اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

Sep 14 2014

آشتی‌جویی خاتمی، قهرورزی رهبر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: پنج روز بعد از جراحی پر سر و صدای رهبر جمهوری اسلامی، و در شرایطی که هسته اصلی قدرت به شکل محسوسی در پی بهره‌برداری تبلیغاتی حداکثری از رویداد است، نامهٔ محمد خاتمی به شخص اول نظام، به‌مثابهٔ نقطه‌عطفی در سلسله اخبار ماجرا مطرح شد.

فهرستی مطول، از عالی‌ترین مقام‌های حکومتی گرفته تا مدیران ارشد نظام و مبلغان و شریکان و همراهان آن، در روزهای اخیر به دیدار رهبر جمهوری اسلامی رفته، و «مجوز» عرض ارادت و بیعت یافته‌اند. در این فهرست دامنه‌دار، جای خالی اصلاح‌طلبان به‌گونه‌ای مشهود، خودنمایی کرده‌است.

بجز معدودی اصلاح‌طلبان همراه دولت روحانی، و محمدرضا عارف، کسی از جمع اصلاح‌طلبان «امکان» دیدار با شخص اول نظام را نیافت. «امکان نیافتند»، چون به نظر می‌رسد در بخش مهمی از آنان، این تمایل وجود داشته و دارد که به دیدار رهبری بروند و از تعمیق کدورت و آزردگی‌ها بکاهند؛ اما شخص آیت‌الله خامنه‌ای چنین امکان و مجالی را فراهم نکرده‌است.

اینک، پیام تأمل‌برانگیز «مجمع روحانیون مبارز» به رهبری که «عالیقدر» خطاب شده و «دوام عمر شریف»‌اش از خدا مسألت، منتشر شده است؛ نامه‌ای با امضای دبیر مجمع، خاتمی. این پیغام مهم، بارزترین مراتب احترام و ارادتِ بخش مهمی از اصلاح‌طلبان به شخص اول نظام در پنج سال گذشته است؛ مکتوب معنادار کسانی که به تعبیر رهبر جمهوری اسلامی نزدیک به «فتنه» بوده‌اند.

از امروز، اصلاح‌طلبان منتظر واکنش آیت‌الله خامنه‌ای هستند؛ رهبری که ابایی ندارد در ایام نقاهت، روی تخت بیمارستان با «کیهان» شریعتمداری عکس بگیرد. کیهانی که تندترین تعابیر و اتهام‌ها را در چند سال اخیر، نثار خاتمی و موسوی خوئینی‌ها و دیگر اصلاح‌طلبان همدل با موسوی و کروبی کرده‌است.

آیا رهبر فراموش می‌کند؟

قهر رهبری با اصلاح‌طلبان و شخص خاتمی، از فردای انتخابات ۱۳۸۸ آغاز شد. وقتی موسوی و کروبی و همراهان، به نظر و ارزیابی نفر اول جمهوری اسلامی تمکین نکردند و نتیجهٔ انتخابات را متأثر از تقلب معنادار دانستند، واکنش ولایت مطلقه فقیه قابل پیش‌بینی بود. به میزانی که خشونت و سرکوب علیه شهروندان معترض به نتایج انتخابات و اعضای ستادهای موسوی و کروبی و کنشگران سیاسی و دانشجویی و مطبوعاتی تشدید شد، و به همان اندازه که خاتمی در کنار سبزها ایستاد، فاصلهٔ بیت رهبری با وی افزایش یافت.

خاتمی در نخستین موضع‌گیری خود دربارهٔ نتایج انتخابات ۸۸ تاکید کرد که «اعتماد عمومی» مخدوش شده‌است. وی اعتراض مردم «با روش‌های مسالمت‌آمیز» را «حق» آنان دانست. او همچنین در جمع میلیونی و اعتراضی سبزها در ۲۵ خرداد ۸۸ با تأیید «تداوم حضور مدنی و آرام و متین و اعتراض منطقی» معترضان، تاکید کرد: «چنین جمعیتی در حقیقت اعتراضی روشن و صریح است به آنچه که به‌عنوان نتیجه انتخابات اعلام شده‌است.»

رئیس جمهور اسبق نظام در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیهٔ منصوب رهبری، از «برخورد خشونت‌آمیز» انتقاد کرد و خواستار «آزادی دستگیرشدگان» شد.

او همچنین پس از تظاهرات خونین ۳۰ خرداد که فردای نماز جمعهٔ مشهور آیت‌الله خامنه‌ای بعد از انتخابات صورت گرفت، از حاکمیت به‌خاطر «مقابله نظامی» با اعتراضات صلح‌جویانه و آرام مردم انتقاد کرد. وی ضمن تاکید بر «حق مسلّم» شهروندان در ابراز اعتراض، با اشاره‌ای غیرمستقیم به خطبه‌های نماز جمعه رهبر جمهوری اسلامی، انتساب «حرکت سالم» مردم به «بیگانگان» را «اعمال سیاست‌های نادرست» دانست که سبب «دورتر شدن مردم از حکومت» می‌شود.

خاتمی در اظهارنظری تند حتی تاکید کرد: «اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک‌طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین، علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته‌است.»

وی از اینکه «حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می‌شود و چهره‌هایی که همگی سابقه‌ای روشن دارند هدف پروژه نخ‌نمای تواب‌سازی و گرفتن اعترافات بی‌اساس و نمایش‌های تلویزیونی قرار می‌گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می‌شود» انتقاد کرده بود.

خاتمی همچنین از وضع امنیتی و سرکوب و عملکرد صدا و سیمایی که زیرمجموعهٔ رهبری است، انتقاد کرده و گفته بود: «میلیون‌ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می‌زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راه‌های قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده‌اند؛ ده‌ها نفر کشته شده‌اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند! کجاست صدا و سیما که این‌ها را به جامعه نشان دهد؟»

او در اظهارنظر مهم دیگری، «برگزاری همه‌پرسی» توسط «نهادهای بی‌طرف» را «تنها راه برون‌رفت نظام از بحران» ارزیابی کرده بود.

افزون بر اینها، خاتمی در نقدی معنادار که یادآور ارزیابی مشهور آیت‌الله منتظری بود، گفته بود: «مسائل غیرقانونی و غیرشرعی که در جریان بازداشت‌های اخیر و سپس در زمان نگهداری زندانیان رخ داده نه تنها جمهوریت نظام را خدشه‌دار کرده، بلکه اسلامیت نظام را هم مورد تردید قرار داده‌است.»

رئیس جمهور پیشین ایران همچنین در نامه‌ای سرگشاده که همراه با تعدادی از شخصیت‌های سیاسی خطاب به مراجع تقلید منتشر شد از «اشاعهٔ بیدادگری در نظام جمهوری اسلامی» انتقاد، و به «برخوردهای خشونت‌بار و استفاده از شیوه‌های بازجویی» که به گفته او «یادآور دوران سیاه ستمشاهی است»، اعتراض کرده بود.

خاتمی پس از انتخابات پرمسئله و ابهام ۱۳۸۸ مکرر به دیدار خانوادهٔ جان‌باختگان رویدادهای پس از انتخابات رفت؛ آنها را «شهید» خواند و تاکید کرد: «ایرانیان رشید هرگز از خواست‌های به‌حق خود دست بر نخواهند داشت.»

هرچند او در متن این داوری‌ها و سخنان همواره بر حفظ «نظام» تاکید کرده و اصل ولایت فقیه را «مورد قبول و احترام» خوانده بود، اما بعید به نظر می‌رسد این دست سخنان در برابر مجموعه گفتار و کردار سیاسی وی پس از انتخابات، آیت‌الله خامنه‌ای و راست افراطی همسو را راضی کرده باشد؛ و بیهوده نبود که از تابستان ۱۳۸۸ تا به امروز، خاتمی دیگر در هیچ مراسمی در بیت رهبری، مشاهده نشد.

اصرار بر اصلاحات در میانهٔ شکاف

چهرهٔ نخست اصلاح‌طلبی با وجود همدلی با رهبران و زندانیان و فعالان جنبش سبز، کوشیده در میانهٔ شکاف ملت و حکومت بایستد. یک سال پس از حبس خانگی رهبران جنبش سبز، و درحالی‌که قهر سبزها با صندوق‌های رأی محسوس بود او در انتخابات مجلس ۱۳۹۰ مشارکت کرد. حضوری که موجب نقدها و گلایه‌های بسیار از وی شد. خاتمی اما می‌کوشید از زاویهٔ سیاست‌ورزی خود، درهای گفت‌وگوی اصلاح‌طلبان با هسته اصلی قدرت را باز نگه دارد.

فعال شدن وی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ اما اوج فعالیت خاتمی در متن سیاست‌هایی بود که موجب تثبیت و افزایش اقتدار نظام می‌شد. هرچند نتیجهٔ انتخابات (پیروزی روحانی) موجب خشنودی وی و اصلاح‌طلبان بود، اما هم‌زمان کاهش شکاف ملت و حکومت را نیز نشان می‌داد؛ شکافی که پس از انتخابات ۱۳۸۸ عمقی غریب یافته بود.

از فردای انتخابات ۱۳۹۲، خاتمی و اصلاح‌طلبان به انتظار پاسخ اثباتی و تعامل فعال رهبر جمهوری اسلامی و کانون مرکزی قدرت نشستند. فشارها علیه اصلاح‌طلبان اما دچار تغییر محسوس نشد. آیت‌الله خامنه‌ای پیشنهاد روحانی مبنی بر سفر خاتمی به آفریقای جنوبی برای شرکت در مراسم تشییع و تدفین پیکر نلسون ماندلا را رد کرد، و ممنوع‌الخروجی خاتمی ادامه یافت.

تضییقات و فشارها و تهدیدهای امنیتی علیه جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب، دو جمعیت سیاسی مهم اصلاح‌طلبان ادامه یافت، و هر جا دولت روحانی به یاران خاتمی نزدیک شد، از شخص رهبری تذکر شنید و از نهادهای مطیع وی، واکنش تند دید.

به‌عنوان جدیدترین شاهد برجسته، آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با دولت روحانی، تصریح کرد که «دولت و اعضای آن نباید اسیر جناح‌بندی‌ها شوند»؛ و تاکید نمود که «باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.» رأس هرم نظام سیاسی که از واکنش موسوی و کروبی و سبزها، همچنان برآشفته مانده، «خطوط قرمز» را هم تدقیق کرد: «فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همان‌گونه که در جلسهٔ رأی اعتماد خود بر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.»

آشتی مشروط به «عفوطلبی»

درحالی‌که حبس خانگی رهبران جنبش سبز از ۱۳۰۰ روز فراتر رفته، آیت‌الله خامنه‌ای هیچ نشانه‌ای از نرمش برای گشایش فضای سیاسی نشان نمی‌دهد. برعکس ـ و چنان‌که علی مطهری گزارش می‌کند ـ او بر تداوم حصر غیرقانونی و مجازات بدون محاکمهٔ موسوی و کروبی و رهنورد، مصّر است.

مجموعه اظهارنظرهای مهم‌ترین تریبون‌های معرف و مبلغ و مروج مواضع رهبر جمهوری اسلامی (از دبیر شورای نگهبان گرفته تا رئیس و سنخگوی قوه قضائیه و از سپاه و بسیج تا کیهان و امام جمعه‌های پایتخت) در ماه‌های گذشته، دال بر لزوم «عفوطلبی» و «درخواست گذشت» و «خواهش بخشایش» از «نظام» و رأس هرم سیاسی آن، برای تغییر وضع رهبران و زندانیان و فعالان جنبش سبز، و نیز اصلاح‌طلبان همدل با آنان است.

تا چنین چیزی رخ ندهد (درخواست عفو و طلب بخشش)، آتش‌بار توهین و اتهام و تهدید و تحدید علیه اصلاح‌طلبان همدل با موسوی و کروبی مستدام است.

خاتمی در یکی از اظهارنظرهای اخیرش بار دیگر از ضرورت «آشتی» گفته: «راه‌حل مشکلات کنونی میدان دادن به افرادی با زبان تند و حصر و محدود کردن نیروها نیست بلکه مصلحت نظام ما آشتی ملی است… عده‌ای به‌جای آشتی به حذف و کینه می‌اندیشند.» اما آیا نگاه و رویکرد سیاسی رهبر جمهوری اسلامی با تمامیت‌خواهان واجد تمایز محسوس است؟

یکی از مهم‌ترین تریبون‌ها و نمادهای آشتی‌ستیزی و گفت‌وگوگریزی، «کیهان» است. روزنامه‌ای که آیت‌الله خامنه‌ای با آن عکس یادگاری می‌گیرد و روی تخت بیمارستان، یکی از منابع خبری شخص اول نظام می‌شود.

با چنین وضعی (همدلی رهبر جمهوری اسلامی با نگاه تمامیت‌طلبانه و صلح‌ستیز)، آیا نامهٔ مجمع روحانیون مبارز ـ با امضای خاتمی ـ موجب تغییر نگرش و روشی در کانون مرکزی قدرت خواهد شد؟ آنجا که به‌طور مکرر نشان داده رغبت و تمایلی به توسعه سیاسی و مشارکت ملی ندارد.

خاتمی و مجمع روحانیون مبارز اما با ارسال پیام مودت و ارادت برای آیت‌الله خامنه‌ای، «آزموده»‌ای را بار دیگر ـ و شاید برای ثبت در تاریخ و پیش وجدان خود ـ می‌آزمایند. کوششی برای تغییر وضع تدریجی کشور از دل مصالحه. اقدامی که برای خاتمی و مجمع، بی‌هزینه نیست: رنجش بخش مهمی از سبزها. آن‌هایی که ترجیح می‌دهند خاتمی در متن جامعه مدنی و کنار جنبش اجتماعی بایستد و تلاش برای آشتی را به کسانی چون هاشمی و ناطق نوری و حسن خمینی بسپارد.

برخلاف بسیاری دیگر از رویدادهای سیاسی، به نظر می‌رسد چشم‌انتظاری برای واکنش رهبر جمهوری اسلامی به پیام مجمع روحانیون مبارز با امضای خاتمی، چندان به درازا نینجامد. رهبری که منافع نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه را به منافع ملی ترجیح می‌دهد، در یک سالی که از برآمدن دولت «تدبیر و امید» روحانی گذشته، فرصت‌های مهم و ارزشمندی را برای آشتی، سوزانده‌است. رهبری که خود را پشت‌گرم به سلاح و سرکوب می‌داند و ضرورتی برای گشایش سیاسی قائل نیست، آیا واکنشی متفاوت به این پیام خواهد داشت؟

No responses yet

Sep 12 2014

اعلام عمومی جراحی، آغاز پروژه تعیین جانشین آیت‌الله خامنه‌ای؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اگرچه اعلام عمومی جراحی آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای امر اطلاع رسانی پیرامون اقدام درمانی برای شخص اول نظام را به اذهان متبادر می‌کند، اما در اصل یک پروژه سیاسی است.

علنی کردن عملی که لزومی در آن نبوده است و چه بسا نمونه‌های مشابهی نیز در گذشته داشته است، گویای تصمیم خامنه‌ای برای انتقال پیام‌های ویژه‌ای است. بر اساس خاطرات هاشمی رفسنجانی رئیس تشخیص مصلحت نظام، خامنه‌ای حداقل یک بار تن به جراحی داده و کیسه صفرایش را خارج ساخته‌اند.

رمزگشایی از پیام‌های یاد شده آسان نیست. اما ژرف کاوی نوع اطلاع رسانی، چینش عکس‌ها و سخنان کوتاه او آشکار می‌سازد اهداف کوتاه مدت و میان مدتی برای این کار در نظر گرفته شده است. گذشت زمان نشان می‌دهد که نتایج فضا سازی رسانه‌ای حول عمل پروستات آیت‌الله خامنه‌ای چه خواهد بود.

در وهله نخست می‌توان دریافت که بهبود تصویر منفی در افکار عمومی و تحریک احساسات برای نمایش محبوبیت مد نظر بوده است. این بار بر خلاف تصاویر اقتدار گرایانه از آیت‌الله خامنه‌ای که او را استوار در جلسات عمومی نشان می‌دهد، پیرمردی ضعیف بر بستر بیماری به نمایش گذاشته می‌شود. این بار چهره‌ای نمایان نیست که در جلسات رسمی و عکس‌هایی که از آن به نمایش گذاشته می‌شود بر فاصله گذاری معنا دار بین او و دیگر صاحب منصبان حکومت تاکید و اصرار می‌شود. خامنه‌ای که تا کنون در معرض افکار عمومی به نمایش گذاشته شده است چهره‌ای محکم و با اقتدار است وضعف در او وجود ندارد.

اما اینک تصویری مشاهده می‌شود که مشابه انسان‌های عادی مریض می‌شود و ممکن است مرگ به سراغ او بیاید؛ اگرچه عمل جراحی عادی برای مردان پا به سن گذاشته را تجربه می‌کند، اما به دعای خیر مردم نیاز دارد.

خود او این نیاز را علنا به زبان می‌آورد تا مدافعان و نیرو‌های زیر دستش به جریان‌سازی در جامعه برای برخورد عاطفی و شفقت جویانه از وی بپردازند.

اگرچه آیت‌الله خامنه‌ای و رسانه‌های رسمی حکومت می‌کوشند بازیابی صحت و سلامتی او را تبلیغ کنند و تدوام رهبری قدرتمند وی را به جامعه مخابره سازند، اما «ناپایداری» پسامد اجتناب ناپذیر این رویداد است. تصویر خامنه‌ای بر روی تخت بیمارستان بیش از پیش مرگ محتمل وی را برجسته می‌سازد و تصاویر آیت‌الله خمینی در پایان عمر در بیمارستان را تداعی می‌بخشد.

به نظر می‌رسد ناپایداری یاد شده هسته مرکزی فضا سازی رسانه‌ای و احساسی برای درمانی رهبر جمهوری اسلامی است. با علم به قدرت رسانه و اطلاع رسانی، خبر جراحی خامنه‌ای که تبعات غیر قابل کنترلی نداشت، پیشاپیش اعلام شد و افکار عمومی داخل و رسانه‌های خارجی غافلگیر شدند.

ناپایداری حاصل با برخوردی پارادوکسیکال هدف قرار گرفته است. نخست در وجه کوتاه مدت نشان داده می‌شود که آیت‌الله خامنه‌ای بر خلاف شنیده‌های شایع، بیماری حاد و کشنده‌ای ندارد. اعلام موضوع از سوی وی نمایانگر «بی‌اساسی» شایعاتی است که مرتب بیماری آیت‌الله خامنه‌ای و مرگ قریب الوقوع او را خاطر نشان می‌سازند.

به این ترتیب حکومت با مدیریت فضای عمومی می‌کوشد تا جلوی تاثیرات منفی پخش خبر احتمالی درگذشت ناگهانی آیت‌الله خامنه‌ای را بگیرد و همچنین فضا را در اقدامی کنترل شده آزمایش کند؛ که واکنش‌ها چگونه است. در پایان نیز آیت‌الله خامنه‌ای سالم از بیمارستان به بیتش می‌رود تا معلوم شود او نه تنها احساس آسیب پذیری نسبت به بیماری ندارد بلکه به اطلاع‌رسانی پیرامون وضعیت سلامت خود می‌پردازد. قرار است از این به بعد اخبار پشت پرده مربوط به ادعای بیماری وی بمانند سابق خریدار نداشته باشد و افکار عمومی زمانی قانع شود که مسئله‌ای واقعا وجود دارد که از کانال مجاری رسمی اعلام گردد.

نتیجه این کار افزایش آرامش حکومت و مهار مخالفان در استفاده از بی‌ثباتی مقطعی است که در صورت بیماری وخیم خامنه‌ای ممکن است پیش آید. البته منظور از مخالفان اپوزیسیون نیست، بلکه نیرو‌های معترض به وضع موجود در داخل نظام مورد نظر هستند. کسانی که چه بسا عکس‌های آنان و خنده‌های آیت‌الله خامنه‌ای و ارتباطات به ظاهر صمیمانه آن‌ها نمایش داده شد اما در واقعیت تقابل جدی بین نظرات آن‌ها با دیدگاه‌های خامنه‌ای و حلقه نزدیکان وی وجود دارد.

اما وجه بلند مدت ناپایداری -بر خلاف وجه کوتاه مدت آنکه تداوم حکمرانی مقتدرانه خامنه‌ای و عبور موفقیت آمیز او از بیماری را بازتاب می‌دهد- به آینده نظام بعد از او اختصاص دارد.

به نظر می‌رسد رسانه‌ای کردن حضور خامنه‌ای در بیمارستان و جراحی وی آغاز فرایند تعیین جانشینی ولی فقیه باشد.

این پروژه زمان طولانی و گام به گامی را طی خواهد کرد. اما موضوعی که تا کنون حداقل در ظاهر مسکوت مانده است، ازاین به بعد پذیرفته شده و سعی می‌گردد جامعه وکارگزاران نظام برای زمانی که خامنه‌ای دیگر زنده نیست، آماده گردد.

خامنه‌ای با علنی کردن بیماری «نه چندان جدی‌اش» و بسیج احساسات هوادارانش این پیام را داد که او از استحکام بافت و ساختاری که در داخل نظام ایجاد کرده است اطمینان دارد و نگران نیست که هر لحظه فوت کند. مانور سیاسی وی، تلاش برای خنثی‌سازی تصوراتی است که بر شکننده بودن مناسبات مسلط کنونی قدرت و تاثیر جایگزینی آیت‌الله خامنه‌ای در تحولات سیاسی ایران تاکید دارند.

پروژه جانشینی در این گام متوقف نمی‌ماند و در مسیری کنترل شده و زمانمند به سمت جا انداختن جانشینی از بخش مسلط قدرت کنونی حرکت می‌کند. احتمال کمی وجود دارد که خامنه‌ای در زمان حیات خود تعیین قائم مقام و انتخاب رسمی جانشینش را بپذیرد. اما محتمل است که فضا را برای تثبیت و تقویت گزینه مورد نظرش مساعد سازد. عنصر کانونی، انتخاب فرد برای «آیت‌الله خامنه‌ای آینده» نیست بلکه کنار زدن افرادی‌ست که از دید بلوک قدرت نامطلوب فرض می‌شوند و همچنین تعیین شاخص‌های رهبر آینده است و ساختاری که قرار است تصمیم گیری حقیقی را انجام دهد.

گذشت زمان نشان می‌دهد که تا چه میزان پروژه تعیین جانشینی خامنه‌ای به تحقق می‌پیوندد وچه مسیری را طی می‌کند. اما اگر این اتفاق بیفتد آنگاه فشار بر کسانی که از دید حلقه نزدیکان خامنه‌ای برای جانشینی وی نامطلوب محسوب می‌شوند، افزایش خواهد یافت. برخورد نهایی با آیت الله منتظری نیز درست زمانی انجام شد که بیماری آیت‌الله خمینی وارد مرحله سختی شده بود. در این میان حساسیت‌ها بیشتر متوجه اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن خمینی خواهد بود.

توسط علی افشاری

No responses yet

Sep 11 2014

اعتراض محافظه‌کاران به پست جدید فائزه هاشمی در دانشگاه آزاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: انتصاب فائزه هاشمی به سمت معاونت آموزشی دانشگاه آزاد واحد پردیس، اعتراض مخالفان خانواده هاشمی را برانگیخته است. محسن، یاسر و فاطمه دیگر فرزندان رفسنجانی نیز هریک پست‌هایی در این دانشگاه دارند.

انتصاب فائزه هاشمی به سمت معاونت آموزشی دانشگاه آزاد واحد پردیس، بهانه جدیدی به دست مخالفان خانواده رفسنجانی داده است. ظاهرا کوچک یا بزرگ بودن این واحد دانشگاهی محلی از اعراب برای منتقدان ندارد. مسئله بر سر مهم یا بی‌اهمیت بودن پستی نیست که به دومین دختر رفسنجانی داده شده، مشکل، نام هاشمی رفسنجانی در دانشگاه آزاد است.

خبرگزاری دانشجویان ایران، انتصاب فائزه هاشمی را به ریاست جدید دانشگاه آزاد نسبت داد و نوشت از زمان روی کار آمدن ریاست جدید، آقای میرزاده، دوباره پای خانواده هاشمی به این دانشگاه باز شده است.

این خبرگزاری روز ۱۲ شهریور (سوم سپتامبر) نوشت: «این رفت و آمدها از انتصاب محسن هاشمی به عنوان معاون عمرانی دانشگاه آزاد آغاز شد و پس از آن نیز حضور خانواده هاشمی رفسنجانی با حکم مشاور برای یاسر هاشمی تکمیل‌تر شد. این موارد در حالی است که فاطمه هاشمی رفسنجانی نیز پیش از این به عنوان مدیرگروه رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب در این دانشگاه حضور داشت».

یاسر هاشمی رئیس دفتر هیأت امنای دانشگاه آزاد است. خبرگزاری فارس نیز حضور مهدی هاشمی در ساختمان هیأت امنای دانشگاه آزاد را مورد پرسش قرار داده و نوشته است: «مهدی هاشمی که پس ازخروجش از کشور از ریاست دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد برکنار شد و در حال حاضر مسئولیتی دراین دانشگاه ندارد، در طبقه پنجم ساختمان هیات امنای دانشگاه آزاد مشغول چه کاری است و چرا امکانات این دانشگاه در اختیار وی قرار گرفته است؟ آیا پاسخ این سئوال را هیات امنای دانشگاه آزاد خواهد داد؟ ».

«هاشمی‌ها در حیاط‌خلوت نظام آموزشی»

خبرگزاری تسنیم نیز در گفت و گو با زهره طبیب‌زاده عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی این انتصاب را به چالش کشید.

زهره طبیب‌زاده روز ۱۸ شهریور (۹ سپتامبر) به تسنیم گفته است: «عملا حیاط خلوت نظام آموزشی کشور در دست آقای هاشمی و فرزندانشان است. دانشگاه آزاد اسلامی محل جولان خاندان آقای هاشمی است. بیشتر از بیست سال است که فقط آقای جاسبی و آقای هاشمی دانشگاه آزاد را در کنترل خودشان دارند».

این نماینده عضو جبهه پایداری به حضور مهدی هاشمی در آکسفورد هم انتقاد کرده و گفته است: «مهدی هاشمی نیز در دانشگاه آزاد آکسفورد که وجود خارجی نداشت فعالیت می‌کرد، به این شکل به اسم دانشگاه آزاد واحد اکسفورد دانشجو می‌گرفتند و در دانشگاه‌های دیگر انگلستان پذیرش و نقش واسطه را ایفا می‌کردند و هیچ فعالیت آموزشی در این دانشگاه انجام نمی‌شد».

دانشگاه آزاد اسلامی زیر نظر یک هیأت امنا اداره می‌شود که در حال حاضر از این افراد تشکیل شده است: هاشمی رفسنجانی، محمدیان، حسن خمینی، حمید میرزاده، فرهاد دانشجو، وزرای علوم و بهداشت، بهمن یزدی صمدی و فریدون عزیزی. دکتر میرزاده در حال حاضر ریاست دانشگاه آزاد را بر عهده دارد.

عبدالله جاسبی که از زمان تشکیل دانشگاه آزاد رئیس این دانشگاه بود در زمان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد از کار برکنار شد.

No responses yet

Sep 10 2014

هاشمی: رحیم‌صفوی را از اعدام نجات دادم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: هاشمی رفسنجانی اخیرا در دیدار با اسرای جنگی گفته است که وی در زمان جنگ مانع از اعدام یحیی رحیم‌صفوی به‌جهت بی‌کفایتی شده است.

غلامعلی رجایی، مشاور اکبر هاشمی رفسنجانی در مطلبی پیرامون هشتاد سالگی رفسنجانی به نجات یک فرمانده سپاه از اعدام در پایان جنگ تحمیلی اشاره کرده است.

به گزارش سایت آقای رفسنجانی، بر اساس این مطلب، هاشمی در جمع اسرای جنگی از رحیم‌صفوی نام می‌برد و می‌گوید به خاطر بی‌لیاقتی‌اش در جنگ چند بار تا مرز اعدام پیش رفته و حتی خامنه‌ای، رئیس جمهور وقت هم طرفدار اعدام او بوده اما هاشمی نجاتش داده است.

آقای رفسنجانی گفته است: «یکی از فرماندهان که من آخرین بار او را خوب نجات دادم این روزها می بینم گاهی حرف‌هایی می‌زند.. [این فرمانده همان کسی است که] فاو را با آن همه امکانات و اموال گذاشت و برگشت از روی پلی که با زحمت ساخته بودیم.»

هاشمی افزوده: «پس از این عقب‌نشینی که برای سامان دادن نیروهای جبهه به جنوب رفته بودم، خلخالی به من مراجعه کرد و گفت آمده است به‌خاطر از دست دادن فاو و دادن تلفات زیاد، سه نفر از فرماندهان سپاه و جنگ را اعدام کند چون باعث این همه خسارت و ضرر به کشور ضرر شده و وکشور را در وضعیت بسیار بدی قرار داده بودند.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در آن زمان فرمانده جنگ بوده می‌گوید که با درخواست خلخالی مخالفت کرده است.

گفتنی است اخیرا یحیی رحیم صفوی طی سخنانی هاشمی را متهم کرده بود از زمان مرگ خمینی برای به دست گرفتن قدرت برنامه‌ریزی می‌کند.

No responses yet

Sep 10 2014

چرا سعید مرتضوی محافظان مسلح دارد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

سحام نیوز: پیمان حاج محمود عطار- وکیل دادگستری و از شکات سعید مرتضوی- نحوه حضور دادستان سابق تهران و مدیرعامل پیشین سازمان تامین اجتماعی در دادسرا را مورد انتقاد قرار داده است.

به گزارش سحام، حاج محمودعطار درخبرآنلاین نوشته است: «روز موعود فرا رسید. دوشنبه دهم شهریورماه ۱۳۹۳، جلسه رسیدگی به اتهامات آقای سعید مرتضوی در شعبه ۱۵ بازپرسی دادسرای ویژه جرایم کارکنان دولت تشکیل شد. من و دوهمکارم (آقایان مصطفی ترک همدانی وعلیرضا دقیقی) به عنوان شکات خصوصی سوءاستفاده مالی مرتضوی وارد دادسرا شدیم. نخست گوشی موبایلم را تحویل انتظامات دادم. کیف دستی‌ام را روی ریل بازرسی که به یک رایانه وصل بود گذاشتم. سرباز مسئول گفت آقا اینها چیست که درون کیفت جاسازی کردی؟ من که شگفت‌زده شدم ازاین سخن، به او گفتم شاید بمب است. سرباز دیگر به سمت کیفم آمد و درونش را بیرون ریخت. دو فلش‌مموری بود که لوایح و مکاتبات پرونده‌های موکلان و مقالات حقوقی را که از شبکه‌ها پیدا کرده بودم درآنها ریخته بودم. به دو سرباز گفتم مگر ورود فلش‌مموری به دادسرا هم جرم است؟ یکی ازآن دو گفت آری، لطفا اینها را هم به همراه گوشی همراهتان تحویل دهید. من نیزاین دستور را اجابت کردم.

به همراه دوستان به جلوی درب شعبه ۱۵ بازپرسی رفتیم. آنجا آقایان روح‌الامینی و کامرانی، پدران دوشهید بازداشت‌گاه کهریزک را هم درآن راهرو دیدیم وعرض سلامی کردیم. با تاخیری قابل توجه، آقای سعید مرتضوی به همراه چهار محافظ تنومند نیز وارد شدند و بدون هرگونه مکثی وارد شعبه گردیدند و محافظین پس ازآنکه از شرایط اتاق بازپرس اطمینان حاصل کردند، دو نفر به بیرون اتاق رفتند، ولی دونفر دیگر در مقابل صندلی آقای مرتضوی نشستند.

به همراه آقای مرتضوی، وکیل مدافعش جناب رضا جعفری نیز حضور داشت. آقای رضا جعفری پیش ازآنکه به کسوت شریف وکالت بیایند، قاضی دادگستری وآخرین پست سازمانی ایشان معاونت آقای مرتضوی به عنوان معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای ویژه جرایم کارکنان دولت بود. این آقای جعفری همان کسی بود که قرار بازداشت موقت من در سلول انفرادی را تایید کرده بود و من همراه مرتضوی ازاو نیز شکایت کرده بودم، ولی با شگفتی تمام دیدم که قرارمنع تعقیب وی صادر شده و با اخذ منع تعقیب، موفق به دریافت پروانه وکالت از کانون وکلای تهران شده بود و چون هیچ وکیلی وکالت مرتضوی را نمی‌پذیرفت، آقای جعفری(معاون سابق مرتضوی) اکنون وکیل او شده بود.

هم محافظان مرتضوی وهم خود او و وکیل مدافعش، پس از نشستن برصندلی اتاق بازپرسی، گوشی‌های همراه خود را از کت‌شان بیرون آوردند و نیم‌نگاهی کرده و دوباره به درون جیبشان گذاشتند. دو محافظی که بیرون بودند هم با گوشی‌شان مستمرا در تماس بودند و در راهرو درحین مکالمه با تلفن قدم می‌زدند وهم بعضی وقت‌ها گوشه کت‌شان را کنار می‌زدند و ما را از زیارت اسلحه کمری‌شان مستفیض می‌کردند.

این رفتار خردگرایانه این دونفر را به دوستان نشان دادم و بلافاصله یاد نهیب سرباز انتظامات دادسرا افتادم که فریاد زد آقا چه در کیفت پنهان کردی و بودن دو فلش‌مموری در کیفم را جرم‌انگاری کرد و تحویل همکارش داد.

صرف‌نظرازاینکه من یک وکیل دادگستری هستم، یک شهروند ایرانی‌ام که برابر مقررات ابلاغی آن سربازان باید گوشی همراه و فلش را تحویل انتظامات بدهم. اکنون پرسش من از مسئولان اینست که مگر آقای مرتضوی و وکیل مدافع و چهار محافظش از لحاظ طبقه‌بندی اجتماعی چقدر با من و همکارانم متفاوتند که آنها مجازند همگی با گوشی همراهشان به درون دادسرا وارد شوند و افزون بر آن با کلت کمری و من حتی از بردن فلش معذورم؟؟؟؟

پرسش دیگراینکه مگر آقای مرتضوی چه پست سازمانی مهم و خطرناکی دارد که باید چهار محافظ مسلح داشته باشد؟ موقعیت و طبقه اجتماعی او چیست که هنوز می‌تواند از چنین تبعیضات اجتماعی‌ای برخوردار باشد؟

به یاد داستان گهرباراسطوره قسط، حضرت علی علیه‌السلام افتادم هنگامی که به قاضی اعتراض کرد چرا طرف دعوای مرا با نام خطاب کردی و مرا با کنیه؟ این الگوی رفتاری امام اول شیعیان را با رفتار دادسرا با آقای سعید مرتضوی مقایسه کردم وافسوس خوردم.»

از طرفی علیرضا دقیقی، وکیل دادگستری و یکی از شاکیان سعید مرتضوی، طی نامه ای از رییس شورای امنیت کشورخواست که در نحوه حفاظت از سعید مرتضوی، تجدیدنظر به عمل آید.
دراین نامه که ازطریق «برخی منابع» به دست خبرنگار سحام رسیده است، از وزیر کشور و رییس سازمان امنیت کشور درخواست شده که «نحوه حفاظت از سعید مرتضوی مورد بررسی مجدد قرار گیرد» و به دستورالعمل حفاظت از شخصیت ها در این مورد توجه شود. به اعتقاد علیرضا دقیقی، «سعید مرتضوی مدت‌هاست که سمت دولتی برجسته ای ندارد و حتی در شغل قضاوت نیز با درخواست قضات امین قوه قضائیه، در دادسرای انتظامی قضات به حالت تعلیق درآمده است.»
Alireza-Daghighi1-saham-news

Alireza-Daghighi2-saham-news

No responses yet

Sep 10 2014

احمد جنتی٬ دبیر شورای نگهبان هشدار داد: بعد از توافق هسته‌ای دنبال حصر رهبر هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد جنتی٬ دبیر شورای نگهبان گفته «عده‌ای قصد دارند با بی‌اعتنایی به فتنه خط قرمز‌ها را بشکنند و مقابل نظام قرار گیرند٬ چرا که به دنبال پیاده کردن نقشه‌های شومی هستند.»

به گزارش سایت «صبح توس»٬ آقای جنتی در گردهمایی ائمه جماعات ۱۶ استان کشور گفته به اسناد و اطلاعاتی دست یافته که نشان می‌دهد عده‌ای که «سودای قدرت» دارند برای آینده برنامه‌ریزی کرده‌اند.

وی گفته «اخیرا مسئولین یکی از استان‌ها اعلام کرده بود به زودی و با حاصل شدن توافق هسته‌ای مجلس را در دست می‌گیریم و آن زمان نوبت حصر رهبری و آزادی سران فتنه {موسوی و کروبی} است.»

جنتی با انتقاد شدید از این گونه اظهارات٬ افزوده «آنقدر این قبیل افراد میدان دار شده‌اند که رسما و به‌طور علنی در جمعی خصوصی {این مسائل} را عنوان می‌کنند.»

دبیر شورای نگهبان اضافه کرده باید «طلحه‌ها»٬ «زبیر‌ها» و «عمر و عاص» ‌های زمان را شناخت و از آن‌ها «غافل» نشد و باید «این نفاق و این فتنه دفع شود.»

جنتی در بخش دیگری از سخنان خود این پرسش را مطرح کرده که «چرا برخی نمی‌فه‌مند فتنه خط قرمز است؟»

این روحانی محافظه‌کار همچنین از کسانی سخن به میان آورده که «کارشان جمع کردن ثروت بوده و زندگیشان تجملاتی شده و با دسترسی به منابع دولتی و یا بازار به اندوختن ثروت برای قدرت و یا قدرت برای ثروت مشغولند.»

بسیاری از محافظه‌کاران تندرو می‌گویند نگران فعالیت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی برای تغییر ترکیب مجلس خبرگان رهبری هستند.

احمد جنتی٬ کاظم صدیقی و محمدرضا تویسرکانی سه نفری هستند که در ماه‌های اخیر نسبت به برنامه‌ریزی ویژه جریانی برای «تسخیر» مجلس خبرگان رهبری هشدار داده‌اند.

این دسته از روحانیون از حسن روحانی نیز به عنوان یکی از نزدیکان هاشمی رفسنجانی نام می‌برند که در پروژه انتخابات مجلس خبرگان رهبری همسو با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حرکت می‌کند.

No responses yet

Sep 09 2014

دفتر آیت‌الله محمدصادق روحانی از مراجع تقلید قم اعلام کرد: ازدواج نوه اکبر هاشمی رفسنجانی پیگری قضایی می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: دفتر آیت‌الله محمدصادق روحانی با انتشار اطلاعیه‌ای ازدواج «زهرا سید روحانی» با «عماد هاشمی رفسنجانی» را دارای «اشکالات فراوان قانونی» اعلام کرده و افزوده این ازدواج «از طریق مراجع قضائی در حال پیگیری است.»

جشن ازدواج عماد هاشمی رفسنجانی فرزند محسن هاشمی رفسنجانی با زهرا سیدروحانی فرزند سیدکاظم روحانی شامگاه شنبه (۱۵ شهریور) در باشگاه «فرمانیه» تهران برگزار شد.

زهرا سیدروحانی نوه آیت‌الله محمدصادق روحانی از مراجع قم و مادرش هم نفیسه اشراقی نوه دختری روح‌الله خمینی است.

دفتر این مرجع تقلید دو روز پس از برگزاری این مراسم٬ روز دوشنبه (۱۷ شهریور) اعلام کرده که «پایه‌گذاری این وصلت از ابتدا بدون اطلاع و مشورت و بدون نظر مثبت کاظم روحانی (پدر زهرا سید روحانی) بوده است.

این دفتر با اعلام اینکه این ازدواج دارای «اشکالات فراوان قانونی» بوده و از طریق مراجع قضایی در حال پیگیری است اضافه کرده در حال حاضر از ارائه توضیحات بیشتر در این زمینه خودداری می‌کند.

در این اطلاعیه همچنین آمده اعضای دفتر محمدصادق شیرازی از طریق رسانه‌‌ها در جریان این جشن قرار گرفته‌اند در حالی که آقای شیرازی به دلیل کسالت در بیمارستان بستری است.

این اطلاعیه اضافه کرده «فارغ از اشکالات وارده به اصل این ازدواج، باعث تأسف است در شرایطی که بسیاری از مردم در تنگنای اقتصادی قرار دارند این مراسم در باشگاهی گران‌قیمت و مجلل برگزار شده است.»

در پایان این اطلاعیه آمده «انتساب ظاهری دختر به مقام مرجعیت و برگزاری جشن در چنین مکانی موجب اعتراض و انتقاد بسیاری از مؤمنین واقع شده است.»

خانواده‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و کاظم روحانی تاکنون به این اطلاعیه واکنشی نشان نداده‌اند.

«آیات» محمدصادق٬ مهدی و محمد روحانی فرزندان آیت‌الله محمود روحانی هستند که اختلاف‌های قابل توجهی با جمهوری اسلامی داشته و دارند.

محمدصادق روحانی {معترض ازدواج} در سال ۱۳۶۴ به نحوه تعیین حسینعلی منتظری به‌ عنوان قائم مقام رهبری توسط مجلس خبرگان رهبری اعتراض کرد و به همین دلیل ۱۵ سال در حبس خانگی در قم به سر برد.

محمد روحانی از دست جمهوری اسلامی فراری بود و سال‌ها در شمال٬ تهران و مشهد در خانه‌های مختلف به طور مخفی زندگی می‌کرد تا اینکه سوم امرداد سال ۱۳۷۶ فوت کرد.

به نظر می‌رسد این اعتراض در ادامه اختلاف‌های خانوادگی خاندان روحانی با برخی مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله خاندان هاشمی باشد.

No responses yet

Sep 09 2014

تاجزاده: آقای خامنه‌ای! به فکر حقوق ملت باشید، نه دلواپسی‌های کاسبان تحریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

الف: سید مصطفی تاجزاده در نامه ای سرگشاده به رهبری، از او خواست رضایت عموم مردم را فدای نارضایتی اقلیتی نکند که دلواپس حذف خود از کانون های قدرت و ثروت اند. وی همچنین تصریح کرد: انتظار آن است که رفتار و گفتار رهبری تضعیف گر این جریان و اقدام هایش باشد نه تقویت کننده آن.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت سخت و طاقت فرسای اقتصادی مردم و وضعیت گرانی و تورم و بیکاری و فساد، خاطرنشان کرد: زمانی بنا داشتیم انقلابمان را صادر کنیم و اینک سال هاست که شاهد فرار سرمایه ها و مغزها هستیم. اخیرا کار از فروش کلیه گذشته و به صادرات اعضای بدن هم وطنان من و شما به کشورهای همسایه عرب رسیده است. در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند.

وی خطاب به آیت الله خامنه ای نوشت: اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه ۵۹۸ به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت. شما نیز به مذاکره کنندگان اختیار تام دهید و با پشتیبانی قاطع خود بر اعتماد به نفسشان بیفزایید تا با دلگرمی و روحیه عالی به استیفای حقوق ملت ایران بپردازند و به تحریم های ظالمانه پایان دهند.

تاجزاده از رهبری خواست به عنوان رهبر، فرمان امیرالمؤمنین را سرلوحه اقدام خویش در این زمینه قرار دهد و رضایت عامه را فدای نارضایتی اقلیت نکند. وی تاکید کرد: ما خود حرام خواران سیاسی و اقتصادی تحریم را سر جای خود خواهیم نشاند، به یاری خداوند و با پشتیبانی ملت.

متن این نامه را در ادامه بخوانید:

‌

رهبر محترم جمهوری اسلامی
با سلام و احترام

در دیدار با سفرای کشورمان فرمودید: « عده ای این جور وانمود می کردند که اگر با آمریکایی ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می شود. البته ما می دانستیم این جور نیست… در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر به خاطر مسائل حساس هسته ای بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس ها، نشست ها و مذاکراتی داشته باشند. اما از این ارتباطات نه تنها فایده ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و در تریبون های عمومی بیان کردند. آمریکایی ها نه تنها دشمنی را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند… کاری که دکتر ظریف و دوستانش شروع کردند و تا امروز هم پیش رفتند دنبال می شود …]مذاکره با آمریکایی ها[ ما را در افکار عمومی ملت ها و دولت ها به تذبذب متهم می کند و غربی ها با تبلیغات عظیم خودشان جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می دهند.» (اطلاعات ۲۳/۵/۱۳۹۳)

در نقد اظهارات فوق موارد زیر را به استحضار می رساند:

یکم)

۱- برخلاف نظر جناب عالی درباره آمریکا شناسی اصلاح طلبان، آنان چون با سازوکار شورای امنیت و نقش منحصر به فرد آمریکا در آن آشنا بودند در زمانی که مسئولیت داشتند، کوشیدند با سه کشور اروپایی به توافق برسند تا پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارسال نشود و آمریکا نتواند حرف آخرش را در این زمینه بزند.

۲- پس از آن که حکومت در سال ۱۳۸۴ یک دست شد و قطار انقلاب به گفته جنابعالی به ریل خود بازگشت، منسوبان شما با شعار نگاه به شرق و قطع مذاکرات با اروپایی ها فرصتی استثنایی برای واشنگتن فراهم آوردند تا پرونده ما را از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل بفرستند و قطع نامه های متعددی را البته با آرای مثبت روسیه و چین علیه ایران به تصویب برسانند و سپس به استناد مصوبات آن شورا، تحریم های گسترده ای را به همراهی متحدانش به ما تحمیل کنند.

۳- جناب عالی که می دانستید دور میز نشستن با آمریکایی ها بی فایده است و حتی مذاکرات نیز مانع افزایش تحریم ها نخواهد شد چرا گذاشتید پرونده ما به شورای امنیت برود و جمهوری اسلامی عملا گروگان آمریکا شود؟ آیا نمی دانستید که آمریکا در شورای حکام آژانس فقط یک عضو محسوب می شود و اختیارات قانونی ویژه ای ندارد اما در شورای امنیت از حق وتو برخوردار است و لغو و حتی کاهش تحریم ها الزاما در گرو توافق با آن کشور است؟ آیا نمی دانستید کاخ سفید با اتکاء به قطع نامه های آن شورا می تواند به رغم مخالفت چین و روسیه نه فقط نفت بلکه بانک مرکزی ما را تحریم و پول های ایران را بلوکه کند؟ آیا نمی دانستید قطع نامه های شورای امنیت برای همه کشورهای عضو سازمان ملل الزام آور است و به همین دلیل دفتر لندن بانک ملی ایران پس از تعطیلی اولیه برای آن که بتواند فعالیت های خود را از سر گیرد، ثابت کرد که به تمام قطع نامه های شورای امنیت ملی علیه جمهوری اسلامی ایران پایبند بوده و تمام تحریم های صورت گرفته را علیه ایران به مرحله اجرا درآورده است؟ خفت از این بیشتر می شود؟ به هر رو اگر می دانستید چرا زمانی که فرصت داشتید اقدام خاصی علیه این روند انجام ندادید و اگر نمی دانستید چرا اکنون به جای تصحیح اشتباهات خود و منسوبانتان باز هم به تخفیف و تحقیر منتقدانی می پردازید که این روزها را پیش بینی می کردند و به موقع هشدارهای لازم را به جنابعالی و سایر مقامات وقت دادند؟ آنان سزاوار قدردانی هستند نه زندان! البته از لطف شما که این بار منتقدان را مرعوب (بزدل عربی) یا ناآگاه و ناآشنا با الفبای سیاست نخواندید و به هماهنگی و هم سویی با دشمنان متهمشان نکردید، سپاسگزارم.

۴- آقای خاتمی ۱۱ سال پیش از دستاوردهای دانشمندان ایرانی در دانش و صنایع هسته ای رونمایی کرده برای این که بهتر معلوم شود دیدگاه کدام طرف از دو جناح واقع بینانه بوده است می پرسم که آیا اصلاح طلبان در طول این سال ها هشدار ندادند که با دیپلماسی جدید هسته ای الف) پرونده ایران به شورای امنیت خواهد رفت. ب) آن شورا قطع نامه علیه کشورمان صادر خواهد کرد. پ) صدور قطع نامه را آخرین اقدام شورا علیه ما ارزیابی نکردند؟ ت) فشار و زیان تحریم ها را بر ایران و ایرانی به مراتب بیش از تنگنا و ضرری نخواندند که بر اقتصاد آمریکا و هم پیمانانش وارد خواهد شد؟ ث) تهدیدهای کاخ سفید را درباره تحریم های نفتی و بانکی باید جدی گرفت و مانع تصویب و یا دست کم اجرای آن ها شد؟ چ) با آزاد و رقابتی برگزار کردن انتخابات مجلس پنجم از شروع تحریم های نفتی و بانکی جلوگیری کرد.

۵- در سال ۱۳۹۰ اوباما در فکر تحمیل سهمناک ترین تحریم ها به ملت ما بود و برای آغاز آن برنامه ریزی می کرد. جنابعالی نیز در همان سال شرایط را برای حذف اصلاح طلبان از حکومت و تشکیل مجلس یک دست آماده می کردید. دغدغه ای که مرحوم عسگراولادی آن را چنین فرمول بندی کرد: « مقام معظم رهبری به دنبال یک مجلس اصولگرا با سلایق مختلف هستند» (قدس ۲۱/۱۲/۱۳۹۰) به این ترتیب پرونده جمهوری اسلامی با دو بال پرواز به اتوبوسی با یک راننده استحاله یافت و بر ایران و ایرانی رفت آن چه همگان در دو سال آخر دولت احمدی نژاد دیدند. تک جناحی شدن حکومت با سقوط ۷۰ درصدی ارزش پول ملی، سه برابر شدن بهای دلار، گرانی و تورم ۴۰ درصدی، بیکاری گسترده، فساد بی سابقه حکومتی و رشد منفی اقتصادی مقارن شد.

۶- فرض کنیم هیچ راهی برای جلوگیری از تحریم ها وجود نداشت و شما هم می دانستید که حتی مذاکرات نیز قادر نخواهد بود رهبران کاخ سفید را از خر شیطان پایین آورد و مانع افزایش تحریم ها شود. پس چرا از هدر رفتن ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی کشور در طول سال هایی که قطع نامه های تحریم یکی پس از دیگری علیه ما به تصویب می رسید جلوگیری نکردید و چرا آن سرمایه افسانه ای را در جهت تأمین مایحتاج ضروری مردم، رونق تولید، افزایش اشتغال و کاهش فقر به جریان نینداختید و به ذخیره سازی مناسب ارز و کالای اساسی نپرداختید تا تحریم های جدید، داروهای مورد نیاز مردم را کمیاب یا حتی نایاب نکند؟ آمریکا این جوری نبود شما چرا گذاشتید «ثروت ملی ما آن هم در آن شرایط سخت آن جوری به باد رود؟» سریال یوسف پیامبر را در این سال ها ساختند اما دریغ از اندکی درایت و مدیریت یوسفی در مواجهه با تنگناها و کمبودها!

دوم)

۱- فرمودید که در یک سال اخیر «لحن آمریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و تریبون های عمومی بیان کردند.» من از توقعات فزاینده کاخ سفید در جلسات بی خبرم اما بعید نمی دانم که هر دو طرف بر مبنای به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن طرف مقابل در آغاز مذاکرات سقف درخواست های خود را مطرح کرده باشند تا در فرجام به کف مطالبات خود دست یابند. احتمالا تیم ایرانی نیز از لزوم داشتن صد هزار سانتریفیوژ شروع کرده است. به هر حال در آینده نزدیک معلوم خواهد شد که کف و سقف مطالبات طرفین چه بوده است. اما آن چه در رسانه ها دیدیم و شنیدیم و خواندیم ادعای دیگرتان را تأیید نمی کند. اظهارات و حتی رفتار آمریکایی ها در قیاس با آن چه در دولت قبل بیان کردند و انجام دادند، تندتر و اهانت آمیزتر نیست. حتما فراموش نکرده اید که رئیس دانشگاه کلمبیا در چه فضا و با چه دکوری از هیأت ایرانی استقبال کرد و در برابر چشم میلیون ها انسان که شاهد پخش زنده مراسم بودند، آقای احمدی نژاد را «دیکتاتور کوتوله» نامید. رئیس انقلابی دولت نهم اما در اعتراض به این اهانت آشکار نه جلسه را ترک کرد و نه پاسخی درخور به آن داد. تنها برای فرار از انتقادهای داخلی آن را فتح الفتوح خواند. از جناب عالی نیز نشنیدم که هرگز درباره آن توهین بی سابقه و آزار دهنده کلامی گفته باشید.

۲- ادبیات جناب عالی و به طور کلی جناح رهبری را علیه آمریکا در این یک سال اگر تندتر از گذشته نخوانیم قطعا نرم تر نبوده است.

۳- تیم ایرانی طبق دستور جنابعالی تنها در موضوع هسته ای مجاز به مذاکره با آمریکاست. با وجود این گله می فرمایید که چرا مواضع مقامات آن کشور در دیگر زمینه ها تغییر نکرده و حرف های سابق خود را تکرار می کنند. مگر مسئولان ایرانی و از جمله جناب عالی جز این در ماه های اخیر عمل کرده اید؟

۴- چنان چه به دولت مجوز یا مأموریت دهید که در تمام موارد اختلافی با دولت آمریکا به مذاکره بپردازد آن گاه می توان انتظار داشت که به موازات پیشرفت مذاکرات طرفین رفتار و گفتار خود را تغییر دهند و مواضع خصمانه خویش را تعدیل کنند.

۵- از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون مقامات آمریکایی ادعاها، اتهامات و حتی اهانت هایی را متوجه حکومت و گاه ملت ما کرده اند. پاسخ دولت مردان ایرانی نیز ایرادها و حتی اهانت هایی علیه دولت آمریکا و سمبل های ملی آن کشور بوده است. فرق دولت آقایان خاتمی و روحانی با دوره آقای احمدی نژاد در این است که در دوره یک دست شدن حکومت هم چوب را خورده ایم و هم پیاز را. هم تهمت شنیدم و تحریم شدیم و هم کشور به قهقرا رفت. شگفت آن که جناب عالی سیاست خارجی دوره اصلاحات را که اجازه نداد بوش جنگ طلب و سرمست از پیروزی در افغانستان و عراق، ایران را تحریم و پول هایش را توقیف کند و دیپلماسی کشور را در خدمت پیشرفت آن قرار داد، شکست خورده می دانید ولی عصر چوب و پیاز و عقب گرد احمدی نژاد را موفق می نامید!

سوم)

۱- جناب عالی تعامل با همه دولت ها را به استثنای دو کشور تأیید فرمودید. تکلیف جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل روشن است و آن رژیم را به رسمیت نمی شناسد اما در مورد آمریکا حتی اگر نظر شما درست باشد و گفتگو با آن دولت تذبذب، انفعال و سردرگمی جمهوری اسلامی را در اذهان جهانیان متبادر سازد اما حتما توجه دارید که این سخن زمانی قابل طرح است که مذاکره ای درکار نباشد نه اکنون که مقامات دو کشور در حد وزرای خارجه گفتگوهای متعدد انجام می دهند. به نظر می رسد که شما خود به این نقیضه التفات داشته اید که علت برگزاری نشست های هسته ای را حساسیت آن خواندید و به این ترتیب مذاکره تنها درباره مسائل غیرحساس ممنوع می شود که فکر نمی کنم خود شما نیز حاضر به دفاع از این گزاره باشید.

۲- جناب عالی ماجراجویی نظامی آمریکا را علیه ایران و از جمله چالش هسته ای مؤکدا نفی کرده اید. بفرمایید حساسیت پرونده هسته ای جز تحریم به چه چیز برمی گردد که مذاکره را موجه ساخته است؟ بویژه آن که شما تأکید دارید باب مذاکرات هسته ای را به علت تحریم باز نفرموده اید. موجب امتنان است توضیح دهید به چه دلیل این مسیر را گشودید و چرا نباید و نمی توان آن را به موضوعات دیگر تعمیم داد؟

۳- در دوره اصلاحات جلوگیری از اجماع کشورهای قدرتمند دنیا علیه جمهوری اسلامی را پیروزی بزرگ نامیدید ولی در دولت آقای احمدی نژاد نظرتان را تغییر داده دیپلماسی هسته ای عصر اصلاحات به مسئولیت دکتر روحانی را عقب نشینی خواندید. بعد از آشکار شدن آثار مخرب و رو به تزاید تحریم ها و توسعه نارضایتی علیه راهبرد هسته ای حتی میان اصول گراها در فرودین ۹۲ اجازه گفتگو با آمریکا را صادر کردید. این بار نیز یک سال از نشست و برخاست طرفین نگذشته مذاکرات را بی فایده بلکه مضر می خوانید و در کمال تعجب ادامه آن را توصیه می فرمایید. فکر نمی کنید آن چه افکار عمومی را در داخل و خارج سردرگم می سازد بیش از تبلیغات غرب، مواضع متناقض جناب عالی باشد؟

۴- هنگامی که هم زمان با صدور مجوز مذاکرات، از نرمش قهرمانانه در سیاست داخلی و خارجی دم زدید به این ذهنیت دامن زدید که روابط دو کشور دیر یا زود تغییر خواهد یافت. نفی مطلق مذاکره در دیدار با سفرا نه با آن اجازه سازگار است و نه با این تعبیر نسبتی دارد.

۵- در همین سخنرانی صلح امام حسن را مصداق بارز نرمش قهرمانانه خواندید که هم درست است و هم زیبا ولی توجه دارید که اگر ایشان مسیر پدر بزرگوارشان را ادامه می دادند و به دلیل تغییر اوضاع و احوال و مقتضیات زمان با معاویه صلح نمی کردند آن تعبیر را در مورد تصمیم امام مجتبی به کار نمی بردید هم چنان که قیام برادر ارجمندشان بزرگ شهیدان تاریخ را نرمش قهرمانانه نمی نامیدید. به هر رو اگر قرار بر پیمودن همان مسیر پیشین است چرا از صلح امام حسن سخن می گویید و چنان چه به هر دلیل تغییر را مصلحت یا لازم می بینید چرا با تذبذب و تزلزل خاطر طی طریق می کنید؟

چهارم)

۱- فرض کنیم جنابعالی قصد حل معضل هسته ای را با مذاکره داشتید. اما مشاهده کردید که آمریکایی ها به موازات مذاکرات به جای آن که از اتهامات، اهانت ها، طلب کاری ها، دشمنی ها و تحریم های خود بکاهند، بر آن هم می افزایند. نتیجه منطقی مدعیات شما علیه مذاکرات به ویژه اگر تعهدات طرف ایرانی را نیز در تعدیل غنی سازی اورانیوم به آن اضافه کنیم، مغبون شدن جمهوری اسلامی از هر دو سوست. پس چرا تفاهم ژنو را موفقیت خواندید؟ چرا با تمدید مذاکرات بی فایده و در حقیقت زیانمند موافقت فرمودید؟ چرا ادامه گفتگوها را به کم کردن اهانت ها، اتهام ها، دشمنی ها و تحریم ها توسط آمریکایی ها مشروط نکردید و چرا اعلام فرمودید کار تیم مذاکره کننده ایرانی تا امروز خوب پیش رفته است؟ روشن نیست این ظریف عزیز پس از این چگونه می تواند از مذاکرات و دستاوردهایش دفاع کند اما به ضدیت با ولایت فقیه متهم نشود و ابتدای سخنش انتهای آن را نقض نکند.

۲- رژیم اسرائیل، ارتجاع عرب و جناح جنگ طلب آمریکا مخالفان بزرگ مذاکرات و تفاهم ژنو هستند در میان ایرانیان نیز هیچ مجموعه ای به اندازه فرقه تروریست رجوی و مارکسیست های استالینیست به مخالفت با گفتگوها برنخاستند. بنابر این یا حکم همیشگی خود را ابطال فرمایید و اعتراف کنید موضع یک سان دو یا چند گروه له یا علیه موضوعی الزاما به معنای یک سانی عقیده یا انگیزه یا هدف یا منافع آنان نیست و بر هماهنگی و همکاری آنان دلالت نمی کند. در غیر این صورت موضع خود را تغییر دهید و قاطعانه و بدون لکنت زبان از مذاکرات پشتیبانی کنید.

۳- ادعای شما در باب خسارت بار بودن مذاکرات با توصیه بعدی آن جناب در مورد تداوم آن چنان متضاد است که رسانه های اصول گرا نیز نتوانستند آن را نادیده انگارند و برای رفع یا پوشاندن این تضاد به تکاپو افتادند اما ناکام بودند. زیرا تعارض مزبور تنها در صورتی حل می شود که بپذیریم قسمت نخست سخن شما مصرف داخلی داشت و بخش دوم آن مربوط به خارج بود.

پنجم)

۱- آمریکا و شرکای اروپایی اش در سال ۹۲ تصمیم داشتند صادرات نفت ایران را که طی دو سال قبل از آن به نصف تقلیل داده بودند به یک چهارم کاهش دهند و سپس آن را به صفر برسانند. عنایت دارید که وقتی صادرات نفت مان به یک دوم رسید، ریال دو سوم ارزش خود را از دست داد و بهای دلار بیش از سه برابر افزایش یافت اکنون بفرمایید اگر مذاکرات آغاز نمی شد و به تفاهم ژنو ختم نمی شد آیا طرح مزبور اجرا نمی گردید؟ آن گاه با کاهش صادرات نفتمان به یک چهارم ارزش پول ملی چقدر سقوط می کرد؟ ارز خارجی چند برابر می شد و صعود جهشی قیمت کالاها چه بر سر مردم به ویژه اقشار کم در آمد و محروم می آورد و در تداوم تحریم اگر صادرات نفت ایران به سمت صفر میل می کرد، بر سر اقتصاد کشور چه می آمد؟ آیا به همین زودی فراموش کردید که دولت جدید تحت چه شرایطی به مذاکره با آمریکا پرداخت و چه مخاطراتی را از سر میهن و مردم دور کرد؟

۲- به گفته سخنگوی هیأت ایرانی، آمریکایی ها معتقدند چنان که شرکتی تحریم های موجود را نقض کند آنان می توانند نامش را به فهرست تحریم شدگان اضافه کنند و آن را تحریم جدید نمی دانند. تیم ایرانی تفسیر مزبور را قبول ندارد و حتی یک بار در اعتراض به تحریم چند شرکت به دلیل فوق، مذاکرات را نیمه کاره رها کرده به ایران بازگشت. البته که خوب و به جا بود اگر تکلیف این مسئله را نیز به صراحت در تفاهم ژنو مشخص می کردند اما آیا از این اختلاف برداشت می توان بی فایده بودن مذاکرات را نتیجه گرفت و از بیشتر شدن تحریم ها به گونه ای سخن گفت که گویی اگر تفاهم ژنو نبود افزایش تحریم ها تفاوت چندانی با وضع کنونی پیدا نمی کرد؟

۳- چنانچه تحریم ها در این یک سال افزایش یافته بود به نظر شما ارزش دلار ۵ هزار ریال کاهش می یافت و قیمت آن تثبیت می شد و ما شاهد آرامش روحی و روانی در اقتصاد کشور می بودیم؟

۴- منظورتان را از بیشتر شدن دشمنی واشنگتن روشن بیان نفرمودید تا نقد دقیق آن ممکن باشد. اما آیا می توان منکر شد که یکی از دستاوردهای دیپلماسی دولت تدبیر و امید از جمله مذاکره با آمریکا افزون بر توقف تحریم ها، ارتقاء جایگاه میهن و کاستن از ایران هراسی در منطقه و جهان بوده است؟ آیا افزایش چشمگیر مراودات نمایندگان تقریبا تمام دولت ها را با مقامات ایرانی ملاحظه نمی فرمایید؟ پس چرا این واقعیات و پیشرفت ها را مسکوت می گذارید؟

ششم)

۱- اصولگرایان افراطی به آن دلیل در آرزوی شکست مذاکرات هستند که دست یابی به توافق جامع را پیروزی دولت جدید و نشانه نادرستی یا ناکارآمدی دیپلماسی دولت نهم و دهم ارزیابی می کنند که می تواند زمینه ساز گشایش اقتصادی میهن و مردم شود و مسئله حقوق بشر را برجسته و استمرار فضای پلیسی و امنیتی را دشوار سازد. هم چنین احتمال موفقیت حامیان دولت را در سال آتی بالا می برد. ناگفته پیداست که توافق جامع کاسبی تحریم را تعطیل و ضربه بزرگی بر بازار سیاه اقتصاد و سیاست کشور وارد خواهد کرد. بنابراین انگیزه و هدف آنان از مخالفت با توافق جامع روشن است. اگرچه برای جلب حمایت شما دلیل اقدام ها و بلکه کارشکنی های خود را نگرانی از افت جایگاه ولایت فقیه جلوه می دهند. به هر حال آنان دلواپس حذف خود از کانون های قدرت و ثروتند. انتظار آن است که رفتار و گفتار رهبری تضعیف گر این جریان و اقدام هایش باشد نه تقویت کننده آن.

۲- در مناظره سوم انتخاباتی همه نامزدها از دیپلماسی جاری هسته ای انتقاد کردند. گذشته از آنان آقای احمدی نژاد که در ۶ سال اول ریاستش بر دولت تهدیدهای غرب را با تحریک دولت ها و افکار عمومی شان پاسخ می داد و با دشمن تراشی بی نظیرش تمام قدرت های صاحب حق وتو را به رغم اختلاف های مهم شان علیه جمهوری اسلامی به اشتراک نظر رساند و بین دیپلماسی و تبلیغات انتخاباتی فرق نمی گذاشت، بالاخره در سال ۹۰ پی به وخامت اوضاع برد و تغییر دیپلماسی هسته ای و مذاکره مستقیم با آمریکا را پیشنهاد داد که مدعی است که با مخالفت شما مواجه شده است. به همین دلیل چند بار اعلام کرد که دیگر در مسئله هسته ای دخالت ندارد تا مسئولیت امر را، در دو سال آخر دولت خویش، و آغاز تحریم های نفتی و بانکی را مستقیما متوجه جناب عالی کند.

۳- نود و دو درصد مردم در رفراندوم هسته ای ۲۴ خرداد ۹۲ (۴۶ میلیون نفر از ۵۰ میلیون ایرانی واجد شرایط) به دیپلماسی جلیلی یعنی بیانیه خوانی واعلام مواضع به جای مذاکرات جدی و صریح رأی منفی دادند. بعید می دانم حتی ۱ درصد از ۲۷ درصد هم وطنی که در انتخابات شرکت نکردند و از ۳۶ درصدی که به دکتر روحانی رأی دادند و و از ۲۸ درصدی که چهار نامزد دیگر را برگزیدند، از نظر خود برگشته باشند اما احتمال زیاد می دهم که درصدی از رأی دهندگان به آقای جلیلی امروز به این نتیجه رسیده باشند که روش کنونی به مراتب بهتر است.

۴- اگر تا آذرماه سال جاری مذاکرات به نتیجه نرسد، دو راه بیشتر متصور نیست. نخست آن که به وضعیت بعدی برگردیم. ایران سانتریفیوژهای بیشتری نصب کند و غرب بر تحریم های نفتی و بانکی ما بیفزاید که معلوم است در آن حالت کدام طرف فشار بیشتری متحمل خواهد شد و گزینه دوم تمدید دوباره مذاکرات و استمرار آتش بس کنونی است که البته از انتخاب اول خیلی بهتر است اما مشکل را حل نمی کند و فرصت را از ما می گیرد.

۵- آقای اوباما نیز به اندازه دولت ما به این توافق نیاز دارد. با توجه به این که اوضاع منطقه پیچیده تر و شکننده تر از آن است که بتوان روند حوادث را دقیقا حدس زد یا پیش بینی کرد. عقل سلیم حکم می کند که حل چالش هسته ای را به تعویق نیاندازیم.

هفتم)

۱- به تجربه دریافته ایم هر زمان که جناب عالی نطق شدیداللحنی علیه آمریکا ایراد می فرمایید باید منتظر توبیخ روزنامه ای، فیلترینگ سایتی، ممانعت از چاپ کتابی، لغو مجوز نشری، جلوگیری از اکران فیلمی، کنسل شدن کنسرتی، توقیف تئاتری، تعطیلی انجمنی، بستن خانه صنفی ای، ممنوعیت کار هنرمندی، جمع آوری ماهواره از محله یا شهری، بازنشستگی اجباری استادی، محدودیت تحصیلی دانشجویی، حذف رشته ای از علوم انسانی، مخالفت با استفاده از فناوری تازه ارتباطی، منع ورود زنان به مکان عمومی ای، گسترش تفکیک جنسیتی در دانشگاهی، برای زنان ممنوعیت جدید استخدامی ای، دستگیری منتقدی، بازداشت خبرنگاری، ابطال پروانه وکیلی، منتفی شدن سخنرانی و برهم خوردن مراسمی، انحلال حزبی و … توسط یکی از نهادهای وابسته به رهبری باشیم.

آرزو به دل مانده ایم که خطابه های آتشین شما علیه دشمن با گشایش سیاسی و فرهنگی و اجتماعی در میهن همراه شود. سخنرانی انقلابی اخیرتان نیز با همت ولایتمداران آزادی ستیز با استیضاح وزیر شایسته و وارسته علوم و تحقیقات مقارن شد. جرائم نابخشودنی دکتر فرجی دانا عبارت بودند از افشای بورسیه افراد فاقد صلاحیت علمی و مخالفت با استخدام آن ها، دفاع از حق ادامه تحصیل دانشجویان ستاره دار و اخراجی و سرانجام نظرخواهی از اعضای هیأت علمی برای ریاست دانشگاه. لابد الان سردار مشفق در جایی مشغول شرح عملیات ستاد مشهور است که چگونه یکی از خطرناک ترین طرح های آمریکا را با عزل قاطع و به موقع یکی از نیروهای دشمن خنثی کرده اند و با وارد آوردن ضربه کاری به ستون پنجم خصم ستاد متخاصمان را از دانشگاه ها برچیدند. به نظر می رسد نام رمز راهبرد ضد حقوق و آزادی های اساسی شهروندان در دوره جدید دل نگرانی از کند شدن حرکت پرشتاب علمی کشور است.

۲- دکتر جلیلی پس از هر نشست با ۵+۱ از مواضع انقلابی و براهین محکم هیأت ایرانی که مدعی بود بهت طرف مقابل را برانگیخته سخن می گفت. صدا و سیما نیز دائم از پیروزی و پیشرفت ایران دم می زد. البته آن چه ملت می دید و با گوشت و پوست خود حس می کرد با اندکی تفاوت با ادعاهای مزبور، افزایش مستمر تحریم ها و تهدیدها و تنگناها بود. با وجود این جناب عالی هرگز آن مذاکرات را حتی زمانی که تحریم ها به بانک و نفت و و طلا و بیمه و کشتیرانی کشید، مضر نخواندید و بر عکس بر جدید نبودن تحریم ها تأکید می نمودید و این که ما از بدو پیروزی انقلاب تاکنون به این تحریم ها عادت کرده ایم اما اکنون که تحریم های نفتی و بانکی متوقف شده و بخشی از ارزهای ایران که توقیف آن ها از دولت قبل شروع شده بود، در حال واریز شدن به حساب بانک مرکزی است، گفتگوها را بی فایده می نامید. آن هم به دلیل تحریم چند شرکت ایرانی در حالی که به اعتراف آقای حدادعادل «تحریم های جدید آن چنان تحریم هایی نبود که در کار ما خلل وارد کند و تأثیری داشته باشد.» (رسالت ۱۲/۶/۱۳۹۳)

۳- اصلاح طلبان پیشگیری را کم هزینه تر، مطمئن تر و کارآمدتر از درمان می دانستند و از عواقب قطع نامه های لازم الاجرای شورای امنیت و سوء استفاده های بعدی آمریکا از آن و نیز مسیر و مراحل دشوار لغو تحریم ها آگاه بودند. به همین دلیل می کوشیدند پرونده به شورای امنیت ارجاع نشود. خشنودیم از این که اصول گرایان نیز یکی پس از دیگری به همین نتیجه رسیده یا می رسند. حتی آقای احمدی نژاد، که ظاهرا از ۱۰۰ دلار شدن بهای نفت در هر بشکه سرمست بود و می گفت هرقدر می خواهید قطع نامه صادر کنید زیرا قطع نامه دان خودتان آسیب می بیند، نیز سرانجام پس از ۶ سال مدافع مذاکره و حصول تفاهم با آمریکا شد تا از شروع تحریم های نفتی و بانکی کشور جلوگیری کند که با مخالفت جناب عالی مواجه شد. چنان چه اجازه داده بودید در همان سال ۹۰ مذاکره با واشنگتن آغاز شود یعنی در شرایطی که نفت ایران به طور کامل صادر می شد، ارزهایمان بلوکه نشده و اوضاع اقتصادی میهن هنوز به هم نریخته بود، ما می توانستیم در جریان گفتگوها امتیازات به مراتب بیشتری از ۵+۱ بگیریم و از موضع بهتر و قوی تری لغو کامل تحریم ها را پیگیری کنیم. ما در آن سال قادر بودیم که در ازای تعلیق غنی سازی ۲۰ درصدی خواهان تعلیق بخش قابل توجهی از تحریم ها شویم نه آن که مثل سال ۹۲ که بزرگترین امتیاز اخذ شده این است که در ازای تعلیق مزبور ماهانه نیم میلیارد دلار از پول های خودمان را به خودمان تحویل دهند. آن هم در حالی که صادرات نفتمان به نصف تقلیل یافته و تازه نمی دانم که آیا در آمد حاصل از فروش همین میزان نفت نیز به طور کامل در اختیار ایران قرار می گیرد یا خیر؟ به هر حال مسئولیت از دست رفتن آن فرصت گرانبها در درجه نخست به عهده شماست. به خصوص که دکتر صالحی وزیر امورخارجه وقت نیز پیش از آغاز تحریم های نفتی و بانکی با ارسال نامه ای پیامدهای آن را برای مقامات عالی تبیین کرده بود. آیا منصفانه است که پیامدهای اجتناب ناپذیر آن فرصت سوزی بزرگ را متوجه دولت جدید می کنید؟

مقام محترم رهبری

وضعیت اقتصادی مردم سخت و طاقت فرسا شده است و گرانی و تورم و بیکاری و فساد بیداد می کند. زمانی بنا داشتیم انقلابمان را صادر کنیم و اینک سال هاست که شاهد فرار سرمایه ها و مغزها هستیم. اخیرا کار از فروش کلیه گذشته و به صادرات اعضای بدن هم وطنان من و شما به کشورهای همسایه عرب رسیده است. در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند. اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه ۵۹۸ به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت. شما نیز به مذاکره کنندگان اختیار تام دهید و با پشتیبانی قاطع خود بر اعتماد به نفسشان بیفزایید تا با دلگرمی و روحیه عالی به استیفای حقوق ملت ایران بپردازند و به تحریم های ظالمانه پایان دهند. جناب عالی به عنوان رهبر فرمان امیرالمؤمنین را سرلوحه اقدام خویش در این زمینه قرار دهید و رضایت عامه را فدای نارضایتی اقلیتی نکنید. ما خود حرام خواران سیاسی و اقتصادی تحریم را سر جای خود خواهیم نشاند، به یاری خداوند و با پشتیبانی ملت.

توفیق شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم.

سید مصطفی تاجزاده
شهریورماه ۱۳۹۳

No responses yet

Sep 08 2014

فاطمه هاشمی: «با این دادگاه‌ها باید به حال مردم گریست»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: وکیل فاطمه هاشمی رفسنجانی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، دادگاه موکلش را به دلیل نداشتن شاکی خصوصی «غیر قانونی» و اتهام موکلش را «مسخره» خواند.

فاطمه هاشمی رفسنجانی نیز پس از دادگاه تجدید نظر خود، از رهبر جمهوری اسلامی خواست که برای دادگاه‌ها ناظر بگذارد و گفت که «با این دادگاه‌ها باید به حال مردم گریست.»

به گزارش خبرگزاری مهر، وحید ابوالمعالی، وکیل فاطمه هاشمی رفسنجانی، دوشنبه ۱۷ شهریور گفت: «این اتهام مسخره‌ترین چیز در رویه قضایی است که من دیدم. اینکه موکلم بگوید ای کاش مهدی برادر شما بود افترا و توهین است؟»

فاطمه هاشمی رفسنجانی ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ در اعتراض به سخنان مطرح شده در جلسه رأی اعتماد به وزیران دولت حسن روحانی علیه مهدی هاشمی، برادرش، در نامه‌ای به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، نوشته بود که «آقای لاریجانی، ای کاش مهدی برادر شما بود.»

وی با اشاره به واکنش علی لاریجانی به پخش فیلم دیدار فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی، در جریان استیضاح وزیر کار دولت محمود احمدی‌نژاد نوشته بود: «مجلس و قوه قضائیه موظف به رعایت حقوق مردم هستند. نه اینکه وقتی به برادر آقای علی لاریجانی تهمت می‌زنند، ایشان آن زلزلهٔ سیاسی را در کشور ایجاد کنند و برای بقیه واکنش عادی بگیرند.»

پس از انتشار این نامه، پرونده فاطمه هاشمی اواخر مرداد سال۱۳۹۲، در شعبه ۱۲ دادسرای فرهنگ و رسانه تشکیل و شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تهران بهمن سال گذشته، وی را به شش ماه حبس که به مدت دو سال تعلیق شده‌است، محکوم کرد.

وکیل فاطمه هاشمی رفسنجانی گفت: «آقای لاریجانی در این پرونده شکایتی نداشته که حالا رضایتش تاثیرگذار باشد. تشکیل این دادگاه غیرقانونی است و نیاز به شاکی خصوصی دارد.»

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، پس از برگزاری دادگاه فاطمه هاشمی، در نامه‌ای به علیرضا آوایی، رئیس سابق دادگستری کل استان تهران، نوشته بود که شکایتی از فاطمه هاشمی نداشته و ندارد.

فاطمه هاشمی رفسنجانی پس از خروج از دادگاه انقلاب در جمع خبرنگاران گفت: «سوال بنده این بود که کدام یک از حرف‌های من مصداق نشر اکاذیب و توهین بوده‌است.»

به گزارش خبرگزاری ایسنا، وی اضافه کرد: «دفاعیات علی لاریجانی برای برادر خودش را در مجلس بگذارند و آنچه که برای برادرم در مجلس گفته شد و حرف‌های زشتی را که به او گفته‌اند، با هم مقایسه کنند و بعد قضاوت کنند.»

اشاره فاطمه هاشمی رفسنجانی به سخنان علی‌محمد بزرگواری، نماینده کهگیلویه در مجلس است که در مخالفت با رای اعتماد به بیژن زنگنه وزیر نفت، مهدی هاشمی را «آقازاده دله‌دزد» خوانده بود.

فاطمه هاشمی رفسنجانی در ادامه سخنان خود گفت: «گویا مملکت فقط برای لاریجانی‌هاست نه برای فرد دیگر.»

وی با بیان این که به دفاعیات و صحبت‌هایی که داریم گوش نمی‌دهند، افزود: «آینده را نمی‌دانم، ولی از مقام معظم رهبری می‌خواهم در دادگاه‌ها ناظر بگذارند. با این دادگاه‌هایی که داریم باید به حال مردم گریه کرد.»

دادگاه تجدیدنظر فاطمه هاشمی رفسنجانی، امروز در شعبه ۵۴ تجدید نظردادگاه انقلاب اسلامی تهران پایان یافت.

بنا بود این دادگاه دوم شهریور ماه برگزار شود اما به دلیل حاضر نشدن دو قاضی از سه قاضی و حضور با تاخیر نماینده دادستان، برگزاری آن به امروز، دوشنبه، موکول شد.

برگزاری دادگاه تجدیدنظر فاطمه هاشمی رفسنجانی در حالی است که روز یک‌شنبه ۱۶ شهریور، نهمین جلسه دادگاه مهدی هاشمی رفسنجانی، دیگر فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، برگزار شد.

فاطمه هاشمی رفسنجانی، روز دوشنبه، ۲۷ مرداد، گفته بود: «در پرونده مهدی دارند انتقام پدر را از پسر می‌گیرند. انتقام این که پدرم در کنار مردم ایستاد و از حق‌شان دفاع کرد.»

مهدی هاشمی دوم مهرماه سال ۱۳۹۱ پس از بازگشت به ایران در فرودگاه تفهیم اتهام و پس از معرفی خود به دادستانی، بازداشت شد. وی ۲۶ آذر ۱۳۹۱ پس از نزدیک به سه ماه حبس، با قرار وثیقه آزاد شد.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، اتهامات مهدی هاشمی را «امنیتی – اقتصادی» اعلام کرده‌است اما به گفته محمود علیزاده طباطبایی یکی از وکلای مهدی هاشمی عمده اتهامات موکلش «سیاسی» و مربوط به رویدادهای سال ۸۸ است.

No responses yet

Sep 07 2014

وزارت علوم استعفای چهار معاون این وزارت‌خانه را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: عبدالحسین فریدون و مهدخت علوی بروجردی، ‌مشاوران وزیر علوم، کنار گذاشته شدن چهار معاون و یک مدیر کل از وزرات علوم، تحقیقات و فن‌آوری را تکذیب کردند.

به گزارش ایرنا، مشاوران وزیر سابق علوم گفته‌اند این تغییرات صحت ندارد.

پیش‌تر یک سایت خبری در ایران مدعی شده بود که بنا به درخواست مجلس شورای اسلامی و با هدف «اثبات حسن نیت از طرف دولت با وجود برخی ناملایمات و همکاری تام و تمام با مجلس» پنج تن از وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری خداحافظی کرده‌اند.

رضا فرجی دانا، وزیر علوم پیشین، روز ۲۹ مرداد ماه و پس از استیضاح در مجلس، از مقام وزارت کنار گذاشته شد. مصطفی افضلی‌فرد، سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس پیش از برگزاری جلسه استیضاح، عزل و نصب‌ها آقای فرجی دانا در وزارت‌خانه را یکی از دلایل استیضاح عنوان کرده بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .