اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آمریکا' Category

Jan 15 2014

واکنش کاخ سفید به اعلام پیروزی ایران در ژنو از سوی روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: کاخ سفید در واکنش به سخنان حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، درباره توافق‌نامه هسته‌ای ژنو و اعلام پیروزی او بر قدرت‌های جهانی با انعقاد این توافق گفت که این سخنان تنها مصرف داخلی دارد.

بر اساس گزارش روز سه‌شنبه، ۲۴ دی، خبرگزاری فرانسه، جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت: «این مسئله نه برای ما تعجب‌انگیز است و نه باید باعث تعجب شما بشود که رئیس جمهور ایران توافق‌نامه ژنو را به فراخور مخاطبان داخلی خود تفسیر کند.»

وی سپس تاکید کرد که آن‌ چه مقامات ایران می‌گویند، اهمیتی نخواهد داشت، بلکه آن‌ چه انجام می‌دهند مهم است.

حسن روحانی روز سه‌شنبه در سفر به خوزستان توافق‌نامه ژنو را به معنای «تسلیم قدرت‌های بزرگ در برابر ملت ایران» دانست و گفت که این توافق‌نامه به شکستن سد تحریم‌ها منجر شده است.

این در حالی است که برخی محافظه‌کاران نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی انتقاداتی را متوجه توافق‌نامه ژنو کرده‌اند و از جمله محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، گفته است، آن‌ چه ایران در این مذاکرات داده حداکثری و آن‌ چه به دست آورده حداقلی بوده است.

توافق‌نامه موقت ژنو ایران را متعهد می‌سازد که فعالیت‌های اتمی خود را محدود ساخته و اجازه نظارت بیشتری به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدهد. در قبال آن نیز قدرت‌های جهانی به صورت تدریجی تحریم‌ها علیه تهران را لغو خواهند کرد.

اما خبرگزاری فرانسه می‌نویسد که اظهارات روز سه‌شنبه آقای روحانی می‌تواند بهانه‌ای به دست برخی اعضای کنگره ایالات متحده بدهد که معتقدند توافق‌نامه ژنو حداکثر امتیازات را به ایران در برابر حداقل‌ها می‌دهد.

این گروه از اعضای کنگره در صدد تشدید تحریم‌ها علیه ایران هستند، در حالی که کاخ سفید اعلام کرده است که این اقدام معنایی جز تمایل کنگره به جنگ ندارد.

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، نیز هشدار داده است که در صورت تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران، مصوبه کنگره را وتو خواهد کرد.

حامیان طرح تشدید تحریم‌های ایران می‌گویند که دست‌کم ۵۹ رای موافق از میان یک صد رای ممکن در سنا را دارند و ممکن است که تعداد موافقان به عدد ۶۷ نیز برسد که در آن صورت تهدید آقای اوباما به وتوی این مصوبه تاثیری نخواهد داشت.

No responses yet

Jan 14 2014

«ابراهیم یزدی» متن مذاکره با «سایروس ونس» را پس از 34 سال منتشر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

شرق: دولت موقت، متهم ردیف نخست بود و بعد هم نهضت آزادی. اتهام هم رابطه با آمریکا بود؛ اتهامی که در نهایت یک‌ماه بعد به سقوط دولت نخست انقلاب منجر شد. حالا بعد از سی‌وچندسال، ابراهیم یزدی، وزیر خارجه دولت موقت، متن مذاکرات خود و تیم وزارت خارجه ایران با «سایروس ونس» (وزیر خارجه وقت آمریکا) و همراهانش را در نیویورک در اختیار «شرق» قرار داده است. این ملاقات درست یک‌ماه پیش از آغاز گروگانگیری در سفارت آمریکا انجام شده. تسخیر سفارت انتشار اسنادی در ارتباط با مذاکرات دولت موقت و آمریکا را درپی داشت و در آن فضای پرهیجان سال‌های نخست انقلاب عامل سقوط دولت بازرگان شد. جان لیمبرت، دبیر دوم سفارت و گروگان پیشین آمریکایی به‌تازگی در گفت‌وگویی با «شرق» با اشاره به این جلسه گفته بود: «34سال پیش در همان روزهای بعد از انقلاب دو وزیر خارجه یعنی آقای «ابراهیم یزدی» و آقای «سایروس وَنس» در حاشیه سازمان ملل با هم جلسه داشتند. البته در آن زمان، دو کشور هنوز باهم رابطه داشتند. اگر به تاریخ نگاه کنیم، می‌بینیم که جلسه بسیار‌بسیار منفی‌ای بود. در آن جلسه هرچه آقای ونس از آقای یزدی می‌پرسید که رابطه‌مان را چگونه پیش ببریم و بر چه اساسی جلو برویم، تنها کاری که همتای ایرانی‌اش می‌کرد، تکرار گله‌گذاری بود. از آن روز به بعد، شاید 95درصد سیاست خارجی ایران، همان بود؛ یعنی از روخواندن فهرست گله‌ها. خب آنچه الان می‌بینیم، یک تغییر است.»

دیدار و گفت‌وگو با آقای سایروس ونس وزیر امورخارجه ایالات‌متحده‌ آمریکا
چهارشنبه 11مهر 1358 زمان: 45دقیقه
در این ملاقات که بنا بر تقاضای وزارت امورخارجه آمریکا صورت گرفت علاوه بر وزرای خارجه دو کشور مقامات ذیل نیز حضور داشتند:
از طرف آمریکا:
«دونالد مک‌هنری» نماینده دایم آمریکا در سازمان ملل‌متحد
«نیو سام» معاون سیاسی وزارت امورخارجه
«هارولد ساندوز» معاون وزارت امورخارجه در امور خاورمیانه و آسیا
«هنری پرکت» رییس اداره ایران
«گری سیک» عضو شورای امنیت ملی
از طرف ایران:
«علی آگاه» کاردار سفارت ایران در واشنگتن
«منصور فرهنگ» رایزن فرهنگی ایران در آمریکا
«داریوش بایندر» سرپرست اداره چهارم سیاسی وزارت امورخارجه
یزدی: سوالی که برای ما مطرح است این است که آیا آمریکا حقیقتا واقعیت‌های جدید را در ایران و تغییراتی که روی داده است پذیرفته است یا نه؟
ونس: این تغییرات را پذیرفته‌ایم. امیدوارم بتوانیم شما را از طریق تماس‌ها و صحبت‌هایی که داریم قانع کنیم که بعد از انقلاب سعی کرده‌ایم روابط خود را با رهبری جدید در ایران براساس این واقعیت تنظیم نماییم. ما می‌خواهیم که احساس عدم‌اعتماد را از میان برداریم و گذشته را پشت‌سر بگذاریم و به طرف روابط مستحکم‌تری پیش برویم.
دکتر یزدی: از شنیدن این مطلب خوشحالم. کاردار شما در تهران نیز این مطالب را عنوان کرد به او گفتم که من دیپلمات نیستم و صریح حرف می‌زنم. حقیقت این است که با توجه به بعضی کارهایی که نماینده شما در تهران می‌کند، قانع نشده‌ایم که شما تغییر رویه داده‌اید و مطمئن نیستیم که واقعیات جدید را درک کرده‌اید. همین هفته قبل نماینده شما در تهران به ملاقات وزیر کشور رفته و ضمن تسلیم یادداشتی به اعدام سه‌نفر از سناتورهای سابق ایران اعتراض کرده است. این امر دخالت صریح در امور داخلی ماست. ما به شما نمی‌گوییم که با سرخ‌پوست‌های آمریکا چگونه رفتار می‌کنید یا در زندان‌های شما چه می‌گذرد. این اقدام وی سبب اعتراضات گسترده‌ای در ایران شده است و تعجب می‌کنم که چطور وی اوضاع ایران را درک نکرده است.
ونس: من هم صریح صحبت خواهم کرد. کاردار ما به ملاقات وزیر کشور شما رفته بود که نگرانی دولت ما را به طور خصوصی به اطلاع دولت ایران برساند و انتظار نمی‌رفت که این مطلب در اختیار جراید گذارده شود. اگر از طرف دولت شما کسی نزد من بیاید و بخواهد مطلبی را خصوصی بیان کند من به او گوش می‌کنم و غیرممکن است که موضوع را به روزنامه‌ها بگویم.
دکتر یزدی: ولی این اولین‌بار نیست که او چنین کارهایی می‌کند. او قطعنامه کنفرانس هاوانا را نزد من آورد و یادداشتی هم داد و می‌پرسد که چرا شما به قطعنامه مربوط به ارتباط صهیونیسم با نژادگرایی رای می‌دهید. قبلا کارهای مشابه دیگری هم کرده بود. بنابراین اینکه می‌گویید واقعیات جدید را در ایران پذیرفته‌اید باید برای ما ملموس باشد. محک این کار رویه و برخورد شما با یک سلسله مسایلی است که در روابط ما وجود دارد و یکی از آنها مساله قراردادهای نظامی است که در گذشته منعقد شده است.
بین ایران و آمریکا چندصد کنترات در چارچوب برنامه فروش‌های نظامی آمریکا (Foreign Military Sales) منعقد شده است به‌علاوه برای پرداخت‌های مربوط به این کنترات‌ها یک صندوق امانی (Trust Fund) ایجاد شده بود و بالاخره در آخرین روزهای قبل از پیروزی انقلاب حکومت بختیار یک تفاهمنامه در مورد لغو بخشی از آنها با شما به امضا‌ رسانید که برای ما قابل قبول نیست زیرا منافع ایران را در نظر نگرفته و مشکلات زیادی ایجاد کرده است.
ونس: ما آماده هستیم راجع به این مسایل با شما وارد مذاکره شویم.
یزدی: تا به حال چندبار این نکته را گفته‌ایم که ما نمی‌خواهیم به گذشته نگاه کنیم. سوابق گذشته چندان درخشان نیستند. این قراردادها و مسایلی که از آن ناشی می‌شود مانعی در راه روابط ما به‌وجود آورده است که باید از سر راه برداشته شود.
ونس: ما حاضریم راجع به آنها صحبت کنیم و این موانع را از سر راه برداریم. شما فردا ظاهرا ملاقاتی با مقامات وزارت دفاع ما و ژنرال Graves خواهید داشت. در آنجا فرصت مناسبی خواهید داشت که جزییات این مسایل را مطرح کنید.
یزدی: سیاست کلی شما درباره این مسایل چیست؟
ونس: سیاست ما این است که ببینیم این مسایل چه هستند و آن را بررسی کنیم و سعی کنیم راه‌حلی برای آن پیدا کنیم.
یزدی: خریدهایی که در گذشته انجام گرفته است مورد حسابرسی قرار نگرفته است و اطلاعات لازم در مورد آنها در اختیار ما قرار نگرفته است. برای اینکه حساب‌ها بسته شوند احتیاج به حسابرسی و ممیزی دقیق است که این کار تا زمانی که صورتحساب‌ها به ما داده نشود، عملی نیست. در مواردی که بعضی اقلام را از ما بازخرید کرده‌اید، مثل چهار ناوشکن اسپروتر هنوز به ما نگفته‌اید که چه مقدار بابت آن به ما خواهید پرداخت. هیچ‌گونه مذاکره‌ای درباره قیمت بازخرید انجام نگرفته است.
ونس: خیال نمی‌کردم که اشکالی درباره حساب‌های گذشته وجود داشته باشد ولی به هر حال ما درباره این مسایل آماده همکاری هستیم.
یزدی: سیاست شما درباره قطعات یدکی چیست؟ شنیده‌ایم که گفته شده است قطعات حساس و طبقه‌بندی‌شده را به ما واگذار نمی‌کنید. اگر ما این‌قبیل قطعات را دریافت نکنیم استفاده از سلاح‌هایی که از شما خریده‌ایم میسر نخواهد بود. سیاست شما در این باره چیست؟
ونس: سیاست ما در اساس این است که احتیاجات شما را در مورد قطعات یدکی تامین کنیم.
یزدی: ولی ظاهرا در عمل از طرف شما موانعی ایجاد شده است و بعضی چیزها را هم تحویل نداده‌اید.
بایندر: آنچه در این مورد به ما گفته‌اند این است که دولت آمریکا آماده تحویل قطعات یدکی است ولی مقامات وزارت دفاع شما به وزارت دفاع ملی ما گفته‌اند که برای قطعات حساس و طبقه‌بندی شده اجازه مخصوص لازم است.
به‌علاوه اجزا و وسایل حساس بعضی از اقلامی که خریداری کرده‌ایم نیز تحویل‌نشده است و مثال بارز آن نوارهای مربوط به دستگاه‌های کامپیوتری هواپیماهای اف-14 است که تحویل نشده و بدون آن سیستم‌های عملیاتی این هواپیماها قابل استفاده نیستند.
ساندرز: ممکن است در بعضی موارد لازم باشد که بررسی جداگانه‌ای صورت بگیرد. چیزی که درباره آن اصرار داریم این است قطعاتی که تحویل می‌شود بدون‌نظر دولت آمریکا قابل واگذاری به دولت ثالثی نیست.
یزدی: آیا این شرط در قراردادها ذکر شده است.
ونس: این یک شرط کلی است که در تمام کنترات‌های نظامی ما با همه کشورهای دنیا وجود دارد و مختص ایران نیست.
…… …: به‌طورکلی ما در مورد تقاضاهای شما رویه مساعدی را اتخاذ کرده‌ایم و این مسایلی هست که می‌توانید با ژنرال Graves مطرح و حل کنند.
دعاوی حقوقی علیه ایران در دادگاه‌های آمریکا
یزدی: موضوع دومی را که می‌خواهم، مطرح کنم مساله دعاوی است که علیه ایران در دادگاه‌های آمریکا طرح شده است.
ونس: در این مورد باید بگویم سیستم آمریکا طوری است که ما به‌عنوان قوه‌مجریه نمی‌توانیم در کار دادگاه‌ها دخالت کنیم. البته ما می‌توانیم با وکلای شرکت‌هایی که این دعاوی را طرح می‌کنند به صورت مشورت تماس بگیریم ولی نمی‌توانیم به دادگاه‌ها دستوری بدهیم.
یزدی: خیال می‌کنم که لازم باشد جلسه توجیهی برای آنها تشکیل دهید و آنها را متوجه عواقب تصمیماتی که می‌گیرند بکنید زیرا اگر کار به این منوال ادامه یابد چاره‌ای نخواهیم داشت جز اینکه سپرده‌های خود را از بانک‌های آمریکا بیرون بکشیم. در چند مورد وجوه متعلق به دولت ایران از طرف دادگاه‌های آمریکا توقیف شده است. مثلا حدود 526میلیون‌دلار وجوه شرکت نفت در رابطه با دعوای Reading and Bate توقیف شده بود.
پرکت: در این مورد دادگاه کاملا به نفع ایران رای داد و حکم به رفع توقیف وجوه شرکت نفت صادر کرد. ما در وزارت خارجه برای حل این مشکلات اقداماتی کرده‌ایم و به این کار ادامه می‌دهیم.
یزدی: ولی در مورد EDS هنوز مساله حل نشده و 16میلیون‌دلار وجوه دولت ایران همچنان توقیف است.
آگاه: باید این توضیح را بدهم که طرح این دعوی‌ها کار ما را در آمریکا فلج‌کرده است. توقیف وجوه دولت سبب‌شده که نتوانیم بدهی‌های خود را به‌موقع بپردازیم. دادگاه‌های آمریکا هرجا پولی متعلق به ایران است درصدد توقیف آن برآمده‌اند، به‌نحوی که حتی برای مخارج سفارت جرات نمی‌کنیم از تهران پول بخواهیم. قانونی وجود دارد که در سال 1976 وضع شده که به موجب آن دادگاه‌ها نمی‌توانند وجوه متعلق به دولت‌های خارجی را بخصوص در اموری که متعلق به نیروهای نظامی است توقیف کنند. ولی این قانون از آنجا که بعضا جدید است مورد توجه بعضی از دادگاه‌ها قرار نگرفته است. در مورد وجوه شرکت نفت این قانون مورد توجه قرار گرفت و امیدواریم در مرحله پژوهش دعوای EDS نیز مورد توجه قرار گیرد.
پرکت: ما در مورد دعوای EDS اقداماتی کرده‌ایم و امیدواریم که این موضوع نیز به نحو مطلوب مفید باشد.
یزدی: به جای اینکه مورد به مورد رسیدگی شود بهتر است اقدام کلی شود. لازم است جلسه توجیهی تشکیل شود به طوری که دادگاه‌ها متوجه شوند که نتیجه این کارها چه خواهد بود. من سیستم آمریکا را می‌شناسم ولی در عین حال طرز کار این سیستم را هم می‌دانم. شما به دادگاه‌های خود نمی‌توانید دستوری بدهید ولی می‌توانید آنها را راهنمایی کنید. باید فکری بشود، ما نمی‌خواهیم کار به روزنامه‌ها بکشد و سروصدای دیگری بلند شود. شرکت‌های آمریکایی باید متوجه باشند که تاخیر در پرداخت صورت‌حساب‌ها بر اثر یک فورس ماژور بوده است. شما باید آنها را روشن کنید. البته بعضی کنترات‌ها هم هست که وضعی دارند که مورد قبول ما نیست. باید بیایید و با هم صحبت کنیم. مثل کنترات با GTE یا EDS. شرکت‌های آمریکایی باید متوجه بشوند که قضاوت خود را درباره ایران نباید براساس مقالات نیویورک‌تایمز یا واشنگتن‌پست مبتنی کنند. باید بدانند که دادگاه‌های مدنی ما به کار خود ادامه می‌دهند و این حرف‌هایی که در مورد هرج‌ومرج قضایی در ایران زده شده مغرضانه است.
…… …: شاید خوب باشد که شما روشی را که برای تسویه این حساب‌ها و رفع این اختلافات در نظر دارید به ما اعلام کنید که براساس آن بتوانیم آنها را روشن کنیم. ما به همه گفته‌ایم که ایران مایل است دعاوی را بیرون دادگاه حل کند و این امر خیلی کمک کرده است. اگر بیانیه‌ای از طرف شما منتشر شود و نیت خود را اعلام کنید خیلی موثر خواهد بود.
آگاه: ما یک اطلاعیه به‌صورت آگهی در وال‌استریت‌ژورنال منتشر کردیم و صریحا گفتیم که تمام طلب‌های مشروع و قانونی شرکت‌ها و مقاطعه‌کاران را خواهیم پرداخت.
یزدی: بعضی از اتباع ایران که مرتکب جنایات یا اختلاس‌هایی شده‌اند به آمریکا فرار کرده‌اند. مورد مهمی که مایلم ذکر کنم مربوط به واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان است که شاید آن را به‌خاطر بیاورید.
…… …… .: این همان واقعه‌ای بود که در آن عده کثیری در آتش‌سوزی از بین رفتند.
دکتر یزدی: مسوول این واقعه افسری است به نام رزمی که به قرار اطلاع اینک در کالیفرنیا زندگی می‌کند. ولی در زمان حکومت بختیار یعنی قبل از پیروزی انقلاب تحت تعقیب قرار گرفت ولی با گذرنامه جعلی فرار کرد. ما جریان را با بررسی پرونده‌های اداره گذرنامه خودمان کشف کردیم و رد او را در کالیفرنیا پیدا کرده‌ایم. اینک از شما می‌خواهیم که او را پس بفرستید.
…… … . .: بین دو کشور قرارداد استرداد مجرمان وجود ندارد.
ونس: اولین‌بار است که این موضوع را می‌شنوم. موضوع را بررسی خواهیم کرد.
یزدی: دو نفر دیگر هم هستند که مرتکب اختلاس از صندوق تعاون کارگران شده‌اند و به آمریکا فرار کرده‌اند. اینها در موقع ورود به آمریکا توقیف شدند ولی بلافاصله آزادشان کردند.
آگاه: این دو نفر موقع ورود به آمریکا در فرودگاه دستگیر شدند چون اینترپل هم دنبال آنها بود. به‌محض اینکه مقامات قضایی آمریکا فهمیدند که از طرف دولت ایران نیز تحت تعقیب قرار دارند، آزادشان کردند.
پرکت: بله دادگاه کالیفرنیا آنها را آزاد کرد ولی براساس توصیه ما، موضوع خاتمه‌یافته تلقی نشده است.
یزدی: در این مورد بایستی یک سیاست کلی وجود داشته باشد.
ونس: قبلا باید با وزیر دادگستری خودمان (Attorney General) صحبت کنیم و بعد سیاست خودمان را به شما اطلاع دهیم. تصمیم درباره این موضوع از حدود اختیارات من تجاوز می‌کند.
یزدی: در ایران در خصوص تماس‌ها و ملاقات‌هایی که بین بعضی از مقامات سابق دولت شما با شاه انجام می‌گیرد نگرانی‌هایی وجود دارد.
ونس: این مقامات، آزاد هستند که با هر کس بخواهند ملاقات کنند و ما کاری درباره آن نخواهیم کرد.
یزدی: سیاست شما در این باره چیست؟
ونس: من نظر خودم را در این باره قبلا گفته‌ام.
یزدی: رویه شما در مورد آمدن شاه به آمریکا چیست؟
ونس: فعلا او نخواسته به آمریکا بیاید. ما هم این را مصلحت ندانسته‌ایم ولی اینکه آینده چگونه خواهد بود فعلا نمی‌خواهم چیزی درباره آن بگویم.
یزدی: تکلیف ما با مطبوعات شما چیست؟
ونس: این موضوع مشکلی است. آنها باید ادراک بهتری از انقلاب شما به‌دست آورند و ماهیت انقلاب شما و سیاست‌های شما را درک کنند. من خیال می‌کنم بهترین راه این است که شما تماس خودتان را با آنها زیاد کنید. با آنها صحبت کنید آنها را به ایران دعوت کنید و آنها را نسبت به مسایل روشن سازید. این بهترین طریق مواجهه با مطبوعات است در غیراین‌صورت به‌علت عدم‌اطلاع صحیح، آنچه که به نظرشان برسد خواهند نوشت. نظر من این است که شما با آنها صحبت کنید و به آنها فرصت دهید که آنچه که هست ببینند.
یزدی: آیا شما آنها را توجیه و راهنمایی می‌کنید.
ونس: آنها خودشان ما را ول نمی‌کنند و مرتب سوال می‌کنند. آنچه در مورد شما به آنها گفته‌ایم این است که ما دولت شما را به رسمیت می‌شناسیم و خیرخواه آن هستیم (wish it well). با خود شماست که درباره آینده کشورتان تصمیم بگیرید، ما فقط حاضر به همکاری هستیم ولی آنچه که در داخل ایران انجام می‌دهید مربوط به خود شماست.
نیوسام: مشکل‌ترین موضوعی که با مطبوعات وجود دارد مساله دادگاه‌ها و مساله اعدام‌هاست.
یزدی: در ایران حدود 600نفر اعدام شده‌اند. اعدام‌های دیگری نیز انجام خواهد شد. سال گذشته در هر شهر ما عده‌ای کشته شدند فقط در روز 17شهریور حدود 500نفر به قتل رسیدند. مسوول این کشتارها که بود؟ وقتی مطبوعات شما درباره این اعدام‌ها می‌نویسند متاسفانه چیزی درباره علت آن نمی‌گویند. ما این ادعا را داریم و می‌توانیم ثابت کنیم که انقلاب ما از تمیزترین انقلاب‌ها بوده است. در همه این انقلاب‌ها کشتارهای وسیعی صورت گرفت و خشک و‌ تر با هم سوختند. به هر حال مطبوعات شما این حرف‌ها را می‌زنند و ما هم توضیحات خودمان را دادیم. سنای شما قطعنامه‌ای در این خصوص صادر کرد، ولی وقتی واقعه 17شهریور اتفاق افتاد قطعنامه‌ای صادر نشد. می‌گویید کاردار شما رفته بود که به طور خصوصی نگرانی دولت شما را در مورد اعدام‌ها اطلاع دهد ولی هرگز به شاه اعتراضی درباره آن کشتارها و آن کسانی که زیر شکنجه جان خودشان را از دست دادند، اعتراضی صورت نگرفت. ما از آرشیوهایی که به دستمان افتاد عکس‌هایی از این افراد که زیر شکنجه کشته شدند داریم. ما می‌دانیم که یک فیلم هشت‌دقیقه‌ای از کشتار میدان ژاله در اختیار رسانه‌های خبری شما هست که نشان می‌دهد اجساد و افراد نیمه‌جان را با بولدوزر از توی خیابان جمع می‌کردند ولی نگذاشتند که این فیلم پخش شود.
ونس: بگذارید من هم سوالی از شما بکنم. سیاست شما درباره آمریکا چیست؟
یزدی: سیاست ما این است که با آمریکا براساس احترام متقابل و تساوی طرفین روابط دوستانه داشته باشیم. ولی به‌طوری که قبلا گفته‌ام رویه فعلی آمریکا را که حالت قیم به خود گرفته است، نمی‌پذیریم. آنچه در گذشته کرده‌اید قابل‌تکرار نیست. وقتی صحبت از این می‌کنم که باید واقعیات جدید را در ایران بپذیرید، باید این پذیرش در رفتار شما قابل لمس باشد. از ما انتظار نداشته باشید که رویه خود را عوض کنیم، چون ما به‌خاطر آن جنگیده‌ایم. شما شاه را در 1953 دوباره در ایران مستقر کردید. با کمک شما ساواک به‌وجود آمد و گسترش یافت. ما به تمام این پرونده‌ها دسترسی داریم ولی آن را منتشر نکرده‌ایم. بنابراین این شما هستید که باید سیاست خود را عوض کنید و این را در عمل نشان دهید. آنچه ما می‌خواهیم این است که گذشته‌ها را پشت سر بگذاریم و روابط سالمی با شما داشته باشیم. در گذشته در مبادلات بازرگانی رسم بود که برای خرید کالا از آمریکا یک اعتبار نزد بانکی مفتوح می‌شد و بیعانه‌ای پرداخت و بعد از تحویل کالا بقیه قیمت کالا پرداخت می‌شد. حالا بازرگانان شما برای فروش جنس همه بها را قبلا مطالبه می‌کنند. اگر سیاست بازرگانی شما این است برای ما هم امکان معامله به مثل وجود دارد.
ونس: آنچه که مربوط به دوستی و احترام متقابل است، مورد قبول ما هم هست. البته شرط تساوی حقوق هم همین‌طور.
یزدی: مساله این است که چطور می‌خواهید در عمل این را پیاده کنید.
ونس: خیال می‌کنم این کار بایستی از طریق برداشتن قدم‌های منجزی از طرف هر دو ما انجام بگیرد. ما حاضریم به شکل دوستانه و سازنده‌ای در این راه سعی کنیم.
یزدی: ما نقش خود را ایفا کرده‌ایم. قدم اول این است این مشکلاتی که میراث گذشته است هرچه زودتر حل شود.
ونس: این کار را از فردا در جلسه‌ای که خواهید داشت می‌توانیم آغاز کنیم.
یزدی: ولی خیال می‌کنم که نمایندگان شما احتیاج به یک رهنمود سیاسی دارند.
ونس: دادن رهنمود سیاسی مشکل نیست. باید مسایل را مشخص کرد و با آن مواجه شد و آن را حل کرد.
آگاه: منظور آقای دکتر یزدی این است که اگر از طرف شما دستورالعمل سیاسی به مقامات وزارت دفاع داده شود مسایل آسان‌تر حل خواهد شد.
یزدی: سیاست شما در مورد خلیج‌فارس چیست؟
ونس: سیاست ما این است که با کشورهای منطقه کار کنیم. روابط خوب داشته باشیم و این روابط را توسعه دهیم. مبادلات تجارتی را حفظ کنیم و نسبت به نیازهای دوستانمان حساسیت نشان دهیم و با آنها همکاری کنیم، همان‌طور که در گذشته کرده‌ایم. ما استقلال آنها را محترم می‌شماریم. حق آنها را برای رتق‌وفتق امور کشورشان براساس موازین اخلاقی قبول داریم.
یزدی: در این منطقه تحولاتی در جریان است. از طرف بعضی از کشورهای خلیج‌فارسی مثل عمان اقداماتی در جریان است، می‌خواهم بدانم آیا این اقدامات با سیاست شما ارتباطی دارد یا خیر.
ونس: با عمان روابط دوستانه‌ای داریم. روابط تجارتی ما خیلی محدود است. مقدار کمی هم کمک نظامی می‌کنیم، ولی با این کشور دوست هستیم و خیال داریم این دوستی را حفظ کنیم.
یزدی: منظور زمزمه‌هایی است که در مورد حفاظت از تنگه‌هرمز توسط عمان به گوش می‌رسد.
ونس: این تصمیم خود آنها بود. به ما هم گفتند. امری است مربوط به آنها و هنوز چیز زیادی درباره آن نمی‌دانیم. وقتی اطلاعات بیشتری کسب کردیم اگر لازم بود از آن پشتیبانی خواهیم کرد.
یزدی: در مورد تشکیل نیروی اضطراری آمریکا نظرتان چیست؟
ونس: این موضوع تازه‌ای نیست. در دهه 70-1960 این فرماندهی به‌وجودآمد که هدف آن این بود که این نیروها بتوانند با تحرک و گسترش سریع در صورت لزوم از منافع حیاتی آمریکا دفاع کنند. بنابراین این فکر جدیدی نیست. بعضی از واحدهای نظامی ما در اروپا مستقر هستند و برای عملیات در حوزه ناتو در نظر گرفته شده‌اند. بعضی دیگر برای عملیات در حوزه معین در نظر گرفته شده‌اند. از این نیروها که شامل واحدهای دریایی و هوایی و زمینی است برای عملیات سریع در هر نقطه‌ای از دنیا ممکن است استفاده بشود و اختصاصی به خلیج‌فارس ندارد.
یزدی: آیا اعلام تشکیل این نیرو با انقلاب ایران مرتبط نبود؟
ونس: به هیچ‌وجه.
دکتر یزدی: سیاست شما در مورد کردستان چیست؟
ونس: این مساله‌ای است که ما آن را اصلا به خود مربوط نمی‌دانیم و در آن دخالتی نداریم. آنچه در آنجا می‌گذرد مربوط به شماست و ما به هیچ‌وجه دخالتی نخواهیم کرد.
یزدی: در مورد اسراییل و دخالت آن در این وقایع چه می‌گویید؟
ونس: من نمی‌دانم آنها چه می‌کنند و از دخالت آنها اطلاعی ندارم.
یزدی: اگر چنین اطلاعی را به دست بیاورید آیا سعی خواهید کرد که آنها را از این کار باز دارید.
ونس: در جاهایی که می‌دانیم آنها درگیر هستند مثل مورد لبنان بله سعی می‌کنیم آنها را از اقداماتشان باز داریم.
یزدی: از اسراییل گذشته، می‌دانیم که عراق در کردستان و در خوزستان دخالت می‌کند. روابط شما با این کشور چگونه است؟
ونس: چندان تعریفی ندارد. ما چندبار با آنها صحبت کرده‌ایم. آنها تمایلی به عادی‌کردن روابط خودشان با ما نشان نمی‌دهند و ما هم اعتنایی نمی‌کنیم.
نیوسام: می‌گویید اسراییل و عراق هر دو در کردستان تحریکات می‌کنند. محشوربودن این دو با هم قدری عجیب است. در مورد اشاراتی که در مورد رفتار آمریکا در این قضایا کردید باید خاطرنشان کنم که از بعد از انقلاب یک حس بدبینی در ایران نسبت به آمریکاست که معطوف به روابط گذشته دو کشور است. این تمایل به چشم می‌خورد که به شایعات درباره دخالت‌های آمریکا بیش از حد توجه می‌شود. وزیرخارجه ما با قاطعیت گفت که ما در هیچ امری که خلاف مصالح و منافع شماست شرکت نداشته‌ایم. شما از طریق سفارت خود در اینجا یا سفارت ما در تهران می‌توانید این شایعات را با ما در میان بگذارید و صحت و سقم آن را با هم بررسی خواهیم کرد تا خلاف آن به اثبات برسد.
یزدی: ممکن نیست بعضی از افراد آمریکایی بدون اینکه شما مطلع شوید کارهایی بکنند؟
ونس: نه این غیرممکن است.
نیوسام: البته ممکن است مواردی پیدا شود که افرادی به‌صورت مزدور…
ونس: (صحبت نیوسام را قطع کرده و به او تذکر می‌دهد که منظور وزیر خارجه ایران افراد وابسته به دولت آمریکاست) خیر ممکن نیست در داخل حکومت آمریکا کاری در زمینه روابط خارجی انجام شود که من از آن مطلع نشوم.
یزدی: اخیرا امام خمینی نطقی کرد که نمی‌دانم به گوش شما رسید یا خیر. در آنجا مثلی فارسی را آورد که می‌گویند مارگزیده از ریسمان سیاه‌وسفید می‌ترسد، وقتی ما درباره دخالت شما در کردستان می‌شنویم (آقای ونس: ما در آنجا هیچ دخالتی نداشته‌ایم) وقتی ملاقات‌های آقای کیسینجر و نیکسون و… را با شاه می‌بینیم این مسایل را به هم ربط می‌دهیم و این ما را نگران می‌کند.
ونس: مجددا تاکید می‌کنم که هرچیزی را در داخل دولت به من گزارش می‌دهند. هیچ دخالتی از طرف ما وجود ندارد. هیچ کاری بدون اطلاع من انجام نمی‌گیرد.
نیوسام: در آمریکا بعضی‌ها بنا به دلایل انسانی و اخلاقی و اینکه او دوست آمریکا بوده است به سرنوشت وی علاقمند هستند و این معنا و مفهومی سیاسی ندارد.
یزدی: برای ما مشکل است قبول کنیم که کسانی مثل نیکسون و کیسینجر روی ملاحظات صرفا انسانی این کارها را انجام می‌دهند. به هر حال از توضیحاتی که دادید متشکرم.
ونس: خوشحالم که با شما و همکارانتان ملاقات کردیم. امیدوارم که براساس دوستی و احترام متقابل و مساوات بتوانیم روابط بین دو کشور را توسعه دهیم.
یزدی: من هم به نوبه خود از آشنایی و مذاکره با شما و همکارانتان خوش‌وقت هستم.

No responses yet

Jan 10 2014

کاخ سفید: سناتورها اگر خواهان جنگ با ایران هستند، علنی بگویند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: کاخ سفید در واکنش به حمایت سناتورهای آمریکایی از طرح تازه تشدید تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی گفت که اگر آنها خواهان جنگ هستند باید خواسته خود را علنی بیان کنند.

نشریه هافینگتون‌پست روز پنج‌شنبه، ۱۹ دی، اظهارات برنادت میهان، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا، را منتشر کرد که هشدار می‌دهد تشدید تحریم‌ها علیه ایران راه را بر دیپلماسی می‌بندد و عملا آمریکا را به سمت جنگ با ایران سوق می‌دهد.

خانم میهان اظهار داشت: «اگر برخی از اعضای کنگره می‌خواهند که ایالات متحده دست به اقدام نظامی بزند، باید در برابر عموم مردم آمریکا این سخن را بگویند.»

رسانه‌های جهانی روز پنج‌شنبه از حمایت دست‌کم ۵۴ سناتور آمریکایی از تصویب طرحی خبر دادند که امکان اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران را در صورت نقض توافق‌نامه هسته‌ای ژنو فراهم می‌آورد.

اما کاخ سفید مخالف جدی این طرح است و از هفته‌ها قبل مذاکراتی را با نمایندگان کنگره آمریکا برای منصرف ساختن آنها از تصویب آن آغاز کرده است، چنان‌ چه ایران نیز اعلام کرده که تصویب طرح تشدید تحریم‌ها علیه تهران به معنای مرگ توافق‌نامه هسته‌ای ژنو خواهد بود.

در این شرایط سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا خاطرنشان ساخته است که طرح سناتورها «در تضاد با اقدام مسالمت‌جویانه دولت برای برطرف ساختن نگرانی‌های جامعه جهانی نسبت به برنامه هسته‌ای ایران است».

به گفته او، طرح پیشنهادی سناتورها جامعه جهانی را دچار تفرقه می‌کند و باعث می‌شود ایران نیز موضع سخت‌تری بگیرد و مذاکرات احتمالا پایان یابد.

برنادت میهان همچنین گفته است که اگر اعضای کنگره خواهان جنگ با ایران نیستند، چرا باید از طرحی حمایت کنند که احتمالا راه را بر دیپلماسی می‌بندد و آمریکا را بر سر دو راهی جنگ یا پذیرش پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران قرار می‌دهد.

او در نهایت تصریح کرده است که باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا،‌خود را متعهد به آزمون کامل دیپلماسی در قبال برنامه ایران می‌داند و معتقد است که قبل از اتخاذ گزینه‌های دیگر باید دید که آیا دیپلماسی می‌تواند به یک راه‌ حل جامع بینجامد یا نه.

پیش از این کاخ سفید هشدار داده بود که طرح تحریم‌های جدید را وتو خواهد کرد، اما این اقدام تنها در شرایطی امکان‌پذیر است که کمتر از دو سوم سناتورها به آن رای مثبت داده باشند. هم‌اکنون بیش از نیمی از اعضای کنگره آمریکا از این طرح حمایت کرده‌اند.

No responses yet

Jan 09 2014

خامنه‌ای: بركت مذاكرات این بود كه دشمنی آمریكا با ایران روشن شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: نگفتم! آقا خودشون دستور مذاکره با شیطان را صادر فرموده اند. آخه قرار است از این به بعد خودشان جای شیطان بنشینند! و این مسئولیت را خود به عهده بگیرند!
رادیوفردا: علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بار دیگر آمریکا را به دشمنی با مردم ایران متهم کرد و گفت که در مذاکرات هسته‌ای اخیر میان ایران و گروه ۱+۵، این دشمنی آشکار شد.

سخنان آقای خامنه‌ای روز پنج‌شنبه، ۱۹ دی در جمع گروهی از مردم شهر قم بیان شده که پایگاه اطلاع‌رسانی او و خبرگزاری فارس بخش‌هایی از آن را منتشر کرده‌اند.

وی در این سخنرانی به قدرت‌های جهانی هشدار داده است که تحریم‌های آنها باعث تسلیم ایران نمی‌شود و پذیرش مذاکره با آنها نیز به معنای آن نیست که «ملت مستاصل شده است».

آقای خامنه‌ای اظهار داشت: «دشمنان خیال می‌كنند كه تحریم كردند و ایران مجبور به مذاكره شد. نه! ما قبلا هم اعلام كرده‌ایم در موضوعات خاصی كه مصلحت بدانیم با این شیطان برای رفع شرش مذاكره می‌كنیم.»

مقامات آمریکا می‌گویند که تحریم‌های سخت این کشور به همراه غرب، ایران را پای میز مذاکره کشانده است، چنان‌چه رهبران جمهوری اسلامی نیز به فشار شدید تحریم‌ها اذعان داشته‌اند.

توافق‌نامه ژنو که در سوم آذر ماه ميان وزيران خارجه ايران و شش قدرت طرف مذاکره امضا شد، از يک سو از تهران می‌خواهد تا برخی از فعاليت‌های اتمی خود را موقتا تعليق کند، از سوی ديگر کشورهای طرف گفت‌وگو نيز داوطلبانه بخشی از تحريم‌ها را کاهش می‌دهند.

اما آقای خامنه‌ای می‌گوید که از «برکات مذاکرات» این بوده که «دشمنی آمریکا با ایران و ایرانی و اسلام و مسلمین برای همه روشن شد».

به گفته او، مذاکره‌کنندگان آمریکایی «اذعان کرده‌اند که اگر می‌توانستیم کل تار و پود هسته‌ای ایران را باز می‌کردیم، [اما آنها] نمی‌توانند، چون ملت با اراده و ایستادگی و ابتکار در میدان است».

پیش از این باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، اعلام کرده است که «ایران مانند هر کشور دیگری می‌تواند به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای دسترسی داشته باشد» اما به خاطر «سابقه‌ای که در نقض تعهدات خود دارد» باید با محدودیت‌هایی مواجه باشد که «دستیابی آن به سلاح هسته‌ای را غیرممکن سازد».

با این حال آقای خامنه‌ای در سخنان روز پنج‌شنبه خود تاکید کرده است که «باید جبهه دشمن را شناخت و نباید لبخند دشمن را جدی گرفت و فریفته آن شد».

رهبر جمهوری اسلامی قبلا نیز در توصیف سیاست‌های باراک اوباما در قبال ایران عبارت «پنجه چدنی و دستکش مخملی» را به کار برده بود که کنایه از دوگانگی در رفتار و کلام دارد.

آیت‌الله خامنه‌ای اما در ادامه این سخنرانی، آمریکا را «بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر در دنیا» نامیده و تاکید کرده است که «آمریکایی‌ها حق ندارند درباره حقوق بشر حرف بزنند».

او در این مورد مثال زندان گوانتانامو، را آورده و گفته است: «یكی از وعده‌هایی كه این آقا [باراک اوباما] در انتخابات [ریاست جمهوری آمریکا] داد این بود كه زندان گوانتانامو را تعطیل می‌كند. آيا تعطیل شد؟»

آقای خامنه‌ای در نهایت اظهار داشت: «جمهوری اسلامی مدعی نظام ایالات متحده و بسیاری از دولت‌های غربی به خاطر نقض حقوق بشر است و گریبان آنها را در دادگاه افکار عمومی دنیا می‌گیرد».

سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر، آمریکا و دیگر کشورهای غربی انتقادات بسیاری را متوجه سیاست‌های جمهوری اسلامی در قبال حقوق مردم می‌دانند و آن را به نقض گسترده حقوق مخالفان، اقلیت‌های قومی و مذهبی و زنان متهم می‌سازند.

No responses yet

Jan 02 2014

بیل برنز، مرد پشت پرده‌ی توافق هسته‌ای ژنو

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

دویچه‌وله: دیپلمات کهنه‌کار آمریکایی که نقشی مهم در دستگاه دیپلماسی جورج بوش و حالا باراک اوباما دارد. او ۵ بار با مقامات ایرانی مذاکرات پنهانی داشت وسیاستمداران آمریکا از او به عنوان دیپلماتی با مهارت‌های بسیار یاد می‌کنند.

خبرگزاری “رویترز” با انتشار گزارشی از نقش کلیدی و مهم مردی آمریکایی که نامش پیش از این رسانه‌ای نشد، در مذاکرات هسته‌ای ژنو خبر داد. بیل برنز، معاون جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا مرد پشت پرده‌ی مذاکرات اتمی ژنو است که نام و تصویرش از دوربین رسانه‌ها دور ماند.

رویترز می‌گوید یک روز قبل از مذاکرات ژنو و توافق میان ایران و کشورهای ۵+۱ باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا به نزدیکان خود در کاخ سفید گفت که مطمئن است “بهترین تیم ممکن” را به ژنو فرستاده است. در این زمان جان کری هنوز در سفر خود به خاورمیانه در تل‌آویو به سر می‌برد و هدایت تیم آمریکا را وندی شرمن عهده‌دار بود.

رویترز اما به نقل از دنیس مک دونو، رئیس کارکنان کاخ سفید می‌گوید منظور باراک اوباما نه تیم رسمی آمریکا، که بیل برنز و افراد دیگری بود که تحت هدایت او در ژنو به سر می‌بردند.

بیل برنز کیست؟

دیپلماتی ۵۷ ساله با ۳۱ سال سابقه‌ی کار در سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی. فرزند یک ژنرال بازنشسته‌ی ارتش آمریکا و فارغ‌التحصیل دانشگاه فیلادلفیا. مردی که به جز انگلیسی، به ۳ زبان عربی، فرانسه و روسی مسلط است و مرد پشت پرده‌ی بررسی حمله‌ی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نیز بود.

او که مسئولیت بخش سیاست خاورمیانه‌ی ایالات متحده‌‌ی امریکا را از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ عهده‌دار بود، در بسیاری از بحث‌های سرنوشت‌ساز دولت آمریکا با نهادهای نظامی این کشور در این دوره‌ی زمانی مهم حضور مستقیم داشت.

رویترز می‌گوید در سال‌های اخیر برنز نقش میانجی‌گری میان باراک اوباما و نهادهای نظامی یا سیاستمداران تندروتر آمریکا را برعهده گرفته است.

بیل بزنز در ۹ ماه اخیر به همراه جیک سالیوان، معاون جو بایدن، پنج بار به شکل محرمانه با مقامات ایرانی با میانجی‌گری عمان دیدار و مذاکره داشته است. خبر این دیدارهای محرمانه میان ایران و آمریکا بعد از اعلام توافق هسته‌ای ژنو برای اولین‌بار رسانه‌ای و اعلام شد.
مذاکرات ژنو به توافق شش‌ماهه میان ایران و غرب انجامید

مذاکرات ژنو به توافق شش‌ماهه میان ایران و غرب انجامید

بنا به گزارش رویترز در تمام روزهای مذاکرات هسته‌ای ژنو، بیل برنز و همراهانش با هواپیماهای نظامی و از درها و راه‌پله‌های دور از چشم حضار به هتل محل مذاکرات رفت‌وآمد می‌کردند تا خبرنگاران رسانه‌ها متوجه‌ی حضور آن‌ها نشوند.

رویترز برنز را به عنوان دیپلماتی معرفی می‌کند که علاقه‌ای به شناساندن خود ندارد و به پیگیری دیپلماسی به دور از حضور رسانه‌ها و جنجال خبری علاقه دارد. بیل برنز علاقه‌ای به دیپلماسی عمومی ندارد. او از گفت‌وگو با رویترز هم برای تنظیم این مطلب خودداری کرده است.

سیاستمداران آمریکایی درباره بیل بزنر چه می‌گویند؟

کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه‌ی سابق آمریکا در کابینه‌ی دوم جوج بوش، بیل برنز را مردی با توانایی‌های بسیار در امر دیپلماسی معرفی می‌کند. او می‌گوید وقتی در صحبت‌هایش با جورج بوش به او گفت که دولت اوباما برنز را برای مذاکره‌ی پنهان با مقامات ایرانی فرستاده است، بوش جواب داد:« خب، او به خوبی مذاکرات را پیش خواهد برد.»

کاندولیزا رایس می‌گوید شخصا گاهی تمایل داشته تا برنز بیشتر در انظار عمومی ظاهر شود و با رسانه‌ها گفت‌وگو کند تا نقش سازنده‌اش در سیاست خارجی آمریکا روشن شود.

کالین پاول، وزیر دفاع سابق آمریکا نیز برنز را به عنوان مردی با “لحن نرم” و توصیه‌های جدی و بی‌تعارف در پشت درهای بسته توصیف کرده است.
هنری کیسینجر می‌گوید تیم برنز فردی محکم، باهوش و قابل اتکا است.

هنری کیسینجر می‌گوید تیم برنز فردی “محکم، باهوش و قابل اتکا” است.

ریچارد آرمیتاژ، معاون کالین پاول در دوران وزارت او نیز می‌گوید برنز یکی از اعضای دستگاه سیاست خارجی در سال ۲۰۰۳ بود که با حمله به عراق چندان موافق نبود. او اضافه کرد:« از تصمیم حمله به عراق ناراضی بود؟ بله. راستش همه‌ی ما از شیوه‌ و وضعی که قبل حمله داشتیم ناراضی بودیم.»

هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه‌ی سابق آمریکا نیز مرد پشت پرده‌ی توافق هسته‌ای ژنو را “قابل اتکا، محکم، باهوش، منضبط و مشوق به شیوه‌ی خاص خود” توصیف کرده است. کیسینجر به رویترز گفت:« من همیشه مشتاق شنیدن نظرات او هستم از نظراتش یاد می‌گیرم. و من کسی نیستم که خیلی به شنیدن نظر همه علاقه‌ای داشته باشم.»

کیسینجر می‌گوید که برنز نقش میانجی در مذاکره‌ای میان او و ولادیمر پوتین را برعهده داشت و این کار را با موفقیت و به بهترین شیوه انجام داد.

یک مقام ارشد دیپلماسی ایران نیز که نامش فاش نشد درباره بیل برنز به رویترز گفت:« برنز ایران را خیلی خوب می‌شناسد و با فرهنگ ایران و انتظارات و موقعیت ایران در منطقه کاملا آشناست.» این مقام ایرانی گفته است که در طول مذاکرات گاهی مقامات ایرانی خسته و کم‌طاقت شده و از کوره درمی‌رفتند و تاکید می‌کند بااین‌حال تیم برنز در هر وضعیتی خونسردی خود را حفظ می‌کرد.

No responses yet

Dec 29 2013

معاون وزیر خارجه ایران: در حال گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا هستیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: دو روز پس از آنکه علی‌اکبر ولايتی، مشاور بين‌الملل رهبر جمهوری اسلامی، خواستار «مذاکره جداگانه» ايران با همه کشورهای ۱+۵ شد، عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه و عضو ارشد تيم مذاکره‌کننده هسته‌ای، تصريح کرد که ايران و آمريکا درباره پرونده هسته‌ای تهران «در حال مذاکره مستقيم» هستند.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، آقای عراقچی روز يکشنبه، هشتم دی، گفت که «ما در حال اين مذاکره هستيم و در حاشيه تمامی مذاکرات با ۱+۵ که در دوره اخير انجام شد مذاکره مستقيم با هر شش کشور از جمله آمريکا در دستور کار بود.»

معاون وزير امور خارجه تصريح کرد که «اين موضوع گفته شده و آن را پنهان نکرديم. هم در نيويورک، هم در ژنو و هم در وين و هم در جلسات کارشناسی اين نشست‌ها انجام شده و مذاکرات مستقيم جدی دوجانبه با آمريکايی‌ها داشتيم.»

عباس عراقچی، درباره دليل انجام اين گفت‌وگوها گفت: «بسياری از تحريم‌هايی که بايد برداشته شود، تحريم‌های يکجانبه‌ای است که از جانب آمريکا انجام شده بنابراين گفت‌وگوها بيش‌تر بايد با آن‌ها صورت بگيرد و اين گفت‌وگوها را پنهان نکرديم و ادامه پيدا خواهد کرد.»

با وجود اين، عضو ارشد تيم مذاکره کننده ايران تاکيد کرد که اين مذاکرات «صرفا در موضوع هسته‌ای» است.

علی‌اکبر ولايتی، مشاور بين‌الملل رهبر جمهوری اسلامی و ریيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام، هفته پيش در تلويزيون ايران، با اشاره به گفت‌وگوهای جمهوری اسلامی با ۱+۵ گفت: «ما بايد با کشورهای مختلف به صورت جداگانه صحبت کنيم زيرا هر کدام از اين کشورها خصوصيت و منافع خاص خودشان را دارند.»

به گفته آقای ولايتی که در دولت‌های ميرحسين موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی، ۱۶ سال وزير امور خارجه جمهوری اسلامی بود، ايران «اگر با تک تک اين شش کشور به اقتضاء تعامل» و «مذاکره دو به دو» نداشته باشد، از «روش درستی» استفاده نکرده است.

روابط ميان ايران و آمريکا پس از انقلاب بهمن ۵۷ و سپس حمله دانشجويان مسلمان پيرو خط امام به سفارت آمريکا در تهران، اشغال اين سفارت و گروگانگيری پرسنل و ديپلمات‌های آن، قطع شد و از آن هنگام تاکنون به جز مواردی معدود و کوتاه مدت، هيچ مذاکره رسمی ميان دو طرف انجام نشده بود.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سخنرانی نوروز ۱۳۹۲ خود گفته بود که اگرچه به مذاکره با آمريکا خوشبين نيست اما مخالفتی هم با آن ندارد.

عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه ايران همچنين گفت که مذاکرات کارشناسی ميان نمايندگان ايران و ۱+۵ از فردا (دوشنبه) در ژنو سوييس از سر گرفته خواهد شد و اين مذاکرات «يک روزه» خواهد بود.

ايرنا، خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی نيز گزارش داده که حميد بعيدی‌نژاد، مديرکل سياسی و بين‌الملل وزارت امور خارجه، به عنوان ریيس تيم مذاکرات کارشناسی ايران به ژنو رفته تا اين گفت‌وگوها را مديريت کند.

دور پيشين مذاکرات کارشناسی ايران و شش قدرت جهانی که در وين برگزار شد٬ ۲۲ آذرماه و به دنبال گسترش فهرست تحريمی عليه ايران از سوی آمريکا متوقف شد. هيات ايرانی اعلام کرد که می‌خواهد با مراکز تصميم‌گيری در تهران مشورت کند.

با اين‌حال يک ديپلمات غربی که در اين مذاکرات حضور دارد ۲۸ آذرماه به خبرگزاری رويترز گفت که در مذاکرات کارشناسی وين پيشرفت‌هايی صورت گرفته است و امکان پيشروی سريع وجود دارد.

اما عباس عراقچی گفته که «کار به کندی جلو می‌رود».

عضو ارشد تيم مذاکره‌کننده هسته‌ای ايران توضيح داده است: «ممکن است ۱+۵ در بعضی موارد بعضی از زياده‌خواهی‌ها را سعی کنند به اسم تفسير از متن وارد کنند. برخی چيزهايی که نتوانستند در مذاکرات بگيرند سعی می‌کنند به اسم تفسير از متن وارد کنند و ساز و کار اجرايی برای آن ايجاد کنند. چندين مورد داشته‌ايم که غفلت شده و نتوانسته‌اند بعضی از موضوعات را تدوين کنند و انتظار دارند در اين مرحله آن را به دست بياورند. در اين مذاکرات اين موارد را روشن می‌کنيم؛ بنابراين کار به کندی جلو می‌رود. سوءتفاهم‌هايی هم درباره نحوه تفسير از برخی مفاد توافق وجود دارد.»

بلافاصله پس از توافق ژنو ميان ايران و نمايندگان ۱+۵، مقام‌های ايرانی و آمريکايی سخنان متناقضی درباره حق غنی‌سازی ايران در اين سند بيان کردند.

ايران معتقد است که حق غنی‌سازی اورانيوم در داخل خاک خود، هم در توافق‌نامه با ۱+۵ و هم در پيمان منع گسترش سلاح‌های اتمی به رسميت شناخته شده اما دولت آمريکا با اين مسئله مخالف است.

No responses yet

Dec 25 2013

دو موشک به محوطه سفارت آمریکا در کابل اصابت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی:سفارت آمریکا در کابل تائید کرده که دو موشک به محوطه این سفارت فرود آمده، ولی تلفاتی در پی نداشته است.

سفارت آمریکا در پیام کوتاهی به بی‎بی‎سی به نقل از سخنگوی خود نوشته است: “حوالی ساعت شش و چهل صبح به وقت کابل، دو گلوله به مجتمع سفارت ایالات متحده اصابت کرد. همه آمریکایی‌ها سالم هستند و هیچ کسی زخمی نشده است.”

در این پیام آمده که سفارت به تحقیقات درباره این “حمله” ادامه می‌دهد.

سفارت آمریکا در نزدیک کاخ ریاست جمهوری موقعیت دارد و چندین مرکز نظامی و دیپلماتیک از جمله فرماندهی ناتو، وزارت دفاع و شماری از سفارتخانه های خارجی هم نزدیک آن واقع شده است.

این در حالی است که پیشتر سخنگوی پلیس کابل گفته بود که در پی انفجار دو موشک آماده پرتاب به شهر کابل، دست کم سه مامور پلیس زخمی شده‌اند.

حشمت‌الله استانکزی به بی‌بی‌سی گفت که براساس گزارش‌هایی که به او رسیده، ماموران پلیس در حال خنثی‌سازی موشک‌های آماده پرتاب بودند که دست کم دو موشک منفجر شدند.

آقای استانکزی گفت این انفجارها که ساعت هفت صبح امروز (۴چهارشنبه، جدی/دی) در محله “قلعه زمان‌خان” در شرق کابل روی داد و سه مامور پلیس را زخمی کرد.

هنوز مسئولیت این رویداد را هیچ فرد یا گروهی به عهده نگرفته است

او افزود که ماموران موفق شدند موشک سوم را خنثی و یک تن را هم به اتهام تلاش برای پرتاب این موشک‌ها دستگیر کنند.

پیشتر گزارش شده بود که در کابل یک بمب منفجر شده و دو موشک هم به مناطق شرقی شهر اصابت کرده است.

سخنگوی پلیس پرتاب موشک ها را تکذیب کرده و گفته است که این موشک ها در محلی که آماده پرتاب شده بودند منفجر شدند.

هنوز مسئولیت این رویداد را هیچ فرد یا گروهی به عهده نگرفته است.

No responses yet

Dec 22 2013

ماجراجویی شخصی و معمای ناپدید شدن لوینسون

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی,ملای حیله‌گر


خودنویس: لوینسون ماموریت یافته بود نقل و انتقال‌های بزرگ مالی مقام‌ها ایرانی را بررسی کند. اموال ادعایی هاشمی رفسنجانی در خارج از کشور اهمیت زیادی در این قبال داشت.
انتشار گزارش‌هایی مبنی بر ارتباط کاری باب لوینسون با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، ماجرای وی را در نزدیکی هفتمین سال ربوده شدنش وارد مرحله جدیدی کرده است. این مامور سابق اف‌بی‌آی که سر پر شوری برای ماموریت‌های عجیب داشت، در مارس ۲۰۰۷ در کیش مفقود شد.
آسوشتید پرس و واشینگتن پست برای نخستین بار رابطه کاری وی را با سیا فاش ساختند. بعد از آن، نیویورک تایمز با انتشار مقاله‌ای آشکار ساخت که از سال ۲۰۰۷ از طریق وکیل لوینسون اطلاعات وی و همکاری‌هایش با سیا را داشته است اما به خواست دولت آمریکا و خانواده اوینسون آن‌ها را منتشر نکرده بود. اما پس از افشاگری آسوشیتد پرس خانواده لوینسون اعلام کردند هیچ مخالفتی با انتشار مقاله نیویورک تایمز ندارند.
اطلاعات تازه مشخص ساختند لوینسون یک قرارداد مشاوره با سیا داشته است. لوینسون تا سال ۱۹۹۸ در اف‌بی‌آی کار می‌کرده است. او از کارشناسان برجسته این سازمان در بخش جرائم سازمان یافته بوده است. او خود در یک مصاحبه در فیلمی مستند می‌گوید تخصص او باند‌های مافیایی بوده که از ایتالیایی- آمریکایی شروع شده و سپس به سیسیلی و کلمبیا گسترش یافته و نهایتا به مافیای سرخ روسیه رسیده است. لوینسون در دستگیری نوریه‌گا، دیکتاتور پاناما نیز نقش عمده‌ای ایفا کرده است.
وی به شهادت همکارانش نیروی امنیتی و اطلاعاتی خاصی بود و رفتار‌های غیرمتعارفی داشته است. علاقه شدیدی به حضور در پروژه‌های پر خطر از خود نشان می‌داده و دوست داشته در موضوعات مختلفی حضور یابد. او در عین حال در جذب منابع اطلاعاتی و خبرچین‌ها و نفوذ در باند‌های تبهکار مهارت بالایی داشته است. رفتار او در قالب یک پلیس امنیتی بگونه‌ای بوده که از طرف متهمان عمدتا جزو دسته خوب‌ها توصیف می‌شده است.
او در سال ۱۹۸۸ زودتر از موعد مرسوم خود را بازنشسته کرد. حقوق وی کفاف تامین هزینه‌های خانواده ۸ نفره و بخصوص مخارج تحصیلات دانشگاهی فرزندانش را نمی‌داد. ابتدا برای شرکت‌های حقوقی و بازپرسی کار کرد و سپس شرکت خود به عنوان بازرسی خصوصی را راه‌انداخت. او عمدتا در پروژه‌هایی که نیاز به کارآگاه خصوصی داشت حضور می‌یافت و یا به عنوان کارشناس در دادگاه‌های مربوط به موضوعات مافیایی و جرائم سازمان یافته بخصوص مربوط به روسیه شرکت می‌کرد.
اما وی از مقطعی به بعد می‌کوشد تا از طریق دوستان و همکاران سابقش برای سیا کار کند. سرانجام در سال ۲۰۰۶ دوستش «آن جابلونسکی» به او در این راه کمک کرد. این دو در زمینه جرایم سازمان یافته روسیه تخصص داشتند و دوستان نزدیک هم بودند.
جابلونسکی در بخش مبالات مالی قاچاق سیا کار می‌کرد که در زمینه کشف راه‌های پول‌شویی و فساد اقتصادی در دنیا کار می‌نماید. سیا بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر با پیمان‌کاران و شرکت‌های متعددی در بخش خصوصی کار می‌کند. سیا علاقمند بوده بفهمد که حکومت ایران در هنگام مواجهه با تحریم‌های تجاری چه اقداماتی را برای انجام مبادلات مالی در نظر می‌گیرد. اما پروژه شامل مبادلات اقتصاد زیرزمینی در چندین کشور از جمله ونزوئلا بوده است.
بنابراین لوینسون ماموریت می‌یابد در این زمینه و هم‌چنین کشف اطلاعاتی که باعث رسوایی مقامات مسوول ایران می‌شود تحقیق نماید. در این میان سیا علاقمند به بررسی اموال ادعایی هاشمی رفسنجانی در خارج از ایران بوده است.
این موضوع برای شرکت‌های حقوقی در دنیا نیز جالب است چون با توجه به اتهاماتی که در سطح بین‌المللی برای رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام وجود دارد، دستیابی به اموال احتمالی مزایای هنگفتی برای شرکت‌های حقوقی و برخی از افراد حقیقی و حقوقی دارد.
لوینسون با توجه به ویژگی‌های شخصیتی‌اش با علاقه و شور زیاد پیگیر این پرونده می‌شود. او در طول مدت نه ماه از آغاز پروژه گزارش‌های زیادی را می‌فرستد. بعد‌ها مامورین ارشد سیا اعلام کردند گزارش‌های وی ارزش اطلاعاتی نداشته است. اما رابط وی در سیا از وی حمایت می‌کرده و مدعی بوده مسوولین بخشش خیلی نسبت به گزارش‌های وی مشتاق بوده‌اند. بر مبنای برخی از گزارش‌ها، نبود قوانین روشن در سیا و رقابت بین بخش‌های تحلیلی و عملیات مخفی باعث شده تا لوینسون با فراغت خاطر حوزه فعالیت‌هایش را گسترش دهد.
لوینسون تقریبا چیزی در مورد ایران نمی‌دانست از این‌رو از کمک یک دوست روزنامه‌نگار قدیمی استفاده می‌کند. ایرا سیلورمن تهیه کننده سابق برنامه‌های جنایی در شبکه ان‌بی‌سی است. او زمانی که در ان‌بی‌سی کار می‌کرد و برنامه داشت از اطلاعات و مشاوره لوینسون استفاده می‌کرد. او چندین سفر به ایران کرده بود و با داوود صلاح‌الدین (آمریکایی پناهنده به ایران بعد از ترور وابسته مطبوعاتی سابق سفارت ایران در واشنگتن دی‌سی) آشنا شده بود. وی لوینسون و صلاح‌الدین را از طریق تماس تلفنی به هم مرتبط می‌سازد. لوینسون تصمیم می‌گیرد ارتباطش با صلاح‌الدین را از تماس‌های تلفنی ارتقا دهد.
لوینسون با هدف تحقیق در مورد اموال ادعایی رفسنجانی در کانادا درسال ۲۰۰۷ به تورنتو سفر می‌کند. او از طریق یک تاجر متولد لیتوانی به نام بوریس بریشتن [وهم‌چنین معرفی از سوی نهادهایی دیگر] با چند ایرانی ملاقات می‌کند. دو نفر از افراد ایرانی مقیم کانادا که تمایل به افشای نام‌شان ندارند پذیرفتند که با لوینسون دیدار داشته‌اند و او به دنبال رد پای سرمایه‌های احتمالی رفسنجانی در کانادا بوده است. یکی از این دیدارها در محل یک وکیل در تورنتو انجام گرفته است.
بریشتن از دید دستگاه امنیتی آمریکا مرتبط با باند‌های تبه‌کاری سازمان یافته بوده و مجوز ورود به خاک آمریکا را نداشته است. او متهم به میزبانی یک نشست مهم مافیای روس در دهه هشتاد میلادی است. اما وی اتهامات را رد می‌کند. لوینسون به وی پیشنهاد می‌کند در ازای تلاش وی برای حل مشکل سفر به آمریکا، دسترسی به اطلاعات محرمانه در ایران را برای وی میسر گرداند. او ترتیب ملاقات وی با دو ایرانی در استانبول را می‌دهد. آن‌ها خواستار خرید اقلام حساس بودند که ممکن است مورد تحریم واقع شوند و در عوض پیشنهاد فروش نفت با تخفیف را می‌دهند.
لوینسون راضی ملاقات را ترک می‌کند و طی نامه الکترونیکی به دوستش در سیا خبر از یک معامله بزرگ می‌دهد. اما بودجه‌اش تمام شده بود. جابلونسکی ضمن ابراز خوشحالی از کانال ارتباطی که وی با ایران پیدا کرده، می‌گوید موقتا بودجه‌ای در کار نیست و لویسنون باید صبر کند. اما تاکید می‌کند که مسوولین مربوطه در سیا نسبت به کار وی هیجان‌زده هستند.

بخش دوم:

ماموران ایرانی لوینسون را دستگیر کردند، اما…
پرس تی وی همزمان با مفقود شدن لوینسون اعلام کرد که او در اولین ساعات ۹ مارس ۲۰۰۷ در اختیار نیرو های امنیتی ایران بوده است اما این خبر به سرعت برداشته شد. این موضوع سرنخی برای چگونگی بازداشت لوینسون است.

لوینسون علی رغم وقفه در دریافت منابع مالی ارسال گزارش برای سیا را ادامه می‌دهد. در فوریه ۲۰۰۷ او طی نامه الکترونیکی به جابلونسکی اطلاع می‌دهد که برای چند کار غیر مرتبط و از جمله پیگیری قاچاق سیگار در دوبی است. اما احتمالا دیداری به زودی در جزایر اطراف با فردی در خصوص پول شویی در ایران خواهد داشت. این ایمیل مستند ادعایی است که معتقد است سیا خبر داشته وی به جزیره کیش سفر می‌کند وبا عدم مخالفت تلویحا با این سفر همراهی کرده است. اما جابلونسکی این ادعا را رد می‌نماید و می‌گوید در خصوص سفر به کیش وی اطلاعی نداشته و از ناحیه سیا نیز چنین قراری نبوده است. سیلورمن هماهنگی ملاقات بین وی و صلاح‌الدین را انجام می‌دهد و به لوینسون اطلاع می‌دهد که بر اساس ارزیابی صلاح الدین خطری آنها را تهدید نمی‌کند و قرار می‌شود همدیگر را در لابی هتل مریم کیش ملاقات نمایند. لوینسون با اطمینان خاطر از دوست روزنامه گارش راهی کیش می‌شود.او قبل از سفر در نامه الکترونیکی که به دوستش می‌زند ابراز تعجب می‌کند از تصمیم خودش که بعد از انجام کار های عجیب و غریب در زندگی اش دیگر در آستانه ۵۹ سالگی با ۷ فرزند و یک زن بی همتا دیگر انجام این کار ها منطقی نیست. ولی لوینسون علی رغم تردیدش تصمیم می‌گیرد قماری دیگر انجام دهد. او هتلش در دوبی را تحویل نمی‌دهد و برای یک سفر کوتاه یک روزه برنامه ریزی کرده بود. از آنجاییکه کیش منطقه آزاد است نیازی به ویزا ندارد. بر مبنای گزارش صلاح الدین مامورین پلیس ملاقات آنها را به هم زده و هر دو را دستگیر می‌کنند. سیلورمن وقتی می‌بیند از لوینسون خبری نشده است با صلاح الدین تماس می‌گیرد ابتدا وی می‌گوید مامورین لوینسون را به فرودگاه برده‌اند . سپس بعدا می‌گوید که لوینسون برای تحقیقات به تهران اعزام شده است و توصیه می‌کند تا آرام باشد و مسئله بدینترتیب بزودی حل می‌شود. سیلور من ناراحت است که ارزیابی درستی از داوود صلاح الدین نداشته است و همچنین هرگز باور نمی‌کرده لوینسون بدون موافقت سیا به ایران سفر کند و برنامه‌ای نیز برای نجات وی در صورت دستگیری وجود نداشته است. صلاح الدین در مصاحبه با نشریه فایننشیال تایمز اظهار داشته است: « ماموران امنيتی رژيم اسلامی به اتاق محل ملاقات ما ریخته و من را بازجویی کردند و درباره گذرنامه ایرانی من پرسیدند و مرا با خود بردند.اما وقتی من پس از بازجویی به هتل باز گشتم، اثری از لوینسون نبود….، آقای رابرت لوینسون که پیشتر مامور FBI بوده، پس از بازنشستگی برای یک شرکت توليد سیگار کار می‌کرده و برای تحقیق درباره قاچاق سیگار به ایران سفر کرده بود. یکی از ماموران امنيتی به من گفته که آقای لوینسون ایران را ترک کرده است. در حالی که رابرت لوینسون به دعوت من به ایران آمده بود.اما بهرحال به نظر من لوینسون گم و یا ناپدید نشده است». وی در ادامه با احتياط گفت:«از من نخواهید که انگشت اتهام را به سوی کسی دراز کنم اما در ايران کسانی هستند که می‌دانند که بر سر او چه آمده و در شرايط فعلی دقیقا در کجاست».صلاح‌الدین در مصاحبه با کریستین مانیتور حرف های متفاوتی زد. او گفت : «وی در جریان ملاقاتی با رابرت لوینسون مامور بازنشسته اف.بی.‌آی در هتل مریم کیش به تاریخ نهم مارس سال ۲۰۰۷ به همراه لوینسون توسط شش مامور لباس شخصی دستگیر و از لوینسون جدا شده و پس از یک شب بازداشت، زمانی که از مدیر هندی هتل درباره آمریکایی مفقودشده سوال کرد، پاسخ شنید که او رفته است».داوود صلاح‌الدین ادامه داد: «مدیر هتل چنین گفت و بدون این‌که کلمه‌ای بگوید، به من فهماند که آن مرد به دل‌خواه خودش نرفته و تحت بازداشت است».صلاح‌الدین هم‌چنین گفت که معتقد است قرار و مداری پشت پرده میان ایران و آمریکا برای بازگرداندن لوینسون صورت گرفته و تا زمانی که آمریکا بر جاسوس نبودن لوینسون اصرار می‌کرد، برای ایران سخت بود که اقرار کند او در بازداشت است اما با انتشار اخبار جدید مبنی بر ارتباط آمریکایی مفقود شده با سی.آی.ای، این امر به ایرانیان اجازه می‌دهد تا دروغ‌های خود را در سال‌های اخیر توجیه کنند چرا که آن‌ها یک جاسوس واقعی را بازداشت کرده‌اند.محمد حسین آقاسی وکیل مدافع خانواده لوینسون در این باره اظهار می‌دارد: «من با اين آمريکايی (داوود صلاح‌الدین) ملاقات کردم، او را به جايی در تهران دعوت کردم. چون خود اين فرد در نزديکی تهران زندگی می‌کند. طی اين ملاقات من متوجه شدم که اين شخص مطالبی را بر خلاف واقعيت مطرح می‌کند. بعد، من درباره صحبت‌های ايشان هم در جزيره کيش و هم در تهران تحقيق کردم و به اين نتيجه رسيدم که او دروغ می‌گويد. البته اين شخص من را نيز به طور غيرمستقيم تهديد می ‌کرد.»صلاح الدین در سال ۲۰۱۰ نیز با فاکس نیوز مصاحبه کرد و چنین گفت : «لوینسون از بیماری‌های گوناگون رنج می‌برد و بعید است فردی در وضعیت او که در ۵۹ سالگی ناگهان به زندان می‌افتد زنده بماند»پرس تی وی در درست همزمان با مفقود شدن لوینسون خبری کار کرد که او در اولین ساعات ۹ مارس ۲۰۰۷ در اختیار نیرو های امنیتی ایران بوده است اما این خبر به سرعت برداشته شد. با توجه به رابطه نزدیک پرس تی وی با حکومت، این موضوع سرنخی برای چگونگی بازداشت لوینسون است. مسوولین سیا تصمیم می‌گیرند موضوع را علنی نکنند. اما افراد مربوط به لوینسون به خاطر سوء عملکرد مواخذه می‌شوند و به آنها گفته می‌شود بین دو راه اخراج واستعفا یکی را انتخاب کنند. دو نفر می‌پذیرند استعفا دهند. اما جابلونسکی نمی‌پذیرد و مجبور به ترک کارش می‌شود. وی مدعی است بازجویان سیا وی را به همدستی در ربایش لوینسون متهم کردند. او البته از سیا شکایت کرده است. سیا رسما از خانواده لوینسون معذرت خواهی می‌کند و همچنین می‌گوید حضار است مبلغ دو نیم میلیون دلار به انها غرامت بپردازد. اما سیا توجه زیادی به این پرونده نشان نمی‌دهد و تا کنون حاضر به معامله نشده است. اف بی آی چند سال پیش جایزه یک میلیون دلاری برای پیدا کردن لوینسون گذاشت. وزارت خارجه آمریکا نیز فعال بوده است. خانواده لوینسون رفتار محتاطانه‌ای داشته‌اند. آنها به ایران هم سفر کردند. در این مدت فقط عکس ها و یک فیلم از لوینسون برای آنها ارسال شده است. وی در فیلم که آشکارا با چهره قبل از مفقود شدن وی متفاوت است ، لباسی شبیه اسیران گوانتانامو پوشیده است و نوشته هایی بر روی سینه اش نصب است که خواهان پیگیری دولت آمریکا است . فیلم از پاکستان ارسال شده بود. گفته می‌شود تماس هایی بین مقام‌های امنیتی ایرانی و آمریکایی برقرار شده است. مقامات ایران گفته بودند یک گروه تند رو لوینسون را بازداشت کرده و علی رغم درگیری مامورین انتظامی ایران با آنها، او را به خاک افغانستان برده‌اند. ادعایی که مسئولین سیا نپذیرفتند و حتی اظهار نگرانی کردند که مبادا این حرف مقدمه کشتن لوینسون باشد. مسوولین وزارت خارجه آمریکا مدعی هستند که منابعی در دست دارند که لوینسون در جنوب غربی آسیا است. اما به نظر می‌رسد این حرف درست نیست و بیشتر بهانه‌ای بوده تا گروگان گیرها، لوینسون را بدون مشکل رها کنند.دولت ایران تا کنون نپذیرفته است که اطلاعی از لوینسون دارد. اما در عین حا آمادگی خود ر ابرای حل مساله اعلام کرده است. خانواده لوینسون به ایران سفر کردند. احمدی‌نژاد و روحانی در پاسخ به خبرنگاران آمریکایی از سرنوشت و وضعیت لوینسون ابراز بی اطلاعی کردند. ایرج مصداقی مدعی است مسعود شیخ الاسلام از چهره های انتظامی و امنیتی که در آن دوران رئیس سازمان دخانیات بود ،طرح دستگیری لوینسون در واکنش به گم شدن علیرضا عسگری معاونت اسبق ورازت دفاع را اجرا کرده است. وی نتیجه گیری می‌کند که لوینسون به احتمال زیاد مرده است. اما از آنجاییکه مصداقی منابعش را مطرح نکرده است لذا راست آزمایی ادعای فوق ممکن نیست. خانواده لوینسون امیدوار هستند که رئیس جمهور شدن روحانی و توافق موقت هسته‌ای بین ایران و آمریکا مشکل را حل نماید. اوباما در تماس تلفنی با روحانی ، موضوع آزادی لوینسون را مطرح کرده بود. در عین حال خانواده لوینسون با صدور بیانیه‌ای از بخشی از دولت آمریکا تشکر کرده و بخش دیگری را به دلیل بی توجهی و کم کاری مورد انتقاد قرار داده‌اند. می‌توان نتیجه گرفت موضوع انتقاد آنها نهادهای امنیتی هستند.

بخش سوم

کیش وصلاح‌الدین: تله و طعمه برای لوینسون؟

بلندپروازی لوینسون و آمادگی وی برای خطر پذیری کار دستش داد. از سوی دیگر، داوود صلاح‌الدین یکی از متغیر‌های مهم معادله گم شدن لوینسون است. او فرد قابل اعتمادی نیست.

آیا راز سر به مهر لوینسون در آستانه هفت سالگی مفقود شدنش باز می‌شود؟ بر اساس اطلاعات منتشر شده موضوع هنوز پیچیده است. اما ممکن است در پشت پرده اتفاقاتی در جریان است و یا مذاکراتی انجام می‌شود که منجر به نتایج غیر منتظره شود. اما این مساله فقط یک ادعا است.

در ادامه نکاتی که در روشن شدن وضعیت لوینسون مهم هستند تشریح می‌شود.

بلندپروازی، بی‌احتیاطی و انگیزه‌های شخصی لوینسون

همان‌گونه که در قسمت‌های قبلی توضیح داده شد بلندپروازی لوینسون و آمادگی وی برای خطر پذیری کار دستش داد. انگیزه‌های فردی وی، هم انجام کار‌های خارق‌العاده در فعالیت‌های امنیتی و تجسسی بود و هم کسب در آمد و ایجاد فرصت‌های ویژه مالی را نیز تعقیب می‌نمود. لوینسون اگر به سلامت از دیدار با صلاح‌الدین بر می‌گشت آنگاه احتمال اینکه بتواند قرار داد‌های تازه و هنگفتی با سیا و شرکت‌های خصوصی منعقد نماید محتمل بود.

اما لوینسون بی احتیاطی خرج داد و ریسک قمار وی بالا بود. وی آنچنان از بازگشت بی خطر خود مطمئن بود که از سیا تقاضای پشتیبانی و در نظر گرفتن راهکار‌های بازدارنده در صورت گرفتاری نکرد. البته شاید او روی اطمینان سیلورمن به صلاح‌الدین دست به چنین خطری زد. اگر چه با توجه به تجربه وی باور چنین امری راحت نیست. در عین حال ممکن است حضور وی در کیش با ملاقاتی که با دو ایرانی در استانبول انجام داده بود ارتباط داشته باشد. مساله تحقیق پیرامون قاچاق سیگار هدف اصلی وی از سفر به ایران نبوده است.

اما برخی از گزارش‌ها حاکی است برخی از افراد منسوب به رفسنجانی در حوزه قاچاق سیگار در ایران فعال هستند. ایران یکی از بزرگ‌ترین بازار‌های سیگار قاچاق را دارد و در حدود سی درصد سیگار مصرفی از طریق غیر قانونی وارد کشور می‌شود. در سطح اطلاعاتی که فعلا موجود است امکان راست آزمایی در خصوص دست داشتن خواهر زاده‌های رفسنجانی [مرتبط با بنیاد تعاون سپاه در کنار فعالیت‌های محسن رضایی] در بازار سیاه سیگار وجود ندارد و این مساله فعلا در حد یک اتهام است.

ارزش اطلاعاتی پایین لوینسون

رصد شناسی رفتار سیا از هنگام مفقود شدن لوینسون نشان می‌دهد از دید مشهور ترین سازمان اطلاعاتی امریکا،لوینسون ارزش اطلاعاتی خاصی ندارد که برای آزادی وی دست به عملیات‌های خاص بزند. حتی حاضر نیست در این خصوص مبادله اطلاعاتی انجام دهد. لوینسون سابقه کار در سیا ندارد. او در قالب شرکت خصوصی اش با سیا قرار داد داشته است. حتی قرار داد وی آن قدر اهمیت نداشته است تا موقتا بودجه‌ای در اختیار وی داده شود تا کار‌های اطلاعاتی اش دچار وقفه نگردد.

نوع پروژه‌هایی که برای سیا انجام می‌داده است از جنس جمع آوری اخبار و تجزیه و تحلیل اطلاعات بوده است. او قرار نبوده در بخش عملیات‌های مخفی اطلاعاتی کرای انجام دهد. در صورتی که سفرش به کیش از این جنس است. لوینسون به لحاظ فنی نمی‌توانسته است وارد فعالیت‌های محرمانه اطلاعاتنی شود. وی در فیلم مستندی در خصوص مافیای روسیه حضور داشته و این فیلم قبل از سفر وی به کیش به صورت عمومی پخش شده است. در بخشی از فیلم از وی به عنوان مامور سابق اف بی آی یاد می‌شود. همچنین او با دو نفر ایرانی در استانبول پیشتر ملاقات کرده بود. علی القاعده آنها به دنبال شناسایی چهره اصلی وی می‌رفتند. از انجاییکه آنان وعده فروش نفت با تخفیف داده بودند لذا یا مستقیما و یا غیر مستقیم با محافل قدرت در ایران در ارتباط بودند. بر اساس شنیده‌های قابل اعتنا سپاه در فروش قاچاقی و غیر قانونی نفت در ایران دست دارد و در مقطعی نیز در فروش غیر قانونی نفت عراق فعال بود. از این‌رو می‌توان حدس زد که آن دو نفر به نوعی با نیرو‌های سپاه در ارتباط بوده اند. بنابراین با توجه به این مسائل احراز هویت لوینسون راحت بوده و در عین حال طعمه‌ای دلچسب برای سیستم امنیتی ایران به نظر می‌رسیده است. اما ماجرای لوینسون رسوایی در سیا بوجود آورده و پرده از مشکلا ت تصمیم گیری در سطوح میانی و پایینی آن کنار زد.

نقش احتمالی حکومت ایران

حکومت ایران از ابتدا منکر هر گونه اطلاعی از لوینسون بوده است. در عین حال برای کمک ابراز آمادگی کرده است. همچنین مرتب از دولت آمریکا خواسته است تا ماموریت لوینسون را افشا نماید. اما قرائنی وجود دارد که انگشت اتهام را به طرف حکومت ایران دراز می‌نماید. اگر چه هنوز این ادعا قطعیت ندارد.

گروه‌های شبه نظامی و اسلام‌گرای منطقه برای افرادی مانند لوینسون تمایل ندارند تا موضوع گروگانگیری به درازا بکشد. معمولا در کوتاه مدت و یا حداکثر میان مدت موضوع را چه از طریق معامله وبده و بستان و یا قتل سوژه فیصله می‌بخشند.

از سوی دیگر در سفر لوینسون به کیش تشکیکی وجود ندارد. در جزیره کیش غیر از نیرو‌های اطلاعاتی و انتظامی ایران وبخصوص سپاه، هیچ نیروی دیگری نمی‌تواند فعالیت کند. تا الان سابقه نداشته است در آن مناطق گروه‌های خارجی بتوانند دست به گروگان‌گیری بزنند. همچنین نوع ارسال فیلم و عکس‌ها به گونه‌ای بوده است که با استفاده از پیچیده ترین روش‌های رد گیری نیز قابل تعقیب نبوده است. این امر نشان از حرفه‌ای بودن کار گروگانگیر‌ها دارد. اما در صورتی که این کار توسط حکومت ایران انجام شده باشد انگیزه چیست؟

معمولا دولت‌هایی که در رویارویی با آمریکا هستند همیشه از مامورین وابسته به نهادهای اطلاعاتی آمریکا به عنوان طعمه استفاده می‌کنند. درآن مقطع چیزی از گم شدن علیرضا عسگری معاون سابق وزارت دفاع نمی‌گذشت. بازگرداندن عسگری برای حکومت خیلی مهم بود. بنباراین می‌توان فرض کرد دستگاه امینتی ایران با گروگان گرفتن لوینسون تقاضاهای امنیتی و اطلاعاتی از آمریکا داشته است که تا کنون اجابت نشده و موضوع معطل مانده است. آنها گمان کرده‌اند او مامور عالی رتبه‌ای است و لذا می‌توانند معامله بزرگی را سامان بدهند. جهت‌گیری پلاکاردهایی که بر روی سینه لوینسون نصب شده بود همه متمرکز بر سرزنش بی اعتنایی دولت آمریکا است. در یکی از آنها به دولت آمریکا گفته شده بود آیا شما نمی‌توانید کاری کنید یا نمی‌خواهید کاری بکنید؟ مخاطب خاص پلاکارد‌ها دستگاه اطلاعاتی آمریکا است تا متوجه پیام شود. قرائن محکم تری وجود دارد که نشان می‌دهد لوینسون زنده است اما بعید است او در داخل خاک ایران باشد. نیرو‌های نظامی و اطلاعاتی ایران توانایی مخفی نگاه داشتن افراد در مطنقه و بخصوص در افغانستان و پاکستان را دارند. برخی از گزارش‌ها مدعی هستند وی پیش گروه گلبدین حکمتیار است. اما اگر این ادعا درست باشد وی امانت حکومت در دست او است.

نقش داوود صلاح‌الدین

داوود صلاح‌الدین یکی از متغیر‌های مهم معادله گم شدن لوینسون است. او فرد قابل اعتمادی نیست. حرف‌هایی که تا کنون پیرامون ملاقاتش با لوینسون زده است، ناسازگار است. ممکن است او در جریان دستگیری لوینسون بوده است اما در عین حال بررسی مواضع وی نشان می‌دهد احتمال اینکه وی در جریان پروژه گروگانگیری نبوده باشد، بیشتر است. علی القاعده دستگاه امنیتی ایران وی را تحت مراقبت دارد و تماس‌های تلفنی و رفت و آمد وی تحت کنترل است. قرار گذاشتن با صلاح‌الدین در داخل خاک ایران بدون اطلاع نیرو‌های اطلاعاتی کار پر خطر و ساده لوحانه‌ای بوده است. اما صلاح‌الدین از آغاز تا به امروز می‌گوید لوینسون توسط حکومت ایران بازداشت شده است. این سخنان با مواضع حکومت تعارض دارد. سیا و نیرو‌های اطلاعاتی آمریکا در مقطعی به دنبال دزدیدن وی از ایران بودند. از این‌رو وی با صلاح‌دید حکومت تصمیم گرفت تا نسبت به تردد‌های خارجی‌اش مراقب باشد. ولی از دهه ۹۰ به این طرف وی اهمیتش را برای آمریکایی‌ها از دست داده است. برخی از منابع نیز مدعی هستند وی تماس هایی برای بازگشت به خاک آمریکا داشته است. امکان تایید این ادعا وجود ندارد. سخنان تند صلاح‌الدین در خصوص فساد در مقامات عالی رتبه ایران و به‌خصوص رفسنجانی نیز موضوع مهمی است. حرف‌های وی در مورد رفسنجانی سنخیتی با مواضع بخش تند روی حکومت دارد. بنابراین اگر وی با دستگاه امنیتی ایران که در زمان فوق کاملا با بخش‌های تند رو همسو بود، هماهنگ بود آنها مشکلی بر روی افشاگری نسبت به اموال احتمالی رفسنجانی در کانادا نداشتند. صلاح‌الدین همچنین مدعی است صحبت‌های وی و لوینسون صرفا بر روی موضوع سیگار‌های قاچاق بوده است.

جایزه یک میلیون دلاری

معمولا وقتی نیرو‌های اطلاعاتی و انتظاماتی جایزه‌ای برای کشف موضوعی اختصاص می‌دهند که تا حدودی مطمئن باشند که نزدیک به دستیابی به سوژه مورد نظر هستند. بنابراین اعلام این جایزه و تبلیغ گسترده آن در افغانستان سویه مبهم فعالیت و یا ناکامی احتمالی نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا را نشان می‌دهد.

در یکی از تلاش‌های ناموفق، اف‌بی‌آی متوسل به یک تاجر ثروتمند روسی به نام الگ درپیسک می‌شوند. وی با ایران فعالیت اقتصادی دارد. او مدعی می‌شود که با فردی از خانواده خامنه‌ای مذاکره کرده و او در ازاء دریافت مبلغ هنگفتی قول آزادی لوینسون را داده است. اف‌بی‌آی آنقدر مطمئن شده بودند که به همسر لوینسون می‌گویند منتظر تماس تلفنی شوهرش باشد. اما چنین وعده‌ای هرگز رخ نمی‌دهد. این اتفاق می‌تواند با اعلام جایزه فوق در ارتباط باشد.

بدین‌ترتیب سرنوشت لوینسون زمانی معلوم می‌شود که فعل و انفعال‌های اطلاعاتی پشت پرده به جایی برسد. اگر سیا به رویه کنونی خود ادامه دهد، عملا راهی برای گروگان‌گیر‌ها نمی‌ماند. بعید به نظر می‌ررسد وضعیت کشدار کنونی ادامه پیدا کند.

انتشار اخبار همکاری وی با سیا و فعالیت‌های جاسوسی وضعیت وی را تا حدی بغرنج تر می‌سازد. از یک طرف گروگانگیر‌ها بهای بیشتری برای آزادی وی طلب می‌کنند. اگر این کار توسط حکومت ایران انجام شده باشد اعلام جاسوسی وی تا زمانی که سیا رسما مسوولیت کار‌های وی را نپذیرد تغییری در وضعیت ایجاد نمی‌کند. همچنین افشای جاسوسی دلیل نمی‌شود تا حکومت موضعش را تغییر داده و رسما بپذیرد لوینسون را بازداشت کرده است. پذیرش مسئولیت جاسوسی از سوی سیا نیز تبعات منفی برای دولت آمریک دارد. ضمن اینکه سیا مدعی است لوینسون مامور و نیروی رسمی آنها نبوده است.

نا امیدی از امکان انجام معامله اطلاعاتی دیگر فاکتور تعیین کننده است. کاهش تنش بین ایران و آمریکا نیز فضا ر ابرای پیدا شدن لوینسون مساعد کرده است. اما ممکن است بن بست کنونی برای مدت دیگری نیز ادامه پیدا کند. او فرد بیماری است و همچنین باید مرتب انسولین بزند. این فاکتور به ضرر گروگانگیر‌ها عمل می‌کند و ریسک نگهداری وی بیش از مدت طولانی کنونی را پر خطر می‌سازد. اما لوینسون همانطور که ناگهانی گم شد و اسمش در دنیا پخش شد، رهایی‌اش نیز وضعیت مشابهی خواهد داشت.

No responses yet

Dec 21 2013

مخالفت واشینگتن با حضور ایران در کنفرانس صلح سوریه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: در حالی که سازمان ملل تا کنون بارها بر نقش حائز اهمیت ایران برای حل بحران سوریه تاکید کرده است٬ آمریکا همچنان معتقد است که ایران جایی در کنفرانس صلح سوریه ندارد. ایران هنوز رسما به این کنفرانس که قرار است در سوییس برگزار شود دعوت نشده‌ است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه یک مقام ارشد مقام دولت ایالات متحده که نخواست نامش فاش شود٬ روز جمعه ۲۹ آذرماه با اعلام مخالفت آمریکا با حضور ایران در کنفرانس صلح سوریه٬ از حمایت نظامی تهران از دولت بشار اسد انتقاد کرد و گفت: «تهران باید به خارج کردن جنگجویانش (از سوریه) و پایان دادن به حمایتش (از دولت سوریه) فکرکند و به اپوزیسیون سوریه و رژیم این کشور اجازه بدهد تا دولتی انتقالی تشکیل بدهند.»

به گزارش خبرگزاری فرانسه اخضر ابراهیمی٬ فرستاده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب برای حل و فصل بحران سوریه ۲۹ آذرماه زمانی که با مقام های آمریکایی و روس برای گفت‌و‌گو درباره لیست مدعوین کنفرانس صلح سرویه دیدار کرد٬ متوجه شد که آمریکا هنوز با حضور ایران در این کنفرانس موافق نیست.

آقای ابراهیمی گفته است: «شریکان ما در ایالات متحده هنوز نتوانسته‌اند متقاعد شوند که حضور ایران در این کنفرانس کار درستی است.»

وی با این‌ حال تاکید کرده است که امکان حضور ایران در این کنفرانس هنوز به طور کامل منتفی نیست.

کنفرانس ژنو۲ قرار است پنجم بهمن‌ماه در سوییس برگزار شود.

مخالفت آمریکا با حضور ایران در کنفرانس صلح سوریه در حالی مطرح می‌شود که بان‌ گی‌مون٬ دبیرکل سازمان ملل متحد و محمدجواد ظریف٬ وزیر خارجه ایران ۲۶ آذرماه در تماسی تلفنی درباره سوریه صحبت کردند و بان گی‌مون در این گفت‌و‌گو ابراز امیدواری کرد که «ایران بتواند به یافتن راه‌حلی سیاسی برای هرج و مرج سوریه کمک کند».

با این حال مقام ارشد دولت آمریکا می‌گوید که تمامی حاضران در کنفرانس موسوم به ژنو۲ باید به توافقی که تیرماه سال گذشته در سوییس بر سر ایجاد دولت موقت در سوریه صورت گرفت٬ پایبند باشند و واشینگتن از این که ایران هیچ‌گاه به طور علنی حمایتی از این توافق نکرده٬ نگران است.

وی ضمن ابراز مخالفت دولت آمریکا با حضور ایران در کنفرانس ژنو۲ در عین حال تاکید کرده است: «هیچ‌کس نمی‌گوید که سازمان ملل و ایران نمی‌توانند با هم مشورت کنند و کسی نمی‌گویند که ایران نمی‌تواند دست به اقداماتی بزند که به بهتر شدن اوضاع در سوریه بیانجامد.»

در همین زمینه مسئولان بلند پایه اروپایی ۲۸ آذرماه اعلام کردند که ایران و روسیه از نفوذ خود بر دولت بشار اسد در جهت رساندن کمک‌های بشردوستانه به نیازمندان در سوریه استفاده کرده‌اند.

بحران سوریه تا کنون بیش از صدهزار کشته و میلیون‌ها آواره برجای گذاشته است.

No responses yet

Dec 17 2013

شاهد عینی: لوینسون را ماموران ایرانی بردند، معامله پشت‌پرده برای آزادی لوینسون: «اگر او را در مسقط دیدید تعجب نکنید»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

خودنویس: داوود صلاح‌الدین می‌گوید که در ۹ مارس ۲۰۰۷ به همراه لوینسون توسط شش مامور لباس شخصی دستگیر شده و مطمئن است که اگر لوینسون زنده باشد، در اختیار جمهوری اسلامی است.

کریستین ساینس مونیتور در گزارشی ویژه، روز دوشنبه شانزدهم دسامبر مصاحبه‌ای را با داوود صلاح‌الدین، منتشر کرده که در این مصاحبه داوود صلاح‌الدین مدعی بازداشت رابرت لوینسون توسط مقامات ایرانی شده است.

آقای صلاح‌الدین که نام اصلی‌اش پیش از گرویدن به اسلام «دیوید تئودور بلفیلد» بود، گفته که وی در جریان ملاقاتی با رابرت لوینسون مامور بازنشسته اف.بی.‌آی در هتل مریم کیش به تاریخ نهم مارس سال ۲۰۰۷ به همراه لوینسون توسط شش مامور لباس شخصی دستگیر و از لوینسون جدا شده و پس از یک شب بازداشت، زمانی که از مدیر هندی هتل درباره آمریکایی مفقودشده سوال کرد، پاسخ شنید که او «رفته است»!

داوود صلاح‌الدین ادامه داد: «مدیر هتل “چنین گفت و بدون این‌که کلمه‌ای بگوید، به من فهماند که آن مرد به دل‌خواه خودش نرفته و تحت بازداشت است”.»

صلاح‌الدین هم‌چنین گفت که معتقد است قرار و مداری پشت پرده میان ایران و آمریکا برای بازگرداندن لوینسون صورت گرفته و تا زمانی که آمریکا بر جاسوس نبودن لوینسون اصرار می‌کرد، برای ایران سخت بود که اقرار کند او در بازداشت است اما با انتشار اخبار جدید مبنی بر ارتباط آمریکایی مفقود شده با سی.آی.ای، این امر به ایرانیان اجازه می‌دهد تا دروغ‌های خود را در سال‌های اخیر توجیه کنند چرا که آن‌ها یک جاسوس واقعی را بازداشت کرده‌اند.

صلاح‌الدین که نامش پس از بازی در فیلم سفر قندهار به کارگردانی «محسن مخملباف» بیشتر سر زبان‌ها افتاد و خود سوژه فیلمی مستند با نام آمریکایی فراری شد، معتقد است که اگر «رابرت لوینسون» با کت و شلوار، کفشی نو و ریشی تراشیده طی روزهای آینده در مسقط پایتخت عمان ظاهر شود، وی بالشخصه چندان تعجب نخواهد کرد. سلطان قابوس، پادشاه عمان طی سال‌های اخیر در قامت یکی از میانجی‌های موفق میان ایران و آمریکا ظاهر شده است.

گفتنی است که جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی به تازگی در مصاحبه‌ای با شبکه سی.بی.اس آمریکا درباره رابرت لوینسون مامور بازنشسته اف.بی.آی که از سال ۲۰۰۷ در ایران ناپدید شد،‌ گفت که هیچ اطلاعی در این باره ندارد و افزود: «آن‌چه ما می‌دانیم این است که او در ایران زندانی نیست و اگر هم باشد، توسط دولت زندانی نشده است و من معتقدم که دولت به خوبی کنترل کشور را در دست دارد».

آسوشیتدپرس در گزارش مفصلی که به تازگی منتشر کرد، مدعی شد که آقای لوینسون در حال انجام ماموریتی برای سی.آی.ای که به صورت رسمی از سوی این سازمان تایید نشده بود ناپدید شد. بر مبنای این گزارش، پس از بازداشت لوینسون، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا مجبور شده تا برای جلوگیری از شکایت قضایی خانواده وی، مبلغ دو و نیم میلیون دلار به آن‌ها پرداخت کند. رابرت لوینسون پس از بازنشستگی از اف.بی.آی، به عنوان یک کارآگاه خصوصی مشغول به کار بود و در این مورد نیز برای جمع آوری اطلاعات و ارایه آن‌ها به تعدادی از ماموران سی.‌آی.ای، پول دریافت می‌کرد.

دولت آمریکا از انتشار گزارش آسوشیتدپرس اظهار تاسف کرده و گفته است که این کار کمکی برای بازگرداندن وی به خانه نمی‌کند. جی کارنی سخن‌گوی کاخ سفید اظهار کرد که لوینسون در زمان ناپدید شدن، مامور دولت آمریکا نبوده است.

لازم به ذکر است که پرس تی‌وی، درست پس از ناپدید شدن لوینسون در خبری اعلام کرد که این مامور سابق اف‌.بی‌.آی در اولین ساعات ۹ مارس ۲۰۰۷ در اختیار نیروهای امنیتی ایرانی بوده است. این گزارشی که بلافاصله از دسترس کاربران خارج شد، با اظهارات اخیر داوود صلاح‌الدین هم‌خوانی دارد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .