اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'محیط زیست' Category

Apr 27 2015

عیسی کلانتری از «رخداد فاجعه بزرگ» می‌گوید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: عیسی کلانتری: «دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده است… اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ٧٠‌ درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل ۵۰ میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند.»
وزیر کشاورزی دولت‌های سازندگی و اصلاحات و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه که به تازگی سمت «مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط‌ زیست» را نیز دریافت کرده، امروز، در گفتگویی با روزنامه «شهروند»، از عمق بحران خشکسالی سخن گفته است.

به گفته کلانتری، «بحران آب دیگر شوخی‌بردار نیست»، وزیر اسبق کشاورزی، پیش از این نیز با بیان این‌که «کاری که ما با آب‌های زیرزمینی می‌کنیم یعنی نسل‌کشی»، گفته بود «ما امانت‌دار بسیار بدی برای این تمدن ۷۰۰۰ ساله بودیم».

به گزارش «شهروند»، بحران آب در ایران هنوز برای بسیاری از اقشار جامعه به یک باور تبدیل نشده است؛ چرا که به باور انبوهی از مردم، این سرزمین همیشه با مشکل کم‌آبی دست‌وپنجه نرم کرده و حالا هم وضع بحرانی نیست! همین نگاه تا چندی پیش در بدنه مدیریتی کشور هم دیده می‌شد و کسی باور نداشت که مشکل داریم. بحث گسترده کردن جمعیت تازه و بیشتر ایرانی در عرصه‌های خاکی ایران هم یکی از همین استدلال‌ها بود که در دوره‌های اخیر مطرح می‌شد. اما حالا با تغییر رویکردهای مدیریتی کشور برخی مسائل اندک‌اندک روشن شده و برخی مسئولان متوجه وخامت اوضاع شده و کارهایی را برای مدیریت این بخش شروع کرده‌اند.

آن‌طور که عیسی کلانتری، مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط‌زیست در این خصوص می‌گوید، در سال‌های گذشته وزارت نیرو جرأت اعتراف به واقعیت را نداشت؛ اما حالا بحران خشکسالی به اندازه‌ای رسیده که مسوولان متوجه قهقرای کشور شده‌اند، زیرا در حال حاضر ٧٠‌ درصد جمعیت کشور با سرانه زیر ٩٠٠ مترمکعب آب در‌ سال زندگی می‌کنند و این از نظر استانداردهای جهانی یعنی رخداد فاجعه بزرگ. عیسی کلانتری که به تازگی سمت مشاوره از معاون اول دریافت کرده است، غروب شنبه به «بنیاد ملی امید ایرانیان» [5] رفته بود تا  در جمع خبرنگاران، کارشناسان و پژوهشگران از همین واقعیت‌ها و وضع آبی کشور گزارشی دقیق دهد. در ادامه گزارش «شهروند» از این نشست را می‌خوانید:

٩٧‌ درصد آب‌های سطحی را خشک کردیم

عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی دوران سازندگی در این جلسه با اعلام آمار تکان‌دهنده از ذخایر آبی کشور گفت: ایران با بهره‌برداری از ٩٧‌ درصد آب‌های سطحی خود عملا تمام رودخانه‌های خود را خشک کرده است و دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده است. او ادامه داد: این موضوع به معنای آن است که اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ٧٠‌ درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل ۵۰ میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند. كلانتري با بیان این‌که سرانه آب تجدیدپذیر کشور به ١٠١‌میلیارد مکعب رسیده است، اعلام کرد.

بحرانی‌ترین وضع خشکسالی جهان در ایران

کلانتری با بیان این نکته که در زمینه بحران خشکسالی واقعیت‌هایی گفته نشده یا کتمان شده است یا با ناآگاهی از آن گذشته‌ایم، گفت: مسئولان دولتی تا امروز باور نداشتند که کشور دارد رو به قهقرا می‌رود و حالا متوجه این موضوع شده‌اند که کمی دیر است؛ مطابق با استانداردهای جهانی، درصد بهره‌برداری از آب‌های سطحی نباید بیشتر از ۴۰ درصد باشد. این در حالی است که بیشتر کشورهای پیشرفته حد ایده‌آل بهره‌برداری برای حفظ منابع آبی خود را لحاظ کرده‌اند که حداکثر ۲۵ درصد برداشت است.

او افزود: تنها دو کشور در جهان وجود دارد که با بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب‌های سطحی در معرض بحران جدی قرار گرفته‌اند و آن دو کشور ایران و مصر است. این در شرایطی است که میزان بهره‌برداری از آب‌های سطحی در مصر به ۴۶ درصد و در ایران با اختلاف فاحش به ٩٧ ‌درصد رسیده است. برای این‌که عمق فاجعه را بهتر متوجه شوید عملکرد برخی از کشورهای جهان را در بهره‌برداری از آب‌های سطحی سرزمین‌شان مرور می‌کنیم: ژاپن ١٩ درصد، آمریکا ٢١ درصد، چین ٢٩ درصد، هند ٣٣‌ درصد و در کشوری مانند اسپانیا که از لحاظ اقلیم و ویژگی‌های جغرافیایی به ایران شباهت دارد تنها ۲۵ درصد.

وزیر دولت پنجم گفت: این موضوع به آن معنی است که حتی در صورت بارش ایده‌آل و نفوذ آب به زیر زمین، جایی برای ذخیره آن وجود ندارد، در نتیجه آب در سطح خاک جاری شده و تبخیر می‌شود. این موضوع شورتر شدن خاک و از دست رفتن حاصل‌خیزی آن را به دنبال داشته است. در حال حاضر، وضع آبی برخی از شهرهای ایران به سطحی رسیده است که آن شهرها از نظر تعاریف علمی و استانداردهای جهانی به «شهر مرده» تعبیر می‌شوند. به‌عنوان مثال درحال حاضر شاهرود و نیشابور از نظر هیدرولوژی شهر مرده به حساب می‌آیند و بخش عمده‌ای از شهرستان رفسنجان نیز شهر مرده تلقی می‌شود.

۵۰ میلیون ایرانی باید مهاجرت کنند

وزیر اسبق کشاورزی با تأکید بر این‌که بحران خشکسالی در ایران به وضعیتی رسیده است که حیات و تمدن سرزمین در معرض تهدید قرار گرفته است، گفت: مطابق برآوردهای علمی، منابع کشش تأمین نیازهای جمعیت فعلی ایران را ندارد و در آینده نه‌چندان دور حدود ٧٠‌ درصد جمعیت ایران باید از کشور مهاجرت کنند اما با وضع دیپلماسی خارجی ایران، کدام کشورها حاضرند ۴۰ تا ۵۰ میلیون ایرانی را اسکان دهند؟!

وی ادامه داد: درحال حاضر در جزیره ماندیل هند ادامه سکونت غیرممکن شده است و این جزیره گاه و بیگاه به زیر آب می‌رود. این در شرایطی است که ماندیل تنها ٣٠٠‌ هزار نفر جمعیت دارد اما دولت هند برای انتقال این جمعیت دچار دردسر شده است. ما چگونه می‌خواهیم برای اسکان قریب به ۵۰ میلیون نفر ایرانی چاره‌اندیشی کنیم؟

گفتند توسعه پایدار غرب‌زدگی است!

کلانتری اشتباه‌های مدیریتی در دوره‌های گذشته را باعث رسیدن به این نقطه دانست و گفت: زمانی آمدیم گفتیم سیاست‌گذاری‌ها برای منابع کشور در راستای توسعه پایدار باشد، اما عده‌ای گفتند توسعه پایدار و اصول غربی را کنار بگذارید. خود بنده در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی به خانم دکتر ابتکار شخصا نامه نوشتم و گفتم واقعا آب نیست و از لحاظ منابع آبی داریم رو به بحران می‌رویم. ایشان بی‌توجه شد و گفت چنین چیزی نیست! سازمان محیط‌زیست در ایران تا امروز یک سازمان مرده و تشریفاتی بوده است. همین الان آقایان هنوز دارند درباره خودکفایی در محصولات کشاورزی صحبت می‌کنند. برای نوشتن برنامه ششم دوباره موضوع خودکفایی را به میان کشیدند که من برگشتم به آقای نوبخت گفتم تو را به دین و ایمانت بگو این مزخرفات را کنار بریزند.

او افزود: با این منابع آبی موجود و در صورت استفاده از مدرن‌ترین تکنولوژی‌های صنعتی و در صورت فرض محال رسیدن به بهره‌وری ۱,۵‌ درصد تا‌ سال ۱۴۰۴ تنها می‌توانیم برای ٣٣‌ میلیون نفر غذا تولید کنیم. این در شرایطی است که بهره‌وری ما درحال حاضر تنها ٠.٢‌ درصد است.

وی تأکید کرد: من حتی در این زمینه به مقام معظم رهبری نیز نامه نوشتم و آمار و ارقام و گزارش علمی خدمت‌شان ارایه دادم. گفتم اگر می‌خواهیم به جمعیت ۱۵۰ میلیون نفر برسیم قبل از هر چیز باید منابع آبی را نجات دهیم و پس از آن توان تولید ما در کشاورزی، تأمین غذا برای ٣٣‌ میلیون نفر است برای تأمین غذای بقیه جمعیت باید به واردات فکر کرد.

هزینه کلان برای تبدیل آب شیرین  به آب شورتر از دریا!

کلانتری شیرین کردن آب را همراه با هزینه بسیار گزافی دانست و بیان داشت: در بسیاری از موارد شیرین کردن آب شور صرفه اقتصادی ندارد. جالب است که بدانید اشتباه‌های مدیریتی سال‌های گذشته باعث شده است که ما هزینه کلانی بدهیم و آب شیرین‌مان را به آب شور تبدیل کنیم آن هم آب شوری که غلظت نمک آن ۳,۵ برابر غلظت نمک آب دریای عمان است!

وی افزود: در‌ سال ۵۱ آمریکایی‌ها به ایران آمدند و درباره پروژه احداث سد گتوند پژوهش کردند. طبق گزارش آمریکایی‌ها محل سد باید ۱۴,۵ کیلومتر پایین‌تر از مخزن سد قرار می‌گرفت. علت این موضوع وجود گنبدهای نمکی گزارش شده بود اما مدیران وقت این گزارش‌ها را خیانت آمریکا به ایران دانستند و سد را روی گنبدهای نمکی احداث کردند. در آن زمان ١٣٠‌ میلیارد تومان هزینه شد تا پتوی رسی روی گنبدهای نمکی قرار بگیرد اما با اولین آبگیری تمام پتوهای رسی از بین رفته و آب شیرین پشت سدها به آب شوری تبدیل شد که غلظت نمک آن ۳.۵ برابر غلظت نمک آب دریای عمان است. حالا این سد با مجموع سرمایه‌گذاری ٣‌ هزار و ٦٠٠‌ میلیارد تومان علاوه بر شور کردن آب شیرین، سالانه ۳.۵ تن نمک به اراضی خوزستان اضافه می‌کند و خاک حاصلخیز منطقه را شور کرده است.

سدسازی بی‌حساب و کتاب رودخانه‌ها را خشک کرد

عیسی کلانتری همچنین با برگشت به عقب گفت: در زمان آقای احمدی‌نژاد، به ایشان اعلام شد اشتباه دوم را انجام نده و سد را آبگیری نکن که آب شیرین به آب شور تبدیل شود اما ایشان کار را به پیمانکار واگذار کرد تا دو خط لوله به طول ٢٧٠ کیلومتر از زیر سد رد کنند. برای این کار ٢‌ هزار و ٢٠٠‌ میلیارد تومان هزینه شد که در نهایت از لوله‌ای به قطر یک متر و ١٠ سانتی‌متر تنها ٢٠٠ لیتر آب خروجی داشته باشیم.

او افزود: مشکل ما نه‌تنها به برداشت بی‌رویه آب مربوط می‌شود که سدسازی‌های بی‌حساب و کتاب به این مشکلات دامن زده است. مسئولان ما از سدسازی به‌عنوان سند افتخار خود یاد می‌کنند اما از بس سد ساخته شده است دیگر در رودخانه‌ها آبی جاری نمی‌شود. درحال حاضر ۴۲ درصد روان‌آب‌ها به دلیل سدسازی کاهش داشته و به خشک شدن بسیاری از رودخانه‌ها منجر شده است.

هزینه جبران از ۵۰ میلیارد به ۲۵ هزار‌ میلیارد تومان رسید

مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری با اشاره به این‌که در شرایط فعلی برای نجات کشور از بحران خشکسالی نیازمند اقدامات فوری هستیم، تأکید کرد: برای این‌که بتوانیم ظرف ۵ تا ۶ ‌سال آینده به حالت نرمال برسیم باید سطح برداشت آب از منابع‌مان را به نصف برسانیم و کار را باید از همین امروز شروع کنیم، چرا که تا الان هم دیر شده است. باید سطح برداشت آب از ۹۶ میلیارد مترمکعب به ۵۶ میلیارد مترمکعب برسد. او گفت: این موضوع درحال حاضر برای ما ٢٠ تا ۲۵ هزار‌ میلیارد تومان هزینه دارد این در صورتی است که در دوره خاتمی این موضوع را تنها با ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه می‌شد مدیریت کرد، اما متاسفانه مدیران کشور تا امروز باور نداشتند که بحران جدی است و حالا این موضوع کم‌کم دارد بین دولتمردان جامی‌افتد و البته این هزینه گزاف هم برای نجات تمدن ایران و کشور ضروری و غیرقابل اجتناب است. آب، نفت نیست. بلایی که ما سر نفت آوردیم را نمی‌توانیم سر آب بیاوریم، زیرا حیات‌مان و موجودیت کشور به آب بستگی دارد.

دولت نباید از موضع عده‌ای بترسد

کلانتری با اشاره به این‌که در زمینه فرهنگ‌سازی آب با یک مشکل عمده مواجه هستیم، گفت: برای اجرای سیاست‌های نجات‌بخش آب باید جدیت داشته باشیم و از واکنش عده‌ای نترسیم. در حال حاضر، ما بنا داریم آب کشاورزی را به نصف برسانیم و برای این کار، بودجه، تأمین و آماده شده است تا سهم آب کشاورزان را خریداری کنیم، اما دولت نگران واکنش مجلس و بقیه است. خود بنده در یکی دو روز گذشته چند جلسه خصوصی با آقای چیت‌چیان وزیر نیرو داشته‌ام تا ایشان را توجیه کنم که از واکنش نماینده‌های مجلس نترسد. نهایت این موضوع، استیضاح است، اما بحران آب دیگر شوخی‌بردار نیست. او تأکید کرد: اولین مصوبه دولت و اولین شعار آقای روحانی در زمان انتخابات، احیای دریاچه ارومیه بوده است. ایشان با وجود آن‌که به وعده خود عمل کرد و برای خرید حقآبه کشاورزان، بودجه مورد نیاز را هم کنار گذاشت، اما با اظهارات تند دو سه نماینده محلی در مجلس سریع عقب‌نشینی کرد. دولت باید برای نجات کشور از بحران خشکسالی جسارت و جدیت بیشتری به خرج دهد.

در خصوص بحران دریاچه ارومیه: هنگام اجرای پروژه‌ها کم‌سوادیم!

مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در پایان نشست به پاسخگویی به خبرنگاران و حاضران در جلسه پرداخت. او به پرسش «شهروند» درباره احیای این دریاچه و سمتی که او در این پروژه دارد، پاسخ داد. «شهروند» در سوالی از هدررفت بودجه کشور در نتیجه طرح‌های کارشناسی نشده و از جمله طرح احداث میان‌گذر شهید کلانتری دریاچه ارومیه پرسید تا کلانتری توضیح دهد:

در زمان احداث میان‌گذر شهید کلانتری دریاچه ارومیه، طرح، کارشناسی شد و مطالعات، به درستی انجام گرفت؛ طبق مطالعات انجام شده بنا شد در ۳,۵ کیلومتری غرب دریاچه که ٩٩.٧‌ درصد جریان آب از آن منطقه می‌گذرد، پل دیگری احداث شود اما آن پل را حذف کردند.

وی افزود: مشکل ما این است که زمان اجرای پروژه‌ها یا کم‌سواد هستیم یا اتفاقات را پیش‌بینی نمی‌کنیم یا نظر کارشناسی را باور نداریم. مجموع این فرهنگ مدیریتی باعث می‌شود بودجه‌های عمرانی کشور هدر رود.

کلانتری همچنین در پاسخ به پرسش دیگر مبنی بر طرح خرید آب شیرین از کشورهای همسایه گفت: این طرح غیرقابل اجراست زیرا عمدتا همسایگان ما منابع کافی برای صادرات آب شیرین را در اختیار ندارند، در این زمینه با چند کشور نیز مذاکره شده اما نتیجه‌بخش نبوده است. به‌عنوان مثال تاجیکستان اعلام کرد آبی برای صادرات ندارد و جمهوری آذربایجان نیز حاضر شد سالانه ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب آب به ایران انتقال دهد آن هم برای مدت محدود که با هزینه‌های سنگین حمل‌ونقل و میزان ناچیز توافق شده، این طرح توجیه اقتصادی کافی ندارد.

No responses yet

Apr 17 2015

گروهی از شهروندان شیراز در اعتراض به کشتار سگ‌ها در این شهر تجمع کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,محیط زیست

رادیوفردا: گروهی در شيراز در اعتراض به کشتار سگ‌ها در اين شهر روز پنج شنبه، ۲۷ فروردين، در برابر اداره کل حفاظت محيط زيست استان فارس تجمع کردند.

بر اساس گزارش خبرگزاری‌های داخلی، شرکت کنندگان در این تجمع خواستار توقف کشتار سگ‌ها، تغيير سريع روش‌های کنترل جمعيت حيوانات و مجازات عاملان کشتار اخير سگ‌ها در شیرازشده اند.

اعتراض‌های اخير ابتدا در شبکه‌های اجتماعی و با انتشار يک فيلم کوتاه آغاز شد. در اين فيلم که توسط گروه‌های حامی حقوق حيوانات در ايران منتشر شده، چهار نفر تعدادی سگ را با تزريق نوعی ماده شیمیایی اسیدی می کشند.

شهرداری منطقه پنج شیراز در گفت و گو با خبرگزاری فارس گفته است که مسئولیت کشتار سگ‌ها در شهرک صنعتی شیراز به عهده شهرداری نیست.

انجمن حمایت از حیوانات ایران نیز روز سه شنبه در نامه ای به استاندار فارس خواستار پیگیری این ماجرا و برخورد با خاطیان شد.

No responses yet

Apr 11 2015

دولت، پول مهار آب‌های مرزی را خرج واردات می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: نمایندگان مجلس می‌گویند که دولت حسن روحانی، بودجه فوری مهار آب‌های مرزی را در اختیار دو شرکت قرار داده تا با آن واردات کنند.

۱۵ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به حسن روحانی، دربار تصمیم دولت برای واردات دو میلیارد دلاری که به صورت انحصاری در دست دو شرکت قرار گرفته و پول مربوط به مهار آب‌های مرزی که بدان اختصاص یافته، به دولت هشدار دادند.

به گزارش سایت الف، متعلق به احمد توکلی که یکی از امضاکنندگان نامه است، یک ماه و نیم پیش و در تاریخ ۲۶ بهمن سال ۹۳ در نامه‌ای محرمانه به روحانی، درباره این تصمیم دولت هشدار داده شده بود. دولت روحانی اقدام به واردات دو میلیارد دلاری از محل بودجه ضروری مربوط به مهار آب‌های ارزی کرده و این واردات را به صورت انحصاری در اختیار دو شرکت (شرکت فراورده‌های دامی جاهد و شرکت جهاد تحقیقات آب و انرژی) نهاده است.

در نامه آمده است: «این اعتبار بخشی از همان ۶ میلیارد دلاری است که جنابعالی از رهبر انقلاب اجازه خواستید برای مهار آب‌های مرزی از صندوق توسعه ملی بردارید که با آن موافقت شده است. در جلسات ذیربط دولت چنین استدلال شده بود که بهتر است به جای آنکه ارز تخصیصی برای مهار آب‌های مرزی را به روال معمول به بانک مرکزی بفروشیم تا ریال آن صرف پروژه‌ها شود، بهتر است آن را صرف واردات کالای اساسی نماییم و پس از فروش کالای وارداتی، ریال جمع‌آوری شده را برای مهار آب‌های مرزی صرف کنیم».
نمایندگان امضاکننده این نامه استدلال پایه‌ای این تصمیم را زیر سوال برده و گفته‌اند که چنین اقدامی «مقصود اصلی را که تسریع در اقدام برای مهار آب‌های مرزی بود، به تإخیر می‌اندازد. زمان از دست رفته می‌تواند تا یک سال و در مواقعی بیش از آن طول بکشد. فراموش نکنیم یک علت رجوع به رهبری لزوم تسری در کار بود».
در این نامه آمده است : «چون به شکل انحصاری کار فقط به دست ۲ شرکت دولتی انجام میگیرد، رانتی است شبیه رانت ۶۵۰ میلیون یورویی ولی این بار با ارز دولت و برای دولتی‌ها. اکثر مفاسدی که بر آن مورد صادق بود اینجا هم صدق می‌کند».
این نامه می‌افزاید: «احتمال فساد و زد و بند در چندین میلیارد دلار خرید خارجی بسیار بالاست. علاوه بر همه زیان‌های فساد، زیان ریالی ۲ شرکت مأمور خرید را نیز افزایش می‌دهد».
همچنین در این نامه نوشته شده است: «پس از تقدیم آن نامه هیچ علامتی حاکی از اینکه جنابعالی نامه هفت نماینده را دیده باشید، دریافت نکردیم. این حسن ظن به جنابعالی وجود دارد که اگر نامه را مطالعه فرموده بودید علی‌القاعده دستور توقف این قانون‌شکنی با این همه تبعات را صادر می‌فرمودید».
نمایندگان مجلس گفته‌اند: «معاون اول محترم و حتی وزیر محترم جهاد کشاورزی نیز به نامه پاسخی ندادند. به جای آنها روابط عمومی وزارت جهاد کشاورزی در تاریخ ۲۶ اسفند طی بیانیه‌ای در پاسخ مصاحبه یکی از امضاءکنندگان ضمن پذیرش ماجرا به وجه مذکور، عذر آورد که ویژگی وضعیت سبب اتخاذ آن تصمیم و اجرای آن بود و با کمال تعجب بر ادامه این کار غلط مهر تأئید زد! البته شأن مردم و نمایندگان مردم و رفاقت و همدلی اقتضاء داشت در پاسخ آن نامه هفت نماینده رفتار دیگری دیده می‌شد، ولی جای شکر دارد که دولت انجام آن تصمیم و اقدام ناصواب را انکار نکرد بلکه صادقانه آن را پذیرفت».
امضاکنندگان این نامه در پایان نوشتند: «غرض از این شمارش هزینه‌های مختلف تصمیم گرفته شده و اقدامات غیرقانونی متعاقب آن، تذکر به جنابعالی است تا سریعاً نسبت به توقف این روند دستور صریح صادر فرمایید و بجای آن، ارزها در اختیار بانک مرکزی قرار گیرد تا به تدریج در بازار تشنه ارز بفروشد و ریال آن را که از جامعه جمع می‌شود در اختیار وزارت نیرو قرار دهد تا بدون معطلی برای مداوای درد مهار آب‌های مرزی اختصاص دهد. کار تجارت را نیز به مردم و در موارد مجاز قانونی، به شرکت‌های دولتی مسئول تامین کالاهای استراتژیک بسپارید. منتظر اقدام سریع شما هستیم».

No responses yet

Mar 09 2015

کاهش ۱۴ هزار هکتاری جنگل‌های ایران در ده سال گذشته

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: رئیس سازمان جنگل‌ها و مراتع ایران با اشاره به این‌که طی ۱۰ سال گذشته سطح جنگل‌های کشور ثابت نبوده و روند نزولی داشته است، اعلام کرد که وسعت جنگل‌های ایران با کاهشی ۱۴ هزار هکتاری مواجه شده است.

خداکرم جلالی، معاون وزیر جهاد کشاورزی، روز یکشنبه ۱۷ اسفند در گفت‌وگو با ایسنا، از بیلان منفی ۱۷۰ میلیون هکتاری جنگل‌های جهان طی دهه اخیر خبر داد و گفت: «این میزان در ایران بسیار کمتر بوده اما باید به اهمیت و ارزش بازاری و اکولوژیکی جنگل‌ها بیش از پیش توجه کرد، چراکه ایران سالی هزار میلیارد تومان بابت بیابانی شدن خسارت می‌بیند.»

آقای جلالی با اشاره به این‌که سطح جنگل‌های ایران حدود ۱۴ میلیون هکتار است، در مورد وضعیت جنگل‌داری در جهان اعلام کرد: « طی ۱۰ سال گذشته سطح جنگل‌های جهان ۲۵۰ میلیون هکتار کاهش یافته و در مقابل حدود ۸۰ میلیون هکتار جنگل کاری صورت گرفته است.»

رئیس سازمان جنگل‌های ایران در ادامه با بیان این‌که در سال ۲۰۱۴ موسسه‌ای بین‌المللی با استفاده از ۶۵۰ هزار تصویر دقیق ماهواره‌ای، جنگل‌های کشور‌های مختلف را مورد ارزیابی قرار داده است،‌ گفت: «از میان ۱۷۸ کشور، ایران در حفاظت از جنگل‌های با پوشش گیاهی بالای ۵۰ درصد، رتبه‌ شانزدهم را دریافت کرده و از ۱۰۰ نمره در نظر گرفته شده برای ارزیابی‌ کشور‌ها، ایران نمره ۸۴.۱۲ را دریافت کرده است.»

همچنین آقای جلالی با اعلام این‌که «منشأ ریزگرد‌های خوزستان داخلی بود»، افزود: ریزگردها در پی خشک‌شدن تالاب‌ها به وجود آمدند؛ وزش بادهای شدید سبب شد ریز‌گرد‌هایی که بین دو تا پنج میکرون بودند به هوا بلند شوند و تا ارتفاعات بالا و مسافت زیادی جابجا شوند.»

رئیس سازمان جنگل‌های ایران در پایان درباره خسارت سالانه ناشی از پدیده بیابانی شدنایران را حدود یک هزار میلیارد تومان ذکر کرد و گفت: «هفت میلیون هکتار کانون بحرانی در کشور شناسایی شده است ولی اعتبارات سازمان جنگل‌ها برای مقابله با کانون‌های بحرانی محدود و حدود ۳۰ میلیارد ریال در سال است.»

درخت‌کاری سیاست‌مدارن و چهره‌های معروف

برخی از چهره‌های سیاسی، هنری و ورزشی طی یکی دو روز گذشته و به مناسبت روز درخت‌کاری، به کاشت درخت و نهال پرداختند.

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، روز پنجشنبه در محوطه سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی تهران به کاشت یک اصله نهال پرداخت.

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در قم و صادق آملی‌لاریجانی، رئیس قوه قضاییه هم طی یکی دو روز گذشته به مناسبت هفته درخت کاری به کاشت نهال اقدام کردند.

احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان هم به مناسبت هفته درخت‌کاری، به کاشت و آب‌یاری یک اصله نهال پرداخت.

​​از سوی دیگر برخی از هنرمندان سینما هم در حاشیه مراسم آغاز به‌کار مجدد جشنوراه بین المللی فیلم سبز که شنبه شب با حضور رئیس سازمان محیط زیست در موزه سینما برگزار شد،‌ به کاشت نهاد در حیاط این موزه پرداختند.

به گزارش خبرآنلاین، در این مراسم مرضیه برومند کارگردان سینما و تلویزیون،‌ با اشاره به حرکت‌های نمادینی که برای حفظ محیط زیست انجام می‌شود، گفت: «متاسفانه امروزه حرکت‌های نمادین برای محیط زیست مد شده است؛ همچنان که روز گذشته ما را برای مراسم درخت کاری به تپه‌های سوهانک بردند و آنقدر پوشش گیاهی آنجا را لگد مال کردند که تمام پوشش گیاهی آن نقطه را از بین بردند، چون می‌خواستند دو هزار درخت کاج بکارند.»

علی دایی و عادل فردوسی‌پور هم از دیگر چره‌هایی بودند که روز شنبه به سازمان جنگل‌ها و مراتع ایران رفتند و به مناسبت هفته منابع طبیعی و روز درختکاری نهال کاشتند.

روز جمعه ۱۵ اسفند در ایران به روز درخت‌کاری معروف است و هفته بعد از این روز نیز هفته «منابع طبیعی» نامیده می‌شود.

No responses yet

Feb 24 2015

هشت لقب برای یک ‌شکارچی آمریکایی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,محیط زیست

ایران‌وایر: برای بسیاری از شکارچیان سال‌های دور و خوانندگان مجله قدیمی شکار و طبیعت نامی آشناست. او حتی برای شماری از نسل جوان و علاقمند به محیط‌های طبیعی، فردی شناخته شده است. یک آمریکایی شکارچی و فعال در توریسم شکار که به دلیل حضور ۱۵ ساله در ایرانِ پیش از انقلاب به فرهنگ و زبان مردم این سرزمین تسلط دارد.

دیوید لیلین (David Laylin) این روزها مرتب به ایران سفر می‌کند و با وجود تسلطش به زبان فارسی، مشغول آموختن این زبان در یک موسسه دانشگاهی در آمریکاست. او در فروش پروانه شکار قوچ آسیب‌پذیر لارستان نیز همکار و همراه موسسه حیات‌وحش پارسیان بوده است. این شکارچی و شکارفروش دیروز و امروز، هم فروشنده تجهیزات جانبی شکار و ماهیگیری و هم مشاور «مرکز مطالعات اسلام و خاورمیانه» در واشنگتن است. رسانه‌های ایران او را به عنوان «مشاور مرتبط با مسائل تالاب‌ها و مدیریت منابع آب» یا به عنوان دکتری که سابقه ۴۷ ساله در پژوهش و تحقیق دارد معرفی‌ می‌کنند.

پدری وکیل، خواهری منجی
دیوید سال ۱۹۳۷ در ویرجینای آمریکا به دنیا آمد. پدرش وکیلی کهنه‌کار و نامدار بود به نام جان جی لیلین (John G Laylin). او در سال ۱۹۵۶ برای تعیین حق‌آبه رودخانه هیرمند در نقش مشاور ایران ظاهر شد. اثرگذاری لیلین پدر در مکاتباتش با علی امینی، سفیر وقت ایران در آمریکا (و نخست‌وزیر آینده) به خوبی نمایان است. سرانجام در سال ۱۹۷۳ معاهده‌ای بین ایران و افغانستان بر سر رودخانه هیرمند امضا شد. پیش از آن، در سال ۱۹۴۶ جان لیلین به نوشته اسکندر فیروز، بنیانگذار سازمان محیط‌زیست «وکیل ایران در سازمان ملل در زمانی بود که حسین علا نیز در مقام سفیر ایران در آمریکا تلاش می‌کرد تا آذربایجان از ایران جدا نشود و در این راستا موفق هم شد.»
لوئیز، خواهر بزرگ دیوید با نَرسی، برادر اسکندر فیروز ازدواج کرد. نرسی، دانش‌آموخته مهندسی مکانیک دانشگاه ییل و ویسکانسین بود. لوئیز و نرسی سال‌ها در روستای قره‌تپه شیخ در گنبد زندگی کردند. با سخت‌کوشی به تکثیر و پرورش اسبچه خزری پرداختند و منجی آن شدند که زمانی در شرف نابودی بود.

۱۵ سال طلایی در ایران
دیوید لیلین به گفته خودش در مصاحبه با خبرنامه گروه زبان‌ها و فرهنگ‌های خاورمیانه و جنوب آسیا (MESALC، وابسته به دانشگاه ویرجینیا) در سال ۱۹۶۵ ایران‌سافاری، نخستین شرکت شکار در ایران را تاسیس کرد. به نوشته شکارچیان فرنگی از جمله ریچارد آلدن نایت (Richard Alden Knight) فقط همین یک شرکت خصوصی بود که خدمات توریستی به شکارچیان ارائه می‌کرد. اروین بوئر (Erwin A. Bauer) مقاله‌ای درباره شکار در ایران نوشته که توسط نصرت‌الله برزآبادی ترجمه و در شماره ۱۳۰ مجله شکار و طبیعت منتشر شده است. در این مقاله آمده است: «لیلین که خود شکارچی با تجربه و از اهالی ویرجینیای آمریکا است، چهار سال پیش برای گذراندن تعطیلات خود به ایران مسافرت کرده و عاشق این سرزمین شد و همین جا ماندگار گردید. وی پس از چند بار شکار در ایران متوجه شد که وجود سازمانی مرکب از چند شکارچی حرفه ای برای هدایت شکارچیان خارجی و تهیه موجبات شکار آنان در ایران لازم است. به همین دلیل در سن ۳۳ سالگی شرکت ایران‌سافاری را در تهران تاسیس نمود و اکنون آن را شغلی بسیار مناسب برای خود می‌داند.» (با توجه به تاریخ تولد لیلین به نظر می‌رسد وقتی شرکت ایران‌سافاری را تاسیس کرده ۲۸ ساله بوده است).

لیلین در همان مصاحبه گفت که فعالیت‌های شکار و سافاری او در ایرانِ بعد از انقلاب متوقف شد. اما به نظر می‌رسد شرکت ایران‌سافاری حتی در سال‌های بعد از انقلاب نیز فعال بوده است. یک شکارچی دانمارکی به نام جِنِس پِرْتو (Jens E. Perto) در مجله «گزارش شکار» در آوریل سال ۲۰۰۰ نوشته که مسافرت موفق‌آمیز ده‌ روزه شکارش در ایران توسط ایران‌سافاری برنامه‌ریزی شد؛ شرکتی که توسط کامیل جعفری و پسرش رضا اداره می‌شود. به نوشته این شکارچی، کامیل جعفری قبل از انقلاب مالک شرکت «ایران‌شکارسافاری» بوده و پذیرای بسیاری از شکارچیان آمریکایی (کامیل جعفری تبریزی اکنون رییس هیات مدیره موسسه میراث حیات‌وحش پارسیان و پسرش عضو هیات مدیره است).

بیچاره باکسینا
کرگدن‌های سیاه در آفریقای جنوبی بسیار کم‌یابند. یکی از آنها کرگدن ماده‌ای بود به نام باکسینا (Baixinha) که در مزرعه زندگی می‌کرد و مطبوعات نوشتند متعلق به دیوید لیلین است. این جانور که برای تولید مثل خریداری شده بود هیچ گاه تن به جفت‌گیری نداد. باکسینا به قدری اهلی و رام بود که گروه‌های فیلم‌برداری و گردشگران می‌توانستند نزدیکش شوند و لمسش کنند. خبر فروش باکسینا برای شکار، خشم طرفداران محیط‌زیست را برانگیخت. قرار بود این کرگدن اهلی و ساکن مزرعه به قیمت ۶۰ هزار دلار با گلوله یک شکارچی نروژی در سال ۲۰۰۱ کشته شود. ماجرا بالا گرفت. قاضی پرونده رای داد که باکسینا به پناهگاهی فرستاده شود تا از دسترس شکارچیان دور بماند (شکار در اسارت Canned hunt میان برخی شکارچیان غربی طرفدارانی و منتقدانی جدی دارد).
مسولان پناهگاه حیات‌وحش سن‌وایلد (Sanwild) با لیلین وارد مذاکره شدند تا کرگدن را بخرند و هزینه‌های مورد نظر او را تا حد امکان بپردازند. سازمان پیتا (PETA)، بازیگران مشهور هالیوود و بالیوود یعنی چارلیز ترون و آشواریا رای تلاش کردند تا لیلن را از تصمیمش منصرف کنند. در نهایت پس از حکم دادگاه این کرگدن ماده از گلوله شکارچی در امان ماند اما یک سال بعد به دلیل استرس زیاد و هوای سرد در ژوهانسبورگ مرد.

ماجرای قوچ لارستان و این روزها
ماجرای قوچ لارستان پیش‌تر در ایران‌وایر به تفصیل آمده است. در وب‌سایت بنیاد قوچ‌های وحشی نام دیوید لیلین درج شده تا علاقمندان به شکار قوچ لارستان با او تماس بگیرند. او همچنین در سال ۲۰۱۱ به همراه مراد طاهباز، بنیانگذار و عضو هیات مدیره دو بنگاه میراث حیات‌وحش پارسیان (در ایران) و بنگاه حیات‌وحش پارسیان (در آمریکا) در سمیناری با محوریت شکار در ایران شرکت کرد. «شکار در ایران: افسانه، واقعیت و عواقب» عنوان این سمینار بود. دادن اطلاعات به شکارچیان آمریکایی درباره انواع قوچ‌ها و کل‌های ایران، مهمترین شکارگاه‌های این کشور و نحوه انتقال جانور شکار شده به آمریکا از جمله موضوعات مورد اشاره در این سمینار بود.
همکاری لیلین با موسسه حیات‌وحش پارسیان فقط به قوچ‌فروشی محدود نمی‌شود. در ماه مارس ۲۰۱۲ گروهی ۱۳ نفره متشکل از دانشگاهیان و اعضای تشکل‌های غیردولتی ایران با سازماندهی میراث پارسیان و همراهی لیلین راهی ایالات متحده شدند. دلیل این سفر انتقال دانش و تجربه به ایرانیان بود و برگزار کننده آن شورای ملی پژوهش آمریکا و سازمان جهانی آموزش. با این حال، در فضای عمومی، دانش و تجربه مورد هدف و یا دستاوردهای سفر منتشر نشد.
در گرماگرم انتخابات ۲۰۱۳،‌ لیلین پنچ هفته در ایران اقامت داشت. در ده روز مسافرت، پنج هزار کیلومتر پیمود و به مناطق مختلف سر زد. او نوشته است: «افتخاری نصیبم شد که به پابوس امام رضا رفتم و روز بعد مقبره فردوسی و عمر خیام را دیدم.»
لیلین همچنین مشاور «مرکز مطالعات اسلام و خاورمیانه» است. در صفحه معرفی مشاوران، اثری از تحصیلات و یا سابقه کاری او وجود ندارد. در کنار اطلاعاتی کلی درباره خدمات شایان پدر و خواهرش نوشته شده که او از سال ۱۹۵۹ در ایران و در بخش خصوصی فعال بوده است (یعنی شش سال زودتر از آنچه در مصاحبه با خبرنامه MESALC به آن اشاره کرده است).
او در حالی مشغول مطالعه زبان فارسی در گروه زبان‌ها و فرهنگ‌های خاورمیانه و جنوب آسیاست که راحت و روان به این زبان سخن می‌گوید. در مصاحبه با خبرنامه MESALC گفته است: «این نخستین دوره در حد کالج است که از سال ۱۹۶۱ به این سو در آن شرکت کرده‌ام. آن زمان در دانشگاه جورج واشنگتن مهندسی عمران می‌خواندم.»
نه تنها رسانه‌های ایران از او با عناوین مختلف نظیر کارشناس حیات‌وحش و اکوتوریسم با ۴۷ سال سابقه، دکتر و مشاور امور تالاب و مدیریت منابع آب نام‌ می‌برند که خود او در میزگردی فنی و بین‌المللی مربوط به خشک شدن تالاب‌های ایران شرکت داشته است. این میزگرد با عنوان «به سوی راه حلی برای خشکی تالاب‌های ایران» با همکاری سازمان محیط‌زیست و برنامه عمران سازمان ملل در تهران برگزار شد. لیلین در این میزگرد به طور مستقیم به حل مسائل تالاب‌ها اشاره‌ای نکرد اما عدم ارتباط دیپلماتیک بین ایران و آمریکا را هدف قرار داد و به انتقال متقابل تجربه و دانش میان دو کشور پرداخت. او در این میزگرد از سوی بنیاد منابع طبیعی ایران (Iran Natural Resources Foundation) شرکت کرد. جست‌وجوی اینترنتی به انگلیسی و فارسی برای پیدا کردن اطلاعات بیشتر درباره این موسسه تا این لحظه بی‌ثمر بوده است. با توجه به حضور لیلین در این میزگرد و مصاحبه‌هایش با عنوان کارشناس تالاب و نیز داغ بودن بحث خشکسالی و کم‌آبی، قابل پیش‌بینی است که علاوه بر شکارفروشی بخشی از فعالیت‌های اقتصادی خود را به آب و تالاب‌های ایران اختصاص دهد.
فروشنده تجهیزات جانبی شکار و ماهیگیری، شکارچی، فعال توریسم شکار، صاحب کرگدن، کارشناس تالاب و مدیریت منابع آب، مشاور مرکز مطالعات اسلام و خاورمیانه، دکتر و کارشناس حیات‌وحش هشت لقب و عنوانی است که تا کنون برای دیوید لیلن به کار رفته است. دخترش تافلین (Tafline) در وب‌سایت «پیامبر سبز» به مناسبت روز پدر یادداشتی نوشته و از نحوه آشنایی پدر و مادر شکارچی‌اش در مونت‌کارلو، خاطرات مختصری در ایران و فعالیت‌های خانوادگی‌شان در آفریقای جنوبی و زیمبابوه نوشته و اشاره‌ای هم به باکسینا کرده است. او نوشته که این روزها با پدرش در پروژه‌ای مشترک همکاری می‌کند و افزوده است: «گرچه گاهی پدرم را نمی‌فهمم و بعضی وقت‌ها به خاطر این که نگرانم می‌کند، نفرینش می‌کنم اما خوشحالم چون مشغول است و کارش را ادامه می‌دهد.»
همچون تافلین، شماری نیز در ایران خوشحالند که لیلین دستی در آتشِ شکار و شکارفروشی دارد و به عنوان کارشناس در حوزه‌های حضور دارد و در عین حال، خبرنگاران نیز بدون کوچکترین تحقیقی حرف‌های او را با عناوینی پرطمطراق بازنشر می‌کنند. با این حال، بررسی سابقه فعالیت ۵۰ ساله دیوید لیلن نشان می‌دهد او همواره از محیط‌زیست ایران بهره‌مند بوده است. آیا این آمریکایی ۷۸ ساله می‌خواهد در سال‌های باقی‌مانده عمر جبران مافات کند و سودی به طبیعت رنجور سرزمین‌مان برساند؟

No responses yet

Feb 20 2015

حکم اعدام یک محیط‌ بان منطقه حفاظت شده دنا، توسط دیوان عالی کشور نقض شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: به گزارش وبسایت خبری دیدبان محیط زیست و حیات وحش ایران، حکم اعدام برای غلامحسین خالدی، محیط بان منطقه حفاظت شده دنا، که متهم به قتل یک شکارچی بود، بار دیگر توسط دیوان عالی کشور نقض شده و برای رسیدگی مجدد به شعبه دیگری فرستاده شده است.

تا کنون سه بار این حکم نقض شده بود و پس از بررسی مجدد توسط شعبه یکم دادگاه کیفری استان کهگیلویه و بویراحمد ، بار دیگر این دادگاه حکم به اعدام داده بود.

وبسایت دیدبان محیط زیست و حیات وحش ایران با ضمیمه کردن نسخه ای از رای دیوان عالی کشور آورده است که بنا بر نظر این دیوان، متهم مامور دولت و در حال انجام وظیفه بوده است و از همین رو از حمایت قانونگذار برخوردار می شود. این رای می افزاید که استفاده از سلاح توسط متهم، با رعایت مقررات و موازین قانونی بوده است.

پیشتر گزارش شده بود که در جريان درگيری تيرماه سال ۸۹، که بين اين محيط‌ بان و چند شکارچی مسلح در ارتفاعات ۴۴۰۰ متری دنا روی داد، گلوله شليک‌شده از اسلحه او به قتل يکی از شکارچيان به نام محمد پايه‌گذار منجر شده است.

No responses yet

Feb 19 2015

میدان نفتی آزادگان؛ بلای جان خوزستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: روزنامه خراسان گزارشی از “پشت پرده” پدیده ریزگردها در خوزستان منتشر کرده است. در این گزارش آمده که میدان نفتی آزادگان همان تالاب هورا‌لعظیم است که برای استخراج نفت خشک شده و باعث بروز پدیده ریزگردها شده است.
میدان نفتی آزادگان در تالاب هورالعظیم

میدان نفتی آزادگان در تالاب هورالعظیم

میدان نفتی آزادگان که پس از میدان نفتی غوار در عربستان و میدان نفتی بورقان در کویت سومین میدان نفتی بزرگ جهان است، اینک به بلای جان محیط زیست خوزستان بدل شده است.

این میدان نفتی قرار بود قاتق نان سفره‌های مردم خوزستان شود، اما حالا بلای جانشان شده است. به گزارش روزنامه خراسان، اکتشافات در این میدان نفتی از سال ۷۶ آغاز شده و از سال ۸۹ با سپردن کار به شرکت ملی نفت چین، شکل جدی‌تری به خود گرفته است.

اما خشک کردن تالاب هورالعظیم برای رسیدن به نفت در زیر آن از خیلی سال قبل‌تر آغاز شده بود. در حقیقت میدان نفتی آزادگان چیزی نیست جز همان تالاب هورالعظیم که خشک می‌شود تا طلای سیاه از زیر خاک آن بیرون کشیده شود.

خشک کردن این تالاب، مرز آبی میان ایران و عراق را به خشکی تبدیل کرده و به جای زیست‌بوم آبزیان و پوشش گیاهی در این منطقه، تنها دکل‌های حفر چاه نفت است که به چشم می‌خورد.

بیشتر بخوانید: صفحه ویژه معضل آلودگی هوا در ایران

گزارش روزنامه خراسان، علت اصلی پدیده ریزگردها در استان خوزستان را همین مسئله عنوان کرده و از قول یکی از بومیان منطقه نوشته است: «آنچه ما در طول این هشت سال دیده‌ایم، مؤید این موضوع است که شرکت نفت جلوی وارد شدن آب به هور را می‌گیرد و از سوی دیگر آب را از سمت عراق از هور خارج می‌کند تا کار برای خشک کردن هور و استخراج نفت هموار شود. با این کار تالاب خشک می‌شود و آنچه باقی می‌ماند، خاکی است که با گرم شدن هوا و وزش باد در هوای منطقه پخش می‌شود. به حدی که در تابستان‌ها به زحمت می‌توان یک متر جلوتر را دید.»

حورالعظیم با نظارت سازمان محیط زیست خشک شد؟

بر اساس این گزارش، اوج کار شرکت نفت در شمال دشت آزادگان است؛ جایی که شرکت ملی نفت چین مسئولیت حفر و استخراج نفت از آن را در قالب قرارداد بیع متقابل بر عهده دارد. در این منطقه در حال حاضر ۵۹ حلقه چاه حفر شده است.

روزنامه خراسان از قول یکی از کارشناسان شرکت ملی نفت ایران که نخواسته نامش فاش شود نوشته است: «از آنجا که میدان نفتی کاملاً داخل هور واقع شده و عمق آب تالاب در عمیق‌ترین نقاط به چهار متر هم نمی‌رسد، از لحاظ مالی مقرون به صرفه نیست که بخواهیم برای استخراج نفت دکل نصب کنیم. اقتصادی‌ترین کار همین خشک کردن است که البته می‌توانیم در صورت اعلام نیاز سازمان حفاظت محیط زیست پس از خشک کردن آب تالاب اقدام به مالچ‌پاشی زمین‌های اطراف آن کنیم؛ آن هم با هزینه خودمان».

گرد و غبار مرگ‌آور در قاب تصاویر تار

آلودگی شدید هوای خوزستان از سال‌ها پیش به یکی از معضلات اصلی این استان تبدیل شده و هر سال بحرانی‌تر می‌شود. موج جدید گرد و غبار جریان عادی زندگی را در بسیاری از شهرهای خوزستان مختل کرده است.

این کارشناس تصریح کرده که خشک کردن تالاب هورالعظیم با نظارت و موافقت سازمان محیط زیست انجام شده است.

معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست در کنفرانس خبری خود در شهر اهواز در روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن (۱۷ فوریه) تاکید کرد که خشک کردن تالاب هورالعظیم در دولت قبلی انجام گرفته است. به گزارش روزنامه شرق، وی گفته است: «اتفاق هورالعظیم برخلاف ارزیابی زیست‌محیطی بود و در دولت قبل انجام شد که در دولت یازدهم مساله رسیدگی شد و به وزارت نفت تکلیف شد که آب به همه قسمت‌های تالاب برسد و براساس آخرین اخباری که من دارم آب در‌حال ‌رسیدن است».

با این حال گزارشگر روزنامه خراسان که منطقه را از نزدیک دیده می‌نویسد: «با این شرایط، گویا وعده رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مبنی بر آبگیری ۱۴۰ هزار هکتار از اراضی هورالعظیم ظرف یک سال آینده نیز وعده‌ای بیش نباشد و برای هرکس که این فاجعه ملی را از نزدیک دیده باشد به خوبی قابل درک است که دیگر هورالعظیم به زندگی باز نخواهد گشت».

سدسازی در ترکیه، علت دیگری برای پدیده ریزگردها

بخش دیگری از گزارش روزنامه خراسان به پروژه‌ای اشاره کرده با نام پروژه آناتولی در ترکیه که براساس آن بیش از ۲۲ سد و ۱۹ طرح برق‌آبی در حوزه آبریز دجله و فرات ایجاد خواهد شد.

بر اساس این گزارش تا کنون ۲۱ درصد از طرح‌های مربوط به آبیاری و ۷۴ درصد از طرح‌های برق‌آبی پروژه آناتولی به بهره‌برداری رسیده است وهمین امر باعث شده تا تالاب‌های منطقه یکی پس از دیگری خشک شوند.

برای جلوگیری از خشک شدن این تالاب‌ها ترکیه باید حق‌آبه تالاب‌های پایین‌دستی دجله و فرات را پرداخت کند و از سوی دیگر کشورهای عراق، سوریه، عربستان و اردن اقدام به مالچ‌پاشی کانون‌های تولید ریزگرد در کشورهایشان کنند.

معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست ایران در گفت‌وگو با شبکه استانی صدا و سیمای خوزستان گفته از تمام کشورهای همسایه خواسته شده تا یک طرح مشترک برای مقابله با پدیده گرد و غبار تنظیم کنند.

وی افزوده است: «از مدت‌ها پیش مقدمات ایجاد صندوق منطقه‌ای برای مقابله با گرد و غبار را با سازمان ملل داشته‌ایم و این سازمان در این زمینه خیلی کمک کرد، ولی متاسفانه بعضی از کشورهای همسایه همراهی لازم را با این صندوق نداشته‌اند».
خاستگاه و دلیل خیزش ریزگردهای خوزستان چیست؟

مخالفت مجلس با بودجه مقابله با ریزگردها

در تب وتاب جست‌وجوی راه‌های مقابله با پدیده ریزگردها در استان خوزستان، مجلس شورای اسلامی با اختصاص ۶۰ میلیارد تومان از درآمد وصولی ناشی از عوارض آلایندگی به سازمان محیط زیست مخالفت کرده است.

به گزارش ایرنا، این طرح که پیشنهاد محمدرضا تابش بوده، با مخالفت گروهی از نمایندگان از جمله الیاس نادران روبرو شده است.

نادران اظهار کرده که بیم آن می‌رود تا سازمان محیط زیست از این بودجه برای سیاسی‌ کاری استفاده کند و نه برای مقابله با ریزگردها.

این نماینده تهران، معصومه ابتکار را به سیاسی‌کاری متهم کرده و گفته وی اگر معاون سیاسی رئیس‌جمهور بود اثرگذاری‌اش بیشتر از حالا بود که رئیس سازمان محیط زیست است.

معصومه ابتکار چندی پیش اعلام کرد: «جالب است بدانید تعدادی از همین نمایندگان که در این روزها سرسختانه درحال انتقاد از سازمان محیط‌زیست هستند، دقیقا سه‌روز قبل از وقوع اولین موج گرد و غبار در کمیسیون تلفیق مجلس در یک نوبت همه اعتبارات پیش‌بینی‌شده برای مقابله با پدیده گردوغبار را، که از سوی سازمان محیط زیست در بودجه سال ٩۴ گنجانده شده بود، به‌صورت کامل حذف و آن را به یکی از مصارفی که مد‌نظر خودشان است منتقل کردند.»

این سخنان وی بلافاصله با اعتراض نمایندگان روبرو شد و آن را خلاف واقع دانستند. الیاس نادران اما گفته اگر هم این بودجه حذف شده باشد، مربوط به سال ۹۴ است و ربطی به پدیده گرد و غبار در سال جاری ندارد.

No responses yet

Feb 19 2015

تحلیل لوموند از آینده زیست محیطی: ایران به کویر تبدیل می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,محیط زیست

روز: ایران بسیار تلاش کرد تا وخامت بحران آب را تکذیب کند. اکنون کارشناسان محیط زیست براین باورند که دیگر برای جلوگیری از روند کنونی خشکسالی خیلی دیر شده. از دید کسانی که به شدت نسبت به این مسأله هشدار داده اند، “ایران سومالی آینده خواهد بود”؛ “کشوری خوفناک در ۳۰ سال آینده” که به یک “کویر بزرگ تبدیل شده”. این کشور که به داشتن آب و هوای قاره ای شناخته می شود، اکنون در معرض تغییرات شدید و ناگهانی قرار دارد.

طی دو سال اخیر، دریاچه ارومیه که یکی از بزرگ ترین دریاچه های خاورمیانه بود [۵۲۰۰ کیلومتر مربع] تا میزان ۹۵ درصد خشک شد. رییس جمهور میانه رو حسن روحانی در تاریخ ۲۷ نوامبر به منظور نجات این دریاچه تصمیم گرفت بودجه ای معادل ۷۳۰ میلیارد تومان [۱۷۸ میلیون یورو] را به آن اختصاص دهد. طرح دیگری نیز تحت عنوان “نکاشت” در دستور کار قرار گرفته که در صورت تصویب، به کشاورزان منطقه زرینه رود [که به دریاچه ارومیه می ریزد] برای هر هکتار زمینی که در آن کشت انجام ندهند، سالانه معادل ۵ میلیون تومان [۱۲۰۰ یورو] یارانه تعلق خواهد گرفت.

تهران نیز با مشکل کم آبی روبروست. تابستان امسال ۳ سد از ۵ سدی که آب پایتخت را تأمین می کنند عملاً خالی شدند و مقامات را مجبور کردند تا سیاست جیره بندی را اتخاذ کنند. در شهر اصفهان، در مرکز این کشور، خشک شدن زاینده رود نیز به شدت احساسات ایرانیان را برانگیخته.

“طبیعت دیگر تاب مقاومت ندارد”

از نظر ناصر کرمی، اقلیم شناس، این تغییرات آب و هوایی شدید نشان می دهد که “آستانه تحمل رد شده و طبیعت دیگر تاب مقاومت ندارد”. از دید این استاد دانشگاه برگن در نروژ، دلیل اصلی آن مسایل اقتصادی و افزایش جمعیت است: جمعیت ایران درحال حاضر دارای ۷۸ میلیون نفر است و این یعنی دو برابر بیشتر از چهل سال پیش.

به دنبال انقلاب سال ۱۹۷۹ و ظهور جمهوری اسلامی، حکومت اجازه داد تا توسعه کشاورزی در کشور به شکلی نامحدود دنبال شود و بدین ترتیب تلاش کرد تا یک طبقه اجتماعی را در میان اقشار محروم و روستایی کشور به عنوان حامی برای خود ایجاد کند. مناطق مجاور اصفهان و ارومیه از این دسته اند. در آذربایجان میزان زمین های تحت کشت از ۱۵۰ هزار هکتار به ۶۰۰ هزار و حتی ۸۰۰ هزار هکتار رسید.

برای برآورده کردن نیازهای کشاورزان [۹۲ درصد از آب مصرفی برای کشاورزی استفاده می شود و ۷۰ درصد آن هرز می رود]، سدها و سدهای خاکی بدون هیچ گونه تحلیل علمی ساخته شدند. کارشناسان از ۷۰۰ سد خاکی بزرگ می گویند و تعداد سدهای کوچک و متوسط نیز در حدود ۱۰۰۰ سد برآورد می شود. بهروز دهزاد، استاد بوم شناسی در دانشگاه شهید بهشتی، دراین خصوص می گوید: “با توجه به آب و هوای قاره ای ایران، ساخت سد که در آن مقادیر هنگفتی از آب برای یک مدت طولانی ذخیره و سپس تبخیر می شود، بی شک راه حل مناسبی نیست.” کشاورزان و روستاییان نیز بدون مجوز به حفاری چاه های عمیق دست زده اند [تعداد این چاه ها در حدود ۶۵۰ هزار حلقه برآورد می شود] و این مسأله باعث برهم خوردن تراز آب های زیرمینی شده است.

گسترش صنایع که نیاز به ذخیره آب قابل توجهی دارد، به ویژه در منطقه کویری اصفهان، بر وخامت این وضعیت افزوده. درحالی که میزان بارندگی طی ۴۰ سال اخیر تا ۱۶ درصد کاهش یافته [۲۵۰ میلیمتر در سال، معادل با یک سوم میانگین جهانی] و اینکه سه چهارم این باران ها تنها بر یک چهارم خاک ایران فرو می ریزد، مناطق کویری وسیعی ایجاد شده و مردم نیز تلاش چندانی برای صرفه جویی انجام نمی دهند. داده های رسمی دراین زمینه حاکی از آن است که هر نفر روزانه ۲۵۰ لیتر آب مصرف می کند و این دو برابر بیشتر از میانگین جهانی یعنی ۱۳۰ لیتر آب برای هر نفر است.

طرح سخت گیری ملی

پژوهشگران به اتفاق آراء براین باورند که بحران آب در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، شخصیت فوق محافظه کار، آشکار شد. او به ویژه در خشک شدن زاینده رود دست داشت، چرا که حکم کور کردن چاه های غیرقانونی در استان چارمحال و بختیاری را که این رودخانه از آنجا سرچشمه می گیرد لغو کرد.

به نظر می رسد که جانشین او، رییس جمهور روحانی، نسبت به مشکلات زیست محیطی حساسیت بیشتری دارد. بهروز دهزاد دراین رابطه می گوید: “به عنوان مثال، دولت تصمیم گرفته سدهای خاکی جدید نسازد، درحالی که در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، ۱۰۰ پروژه ساخت سد آغاز شد.”

برای مقابله با خشکسالی، تعداد این نشانه های مثبت به مراتب باید بیشتر شود. ناصر کرمی می گوید: “ایران باید تمامی چاه های غیرقانونی را کور کند، کشاورزی را تا حد ۵۰ درصد زمین های کشور تقلیل دهد و همچنین کشت برخی غلات، ازجمله گندم را که آب زیادی مصرف می کنند، قطع کند.” و قبل از هر چیز، “لازم است که دولت یک طرح سخت گیری ملی وضع کند”.

پیامدهای آن می تواند از مرزهای ایران نیز فراتر رود و بخش بزرگی از منطقه خاورمیانه را که از هم اکنون در بحران است، با بحران های بیشتری مواجه سازد. ناصر کرمی در پایان می گوید: “تجربه در کشورهای دیگر نشان می دهد که خشکسالی باعث تضعیف قدرت مرکزی می شود و به رویارویی های نژادی، مذهبی، و اعتقادی، و همچنین افزایش خشونت دامن می زند.”

منبع: لوموند، ۱۶ دسامبر

No responses yet

Feb 11 2015

مردم استان فارس با کوزه به دریاچه شوره‌زار شده بختگان آب می‌ریزند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفرانسه: دریاچه بختگان در بخش های وسیعی به شوره زار بدل شده است
مردم استان فارس در حرکتی نمادین، با ریختن آب به کویر باقی مانده از دریاچه بختگان، به نوعی نسبت به خشک شدن آن اعتراض کردند و همچنین به گفته رسانه ها “ابراز امیدواری کردند تا به زودی دوباره آب به این دریاچه بازگردد.”
در سال 1386 سد “سیوند”با تمامی مخالفت های مردمی و کارشناسان توسط دولت محمودی احمدی نژاد آب گیری شد. سدی در نزدیکی شهر شیراز و مناطق تاریخی تنگ بلاغی و پاسارگاد.

سه سال پس از آبگیری این سد، تقریبا تمامی پیشبینی های کارشناسان و مخالفان ساخت و آبگیری این سد که طرح های اولیه آن در سالهای 1340 تهیه و ساخت آن از سالهای دهه 70 آغاز شده بود به واقعیت پیوست.
آبی نهایتا در پشت سد سیوند جمع نشد، گل سنگ ها بر روی آثار تاریخی مانند پاسارگاد پدیدار شدند و دریاچه بختگان، دومین دریاچه داخلی ایران خشک و مبدل به یک فاجعه زیست محیطی در منطقه شد.
حالا مردم منطقه و نگهبانان پارک ملی بختگان که زندگی و طبیعتشان تحت تاثیر خشک شدن دریاچه بختگان قرار گرفته است در مراسمی نمادین، با کوزه قطراتی آب به تن خشکیده این دریاچه ریخته اند تا هم اعتراضی به وضعیت این دریاچه مهم مرکزی ایران کرده باشند و هم شاید نشانه از امید به روزی که دوباره آب به این دریاچه بازگردد.
البته تنها متهم خشک شدن دریاچه بختگان، سد سیوند نیست. کاهش بارش باران و سد “درودزن”که مسوول تامین آب شرب شیراز و اراضی پایین دست و دریاچه بختگان است نیز در این زمینه نقش موثری دارند.

سد درودزن برای تامین آب کشاورزی بیش از 130 هزار هکتار زمین کشاورزی که نیاز به آب دارند حق آبه دریاچه بختگان را رها نیمکند.
به گفته کارشناسان نحوه آبیاری قدیمی و غیر مسوولانه زمین های کشاورزی از عوامل مهم کمبود آب و در نتیجه عدم پرداخت حق آبه دریاچه بختگان است.
رئیس گروه محیط ‌زیست آب منطقه‌ای استان فارس در این باره گفته است:”در سال گذشته میزان بارندگی از حد متوسط پایین‌تر بوده به همین دلیل خشکسالی طی 6 سال آینده نیز تداوم دارد. در حال حاضر سد درودزن حدود 500 میلیون مترمکعب آب دارد در صورتی که ظرفیت آن از یک میلیارد مترمکعب بیشتر است. از این 500 میلیون مترمکعب، معادل 200 میلیون مترمکعب باید طی یک ماه آینده برای کشاورزی پایین‌دست دریاچه سد درودزن رها شود و فقط 300 میلیون متر مکعب برای پایداری آن باقی می‌ماند.
باید هر سال 10 الی 20 درصد از مصرف آب در حوزه کشاورزی کاسته شود. اگر در مصرف آب در حوزه کشاورزی تغییراتی حاصل نشود و آب در حوزه بالادست به میزان زیادی مصرف شود با چالش آبی روبه‌رو خواهیم بود. در کجا شاهد هستیم در یک استان بیابانی و نیمه‌خشک برنجکاری صورت گیرد؟”
نکته قابل توجه آنکه طی تحقیق یک موسسه بین المللی که طی سال های دهه 70 صورت گرفته با وجود سالم بودن زیست بوم دریاچه بختگان، از میزان خشک شدن دریاچه به علت عدم مدیریت آب، سد سازی و استفاده از آب های زیرزمینی برای کشاورزی ابراز نگرانی و میزان آن بین متوسط تا زیاد عنوان شده است.

دریاچه بختگان پیش از خشک شدن کامل

حالا با خشک شدن دریاچه بختگان، زندگی هزاران هزار انسان، حیوانات و گیاهان منطقه تحت تاثیر “کویر”باقی مانده به جای دریاچه قرار گرفته است.
با توقف آب ورودی و خشک شدن دریاچه بختگان، به گفته متخصصان محیط زیست، زمین های کشاورزی، چاه ها و باغ های اطراف منطقه خشک شدند.
هزاران هزار پرنده مهاجر و بومی در پی خشک شدن بختگان یا جان دادند و یا دیگر به آن منطقه نیامدند که خود آسیب بسیار بزرگی به زیست بوم منطقه وارد کرده است. به گفته فعالان محیط زیست محلی، تنها در یک مورد بیش از دو هزار جوجه فلامینگو مرده از این دریاچه جمع آوری شده است و هفت هزار فلامینگوی سرگردان توسط نگهبانان محیط زیست منطقه جمع آوری شده اند.

شوره زار به جا مانده از دریاچه بختگان

آسیب عمده دیگری که خشک شدن دریاچه بختگان به منطقه وارد کرده است ناشی از کاهش رطوبت هوا در منطقه است.
رطوبت ناشی حاصل از دریاچه بختگان و وجود کوه های مرتفع در منطقه باعث رشد و نمو درختانی مانند انجیر، بادام و زیتون شده بود که با از بین رفتن بختگان عملا این محصولات منطقه نیز از بین رفته است.
در دشت ها و دامنه های مجاور دریاچه، باغداری و کشاورزی رایج بود و باغ های فراوان انجیر، انار و انگور وجود داشت. علاوه بر این ها، انواع دیاتومه ها و جلبک ها، انواع گیاهان شور پسند گز و نی، تنگس، قیچ، آویشن، کاکوتی، باریم گل نرگس، کیکم، زیره و باریجه دیده می شدند که همگی از بین رفته اند.
شوره زار باقی مانده در کف دریاچه نیز همراه با باد به زمین های کشاورزی اطراف برده شد و به توانایی کشت و زرع زمین های اطراف آسیب جدی وارد شده است.

No responses yet

Feb 02 2015

کلانتری: کاری که ما با آب‌های زیرزمینی می‌کنیم یعنی نسل‌کشی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,محیط زیست

خودنویس: عیسی کلانتری: «از زمان ساسانیان و هخامنشیان تا حدود ۳۵ سال پیش، برداشت اضافه از منابع آبی کشور نداشتیم، اما در این ۳۵ سال فقط ۱۲۰ میلیارد مکعب آب‌های شیرین فسیلی صدها هزار ساله که حدود ۷۵ درصد آب‌های شیرین زیر زمینی بود را مصرف کردیم»

عیسی کلانتری، وزیر اسبق کشاورزی و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه، با اشاره به شرایط نگران‌کننده آبی کشور، معتقد است: «به زودی همه جای ایران مثل گاوخونی خشک خواهد شد. حتی امروز هم دیر شده است»؛ وی بر این اساس، می‌گوید که «برای کل کشور احساس خطر می‌کنم».

به گزارش وبسایت «ساعت ۲۴»، وزير اسبق كشاورزی ايران گفت: «از زمان ساسانیان و هخامنشیان تا حدود ۳۵ سال پیش، برداشت اضافه از منابع آبی کشور نداشتیم، اما در این ۳۵ سال فقط ۱۲۰ میلیارد مکعب آب‌های شیرین فسیلی صدها هزار ساله که حدود ۷۵ درصد آب‌های شیرین زیرزمینی بود را مصرف کردیم که حدود ۷۵ میلیارد متر مکعب آن در ۸ سال گذشته بوده است. یعنی منابع را تاراج کردیم.»

عیسی کلانتری ادامه داد: «جمعیت را افزایش دادیم غافل از اینکه این جمعیت باید در یک کشور آباد زندگی کند. بدون توجه به نیازهای جمعیت، منابع کشور را برای رفع نیازها به تاراج گذاشتیم.» دبير ستاد درياچه اروميه با اشاره به وضعيت وحشتناک تالاب‌ها در كشور افزود: «امروز هیچ تالاب درون سرزمینی، آب ندارد، از بختگان تا هورالعظیم، گاوخونی و ارومیه». كلانتری با اشاره به اينكه آب‌های زیر زمینی ما در حال شور شدن است گفت: «ادامه این روند یعنی تخلیه ایران از جنوب البرز تا دریاهای آزاد و از شرق زاگرس تا مرزهای شرقی کشور».

وزير اسبق كشاورزی ادامه داد: «ما امانت‌دار بسیار بدی برای این تمدن ۷۰۰۰ ساله بودیم، در استاندارد جهانی هر کشوری که ۲۰ درصد از آب‌های تجدیدپذیرش را هر سال استفاده کند هیچ خطری از نظر منابع آب متوجه‌اش نیست. اگر ۲۰ تا ۴۰ درصد استفاده شود به شرطی که برنامه‌ریزی باشد در خطر هستند، اما به شرط مدیریت می توانند در درازمدت منابع آب را تامین کنند. اما اگر بالای ۴۰ درصد استفاده کنند وارد بحران شده‌اند. دو کشور در دنیا بالای ۴۰ درصد استفاده می‌کنند، اولی مصر است با ۴۶ درصد و ایران با ۸۵ درصد. این یعنی به زودی همه جای ایران مثل گاوخونی خشک خواهد شد. حتی امروز هم دیر شده است».

كلانتري همچنين در اين زمينه با اشاره به اينكه ممكن است استفاده از آب‌های تجديدپذير از ۸۵ درصد نيز بيشتر باشد افزود: «کارشناسان و دانشگاهیان مستقل معتقدند آب‌های تجدیدپذیر حدود ۹۹ میلیارد متر مکعب است اما وزارت نیرو معتقد است ۱۲۰ میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر داریم. اگر حرف دانشگاهیان و کارشناسان مستقل را ملاک قرار دهیم یعنی سالانه ۹۶ درصد از منابع آب تجدیدپذیرمان را استفاده می‌کنیم.»

كلانتری با اظهار تاسف از وضع موجود مديريت آب بيان كرد: «اگر سیاست‌هایمان را عوض نکنیم این کشور را همراه نسل خودمان نابود مي‌كنيم. کاری که ما با آب‌های زیرزمینی می‌کنیم یعنی دزدی از نسل بعد، یعنی نسل‌کشی. نه تنها آب شیرین را تمام می‌کنیم، بلكه همه کشور را بیابان می‌کنیم.»

او همچنين در زمينه راهكار انتقال آب از حوضه‌ای به حوضه ديگر برای رفع مشكلات بيان كرد: «دیگر پتانسیل انتقال آب از دیگر حوضه‌ها را نداریم. همین الان در غرب حوضه شامل غرب اصفهان و چهارمحال و بختیاری حداقل باید ۲۵ درصد صرفه‌جویی انجام شود. نمی‌شود هر چه آب هست در بالادست استفاده کنند. ۴۵۰ میلیون متر مکعب آب این منطقه را بالادست دزدیده و باید برگرداند، هیچ راه دیگری وجود ندارد.»

وی ادامه داد: «برای کل کشور احساس خطر می‌کنم. پتانسیل برداشت بیش از حد از آب‌های زیرزمینی را نداریم. سال گذشته برای ۴۴ میلیون نفر غذا وارد کردیم، فقط برای ۳۳ میلیون نفر در داخل کشور غذا تولید کردیم و بیش از این توانایی نداریم و اگر فشار بیش از حد وارد شود مرگ سرزمین ایران سریع‌تر اتفاق خواهد افتاد.»

او همچنين در زمينه تالاب گاوخونی كه مراسم جهانی تالاب‌ها در كنار آن برگزار می‌شد، اظهار داشت: «در حوضه گاوخونی به اندازه کافی آب از سرچشمه‌های کارون منتقل می‌شود و دیگر پتانسیلی برای انتقال آب نیست. آب مصرفی باید کاهش پیدا کند. گاوخونی که در زمان قدیم بدون انتقال آب از کارون زنده بود، امروز خشک شده. هر چه آب هست در بالادست اصفهان بر می‌دارند. هر چه صنعت آب‌بر هست، در اصفهان ایجاد کرده‌اند. نمی‌شود همه صنایع آب‌بر را در اصفهان متمرکز کرد. فضای سبز اصفهان از رشت و ساری بیشتر است. نمی‌شود تا قله کوه صفه در اصفهان درخت کاشت.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .