اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for August, 2014

Aug 23 2014

آغاز کمپین ماله‌کشی مدرک روحانی توسط دولت

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: در روز‌های گذشته، دو نفر از وزرای کابینه با تکرار یک حرف مشابه، به دفاع از رئیس دولت و نحوه ثبت نام او در مجلس اول برآمدند. سخنان این وزرا بر خلاف سند شماره ۶۵ کتاب خاطرات روحانی و ادعاهای اولیه اوست.

به دنبال انتشار نامه‌ای از سوی برخی از اصول‌گرایان مجلس و زیر سوال بردن مدرک روحانی، وزرای کار و ارتباطات در گفتگوهایی جداگانه با خبرگزاری ایسنا به دفاع از او برآمدند. علی ربیعی که هفته پیش، نحوه گرفتن دکترایش از سوی گروه‌های مختلف زیر سوال رفته بود گفت: «به خوبی به یاد دارم که آقای روحانی زمانی که نمایندگی مجلس را در دوره های اول مجلس احراز کرده بودند، در رزومه تحصیلی خود مدرک تحصیلی را دانشجوی دوره دکترا اعلام کردند و اساسا در آن مقطع پرداخت حقوق نمایندگان بر مبنای مسئولیت نمایندگی بوده نه مدرک تحصیلی.»

واعظی، وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات نیز در گفتاری مشابه به ایسنا گفت: «روحانی برای شرکت در اولین دوره انتخابات نمایندگی مجلس نیز مدرک خود را دانشجوی دکترا و تحصیل در خارج از کشور مطرح کرده بود و باید این افراد بدانند که ایشان بورس تحصیلی نیز دریافت نکرده است و مثل سایر افراد با هزینه‌ شخصی در خارج از کشور تحصیل کرده است.»

این در حالی است که روحانی در معرفی خود پیش از انتخابات مجلس اول، دارای مدرک دکترا در رشته جامعه‌شناسی حقوقی از دانشگاه لندن معرفی شده و در برگه شناسه نمایندگان مجلس اول، دارای مدرک دکترای حقوق و همچنین «خارج» فقه معرفی شده است.

حسن روحانی در کتاب خاطرات خود هم تاکید کرده که در سال ۱۳۵۷ برای ادامه تحصیلات به انگلستان رفته و در ترم پاییزه دانشگاه معتبر ال.اس.ای. لندن برای دوره M.Phil* ثبت نام کرده است. تیم تحقیق خودنویس در تماسی با این دانشگاه، خواستار اطلاعات بیشتری از دوران تحصیلی حسن روحانی یا «حسن فریدون» شد که پاسخ دانشگاه مورد نظر، عدم ثبت نام از کسی با نام حسن فریدون یا حسن روحانی در طول تاریخ خود بوده است.

برخی حامیان روحانی در فضاهای اجتماعی تلاش کرده‌اند بحث «معادل‌سازی» مدرک فقهی را مبنای درجه دکترا، پیش از اعطای این مدرک در سال ۱۳۷۸ از سوی دانشگاه کالدونین گلاسکو قلمداد کنند تا از زیر سوال رفتن سو استفاده احتمالی روحانی از عنوانی که فاقد آن بوده، جلوگیری شود.

علی ربیعی در گفتگو با ایسنا، بحث «معادل‌سازی» را چنین طرح می‌کند: «البته بعد از انقلاب و با مطرح شدن بحث معادل سازی آقای روحانی می توانست بر اساس مدرک خارج خود که از حوزه علمیه در سال ۵۳ کسب کرده بود از عنوان دکترا استفاده کند که در حال حاضر عده ای این کار را انجام می دهند، اما رئیس جمهور لحظه ای از این عنوان استفاده نکرد و به واسطه هوش و استعدادی که داشت در دانشگاه موفق به پذیرش و سپس اخذ مدرک دکتری شد.» این درحالی است که معادل‌سازی مدارک در دهه هفتاد آغاز شد، نه ابتدای انقلاب و حسن روحانی در سال ۱۳۵۸ مدعی داشتن مدرک دکترای حقوق بوده است، نه دانشجویی مقطع دکترا.

حاضر نشدن روحانی در جلسه‌ استیضاح وزیر علوم، با انتقادهای بسیاری روبرو شده است. برخی اعتقاد دارند که غیبت روحانی به‌واسطه نگرانی‌اش از پاسخ‌گویی به منتقدانی است که ادعاهای اولیه او در داشتن مدرک دکترا از مجلس اول را زیر سوال برده‌اند. واکنش مشابه وزرای کابینه او در توضیح اینکه رئیس جمهوری، در هنگام ثبت نام مجلس اول، «دانشجوی دکترا» بوده، با ادعای ثبت شده روحانی در روزنامه جمهوری اسلامی یک شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۵۸، مغایرت دارد. همچنین، روحانی نمی‌توانسته دانشجوی دکترای دانشگاه ال‌اس‌.ای انگلستان بوده باشد. روحانی به ادعای خود تنها یک ترم در انگلستان درس خوانده و بخش بزرگی از آن محدوده زمانی را نیز در سفر به نوفل‌لو شاتو برای همراهی با آیت‌الله خمینی سپری کرده است.

استفاده از عنوان دکترای جعلی در جمهوری اسلامی سابقه‌ای طولانی دارد و پیش از روحانی، کردان، وزیر اسبق کشور و نیز رحیمی، معاون اول کابینه دوم احمدی‌نژاد متهم به جعل عنوان بوده‌اند.


گفتگوی ۱۹ اسفند ۱۳۵۸ روزنامه جمهوری اسلامی با حسن روحانی.

سند شماره ۶۵ کتاب خاطرات حسن روحانی.

_____
* Master of Philosophy
ویکی‌پدیا: یک مدرک پژوهشی تحصیلات تکمیلی است که نیازمند تکمیل پایان‌نامه است. این مدرک در حالت کلی، مرحله‌ای بین کارشناسی ارشد و دکترا است

No responses yet

Aug 22 2014

علت غیبت روحانی در جلسه استیضاح: ترس از بحرانی‌تر شدن ماجرای مدرکش

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: نگرانی از آسیب پذیری در برابر ایراداتی که پیرامون استفاده روحانی از مدرک دکتری وجود دارد، فرضیه‌ای قابل تامل در فهم دلیل واقعی حاضر نشدن روحانی در مجلس است.

حاضر نشدن حسن روحانی در جلسه استیضاح فرجی دانا به نفع موافقان استیضاح تمام شد. البته تضمینی نیز وجود نداشت که حمایت وی از فرجی دانا در مجلس می‌توانست فرجام کار را تغییر دهد. اما این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که روحانی نسبت به دفاع از فرجی دانا عملکرد موفقی نداشت.

وی از وقتی که استیضاح قطعی شد، حمایت خود را به صورت علنی از وزیر علوم ابراز داشت و با ستایش مراتب علمی و سوابق دینی، انقلابی و پای‌بندی وی به برنامه‌های دولت و گفتمان اعتدال مخالفت خود با استیضاح کنندگان را آشکار ساخت. در واقع او نشان داد که ادعاهای اصول‌گرایان افراطی در متهم کردن فرجی دانا به عدول از اعتدال مورد نظر دولت را قبول ندارد واز عملکرد فرجی دانا راضی است. روحانی در جلسه هیات دولت اعلام کرد که فرجی دانا توانسته ضمن برقراری نشاط در دانشگاه‌ها فضا را آرام نگاه دارد و دانشگاه‌ها در یک سال گذشته آرامش خوبی داشته‌اند.

در همین راستا فرجی دانا در نطق خود در مجلس مدعی شد نا آرامی‌ها در دانشگاه کاهش یافته است. وی چنین گفت: «نسبت تحرکات و تنش‌های افراد و تشکل‌های افراطی در سال تحصیلی ۸۸ حدود ۴۳ درصد است که در سال ۹۱ به ۱۹ درصد رسیده است و این حاکی از آن است که تحرکات و تنش‌ها کاهش یافته است، پس چرا ادعا کنیم که زیاد شده است؟ از این سیاه‌نمایی برای دولت و ملت چه حاصل می‌شود؟ … نسبت تحرکات اعتراضی غیرقانونی که بدون مجوز رخ داده است، در سال ۸۸ حدود ۴۳ درصد بوده که در سال تحصیلی ۹۲ و ۹۳ به ۲۰ درصد تقلیل یافته است و در سال ۹۱ نیز ۲۶ درصد بوده است.»

او تاکید کرد: «وزیر کشور که مسوول امنیت کشور است،‌ در مصاحبه‌ای شهادت داده است که آرام‌ترین فضا را در دانشگاه‌ها داریم، چرا می‌خواهیم القا کنیم که دانشگاه‌ها در مقابل نظام هستند؟ چه سودی برای ما دارد؟»

البته وی به غلط مبنای اتهام زنی اصول‌گرایان افراطی را پذیرفت و بر سر مصداق وارد بحث شد. اما در واقع افراط از سوی حکومت صورت گرفته است. جنبش دانشجویی در دهه هفتاد و هشتاد در کمال عقلانیت به انجام وظایف خود در قبال جامعه و دانشگاه پرداخت. اما او و روحانی توجه نمی‌کنند که آرامش در دانشگاه موقعی ارزشمند است که توام با ایفای نقش دانشگاه در نقادی و گسترش آگاهی و تمرین ایفای مسوولیت باشد و گرنه در شرایط امنیت قبرستانی نیز آرامش برقرار است. در دوره گذار، دانشگاه ناگزیر کانون تحول‌خواهی است و وظیفه پرورش نیروی متخصص آگاه به مسوولیت‌های اجتماعی و دردهای مردم را بر عهده دارد.*

دلایل نیامدن روحانی

روحانی به دلیل سفر استانی به اردبیل در مجلس حاضر نشد و به‌جای او اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور حضور یافت. روحانی در هنگام حضور در اردبیل در حالی که استیضاح در جریان بود گفت: «دلم می‌خواست در کنار وزیر دانشمند و مودب علوم باشم و با زبان صریح از وی حمایت کنم. … به نمایندگان مجلس اعلام می‌کنم امروز هر چه وحدت و اتحاد ۳ قوه بیشتر باشد در دنیای پر آشوب کنونی دشمنان ما ناراحت و دوستان ما در جهان خوشحال خواهند شد.»

روحانی خاطر نشان ساخت: «رای مجلس هرچه باشد احترام می‌گذاریم.» او بعد از استیضاح نیز گفت نباید از این اتفاق عصبانی شد و دولت قواعد بازی را رعایت کرده و حق قانونی نمایندگان را به رسمیت می‌شناسد.

اما او می‌توانست سفرش به اردبیل را به تعویق بیاندازد، کما اینکه پیرموذن نماینده اصللاح‌طلب مردم اردبیل به این شهر نرفت و در مجلس ماند تا از فرجی دانا حمایت کند.

بررسی سیر حوادث این تصور را قوت می‌بخشد که چرایی نیامدن روحانی در تلاقی با سفر استانی وی به اردبیل نبود. روحانی ابتدا تصور می‌کرد استیضاح فرجی دانا رای نمی‌آورد و به حمایت‌های علی لاریجانی و هیات رئیسه فراکسیون رهروان ولایت دلخوش ساخته بود. ارزیابی وی نیز در ابتدا غلط نبود، فضا در روز استیضاح عوض شد. بنابراین روحانی با تاکید بر لزوم روابط خوب بین مجلس و دولت مدعی شد که استیضاح فصل جدیدی در روابط حسنه قوای مقننه و مجریه خواهد گشود، اما این اتفاق نیافتاد و برعکس معلوم شد دولت در تعامل با مجلس نهم مشکل دارد و از این بس سخت‌گیری‌های مجلس بیشتر می‌شود.

در این میان پخش نامه‌ای [2] بر علیه روحانی در مجلس می‌تواند توضیح دهنده علت واقعی عدم حضور وی باشد در حالی که مسوولان دولتی تا شب قبل از استیضاح حضور وی در مجلس را محتمل می‌دانستند. چه بسا او گمان کرده است حضور در مجلس و طرح شبهه در مدرک دکتری وی و چگونگی استفاده از عنوان دکتری برای بیش از یک دهه در حالی که فاقد این مدرک بوده است، به وجهه او لطمه می‌زند. از این رو مصلحت در آن دید که در مجلس حضور نیابد و وارد بحثی نشود که در نهایت فرجام آن به نفع جریان رقیب خواهد بود.

البته اگر ادعای توزیع کنندگان نامه درست باشد که او در شرایط فقدان مدرک دکتری [3] از حقوق معادل این مدرک در مجلس برخوردار بوده است، آنگاه وی در موقعیت آسیب پذیری قرارمی‌گیرد و عملا تلاش دولت یازدهم برای برخورد با سوء استفاده کنندگان از مدارک دانشگاهی با چالشی جدی مواجه خواهد شد.

با کنار هم گذاشتن قرائن و گمانه زنی‌ها می‌توان نتیجه گرفت که نگرانی از آسیب‌پذیری در برابر ایراداتی که پیرامون نحوه استفاده روحانی از عنوان دکتری وجود دارد، فرضیه‌ای قابل تامل در فهم دلیل واقعی عدم حضور روحانی در مجلس است. البته این احتمال را نیز نمی‌توان از نظر دور داشت که روحانی از رفت و آمدهای پشت پرده فهمیده است که تصمیم مجلس برای عزل فرجی دانا قطعی شده و حضور وی نیز نمی‌تواند سرنوشت اولین وزیر علوم کابینه‌اش را تغییر دهد.

انتخاب محمد علی نجفی برای سرپرستی وزارت علوم در شرایط فعلی اقدامی مناسب از سوی روحانی بود. او نشان داد در مواجهه با حرکت تهاجمی اکثریت مجلس اهل عقب‌نشینی است و کماکان اصرار دارد شخصیت‌های وابسته به اصلاح‌طلبان و دارای اعتبار نسبی در دانشگاه‌ها سکان اداره وزارت علوم را در دست بگیرند.

اقدام او اگر تا آخر دنبال شود و وزیری در سطح فرجی دانا در صدر وزار ت علوم قرار بگیرد می‌تواند آسیب‌ها و پیامدهای منفی استیضاح فرجی دانا را جبران نماید. در عین حال بعید به نظر می‌رسد روحانی نجفی را به مجلس پیشنهاد نماید اما با طرح وی می‌تواند مجلس را تحت فشار قرار دهد تا به فردی در سطح فرجی دانا رضایت بدهد. روحانی بعد از استیضاح وارد دعوا با مجلس نشد و در عوض می‌خواهد وزیری مناسب را جای‌گزین سازد.

البته مجلس نیز این بار بیش از گذشته سخت خواهد گرفت و امکان دارد روند مربوط به وزارت ورزش تکرار شده و گزینه پیشنهادی روحانی رای نیاورد. روحانی اگر تصمیمش در وزارت ورزش را عملی ساخته و فردی خنثی و صرفا تکنوکرات را برای وزارت علوم معرفی نماید آنگاه یکی از پایه‌های اصلی حمایت اجتماعی خود را از دست خواهد داد. او به اندازه کافی هوشیاری دارد که متوجه اهمیت استراتژیک دانشگاه‌ها باشد. ماه های آینده نشان خواهد داد دوئل روحانی و اصول‌گرایان افراطی در حوزه مدیریت دانشگاه‌ها به کجا خواهد انجامید.

ــــــ

*در سال گذشته در داخل دانشگاه تحرکات جدی وجود نداشته و آرامش موجود بیشتر محصول بی عملی بوده است. البته از شدت فضای پلیسی کاسته شده اما شکاف بین دانشگاه مستقل و ساخت قدرت مطلقه و اصحاب ولایت فقیه در حدی فعال نشده است تا واکنش دستگاه امنیتی و نیروهای تند رو را در بر داشته باشد. در عین حال استیضاح فرجی دانا روشن ساخت که همین فضای حداقلی نیز از سوی حکومت تحمل نمی‌گردد.

No responses yet

Aug 22 2014

حسن کرمی٬ فرمانده «یگان ویژه» پلیس: سال ۸۸ به‌ خطا درب برخی خانه‌ها را شکستیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: حسن کرمی٬ فرمانده «یگان ویژه» پلیس از تشکیل یک «قرارگاه انتظامی» مشترک و تجهیز این یگان به ۵۴ ابزار خبر داده٬ نیروی «نوپو» را «نیروهای ویژه پاسدار ولایت» معرفی کرده و پذیرفته که نیرو‌های «یگان ویژه» در سال ۸۸ مرتکب «خطا» شدند.

آقای کرمی این مطالب را در گفتگویی که روز جمعه (۳۱ امرداد) از وی در خبرگزاری «نسیم» منتشر شده٬ بیان کرده است.

مهمترین گزاره‌های این گفتگو:

● طی دو سال گذشته قدم در مسیری برداشته‌ایم که چهره واقعی این یگان را به مردم نشان دهد. اجتماعی شدن از رویکردهای این یگان طی سال‌های اخیر است.

● ماموریت اصلی ما کنترل اغتشاشات و فعالیت ضد تروریستی است ولی ملاک اصلی برای انجام ماموریت پشتیبانی مردمی است و درصدد تقویت هرچه بیشتر این حمایت مردمی هستیم.

● نیروهای «نوپو» در این یگان {ویژه} نیروهای ویژه پاسدار ولایت هستند. اجتماعی شدن، رویکرد اصلی این یگان بوده که حضور در ورزشگاه و سواحل دریا با لباس‌هایی متفاوت نیز موید این مطلب است.

● در واحدهای ما یک اسلحه جنگی پیدا نمی‌کنید، اصلا لزومی ندارد یگان ویژه اسلحه جنگی داشته باشد، چون به کار این پلیس نمی‌آید.

● در بحران این موضوع خیلی خطرناک است. یعنی اگر در بحران اسلحه ببرد سر صحنه، علیرغم اینکه آستانه تحمل نیرو‌ها باید بالا باشد ولی یک توهین ممکن است باعث دست به ماشه شدن فرد شود.

● بحران با حجم وسیع در سال ۸۸ ما را برآن داشت که تجهیزات لازم را داشته باشیم.

● وقتی نیروی نظامی را بخواهیم وارد اغتشاش کنیم ازنظر افکار عمومی و بین‌المللی دیگر وضعیت قرمز را رد کرده و بحرانی‌تر شده است.

● با راه‌اندازی قرارگاه انتظامی که توسط ستاد کل ابلاغ شد، همه نیروهای در یک قالب قرار گرفتند. وزارت اطلاعات، بسیج، سپاه و.. همه مشارکت کردند.

● ما در بسیاری از زمان‌ها که نیاز برای هماهنگی داریم، قرارگاه انتظامی تشکیل جلسه داده و نمایندگان دستگاه‌ها در آنجا حضور می‌یابند و با شیوه و شگرد پلیسی جرائم کنترل می‌شود.

● ۵۴ نوع تجهیزات یگان ویژه را در داخل کشور بهینه سازی یا تولید کرده‌ایم. این تولیدات یک انقلابی در پیشرفت تجهیزات پلیسی ایران به شمار می‌رود و مشتریان زیادی از سایر کشور‌ها داریم.

● در فتنه ۸۸ خودروی مجهز که وارد جمعیت و اغتشاش شود و آسیب ناپذیر باشد، نداشتیم.

● در حال حاضر مجهز به خودروهایی با ایمنی کامل و آسیب ناپذیری جهت کنترل اغتشاشات شده‌ایم. امکانات الکترونیکی صوت و نور نیز به تجهیزات ما اضافه شده است.

● انواع خوشبوکننده و بدبو کننده خنده و گریه آور در یگان ویژه تولید شده و ایده این امکانات توسط کار‌شناسان داخلی طراحی و صنعت کشور نیز آن را ساخته است.

● سال ۸۸ برخی مواقع خطاهایی از یگان ویژه نیز بود ولی ناجا برای جبران ورود می‌یافت. مثلا اگر جایی در خانه‌ای شکست، بلافاصله تیم می‌فرستاد تا رضایت را حاصل و هزینه و خسارت را پرداخت کنند.

● البته خیلی از مردم قبول دریافت هزینه نمی‌شدند {حاضر به پذیرش خسارت نمی‌شدند}. این ناشی از مردمی نبودن یگان‌های ویژه بود.

No responses yet

Aug 22 2014

لاریجانی: خرید خودروی خارجی توسط دولت غیرقانونی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: رئیس مجلس در نامه‌ای به حسن روحانی مصوبه هیئت وزیران درباره خرید خودروی خارجی را مغایر با قانون اعلام کرد. مطابق آمار گمرک در سه ماه نخست امسال واردات خودروهای لوکس به ایران دو و نیم برابر بهار گذشته بود.

علی لاریجانی با استناد به نظر مقدماتی “هیئت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین”، یکی از مصوبه‌های هیئت وزیران دولت یازدهم با موضوع “خرید خودرو توسـط نهاد ریاسـت جمـهوری” را غیر قانونی اعلام کرد.

رئیس مجلس این مصوبه را با “قانون تنظیم بخشـی از مقررات مالی دولت، مصوب سال ۱۳۸۰” مغایر دانست. مطابق این قانون دستگاه‌های اجرائی تنها مجاز به خرید خودروهای سواری تولید داخل هستند.

به گزارش روز جمعه، ۳۱ مرداد خبرگزاری ایلنا، لاریجانی در نامه‌ای به حسن روحانی یادآور شده که “صرفاً نیروی انتظامی و نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور مستثنی از شمول ممنوعیت خرید خودروی سواری خارجی بوده و نهاد ریاست جمهوری، مشمول مستثنیات شمارش‌شده در قانون نمی‌باشد”.
در سه‌ماهه اول سال‌جاری ورود خودروهائی با حجم موتور هزار تا ۱۶۰۰ سانتی‌متر مکعب به ایران ۲۶۰ درصد بیشتر شده است

در سه‌ماهه اول سال‌جاری ورود خودروهائی با حجم موتور هزار تا ۱۶۰۰ سانتی‌متر مکعب به ایران ۲۶۰ درصد بیشتر شده است

رئیس مجلس در پایان نامه خود نوشت: «بنابراین، متن مصوبه و مشخصات خودروهای مندرج در جدول مربوط، تا آنجا که ناظر به امکان خرید خودروهای سواری خارجی توسط نهاد ریاست‌جمهوری می‌باشد، مغایر با قانون است.»

افزایش واردات خودروهای لوکس

در حالی که نهاد ریاست جمهوری و دیگر دستگاه‌های دولتی از خرید خودروی خارجی منع شده‌اند واردات خودروهای لوکس به ایران از ابتدای سال جاری افزایش چشمگیری داشته است.

ببینید: گزارش تصویری دویچه وله از خودروهای گران‌قیمت در تهران
تازه‌ترین آمار گمرک از بازرگانی خارجی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد، واردات”وسائل نقلیه با حجم سیلندر ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ سانتی‌متر مکعب” در سه ماه اول امسال به نسبت دوره مشابه سال پیش حدود ۲۶۰ درصد افزایش داشته است.

بیشترین کالاهای وارداتی در این مدت به ترتیب گندم، خودروهای لوکس و برنج بوده‌اند. بنابر گزارش گمرک میزان واردات در بهار امسال نسبت به سال گذشته در مجموع ۳۵ درصد افزایش یافته است.

افزایش واردات در حالی ادامه دارد که مدیران اقتصادی و رئیس دولت یازدهم بارها از سیاست‌های دولت قبلی در این زمینه و “واردات بی‌رویه کالا” به شدت انتقاد کرده‌اند.

در سال پایانی دولت دهم بیش از ۲۳ هزار خودرو، از جمله ’۵۰۰ دستگاه پورشه به ایران وارد شد که برای واردات برخی از آن‌ها از ارز دولتی استفاده شده بود.

حسن روحانی در گزارش صد روزه خود به مردم اولین راه ایستادگی “در برابر زورگویی‌ها” را اتکا به خود، تقویت تولید داخلی و کاهش واردات عنوان کرده است.

No responses yet

Aug 22 2014

ریشه مشکلات کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

محمد ملکی: این نوشته را به کسانی تقدیم می‌کنم که می‌پنداشتند مار، کبوتر می‌زاید

در روزگار پر حرفی‌ها و وراجی‌های نفرت‌انگیز، دلم از این همه سکوت و نگفتن آنچه باید گفت گرفته، در روزگار غربت “کلام” باید به جستجوی جایی، وسیله‌ای، بهانه‌ای نشست برای گفتن، حق گفتن؛
امّا وقتی نمی‌گذارند بگویی، وقتی دهانت را بسته و زبانت را بریده‌اند، نه با دهان و زبان که با چشمها، دست‌ها و رگهایت، باید فریاد کنی.
هموطنان، عزیزان من،
چه می‌شد، اگر پس از گذشت هزاران سال از عمر پر ماجرای سرزمین اجدادی ما و از سر گذراندن دوران سیاه حاکمیت جباران داخلی و هجوم و کشتار و وحشی‌گری و تسلط اقوام بیگانه می‌اندیشیدیم که چرا چنین شد؟
چه می‌شد اگر از تاریخِ پر فراز و نشیب کشور عزیزمان درس و عبرت می‌گرفتیم تا با بازخوانی حوادثی که بر ما رفت، پس از هر هجوم تلخ بیگانگان یا کشتار و جنایات آدم‌کشان و استبدادیان داخلی، فریاد اعتراض سر می‌دادیم و خواب راحت و آرام جنایتکاران را آشفته می‌ساختیم؟
چه می‌شد، اگر در همین دهه‌های اخیر پس از هر پیروزی و شکست دنبال ریشه‌ها می‌رفتیم و با متهم کردن این و آن، مسؤولیت را از دوش خویش برنمی‌افکندیم و در انتظار نمی­نشستیم و علیه بی‌داد می­شوریدیم و به جای غُرغُرهای بی­حاصل فریاد برمی­آوردیم و هر یک تقصیر را به گردن دیگری نمی­انداختیم؟
چه می­شد، آنها که آگاهانه یا ناآگاهانه با فراموش کردن تجربه­ های گذشته و علیرغم هشدار دلسوزان دوباره به صندوقهای رأی دل بستند و به کسی که در تمام این ۳۵ سال یکی از عوامل حکومت بود، رأی دادند و پندارگرایانه فکر می­کردند روحانی با دیگران تفاوت دارد و به وعده ­های خود عمل می­کند، می اندیشیدند که ریشه اصلی مشکلات از کجاست؟ پس از گذشت یک سال وضع نه تنها بهتر که روز به روز بدتر می­شود. از حقوق بشر و وعده ­های داده شده خبری نیست، زندانها مملو از روزنامه ­نگاران و دانشجویان دگراندیش است، اعدام­ها به وضع وحشتناکی افزایش یافته، رفتار با زندانیان سیاسی بد و بدتر شده، حادثه ­ی کم سابقه ­ی حمله به بند ۳۵۰ در این دوران اتفاق افتاده و با همه ­ی وعده ­ها، عاملین این جنایت نه تنها تنبیه نشدند بلکه روز به روز به فشار بر زندانیان بی­گناه می­افزایند. اثر دخالت ها در عراق و سوریه به نتایج وحشتناکی رسیده و حوادث مرگبار دیگر که مردم ما شاهد آن بودند از جمله به سخره گرفتن حقوق بشر از سوی مقامات عالی کشور، به بازی گرفتن قوانین خودساخته و محکومیت­های طولانی مدّت و در این اواخر محکومیت استادان از جمله دکتر صادق زیبا کلام، دکتر هادی اسماعیل­زاده و حمله و هجوم به منزل دکتر رفیعی و اهانت به همسر و دختر ایشان که اینها همه در زمان ریاست جمهوریِ کسی صورت گرفته که وعده ­ی استقلال دانشگاهها را داده بود. چه می‌شد اگر آن‌ها که به وعده‌های روحانی امید بسته بودند، دست به اعتراض می­زدند؟
چه می­شد، اگر جناب رئیس جمهور در برابر حکم ­های بدون حساب و سنگین قضات دادگاه­ها به ­عنوان مسؤول و ناظر بر سه قوه یکبار به این گستاخی قضات و اعمال خلاف و ضد حقوق بشری مأمورین وزارت اطّلاعات و اطّلاعات سپاه و دیگر اطّلاعاتی ­ها که سرنوشت مردم را در دست گرفته ­اند اعتراض می­کرد و از حق مظلومین دفاع می­نمود؟
چه می­شد، وقتی قاضی صلواتی پس از آنهمه خشونت با دستگیرشدگان و آن احکام مسخره، روزی که حکم دور از انصاف و مروت و انسانیت را در مورد جوان دلسوخته و زحمتکش و فرهیخته آقای روئین عطوفت، به­ جرم تشکیل جلسات ماهانه ­ی فرهنگی در منزلش و جذب تعداد محدودی از فرهنگ ­دوستان در آنجا، حکم ۱۱ سال زندان برایش صادر کرد، جناب رئیس جمهور تقاضای او را برای یک دیدار چند دقیقه ­ای می ­پذیرفت و به حرفهای یک هموطن مظلوم گوش فرا می­داد و از حق ضایع شده او دفاع می­کرد؟
چه می­شد: اگر آقای روحانی به ­جای آمارهای پوچ و ادّعای بهبود وضع معیشتی مردم، واقعیت­ها را اعلام می­کرد که مردم در چه شرایط فلاکت­باری زندگی می­کنند و فقر و فساد و فحشاء و بیکاری بیشتر از گذشته شده (به گفته مقامات بالای نظام) و گرانی بیداد می­کند و حالت روانی جامعه به گونه ­ایست که اعلام می­کنند در عرض دو ماه اوّل سال ۹۳ حدود ۱۰۴ هزار نزاع ثبت شده در کلانتری­ها وجود دارد.
چه می­شد؟ اگر آقای روحانی به ­جای گفتن این جمله ­ی دروغ که حمایت مردم از دولت بیشتر شده، نتیجه رفراندوم واقعی قبول یا رد یارانه­ ها را به ­خاطر می­آورند که با تمام تبلیغات وسیع رسانه ­های دولتی و فتوای مراجع ساکن حوزه ­ها و وعده و وعیدهای توخالی، ۷۳ میلیون نه گفتند و تنها ۲.۵ میلیون آری، یعنی بیش از ۹۰ درصد عدم اعتماد خود به دولت و نارضایتی خویش از وضع اقتصادی را اعلام کردند و این امر را نتیجه عدم اعتماد به دولت دانستند

چه می­شد؟ اگر دوستداران آقای روحانی به ­جای اینکه منتقدین امثال من را متهم به تضعیف دولت و بهانه دادن به دست مخالفین کنند کمی انصاف به خرج می­دادند تا بر آنها معلوم گردد این نتیجه اعمال و رفتار مماشات گرایانه خود دولت است که آنرا تضعیف می­کند نه نقدکنندگان حاکمیت؟
راستی چه می­شد: اگر دولت آقای روحانی دست از این شعار بی­معنی برمی‌داشت که آنچه در نقض حقوق بشر و تجاوز به مردم صورت می­گیرد ربطی به دولت ندارد و قوه ­ی قضائیه و مجلس و مقامات غیر مسؤول هستند که جلوی پای حکومت سنگ می­اندازند و همانند مصدق بزرگ که در برابر شاه موضع می­گرفت و حقایق را با مردم در میان می­گذاشت و ماهیت شاه و اطرافیانش را افشاء می­کرد، او هم چنین می­نمود؟ چرا جناب روحانی با وجود درخواست­های مکرر یکبار این عمل را انجام نداد و نگفت چه کسانی مانع کار او هستند و نگفت او در وزارت اطّلاعات و اطّلاعات سپاه و قدرت­های وابسته به رهبری هیچ کاره است و نمی­تواند، یا نمی­خواهد با «ارباب و مرادش» در بیافتد زیرا در این ۳۵ سال به هر کجا رسیده از برکت وجود ایشان بوده است. چرا که ریشه ­ی همه فسادها از قدرت مطلقه رهبر و درباریانش ناشی می­گردد.
چه می­شد وقتی اسرار تقلب گسترده در انتخابات سال ۸۸ و آن کشتارها و جنایت ­های انجام شده توسط سردار جعفری فاش شد – کاری که نمی­توانست جز با موافقت و تأئید آقای خامنه ­ای صورت گرفته باشد – رئیس جمهور عکس ­العمل نشان می‌داد؟ مردم از خود می­پرسند آیا تنها همین یک بار انتخابات مهندسی شده، یا آنچه به­ نام انتخابات در این۳۵ سال در نظام ولایی صورت گرفته این­گونه بوده است؟ اگر چنین سؤالی مطرح گردد آن وقت باید به رفراندوم تغییر نظام، مصوبات مجلس خبرگان، قانون اساسی و تمام آنچه به­نام رفراندوم یا انتخابات در ایران صورت گرفته خط بطلان کشید و زائیده ­ی دروغها، دوز و کلک­ها و حقه ­بازیهای رایج در “نظام ولایی” دانست.
و بالاخره چه می­شد؟ اگر از مقامات نظام ولایی سؤال می‌شد که درباره برنامه هسته ای تا کی باید مردم ایران نامحرم بمانند و ندانند در پشت درهای بسته چه می­گذرد؟ می­گویند تاکنون حدود ۲۶۰ میلیارد دلار خرج کارهای مربوط به انرژی اتمی شده و چند برابر زیان­های ناشی از اینکار متوجّه ملت ایران گردیده. چرا کسی پاسخگو نیست؟ ملّت ما تا کی باید درد و رنج و فقر و بیچارگی را تحمّل کند؟ آیا بر ندانم کاری­ها و هدر دادن اموال عمومی و چپاول ثروت مردم و دزدی و دغلی سرکردگان نظام ولایی پایانی نیست؟ و چه می­شدهای بسیار دیگرکه در این یک سال باید مطرح می­شد و سردمداران نظام ولایی به آنها پاسخ می­دادند.
هموطنان، عزیزان من. حال این سؤال را مطرح کنیم که در این ۳۶ سال که نظام ولایی برپا شده چرا به چنین سرنوشت دردآوری دچار شده ­ایم و به جستجوی عامل یا عاملان این جهمنی که در ایران برپاست ننشستیم؟
چرا دولت­ها در این ۳۶ سال قادر به نجات مملکت نشدند و وضع هر سال خرابتر از پیش شد؟
پس از حدود پانزده سال اقامت آیت ­الله خمینی در نجف اشرف با امکاناتی که در اختیار اطرافیان ایشان بود، مصلحت بر این قرار گرفت که آقای خمینی به پاریس منتقل گردد تا امکانات تبلیغاتی وسیعی در اختیارشان قرار گیرد و رسانه ­های جهانی در مطرح کردن ایشان به ­عنوان رهبر یکتای مردم ایران از هیچ کوششی دریغ نکنند و او را به­ عنوان یک «قدیس» که می­تواند با برنامه ­ها و افکارش ایران را به بهشت روی زمین تبدیل کند معرفی کنند و آقای خمینی به خبرنگاران خارجی چنین تفهیم کند که پس از بازگشت او به ایران دیگر از ظلم و خشونت و استبداد و شکنجه و زندان و آنچه مغایر آزادی مردم است خبری نخواهد بود و عدالت به ­طور کامل اجرا می­گردد.
در هر حال پس از آماده ­سازی شرایط برای ورود ایشان به ایران به ­عنوان رهبر بلامنازع بالاخره آقای خمینی وارد فرودگاه مهرآباد گردید. و از این لحظه ماجرا آغاز شد.
امّا در مدت ورود آقای خمینی تا تغییر نظام روشن شد که این مرد آن مرد نیست؛ خشونت و کشت و کشتاری که از روز اوّل آغاز شد، نشانگر این واقعیت است که قدرت مطلقه، مادر فساد است. حدود ۱۰ سال ملت در آتشی که آقای خمینی و یاران وفادارش برپا کردند سوختند و نابودی حرث و نسل مفهومِ واقعی یافت. آیت ­الله خمینی پس از ده سال گسترش خرافات، خون و خشونت و جنگ و خونریزی و کشتار و یکه ­تازی در همه ­ی امور به سرای دیگر رفت تا جوابگوی اعمالش باشد. پس از فوت آقای خمینی میراث­ خواران نظام ولایی به تکاپو افتادند تا با انتخاب جانشین، نظام را به هر صورت حفظ کنند

شعبده بازیها و دروغ و دغل­هایی در مجلس خبرگان پیش آمد و مطالبی نقل و قول شد که این روزها گوشه ­هایی از آن افشاء گردیده است. بالاخره آقای خامنه ­ای با تکیه بر تغییراتی که در قانون اساسی داده شده بود به ­عنوان ولی مطلق فقیه با اکثریت رأی کسانی که نام نمایندگان خبرگان بر خود نهاده بودند برگزیده شد. صلاحیت آقای خامنه ­ای از همان روزها، هم از نظر فقهی و هم سیاسی و تقوایی زیر سؤال رفت. تعدادی از مراجع، به اعلمیت، مرجعیت و تقوایی که لازمه ­ی این مسؤولیت بزرگ بود اشکال وارد می­کردند. از جمله مرجع بزرگ آیت­الله منتظری که در سالهای پایانی عمر ضمن پاسخ به بعضی سؤالات در کتابی به ­نام انتقاد از خود (عبرت و وصیت) که چند ماه قبل از وفات مطالب این کتاب را مورد تأئید قرار داده ­اند، در جائی نوشته اند:
“تا زمانی که من قائم مقام و جانشین مرحوم آیت ­اله خمینی طاب ثراه بودم، هیچگاه از ولایت فقیه به شکلی که اکنون ارائه می­شود دفاع نکردم من در آن زمان بیش از همه ­ی مسؤولان بر آزادی بیان و آزادی احزاب ـ حتّی احزاب مخالف ـ و دفاع از حقوق مردم تأیید داشتم و نسبت به برخورد با کسانی که اصلِ ولایت فقیه و حکومت دینی را نیز قبول نداشتند معترض بود)
در جای دیگر می‌گوید:
“نظریه ­ی ولایت مطلقه ­ی فقیه با مسائل فقهی اینجانب نیز منطبق نبود، زیرا نظریه ­ی نصب را که مستلزم ولایت مطلقه ­ی فقیه است، در همان زمان در درس­های رسمی خود مردود شمردم و همان موقع درس­های من چاپ و منتشر شد کسانی باید به ولایت مطلقه ­ی فقیه ملتزم شوند که نصب بالفعل فقها را در زمان غیبت توسط امام معصوم علیه ­السلام در مقامِ ثبوت و اثبات پذیرفته باشند)
و در جای دیگر در جواب اعتقاد به نصب می­گوید:
بنابراین گرچه در اوایل انقلاب و هنگام تدوین قانون اساسی به نظریه ­ی نصب تمایل داشته ­ام، امّا بازگشت از این نظریه و ارائه ­ی نظریه ­ی انتخاب ـ که زیربنای نظریات بعدی من بوده ـ در زمان قائم مقامی اینجانب بوده است
و نهایتاً نظر آقای منتظری در مورد مرجعیت آقای خامنه ­ای را بازخوانی میکنم:
“اولاً از کسانی که خود را برای مرجعیت مطرح کرده ­اند کسی را نمی­شناسم که آقای خامنه ­ای در رتبه ­ی علمی او باشد؛ و این امر بر اهل فضل پوشیده نیست. ثانیاً به نظر من شروع یا تشدید ادّعای مرجعیت برخی از افراد بعد از مطرح شدن مرجعیت آقای خامنه ­ای بود، و بسیاری از آنان با خود فکر می­کردند مگر مرتبه ­ی علمی و فقهی ما از ایشان کمتر است؟ پس وقتی ایشان را در حد مرجعیت مطرح می­کنند ما که از نظرعلمی بالاتر از ایشان هستیم اشکالی ندارد که ادّعای مرجعیت کنیم.
ثالثاً ادّعای مرجعیت از سوی آقای خامنه ­ای که قدرتِ حاکمیّت را در دست دارند با افراد دیگر تفاوت اساسی دارد، اِشکال اصلی به ایشان ـ به جز عدم صلاحیت علمی در حد مرجعیت ـ آن است که چرا در این راستا از ابزارهای حکومتی مثل وزارت اطّلاعات بهره­ گیری می­شود و با استفاده از دستگاههای تبلیغاتی زیر نظر ایشان و تهدید و تطمیع، جمعی از علما به این امر اقدام شده و بدعتی ناپسند در مرجعیت شیعه بنا شده است و حتّی مرجعیت را به داخل و خارج از ایران تقسیم کردند؛ در حالی­که مرجعیت شرایط خاص خود را دارد و ایرانی و خارجی بودنِ مقلدانِ مراجع در آن تأثیرگذار نیست. همچنین ایشان با استفاده از قدرت خود در حوزه­ های علمیه مستقیماً دخالت کردند به گونه­ ای که برای خود نقشی انحصاری قائل شدند
هموطنان، عزیزان من؛
به نظرات آیت ­اله منتظری در مورد آقای خامنه ­ای درست توجّه بفرمائید. ایشان آقای خامنه ­ای را نه از جهت اعلم بودن و نه از جهت مرجعیت و نه از جهت تقوا و مدیریت که از برجسته ­ترین ویژگیهای یک ولی فقیه باید باشد صاحب صلاحیت نمی­داند. در قانون اساسی نظام ولایی که باید مورد تأیید آقایان باشد آمده که عدالت و تقوا از لوازم رهبری است. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت، صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه از شرایط و صفات رهبری است. یک نظر اجمالی به آنچه در این ۲۵ سال رهبری آقای خامنه ­ای بر سر ملک و ملت آمده پاسخ گویایی بر صلاحیت یا عدم صلاحیت ایشان است.
کارکرد آقای خامنه ­ای در مسائل داخلی و خارجی می­تواند همه چیز را روشن کند. نمی­توان باور کرد که در سیاست داخلی وضع امروز کشور و در سیاست خارجی وضع منطقه زاییده‌ی راهنمائی ها و تفکرات ایشان نباشد. کدام سیاست است که داعش ­ها را در گوشه کنار جهان اسلام به ­وجود می­آورد تا جهان به خاک و خون کشیده شود؟

از مدیریت ایشان همین کافی است که اخیراً مدارک سخنرانی سردار جعفری در مورد انتخابات ۸۸ و کشتار مردم و تقلب در انتخابات و دستگیری هزاران جوان و دانشجو که تعدادی از آنها هنوز در زندان به سر می­برند و حصر سه نفر از بزرگان نظام افشا شد و همه این اعمال مورد تأیید آقای خامنه ­ای بوده است. سخنرانیها و حمله به این و آن همه نشانگر یک مدیریت غیر مسؤول در رأس مملکت است که از صلاحیت کافی برای اداره­ ی کشور بزرگ ایران برخوردار نیست.
هموطنان، عزیزانم، نسل جوان آگاه و دلسوز؛
در چنین شرایطی چه باید کرد؟ همانطور که بسیاری از دلسوزان وطن عزیزمان تاکنون اعلام کرده ­اند آقای سید علی خامنه ­ای در بیش از ۲۵ سال که به ­عنوان ولی مطلق فقیه امور دینی و اجتماعی کشور را در دست گرفته در برابر کسی پاسخگو نبوده است و روز به روز وضع ملک و ملّت بدتر شده و تغییرات ظاهری دولت ها هم هیچ دردی را دوا نکرده است. باید تغییرات اساسی و زیربنایی به ­وجود آید و باید نظام ولایی به نظامی مردمی تبدیل شود، باید به ­جای یک نفر، مردم تصمیم ­گیرنده­ی امور خود باشند. باید آقای خامنه ­ای ضمن گزارش کار ۲۵ ساله به مردم شرایطی فراهم سازد که ملّت حاکم بر سرنوشت خود گردند و تا چنین نشود، تغییر رؤسای جمهور و رفتن این و آمدن آن دردی را دوا نمی­کند. همانگونه که در یک سال گذشته شاهد آن بودیم ایران عزیز نیاز به یک جراحی عمیق دارد و اینکار باید با اراده نسل جوان و فرهیخته صورت گیرد. سکوت و نظاره­گری کافی است. باید اعتراض کرد و خواسته های اصلی مردم را به حاکمان گوشزد کرد. اگر دهان و زبانمان را بسته ­اند باید با هر وسیله فریاد کنیم، فریاد برای آزادی، فریاد برای عدالت و فریاد برای برابری.
چه می­شد؟ اگر مردم بار دیگر با آگاهی و شناخت کامل علیه ظلم و بی­داد اعتراض می کردند و بساط استبدادیان برمی­چیدند و قدرت را به نمایندگان واقعی مردم میسپردند و دست در دست هم وطنی آباد و آزاد از نو بنا می­کردند. به امید آن روز.
سه شنبه, ۲۸م مرداد, ۱۳۹۳

No responses yet

Aug 22 2014

اعتصاب پنج هزار کارگر معدن بافق در اعتراض به بازداشت همکاران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سیاسی

دویچه‌وله: کارگران معدن بافق در اعتراض به بازداشت دو تن از همکارانشان در معدن سنگ آهن بافق در استان یزد دست به اعتصاب زده‌اند. از عصر دیروز مأموران یگان‌های ویژه پلیس در محل کارخانه مستقر شده‌اند.

پنج هزار کارگر سنگ آهن بافق در استان يزد بار دیگر از عصر چهارشنبه (۲۹ مرداد/ ۲۰ اوت) در اعتراض به بازداشت دو تن از همکاران خود دست به اعتصاب زده‌اند. این عده در اعتراض به بازداشت “امیرحسین کارگران” و “علی صبری” از کارگران این معدن دست از کار کشیده و تولید را متوقف کرده‌اند.

نیروی انتظامی شب گذشته قصد داشت ۱۶ کارگر دیگر این معدن از جمله “حسین تشکری”، رئیس شورای شهر بافق را بازداشت کند که به دنبال اعتراض کارگران، ناکام ماند. در حال حاضر ۱۶ کارگر یادشده در میان همکارانشان در اعتصاب معدن حضور دارند.

کارفرمای معدن بافق در پی اعتصاب پیشین کارگران که ۳۹ روز طول کشید، از این ۱۸ نفر شکایت کرده است. پنج هزار کارگر معدن بافق چندی پیش در واکنش به عرضه ۲۸/۵ درصد از سهام معدن در فرابورس که به قصد خصوصی‌سازی انجام گرفته بود، دست به اعتصاب زده بودند.

اعتصاب‌کنندگان با نیروی انتظامی مذاکره کردند

به‌گزارش ایلنا، یکی از نمایندگان کارگری این اعتصاب از حضور جانشین فرمانده نیروی انتظامی یزد در معدن خبر داد و گفت: «در این مذاکره پایان اعتراض صنفی کارگران به لغو حکم بازداشت هر ۱۸ کارگر منوط شده و جانشین فرمانده نیروی انتظامی یزد تلویحا با این خواسته موافقت کرده است.»

تاکنون به جزئيات شکايت کارفرما از ۱۸ کارگر شرکت سنگ آهن مرکزی ايران اشاره‌ای نشده است، اما در يک سال اخير، تعدادی از نمايندگان کارگران در مناطق مختلف ايران، مانند اصفهان، يزد و خوزستان با شکايت کارفرما به اتهام اخلال در نظم بازداشت شده‌اند.

وعده‌ی وزیر کار و دولت هم بی‌ثمر بود

علی ربیعی، وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعی، هفته گذشته در محل معدن حاضر شده و در حمایت از آنان گفته بود: «حرمت کار و کارگر برای تک‌تک ما واجب است و من نوکر کارگران هستم و خوشحال که مدام پيگيری کردم و الان خوشحالم حتی يک “تو” به کسی گفته نشد. شايسته است برای حل موضوع، دست از زبان تهديد برداريم.»

به گفته نماینده کارگران، از حضور ربیعی در معدن نتیجه‌ای حاصل نشده و سرنوشت مطالبه کارگران مبنی بر توقف خصوصی‌سازی معدن همچنان در ابهام قرار دارد.

در پی اعتصاب چندی پیش کارگران، دولت وعده داده بود که خواسته‌های آنان تحقق یابد.
پيش از اين، ۷۱ و نيم درصد از سهام شرکت سنگ آهن مرکزی بافق در سال ۹۱ به صندوق بازنشستگی فولاد خوزستان واگذار شده بود.

کارگران معدن سنگ آهن بافق از احتمال تعديل نيروی کار و کاهش دستمزد و مزايا در پی خصوصی‌سازی اين معدن نگران هستند. آنان همچنین خواستار برکناری مديرعامل شرکت سنگ آهن مرکزی ايران،‌ تضمين امنيت شغلی و ارتقای سطح استخدامی تمامی ‌کارکنان هستند.

No responses yet

Aug 22 2014

در اعتراض به طولانی شدن سخنرانی فرمانده سپاه قزوین، احمد خاتمی از کنگره شهدای قزوین قهر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد خاتمی٬ عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری در اعتراض به طولانی شدن مدت سخنرانی فرمانده سپاه قزوین در کنگره «شهید رجایی و شهدای کارمند» از سخنرانی در این کنگره خودداری کرد.

خبرگزاری «شبستان» گزارش کرده آقای خاتمی سخنران اصلی کنگره «شهید رجایی و شهدای کارمند» بود که در اعتراض به طولانی شدن مدت سخنرانی محمد شاهرخی این کنگره را ترک کرد.

این خبرگزاری نوشته پس از پایان سخنرانی فرمانده سپاه قزوین٬ احمد خاتمی پشت تریبون رفته و گفته «سخنرانی فرمانده سپاه این جلسه را اشباع کرد٬ والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته» و جلسه را ترک کرد.

ایرنا نیز خبر خودداری امام جمعه موقت تهران از سخنرانی در این کنگره را مخابره کرده و نوشته درخواست‌ برگزار کنندگان این کنگره از وی برای تجدید‌نظر در تصمیم خود بی‌نتیحه مانده است.

احمد خاتمی عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت و امام جمعه موقت تهران است.

No responses yet

Aug 21 2014

دستگیری بیش از ۷۰۰ «هنجارشکن» در سواحل ایران در تابستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: رئیس پلیس امنیت اخلاقی پلیس ایران روز پنج‌شنبه، ۳۰ مرداد، از دستگیری بیش از ۷۰۰ نفر در تابستان ۱۳۹۳ در قالب طرحی موسوم به طرح «سالم‌سازی دریا» خبر داد. او افراد بازداشتی را «هنجارشکن» خواند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، محمدمسعود زاهدیان با بیان این که ۷۲۲ فرد دستگیرشده به مراجع قضایی معرفی شده‌اند «عفاف و حجاب، سرقت و شرارت را از جمله اتهامات» این افراد ذکر کرد.

طرح «سالم‌سازی دریا» هر ساله از ابتدای تابستان در سواحل شمالی و جنوبی ایران اجرا می‌شود. برخورد با مواردی که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی «بدحجابی و هنجارشکنی» می‌خواند از جمله اهداف این طرح اعلام شده است.

بازداشت بیش از ۷۰۰ تن در حالی است که پیشتر اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، در این باره گفته بود که امسال در طرح «سالم‌سازی دریا» تذکرات افزایش یافته، اما دستگیری و کار انتظامی کاهش داشته است.

رئیس پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی همچنین خبر داده است که از ابتدای طرح «سالم‌سازی دریا» ۴۴ نفر در سواحل گیلان و مازندران غرق شده و ۶۱۷ نفر از غرق شدن نجات پیدا کرده‌اند.

به گفته آقای زاهدیان، طرح «سالم‌سازی دریا» در قالب قرارگاهی متشکل از رده‌های مختلف نیروی انتطامی و سازمان‌های دیگر نظیر هلال احمر، فرمانداری، استانداری، بسیج و سازمان تبلیغات اسلامی برگزار می‌شود.

حسن کرمی، رئیس یگان ویژه نیروی انتظامی، ۱۱ خرداد خبر داده بود که ۵ تا ۶ گردان یگان ویژه در طرح کنترل سواحل شمال کشور حضور دارند.

علی طاهری، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، نیز روز اول تیرماه خبر داده بود که این کمیسیون در قالب طرح «سالم‌سازی دریا» حضور روحانیون و ائمه جماعات در سواحل دریای خزر را پیگیری می‌کند.

به گفته آقای طاهری در این طرح روحانیون با حضور در سواحل، برگزاری نماز جماعت در ساحل دریای خزر را پیگیری خواهند کرد.

رئیس پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حضور پررنگ گشت‌های امنیت اخلاقی در سطح شهر تهران تاکید کرده است که هیچ نوع تغییری در برنامه این گشت رخ نداده است.

هر ساله با فرارسیدن فصل تابستان نیروی انتظامی طرح‌هایی تحت عنوان «امنیت اخلاقی» را به منظور مبارزه با آن چه «بدحجابی» خوانده می‌شود اجرا می‌کند.

No responses yet

Aug 21 2014

مهدی هاشمی: خامنه‌ای خانه ما که می‌آمد، شب‌ها توی اتاق من می‌خوابید

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: مهدی هاشمی در گفتگویی که دو سال پیش انجام شده، به بیژن فرهودی گفته‌ است که خامنه‌ای هر وقت خانه‌شان می‌آمده، در اتاق او می خوابیده و همچنین او و پدرش به ولایت فقیه اعتقادی ندارند.

بیژن فرهودی، مجری سابق صدای آمریکا در نسخه روز ۲۹ مرداد روزنامه کیهان لندن [2]، ماجرایی را بازگو می‌کند که می‌تواند پیش از برگزاری جلسه بعدی دادگاه مهدی هاشمی، زاویه‌های متفاوت پرونده و حساسیت‌های قاضی دادگاه انقلاب را معلوم کند. فرهودی می‌نویسد: «دیدار من با مهدی هاشمی رفسنجانی که به درخواست وی انجام شد قرار نبود حالت مصاحبه داشته باشد اما کوته زمانی پس از شروع، تبدیل به نوعی گفت و شنود شد که طی آن درباره یک رشته مسایل جاری کشور صحبت کردیم. بسیاری اوقات این مکالمه توأم با پرسش‌های چالشی من از مهدی هاشمی بود.در همان ابتدای گفتگو از مهدی سوال کردم آیا دارد این گفتگو را ضبط می‌کند و او با قهقهه اظهار داشت: من؟ من از شما باید بپرسم! او اضافه کرد که ما «شورت ترم» فکر نمی‌کنیم. ما سی ساله تو حکومتیم و اگر یکی از این خلاف‌ها بکنیم هیچ کس با ما حرف نمی‌زند.»

فرهودی در ادامه می‌نویسد: «من اما از آنجا که نمی‌خواستم از مهدی هاشمی رفسنجانی به اصطلاح رودست بخورم محض احتیاط این گفتگو را با گوشی تلفنم ضبط کردم بدون آنکه آن را در جایی پخش کنم. تا اینکه اخیرا از یک منبع موثق شنیدم که نسخه‌ای از این گفتگو به دست وزارت اطلاعات افتاده و حتی یک کپی آن در دست بازجوی مهدی هاشمی رفسنجانی قرار دارد! پس معلوم شد که وی بر خلاف آنچه مدعی شده بود، این گفتگو را ضبط کرده است! اینک من برای جلوگیری از سوء استفاده رژیم از این گفتگو و احیانا تحریف آن، تصمیم به انتشار بخش‌هایی از آن، که در آنها صدای هر دویمان قابل فهم بوده است، گرفته‌ام.»

بیژن فرهودی در دنباله مطلب، برخی از سوال‌های خود و پاسخ‌های مهدی هاشمی را منتشر کرده است:

فرهودی: از وضعیت خودت در رابطه با شکایت‌های موسوی و بوذری بگو.

-موسوی که مزخرف میگه… بوذری مهم نیست… حکم غیابی گرفته از اون دادگاه… اون تو خیاله اینو من بگم…

فرهودی: الان تو آکسفورد تحصیلت ادامه داره و کلاس میری؟

-کلاس نمیرم اصلا…

فرهودی: مکاتبه‌ایه؟

مگه نشونت ندادم نامه رو… دو صفحه نامه دارم از آکسفورد که ازم معذرت‌خواهی کردن…

فرهودی: چرا منتشرش نکردی؟

بی بی سی گفت… بی بی سی یه گزارش داشت… بررسی کرد… با من مصاحبه کرد.

فرهودی: من ندیدمش… کی پخش شد؟

-همون یه سال پیش…

فرهودی: من یک سال پیش را کاری ندارم… من دارم راجع به مقاله‌ای صحبت می‌کنم در اون روزنامه… که بهت زنگ زدم…

-اون مزخرفه… روزنامه نوشته بود که آقای حاج شیخ الاسلام [دکتر رضا شیخ الاسلامی اولین استاد مطالعات ایرانی در آکسفورد] گفته که من پول نمیدم… روزنامه به من زنگ زد گفتم اگر شیخ الاسلامی بخواد چنین پولی بده من خودم از اکسفورد میام بیرون! نه اون مزخرفه…

دو سال پیش آقای[کاوه] موسوی شکایت کرده بود… آکسفورد همه ما رو جمع کرد با من ۱۲ ساعت مصاحبه کرد بعد یک نامه داد که به تو اتهام زدن ولی ما هیچ دلیلی نداریم که این اتهامات درست باشه. برات نامه‌شو می‌فرستم [تا به امروز چنین نامه‌ای از مهدی هاشمی دریافت نکرده ام]… اذیت می‌خواست منو بکنه… این جریان خیلی به نفع من شد تو آکسفورد… رییس قبلی و رییس فعلی آکسفورد و یه آقای دیگری با من جلسه گذاشتن و گفتن این جریان نشون داد به ما که تو انقدر استعداد داری که بهتره تمام دانشکده با تو کار بکنن و تو بهتر از یک استاد میتونی همه را سورپرایز کنی!

فرهودی: تو مقیم آکسفوردی یا دوبی؟

-آکسفورد.

نقش هاشمی رفسنجانی در نظام

فرهودی در دنباله، بحث در باره رهبری و رابطه رهبر جمهوری اسلامی با هاشمی رفسنجانی را پی‌گیری می‌کند.

فرهودی: با بابات تماس داری؟

-آره، هر شب حرف می‌زنیم.

فرهودی: آیا بابات بعد از ابقا در پست رییس مجمع تشخیص مصلحت هنوز مغضوبه؟ خامنه‌ای چرا ابقاش کرد؟ آیا خامنه‌ای می‌ترسید هاشمی کاری کنه؟

-نه… این دو دلیل داشت… آقای هاشمی این پستش مهم نیست و خوب پا می‌شد می‌رفت قم و می‌شد رییس بزرگترین گروه اپوزیسیون کشور… این به نفع آقای خامنه‌ای نبود که هاشمی را ابقا کنه [نکنه]. البته بابام که این کار را نمی‌کرد… این عاطفیه… پنجاه ساله دوستند با هم… تمام کارهایی که با هاشمی کردن آقای خامنه‌ای گفت که من نکردم… قوه قضاییه کرد و من دخالتی نکردم.

فرهودی: من همیشه معتقد بودم که پدرت از ارکان اصلی این نظامه و شیشه حیات رژیم دستشه…

-پدر من قوه عاقله کشوره، تو نقاط بحرانی مواظب کشوره البته تا شش هفت سال پیش، وجودش در مسائل بحرانی کشور تضمین کننده بود هرچند، الان وجودش مثل آن دوران تضمین کننده نیست. از سال ۶۸ تا ۷۰ همه‌کاره آقای هاشمی بود.

فرهودی: پدرت به «رسماجانی» شهرت یافته [که این اشاره‌ای به ترورهای مخالفان در دوران ریاست جمهوری اوست] درزمان پدرت بیشترین تعداد ترورشخصیت‌های سیاسی و مدنی اجتماعی اتفاق افتاد چیزی حدود ۲۷۰ ترور که در فیلم مستند «جنایت مقدس» رضا علامه‌زاده به آن پرداخته شده.

-این واژه را شماها سکه زده‌اید اصلا درست نیست. قبول ندارم. لیست بیاورید نشان دهید.

فرهودی: یکی از این افراد شاپور بختیار بود که در زمان بابات ترور شد.

-در مورد بختیار، معتقدم پدر خبر داشتند. اولاً مرگ بختیار وصیت آیت‌الله خمینی بود. دوم اینکه بختیار دلیل حمله به ایران بود. در دادگاهی به ریاست آیت‌الله یزدی، اوبه عنوان یک مجرم جنگی شناخته شد. اسنادی ارائه شده که نشان می‌دهد بختیار به نزد صدام رفته و او را برای حمله به ایران تحریک کرده بوده.

فرهودی: آیا بابات از ترس جلب شدن توسط اینترپول خارج نمیره؟

-نه اینطور نیست. بابام رد نوتیس اینترپول نداره. بابام هرگز به خارج سفر نکرده [توضیح مصاحبه‌کننده: هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری‌اش به چندین کشور از جمله شوروی پیشین، عربستان و چند کشور خاور دور سفر کرده بود اما بعداز ماجرای ترور بختیار و بمب‌گذاری آرژانتین و قرار گرفتن در لیست سرخ اینترپول دیگر از ایران خارج نشد]. ده بار شیراک دعوتش کرد نرفت. بابا اندونزی، مالزی رفت، کشورهای غربی نرفت. از او دعوت زیادی هم می‌شد، میتران هم از او دعوت کرده بود… به چه علت نرفت؟ چون گفت اگر من برم خارج می‌فهمند که من کاره‌ای نیستم و نمی‌تونم قول بهشون بدم.

فرهودی: بابات ارتش خصوصی داره؟

-نه، نداره. محافظانش از بچه‌های سپاه هستن… از افراد خود آقای خامنه‌ای…

فرهودی: تو فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستی آیا خودت را هم جزئی از نظام می‌دانی؟

-خیر، خودم رو جزیی از حکومت نمی‌دانم.‌‌ همان طور که می‌دانید حکم دستگیری من به خاطر ماجرای انتخابات است. اینها معتقدند که من پشت پرده تمامی وقایع انتخابات را سازماندهی کردم در حالی که مردم خودشان بیرون آمدند و به خیابان‌ها ریختند. سه میلیون نفری که بیرون اومدند به خاطر علاقه‌شون به آقای موسوی بود. اگر آقای خامنه‌ای ما را به زندان بفرستد به ضررش خواهد بود.

فرهودی: حتما به عنوان یکی از اعضای وابسته به این نظام، به ولایت فقیه معتقد هستی؟

-نه، التزامی به ولایت فقیه ندارم، پدرم هم مخالف است. به گفته پدرم این موضوع دارای اشکال است. او در یک سخنرانی به این نکته اشاره کرده اما اگر بگویم با نظام جمهوری اسلامی مخالفم دروغ گفته‌ام. من معتقدم اصلاحیه برای قانون اساسی نوشته شود. قانون اساسی ما بر اساس قانون اساسی فرانسه نوشته شده. رئیس جمهور معاون ولایت فقیه ماست، نخست وزیر معاون رئیس جمهور است. اشکال این بخش از قانون اساسی این است که در آن اشاره شده که ولایت فقیه نباید زمان داشته باشد. اگر ولی فقیه هشت یا ده سال بماند خبرگان کار خود را به خوبی انجام نمی‌دهد. قانون اساسی ما به خاطر این موضوع مشکل دارد.

بیژن فرهودی، سپس بحث را به ماجرای «استات اویل» نروژ و دارایی‌های خانواده رفسنجانی می‌برد:

-هنوز هم معتقدی که رشوه ۱۵ میلیون دلاری استات اویل به حساب شرکت شما واریز نشده؟

-بار‌ها گفتم، من ۱۵ میلیونی نگرفتم این یک قرارداد بوده، تمام دنیا بررسی کرده، رئیس جمهور اذربایجان را متهم کردند. این موضوع از سوی پلیس نروژ و سوئیس و اف بی ‌آی امریکا بررسی شد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ همه چیز زندگی من مشخص است. من هیچ جا در خارج کشور حتی یک خانه هم ندارم، به نام هیچ کس ندارم. این موضوع واقعا دروغ است. یک قران از این مبلغ به حساب من واریز نشده. حتی آن طور که شایعه است در کانادا خانه‌سازی نداریم.

-با گذشت سی و چند سال از انقلاب، هنوز از هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از میلیاردرهای معروف در ایران یاد می‌شود. این جوک را شنیده‌ای که میگن بابات گفته ما نشسته بودیم یهو دیدیم ایران افتاد وسط زمین‌های ما… آیا این ثروت جدّ اندر جدّ به خانواده شما رسیده؟

-پدر من من قبل از انقلاب هزار تا زمین داشت ۹۸۰ قطعه از این زمین‌ها را بخشید به طلاب، ۲۰ قطعه بقیه را داد به بچه‌هایش، یک زمین بیرون قم بود، جای خوبی قرار داشت با سه نفر شریک شد، آقای تولیت و عمویم، آن زمان آن وقت یک میلیون متر زمین را متری یک ریال خریدند. در‌‌ همان زمان پیش از انقلاب قیمت آن زمین‌ها یک باره گران شد.

-می‌گویند تو و پدرت و بقیه خانواده پول هنگفتی به جیب زده‌اید و آن را به خارج فرستادید. حقیقت داره؟

-نه، دروغ محض است. درست مثل اینکه می‌گفتند شاه ۲۵ میلیارد دلاربرده. شاه چیزی نبرده بود. قبول؟

-قبول داری اینو که شاه چنین ثروتی نبرده بود؟

-قبول دارم اینو… شاه همون تخمینی که میگن درسته ۵۰ میلیون برده بود. یه مشت آدم‌های دست دو بیشتر پول خارج کردن. جمهوری اسلامی هم همینطوره… آدم‌های دست دو خیلی بردن… مثل این آقای خاوری… صدتا مثل خاوری هستن. الان این آقای رضا پهلوی کجا زندگی میکنه؟…(پوتومک)… خوب بیایین مقایسه کنید… دو تا زندگی رو مقایسه کنید، حتی من حاضرم هر چی دارم با رضا پهلوی عوض کنم و تو هم بشو وکیل بین ما!

-تو از اون پولدارتری!

-نه به خدا… به والله نه… من حاضرم هرچی دارم با او معاوضه کنم … تو بشو وکیل.

-ولی پیداکردن اموال تو مثل پیدا کردن یک سوزن در انبار کاهه…

-نه، اصلا اینطور نیست، ماهمه چیزمون ثبته. وکیل می‌گیریم ثروت‌ها رو پیدا کنه.

-میگن عباس یزدی خزانه‌دارته؟

-نه بابا، مزخرف میگن.

-مهدی، تو خدای تکذیبی!

-بگم خزانه دار منه؟ خوب نیست دیگه!

-آره دیگه، تو احتیاجی نداری به خزانه‌دار… پولی نداری!

-نه، نه اینکه ندارم… من وضعم خوبه، زندگیم رو می‌چرخونم، ولی عددهایی که اینها میگن نیست.

-همین که تو انگلیس کار نمی‌کنی…

-چطور کار نمی‌کنم؟ من حقوق می‌گیرم اینجا. ماهی هفت/هشت هزار پوند می‌گیرم. دانشگاه آزاد کار می‌کنم. ما ۸ تا شعبه داریم خارج کشور. من دایم به اینها سر می‌زنم. من خرجم ماهی ده/یازده هزار پونده… خرج خودم و خانمم تهران، ما خونه زندگی داریم… خرج بچه دارم ماهی هزار پوند… خرج دانشگاه آکسفورد دارم، سالی ۱۵ هزار پونده…

– آقا، تو زبان انگلیسی‌ات در چه وضعیه؟

-من زبان انگلیسیم ایلتس‌ام ۶ بود وقتی رفتم… الان ۷ هست. هفته پیش امتحان دادم فکر کنم هفت و نیم.

-تزت رو خودت می‌نویسی به انگلیسی یا میدی برات ترجمه کنن؟

-خودم می‌نویسم. نمیشه تز را ترجمه کرد. من ۱۰ صفحه‌اش را دادم ترجمه، دیدم نمیشه ازش دفاع کرد.

-می‌دونی که شاهزاده [رضا پهلوی] در حال تلاش برای تشکیل نهادی به نام شورای ملّی است. آیا به این تلاش بهایی می‌دهی. فکر می‌کنی به جایی برسه؟ آیا در ایران [در حکومت] از شاهزاده می‌ترسند؟

-آره می دونم… بچه خوبیه… نه، به جایی نمی‌رسه، ولی همین که تلاش دارد تا نیرو‌ها را به یک سمت جلب کند کار خوبیه، ولی اینوری‌ها همه با هم دعوا دارند. نه نمی‌ترسن…

-شنیدم از مادرش بیشتر می‌ترسن.

-نه… اینا از هیچ کی نمی ترسن… از کسی می‌ترسن که بتونه ارگنایز کنه. تا موقعی که تنها باشی و دو هزار تا فحش هم بدی کاریت ندارن.از من اما می‌ترسن… چون می‌تونم ارگنایز [سازماندهی] کنم. من می‌تونم به اعتبار نامم از خیلی پولدارای دنیا به راحتی ۵۰ میلیپن پول جمع‌آوری کنم . پلان که داشته باشی کمک مالی میدن…

-پلان برای براندازی؟ در خارج یا داخل؟

-برای هر کاری… همین خارج هم.

-شما کانادا خانه‌سازی ندارید؟

-هیچی نداریم.

-جزیره نخل چی؟ اونجا سرمایه‌گذاری ندارید؟

-نه… هیچی نداریم… نخل مال دولت اماراته.

-شما خارج ایران هیچی ندارید؟

-نه، هیچی نداریم. من یه حساب تو دوبی دارم.

-حاج آقا چی؟

-حاج آقا به چه دردش میخوره؟ پس فردا می‌میره…

-وضع سلامت بابات چطوره؟

-خوبه…

-خامنه‌ای وضع سلامتش چطوره؟ می‌گفتن سرطان پروستات داره و زیاد زنده نخواهد موند.

-سرطانش خوب شد.

-دپرسیون هم میگن داره.

-آره، بعضی موقع‌ها داره.

-میگن تریاک هم میکشه؟

-نمی‌دونم، سیگار و پیپ می کشه تریاک و موادشو من خبر ندارم، من ندیدم .الان سیگار و پیپ می‌کشه، دیدم. کسی ندیده تریاک بکشه… میگن ولی کسی ندیده… من نمیگم آره یا نه…. هر وقت می‌اومد خونه ما شب‌ها تو اتاق من می‌خوابید. خامنه‌ای بعضی وقتا خونه نیاوران می‌خوابه چهار پنج تا خونه داره، شب‌ها بیشتر مواقع در پاستور می‌خوابه.

-این دعواها بین روسای قوا واقعیه یا جنگ زرگری است؟

-همین دعواها جمهوری اسلامی را نگهداشته. این دعواها منجر به ثبات این حکومت شده چون مردم این دعواها را دموکراسی می‌بینند. جنگ زرگری نیست واقعا دعواست. البته این دعواها در میان خودشونه… داخل حکومت خودمون دموکراسیه… اینا در میان خودشون دموکراسی دارن ولی خارج از نخبگان سیستم دیکتاتوری است. خامنه‌ای این گونه دعواهارو تشویق هم می‌کنه. همه نخبگان می‌دونن که تا کجا باید پیش بروند. یعنی اصولی را پذیرفتن.دوره قبل ۴۰ میلیون نفر اومدن رای دادن، قبل اون ۳۰ میلیون اومدن به آقای خاتمی رای دادن. این انتخابات‌ها جمهوری اسلامی را سر پا نگه داشته. اما در انتخابات قبلی آقای موسوی اصول را رد کرد. حتی بابام هم [علی اکبر هاشمی رفسنجانی] اصول را رد کرد و دعوایی که شد مشروعیت [نظام] را زیر سوال برد. اینا با ما خیلی بدن چون میگن شما از بازی خارج شدید. ما میگیم شما از بازی خارج شدید چون انتخابات باید سالم باشه در میان خودمون.

-واقعا فکر می‌کنی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ تقلب شده؟

-من معتقدم اگر انتخابات به مرحله دوم می‌رفت موسوی برنده می‌شد. من آمار دارم رأی موسوی بیشتر بود در مرحله اول، ‪. موسوی در مرحله اول دو درصد جلوتر از احمدی نژاد بود حدود ۴۸ به ۴۶…

-چه قراری بین خودتون گذاشته بودید؟ قرار بود کی انتخاب بشه؟

-گفتیم هر کی رأی بیشتر آورد.

-پس چرا نذاشتن؟

-خریت کردن… می‌دونی چرا این انتخابات بحران‌ساز شد؟ آقای خامنه‌ای [همراه با خنده] می‌خواست بابای منو بیرون کنه و موسوی هم بیرون کنه…

-فکر می‌کنی این حکومت تا کی دوام بیاره؟

-سی ساله اینور آبی‌ها میگن امسال این حکومت میره. این حکومت سه تا پایگاه داره: پول که دارن، یک رهبر قدرتمند که دارن و یه تعداد هم ساپورتر. ممکن است فشار خارجی از یک حدی بیشتر بشه از مدل‌های مختلف اتفاقاتی رخ دهد ولی به این راحتی‌ها نیست کار ایران [رژیم] تمام بشه. خارجی‌ها ممکنه بروند روی مدل لیبی یا کشورهای دیگه کار کنن و تحریم‌های سنگین رخ بده. امریکایی‌ها تمام سعی‌شونو می‌کنند که جواب بگیرند.

-فکر نمی‌کنی که اگر دستگاه‌های امنیتی در داخل شکاف بین‌شون پیش بیاد و اعتصابات بشه در داخل؟

-از داخل سیستم گزینشی قویست در بخش‌های امنیتی. هر کس استخدام شود تا پنج نسل‌شون معلوم هست چه کسانی هستند در این سیستم بزرگ شده‌اند. البته اگر تحریم‌ها سنگین بشه و خارجی‌ها برن رو مدل‌های مختلف مثل مدل لیبی کار کنن ممکنه اتفاقی بیافته ولی نه با این بچه‌بازی‌ها. برای تعویض حکومت چند مدل داریم مثل مدل یوگسلاوی، مدل عراق و… مدل عراق مُرده… مدل لیبی احتیاج به مجوز شورای امنیت داره، اگر روس‌ها کوتاه بیان جواب میده، حملات نظامی از بالا و استفاده از نیروهای داخلی نه خارجی، مثل کردها، و مردم برن تو خیابون.

No responses yet

Aug 20 2014

عفو قاتل فرزند در جیرفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفرانسه: والدین یک مقتول در جیرفت، به هنگام اعدام قاتل فرزندشان، در پای چوبه دار قاتل پسرشان را بخشیدند و با تصمیمی سخت از خون قاتل گذشتند و به او اجازه دوباره زیستن دادند تا مادر دیگری در غم مرگ فرزند ننشیند.

به گزارش ایرنا، مادر مقتول در جمع خبرنگاران گفت: “من با قتل فرزندم دچار ناراحتی و گرفتاری های زیادی شدم و فکر می کردم با اجرای قصاص ناراحتی ام تمام خواهد شد ولی پای چوبه دار خدا را مدنظر قرار دادم و از خدا خواستم مرا یاری کند تا بتوانم راهی را برگزینم که رضای حق در آن باشد.”
این مادر گفت : “در آخرین لحظات تصمیم به عفو گرفتم تا مادری دیگر مثل من اشک ماتم برای فرزندش نریزد ”

قاتل، حدود 9 سال پیش، در یک درگیری مقتول را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود.

حسین برشان، رییس اداره زندان جیرفت هم گفت: اجرای قصاص حق مسلم اولیای دم است ولی در خصوص توسعه و فرهنگ سازی عفو در جامعه تلاش های زیادی صورت می گیرد.
برای صحبت با خانواده مقتول و راضی کردن آنها از بزرگان طایفه و مسوولان شهرستان نیز کمک زیادی گرفته شد و نشستی با خانواده مقتول در دفتر امام جمعه برگزار شد که پس از بیان روایتی در خصوص بخشش از سوی امام جمعه جیرفت این موضوع تاثیر زیادی در این خانواده گذشت و منجر به بخشش فرد اعدامی شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .