اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for January, 2013

Jan 22 2013

محسن هاشمی:اصلاح طلبان فریب سناریوی افراطیون برای انتخابات را نخورند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: اصلاح‌طلبان نباید فریب افراطیون طرف مقابل را بخورند. چون افراطی‌های طرف مقابل الان رسانه‌های متعدد در اختیار دارند و هر طور بخواهند حرف می‌زنند. اما این خیلی مهم است که نظرات آنها به عنوان نظر بزرگان نظام تلقی نشود. اینکه یک نفر صحبت تندی می‌کند، حتی اگر از تریبون نماز جمعه باشد، نباید به حساب بزرگان نظام گذاشته شود. اگر این پیش فرض وجود داشته باشد می‌توانند با گفت‌وگو با لایه‌های بالایی حکومت مشکلات را حل کنند. کشور به این گفت‌وگو‌ها نیاز دارد

اکثریت تندرو ها بدشان نمی‌آید که اصلاح‌طلبان نیایند. تا بتوانند بین خود با هم رقابت کنند. این البته با شرایط فعلی خیلی هم بعید نیست. بعضی از این گروه‌ها چون فرض می‌کنند که در نهایت اصلاح‌طلبان جدی شرکت نخواهند کرد، سعی می‌کنند با نزدیک شدن به ایده‌های اصلاح‌طلبانه بخشی از این رای را جمع‌آوری کنند. در این موضوع رقابتی بین اصولگرایان جدید و سنتی و دولتی‌ها ایجاد شده است. البته اصولگرایان سنتی از بقیه بیشتر هراس دارند که مجددا کاندیدای احتمالی وابسته به دولت بتواند با استفاده از ابزار دولت مجددا به پاستور برسد

اصلاح‌طلبان نباید فریب افراطیون طرف مقابل را بخورند. چون افراطی‌های طرف مقابل الان رسانه‌های متعدد در اختیار دارند و هر طور بخواهند حرف می‌زنند. اما این خیلی مهم است که نظرات آنها به عنوان نظر بزرگان نظام تلقی نشود. اینکه یک نفر صحبت تندی می‌کند، حتی اگر از تریبون نماز جمعه باشد، نباید به حساب بزرگان نظام گذاشته شود. اگر این پیش فرض وجود داشته باشد می‌توانند با گفت‌وگو با لایه‌های بالایی حکومت مشکلات را حل کنند. کشور به این گفت‌وگو‌ها نیاز دارد

اعتماد قرار بود با محسن هاشمی درباره مواضع پدرش پیرامون انتخابات و پروژه وحدت ملی گفت‌وگو کند. اما زمان موعود که فرا رسید، ورق برگشته بود و دیگر سخن گفتن از آن مفاهیم هم به خطوط قرمز اضافه شده بود. این‌گونه بود که در بین ملاحظات و مصلحت‌هایی که اقتضای فضای سیاسی این روزهاست هرچه گفتیم پاسخی به رسم امانت شنیدیم و نه آنچه می‌توان منتشرش کرد.

از عالیجناب سرخپوشی که اصلاح‌طلبان هم معنایش را درست نفهمیدند تا وضعیت این روزهای خواهر و برادرش سخن گفتیم و به نقد آرای هاشمی که رسیدیم، پسر بزرگ هاشمی ترجیح داد باب نقد آیت‌الله هاشمی در گفت‌وگو با او گشوده نشود و ابهامات، سوالات و نقدهای ما درباره توصیه‌های سیاسی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را خود ایشان پاسخ گوید. می‌گفت من این روزها در دفتر آقای هاشمی سمتی ندارم و سخنگوی ایشان هم نیستم. ممکن است حرفی بزنم که نظر ایشان نباشد و ایجاد مشکل شود. در نهایت هم آنچه میان ما رد و بدل شد و فرصت انتشار یافت، نظراتی بود که فرزند هاشمی درباره لزوم اعتدال و نجات کشور از خطر می‌گفت.

راهکارش هم، گذشت کردن بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان، تکیه به عقلانیتی که می‌گفت در بخشی از اصولگرایی صدایش به گوش می‌رسد و پیشگام شدن چهره‌هایی بود که حاضرند فداکارانه مردم را به مشارکتی مجدد فراخوانند، حتی اگر در نهایت مردم از خود آنها عبور کنند. می‌گفت در مواقع بحرانی گاهی لازم است افراد فداکاری کنند و روی میدان مین بروند تا راه باز شود و این مثال را وقتی زد که از احتمال شکست خوردن طرح وحدت ملی از او سوال کردیم.

ابتدا در این باره توضیح بدهید که آیت‌الله هاشمی، از چه جایگاهی به بحث انتخابات وارد شده‌اند و به عنوان یک کنشگر سیاسی دارای موضع مشخص اقدام به طرح بحث می‌کنند یا به عنوان یک فرد که هیچ نقشی در تحولات سیاسی ندارد و صرفا به عنوان یک عنصر با تجربه قصد نصیحت کردن دلسوزانه دارد؟
برای پاسخ به این سوال ابتدا باید ببینیم که جامعه در چه شرایطی قرار دارد و چه انتظاری از افراد مختلف دارد. ما در حال حاضر در شرایطی هستیم. به شرایط مهم انتخاب مردم وارد می‌شویم و همه باید نقش فعالی را بازی کنند. در این میان نقش دانشگاهیان، روشنفکران، تکنوکرات‌ها، نویسندگان، روحانیت و حتی اصناف و گروه‌های مرجع از بقیه آحاد مردم مهم‌تر است. لذا لازم است که همه در ارائه پیشنهادها و برنامه‌هایی که منجر به شکوفایی کشور در دولت آینده می‌شود فعال شوند و حتی پیگیری مطالبات را در مرحله بعد از تشکیل دولت آینده بنمایند. مسلما این روش، تقویت دولت بعدی در جهت حمایت از مردم است و امکان بازسازی نظام اجتماعی و مبارزه با بیکاری، توسعه پایدار، تنش‌زدایی داخلی و خارجی و در نهایت رسیدن به ایرانی واقعا اسلامی در تمام ابعاد را خواهد داد.

لذا طبیعی است که فردی مانند هاشمی‌رفسنجانی و حتی خانواده او نیز نمی‌توانند بی‌تفاوت باقی بمانند. باید در ابعادی که قانون انتخابات اجازه می‌دهد تمام تلاش خود را برای تغییر شرایط موجود، به کار‌گیریم. می‌بینیم که کشور به هر دلیلی که فرصت طرح آنها نیست با مشکلات مختلفی مواجه است.

پس از نزدیک به 5/7 سال بعضی کارهای بدون برنامه و هدف و خارج از چارچوب برنامه‌های پنج‌ساله و بیست ساله و چشم‌انداز، اکنون به نقطه‌یی رسیده‌ایم که فرصت چند ماهه در زمان انتخابات به وجود می‌آید که بتوان حرف‌ها را برای اصلاح امور زد و نظرات را به مردم عرضه کرد و براساس آیه شریفه « فبشر عبادی‌الذین یستمعون فی‌القول و یتبعون احسنه» لازم است که همه فعال باشند در غیر این صورت به وظیفه دینی و عرفی و اجتماعی و سیاسی خود عمل نکرده‌اند.

البته اصولگرایان معتقدند که دستاوردهای این دولت به گونه‌یی که شما می‌گویید نیست بلکه در بسیاری از موارد بهتر از دولت‌های قبلی عمل کرده است. برای این سخنان خود هم استنادی دارید؟
واقعیت این است که رییس دولت دهم از انتقاد و ارائه آمار و ارقام حتی کمی منفی هم به هیچ‌وجه خوشش نمی‌آید. همیشه تلاش شده است که جلوی ارائه آمارهای منفی را بگیرد و دایم از افرادی حرف می‌زند که در کار دولت سنگ‌اندازی و مانع تراشی می‌کنند. مشخص است که آمارها نشان‌دهنده چالش‌های اجتماعی است. ارقامی مانند خط فقر، نرخ بیکاری، نرخ جرایم، نرخ تورم، نرخ توسعه و تولید و بالاخره نرخ آسیب‌های اجتماعی و… همه و همه باید دقیق ارائه شود که متاسفانه نمی‌شود. خلاصه وعده‌های اجرا نشده و طرح‌ها و حرف‌های با اجرای ناقص و جواب نداده دولت بسیار زیاد شده است.

البته دولت سعی می‌کند عدم اجرای آنها را در طول سال‌های گذشته به دلیل موانع و سنگ‌اندازی‌هایی که از ذکر آنها نیز خودداری می‌کند اعلام ‌کند. قرار نیست که مردم برای حل مشکلات‌شان دایما به ضریح ائمه و راز و نیاز متوسل شوند. اگر مشکلات‌شان حل نشد این طور تلقین شود که علت آن عدم ایمان مناسب به اعتقادات‌شان و عدم بصیرت است. در هر صورت مشخص است که دولت نهم و دهم نتوانسته است جامعه و اقتصاد کشور را مناسب و در شأن جمهوری اسلامی اداره کند. از واردات بی‌رویه کالاهای خارجی کاملا معلوم است که شرایط کار و تولید را نتوانسته‌اند در کشور ایجاد کنند، یا اینکه از نرخ رشد توسعه معلوم است که درآمدهای کشور در جای نامناسب و خارج از برنامه‌ها خرج می‌شود. نقش دولت در تورم و نابسامانی بازار ارز روشن و مشخص است ولی با وجود این مساله، دولت پرداخت یارانه به بخش تولید را قبول ندارد. به همین دلیل نزدیک به 6000 واحد تولیدی و صنعتی کشور به سمت تعطیلی می‌روند. البته با این نگاه، دولت سهم هیچ بخشی را در هدفمندی یارانه‌ها نداده است حمل و نقل، بهداشت هم همین وضعیت را دارد. در ضمن بانک‌ها وضعیت مناسبی ندارند. مطالبات معوق و بدهی دولت به بانک‌ها افزایش جدی پیدا کرده است.

همانطور که گفتید این شرایط خیلی از افراد اعم از دانشگاهی و حوزوی را به این نتیجه می‌رساند که لااقل راهکارهای برون رفت از وضعیت فعلی را بیان کنند. اما آیا آقای هاشمی هم از همین منظر صرفا به بیان نظرات خود می‌پردازند یا به عنوان یک کنشگر سیاسی برای نقش آفرینی در این عرصه هم برنامه دارند؟
اگر هاشمی‌رفسنجانی دست به ارائه پیشنهاد جدیدی در وانفسای مشکلات فعلی می‌زند به دلیل آن است که با تجربیاتی که در طول 60 سال مبارزه و کار به دست آورده و هوشمندی که در ایشان سراغ داریم، این امکان را در خود و نیروهای وفادار به خود و مردم ایران می‌بیند که با استفاده از انتخابات پیش رو کشور را به سمت اعتدال پیش برند. ایشان به صورت جدی و اضطراری وارد گود شد، تاجلوی افزایش بیش از حد مشکلات را بگیرد.

برای برون رفت از وضعیتی که از آن یاد می‌کنید آیا جامعه نیاز به توصیه‌های آیت‌الله هاشمی دارد یا ایشان فراتر از توصیه و نصیحت راهکار اجرایی هم برای این مقطع دارد و به فکر عملی کردن آن است؟
متاسفانه در این 5/7 سال با وجود درآمد ارزی نفتی بیش از 600 میلیارد دلاری و به قول ریاست دولت درآمد ارزی صادراتی بیش از 200 میلیارد دلار یعنی روی هم رفته 800 میلیارد دلار و با وجود آماده بودن بخش مهمی از زیربناهای کشور با همت سه دولت گذشته، متاسفانه وضعیت مناسبی نداریم و حتی می‌شود گفت در بعضی از جهات نیز عقب گرد هم داشته‌ایم. متاسفانه برای جلوگیری از مشکلات بیشتر و حتی… از طریق مُسکِن و سرم غذایی به وسیله پرداخت یارانه به صورت ریالی به مردم و نه یارانه تولید اقداماتی انجام می‌دهند.

جالب اینکه باز هم با وجود جواب نگرفتن از یارانه‌ها تاکید در افزایش یارانه‌ها برای اهداف خاصی دارند قطعا نمی‌توان به این سیاست‌ها ادامه داد و باید با روشی که همه طرف‌های درگیر را به میدان بیاورد مساله را حل کرد.

لذا باید حرف‌های امیدوارانه زد و به جامعه امید داد و به نظر فقط با وحدت در تمام زمینه‌ها می‌شود از این موانع عبور کرد و اعتماد را برگرداند. گفتن حقیقت و استفاده از هوشمندی مردم و واقع گرایی و عملگرایی از مواردی است که در طرح «وحدت ملی» هاشمی‌رفسنجانی مطرح بوده است. اجرایی شدن این طرح می‌تواند سطح امیدواری را در کشور به سطح مطلوب برساند و این موضوعی است که هم‌اکنون کشور به آن احتیاج دارد. باید دولتمردان بعد از انتخابات سال 92 کسانی باشند که از تجربه و تخصص قابل قبولی برخوردار باشند.

برداشت من از پاسخ شما این است که اگر دولت تخصص گرا و معتدلی روی کار بیاید طرح آیت‌الله هاشمی امکان عملی شدن پیدا می‌کند. اما مشکل اصلی موانعی است که بر سر راه تشکیل چنین دولتی وجود دارد. در واقع اینکه آیت‌الله هاشمی بگویند دولت خوب چه دولتی است، یک بحث است و اینکه برای شکل‌گیری چنین دولتی برنامه داشته باشند بحث دیگر. سوال من این است که در بحث دوم، برنامه آقای هاشمی چیست؟
آنچه مهم است این است که نباید گذاشت گروهی که کشور را به این وضع کشاندند با استفاده از ابزارهای خاص خودشان و قدرت نقدینگی و تصمیم‌گیری دولتی و ارگان‌های وابسته مجددا این وضع را در دوره جدید بر کشور تحمیل کنند. لذا لازم است که شرایط و اوضاع را مطرح کرد و به بحث عمومی در موضوع دموکراسی و رای مردم در چارچوب قانون اساسی ایران و زوایای عمل نشده آن را طلب کرد.

مردم واقعا منتظرند که میان سیاستمداران و نخبگان اجتماعی و سیاسی توافق‌‌هایی صورت گیرد که می‌شود نام آن را همان وحدت خواسته شده از طرف هاشمی‌رفسنجانی دانست. بعد از شکل‌گیری این وحدت، ارزش‌های انسانی و اسلامی می‌تواند در ایران شکوفا شود. مسلما ایرانیان می‌خواهند که در فضای وحدت هم زیستی و زندگی کنند که بدون بی‌عدالتی سیاسی و اقتصادی و هرج و مرج اجتماعی نیز باشد. شاید در شرایط فعلی هاشمی بتواند با توجه به نفوذ خود در جامعه چه در بین اصولگرایان واقعی و چه اصلاح‌طلبان معتدل و چه در بین مردم کوچه و بازار با نقش مثبت، وحدت جامعه را از مشکلاتی که آن را تهدید می‌کند نجات دهد. او می‌تواند با اتحاد این نیروها در مقابل افراط و تفریط بایستد.

آیا محوریت آقای هاشمی را همه سران و بزرگان اصولگرایی خواهند پذیرفت یا نسخه آقای هاشمی برای کسانی نوشته شده که معلوم نیست آن را می‌پذیرند یا خیر؟
البته صحبت از وحدت فقط از طرف هاشمی‌رفسنجانی مطرح نمی‌شود. می‌بینیم که برای مثال آیت‌الله مهدوی کنی ریاست محترم مجلس خبرگان هم از وحدت صحبت می‌کنند ولی ایشان به عنوان دبیرکل جامعه روحانیت، فقط اصولگرایان را به وحدت و ائتلاف فرا می‌خوانند. یا اگر صحبت از تخریب دیگران است فقط گفته می‌شود که اصولگرایان یکدیگر را تخریب نکنند و متاسفانه به گروه‌های دیگر کاری ندارند. یا آیت‌الله مصباح با صحبت از اینکه اصولگرایان سعی می‌کنند یکدیگر را تخریب کنند ناراحت هستند و به دیگر گروه‌های موجود در کشور کاری ندارند.

ولی توقع از این بزرگان این است که همه مردم و گروه‌ها را تحت پوشش خود قرار دهند و اگر توصیه‌یی می‌کنند برای همه باشد. صحبت‌های اخیر آقای عسگراولادی در این چارچوب بود. لازم است واقعا از ایشان تشکر شود. ایشان فرمودند که انتخابات را به میدان جشن ملی تبدیل کنیم، ایشان حتی گفتند که موضع حزبی‌شان نیست و نظر شخصی ایشان است.

این تفکر هاشمی است که سعی می‌کند فراجناحی عمل کند و در جهت تعادل جامعه و جلوگیری از افراط‌‍‌ها و تفریط‌ها در هر گروه چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب یا چه راست و چپ حرکت کند.

ائمه جمعه و جماعات هم‌چنین وظیفه‌یی دارند که متاسفانه چنین نیست. هاشمی سعی می‌کند چنین تفکری را در ارکان بالای جامعه مطرح کند تا به کل جامعه برگردند. همه گروه‌های مرجع باید تلاش کنند که رقابت سالم ایجاد شود نه اتهام و تخریب یکدیگر.

در زمانی که نقش دین در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی پر رنگ است، اگر کوچک‌ترین اشتباهی شود مسلما این دین است که ضرر می‌کند. اگر اصولگرایی جریانی پیرو دین است لازم است که کل جامعه را تحت پوشش قرار دهد و با دید پدرانه به همه نگاه کند.

فکر می‌کنید، افرادی که نام بردید اعم از روحانیون سرشناس جناح راست و ائمه جمعه و… به فرض اینکه وحدت با معیارهای آقای هاشمی را هم بپذیرند، برای اصلاح‌طلبان هم جایی در دایره وحدت قائل هستند؟
امروز تکلیف اصولگرایان یا راست‌ها تقریبا برای انتخابات روشن است. و اکثریت آنها بدشان نمی‌آید که اصلاح‌طلبان نیایند. تا بتوانند بین خود با هم رقابت کنند. این البته با شرایط فعلی خیلی هم بعید نیست. بعضی از این گروه‌ها چون فرض می‌کنند که در نهایت اصلاح‌طلبان جدی شرکت نخواهند کرد، سعی می‌کنند با نزدیک شدن به ایده‌های اصلاح‌طلبانه بخشی از این رای را جمع‌آوری کنند. در این موضوع رقابتی بین اصولگرایان جدید و سنتی و دولتی‌ها ایجاد شده است. البته اصولگرایان سنتی از بقیه بیشتر هراس دارند که مجددا کاندیدای احتمالی وابسته به دولت بتواند با استفاده از ابزار دولت مجددا به پاستور برسد.

یعنی شما معتقدید که در غیاب اصلاح‌طلبان، تیم دولت بیشتر از جناح راست شانس پیروزی در انتخابات را دارد؟
اگر اصلاح‌طلبان در انتخابات نباشند، رقابت بین اصولگرایان شکل می‌گیرد و در این رقابت، امکانات دولت بیشتر از همه است. حالا اینکه دولتی‌ها چگونه از این امکانات استفاده کنند مساله دیگری است. ولی به هر حال وقتی اصولگرایان و دولتی‌ها بخواهند با هم رقابت کنند به دنبال آرای خاموش متعلق به اصلاح‌طلبان می‌روند و در این رقابت کار اصولگرایان سنتی خیلی سخت می‌شود.

خب در این عرصه، پذیرش وحدت مورد نظر آقای هاشمی از سوی بزرگان جناح راست معطوف به چشم‌پوشی از حضور اصلاح‌طلبان است، فکر می‌کنید اگر اصولگرایان به طرح وحدت آقای هاشمی روی خوش نشان دهند معنایش کنار گذاشته شدن اصلاح‌طلبان خواهد بود؟
اصلاح‌طلبان یا چپ‌ها در شرایطی قرار گرفته‌اند که می‌شود آنها را به چهار دسته تقسیم کرد.

تعدادی از آنها نظیر آقای عارف و آقای کواکبیان سعی می‌کنند منفردا و بدون هماهنگی با بقیه اعتماد نظام را به دست آورند و به رقابت انتخاباتی وارد شوند.

تعداد دیگر مانند آقای عبدالله نوری و آقای عباس عبدی معتقد به شرکت هستند ولی به آن نگاه بازسازی تشکیلاتی اصلاح‌طلبان را دارند و شاید برایشان اهمیت چندانی نداشته باشد که ببرند یا ببازند ولی آنچه برایشان او اولویت دارد حضور جدی و سازماندهی شده در عرصه سیاست ایران است.

گروه سوم که بارزترین چهره آن آقای موسوی خویینی‌هاست، معتقد به شرکت در هر حالتی نیستند. معتقدند که باید با عزت و جدی ولی با اطمینان به برد وارد شد، اگر نه دلیلی بر حضور نمی‌بینند. در نهایت گروه آخر که عمدتا خارج‌نشین یا زندان رفته هستند، اعتقاد به شرکت ندارند و می‌شود از آنها با نام تحریمی‌‌ها یاد کرد.

هاشمی سعی دارد که اصولگرایان معتدل و عاقل، اصلاح‌طلبان از نوع گروه اول، دوم و سوم را دور هم جمع کند و مشکلاتی که در ابتدای مصاحبه از آن صحبت شد را برطرف کند و در نهایت در جامعه بازسازی امید کند.

حتی اگر وزن اجتماعی برخی از این گروه‌هایی که نام بردید بیشتر از سایرین باشد، برای وحدت از آنها چشم‌پوشی می‌شود؟
در هر صورت مواضع افراطی از هر طرف که باشد به نفع کشور نیست. مواضع افراطی به‌درد ورود به سیاست نمی‌خورد و مقطعی و موقتی است و اگر روی آن پافشاری شود فقط به درد قهرمان‌سازی‌های مقطعی می‌خورد. باید در این فکر بود که اقدامات سیاسی و اجتماعی چه تاثیری برای بهبود وضعیت مردم و آینده کشور و بازسازی امید در کشور دارد نه اینکه قهرمان‌سازی کرد. قهرمانان اینچنینی در نهایت فرصت‌سوزی می‌کنند. اخیرا دیدم که آقای علی مطهری گفته‌اند که رییس‌جمهور آینده بهتر است از ساکتین فتنه باشد به نظرم حرف عاقلانه‌یی است!! در این دوره فقط عقل‌گرایان و عمل‌گرایان می‌توانند هم اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان را از بن‌بستی که هر یک به ترتیبی با آن مواجه شده‌اند نجات دهند.

شما نشانه‌یی سراغ دارید که به استناد آن بتوان گفت اصولگرایان حضور چهره‌های شناخته شده اصلاح‌طلب را که مصداق تندروی هم نیستند، بپذیرند؟
ببینید باید به این مساله هم در همین چارچوب نگاه کنیم که بخشی از اصولگرایان افراطی اصلا دل‌شان نمی‌خواهد اصلاح‌طلبان وارد میدان انتخابات شوند، تا بتوانند با استفاده از امکانات ارگانی که در اختیار دارند، برنده انتخابات باشند. لذا هر وقت جو کمی مثبت می‌شود و این احساس به وجود می‌آید که همه گروه‌ها می‌توانند در انتخابات شرکت کنند، این بخش تندرو فضا را دوباره به سمت رادیکال شدن می‌برند تا این امیدسازی را از بین ببرند. مثلا بعد از سخنان اخیر مقام معظم رهبری هم این افراد همین برخوردها را داشتند. مقام معظم رهبری گفتند برخی از «دلسوزان» نظام حرف‌هایی می‌زنند و ایشان نگرانند که این حرف‌ها مورد سوءاستفاده ضد انقلاب خارج‌نشین قرار بگیرد. معلوم است که منظور ایشان گروه‌هایی مانند منافقین و سلطنت‌طلب‌ها بود. اما باز همین گروه‌های تندرو با صحبت‌هایی نظیر سخنان آقای جنتی در نماز جمعه، این حرف‌های درست و متعادل را تبدیل به حرف‌هایی کردند که امید به مشارکت و حضور فعال همه گروه‌ها در انتخابات کمرنگ شد.

در اینجا باید معتدلین هر دو طرف مراقب باشند و هم آن سه گروه اصلاح‌طلبی که نام بردم و هم اصولگرایان معتدل و عاقل، باید فضا را آرام کنند و دور هم جمع شوند تا امید را در کشور بازسازی کنند. بازسازی امید در یک کشور بسیار مهم است. گسستی که در حال ایجاد شدن در جامعه است، نتیجه حرکت‌های افراطی است و همیشه نتیجه افراط و تفریط، گسست بوده است. اگر ما به سمت جلوگیری از این گسست‌ها حرکت نکنیم، امید از دست می‌رود. وقتی هم که امید از دست رفت و مردم از گروه‌های مرجع ناامید شدند و فکر کردند که هیچ کس نمی‌تواند کاری کند، امیدشان را به جای دیگر می‌بندند. اگر امید مردم به جایی خارج از کشور برود، برای کشور، برای انقلاب و برای همه آن چیزهایی که از آن دفاع کرده‌ایم و می‌کنیم خطر به وجود خواهد آمد. این هم فقط دغدغه آقای هاشمی نیست و من همانطور که گفتم در آن سمت بزرگانی همچون آقای مصباح و آقای مهدوی‌کنی و در این سمت هم بزرگانی همچون آقای خاتمی، آقای نوری و آقای موسوی‌خویینی‌ها باید همه به فکر باشند که این گسست اتفاق نیفتد. چون همه در یک کشتی نشسته‌ایم و سوراخ شدن این کشتی برای همه خطرناک است.

آیا به صرف متقاعد شدن چهره‌های اصلاح‌طلبی که نام بردید، امید در بدنه اجتماعی به وجود می‌آید؟
اولا اصلاح‌طلبان نباید فریب افراطیون طرف مقابل را بخورند. چون افراطی‌های طرف مقابل الان رسانه‌های متعدد در اختیار دارند و هر طور بخواهند حرف می‌زنند. اما این خیلی مهم است که نظرات آنها به عنوان نظر بزرگان نظام تلقی نشود. اینکه یک نفر صحبت تندی می‌کند، حتی اگر از تریبون نماز جمعه باشد، نباید به حساب بزرگان نظام گذاشته شود. چون اگر اینها نظرات بزرگان نظام باشد، جایی برای امید باقی نمی‌ماند. اما وقتی فرض بر این باشد که این اظهارات تند، نظر بزرگان نظام نیست، آن وقت این سه گروه اصلاح‌طلبی که نام بردم در ذهن خود باید به این فکر کنند که حرکت‌های تند حتی اگر از سوی برخی مراجع امنیتی و نظامی هم صورت بگیرد، به پای تندروهایی است که در این مراجع نفوذ کردند نه اینکه مورد تایید نظام و بزرگان نظام باشد. اگر این پیش فرض وجود داشته باشد می‌توانند با گفت‌وگو با لایه‌های بالایی حکومت مشکلات را حل کنند. کشور به این گفت‌وگو‌ها نیاز دارد و اگر کشور از حالت افراط و تفریط خارج نشود خطرناک است. الان در شرایطی هستیم که دو طرف باید افراطیون را سر جای خودشان بنشانیم. الان هم ما می‌بینیم که در این سمت حرف‌هایی زده می‌شود که با تحریم انتخابات مخالف هستند و از طرف مقابل هم می‌بینیم چهره‌های باسابقه مانند آقای عسگراولادی به میدان آمده‌اند تا این باب گفت‌وگو باز شود و اینها نشانه‌های خوبی است. صدای غالبی هم که از مجلس به گوش می‌رسد، صدای عقلگرایی و اعتدال است. همین که روزنامه‌های شما اجازه فعالیت دارند نشان می‌دهد گروهی در کشور هستند که می‌خواهند عقلگرایی و اعتدال حاکم شود.

شما به سوال من پاسخ ندادید. آیا بدنه اجتماعی به صرف گفت‌وگو کردن مثلا آقای خاتمی با سران جناح مقابل اقناع خواهد شد؟ با همین پیش‌فرض که حرکت‌های رادیکال، اراده بزرگان نظام نیست، آیا کسانی که از این حرکت‌ها آسیب دیده‌اند در شرایط موجود می‌توانند با این امید که بزرگان معتدل با هم به وحدت رسیده‌اند، مشارکت کنند؟
این نوع صحبت‌های شما احساسی و افراطی است. همین حرف‌ها را به روش بهتری می‌توان بیان کرد که منجر به وحدت شود. الان فضای کشور در حال انتخاباتی شدن است و ما باید از این فضا برای بیان منطقی حرف‌ها استفاده کنیم نه اینکه دوباره فضا را احساسی کنیم. حتی اگر لازم باشد برای ایجاد چنین فضایی، باید از برخی‌ها از کدورت‌های پیش‌آمده هم گذشت کنند، باید هواداران خود را توجیه کنند تا این فضای اعتدال به وجود بیاید.

آیا بزرگان اصلاح‌طلب اگر بخواهند هواداران خود را اقناع کنند تا از آنچه پیش آمده بگذرند و دوباره به مشارکت فکر کنند، می‌توانند بعد از انتخابات هم هر نتیجه‌یی که به دست آمد، همان هواداران را اقناع کنند یا ممکن است هواداران اصلاحات از خود اصلاح‌طلبان هم عبور کنند؟
بله، سیاسیون در این مواقع باید فداکاری کنند. اگر هم به میدان بیایند و تلاش کنند اما نتیجه‌یی که مورد انتظار است به دست نیاید، ممکن است مشکلی که شما می‌گویید به وجود بیاید. اما ما می‌گوییم اگر از این روش استفاده کنند می‌شود از گسست جلوگیری کرد. ممکن هم هست که وظیفه خود را انجام دهند و بعد از ناکامی، بدنه اجتماعی آنها معترض شود و بگوید شما ما را به این وادی کشیدید و هیچ نتیجه‌یی هم به دست نیاوردیم و ممکن است از آنها عبور کنند. اما راهی به جز این نیست و همیشه هم در شرایط بحرانی وقتی معتدلین به میدان می‌آیند، اگر نتوانند کار را به نتیجه برسانند فدا می‌شوند. اما این مانند زمانی است که در جبهه‌ها برخی از افراد داوطلب می‌شدند و روی میدان مین می‌رفتند تا راه را باز کنند. در فضای سیاسی هم اگر معتدلین شکست بخورند بالاخره افراطیون یک جناح حاکم می‌شوند و این افراد معتدل به لحاظ محبوبیت اجتماعی دچار خسران می‌شوند. اما معتدلین اگر به این راه اعتقاد دارند باید فدا شدن در این راه را هم نپذیرند.

و در نهایت ا‌گر طرح وحدت مورد نظر آیت‌الله هاشمی با اقبال مواجه نشود، ایشان در انتخابات آینده حضوری هم‌سطح حضورشان در انتخابات مجلس نهم خواهند داشت؟
این مساله را باید با بررسی شرایط انتخابات پاسخ داد. اگر شرایط به گونه‌یی نباشد که ایشان بتواند در انتخابات اثرگذار باشد، باید دید کاندیداها چه کسانی هستند و شاید بتوان از یک کاندیدا حمایت کرد.

No responses yet

Jan 22 2013

مرتضوی در تامین اجتماعی می‌ماند: این بار «با حکم سرپرستی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خُسن آقا: رزیمی که هر عضو آن یاغی شده و دیگر گوش به فرمان رهبر نیست!
رادیوفردا: در پی انتشار خبر عزل سعید مرتضوی از سمت مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی، خبرگزاری فارس امروز سه‌شنبه، سه بهمن، نوشت که او بار دیگر به سازمان تامین اجتماعی بازگشته است و این بار سمت «سرپرست» این سازمان را بر عهده دارد.

بر اساس گزارش این خبرگزاری، محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهوری ایران، که طبق «مصوبه اخیر دولت» اختیارات وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نصب و عزل مدیرعامل یا سرپرست سازمان تامین اجتماعی را بر عهده گرفته حکم سرپرستی سعید مرتضوی بر سازمان تامین اجتماعی را امضا کرده است.

خبرگزاری فارس روز دوشنبه، دو بهمن، از برکناری سعید مرتضوی، مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی ایران، خبر داده بود.

این خبرگزاری به نقل از منابع خود نوشته بود که اعضای هیئت امنای سازمان تأمین اجتماعی در جلسه‌ای که دوشنبه برگزار شد، به این نتیجه رسیدند که سعید مرتضوی از مدیریت بر سازمان تأمین اجتماعی عزل شود.

خبر عزل سعید مرتضوی از مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی و انتصاب او در مقام سرپرست این سازمان در شرایطی منتشر می‌شود که دیوان عدالت اداری تاکنون دو بار حکم مدیرعاملی او در سازمان تامین اجتماعی را باطل کرده است، اما دولت محمود احمدی‌نژاد همواره از ادامه فعالیت‌های او در این سازمان دفاع کرده است.

این اصرار دولت و حمایت‌های او از سعید مرتضوی واکنش منفی بسیاری از نمایندگان مجلس را در پی داشته است که از عدم صلاحیت او برای احراز سمت مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی سخن می‌گویند.

اما با انتشار دومین حکم دیوان عدالت اداری علیه آقای مرتضوی در آخرین روزهای ماه دی، فشارها بر دولت محمود احمدی‌نژاد برای برکناری او افزایش یافت، تا جایی که نمایندگان مجلس تهدید به استیضاح وزیر تعاون، رفاه و امور اجتماعی کردند.

آنها همچنین ادامه حضور آقای مرتضوی در سازمان تامین اجتماعی را «تخلف آشکار و در حکم تصرف غیرقانونی در وجوه و اموال دولتی و عمومی» دانستند.

سعید مرتضوی که سابقه سال‌ها قضاوت در دستگاه قضایی ایران را دارد، به واسطه جرایم پرونده کهریزک از سمت قضاوت تعلیق شده است.

پرونده کهریزک مربوط به بازداشتگاه گمنامی در اطراف تهران است که جمعی از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ در آن حبس شده بودند. اما این بازداشتگاه زمانی به مرکز توجهات تبدیل شد که خبر کشته شدن چند تن از معترضان در آن انتشار یافت.

در نهایت نیز سعید مرتضوی به واسطه آن‌چه مسئولیت او در این رخداد خوانده شده است از سمت‌های خود در قوه قضاییه ایران تعلیق شد، اما محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران، تصمیم گرفت او را در دولت خود به کار بگیرد که این تصمیم به مناقشات دنباله‌داری میان دولت و مجلس قانون‌گذاری ایران تبدیل شد.

No responses yet

Jan 22 2013

آغاز خروج شهروندان روس از سوریه

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: این نخستین بار از زمان آغاز ناآرامی ها در مارس 2011 در سوریه است که روسیه اقدام به خروج اتباع خود از این کشور می کند. روسیه همچنین اعلام کرده است که بر مبنای طرح خروج اتباع خود از سوریه به مرور 30 هزار شهروند خود از سوریه را خارج خواهد کرد.
روسیه با ارسال دو هواپیما به فرودگاه بیروت بیش از 100نفر از اتباع خود را از سوریه خارج می کند.

به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری ریانووستی روسیه وزیر امور اضطراری روسیه روز دوشنبه اعلام کرد که دو هواپیمای روسی روز سه شنبه وارد فرودگاه بیروت می شوند تا بیش از 150 شهروند روسی را از سوریه خارج کنند.

بیش از 150 شهروند روس که بیشتر آنها زن و کودک هستند به بیروت منتقل شده اند تا به کشورشان بازگردند.

پیشتر برخی رسانه های غربی و عربی گزارش داده بودند که روسیه به منظور خارج کردن شهروندانش از سوریه چند ناو به بنادر سوریه اعزام کرده است اما روسیه با تکذیب این خبر اعلام کرد که حضور ناوها در بنادر سوریه صرفا به منظور انجام تمرین های مشترک دریایی با نیروی دریایی سوریه است.

این نخستین بار از زمان آغاز ناآرامی ها در مارس 2011 در سوریه است که روسیه اقدام به خروج اتباع خود از این کشور می کند. روسیه همچنین اعلام کرده است که بر مبنای طرح خروج اتباع خود از سوریه به مرور 30 هزار شهروند خود از سوریه را خارج خواهد کرد.

هیثم الملاح یکی از اعضای ائتلاف مخالفان حکومت سوریه در ماه دسامبر در مصاحبه با شبکه RT روسیه اعلام کرد که اتباع روسی ساکن سوریه به دلیل حمایت های مسکو از حکومت بشار اسد همانند اتباع ایران از اهداف مشروع مخالفان مسلح هستند.

بیش از 30 هزار اتباع روسی در سوریه زندگی می کنند که بیشتر آنها در پروژه هایی که بر مبنای قرار داد همکاری دو کشور در زمینه های مختلف اقتصادی و نظامی منعقد شده ، در این کشور زندگی می کنند. حتی “آلبرت کاژاروف” یکی از اعضای شورای فدراسیون روسیه اعلام کرده است که قریب به 100 هزار اتباع روسی در سوریه زندگی می کنند که بیشتر آنها زنان و کودکان هستند. بنا به گفته این مقام روسی ،قسمت عمده ای از این اتباع روسیه زنانی هستند که به دلیل ازدواج با مردان سوری در این کشور زندگی می کنند.

پیشتر وزیر خارجه روسیه از قصد این کشور برای خروج اتباع خود از سوریه خبر داده بود.

روسیه از حکومت سوریه حمایت می کند و تا کنون دو بار به همراه چین قطعنامه های ضد سوری مورد حمایت غرب در شورای امنیت ملل متحد را وتو کرده است.

No responses yet

Jan 22 2013

بی‌نوایان!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مجمع دیوانگان: «ژان وال‌ژان» در حق «اسقف موریل» بی‌انصافی بزرگی کرد. یک شب پس از آنکه میهمان او شد و مورد لطف و پذیرایی او قرار گرفت، شمع‌دانی‌هایش را دزدید و فرار کرد. خیانت به لطف و اعتماد آن پیرمرد، بی‌شباهت به جنایتی علیه «روح انسانیت» نبود، اما «اسقف موریل» کار ناتمام خود را تکمیل کرد. به «ژان» نشان داد که انسانیت چیزی فراتر از صدقه دادن به جسم انسان‌ها است، «روح انسانیت» این توانایی را دارد که به جای شکم، به روح انسان‌ها کمک کند. پس وقتی نیروهای پلیس ژان را دستگیر کرده و به کلیسا برگرداندند، موریل پیر مدعی شد که ژان دزد نیست و شمع‌دانی‌ها را خودش به او داده است. دست‌کم «ویکتور هوگو» مدعی است فرصتی که اسقف موریل به ژان داد کاملا نتیجه‌بخش بود.

* * *

بحث در مورد مجازات اعدام را از جنبه‌های گوناگون می‌توان مورد بررسی قرار داد. از جنبه عمل‌گرایانه تاثیر آن بر افزایش یا کاهش جرایم را بررسی می‌کنند. در جنبه اخلاقی-فلسفی می‌توان بر روی «حق حیات» تمرکز کرد. با نگاهی شکاک و نگران می‌توان به احتمال بروز خطا در داوری و غیرممکن بودن اصلاح اشتباه در مجازات اعدام پرداخت و از نگاه مذهبی می‌توان به مباحث درون‌دینی و نظر فقها پرداخت. من فقط می‌خواهم اشاره کنم که یک مرحله پیش از اعدام، اساس نگرش به «مجازات» دست‌کم به دو نگاه کاملا متفاوت تقسیم می‌شود. نگرشی نخست مجازات را نوعی «انتقام‌جویی» قلمداد می‌کند و دیگری مجازات را صرفا یکی از راه‌کارهای کاهش جرم می‌داند.

در نگرش نخست بحث بر سر این است که «آیا مجازات با جرم تناسب دارد یا نه»! در واقع اینجا دستگاه قضایی نمونه‌ای شبیه‌سازی شده از دستگاه «عدل الاهی» است که در ابعاد زمینی خود تلاش می‌کند «هرکس را به سزای اعمال خود برساند». پس «چشم در برابر چشم» شعار این دستگاه قضایی می‌شود. بسیاری از شهروندان گاه در برخورد با برخی جنایت‌های زنجیره‌ای (مثلا مجرمی که به چندین کودک تجاوز کرده و آنان را به قتل رسانده) افسوس می‌خورند که «یک بار اعدام برای این جانوران کم است»! این اظهار نظر محصول طبیعی همان نگرش نخست به مسئله اعدام است که حالا افسوس می‌خورد که صرفا با یک بار اعدام کردن قاتل «دل آدم خنک نمی‌شود»! اینجا پیش‌زمینه‌های اجتماعی یا روانی منجر به جرم یا ابدا مورد توجه نیستند و یا جنبه‌ای فرعی دارند. مجرم صرفا در لحظه وقوع جرم مورد توجه قرار می‌گیرد و مثلا اگر در آن لحظه سلامت عقلی مجرم احراز شود، متناسب با جرمش «تقاص» پس می‌دهد و البته در چنین دستگاهی، منطقی است که تصمیم‌گیری و حتی اجرای نهایی «انتقام» هم بر عهده «اولیای دم» قرار گیرد!

اما نگرش دوم خودش را در جایگاهی زمینی قرار می‌دهد. ابدا ادعا ندارد که دستگاه قضایی توانایی اجرای «عدالت» را دارد. حتی از این  هم فراتر، ادعا می‌کند که: «عدالت آنچنان مفهوم پیچیده‌ای است که ما حتی در ارایه یک تعریف مورد توافق از آن نیز عاجز هستیم، تا چه رسد به اجرای آن»! پس اساسا لقمه را به اندازه دهان خودش بر می‌دارد و صرفا به تلاش برای کاهش جرایم روی می‌آورد. این دستگاه قضایی از هیچ مجرمی انتقام نمی‌گیرد، بلکه صرفا می‌خواهد خطر تکرار جرم را به حداقل کاهش ‌دهد. (شاید هم در برخی موارد به این نتیجه برسد که هیچ راهی برای جلوگیری از تکرار جرم وجود ندارد مگر اینکه مجرم را با حبس ابد و یا حتی اعدام از صحنه جامعه حذف کنیم. اینجا بحث بر سر حکم نهایی دادگاه نیست)

برای این نگرش دوم، پیش‌زمینه وقوع جرم حتی از خود آن نیز مهم‌تر است. وقتی هدف جلوی از تکرار جرم باشد باید مدام سوال کنیم «چه شرایطی باعث شده که چنین جرمی روی دهد؟» و وقتی چنین سوالی مطرح می‌شود، بلافاصله سوال دیگری به ذهن می‌رسد: «آیا هر انسان دیگری در چنین شرایطی عملی مشابه این فرد مجرم انجام نمی‌داد؟»

* * *

متهم ردیف اول در پرونده زورگیری اخیر به دار مجازات آویخته شد، در دادگاه گفته بود: «من مادرم مریض بود، قبول دارم که جرمی را انجام دادم ولی برای عمل مادرم احتیاج به 4 میلیون تومان پول داشتم. زندگی سختی داشتیم، پدر من مرده و مادرم در خانه‌های مردم کار می‌کرد و تحت پوشش کمیته امداد بودیم … مادرم نمی‌توانست سر کار برود، من به او گفتم، تو نگران نباش برای عملت من این پول را جور می‌کنم». (+)

وکیل مدافع وی ادعاهایش را با یک سری اسناد و گواهی پزشکی تایید می‌کند و توضیح دیگری می‌دهد که تن هر خواننده‌ای را باید بلرزاند: «پدر متهم به واسطه‌ آسیبی که در سربازی و در زمان جنگ دیده فوت کرده است، متهم 12 ساله بوده و مادر او مجبور بود که در شرکت‌های مختلف کار کند». (+) متوجه شدید؟ وکیل مدافع احتمالا در پرهیز از جنجال‌های رسانه‌ای و در هراس از برخوردهای دستگاه تبلیغاتی حکومت از بردن نام «شهید» خودداری می‌کند، اما کسی که «به واسطه آسیبی که در سربازی و در زمان جنگ دیده» فوت می‌کند در کشور ما نامش می‌شود «شهید»! حالا جوانی را تصور کنید که پدرش برای دفاع از همین کشور به جنگ می‌رود و شهید می‌شود، بعد می‌بیند جامعه هیچ حمایتی از او نکرده و حتی مادرش را که از فرط کار کردن مریض شده درمان نمی‌کند. چه جای تعجب است اگر چنین جوانی تصمیمی عجیب بگیرد و بخواهد نیاز خودش را به زور تامین کند؟

قطعا مقصود من تئوریزه کردن جرم و جنایت نیست؛ حرف درستی است که دفاع از حقوق مجرم نباید به دفاع از خود جرم منجر شود، اما مصرانه تاکید دارم گاهی باید از اساس به صورت مسئله‌ای که بدیهی فرض کرده‌ایم تردید کنیم. سال‌ها پیش علی شریعتی به نقل از «ابوذر» می‌گفت: «در شگفتم از کسی که در خانه‌اش نانی نمی‌یابد و با شمشیر آخته‌اش بر مردم نمی‌شورد». احتمالا این نقل قول هم به مانند بسیاری دیگر از ارجاعات شریعتی پایه و اساسی ندارد و زاییده ذهن خودش بوده، اما من را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. چطور می‌شود در مملکتی که همه می‌دانیم تولید در آن معنایی ندارد و همه مردم صرفا سر سفره نفت جمع شده‌اند یک عده ماشین‌های میلیاردی سوار شوند و یک عده دیگر حتی برای درمان بیماری خودشان هم نتوانند پولی پرداخت کنند؟ آیا جرم اصلی همین تبعیض آشکار نیست؟ و آیا نباید همه ما بسیج شویم و بر چنین جنایت آشکاری بشوریم؟

* * *

شنیده‌ام که در فرانسه قانونی وجود دارد که بر اساس آن هیچ کس را نمی‌توان به دلیل سرقت یک قرص نان مجازات کرد. ملت فرانسه به مدد نبوغ «ویکتور هوگو» دریافت که اگر در کشوری یک نفر کارش به جایی برسد که بخواهد یک قرص نان بدزدد، تنها قربانی قطعی همان یک نفر است و در برابر کل جامعه مسوول و مجرم هستند. چه جای تعجب است اگر همان انسانی که امروز به خاطر یک قرص نان دزدی می‌کند، با کسب یک فرصت دوباره از جامعه به فردی مفید برای اجتماع‌اش بدل شود؟ وای به حال آن مملکتی که بخواهد به همین سادگی فرصت را از شهروندانش بگیرد و وای به حال آن مملکتی که بخواهد کسی را به خاطر دزدیدن یک قرص نان مجازات کند در حالی که هزینه ریخت و پاش‌های تجملاتی و تبلیغاتی حکومتش شکم کرور کرور آدم را سیر خواهد کرد و نماینده مجلس‌ش هشدار می‌دهد که فقط در یک فقره بالا و پایین کردن نرخ ارز 15 هزار میلیارد تومان رانت به کیسه رانت‌خوار جماعت واریز شده است!

اینجا حتی نمی‌توان گفت «ای کاش قانونی داشتیم» و یا «باید قانونی وضع کنیم»! 30 سال پیش پدرانمان انقلاب کردند تا در اصل 29 قانون اساسی بنویسند: «… نیاز به خدمات بهداشتی‌درمانی و مراقبت‌های پزشکی به صورت بیمه و غیره، حقی است همگانی. دولت موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایت‌های مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند». پس اگر من بخواهم کسی را متهم کنم، دولت و تمامی شرکت‌های بیمه را متهم می‌کنم که با گذشت این همه سال می‌بینیم هزینه‌های درمان را به بزرگترین کابوس بیماران کشور بدل کرده‌اند و رویایی را که زمانی یک ملت برایش انقلاب کرده بود بر باد داده‌اند: «رویای روزی که هیچ انسانی به دلیل فقر از درمان شایسته محروم نشود».

No responses yet

Jan 22 2013

محسن رضایی٬ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام: رهبر سران قوا را تهدید به برخورد کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: محسن رضایی٬ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گوید علی خامنه‌ای به سران قوای مقننه٬ قضائیه و مجریه هشدار داده اگر اختلاف‌های آن‌ها ادامه یابد با آن‌ها «برخورد» خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس٬ آقای رضایی این مطلب را روز دوشنبه (دوم بهمن) طی سخنانی در همایش «اقتصاد مقاومتی» در بومهن بیان کرده است.

وی بدون آنکه به نام روسای قوا و اختلاف آن‌ها اشاره کند٬ گفته «کاری کردند که مقام معظم رهبری فرمود اگر این مسائل ادامه پیدا کند، من برخورد می‌‏کنم.»

رضایی افزوده است: «این منازعات خیانت است؛ حال چرا باید در شرایط تحریم، کارهایی صورت گیرد که بالا‌ترین مقام کشور به مسئولان چنین سخنی بگوید.»

دو روز پیش نیز حمید رسایی٬ نماینده مجلس از «اتمام حجت» رهبر جمهوری اسلامی با سران قوا خبر داده و نوشته بود آقای خامنه‌ای از سران قوای مجریه و مقننه خواسته برای حل مشکلات راهی بیابند.

به نوشته رسایی در پی این «اتمام حجت» بود که جلسه چهارشنبه گذشته احمدی‌نژاد با نمایندگان در مجلس با کمترین حاشیه برگزار شد.

پس از برگزاری این جلسه روسای قوا مجریه و مقننه به همراه برخی مسئولان دولتی و نمایندگان مجلس از شامگاه شنبه (۳۰ دی) جلسات مشترکی برای حل و فصل مشکلات آغاز کرده‌اند.

بر اساس مصوبه یکی از این جلسات به دولت اجازه داده شده مبلغ دو میلیارد دلار از حساب صندوق توسعه ملی برای تامین سبد حمایتی اقشار کم درآمد برداشت کند.

وضعیت معیشتی مردم بر اثر تحریم‌ها٬ ناکارآمدی دولت و اختلاف عمیق میان مقام‌های مسئول منجر به نگرانی خامنه‌ای مواجه شده است.

رهبر جمهوری اسلامی از سران قوا خواسته به طور جدی راهی برای مقابله با تحریم‌های بین‌المللی پیدا کنند.

محسن رضایی هم از «سوء مدیریت»، «خود‏زنی» و «خود‏تحریمی» به عنوان سه عامل مشکلات کنونی جامعه ایران در کنار تحریم‌های بین‌المللی نام برده است.

رضایی گفته این تحریم‌ها «بسیار سخت»، «سنگین»، «ناجوانمردانه» و «ظالمانه» است به طوری که فروش نفت و درآمد‌های جمهوری اسلامی را به نصف کاهش داده است.

No responses yet

Jan 22 2013

بلومبرگ: چين، واردات نفت از ايران را طی ماه گذشته افزايش داده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,بحران هسته‌ای,تحریم,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری بلومبرگ با استناد به آمار اداره کل گمرک های چين گزارش داده که واردات نفت چين از ايران در ماه دسامبر به دو و نیم ميليون تن رسيده که در ماه گذشته ميلادی نسبت به ماه قبل آن تا ۴۳ درصد افزايش يافته است.

این گزارش می گوید بر اساس گزارش اداره کل گمرک های چين، واردات روزانه نفت ايران توسط اين کشور طی ماه گذشته به طور متوسط حدود ۵۹۶ هزار بشکه در روز بوده که حتی نسبت به دور مشابه آن در سال ۲۰۱۱ حدود سه و شش دهم درصد افزايش نشان می دهد.

با اينحال، بر اساس گزارش اداره کل گمرکهای ايران، واردات نفت چين از ايران طی دوازده ماه سال گذشته با ۲۱ درصد کاهش نسبت به سال ۲۰۱۱، مجموعا به ۲۲ ميليون تن رسيده است.

اين گزارش می گويد که بعد از بازبينی معافيت نفتی آمريکا برای مشتريان نفت ايران، اين اولين باز از آغاز دور جديد تحريمهای نفتی آمريکا عليه ايران است که چين چنين حجم بزرگی محموله نفت از ايران وارد می کند.

بر اساس دور جديد تحريمهای امريکا که از ۲۸ ژوئن سال گذشته میلادی به اجرا گذاشته شد، هر گونه نقل و انتقالات مالی با بانک مرکزی ايران که متولی دريافت پول نفت صادراتی ايران است تحريم شده و شرکت هايی که داد و ستدهای مالی با اين بانک را ادامه دهند، در فهرست سياه آمريکا قرار خواهند گرفت و از دسترسی به سيستم مالی اين کشور محروم خواهند شد.

آمريکا آن زمان به مدت شش ماه همه مشتريان نفتی ايران را به خاطر «کاهش چشمگير» واردات نفت ايران از تحريم ها معاف کرد و اين معافيت ۷ دسامبر سال ۲۰۱۲ برای شش ماه ديگر تمديد شد، با اين استدلال که چين به همراه ۸ کشور ديگر وارد کننده نفت ايران، «کاهش دوباره خريد نفت خام از ايران را ادامه داده اند.»

يک کارشناس انرژی در شانگهای به خبرگزاری بلومبرگ گفته که حجم کاهش واردات نفت ايران توسط چين دقيقا در حوزه ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهشی بوده است که آمريکا از چين درخواست کرده است.

این کارشناس انرژی همچنین گفته که خريد نقت ايران توسط چين برای نيمسال اول ۲۰۱۳ احتمالا رقمی بين یک و هفت دهم تا دو ميليون تن در ماه خواهد بود.

اين گزارش همچنین می گوید عربستان سعودی به عنوان بزرگترين تامين کننده نفت وارداتی چين در سال ۲۰۱۲ مجموعا نزديک به ۵۴ ميليون تن نفت به اين کشور صادر کرده است که نسبت به سال ۲۰۱۱ حدود هفت و سه دهم درصد افزايش نشان می دهد.

شورای امنیت سازمان ملل طی چهار قطعنامه تحریمی، از ایران خواسته فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق درآورد. ایران این قطعنامه ها را رد کرده و فعالیت های خود را گسترش داده است.

آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم های یکجانبه ای را دو سال گذشته علیه ایران به اجرا گذاشته اند که روی درآمد دولت ایران از محل فروش نفت، تاثیر گذاشته است.

No responses yet

Jan 22 2013

هم زادِ «بالا» نشینیِ خامنه ای بر «بالا»یِ دار، مجتبی واحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

گویانیوز: مجتبی واحدی
سی ودو سال پیش که «همتای خامنه ای در عراق» به ایران حمله کرد جوانان سلحشوری در برابر دشمن ایستادند که همگی آنها در دوره رژیم گذشته تربیت شده بودند. همان جوانان، در هنگامه جنگ، در حالی که خود تشنه بودند «قمقمه آب» خود را در اختیار اسرای عراقی می گذاشتند و جوانان گرسنه ایرانی که اوباشگری را از مزدوران خامنه ای آموخته اند روز روشن در خیابان بر روی هموطن خویش «قمه» می کشند

وقتی شرح حال یکی از اعدام شدگان روز شنبه را از زبان خود او خواندم بار دیگر بر خود لرزیدم نه فقط به خاطر ازدست رفتن یک جوان با هزاران آرزو بلکه به خاطر به خواب زدگی عمدی کسانی که با بزرگ نمایی یک دروغ به نام «احتمال حمله خارجی به ایران» همچنان مدارا با رژیم فساد ساز خامنه ای را توصیه می کنند و برای تقویت آن می کوشند. بر اساس اظهارات یکی از دو اعدام شده اخیر، او برای تأمین هزینه معالجه مادر خویش دست به دزدی زده است. البته این جوان و مادر رنج دیده او، تنها کسانی نیستند که با مشکلات روزافزون مالی دست و پنجه نرم می کنند. امروزه بر خلاف معدود مزدوران ولی فقیه که به رانت های میلیاردی رسیده اند، میلیونها ایرانی، زندگی پر عذاب را سپری می نمایند اما حاضر نیستند دست به آزار سایر هموطنان خویش بزنند. لذا همه ما از یک سو موظفیم حق ضایع شده جوان اعدام شده را فریاد بزنیم و به اعمال مجازات بسیار سنگین و ناعادلانه علیه او اعتراض کنیم و از سوی دیگر باید به یاد داشته باشیم اگر به بهانه تأمین مالی خود و خانواده، اوباش گری وحشیانه علیه سایر شهروندان به امری رایج تبدیل شود آنگاه شاهد توسعه روز باج گیری و سلب امنیت ایرانیان خواهیم بود . پس بهتر است ضمن محکوم کردن اعمال مجازات غیر انسانی علیه دو جوان ایرانی ، اقدامات آنها را نیز تفبیح کنیم و هم زمان به ریشه یابی «ترویج خشونت » در ایران عزیزمان نیز بپردازیم . بر همین اساس در این یادداشت کوتاه به نکته ای خاص می پردازم.

متهم ردیف اول پرونده که روز شنبه درعنفوان جوانی اعدام شد متولد سال ۱۳۶۸ بود؛ همان سالی که سید علی خامنه ای با همدستی احمد خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی تاج ولایت فقیه بر سر نهاد. به عبارت دیگر این جوان، تمام بیست و سه سال عمر خود را درفضایی تنفس کرده که خامنه ای و مزدوران فاسد او بر ایران عزیز ما تحمیل کرده اند . او هنوز به مدرسه نمی رفت که چماقداران خامنه ای «به دستور»، حملات به جلسات سخنرانی دگر اندیشان را آغاز کردند و بی رحم ترین ایشان، داریوش و پروانه فروهر را « کارد آجین » نمودند. این جوان در آستانه ده سالگی خویش، صحنه های حمله اراذل و اوباش حکومتی به کوی دانشگاه را شاهد بود که به بهانه اهانت به تصویر ناپاک خامنه ای، جوانان بی گناه مردم را از طبقه سوم به پایین پرتاب می کردند. بیست سالگی این جوان هم مصادف با اعتراضات انتخاباتی سال ۸۸ و حملات عقده گشایانه اراذل و اوباش رهبر به دختران و پسرانی بود که تنها جرم ایشان، پرسش در خصوص سرنوشت رأی خویش بود . او در همین سن، اخبار مربوط به تجاوز « فداییان رهبر » به جوانان زندانی در کهریزک را شنید و اندکی بعد، از ارتقای مقام فرماندهان آن تجاوزات ـ سعید مرتضوی و احمد رادان ـ مطلع شد. این جوان، در چنین فضایی رشد کردو تربیت شد. البته ممکن است کسی بگوید در هر رژیم حکومتی، عده ای قانون گریز، امنیت مردم رامختل می کنند و نمی توان رفتار اینچنینی را به سیستم حکومتی و سران کشور نسبت داد. اما برخورد قوه قضائیه با حادثه اخیر، ثابت می کند رفتار این دو جوان، نه یک استثنا بلکه در حال تبدیل به جریان غالب در میان گروههایی از جوانان ایرانی است . لذا سران جمهوری اسلامی که در هیچ زمینه ای مایل به خردورزی وریشه یابی واقعی پدیده ها نیستند برای کنترل نسبی این روند، راهی ندارند جز ارعاب سایر جوانان از طریق اجرای غیر انسانی ترین مجازات یعنی اعدام.

البته من معتقدم هنوز اکثریت قاطع جوانان ایرانی، اگر در فضای مناسب قرار گیرند مانند هم سن و سالان خویش در سایر کشورها،افتخار آفرینی های فراوان خواهند کرد اما دستور رئیس قوه قضائیه برای اعدام این دو جوان که قبل از تشکیل دادگاه صادر شد در واقع اعتراف به این واقعیت بود که تعداد قابل توجهی از جوانان تربیت شده در زمان حاکمیت خامنه ای، اگر از مجازات اعدام نترسند به صورت بالقوه مجرمان خطرناکی هستند و بر روی هموطنان خویش، تیغ می کشند. در حالی که سی ودو سال پیش که «همتای خامنه ای در عراق» به ایران حمله کرد جوانان سلحشوری در برابر دشمن ایستادند که همگی آنها در دوره رژیم گذشته تربیت شده بودند. همان جوانان، در هنگامه جنگ، در حالی که خود تشنه بودند «قمقمه آب» خود را در اختیار اسرای عراقی می گذاشتند و جوانان گرسنه ایرانی که اوباشگری را از مزدوران خامنه ای آموخته اند روز روشن در خیابان بر روی هموطن خویش «قمه» می کشند.

یه باد بیاوریم یکی از دو جوانی که روز شنبه اعدام شد متولد همان سالی بود که خامنه ای به ناحق، بالانشینی را آغاز کرد و ثمره بیست و سه سال حاکمیت او، وجود مادرانی است که قدرت تأمین هزینه درمانی خویش را ندارند و پسرانی که رذالت را از مکتب « اوباش پرور رهبر » آموخته اند. این وضعیت، هشدار برای کسانی است که به بهانه های واهی، به تداوم حاکمیت فساد ساز خامنه ای کمک می کنند.

No responses yet

Jan 22 2013

انتخابات آزاد» باتلاقی برای اپوزیسیون برانداز!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,تحریم,سیاسی

خودنویس: ما هر چهار سالی یک بار امیدهای‌مان را می‌ریزیم روی هم و وارد یک قمار سیاسی بزرگ می‌شویم. و بعد آخرش می‌بازیم، همه چیزمان را می‌بازیم و باز فقط یک آرزو برای‌مان می‌ماند: یک قمار دیگر، یک باخت دیگر! سناریو اینگونه پیش می‌رود که به جای تحریم(عدم شرکت) یا شرکت در انتخابات، مساله «انتخابات آزاد» و «انتخابات غیر آزاد» مطرح و به طور کلی تحریم انتخابات کنار گذاشته می‌شود…

هوا، هوای زمستان ۸۷ است. سه ماه قبل از انتخابات سال ۸۸ بود که همه صحبت از تحریم می‌کردند و می‌گفتند «احمدی‌نژاد پدرمان را درآورده»، «کی میره رای بده». اما دو ماه بعد که به دورو برم نگریستم، مشاهده کردم (به غیر از اعضاء خانه) از خاله، دایی، دوستان و همکلاسی‌ها، همه سبز و بعضی‌ها قرمز(طرفدار آقای کروبی) شده‌اند.

چند روز مانده به انتخابات مقاله ای نوشتم و ابراز ناراحتی‌ام از رای دادن اطرافیانم نمودم. همچنین تقلب و ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را پیش‌بینی کردم. نمی‌دانم چند ماه آینده، آن خاطرات تکرار خواهد شد یا این بار شاهد تحریم همگانی و گسترده خواهیم بود.

ما هر چهار سالی یک بار امیدهای‌مان را می‌ریزیم روی هم و وارد یک قمار سیاسی بزرگ می‌شویم. و بعد آخرش می‌بازیم، همه چیزمان را می‌بازیم و باز فقط یک آرزو برای‌مان می‌ماند: یک قمار دیگر، یک باخت دیگر!

سال ۸۴ اکثریت طبقه متوسط از اصلاحات نا امید شدند و به تشویق اپوزیسیون – اینکه اگر شخص تندرویی به سرکار بیاید کار رژیم تمام است – تحریم کردند. اما احمدی‌نژاد آمد و رژیم هم سقوط نکرد، اپوزیسیون هم طرحی برای براندازی ارائه نداد. سال ۸۸ به دلیل اینکه وعده فروپاشی حکومت چند ماه بعد از تحریم انتخابات از سوی اپوزیسیون عملی نشده بود، اکثریت قشر متوسط و جوان، که دوره قبل تحریم کرده بودند برای بهبود نسبی اوضاع، بین بد و بدتر، بد را انتخاب نمودند. اما با تقلب بزرگ و بعد هم عقب‌نشینی سران جنبش و یاس و نا امیدی رو به رو شدند.

این انتخابات پیش رو رنگ دیگری دارد و بسیار سرنوشت‌ساز است. ما هم تحریم و هم مشارکت را تجربه نموده‌ایم و نتیجه‌ای که باید را نگرفته‌ایم. آیا راه سومی وجود دارد که تا به حال تجربه نکرده‌ایم؟ این راه چه می‌تواند باشد؟در ادامه مقاله به آن اشاره خواهم کرد.

ایجاد انگیزه در مردم برای مشارکت در انتخابات به هر قیمتی

رژیم نشان داده است که برای ایجاد انگیزه در مردم برای شرکت در انتخابات از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند و ثابت کرده، در این کار تبهر خاصی دارد. اما حکومتی که تلقب فاحش و بزرگ کرده است و مشروعیتی نزد مردم ندارد چگونه می‌خواهد در مردم انگیزه ایجاد کند؟

آیا احمدی نژاد درگیری بین دولت و مجلس را بالا خواهد برد و استعفا می‌دهد، (خود را دشمن خامنه‌ای نشان می‌دهد) و دوباره کاندیدای ریاست جمهوری می‌شود(طبق قانون اساسی)؟ آیا احمدی نژاد که وعده داده ۳۵۰ هزار نفر را در استانداری استخدام خواهد کرد، اگر رحیم مشایی را رد صلاحیت کنند آنها را به خیابان خواهد آورد و این افراد را آرای سه میلیونی خود می‌بیند؟ آیا کاندیدی که تا به حال اسمش را نشده‌ایم و شش تیغه کرده و شیک با شعارهای مردم پسند و بهبود وضع اقتصادی و مذاکره با آمریکا به صحنه می‌آید و به ظاهر خود را مخالف خامنه‌ای نشان می‌دهد؟ آیا موسوی و کروبی و عده زیادی از زندانیان به ویژه اصلاح‌طلب آزاد خواهند شد؟

این‌که چگونه مردم را قانع کنند سناریوهای متفاوتی خواهد بود و رژیم روی انها حساب باز کرده، و شما در انتظار تلوزیون جدید و صداهای جدیدی در خارج از کشور باشید. ولی در کنار این مساله و در همین راستا برای مشارکت مردم بازی دیگری نیز در حال انجام است.

باتلاق «انتخابات آزاد»

این بار حکومت بازی را به داخل ایران برده است و از الان جو را ملتهب جلوه می‌دهد،که فتنه ۹۲ با رمز: «انتخابات آزاد» در راه است تا اینگونه ایجاد انگیزه کند.رفسنجانی می‌گوید انتخابات آزاد باید برگزار کرد و خامنه ای تو دهنی به رفسنجانی می‌زند که انتخابات آزاد یعنی چه؟ مگر همه انتخابات جمهوری اسلامی آزاد نبوده است؟

جالب است که به موازات داخل، در خارج کشور نیز اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون کاذب، همین بحث انتخابات آزاد را پیش می‌کشند و سناریو این‌گونه پیش می‌رود که به جای تحریم(عدم شرکت) یا شرکت در انتخابات، مسئله «انتخابات آزاد» و «انتخابات غیر آزاد» مطرح می‌شود و به طور کلی تحریم انتخابات کنار گذاشته می‌شود. وقتی شما از یک حکومتی خواستار انتخابات آزاد هستید، به این معنی است که حکومت قادر است این انتخابات آزاد را برگزار نماید. اما آیا جمهوری اسلامی چنین حکومتی است؟ قطعا خیر. اما پروژه انتخابات آزاد باتلاقی است برای اپوزیسیون برانداز که طرح رفتن جمهوری اسلامی و تحریم، به حاشیه رود و رژیم به دنیا بگوید: ببینید در ایران دمکراسی است و نیروهای مخالف نیز از ما درخواست انتخابات دارند و با ما وارد مذاکره شده‌اند و از سوی دیگر مردم را به صحنه بیاوردند و برای خود مشروعیت کسب کنند.

راه سوم به غیر از تحریم و مشارکت چیست؟

برای ملتی که زیر سرکوب است، تنها زمانی که فضا کمی باز می‌شود و امکان فعالیت وجود دارد، فضای قبل انتخابات است.

اشاره کردم تحریم و شرکت در انتخابات را تجربه کردیم و باید راه متفاوتی را این بار برگزینم تا نتیجه بهتری حاصل کنیم. این راه چه می‌تواند باشد؟

این راه تحریم فعال است! به این معنی که ما تحریم می‌کنیم و در روز انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ در خانه می‌مانیم(اعتصاب خانگی) اما در کنارش کارهای دیگری از جمله: تهیه عکس و فیلم از حوزه‌های خلوت رای‌گیری، خلوت جلوه دادن خیابان‌ها با تعطیل کردن مغازه‌ها، پرسش از کاندیدها درباره کاندیدای جناح مقابل(به طور مثال از جناح احمدی‌نژاد راجع به خامنه‌ای) که شکاف در حکومت را بیشتر نماییم، در دانشگاه‌ها اگر بشود بالا بردن پلاکارد «خمینی: پدران ما به چه دلیل برای ما تعیین سرنوشت کردند؟ ما هم خواهان تعیین سرنوشت هستیم» و سازمان‌دهی در خود و پس گرفتن خیابان‌ها به مانند سال ۸۸، انجام می‌دهیم.

ممکن است حکومت از ترس ایجاد تجمعات گشترده، ساعت ۹ شب را تعطیلی فعالیت ستادهای تبلیغاتی اعلام کند اما ما با حضور گسترده خود در خیابان‌ها و ایجاد ترافیک این را به ساعت ۱۱ شب موکول می‌نماییم.

نکته اساسی اینست که ما با یک «نه» به انتخابات نمایشی، ضربه بزرگی به جمهوری اسلامی می‌توانیم وارد کنیم. ولی مهم استفاده از فضای باز قبل از انتخابات که تمام دنیا تمرکزش را روی ایران می‌گذارد است و این پیام را به جهان برسانیم که این انتخابات را قبول نداریم و خواهان رفتن این حکومت هستم و خیابان‌ها را قبل از انتخابت پس بگیریم.

——

مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس

No responses yet

Jan 22 2013

برو کنار!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مانا:

No responses yet

Jan 22 2013

سانس فوق العاده: تماشای ضجه زدن خواهران اعدامیان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

امیرهادی انواری: اگر از دیدن صحنه اعدام دو پسر ۲۰ و ۲۴ ساله خوب لذت نبردیدو

اگر دیدن این صحنه ها برایتان مهیج و سرگرم کننده نبود

اشکالی ندارد

رسانه های “مرد” محور، “باوجدان” که به حریم شخصی افراد هم وارد نمی شوند، برای شما صحنه های ویژه ای تدارک دیدند

ضجه زدن خواهران دو قربانی پای چوبه دار (اتفاقا پر بازدید هم شده)

قبلا هم نوشته بودم “مردی” و “مردانگی” و “اخلاق” در رسانه های حال حاضر ما فقط توجیهاتی هستند برای رسیدن به هدف. نوعی اسلحه که برای هدف قرار دادن وجدان افراد طراحی شده. (اینجا: http://www.anvarionline.net/?p=2686)

اعدام دو زورگیر هم شد شاهد این مدعا

راست می گویند”قصه خر سواری ملاست” واقعا راست می گویند

دستگاه قضا، همان دستگاه قضاست…

چطور حکم دو زورگیر که “زر” و “زور” ندارند خوب، عادلانه، لازم الجراست… باید صورت دو زورگیر را برای همه نشان داد. شیون خواهران آنها ها را هم به تماشای عموم گذاشت(اینجا: http://baztab.net/fa/news/21478)

حکم دادگاه در مورد مجری مشهور صادر شده، هنوز کسی جرات انتشار نام و چهره اش را ندارد. کسی هم حرف بزند متهم به نامردی می شود(اینجا: http://baztab.net/fa/news/21053/ )

آن وقت چهره دو زورگیر را نشان می دهند، که هیچ…. چهره خواهران دو نفر را در حال شیون و زاری بدون حتی واتر مارک یا فیلتری برای پوشاندن چهره با افتخار منتشر می کنند….

تا آنها که از دیدن این صحنه های مهیج عقب افتادند، برسند… شاید هم زاویه تماشای شیون و ضجه زدن دو دختر نوجوان برایشان خیلی محرک و جذاب بوده که شده پربیننده ترین خبر این سایت خبری

اما کار که به مجری مشهور می رسد، که اتفاقا همین دستگاه قضا محکومش کرده، نوشتن درباره محکومیتش بی اخلاقی و ورود به حریم شخصی او میشود، یا مثلا نگاه کردن به فیلم لب گرفتن دو نفر در اسانسور که به گفته نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران جزو حریم شخصی نیست، گمانه زنی در مورد هویت افراد، می شود بی اخلاقی!؟ (اینجا: http://baztab.net/fa/news/21290)

چطور نشان دادن شیون خواهران این متهمان و اعدام شده اخلاقی است و ورود به حریم شخصی نیست، اما حتی اشاره کردن به نام فلان اتاقک اقتصادی و گلایه و از عملکرد روابط عمومی آن، در شرایطی که فرد شاکی در محیط عمومی شکایت خود را فریاد زده، میشود “ورود به حریم شخصی افراد”

گیریم دو متهم زورگیری حقشان بوده اعدام شوند، خواهر و خانواده اش را چرا به نمایش عموم میگذارید، آنها هم باید به گناه برادرانشان بسوزند، با نشان دادن چهره شان و بازنشر چهره آنها آبرویی هم برایشان می ماند؟

فقط یقه سفید های اقتصادی که با استفاده از زر و زور دوست دختر و همسر دوم و… میگیرند و وعده و وعید می دهند آبرو دارند؟

اینها زندگی شخصی ندارند، احتمالا در آینده قرار نیست شوهر کنند؟

به اندازه کافی تماشاگر برای اعدام جمع نشده بود، نا راحت شدید؟ کف و سوت خوب نزدند، دل چند نفر هم این وسط سوخته… صبح تا غروب در صدا و سیما به جنازه هایشان هم فحش می دهند، در حالی که دزدان میلیاردی “یقه سفید” قهرمانان اقتصاد هستند …. چند نفری هم دل سوزاندند، که این جوانان می توانستند اینده بهتری هم داشته باشند…

یک نفر هم مثل من ننوشته چرا مجازات شدند، نوشته اگر عدالت است، باید برای همه باشند، هنوز حکم متهمان اختلاس ۳ هزار میلیاردی مشخص نشده…

کسی جرات نوشتن درباره انواع فساد اخلاقی فلان مدیر اقتصادی و مجری و… را ندارد(چون متهم به نامردی می شود)

چطور جامعه شناس وسط میکشید که تز بدهد که چگونه دل مردم برای زورگیران اعدامی نسوزد، اما جامعه شناسانتان نبودند که بگویند چرا مجری تلوزیون، مدیران اقتصادی و… فساد اخلاقی دارند؟ (اینجا: http://baztab.net/fa/news/21490)

زر و زورشان زیاد بود؟

چرا جامعه شناسانتان درباره تطمیع و تهدید خبرنگارانی که اخبار را گزینشی منتشر می کنند چیزی نمینویسند؟ کر و کور شدن خبرنگار و روزنامه نگار به بهانه کارت هدیه برنامه خبری، بورسیه دکتری، همکاری و حق التحریر و….فساد نیست؟ بزه نیست؟

فقط دل سوختن برای مرگ انسان ها(گیریم مجرم) ناهنجاری است که جامعه شناسان شما دنبال کشف دلیل آن هستند؟

فقط خواستن عدالت در مجازات ضد ارزش است، که جامعه شناسان باید در مورد دلایل آن بنویسند؟

کلاهتان را بالاتر بگذارید….

یاد اوری میکنم:

مردیت نبود فتاده را پای زدن….

اینها دیگر از فتادگی گذشتند، جنازه هستند…

جنازه شان را بزنید، ولی ذره ای به حرف های خودتان ایمان داشته باشید، حداقل به خانواده شان رحم کنید.

مردیت پای زدن چهره دو دختر که در مراسم اعدام برادران مجرمشان شیون می کنند بدون واتر مارک است؟

جناب آقای نویسنده که داد سخن در خصوص بی اخلاقی رسانه ها در کافه خبر سر می دهد، کجا تشریف دارند؟

به نمایش گذاشتن شیون و زاری دو محکوم به اعدام بی اخلاقی نیست؟

دیگر مطمئن شدم هیچ رسانه ای در ایران بی طرف و اخلاق گرا نیست. می خواهید بگویید خودت؟ من هم نیستم… شما هم باور نکنید

خدا به آخرت ما رحم کند

والسلام

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .