اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جنایات رژیم'

Aug 03 2016

عفو بین‌الملل: اعدام نوجوانی دیگر در ایران، بی‌توجه به میثاق‌های جهانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید یک متهم در نوجوانی، اخیرا در زندان اراک اعدام شده‌است. این سازمان با انتقاد شدید از ادامه اعدام متهمان در نوجوانی، می‌گوید «شور و شوق زننده» مقام‌های قضایی ایران برای این کار، نشان می‌دهد بی‌توجهی آنها به قوانین بین‌المللی ادامه دارد.

سازمان عفو بین‌الملل ۱۲ مرداد ماه، می‌گوید برای نخستین بار در سال جاری میلادی، پسری به نام حسن افشار، ۱۹ ساله، که در سال گذشته میلادی متهم به «لواط به عنف» با پسر نوجوان دیگری شده بود، در ۱۸ ژوئیه (۲۸ تیر ماه) در زندان اراک اعدام شده‌است.
در قوانین ایران «زنا» و «لواط» با قید «عنف» در مورد تجاوز جنسی کاربرد دارد. اما در قانون جدید مجازات اسلامی (مصوب سال ۱۳۹۲: کتاب اول، فصل یازدهم، مبحث پنجم) حکم فرد متهم به «زنا» یا «لواط» «به‌عنف»، «در صورت توبه» به مجازات زندان یا شلاق تبدیل می‌شود. صدور حکم اعدام برای اتهام تجاوز در ایران سابقه دارد.
سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید دار زدن این پسر ۱۹ ساله در حالی انجام شده که دفتر رئیس قوه قضائیه ایران، قول داده بود پرونده او در ۱۵ سپتامبر (۲۵ شهریور ماه)، بازبینی شود.
این سازمان مدافع حقوق بشر می‌گوید حسن افشار در زمان بازداشت و متهم شدن، ۱۷ سال داشت و دانش‌آموز دبیرستان بود: «او به وکیل دسترسی نداشت و مقام‌های قضائی در بررسی پرونده عجله هم داشته‌اند و او را دو ماه پس از بازداشت به مرگ محکوم کرده‌اند».
به گفته عفو بین‌الملل، مقام‌ها به مدت هفت ماه حتی حکم صادرشده‌ی اعدام را به اطلاع این پسر نوجوان که این مدت در زندان بوده، نرسانده‌اند «چون نمی‌خواستند او پریشان و مضطرب شود».
این سازمان می‌گوید با اعدام حسن افشار، مقام‌های قضائی ایران بار دیگر «بی‌اعتنایی سنگ‌دلانه» خود را به درخواست‌های بین‌المللی نشان داده‌اند.
قوه قضائیه ایران هنوز واکنشی به این گزارش و نیز اتهام‌های واردشده نشان نداده‌است.
در سال جاری میلادی، محمد رضا حدادی، جوان دیگری‌ست که او نیز در نوجوانی حکم اعدام گرفته، در انتظار اجرای آن است، ولی اجرای آن تا کنون چندین بار به تعویق افتاده‌است. علیرضا تاجیکی، متهم نوجوان دیگری‌ست که در انتظار اعدام قریب‌الوقوع به‌سر می‌برد.
میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی و میثاق بین‌المللی حقوق کودکان، که ایران از امضاءکنندگان آنان است، و همچنین معیارهای سازمان ملل در زمینه‌ی نوجوانان، اعدام افرادی را که هنگام ارتکاب جرم ۱۸ سال داشته‌اند ممنوع اعلام کرده است.
قوه قضائیه ایران نوجوانان محکوم‌شده را فورا اعدام نمی‌کند، بلکه آنها را پس از رسیدن به سن ۱۸ سال اعدام می‌کند. آنچه خود با انتقادهای گسترده بین‌المللی روبه‌رو است که دستگاه قضائی را به دور زدن میثاق‌ها و معیارهای انسانی معاصر محکوم می‌کند.
سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید دست‌کم ۱۶۰ نفر که در نوجوانی به اعدام محکوم شده‌اند، در زندان‌هایی در سراسر ایران نگه‌داری می‌شوند.
ایران، پس از چین بیشترین شمار اعدام‌ها را در جهان به خود اختصاص می‌دهد.

No responses yet

Jul 25 2016

پالیزدار: مرتضوی گفت نسخه‌ای از همه اسنادش را از کشور خارج کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: عباس پالیزدار، یکی از شاکیان سعید مرتضوی دادستان سابق تهران، مدعی شد که آقای مرتضوی در جلسه دادگاه اعلام کرده که یک نسخه از تمام اسناد، مدارک و کارهای خود را «خارج از کشور» نگهداری می‌کند.

عباس پالیزدار در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایلنا که روز یکشنبه سوم مرداد، منتشر شده، گفته است که آقای مرتضوی او را «تهدید به اعدام» کرده و همچنین به همسرش گفته که «معطل پالیزدار نباش، برو یک پدر برای بچه‌هایت پیدا کن».

به گفته آقای پالیزدار، سعید مرتضوی در دادگاه این سخنان را «کتمان» کرده و قاضی پرونده عکس‌هایی از بازداشتگاه کهریزک را ارائه کرده و خطاب به آقای مرتضوی گفته است که «شما این را هم کتمان کردید شما همه چیز را کتمان می‌کنید».

او اضافه کرده: «در آن لحظه مرتضوی از جای خود بلند شد و موقع ترک اتاق به قاضی گفت که من عباس پالیزدار نیستم که با من با این لحن حرف می‌زنید، من یک نسخه از تمام اسناد و مدارک کارهایی که انجام داده‌ام را از کشور خارج کرده‌ام شما هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید».

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه ایران، اما روز یکشنبه اعلام کرد که آقای پالیزدار خود زندانی و متهم بوده و «ادعایش خیلی قابل اعتنا نیست».

او اضافه کرد: «اصلاً چه نیازی است که بخواهند مدارکی به خارج بفرستند تا الان هم چنین چیزی را از هیچ فرد رسمی و غیررسمی قابل اعتنا نشنیده‌ایم».

عباس پالیزدار، دبیر هیئت تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه بود که در سال ۸۷ طی چند سخنرانی به افشای «فسادهای گسترده اقتصادی» شماری از روحانیان بلندپایه حکومتی پرداخت که منجر به بازداشت وی شد.

آقای پالیزدار در سخنرانی خود در دانشگاه بوعلی سینای همدان از ۴۴ شخصیت شناخته شده ایرانی نام برد که ۹ تن از آنها روحانی‌اند.

او از سوی دادگاهی در تهران به تحمل ۱۰ سال زندان محکوم شد ولی در تیرماه سال ۸۸ پس از تحمل بیش از یک سال زندان با وثیقه ۳۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.

آقای پالیزدار پس از آزادی از سعید مرتضوی که در زمان بازداشت او دادستان عمومی و انقلاب تهران بود، به اتهام «بازداشت و نگهداری غیرقانونی در بازداشتگاه انفرادی» شکایت کرد.

پیمان حاج محمود عطار، وکیل دادگستری، اوایل مردادماه ۹۳ گفته بود که سعید مرتضوی ۱۰ پرونده مفتوح در دادسرای کارکنان دولت دارد.

این وکیل دادگستری، پرونده بازداشتگاه کهریزک، پرونده شکایت فاضل لاریجانی و شکایت کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس از سازمان تأمین اجتماعی را از جمله پرونده‌های مفتوح سعید مرتضوی عنوان کرده بود.

No responses yet

Jul 11 2016

زهرا کاظمی، پرونده همیشه بازی که بسته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: شادی صدر کارشناس ارشد حقوق بین الملل و مدیر سازمان عدالت برای ایران
در ایران، آمران و عاملان نقض حقوق بشر از مصونیت مطلق برخوردارند و تنها امید قربانیان و بازماندگان آن‌ها، امکان شکایت به مراجع بین المللی یا دادگاه های کشورهای ثالث است. بسیاری از قربانیان شکنجه یا سایر موارد نقض حقوق بشر که از کشورهایی مثل ایران جان به‌در‌برده‌اند، به جز امنیت و آزادی، به دنبال دستیابی به عدالتی نیز هستند که در خانه‌هایشان از آن‌ها دریغ شده است. پرونده ” زهرا کاظمی علیه جمهوری اسلامی” که تا عالی‌ترین دادگاه کانادا پیش رفت، از نظر حقوقی ویژگی‌هایی دارد که بازخوانی آن را برای جامعه ایرانی، و به خصوص قربانیان شکنجه و سایر موارد نقض حقوق بشر ضروری می کند.

سیزده سال از مرگ زهرا (زیبا) کاظمی، عکاس ایرانی-کانادایی در بیمارستان بقیه الله تهران می‌گذرد. او که در ۳ تیر ۱۳۸۲ در حال عکاسی از معترضان جلو زندان اوین دستگیر شده بود، براساس گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، به علت ضربه مغزی ناشی از ضرب و شتم و شکنجه در ۲۰ تیر همان سال فوت می‌کند.

سیزده سال از مرگ زهرا (زیبا) کاظمی، عکاس ایرانی-کانادایی در بیمارستان بقیه الله تهران می‌گذرد. او که در ۳ تیر ۱۳۸۲ در حال عکاسی از معترضان جلو زندان اوین دستگیر شده بود، براساس گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، به علت ضربه مغزی ناشی از ضرب و شتم و شکنجه در ۲۰ تیر همان سال فوت می‌کند. با وجود اینکه گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نقش سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران در مرگ زهرا کاظمی و همینطور کتمان حقایق مربوط به او را مسجل کرده بود، تنها یک مامور دون پایه وزارت اطلاعات به نام رضا احمدی، در روندی غیر شفاف محاکمه و سپس تبرئه شد. به عبارت دیگر، هیچ راهی برای دسترسی به عدالت از طریق نظام حقوقی ایران وجود نداشت.

در سال ۱۳۸۵ استفان هاشمی، پسر زهرا کاظمی، دعوایی از طرف مادرش به دلیل مرگ در اثر شکنجه و از طرف خودش به دلیل خسارات روحی و روانی ناشی از مرگ مادر مطرح کرد. این یک دعوی حقوقی علیه جمهوری اسلامی، آیت الله سید علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران و محمد بخشی، معاون اسبق حراست زندان اوین بود که در آن، خواهان، مجموعا ۱۷ میلیون دلار خسارت طلب کرده بود. ذکر این نکته لازم است که به دلیل عدم حضور خامنه‌ای، مرتضوی و بخشی در کانادا، قوانین این کشور امکانی برای طرح دعوی کیفری که در صورت برنده شدن، مرتکبان قتل و شکنجه به مجازات محکوم می شدند، فراهم نمی‌کرد.

دادگاه اولیه (دادگاه عالی ایالت کبک) این موضوع را که زهرا کاظمی در دوران بازداشت خود کتک خورده، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته، شکنجه شده و در اثر شکنجه فوت کرده است را تایید کرد.

دادگاه اولیه (دادگاه عالی ایالت کبک) این موضوع را که زهرا کاظمی در دوران بازداشت خود کتک خورده، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته، شکنجه شده و در اثر شکنجه فوت کرده است را تایید کرد. اما دعوی استفان کاظمی را به دلیل اینکه با اصل مصونیت دولت‌ها که در قانون مصوب ۱۹۸۵ کانادا به رسمیت شناخته شده در تعارض است، رد کرد. این پرونده در نهایت به دیوان عالی کانادا رسید. جمهوری اسلامی تنها در دادگاه اول وکیلی برای دفاع از خود فرستاد و لازم ندید که در جلسه دادگاه دیوان عالی کانادا شرکت کند. تعداد زیادی از مهمترین سازمان‌های حقوقی و حقوق بشری بین المللی و ایرانی در این مرحله در پرونده مداخله کردند. آن‌ها با ارائه لوایح مفصل حقوقی، تلاش کردند به دیوان عالی کانادا بقبولانند که اجازه دهد دادگاه‌های کانادا به این پرونده رسیدگی کنند. دلیل مداخله آن‌ها این بود که در صورتی که رای به نفع خواسته خانواده کاظمی صادر می‌شد، پیشرفت بزرگی در حقوق بین الملل به نفع قربانیان شکنجه و در محدود کردن مصونیت دولت‌ها و فرار آن‌ها از پاسخگویی ایجاد می‌شد. اما در نهایت دیوان عالی کانادا نیز رای دادگاه اولیه را تایید و در سال ۱۳۹۳ (۱۰ اکتبر ۲۰۱۴)، با نظر اکثریت ۶ به ۱ قضات، دعوی استفان هاشمی را مردود اعلام کرد.

شکنجه یکی از مهم‌ترین جرائم بین‌المللی است. دیوان عالی کانادا در چندین جای رای تاکید می کند که اصل ممنوعیت شکنجه، تبدیل به یک قاعده آمره (jus cogens) در حقوق بین الملل شده است.
اصل ممنوعیت شکنجه

شکنجه یکی از مهم‌ترین جرائم بین‌المللی است. دیوان عالی کانادا در چندین جای رای تاکید می کند که اصل ممنوعیت شکنجه، تبدیل به یک قاعده آمره (jus cogens) در حقوق بین الملل شده است. قواعد آمره قواعدی هستند که در مورد آن‌ها اجماعی بین‌المللی حاصل شده و به همین دلیل اگر با قوانین داخلی کشورها در تعارض باشند، دولت‌ها و دادگاه‌ها باید آن‌ها را بر قوانین داخلی خود مقدم بدانند. اصل ممنوعیت شکنجه، یکی از قواعد آمره بین‌المللی است که بالاتر از قوانین داخلی همه کشورها قرار دارد. با این همه، دیوان عالی کانادا این نظر را که حق قربانیان شکنجه برای گرفتن خسارت هم یک قاعده آمره شده است، نپذیرفت. به عبارت دیگر، دیوان عالی کانادا، با اینکه قبول کرد که شکنجه باید در هر حالتی ممنوع باشد، اما به این سئوال که اگر کسی، حتی یک تبعه کانادا، در کشور دیگری قربانی شکنجه شد، آیا حق این را دارد که مطابق قوانین کانادا، خساراتی که بر او وارد آمده جبران و به این شکل، عدالت را در حق مرتکبان عمل ممنوع شکنجه اجرا شود، پاسخ منفی داد. به بیان ساده‌تر، شکنجه ممنوع است اما ضمانت اجرایی برای نقض اصل ممنوعیت شکنجه که در کشوری دیگر به وقوع پیوسته وجود ندارد. مهمترین استدلال دیوان عالی کانادا در رد دعوی خانواده زهرا کاظمی استناد به اصل مصونیت دولت‌ها بود.

اصل مصونیت حاکمیت (sovereign immunity)، یک قاعده بسیار قدیمی حقوق بین الملل است که براساس آن، هیچ دولتی نمی تواند دولت دیگری را در دادگاه‌های خود محاکمه کند. در نیم قرن اخیر مطلق بودن مصونیت دولت‌ها در حقوق بین الملل مورد چالش قرار گرفته و در حال حاضر کشورهای مختلف استثنائاتی بر اصل مصونیت دولت‌ها وضع کرده اند. به بیان دیگر، حقوق بین‌الملل از قاعده مصونیت مطلق دولت به سمت مصونیت نسبی آن‌ها پیش رفته است. براساس قانون کانادایی مصونیت دولت (مصوب ۱۹۸۵) نیز دول خارجی درخصوص صلاحیت قضایی دادگاه‌های کانادا از مصونیت برخوردارند مگر در استثنائات زیر:
۱. عمل دولت خارجی جنبه تجاری داشته باشد.۲. دولت خارجی صلاحیت دادگاه‌های خود را به دادگاه‌های کانادا واگذار کرده باشد.۳. دولت خارجی باعث مرگ، لطمه بدنی یا خسارت به اموال در داخل قلمرو سرزمینی کانادا شده باشد.۴. دولت خارجی مرتکب تروریسم شده باشد.

تفسیر تنگ‌نظرانه دیوان عالی کانادا نه فقط به جمهوری اسلامی و رهبر آن، آیت الله خامنه ای، مصونیت قرار گرفتن در موقعیت “خوانده” (مدعی‌علیه) در دادگاه‌های کانادا اعطا کرد، بلکه حتی سعید مرتضوی و محمد بخشی به عنوان مسئولان دون پایه که به طور مستقیم در شکنجه و مرگ دست داشته‌اند را نیز در تعریف “دولت” و مصون از پیگرد شناخت

مهمترین مساله در پرونده زهرا کاظمی این بود که هیچیک از استثنائات بالا در آن وجود نداشت و دیوان عالی کانادا نیز نپذیرفت که حق جبران خسارت قربانی شکنجه را به عنوان یک قاعده آمره به رسمیت بشناسد و آن را بالاتر از قانون مصونیت دولت قرار دهد.

تفسیر تنگ‌نظرانه دیوان عالی کانادا نه فقط به جمهوری اسلامی و رهبر آن، آیت الله خامنه ای، دربرابر قرار گرفتن در موقعیت “خوانده” (مدعی‌علیه) در دادگاه‌های کانادا مصونیت اعطا کرد، بلکه حتی سعید مرتضوی و محمد بخشی به عنوان مسئولان دون پایه که به طور مستقیم در شکنجه و مرگ دست داشته‌اند را نیز جزو تعریف “دولت” و مصون از پیگرد شناخت. غیرقابل باورترین بخش نظرات اکثریت قضات دیوان عالی کانادا در پرونده زهرا کاظمی، استدلال‌هایشان درباره این دو نفر است. به عنوان مثال، در بخشی از رای آمده است:

“دولت‌ها شخصیت‌های حقوقی انتزاعی نیستند و تنها می‌توانند از طریق افراد عمل کنند. مستثنی کردن مقامات رسمی از معنای “دولت” می تواند به طور کامل مخالف هدف قانون مصونیت دولت باشد زیرا به دعاوی حقوقی علیه مقامات دولتی مجوز می‌دهد که مستلزم موشکافی کردن دادگاه‌های کانادایی در تصمیم‌گیری دولت‌های دیگر که از طریق مقاماتشان انجام شده است می‌باشد…عمل شکنجه نسبت داده شده به مرتضوی و بخشی تمامی ویژگی های یک اقدام رسمی را داشته است و هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه این مقامات، در ظرفیت شخصی خود یا به شکلی غیرمرتبط با وظایف دولتی خود این کار را انجام داده اند وجود ندارد. طبیعت شنیع شکنجه، عمل مرتضوی و بخشی را به یک عمل شخصی که خارج از ظرفیت رسمی آنها انجام شده تبدیل نمی کند. براساس تعریف، شکنجه لزوما یک عمل رسمی دولت است. مجوز دولت برای شکنجه یا ماهیت رسمی آن است که آن را به عملی این‌چنین نفرت انگیز بدل می کند….بنابراین، با توجه به اینکه مرتضوی و بخشی، دو مقام دولتی بوده اند که در ظرفیت رسمی خود عمل کرده اند، شامل مفهوم “دولت” در قانون مصونیت دولت می شوند و با برخورداری از آن مرتبه، از حوزه اختیارات دادگاه‌های کانادا خارج هستند.”

دیوان عالی کانادا کوچکترین سعی‌ای در پنهان کردن انگیزه سیاسی خود از ترجیح دادن قانون داخلی به حقوق بین الملل نکرده است. بلکه برعکس، در چند جای رای خود به صراحت اعلام می کند که دادن صلاحیت به دادگاه های کانادا می تواند آثار منفی قابل توجهی بر روابط بین المللی کانادا بگذارد

به بیان دیگر، دیوان بین المللی کانادا، یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا در زمینه حقوق بشر، معتقد است از آنجا که شکنجه بنا به تعریف خود باید توسط یک مقام رسمی یا شخصی که از سوی مقامات رسمی مجوز دارد انجام شود، فردی که خارج از مرزهای کانادا مرتکب شکنجه، یکی از مهم‌ترین جرائم بین‌المللی، شده باشد همواره جزیی از “دولت خارجی” به شمار می آید و از فراخوانده‌شدن به هر دادگاهی در کانادا معاف می‌شود. به این ترتیب، دیوان عالی کانادا، با دادن مصونیت مطلق به دولت ناقض حقوق بشر و تمامی مستخدمان آن، از عالی‌رتبه‌ترین تا دون پایه‌ترین، از شکنجه‌گر محافظت، و قربانی شکنجه را با دست‌های خالی رها می کند.

دیوان عالی کانادا کوچکترین سعی‌ای در پنهان کردن انگیزه سیاسی خود از ترجیح دادن قانون داخلی به حقوق بین الملل نکرده است. بلکه برعکس، در چند جای رای خود به صراحت اعلام می کند که دادن صلاحیت به دادگاه های کانادا می تواند آثار منفی قابل توجهی بر روابط بین المللی کانادا بگذارد و به همین دلیل، تا زمانی که پارلمان کانادا قانون را تغییر ندهد، دیوان عالی از ورود دادگاه های کانادا به دعاوی مربوط به نقض حقوق بشر در کشورهای دیگر جلوگیری خواهد کرد. تغییری که تا به حال هیچیک از احزاب سیاسی کانادا، از احزاب دست راستی تا احزاب چپ، هیچ علاقه ای به انجام آن نداشته اند. به عبارت دیگر، حتی در قرن بیست و یک و با وجود همه پیشرفت هایی که حقوق بین الملل در زمینه پاسخگو کردن دولت ها و سران آنها در زمینه جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی کرده، هنوز هم قاعده همان است که در قرن هجدهم بود: وقتی پای نقض حقوق بشر به میان می آید، دولت ها در نهایت پشت هم را خالی نخواهند کرد.

بازخوانی رای دیوان عالی کانادا درباره این پرونده، دو سال بعد از صدور رای و ۱۳ پس از مرگ زهرا کاظمی، هنوز هم حسی از خشم، درد و استیصال را ایجاد می‌کند زیرا به خوبی نشان می دهد که در نظم کنونی حقوق بین الملل تا چه حد عدالت، حتی در کشوری مثل کانادا، دور از دسترس قربانیان شکنجه و خانواده های آنان است. پرونده برای همیشه بسته شده زهرا کاظمی آینه‌ای است که به تمامی نشان می دهد “ما در کجای جهان ایستاده ایم”. در عین حال، این رای مسیر طولانی را که در مبارزه حقوقی برای عدالت و پاسخگو کردن عاملان شکنجه و جنایات علیه بشریت در پیش است را هم به ما نشان می دهد.

No responses yet

Jun 17 2016

تعقیب و بازجویی به دلیل انتشار خبر شکنجه در شبکه‌های مجازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: پس از انتشار گزارش‌هایی از به کما رفتن جوانی به نام نادر شریفی هنگام «بازجویی در بازداشتگاه» پلیس آبادان و مرگ او، فرمانده نیروی انتظامی این شهر ضمن تکذیب مرگ این جوان به دلیل شکنجه از تعقیب و بازجویی منتشرکنندگان این خبر در شبکه‌های مجازی خبر داد.

روزنامه ایران در شماره روز پنج‌شنبه، ۲۷ خرداد، خبر داد که پسر جوانی به نام نادر که «در جریان بازجویی» در بازداشتگاه پلیس آبادان «به کما رفته بود» در بیمارستان فوت شده است.

چند وب‌سایت خبری نام این جوان را نادر شریفی اعلام کرده‌اند.

با این حال محسن تقی‌زاده، فرمانده انتظامی شهرستان آبادان، ضمن تکذیب گزارش‌ها درباره مرگ این جوان بر اثر شکنجه گفت که «هیچ شواهدی» مبنی بر شکنجه و «هیچ ‌گونه جای ضرب و شتمی نیز روی بدن نادر وجود ندارد».

وی اضافه کرد: «دادستان آبادان و بنده به صورت مستقیم در حال پیگیری موضوع هستیم و اگر مأموران ما قصوری داشته باشند به‌ طور قطع با آنها برخورد خواهیم کرد.»

آقای تقی‌زاده اشاره ای به دلیل بازداشت این جوان و اتهامات او نکرد.

وی همچنین خبر داد که تعدادی از افرادی که خبرهایی مبنی بر شکنجه شدن این جوان در شبکه‌های مجازی منتشر کرده بودند به اتهام «تشویش اذهان عمومی و خدشه‌دارکردن چهره پلیس و نشر اکاذیب» توسط پلیس فتا «تحت تعقیب قرار گرفتند و با آنها برخورد خواهد شد».

بر اساس این گزارش، صبح روز چهارشنبه «چند تن از این افراد» در پلیس فتا بازجویی شده‌اند.

در سال‌های گذشته نیز گزارش‌هایی درباره مرگ تعدادی از زندانیان در حین بازجویی منتشر شده است.

از جمله، بر اساس گزارش‌ها، ستار بهشتی، کارگر وبلاگ‌نویس، در سال ۹۱ به دلیل اتفاقات رخ داده در حین بازجویی در بازداشتگاه پلیس فتا فوت شد.

پس از آن یک مامور پلیس به جرم قتل شبه‌عمد به سه سال حبس محکوم شد.

وب‌سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، در خردادماه خبر داده بود که رضا حیدرپور، پزشکی که بدن ستار بهشتی را در زندان اوین معاینه کرده و در گزارش خود به آثار ضرب و جرح بر روی بدن او اشاره کرده بود، به شش ماه حبس محکوم شده است.

بر اساس این گزارش بهرام مرادی، فیزیوتراپ زندان اوین، نیز به شش ماه زندان محکوم شده است.

در سال‌های گذشته همچنین گزارش‌های زیادی درباره وضعیت نامناسب بهداشت و تغذیه در زندان‌های ایران و رفتار زندانبانان با زندانیان منتشر شده است.

از جمله روزنامه قانون در شماره روز شنبه، ۲۲ تیرماه، گزارشی با عنوان «۲۴ ساعت لعنتی» درباره حضور یک زندانی در «مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ» منتشر کرد.

در گزارش روزنامه قانون، این زندانی اعلام کرده بود که هنگام ورود به زندان سربازان به او توهین کرده‌ و کت و کفشش را با این ادعا که ممکن است در آنها «مواد مخدر» وجود داشته باشد «پاره» کرده و دور انداخته‌اند.

در این گزارش اعلام شده بود که این زندان در ۲۴ ساعت، «فقط دو ساعت» آب دارد که « بسيار بی‌كيفيت است و مناسب برای نوشيدن نيست».

به دنبال نشر این گزارش، عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز سه‌شنبه، ۲۵ خرداد، خبر داد که با شکایت سازمان زندان‌ها، مدیرمسئول روزنامه قانون «تحت تعقیب قضایی» قرار گرفته است.


No responses yet

Jun 09 2016

در خرابه های تهران هر ماه ۱۲۰ نوزاد معتاد متولد می شوند و می میرند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,سیاسی


رؤیا نوزاد معتادی که در بی کسی در بیماستان لقمان تهران درگذشت
رادیوفرانسه: به گزارش ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، تنها در خرابه های شهر تهران ماهانه به طور متوسط ۱۲۰ نوزاد معتاد به دنیا می آیند که اکثرشان در همان نخستین روزهای پس از تولد در نتیجۀ اعتیاد می میرند یا فروخته می شوند و یا به سرنوشت مادران معتاد کارتن خواب شان دچار می شوند.

به گزارش ایسنا این نوزادان که در مناطق حاشیه نشین به دنیا می آیند نتیجۀ امتزاج حاشیه نشینی، کارتن خوابی، فقر و اعتیاد فراگیری است که بیش از پیش شامل زنان و کودکان کشور می شود. شمار حاشیه نشینان ایران هم اکنون به ۱۵ میلیون نفر می رسد.
ایسنا نوشته است که هیچ عزم و سازوکاری برای درمان نوزادان معتاد و جلوگیری از بارداری زنان معتاد کارتن خواب در ایران وجود ندارد و شماری از همین نوزادان که به نوشته ایسنا حتا نای گریستن و آشامیدن ندارند در بی کسی و فقدان درمان مناسب در گوشه و کنار بیمارستان های دولتی کشور می میرند.
شارمین میمندی نژاد از فعالان اجتماعی به ایسنا گفته است : در حالی که ماهانه ۱۲۰ نوزاد معتاد در خرابه های تهران متولد می شوند، شمار کودکان کار در ایران که قربانیان انواع آسیب ها و بیماری های عفونی هستند به دو میلیون نفر بالغ می شود.
این فعال اجتماعی افزوده است که تنها تدبیر مقامات ایران در برابر معضل اعتیاد به دارآویختن خرده فروشان مواد مخدر است : کسانی که خود از سر فقر و بیکاری و نهایتاً به دلیل ناکارآمدی اقتصادی کل یک نظام به چنین فعالیت های بزهکارانه ای روی می آورند.
معاون وزیر کشور جمهوری اسلامی در گزارش هشدارآمیزی دربارۀ آسیب های اجتماعی ایران به ویژه معضل اعتیاد خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران، صریحاً حکومت این کشور را در زمینۀ مبارزه با اعتیاد ناکارآمد توصیف کرده است. به گفتۀ کارشناسان هزاران مرکز باصطلاح ترک اعتیاد ایران خود به مراکز توزیع تریاک و گسترش اعتیاد و بعضاً بیمارهای عفونی نظیر ایدز تبدیل شده اند.

No responses yet

Jun 06 2016

نامه سرگشاده جمعی‌ از پیروان آیین یارسان کرمانشاه به علی‌ خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

نامه سرگشاده جمعی‌ از پیروان آیین یارسان کرمانشاه به علی‌ خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی

qمردم یارسان خواستار احقاق حقوق انسانی‌ و شهروندی خود هستند

این نامه، دومین نامه سرگشاده مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان  است که در اعتراض به تبعیض بر علیه پیروان آیین یارسان،خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته شده است

در این نامه که نسخه‌ای از آن به تمامی‌ رسانه‌های داخل و خارج کشور فرستاده شده  ، ولی‌ به دلایل نامعلومی  توسط اکثر رسانه‌های جریان اصلی‌  بایکوت خبری شده است، از رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان بالاترین مقام مسئول حفاظت از حقوق مردم ایران ،خواسته شده است تضییع حقوق مردم یارسان و گروانیدن اجباریشان به اسلام متوقف شود.

در بخش دیگری از این نامه سرگشاده آمده است که بسیاری از مردم یارسان بر اثر فشار‌ها و تبعیض‌های مستمر  بر آنها وادار به مهاجرت و خروج از ایران شده اند.

مشروح این نامه به جهت اطلاع رسانی در زیر می‌‌آید:

به نام خدا
تاریخ: 1395/3/15
رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران، جناب آیت الله خامنه ای؛
با درود و احترام!
بیش از 14 ماه است از ارسال رنج نامه ی مجمع مشورتي فعالان مدني يارسان به حضور جناب عالي ـ كه رونوشت آن نیز به نهادهاي طراز اول حكومتي ارسال شد ـ مي گذرد. در نامه ی مذکور كه نسخه اي از آن مجدداً به پيوست، تقديم شده است، مصاديق بارزی از تبعيض كه در حکومت جمهوری اسلامی، به نام قانون بر مردم يارِسان ( اهل حق ) اعمال می شود، عنوان گرديد. به ویژه، به اطلاع رسید که در اعتـراض به استمرار رنج ها و حق کشی ها، سه نفر از جوانان یارسان در سال 1392، تنِ خويش را به آتش سپردند؛ تا فرياد دادخواهي جامعه ی مظلوم و محرومشان را به گوش مسئولان برسانند. در پی این حوادث، تجمعاتِ اعتراضیِ مسالمت آميزی در چندین استان برپا شد و مکرراً مطالبات و خواسته هاي قانوني و انسانيِ یارسان از طريق جمع آوري طومار، انتشار بيانيه و ايراد سخنراني به سمع و نظر مسئولين رسيد. نشست هایی نیز با مسئولان منطقه اي و ملی، از جمله رئیس محترم مجلس شوراي اسلامي و دستیار ویژه ی رئیس جمهورِ محترم، برگزار گرديد و وعده داده شد که مطالباتِ مردم يارسان در دستور كار قرار بگیرد و حقوقشان به آنها بازگردانده شود. لیکن متأسفانه، طبق روال گذشته همه ی آن وعده ها در زمان کوتاهی به بوته ی فراموشي سپرده شدند و حکایت به همان نحوی که بود، همچنان باقی ست!
استمرار وضعيت جاري، ما را به اين نتيجه رسانید كه بدون اراده و دخالت نهاد رهبري، اميدي به حل مشکلات عدیده ی مردم یارسان وجود ندارد. لذا، با توجه به اینکه يكي از اختيارات و تواناییهای مقام رهبری حل معضلاتي است كه از طریق نهادهاي دیگر قابل حل نیست، طي رنج نامه اي سفره ی دلمان را به روی جنابعالی گشودیم و استدعا کردیم که با اراده و تدبیر خود، گره از کار فرو بسته ی ما بگشایید. در نامه ی مذکور، ضمن طرح مطالباتِ برحقِ خويش، خواستار آن شديم كه جايگاه حقوقي آيين ياري ( اهل حق ) در قانون اساسي مشخص شود تا به تبع آن، حقوق قانوني و شهروندي مردمِ یارسان اعاده گردد.
با اینکه پاسخگویی به مطالبات ملت از بدیهی ترین وظایفِ حاکمان است، لیکن پس از نزدیک 15 ماه انتظار، نه-تنها هيچ گونه پاسخی ( مثبت يا منفي ) از طريق دفتر جنابعالي و ساير نهادهاي حكومتي دريافت نكرده ايم، بلكه عملاً با محدودیتها و مشكلات پيچيده تري نیز روبه رو شده ايم كه به نوعی صدور مجوزِ خشونت عليه مردم يارسان تلقی می شود. به عنوان مثال، اخيراً برخي از مراجع تقليد در فتواهای خود مردم يارسان را كافر و نجس قلمداد كرده اند كه عواقب خشونت بارِ اينگونه فتاوي، قابل کتمان نیست.
از آنجا كه فلسفه ی آیين ياري بر آشتي و مدارا و برابريِ همه ی انسانها، فارغ از رنگ و نژاد و قومیت و عقیده ی آنها، استوار است؛ ما خويش را در مقابل مـردم و تاريخ مسئول ميدانيم تا ضمن يادآوري شرايط خشونت بار منطقه با آگاهي از عواقبِ وخیمِ تبعيض ها و خشونت هاي زباني و قلمي و فیزیکيِ غیر مسئولانه ( و چه بسا هدفمند و آگاهانه) ـ دَين و مسئوليت خويش را در قبال ميهن و هم میهنانمان ادا نمایيم.
به وضوح می بینیم که مدتهاست منطقه ی خاورميانه و كشورهاي مسلمان، به نحو رقت باری درگير خشونت و خونريزي و هرج و مرج و نابساماني شده اند. جنگهاي فرقه اي و مذهبي كه به نام اسلام و به دست مسلمانان در جریان است، هر روز جمعي از مسلمانان و غير مسلمانانِ بیچاره را غرق سیلابِ خون می کند و گویا پایانی براي این همه کشتار و تجاوز و ویرانی و آوارگی وجود ندارد. جداي از اينكه چنین پديده ی شومی از كجا طراحي و مديريت می گردد، به ظـاهر مجريانش مسلماناني هستند كه غالباً از ميان تحقيرشدگان و قربانيانِ تبعيض و بي¬عدالتي در شرق و غرب برخاسته اند و موتورِ محركِ آنها تعصبات مذهبيِ كور و فتواهاي مراجعي است كه خون انسانهاي دگرانديشِ مسيحي و يهودي و سنی و شيعه و ايزدي و يارسان و… را حلال دانسته و براي پاداش متجاوزان و قاتلان، منافع دنيوي ( سلطه بر مال و جان و ناموس مردم ) و پاداشِ اخروي ( بهشت برين ) را وعده مي دهند!

با استناد به قراین و شواهد موجود، اين آتشِ خانمان سوز در حال گسترش است و هیچ تضميني وجود ندارد كه مرزِ
مشخصی را بشناسد. به همین خاطر، وظیفه ی معنوي، انساني و عقلاني، حکـم میکند که مسئولين نظام جمهوري اسلامي به نسبت جايگاه شرعي و حقوقي و قانونيشان با تقويت همبستگي و ايجاد حس تعلقِ آحاد مردم به اين آب و خاك، مانع از سرايت هيولاي خشونت به كشورمان گردند. ما معتقدیم که ضمانت رسيدن به اين مهم، رفع تبعيض، ايجاد برابري در حقوق، گسترش روح برادري و صمیمیت بر اساس ارزشهاي انساني و ممانعت از توليد خشونت است.
در فاصله ی بين نگارش اين دو رنج نامه، مردم يارسان نظاره گر كوچ بي سابقه ی هزاران نفر از فرزندان نااميد و عاصي از تبعيض و تحقير و تیره روزی به سوي ناكجا آبادي بوده اند كه سرانجام مشخصی ندارد. گرچه مشخص است که استمرار اين سرخوردگي و يأس و بی آیندگی، آينده ی خوبي را براي همه ی ما رقم نخواهد زد و معلوم نيست كه واكنش هاي آتیِ اين قربانيانِ تبعيض و این معترضان به شرايط ناعادلانه چه خواهد بود و یا آتش بيار كدام معركه خواهند شد؟
تجربه ی تاريخي نشان داده است كه ريشه ی اختلافات و كينه هاي سياسي چندان عميق نیست و چه بسا پس از تغييرِ شرايط، مخالفانِ ديروز متحدان امروز شوند؛ اما كينه هاي مذهبي، به درازاي قرنها در حافظه ی تاريخيِ انسانها باقي مي مانند و در شرايط مختلف توليد و تكثير مي شوند.

همه ی ما میدانیم که انجام وظیفه برای هرکسی فضیلت است و جنابعالي نیز علاوه بر مسئوليت قانوني و شرعی در رهبريِ بزرگترين كشورِ مسلمانِ شيعه مذهب، مسئول حفاظت از حقوق همه ی انسانهاي تحت حاكميتِ خود هستید. شما وارث انقلابي هستيد كه قرار بود تمام مردم از هر عقیده و مرامی ( به قول رهبر و بنیان گذار انقلاب، حتی كمونيست ها) در آن آزاد بوده و از حقوق انساني برخوردار باشند. به حق، انتظـار مي رفت که دعوت به دین اسلام، با رعایت اصل آزادی و احترام به عقاید و حقوق انسانهای دیگر و خلق فرصتهای مساوی برای همگان انجام بگیرد، نه با تحت فشار قراردادنِ مردم و تضييع حقوق آنها و تلاش برای استحاله و گروانیدنِ اجباريشان به اسلام!
با توجه به اصول انسانی و اعلامیه ی جهانیِ حقوق بشر و تعهدات بین المللیِ کشورمان و وعده های بنیانگذار جمهوریِ اسلامی در رعایت حقوق شهروندی، مجدداً تقاضا داريم كه در سومین سالگرد جانفشانی يارانمان، با استفاده از اختيارات خود به نداي حق طلبانه ی مردم یارسان پاسخ دهید تا با رفع موانع قانونی و سلیقه ای و رسميت يافتن جايگاه حقوقيِ آيين ياري، شرايطي فراهم شود كه این مردم نیز در سرنوشت خويش دخيل و از حقوقی برابر با ساير هم وطنان، بهره مند گردند.
بگذاریم خوش بینانه، سکوت و بایکوت و عدم پاسخگویی به مطالبات خود را نرسيدن رنج نامه هايمان به مسئولان عالیِ کشور ارزيابي نماییم و این دادنامه را به صورت سرگشاده در اختيار رسانه ها نیز قرار دهيم؛ بلکه از در، یا راهی دیگر به سمع و نظر ایشان برسد.
با تقديم احترام
مجمع مشورتي فعالان مدني يارسان

پانزدهم خرداد 1395
رونوشت:
– دبیر محترم شورای نگهبان
– رئیس جمهور محترم
– رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
– رئیس محترم قوه ی قضائیه
– رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام
– رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری

name2 a

name2 b

No responses yet

Jun 02 2016

نوه اون حرامی باید هم این حرامزاده باشد: نوه آیت‌الله خمینی از اعدام‌های دهه شصت دفاع کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: علی خمینی، نوه آیت‌الله روح‌الله خمینی از اعدام‌های دهه ۱۳۶۰ در ایران دفاع کرده است.

آقای خمینی سه‌شنبه شب در مراسمی در مدرسه فیضیه قم با مقایسه انقلاب ایران و انقلاب‌های اخیر در کشورهای عربی گفته است دلیل سرنوشت متفاوت جمهوری اسلامی نسبت به دیگر حکومت‌های روی کارآمده پس از انقلاب‌ها “مدیریت” آیت‌الله خمینی بوده است.

به گزارش فارس علی خمینی گفته است: “این طور نبود که وضعیت ایران در زمان تحقق انقلاب اسلامی، بهتر از کشورهای منطقه بود، چرا که در غرب، جنوب، شرق و حتی شمال کشور غائله هایی داشتیم و این مدیریت امام خمینی بود که آن غائله‌ها را مدیریت کرد و کشور رفته رفته به آرامش رسید.”

او در ادامه گفته است: “امروز یک عده‌ای برای منافقین دل می‌سوزانند که چرا اعدام کردید؟ آنها کسانی بودند که در مقابل حکومت ایستادند و جنایاتی کردند که داعش آنها را نمی کرد. آنان رئیس جمهور، نخست وزیر و بسیاری از بزرگان کشور را ترور کردند.”

در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی”منافقین” اصطلاحی است که برای اشاره به اعضای سازمان مجاهدین خلق به کار می‌رود.

علی خمینی گفته است اگر رهبر پیشین ایران “در مقابل این جنایات نرمش از خود نشان می‌داد که کشور پس از ۳۰ سال هم رنگ آرامش به خود نمی‌دید.”

بیش از ۱۵ هزار نفر از مخالفان جمهوری اسلامی، عمدتا از هواداران گروه‌های چپگرا و مجاهدین خلق، در دهه شصت اعدام شدند. چند هزار نفر از آنان افرادی بودند که حکم حبس خود را می‌گذراندند اما در سال ۱۳۶۷ به دستور آیت‌الله خمینی به طور دسته‌جمعی اعدام و دفن شدند.

No responses yet

May 31 2016

وکیل‌مدافع محمدرضا حدادی: درخواست از رییس قوه قضاییه برای توقف در اجرای حکم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: وکیل‌مدافع محمدرضا حدادی گفت که با توجه به اجرای حکم اعدام موکلم طی روزهای آینده، از رییس قوه قضاییه تقاضا دارم که دستور توقف اجرای حکم موکل و برخورداری وی از تاسیسات قوانین جدید آیین دادرسی کیفری و مجازات اسلامی را بدهد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، حسین احمدی‌نیاز گفت: “موکلم در سن ۱۵ سالگی در کازرون مرتکب به قتل شده و تا به امروز که ۲۷ سال دارد، در زندان عادل آباد شیراز بسر می برد”.

وی با بیان اینکه قوانین جدید آیین دادرسی کیفری و مجازات اسلامی و اصول کلی حاکم بر این قوانین را باید به نفع متهم تفسیر کرد، گفت: “از جمله می توان به ماده ۹۱ قانون جدید مجازات اسلامی و مقررات حاکم بر قانون جدید آیین دادرسی کیفری استناد کرد. در تشکیلات جدید قانون آیین دادرسی کیفری این باب ایجاد شده که به دلیل اینکه زمان ارتکاب بزه و اتهام در سن ۱۵ سالگی بوده و این فرد آن زمان کودک بوده و متوجه عقوبت امر نبوده، بتواند در دیوان عالی کشور اعاده دادرسی داشته باشد”.

احمدی نیاز افزود: “موکلم به علت عدم دسترسی به وکیل و فقدان توان مالی نتوانسته وکیل بگیرد و بنده به عنوان وکیل رایگان به پرونده ورود پیدا کردم. متاسفانه از دیروز متوجه شدم که قرار است فردا یا پس فردا حکم موکلم اجرا شود. بنده به عنوان وکیل وی عاجزانه از رییس قوه قضاییه که از روحیه انسانی، اسلامی نیک و ارزشمندی برخوردارند و همواره قوه قضاییه ملجاء و پناهگاه ستم دیدگان است، استدعا دارم دستور شایسته جهت برخورداری موکل از تاسیسات قانون جدید آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی را بدهد”.

وی در پایان گفت: “با توجه به اینکه مقررات آیین دادرسی کیفری در باب اطفال و کودکان و افراد زیر ۱۸ سال خاص محسوب می شود و این لازمه رسیدگی مجدد است، از رییس قوه قضاییه استدعا داریم که این فرصت را به موکلم بدهد تا بتوانیم از تاسیسات قانونی برای نجات وی استفاده کنیم”.

No responses yet

May 27 2016

اعدام ۲۲ زندانی و طلب بخشش زندانیان در هواخوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: طی روز دوشنبه ۲۲ محکوم مواد مخدر در زندان قزل‌حصار کرج اعدام شدند، این زندانیان پیشتر با برگزاری مراسم دعا و طی پلاکاردهایی خواستار بخشش و یک درجه تخفیف شده بودند.

به گزارش خبر گزاری هرانا به نقل از سازمان حقوق بشر ایران، طی روز دوشنبه ۴ خرداد ماه ۲۲ زندانی با جرایم مربوط به مواد مخدر در زندان قزل‌حصار کرج از طریق چوبه دار اعدام شدند.

این زندانیان که در پی درخواست عفو، اقدام به برپایی نماز و به سر گرفتن کتب مذهبی کرده بودند طی روزهای شنبه و یک‌شنبه به سلول انفرادی منتقل شدند.

برخی گزارش‌ها این احتمال را دادند که چند تن از این زندانیان روز یک‌شنبه ۳ خرداد ماه اعدام شده‌اند ولی حکم اعدام اکثریت قریب به اتفاق ایشان طی روز دوشنبه به اجرا درآمده است.

گفتنی است، روز جمعه ۱ خرداد ماه جمعی از زندانیان واحد ۲ زندان قزل‌حصار که به زندانیان زیر حکم اعدام تعلق دارد در هواخوری بند اقدام به برپایی نماز و به سرگرفتن کتب مذهبی مسلمانان کرده و در روی پلاکاردی از رهبر جمهوری اسلامی تقاضای یک درجه تخفیف کرده بودند.

یک منبع موثق از داخل زندان به سازمان حقوق بشر ایران گفت: این تجمع مسالمت آمیز بود و زندانیان تنها تقاضای عفو و یک درجه تخفیف داشتند اما پس از این اتفاق مسئولان زندان زندانیان را تهدید به اجرای حکم کرده و ۲۲ زندانی اعدام شده اکثرا از بین کسانی انتخاب شدند که از رهبر تقاضای عفو داشتند.

اسامی برخی از اعدام شدگان عبارت است از:

از سالن ۲ واحد ۲: عباس عامری، کریمبخش بامری، حاج احمد ابراهیمی، عباس حیدری، اصغر کوشکی، احمد ربیعی، احمد ربدوست، سیدمحمد میرحسینی.

از سالن ۳ واحد ۲: مرتضی میرزایی‌پور، افشین کریمیان، احمد تیموری، مسلم رفیعی و مسعود زیبایی.

گفتنی است، طی روز ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۱ زندانی و روز ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۱ زندانی دیگر در این زندان اعدام شدند. با این حساب آمار اعدامهای مربوط به مواد مخدر طی سه هفته اخیر در زندان قزل‌حصار به ۴۴ تن رسید.

سازمان حقوق بشر ایران اعدام‌های دسته جعمی زندان قزل‌حصار را شدیدن محکوم کرده و خواستار واکنش فوری جامعه جهانی شد.

محمود امیری مقدم سخنگوی این سازمان گفت: «اکثر این زندانیان از دادرسی عادلانه برخوردار نبوده‌اند و احکام اعدام ایشان بر اساس اعترافات گرفته شده در زیر شکنجه صادر شده است. تاسف آور است که حکومت ایران درخواست عفو و تخفیف زندانیان را با اعدام آن‌ها پاسخ می‌دهد. رهبر جمهوری اسلامی و مسولین حکومت در قبال این اعدام‌ها باید پاسخگو باشند.»

وی افزود: «ما همچنین خواستار واکنش فوری جامعه جهانی برای جلوگیری از اعدام‌های بی‌رویه هستیم. دفتر جرائم و مواد مخدر سازمان ملل که با دولت ایران در مبارزه با قاچاق مواد مخدر همکاری می‌کند، و کشور‌های کمک کننده به این پروژه باید خود را در قبال این اعدام‌ها مسیول بدانند و باید بیش از کشور‌های دیگر برای متوقف کردن این اعدام‌ها تلاش کنند.»

ghezelhesar

ghezelhesar 2

No responses yet

May 27 2016

نگرانی دولت آلمان از اعدام علیرضا تاجیکی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: دولت آلمان از ایران خواست که از اعدام علیرضا تاجیکی، جوان ۱۹ساله‌ای که به هنگام دستگیری خردسال بوده چشم‌پوشی کند. سازمان عفو بین‌الملل نیز گفته است که تاجیکی را زیر شکنجه وادار به اعتراف به عمل ناکرده کرده‌اند.

بربل کوفلر، مسئول حقوق بشر دولت آلمان، روز چهارشنبه (۲۵ مه / ۵ خرداد) در برلین نسبت به وقوع یک اعدام در ایران هشدار داد که به گفته او به مثابه “نقض غیر قابل قبول حقوق بین‌الملل” است.

خانم کوفلر از علیرضا تاجیکی سخن گفت که در سال ۱۳۹۱ به اتهام تجاوز (لواط به عنف) و قتل دستگیر و به اعدام محکوم شد و هم‌اکنون ۱۹ سال دارد. او به هنگام ارتکاب جرم ۱۵ ساله بوده است.

قرار بود علیرضا تاجیکی را در روز یکشنبه ۲۶ اردیبهشت (۱۵ مه) ۱۳۹۵ در زندان عادل‌آباد شیراز اعدام کنند، اما نسرین ستوده، وکیل مدافع او، به همراه شماری از فعالان حقوق بشر موفق شدند به طور موقت اجرای اعدام او را متوقف کنند.

بربل کوفلر گفت: «اینکه علیرضا تاجیکی، جوان ایرانی در معرض خطر اعدام قرار دارد، مرا بسیار نگران می‌سازد. حتی پس از به تعویق افتادن زمان اعدام او، باز امکان اجرای حکم وجود دارد.»

مسئول حقوق بشر دولت آلمان در سخنان خود درباره علیرضا تاجیکی در برلین به کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق کودکان و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی اشاره کرد که بر اساس آن اعدام اشخاصی که در زمان ارتکاب جرم هنوز انسان بالغ محسوب نمی‌شده‌اند، ممنوع است.

ایران امضاکننده سازمان ملل متحد درباره حقوق کودکان و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است.

خانم نسرین ستوده، وکیل مدافع علیرضا تاجیکی، نیز که درخواست اعاده‌ی دادرسی کرده است، در صفحه‌ی فیسبوک خود نوشته است: «در پرونده‌ی او نقاط ابهام بسیاری وجود دارد که صدور چنین حکمی را با شبهات زیادی مواجه می‌سازد، اما در بدترین فرض، علیرضا تاجیکی در زمان ارتکاب جرم اتهامی ۱۵ سال بیشتر نداشته است.»

«تاجیکی را با شکنجه به اعتراف واداشتند»

به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، علیرضا تاجیکی را زیر شکنجه به اعتراف مجبور کرده‌اند.

همچنین عبدالکریم لاهیجی، رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، در نامه‌ای سرگشاده به مسئولان مختلف نهادهای حقوق بشری بین‌المللی، از جمله به زید رعد الحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، نوشته است: «حکم اعدام آقای تاجیکی بر اساس «اعتراف» او در زیر شکنجه طی بازداشت اولیه در سلول انفرادی صادر شده، با این که او در زمان محاکمه این «اعتراف» را نفی و اعلام کرد که شکنجه شده است و بر بیگناهی خود پافشاری کرد. آقای تاجیکی طی حبس و محاکمه از موازین دادرسی قانونی برخوردار نبوده و از جمله در دوره‌ی تحقیقات وکیل نداشته است.»

سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرده است که در سال گذشته دست کم ۹۷۷ نفر در ایران اعدام شده‌اند. بدین ترتیب ایران در مقیاس بین‌المللی از لحاظ تعداد اعدام‌شدگان در رتبه دوم و پس از چین قرار گرفته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .