اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'هاشمی رفسنجانی'

Dec 17 2014

پاسخ آیت‌الله هاشمی به اظهارات آیت‌الله محمد خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایلنا: گویا این شخص با سؤاستفاده از فضای غبارآلوده زمان که یاران و اهل بیت امام عزیز را به جرم وابستگی‌های علمی و نسبی می‌نوازند و دیگران به تماشا نشسته‌اند و فعلاً سکوت اختیار کرده‌اند! متوسل به نشریه‌ای وابسته به جریان انحرافی می‌شود.

دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی٬ در پاسخ به اظهارات آیت‌الله محمد خامنه‌ای بیانیه‌ای را مننتشر کرد.

به گزارش ایلنا٬ متن بیانیه به شرح زیر است:

«این تذهبون؟!

از قرآن کریم تا امام علی (ع) و امام خمینی (ره)

آنانی که عبارت تنبیهی و سؤالی «این تذهبون؟!» را در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی شنیده‌اند، خوب می‌دانند که امام عزیز این عبارت را زمانی بر زبان جاری کردند که گروهی با تجاهل و تغافل، نسبت به حقانیت انقلاب اسلامی، در صدد آمریکایی جلوه دادن مبارزات مردم و نهضت روحانیت در ایران بودند، اما خوب است که قبل از ورود به مبحث، از سابقه این اصطلاح در تاریخ اسلام بدانیم که بسیار خواندنی و شنیدنی است.

خداوند متعال در سوره تکویر پس از سوگندهای محکم بر حقانیت قرآن و رسول اکرم (ص) می‌فرماید: «انه لقول رسول کریم» و در ادامه با ردّ سخنان توهین‌آمیزی که کافران و مشرکان علیه پیامبر (ص) و اسلام در جامعه پخش می‌کنند، در آیات ۲۲ تا ۲۵ می‌گویند: «پیامبر دیوانه نیست و در موارد وحی، بخیل نیست و قرآن کلام شیطان رجیم نیست» و سپس با قهر الهی خویش می‌فرمایند: «فاین تذهبون؟!»

حضرت علی (ع) نیز در خطبه ۸۷ نهج‌البلاغه، با دلی پرخون، از علمایی گلایه و شکوه می‌نمایند که «خویش را عالم خوانده، در صورتی که عالم نیست، یک سلسله نادانی‌ها را از جمعی نادان‌تر فرا گرفته! و مطالبی گمراه کننده از گمراهانی آموخته، دام‌هایی از طناب‌های غرور و گفته‌های دروغین بر سر راه مردم افکنده، قرآن را بر امیال و خواسته‌های خود تطبیق می‌دهد، حق را به هوس‌ها و خواهش‌های دلش تغییر می‌دهد و می‌گوید از بدعت‌ها کناره گرفته‌ام، ولی در آن‌ها غلت می‌زند، چهره او چهره انسان است و قلبش قلب حیوان، راه هدایت را نمی‌شناسد، پس او مرده‌ای است در میان زندگان»

امام علی (ع) در ادامه خطبه خویش می‌فرمایند: «فاین تذهبون و انی توفکون و الاعلام قائمه و الآیات واضحه و المنار منصوبه فاین یتاه بکم و کیف تعمهون؟!» یعنی: کجا می‌روید؟ رو به کدام طرف می‌کنید؟ پرچم‌های حق برپاست، نشانه‌های آن آشکار است! با این‌که چراغ‌های هدایت نصب گردیده است، باز گمراهانه به کجا می‌روید؟ چرا سرگردانید؟!»

این سخنان که معلوم است از ‌‌نهایت خشم مولی الموحدین علی (ع) نسبت به جهالت یک عده عالم!! بر زبان آمده، در طول ۱۴۰۰ سال تاریخ اسلام در نهج‌البلاغه مستور بود، تا این‌که دوباره در ۲۹ آبان سال ۱۳۶۰ (در حمله گروهی به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به خاطر جریان مک‌فارلین) بر زبان سلاله پاک آن امام همام، یعنی امام خمینی (ره) جاری شد و با این‌که آن عزیز مهربان تأکید می‌کنند که «نمی‌خواهم در این روز مبارک (عید مبعث) اسباب افسردگی اشخاص بشوم» چنان ناراحت، افسرده و خشماگین هستند که با همه مهربانی‌هایش، می‌فرمایند: «چرا می‌خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می‌خواهید دو دستگی ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید می‌روید؟ این تذهبون؟ من نمی‌توانم آن طوری که می‌خواهم، با شما صحبت کنم و نمی‌خواهم در روز عید رنجش برای شما پیدا کنم، لکن شما انصاف بدهید که در یک همچو وقتی، وقت یک همچو اموری است؟!

امام (ره) در ادامه تأکید می‌فرمایند: «لحن شما در آن چیزی که به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تند‌تر است، از لحن خود کاخ نشینان آنجا تند‌تر است. شما را چه شده است این‌طور شدید؟ شما که این نبودید بعضیتان. من بعضیتان را می‌شناسم، شما این‌طور نبودید. من امیدوارم که شما باز توجه کنید به مسائل، توجه کنید به دنیا، توجه کنید به خودتان، توجه کنید به قدرت خودتان، نشکنید این قدرت را، گرچه شما‌ها نمی‌توانید، لکن نباید یک همچو کاری در ایران بشود. من نمی‌خواهم دل شما را بشکنم، لکن شما دل ملت ما را نشکنید، شما دل مسئولین ما را نشکنید، شما هی تندرو و کندرو درست نکنید، دو دستگی ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است، خلاف دیانت است، خلاف انصاف است، نکنید این کار‌ها را…» (صحیفه امام، جلد ۲۰، صفحات ۱۵۹ تا ۱۶۳)

سال‌ها گذشت و ناگهان یکی از‌‌ همان مخاطبان عتاب‌آلود امام خمینی (ره) در ماجرای مک فارلین، در تناقضی آشکار، اول می‌گوید: «من قبول نکردم که آن نامه (به وزیر امور خارجه) را امضا کنم، قهراً امضا کردم و به دام آن‌ها افتادم.» در ادامه می‌گوید: «کار درستی کرده‌ایم.» این آقا که نامش در تاریخ انقلاب اسلامی یک‌بار، آن هم به خاطر حمله به دلسوزان انقلاب و به عنوان مخاطب امام راحل در «این تذهبون؟» آمده، ماجرای مک ‌فارلین را که امام عزیز آن را باعث «به عزا نشاندن کاخ سفید» می‌دانند (صحیفه، ج ۲۰، ص ۱۶۰)، موجب «افتضاح» ایران می‌خواند!

گویا این شخص با سؤاستفاده از فضای غبارآلوده زمان که یاران و اهل بیت امام عزیز را به جرم وابستگی‌های علمی و نسبی می‌نوازند و دیگران به تماشا نشسته‌اند و فعلاً سکوت اختیار کرده‌اند! متوسل به نشریه‌ای وابسته به جریان انحرافی می‌شود که فهرست مطالب آن در ۷ شماره نشان می‌دهد که از الفبای رسانه‌ای، فقط توهین و تهمت را به عنوان «رمز عبور» از راه اندیشه‌های امام و زنده نگه داشتن القائات جریان انحرافی، آموخته است که البته بر گردانندگان آن نشریه هرجی نیست.

اما تعجب از رسانه‌های مدعی ارزش‌مداری و پیروی از امام و رهبری است که با ذوق و ولع تمام، هر مطلبی را، ولو حاوی توهین به امام (ره)، رهبری و بزرگان انقلاب اسلامی، صرفاً به خاطر اینکه توهین به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آن برجسته است، منتشر می‌کنند و گویا هدف، آن‌چنان وسیله را برایشان توجیه می‌کند که فراموش کرده‌اند، مطالب نویسنده سراسر توهین به امام امت (ره)، رهبری نظام و نظام اسلامی است. فراموش کرده‌اند، آیت‌الله بهشتی، اگر تمامیت‌خواه بود که بفرموده امام خمینی (ره) «مظلوم نمی‌زیست و مظلومانه به شهادت نمی‌رسید.»

اما خطاب ما در این مقال به آقای سید محمد خامنه‌ای است که به خاطر کسوت و نسبت خویش، باید آیینه تمام نمای انصاف، عدالت و حقیقت باشد. شخصیتی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در گرماگرم‌‌ همان روزهایی که جامعه به خاطر ناراحتی امام به چنان حالتی رسیده بود که خود او فکر می‌کرد: «پاسداران در مجلس اسلحه به روی وی خواهند کشید»، درباره کارشان می‌گوید: «آن‌ها به وظایف نمایندگی عمل کرده‌اند.» (خاطرات سال ۶۶، دفاع و سیاست، ص ۴۹، پنج‌شنبه ۱۳ فروردین)

کاش دایره این توهین‌ها که معلوم است به خاطر سرباز کردن یک دمل چرکین ۲۸ ساله است، با هر دلیل و انگیزه‌ای، محدود به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود و مانند بعضی از گروه‌های دیگر، با توهین و تهمت به «هاشمی عزیز» (در تعبیر امام راحل) روح بغض‌آلود خود را تسکین می‌داد، اما گویا کینه‌های او نسبت به شخص آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آن‌قدر عمیق است که ابایی ندارد برای تخریب ایشان دانسته یا ندانسته اندیشه‌های امام را به آتش بکشد و بر تفکرات مدبرانه ایشان، خاکس‌تر فریب بپاشد و بگوید که انقلاب از اساس طرح آمریکایی‌ها بود!! ابایی ندارد آیت‌الله دکتر بهشتی را که با عمّامه در آتش کینه نفاق سوخت و به تعبیر امام راحل به تنهایی یک ملت بود و مظلوم شهید شد و هنوز هم مظلوم است، با «ظاهری لیبرالیستی» و «تمامیت خواه» بخواند. ابایی ندارد مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی، فرزند برومند امام (ره) را مستقیم و یا با عبارت «جماران نشینان» شریک توطئه آمریکایی‌ها و القاء کنندگان مطالب خلاف واقع و گزارش‌های دروغ به امام معرفی کند. ابایی ندارد حتی برادرش، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب و ۸۰ مجتهد فقیه مجلس خبرگان را در انتخاب رهبری پس از امام، فریب خورده آمریکا بنامد و بالا‌تر از همه ابایی ندارد که بگوید امام از اوّل تا آخر مبارزه و پیروزی، تحت تأثیر گروهی بودند که برای آمریکا کار می‌کردند و امام تصمیمات مهم خود را براساس القائات دیگران و اطرافیان می‌گرفتند!!

به قول مولا علی (ع) به خاطر طناب غرور، حق را به هوس‌ها و خواهش‌های دلش تغییر داده و با این‌که پس از آن نهیب امام راحل، امضای خود را پس گرفته بود، اما انگار دقیقاً مصداق‌‌ همان جمله امام علی (ع) است، چون «گفته بود از بدعت‌ها کناره گرفته‌ام، ولی در آن‌ها غلت می‌زد.»

آقای سیدمحمد خامنه‌ای، درباره ریاست جمهوری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌گوید: «اطرافیان هاشمی او را به سمت ریاست جمهوری سوق دادند تا یک پله به رهبر شدن!! نزدیک شود و این یک توطئه آمریکایی بود.»، حال آن‌که در مهرماه ۱۳۶۶ که هنوز آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی بود و آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهور و امام (ره) در قید حیات بودند، وقتی از آیت‌الله خامنه‌ای می‌پرسند: «نظر شما در مورد کاندیداتوری آقای هاشمی رفسنجانی برای آینده ریاست جمهوری چیست؟» می‌فرمایند: «البته این قضیه هنوز مطرح نشده، ولی من آقای هاشمی رفسنجانی را برای همه مسؤولیت‌ها صد درصد می‌پسندم و تأیید می‌کنم. من شخصی گیرا‌تر، شیرین‌تر، محبوب‌تر و کارآمد‌تر از آقای هاشمی رفسنجانی در بین مسؤولین جمهوری اسلامی ایران برای پست ریاست جمهوری و دیگر مسؤولیت‌های مهم سراغ ندارم.» (روزنامه رسالت، ۲۷ مهرماه ۱۳۶۶)

آقای سید محمد خامنه‌ای، احتمالاً در روز رحلت امام و انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، نبودند و یا احتمالاً آن روز را از تقویم عمر خویش کم کرده بود، وگرنه همگان می‌دانند که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی چه نقشی در آن مقطع برای تعیین رهبری داشته‌اند!! و خنده‌دار است که ادعا می‌کند: «ریاست جمهوری هاشمی مقدمه‌ای برای هماهنگ‌سازی امور و زمینه‌سازی برای ایجاد پایگاه قدرت و خیز به سمت آرزوی دیرینه پس از فوت امام بود، ولی قدری دیر شده بود و با حکمت و عنایت الهی و با تصمیم و رأی ناگهانی و تقریباً بی‌مقدمه مجلس خبرگان، (آیت‌الله) خامنه‌ای انتخاب شدند و کار از کار گذشت.» امروز دیگر حتی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی در ایران می‌دانند که ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی پس از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی بود و این‌گونه سخن گفتن، مصداق‌‌ همان جمله امام علی (ع) است که «عالم نیست، یک سلسله نادانی‌ها را از جمعی نادان فرا گرفته و مطالبی گمراه کننده را از گمراهانی آموخته.»

اگرچه پاسخ گفتن به ادبیات آقای محمد خامنه‌ای در شأن هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی در جمهوری اسلامی نیست، اما چون مستمسک همه کینه‌ جویان انقلاب، نظام اسلامی، امام راحل و شهدای عزیز شد و نوعی یأس انقلابی را در جامعه ایران اسلامی تزریق می‌کند، باید گفت که حقانیت راه امام (ره) و انقلاب اسلامی آن قدر آشکار است که با چنین ابرهای تیره و تاری کتمان نمی‌شود.

البته سابقه محبت‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به ایشان به سال‌های قبل از انقلاب می‌رسد و مطالب زیادی از حرف‌ها و اقدامات ناسپاسانه وی هست که به خاطر حفظ آبرو و حرمت بیت شریف خامنه‌ای، از بیان آن خودداری می‌کنیم و امیدواریم مردم عزیز از تکرار توهین‌های این شخص به امام عزیز، رهبر معظم و بزرگان شهید انقلاب در این مقال بر ما ببخشایند که برای تبیین موضوع لازم بود!!

و کلام آخر این‌که چرا کسانی که در جریان تصمیمات انقلاب، دفاع مقدس، توطئه‌های ریز و درشت ضد انقلابیون و منافقین در این کشور هستند، در این‌گونه موارد که بدیهات انقلاب تحریف و تخریب می‌شود، سکوت کرده و برای دفاع از نظام اسلامی، سخنان گروهی بغض‌آلود را پاسخ نداده و تماشاچی شده‌اند؟!»
پایان پیام

No responses yet

Nov 26 2014

پرونده رشوه‌دهی توتال به مقام‌های ایرانی زنده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: غول نفتی توتال که با پرداخت جریمه ۳۹۸ میلیون‌دلاری از محاکمه در آمریکا گریخت، برای پرونده پرداخت رشوه به مقام‌های ایرانی در فرانسه گرفتار شد. نام مهدی هاشمی به عنوان گیرنده این رشوه مطرح شده است.

بر مبنای اعلام رسمی دفتر دادستانی پاریس در روز سه شنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۱۴، شرکت نفتی توتال به اتهام پرداخت رشوه در قراردادهایی که بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴ با مقام‌های ایرانی در ارتباط با صنعت نفت و گاز این کشور بسته بود، در فرانسه محاکمه می‌شود .

سوپرمیجر توتال که سال گذشته میلادی به همین دلیل، یعنی پرداخت ۶۰ میلیون دلار رشوه برای دست‌یابی به قراردادهای پرسود در چند میدان نفت و گاز از جمله پارس جنوبی، مجبور به پرداخت جریمه‌ای معادل ۳۹۸ میلیون دلار به دولت و کمیسیون بورس آمریکا شده بود، نتوانست از تعقیب قضایی در فرانسه بگریزد و دادستان‌های این کشور اعلام کرده بودند که توتال و مدیرعامل رشوه‌دهنده‌اش یعنی کریستوفر دو مارژری را به محاکمه خواهند کشید.

کریستوفر دو مارژری اما ماه گذشته (نیمه‌شب بیستم اکتبر) طی یک حادثه در فرودگاه مسکو کشته شد و از قضا عباس‌ یزدان‌پناه یزدی، دوست، مشاور و شریک جرم مهدی هاشمی در این پرونده نیز چند ماه پیش از آن ناپدید شده بود.

گفتنی است که نام عباس یزدا‌ن‌پناه و بیژن دادفر از سوی دادستانی فرانسه به عنوان واسطه‌های انتقال رشوه به مقام ایرانی (یعنی مهدی هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی) اعلام شد و یکی از شروط آزادی دو مارژری در سال ۲۰۰۷، عدم تماس با مهدی و پدرش بود.

در پی بازجویی دومارژری در سال ۲۰۰۷ و افشای نام مهدی هاشمی، وی این اتهام را رد کرد . شایان ذکر است که مهدی هاشمی اتهام مشابه رشوه‌گیری در رابطه با شرکت استات‌اویل را هم تکذیب کرده بود و گفته بود که از اساس عباس یزدان‌پناه و شرکت هورتون متعلق به او را نمی‌شناسد ، اما بی‌پایه‌بودن ادعای وی پس از افشای دوستی دیرینه این دو هم از سوی نزدیکان هاشمی و هم از سوی وکیلش فاش شد.

جالب توجه است که در ادامه تکذیب‌ها، طی روزهای گذشته محمود علیزاده طباطبایی وکیل مهدی هاشمی در مصاحبه‌ای مدعی شد که هیچ‌یک از مدیران استات‌اویل محکوم نشده، همگی تبرئه شدند و از مدعی خسارت هم گرفتند. طباطبایی خبرهای مربوط به استات اویل را شانتاژ یک وکیل بهایی دانست. این در حالی است که جریمه استات اویل بابت پرداخت رشوه در ایران رسماً تایید شده است.

در سال ۲۰۰۷ چهار مقام دیگر شرکت توتال که تحت بازجويی قرار گرفتند، «روبرت کاستِنی» مديرامورمالی، «فيليپ بواسو» رييس شعبه توتال درايران، «ميشل نِيلی» مسوول بهره برداری ازگاز پارس جنوبی در شرکت توتال و «پاتريک رمبو» از کارکنان سابق این شرکت بودند و منابع نزديک به اين پرونده به گفتند که درطول بازجویی‌های مقدماتی، نام هاشمی رفسنجانی‌ها، پدر و پسر، به عنوان «شرکای احتمالی رشوه‌خواری» در امضای قرارداد پارس جنوبی و توتال به ميان آمده است.
همين منابع اشاره کرده‌اند که ۳۰ ميليون يورو از کل مبلغ پرداختی که ۶۰ ميليون يورو اعلام شده بود، از طريق دوبی، به خاندان رفسنجانی‌ ارسال شده است . اين مبلغ در گزارش خبرگزاری‌های معتبر ديگر، ده‌ها ميليون دلار ذکر شده است.

No responses yet

Nov 23 2014

مهدی خزعلی: سده اخیر در دنیا نابغه سیاسی مثل رفسنجانی ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: مهدی خزعلی: «سده اخیر در دنیا نابغه سیاسی مثل هاشمی ندارد؛ به این جهت که شما بگردید تمام کشورهای دیگر را اگر کسی در راس حکومت و در قدرت بماند، ۳۵ سال نه، ۱۰ سال بعد، منفور می‌شود، اما هاشمی بعد از ۳۵ سال یک چهره آزادی‌خواه و انقلابی به خود گرفته؛ این یک نابغه سیاسی است.»در حالی که انتقادها و اعتراض‌ها به سیاست‌های بخش فارسی صدای آمریکا ادامه دارد و برخی منتقدین از بی‌بی‌سی‌زاسیون این رسانه حرف می‌زنند، تریبون این رسانه روزبه‌روز بیش‌تر از حضور مخالفان ساختاری، طیف برانداز و سایر بخش‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی خالی می‌شود و بیش از پیش در انحصار اصلاح‌طلبان حکومتی و حامیان هاشمی رفسنجانی قرار می‌گیرد؛ به گونه‌ای که اخیرا چند تن از نمایندگان کنگره آمریکا، با ارسال نامه‌ای به جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، خواستار تحقیق در مورد این رسانه شده بودند.
در همین راستا، برنامه «صفحه آخر» صدای آمریکا که با اجرای مهدی فلاحتی پخش می‌شود، در دو هفته متوالی و در حالی که این برنامه بر اساس معرفی خود در وب‌سایت صدای آمریکا، «هر جمعه آدم‌های متفاوتی از اخبار هفته را زیر ذره‌بین می‌گذارد»، نیمی از زمان یک‌ساعته برنامه را به شخص وی اختصاص داد. این گفتگو، برخلاف روش معمول این برنامه، نه به‌صورت زنده، که به صورت ضبط‌شده پخش گردید.

بخش اول این گفتگو، که هفته پیش با عنوان «نقش آیت‌الله خزعلی در زندانی شدن مهدی خزعلی را بهتر بشناسیم» پخش گردید، به اختلاف‌های مهدی خزعلی با پدر (آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی)، برادر و خواهران او پرداخت.

اما دومین بخش از این برنامه با عنوان «موقعیت امروز مهدی خزعلی را بهتر بشناسیم»، به طور ویژه به پشتیبانی مهدی خزعلی از هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و تعریف و تمجید از آنان اختصاص یافت. به نظر می‌رسد مهدی فلاحتی، مجری برنامه نیز به جای به چالش کشیدن مهمان برنامه، با پخش برنامه‌ای از پیش ضبط شده، صرفا منعکس‌کننده و راوی این برنامه بود.
«سده اخیر در دنیا نابغه سیاسی مثل هاشمی ندارد»
مهدی خزعلی در بخشی از این برنامه، با اشاره به رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، گفت: «شرایط عوض شده، رد صلاحیت آقای هاشمی در انتخابات ۹۲، یک عملیات انتحاری توسط جناح حاکم بود؛ یعنی آقای هاشمی یک لحظه‌ای با رد صلاحیت اوج گرفت و دیدید که اصلا اعتراض هم نکرد، چون او یک نابغه سیاسی در دوران اخیر است؛ من معتقدم سده اخیر در دنیا نابغه سیاسی مثل هاشمی ندارد؛ به این جهت که شما بگردید تمام کشورهای دیگر را اگر کسی در راس حکومت و در قدرت بماند، ۳۵ سال نه، ۱۰ سال بعد، منفور می‌شود، اما هاشمی بعد از ۳۵ سال یک چهره آزادی‌خواه و انقلابی به خود گرفته؛ این یک نابغه سیاسی است.»
«انتخابات ۹۲ حاصل رد صلاحیت هاشمی بود»
مهدی خزعلی در بخش دیگری از سخنان خود، دولت روحانی را برآمده از رد صلاحیت رفسنجانی دانست و گفت: «آقای هاشمی وقت رد صلاحیت او اعلام شد، فهمید که پیروزی او قطعی شده و تمام شده است؛ اعتراض هم نکرد، و انتخابات ۹۲ حاصل رد صلاحیت هاشمی بود».

مهدی خزعلی همچنین با اشاره به اعتصاب غذای خود در زندان و در سال ۹۲ برای درخواست از هاشمی برای کاندیداتوری انتخابات، گفت: «در اینجا می‌دیدم تحریم دارد جدی جا می‌افتد و یکی از بهانه‌های همه اهل تحریم این است که دوستان ما در زندان‌اند، در حصرند، در حبس‌اند و شما دنبال قدرت هستید؛ من از درون سلول انفرادی، در بدترین شرایط زندانی‌ها که من هواخوری هم نمی‌رفتم، تلویزیون نداشتم، رادیو نداشتم، روزنامه نداشتم، تلفن دو ماه اول نداشتم، با اصرار و دعوا یک تلفن به من می‌دانند، بعد می‌ایستاد بالای سر من که حرف سیاسی نزن، من در قالب شعر عاشقانه یک‌دفعه می‌رفتم روی شعری که حرف سیاسی داشت؛ اول یک شعر عاشقانه برای همسرم می‌گفتم، بعد ادامه‌اش شعری بود برای هاشمی که دعوت کنم که بیا در انتخابات شرکت کن؛ باز دستش رو می‌گذاشت قطع می‌کرد؛ ولی آن‌جا ضبط شده بود و این شعر منتقل می‌شد. من پیامم را در لابلای این‌ها منتقل می‌کردم. دردسر زیاد بود، امکانات من کم‌تر از هر زندانی دیگری بود، در این شرایط من اعتصاب غذا را شروع کردم و شرطش را گذاشتم کاندیداتوری آقای هاشمی».

مهدی خزعلی اعتصاب غذای خود و درخواست کاندیداتوری هاشمی از داخل زندان را «تکلیفی» دانست که او انجام داد و باعث شکسته شدن فضای تحریم شد، به گفته وی: «اینجا فضا باز شد که آقای مطهری برود به دیدار آقای هاشمی و از او دعوت کند؛ از قم حرکت بشود، دیگر بهانه این‌که زندانی‌ها چه می‌شود نبود؛ از زندان این تقاضا دارد می‌آید ابتدا؛ این به هر حال، «تکلیفی» بود که من آن‌جا انجام دادم و به این دلیل بود، تا این‌که ایشان کاندیدا شدند، خبرش وقتی رسید به من، خوب من آن اعتصاب را شکستم؛ با رد صلاحیت ایشان، آن اعتصاب ۶ روزه شروع شد، که خشک بود…».
«دردهای امروز را بنا نداریم بگوییم، برای این‌که می‌خواهیم [دولت روحانی] تضعیف نشود»
در ادامه، مهدی فلاحتی، مجری برنامه، که در میان صحبت‌های خزعلی به عنوان راوی سخن می‌گفت، بیان داشت: «دولت آقای روحانی می‌آید سر کار، دولتی که از اول، مورد حمایت هاشمی رفسنجانی و طیف طرفدار او بوده و حتی به گفته آقای خزعلی، محصول رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی بوده؛ حالا این دولت چقدر جواب داده به آن چیزهایی که آقای خزعلی می‌گوید خواست‌های اکثریت مردم است، لااقل بخشی از خواست‌ها، و آقای روحانی وعده انجام آن را داده و آقای خزعلی برایش اعتصاب غذا کرده؟»

و سپس ادامه صحبت‌های ضبط‌ شده مهدی خزعلی، که با حالتی بغض‌آلود سخن می‌گفت، پخش گردید: «این را حق خودم می‌دانم بگویم: حضراتی که الآن رئیس شدید، وزیر شدید، پست گرفتید، آن روزهایی که تحریم را شکستیم که این مردم بیایند به شما رای بدهند، با جان‌مان بازی کردیم، با همه زندگی‌مان بازی کردیم، با ناموس‌مان بازی کردیم، مرد باشید! یک ذره مرد باشید! حواس‌تان باشد! معامله نکنید! این‌جایی که نشسته‌اید با اشک‌های توی سلول، با راز و نیاز توی سلول به دست آمده، و امروز که من ساکتم، فکر نکنید ساکت نشستم، والله از غدیر تا الآن هر شب، شبی چهار ساعت، با خدای خودم ضجه می‌زنم، ناله می‌کنم، گریه می‌کنم و دستمال خیس می‌کنم؛ دردهای امروز را بنا نداریم بگوییم، برای این‌که می‌خواهیم [دولت روحانی] تضعیف نشود، برای این‌که می‌خواهیم روزنه‌ای که در سلول انفرادی ایجاد شده بسته نشود، اما اگر بخواهید مسامحه کنید، اگر بخواهید سازش کنید، اگر بخواهید حقوق مردم را نادیده بگیرید، اگر بخواهید حقوق شهروندی را نادیده بگیرید، اگر باز هم سکوت کنید، آن‌وقت ممکن است یک روزی دردها و این دمل، سر باز کند؛ آن روز برای شما خوب نمی‌شود، مردم امانتی به شما سپردند، امانتی که خون شهدای جنگ، خون شهدای انقلاب، خون شهدای اخیر و ضجه مادران، خون ستار بهشتی… از شهدای کهریزک، از همه شهدایی که در گوشه و کنار، در اعتصاب غذا و اینها صدمه دیدند، اعتصاب غذاها عارضه‌ای خواهد گذاشت که هیچ‌وقت تا آخر عمر هم تمامی ندارد و من هر روز باهاش دارم زندگی می‌کنم؛ این‌ها را فراموش نکنید؛ این‌که من می‌بینم دیروز یک خانمی آمد از زندانیان دهه ۶۰ و زندانیان اخیر، می‌بینم در اجاره ۳۵۰ تومانی یک اتاق لنگ است؛ یا من در اجاره منزل و محل کارم، که همه کارم هم برای عامه مردم است، لنگم و حکم تخلیه می‌آید، و بعد، نمی‌خواهیم پول از کسی بگیریم، ولی فرار نکنیم، کار کنیم، فعالیت یک بنگاه اقتصادی [موسسه انتشاراتی حیان، با مدیریت مهدی خزعلی] را فلج نکنیم به خاطر این‌که نکند خدایی نکرده دامن ما را بگیرد، این اتفاق دارد می‌افتد…».
«یقین دارم اسفندماه پازل دموکراسی را تکمیل می‌کنیم»
مهدی فلاحتی، مجری برنامه، در ادامه گفت: «کسی که مخصوصا برای به قدرت رسیدن این دولت و این مشی سیاسی، با آن شعارها، حبس کشیده باشد، اعتصاب غذا کرده باشد، هزینه داده باشد و وقتی هم می‌آید بیرون از زندان، مثل جذامی‌ها به قول خودش با او برخورد می‌کنند، خوب، چنین کسی در این لحظه تاریخی، در این مقطع سیاسی و اجتماعی، امروز چه فکر می‌کند؟»

مهدی خزعلی در پاسخ ضبط‌شده خود، از «تکمیل پازل دموکراسی در اسفندماه آینده» سخن گفت: «من در تمام این گریه‌ها و سوزها و سختی‌ها، دعایی که می‌کنم برای گشایشی است که آخر این دعاها حس می‌کنم و یقین دارم؛ ببینید این دردها را می‌آورم با خودم مویه می‌کنم، اما یقین دارم ما پیروزیم، یقین دارم آینده از آن مردم است، و یقین دارم که سال بعد، ما باز هم اسفندماه به خیابان‌ها خواهیم ریخت و یک جشن پیروزی دیگری را برقرار خواهیم کرد و پازل دموکراسی را تکمیل می‌کنیم؛ ما الآن یک قوه مجریه‌ای همچین نیم‌بند داریم، یک قوه مقننه ان‌شاءالله و یک خبرگان رهبری دیگر را هم اضافه خواهیم کرد و گام‌ها را پیش می‌رویم؛ من یقین دارم؛ به هر حال، درست است کند است، درست است سخت است، درست است مطابق با خواست‌ها و شعارهای روز ۲۵ خرداد نیست، اما روزنه‌ای است در سلول انفرادی؛ فقط آن‌هایی که در سلول بودند می‌فهمند این دریچه کوچولوی ۱۵ سانت در ۱۵ سانت که دو میله هم وسط آن را قطع کرده است که دست از آن به زور رد می‌شود، این دریچه خیلی مهم است باز باشد یا بسته باشد. ما گاهی تا صبح می‌کوبیدیم به این دریچه تا این دریچه را باز کنند. این خیلی مهم است، این دریچه باز شده است.»
برخی واکنش‌های مخاطبان در فیس‌بوک «صفحه آخر»
بعد از پخش این برنامه، یکی از مخاطبان آن، در فیس‌بوک «صفحه آخر» [8] و زیر لینک مربوط به مهدی خزعلی، نوشته است:

پرداختن بیش از حد این برنامه و شما آقای فلاحتی به این آقا [مهدی خزعلی] برای من قابل درک نیست، به نظر من، با روال این برنامه کاملا در تضاد هست و کار از آزادی بیان و فکر گذشته!

یکی دیگر از بینندگان برنامه نیز در کامنتی نوشته است:

راستش من نمی‌توانم درک کنم چرا تا مهدی خزعلی عطسه می‌کند شما یک برنامه ویژه برای ایشان تهیه می‌کنید. یعنی هیچ‌کس دیگری در این رژیم ترور و وحشت به اندازه ایشان صدمه ندیده است؟ شما از مردم دعوت می‌کنید از افرادی مانند ایشان پشتیبانی مالی بکنند تا ایشان برای بیش‌تر قدرت گرفتن فرد چپاولگر و جنایتکاری مانند رفسنجانی فعالیت بکند؟ مهدی خزعلی مدام از بسیجی بودن خود و شرکتش در جنگ می‌گوید و سر همه منت می‌گذارد؛ آیا اگر این ترور رژیم به قدرت نرسیده بود اصلا جنگی اتفاق می‌افتاد؟ مگر نه اینها خود و در راس همه رفسنجانی جنگ را برای تثبیت رژیم تبهکار خود تحریک کردند و ادامه دادند؟ نمی‌دانم چه بگویم؛ دارم به شما و هدف برنامه‌تان شک می‌کنم.

مخاطب دیگری نیز در مورد مهدی خزعلی نوشته است:

با تمامی مسائلی که بر ایشون رفته، جای تاسف دارد هنوز دامن ولایت فقیه را چسبیده و فکر می‌کند افعی کبوتر می‌زاید».

یکی دیگر از بینندگان نیز خطاب به مهدی خزعلی نوشته است:

جناب آقای خزعلی،
بسیار خوب است که نور بر تاریکی‌ها بتابد و پرده از جنایت‌ها برداشته شود تا شاهد تکرار این فجایع در کشورمان نباشیم. اما مگر بسیاری از همین جنایات در زمان صدارت همین افرادی که شما امروز با افتخار از آنها با نام سران اصلاحات و بزرگان اصلاحات نام می‌برید اتفاق نیفتاد؟
جنایاتی که در اواخر دهه پنجاه و تقریبا در سر تا سر دهه شصت (به اصطلاح، دوران طلایی حضرت امام) انجام شد در زمان صدارت چه کسانی بود؟ کشتار سال شصت و هفت را چه کسانی طراحی و اجرا کردند؟ آقای خامنه‌ای که هنوز سه هزار نفر را یکجا اعدام نکرده است. شما چرا با ایشان درافتاده‌اید و آن بقیه را از یاد برده‌اید؟ چرا این سوالات را از «سردار سازندگی» و سایر کسانی که امروز سنگ اصلاحات را به سینه می‌زنند و از نظر شما دوستدار وطنند نمی‌پرسید؟
جناب آقای خزعلی،
چرا شما تلاش دارید خود را مسلمان‌تر از آیت‌الله‌هایی نشان دهید که هفتاد-هشتاد سال از عمرشان را در همین دین سپری کرده‌اند؟ یعنی شما از پدرتان و از خمینی اسلام‌شناس‌ترید؟ آیا این اسلامی که شما سنگش را به سینه می‌زنید وجود خارجی هم دارد؟ مستندات تاریخی شما چیست؟
این سماجت شما که این آیت‌الله‌ها اسلام را نمی‌شناسند ولی شما می‌شناسید مثل این می‌ماند که بنده، که چهار واحد زیست‌شناسی پاس کرده‌ام، ادعا کنم که دکتر مهدی خزعلی پزشکی را نمی‌شناسد ولی من می‌شناسم. آیا به نظر شما این کارتان اندکی خنک و نسنجیده نیست؟
آیا می‌توانید پنج سوره از قرآن بیاورید که تهدید، تحقیر، تهمت، خشونت، برائت از دگراندیش و یا جنگ و جهاد در آنها نباشد؟
آیا می‌توانید یک جامعه سعادتمند دینی به ما نشان بدهید؟
آیا می‌توانید دو تا از خدمات امام حسین به ما ایرانیان را نام ببرید؟

========

عکس از گزارش تصویری دیدار مهدی خزعلی و «نویسندگان و مسوولان سرای اهل قلم» با هاشمی رفسنجانی، اردیبهشت ۱۳۹۳؛ عکس‌های بیش‌تر

No responses yet

Nov 17 2014

علیزاده طباطبایی: وکیل خاندان پدرخوانده، هنوز نام مهدی هاشمی در سایت مشترک بانک جهانی و کنوانسیون مبارزه با فساد مالی سازمان ملل، باقی است.

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: رابرت دووال در فیلم پدرخوانده، نقش وکیل خانواده مافیایی کورلئونه را بازی می‌کرد، اما به نظر می‌رسد، محمود علیزاده طباطبایی در عالم واقعی، «کانسیلیری» رفسنجانی‌ها است.
محمود علیزاده طباطبایی در سال‌های اخیر، شباهت زیادی با «کانسیلیری» یا دستیار حقوقی خانواده دون کورلئونه داشته است. وکیلی که به نحوی وابسته است و از طرف خانواده حرف می‌زند. ادعاهایی مطرح می‌کند که در جهت حفظ منافع خانواده پدرخوانده است.

علیزاده طباطبایی می‌تواند به عنوان وکیل از موکلش حمایت کند، اما پا را فراتر می‌برد و مدعی می‌شود که هیچ فسادی در ماجرای استات‌اویل واقع نشده است. او گناه توجه مجلس ششم به پرونده را به گردن یک وکیل «بهایی» می‌اندازد و می‌گوید: «مستند آقایان در خصوص استات اویل در مجلس ششم، گزارش یک وکیل بهایی انگلیسی بود که مجلس بررسی کرد و مشخص شد مهدی دخالتی نداشته است اما افرادی اصرار داشتند این موضوع دوباره جزو اتهامات باشد.»

علیزاده طباطبایی، پا را فراتر می‌برد و می‌گوید: «در نهایت نیز همه مدیران استات اویل تبرئه شدند و از کسانی که متهم شان کرده بودند خسارت گرفتند.» این در حالی است که اگر حکم دادگاه به نفع مدیران استات اویل ختم شده بود، آمریکایی‌ها از این شرکت به خاطر پرداخت رشوه به یک مقام ایرانی وزارت نفت، جریمه‌ای سنگین نمی‌گرفتند.

هنوز مورد مربوط به نقش موکل اقای علیزاده طباطبایی، یا پسر پدرخوانده خاندان رفسنجانی، که می‌توان به نحوی او را «مهدی کورلئونه» هم خواند، در سایت‌های رسمی سر جای خود مانده و خبری از اثبات بی‌گناهی و فقدان فساد بر جای نمانده است.

رجوع به سایت بانک جهانی، بخش مربوط به کنوانسیون مبارزه با فساد مالی سازمان ملل، نشان می‌دهد که در سال ۲۰۰۶، استات‌اویل بر پرداخت رشوه در ماه ژوئن ۲۰۰۲ و ژانویه ۲۰۰۳ به یک مقام نفتی ایرانی، صحه گذاشته است. بر اساس مدارک مورد تایید، شرکت هورتون که دریافت کننده رشوه‌ها بوده، در عمل توسط مهدی هاشمی هدایت می‌شده است.

علاوه بر پرداخت‌های انجام شده دویست هزار دلاری و پنج میلیون دلاری، قرار بوده است که ۱۰ پرداخت یک میلیون دلاری نیز در طی ده سال صورت بگیرد. انتقال وجه از استات اویل به شرکت هورتون که توسط مباشر مهدی هاشمی، یعنی عباس یزدانپناه یزدی اداره می‌شد، در سپتامبر ۲۰۰۳ خاتمه یافت. مقام‌های استات اویل به خاطر نقض قوانین تجاری نروژ، محکوم به پرداخت جریمه شند. در سال ۲۰۰۳ نیز، عباس یزدانپناه یزدی از سوی مقام‌های انگلیسی برای تقدیم اطلاعات مرتبط با این پرونده تحت فشار گذاشته شد.

علیزاده طباطبایی اما خلاف این مساله را ادعا می‌کند: «کاملا تکذیب می‌کنم. نه تنها محکوم نشدند بلکه نهایتا بورس آمریکا، شرکت استات اویل را از بورس حذف کرد و گفت که تلاش کرده اعمال نفوذ کند و از ایران قرارداد بگیرد. ‌پرونده رفت دادگاه و دادگاه آمریکا استات اویل را تبرئه کرد و استات اویل از بورس آمریکا خسارت گرفت.» این وکیل خاندان هاشمی، سندی ارائه نکرده است. او حتی به ساده‌ترین منابع مربوطه توجهی نمی‌کند. اعتبار ادعای علیزاده طباطبایی مبنی بر حذف استات اویل از «بورس» را می‌توان با یک جستجوی ساده بررسی کرد. نشانگان استات اویل در بورس نیویورک را می‌توانید در خبرهای مربوط به این شرکت بیابید(NYSE:STO).

اگر ادعای علیزاده طباطبایی واقعیت داشت، آمریکا بایستی ۲۱ میلیون دلار جریمه‌ای را که از استات اویل گرفته بود، پس می‌داد. اما رسانه‌های معتبر مالی جهان نیز خبر محکومیت استات اویل را دارند، نه برائتش را.

علیزاده طباطبایی و دامادش، که او نیز وکیل دیگر پرونده مهدی هاشمی است، در سایت‌شان دلایل بلامحل بودن اتهامات مربوط به استات اویل را مطرح کرده‌اند. عیزاده طباطبایی، منع تعقیب عباس یزدانپناه در پرونده استا اویل در سال ۲۰۰۵ را، تبرئه می‌خواند. این در حالی است که در اخبار رسمی و مستندات یک سال بعد، یعنی ۲۰۰۶، از عباس یزدی به عنوان فرد رابط برای دریافت رشوه نام برده شده است. در سال ۲۰۰۷ نیز، نام عباس یزدانپناه یزدی در پرونده توتال فرانسه نیز ذکر شد.

علیزاده طباطبایی و دامادش، برای اثبات برائت موکل خود، اکثرا از لینک‌های ایرانی استفاده کرده‌اند و از ارائه لینک‌های معتبر مربوط به بانک جهانی و یا رسانه‌های معتبر بین‌المللی و اروپایی و یا آمریکایی، خودداری کرده‌اند.

علیزاده طباطبایی: «شاهد نقد» در مقابل «سردار نقدی»

محمود علیزاده طباطبایی نخستین بار وقتی به نفع فائزه هاشمی در دادگاه مطبوعات شهادت داد که سردار نقدی را هنگام هدایت نیروهای لباس شخصی علیه عبدالله نوری و عطا‌الله مهاجرانی در خیابانی در غرن دانشگاه تهران، به هنگام برگزاری نماز جمعه دیده است، از سوی بخشی از نیروهای اصلاح‌طلب با خوش‌آمدگویی ویژه‌ای پذیرفته شد. او جزو همافران نیروی هوایی بود که در بهمن ۱۳۵۷ در حمایت از آیت‌‌الله خمینی رژه رفتند. او زمانی نیز نماینده رئیس جمهوری در ستاد مبارزه با مواد مخدر بود.

یک منبع مطلع به خودنویس می‌گوید که علیزاده طباطبایی به واسطه سابقه امنیتی مورد اعتماد سید محمد خاتمی برای حضور در ستاد بوده است.

علیزاده طباطبایی، بعد از شهادتش به نفع فائزه هاشمی که آن زمان بدون بررسی از سوی بسیاری از اصلاح‌طلبان مورد حمایت قرار گرفت، اما گروهی نسبت به این شهادت تردیدهایی داشتند، کاندیدای شورای شهر شد و کارگزاران، حامی‌اش شدند. او در دوره اول شوای شهر، در جناح نزدیک به عطریان‌فر قرارداشت، که خود، از مدیران امنیتی نظام بوده است.

رسانه‌های یک طرف: مصرف کنندگان جعلیات آقای وکیل

اگر یکایک ادعاهای علیزاده طباطبایی در باره موارد اقتصادی مرتبط با موکلش بررسی شود، می‌توان بررسی کرد که ایشان در دفاع از موکل سخن گفته یا تلاشش، انحراف افکار عمومی از واقعیت‌ها و مستندات بوده است؟ رسانه‌های نزدیک به جناح هاشمی رفسنجانی، از بررسی این ادعاها خودداری می‌کنند. همچنین، بسیاری از رسانه‌های خارج از کشور نیز این ادعاها را نادیده می‌گیرند، چرا که کار حرفه‌ای و بررسی ادعاها می‌تواند منتهی به بی اعتبار شدن وکیل «پدرخوانده» شود.

علیزاده طباطبایی، طبیعتا به عنوان وکیل تلاش کرده بسیاری از اتهامات را از موکل خود دور کند. در مواردی نیز خودش را به نادانستن زده است، از جمله وقتی مدعی شد که نمی‌داند چرا مهدی هاشمی با پاسپورتش به ایران نرفته است. کسانی که گذرنامه‌های مهدی هاشمی در خارج از کشور را دیده‌اند، به خوبی به تعدد رفت و آمد او به فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی، و ویزاهایی که گرفته است آگاهند، آنها حتی می‌دانند که مهدی هاشمی، علت گرفتن گذرنامه‌ای جدید، ماه‌ها پیش از بازگشت به ایران را، «پر شدن» گذرنامه قبلی از مهر ورود اعلام کرده بود. یک فرد نزدیک به اتحادیه اروپا در سال ۱۳۹۱، به خودنویس از وجود گذرنامه‌های متعدد یک مقام سابق ایرانی ساکن اروپا خبر داد که بررسی‌های خودنویس نشان داد این فرد، کسی جز مهدی هاشمی نبوده است.

آقای علیزاده طباطبایی پس از بازگشت موکلش به ایران در باره فقدان گذرنامه گفت: «آقای هاشمی، گذرنامه‌شان را برای گرفتن ویزای کانادا به سفارت کانادا [در انگلستان] داده بود… ایشان گذرنامه داشته‌اند، حالا به چه دلیلی ایشان گذرنامه‌شان را ارائه نداده‌اند، نمی‌دانم.» این در حالی است که اگر مهدی هاشمی، گذرنامه‌اش را در انگلستان به سفارت کانادا داده بود، با چه مدرک مسافرتی‌ای از لندن به دوبی پرواز کرده بود؟ قاعدتا این پرواز نمی‌توانسته بدون گذرنامه انجام بگیرد، چرا که برگه عبور ایشان در دوبی صادر شده بود. خودنویس همان زمان موارد مرتبط با گذرنامه‌های مهدی هاشمی را در گزارشی منتشر کرده بود.

بی‌اعتبار شدن این وکیل که پرونده‌های تعدادی از زندانیان سیاسی از جمله غنچه قوامی را نیز در دست دارد، طبیعتا به نفع موکلان دیگر نخواهد بود.

با این همه، به نظر می‌رسد اعتبار کاری علیزاده طباطبایی، وابسته به بقای خاندان هاشمی است. تا زمانی که این خانواده پابرجاست، دفاع از پرونده‌های مرتبط با اعضای خانواده بر عهده «کانسیلیری» است. او کماکان موکل خود را یکی از مقام‌های مهم نظام می‌داند. شاید منظورش نظام مافیای نفتی جمهوری اسلامی باشد.

No responses yet

Oct 29 2014

هشدار صریح احمد خاتمی: هاشمی به بازی ادامه دهد٬ سکوتم را می‌شکنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد خاتمی به اکبر هاشمی رفسنجانی هشدار داد اگر به «بازی‌های» رسانه‌ای درباره انتخابات ریاست مجلس خبرگان رهبری ادامه دهد «سکوت» خود را شکسته و «راز و رمز‌های» وی را فاش خواهد کرد.

آقای خاتمی این هشدار را پس از تکذیب اظهاراتش مبنی بر تمایل نداشتن اکبر هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجدد بر مجلس خبرگان رهبری به رئیس مجمع تشخیص مصلحت داده است.

این عضو مجلس خبرگان رهبری دو روز پیش گفته بود هاشمی نامزد پست ریاست این مجلس نخواهد شد که روز گذشته یک منبع نزدیک به هاشمی اظهارات خاتمی را تکذیب کرد.

سایت هاشمی رفسنجانی نیز در واکنش به این اظهارات اعلام کرده هاشمی گفته اگر کسانی که صلاحیت ریاست مجلس خبرگان را ندارند نامزد این پست شوند٬ وی نیز در این انتخابات شرکت خواهد کرد.

ساعاتی پس از این موضع‌گیری احمد خاتمی گفته دنبال «جنجال» نیست و نمی‌خواهد «راز و رمز» مخالفت هاشمی رفسنجانی با برخی از اعضای مجلس خبرگان رهبری را فاش کند.

خاتمی اضافه کرده در حال حاضر قصد ندارد نام نامزد‌های مورد حمایت هاشمی برای تصدی بر ریاست مجلس خبرگان را اعلام کند٬ اما اگر «بازی‌های رسانه‌ای» وی ادامه یابد٬ سکوتش را خواهد شکست.

احمد علم‌الهدی دیگر عضو مجلس خبرگان رهبری هم در دفاع از احمد خاتمی گفته هر کس برای ریاست خبرگان نامزد شود از نظر هاشمی «ناصالح» است.

علم‌الهدی افزوده درست نیست فقهای مجلس خبرگان رهبری را افرادی «ناصالح» نامید.

پس از مرگ محمدرضا مهدوی‌کنی٬ رئیس سابق مجلس خبرگان رهبری٬ تلاش‌های دو جریان هاشمی و خامنه‌ای برای انتخاب رئیس جدید این مجلس وارد فاز جدیدی شده است.

No responses yet

Oct 28 2014

هاشمی: برای ریاست خبرگان، می آیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی انصاف نیوز: یک منبع نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، اظهارات یک عضو مجلس خبرگان رهبری را که گفته است “آقای هاشمی رفسنجانی تمایلی به کاندیدا شدن برای ریاست مجلس خبرگان رهبری ندارند” را تکذیب کرد.

به گزارش انصاف نیوز به نقل از روزنامه ی جمهوری اسلامی، این منبع در ادامه گفت: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره کاندیدا شدن برای ریاست مجلس خبرگان رهبری نه تنها چنین مطلبی نگفته‌اند، بلکه در پاسخ به سؤالی در همین زمینه گفته‌اند درصورتی که بعضی افراد که آنها را برای ریاست خبرگان صالح نمی‌دانم قصد کاندیدا شدن داشته باشند، آمادگی خود را برای کاندیداتوری ریاست این مجلس اعلام خواهم کرد.

No responses yet

Oct 21 2014

مدیر رشوه دهنده توتال کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: سال پیش، دادستانی فرانسه از پرداخت ده‌ها میلیون دلار پول شرکت توتال به مهدی هاشمی از طریق عباس یزدانپناه یزدی خبر داد. عباس یزدانپناه ربوده و ناپدید شد و مدیر توتال نیز در یک تصادف هواپیمایی جان باخت.

به گزارش خبرگزاری‌ها، دقایقی پیش از نیمه‌شب دوشنبه، کریستوف دو مارژری، مدیر عامل شرکت نفتی توتال در اثر برخورد هواپیمایش با یک ماشین برف‌روب در فرودگاه مسکو کشته شد. سخنگوی فرودگاه ونوکووی مسکو اعلام کرد که سه نفر خدمه و یک مسافرکه کریسوف دو مارژری بوده، کشته شده‌اند. قرار بود دومارژری با این پرواز به پاریس بازگردد.

نام دومارژری سال پیش و بعد از جریمه بزرگ شرکت توتال به خاطر پرداخت رشوه به یک مقام نفتی ایرانی در برخی رسانه‌های فارسی زبان بر سر زبان‌ها افتاد. دادستانی فرانسه نیز خواستار رسیدگی به پرونده‌های دونفر از کسانی شد که متهم به دست داشتن در پول‌شویی و انتقال پول به این مقام نفتی بوده‌اند. این مقام نفتی کسی نبود جز مهدی هاشمی و یکی از آن دو نفر، عباس یزدانپناه یزدی بود. در سال ۲۰۰۷، گزارش‌های زیادی در باره این پرداخت رشوه در روزنامه‌های معتبر دنیا از جمله نیویورک تایمز منتشر شد.

چند ماه بعد از آن، عباس یزدانپناه در روزهای ابتدای تابستان ۹۲ در دوبی ربوده و عملا دستیابی به بسیاری از اطلاعات مربوط به معاملات نفتی خانواده هاشمی، غیر ممکن شد. بر اساس گزارش‌های موجود، عباس یزدانپناه یزدی در روزهای نخست آدم‌ربایی، جان باخته است.

اما مرگ دومارژری درحالی اتفاق افتاده که بر اساس کیفرخواست مهدی هاشمی که در هفته‌های اخیر منتشر شده، فرزند هاشمی رفسنجانی ۷۰ میلیون دلار از این شرکت فرانسوی دریافت کرده است. البته بر اساس گزارش‌ها، این رقم ۸۰ میلیون دلار بوده است.

No responses yet

Oct 18 2014

احمد جنتی: چرا دو نفر دیگر از سران فتنه آزادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: احمد جنتی، دبير شورای نگهبان، با تاکيد بر اينکه مجازات ميرحسين موسوی و مهدی کروبی «اعدام» بوده، از آزاد بودن «دو نفر ديگر از سران فتنه» انتقاد کرده است.

آقای جنتی که ظهر روز جمعه، ۲۵ مهر، در برنامه «شناسنامه» تلويزيون دولتی ایران شرکت کرده بود، گفته چرا افرادی که خواستار آزادی کانديداهای معترض به نتايج انتخابات سال ۸۸ هستند، اين سوال را نمی‌پرسند که «چرا دو نفر ديگر از سران فتنه بايد آزاد باشند؟»

دبير شورای نگهبان نام این دو نفر را نبرده اما گفته است: «يکی از آنها که همين طور دارد راه می‌رود و زيرآبی می‌رود و راه دو نفر ديگر را ادامه می‌دهد».

به نظر می‌آيد محمد خاتمی، ریيس جمهوری پیشین ايران، يکی از افرادی است که مد نظر آقای جنتی است. بسياری از اصولگرايان و نمايندگان مجلس از آقای خاتمی به عنوان يکی ديگر از «سران فتنه» نام می‌برند.

از جمله ۱۰ نماينده مجلس شورای اسلامی تيرماه امسال و در تذکری کتبی خطاب به مصطفی پورمحمدی، وزير دادگستری، خواستار «اجرای حکم ممنوع‌التصوير، ممنوع‌الخروج و ممنوع‌البيان بودن محمد خاتمی توسط قوه قضائيه شدند».

در اخبار و گزارش‌های متعدد، از اکبر هاشمی رفسنجانی، ریيس مجمع تشخيص مصلحت نظام يا مهدی هاشمی، فرزند او نيز به عنوان ديگر سران فتنه نام برده می‌شود.

احمد جنتی در برنامه شناسنامه گفته است: «بايد اعتراض شود که چرا اين افراد دستگير نشدند نه اين که چرا آن دو نفر در حصر هستند. اين اعتراض به جا است و حق هم هست و جوابی ندارد».

او افزوده است: درباره «يکی ديگر از سران فتنه هم به من گفتند ۲۰ هزار صفحه پرونده دارد و جرم او هم واضح واضح است و مدتی فراری بود و بعد هم برگشت. چرا اين تا حالا مانده است؟»

به گفته آقای جنتی، «اعتراض به اين مسائل به جا و درست است» و «خدا می‌داند رسيدگی به اين پرونده تا چه زمانی قرار است ادامه يابد. تا زمان ظهور ادامه پيدا می‌کند».

«حکم سران فتنه اعدام بود»

دبير شورای نگهبان در بخش ديگری از سخنانش تاکيد کرده که «بر سر سران فتنه منت گذاشته شده» و افزوده است: «اگر بنا به محاکمه اينها بود هيچ قاضی عادل و آگاهی جزء حکم اعدام برای آنها صادر نمی‌کرد».

آقای جنتی گفته است: «در هيچ کشوری با افرادی که در مقابل نظام می‌ايستند – نه در مقابل ریيس جمهور يا وزير يا قاضی بلکه در مقابل نظام ايستادند – اين گونه رفتار نمی‌شود».

وی افزوده که اين «منت و تخفيف» به دليل «لطف و مهربانی اسلامی» بوده است وگرنه «هر جای ديگر اينها را درجا اعدام می‌کردند».

علی مطهری، نماينده تهران در مجلس نيز پيش از اين نقل قول مشابهی از رهبر جمهوری اسلامی را رسانه‌ای کرده بود.

آقای مطهری گفته بود که آيت‌الله علی خامنه‌ای در پاسخ به او که خواستار محاکمه و تعيين تکليف آقايان موسوی و کروبی شده بود، گفته که «جرم اينها بزرگ است» و «اگر اينها محاکمه شوند حکم‌شان خيلی سنگين خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهيد بود؛ ما اکنون به اينها ملاطفت کرده‌ايم».

رهبر جمهوری اسلامی و مقام‌های سياسی و فرماندهان نظامی حامی او، از جنبش اعتراضی پس از انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ به عنوان «فتنه» نام می‌برند.

No responses yet

Oct 14 2014

متهم، مهدی هاشمی بهرمانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: پس از گذشته دو هفته از ناپدید شدن بازپرس اولیه پرونده مهدی هاشمی، انتشار کیفرخواستی که بر اساس بازجویی‌های رشته احمدی تنظیم شده، زوایای دیگری از فعالیت‌ها و روابط فرزند هاشمی رفسنجانی را می‌گشاید.

چندی پیش بود که نزدیکان بهرام رشته احمدی، بازپرس اولیه پرونده مهدی هاشمی از نیامدن او به خانه خبر دادند [2]. رشته احمدی، که بسیاری از زندانیان سیاسی اوین خاطرات خوبی از او ندارند، در دوره‌ای که معاون امنیتی دادستان تهران بود، مسوولیت بررسی پرونده مهدی هاشمی را برعهده گرفت. تا مدت‌ها، شایعات زیادی در باره کیفرخواست و تعداد اتهام‌های منتسب به فرزند یکی از قدرت‌مندترین سیاست‌مداران معاصر ایران مطرح بود، اما انتشار بخش اول کیفرخواست مهدی هاشمی، به گمانه‌زنی‌ها پایان داد.

انتشار بخش دوم کیفر خواست علیه مهدی هاشمی بهرمانی از سوی یک گروه ناشناخته موسوم به «انجمن دانشجویان عدالت‌خواه جهان [3]»، از ابعاد گوناگونی حائز اهمیت است. انتساب گرفت رشوه، اخلال در نظام اقتصادی کشور، جعل سند و چندین و چند مورد دیگر، در کنار اسامی افرادی سرشناس و نام آشنا از مواردی است که در این کیفر خواست طولانی علیه مهدی هاشمی مطرح شده است. اگر دادگاه انقلاب متناسب با رفتاری که با دیگر متهمان سیاسی و مالی کرده، با مهدی هاشمی برخورد کند، نمی‌توان انتظار حکمی معمولی داشت. اما بسیاری اعتقاد دارند حکم دادگاه فرزند هاشمی رفسنجانی، متناسب با رفتار پدرش تنظیم و صادر خواهد شد.

در زیر خلاصه‌ای از مهم‌ترین قسمت های این کیفرخواست را بازخوانی می‌کنیم:

در صفحه ۵۲ کیفرخواست آمده است، با توجه به اینکه مهدی هاشمی از یک خانواده سرشناس بوده و بدون تردید عالم و آگاه به موثر بودن اقداماتش در ضربه زدن به اقتصاد کشور است و مجرمیت وی محرز و قطعی است و افرادی هم چون مهدی بطحایی و نوذر آرین توضیحات مفصلی در تایید اشراف متهم در حوزه صنعت نفت داده‌اند.

در ادامه اتهام اختلاس توام با جعل سند و مدرک، فعلا به مبلغ ۸۱.۷۳۲.۶۸۳.۰۴۰ ریال از شرکت بهینه سازی مصرف سوخت مطرح شده و در توضیح آن امده است:‌ شرکت بهینه سازی مصرف سوخت در پی تصویب ماده ۱۲۱ قانون برنامه سوم توسعه، به منظور کاهش مصرف حامل های انرژی در وزارت نفت و به مدیریت مهدی هاشمی تشکیل شد. هادی عرب قبادی کارمند روابط عمومی این شرکت اعتقاد دارد کلیه مهره چینی‌های مدیران سازمان توسط مهدی هاشمی صورت گرفته و ساختمان سازمانی کاملا یک دست و گوش به فرمان ایجاد کرده و اگر تخلفاتی در بخش‌های مختلف سازمان صورت پذیرفته باشد متاثر از وجود دیکتاتوری و فضای حاکم بر سازمان در آن ایام بوده است، لذا با تحقیقات به عمل آمده و با عنایت به اسناد و مدارک موجود مشخص شده مقادیری از وجوه متعلق به دولت به صورت غیر قانونی و با سند سازی و اخذ استعلام های صوری توسط متهم با همکاری سایر کارمندان شرکت و همین طور تبانی با برخی از پیمانکاران به نفع خود یا دیگران برداشت شده است.

کیفرخواست هدف از برداشت وجوه یاد شده را اینگونه توضیح داده است: «حسب گزارش شماره ۱۴ مورخ وزارت اطلاعات، حمزه کرمی مدیر روابط عمومی شرکت بهینه سازی در خصوص نحوه تامین بخشی از هزینه کار انتخابات توسط مهدی هاشمی گفته است:‌ در جریان انتخابات دوره نهم بخشی از هزینه های تبلیغاتی پدرش( اکبر هاشمی رفسنجانی) را از بودجه بهینه سازی و بخشی دیگر را از پیمانکاران مختلف دریافت می کرد که به نوعی مجبور بودند برای قراردادکاری خود کمک کنند. از جمله خودروسازها، پالایشگاه‌ها و کارخانه‌های بزرگ که نوعا مشکل سوخت داشتند و با بهینه سازی مراوده داشتن بخشی از مخارج ستاد هاشمی را به مهدی هاشمی دادند، افرادی هم برای وی در پاکت یورو و دلار می آوردند که که مهدی می گفت اینطور کمک کننده ها لو نمی روند، زیرا اگر چک بدهند بعدا پدرشان را در می آورند.»

در ادامه و بر حسب اعترافات حمزه کرمی آمده است: «کلیه هزینه انتخابات سال ۸۴ در ستاد سمیه از رانت و بودجه بهینه‌سازی به طور مستقیم یا از طریف پیمانکاران تامین می‌شد،‌ اظهارات جهانبخش خانجانی نیز با اندکی تفاوت همانند اظهارات حمزه کرمی است که گفت است در کل بالای پنج میلیارد تومان صرف انتخابات شده که بخشی از آن از بودجه بهینه سازی تامین شده است.»

اظهارات مهدی حسینی‌زاده که در کیفر خواست از وی به عنوان مسوول «افشا حق فکر انتخابات» یاد شده حاکی از آن است که مهدی هاشمی گفته است می‌تواند برای تامین مالی ستاد از بودجه پروژه‌های مطالعاتی سازمان بهینه سازی استفاده کند، به گونه‌ای که در مقابل ارایه خدمات انتخاباتی به ستاد آقای هاشمی، پروژه های مطالعاتی سازمان به افراد یا گروهها واگذار شود. در همین ارتباط سورنا ستاری اعتقاد دارد در دوره انتخابات ریاست جمهوری ۸/۷ میلیارد تومان از بودجه سازمان خرج شده و ۸۰ درصد سندهای فروردین ماه آن سال قطعا برای انتخابات درست شده است.

در کیفر خواست در مورد نحوه برداشت وجوه یادشده می خوانیم:

اظهارات محمدرضا رجبی در خصوص دریافت ۵۰۰ هزار دلار: قبل از انتخابات مهدی هاشمی به من گفت برو شرکت بهینه سازی و از سورنا ستاری یک بسته بگیر، من به دفتر ستاری رفتم و یک پاکت که حدودا پنج بسته صدهزار دلاری باند رول شده بود از وی گرفتم و تحویل مهدی هاشمی دادم،‌ این مبلغی بود که آقای ستاری از طریق ارتباط با پیمانکاران تهیه و بخشی از اسناد مرتبط با آن ساختگی بود و برای اینکه پول‌ها ردیابی نشوند، از طریق تبدیل دلار به ریال پولشویی می شدند.

بر همین اساس و حسب اظهارات محمدرضا رجبی، نام حسین معادیخواه به عنوان فردی که در سازمان کار فراهم کردن استعلام های جعلی و صورت حساب سازی را انجام میداده مطرح شده و آمده است، سادگی بودن برداشت پول از سازمان بهینه سازی باعث وسوسه مهدی، من و سایرین شد که به جای پول های شخصی از بیت المال برای انتخابات استفاده کنیم.
از سوی دیگر سورنا ستاری، قائم مقام مهدی هاشمی در شرکت بهینه سازی مصرف سوخت نیز اظهار داشته چون وی اسناد را امضا نکرده، مهدی هاشمی شخصا به امضای سندها اقدام کرده است و استاد مربوط به انتخابات را در لیست سیاهی قرار میداد تا از چشم حسابرسان پنهان بماند. از همین رو این اظهارات حکایت از سند سازی متهم برای استفاده از بیت المال حکایت دارد.

در بخش دیگری از کیفرخواست ارائه شده علیه مهدی هاشمی به میزان اختلاس و ادله اثباتی آن پرداخته شده است:
پرداخت ۲۲۴۶۷۰۰۰۰۰ ریال به حسن معادی‌خواه برای چاپ مجدد دوازده عنوان کتاب کودک که ارواق و محتویات پرونده مشخص می کند در سال ۱۳۸۳ قرار می شود شرکت بهینه سازی مصرف سوخت به انتشار بیست و شش عنوان کتاب کودک به قیمت ۴۵ تا ۵۰ میلیون تومان اقدام کند. از سوی دیگر چون حسین معادی‌خواه بابت انتشار پوسترهای تبلیغاتی از مهدی هاشمی طلبکار بوده، برای اخد طلب خود با تبانی مهدی هاشمی اقدام به فاکتور سازی به عنوان چاپ مجدد دوازده عنوان کتاب کودک بدون مجوز وزارت ارشاد می کند، به عبارت دیگر با انتشار ۵۰۰۰ هزار جلد هزینه ۶۰۰ هزار جلد از سازمان دریافت می شود. حسین معادیخواه مدیر شرکت نشر ذره در همین خصوص گفته است بالای یک میلیارد و دویست میلیون تومان کار تبلیغاتی برای هاشمی رفسنجانی انجام داده که هزینه های آن را نقدا و در دوره انتخابات از مهدی هاشمی در ستاد به صورت تراول چک دریافت کرده، مبلغ ۶۸۰ میلیون تومان در زمان انتخابات گرفته، ۳۰۰ میلیون تومان پرداخت نشده و مبلغ ۲۲۰ میلیون تومان نیز بابت کتاب کودک گرفته است. معادیخواه در بازجویی های خود اظهار داشته مهدی هاشمی در دفترش از من پرسید چقدر از طلب شما مانده است، گفتم حدود ۵۵۰ میلیون تومان، گفت بیایید کتاب های کودک که دوازده عنوان بود را به نام دوازده انتشارات دیگر فاکتور کنید و مبلغش را بگیرید.

معادی‌خواه، فرزند وزیر ارشاد معزول در ابتدای دهه ۶۰ است.

در ادامه کیفر خواست اشاره شده است به دریافت سه میلیارد و دویست میلیون تومان توسط حمزه کرمی به عنوان هزینه تبلیغات انتخاباتی روزنامه‌ها،‌ آن هم پس از تبانی و برنده اعلام کردن شرکت نگاه شرقی سبز با مدیریت امیرعلی آقا یاری که طی توافقی میان مهدی هاشمی، حمزه کرمی و آقایاری قرار می‌شود تا کیله کارها ولو کارهای ناقص توسط شرکت بهینه سازی مورد تایید واقع شود و در عوض مبالغی به فاکتورها که بسیاری از آنها جعلی و بر مبنای استعلام‌های صوری بوند اضافه شده و پس از وصول چک به واسطه حمزه کرمی بابت پرداخت به روزنامه ها به کار گرفته شود.

بازرسان در میان اسناد و مدارک به دست آمده از سازمان بهینه سازی به نام چندین شرکت برخوردند که پس از استعلام از سازمان ثبت شرکت ها مشخص شد هیچ کدام دارای سابقه ثبتی نبوده‌اند. این شرکت ها عبارتند از شرکت ایده گستر، شرکت تبلیغاتی دامنه، شرکت پردازش داده ها، موسسه انتشارات نقش۵، موسسه تبلیغاتی همه با هم، چاپ پیام آزادی، چاپ و لیتوگرافی لیدا، موسسه چاپ گلگونه، شرکت تابان چاپ گرافیک، شرکت پیمان فیلم، کانون تبلیغاتی سهندهامون،‌ شرکت پارین فیلم و موسسه فرهنگی نقش سبز.

همچنین اسناد نشان میدهند که مبلغ پرداخت شده به این شرکت ها توسط سازمان بهینه سازی از قرار زیر بوده است:
۱-شرکت نقش ۵ بابت پوستر و برشور ۶۰ میلیون تومان
۲- شرکت نزهت بابت چاپ کتاب و مقالات ۲۳۰ میلیون تومان
۳-شرکت های مختلف بابت چاپ بروشور و اقدام تبلیغاتی مبلغ ۳۶ میلیون تومان
۴-شرکت پاردین فیلم بابت تولید تیزر تلویزیونی هشتاد میلیون تومان
۵- شرکت جلوه های ویژه دیدار بابت تولید تیزر انیمیشن مبلغ ۵۸ میلیون تومان
۶- شرکت نگاه شرقی سبز بابت ترجمه مبلغ ۲۹۱ میلیون تومان
۷-شرکت سپند گستر بهار بابت ساخت تابلو و تیزر مبلغ بیست میلیون تومان
۸-شرکت پرنیان فیلم بابت تولید تیزر تلویزیونی میلغ ۱۶۰ میلیون تومان
جمع کل ۹۹۷ میلیون تومان

در این مرحله امیرعلی آقا یاری ایرادات کلی موجود در روند سندسازی‌ها و پرداخت‌ها اینگونه بیان کرده است: هیچ‌گونه درخواست‌کاری از واحدها و اعلام نیاز انجام نمی‌گرفت و برای هر کاری که انجام می‌شد درخواست تهیه می‌شد، به طور مثال چند تیزر با موضوع مختلف تهیه می‌شد و پس از تهیه درخواست نیاز و مدارک مربوطه توسط حمزه کرمی تهیه می‌شد. هیچ‌گاه برای انجام امور سازمان هیچ گونه استعلام قیمت و یا دریافت پیش فاکتور انجام نمی شد و همه فاکتورها به صورت غیرواقعی تهیه می شد.

برپایه کیفرخواست، هیچ برآوردی برای انجام کارهای تبلیغاتی سازمان بهینه‌سازی وجود نداشت و تنها کار انجام می‌شد که اضافه دریافتی آن به حمزه کرمی پرداخت شود. زمانی هم کاری آماده می‌شد به حمزه کرمی ارجاع داده می‌شد و او بود که قیمت را تعیین می‌کرد و می گفت این مبلغ را به قیمت اصلی اضافه کنید و وقتی چک‌ها وصول می شد، مبلغ اضافه شده به حمزه کرمی داده می‌شد و طبق اعترافات حمزه کرمی در دادگاه علنی مبلغ ۳۲۰ میلیون تومان از کل مبلغ یک میلیارد تومان سو استفاده شده و جهت تبلیغات انتخاباتی هزینه شده و این رقم قاعدتا باید با دستور مهدی هاشمی و جهت پرداخت برخی مطالبات انتخاباتی پرداخت شده است.

تبانی در معاملات دولتی

بخش دیگری از کیفر خواست مهدی هاشمی به اتهامات وی در خصوص تبانی در معاملات دولتی اختصاص دارد. یکی از کارمندان شرکت بهینه سازی مصرف سوخت،‌ محسن شامانی گفته است: در سال ۱۳۸۱ مناقصه ای در مورد انتخاب مشاور تبلیغاتی سازمان بهینه سازی مصرف سوخت برگزار شد که در آن شرکت راش خانه آگهی به صورت واقعی برنده شد و با وجود آنکه شرکت نگاه شرقی فاقد اعتبار و امتیازهای لازم بود، در نهایت این دو شرکت به عنوان برنده مناقصع اعلام شدند و نکته شایان توجه هم آن بود که شرکت نگاه شرقی سبز تنها چند روز پیش از برگزای مناقصه تشکیل شده بود.

آقایاری مدیر عامل شرکت نگاه شرقی سبز در بازجویی‌ها گفته است که به دلیل حضور در بنیاد امور بیماری‌های خاص در سال ۱۳۷۲ از سوی فاطمه هاشمی به حزب اعتدال و توسعه معرفی می‌شود، در سال ۱۳۸۱ که مناقصه مذکور توسط سازمان بهینه سازی انجام می‌شد، آقایان نوبخت و واعظی گفتند در این مناقصه شرکت کن ما هم به مهدی هاشمی سفارش می‌کنیم در مقابل باید قول بدهی که به حزب اعتدال و توسعه کمک کنی،‌ در واقع آنها من را انتخاب کردند تا به این وسیله برای حزب درآمدی ایجاد کنند. در نهایت هم مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان توسط شرکت نگاه شرقی سبز به حزب اعتدال و توسعه به عنوان کمک پرداخت شد. از همین رو با عنایت به نظر صریح حسابرسی بزه تبانی در معاملات دولتی و ترک مناقصه توسط مهدی هاشمی محرز و مسلم است.

تصرف غیر قانونی در اموال دولتی نیز دیگر موردی است که در کیفر خواست علیه مهدی هاشمی مطرح شده و در توضیح آن آمده است:

استخدام حمزه کرمی در سازمان بهینه سازی در حالی که وی کارمند ریاست جمهوری بوده و با هماهنگی انجام شده با دکتر عارف، معاون رییس جمهوری قرار می شود وی صبح ها در ریاست جمهوری و عصرها در سازمان بهینه سازی فعالیت کند.

استفاده از اموال و همینطور پرسنل سازمان بهینه سازی در ستاد انتخاباتی خیابان سمیه

تضییع بیت المال از طریق اخذ هزینه‌های اجاره غرفه از پیمانکاران در نمایشگاه و همینطور پرداخت هزینه سمینارهای دانشجویی در دانشگاه شریف توسط سازمان بهینه سازی که به منظور تسهیل در امور دانشجویی مهدی هاشمی انجام می‌گرفت.

پرداخت به روزنامه شرق پیش از انجام کار: حسب اظهارات هادی عرب قبادی در اسفند سال ۸۱ به دستور مهدی هاشمی و توسط حمزه کرمی مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان به صورت یکجا و پیش از انجام کار بابت پیش پرداخت آگهی به روزنامه شرق پرداخت شده است. سورنا ستاری نیز در اعترافات خود عنوان کرده بسیاری از پرداخت های انجام شده به مطبوعات صوری بوده و واقعیت نداشته است لذا با عنایت به مراتب فوق بزه تصرف غیرقانونی در اموال دولتی نیز محرز و مسلم است.

جاسوسی

در بخشی از کیفر خواست می‌خوانیم، متهم با در اختیار قراردادن اسناد و تصمیمات اخذ شده در مورد سیاست‌های داخلی و خارجی به افرادی که صلاحیت دسترسی به این مدارک را نداشته‌اند و یا مطلع کردن آنها مرتکب جاسوسی نیز شده است. یکی از کسانی که از طرف دادستانی به عنوان عامل انتقال اطلاعات مطرح شده، عباس یزدانپناه یزدی، شریک مهدی هاشمی است.

در کیفرخواست ذکر می‌شود که عباس یزدانپناه یزدی کیست؟

وی فرزند افراسیاب متولد ۱۳۴۸ شخصی است که با نفوذ در مراکز حساس و وزارتخانه‌های جمهوری اسلامی و جلب اعتماد مسوولین به اسناد و مدارک محرمانه و طبقه بندی شده دسترسی یافته و از سوی دیگر با شگردهای خاص ضمن ارتباط با «عوامل و ماموران سرویس‌های جاسوسی بیگانه» اقدام به ارایه اخبار و الاعات و اسناد فوق الذکر می‌کرده و مبالغ کلانی دریافت می‌کرده است. وی در جریان تحقیقات قضایی صراحتا به تشکیل شرکت جبل برای پوشش فروش اطلاعات و اسناد به بیگانگان اعتراف کرده است. عباس یزدان پناه از دوستان قدیمی مهدی هاشمی بوده و توسط وی به دستگاه‌های دولتی راه پیدا کرده است. یزدان پناه در اعترافاتش در سال ۱۳۸۷ گفته است چون مهدی هاشمی دسترسی به اطلاعات سطح بالا داشت و می‌توانست با اقای هاشمی یا وزیر نفت صحبت کند، خط و مشی وزارت نفت را زودتر از دیگران در می‌یافت و ما در ازای ارایه این اطلاعات پورسانت دریافت می‌کردیم.

هم چنین در ادامه چندین صفحه با اعترافات عباس یزدان پناه در خصوص نحوه همکاری مهدی هاشمی با شرکت‌های خارجی نظیر شل و شرکت مخابراتی بل کانادا و شیوخ عرب برای مشارکت در بازار سرمایه‌گذاری ایران اشاره می‌کند و این را مرهون موضعیت خاص مهدی هاشمی در بازرسی ویژه و ارتباط با اکبر هاشمی رفسنجانی می‌داند.

در بخش دیگری نیز آمده است که حسب گزارش مخبر وزارت اطلاعات مهدی هاشمی(متهم) در شهریور ماه ۱۳۸۸ جلسه‌ای در وزارت خارجه انگلیس داشته و گزارشی از اوضاع جاری ایران را ارایه کرده، فشار بر مخالفین داخل ایران را برجسته کرده و گفته است این فشارها باید افزایش یابد و ما این دولت را مشروع نمی‌دانیم و سایه تحریم‌ها نیز نباید از سر این دولت کوتاه شود.

فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی برای جرایم بر ضد امنیت ملی کشور و فراهم آوردن وسایل آن از طریق ایجاد شبهه، راه‌اندازی اتاق فکر مطبوعات در دوره نهم ریاست جمهوری با هدف تخریب کاندیداهای رقیب، تاسیس و راه‌اندازی سایت جمهوریت و پشتیبانی مالی و خط دهی سیاسی به آن از جمله دیگر اتهاماتی است که متوجه مهدی هاشمی شده و در کیفر خواست به طور مفصل به آن پرداخته شده است.

مورد دیگر ایجاد شبهه تقلب در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری است که دادستانی در کیفر خواست به عنوان یکی از اتهامات مهدی هاشمی از آن نام برده است.

دادستانی در این بخش با اشاره به اعترافات مسعود مرادی باستانی، روزنامه‌نگار زندانی و مسوول سایت جمهوریت می‌گوید، محورهای ارایه شده از سوی مهدی هاشمی به سایت جمهوریت عبارت بودند از حمله به عملکرد چهار ساله دولت و تضعیف شخصیت احمدی‌نژاد،‌ ایجاد شبهه در انتخابات، ارایه اخبار ضد و نقیض مبنی بر سواستفاده از اموال دولتی و القای تقلب در انتخابات که اینها را در دستور کار سایت قرارداده بودیم.

بر اساس کیفرخواست، محمدرضا نوربخش نیز در دادگاه اعتراف کرده که سیاست‌گذاری کلی سایت جمهوریت با مهدی هاشمی بوده که در نهایت به تبلیغ علیه نظام ختم می‌شد. وی هدف از راه اندازی این سایت را نیز تخریب احمدی‌نژاد، طرفداری از خانواده هاشمی، ایجاد فضای روانی در سطح جامعه بر علیه دولت وقت و همین طور ایجاد بدبینی در میان مردم نسبت به دولت ذکر کرده است.

از سوی دیگر حسب اعترافات حمزه کرمی که گفته است برای نخستین بار موضوع تقلب در انتخابات و تشکیل کمیته صیانت از آرا را از مهدی هاشمی شنیده است، که وی با استفاده از تجارب انتخابات خبرگان به آموزش ناظرین سر صندوق های رای و راه اندازی سیستم ارتباط گیری پرداخت.

از دیگر اتهامات مهدی هاشمی، تهیه و تولید خبرهای کذب،‌ شب نامه‌های گوناگون حاوی اخبار و مطلب غیر واقعی و ارسال فیلم درگیری دانشجویان و نیروی انتظامی به شبکه بی بی سی عنوان شده است. هم چنین ارتباط با «عناصر ضد انقلاب» از جمله علیرضا نوری‌زاده، و تاثیر گذاری بر روند برنامه های شبکه تلویزیونی صدای آمریکا در خصوص هوشنگ بوذری به نقع خود در کیفرخواست ذکر شده است. همچنین تماس به مسعود بهنود در لندن برای راه اندازی تلویزیونی مخالفت با سیاست های جمهوری اسلامی، ارتباط با فرشته قاضی و «ارایه اسنادی به وی برای روز مبادا»، ارتباط با حنیف مزروعی و برنامه‌ریزی بخشی از برنامه‌های رسانه‌ای در زمان اقامت در خارج کشور توسط وی از دیگر مباحث طرح شده در این بخش است. بر اساس کیفرخواست، محمد رضا مدحی که اعتراف کرده است مسعود بهنود واسطه‌ای برای گرفتن وقت ملاقات با امیرحسین جهانشاهی بوده است.

گفتگو [4] با باربارا اسلیوین خبرنگار آمریکایی تبار وقت یو اس تودی با مهدی هاشمی نیز تبدیل به سندی برای افزوده شدن بار اتهام‌های او شده است. وی با ذکر این نکته که پدرش می خواهد مساله آمریکا را حل کند و این خبرنگار نیز در روزنامه‌اش نوشت که پسر رفسنجانی می‌گوید «اگر پدرم رییس جمهوری شود می خواهد مساله آمریکا را حل کند و با تغییر قانون اساسی قدرت رهبری را در حد یک مقام تشریفاتی کاهش می دهد»، که به نظر بازپرس و دادستانی، بر همین اساس فعالیت تبلیغی علیه نظام نیز محرز است.

در ادامه به گزارش اطلاعات سپاه پرداخته شده است. محورهای اتهامی اشاره شده در مورد مهدی هاشمی عبارتند از تضعیف ارکان نظام، انجام فعالیت ها و اقدامات غیرقانونی و ساختار شکنانه در خصوص کمیته صیانت از آرا، برنامه ریزی سازماندهی و هدایت مجموعه پروژه‌های جنگ روانی در جامعه و انتشار مطالب کذب در جهت تخریب محمود احمدی‌نژاد، انتشار شایعه بیماری رهبری در سال ۸۶، جذب افراد طرد شده توسط رهبری و دولت احمدی‌نژاد در شورای راهبردی،‌ القا تبلیغ تقویت شرکت‌های اقتصادی نهادهای نظامی و آغاز پروژه عملیاتی جنگ روانی،‌ هماهنگی با عوامل ضدانقلاب خارج نشین مانند ابراهیم نبوی در خصوص پوشش هدایت شده خبری انتخابات سال ۸۴.

همچنین در این بخش به اقدام مهدی هاشمی علیه امنیت ملی از طریق مشارکت فعالانه در جریان برنامه‌ریزی، سازماندهی، عدم قبول نتیجه انتخابات از سوی محمد خاتمی و سران فتنه (موسوی و کروبی)، همکاری و استفاده از عامل گروه مهدی حسین‌زاده که در جریان انتخابات ۸۸ محکوم به برپایی اغتشاشات خیابانی شد، مخالفت صریح نظری و عملی با اصل ولایت فقیه در گفت و گو با خبرنگار خارجی باربارا سلیوین، تلاش و برنامه‌ریزی برای مقابله با هدف تضعیف موقعیت مقام رهبری و تضعیف جایگاه ولی فقیه در جامعه، برنامه‌ریزی و سازماندهی اغتشاشات خیابانی،‌ در ناآرامی‌های بعد از انتخابات ۸۴ و ۸۸ به صورت پرداخت مبالغی ریالی و دلاری، راه‌اندازی سایت جمهوریت به منظور فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی، ایجاد انحراف در افکار عمومی با برنامه ریزی و سازماندهی پروژه ی دروغ در سطح جامعه علیه دولت، برنامه ریزی و سازماندهی مرکز نظر سازی های اجتماعی به عنوان نظر سنجی انتخابات در مورد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و ارایه گزارش‌های جعلی نظرسنجی اشاره شده است.

به اتهام‌های بالا، راه‌اندازی برنامه‌های تخریبی علیه نظام از طریق ارایه «آمار کذب» در مورد انتخابات مبنی بر پیروزی میرحسین موسوی، اقدام علیه امنیت ملی کشور از طریق برنامه‌ریزی سازمان‌دهی و هدایت شبکه‌های اجتماعی نظیر موج سوم یا گروه ۸۸ و یاری نیوز در کشور با همکاری حزب مشارکت را افزوده‌اند. هم چنین کشف هزاران برگه سند با طبقه بندی محرمانه از دفتر سابق مهدی هاشمی در خیابان نیاوران که حاوی گزارش‌های وزارت اطلاعات در خصوص فروش گاز کرسنت، مکاتبات محرمانه تشخیص مصلحت نظام و خبرگان رهبری،‌ گزارش محرمانه سفارت ایران در دوحه، گزارش وزارت اطلاعات به محمد خاتمی رییس جمهوری وقت، مکاتبات دفتر ریاست جمهوری در زمان هاشمی رفسنجانی دارای طبقه بندی به کلی سری، صورت مذاکرات خارجی وزیر نفت در سال ۸۳ با شرکت رنو دارای طبقه بندی محرمانه،‌ گزارش بازرسی کل کشور از تخلفات شرکت پترو پارس با طبقه بندی محرمانه، آمار سری از منابع هیدروکربن ایران، گزارش از بازتاب سخنان احمدی‌نژاد علیه اسراییل با طبقه‌بندی سری، گزارشات و مکاتبات شرکت‌های مختلف نفتی دارای طبقه‌بندی محرمانه،‌ مکاتبات وزیر راه با رییس جمهوری وقت محمد خاتمی در مورد فرودگاه امام،‌اسناد مختلف مربوط به پروژه های نفتی، اقتصادی، ترازنامه‌ها،‌ اسناد دستگاه‌های نظارتی و قضایی، اسناد دانشگاه آزاد واسناد ارتباطات خارج از عرف با عربستان سعودی، که مبین جمع آوری و نگهداری اسناد طبقه بندی شدی توسط متهم بوده است و از نظر دادستانی، و بزه انتسابی نیز «محرز و مسلم» است.

دادستانی در خاتمه این دادنامه طولانی خطاب به ریاست دادگاه گفته است:

عنایت به جمیع ادله گفته شده شامل گزارش های مکرر مراجع امنیتی از قبیل وزارت اطلاعات سازمان اطلاعات استان تهران و سپاه پاسداران و اقاریر سایر متهمان و مطلعان، گزارش سازمان بازرسی کل کشور، گزارش حسابرسی به عمل آمده از شرکت بهینه سازی مصرف سوخت، اسناد ارسال شده از کشور نروژ در خصوص پرونده استات اویل و همین طور دفاعیات غیر موجه متهم با اظهار مطالبی هم چون «نمی‌دانم و به خاطر نمی‌آورم» و نیز انکار بلاوجه وی علی رغم وجود استاد و ادله بزه انتسابی در سنوات ۱۳۸۰ به بعد در تهران محرز و مسلم است و متهم به استناد مواد ۴۳\۱۹\۴۶\۴۷\۱۰۵\۱۲۰\۳۶۴\۵۰۰\۵۰۱\۵۰۵\۵۲۳\۵۲۴\۵۲۷\۵۳۰\۵۵۴\۵۹۸\۶۱۰ از قانون مجازات اسلامی و ماده ۵ از قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری و مواد ۱و۲ از قانون مجازات اخلالگران در نشام اقتصادی و بندهای ۲و۳ از قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری و قانون مجازات تبانی در معاملات دولتی تقاضای محاکمه و تعیین مجازات قانونی برای متهم ار دارم.

لازم به ذکر است در خصوص سایر اتهامات مهدی هاشمی دایر بر توهین به مسوولان نظام، تخلفات مالی در سایر پروژه‌های نفتی فازهای پارس جنوبی، سیری و ابوذر، سایر مبالغ و موارد اختلاس در شرکت بهینه سازی مصرف سوخت،‌ مازاد بر آنچه در قرار نهایی مذکور است همچنین افترا و نشر اکاذیب با توجه به لزوم تحقیقات مقدماتی و ضروری اظهار نظر کارشناسان ذیربط پرونده امر با تهیه بدل در دادسرا مفتوح و تحقیقات ادامه دارد.

این کیفر خواست در تاریخ ۳۰ بهمن ماه سال ۱۳۹۱به امضای جعفری دادستان عمومی و انقلاب کشور رسیده است.

بر اساس گفته‌های آگاهان به پرونده، بخش‌های جدیدی به کیفرخواست اضافه شده است که شامل اتهام‌ها و اسناد مربوط به «تخلفات اخلاقی» می‌شود. یک منبع به خودنویس گفته است که حجم فایل‌های ویدئویی مربوط به این قسمت، به ۶۰ گیگ می‌رسد.

No responses yet

Oct 13 2014

کیفرخواست مهدی هاشمی:‌ اتهاماتی برای همه فصول

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: بخش دوم کیفرخواست ارائه شده از سوی جعفری دولت‌آبادی منتشر شد. در این بخش به اتهام‌های مالی و سیاسی مهدی هاشمی پرداخته شده است.

یک هفته پس از انتشار ۵۳ برگ از کیفرخواست [2] مهدی هاشمی، بخش دوم [3] کیفرخواست که به اتهام‌های دیگر فرزند هاشمی رفسنجانی می‌پردازد، بر روی اینترنت قرار گرفت. این در حالی است که پس از انتشار این بخش، سایت مذکور نزدیک به ۱۸ ساعت مورد حمله قرار گرفت و از دسترس خارج شد.

در بخش دوم، اتهام‌های مربوط به «اختلاس توام با جعل اسناد» به مبلغی بالاتر از ۸ میلیارد تومان از شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت، از سورنا ستاری، معاون رئیس جمهوری ایران به عنوان نام برده شده که پنج بسته صدهزار دلاری دریافتی از  پیمان‌کاران را به فردی تحویل می‌دهد که از طریق پول‌شویی صرف فعالیت‌های تبلیغاتی انتخابات سال ۱۳۸۴ به نفع هاشمی رفسنجانی شود.

همچنین، اسم حسن معادی‌خواه، منتشر کننده پوسترهای تبلیغاتی ذکر شده که بابت طلب خود، هزینه‌هایی بابت انتشار کتاب از سازمان بهینه‌سازی گرفته که همراه با فاکتور‌سازی بوده است. بر پایه کیفرخواست، حمزه کرمی و معاونش بخشی از اطلاعات مربوط به این فرایند را در طی بازجویی‌ها ارائه داده‌اند. به گفته حمزه کرمی، این بازجویی‌ها تحت فشار بوده است. اما افراد دیگری از جمله نزدیکان مهدی هاشمی جزو منابع این کیفرخواست محسوب می‌شوند.

بخش دیگری از کیفرخواست به استفاده از منابع دولتی برای هزینه‌های ستاد تبلیغاتی خیابان سمیه می‌پردازد. تامین بخشی از هزینه‌های روزنامه شرق از طریق آگهی نیز در کیفرخواست آمده است.

اعترافات عباس یزدانپناه یزدی، شریک مهدی هاشمی بخش دیگری از کیفرخواست را شامل می‌شود که به موارد متعدد دریافت کمیسیون و تشکیل شرکت‌های مختلف برای تسهیل انتقال و دریافت کمیسیون اشاره کرده است.

بخشی از کیفرخواست، از سوی منتشر کنندگان محو شده که نمی‌توان اسامی افرادی که در ارتباط مشترک با سازمان امنیت انگلستان از آنها نام برده شده را استخراج کرد.

در بخش مربوط به اتهام‌های تبلیغی علیه نظام، به فعالیت‌هایی از جمله تخریب دولت و حتی تخریب مهدی کروبی اشاره شده است.

در این بخش اشتباهات متعددی از جمله نام بردن از «خانم فتحی» به عنوان خبرنگار واشینگتن پست وجود دارد. نازیلا فتحی خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز بوده است.

در همین بخش، انتقال فیلم برخورد در کوی دانشگاه به بی‌بی‌سی از سوی مهدی هاشمی عنوان شده است.

در ادامه از افراد «ضد انقلاب» مرتبط با مهدی هاشمی نام برده شده است. علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار مقیم لندن از جمله این افراد است که بر اساس کیفرخواست، بر روی یک خبرنگار صدای آمریکا برای تغییر روند گفتگو با شاکی مهدی هاشمی در کانادا، هوشنگ بوذری، «تاثیرگذاری» کرده است. در صفحه ۱۱۸ این کیفرخواست از تعدادی از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب نام برده شد است.

به گفته یک منبع در تهران، بخش‌های دیگری نیز به این کیفرخواست اضافه شده است که شامل «اتهام‌های اخلاقی» می‌شود.

گزارش کامل‌تر خودنویس در باره این کیفرخواست امشب منتشر خواهد شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .