اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'محیط زیست' Category

Nov 09 2025

چت جی‌پی‌تی: راهکار مؤثر و نکته‌وار برای حل یا کاهش بحران آب در شهر تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی,محیط زیست

مطالعه متن: الف) مدیریت مصرف و اصلاح الگوی استفاده

  1. کاهش هدررفت شبکه آب شهری (نشت لوله‌ها، تلفات انتقال و توزیع که در تهران بالاست).
  2. نصب کنتورهای هوشمند برای کنترل دقیق مصرف مشترکان پرمصرف.
  3. افزایش تعرفه برای مصارف غیرضروری و تشویق به صرفه‌جویی با پلکان قیمتی.
  4. فرهنگ‌سازی عمومی از طریق رسانه‌ها، مدارس و مساجد درباره ارزش آب.
  5. استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف (سرشیرها، فلاش‌تانک‌های دوحالته، آبیاری قطره‌ای در فضای سبز). ب) مدیریت شهری و فضای سبز
  6. تغییر گونه‌های گیاهی فضای سبز شهرداری به گیاهان مقاوم به خشکی.
  7. آبیاری فضای سبز با آب تصفیه‌شده فاضلاب، نه آب شرب.
  8. ایجاد سیستم جمع‌آوری آب باران در ساختمان‌ها و فضاهای عمومی. ج) تأمین و بازچرخانی منابع آب
  9. توسعه تصفیه‌خانه‌های فاضلاب و استفاده از آب بازچرخانی در صنعت و آبیاری.
  10. کنترل برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی و جلوگیری از حفر چاه غیرمجاز.
  11. تغذیه مصنوعی سفره‌های آب زیرزمینی در مناطق جنوبی تهران با روان‌آب‌ها.
  12. انتقال محدود آب بین‌حوضه‌ای تنها در شرایط اضطراری (با توجه به ملاحظات زیست‌محیطی). د) سیاست‌گذاری و نوآوری
  13. ایجاد سامانه پایش هوشمند منابع آب و پیش‌بینی بحران‌ها.
  14. حمایت از استارتاپ‌ها و طرح‌های فناورانه در زمینه تصفیه و صرفه‌جویی آب.
  15. اصلاح مقررات ساختمانی تا ساختمان‌های جدید به سیستم بازچرخانی آب خاکستری مجهز باشند.
  16. تشویق صنایع به استفاده از فناوری‌های کم‌مصرف و بازیافت آب صنعتی. هـ) اقدامات بلندمدت و پایدار
  17. مدیریت یکپارچه منابع آب در سطح حوضه آبریز تهران–کرج–لار.
  18. توسعه سیستم‌های جمع‌آوری و استفاده از آب باران در مقیاس شهری.
  19. آموزش نسل جدید برای شکل‌گیری فرهنگ مصرف پایدار آب.
  20. هماهنگی میان نهادهای مسئول (شهرداری، آبفا، محیط‌زیست، وزارت نیرو) برای اجرای طرح جامع آب تهران.

طرح اجرایی پنج‌ساله مدیریت بحران آب شهر تهران

دوره: ۱۴۰۵ تا ۱۴۱۰
هدف کلان: کاهش ۳۰٪ در مصرف سرانه آب شرب و افزایش ۲۵٪ در منابع تجدیدپذیر آبی شهر.

سال اول (۱۴۰۵): پایه‌گذاری و ارزیابی

اهداف: شناخت دقیق وضع موجود، کنترل فوری هدررفت، آغاز فرهنگ‌سازی.
اقدامات کلیدی:

  1. ایجاد «ستاد مدیریت آب تهران» با حضور شهرداری، وزارت نیرو، سازمان محیط‌زیست، آبفا، دانشگاه‌ها.
  2. بررسی دقیق نشت در شبکه انتقال و توزیع آب.
  3. اجرای پروژه آزمایشی نصب کنتور هوشمند در مناطق ۲ و ۵ تهران.
  4. آغاز کمپین گسترده رسانه‌ای «تهران تشنه است».
  5. تصویب الزام استفاده از فلاش‌تانک و شیرآلات کم‌مصرف در ساختمان‌های نوساز.
    نتیجه مورد انتظار: کاهش ۳٪ هدررفت و آگاهی عمومی بالا برود.

سال دوم (۱۴۰۶): کنترل هدررفت و بازچرخانی اولیه

اهداف: کاهش هدررفت فیزیکی و آغاز استفاده از پساب تصفیه‌شده.
اقدامات کلیدی:

  1. نوسازی ۲۰٪ از شبکه‌های فرسوده آب جنوب و مرکز تهران.
  2. ساخت دو تصفیه‌خانه فاضلاب محلی کوچک در مناطق ۴ و ۲۲ برای آبیاری فضای سبز.
  3. آغاز طرح جمع‌آوری آب باران در مدارس و پارک‌ها.
  4. توسعه آموزش‌های صرفه‌جویی در مدارس و ادارات دولتی.
    نتیجه مورد انتظار: ۸٪ کاهش مصرف آب شرب در بخش غیرخانگی.

سال سوم (۱۴۰۷): اصلاح الگوی مصرف شهری

اهداف: تغییر رفتار مصرف‌کنندگان و استفاده گسترده از فناوری.
اقدامات کلیدی:

  1. نصب ۵۰۰ هزار کنتور هوشمند برای مشترکان پرمصرف.
  2. تعرفه پلکانی جدید آب (پر مصرف‌ها ۲ برابر تعرفه).
  3. جایگزینی ۵۰٪ گونه‌های چمن و گل شهری با گیاهان مقاوم به خشکی.
  4. اجباری شدن سیستم بازچرخانی آب خاکستری در ساختمان‌های جدید بالای ۵ واحد.
    نتیجه مورد انتظار: ۱۵٪ کاهش در مصرف سرانه و صرفه‌جویی سالانه ۱۰۰ میلیون مترمکعب.

سال چهارم (۱۴۰۸): توسعه زیرساخت‌های بازچرخانی و هوشمندسازی

اهداف: استفاده حداکثری از فاضلاب تصفیه‌شده و مدیریت هوشمند منابع.
اقدامات کلیدی:

  1. بهره‌برداری از سامانه پایش هوشمند منابع آب تهران (GIS + IoT).
  2. احداث سه تصفیه‌خانه جدید در شرق، غرب و جنوب تهران.
  3. تغذیه مصنوعی آب‌های زیرزمینی با پساب تصفیه‌شده در مناطق جنوبی.
  4. اتصال صنایع و کارگاه‌ها به شبکه پساب تصفیه‌شده برای استفاده غیرشرب.
    نتیجه مورد انتظار: ۲۰٪ افزایش استفاده از منابع بازچرخانی.

سال پنجم (۱۴۰۹–۱۴۱۰): تثبیت و پایداری

اهداف: نهادینه‌سازی فرهنگ صرفه‌جویی و تداوم پایداری منابع.
اقدامات کلیدی:

  1. تدوین قانون جامع مدیریت آب تهران برای استمرار اقدامات.
  2. ایجاد «مرکز نوآوری آب تهران» برای حمایت از استارتاپ‌های فناور.
  3. توسعه زیرساخت جمع‌آوری آب باران در ۳۰٪ ساختمان‌های بزرگ.
  4. ارزیابی نهایی و ارائه گزارش عمومی شفاف از نتایج طرح.
    نتیجه مورد انتظار:

۳۰٪ کاهش مصرف سرانه
۲۵٪ افزایش منابع قابل استفاده
کاهش وابستگی به انتقال آب بین‌حوضه‌ای

برآورد نتایج کلان

صرفه‌جویی سالانه حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب.
تأمین حدود ۲۰٪ آب فضای سبز و صنعتی از پساب تصفیه‌شده.
کاهش نشت شبکه به کمتر از ۱۰٪.
تثبیت سطح آب زیرزمینی در دشت تهران.

No responses yet

Aug 07 2025

از «به من چه» تا بستن توالت‌ها؛ ایران در محاصرۀ بی‌آبی و بی‌برنامگی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: در میانهٔ تشدید بحران‌های آبی ایران، مسئولان حکومتی جمهوری اسلامی ایران، عاری از هرگونه برنامه‌ریزی اصولی و درازمدت، به روش سلب مسئولیت از خود و درخواست از مردم برای «کمک به صرفه‌جویی» ادامه می‌دهند.

در تازه‌ترین مورد از این‌گونه رویکرد، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در نشستی در زنجان که نهم مردادماه برگزار شد، بار دیگر هشدار داد که اگر مصرف آب در شهر تهران کنترل نشود، در شهریور و مهر آینده «آبی پشت سد نداریم».

او همچنین در پاسخ به انتقاد از یک پروژۀ قبلی مربوط به آب در منطقۀ زنجان گفت: «به من چه مربوط است، مگر من کردم، من رئیس‌جمهورم ولی آب را من از آن‌جا نبردم، یقۀ کسی را بگیرید که این کار را کرده است.»

در همین حین، بحران شدید آب و برق در ایران زندگی روزمرهٔ مردم را مختل کرده و در برخی مناطق تهران و بیش از ۵۰ شهر، قطع آب گاهی تا ۴۸ ساعت ادامه دارد. هم‌زمان، قطع برق و گرمای ۵۰ درجه‌ای در برخی مناطق، شرایط را بحرانی‌تر کرده است.

جواب پزشکیان به انتقاد ها در مورد قطعی آب :
«به من چه مربوطه؟ مگه من قطعش کردم من چیکاره بودم، برید یقه اونی رو که کرده رو بگیرید.»

لعنت به کُل نظام جمهوری اسلامی. pic.twitter.com/sN4x1mFZec

—  مرد مشکی پوش (@RADOCLUB) August 2, 2025

دانشمندان حوزه هواشناسی و محیط زیست در سطح بین‌المللی از حدود سه دهه پیش با انتشار نمودارهای علمی و بر اساس الگوهای رایانه‌ای دریافته بودند که وضعیت کشورهایی خاص در حوزه آب‌وهوای مدیترانه‌ای، به‌ویژه دو کشور ایران و اسپانیا، از نظر بی‌آبی به‌شدت وخیم خواهد شد.

این نمودارها و نقشه‌ها که در محافل علمی انتشار یافته بود و بازتاب خبر آن در سه دهه گذشته در برخی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور نیز دیده می‌شد، به‌طور کل از دید مسئولان حکومتی در ایران به‌دور ماند.

در همان حالی که شماری از کشورهای منطقه با آگاهی از این گزارش‌ها و روندهای کلی آب‌وهوایی جهانی، در مقام چاره‌سازی برآمده و طرح‌های بلندمدتی برای کشورهای خود ریخته‌اند، در ایران، جهت برنامه‌ریزی به‌عکس بوده و به سمت سوءمدیریت روزافزون آب پیش رفته است.

در همین حال، شماری از کشورهای منطقه که روابط پرتنش یا تنش‌آمیزی با دیگر کشورهای دنیا ندارند، ضمن درک موضوع تغییرات اقلیمی، با جذب سرمایه‌گذاری خارجی و استفاده از تجارب مهندسی شرکت‌های بزرگ در سطح جهانی، نه تنها به استقبال معضل تغییرات اقلیمی رفته، بلکه درحال بهبود وضعیت آبی و برقی کشورهای خود هستند.

مسعود پزشکیان خود در روزهای اخیر با تکرار این‌که «تصمیمات اشتباه گذشته» کشور را به این درجه از بحران آب رسانده است، انتقادات تندی از سوءمدیریت زیرساخت‌های کشور در جمهوری اسلامی کرده و تقصیرها را متوجه مسئولان قبلی دانسته است.

او بدون ارائه راهکار کلان برای رسیدگی به این وضعیت، تنها از مردم خواسته مصرف را کاهش دهند. پیشنهادهای دولتی هم، مانند تعطیلی تهران یا کاهش روزهای کاری، به‌دلیل نگرانی‌های اقتصادی هنوز اجرایی نشده‌اند.

وضعیت سدهای تهران نیز بحرانی توصیف شده است. طبق گزارش‌ها، ورودی آب به سدهای پایتخت تا ۴۰ درصد کاهش یافته و چشم‌انداز بارندگی نیز در هفته‌های آینده امیدبخش نیست. مدیران وزارت نیرو اعلام کرده‌اند که مرداد و شهریور، دو ماه بسیار سخت در پیش‌اند، هرچند تلاش شده از اعمال جیره‌بندی رسمی آب خودداری شود.

در غیاب یک برنامه جامع، مردم ناچار شده‌اند برای دسترسی پایدار به آب، راهکارهای فردی در پیش گیرند. هزینه نصب پمپ‌های آب، مخازن و تجهیزات فشارشکن تا بیش از ۱۳۰ میلیون تومان برای هر ساختمان برآورد شده و این در حالی است که بسیاری از خانوارها حتی توان پرداخت قبوض برق و آب را نیز ندارند.

راهکارهای تازه؛ بستن توالت‌های عمومی

در تازه‌ترین اخبار، مسئولان در اقدامی که نشانه‌ای از استیصال مدیریتی ارزیابی شده، بخشی از سرویس‌های بهداشتی عمومی تهران را تعطیل کرده‌اند.

به گزارش منابع خبری داخلی از جمله دیدبان ایران و روزنامه شرق، تعطیلی سرویس‌های بهداشتی عمومی در سطح پایتخت از چند روز گذشته آغاز شده و شامل ایستگاه‌های کلیدی مترو مانند «تجریش»، «امام خمینی» و «شهرری» نیز شده است.

این تصمیم در حالی اجرا می‌شود که تهران، شهری با حدود ۱۵ میلیون نفر جمعیت، در شرایطی از تنش آبی و خاموشی‌های گسترده به‌سر می‌برد. بر اساس برآوردها، تهران دارای حدود ۲۰ هزار سرویس بهداشتی عمومی است که برای جمعیت کنونی حتی در شرایط عادی نیز ناکافی تلقی می‌شود.

در روزهای اخیر همچنین برخی از شهروندان تهرانی اعلام کرده‌اند که به‌دلیل قطع آب، برای استحمام، به حمام‌های عمومی مناطق مرکزی شهر روی آورده‌اند. مکان‌هایی مانند بازار، جوادیه، میدان هفت تیر، ونک، و خیابان سیروس، از جمله مناطقی هستند که هنوز حمام‌های عمومی در آن‌ها فعال‌اند. وضعیت آینده این گرمابه‌های همگانی نیز در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.

در زمینه مشکل قطع برق نیز راهکارهای مسئولان مشابه بوده و در اردیبهشت ماه عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، از مردم خواسته بود برای رهایی از بحران برق، خودشان در پروژه‌های صنعت برق ایران سرمایه‌گذاری کنند؛ موضوعی که انتقاد تند رئیس شورای هماهنگی شهرک‌های صنعتی را در پی داشت و گفت «اگر قرار است مردم برق تولید کنند، وزارت نیرو را تعطیل کنید».

در همان ماه، مهدی مسائلی، دبیر سندیکای صنعت برق نیز با اعلام این‌که «تابستان سختی پیش رو داریم» به مردم توصیه کرد «بادبزن و آفتابه تهیه کنند».

https://twitter.com/NR2OH/status/1947985650361172437

«اگر به کشاورزان پول دستی بدهند، به‌صرفه‌تر از طرح انتقال آب است»

مقامات حکومتی در ایران در حالی از شهروندان می‌خواهند مصرف را کم کنند که طبق داده‌های منتشرشده توسط شرکت آبفای تهران، تنها ۹ درصد از آب مصرفی کشور مربوط به بخش خانگی است و بیش از ۹۰ درصد آن در بخش کشاورزی مصرف می‌شود.

این در حالی است که حتی در همین ۹ درصد نیز، حدود ۲۲ درصد از کل آب توزیعی در تهران، به‌دلیل نشت، انشعابات غیرمجاز و نقص در تجهیزات اندازه‌گیری هدر می‌رود.

با وخیم‌تر شدن وضعیت بی‌آبی در بخش کشاورزی، طرح فعلی حکومت برای «بهبود» این وضعیت، طرح شیرین کردن آب دریاهای دوردست و انتقال آب پرهزینه با لوله به مزارع استان‌های مرکزی است؛ پروژه‌هایی که به‌زعم منتقدان، از جمله عیسی کلانتری ، رئیس پیشین سازمان محیط‌زیست، بیشتر سود آن‌ها به پیمانکاران وابسته به قدرت بازمی‌گردد تا به مردم کشور.

استادان دانشگاه در ایران در ماه‌های اخیر بارها تأکید کرده‌اند که اگر بخشی از هزینۀ این لوله‌کشی‌ها صرف ترمیم شبکه آب شهرها می‌شد، بسیار به‌صرفه‌تر بود.

عیسی کلانتری، رئیس پیشین سازمان محیط‌زیست، در گفت‌وگویی که خرداد امسال با وب‌سایت «انتخاب» داشت، در انتقاد از طرح انتقال آب از دریای عمان به اصفهان گفت این پروژه سالانه ۴۰۰ میلیون دلار هزینه دارد، در حالی که کل ارزش کشاورزی اصفهان تنها ۱۵۰ میلیون دلار است.

او هزینه هر مترمکعب آب را حدود ۵۰۰ هزار تومان برآورد کرد و افزود که دادن این مبلغ به کشاورزان به‌صرفه‌تر از اجرای چنین پروژه‌ای است. کلانتری این طرح را غیراقتصادی و عامل ایجاد بحران‌های بزرگ‌تر دانست.

کارشناسان دانشگاه صنعتی شریف نیز هشدار داده‌اند که ایران در حال پرداخت ۱۵ دلار برای آب مصرفی به‌ازای تنها یک دلار محصول کشاورزی است.

احد وظیفه، رئیس مرکز ملی خشکسالی ایران، نیز در گفت‌وگو با رسانه‌ها هشدار داده است که کشور به سرعت به مرز «فلاکت آبی» نزدیک می‌شود؛ وضعیتی که در آن، منابع آبی به‌طور برگشت‌ناپذیر از بین می‌روند.

به گفته وی، اگر سیاست‌های فعلی تغییر نکند، در سال‌های آینده باید شاهد مهاجرت‌های اقلیمی، آسیب گسترده به کشاورزی، و تهدید جدی برای امنیت غذایی باشیم.

نقض حقوق بشر؟

هرچند اعتراض‌های دوره‌ای در ایران بیشتر مدنی و سیاسی‌اند، بحران آب به‌طور نهفته تهدیدی جدی برای ثبات جمهوری اسلامی است. تجربه‌هایی چون سوریه نشان داده‌اند که پیوند میان سوءمدیریت منابع طبیعی و نارضایتی‌های اجتماعی می‌تواند زمینه‌ساز ناآرامی گسترده شود.

خشکسالی شدید در سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ در سوریه باعث نابودی گسترده محصولات کشاورزی و مهاجرت صدها هزار روستایی به شهرها شد. این فشار اقتصادی و اجتماعی، یکی از عوامل مهم تشدید نارضایتی‌ها و زمینه‌ساز آغاز ناآرامی‌های داخلی در سال ۲۰۱۱ و سپس جنگ داخلی سوریه اعلام شده است.

در پیوند با وضعیت ایران، «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» در مقاله‌ای تازه نوشت که «ایران با کسری بارش حدود ۴۵ درصد، ذخایر سدهای رو به پایان و گرمای بالای ۵۰ درجهٔ سانتی‌گراد در بخش‌هایی از کشور مواجه است. خشکی گسترده، مرگ سالانه بیش از ۱۷۰۰ نفر در اثر گرما، و تهدید آوارگی میلیون‌ها نفر، کشور را به‌سوی فاجعه‌ای زیست‌محیطی سوق داده است.

نهادهای حکومتی مانند قرارگاه خاتم‌الانبیا و وزارت نیرو، بدون ارزیابی زیست‌محیطی و نظارت مهندسی، پروژه‌های سدسازی و انتقال آب را اجرا می‌کنند که به نابودی زیست‌بوم‌ها، افت سطح آب‌های زیرزمینی و تشدید بحران دامن زده است.

این بحران‌ها در سال‌های اخیر بارها به اعتراض‌های خیابانی منجر شده‌اند، از جمله در خوزستان (۲۰۲۱)، همدان (۲۰۲۲)، سیستان و بلوچستان (۲۰۲۳) و اصفهان (۲۰۲۵). با این‌حال، سرکوب شدید نتوانسته نارضایتی را خاموش کند.»

به نوشته این مقاله: «در این شرایط، آمریکا می‌تواند از طریق دیپلماسی عمومی و تحریم مسئولان ارشد پروژه‌های زیان‌بار، همبستگی با مردم ایران را نشان دهد و این تخریب زیست‌محیطی را به‌عنوان نقض حقوق بشر پیگیری کند.»

No responses yet

Jul 22 2025

تعطیلی چندین استان ایران همزمان با بحران آب؛ پزشکیان: تصمیمات گذشته اشتباه بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: دولت ایران برای مدیریت مصرف آب و برق برای چندین استان تعطیلی اعلام کرده است؛ در همین حال مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، بحران فعلی آب را ناشی از «تصمیمات اشتباه گذشته» خواند. دست‌کم ۱۱ استان ایران برای روز چهارشنبه اول مرداد تعطیل اعلام شده‌اند. این استان‌ها شامل تهران، البرز، مازندران، کرمان، قم، بوشهر، هرمزگان، خوزستان، لرستان، خراسان شمالی و یزد هستند.

در شماری از استان‌ها، از جمله سمنان و کرمانشاه، نیز ساعات کاری کاهش یافته و ادارات از ساعت شش تا ۱۱ صبح فعال هستند.

سازمان هواشناسی ایران روز دوشنبهه اعلام کرد که دمای هوا در برخی شهرهای خوزستان و ایلام به ۵۰ درجه سانتی‌گراد رسیده و برای چندین شهر دیگر، از جمله تهران، هشدار سطح زرد صادر شده است.

«مدیریت نادرست آب» و تنش آبی در ۲۴ استان

مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، در روزهای اخیر چند بار از جدی بودن بحران آب سخن گفته و به تصمیمات اشتباه گذشته اشاره کرده است.

او صبح دوشنبه در نشست سراسری استانداران گفت: ارزیابی‌های دقیق نشان می‌دهند که ذخایر آبی در حال پایان یافتن است و نحوه مدیریت منابع تاکنون نادرست بوده است.

او با تاکید بر اینکه نمی‌توان مسئولیت وضعیت کنونی را به گردن «طبیعت یا دیگران» انداخت افزود: تصمیمات اشتباه گذشته ما را به این نقطه رسانده است.

پزشکیان روز یکشنبه نیز در جلسه هیئت دولت گفته بود: بحران آب از آنچه که امروز درباره آن صحبت می‌شود جدی‌تر است.

او همچنین گفت: «بدون هماهنگی با مردم امکان عبور از این بحران وجود ندارد.»

با این حال عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب ایران، روز دوشنبه گفت: «در شهر تهران توانستیم ۲.۵ درصد فقط مدیریت مصرف داشته باشیم که این میزان تنها رشد جمعیت تهران را پوشش داد، یعنی به اندازه سال گذشته داریم برای تهران تامین آب می‌کنیم؛ در حالی که در پنجمین سال خشکسالی، تهران می‌بایست ۲۵ درصد از مصرف را کاهش می‌داشتیم.»

سخنگوی صنعت آب ایران در نشست خبری خود همچنین اعلام کرد که در حال حاضر ۵۰ شهر در ۲۴ استان کشور، یعنی جمعیتی حدود ۲۰ میلیون نفر، دچار «تنش آبی» هستند.

به گفته او، دو استان تهران و البرز، موسوم به «تهرانِ آبی»، در صدر فهرست تنش آبی قرار دارند.

ایران در سال جاری وارد پنجمین سال خشکسالی شده و میزان بارش در برخی استان‌ها، از جمله سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر و خوزستان، بیش از ۵۰ درصد کاهش بارش داشته‌اند.

سخنگوی صنعت آب ایران چندی پیش اعلام کرد که از مهرماه، ابتدای سال آبی جاری، تا ۲۱ تیر «مجموع ورودی آب به سد‌های کشور حدود ۲۲.۴ میلیارد مترمکعب بوده که نسبت به مدت مشابه در سال گذشته ۴۳ درصد کاهش داشته است».

در روزهای اخیر و با موج جدید گرما در اکثر نقاط ایران، سازمان اورژانس کشور از شهروندان خواسته است که در ساعت‌های اوج گرما از فضاهای سرپوشیده خارج نشوند.

عباس شاهسونی، معاون مرکز تحقیقات کیفیت هوا در دانشگاه علوم پزشکی بهشتی، هم گفته است شاخص «اشعه فرابنفش» در روزهای گرم سال به عدد خطرناک ۱۱ و گاه ۱۲ می‌رسد.

No responses yet

Feb 05 2025

الن ووسالو؛ از اتهام «جاسوس درنا در مازندران» تا جایگاه مادر «امید»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,محیط زیست

اِلن ووسالو در جوانی

رادروفردا: اِلن ووسالو توکلی معروف به «مادر درنای سیبری» هفتهٔ گذشته در مازندران در ۹۵ سالگی درگذشت. داستان زندگی الن ووسالو چه بود که خبر درگذشتش را اغلب رسانه‌های فارسی‌زبان منتشر کردند؟

اواخر دههٔ ۱۳۷۰ خورشیدی سرخط یکی از روزنامه‌های ایران این بود، «جاسوس درنا در فریدونکنار!»

این شاید اولین معرفی الن ووسالو – آن روزها معروف به خانم توکلی – به مردم ایران بود. اما من اولین بار او را سال ۱۳۸۴ در یکی از دامگاه‌های فریدون‌کنار دیدم، محل زمستان‌گذرانی درناهای سیبری.

برای ساختن فیلمی دربارهٔ این درناها به فریدون‌کنار رفته بودیم. معروف بود که مردم محلی به کسی اجازهٔ ورود به دامگاه‌ها را نمی‌دهند و حتی ممکن است با چوب و چماق روبه‌رو شوی.

همه نشانیِ زنی خارجی را می‌دادند که بیش از همه دربارهٔ درناهای سیبری می‌داند و مجوز دامگاه‌ها دست اوست. دامگاه‌ها شالیزارهای اطراف فریدون‌کنار هستند که با آغاز فصل سرد و بارندگی‌های مداوم تبدیل به تالاب‌های کوچک می‌شوند و محل زمستان‌گذرانی پرندگان مهاجر که از سرزمین‌های شمالی می‌آیند.

برنجکاران این شالیزارها را با پوشال و نی محصور کرده‌اند، طوری که در زمستان‌ها به مناطق امنی برای پرندگان تبدیل شود و با ورود پرندگان مهاجر به این دامگاه‌ها عمدتاً با روش کلک مرغابی به صید آن‌ها مشغول می‌شوند.

درناهای سیبری هم سال‌ها برای زمستان‌گذرانی به این تالاب‌های کوچک می‌آمدند. این دامگاه‌ها باید همیشه ساکت و دور از گذر دیگران باشند. هر صدای اضافی باعث وحشت و پرواز پرندگان می‌شود. پیش از ورودمان به این منطقه مرموز خانم توکلی به صیادان پرنده تلفن زده بود و این شد که با خوش‌رویی از ما استقبال کردند.

اِلن ووسالو در سا‌ل‌های پایانی عمرش
اِلن ووسالو در سا‌ل‌های پایانی عمرش

«این منم، زنی تنها در آستانهٔ فصلی سرد»

حدود ۴۸ سال پیش،‌ زن اروپایی به دیدن این دامگاه‌‌ها آمد. تکرار این رفت‌وآمدها با اعتراض صیادان روبه‌رو شد. جایی برای غریبه‌ها و به‌خصوص زنان نبود. حتی کار به دعوا و خشونت کشید.

اما خانم توکلی معادل درآمد صید روزانهٔ یک دامگاه‌ را به یکی از صیادان ‌پرداخت تا اجازه بدهد بی‌صدا ساعت‌ها با دوربین دوچشمی پرندگان را نگاه کند. او می‌دانست که آن پرندگان سفید و شبیه لک‌لک از معدود بازماندگان دسته غربی درناهای سیبری هستند.

این رفت‌وآمدها و ساعت‌ها مشاهدهٔ درنا‌ها سال‌ها ادامه پیدا کرد. بعدها برای مردم محلی معلوم شد که او همسر سابق محمود توکلی است. ابتدا در بابلسر و بعدها در فریدون‌کنار زندگی می‌کردند.

خانم ووسالو با همسر ایرانی‌اش سال‌ها قبل درآمریکا آشنا شده بود. اِلن دانشجوی جانورشناسی در دانشگاه کالیفرنیای لس‌آنجلس بود و محمود فارغ‌التحصیل نجوم که در ناسا کار می‌کرد. آن‌ها چند سال بعد از آمریکا به ایران آمدند. دو پسر و یک دختر داشتند که یکی از پسرها -فرزند کوچک‌تر- را در حادثه‌ای از دست دادند و زندگی مشترک آن‌ها به جدایی انجامید.

از این‌جا زندگی تنهای او شروع شد. با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ آقای توکلی از ایران به آمریکا بازگشت اما اِلن ترجیح داد کاری را که شروع کرده، یعنی پژوهش دربارهٔ درناهای سیبری، در مسیری عجیب و به‌معنای واقعی تنها به پایان برساند؛ پس ایران را ترک نکرد.

زبان فارسی را به‌خوبی نمی‌دانست، دو کودک داشت و درآمد کمی از تدریس در دانشگاه. روزهایی در هفته در دانشگاه تهران زبان انگلیسی تدریس می‌کرد، اما تمام مشخصات لازم برای هدف قرار گرفتن از سوی انقلابیون آن روزها را داشت: خارجی، استاد دانشگاه، زن.

بی‌حجابی بهانهٔ خوبی شد تا او را از دانشگاه اخراج کنند. بعد از جدایی از شوهرش، یک خانه‌ٔ پیش‌ساختهٔ چوبی سفارش داده بود که از فنلاند به ایران بیاورند. یک روز قبل از اعتصاب گمرک در روزهای انقلاب توانسته بود خانه‌اش را وارد ایران کند؛ خانه‌ای چوبی از همان‌هایی که در کشورهای اسکاندیناوی بسیار دیده می‌شود و به او حس وطن آباء و اجدادی‌اش فنلاند را می‌داد.

این خانه‌ هنوز در شهرک ساحلی فردوس رویان در میان باغی کوچک در پشت یک درخت آووکادو خودنمایی می‌کند.

در‌سال‌های آغاز فعالیت‌هایش در فریدون‌کنار تا ۲۷ درنای سیبری را سرشماری کرده بود اما سال به سال تعداد درناهایی که به ایران بازمی‌گشتند، کمتر می‌شد. برای ادامهٔ پژوهش و حفاظت پرندگان پول نداشت. فشار نیروهای امنیتی هم همچنان ادامه داشت و به ظن جاسوسی بازجویی شد و از همه بدتر، در تنهایی و سکوت دامگاه‌ها، مردانی قصد تعرض به او را داشتند.

الن در عکس یادگاری با شاگردان مدرسه فرزانگان کرج
الن در عکس یادگاری با شاگردان مدرسه فرزانگان کرج

«من راز فصل‌‌ها را می‌دانم»

وقتی اولین بار اِلن را دیدم، زنی بود حدود ۸۰ ساله که مردم فریدون‌کنار و روستا‌‌های اطراف او را می‌شناختند و احترامش می‌کردند. دربارهٔ درناهای سیبری شنیده بودند و درِ دامگاه‌‌ها برای اِلن همیشه باز بود.

ادارهٔ محیط زیست و آموزش و پروش منطقه ارتباط بسیاری خوبی با او داشتند. در دانشگاه مازندران تدریس می‌کرد. مدارس او را برای سخنرانی و برنامه‌های ویژه دعوت می‌کردند و گاهی برای ترجمهٔ مدارک یک شرکت حمل‌ونقل بین‌المللی به دفتر کارش در تهران می رفت.

چندین پروژهٔ زیست‌محیطی را مدیریت می‌کرد که حامی مالی آن‌ها دولت فنلاند بود. ضمن این‌که کارگاه‌‌های صنایع دستی و بافندگی برای زنان محلی راه‌اندازی کرده بود تا کمک‌هزینهٔ زندگی‌شان شود.

اگرچه در سال‌های نخست برای حضورش در دامگاه‌ها به صیادان پول می‌داد، اما سال‌های بعد توانسته بود ادارهٔ محیط زیست را قانع کند که به صیادان برای جلوگیری از صید بی‌رویه پرندگان و شکار گونه‌‌های کمیاب مثل درناهای سیبری حقوق ماهانه پرداخت کند تا به‌عنوان محیط‌بان داوطلب همکار سازمان محیط زیست شوند.

به همین دلیل، بعضی از آن‌‌ها در دامگاه‌‌ها لباس محیط‌‌بان‌ها را می‌پوشیدند. به‌قدری صاحب نفوذ شده بود که حتی ادارهٔ محیط زیست هم نگران مشاهدات او در دامگاه‌‌ها بود. حتی وقتی در یکی از این سال‌ها صیادی یک درنای سیبری را شکار کرد،‌ تقریباً تمام سازمان‌های بین‌المللی مربوط سازمان محیط زیست را بازخواست کردند.

پس از آن مقالهٔ معروف «جاسوس درنا در فریدونکنار» منتشر شد. دیپلمات‌های فنلاندی هم چند بار به منطقه سفر کردند و پرندگان مهاجر، دامگاه‌ها و پروژه‌های در حال اجرا را دیدند. یکی از صیادان می گفت «همین‌جا روی زمین سفره پهن کردیم و خوراک محلی اردک برای سفیر فنلاند آوردیم. آقای سفیر هم چهارزانو نشست پای سفره با ما ناهار خورد. موقع خداحافظی هم گفت لذیذترین خوارک اردک زندگی‌ام را خوردم».

وقتی دیدم چگونه ادارهٔ محیط زیست پس از سفارش اِلن، بدون مراحل آزاردهندهٔ اداری، اجازه فیلمبرداری به ما داد، از او پرسیدم چطور به این‌جا رسیده و با این صیادان کم‌حوصله، مدیران همیشه در جلسه و حاج‌آقاهای دست‌نمازگرفته با جوراب‌های آویزان از جیب‌ گفت‌وگو می‌کنی؟ گفت: باید صبر داشته باشی، سال‌ها طول کشید تا حرف‌‌‌هایم را بشنوند.

اِلن برای شاگردان یک مدرسه دربارهٔ درناهای سیبری صحبت می‌‌کند
اِلن برای شاگردان یک مدرسه دربارهٔ درناهای سیبری صحبت می‌‌کند

«و زخم‌های من همه از عشق است»

اما این همهٔ ماجرا نبود. الن ووسالو در سال‌های پایانی عمر در مقابل دوربین کارگردان فنلاندی خانم ایریس هِرمه نشست و در فیلم مستند «مادر درنای برفی» از زندگی‌اش و چیزهایی گفت که این سال‌ها به ما نگفته بود. این‌که چطور مورد سوءرفتار و خشونت خانگی شوهر ایرانی‌‌ و تحصیلکرده‌اش قرار گرفته بود، از‌ کتک‌‌ خوردن و خشنونت‌های مداوم، از مردسالاری ریشه‌دار در این فرهنگ گفت.

این‌ها را به ما نگفت، شاید چون نمی‌‌خواست شرمگین‌مان کند. در فیلم می‌گوید «یک صبح پا شدم،‌ تنها بودم، محمود و بچه‌‌ها رفته بودند ایران….» بعد از این همه سال هنوز از یادآوری آن روزها خشمگین است و صورتش می‌لرزد.

آمدنش به ایران شاید به‌اجبار و برای از دست ندادن بچه‌‌هایش بود، اما این‌جا هم زندگی بر مدار همان مردسالاری قبلی می‌چرخید. به‌ناچار جدایی را پذیرفت. سال‌ها بعد درناهای سیبری را دید و عشق به طبیعت را تجربه کرد؛ عشقی که مسیر دشوار ۵۰ ساله را برای آن پیمود و زندگی کرد و الهام‌بخش شد.

در قسمتی از فیلم می‌گوید انقلاب که شد، همهٔ خانوادهٔ توکلی گریختند و رفتند آمریکا، اما من ماندم این‌جا، چه کنایه‌آمیز! ترجیح داد بماند و به‌تنهایی مسیر عاشقی خودش را بپیماید.

مادر «امید»

وقتی تصمیم گرفتم ایران را ترک کنم، به دیدنش رفتم. گفتم می‌خواهم بروم،‌ ما ایرانی‌ها به یک گذرنامهٔ دیگر هم نیاز داریم. به من نگفت بمان، ولی خندید و گفت من گذرنامهٔ پنج کشور را دارم ولی با گذرنامهٔ ایرانی سفر می‌کنم.

خانوادهٔ اِلن ووسالو از فنلاند به کانادا مهاجرت کرده بودند. الن در تورنتو به دنیا آمده بود اما آن سال‌ها برای کانادایی‌ها گذرنامهٔ بریتانیایی صادر می‌شد. چند ماه بعد از تولدش کانادا برای شهروندانش گذرنامهٔ ملی صادر کرد، اما هر کسی اجازه داشت گذرنامهٔ بریتانیایی‌اش را هم نگه دارد.

پدر و مادر الن بعدها برای او گذرنامهٔ فنلاندی گرفتند و وقتی به آمریکا مهاجرت کرد، گذرنامهٔ چهارمش را گرفت و سرانجام بعد از ازدواج صاحب گذرنامهٔ ایرانی هم شد. بعدها چهار گذرنامهٔ کشورهای غربی باطل شدند اما گذرنامهٔ ایرانی را همچنان تمدید می‌کرد و حتی برای رفتن به کشورش فنلاند ویزا می‌‌گرفت.

سرعت تخریب محیط زیست از اراده و تلاش‌های او برای بازگرداندن درناهای سیبری به ایران بیشتر بود و درناها به ایران نیامدند به جز یک درنا که هر سال اواخر پاییز، بیش از سه هزار کیلومتر را تنها می‌پیمود و از سیبری به ایران می‌آمد.

مردم محلی او را «امید» نامیدند و الن هم به «مادر درناهای سیبری» مشهور شده بود. خیلی‌ها داستان درناها را شنیده بودند و فیلمسازان جوانی زیادی از«امید» فیلم گرفتند.

هرسال خبر بازگشت امید در رسانه‌ها منتشر می‌شد و خبرنگاران با الن مصاحبه می‌کردند. اما در همان اولین دیدارمان هم که فقط سه درنا باقی مانده بود، گفت که شانسی برای بقای این پرندگان زیبا باقی نمانده است. از همان روزها پیگیر پروژهٔ جدیدی برای حفظ مرجان‌های خلیج فارس بود.

هر سال «امید» می‌آمد ولی الن دیگر توانی نداشت که ساعت‌ها به تماشای این آخرین بازماندهٔ سال‌های پیش بنشیند. انگار امید هم فهمید کسی عاشقانه تماشایش نمی‌کند، پارسال نیامد. امسال هم الن رفت.

در جایی از فیلم «مادر درنای برفی»، اعتراض‌های جنبش «زن زندگی آزادی» را می‌بینیم و الن می‌گوید «انگار انقلاب دیگری در راه است» و با نگرانی ادامه می‌دهد «نمی‌دانم این چطور انقلابی خواهد بود».

اما در قسمت دیگری از فیلم، الن که روی مبل پیر و فرسوده نشسته، سمت دیگری را نگاه می‌کند و با ذوق و هیجان صدا می‌زند «محمود…»

در یک نمای باز انگار نیمرخ محمود توکلی جوان را کنار الن می‌بینیم که به دیدن او آمده، کمی بعد متوجه می‌شویم او دکتر محمود قاسمپوری استاد محیط زیست دانشگاه است؛ نسل جدید تحصیلکرده‌‌‌های ایران که انگار با احترام و افتادگی مثل یک شاگرد جلوی استادش نشسته و برای الن یک ماگ هدیه آورده است.

الن به شوخی می‌پرسد توش درنا هست؟‌ محمود می‌گوید نه روش درنا است، و عکس «امید» را که روی ماگ نقش بسته، نشان می‌دهد.

تصویری از فیلم مستند «مادر درنای برفی»
تصویری از فیلم مستند «مادر درنای برفی»

No responses yet

Dec 30 2024

طالبان با آبگیری سد پاشدان بر جریان آب هریرود به ایران مانع ایجاد می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: با ساخت سد پاشدان بر روی رودخانه هریرود در افغانستان و آبگیری آن، جریان آب این رودخانه به استان خراسان مختل خواهد شد. هریرود که پس از گذر از افغانستان به مرز ایران می‌رسد، منبع اصلی تامین آب شرب بیش از دو میلیون ساکن استان خراسان است.

به گزارش خبرگزاری فارس این دومین مانع بر سر جریان آب از افغانستان به ایران، یک دهه پس از آبگیری سد سلما است. سد سلما یکی  از بزرگترین پروژه‌های زیربنایی تاریخ افغانستان است که در منطقه سلما در ۱۷۰ کیلومتری شمال شرق شهر هرات در مسیر هریرود ساخته شد.

بنا بر گزارش‌ها یک شرکت آذربایجانی “با ۱۸ ساعت کار روزانه ساخت سد پاشدان را با سرعت به مرحله آبگیری در روز‌های گذشته رساند”. طالبان می‌خواهد با آبگیری سد پاشدان، ۱۳ هزار هکتار زمین کشاورزی را آبیاری کند.

وزارت انرژی و آب طالبان اعلام کرده که سدسازی‌ها به همین دو رود ختم نمی‌شود و ساخت دو سد تیرپل و گفگان نیز در دستور کار قرار دارد.

دانشگاه تربیت مدرس به مسئولان جمهوری اسلامی پیشنهاد کرده با “ایجاد بسته‌های دیپلماسی” برای گفت‌و‌گو با طالبان که شامل “تجمیع مسائل آب، برق، معادن و مهاجران” می‌شود، با این حکومت بر سر حق‌آبه ایران مذاکره کند.  

بر اساس معاهده سال ۱۳۵۱، افغانستان باید در سال‌هایی که آب وجود دارد،‌۸۲۰ میلیون مترمکعب از حق‌آبه هیرمند را به ایران بدهد. اما این معاهده از سوی أفغانستان رعایت نمی‌شود.

No responses yet

Jan 12 2024

«بازداشت ۷۰ نفر» از اهالی روستای قره‌قشلاق سلماس از جمله زنان و مردان مسن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,فساد,محیط زیست

نمایی عمومی از کارخانه کاوه سودا

رادیوفردا: انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) می‌گوید مأموران اداره اطلاعات سلماس «۷۰ تن از اهالی روستای قره‌قشلاق در آذربایجان غربی از جمله زنان و مردان مسن را بازداشت کرده‌اند».

این انجمن روز پنج‌شنبه، ۲۱ دی‌ماه، در بیانیه‌ای اعلام کرد که مأموران وزارت اطلاعات با حضور در منازل این شهروندان آن‌ها را در ارتباط با «تجمع مسالمت‌آمیز زیست‌محیطی»‌ روز چهارشنبه بازداشت کرده‌اند.

به گفته ساکنان این روستا «رئیس ادارهٔ اطلاعات شهرستان سلماس آن‌ها را تهدید به خشونت جنسی علیه زنان بازداشت‌شده در صورت استمرار روستاییان در اعتراضات زیست‌محیطی خود کرده است».

روز گذشته تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌داد نیروهای حکومتی روز چهارشنبه، ۲۰ دی‌ماه، با «گاز اشک‌آور و باتوم» به تجمع اعتراضی اهالی قره‌قشلاق حمله کرده‌اند.

اعتراض ساکنان روستای قره‌قشلاق به تأسیس کارخانه‌ٔ کاوه سودا،‌ وابسته به سپاه پاسداران، در زمینه تولید کربنات سدیم برای تولید شیشه است.

در حالی که تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نمایش‌گر حملۀ نیروهای حکومتی به اهالی معترض روستای قره‌قشلاق از توابع سلماس در روز گذشته هستند، رسانه های حقوق بشری از بازداشت بیش از ۲۲ تن از اهالی این روستا به دست نیروهای حکومتی خبر می‌دهند.

هرانا، که اخبار حقوق بشر را پوشش می… pic.twitter.com/qcGhInRH5Y

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) January 11, 2024
آداپ می‌گوید طرح تأسیس این کارخانه شامل احداث «چاه‌های عمیق» است که اهالی روستا را در زمینه «کمبود آب» نگران کرده است.
بر اساس این بیانیه این شرکت پیش از این با تأسیس کارخانه‌ای مشابه در مراغه در استان آذربایجان شرقی «باعث تلف شدن دام‌ها»، «نابارور» شدن خاک و «بروز تعداد بالای سرطان‌های کبد و پانکراس» در این شهر شده است.
در این بیانیه آمده است که این شرکت در حال برداشت بلورهای نمک از سطح خشک‌شده دریاچه ارومیه به عنوان ماده پایه تولید کربنات سدیم است که «منجر به ایجاد کانون‌های محلی طوفان‌های نمکی در شمال غرب ایران می‌شود».
خبرگزاری دولتی ایرنا مردادماه امسال نوشت که ابراهیم عسگریان، مدیر عامل شرکت شیشه کاوه سودا با ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران، «به صورت چهره به چهره» دیدار کرده است.
دیدار مدیرعامل شرکت کاوه سودا، نفر اول از چپ، با ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران

این رسانه دولتی نوشت که در این دیدار آقای عسگریان «نسبت به ممانعت مقامات محلی از انتقال پساب تولیدی شرکت کاوه سودا در مراغه به دریاچه به رغم دریافت موافقت از سازمان محیط زیست و توقف واحد فرآوری مواد اولیه شیشه‌سازی در یزد به دلیل مشکل آلایندگی گلایه داشت».

No responses yet

Dec 25 2023

مشکل جدی کم‌آبی در سال ۱۴۰۳؛ یک تحلیلگر حوزه آب: مهاجرت گسترده روستائیان باعث بی‌ثباتی سیاسی می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,شورش,محیط زیست

بحران خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان

صدای آمریکا: رئیس سازمان هواشناسی ایران روز یکشنبه سوم دی اعلام کرد «تابستان سال آینده با مشکل جدی کم‌آبی مواجه می‌شویم» و هشدار داد «شرایط منابع آبی در بسیاری از شهر‌ها پایدار نخواهد بود.»

به گزارش وبسایت «دیده بان ایران» به نقل از سحر تاجبخش مسلمان، در مهر امسال بارندگی بیشتر از نرمال بود، اما در ماه‌های آبان و آذر بارش‌ها کمتر از نرمال بود.

او با اشاره به افزایش زیاد دمای هوا که تبخیر و تعرق ذخیره آبی را افزایش می‌دهد، افزود: اگر این وضعیت ادامه یابد و در زمستان هم ذخایر برف کافی نداشته باشیم، قطعاً در تابستان سال آینده با مشکل جدی آب مواجه خواهیم شد.

وب‌سایت «تجارت نیوز» پیشتر در ۲۴ آذر ماه نوشته بود، آمارهای مدیریت منابع آب ایران نشان می‌دهد بارش‌ها در ایران از ابتدای سال آبی جاری تا روز هجدهم آذر ماه، به ۳۴ میلیمتر رسیده است، که کاهش ۲۷ درصدی را نشان می‌دهد.

نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست ساکن واشینگتن، به صدای آمریکا می گوید: «بر خلاف انتظار برخی از مدیران، پاییز امسال میزان بارندگی بسیار کمتر از متوسط بارش در یک چهارم سال آبی جدید بود. افزایش نسبی گرمای هوا و تغییر الگوی بارش نیز باعث شده انتظار کشاورزان در مناطق مختلف برآورده نشود.»

او با تاکید بر این نکته که «برداشت بیش از حد از سفره‌های آب زیرزمینی باعث کاهش شدید آب در اکثر دشت‌های کشور شده است،» می افزاید: «فقدان مدیریت آبخوان‌ها باعث نشست زمین و مرگ دشت‌ها، و در نهایت مهاجرت گسترده روستائیان شده است، که خود عاملی برای تشدید بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و بی‌ثباتی سیاسی خواهد بود.»

به گفته آقای کوثر، در صورتی که در ماه‌های زمستان برف کافی در ارتفاعات، به‌ویژه در البرز و زاگرس نبارد، سرشاخه‌های رودهای بزرگ خشک‌تر خواهند شد و کم‌آب شدن رودخانه‌های بزرگ ایران، می‌تواند به دشوارتر شدن شرایط در بهار و تابستان آینده منتهی شود.

این تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست افزود: در شرایط اقلیمی گرم‌تر، با توجه به احتمال بروز باران‌های سیل‌آسا به جای برف، مدیران حوزه آب و خاک می‌توانند با استفاده از روش‌های آبخیزداری، با مهار سیلاب، هم قدرت تخریبی سیل را بگیرند و هم در چارچوب آبخوانداری، به تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی و تامین آب برای حال و آینده اقدام کنند.

مجموع داده‌های وزارت نیرو و هواشناسی ایران نشان می‌دهد روند بارش‌ها طی ۵۰ سال اخیر در کشور نزولی بوده و تداوم این روند، آینده ایران در بخش‌های مختلف را، از جمله پراکندگی جمعیتی، در معرض بحران قرار داده است.

کاهش بارندگی ناشی از تغییرات اقلیمی در کنار سوء مدیریت در حوزه آب، موجب ایجاد بحران و تنش آبی در مناطق مختلف ایران شده است.

No responses yet

Sep 25 2023

فرونشست زمین به نزدیکی تخت جمشید و نقش رستم رسید

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: بیش از یک دهه است که خطر فرونشست زمین در نقاط مختلف ایران از سوی کارشناسان گوشزد می‌شود. با این حال اخبار منتشرشده نشانی از تلاش برای توقف این پدیده خطرناک ندارد، برعکس هرروز خبر تازه‌ای از گسترش فرونشست زمین در نقاطی جدید منتشر می‌شود.

مریم دهقانی، عضو هیئت علمی بخش مهندسی راه و ساختمان و محیط زیست مهندسی دانشگاه شیراز روز یکشنبه دوم مهرماه در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران، ایلنا، خطر فرونشست زمین در مرکز شهر مرودشت را حدود ۲ تا ۳ سانتیمتر و در اطراف این شهر را تا ۱۲ سانتیمتر برآورد می‌کند و با اشاره به اینکه این پدیده معمولا در شهرها اتفاق نمی‌افتد، می‌گوید “مرودشت تنها شهرى است که تمام شهر دچار فرو نشست شده است”.

به گفته این استاد دانشگاه لبه این فرونشست در منطقه تاریخی نقش رستم واقع شده و پهنای شکاف در این منطقه به حدود نیم متر تا ۷۰ سانتیمتر رسیده است.

او می‌گوید: «این شکاف‌ها به فاصله ۱۰ تا ۱۵ متری منطقه باستانی نقش رستم ایجاد شده که هر ساله با اینکه این شکاف‌ها با شن و ماسه پر می‌شوند اما دوباره سر باز می‌کنند.»

دهقانی گفته تخت جمشید تحت تاثیر فرونشست قرار ندارد اما “در فاصله ۳۰۰ متری آن به دلیل قرار گرفتن در سینه کوه، فرونشست حدودا ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتری رخ داده است”.

خوشبختانه شهر شیراز به گفته این استاد دانشگاه دچار فرونشست نشده و تنها در باغات قصرالدشت و باغ‌شهرهای گویم این پدیده مشاهده شده است. 

البته “سیگنال‌های ضعیفی” از فرونشست زمین در محدوده فرودگاه شیراز نیز ثبت شده است. مریم دهقانی می‌گوید: «این سیگنال‌ها، یک سانتی متر یا کمتر از آن است که به فاصله ۲ تا ۳ کیلومتری فرودگاه شیراز ثبت شده و سیگنال‌های قوی‌تر در حد ۴ تا ۶ سانتیمتر ثبت شده است.»

خطر در شهر مرودشت؛ “فاجعه‌ای عظیم”

مریم دهقانی از گسترش فرونشست زمین در منطقه مرودشت خبر داده و گفته ظرف ۱۵ سال اخیر همه دشت مرودشت درگیر فرونشست شده در حالی که تا ۱۰ سال پیش تنها محدوده کوچکی از مرودشت درگیر این پدیده بود.

به گفته او وسعت و سرعت فرونشست زمین در این منطقه “پیشرفت قابل توجهی” داشته است.

این استاد دانشگاه گفته است: «شکاف‌های بسیارعظیمی در سطح زمین دشت مرودشت به پهنای نیم متر تا ۷۰ سانتی متر ایجاد شده است و در دشت شیراز هم شامل محدوده دریاچه مهارلو تا شمال غرب شهر در نقاطی فرونشست رخ داده است.»

دهقانی این وضعیت را “فاجعه‌بار” توصیف کرده و می‌گوید: «شهرک صنعتی فتح آباد، کناره، فیروزی، پتروشیمی مرودشت، خط انتقال گاز که از دشت مرودشت عبور کرده‌اند، خطوط ریلی و زیرساخت‌ها همه تحت تاثیر فرونشست زمین قرار دارند.»

این استاد دانشگاه همچنین به وضعیت خطرناک خانه‌های مسکن مهر در مرودشت اشاره می‌کند و می‌گوید: «ساختمان این منطقه ترک برداشته و به میزان ۱۶ تا ۱۸ سانتیمتر دچار فرونشست شده است؛ زمین زیر دیوارهای اطراف مسکن مهر دچار فرونشست شده است به نحوی که اگر در خط انتقال گاز مسکن مهر مرودشت شکستگی ایجاد شود، فاجعه‌ای عظیم رخ خواهد داد که غیر قابل جبران است.»

مریم دهقانی تصریح کرده: «علیرغم آنکه حدود ۱۰ سال است که در تمام رسانه‌ها مشکلات فرونشست زمین را فریاده زده‌ایم اما نتیجه‌ای حاصل نشده است.»

او با اشاره به اینکه ۱۶ سال است درباره موضوع فرونشست زمین تحقیق می‌کند و از میزان گستردگی این پدیده در تمام نقاط ایران اطلاع دارد، افزود: «اما تاکنون هشدارهایم در مورد فرونشست زمین هیچ تاثیری نداشته و اراده‌ای برای حل آن وجود نداشته است».

تا کنون بسیاری از کارشناسان و متخصصان درباره فرونشست زمین در مناطق مختلف ایران هشدار داده‌اند.

از جمله آنها، اسفندماه سال گذشته علی بیت‌اللهی، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات راه و شهرسازی با استناد به آخرین ارزیابی‌های صورت گرفته درباره پدیده فرونشست زمین در ایران گفت ۱۸ و نیم میلیون هکتار از مساحت ایران که معادل ۱۱ درصد مساحت سرزمینی است، در حال فرونشست است.

او خاطرنشان کرد که جمعیت ساکن در این مناطق حدود ۳۹ میلیون نفر است که نزدیک به ۴۹ درصد جمعیت کل ایران می‌شود.

همچنین به گفته او استان اصفهان بیشترین تعداد شهرهای در معرض خطر را دارد و اصفهان بزرگ‌ترین کلان‌شهری است که بخش عمده‌ای از آن در معرض فرونشست است. این شهر در مقایسه با سایر شهرها بالاترین ریسک فرونشست زمین را دارد.

از جمله دلایلی که به فرونشست می‌انجامد افت سطح آب‌های زیرزمینی بر اثر برداشت بی‌رویه آب، حفر چاه‌های غیرمجاز، کاهش نزولات جوی و عدم مدیریت در آبیاری است.

No responses yet

Jun 29 2023

ناصر کرمی 2

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تقلب,سیاسی,فساد,محیط زیست

تویتر مهدی: . دیدم که #ناصر_کرمی جوابیه‌ای داده،از این کارش استقبال می‌کنم.هر چند تهمت‌های سخیفی زده بود،که خب انتظارش از این شخص قطعا میره
من با مدرک و مستدل حرف میزنم و جواب‌های ایشان متاسفانه در حد ننه غریبم بازی بود
اما مطالب جدید دیگری نیز یافتم که تقدیم میکنم به ناصر خان

۲. ناصر در توییتی که زد گفته فقط ۲ سال بیکار بوده. که در این تصویر از توییتش میتونید ببینید:

۳. اما من یه مصاحبه از آقای کرمی دیدم که در اینجا گفته ۴ سال بیکار بوده. چنتا قضیه مهم در این مصاحبه هست. یکی اینکه قبلا گفته بوده ۴ سال و الان میگه ۲ سال. این ۲ سال وسط که نمیخواسته در موردش اینجا صحبت کنه با ما مربوط به کاریه که تو ایران میکرده و نمیخواد کسی بدونه؟

۴. دومین مورد جالبش اینه که خودش رو ژورنالیست معرفی میکنه در این یکی مصاحبه. و همچنین میگه حوزش محیط زیسته. اینو به خاطر داشته باشید.

۵. لینک مصاحبه رو در انتها میذارم که بخونید خودتون:

۶. تو یه مصاحبه‌ی دیگه هم که گفته اقلیم شناسه. یه سرچ کنید دستتون میاد هر کدوم یه شاخه و تخصص کاملا جدا هستن.

۷. پس تا الان شد ۳ مصاحبه، ۳ حرف مختلف. (سومی رو هم در مصاحبش برای فاندگیریش واسه فاند SAR در توییت قبل گفته بودم)

۸. در جای دیگه‌ای از جوابیشون در مورد مقالات و کتب گفته بود

گوگل اسکولار که نداره . ولی ریسرچ گیت دارن ایشون.

تعداد سایتیشن: ۴۲ …

یعنی شما برو میدون انقلاب، ۲ تا مقاله بخر رندوم. بعد از ۲ سال چک کنی ۳۰ ۴۰ تا سایت خورده
ولی ایشون بعد از ساالها “استادی” و پژوهش، ۴۲ تا

۹. لینک ریسرچ گیت در انتهای توییت‌ها

۱۰. در خلال سرچ‌ها یه چیز عجیب و جالب دیگه هم دیدم از ایشون.
موسسه‌ای به نام Iren media …

در داخل ایران این موسسه ثبت شده و کار می‌کرده و یکی از موسسینش جناب ناصر کرمی، از نروژ !!!

۱۱. بعد از دیدن این پست فیسبوک از ایشون رفتم ببینم این موسسه چیه. کجا بوده چه کرده.
این صفحه فیسبوکش هست. خودتون یه چک کنید.

۱۲. همونطور که میبینید در ایران ثبت شده و در اونجا کار میکرده.
حالا چه زمانی؟
وقتی ناصر خان به قول خودشون در برخی مصاحبه‌هاشون، چند سالی بود به خاطر دستگیری و تهدید به اعدام، از ایران فرار کرده بودند و فاند محققان در خطر رو هم میگرفتند.
ولی مثکه خطرش خیلی جدی نبوده …

۱۳. یعنی به طور واضح در ایران هم کار می‌کردند بعد از مهاجرت.

و بعله. رفتم دیدم تعدادی ایونت برگزار کردن که ایشون سخنرانش بودن. کجا برگزار شده؟ در ایران …
ناصرخان ویدیو کال کردن البته. ولی خب فرض کنید کسی که پناهنده شده، رسمی ایونت برگزار میکنه تو ایران و شرکت داره و …
عکس:

۱۴. فاااجعه کجا بود؟

جایی بود که پوستر برگزار کننده رو دیدم.

حقیقتش باورش واسم سخت بود.

  • سازمان محیط زیست
  • صندوق ملی محیط زیست

۱۵. من نمیدونم اینا شوخیه؟ جدیه؟

طرف رفته اونور میگه جانم تو خطر بوده. بعد از ۲ سال که فاند میگیره از اونجا، در ایران شرکت ثبت می‌کنه و جلسه برگزار میکنه.
اونم با سازمان محیط زیست و صندوق ملی محیط زیست …
فاجعه هست قضیه.
اینم یه پوستر دیگش:

۱۶. آیا اینها همه‌ی چیزایی بود که پیدا کردم؟
نه!!

ولی من یه نفر آدمم. از صبح تا عصر هم سر کار میرم چون مثل ناصر خان فاندی نبودم و فاند SAR و امثالهم رو نه گرفتم و نه خواهم گرفت
فقط ۲ روز از عصر تا شب اینا رو با سرچ پیدا کردم که کف اینترنت ریخته.

۱۷. و در آخر اینکه ماه ها ساکت بودم و دنبال این چیزا نگشتم و تلاش برای اتحاد کردم. ولی فهمیدم اتحادی شکل نخواهد گرفت با این افراد.
تمام

۱۸. متاسفانه توییتر اجازه نمیده لینک‌ها رو بفرستم. واسه همین اسکرین میگیرم:
https://rsf.org/sites/default/files/rapport_environnement_en.pdf
https://www.nature.com/articles/d41586-019-01001-3
https://www.researchgate.net/profile/Nasser-Karami

No responses yet

Jun 28 2023

ناصر کرمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تقلب,سیاسی,فساد,محیط زیست

تویتر مهدی: . احتمالا اسم #ناصر_کرمی رو شنیدید
عضو جبهه‌ی هفت آبان.
پخش کننده‌ی فیک نیوزی که در تصویر پایین میبینید.
ولی ناصر کرمی کیه؟ از کجا اومده و …

یه کم امروز دنبال این گشتم
۲. #ناصر_کرمی، یکی از روزنامه نگاران سابق #همشهری است که با ادعای استاد دانشگاه بودن که در این رشتو بررسی میکنیم، در تلویزیون های لندن نشین ظاهر می شود.
و سپس همونطور که حدث می‌زنید به چه جریانی می‌پیونده و …

۳. از اینجا شروع کنیم. کرمی در پاسخ به یک کاربر توییتر که از او درباره استفاده از تسهیلات حقوق بشری با داستان سازی در مورد #دستگیری و سابقه علمی در ایران بارخواست کرده بود، مدعی شده که هرگز داستان بازداشتش در ایران را بازگو نکرده است. توییت:

۴. آیا این واقعیت دارد؟
نگاهی به رسانه های نروژی نشان می دهد که او در مصاحبه هایش مدعی شده که در ایران محقق (نه روزنامه نگار) بوده و به خاطر تحقیقاتش به زندان افتاده، تهدید به #اعدام شده و بعد از اعتراف در مقابل دوربین آزاد شده است.

۵. در صورتی که خود این فرد، در توییتر منکر این قضیه شده بود؟ حالا چرا؟
در این نشریات همچنین ادعا شده که #جیسون_رضاییان و همسرش بلافاصله پس از مصاحبه با کرمی زندانی شده اند …

۶. البته صحبت‌های زیادی آن روزها در این زمینه شده بود، که افرادی که در آن موقع در زندان بودند، همچین فردی رو مشاهده نکردند و ادعا داشتند این فرد اصلا رنگ زندان را هم ندیده …

۷. خب بریم سراغ رزومه‌ی ناصر خان.
این لینک رزومه هست

http://uib.no/sites/w3.uib.no/files/dr._nasser_karami_cv.docx

طبق گفته‌ی رزومه خودش، دانشیار در بخش جغرافی دانشگاه برگن در نروژ شده بوده.


۸. اما ناصر خان در برگن دانشیار نبوده است. حتی استادیار هم نبوده است و در مسیر استادی هم نبوده. پژوهشگری (Fellow) بوده که پولش را برنامه پژوهشگران در خطر (SAR) می‌داده.

http://naylornetwork.com/iie-nwl/articles/index-v2.asp?aid=352188&issueID=40645

۹. اینکه SAR چیست و پولش از کجاست و دیگر مساله نیست. اینکه کرمی در CV دانشگاهی اش که هنوز بر سرور خود دانشگاه برگن هست اینو گفته:

https://uib.no/sites/w3.uib.no/files/dr._nasser_karami_cv.docx

۱۰. خب پس تا اینجا مشخص شد که دانشیار نبوده.
نمی‌دانیم آن سال میانی (۲۰۱۶-۲۰۱۵) را چه می‌کرده است ولی باز SAR به کمک او می‌آید و این بار با قراردادی یک ساله به علوم و فناوری می‌رود. بله اینجا هم پژوهشگر قراردادی مهمان است و باید بساط را جمع کند و برود، نه دانشیار، ولی..

۱۱. باز به دروغ در مصاحبه با نشریه نروژی می‌گوید در علوم و فناوری هم دانشیار (førsteamanuensis) است، که نیست.

کسی از مدرس پاره‌وقت در علامه به یکباره دانشیار نمی‌شود؛ دانشیار استاد تمام وقت است، نه قراردادی‌ای که پولش از بیرون می‌آید و باید برود. لینک:
https://pahoyden.khrono.no/geografi-iran-scholars-at-risk/uibs-forste-akademiske-flyktning/355792

۱۲. برای دانشیاری نخست یا باید استادیار بود، یا اگر از بیرون می‌آید؛ باید سابقه‌ی پژوهشی پر و پیمان داشت. این آدم یک مقاله داوری‌شده در مجله‌ای تخصصی ندارد.
یه مقاله درست درمون تا سال ۲۰۱۷ نداشته.

۱۳. اینم لینک گوگل اسکولار با سرچ نام این فرد.

کل تعداد سایتیشن‌هایی که با این نام وجود داره نصف سایتیشن‌های منه :
اگه ایشون استادیارن، منم استاد تمام هستم
https://scholar.google.com/scholar?hl=en&as_sdt=0%2C5&q=Nasser+Karami&btnG=

۱۴. این رو هم لینک بزارم در مورد اینکه این فرد در چه پوششی فاند میگرفت:
http://www.naylornetwork.com/iie-nwl/articles/index-v2.asp?aid=352188&issueID=40645

۱۵. اینها یه قسمت از ماجرا بود. یه دفعه رسیدم به این مورد …

ناصر کرمی بعد از مهاجرت، به کمک آیت‌الله بی‌بی‌سی به یک از متخصصان پر سر و صدا در عرصهٔ اقلیم شناسی تبدیل شد.
او نشریه‌ای زد به اسم قلمرو که توسط مهدی خلجی تبلیغ شد.
نشریه‌ی قلمرو!!
مهدی خلجی!!!
مرجان شیخ‌الاسلامی؟

۱۶. نشریه‌ی قلمرو آشنا بود!!
نشریه‌ای که مهدی خلجی تاسیس کرد، و همسرش مرجان شیخ الاسلامی!!! پول آنرا می‌داد. این قضیه نشریه قلمرو ژانر خودشو داره. برید سرچ کنید بیینید چجوری از طریق مرجان به سپاه وصل میشه قضیه.
توییت رو هم رندوم گذاشتم. خودتون سرچ کنید:
https://twitter.com/Goftaniha/status/1104561784403476480

۱۷. اینقدر زیادن که اینا رو گلچین کردم. شاید بعدا بقیه چیزا رو هم اضافه کنم.
مثلا یه موردش مطالب عجیب این فرد هست که نشان از سطح سواد داره. مثلا در مورد کرونا در هند یه چی پروند، ولی ۲ هفته بعدش هند بدترین وضعیت رو پیدا کرد.
یا مطالبی در مورد آب و هوا و …

۱۸. یعنی میزان تولید شبه علم بیداد میکنه از این فرد …
یا تحلیل سیاسیش در مورد ترامپ و مموتی

۱۹. خیلی موارد دیگه هم دیدم. ولی حقیقتش از توان من به تنهایی خارج بود. اگه واستون جالب بود تو همین توییتر سرچ کنید همه این چیزایی که گفتم هست. منم منبعم کلا همین توییتر بود و سعی کردم فکت چک کنم.
اگه خطایی بود هم خوشحال میشم بگید که تصحیح کنم

۲۰. مورد آخر هم اینکه من یه ادم عادی که از صبح تا عصر سر کارم، با یه سرچ نیم روزه اینا رو پیدا کردم
عجیبه هیچ خبرنگاری این کارا رو نمیکنه!!
از اون عجیب تر جبهه‌ی هفت آبان هست که مثکه مهم‌ نیست واسش اعضاش کیا هستن …
تمام

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .