اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'جنایات رژیم' Category

Jun 09 2016

در خرابه های تهران هر ماه ۱۲۰ نوزاد معتاد متولد می شوند و می میرند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,سیاسی


رؤیا نوزاد معتادی که در بی کسی در بیماستان لقمان تهران درگذشت
رادیوفرانسه: به گزارش ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، تنها در خرابه های شهر تهران ماهانه به طور متوسط ۱۲۰ نوزاد معتاد به دنیا می آیند که اکثرشان در همان نخستین روزهای پس از تولد در نتیجۀ اعتیاد می میرند یا فروخته می شوند و یا به سرنوشت مادران معتاد کارتن خواب شان دچار می شوند.

به گزارش ایسنا این نوزادان که در مناطق حاشیه نشین به دنیا می آیند نتیجۀ امتزاج حاشیه نشینی، کارتن خوابی، فقر و اعتیاد فراگیری است که بیش از پیش شامل زنان و کودکان کشور می شود. شمار حاشیه نشینان ایران هم اکنون به ۱۵ میلیون نفر می رسد.
ایسنا نوشته است که هیچ عزم و سازوکاری برای درمان نوزادان معتاد و جلوگیری از بارداری زنان معتاد کارتن خواب در ایران وجود ندارد و شماری از همین نوزادان که به نوشته ایسنا حتا نای گریستن و آشامیدن ندارند در بی کسی و فقدان درمان مناسب در گوشه و کنار بیمارستان های دولتی کشور می میرند.
شارمین میمندی نژاد از فعالان اجتماعی به ایسنا گفته است : در حالی که ماهانه ۱۲۰ نوزاد معتاد در خرابه های تهران متولد می شوند، شمار کودکان کار در ایران که قربانیان انواع آسیب ها و بیماری های عفونی هستند به دو میلیون نفر بالغ می شود.
این فعال اجتماعی افزوده است که تنها تدبیر مقامات ایران در برابر معضل اعتیاد به دارآویختن خرده فروشان مواد مخدر است : کسانی که خود از سر فقر و بیکاری و نهایتاً به دلیل ناکارآمدی اقتصادی کل یک نظام به چنین فعالیت های بزهکارانه ای روی می آورند.
معاون وزیر کشور جمهوری اسلامی در گزارش هشدارآمیزی دربارۀ آسیب های اجتماعی ایران به ویژه معضل اعتیاد خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران، صریحاً حکومت این کشور را در زمینۀ مبارزه با اعتیاد ناکارآمد توصیف کرده است. به گفتۀ کارشناسان هزاران مرکز باصطلاح ترک اعتیاد ایران خود به مراکز توزیع تریاک و گسترش اعتیاد و بعضاً بیمارهای عفونی نظیر ایدز تبدیل شده اند.

No responses yet

Jun 06 2016

نامه سرگشاده جمعی‌ از پیروان آیین یارسان کرمانشاه به علی‌ خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

نامه سرگشاده جمعی‌ از پیروان آیین یارسان کرمانشاه به علی‌ خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی

qمردم یارسان خواستار احقاق حقوق انسانی‌ و شهروندی خود هستند

این نامه، دومین نامه سرگشاده مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان  است که در اعتراض به تبعیض بر علیه پیروان آیین یارسان،خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته شده است

در این نامه که نسخه‌ای از آن به تمامی‌ رسانه‌های داخل و خارج کشور فرستاده شده  ، ولی‌ به دلایل نامعلومی  توسط اکثر رسانه‌های جریان اصلی‌  بایکوت خبری شده است، از رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان بالاترین مقام مسئول حفاظت از حقوق مردم ایران ،خواسته شده است تضییع حقوق مردم یارسان و گروانیدن اجباریشان به اسلام متوقف شود.

در بخش دیگری از این نامه سرگشاده آمده است که بسیاری از مردم یارسان بر اثر فشار‌ها و تبعیض‌های مستمر  بر آنها وادار به مهاجرت و خروج از ایران شده اند.

مشروح این نامه به جهت اطلاع رسانی در زیر می‌‌آید:

به نام خدا
تاریخ: 1395/3/15
رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران، جناب آیت الله خامنه ای؛
با درود و احترام!
بیش از 14 ماه است از ارسال رنج نامه ی مجمع مشورتي فعالان مدني يارسان به حضور جناب عالي ـ كه رونوشت آن نیز به نهادهاي طراز اول حكومتي ارسال شد ـ مي گذرد. در نامه ی مذکور كه نسخه اي از آن مجدداً به پيوست، تقديم شده است، مصاديق بارزی از تبعيض كه در حکومت جمهوری اسلامی، به نام قانون بر مردم يارِسان ( اهل حق ) اعمال می شود، عنوان گرديد. به ویژه، به اطلاع رسید که در اعتـراض به استمرار رنج ها و حق کشی ها، سه نفر از جوانان یارسان در سال 1392، تنِ خويش را به آتش سپردند؛ تا فرياد دادخواهي جامعه ی مظلوم و محرومشان را به گوش مسئولان برسانند. در پی این حوادث، تجمعاتِ اعتراضیِ مسالمت آميزی در چندین استان برپا شد و مکرراً مطالبات و خواسته هاي قانوني و انسانيِ یارسان از طريق جمع آوري طومار، انتشار بيانيه و ايراد سخنراني به سمع و نظر مسئولين رسيد. نشست هایی نیز با مسئولان منطقه اي و ملی، از جمله رئیس محترم مجلس شوراي اسلامي و دستیار ویژه ی رئیس جمهورِ محترم، برگزار گرديد و وعده داده شد که مطالباتِ مردم يارسان در دستور كار قرار بگیرد و حقوقشان به آنها بازگردانده شود. لیکن متأسفانه، طبق روال گذشته همه ی آن وعده ها در زمان کوتاهی به بوته ی فراموشي سپرده شدند و حکایت به همان نحوی که بود، همچنان باقی ست!
استمرار وضعيت جاري، ما را به اين نتيجه رسانید كه بدون اراده و دخالت نهاد رهبري، اميدي به حل مشکلات عدیده ی مردم یارسان وجود ندارد. لذا، با توجه به اینکه يكي از اختيارات و تواناییهای مقام رهبری حل معضلاتي است كه از طریق نهادهاي دیگر قابل حل نیست، طي رنج نامه اي سفره ی دلمان را به روی جنابعالی گشودیم و استدعا کردیم که با اراده و تدبیر خود، گره از کار فرو بسته ی ما بگشایید. در نامه ی مذکور، ضمن طرح مطالباتِ برحقِ خويش، خواستار آن شديم كه جايگاه حقوقي آيين ياري ( اهل حق ) در قانون اساسي مشخص شود تا به تبع آن، حقوق قانوني و شهروندي مردمِ یارسان اعاده گردد.
با اینکه پاسخگویی به مطالبات ملت از بدیهی ترین وظایفِ حاکمان است، لیکن پس از نزدیک 15 ماه انتظار، نه-تنها هيچ گونه پاسخی ( مثبت يا منفي ) از طريق دفتر جنابعالي و ساير نهادهاي حكومتي دريافت نكرده ايم، بلكه عملاً با محدودیتها و مشكلات پيچيده تري نیز روبه رو شده ايم كه به نوعی صدور مجوزِ خشونت عليه مردم يارسان تلقی می شود. به عنوان مثال، اخيراً برخي از مراجع تقليد در فتواهای خود مردم يارسان را كافر و نجس قلمداد كرده اند كه عواقب خشونت بارِ اينگونه فتاوي، قابل کتمان نیست.
از آنجا كه فلسفه ی آیين ياري بر آشتي و مدارا و برابريِ همه ی انسانها، فارغ از رنگ و نژاد و قومیت و عقیده ی آنها، استوار است؛ ما خويش را در مقابل مـردم و تاريخ مسئول ميدانيم تا ضمن يادآوري شرايط خشونت بار منطقه با آگاهي از عواقبِ وخیمِ تبعيض ها و خشونت هاي زباني و قلمي و فیزیکيِ غیر مسئولانه ( و چه بسا هدفمند و آگاهانه) ـ دَين و مسئوليت خويش را در قبال ميهن و هم میهنانمان ادا نمایيم.
به وضوح می بینیم که مدتهاست منطقه ی خاورميانه و كشورهاي مسلمان، به نحو رقت باری درگير خشونت و خونريزي و هرج و مرج و نابساماني شده اند. جنگهاي فرقه اي و مذهبي كه به نام اسلام و به دست مسلمانان در جریان است، هر روز جمعي از مسلمانان و غير مسلمانانِ بیچاره را غرق سیلابِ خون می کند و گویا پایانی براي این همه کشتار و تجاوز و ویرانی و آوارگی وجود ندارد. جداي از اينكه چنین پديده ی شومی از كجا طراحي و مديريت می گردد، به ظـاهر مجريانش مسلماناني هستند كه غالباً از ميان تحقيرشدگان و قربانيانِ تبعيض و بي¬عدالتي در شرق و غرب برخاسته اند و موتورِ محركِ آنها تعصبات مذهبيِ كور و فتواهاي مراجعي است كه خون انسانهاي دگرانديشِ مسيحي و يهودي و سنی و شيعه و ايزدي و يارسان و… را حلال دانسته و براي پاداش متجاوزان و قاتلان، منافع دنيوي ( سلطه بر مال و جان و ناموس مردم ) و پاداشِ اخروي ( بهشت برين ) را وعده مي دهند!

با استناد به قراین و شواهد موجود، اين آتشِ خانمان سوز در حال گسترش است و هیچ تضميني وجود ندارد كه مرزِ
مشخصی را بشناسد. به همین خاطر، وظیفه ی معنوي، انساني و عقلاني، حکـم میکند که مسئولين نظام جمهوري اسلامي به نسبت جايگاه شرعي و حقوقي و قانونيشان با تقويت همبستگي و ايجاد حس تعلقِ آحاد مردم به اين آب و خاك، مانع از سرايت هيولاي خشونت به كشورمان گردند. ما معتقدیم که ضمانت رسيدن به اين مهم، رفع تبعيض، ايجاد برابري در حقوق، گسترش روح برادري و صمیمیت بر اساس ارزشهاي انساني و ممانعت از توليد خشونت است.
در فاصله ی بين نگارش اين دو رنج نامه، مردم يارسان نظاره گر كوچ بي سابقه ی هزاران نفر از فرزندان نااميد و عاصي از تبعيض و تحقير و تیره روزی به سوي ناكجا آبادي بوده اند كه سرانجام مشخصی ندارد. گرچه مشخص است که استمرار اين سرخوردگي و يأس و بی آیندگی، آينده ی خوبي را براي همه ی ما رقم نخواهد زد و معلوم نيست كه واكنش هاي آتیِ اين قربانيانِ تبعيض و این معترضان به شرايط ناعادلانه چه خواهد بود و یا آتش بيار كدام معركه خواهند شد؟
تجربه ی تاريخي نشان داده است كه ريشه ی اختلافات و كينه هاي سياسي چندان عميق نیست و چه بسا پس از تغييرِ شرايط، مخالفانِ ديروز متحدان امروز شوند؛ اما كينه هاي مذهبي، به درازاي قرنها در حافظه ی تاريخيِ انسانها باقي مي مانند و در شرايط مختلف توليد و تكثير مي شوند.

همه ی ما میدانیم که انجام وظیفه برای هرکسی فضیلت است و جنابعالي نیز علاوه بر مسئوليت قانوني و شرعی در رهبريِ بزرگترين كشورِ مسلمانِ شيعه مذهب، مسئول حفاظت از حقوق همه ی انسانهاي تحت حاكميتِ خود هستید. شما وارث انقلابي هستيد كه قرار بود تمام مردم از هر عقیده و مرامی ( به قول رهبر و بنیان گذار انقلاب، حتی كمونيست ها) در آن آزاد بوده و از حقوق انساني برخوردار باشند. به حق، انتظـار مي رفت که دعوت به دین اسلام، با رعایت اصل آزادی و احترام به عقاید و حقوق انسانهای دیگر و خلق فرصتهای مساوی برای همگان انجام بگیرد، نه با تحت فشار قراردادنِ مردم و تضييع حقوق آنها و تلاش برای استحاله و گروانیدنِ اجباريشان به اسلام!
با توجه به اصول انسانی و اعلامیه ی جهانیِ حقوق بشر و تعهدات بین المللیِ کشورمان و وعده های بنیانگذار جمهوریِ اسلامی در رعایت حقوق شهروندی، مجدداً تقاضا داريم كه در سومین سالگرد جانفشانی يارانمان، با استفاده از اختيارات خود به نداي حق طلبانه ی مردم یارسان پاسخ دهید تا با رفع موانع قانونی و سلیقه ای و رسميت يافتن جايگاه حقوقيِ آيين ياري، شرايطي فراهم شود كه این مردم نیز در سرنوشت خويش دخيل و از حقوقی برابر با ساير هم وطنان، بهره مند گردند.
بگذاریم خوش بینانه، سکوت و بایکوت و عدم پاسخگویی به مطالبات خود را نرسيدن رنج نامه هايمان به مسئولان عالیِ کشور ارزيابي نماییم و این دادنامه را به صورت سرگشاده در اختيار رسانه ها نیز قرار دهيم؛ بلکه از در، یا راهی دیگر به سمع و نظر ایشان برسد.
با تقديم احترام
مجمع مشورتي فعالان مدني يارسان

پانزدهم خرداد 1395
رونوشت:
– دبیر محترم شورای نگهبان
– رئیس جمهور محترم
– رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
– رئیس محترم قوه ی قضائیه
– رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام
– رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری

name2 a

name2 b

No responses yet

Jun 02 2016

نوه اون حرامی باید هم این حرامزاده باشد: نوه آیت‌الله خمینی از اعدام‌های دهه شصت دفاع کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: علی خمینی، نوه آیت‌الله روح‌الله خمینی از اعدام‌های دهه ۱۳۶۰ در ایران دفاع کرده است.

آقای خمینی سه‌شنبه شب در مراسمی در مدرسه فیضیه قم با مقایسه انقلاب ایران و انقلاب‌های اخیر در کشورهای عربی گفته است دلیل سرنوشت متفاوت جمهوری اسلامی نسبت به دیگر حکومت‌های روی کارآمده پس از انقلاب‌ها “مدیریت” آیت‌الله خمینی بوده است.

به گزارش فارس علی خمینی گفته است: “این طور نبود که وضعیت ایران در زمان تحقق انقلاب اسلامی، بهتر از کشورهای منطقه بود، چرا که در غرب، جنوب، شرق و حتی شمال کشور غائله هایی داشتیم و این مدیریت امام خمینی بود که آن غائله‌ها را مدیریت کرد و کشور رفته رفته به آرامش رسید.”

او در ادامه گفته است: “امروز یک عده‌ای برای منافقین دل می‌سوزانند که چرا اعدام کردید؟ آنها کسانی بودند که در مقابل حکومت ایستادند و جنایاتی کردند که داعش آنها را نمی کرد. آنان رئیس جمهور، نخست وزیر و بسیاری از بزرگان کشور را ترور کردند.”

در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی”منافقین” اصطلاحی است که برای اشاره به اعضای سازمان مجاهدین خلق به کار می‌رود.

علی خمینی گفته است اگر رهبر پیشین ایران “در مقابل این جنایات نرمش از خود نشان می‌داد که کشور پس از ۳۰ سال هم رنگ آرامش به خود نمی‌دید.”

بیش از ۱۵ هزار نفر از مخالفان جمهوری اسلامی، عمدتا از هواداران گروه‌های چپگرا و مجاهدین خلق، در دهه شصت اعدام شدند. چند هزار نفر از آنان افرادی بودند که حکم حبس خود را می‌گذراندند اما در سال ۱۳۶۷ به دستور آیت‌الله خمینی به طور دسته‌جمعی اعدام و دفن شدند.

No responses yet

May 31 2016

وکیل‌مدافع محمدرضا حدادی: درخواست از رییس قوه قضاییه برای توقف در اجرای حکم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: وکیل‌مدافع محمدرضا حدادی گفت که با توجه به اجرای حکم اعدام موکلم طی روزهای آینده، از رییس قوه قضاییه تقاضا دارم که دستور توقف اجرای حکم موکل و برخورداری وی از تاسیسات قوانین جدید آیین دادرسی کیفری و مجازات اسلامی را بدهد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، حسین احمدی‌نیاز گفت: “موکلم در سن ۱۵ سالگی در کازرون مرتکب به قتل شده و تا به امروز که ۲۷ سال دارد، در زندان عادل آباد شیراز بسر می برد”.

وی با بیان اینکه قوانین جدید آیین دادرسی کیفری و مجازات اسلامی و اصول کلی حاکم بر این قوانین را باید به نفع متهم تفسیر کرد، گفت: “از جمله می توان به ماده ۹۱ قانون جدید مجازات اسلامی و مقررات حاکم بر قانون جدید آیین دادرسی کیفری استناد کرد. در تشکیلات جدید قانون آیین دادرسی کیفری این باب ایجاد شده که به دلیل اینکه زمان ارتکاب بزه و اتهام در سن ۱۵ سالگی بوده و این فرد آن زمان کودک بوده و متوجه عقوبت امر نبوده، بتواند در دیوان عالی کشور اعاده دادرسی داشته باشد”.

احمدی نیاز افزود: “موکلم به علت عدم دسترسی به وکیل و فقدان توان مالی نتوانسته وکیل بگیرد و بنده به عنوان وکیل رایگان به پرونده ورود پیدا کردم. متاسفانه از دیروز متوجه شدم که قرار است فردا یا پس فردا حکم موکلم اجرا شود. بنده به عنوان وکیل وی عاجزانه از رییس قوه قضاییه که از روحیه انسانی، اسلامی نیک و ارزشمندی برخوردارند و همواره قوه قضاییه ملجاء و پناهگاه ستم دیدگان است، استدعا دارم دستور شایسته جهت برخورداری موکل از تاسیسات قانون جدید آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی را بدهد”.

وی در پایان گفت: “با توجه به اینکه مقررات آیین دادرسی کیفری در باب اطفال و کودکان و افراد زیر ۱۸ سال خاص محسوب می شود و این لازمه رسیدگی مجدد است، از رییس قوه قضاییه استدعا داریم که این فرصت را به موکلم بدهد تا بتوانیم از تاسیسات قانونی برای نجات وی استفاده کنیم”.

No responses yet

May 27 2016

اعدام ۲۲ زندانی و طلب بخشش زندانیان در هواخوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: طی روز دوشنبه ۲۲ محکوم مواد مخدر در زندان قزل‌حصار کرج اعدام شدند، این زندانیان پیشتر با برگزاری مراسم دعا و طی پلاکاردهایی خواستار بخشش و یک درجه تخفیف شده بودند.

به گزارش خبر گزاری هرانا به نقل از سازمان حقوق بشر ایران، طی روز دوشنبه ۴ خرداد ماه ۲۲ زندانی با جرایم مربوط به مواد مخدر در زندان قزل‌حصار کرج از طریق چوبه دار اعدام شدند.

این زندانیان که در پی درخواست عفو، اقدام به برپایی نماز و به سر گرفتن کتب مذهبی کرده بودند طی روزهای شنبه و یک‌شنبه به سلول انفرادی منتقل شدند.

برخی گزارش‌ها این احتمال را دادند که چند تن از این زندانیان روز یک‌شنبه ۳ خرداد ماه اعدام شده‌اند ولی حکم اعدام اکثریت قریب به اتفاق ایشان طی روز دوشنبه به اجرا درآمده است.

گفتنی است، روز جمعه ۱ خرداد ماه جمعی از زندانیان واحد ۲ زندان قزل‌حصار که به زندانیان زیر حکم اعدام تعلق دارد در هواخوری بند اقدام به برپایی نماز و به سرگرفتن کتب مذهبی مسلمانان کرده و در روی پلاکاردی از رهبر جمهوری اسلامی تقاضای یک درجه تخفیف کرده بودند.

یک منبع موثق از داخل زندان به سازمان حقوق بشر ایران گفت: این تجمع مسالمت آمیز بود و زندانیان تنها تقاضای عفو و یک درجه تخفیف داشتند اما پس از این اتفاق مسئولان زندان زندانیان را تهدید به اجرای حکم کرده و ۲۲ زندانی اعدام شده اکثرا از بین کسانی انتخاب شدند که از رهبر تقاضای عفو داشتند.

اسامی برخی از اعدام شدگان عبارت است از:

از سالن ۲ واحد ۲: عباس عامری، کریمبخش بامری، حاج احمد ابراهیمی، عباس حیدری، اصغر کوشکی، احمد ربیعی، احمد ربدوست، سیدمحمد میرحسینی.

از سالن ۳ واحد ۲: مرتضی میرزایی‌پور، افشین کریمیان، احمد تیموری، مسلم رفیعی و مسعود زیبایی.

گفتنی است، طی روز ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۱ زندانی و روز ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۱ زندانی دیگر در این زندان اعدام شدند. با این حساب آمار اعدامهای مربوط به مواد مخدر طی سه هفته اخیر در زندان قزل‌حصار به ۴۴ تن رسید.

سازمان حقوق بشر ایران اعدام‌های دسته جعمی زندان قزل‌حصار را شدیدن محکوم کرده و خواستار واکنش فوری جامعه جهانی شد.

محمود امیری مقدم سخنگوی این سازمان گفت: «اکثر این زندانیان از دادرسی عادلانه برخوردار نبوده‌اند و احکام اعدام ایشان بر اساس اعترافات گرفته شده در زیر شکنجه صادر شده است. تاسف آور است که حکومت ایران درخواست عفو و تخفیف زندانیان را با اعدام آن‌ها پاسخ می‌دهد. رهبر جمهوری اسلامی و مسولین حکومت در قبال این اعدام‌ها باید پاسخگو باشند.»

وی افزود: «ما همچنین خواستار واکنش فوری جامعه جهانی برای جلوگیری از اعدام‌های بی‌رویه هستیم. دفتر جرائم و مواد مخدر سازمان ملل که با دولت ایران در مبارزه با قاچاق مواد مخدر همکاری می‌کند، و کشور‌های کمک کننده به این پروژه باید خود را در قبال این اعدام‌ها مسیول بدانند و باید بیش از کشور‌های دیگر برای متوقف کردن این اعدام‌ها تلاش کنند.»

ghezelhesar

ghezelhesar 2

No responses yet

May 27 2016

نگرانی دولت آلمان از اعدام علیرضا تاجیکی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: دولت آلمان از ایران خواست که از اعدام علیرضا تاجیکی، جوان ۱۹ساله‌ای که به هنگام دستگیری خردسال بوده چشم‌پوشی کند. سازمان عفو بین‌الملل نیز گفته است که تاجیکی را زیر شکنجه وادار به اعتراف به عمل ناکرده کرده‌اند.

بربل کوفلر، مسئول حقوق بشر دولت آلمان، روز چهارشنبه (۲۵ مه / ۵ خرداد) در برلین نسبت به وقوع یک اعدام در ایران هشدار داد که به گفته او به مثابه “نقض غیر قابل قبول حقوق بین‌الملل” است.

خانم کوفلر از علیرضا تاجیکی سخن گفت که در سال ۱۳۹۱ به اتهام تجاوز (لواط به عنف) و قتل دستگیر و به اعدام محکوم شد و هم‌اکنون ۱۹ سال دارد. او به هنگام ارتکاب جرم ۱۵ ساله بوده است.

قرار بود علیرضا تاجیکی را در روز یکشنبه ۲۶ اردیبهشت (۱۵ مه) ۱۳۹۵ در زندان عادل‌آباد شیراز اعدام کنند، اما نسرین ستوده، وکیل مدافع او، به همراه شماری از فعالان حقوق بشر موفق شدند به طور موقت اجرای اعدام او را متوقف کنند.

بربل کوفلر گفت: «اینکه علیرضا تاجیکی، جوان ایرانی در معرض خطر اعدام قرار دارد، مرا بسیار نگران می‌سازد. حتی پس از به تعویق افتادن زمان اعدام او، باز امکان اجرای حکم وجود دارد.»

مسئول حقوق بشر دولت آلمان در سخنان خود درباره علیرضا تاجیکی در برلین به کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق کودکان و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی اشاره کرد که بر اساس آن اعدام اشخاصی که در زمان ارتکاب جرم هنوز انسان بالغ محسوب نمی‌شده‌اند، ممنوع است.

ایران امضاکننده سازمان ملل متحد درباره حقوق کودکان و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است.

خانم نسرین ستوده، وکیل مدافع علیرضا تاجیکی، نیز که درخواست اعاده‌ی دادرسی کرده است، در صفحه‌ی فیسبوک خود نوشته است: «در پرونده‌ی او نقاط ابهام بسیاری وجود دارد که صدور چنین حکمی را با شبهات زیادی مواجه می‌سازد، اما در بدترین فرض، علیرضا تاجیکی در زمان ارتکاب جرم اتهامی ۱۵ سال بیشتر نداشته است.»

«تاجیکی را با شکنجه به اعتراف واداشتند»

به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، علیرضا تاجیکی را زیر شکنجه به اعتراف مجبور کرده‌اند.

همچنین عبدالکریم لاهیجی، رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، در نامه‌ای سرگشاده به مسئولان مختلف نهادهای حقوق بشری بین‌المللی، از جمله به زید رعد الحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، نوشته است: «حکم اعدام آقای تاجیکی بر اساس «اعتراف» او در زیر شکنجه طی بازداشت اولیه در سلول انفرادی صادر شده، با این که او در زمان محاکمه این «اعتراف» را نفی و اعلام کرد که شکنجه شده است و بر بیگناهی خود پافشاری کرد. آقای تاجیکی طی حبس و محاکمه از موازین دادرسی قانونی برخوردار نبوده و از جمله در دوره‌ی تحقیقات وکیل نداشته است.»

سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرده است که در سال گذشته دست کم ۹۷۷ نفر در ایران اعدام شده‌اند. بدین ترتیب ایران در مقیاس بین‌المللی از لحاظ تعداد اعدام‌شدگان در رتبه دوم و پس از چین قرار گرفته است.

No responses yet

May 18 2016

یادآوری سوابق ضدانقلابی رئیس دستگاه قضای جمهوری اسلامی: آیا در این کشور آزاده‌ای نیست که این داد بستاند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :راستی چه کسانی مدعی راه حسین شده اند؟ این مظلومیت را چگونه می توان سوگواری کرد؟ اکنون مادر دکتر سلطانی نمرده است؛ حیثیت اسلام مرده است. ناجوانمردی ای بزرگتر از این، برای یک نظام قضایی، که وکیل زندانیان سیاسی کشورش را تنها و تنها به خاطر وکیل بودن به یکی از طولانی ترین حبس های سیاسی متهم کند و ناجوانمردانه حتی مانع از دیدار او با مادرش در دم مرگ شود؟…

کلمه – مسلم ایرانمهر:

صادق لاریجانی برنده شد! صدای قهقهه مستانه رییس دستگاه قضای «ناجمهوری نااسلامی ایران» بر صحنه مرگ مادری که قبل از مرگ، از دیدار با فرزند زندانی اش محروم ماند، در گوش تمام تاریخ خواهد پیچید.

زندانی اما به جرم وکالت به زندان افکنده شده بود! دکتر عبدالفتاح سلطانی ورژن جدید گروگان گیری است که در آن وکیل گروگان گرفته می شود، تا زندانی سیاسی حق دفاع از خود را از دست بدهد.

قلعه حیوانات را می توان از روی سرنوشت صادق لاریجانی نوشت. نام صادق لاریجانی و نام خدایاری با هم در ذهن من نشسته اند. دلم می خواست یک بار دیگر آن یادداشت مهندس خدایاری در ارگان جبهه مشارکت را درباره سوابق ضد انقلابی صادق لاریجانی می خواندم.

اندکی قبل از انقلاب، خدایاری، دانش آموز مبارز قم و صادق لاریجانی، در نقش یک دانش آموز ضد انقلاب و همکار رییس مدرسه ای ساواکی بر ضد دانش آموز و معلم مبارزش.

و اندکی پس از رحلت امام خمینی، خدایاری عضو رد صلاحیت شده جبهه مشارکت و صادق لاریجانی عضو رد صلاحیت کننده انتخابات.

و اکنون در زندان صادق لاریجانی: یکی، از دردِ سرطان چون احمد قابل جان می سپارد و دیگری چون دکتر عبدالفتاح سلطانی در دم مرگ نیز موفق به دیدار مادرش نمی شود.

شکنجه انواعی دارد، صادق لاریجانی اما مبدع یک نوع شکنجه کثیف است. این که زندانی را از درمان بازداری تا از درد بمیرد. این که مادری را در دم مرگ از دیدار با فرزند زندانی اش محروم کنی، تا او و فرزندش قبل از مرگ یکدیگر را نبینند؛ این که ….

راستی آقای لاریجانی چقدر لذت بردید؟ احتمالا به همان اندازه که خبر سرطان عالم بزرگی چون احمد قابل را شنیدید و از نگه داشتن او در زندان و پیشرفت سرطانش لذت بردید و بعداز شهادتش از خنده دل درد گرفته بودید.

راستی ناجوانمردی ای بزرگتر از این، برای یک نظام قضایی، که وکیل زندانیان سیاسی کشورش را تنها و تنها به خاطر وکیل بودن به یکی از طولانی ترین حبس های سیاسی متهم کند و ناجوانمردانه حتی مانع از دیدار او با مادرش در دم مرگ شود؟

در روایت های مذهبی شنیده بودم که مسلم در خانه ای پناه گرفته بود که ابن زیاد بر بالین صاحب خانه حاضر شد و مسلم هرگز راضی به ترور آن جرثومه فساد نشد. اکنون ۱۴ قرن بعد، در ادامه داستان اما باید نوشت که مدعیان دروغین نام حسین، وکیل را به گروگان می گیرند و حتی در دم مرگ مادرش، مانع از دیدار مادر و فرزند می شوند.

در موضع قدرت، ترور کردن و گروگان گرفتن کار هر دیکتاتوری نیست. راستی که چه کسانی مدعی راه حسین شده اند؟ این مظلومیت او را چگونه می توان سوگواری کرد؟ اکنون مادر دکتر سلطانی نمرده است، اکنون حیثیت اسلام مرده است.

نمی دانم این ورژن از ناجوانمردی را از کدام دیکتاتوری الگو گرفته اند، اما می دانم که فردا باید در تششیع جنازه مادر دکتر سلطانی شرکت کنم. با همان احساسی شرکت می کنم که در تشییع جنازه مادر شهدا شرکت می کنم. جایگاه صادق لاریجانی کجاست؟ زیارت عاشورا را می خوانم، و یاد سخن امام خمینی می افتم که می گفت اگر در زندان ها و دادگاه ها ظلم کنید از یزید بدتر هستید. چون، نه حسین، که حیثیت اسلام را به شهادت می رسانید. صادق لاریجانی قاتل تمام حیثیت دستگاه قضای اسلامی است.

چند روز پیش در قطعه ۲۹ شهدا، یک به یک ردیف ها را دوره می کردم، و می دیدم که جوان ترین فرزندان عصر خمینی، وارسته ترین انسان های عصر خود شدند. شاید قضاوت بسیاری بر مبنایی باشد که جوان ها را احساسی ترین ها می یابند، اما قطعا این تفسیر نیز نادرست نیست که رابطه ای میان بالا رفتن سن و سنگینی بار دلبستگی ها وجود دارد.

از آن ایام بیش از سی سال می گذرد و بر ما که مانده ایم هیچ چیز افزوده نشده است. به قبر شهید آوینی رسیدم، یاد سخنان پاکش افتادم. چقدر آرزو داشتم یک بار دیگر زنده شود و از او بپرسم اگر الان بخواهی سرنوشت انقلاب را روایت کنی، درباره این جنایت ها چه می نویسی؟

دلم می خواهد با تمام وجود در برابر دکتر سلطانی تعظیم کنم، و به او بگویم تو، شهید زنده میانسال عصر پسا خمینی هستی، که در کهنسالی از زندان آزاد می شوی، اگر برای تو جانی باقی گذاشته باشند!

دلم می خواهد آنچنان فریاد بزنم که همه مردمان ایران بشنوند، من شهادت می دهم دکتر سلطانی، مردی است که نخستین بار نام او را در جلسات تفسیر قرآن خصوصی شهید زنده، مهندس میثمی شنیدم. او جانباز عصر انقلاب اسلامی است که با زبان قرآن خو گرفته است و اگر خمینی زنده بود مدال های افتخارش را بر سینه او می آویخت و در پیشگاه او صدها بار از درد و شرم جان می داد.

سال ۸۸ وقتی دکتر را ملاقات کردم و تقاضا کردم که برای نجات خودش از ایران خارج شود، فقط خنده ای را از او دیدم از جنس پوزخندی که شهدای دهه ۶۰ به تمام زندگی و دنیا می زدند.
بی شک نامسلمانانی که انقلاب را منحرف ساخته و این ناجمهوری را برقرار کرده اند چون رییس امروز دستگاه قضا، اگر اندکی به روز جزا اعتقاد داشتند،حداقل با زندانیانشان به رسم شرافت و آزادگی برخورد می کردند!

آیا در این کشور انسان آزاده ای نیست که این داد بستاند؟

برای او دعا کنیم؛ شاید آزاده ای در حلقه قدرت قضایی نمانده باشد!

No responses yet

May 13 2016

قاضی به شوهرم گفت اگر بی‌گناهی بعد از اعدام به بهشت میروی / مجموعه اسناد از یک اعدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: رضا حسینی ۳۴ ساله اهل کوهدشت لرستان، یکی از چهار زندانی است که روز سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ماه در زندان قزلحصار با اتهامات مربوط به مواد مخدر اعدام شد. مادر و همسر وی بعد از طی مسافت ۸۴۰ کیلومتری علاوه بر این‌که اجازه ملاقات نیافتند، مورد توهین نیز قرار گرفتند. به گفته همسر وی، قاضی طیرانی در جواب این‌که آقای حسینی گفته‌بود بی گناه است به او گفته‌ «عیبی ندارد اگر بی گناهی بعد از اعدام به بهشت می روی!» گزارش پیش‌رو در کنار تصاویر، ویدیو و اسناد متعدد، روایتی است از چگونگی دستگیری و روند محاکمه و اعدام آقای حسینی که هرانا در گفتگو با همسر وی خانم آزاده گراوند تدوین کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه روز سه‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۹۵ دست‌کم چهار زندانی محکوم به اعدام از زندان‌های قزلحصار و فشافویه با اتهامات مربوط به مواد مخدر در واحد یک زندان قزلحصار کرج به دار آویخته شدند.

هویت احراز شده این زندانیان توسط هرانا «احمد الطافی، عبدالحمید باقری، مجید ایمانی و رضا حسینی» بود.

رضا حسینی ۳۴ ساله اهل کوهدشت لرستان، یکی از این چهار زندانی بود که از زندان تهران بزرگ (فشافویه) جهت اجرای حکم به زندان قزلحصار منتقل شد.

روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت، مسئولین زندان به آقای حسینی اعلام می‌کنند ملاقاتی دارد و وی را به زندان قزلحصار منتقل می کنند. در بین راه این زندانی محکوم به اعدام متوجه می شود که برای اجرای حکم درحال انتقال است و موفق می شود از طریق تلفن همراه یکی از ماموران با همسرش صحبت کند و موضوع را اطلاع دهد.

خانم آزاده گراوند، همسر این زندانی اعدام شده در گفتگو با هرانا ضمن اعلام بی گناهی شوهرش گفت: “مواد مخدری که در پرونده ثبت شد از خانه همسایه ما بود که ما اصلا آنها را نمی‌شناختیم و دلیل دستگیری رضا تنها درگیری فیزیکی در پارکینگ خانه‌مان با ماموران بود.”

خانم گراوند در ادامه خاطرنشان کرد: “۷۰ روز اول وی تحت شکنجه و بازجویی بود و ما نتوانستیم او را ببینیمِ سپس به زندان قزلحصار منتقل شد که در آن‌جا هم به مدت ۱۱ ماه به ما اجازه ملاقات نمی دادند.”

وی در ادامه تاکید کرد: “بازپرس پرونده آقای عموزاد بارها گفت تبرئه می شود چون بی گناه است. اما قاضی طیرانی در روز دادگاه در یک جلسه دو دقیقه ای و با حضور نمادین یک وکیل، به او می‌گوید «گردن بگیر» کمکت می کنم، اما همسرم می گوید بی گناهم چرا باید گردن بگیرم. قاضی در پاسخ می گوید ایرادی ندارد اگر بی گناهی، بعد از اعدام به بهشت می روی.”

همسر این زندانی در پایان گفت: “وقتی متوجه شدیم برای اجرای حکم در حال انتقال است نفهمیدم چگونه خودمان را به تهران رساندیم اما بعد از طی مسافت ۸۴۰ کیلومتر به من و مادرش اجازه ملاقات ندادند و با توهین با ما برخورد شد.”

لینک به یوتوب» https://youtu.be/jzjLk7m1kiw

No responses yet

Apr 29 2016

سیامک پورزند؛ گام آخر، اعتراض به زندگی تحمیلی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: پنج سال پیش در نیمروز ۹ اردیبهشت ۱۳۹۰، سیامک پورزند روزنامه‌نگار با سابقه به زندگی خود خاتمه داد.

پورزند در سن ۸۰ سالگی پس از قریب ده سال زندان و حبس در خانه خود از طبقه ششم خود را بیرون انداخت.

این روزنامه‌نگار قدیمی در سال ۷۹ بازداشت و به قول خودش به «همه چیز غیر از قتل» متهم شده بود.

او در شرایط زندان به اعترافاتی تن داد که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
دستگیری پس از کنفرانس برلین

در فروردین ۷۹ کنفرانسی در برلین برگزار شد که بعدها به کنفرانس برلین معروف شد.

حزب سبزهای آلمان با همکاری بنیاد هاینریش بل از برخی روشنفکران و فعالان سیاسی ایران دعوت کرده بود تا درباره مسائل سیاسی و فرهنگی ایران در دوره اصلاحات نقطه نظرات خود را بازگو کنند.

شرکت کنندگان پس از بازگشت به ایران به اتهام “تهدید امنیت ملی” دستگیر و بازجویی شدند. مهرانگیز کار، وکیل دادگستری و همسر آقای پورزند در میان دستگیرشدگان بود.

خانم کار معتقد است که در بازجویی‌هایش متوجه شد پورزند “زیر ذره‌بین” قرار گرفته است. نماینده دادستانی در روز دادگاه غیرعلنی به خانم کار گفته بود که “به زودی با همسر شما برخورد سنگینی خواهیم کرد”.

اما به گفته خانم کار، همسرش به این موضوع باور نداشت. در زمان برگزاری کنفرانس برلین، پورزند از حضور همسرش در آن بی‌خبر بود و اطلاعی از آن نداشت.

خانم کار در این باره می‌گوید که در بازجویی از او خواستند توضیح دهد که “چه طور سیامک پورزند کنفرانس برلین را راه‌اندازی و سازمان‌دهی کرده است”.

یکی از اتهامات آقای پورزند برگزاری کنفرانس برلین بود.

بعد از دادگاه، خانم کار از آقای پورزند که در آن زمان در سوئد بود، خواست که به ایران برنگردد: “التماس کردم که برنگردد، او به حمایت اصلاح‌طلبان خیلی دل بست و به ایران برگشت” و دستگیر شد.

به نظر خانم کار دلیل دستگیری پورزند، حمایتش از اصلاح‌طلبان بود. او “نه شرکت‌کننده در کنفرانس برلین بود و نه روحش از کنفرانس برلین خبر داشت… به او تهمت بستند که میلیون‌ها دلار از دولت آمریکا گرفته و بین مطبوعات اصلاح‌طلب پخش کرده”.

به گفته خانم کار هیچ سندی در این ارتباط در پرونده پورزند موجود نبود و “آن چه دارند به خط سیامک است که همه را زیر فشار و شکنجه از سیامک گرفتند.”

برخی تحلیل‌گران معتقدند که جناح اقتدارگرای جمهوری اسلامی، برای آقای پورزند پرونده‌سازی کرد تا از آن به عنوان ابزاری برای برخورد با روند اصلاحات و “ترویج فرهنگ غربی” استفاده کنند.
دو سیامک

سیامک پورزند روزنامه‌نگار سینمایی و فرهنگی بود و جز شروع کارش در روزنامه سیاسی «باختر امروز» به سردبیری حسین فاطمی، وزیر خارجه اعدام شده محمد مصدق، مابقی کار حرفه‌ای خود را در حوزه فرهنگ گذرانده بود.

اما فرد دیگری به نام سیامک زند به عنوان خبرنگار دربار در این حرفه مشغول به کار بود. او پیش از انقلاب ۵۷ به افشاگری‌هایی درباره دربار پرداخت.

به نظر خانم کار، «سیستم امنیتی ایران» سابقه فرهنگی و سیاسی این دو «سیامک» را با هم خلط کردند. به این ترتیب مواردی به پرونده سیامک پورزند وارد شد که مربوط به زندگی سیاسی سیامک زند بود.
اتهام رابطه نامشروع

یکی از اتهامات آقای پورزند داشتن رابطه نامشروع بود.

خانم کار در این باره توضیح داده است که مدیر داخلی مجتمع فرهنگی که آقای پورزند در آن کار می‌کرد، به عنوان خانمی که با او رابطه نامشروع داشته از او شکایت کرده بود.

این خانم بعدها به خواهر پورزند گفته بود که دو بار ربوده و تهدید شده بود که باید از آقای پورزند به دلیل درخواست رابطه نامشروع شکایت کند.

به گفته این خانم، “گفته بودند که اگر تو این شکایت کتبی را ننویسی، ما تو را سنگسار می‌کنیم”.
فشارهای روحی و جسمی

پس از خودکشی آقای پورزند، خانواده او مواردی را پیرامون نوع فشارها و شکنجه‌های او مطرح کردند.

لیلی پورزند، دختر سیامک پورزند به تعدادی نوار صوتی اشاره کرد که در آنها پورزند نکاتی را درباره زندان، بازجویی و اعترافات اجباری خود بیان کرده است.

آقای پورزند در زمان دستگیری هفتاد ساله بود.
سگنسار نمایشی

یکی از مواردی که خانواده آقای پورزند مطرح کردند، تهدید آقای پورزند به سنگسار بود.

خانم کار در این باره گفت که بعدها پورزند پیغامی داده بود و «روایت گودال» را بازگو کرده بود. گفته بود که او را کنار گودالی برده بودند تا سنگسارش کنند. “ولی ناگهان مثل اعدام‌های ساختگی گفتند که دست نگه دارید، دست نگه دارید. حاج آقا [جعفر صابر ظفرقندی، قاضی پرونده] گفته که یک هفته دیگر به او وقت بدهید، شاید درست حرف بزند و نیازی به سنگسار نباشد”.
خوردن اجباری خیار و میوه

خانم کار همچنین خاطره دیگری را از نحوه رفتار با آقای پورزند بازگو می‌کند. در زمانی که آقای پورزند را در «سیاهچالی در یک پادگان نظامی» حبس کرده بودند، هیچ راه قانونی برای تماس با او ممکن نبود. همسر و دختران پورزند در خارج از ایران زندگی می‌کردند.

به گفته خانم کار از طریق رشوه، “فردی که به هر سیاهچالی رفت و شد داشت، ماهی یک بار موبایل امنی می‌برد” تا خانواده پورزند بتوانند با او تماس بگیرند.

گاهی شرایط بر پورزند آنقدر سخت می‌شد که او به صراحت حرف می‌زد و شکوه می‌کرد.

خانم کار تعریف می‌کند که یکبار او فریاد کشید که چرا به عفو بین‌الملل گفته‌اید که در حبس به من میوه نمی‌دهند.

«از آن وقت که شما این‌ها را گفته‌اید، روزی یک سینی خیار و میوه می‌گذارند توی سلول و مجبورم می‌کنند بخورم.» این موضوع موجب مشکلات گوارشی برای پورزند شده بود.

به او گفته بودند “خانواده‌ات نگران کمبود ویتامین تو هستند. مهم نیست اسهال داشته باشی. مهم این است که میوه و سبزی بخوری”.
استحمام با داروی نظافتی

بار دیگر بعد از ماه‌ها به او اجازه استحمام دادند و وادارش کردند از داروی نظافتی استفاده کند، اما همین که او دارو را مصرف می‌کند، به زور او را از زیر دوش بیرون می‌برند و فرصت شست‌وشو نمی‌دهند و این موضوع باعث زخم پوستی در او شده بود.
تزریق آمپول

آقای پورزند بعدها به خانواده گفته بود که چند روز قبل از اعترافات اجباری تلویزیونی به او قرص‌ها و غذاهایی دادند و آمپول‌هایی تزریق کرده بودند که نمی‌دانست چیستند.

بالاخره خانم کار در یک مکالمه تلفنی از همسرش پرسیده بود اتهامش چیست و پورزند در جواب گفته بود: “همه چیز غیر از قتل و در عجبم که چرا این یک فقره را به کیفرخواست اضافه نکرده‌اند”.
اعتراض به زندگی تحمیلی

به این ترتیب سیامک پورزند بعد از ده سال تحمل زندان و حبس خانگی و فشارهای روحی و جسمانی تصمیم گرفت به زندگی خود خاتمه دهد، لی‌لی پورزند معتقد است پدرش عاشق زندگی بود، اما خودکشی او اعتراض به زندگی تحمیل شده بر او بود.

No responses yet

Apr 27 2016

۱۶ هزار فعال سیاسی و مدنی به بان کی‌مون: از «همه ابزارهای ممکن» برای آزادی امید کوکبی استفاده کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سحام: شانزده هزار نفر از امضاء کنندگان نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد، طی نامه‌ای از بان کی‌مون خواستند به‌خاطر «پاس‌داشت انسانیت» و به‌عنوان «بالاترین مقام رسمی سازمان ملل متحد»، نسبت به «بی‌عدالتی» حکومت ایران نسبت به امید کوکبی فیزیک‌دان نخبه ایرانی، واکنش مناسب را نشان دهد.

امضاءکنندگان این نامه، هدف از این درخواست را، «برانگیختن توجه دبیرکل سازمان ملل متحد به پرونده امید کوکبی» برشمرده و خواستار آن شدند تا از «همه ابزارهای ممکن» برای «آزادی امید از زندان» بهره گرفته شود.

متن این نامه که نسخه فارسی و انگلیسی آن برای انتشار در اختیار «سحام» قرار گرفته، به شرح زیر است:

خطاب به:
عالیجناب بان‌کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد

از طرف:
قریب به شانزده هزار امضاکننده از سراسر جهان
(رجوع به پیوست)

عطف به: کارزار بین‌المللی برای آزادی فوری امید کوکبی از زندان

عالی‌جناب،

ما امضاکنندگان زیر از سراسر جهان، شما را به‌خاطر پاس‌داشت انسانیت و نیز از جهت مسئولیت‌تان به‌عنوان بالاترین مقام رسمی سازمان ملل متحد خطاب قرار می‌دهیم تا در برابر بی‌عدالتی واکنش نشان دهید. امید کوکبی، متولد ۱۹۸۲، فیزیک‌دان ایرانی و دانشجوی دوره فوق دکترای فیزیک اتمی با تمرکز بر پژوهش‌های لیزری در دانشگاه تگزاس است. در سال ۲۰۱۱ او به قصد دیدار خانواده‌اش به ایران بازگشت، اما در یازدهم ژانویه همان سال هنگام خروج از ایران در فرودگاه بازداشت شد. او به ده سال زندان محکوم شد و هم‌اکنون دوران محکومیت خود را از سر می‌گذراند.

سبب اصلی حبس امید کوکبی، امتناع او از همکاری با پروژه‌های نظامی جمهوری اسلامی ایران است. او بر پایه اتهاماتی واهی همچون رابطه با دانشگاه‌ها و مراکز علمی خارج از کشور محکوم شده است. او به‌جای زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی خود مبنی بر عدم بهره‌گیری از دانش علمی‌اش در راه مقاصد ویران‌گر و با مقاومت در برابر فشارها و حتی تحمل زندان، موضعی قدرتمند و قهرمانانه اتخاذ کرد. بسیاری از نهادها با اعطای جوایز حقوق بشری به امید کوکبی، احترام خود را به او نشان داده‌اند. او یک دانشجوی برجسته فیزیک است، بدون هیچ‌گونه سابقه‌ای از فعالیت سیاسی و اکنون با صدمات روانی و بدنی مخاطره‌آمیزی دست و پنجه نرم می‌کند. امید کوکبی به مدت دو سال به بیماری حاد کلیوی مبتلا شده بود، در حالی که مقامات رسمی زندان از دسترسی او به درمان پیشرفته پزشکی جلوگیری به‌عمل آوردند. ما با خبری بُهت‌آور طی چند روز گذشته مواجه شده‌ایم: وکیل امید اعلام کرد که متاسفانه در بدن او نوعی از سرطان کلیه (کارسینوم سلول کلیوی) تشخیص داده شده که ناشی از غده بدخیمی در کلیه راست اوست. امید به‌نحو اضطراری تحت عمل جراحی نفرکتومی قرار گرفت و کلیه راست او برداشته شد. جمهوری اسلامی ایران مسئول سلامتی امید است و باید پاسخگوی هر اتفاق ناگواری برای او باشد. با توجه به موقعیت علمی امید به‌عنوان یک ایرانی با تخصص ویژه و حساس، و آنچنانکه او خودش در نامه‌ای به رئیس دستگاه قضایی اظهار داشته، این نگرانی جدی وجود دارد که اراده‌ای پنهان در پیکره قدرت سیاسی نخواهد که او در بیرون از زندان زنده باشد.

وضعیت جسمی امید کوکبی به‌گونه‌ای است که نمی‌بایست دیگر در زندان باقی بماند و تعویق آزادی او می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری برای سلامتی‌اش در پی داشته باشد. جمهوری اسلامی ایران باید وادار به آزادی امید شود و خانواده او باید خودشان تصمیم بگیرند که در کجا معالجات فرزندشان را ادامه دهند. هدف ما به‌عنوان نویسندگان این نامه برانگیختن توجه شما به پرونده امید کوکبی است. ما خواستار آن هستیم که از همه ابزارهای ممکن برای آزادی امید از زندان بهره گرفته شود.

لینک کارزار برای پشتیبانی از امید کوکبی با نزدیک شانزده هزار امضا به این نامه ضمیمه شده است. این جنبش بزرگ برای حمایت از امید (با بیش از سیصد هزار هشتگ #freeomid در مدت تنها چند روز)، اثبات می‌کند که توقع بزرگی از شما در سطح افکار عمومی وجود دارد تا در این مورد اقدام فوری به‌عمل آورید.

ما منتظر اقدام مطلوب شما برای نجات زندگی امید هستیم.
با بهترین درودها

پیوست – امضاکنندگان نامه:

شیرین عبادی، حقوقدان و فعال حقوق بشر، بنیانگذار مرکز مدافعان حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح در سال ۲۰۰۳
نسرین ستوده، حقوقدان و فعال حقوق بشر
محمد ملکی، رئیس سابق دانشگاه تهران و کنشگر اجتماعی
جعفر پناهی، کارگردان
خاویر ال-خاقه، مدیر ارشد حقوقی، بنیاد حقوق بشر
سونیا پابان، دانشیار فیزیک در دانشگاه تگزاس
جان کلیچ، استادیار فیزیک در دانشگاه تگزاس
محمد مصطفایی، وکیل حقوق بشری و مدیر در سازمان رواداری جهانی
محمود امیری مقدم،‌ استاد علوم اعصاب مولکولی در دانشگاه اسلو و فعال حقوق بشر
عمار ملکی، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه تیلبورگ
مهدی مرعشی، نویسنده و استاد بازنشسته زبان فارسی و زبان‌شناسی
آرام حسامی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه مونتگمری
رضا فرخ‌فال، هماهنگ‌کننده و آموزگار زبان فارسی در دانشگاه کلورادو
محمد یعقوبی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر
رودی بختیار، تهیه‌کننده تلویزیون و روزنامه‌نگار
مهناز پراکند، حقوقدان و فعال حقوق بشر
افروز مغزی، وکیل حقوق بشری
منصوره شجاعی، نویسنده و فعال حقوق بشر
پرستو فروهر، هنرمند و نویسنده و فعال حقوق بشر
رضا علامه‌زاده، کارگردان
الهه امانی، صاحب کرسی در انجمن‌های جهانی شبکه بین فرهنگی زنان و مدیر فناوری در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا
سهند طهماسبی، نوروسایکولوژیست در دانشگاه بریتیش کلمبیا و دستیار تحقیقات بالینی در مرکز بیماری‌های عفونی ونکوور
بیژن میرعمادی، استاد بازنشسته فیزیک و پژوهشگر علمی در دانشگاه سایمون فریزر، بنیانگذار و رئیس سابق مدرسه مهندسی در دانشگاه اهواز
نیره توحیدی، استاد و رئیس سابق دپارتمان جنسیت و مطالعات زنان در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا
تامار عیلام گیندین، ایران‌شناس
مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار
رضا خندان، فعال حقوقی
مرتضی نگاهی، نویسنده و روزنامه‌نگار
شیرین فامیلی، روزنامه‌نگار
احمد رافت، روزنامه‌نگار
دریا صفایی، فعال حقوق زنان
حمیدرضا ظریفی‌نیا، روزنامه‌نگار
ناهید غنی، دانشیار پژوهشی در تاریخ، دانشگاه سایمون فریزر
مهران براتی، سیاستمدار و پژوهشگر در دانشگاه آزاد برلین
شهرزاد سپانلو، هنرمند
شاهرخ مشکین‌قلم، هنرمند
فرشته مولوی، نویسنده
ساناز فتوحی، نویسنده
مژده شمسایی، هنرمند
سهیل پارسا، کارگردان، نویسنده و بازیگر
مائده سلطانی، فعال حقوق بشر
مریم حسین‌خواه، فعال حقوق بشر
لیدا حسینی‌نژاد، روزنامه‌نگار
حسن نایب‌هاشم، فعال حقوق بشر
علی خردپیر، روزنامه‌نگار
جمیله ندایی، فیلمساز آزاد و کارگردان تئاتر
فاطی محمدی، بازیگر
حمید احیا، کارگردان تئاتر، بازیگر و مترجم
حسین شرنگ، نویسنده و شاعر
سهیل عزیزی، بازیگر تئاتر
مهرداد آرین‌نژاد، مدیر جشنواره تیرگان
شاهرخ حیدری، کاریکاتوریست
اسکات آماندولا، نوازنده جاز
فاطمه اختصاری، شاعر
مهدی موسوی، شاعر
شادی یوسفیان، هنرمند
پتکین آذرمهر، وبلاگ‌نویس و تهیه‌کننده تلویزیون
افشین نریمان، مجری و تهیه‌کننده تلویزیون
سام قندچی، روزنامه‌نگار
پویا جهاندار، فعال حقوق بشر
پژمان اکبرزاده، نوازنده و روزنامه‌نگار و تهیه‌کننده رادیو
محمدتقی کروبی
مریم فقیه ایمانی، رئیس مرکز دیپلماسی فرهنگی و توسعه
دامون گلریز، مدرس علوم کاربردی در دانشگاه لاهه و عضو گروه پژوهشی امنیت، صلح و عدالت بین‌الملل.
احمد پوری، بنیانگذار و مدیر پرایم، مشارکت‌جوی امور پناهندگان در اروپای چندفرهنگی
پوریا علیمرادی، دانشجوی دکترای مطالعات ایرانی در دانشگاه تورنتو
آویده مطمئن‌فر، روزنامه‌نگار و هنرمند
شیما کلباسی، شاعر و فیلم‌ساز و فعال حقوقی
نظام میثاقی، پزشک و فعال حقوق مدنی
سپیده شکری‌پور، کاندیدای دکتری در دانشکده هنر و علوم انسانی، دانشگاه لاوال
روح‌الله زم
مسعود مسجودی
اشکان منفرد
دانیال جعفری
سعید حسین‌پور
امیر یحیی آیت‌اللهی
بهزاد مهرانی
لیلی نیکونظر
نسرین افضلی
اشکان صفایی
مهدی جلالی تهرانی
سعید قاسمی‌نژاد
علی اشتری
سلمان سیما
محمد ایزدی
امیر حسین اعتمادی
آرش سبحانی
برزومهر طلوعی
یوحنا نجدی
عماد مولائی‌نژاد
نینا وباب
امین ریاحی

و قریب به شانزده هزار امضاکننده از سراسر جهان در پیوند زیر:

http://www.thepetitionsite.com/991/769/243/petition-in-support-of-immediate-release-of-iranian-geniusphysicist-omid-kokabee/

هم‌چنین نسخه انگلیسی این نامه که برای دبیرکل سازمان ملل متحد ارسال گردیده، به شرح زیر است:

To:
His Excellency Ban-Ki Moon 
Secretary General of United Nations
The United Nations
New York, NY 10017‎

From:
About 16,000 signatories from all around the world (refer to attachment)

Re: International Campaign for the Immediate Release of Omid Kokabee from Prison in Iran

Your Excellency,

We, the undersigned from all around the world, are addressing you and calling on your sense of humanity and your responsibility as the United Nations’ highest official to take action against an iniquity. Omid Kokabee, born in 1982, is an Iranian physicist and a postdoctoral student in atomic physics with a focus on laser research at the University of Texas at Austin. In 2011, he traveled back to Iran to visit his family, but was arrested on January 11, 2011 upon leaving Iran in the airport. He was sentenced to 10 years in prison and is currently serving time.

The main reason for his incarceration is his refusal to cooperate with the Iranian regime in its military projects. He was condemned based on absurd charges such as relations with the Academia and scientific circles and institutions abroad. He has taken a strong and heroic position by resisting pressures and even withstanding prison instead of treading underfoot his moral principles as not to use his scientific knowledge for destructive purposes. He has been saluted so far by multiple human rights awards. He is a brilliant physics student with no record of political activity who has undergone serious physical and psychological harms in prison. He has been suffering from an acute kidney disease for two years, yet the prison officials have been denying him access to advanced medical treatment. A few days ago, we were struck by the most dismal news: Omid’s lawyer announced that unfortunately, he had been diagnosed with a type of kidney cancer (Renal Cell Carcinoma) due to a malignant tumor in his right kidney. Omid has undergone an urgent nephrectomy surgery and his right kidney has been removed. The Iranian regime is responsible for Omid’s health and should account for anything unfortunate happening to him. With respect to Omid’s particular situation as an Iranian with a sensitive scientific specialization, and as he himself expressed in a letter to the public prosecutor, there is serious concern that some invisible will in the corridors of power does not want him to come alive out of prison.

Omid’s health condition is such that he shouldn’t stay any longer in prison and deferral of his release would cause him irreversible harms. The Iranian regime should be urged to release Omid and his family should decide where he is to receive further treatment. We are writing this letter to call your attention to Omid’s case, and ask you to use all available means to have Omid released from prison.

Attached you will find the web link in demonstration of the support of more than 15,000 signatories to this letter. This massive mobilization in favor of Omid (proved also by more than 300,000 #FreeOmid hashtags over the past few days), demonstrates that there is a high expectation of you in the public opinion in terms of quick action in this matter.

Waiting for your favorable action to save Omid’s life, we remain.
Best regards.

Attachment- signatories to the letter:
Shirin Ebadi, Human Rights Lawyer & Activist, Founder of Defenders of Human Rights Center, Nobel Peace Prize laureate (۲۰۰۳)
Nasrin Sotoudeh, Human Rights Lawyer & Activist; Sakharov Prize winner
Mohammad Maleki, Former President of the University of Tehran, Activist
Jafar Panahi, Film Director, Sakharov Prize winner
Javier El-Hage, Chief Legal Officer, Human Rights Foundation
Sonia Paban, Associate Professor in Physics at the University of Texas at Austin
Can Kilic, Assistant Professor in Physics at the University of Texas at Austin
Mohammad Mostafaei, Human Rights lawyer & Director at Universal Tolerance Organization
Mahmood Amiry-Moghaddam, Professor in Molecular Neuroscience at University of Oslo & Human Rights Activist
Ammar Maleki, Assistant Professor in Political Science at Tilburg University
Mehdi Marashi, Author, Professor Emeritus in Persian language and linguistics
Aram Hesami, Professor in Political Science at Montgomery College
Reza Farokhfal, Instructor in Farsi, Farsi Language Coordinator at the University of Colorado at Boulder
Mohammad Yaghoubi, Playwright and Theater Director
Rudi Bakhtiar, TV Producer and Journalist
Mahnaz Parakand, Human Rights Lawyer & Activist
Afrooz Maghzi, Human Rights Lawyer
Mansoureh Shojaee, Human Rights Activist & Writer
Parastou Forouhar, Artist, Writer, and Human Rights Activist
Reza Allamehzadeh, Filmmaker, Film critic and Writer
Elahe Amani, Alternative Dispute Resolution Mediator at Mediators Beyond Borders International
Sahand Tahmasebi, Neuropsychologist at UBC & Clinical Research Assistant at Vancouver Infectious Diseases Centre
Bijan Miremadi, Retired Professor in Physics and Research Scientist at Simon Fraser University, Former Dean and Founder of Engineeing School at Ahvaz University, Iran
Nayereh Tohidi, Professor and Former Chair of the Department of Gender & Women Studies at the California State University
Tamar Eilam Gindin, Iranologist
Masih Alinejad, Journalist
Reza Khandan, Rights Activist
Morteza Negahi, Author and Journalist
Shirin Famili, Journalist
Ahmad Rafat, Journalist
Darya Safai, Women’s rights activist
HamidReza ZarifiNia, Journalist
Nahid Ghani, Research Associate in History, Simon Fraser University
Mehran Barati, Politician and Researcher at Free University of Berlin
Shahrzad Sepanlou, Artist
Shahrokh Moshkin Ghalam, Artist
Fereshteh Molavi, Writer
Sanaz Fotouhi, Writer
Mojdeh Shamsaee, Artist
Soheil Parsa, Film Director, Writer, Actor
Reza Allamehzadeh, Film Director
Maede Soltani, Human Rights Activist
Maryam Hosseinkhah, Human Rights Activist
Lida HosseiniNejad, Journalist
Hassan Nayeb Hashem, Human Rights Activist
Ali Kheradpir, Journalist
Jamileh Nedai, Freelance Filmmaker and Theater Director
Fati Mohammadi, Actress
Hamid Ehya, Theater Director, Actor, and Translator
Hossein Sharang, Writer & Poet
Soheil Azizi, Theater Actor
Mehrdad ArianNejad, Director at Tirgan Festival
Shahrokh Heidari, Cartoonist
Scott Amandola, Jaaz Musician
Fatemeh Ekhtesari, Poet
Mehdi Mousavi, Poet
Shadi Yousefian, Artist
Potkin Azarmehr, Blogger and TV Producer
Afshin Nariman, TV Host and Producer
Sam Ghandchi, Journalist
Pooya Jahandar, Human Rights Activist
Pejman Akbarzadeh, Musician, Journalist and Radio Producer
Mohammad Taghi Karoubi, Legal Adviser to Avicenna Research Center and Member of Bioethics and Law Committee
Maryam Faghihimani, President at the Center for Cultural Diplomacy & Development
Damon Golriz, Lecturer at The Hague University of applied sciences and a fellow of the research group International Peace, Justice and Security
Ahmed Pouri, Founder and Director of PRIME, Participating Refugees in Multicultural Europe
Pouria Alimoradi, Ph.D Student of Iranian Studies at Toronto University
Avideh MotmaenFar, Journalist and Artist
Sheema Kalbasi, poet, Filmmaker, and Rights Activist
Nizam Missaghi, Physician and Civil Rights Activist
Sepideh Shokri Poori, PhD Candidate, Faculté des lettres et des sciences humaines – Université Laval
Roohollah Zam
Masood Masjoody
Ashkan Monfared
Daniel Jafari
Saeid Hosseinpour
Amir Yahya Ayatollahi
Behzad Mehrani
Leily Nikounazar
Nasrin Afzali
Ashkan Safaei
Mehdi Jalali Tehrani
Saeed Ghasseminejad
Ali Ashtari
Salman Sima
Mohammad Izadi
AmirHossein Etemadi
Arash Sobhani
Borzumehr Toloui
Youhan Najdi
Emad Molaeinejad
Nina Vabab
Amin Riahi

And about 16,000 signatories from all around the world, to be found at the following link:

http://www.thepetitionsite.com/991/769/243/petition-in-support-of-immediate-release-of-iranian-genius-physicist-omid-kokabee/?taf_id=24401945&cid

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .