل نمی‌کنیم».

وی افزود: «تلاش مشترک و هماهنگ برای مقابله با رفتار غیرقانونی ایران دیر انجام شده است».

پل رایان، رییس مجلس نمایندگان آمریکا، نیز با تاکید بر اینکه «رژیم ایران» باید به خاطر آزمایش موشکی خود «حساب پس بدهد»، از اعمال تحریم‌های جدید ایالات متحده علیه تهران حمایت کرده است.

#Iran's latest ballistic missile test was a flagrant violation of UN Security Council resolutions. I support Trump admin's new sanctions. pic.twitter.com/MhK06J2pcS

— Paul Ryan (@SpeakerRyan) February 3, 2017

پیتر راسکام، نماینده جمهوریخواه ایالت ایلی‌نوی در مجلس نمایندگان، نیز در توئیتی نوشته است: «ایران باید مثل یک کشور مسوول در جامعه ملل عمل کند، اگر می‌خواهد مثل آنها با او رفتار شود».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .