اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Dec 12 2016

‘۴۳ هزار دختر بچه ۱۰ تا ۱۵ سال در ایران ازدواج کرده‌اند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بی‌بی‌سی: زهرا رحیمی، مدیرعامل جمعیت امام علی در سمینار ازدواج کودکان در ایران اعلام کرده است که در حال حاضر “۴۳ هزار دختر بچه‌ ۱۰ تا ۱۵ سال” در کشور ازدواج کرده‌اند و از این تعداد “دو هزار” کودک از همسر خود “جدا یا بیوه شده‌اند.”

مدیر عامل جمعیت امام علی، سازمان غیر دولتی که در حوزه کودکان و نوجوانان در ایران فعالیت می کند، همچنین عنوان کرد در بیشتر این ازدواج‌ها خانواده، دختر خود را در ازای پول و خانه معامله می‌کنند.

براساس پژوهشی که جمعیت امام علی در ایران انجام داده است، ۱۷ درصد ازدواج‌ها در ایران مربوط به دختران زیر ۱۸ سال است و در سال گذشته بیش از ۵ درصد ازدواج ها در سن کمتر از ۱۵ سالگی ثبت شده است.

شهلا اعزازی، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در این سمینار اعلام کرد که در سال ۱۳۹۴ نسبت به سال ۱۳۹۳ تعداد “ازدواج کودکان ۱۰ هزار مورد افزایش داشته” و طلاق آنها هم روند افزایشی داشته است.

براساس قانون مدنی در ایران عقد دختر قبل از ۱۳ سال و پسر قبل از ۱۵ سال نیاز به تشخیص دادگاه و اجازه سرپرست دارد.
Image copyright AFP

فاطمه ذوالقدر، نماینده مجلس با اشاره به همین قانون در این سمینار عنوان کرد: “در صورت تایید این دو منبع، کودکان در سن شش سالگی بدون منع قانونی می توانند ازدواج کنند. مجلس باید اصلاح این قانون را در اولویت قرار دهد تا دیگر شاهد این اتفاق‌ها نباشیم.”

زهرا کهرام، دبیر این سمینار نیز با تاکید براینکه مقابله با این موضوع نیازمند همکاری نهادهای مختلف و آگاهی رسانی به جامعه است گفت: “تعداد زیادی از ازدواج هایی که در کودکی رخ می دهد، به هیچ عنوان ثبت نمی شود و به همین دلیل کودکان حاصل از این ازدواج ها فاقد شناسنامه هستند.”

به گفته خانم کهرام “۶۸ درصد ازدواج کودکان به دلیل سنت های قومی، ۲ درصد به دلیل اعتیاد، ۹ درصد فقر، ۱۷ درصد علاقه و ۱۱ درصد دلایل دیگر” است.

براساس آمار رسمی بیشترین آمار ازدواج و طلاق کودکان در استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و غربی، فارس، زنجان، تهران، همدان و مازندران ثبت شده است.

No responses yet

Dec 11 2016

مالنا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

اعتماد: آرش عباسي نمايشنامه‌نويس
دي‌وي‌دي را مي‌گذارم در دستگاه و مي‌آيم روي كاناپه لم مي‌دهم. منوي فيلم با تصوير مونيكا بلوچي باز مي‌شود كه نشسته و در حالي كه دستش به بند كفشش است به مخاطب خيره شده. مي‌خواهم گزينه پخش را انتخاب كنم اما مثل تمام دفعات قبل باز همان تصاوير هميشگي به ذهنم هجوم مي‌آورند.
هر بار مالنا را مي‌بينم همين ‌آش و همين كاسه است و هر بار مطمئن مي‌شوم كه حتي اگر روزي آنقدر بزرگوار شوم كه از آدم‌هايي كه تصاوير تلخي را در ذهنم ساخته‌اند بگذرم، از ناظم كلاس سوم ابتدايي نمي‌توانم بگذرم.
الان نه اسمش را به ياد مي‌آورم نه قيافه‌اش را اما اگر آن روز قبل از ظهر، زنگ تفريح آخر، پشت آن ميكروفن كله تخم مرغي دفتر مدرسه ابتدايي شريعتي نرفته بود حالا من نه تنها مي‌توانستم فيلم مالنا را به راحتي نگاه كنم بلكه تمام اين سي سال گذشته را با كابوس گاه و بيگاهي سر نمي‌كردم كه با هر تلنگري مثل بختك بر سرم آوار شود. اما ناظم مدرسه ما آن كار را كرد و با شلاق در دستش رفت پشت ميكروفن ايستاد و دوبار در آن فوت كرد و ما بچه‌ها مثل جوجه‌هايي كه براي‌شان يك گوشه‌اي دانه پاشيده باشند با اينكه نيازي به جمع شدن پشت پنجره دفتر نبود و صدايي كه از بلندگو مي‌آمد همه جاي حياط مدرسه را پوشش مي‌داد، رفتيم و خودمان را به پنجره آويزان كرديم تا ببينيم ناظم چه حرف مهمي دارد.
«بچه‌ها؛ اگر آدم باشيد و شلوغ نكنيد زنگ آخر تعطيل مي‌شود و الان همه با هم مي‌رويم ميدان آزادگان تا اعدام ببينيم.»
با شنيدن اين حرف شور و غوغايي به پا شد همه همديگر را بغل كردند و از خوشحالي به سر و كله هم زدند و از اينكه يك ساعت كمتر در مدرسه مي‌مانند تا حد جنون خوشحال شدند.
اعدام چيز كمي نبود. مراسم باشكوهي بود كه آن روزگار هيچ كس نمي‌خواست از دستش بدهد اگر بچه‌ها روز بعد مي‌فهميدند كه در نزديكي‌هاي مدرسه چند نفر را اعدام كرده‌اند و آنها نتوانسته‌اند ببينند خودشان را تا ابد نمي‌بخشيدند كه چنين فرصت بزرگي را از دست داده‌اند. اما انگار ناظم مدرسه آن طورها هم كه ما فكر مي‌كرديم آدم بدي نبود و گاهي به تفريح ما هم فكر مي‌كرد و خدا خيرش دهد كه چنين موقعيتي را براي‌مان فراهم كرد.
من تا آن زمان اعدام نديده بودم. فقط چند باري پاي صحبت همكلاسي هايم كه با هيجان از چند و چون يك مراسم اعدام حرف زده بودند، نشسته بودم.
دسته بزرگي از مدرسه بيرون زد و به طرف ميدان آزادگان حركت كرد.
در پياده‌رو انگار راهپيمايي كودكان به راه افتاده بود. در دو صف طولاني در حالي كه چند معلم سر و ته و وسط صف‌ها را كنترل مي‌كردند در حال حركت بوديم. پمپ بنزين را كه رد كرديم ديگر سيل جمعيتي كه در ميدان جمع شده بود به خوبي ديده مي‌شد. از هر طرف هم زن و مرد بود كه به طرف ميدان مي‌آمد.
با اين جمعيت و با قد كوتاه ما ديدن مراسم غير ممكن بود. دسته ما كه به جمعيت رسيد در عرض چند ثانيه غيب شد. مثل موش‌هايي كه از زير دست و پا رد مي‌شوند به جمعيت نفوذ كرديم و كمي بعد بدون اينكه مزاحمتي براي كسي ايجاد كرده باشيم همه در رديف اول و چسبيده به ميله‌هاي مرز بوديم. داربست عظمي بسته بودند و سه چوبه ‌دار هم برايش درست كرده بودند. تا سال‌ها بعد يكي از دشنام‌هاي رايج مردم شهر «باندي» بود.
«برو باندي». «مرتيكه باندي». «زنيكه باندي». «فلان فلان شده باندي».
باندي انگ بدي بود كه از آن روز و همان مراسم اعدام رايج شد. يك باند زن و مرد را دستگير كرده بودند و قرار بود سر دسته آنها كه زني به نام سرور بود به همراه دو مرد ديگر را اعدام كنند. سرور در يكي از كوچه‌هاي منتهي به همان ميدان آزادگان آرايشگاه داشت و دليل انتخاب آن ميدان براي مراسم هم همين بود. زن بدكاره را بايد در محل خودش اعدام كرد.
در آن ٩ سالي كه از عمرم مي‌گذشت هرگز اين همه آدم را در يك جا نديده بودم. از هر درختي جواني آويزان بود. مردها سيگار به لب و در حال تخمه شكستن از خاطرات‌شان حرف مي‌زدند از اينكه خيلي وقت بود فهميده بودند كه خبرهايي هست. از اينكه چند باري وسوسه شده بودند پا پيش بگذارند و چه خوب كه نرفته بودند.
زن‌ها يك طرف ديگر دايره را مال خود كرده بودند. بيشترشان بچه بغل يا در حال شير دادن بودند يا در حال تكان دادن نوزادشان اما در هر حالي كه بودند لحظه‌اي دست از حرف زدن نمي‌كشيدند.
بالاخره ميني بوس آمد مردم شروع كردند به هو كشيدند جوان‌ها و بچه‌ها با خوشحالي دست مي‌زدند و تشويق مي‌كردند.
جاده‌اي از ميان زن‌ها باز كردند. چند مرد كه از ميني بوس پياده شده بودند با داد و فرياد زن‌ها را به عقب راندند. اول دو مرد را با چشم‌هاي بسته پياده كردند. مردم شروع كردند به فحش دادن. زن‌ها تف مي‌انداختند به صورت دو مرد و مردهايي كه نگهبان بودند فرياد مي‌زدند كه برويد كنار. مردهاي چشم بسته به وسط ميدان رسيدند و بعد دو زن در حالي كه دو بازوي سرور را گرفته بودند از ميني بوس پياده‌اش كردند. سرور گريه مي‌كرد و بدنش مي‌لرزيد. با ديدن او زن‌ها ناگهان شروع كردند به فرياد كشيدن و فحش دادن. نخستين فحش‌هاي ركيك زندگي‌ام را از زبان زن‌ها شنيده‌ام. مردهاي تماشاچي وقتي عكس‌العمل زن‌ها را ديدند قهقهه زدند. انگار يك فيلم كمدي ناب را مي‌ديدند. زن‌هايي كه با تمام وجود جيغ مي‌كشيدند و هر كاري مي‌كردند تا خودشان را به سرور برسانند. خنده‌دار بودن اين تصوير را حتي چارلي چاپلين و باستر كيتون هم نتوانسته بودند براي اين مردها خلق كنند. مردهاي نگهبان عربده مي‌كشيدند و زن‌هاي تماشاچي را به عقب مي‌راندند. دو زن چادري كه دوبازوي سرور را گرفته بودند همزمان هم حواس شان به چادرهاي خودشان بود هم به چادر سرور كه نيفتد هم به اينكه كنترلش را در دست داشته باشند و هم اينكه مواظب باشند كسي ضربه‌اي به او نزند. اما در برابر زن جواني كه كودك يك ساله‌اي در آغوش داشت و چنان فرياد مي‌زد كه صدايش خش‌دار شده بود ناتوان بودند. زن جوانِ بچه بغل خودش را به سرور رساند و با يك دستش تا جايي كه جان داشت به صورت سرور مشت كوبيد.
مردها و زن‌هاي تماشاچي كه چنين چيزي را ديدند فرياد زدند و زن شجاع را تشويق كردند. زن بچه بغل انگار كه به مرادش رسيده باشد، انگار كه بزرگ‌ترين نذر زندگي‌اش ادا شده باشد لبخند پيروزمندانه‌اي بر لبش نشست، عقب رفت و پيرهنش را بالا زد و سينه‌اش را چپاند در دهان كودكش كه از فرط گريه كبود شده بود.
حالا نوبت زن‌هاي ديگر بود. ديگران با حركت زن بچه‌بغل جرات پيدا كرده بودند. اين همان صحنه‌اي بود كه جوزپه تورناتوره به زيبايي در مالنا خلق كرده بود بدون اينكه آن روز در جمعيت باشد و اين لحظه را ببيند. زن‌ها مالنا را غرق مشت و لگد مي‌كنند موهايش را قيچي مي‌كنند و مردها در برابر چنين صحنه‌اي فقط نگاه مي‌كنند و حسرت مي‌خورند كه آن زيبابي بزرگ كه شب و روز را با خيالش سر مي‌كردند حالا خونين و مالين كف خيابان افتاده و از كسي هم كاري ساخته نيست. از مردهاي حاضر در ميدان آزادگان هم مثل مردان حاضر در ميدان شهر مالنا كاري ساخته نبود. زن‌ها ترسناك‌تر از اين حرف‌ها هستند. همه آن شور و احساس زنانه و مادرانه در چنين مواقعي شعري بيش نيست.
زن‌ها اين قدرت را دارند كه در لحظه به موجوداتي تبديل شوند كه هم نوع خود را تكه تكه كنند. اين را همان روز در همان ميدان آزادگان فهميدم وقتي كه به زن بي‌دفاعي حمله مي‌كردند كه از ترس، قدرت سرپا ايستادن را هم نداشت. اما كشته شدن آن زن براي زن‌هاي تماشاچي يعني رسيدن به همه آرزوهاي محال. از آن شب مي‌توانستند با خيال راحت كنار شوهران‌شان بخوابند. از آن شب شهر در امن و امان بود. مطمئن بودند ديگر چيزي وجود ندارد كه شوهران‌شان به آن فكر كنند و وقتي چيزي براي فكر كردن شوهران‌شان وجود نداشته باشد جهان جاي خوبي براي زندگي است. و تا خوب شدن جهان تنها چند دقيقه فاصله است.
بالاخره زن‌هاي نگهبان موفق شدند تن بي‌جان سرور را از زير دست و پا بيرون بكشند و به چوبه ‌دار برسانند.
لحظه‌اي بعد در ميان تشويق‌ها سه جفت پاي معلق در هوا مي‌چرخيد و قطره‌هاي آب از لاي انگشت‌هاي حنا زده سرور به زمين مي‌چكيد و در دمپايي آبي نوك بسته سرور جمع مي‌شد.
نه. من هر كاري بكنم نمي‌توانم از ناظم كلاس سوم ابتدايي‌ام بگذرم.

No responses yet

Dec 09 2016

با مدیر عامل گروه اقتصادی«فاطمی» بیشتر آشنا شویم : داماد معاون اجرایی رئیس جمهور؛ سرمایه گذار ۱۲ میلیاردی پروژه ویدئویی «شهرزاد»!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خُسن آقا: ویدئو مصاحبه با ایشان را در آخر مطلب ببینید تا بیشتر با خلقیات حضرت اش آشنا شوید!
سینما پرس: داماد معاون اجرایی رئیس جمهور؛ سرمایه گذار ۱۲ میلیاردی پروژه ویدئویی «شهرزاد»!
سید محمد هادی رضوی

سینماپرس: بعد از ورود علی حضرتی فرزند پسر الیاس حضرتی مدیرمسئول روزنامه اصلاح طلب “اعتماد” به حیطه سینما و تهیه آثاری چون “خداحافظی طولانی” و “نیم رخ ها” یکی به کارگردانی فرزاد موتمن و دیگری به کارگردانی ایرج کریمی حالا یک آقازاده دیگر هم وارد مدیوم تصویر شده است.

به گزارش سینماپرس سیدمحمدهادی رضوی داماد محمد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس دولت یازدهم با مشارکت در تولید و سرمایه گذاری سریال “شهرزاد” رسما وارد عرصه تهیه کنندگی شده است.

“شهرزاد” سریالی ۲۶ قسمتی است در گونه تاریخی-عاشقانه که توسط حسن فتحی کارگردانی می شود که برای تولید آن حدودا ۱۲ میلیاردی هزینه شده است.

سیدمحمدهادی رضوی مدیرعاملی یک گروه اقتصادی به نام “فاطمی” را برعهده دارد. این گروه در برگیرنده چندین مجموعه از جمله شرکت صنایع آینده سازان فاطمی نوین، سیستم های رسانه ای فاطمی، ماشینهای اداری فاطمی و کارخانجات فاطمی می باشد و آن طور که گردانندگان آن ادعا کرده اند همواره سعی در بکارگیری نیروهای متخصص و خلاقیتهای منحصربفرد داشته است.

گروه فاطمی برای فعالیتهای فرهنگی خود نیز یک باکس ویژه درنظر گرفته است و “شهرزاد” نیز در همین باکس به عنوان کارکرد فرهنگی این گروه تعریف شده است.

مشارکت گروه فاطمی از “شاهگوش” تا “شهرزاد”

هرچند “شهرزاد” اولین سریالی است که رضوی به عنوان تهیه کننده آن فعالیت داشته اما این سریال اولین محصول فرهنگی گروه فاطمی نیست.

این گروه پیش از این در تهیه سریال “شاهگوش” داوود میرباقری نیز حضور فعال داشتند ولی در آنجا بجای رضوی این نام محمد امامی از نزدیکان رضوی بود که در کنار محمد برومند به عنوان تهیه کننده می آمد.

البته که در “شهرزاد” نیز نام محمد امامی به عنوان تهیه کننده آمده است و احتمالا چون رضوی نمی توانسته در همان اولین حضور نامش را به عنوان تهیه کننده بیاورد در فهرست عوامل فیلم نامش به عنوان سرمایه گذار آمده است.

سیدمحمدهادی رضوی در گفتگویی که چندی پیش درباره تولید “شهرزاد” با “دنیای تصویر” داشت گفته بود: سریال “شهرزاد” بزرگترین و پرهزینه ترین مجموعه تاریخ سینما و تلویزیون ایران در بخش خصوصی می باشد با هزینه ای بالغ بر ۱۲۰ میلیارد ریال. این نکته را به رییس سازمان سینمایی هم عرض کردم که قطعا این میزان سرمایه گذاری که من و آقای امامی انجام دادیم جدا از اینکه تلاش خواهیم کرد مجموعه ای در جهت بالا بردن سطح کیفی در مدیوم شبکه خانگی ارائه دهیم باعث میشود اطمینان از دست رفته سرمایه گذاران در این بخش نیز جلب شود که منجر به تولید آثاری فاخر و باکیفیت توسط دوستان دیگر نیز شود.

عدم راهیابی به اتاق بازرگانی و ورود به شبکه خانگی

برای آنها که می خواهند بیشتر سیدمحمدهادی رضوی را بشناسند باید بگوییم ایشان جوانی هستند که در میانه های دهه سوم زندگی خود به سر می بزند. به گزارش سینماژورنال اواخر سال گذشته و در کشاکش انتخابات اتاق بازرگانی بود که سیدمحمدهادی رضوی با شعار “لابی ثروت شیعه در مقابل لابی سرمایه صهیونیست‌ها” پا به عرصه این انتخابات گذاشت و با بهره‌گیری از پتانسیل برخی همراهان رسانه‌ای سعی کرد به معرفی خویش پرداخته و حتی در تبلیغات انتخاباتی در روزنامه‌های مهم اقتصادی کشور نیز کم نگذاشت.

رضوی برای کمک به کسب آرا یک نشست خبری نیز در دفتر کار خود در گروه فاطمی برگزار کرد؛ دفتری پرزرق و برق واقع در خیابان احمد قصیر(بخارست) که ورود به آن با کفش ممنوع بوده و خبرنگاران باید با دمپایی‌های مخصوص گروه فاطمی وارد آنجا می‌شدند که همین موضوع اعتراض برخی خبرنگاران را به دنبال داشت.

اما در آخر اعضای اتاق بازرگانی به این جوان جویای نام اعتماد نکرده و وی را مستحق دستیابی به کرسی اتاق بازرگانی ندانستند.

گران‌ترین ملودرام تلویزیونی بخش “خصوصی”!!!

رضوی همواره سعی کرده خود را چهره ای مستقل از پدر همسرش نشان دهد اما در برخی سفرهای استانی دولت یازدهم در کنار پدرزن خود دیده شده است.

داماد محمد شریعتمداری، پرقدرت وارد عرصه شبکه خانگی شده و منتظر است بازخوردهای مخاطبان نسبت به سریال “شهرزاد” را ببیند تا بعد از آن برای سرمایه گذاری در سینما و تلویزیون برنامه ریزیهای جامع تری انجام دهد.

“شهرزاد” پروژه ای بوده که از آن به عنوان گران‌ترین ملودرام تلویزیونی بخش “خصوصی” یاد شده است.

این سریال از حضور بازیگرانی چون ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، مصطفی زمانی، علی نصیریان، هومن برق نورد، مهدی سلطانی و محمود پاک نیست سود می برد و طبق برنامه ریزیها اولین قسمت آن اوایل مردادماه به شبکه خانگی عرضه خواهد شد.

“شهرزاد” عاشقانه ای را به تصویر می کشد که همزمان با حوادث منتهی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ روی می دهد.

No responses yet

Dec 07 2016

ورود شبانه نیروهای سپاه چناران به یک میهمانی ؛ بازداشت 9 زن و 14 مرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

استان وایر: شامگاه دوشنبه ماموران سپاه پاسداران با ورود به یک مهمانی در چناران 9 زن و 14 مرد را به اتهام شرکت در «پارتی مختلط» بازداشت کردند.

مجید آذرکیش فرمانده سپاه ناحیه چناران با اعلام خبر دستگیری 23 دختر و پسر شرکت کننده در یک میهمانی شبانه، گفت: در پی گزارش‌های واصله «مبنی بر برگزاری جشنی مختلط و مبتذل و ایجاد آلودگی صوتی در یکی از باغ ویلاهای روستای کاهو، بسیجیان حوزه سلمان فارسی گلمکان مکان موردنظر را تحت نظر قراردادند و پس از تأیید صحت گزارش‌های و محرز شدن اعمال منافی عفت عمومی، هماهنگی‌های قضایی با دادگاه بخش گلبهار انجام شد و بسیجیان با همراهی نیروی انتظامی محل ویلای موردنظر مورد محاصره و در اقدامی غافلگیرانه ۲۳ زن و مرد را با حالات زننده دستگیر کردند.»

فرمانده سپاه ناحیه چناران که از این بازداشت با عنوان «اقدامی غافلگیرانه» یاد کرد بود، در این باره گفت: «در این میهمانی 14 مرد و 9 زن دستگیرشدند و مقدار 400 سی‌سی مشروبات الکلی پلمب و تعداد 5 بطری مشروبات الکلی خالی و استفاده‌شده به همراه یک دستگاه ماهواره نیز کشف‌شده است.»

به گفته مجید آذرکیش فرمانده سپاه ناحیه چناران «افراد دستگیرشده به همراه پرونده تنظیمی تحویل مراجع قضایی خراسان رضوی شدند.»

روستای کاهو، روستایی از توابع بخش گلبهار شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران است.

No responses yet

Dec 03 2016

مینو اصلانی٬ مسئول بسیج زنان خواستار شد: قوه قضائیه مانع تساوی جنسیتی در ایران شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: مینو اصلانی٬ مسئول بسیج جامعه زنان٬ از قوه قضائیه خواست با تلاش‌ها برای برقراری «تساوی جنسیتی» در ایران برخورد کند.

خانم اصلانی این تلاش‌ها را «برخلاف منافع و مصالح زنان» ارزیابی کرده و از اینکه دولت به سازمان ملل برای برقراری تساوی جنسیتی در ۱۵ سال آینده٬ «تعهد» داده٬ انتقاد کرده است.

وی مدعی شده که برخی جریان‌ها٬ خشونت علیه زنان در ایران را «بزرگنمایی» می‌کنند و به مسیری می‌روند که غرب رفت و «به تنهایی زنان منجر شد.»

اصلانی دنباله‌روی از غرب را «مخالف ماهیت انسانی» دانسته و افزوده که پیروان این جریان٬ قصد «مخدوش کردن هویت» زن ایرانی را دارند.

مسئول بسیج جامعه زنان ضمن مخالفت با تقسیم مساوی مشاغل بین زنان و مردان٬ هدف کمپین جهانی «دنیا را نارنجی کن» در راستای رفع خشونت علیه زنان را بدین صورت معرفی کرده که آنها می‌گویند «زنان نباید محبت و عشق خود را نثار خانواده کنند.»

No responses yet

Nov 30 2016

چرا با هم همکاری نمی کنیم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

عصرایران: در چارچوبی که شایسته سالاری نباشد، دروغ گفتن بدون مجازات بماند و غرور فرد برتر از مصلحت عام باشد، افراد نرمال همکاری نمی‌کنند.
دکتر محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهیدبهشتی در جدیدترین نوشته خود به موضوع همکاری با یکدیگر پرداخت.

به گزارش عصرایران؛ دکتر سریع‌القلم در یادداشتی با عنوان «چرا با هم همکاری نمی‌کنیم؟» نوشت:

تابحال تجربه کرده‌اید که وقتی در ترافیکی سنگین آرام رانندگی می‌کنید، ناگهان اتومبیلی در شانۀ خاکی جاده سعی می‌کند از دیگران سبقت بگیرد ضمن اینکه فضا را آلوده می‌کند. در ذهن انسان نرمال این اندیشه شکل می‌گیرد که چرا من باید ساعت‌ها در ترافیک، قانون را رعایت کنم و دیگری این کار را نمی‌کنند؟ بحران‌ها در یک جامعه انباشته می‌شود زمانی که عده‌ای از حاشیۀ خاکی جاده حرکت کنند و قانون و مراتب و حقوق دیگران را رعایت نکنند.

چرا با هم همکاری نمی کنیم؟

شاید سوال دقیق تر این باشد که: اصلاً برای چه باید همکاری کنیم؟

چند سال پیش وقتی مهمان یک دانشگاه نروژی بودم یک استاد ایرانی الاصل آن دانشگاه بازدیدی از دانشگاه را به من پیشنهاد کرد.

طی سه ساعت بازدید پیاده، او همچنان با شوق و اشتیاق و علاقمندی و وابستگی و دلبستگی به دانشگاه، طرح‌های آن، کتابخانه آن، اهداف آن، ساختمان‌ها و نماهای آن و همکاران و بخش‌های اداری و مدیرتی دانشگاه سخن می‌گفت که مرا بیش از اهمیت خود دانشگاه تحت تأثیر قرار داد.

در انتهای بازدید که به ناهار ختم شد از او علل شوق و اشتیاق را جویا شدم. گفت: محیط، خدمه، مدیریت و فضای آموزشی-پژوهشی این دانشگاه به من آرامش می‌دهد؛ همه به من احترام می‌گذارند؛ با آنکه ایرانی‌ الاصل هستم، دانشکده و دانشگاه مرا در سه کمیته عضو کرده‌اند تا مشارکت کنم؛ دانشجو و استاد عموماً می‌خواهند بیاموزند؛ اغراق نکرده باشم اینجا خانه اصلی من است. محبت می‌کنم، محبت می‌‌بینم. راست می‌گویم، راست می‌گویند. بدی فردی را نمی‌خواهم، بدی مرا نمی‌خواهند. از دیگران انتظار نامعقول ندارم، از من انتظار نامعقول ندارند.

وظایفم را انجام می‌دهم، وظایفشان را انجام می‌دهند. مشورت می‌کنم، مشورت می‌کنند. خیانت نمی‌کنم، خیانت نمی‌کنند. منظم هستم، منظم هستند. بدگویی نمی‌کنم، بدگویی نمی‌کنند. حذف نمی‌کنم، حذف نمی‌کنند. همکاری می‌کنم، همکاری می‌کنند.

تلقی و حسی که از این گفت‌وگو پیدا کردم این بود: چقدر این انسان حالت نرمال دارد. فرد نرمال، خوبی ببیند، خوبی می‌کند. اما اگر همین فرد نرمال حذف شود، بعد احتیاط می‌کند. وقتی به او خیانت شد، فاصله می‌گیرد. وقتی دروغ گفتند، بدبین می‌شود. وقتی فحاشی کردند، خود را منزوی می‌کند. وقتی از او سوء استفاده کردند، در محبت کردن تردید می‌کند. اگر شخصی در قبال محبت کردن، احترام گذاشتن، خوبی کردن، وظیفه شناس بودن، راستگو بودن، منصف بودن، واکنش‌های منفی و مخرب ببیند، چه روحیه‌ای برای همکاری خواهد داشت؟

وقتی از این سفر علمی به تهران برمی‌گشتم، عناوین روزنامه‌های فارسی را در هواپیما مطالعه می‌کردم. در یک عنوان گفته شده بود: ایرانی‌ها را تهدید نکنید. چند ستون آن طرف‌تر، چندین تهدید نسبت به کشورهای مختلف در اقصی نقاط جهان مطرح شده بود. هر کنشی واکنشی دارد، هر حرف ناپسندی پی‌آمدی دارد.

در جهان فعلی عموماً سخن و عمل ناشایستی، بدون پاسخ نمی‌ماند. در چه شرایطی، شهروندان یک جامعه با هم همکاری می‌کنند؟ وقتی همکاری آن‌ها، جبران شود. همکاری و یا عدم همکاری هر دو نرمال هستند زیرا در مقام عکس‌العمل به رفتار دیگران انجام می‌پذیرد.

بخاطر فطرتی که دارد، انسان نرمال تمایل به خوبی دارد ولی وقتی در ساختاری قرار می‌گیرد که واکنش‌ها عموماً با احترام، محبت، خویشتنداری و قانون آمیخته نشده‌اند، حداقل اینست که فاصله می‌گیرد، محتاط می‌شود و در یک دایرۀ محدودی، خود را تعریف می‌کند. تابحال تجربه کرده‌اید که وقتی در ترافیکی سنگین آرام رانندگی می‌کنید، ناگهان اتوموبیلی در شانۀ خاکی جاده سعی می‌کند از دیگران سبقت بگیرد ضمن اینکه فضا را آلوده می‌کند. در ذهن انسان نرمال این اندیشه شکل می‌گیرد که چرا من باید ساعت‌ها در ترافیک، قانون را رعایت کنم و دیگری این کار را نمی‌کند؟ بحران‌ها در یک جامعه انباشته می‌شود زمانی که عده‌ای از حاشیۀ خاکی جاده حرکت کنند و قانون و مراتب و حقوق دیگران را رعایت نکنند.

زمانی از یک پیرمرد ایرانی که انبوهی از علم و تجربه بود پرسیدم: مهم‌ترین مشکل ما در توسعه کشور چیست؟ اول باید کدام مسئله را حل کنیم تا بقیه تسلسلی حل شوند؟ کانون کجاست؟ او در پاسخ گفت: عموماً ماها غرق در خود، خواسته‌ها، منافع و آرزوهای خود هستیم. (Self-Absorption) این خصلت خودشیفتگی اجازه نمی‌دهد، سیستم درست کنیم، ساختار درست کنیم، تقسیم کار کنیم، از هم بیاموزیم و همکاری کنیم. سخن این فرد مرا یاد سئوال اوریانا فالاچی، روزنامه نگار ایتالیایی در اوایل ۱۳۵۰ از شاه انداخت: بسیاری کشورها شاه دارند، شما چرا خود را شاه شاهان خطاب می‌کنید؟ شاه در پاسخ گفت: اینجا همه شاه هستند، من شاه همۀ آن‌ها هستم.

افراد نرمال وقتی همکاری می‌کنند که از جانب دیگران همکاری ببینند. این محتاج یک سیستم است. این سیستم به نوبۀ خود نیازمند قانون‌گرایی و شایسته سالاری است که هر شهروندی بنا به دانش، تجربه، و اهتمام خود در جایگاه شایسته، قرار می‌گیرد. در چارچوبی که شایسته سالاری نباشد، دروغ گفتن بدون مجازات بماند و غرور فرد برتر از مصلحت عام باشد، افراد نرمال همکاری نمی‌کنند. در این قالب، شهروندان به تدریج مدارهای اعتماد خود را محدود کرده و در جزایر خودساخته زندگی می‌کنند که جامعه شناسان به آن، ذره‌ای شدن جامعه می‌گویند. (Atomization of Society)

همکاری کردن نیاز به پاداش معنوی، کلامی و عملی دارد. افراد در برابر کارهای بدی که انجام می‌دهند نباید مصونیت داشته باشند. برای انجام هر کار مثبتی باید سیستم درست کرد: کار خوب را پاداش و کار بد را مجازات.

علامت پارکینگی در آلمان اینگونه بود: این پارکینگ به هموطنان مسن ما اختصاص دارد. متخلف: حداقل ۱۵۰ یورو. حکمرانی خوب یعنی سیستم درست کردن: از نحوۀ پارک کردن تا امنیت آب‌های ایران در خلیج‌فارس. این روش نیاز به سخنرانی و جلسه را به یک صدم می‌رساند. بدون سیستم و قاعده‌مندی، هیچ امری اصلاح نمی‌شود. استاد ایرانی‌الاصل دانشگاه نروژی، همکاری می‌کند چون در یک سیستم قابل پیش‌بینی کار می‌کند. دروغ، ابهام، حذف و تبعیض در آن تعطیل است. طی نیم روزی که با او بودم به گونه‌ای رفتار نکرد که تصور کنم او مرکز ثقل جهان است، ادعایی نداشت، دائم سئوال می‌کرد و نظر می‌پرسید.

او جزئیات بازدید نیم‌روزه را از دو ماه قبل با من هماهنگ کرده بود. طبق توافق عمل کرد. نه پیچاند، نه حذف کرد، نه حرف خود را تغییر داد، نه بدگویی کرد، نه بدقولی کرد. در صورت و سیرتش، صدق و انسانیت موج می‌زد. او می‌گفت: در این جامعه، به ندرت افراد دروغ می‌گویند چون به دوستی و مسائل زندگی، دراز مدت نگاه می‌کنند. همکاری خود را با او ادامه خواهم داد.

No responses yet

Nov 28 2016

پاسخ حامیان سعید طوسی به بیانیه‌ی شورای هماهنگی حزب‌الله: «حکم برائت محتمل است»!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

آمدنیوز: حامیان سعید طوسی، قاری متجاوز قرآن که بعد از گذشت پنج سال هنوز پرونده‌ی او مراحل قضایی را طی می‌کند، در بیانیه‌ای که در تلگرام منتشر کرده‌اند، در پاسخ به بیانیه‌ای که به قول نویسندگان این بیانیه، «منتسب به حاج حسین‌ الله‌کرم و شوراى هماهنگى حزب‌الله» است، از احتمال بالای صدور رای حکم تبرئه برای آقای طوسی خبر داده‌اند!

متن کامل این بیانیه در پی می آید:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم و به نستعین

بیانیه‌ای که با انتساب حاج حسین‌ الله‌کرم و شوراى هماهنگى حزب‌الله درباره‌ی اتهامات وارده به استاد حاج سعید طوسی منتشر شد با قصور واضحی که در انعکاس و جانبداری از حق دارد، موجب شگفتی بسیار و تأثر عمیق شد؛ لذا به فرموده‌ی امام صادق علیه‌السلام که کَلامٌ فى حَقٍّ خَیرٌ مِن سُکوتٍ عَلى باطِلٍ، سکوت را جایز ندانسته و توجه به چند نکته را ضروری می‌دانیم:

۱- در قسمتی از بیانیه به نحوی اطلاع رسانی از پرونده‌ی قضایی شده است که گویا مورد مطالعه و تفحص کامل قرار گرفته؛ گذشته از آنکه گروهها و افراد مختلف چگونه می توانند پرونده قضایی را بدون داشتن سمتی در آن؛ مورد مطالعه و اظهارنظر قرار دهند چند نکته قابل تذکر است:

الف. اگر پرونده توسط صادرکننده‌ی بیانیه مورد مطالعه قرار گرفته است باید بهتر بدانند که هیچ مدرک اثبات کننده جرمی که محکمه پسند باشد در آن وجود ندارد و صرف اتهام یک جانبه مساوی با مجرم دانستن او نیست.

ب. اطلاع رسانی در مورد پرونده منافی عفت طبق قانون و شرع مقدس ممنوع است و افشاگری رسانه‌ای معاندان، سبب اباحه و لغو آن قانون نمی‌شود.

ج. همانطور که در بیانیه‌ی مذکور آمده در دو اتهام اول حکم برائت صادر شده و در مورد اخیر به مراتب اثبات چنین اتهامی در مورد خصوص ایشان مشکل تر و بسیار بعید است چرا که دلیل شکات همان مواردی است که حکم به تبرئه داده شده و شهود بسیاری شهادت نیز می دهند که او نه تنها مروج فساد نبوده بلکه چه بسیار مؤثر در ترویج قرآن و جذب اقشار مختلف حتی غیر مسلمانان به قرآن و اسلام بوده است لذا حکم برائت در این مورد نیز قویا محتمل است؛ گر چه حکم دستگاه قضا در این خصوص فصل الخطاب است.

۲- در بخش دیگری از بیانیه دعوی عجیبی مبنی براینکه حکم دادگاه هر چه باشد باید توسط مدعی‌العموم محاکمه‌ی دیگری در خصوص وهن به قرآن علیه آن قاری و حامیان قرآن ترتیب داده شود!

در این فقره باید گفت فیصله در دادگاه دو صورت دارد یا تبرئه است و یا محکومیت؛ در صورت محکومیت حکم مطابق با جرمی است که در دادگاه ثابت شده است حتی اگر واقعاً مرتکب نشده باشد. اگر عمل مجرمانه‌ای که توسط شهود و قسم، در دادگاه به اثبات رسیده واقعاً هم اتفاق افتاده؛ وی علاوه بر اجرای حکم، وظیفه‌ی توبه ی عندالله هم دارد و اگر واقعاً مرتکب نشده است لازم است حکم دادگاه را تمکین و سندسازی و خدعه‌ی خصم خود را به خدا واگذار کند. اما صورت دیگر که تبرئه از اتهامات است حق اعاده‌ی حیثیت را به دنبال دارد.

البته جرم وهن به مقدسات و ربط دادن اعمال منافی عفت به دستگاه‌های معتبر نظام همچون بیت رهبری و نیز متهم ساختن جوامع قرآنی و شورای عالی قرآن و تهمت به دستگاه قضا و نیز تشوش اذهان عمومی نسبت به قرآن و ارکان نظام، باید توسط مدعی‌العموم مورد تعقیب و اشد مجازات قرار گیرد، اما متهم این جرم‌های سنگین چه در صورت محکومیت استاد طوسی و چه در صورت تبرئه‌ی ایشان، آن کسانی هستند که ناجوانمردانه و با اغراض معلوم، قبل از صدور حکم به افشاگری در رسانه های معاند نظام پرداخته و تهمت‌هایی بیش از آنچه در دادگاه طرح کرده بودند را عنوان کردند. عجیب است که شما بدون آن که عمل قبیح ایشان را محکوم کنید خواستار محاکمه حامیان قرآنی یک قاری قرآن شده اید که بر اساس إن بعض الظن إثم، گمان بد در مورد برادر دینی‌شان نبرده‌اند! بجای محاکمه‌ی ظالم محاکمه ی مظلوم را خواستارید؛

براستی که نیکو گفته‌اند: گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری!

ضمن آنکه احتمال توطئه‌ی شاکیان برای خبرسازی علیه مسئولین و معتمدین نظام قویاً مطرح است، خصوصاً آنکه پناهندگی بستگان شاکی در کشورهای غربی و دست اندرکاری ایشان در رسانه‌های معاند نظام بر قوت این احتمال می‌افزاید؛ مصاحبه همزمان ایشان با چندین رسانه‌ی معاند حتی پس از موضع گیری ریاست قوه قضائیه، مُهر تأییدی بر این ادعاست.

۳- در بخشی از بیانیه آمده است تأثیر بر افکار عمومی و خلوت شدن جلسات قرآن شده است در این خصوص باید گفت: مردم شریف و با بصیرت ایران خصوصاً جامعه قرآنی ما آموخته‌اند اخباری را که آمریکا و ایادی‌اش منتشر می‌کنند نپذیرند چون کم از ایشان دروغ نشنیده‌اند. آن اندک متأثر از یاوه گویی اهریمنان چندان ثأثیری در کثرت جمعیت جلسات قرآن نداشته‌اند.

ما قرآنیان نیز با رصد محافل قرآنی چنین ادعایی را که گزارشات مغرضانه تلکس های خبری بر آن اصرار می ورزد که متدینین از حضور فرزندانشان در کلاس های قرآن جلوگیری می کنند نیز قویا تکذیب کرده و آن را در راستای فعالیت های مغرضانه ژورنالیست های ضدشیعه می دانیم. این توطئه گرچه با هدف ضربه به قرآن اتفاق افتاد اما شواهد نشان می‌دهد که جلب توجه عمومی به مظلومیت قرآن را در پی‌داشته است. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

۴- در بخش دیگری از بیانیه‌ی شگفت‌آور خواستار محاکمه‌ی حامیان و مسئولین شورای عالی قرآن شده‌اید. سوال این است که منظور شما از حمایتی که آن را جرم تلقی کرده‌اید چیست؟

اگر منظور این است که فعالان قرآنی یا مسئولین شورای عالی قرآن در روند رسیدگی به پرونده دخالت کرده‌اند که این اتهام زنی دو جانبه هم به ایشان و هم به دستگاه قضایی است که واگویی همان ادعاهای صدای آمریکا و امثال آن است که سال‌ها می‌گویند و شما هرگز نپذیرفته‌اید و خوب می‌دانید که حقیقت ندارد مسأله‌ی اطاله‌ی دادرسی را هم شاهد بر دخالت در روند رسیدگی قلمداد شده و توسط شخصی از تریبون مجلس بر آن صحه گذاشته شد امری معهود در رسیدگی به همه پرونده‌های قضایی است که علل آن بارها از تریبون دستگاه قضا گفته شده است.

ب. در حالی که اطاله‌ی دادرسی بیش از آنکه به ضرر شکات باشد به ضرر متهم است خود دلیل بر عدم نفوذ و دخالت در پرونده است ضمن آنکه باید گفت در خصوص این پرونده در شرایطی که رسیدگی به پرونده یک طلاق یا چک گاهی دو سال یا بیشتر طول می‌کشد با سرعت قابل تحسینی رسیدگی شده چون پرونده در طول یک سال و نیم رسیده و مختومه شده و پس از یکسال با لجاجت شاکی مجدداً طرح دعوا شده است.

و اگر منظورتان این است که چون از ماجرا مطلع شدند چرا طردش نکرده و منزوی قرارش نداده‌اند باید گفت که این نظر را برخی در مجلس شورای اسلامی هم گفتند که چون توقعی بیش از آن از نظر اطلاع از اخلاق اسلامی نمی‌رفت ما نیز پاسخ ندادیم اما همسویی با ایشان در این نظریه که از چون شمایی بعید است باعث می شود که پاسخ گوییم: جناب آقای حاج حسین الله کرم در این قضیه تأمل کنید؛ اسلام، قرآن و اهل بیت چه می گویند، کجا گفته اند تا کسی متهم شد و تا قبل از رسیدگی و صدور حکم باید بایکُد و طَرد شود، اگر این طور باشد هر شخصیت مفیدی در این جامعه را می‌شود با طرح یک دعوای ساختگی در محکمه خانه نشین کرد!

به نظر ما شورای عالی قرآن در خصوص عدم پذیرش اتهامات به یک قاری قرآن و تلاش در جهت حفظ آبروی او، کمال وظیفه‌ی خود رادر حمایت از وجهه‌ی یک چهره‌ی بین المللی قرآن را انجام داده است. مگر نه اینکه نظیر این اتهامات به برخی اهالی فرهنگ و هنر وارد می‌شود، اصحاب آن یکصدا به حمایت از آن بر می خیزند. چگونه است که با این همه امر ضع فعل اخیک علی احسنه، باز نوبت به قرآن هم که می‌رسد مظلوم است.

۶- صدور این بیانیه که به عنوان عکس‌العملی بر خبرهای منتشره از رسانه‌های معلوم‌الحال مطرح می شود، از سوی جبهه‌ی خودی و اشخاصی چون حاج حسین؛ شیر بیشه‌ی پیکار با دشمن بعثی در هشت سال دفاع مقدس آیا نتیجه‌ای جز این دارد که هر روز یکی از عناصر نظام اسلامی را هدف قرار دهند و اتهامات تنفرانگیز و عوام فریب در مورد او مطرح کنند بعد هم بگویند یا دادگاه محکوم اش کند یا می‌رویم با آمریکا و اسرائیل مصاحبه می‌کنیم!؛ بعد همه حتی خواص و همسنگران داخلی، تحت تاثیر قرار بگیرند و در حمایت از رفتار غیر اخلاقی و غیر قانونی بیانیه بدهند!

۷- از حاج حسین حفظه الله و همه‌ی برادران حزب اللهی صمیمانه می خواهیم که با ژرف اندیشی، فضای اسلامی و اخلاقی را در جامعه حاکم کنند و به جای موضعگیری‌هایی که شادی دشمنان نظام و هلهله‌ی کفار را در پی دارد با نقد و بررسی تخصصی مسأله در مجامع علمی به راهکارهای کاهش آسیب پذیری فضای عمومی جامعه در هجوم رسانه‌ای دشمن و مصون سازی اقشار مردم در مقابل توطئه‌های این‌چنین را فراهم آورند.

و حزب الله هم الغالبون
والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

No responses yet

Nov 25 2016

سقط جنین غیر قانونی ۲۸ برابر قانونی(۳۵۰ هزار سقط غیر قانونی)!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

آرمان – نگین باقری: نامه نگاری میان ۱۲۰ پزشک و وزارت بهداشت ادامه دارد؛ چنان‌که روز گذشته ۱۲۰ پزشکی که پیش از این نامه‌ای به وزیر بهداشت نوشته و نسبت به آمار تکان دهنده سقط جنین در ایران هشدار داده بودند، بار دیگر و در جواب نامه وزارت بهداشت به آنها نامه تازه‌ای نوشتند. در این نامه جدید بار دیگر نسبت به شیوع سقط جنین غیر قانونی در ایران هشدار داده شده و این مساله مورد سوال قرار گرفته است که اگر واقعا نظارت‌ها صحیح و برخوردها قاطع بود، آیا اساسا این امکان به وجود می آمد که تعداد سقط غیرقانونی ۲۸ برابر سقط قانونی شود؟

سقط جنین قانونی با سه شرط انجام می شود. اول اینکه ادامه بارداری خطر جانی برای مادر داشته باشد. دوم اینکه اگر سن بارداری مادر از زمان لقاح زیر چهار ماه باشد و مادر هم مبتلا به بیماری‌هایی باشد و تولد بچه موجب حرج مادر شود و سوم اینکه در صورتی که ناهنجاری‌هایی در جنین محرز شده باشد. در این موارد افراد واجد شرایط به صورت قانونی اقدام به سقط جنین می کنند، ولی از بعد دیگر گاهی اوقات سقط جنین محصول آسیب‌های اجتماعی است که در پاره ای موارد به صورت پنهانی و غیر قانونی شکل می گیرد. چند روز پیش آسیه جعفری، کارشناس امور معاینات بالینی سازمان پزشکی قانونی کشور گفت: بر اساس آمارهای موجود در سازمان پزشکی قانونی کشور آمار مراجعان و تعداد مجوزهای صادر شده با افزایش مواجه بوده است؛ به نحوی که در شش ماهه امسال ۵۷۲۰ نفر برای دریافت مجوز سقط درمانی به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که برای ۴۰۱۹ نفر از آنان مجوز صادر شد. آمار مراجعان سقط درمانی در نیمه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل با رشد ۹/۱۷ درصدی و تعداد مجوزهای صادر شده ۳/۱۴ درصد رشد داشته است. همچنین بر اساس آمار پزشکی قانونی تعداد کل مراجعه‌کنندگان به مراکز سقط جنین از سال ۸۵ تا سال ۹۴ برابر با۵۴هزار و ۹۹۶ مورد بوده است. این در حالی است که با رشد سقط جنین جامعه پزشکان ابراز نگرانی کرده و چندی پیش ۱۲۰ پزشک به وزارت بهداشت نامه نوشته و نسبت به این مساله هشدار داده اند. در این نامه آمده است که آمار سقط جنین غیرقانونی سالانه تا ۳۵۰ هزار مورد برآورد شده و آسیب‌های بی شمار جسمی و روحی این مساله متوجه زنان است. در پایان این نامه هم پزشکان ۱۰ راهکار را برای کاهش آمار سقط جنین ارائه دادند.

پاسخ وزارت بهداشت به نامه ۱۲۰ پزشک

در پی انتشار نامه ۱۲۰ پزشک به وزیر بهداشت مبنی بر افزایش سقط جنین غیر قانونی در رسانه‌ها، روابط عمومی وزارت بهداشت در این زمینه توضیحاتی ارائه داد. در توضیحات وزارت بهداشت آمده است: بر اساس بررسی‌های انجام شده بر مبنای مدل‌های ریاضی برآورد می شود که سالانه حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار سقط در کشور (قانونی و غیرقانونی) رخ می دهد و وزارت بهداشت اقدام به اطلاع رسانی و توانمند سازی کارکنان حوزه سلامت با هدف آموزش مادران باردار در کارگاه‌هایی که در بیش از ۵۰ دانشگاه علوم پزشکی برگزار شد، کرده است. در این آموزش‌ها به راهکارهای افزایش باروری کلی و پیشگیری و مدیریت عوامل تهدید کننده سلامت از جمله سقط پرداخته شده است. در همین زمینه دستور العملی به منظور کاهش موارد سقط و افزایش باروری برای کارشناسان ستادی دانشگاه‌های علوم پزشکی تدوین و ابلاغ شده است. دستور عمل ویژه به‌ورزان، مراقبان سلامت و ماماهای شاغل در حوزه بهداشت به صورت جداگانه در دستور کار قرار داده شده است.

عدم تشکیل کارگاه با موضوع سقط جنین

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در فاصله‌ای اندک پس از انتشار نامه پزشکان به وزیر بهداشت در مورد معضل سقط جنین، جوابیه ای صادر کرده است که این ۱۲۰ پزشک درباره جوابیه منتشر شده وزارت بهداشت نامه‌ای صادر کردند. در این نامه پزشکان متذکر شده اند که ما در مراکز بهداشتی درمانی استان‌های مختلف کشور، تاکنون شاهد برگزاری کارگاه آموزشی در موضوع «سقط جنین» برای پزشک، ماما، پرستار و یا مراقبین سلامت نبوده ایم و مسئولان محترم وزارتخانه می توانند برای اثبات این ادعا اسناد و شواهد برگزاری این کارگاه‌ها را در اختیار رسانه‌ها قرار دهند. همچنین ما جمع پزشکان در فاصله انتشار جوابیه وزارت بهداشت تاکنون، هرچه در دستورالعمل‌های ارسالی وزارتخانه کنکاش و جست‌و‌جو کردیم، هیچ اثری از «دستورالعمل ویژه برای کاهش سقط جنین» نیافتیم، اما اینکه در جوابیه آمده است دستور العملی برای کاهش آمار سقط جنین غیرقانونی در حال تهیه است، خبری مسرت بخش است که آن را به فال نیک گرفته و امیدواریم هرچه زودتر آماده و ابلاغ گردد. در نامه تازه پزشکان آمده است: در سال گذشته ۷۱۲۵ مورد سقط قانونی صورت گرفته و به اذعان وزارتخانه لااقل ۲۰۰ هزار مورد سقط غیرقانونی صورت گرفته است. حال اگر واقعا نظارت‌ها صحیح و برخوردها قاطع بود، آیا اساسا این امکان به وجود می آمد که تعداد سقط غیرقانونی بیست و هشت برابر سقط قانونی شود؟ خوب است که دکتر میردهقان به منظور تنویر افکار عمومی بگویند که در سال گذشته، پرونده تخلف چند پزشک، ماما یا پرستار متخلف را به دلیل ارتکاب به جنایت سقط جنین به محاکم قضائی ارسال کرده اند؟

نمی‌توان برای کاهش سقط جنین دستورالعملی صادر کرد

یک عضو کمیسیون بهداشت در مورد سقط جنین غیرقانونی در گفت‌وگو با «آرمان» می گوید: سقط جنین نه تنها یک عمل غیر اخلاقی است، بلکه جرم هم محسوب می‌شود. سیامک مره صدق می افزاید: پزشکی که این عمل را انجام می دهد، فردی که بیمار را به پزشک معرفی می کند و افرادی که اسباب این عمل مجرمانه را ایجاد می‌کنند بر اساس قانون مجرم هستند. او بیان می کند: این عمل به صورت غیر استاندارد و غیر حرفه ای صورت می گیرد و به نحوی قتل به حساب می آید و مخاطرات جانی هم برای مادر به همراه دارد. مره صدق اظهار می کند: خیلی مواقع افرادی که این کار را انجام می دهند نه تنها پزشک نیستند، بلکه مهارت ابتدایی هم برای انجام سقط جنین ندارند و در شرایطی این عمل را انجام می دهند که امکانات بسیار ناکافی است. او توضیح می دهد: در صورت محرز شدن این جرم باید نیروی انتظامی و قوه قضائیه با افراد خاطی برخورد کنند، وگرنه وزارت بهداشت مسئول کشف این جرم نیست. او درباره پاسخ وزارت بهداشت به نامه ۱۲۰ پزشک در مورد سقط جنین اظهار می کند: وزارت بهداشت نمی‌تواند برای کاهش سقط جنین دستورالعملی صادر کند؛مگر می توان برای مجرم دستور العملی صادر کرد؟ خلافکار کار خود را انجام می دهد. این توقع بی مورد از وزارت بهداشت فقط منجر به پاک کردن صورت مساله می شود. او در مورد کاهش آمار سقط جنین غیر قانونی می گوید: برخورد با این قضیه راهکارهای دیگری دارد که باید به صورت علمی انجام شود. وزارت بهداشت تنها می‌تواند آموزش‌هایی را در مورد بارداری‌های ناخواسته بدهد تا به تبع آن آمار سقط جنین غیر قانونی کاهش یابد. او ادامه می دهد: باید فرهنگسازی و آموزش توسط رسانه‌ها، وزارت بهداشت، وزارت علوم و حتی وزارت آموزش و پرورش صورت بگیرد و مخاطرات سقط جنین مطرح شود. مره صدق خاطرنشان می کند: افرادی که از نظر فرهنگی در جامعه نفوذ دارند، باید حرام بودن و جرم بودن سقط جنین را به اطلاع مردم برسانند.

No responses yet

Nov 24 2016

گزارش تکان دهنده «لس آنجلس تایمز» از صرفنظر زنان ایرانی از ازدواج/ دلیل: مردان به اندازه کافی خوب نیستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

آفتاب: هاجر حسنی آسیب شناس ۳۲ ساله است. او دو سال پس از ازدواج با شوهر جراحش از او جدا شد چرا که می گوید همسرش دیگر علاقه ای به رابطه جنسی با او نداشت و با پرستاران و همکاران زن خود ارتباط داشته است.
آفتاب‌‌نیوز :
سرویس بین الملل-روزنامه امریکایی « لس آنجلس تایمز» با انتشار گزارشی به وضعیت زنان و تاهل آنان در ایران اشاره می کند. این روزنامه در این باره می نویسد:«در اواخر دهه ۲۰ عمرش پس از شکست از یک رابطه فهمیه آزادی به تنهایی به آپارتمانی در یکی از مناطق کارگر نشین در جنوب تهران نقل مکان کرد.

آزادی به تعداد فزاینده از زنانی در ایران پیوست که مجرد ماندن را انتخاب کرده اند و در برابر انتظارات پدران و مادران خود و مقررات سخت گیرانه اجتماعی مقاومت می کنند.و با این حال، او باید در استقلال خود با احتیاط تعادل ایجاد کند. او دائما از همسایگان و دوستانی که با آنان دیدار می کند می شنود که باید از جلب توجه خودداری کند.

مردانی که در آپارتمان هستند تعجب می کنند و می گویند آیا او هنوز مجرد مانده است. یکی از آنان از همسایه ای پرسیده بود آیا او طلاق گرفته است؟‌ احتمالا منظور او این بوده که آیا می توان با او رابطه جنسی برقرار کرد. آزادی می گوید:«من تاکنون به گونه ای رفتار کرده ام که مردی جرات نکرده به من نزدیک شود. من زندگی ام را مدیریت کرده ام دو سال است که این گونه زندگی می کنم و کسی به من آسیبی نرسانده است».

لس آنجلس تایمز در ادامه می افزاید:«او ۳۵ ساله و فارغ التحصیل از دانشگاه است و راهنمای تور است. به زبان انگلیسی و روسی مسلط است. در ایران تعداد رو به رشدی از زنان تنها زندگی کردن را انتخاب می کنند. به گزارش خبرگزاری «میزان» نزدیک به قوه قضاییه ایران بیش از سه میلیون زن تحصلیکرده ایرانی بیش از ۳۰ سال ازدواج نکرده اند و تعداد طلاق ها نیز هر روز بیش تر می شود».

این روزنامه اشاره می کند که یک تغییر نسلی عمیق در جامعه ایران به وجود آمده است. آزادی در کافه نادری تهران که محل رفت و آمد هنرمندان و روشنفکران بوده و هست می گوید:«از آنجا که زنان بیش تری به دانشگاه می روند و تحصیلات عالیه دارند انتظارات آنان نیز افزایش می یابد». او می گوید این روزها پیدا کردن یک مرد واقعا روشنفکر ایرانی کار دشواری است. او می گوید مردان از نظر نوع نگرش و از نظر فکری در ایران عقب تر از زنان هستند.

او می گوید که دو سال با مردی زندگی کرد که از خانواده خوبی بود و در ارمنستان تحصیل کرده بود با این حال، او رابطه اش را با او کرد قطع کرد پس از آن که او گفته بود که در شب اجازه بیرون رفتن به تنهایی را ندارد و در مهمانی ها باید بنشیند و با مردها معاشرتی نداشته باشد.

او می گوید پس از آن که خواهر بزرگترش که وکیلی موفق با پسری ۱۰ ساله است و از شوهرش جدا شد، مادر و پدرش با زندگی کردن او به صورت مجردی موافقت کردند و می گوید علت طلاق خواهرش اجازه ندادن شوهرش به مسافرت به تنهایی بود.

آزادی می گوید:«من دوستان و همکاران مرد زیادی در اطراف خود می بینیم اما هیچ یک از آنان به اندازه کافی خوب نیستند که بتوانند احساس مسئولیت پذیری داشته باشند به خصوص در قبال فرزند. مردان مسن تر زنانی جوان تر از من را ترجیح می دهند مردان جوان تر فقط می خواهند با من رابطه جنسی داشته باشند چرا که فکر می کنند که من انتظار ازدواج را از آنان ندارم».

سارا مهتابی مربی اسکی، مجرد و ۳۳ ساله اما می گوید که به دلیل قدرت نشان دادن زنان ایرانی از خود نگرش ها به آرامی در حال تغییر است و جامعه استقلال مالی و اقتصادی زنان را پذیرفته است. او در اوایل دهه ۲۰ زندگی اش عاشق شد اما پسری که با او دوست شده بود تمایلی به ماندن با او نداشت چرا که خانواده اش مذهبی بودند. او می گوید اخیرا با یک کارشناس رایانه دوست بوده اما رابطه اش با او به هم خورده چرا که او گفته می خواهد تنها با یک زن باکره ازدواج کند.

مهتابی می گوید:«راه رفتن و مدل لباس پوشیدن اش امروزی بود اما افکاری قدیمی داشت». او هم چنین می گوید که اخساس می کند پسران ایرانی امروز به اندازه کافی از سوی خانواده ها آموزش ندیده اند که بتوانند با زنان امروزی که خواستار آزادی های بیش تر هستند زندگی کنند.

هاجر حسنی آسیب شناس ۳۲ ساله است. او دو سال پس از ازدواج با شوهر جراحش از او جدا شد چرا که می گوید همسرش دیگر علاقه ای به رابطه جنسی با او نداشت و با پرستاران و همکاران زن خود ارتباط داشته است. حسنی در یکی از کافه شاپ ها در مراکز خرید شمال تهران می گوید که تنها تحصیلات عالیه کارشناسی ارشد و دکترا باعث نمی شود تا پسران به اندازه کافی به بلوغ ذهنی برسند او می گوید:«فکر می کنم پدرها و مادرها باید به فرزندان خود درباره مسئولیت پذیری در زندگی آموزش دهند».

No responses yet

Nov 22 2016

تعارف؛ هنر آداب معاشرت در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی

جولیانا وال بی‌بی‌سی

فاطمه در حالی که دستش را به حالت دستوری تکان می‌داد تا بیشتر بخورم گفت “بفرمایید”.

فکر می‌کردم به اندازه کافی با هنر تعارف آشنایی دارم، برای همین وقتی برای شام کنار میزبان بی‌عیب‌ونقصم، مادرش، و دو دختر و یک پسرش روی زمین نشستم احساس آمادگی می‌کردم. خیلی دلم می‌خواست باز هم از آن سبزی‌پلو ماهی خوشمزه‌ای که پخته بود بخورم. اما می‌دانستم که پیش از آن باید ابتدا چند بار خیلی قانع‌کننده بگویم نه.

راستش پیش از رفتن به ایران نمی‌دانستم تعارف چیست. تعارف کلمه‌ای فارسی است که از عربی وارد این زبان شده و آداب پیچیده معاشرت در این کشور را توصیف می‌کند. به زبان ساده، برای پیدا کردن معنی واقعی حرف‌ها باید پرده کلمه‌ها را کنار زد و پشت آن را جست‌وجو کرد. نوعی بازی با کلمه‌ها که هیچ شرکت‌کننده‌ای قصد پیروزی کامل در آن را ندارد و تا یک قدمی فتح میدان پیش می‌رود اما در لحظه آخر پا پس می‌کشد.

در دنیای تعارف، ادب مایه افتخار است. مردم به بهانه تعارف آنچه را می‌خواهند رد می‌کنند، آنچه را که باور ندارند به زبان می‌آورند، آنچه را که حس نمی‌کنند ابراز می‌کنند، وقتی ترجیحشان نیست دعوت می‌کنند، و به جای خبر بد امید واهی می‌دهند. می‌خواهند با این کار تلاش کنند تا مسئله را آن‌طور که “دوست دارند باشد” مطرح کنند – بدون آن‌که هرگز بپذیرند که طور دیگری است.

یک بار در تهران می‌خواستم سوار تاکسی شوم و بعد از کلی چانه زدن سر بیست و پنج هزار تومان با یکی از راننده‌ها توافق کردم. به مقصد که رسیدیم پول را نگرفت. خیلی متعجب شدم.

با لبخند گفت “قابل ندارد”.

در دنیای تعارف، ادب مایه افتخار است

من هم که گیج شده بودم اصرار کردم. ولی باز هم قبول نکرد. آخرش بی‌خیال شدم و با صورتی خندان از ماشین بیرون آمدم. باورم نمی‌شد ولی به خودم گفتم “ایرادی ندارد”.

دوستم رضا بعدا برایم توضیح داد که راننده “داشته تعارف می‌کرده”.

“قطعا انتظار داشته که پولش را بدهی. و تو هم باید بیشتر اصرار می‌کردی. راننده فقط می‌خواسته به تو احترام بگذارد. قانون تعارف این است که دو سه بار باید اصرار بکنی و او هم باید رد بکند. تازه بعد از اجرای این تشریفات می‌توانی هر حرفی که می‌خواهی بزنی و باعث بی‌احترامی به کسی نشوی. ادب اولویت دارد ولی همیشه باید پول را بدهی.”

بعدا خیلی به این موضوع فکر کردم. دوست داشتم بدانم برداشت راننده چه بوده.

با این‌که آداب نمایشی در همه جای دنیا مرسوم است، تعارف به مراتب از بقیه فراگیرتر و پیچیده‌تر است.

معیار رفتار مردم با یکدیگر در همه روابط اجتماعی، از خرید خشکبار گرفته تا مذاکره بر سر توافق هسته‌ای، همین سلوک پرارزش است. با این‌که ایده اصلی این کار عموما مثبت است و احترام متقابل را نشان می‌دهد، می‌شود با اهداف بد هم از آن استفاده کرد و آن را به ابزاری برای سوء‌استفاده از سخاوت دیگران تبدیل کرد. نگاه جامعه ایران به چنین رفتاری منفی است، چون هدفش نه بیان فروتنی بلکه مخفی کردن تکبر است.

ویلیام بیمن، استاد مردم‌شناسی و متخصص خاور میانه در دانشگاه مینه‌سوتا، می‌گوید “یکی از ایده‌های اصلی تعارف چیزی است که من به آن می‌گویم دست‌پایین را پیدا کردن. افراد سعی می‌کنند جایگاه طرف مقابل را ارتقا دهند و در عین حال جایگاه خود را تقلیل دهند.”

او می‌گوید که تناقض قضیه در این است که در جامعه‌ای سلسله‌مراتبی مانند ایران که تفاوت لطف و خدمت از طریق جایگاه طبقاتی فرد مهیاکننده مشخص می‌شود، این رفتار “ثبات اجتماعی ایجاد می‌کند، چون وقتی هر دو نفر این کار را می‌کنند در موقعیتی برابر قرار می‌گیرند”.

“یکی از چیزهایی که ایران را از دیگر کشورهای خاور میانه متمایز می‌کند هویت ایرانی است که در رسوم، زبان و هنرهای غنی – از جمله ادبیات – محفوظ مانده است. قدر ابیات شاعرانی چون مولانا، فردوسی، حافظ و خیام در شرق و غرب به خوبی دانسته می‌شود. ایرانی‌ها به میراث خود افتخار می‌کنند؛ رضا می‌گفت “نوروز مهمترین تعطیلی ما است – ما هنوز فارسی صحبت می‌کنیم. روح و جان ما ایرانی است و عوض نخواهد شد.”

فرشته نجفی، هنرمند ایرانی، در توضیحاتش می‌گوید “تعارف نمایشگر ذات مهربان ایرانی‌ها است. در فرهنگ ما، ابراز وجود بی‌پرده و عینی می‌تواند بی‌ادبی حساب شود. محبت گفتاری برای ایرانی‌ها خیلی مهم است. شاید به این خاطر که روحیه ایرانی شدیدا تحت تاثیر شعر و شاعری است. شاعران مهمترین متفکران ما بوده‌اند و خیلی از آن‌ها قدمتی طولانی دارند. روزانه با متونی سروکار داریم که با زبانی پر از تمجید و محبت نوشته شده است.”

با این‌که آداب نمایشی در همه جای دنیا مرسوم است، تعارف به مراتب از بقیه فراگیرتر و پیچیده‌تر است

میراث دیگر ایرانی‌ها مهمان‌نوازی است. مهمان در ایران مانند جواهری نفیس و محبوب است. مردم احتمالا برای کمک به شما دارایی‌های اندک خود را با شما قسمت می‌کنند و بیش از استطاعتشان زیر بار خرج می‌روند – و این نابترین شکل تعارف است.

آدرس پرسیدن می‌تواند به پیدا کردن دوستی جدید منجر شود که به اشاره خشک و خالی راضی نیست و در عوض شما را به مقصدتان می‌رساند. ایرانی‌ها عموما خوش‌برخورد اند. برای همین دعوت صادقانه و رفتار مودبانه ممکن است به راحتی با یکدیگر اشتباه گرفته شود.

فاطفه که در همان ابتدای آشنایی می‌خواست تختش را به من بدهد و خودش روی زمین بخوابد، می‌گفت: “می‌توانی از مردم بخواهی که تعارف نکنند. بعضی وقت‌ها نتیجه می‌دهد و بعضی وقت‌ها هم نه – چون خود این خواسته می‌تواند نوعی تعارف باشد.”

واقعیت این است که تعارف قرار نیست تعارف به نظر برسد. هر چه کمتر بدیهی باشد احتمال موفقیتش هم بیشتر است. رمز کار در این است که در صورت شک همیشه به طرف مقابل فکر کنید و به احتیاجات او اولویت ببخشید. تعارف یک امر حسی است و در نهایت راه خودش را پیدا می‌کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .