اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

Aug 26 2014

خط و نشان دولت برای مجلس: بورسیه‌‌های غیرقانونی را پیگیری می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: معاون اول دکتر حسن روحانی در جلسه تودیع رضا فرجی دانا و معارفه محمدعلی نجفی گفت اگر ۱۰ وزیر علوم در دولت تدبیرو امید تغییر کند، باز هم موضوع بورسیه‌های غیرقانونی در این دولت پی‌گیری خواهد شد.

اسحاق جهانگیری با تاکید بر اینکه در دانشگاه‌ها هیچ‌گاه سخنی از رانت و فساد مطرح نبوده گفت: « چرا باید بورسیه‌ای که از ابتدا معلوم است در داخل تحصیل کند؟ کسانی که حداقل‌ها را نیز ندارند جانمایی شده و عضو هیات علمی شوند و دولت هزینه تحصیل آنها را پرداخت کند.»

به گزارش ایرنا، جهانگیری با اشاره به عدم افشای نام نمایندگانی که خانواده‌های‌شان از بورسیه غیرقانونی استفاده کرده‌اند توسط رضا فرجی دانا در جلسه استیضاح مجلس، اظهار داشت: « نجابت فرجی دانا و همکارانش باعث شد تا بسیاری از مسایل را در جلسه استیضاح نگوید ولی حتما این دولت موضوع بورسیه‌های غیرقانونی را پیگیری می‌کند حتی اگر ۱۰ وزیر علوم تغییر کند.»

جهانگیری در خصوص علت حضور نیافتن حسن روحانی در جلسه استیضاح فرجی دانا در مجلس گفت: «رییس جمهوری تمام تلاش خود را حتی چند برابر بیش از حد معمول انجام داد تا استیضاح فرجی دانا در فضا و التهابی که بر سر یک کلمه ایشان درست کرده بودند مطرح نشود.»

همچنین فرجی دانا در مراسم تودیع خود از دانشگاهیان و دولتمردان خواست تا نشاط را به جامعه القاء کنند و افزود: «نگذارید سناریوی ناامیدکردن مردم از نتیجه انتخابات به نتیجه برسد و لباس ناامیدی نپوشید.»

در این مراسم به خبرگزاری‌های وابسته به اصولگرایان و سپاه اجازه ورود داده نشد.

باشگاه خبرنگاران، خبرگزاری مهر و خبرگزاری فارس در خبرهای جداگانه در سایت‌های خود، اعلام کردند که حراست وزارت علوم از ورودشان به مراسم معارفه سرپرست وزارت علوم جلوگیری کرده است.

این خبرگزاری‌ها مدعی شده‌اند که دولت نسبت به ورود خبرنگاران به این مراسم گزینشی عمل کرده است.

No responses yet

Aug 25 2014

از سوی هفته‌نامه محافظه‌کار «۹ دی» صورت گرفت: انتشار بخشی از اسناد دادگاه غیرعلنی هاشمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: هفته‌نامه محافظه‌کار «۹ دی» بخشی از اسناد دادگاه غیرعلنی مهدی هاشمی را منتشر کرد.

این هفته‌نامه در تازه‌‌ترین شماره خود گزارش ویژه‌ای از «اسناد فساد» مهدی هاشمی منتشر کرده که این اقدام با واکنش وکیل آقای هاشمی مواجه شده است.

محمود علیزاده طباطبایی روز دوشنبه (سوم شهریور) گفته در پنجمین جلسه رسیدگی به اتهامات موکلش نسبت به «شنود» این دادگاه اعتراض و اعلام جرم کرده است.

علیزاده طباطبایی افزوده «مطالب جلسه غیرعلنی دادگاه در هفته‌نامه ۹ دی منتشر شده و به همین خاطر ما اعلام جرم کردیم.»

این هفته‌نامه که توسط حمید رسایی اداره می‌شود با انتشار جزئیات تازه‌ای از اتهامات مهدی هاشمی نوشته این جزئیات را از «منابع خارجی» به دست آورده و منتشر کرده است.

«۹ دی» افزوده «خانواده هاشمی نمی‌تواند این اسناد را ساخته دست منتقدان داخلی خود جلوه دهد.»

به نوشته این هفته‌نامه «دستگاه‌های قضایی و امنیتی در نروژ، سوئیس و آمریکا متفق‌القول به نقش مهدی هاشمی رفسنجانی در فساد استات اویل اشاره کره‌اند.»

این گزارش که به گفته علیزاده طباطبایی بخشی از محتوای دادگاه مهدی هاشمی است٬ فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی را به دریافت میلیون‌ها دلار رشوه از شرکت نفتی «استات اویل» متهم کرده است.

متن کامل این گزارش را می‌توانید در این لینک بخوانید.
متن خبر:

گزارش ویژه 9 دی از اسناد فساد آقازاده فتنه گر
م . هـ در رسانه های داخلی، مهدی هاشمی در رسانه های خارجی

گروه اقتصادی 9 دی- شرکت نفتی استات اویل یکی از شرکت‌های بزرگ نفتی جهان است که ماجرای حضور فسادانگیز آن در پروژه‌های نفتی ایران در دوران دولت خاتمی، سبب رسوایی بزرگی برای این شرکت شد و مسئولان وقت آن مجبور به کناره‌گیری شدند؛ اما هیچ‌گاه طرف ایرانی این فساد، محاکمه نشد و اینک قرار است با رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی، سرانجام به ابهامات این پرونده فساد، رسیدگی شود. اوایل دهه 80 خبری در رسانه‌های اروپایی منتشر شد که از دریافت رشوه 15 میلیون دلاری یک مقام نفتی ایران از شرکت استات اویل برای اعطای پروژه به این شرکت در فازهای 6، 7 و 8 پارس جنوبی و در قالب یک قرارداد مشاوره‌ای صوری با شرکتی به نام هورتون حکایت داشت. با انتشار این خبر، دادستانی نروژ پرونده‌ای تشکیل داد و موضوع پرداخت‌های شرکت استات اویل به شرکت هورتون تحت پیگرد قرار گرفت. با پیگیری قضایی این موضوع، در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۳ استات اویل قرارداد خود با شرکت هورتون را فسخ کرد. به فاصله یک روز پلیس مبارزه با جرائم مالی نروژ با حمله به دفاتر مرکزی استات اویل، درصدد یافتن اسناد قرارداد مشاوره ۱۵ میلیون دلاری این شرکت با شرکت هورتون بر آمد. مدتی بعد، ریچارد هوبارد از مدیران استات اویل مجبور شد این شرکت را ترک کند؛ به دنبال آن هیئت‌مدیره، مدیر اجرایی شرکت را نیز اخراج کرد و در نهایتاً رئیس هیئت‌مدیره هم استعفا کرد. دادگاه نروژ نیز شرکت استات اویل را در پرداخت رشوه مجرم تشخیص داد و احکام جزایی مربوطه را صادر کرد، اما پرونده مدیران رشوه‌گیرنده داخل ایران بدون نتیجه و صدور حکم باقی ماند.
در حالی که در آن زمان «مهدی هاشمی رفسنجانی» رئیس سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت کشور بود، در پیگیری‌هایی که در نروژ و آمریکا درباره این پرونده صورت گرفت، چند بار نام وی ذکر شد و اتهاماتی متوجه فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام متوجه گردید که تاکنون ابهامات آن برطرف نشده است. در این گزارش، به نمونه‌هایی از گزارش منابع خارجی درباره نقش داشتن مهدی هاشمی رفسنجانی در فساد استات اویل اشاره می‌شود.

فساد چطور لو رفت؟
‌حسابرس‌ها و مأموران اداره جرائم اقتصادی نروژ در بررسی مالیاتی حساب‌های استات اویل به یک حساب چند میلیون دلاری با عنوان تبلیغات و بازاریابی برخوردند و پرداخت‌های مربوط به این حساب را جعلی و با هدف فرار از مالیات تشخیص دادند؛ اما شرکت استات اویل این ادعا را رد نمود و اعلام کرد پرداخت مورد نظر به حساب یک شرکت انگلیسی -که همان شرکت هورتون بود- انجام شده است. بررسی‌های بعدی اما نشان داد این شرکت انگلیسی یک شرکت متعلق به برخی مقامات ایرانی بوده و این مبلغ به عنوان رشوه برای گرفتن قرارداد پیمانکاری و توسعه‌ای در منطقه پارس جنوبی پرداخت شده است.
فساد بزرگ زمانی آشکار شد که در تاریخ ۶ سپتامبر ۲۰۰۳ روزنامه داگنس نیرینگسلیو Dagens Næringsliv در نروژ، ماجرای این پرداخت‌های مشکوک را رسانه‌ای کرد.
طبق گزارش 23 سپتامبر 2003 که خبرگزاری فرانسه منتشر کرد، این روزنامه نوشته بود که عباس یزدان پناه یزدی روابط نزدیکی با یکی از مدیران ارشد شرکت ملی نفت ایران دارد. این روزنامه این مدیر ارشد نفتی را مهدی هاشمی رفسنجانی معرفی کرده بود که احتمالاً 2/15 میلیون دلار به جیب او رفته است. (سند شماره 1)

بیانیه استات اویل علیه هاشمی
پس از رسیدگی دو ساله به پرونده استات اویل که از سال 2004 شروع شده بود، در نهایت در سال 2006 این شرکت، موارد اتهامی را پذیرفت و در بیانیه‌ای رسمی از پذیرش جریمه چند میلیون دلاری دستگاه قضایی نروژ و آمریکا بابت این فساد، خبر داد.
در بیانیه استات اویل که توسط خبرگزاری بلومبرگ منتشر شد، نام مهدی هاشمی رفسنجانی ذکر شده است. استات اویل در این بیانیه اعلام کرده که در پوشش قرارداد صوری با شرکت هورتون، از مشاوره‌های مهدی هاشمی رفسنجانی بهره‌مند شده است.
(سند شماره 2)
سخنگوی شرکت استات اویل نیز با اعلام پرداخت 2/5 میلیون دلار به شرکت هورتون، اظهار داشته بود: «ما اعتراف می‌کنیم که پرداخت‌های مذکور، رشوه‌هایی بوده که در طول سال‌های 2002 و 2003 انجام شد… رفسنجانی در واقع طرف دیگر این قرارداد بود.»

اعتراف مدیر وقت استات اویل علیه مهدی هاشمی
ریچارد هوبارد مدیر بخش بین‌المللی استات اویل که پس از آن رسوایی تاریخی مجبور به استعفا شد، در استعفانامه و همینطور اعترافاتش، اتهاماتی را متوجه مهدی هاشمی کرد. در اعترافات ریچارد هوبارد که از تمامی مراحل فساد استات اویل اطلاع داشت و شخصاً با طرف ایرانی نیز دیدار کرده بود، جرقه فساد بزرگ نفتی این‌گونه شرح داده شده بود: «بنا به مفاد این تفاهم‌نامه شرکت ملی نفت ایران از استات اویل خواست تا ۶ الی ۷ پروژه را مورد ارزیابی قرار دهد. در حالی که این کار در سال ۲۰۰۱ در حال انجام بود، یکی از افراد بانفوذ در ایران که ما به ایشان اسم مستعار «جونیور» -مهدی هاشمی رفسنجانی- داده بودیم با استات اویل ایران تماس گرفت. تیم من در ایران از من خواست ایشان را در سال ۲۰۰۱ ملاقات کنم که ترتیب اولین ملاقات من با ایشان در دفتر استات اویل در برگن داده شد.»
جونیور در واقع پسوند نام در زبان انگلیسی و به معنای «کوچک» و «فرزند» است و در مقابل سینیور (به معنای بزرگ یا پدر) بکار می‌رود. مسئولان نروژی از جمله هوبارد، مهدی را هاشمی جونیور خطاب می‌کردند که این امر برای تمایز وی از هاشمی بزرگ بود.
در ادامه اعترافات، ریچارد هوبارد توضیح می‌دهد: «پس از برگزاری این جلسه و جلسات مشابهی که در ایران برگزار شد، متوجه شدیم که این فرد مشاور وزیر نفت ایران است و خانواده وی نیز قدرت و نفوذ زیادی در تجارت نفت و گاز دارد. برای سنجش نفوذ وی، در جلسات مشترکی که با این شخص داشتیم، اعلام کردیم تا پاسخ خود را از طریق وزیر نفت ایران یعنی بیژن زنگنه ارسال کند که این کار صورت گرفت. این مسئله قدرت این مقام ایرانی را نشان داد که راهی برای به دست آوردن فرصت‌های تجاری در ایران بود.»
ریچارد هوبارد در جریان بازجویی و برگزاری دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ماجرای پیشنهاد رشوه از سوی طرف ایرانی اشاره می‌کند. نکته جالب آن است که برخلاف روال معمول، پیشنهاد رشوه را نه رشوه‌دهنده که رشوه‌گیرنده مطرح می‌کند. هوبارد در این باره می‌گوید: «درست یک ماه بعد از این ماجرا پیغامی عجیب از سوی طرف ایرانی به طرف نروژی فرستاده شد. در این پیغام آمده بود، آیا استات اویل در صورت موفقیت در پروژه‌های نفتی ایران آمادگی کمک به مؤسسات عام‌المنفعه و آموزشی را دارد؟ این پیشنهاد برای مسئولان استات اویل عجیب به نظر می‌رسید، به طوری که کمک به مؤسسات عام‌المنفعه از سوی یک شرکت خارجی که در حوزه نفت و گاز فعالیت می‎کند، می‌توانست چه مفهومی داشته باشد؟ در این موقع یکی از کارکنان و مسئولان بلندپایه استات اویل که ارتباط نزدیک‌تری با مقامات ایرانی داشت، به من توضیح می‌دهد که یک مفهوم شفاف در ایران وجود دارد که مطابق آن انتظار می‌رود کمپانی‌های فعال خارجی در ایران کمک‌هایی اجتماعی ارائه دهند! بنابراین باید یک راه حل قابل‌قبولی برای کمک‌های عام‌المنفعه پیدا می‌شد و یک تیم حقوقی باید همه موارد را ارزیابی می‌کرد تا برای دو طرف مشکلی پیش نیاید. از این رو رفت و آمدها و مکالمات زیادی بین مقامات ایرانی و نروژی انجام شد که در برخی از موارد نیز وزیر نفت ایران حضور داشت و شاهد مکالمات ما بود.»
پس از برگزاری جلسات متعددی بین دو طرف ایرانی و نروژی، نتیجتاً تصمیم بر این شد تا شرکت هورتون وارد ماجرا شود تا مشکل حقوقی برای دو طرف پیش نیاید. در واقع شرکت هورتون، یک شرکت ایرانی بود که در لندن دفتر نمایندگی داشت و برخلاف شرکت‌های رایج، نام و نشان زیادی هم از آن وجود نداشت و می‌توان گفت شرکت کاغذی و برای پوشش فساد بود.
در ادامه اعترافات، ریچارد هوبارد می‌گوید به منظور دریافت مشاوره‌های مورد نیاز مقدماتی و ارتباط مستمر مشاوره‌ای در طول 11 سال فعالیت نفتی با شرکت ملی نفت ایران، قرارداد خدمات مشاوره‌ای با این شرکت معتبر به مبلغ ۱۵ میلیون دلار منعقد شد؛ به طوری که مقرر شد تا شرکت انگلیسی هورتون اطلاعات جامعی از مقررات و قوانین ایرانی را در اختیار ما قرار دهد. بعد از امضای قرارداد با شرکت هورتون اعضای تیم من جلسات منظمی با «ع ی» طرف ایرانی که در شرکت هورتون حضور داشت، برگزار کردند. البته به طور موردی ملاقات‌هایی نیز با «جونیور» داشتیم و در این ملاقات‌ها، مشورت‌های خوبی در خصوص فضای کار و مسائل سیاسی ایران دریافت می‌کردیم که بسیار مفید بود.
سرانجام هوبارد بعد از محکومیت شرکت استات اویل در دادگاه نروژ، به همراه همکاران خود از سمتشان استعفا دادند. هوبارد در استعفانامه‌ای که در تاریخ 22 اکتبر 2003 تقدیم به هیئت‌مدیره استات اویل کرد، مجدداً اعترافاتش را تکرار کرد و از ملاقاتش با مهدی هاشمی رفسنجانی در سال 2001 در دفاتر استات اویل در برگن خبر داده است.
به گفته هوبارد، مهدی هاشمی که در آن زمان رئیس شرکت بهینه‌سازی سوخت ایران بود، از او پرسیده بود آیا استات اویل حاضر است در قابل به دست آوردن پروژه توسعه میدان نفتی سلمان، وجهی تحت عنوان «حق موفقیت» بپردازد. هوبارد افزوده است: اما از آنجا که مسئولان استات اویل پروژه توسعه میدان سلمان را به دلایل فنی و هزینه‌ای رد کردند، «جونیور» (مهدی هاشمی) به ما گفت که تاکنون چند شرکت بابت قراردادهای مختلف از آن «حق موفقیت‌ها» پرداخت کرده‌اند. هوبارد از سایر پیشنهادات مهدی هاشمی برای پرداخت حق موفقیت سخن گفته است: یکی از پیشنهادات مهدی هاشمی، انتقال پول به بنیادها (خیریه‌های اسلامی ایرانی) بود که آن را رد کردیم تا این که پیشنهاد مهدی هاشمی برای این که به عنوان مشاور سیاسی استات اویل کار کند، مورد توجه قرار گرفت. مهدی هاشمی پیشنهاد داد که برای این کار یک قرارداد مشاوره‌ای با عباس یزدی ببندیم که شرکت هورتون را داشت و در لندن زندگی می‌کرد. این پیشنهاد مورد قبول واقع شد و در سال 2001 استات اویل و هورتون قرارداد رسمی 11 ساله به ارزش 15 میلیون دلار منعقد کردند. 4 ماه بعد از آن، استات اویل توانست پروژه 300 میلیون دلاری در میدان گازی پارس جنوبی ایران را به دست آورد. پس از آن هم عباس یزدان پناه خواستار پرداخت 2/5 میلیون دلار از رقم مورد توافق شد.
در متن استعفای هوبارد، وی پایان کار مهدی هاشمی و عباس یزدان‌پناه را اینطور شرح داد: «اطلاع دارید که ما در ژوئن امسال یک قرارداد اسمی و فرمالیته مشاوره با هورتون منعقد کردیم که براساس آن قرار شد ظرف ۱۵ سال، مبلغ ۱۱ میلیون دلار به هورتون پرداخت شود. همچنین مطلع هستید که ما براساس تقاضای آقای «ی» پس از این قرارداد با پرداخت حدود نیمی از مبلغ ۱۱ میلیون دلار و طی دو فقره انتقال وجه از طریق یک حساب بانکی در نیویورک به یک حساب بانکی در شبه‌جزایر قبرس و جمعاً به مبلغ ۲/۵ میلیون دلار، به اولین بندهای قرارداد عمل می‌کنیم و نیز اطلاع دارید که چهار ماه بعد از قرارداد اولیه‌مان، یعنی همین چند هفته پیش، اولین ثمره قرارداد مشاوره خود را با بردن یک پروژه ۳۰۰ میلیون دلاری در پارس جنوبی به دست آوردیم. البته از جریانات بعدی هم لابد همه اعضا اطلاع دارند که چگونه با مشکوک شدن حسابرس‌ها به پورسانت غیرعادی ما برای این پروژه‌ها و جنجال‌های بعدی رسانه‌ای، آن ماجرا به دادگاه کشید. من، ریچارد هوبارد، به عنوان نائب رئیس اجرایی استات اویل خود را در این رسوایی شریک می‌دانم و همانند هم‌قطاران خود، رئیس و رئیس اجرایی استات اویل استعفا می‌دهم.»

گزارش نهاد نظارتی آمریکا درباره نقش مهدی هاشمی در فساد استات اویل
تحقیق و تفحص پرونده استات اویل به طور جداگانه در پلیس اقتصادی نروژ، پلیس سوئیس و کمیسیون اوراق بهادار و بورس آمریکا (SEC یا Security and Exchange Commission) دنبال شد.
پای کشور سوئیس زمانی به پرونده استات اویل باز شد که مقامات این شرکت اعلام کردند، رشوه به مقام نفتی ایرانی از طریق حساب عباس یزدان پناه (یزدی) در بانک سوئیس پرداخت شده است. پلیس سوئیس به دنبال یافتن نشانه‌ای از پولشویی احتمالی، حساب بانکی عباس یزدی در بانک کردیت سوییس در ژنو را مورد بررسی قرار داد؛ جایی که مقامات نروژی استات اویل اعلام کرده بودند از طریق آن، ۲/۵ میلیون دلار به عباس یزدی و طرف ایرانی وی پرداخت کرده بودند. با تأیید واریز ۷۵/۶ میلیون فرانک سوئیس (معادل ۲/۵ میلیون دلار آمریکا) مشخص شد که مبالغ واریزشده به حساب عباس یزدی به هشت حساب دیگر منتقل شده بود. از آنجا که شرکت نفتی بزرگ استات اویل در بورس نیویورک نیز سهام داشت، دادگستری ایالات متحده آمریکا نیز وارد میدان تحقیق و تفحص شد. در این شرایط بود که استات اویل سومین شرکت بزرگ نفتی اروپایی اتهام وارده را پذیرفت. در جریان بررسی دادگاه استات اویل در آمریکا و نروژ اعلام شد: «هدف قرارداد مشاوره‌ای شرکت هورتون که شامل پرداخت ۱۵ میلیون دلار طی ۱۱ سال می‌شد، ترغیب مقامات ایرانی بود برای استفاده از نفوذشان تا سهم استات اویل در قراردادهای پارس جنوبی را افزایش دهند و در عین حال درها برای پروژه‌های بعدی نفت و گاز در ایران به روی استات اویل باز شود.» پرداخت‌های شرکت نروژی به یک حساب offshore انجام می‌شد، حساب‌هایی که گفته می‌شود معمولاً در مناطق آزاد یا مناطقی که کمتر با مقررات سخت حکومت‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند و بعد از انجام معاملات هم به راحتی قابل بستن هستند. در نهایت جریمه‌ای که نروژ برای استات اویل در نظر گرفت ۳ میلیون دلار و جریمه‌ای که آمریکا برای این شرکت در نظر گرفت مبلغ ۲۰ میلیون دلار بود. با وجود اثبات جرم استات اویل و نهایی شدن حکم این شرکت در دادگاه، ایالات متحده آمریکا اعلام کرد با توجه به روند چند سال اخیر این شرکت و اثبات حسن نیت آن پیگیری قضایی استات اویل متوقف می‌شود. براساس این گزارش، استات اویل در سند به دست آمده اذعان می‌کند، عملش قانون ضد رشوه‌خواری و مقررات حسابرسی قانون اعمال فساد خارجی آمریکا را نقض کرده است. در این سند که در روزنامه گاردین نیز منتشر شده است آمده: «شرکت استات اویل موافقت کرده است ۵/۱۰ میلیون دلار به عنوان جریمه بپردازد و همچنین موافقت کرده است یک موافقت‌نامه تعقیب قضایی سه‌ساله را به اجرا بگذارد.» خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام شرکت استات اویل نیز اعلام کرد، بر اساس توافقی با کمیسیون سهام و اوراق بهادار آمریکا، وزارت دادگستری و دفتر دادستانی این کشور حاصل شده است موضوع معامله استات اویل با مؤسسه هورتون حل و فصل شده است.

حکم آمریکا علیه استات اویل
در حکم کمیسیون اوراق بهادار و بورس آمریکا درباره این پرونده، عنوان «رئیس سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت کشور» ذکر شده است که صراحتاً از نقش مهدی هاشمی حکایت دارد. مهدی هاشمی در آن زمان رئیس سازمان بهینه‌سازی بود. (سند شماره 3)
در خلاصه این حکم آمده است: در ژوئن 2002 و ژانویه 2003 شرکت استات اویل به یک مقام ایرانی رشوه داده تا از نفوذ وی برای کسب قرارداد توسعه سه فاز پارس جنوبی و تسهیل حضور در سایر پروژه‌های نفتی ایران، استفاده کند. این مقام ایرانی، رئیس شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت وابسته به شرکت ملی نفت ایران بود. (مهدی هاشمی رفسنجانی)
نکته جالب در بند 5 حکم کمیسیون اوراق بهادار و بورس آمریکا است که صراحتاً به مهدی هاشمی اشاره شده است:
«۵- در بهار سال ۲۰۰۱، برخی کارکنان استات اویل در ایران دعوت‌نامه‌ای از سوی اقوام یکی از مقامات ایران برای ملاقات با وی دریافت کردند. این کارکنان استات اویل دریافتند که پدر این مقام ایرانی رئیس‌جمهور سابق ایران بوده که ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد. مجمعی متشکل از معتمدان حکومت که در سیستم سیاسی ایران نقش میانجی و هماهنگ‌کننده را بین بخش‌های منتخب مردم- مثل مجلس و ریاست جمهوری و بخش‌های تحت کنترل روحانیت حاکم، بازی می‌کند. استات اویل پس از ملاقات با این مقام ایرانی و ارزیابی نفوذ وی و از این مقام خواست تا از طریق وزارت نفت ایران یادداشتی برای استات اویل بفرستد. یکی از کارکنان استات اویل نتایج این ارزیابی را نشان‌دهندۀ این معنا توصیف کرده که مقام ایرانی مورد نظر فردی بانفوذ و قدرتمند است و می‌تواند برای استات اویل رابط خوبی جهت ایجاد فرصت‌های کسب‌وکار در ایران باشد. پس از ایجاد ارتباطات اولیه استات اویل دریافت که این مقام ایرانی مشاور وزارت نفت است و اینکه خانوادۀ وی در بحث تجارت نفت و گاز ایران بسیار قدرتمند و بانفوذ هستند. هنگامی‌که کارکنان استات اویل با این مقام ایرانی ارتباط برقرار کردند، از اتهامات علنی فساد مالی خانوادۀ او به خوبی آگاه بودند، اما هیچ اقدامی برای تحقیق و بررسی صحت‌وسقم این اتهامات از سوی کارکنان استات اویل صورت نگرفت.» (سند شماره 4)
در بند 6 این حکم هم از نفوذ بالای خانواده هاشمی در صنعت نفت ایران گزارش شده است:
«6- در ماه اوت 2001 همان مقام ایرانی از تأسیسات استات اویل در شهراستاوانگر نروژ دیدار و باکارکنان ارشد آن از جمله مشاور ارشد مدیرعامل، مدیر اجرائی ارشد و کارمند ارشد این شرکت در بخش اکتشاف و تولید بین‌المللی ملاقات کرد، کسی که مسئولیت فعالیت‌های استات اویل را در ایران بر عهده دارد. کادر مدیریتی استات اویل که در این ملاقات حضور داشتند به خوبی از جایگاه و نفوذ این مقام ایرانی آگاه بودند. در دستور جلسۀ کتبی این ملاقات، این مقام ایرانی را، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران NICO خطاب کرده‌اند. همچنین در مستندات داخلی استات اویل این مقام ایرانی به عنوان مشاور وزیر نفت ایران و مهمانی بسیار عالی‌قدر و مهم توصیف شده است. هم‌زمان در یادداشت‌های داخلی استات اویل، خانوادۀ این مقام ایرانی نیز به عنوان افرادی توصیف شده که کنترل تمامی قراردادهای نفت و گاز ایران را در اختیار دارند.» (سند شماره 5)

در انتظار اجرای عدالت
مستندات فوق، تماماً از رسانه‌ها و منابع خارجی استخراج شده‌اند و خانواده هاشمی نمی‌تواند این اسناد را ساخته دست منتقدان داخلی خود جلوه دهد. دستگاه‌های قضایی و امنیتی در نروژ، سوئیس و آمریکا که متفق‌القول به نقش مهدی هاشمی رفسنجانی در فساد استات اویل اشاره کره‌اند؛ قرابتی با اصولگرایان داخل ایران که منتقد اقدامات غیرقانونی خانواده هاشمی هستند، ندارند که بتوان اسناد و گزارش‌های آن‌ها را ناشی از سیاسی‌کاری دانست؛ به عبارت دیگر، خانواده هاشمی نمی‌تواند همچون داخل که هرگونه برخورد قضایی با اقدامات خلاف قانون خود را ناشی از سیاسی‌کار و ظلم نظام جلوه می‌دهد، مدعی شود که دستگاه‌های قضایی کشورهای فوق و مدیران سابق استات اویل همگی توطئه چیدند که مهدی هاشمی رفسنجانی را بدنام کنند. اسناد دخالت مهدی هاشمی رفسنجانی در این پرونده، آن‌چنان عیان است که قابل انکار نیست. به امید آن که دستگاه قضایی در پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی بدون توجه به فشارها به ابهامات استات اویل برای همیشه پایان دهد.

منابع:
http://www.sec.gov/news/press/2006/2006-174.htm

https://www.sec.gov/litigation/admin/2006/34-54599.pdf

http://news.bbc.co.uk/2/hi/business/3849147.stm

http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=10&cad=rja&uact=8&ved=0CFkQFjAJ&url=http%3A%2F%2Fwww.reputationinstitute.com%2Fframes%2Fpdfmaker.php%3Ffile%3D%2Fframes%2Fcase_studies%2Fstatoil_01.php&ei=QOLcU_GhGKyS7Aa8vID4Cg&usg=AFQjCNFolX6eTo2ma_tKndCcyMktETsoEA&sig2=gWDctFSlTlqrSsOWk-Dwng&bvm=bv.72197243,d.ZGU

http://www.corpwatch.org/article.php?id=11617

http://www.gasandoil.com/news/2003/11/cne34804

http://www.telegraph.co.uk/finance/2864033/Bribery-scandal-claims-Statoil-chief.html

http://www.nytimes.com/2003/09/16/business/oil-company-in-norway-under-cloud.html

http://www.fin24.com/Companies/US-investigates-Statoil-deal-20040729

http://www.laohamutuk.org/Oil/LNG/Refs/006StatoilScandal.htm

http://www.bloomberg.com/apps/news?pid=newsarchive&sid=aUJzllXYNSmw

No responses yet

Aug 23 2014

آغاز کمپین ماله‌کشی مدرک روحانی توسط دولت

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: در روز‌های گذشته، دو نفر از وزرای کابینه با تکرار یک حرف مشابه، به دفاع از رئیس دولت و نحوه ثبت نام او در مجلس اول برآمدند. سخنان این وزرا بر خلاف سند شماره ۶۵ کتاب خاطرات روحانی و ادعاهای اولیه اوست.

به دنبال انتشار نامه‌ای از سوی برخی از اصول‌گرایان مجلس و زیر سوال بردن مدرک روحانی، وزرای کار و ارتباطات در گفتگوهایی جداگانه با خبرگزاری ایسنا به دفاع از او برآمدند. علی ربیعی که هفته پیش، نحوه گرفتن دکترایش از سوی گروه‌های مختلف زیر سوال رفته بود گفت: «به خوبی به یاد دارم که آقای روحانی زمانی که نمایندگی مجلس را در دوره های اول مجلس احراز کرده بودند، در رزومه تحصیلی خود مدرک تحصیلی را دانشجوی دوره دکترا اعلام کردند و اساسا در آن مقطع پرداخت حقوق نمایندگان بر مبنای مسئولیت نمایندگی بوده نه مدرک تحصیلی.»

واعظی، وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات نیز در گفتاری مشابه به ایسنا گفت: «روحانی برای شرکت در اولین دوره انتخابات نمایندگی مجلس نیز مدرک خود را دانشجوی دکترا و تحصیل در خارج از کشور مطرح کرده بود و باید این افراد بدانند که ایشان بورس تحصیلی نیز دریافت نکرده است و مثل سایر افراد با هزینه‌ شخصی در خارج از کشور تحصیل کرده است.»

این در حالی است که روحانی در معرفی خود پیش از انتخابات مجلس اول، دارای مدرک دکترا در رشته جامعه‌شناسی حقوقی از دانشگاه لندن معرفی شده و در برگه شناسه نمایندگان مجلس اول، دارای مدرک دکترای حقوق و همچنین «خارج» فقه معرفی شده است.

حسن روحانی در کتاب خاطرات خود هم تاکید کرده که در سال ۱۳۵۷ برای ادامه تحصیلات به انگلستان رفته و در ترم پاییزه دانشگاه معتبر ال.اس.ای. لندن برای دوره M.Phil* ثبت نام کرده است. تیم تحقیق خودنویس در تماسی با این دانشگاه، خواستار اطلاعات بیشتری از دوران تحصیلی حسن روحانی یا «حسن فریدون» شد که پاسخ دانشگاه مورد نظر، عدم ثبت نام از کسی با نام حسن فریدون یا حسن روحانی در طول تاریخ خود بوده است.

برخی حامیان روحانی در فضاهای اجتماعی تلاش کرده‌اند بحث «معادل‌سازی» مدرک فقهی را مبنای درجه دکترا، پیش از اعطای این مدرک در سال ۱۳۷۸ از سوی دانشگاه کالدونین گلاسکو قلمداد کنند تا از زیر سوال رفتن سو استفاده احتمالی روحانی از عنوانی که فاقد آن بوده، جلوگیری شود.

علی ربیعی در گفتگو با ایسنا، بحث «معادل‌سازی» را چنین طرح می‌کند: «البته بعد از انقلاب و با مطرح شدن بحث معادل سازی آقای روحانی می توانست بر اساس مدرک خارج خود که از حوزه علمیه در سال ۵۳ کسب کرده بود از عنوان دکترا استفاده کند که در حال حاضر عده ای این کار را انجام می دهند، اما رئیس جمهور لحظه ای از این عنوان استفاده نکرد و به واسطه هوش و استعدادی که داشت در دانشگاه موفق به پذیرش و سپس اخذ مدرک دکتری شد.» این درحالی است که معادل‌سازی مدارک در دهه هفتاد آغاز شد، نه ابتدای انقلاب و حسن روحانی در سال ۱۳۵۸ مدعی داشتن مدرک دکترای حقوق بوده است، نه دانشجویی مقطع دکترا.

حاضر نشدن روحانی در جلسه‌ استیضاح وزیر علوم، با انتقادهای بسیاری روبرو شده است. برخی اعتقاد دارند که غیبت روحانی به‌واسطه نگرانی‌اش از پاسخ‌گویی به منتقدانی است که ادعاهای اولیه او در داشتن مدرک دکترا از مجلس اول را زیر سوال برده‌اند. واکنش مشابه وزرای کابینه او در توضیح اینکه رئیس جمهوری، در هنگام ثبت نام مجلس اول، «دانشجوی دکترا» بوده، با ادعای ثبت شده روحانی در روزنامه جمهوری اسلامی یک شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۵۸، مغایرت دارد. همچنین، روحانی نمی‌توانسته دانشجوی دکترای دانشگاه ال‌اس‌.ای انگلستان بوده باشد. روحانی به ادعای خود تنها یک ترم در انگلستان درس خوانده و بخش بزرگی از آن محدوده زمانی را نیز در سفر به نوفل‌لو شاتو برای همراهی با آیت‌الله خمینی سپری کرده است.

استفاده از عنوان دکترای جعلی در جمهوری اسلامی سابقه‌ای طولانی دارد و پیش از روحانی، کردان، وزیر اسبق کشور و نیز رحیمی، معاون اول کابینه دوم احمدی‌نژاد متهم به جعل عنوان بوده‌اند.


گفتگوی ۱۹ اسفند ۱۳۵۸ روزنامه جمهوری اسلامی با حسن روحانی.

سند شماره ۶۵ کتاب خاطرات حسن روحانی.

_____
* Master of Philosophy
ویکی‌پدیا: یک مدرک پژوهشی تحصیلات تکمیلی است که نیازمند تکمیل پایان‌نامه است. این مدرک در حالت کلی، مرحله‌ای بین کارشناسی ارشد و دکترا است

No responses yet

Aug 22 2014

علت غیبت روحانی در جلسه استیضاح: ترس از بحرانی‌تر شدن ماجرای مدرکش

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: نگرانی از آسیب پذیری در برابر ایراداتی که پیرامون استفاده روحانی از مدرک دکتری وجود دارد، فرضیه‌ای قابل تامل در فهم دلیل واقعی حاضر نشدن روحانی در مجلس است.

حاضر نشدن حسن روحانی در جلسه استیضاح فرجی دانا به نفع موافقان استیضاح تمام شد. البته تضمینی نیز وجود نداشت که حمایت وی از فرجی دانا در مجلس می‌توانست فرجام کار را تغییر دهد. اما این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که روحانی نسبت به دفاع از فرجی دانا عملکرد موفقی نداشت.

وی از وقتی که استیضاح قطعی شد، حمایت خود را به صورت علنی از وزیر علوم ابراز داشت و با ستایش مراتب علمی و سوابق دینی، انقلابی و پای‌بندی وی به برنامه‌های دولت و گفتمان اعتدال مخالفت خود با استیضاح کنندگان را آشکار ساخت. در واقع او نشان داد که ادعاهای اصول‌گرایان افراطی در متهم کردن فرجی دانا به عدول از اعتدال مورد نظر دولت را قبول ندارد واز عملکرد فرجی دانا راضی است. روحانی در جلسه هیات دولت اعلام کرد که فرجی دانا توانسته ضمن برقراری نشاط در دانشگاه‌ها فضا را آرام نگاه دارد و دانشگاه‌ها در یک سال گذشته آرامش خوبی داشته‌اند.

در همین راستا فرجی دانا در نطق خود در مجلس مدعی شد نا آرامی‌ها در دانشگاه کاهش یافته است. وی چنین گفت: «نسبت تحرکات و تنش‌های افراد و تشکل‌های افراطی در سال تحصیلی ۸۸ حدود ۴۳ درصد است که در سال ۹۱ به ۱۹ درصد رسیده است و این حاکی از آن است که تحرکات و تنش‌ها کاهش یافته است، پس چرا ادعا کنیم که زیاد شده است؟ از این سیاه‌نمایی برای دولت و ملت چه حاصل می‌شود؟ … نسبت تحرکات اعتراضی غیرقانونی که بدون مجوز رخ داده است، در سال ۸۸ حدود ۴۳ درصد بوده که در سال تحصیلی ۹۲ و ۹۳ به ۲۰ درصد تقلیل یافته است و در سال ۹۱ نیز ۲۶ درصد بوده است.»

او تاکید کرد: «وزیر کشور که مسوول امنیت کشور است،‌ در مصاحبه‌ای شهادت داده است که آرام‌ترین فضا را در دانشگاه‌ها داریم، چرا می‌خواهیم القا کنیم که دانشگاه‌ها در مقابل نظام هستند؟ چه سودی برای ما دارد؟»

البته وی به غلط مبنای اتهام زنی اصول‌گرایان افراطی را پذیرفت و بر سر مصداق وارد بحث شد. اما در واقع افراط از سوی حکومت صورت گرفته است. جنبش دانشجویی در دهه هفتاد و هشتاد در کمال عقلانیت به انجام وظایف خود در قبال جامعه و دانشگاه پرداخت. اما او و روحانی توجه نمی‌کنند که آرامش در دانشگاه موقعی ارزشمند است که توام با ایفای نقش دانشگاه در نقادی و گسترش آگاهی و تمرین ایفای مسوولیت باشد و گرنه در شرایط امنیت قبرستانی نیز آرامش برقرار است. در دوره گذار، دانشگاه ناگزیر کانون تحول‌خواهی است و وظیفه پرورش نیروی متخصص آگاه به مسوولیت‌های اجتماعی و دردهای مردم را بر عهده دارد.*

دلایل نیامدن روحانی

روحانی به دلیل سفر استانی به اردبیل در مجلس حاضر نشد و به‌جای او اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور حضور یافت. روحانی در هنگام حضور در اردبیل در حالی که استیضاح در جریان بود گفت: «دلم می‌خواست در کنار وزیر دانشمند و مودب علوم باشم و با زبان صریح از وی حمایت کنم. … به نمایندگان مجلس اعلام می‌کنم امروز هر چه وحدت و اتحاد ۳ قوه بیشتر باشد در دنیای پر آشوب کنونی دشمنان ما ناراحت و دوستان ما در جهان خوشحال خواهند شد.»

روحانی خاطر نشان ساخت: «رای مجلس هرچه باشد احترام می‌گذاریم.» او بعد از استیضاح نیز گفت نباید از این اتفاق عصبانی شد و دولت قواعد بازی را رعایت کرده و حق قانونی نمایندگان را به رسمیت می‌شناسد.

اما او می‌توانست سفرش به اردبیل را به تعویق بیاندازد، کما اینکه پیرموذن نماینده اصللاح‌طلب مردم اردبیل به این شهر نرفت و در مجلس ماند تا از فرجی دانا حمایت کند.

بررسی سیر حوادث این تصور را قوت می‌بخشد که چرایی نیامدن روحانی در تلاقی با سفر استانی وی به اردبیل نبود. روحانی ابتدا تصور می‌کرد استیضاح فرجی دانا رای نمی‌آورد و به حمایت‌های علی لاریجانی و هیات رئیسه فراکسیون رهروان ولایت دلخوش ساخته بود. ارزیابی وی نیز در ابتدا غلط نبود، فضا در روز استیضاح عوض شد. بنابراین روحانی با تاکید بر لزوم روابط خوب بین مجلس و دولت مدعی شد که استیضاح فصل جدیدی در روابط حسنه قوای مقننه و مجریه خواهد گشود، اما این اتفاق نیافتاد و برعکس معلوم شد دولت در تعامل با مجلس نهم مشکل دارد و از این بس سخت‌گیری‌های مجلس بیشتر می‌شود.

در این میان پخش نامه‌ای [2] بر علیه روحانی در مجلس می‌تواند توضیح دهنده علت واقعی عدم حضور وی باشد در حالی که مسوولان دولتی تا شب قبل از استیضاح حضور وی در مجلس را محتمل می‌دانستند. چه بسا او گمان کرده است حضور در مجلس و طرح شبهه در مدرک دکتری وی و چگونگی استفاده از عنوان دکتری برای بیش از یک دهه در حالی که فاقد این مدرک بوده است، به وجهه او لطمه می‌زند. از این رو مصلحت در آن دید که در مجلس حضور نیابد و وارد بحثی نشود که در نهایت فرجام آن به نفع جریان رقیب خواهد بود.

البته اگر ادعای توزیع کنندگان نامه درست باشد که او در شرایط فقدان مدرک دکتری [3] از حقوق معادل این مدرک در مجلس برخوردار بوده است، آنگاه وی در موقعیت آسیب پذیری قرارمی‌گیرد و عملا تلاش دولت یازدهم برای برخورد با سوء استفاده کنندگان از مدارک دانشگاهی با چالشی جدی مواجه خواهد شد.

با کنار هم گذاشتن قرائن و گمانه زنی‌ها می‌توان نتیجه گرفت که نگرانی از آسیب‌پذیری در برابر ایراداتی که پیرامون نحوه استفاده روحانی از عنوان دکتری وجود دارد، فرضیه‌ای قابل تامل در فهم دلیل واقعی عدم حضور روحانی در مجلس است. البته این احتمال را نیز نمی‌توان از نظر دور داشت که روحانی از رفت و آمدهای پشت پرده فهمیده است که تصمیم مجلس برای عزل فرجی دانا قطعی شده و حضور وی نیز نمی‌تواند سرنوشت اولین وزیر علوم کابینه‌اش را تغییر دهد.

انتخاب محمد علی نجفی برای سرپرستی وزارت علوم در شرایط فعلی اقدامی مناسب از سوی روحانی بود. او نشان داد در مواجهه با حرکت تهاجمی اکثریت مجلس اهل عقب‌نشینی است و کماکان اصرار دارد شخصیت‌های وابسته به اصلاح‌طلبان و دارای اعتبار نسبی در دانشگاه‌ها سکان اداره وزارت علوم را در دست بگیرند.

اقدام او اگر تا آخر دنبال شود و وزیری در سطح فرجی دانا در صدر وزار ت علوم قرار بگیرد می‌تواند آسیب‌ها و پیامدهای منفی استیضاح فرجی دانا را جبران نماید. در عین حال بعید به نظر می‌رسد روحانی نجفی را به مجلس پیشنهاد نماید اما با طرح وی می‌تواند مجلس را تحت فشار قرار دهد تا به فردی در سطح فرجی دانا رضایت بدهد. روحانی بعد از استیضاح وارد دعوا با مجلس نشد و در عوض می‌خواهد وزیری مناسب را جای‌گزین سازد.

البته مجلس نیز این بار بیش از گذشته سخت خواهد گرفت و امکان دارد روند مربوط به وزارت ورزش تکرار شده و گزینه پیشنهادی روحانی رای نیاورد. روحانی اگر تصمیمش در وزارت ورزش را عملی ساخته و فردی خنثی و صرفا تکنوکرات را برای وزارت علوم معرفی نماید آنگاه یکی از پایه‌های اصلی حمایت اجتماعی خود را از دست خواهد داد. او به اندازه کافی هوشیاری دارد که متوجه اهمیت استراتژیک دانشگاه‌ها باشد. ماه های آینده نشان خواهد داد دوئل روحانی و اصول‌گرایان افراطی در حوزه مدیریت دانشگاه‌ها به کجا خواهد انجامید.

ــــــ

*در سال گذشته در داخل دانشگاه تحرکات جدی وجود نداشته و آرامش موجود بیشتر محصول بی عملی بوده است. البته از شدت فضای پلیسی کاسته شده اما شکاف بین دانشگاه مستقل و ساخت قدرت مطلقه و اصحاب ولایت فقیه در حدی فعال نشده است تا واکنش دستگاه امنیتی و نیروهای تند رو را در بر داشته باشد. در عین حال استیضاح فرجی دانا روشن ساخت که همین فضای حداقلی نیز از سوی حکومت تحمل نمی‌گردد.

No responses yet

Aug 22 2014

لاریجانی: خرید خودروی خارجی توسط دولت غیرقانونی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: رئیس مجلس در نامه‌ای به حسن روحانی مصوبه هیئت وزیران درباره خرید خودروی خارجی را مغایر با قانون اعلام کرد. مطابق آمار گمرک در سه ماه نخست امسال واردات خودروهای لوکس به ایران دو و نیم برابر بهار گذشته بود.

علی لاریجانی با استناد به نظر مقدماتی “هیئت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین”، یکی از مصوبه‌های هیئت وزیران دولت یازدهم با موضوع “خرید خودرو توسـط نهاد ریاسـت جمـهوری” را غیر قانونی اعلام کرد.

رئیس مجلس این مصوبه را با “قانون تنظیم بخشـی از مقررات مالی دولت، مصوب سال ۱۳۸۰” مغایر دانست. مطابق این قانون دستگاه‌های اجرائی تنها مجاز به خرید خودروهای سواری تولید داخل هستند.

به گزارش روز جمعه، ۳۱ مرداد خبرگزاری ایلنا، لاریجانی در نامه‌ای به حسن روحانی یادآور شده که “صرفاً نیروی انتظامی و نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور مستثنی از شمول ممنوعیت خرید خودروی سواری خارجی بوده و نهاد ریاست جمهوری، مشمول مستثنیات شمارش‌شده در قانون نمی‌باشد”.
در سه‌ماهه اول سال‌جاری ورود خودروهائی با حجم موتور هزار تا ۱۶۰۰ سانتی‌متر مکعب به ایران ۲۶۰ درصد بیشتر شده است

در سه‌ماهه اول سال‌جاری ورود خودروهائی با حجم موتور هزار تا ۱۶۰۰ سانتی‌متر مکعب به ایران ۲۶۰ درصد بیشتر شده است

رئیس مجلس در پایان نامه خود نوشت: «بنابراین، متن مصوبه و مشخصات خودروهای مندرج در جدول مربوط، تا آنجا که ناظر به امکان خرید خودروهای سواری خارجی توسط نهاد ریاست‌جمهوری می‌باشد، مغایر با قانون است.»

افزایش واردات خودروهای لوکس

در حالی که نهاد ریاست جمهوری و دیگر دستگاه‌های دولتی از خرید خودروی خارجی منع شده‌اند واردات خودروهای لوکس به ایران از ابتدای سال جاری افزایش چشمگیری داشته است.

ببینید: گزارش تصویری دویچه وله از خودروهای گران‌قیمت در تهران
تازه‌ترین آمار گمرک از بازرگانی خارجی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد، واردات”وسائل نقلیه با حجم سیلندر ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ سانتی‌متر مکعب” در سه ماه اول امسال به نسبت دوره مشابه سال پیش حدود ۲۶۰ درصد افزایش داشته است.

بیشترین کالاهای وارداتی در این مدت به ترتیب گندم، خودروهای لوکس و برنج بوده‌اند. بنابر گزارش گمرک میزان واردات در بهار امسال نسبت به سال گذشته در مجموع ۳۵ درصد افزایش یافته است.

افزایش واردات در حالی ادامه دارد که مدیران اقتصادی و رئیس دولت یازدهم بارها از سیاست‌های دولت قبلی در این زمینه و “واردات بی‌رویه کالا” به شدت انتقاد کرده‌اند.

در سال پایانی دولت دهم بیش از ۲۳ هزار خودرو، از جمله ’۵۰۰ دستگاه پورشه به ایران وارد شد که برای واردات برخی از آن‌ها از ارز دولتی استفاده شده بود.

حسن روحانی در گزارش صد روزه خود به مردم اولین راه ایستادگی “در برابر زورگویی‌ها” را اتکا به خود، تقویت تولید داخلی و کاهش واردات عنوان کرده است.

No responses yet

Aug 22 2014

در اعتراض به طولانی شدن سخنرانی فرمانده سپاه قزوین، احمد خاتمی از کنگره شهدای قزوین قهر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد خاتمی٬ عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری در اعتراض به طولانی شدن مدت سخنرانی فرمانده سپاه قزوین در کنگره «شهید رجایی و شهدای کارمند» از سخنرانی در این کنگره خودداری کرد.

خبرگزاری «شبستان» گزارش کرده آقای خاتمی سخنران اصلی کنگره «شهید رجایی و شهدای کارمند» بود که در اعتراض به طولانی شدن مدت سخنرانی محمد شاهرخی این کنگره را ترک کرد.

این خبرگزاری نوشته پس از پایان سخنرانی فرمانده سپاه قزوین٬ احمد خاتمی پشت تریبون رفته و گفته «سخنرانی فرمانده سپاه این جلسه را اشباع کرد٬ والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته» و جلسه را ترک کرد.

ایرنا نیز خبر خودداری امام جمعه موقت تهران از سخنرانی در این کنگره را مخابره کرده و نوشته درخواست‌ برگزار کنندگان این کنگره از وی برای تجدید‌نظر در تصمیم خود بی‌نتیحه مانده است.

احمد خاتمی عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت و امام جمعه موقت تهران است.

No responses yet

Aug 21 2014

مهدی هاشمی: خامنه‌ای خانه ما که می‌آمد، شب‌ها توی اتاق من می‌خوابید

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: مهدی هاشمی در گفتگویی که دو سال پیش انجام شده، به بیژن فرهودی گفته‌ است که خامنه‌ای هر وقت خانه‌شان می‌آمده، در اتاق او می خوابیده و همچنین او و پدرش به ولایت فقیه اعتقادی ندارند.

بیژن فرهودی، مجری سابق صدای آمریکا در نسخه روز ۲۹ مرداد روزنامه کیهان لندن [2]، ماجرایی را بازگو می‌کند که می‌تواند پیش از برگزاری جلسه بعدی دادگاه مهدی هاشمی، زاویه‌های متفاوت پرونده و حساسیت‌های قاضی دادگاه انقلاب را معلوم کند. فرهودی می‌نویسد: «دیدار من با مهدی هاشمی رفسنجانی که به درخواست وی انجام شد قرار نبود حالت مصاحبه داشته باشد اما کوته زمانی پس از شروع، تبدیل به نوعی گفت و شنود شد که طی آن درباره یک رشته مسایل جاری کشور صحبت کردیم. بسیاری اوقات این مکالمه توأم با پرسش‌های چالشی من از مهدی هاشمی بود.در همان ابتدای گفتگو از مهدی سوال کردم آیا دارد این گفتگو را ضبط می‌کند و او با قهقهه اظهار داشت: من؟ من از شما باید بپرسم! او اضافه کرد که ما «شورت ترم» فکر نمی‌کنیم. ما سی ساله تو حکومتیم و اگر یکی از این خلاف‌ها بکنیم هیچ کس با ما حرف نمی‌زند.»

فرهودی در ادامه می‌نویسد: «من اما از آنجا که نمی‌خواستم از مهدی هاشمی رفسنجانی به اصطلاح رودست بخورم محض احتیاط این گفتگو را با گوشی تلفنم ضبط کردم بدون آنکه آن را در جایی پخش کنم. تا اینکه اخیرا از یک منبع موثق شنیدم که نسخه‌ای از این گفتگو به دست وزارت اطلاعات افتاده و حتی یک کپی آن در دست بازجوی مهدی هاشمی رفسنجانی قرار دارد! پس معلوم شد که وی بر خلاف آنچه مدعی شده بود، این گفتگو را ضبط کرده است! اینک من برای جلوگیری از سوء استفاده رژیم از این گفتگو و احیانا تحریف آن، تصمیم به انتشار بخش‌هایی از آن، که در آنها صدای هر دویمان قابل فهم بوده است، گرفته‌ام.»

بیژن فرهودی در دنباله مطلب، برخی از سوال‌های خود و پاسخ‌های مهدی هاشمی را منتشر کرده است:

فرهودی: از وضعیت خودت در رابطه با شکایت‌های موسوی و بوذری بگو.

-موسوی که مزخرف میگه… بوذری مهم نیست… حکم غیابی گرفته از اون دادگاه… اون تو خیاله اینو من بگم…

فرهودی: الان تو آکسفورد تحصیلت ادامه داره و کلاس میری؟

-کلاس نمیرم اصلا…

فرهودی: مکاتبه‌ایه؟

مگه نشونت ندادم نامه رو… دو صفحه نامه دارم از آکسفورد که ازم معذرت‌خواهی کردن…

فرهودی: چرا منتشرش نکردی؟

بی بی سی گفت… بی بی سی یه گزارش داشت… بررسی کرد… با من مصاحبه کرد.

فرهودی: من ندیدمش… کی پخش شد؟

-همون یه سال پیش…

فرهودی: من یک سال پیش را کاری ندارم… من دارم راجع به مقاله‌ای صحبت می‌کنم در اون روزنامه… که بهت زنگ زدم…

-اون مزخرفه… روزنامه نوشته بود که آقای حاج شیخ الاسلام [دکتر رضا شیخ الاسلامی اولین استاد مطالعات ایرانی در آکسفورد] گفته که من پول نمیدم… روزنامه به من زنگ زد گفتم اگر شیخ الاسلامی بخواد چنین پولی بده من خودم از اکسفورد میام بیرون! نه اون مزخرفه…

دو سال پیش آقای[کاوه] موسوی شکایت کرده بود… آکسفورد همه ما رو جمع کرد با من ۱۲ ساعت مصاحبه کرد بعد یک نامه داد که به تو اتهام زدن ولی ما هیچ دلیلی نداریم که این اتهامات درست باشه. برات نامه‌شو می‌فرستم [تا به امروز چنین نامه‌ای از مهدی هاشمی دریافت نکرده ام]… اذیت می‌خواست منو بکنه… این جریان خیلی به نفع من شد تو آکسفورد… رییس قبلی و رییس فعلی آکسفورد و یه آقای دیگری با من جلسه گذاشتن و گفتن این جریان نشون داد به ما که تو انقدر استعداد داری که بهتره تمام دانشکده با تو کار بکنن و تو بهتر از یک استاد میتونی همه را سورپرایز کنی!

فرهودی: تو مقیم آکسفوردی یا دوبی؟

-آکسفورد.

نقش هاشمی رفسنجانی در نظام

فرهودی در دنباله، بحث در باره رهبری و رابطه رهبر جمهوری اسلامی با هاشمی رفسنجانی را پی‌گیری می‌کند.

فرهودی: با بابات تماس داری؟

-آره، هر شب حرف می‌زنیم.

فرهودی: آیا بابات بعد از ابقا در پست رییس مجمع تشخیص مصلحت هنوز مغضوبه؟ خامنه‌ای چرا ابقاش کرد؟ آیا خامنه‌ای می‌ترسید هاشمی کاری کنه؟

-نه… این دو دلیل داشت… آقای هاشمی این پستش مهم نیست و خوب پا می‌شد می‌رفت قم و می‌شد رییس بزرگترین گروه اپوزیسیون کشور… این به نفع آقای خامنه‌ای نبود که هاشمی را ابقا کنه [نکنه]. البته بابام که این کار را نمی‌کرد… این عاطفیه… پنجاه ساله دوستند با هم… تمام کارهایی که با هاشمی کردن آقای خامنه‌ای گفت که من نکردم… قوه قضاییه کرد و من دخالتی نکردم.

فرهودی: من همیشه معتقد بودم که پدرت از ارکان اصلی این نظامه و شیشه حیات رژیم دستشه…

-پدر من قوه عاقله کشوره، تو نقاط بحرانی مواظب کشوره البته تا شش هفت سال پیش، وجودش در مسائل بحرانی کشور تضمین کننده بود هرچند، الان وجودش مثل آن دوران تضمین کننده نیست. از سال ۶۸ تا ۷۰ همه‌کاره آقای هاشمی بود.

فرهودی: پدرت به «رسماجانی» شهرت یافته [که این اشاره‌ای به ترورهای مخالفان در دوران ریاست جمهوری اوست] درزمان پدرت بیشترین تعداد ترورشخصیت‌های سیاسی و مدنی اجتماعی اتفاق افتاد چیزی حدود ۲۷۰ ترور که در فیلم مستند «جنایت مقدس» رضا علامه‌زاده به آن پرداخته شده.

-این واژه را شماها سکه زده‌اید اصلا درست نیست. قبول ندارم. لیست بیاورید نشان دهید.

فرهودی: یکی از این افراد شاپور بختیار بود که در زمان بابات ترور شد.

-در مورد بختیار، معتقدم پدر خبر داشتند. اولاً مرگ بختیار وصیت آیت‌الله خمینی بود. دوم اینکه بختیار دلیل حمله به ایران بود. در دادگاهی به ریاست آیت‌الله یزدی، اوبه عنوان یک مجرم جنگی شناخته شد. اسنادی ارائه شده که نشان می‌دهد بختیار به نزد صدام رفته و او را برای حمله به ایران تحریک کرده بوده.

فرهودی: آیا بابات از ترس جلب شدن توسط اینترپول خارج نمیره؟

-نه اینطور نیست. بابام رد نوتیس اینترپول نداره. بابام هرگز به خارج سفر نکرده [توضیح مصاحبه‌کننده: هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری‌اش به چندین کشور از جمله شوروی پیشین، عربستان و چند کشور خاور دور سفر کرده بود اما بعداز ماجرای ترور بختیار و بمب‌گذاری آرژانتین و قرار گرفتن در لیست سرخ اینترپول دیگر از ایران خارج نشد]. ده بار شیراک دعوتش کرد نرفت. بابا اندونزی، مالزی رفت، کشورهای غربی نرفت. از او دعوت زیادی هم می‌شد، میتران هم از او دعوت کرده بود… به چه علت نرفت؟ چون گفت اگر من برم خارج می‌فهمند که من کاره‌ای نیستم و نمی‌تونم قول بهشون بدم.

فرهودی: بابات ارتش خصوصی داره؟

-نه، نداره. محافظانش از بچه‌های سپاه هستن… از افراد خود آقای خامنه‌ای…

فرهودی: تو فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستی آیا خودت را هم جزئی از نظام می‌دانی؟

-خیر، خودم رو جزیی از حکومت نمی‌دانم.‌‌ همان طور که می‌دانید حکم دستگیری من به خاطر ماجرای انتخابات است. اینها معتقدند که من پشت پرده تمامی وقایع انتخابات را سازماندهی کردم در حالی که مردم خودشان بیرون آمدند و به خیابان‌ها ریختند. سه میلیون نفری که بیرون اومدند به خاطر علاقه‌شون به آقای موسوی بود. اگر آقای خامنه‌ای ما را به زندان بفرستد به ضررش خواهد بود.

فرهودی: حتما به عنوان یکی از اعضای وابسته به این نظام، به ولایت فقیه معتقد هستی؟

-نه، التزامی به ولایت فقیه ندارم، پدرم هم مخالف است. به گفته پدرم این موضوع دارای اشکال است. او در یک سخنرانی به این نکته اشاره کرده اما اگر بگویم با نظام جمهوری اسلامی مخالفم دروغ گفته‌ام. من معتقدم اصلاحیه برای قانون اساسی نوشته شود. قانون اساسی ما بر اساس قانون اساسی فرانسه نوشته شده. رئیس جمهور معاون ولایت فقیه ماست، نخست وزیر معاون رئیس جمهور است. اشکال این بخش از قانون اساسی این است که در آن اشاره شده که ولایت فقیه نباید زمان داشته باشد. اگر ولی فقیه هشت یا ده سال بماند خبرگان کار خود را به خوبی انجام نمی‌دهد. قانون اساسی ما به خاطر این موضوع مشکل دارد.

بیژن فرهودی، سپس بحث را به ماجرای «استات اویل» نروژ و دارایی‌های خانواده رفسنجانی می‌برد:

-هنوز هم معتقدی که رشوه ۱۵ میلیون دلاری استات اویل به حساب شرکت شما واریز نشده؟

-بار‌ها گفتم، من ۱۵ میلیونی نگرفتم این یک قرارداد بوده، تمام دنیا بررسی کرده، رئیس جمهور اذربایجان را متهم کردند. این موضوع از سوی پلیس نروژ و سوئیس و اف بی ‌آی امریکا بررسی شد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ همه چیز زندگی من مشخص است. من هیچ جا در خارج کشور حتی یک خانه هم ندارم، به نام هیچ کس ندارم. این موضوع واقعا دروغ است. یک قران از این مبلغ به حساب من واریز نشده. حتی آن طور که شایعه است در کانادا خانه‌سازی نداریم.

-با گذشت سی و چند سال از انقلاب، هنوز از هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از میلیاردرهای معروف در ایران یاد می‌شود. این جوک را شنیده‌ای که میگن بابات گفته ما نشسته بودیم یهو دیدیم ایران افتاد وسط زمین‌های ما… آیا این ثروت جدّ اندر جدّ به خانواده شما رسیده؟

-پدر من من قبل از انقلاب هزار تا زمین داشت ۹۸۰ قطعه از این زمین‌ها را بخشید به طلاب، ۲۰ قطعه بقیه را داد به بچه‌هایش، یک زمین بیرون قم بود، جای خوبی قرار داشت با سه نفر شریک شد، آقای تولیت و عمویم، آن زمان آن وقت یک میلیون متر زمین را متری یک ریال خریدند. در‌‌ همان زمان پیش از انقلاب قیمت آن زمین‌ها یک باره گران شد.

-می‌گویند تو و پدرت و بقیه خانواده پول هنگفتی به جیب زده‌اید و آن را به خارج فرستادید. حقیقت داره؟

-نه، دروغ محض است. درست مثل اینکه می‌گفتند شاه ۲۵ میلیارد دلاربرده. شاه چیزی نبرده بود. قبول؟

-قبول داری اینو که شاه چنین ثروتی نبرده بود؟

-قبول دارم اینو… شاه همون تخمینی که میگن درسته ۵۰ میلیون برده بود. یه مشت آدم‌های دست دو بیشتر پول خارج کردن. جمهوری اسلامی هم همینطوره… آدم‌های دست دو خیلی بردن… مثل این آقای خاوری… صدتا مثل خاوری هستن. الان این آقای رضا پهلوی کجا زندگی میکنه؟…(پوتومک)… خوب بیایین مقایسه کنید… دو تا زندگی رو مقایسه کنید، حتی من حاضرم هر چی دارم با رضا پهلوی عوض کنم و تو هم بشو وکیل بین ما!

-تو از اون پولدارتری!

-نه به خدا… به والله نه… من حاضرم هرچی دارم با او معاوضه کنم … تو بشو وکیل.

-ولی پیداکردن اموال تو مثل پیدا کردن یک سوزن در انبار کاهه…

-نه، اصلا اینطور نیست، ماهمه چیزمون ثبته. وکیل می‌گیریم ثروت‌ها رو پیدا کنه.

-میگن عباس یزدی خزانه‌دارته؟

-نه بابا، مزخرف میگن.

-مهدی، تو خدای تکذیبی!

-بگم خزانه دار منه؟ خوب نیست دیگه!

-آره دیگه، تو احتیاجی نداری به خزانه‌دار… پولی نداری!

-نه، نه اینکه ندارم… من وضعم خوبه، زندگیم رو می‌چرخونم، ولی عددهایی که اینها میگن نیست.

-همین که تو انگلیس کار نمی‌کنی…

-چطور کار نمی‌کنم؟ من حقوق می‌گیرم اینجا. ماهی هفت/هشت هزار پوند می‌گیرم. دانشگاه آزاد کار می‌کنم. ما ۸ تا شعبه داریم خارج کشور. من دایم به اینها سر می‌زنم. من خرجم ماهی ده/یازده هزار پونده… خرج خودم و خانمم تهران، ما خونه زندگی داریم… خرج بچه دارم ماهی هزار پوند… خرج دانشگاه آکسفورد دارم، سالی ۱۵ هزار پونده…

– آقا، تو زبان انگلیسی‌ات در چه وضعیه؟

-من زبان انگلیسیم ایلتس‌ام ۶ بود وقتی رفتم… الان ۷ هست. هفته پیش امتحان دادم فکر کنم هفت و نیم.

-تزت رو خودت می‌نویسی به انگلیسی یا میدی برات ترجمه کنن؟

-خودم می‌نویسم. نمیشه تز را ترجمه کرد. من ۱۰ صفحه‌اش را دادم ترجمه، دیدم نمیشه ازش دفاع کرد.

-می‌دونی که شاهزاده [رضا پهلوی] در حال تلاش برای تشکیل نهادی به نام شورای ملّی است. آیا به این تلاش بهایی می‌دهی. فکر می‌کنی به جایی برسه؟ آیا در ایران [در حکومت] از شاهزاده می‌ترسند؟

-آره می دونم… بچه خوبیه… نه، به جایی نمی‌رسه، ولی همین که تلاش دارد تا نیرو‌ها را به یک سمت جلب کند کار خوبیه، ولی اینوری‌ها همه با هم دعوا دارند. نه نمی‌ترسن…

-شنیدم از مادرش بیشتر می‌ترسن.

-نه… اینا از هیچ کی نمی ترسن… از کسی می‌ترسن که بتونه ارگنایز کنه. تا موقعی که تنها باشی و دو هزار تا فحش هم بدی کاریت ندارن.از من اما می‌ترسن… چون می‌تونم ارگنایز [سازماندهی] کنم. من می‌تونم به اعتبار نامم از خیلی پولدارای دنیا به راحتی ۵۰ میلیپن پول جمع‌آوری کنم . پلان که داشته باشی کمک مالی میدن…

-پلان برای براندازی؟ در خارج یا داخل؟

-برای هر کاری… همین خارج هم.

-شما کانادا خانه‌سازی ندارید؟

-هیچی نداریم.

-جزیره نخل چی؟ اونجا سرمایه‌گذاری ندارید؟

-نه… هیچی نداریم… نخل مال دولت اماراته.

-شما خارج ایران هیچی ندارید؟

-نه، هیچی نداریم. من یه حساب تو دوبی دارم.

-حاج آقا چی؟

-حاج آقا به چه دردش میخوره؟ پس فردا می‌میره…

-وضع سلامت بابات چطوره؟

-خوبه…

-خامنه‌ای وضع سلامتش چطوره؟ می‌گفتن سرطان پروستات داره و زیاد زنده نخواهد موند.

-سرطانش خوب شد.

-دپرسیون هم میگن داره.

-آره، بعضی موقع‌ها داره.

-میگن تریاک هم میکشه؟

-نمی‌دونم، سیگار و پیپ می کشه تریاک و موادشو من خبر ندارم، من ندیدم .الان سیگار و پیپ می‌کشه، دیدم. کسی ندیده تریاک بکشه… میگن ولی کسی ندیده… من نمیگم آره یا نه…. هر وقت می‌اومد خونه ما شب‌ها تو اتاق من می‌خوابید. خامنه‌ای بعضی وقتا خونه نیاوران می‌خوابه چهار پنج تا خونه داره، شب‌ها بیشتر مواقع در پاستور می‌خوابه.

-این دعواها بین روسای قوا واقعیه یا جنگ زرگری است؟

-همین دعواها جمهوری اسلامی را نگهداشته. این دعواها منجر به ثبات این حکومت شده چون مردم این دعواها را دموکراسی می‌بینند. جنگ زرگری نیست واقعا دعواست. البته این دعواها در میان خودشونه… داخل حکومت خودمون دموکراسیه… اینا در میان خودشون دموکراسی دارن ولی خارج از نخبگان سیستم دیکتاتوری است. خامنه‌ای این گونه دعواهارو تشویق هم می‌کنه. همه نخبگان می‌دونن که تا کجا باید پیش بروند. یعنی اصولی را پذیرفتن.دوره قبل ۴۰ میلیون نفر اومدن رای دادن، قبل اون ۳۰ میلیون اومدن به آقای خاتمی رای دادن. این انتخابات‌ها جمهوری اسلامی را سر پا نگه داشته. اما در انتخابات قبلی آقای موسوی اصول را رد کرد. حتی بابام هم [علی اکبر هاشمی رفسنجانی] اصول را رد کرد و دعوایی که شد مشروعیت [نظام] را زیر سوال برد. اینا با ما خیلی بدن چون میگن شما از بازی خارج شدید. ما میگیم شما از بازی خارج شدید چون انتخابات باید سالم باشه در میان خودمون.

-واقعا فکر می‌کنی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ تقلب شده؟

-من معتقدم اگر انتخابات به مرحله دوم می‌رفت موسوی برنده می‌شد. من آمار دارم رأی موسوی بیشتر بود در مرحله اول، ‪. موسوی در مرحله اول دو درصد جلوتر از احمدی نژاد بود حدود ۴۸ به ۴۶…

-چه قراری بین خودتون گذاشته بودید؟ قرار بود کی انتخاب بشه؟

-گفتیم هر کی رأی بیشتر آورد.

-پس چرا نذاشتن؟

-خریت کردن… می‌دونی چرا این انتخابات بحران‌ساز شد؟ آقای خامنه‌ای [همراه با خنده] می‌خواست بابای منو بیرون کنه و موسوی هم بیرون کنه…

-فکر می‌کنی این حکومت تا کی دوام بیاره؟

-سی ساله اینور آبی‌ها میگن امسال این حکومت میره. این حکومت سه تا پایگاه داره: پول که دارن، یک رهبر قدرتمند که دارن و یه تعداد هم ساپورتر. ممکن است فشار خارجی از یک حدی بیشتر بشه از مدل‌های مختلف اتفاقاتی رخ دهد ولی به این راحتی‌ها نیست کار ایران [رژیم] تمام بشه. خارجی‌ها ممکنه بروند روی مدل لیبی یا کشورهای دیگه کار کنن و تحریم‌های سنگین رخ بده. امریکایی‌ها تمام سعی‌شونو می‌کنند که جواب بگیرند.

-فکر نمی‌کنی که اگر دستگاه‌های امنیتی در داخل شکاف بین‌شون پیش بیاد و اعتصابات بشه در داخل؟

-از داخل سیستم گزینشی قویست در بخش‌های امنیتی. هر کس استخدام شود تا پنج نسل‌شون معلوم هست چه کسانی هستند در این سیستم بزرگ شده‌اند. البته اگر تحریم‌ها سنگین بشه و خارجی‌ها برن رو مدل‌های مختلف مثل مدل لیبی کار کنن ممکنه اتفاقی بیافته ولی نه با این بچه‌بازی‌ها. برای تعویض حکومت چند مدل داریم مثل مدل یوگسلاوی، مدل عراق و… مدل عراق مُرده… مدل لیبی احتیاج به مجوز شورای امنیت داره، اگر روس‌ها کوتاه بیان جواب میده، حملات نظامی از بالا و استفاده از نیروهای داخلی نه خارجی، مثل کردها، و مردم برن تو خیابون.

No responses yet

Aug 20 2014

محمدعلی نجفی سرپرست وزارت علوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: به دنبال برکناری رضا فرجی‌دانا از وزارت علوم، تحقيقات و فناوری، حسن روحانی، رئيس جمهوری ايران، محمدعلی نجفی را در روز چهارشنبه ۲۹ مرداد به سرپرستی اين وزارتخانه منصوب کرده است.

آقای نجفی در ابتدای روی کار آمدن دولت يازدهم، توسط آقای روحانی برای تصدی مسئوليت وزارت آموزش و پرورش به مجلس شورای اسلامی معرفی شده بود اما با يک اختلاف، نتوانست رای اعتماد نمايندگان مجلس را به دست بياورد.

محمدعلی نجفی از آن پس تاکنون، از مشاوران حسن روحانی و برای مدتی، رئيس سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری و همچنين دبير ستاد هماهنگی اقتصادی بوده است.

بر اساس قوانين ايران، در صورت برکناری يک وزير، رئيس جمهور می‌تواند تا سه ماه برای آن وزارتخانه سرپرست تعيين کند.

آقای نجفی از سياست مداران نزديک به جناح اصلاح‌طلب در ايران است و در دولت‌های ۳۰ سال گذشته، مسئوليت وزارتخانه‌ها و معاونت‌های متعددی را بر عهده داشته است.

حسن روحانی، همزمان و در حکم جداگانه‌ای، رضا فرجی‌دانا را نيز به عنوان مشاور رئيس جمهور در امور علمی و آموزشی منصوب کرده است.

آقای روحانی در اين حکم از وزير سابق علوم، تحقيقات و فناوری به عنوان «دانشمندی پرتلاش» نام برده و افزوده است که «بسيار علاقمند» بود بتواند همکاری با او در دولت را ادامه دهد.

استیضاح فرجی‌دانا

مجلس شورای اسلامی، روز چهارشنبه، رضا فرجی‌دانا، وزير علوم، تحقيقات و فناوری دولت حسن روحانی را برکنار کرد.

به گزارش خبرگزاری مجلس (خانه ملت)، نمايندگان مجلس با ۱۴۵ رأی موافق و ۱۵ رأی ممتنع، به برکناری آقای فرجی‌دانا رای دادند.

۱۱۰ نماينده هم به استيضاح آقای فرجی‌دانا رای منفی دادند.

رضا فرجی‌دانا، وزير سابق علوم، تحقيقات و فناوری، با دفاع از عملکرد خود، از «سياه‌نمايی‌ها» عليه اين وزارتخانه انتقاد کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، آقای فرجی‌دانا، چهارشنبه ۲۹ مرداد در جلسه استيضاح خود، به نقل از وزير کشور گفت که «امروز فضای دانشگاه‌ها در بهترين، امن‌ترين و آرام‌ترين وضعيت ممکن قرار دارد.»

وزير سابق علوم از «کاهش تحرکات تنش‌زا» در دانشگاه‌ها خبر داد و افزود: «دانشجويان ما به مبانی نظام اعتقاد دارند، ولی وقتی در سن ۲۲ سالگی حکم سنگين انضباطی می‌گيرند، به دليل کم سن و سال بودن رفتارهای احساسی نشان می‌دهند.»

رضا فرجی‌دانا توسط تعدادی از نمايندگان مجلس متهم بود که در دوران وزارت، فضای دانشگاه‌ها از نظر امنيتی متشنج و آبستن فتنه جديدی شده است.

No responses yet

Aug 18 2014

تحریف موسوی و کروبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده :موسوی ـ و نیز کروبی ـ زمانی در برابر احمدی‌نژاد ایستاد که لشکری از رهبر جمهوری اسلامی تا مصباح یزدی، از سپاه پاسداران تا صدا و سیما، و از شورای نگهبان تا مجلس، پشت و کنار رییس جمهور محبوب رهبری بود. انصاف می‌باید؛ آیا انتقاد تند روحانی از باند احمدی‌نژاد در زمانه‌ای که رییس قوه مجریه است و حالا دیگر حتی مصباح هم پشت وی را خالی کرده و صداوسیما حاضر نیست تریبونی به وی برای دفاع از عملکردش بدهد، و سپاه چند سال است جانب ولی فقیه را علیه احمدی‌نژاد گرفته، با نقد موسوی و کروبی از احمدی‌نژاد، هم‌سنگ است؟…

کلمه – مرتضی کاظمیان:

مقدمه:

محمد قوچانی در مطلب جدیدش (سرمقاله‌ی نشریه “صدا”)، مثل اغلب مکتوباتش، ادعاهای مهمی را مطرح کرده است. نقد بسیاری از ملاحظات او در دستور این قلم و در این یادداشت نیست. نگارنده کاری به تجلیل غریب قوچانی از روحانی ندارد. قوچانی مدعی می‌شود:

«حسن روحانی سوسیالیست‌های سابق را به لیبرال‌های جدید بدل خواهد کرد.»

«روحانی ـ همچون احمدی‌نژاد ـ ایران را به سوی سیاستی حرفه‌ای پیش خواهد برد و در عمل مقام ریاست‌جمهوری را از جایگاه صدرات عظمایی دور خواهد کرد…»

«رسیدن به چنین ترکیبی از «تحول‌خواهی» در بینش و «بی‌پروایی» در روش (روش روحانی) یک اتفاق نادر تاریخ سیاسی معاصر ایران است.» و …

اگر او به هر دلیل و علت، چنین ادعاهای عجیبی را فهرست می‌کند، خود باید ادله‌اش را فهرست کند، و زمان صحت مدعای وی را مشخص خواهد کرد. نگارنده را کاری با این ستایش‌ و تحلیل نیست؛ که حق قوچانی و قلم اوست. ضمن این‌که نویسنده‌ی این یادداشت مایل نیست پا در میدان بازی «روحانی یا موسوی» نهد.

اما قوچانی در مطلب خود، از نکات مهمی آگاهانه یا ناخودآگاه می‌گذرد؛ خواسته یا ناخواسته، واقعیت‌هایی را روایت نمی‌کند. واقعیت‌هایی که پیوند می‌خورد با موسوی ـ و کروبی ـ در حصر، و اجزاء مهمی از یک جنبش اجتماعی.

آنچه در زیر می‌آید وجهی دیگر از ماجراست که قوچانی نمی‌گوید، و نقدی مختصر است بر بخشی از داوری و ارزیابی قوچانی؛ آنجا که به‌نظر می‌رسد رفتار سیاسی دو نامزد معترض انتخابات ۸۸ تحریف، و توصیف دور از واقعی از کردار آنان ارائه شده است.

دو مرد سیاست؛ دو نامزد معترض ۸۸

۱٫ قوچانی در یادداشت خود از یک حادثه‌ی مهم عبور می‌کند: کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸٫ آنچه نتیجه‌ی انتخابات را با تقلب معنادار یک‌سره تغییر داد.

از نظر قوچانی، موسوی در انتخابات شکست خورده، و یک دلیل مهم، همان مناظره‌ی مشهور است و واکنش مظلومانه و غیرسیاستمدارانه‌ی موسوی.

قوچانی می‌نویسد:

«موسوی در مناظره از نظر روحی و تاکتیکی آماده برخورد با رئیس سابق دولت نبود… در عرصه‌ی رفتار سیاسی احمدی‌نژاد برنده بود: او موفق شد… از نظر جنگ روانی برنده بازی شود.»

این «عرصه‌ی رفتار سیاسی» را قوچانی کجا در ترازو گذاشته و سنجیده، جز نتیجه‌ی رسمی انتخابات؟

به‌عنوان یک شاهد کوچک؛ اگر احمدی‌نژاد در آن مناظره پیروز شده بود، چه نیازی به دادن وقت اضافه‌ی اختصاصی به وی در آخرین شب تبلیغات وجود داشت؟

۲٫ قوچانی از یاد می‌برد ـ یا نمی‌گوید ـ که موسوی ـ و نیز کروبی ـ زمانی در برابر احمدی‌نژاد ایستاد که لشکری از رهبر جمهوری اسلامی تا مصباح یزدی، از سپاه پاسداران تا صدا و سیما، و از شورای نگهبان تا مجلس، پشت و کنار رییس جمهور محبوب رهبری بود. کسی که به اذعان آیت‌الله خامنه‌ای در نمازجمعه‌ی مشهور پس از کودتای انتخاباتی، مواضع‌اش از هاشمی هم به وی نزدیک‌تر بود.

انصاف می‌باید؛ آیا انتقاد تند روحانی از باند احمدی‌نژاد در زمانه‌ای که رییس قوه مجریه است و حالا دیگر حتی مصباح هم پشت وی را خالی کرده و صداوسیما حاضر نیست تریبونی به وی برای دفاع از عملکردش بدهد، و سپاه چند سال است جانب ولی فقیه را علیه احمدی‌نژاد گرفته، با نقد موسوی و کروبی از احمدی‌نژاد، هم‌سنگ است؟ و صرف‌نظر از در ترازو نهادن دو موقعیت، آیا تاکیدهای مهم موسوی در مناظره، که آمده‌ برای ایستادن در برابر دروغ و فریب و تحریف حقیقت و تزویر و رمالی و بی‌ادبی، ناچیز است و غیرصریح و قاطع، و از یاد رفتنی؟

۳٫ قوچانی ادبیات و مواجهه‌ی موسوی را نقد می‌کند، اما فراموش می‌کند که مناظره‌ها در چه روندی برگزار شد. او نه تنها تمام آمار و ارقام و صراحت‌های کلام موسوی را نادیده می‌گیرد، بلکه از نحوه‌ی مواجهه‌ی کروبی و حتی رضایی با احمدی‌نژاد نیز درمی‌گذرد. چرا؟ برای ستایش از روحانی؟ بسیار خوب، می‌توان به تجلیل از روحانی و استحکام و صلابت و رفتار سیاسی‌اش نشست، اما چه دلیلی برای تحریف حقیقت و گزارش غیرواقع وجود دارد؟

مستقل از این، بد نیست قوچانی این تحلیل ـ و بلکه گزارش ـ مهم میرحسین موسوی را بازخوانی کند‌: «بعد از انتخابات دو ماه طول کشید که بنده اعتقاد پیدا کنم مناظره کذائی نه برای از میدان بردن بنده یا آقای کروبی بلکه برای تصفیه حساب کامل با همه نیروهای رقیب و یکدست کردن کشور بوده است. بنده یکی و فقط یکی از این هدف‌ها و سنگ‌های سر راه بودم. حضرات در نوار مشهور و اخیراً از قول یک روحانی بحث یک توطئه بیست ساله کرده‌اند بنده می‌خواهم با توجه به دروغ نهفته در این ادعا بگویم که «جریان حاکم در آستانه انتخابات» بیست سال برای یک‌دست کردن کشور طراحی و تلاش کرده بود و ظاهرا قرار بوده که این انتخابات آخرین پرده این تلاش باشد. مناظره در سایه این نگاه معنی دیگر پیدا می‌کند… اقتدارگرایان به‌دنبال حذف کردن همه‌ی فضای ملی از منتقدین و معترضین بودند؛ فضایی شبیه کره شمالی با کمی بزک مردم‌سالاری.»

تحلیلی که شواهد آن را پایانی نیست؛ ازجمله سخنان مهم فرمانده کل سپاه و نماینده ولی فقیه در سپاه که چندی پیش فیلم‌ آن‌ها منتشر شد.

۴٫ قوچانی به نکته‌ی درستی در مطلب خود اشاره می‌کند، ملاحظه‌ای که اتفاقا واجد شاهدی خلاف خود در موسوی ـ و کروبی ـ است. قوچانی می‌نویسد: «سیاستمدار اگر بتواند قدرت را مهار کند اخلاقی‌ترین کار را کرده است. سیاست همواره علم کسب، حفظ و گسترش قدرت بوده است اما در سده‌ی اخیر به علمِ «مهار قدرت» هم تأویل شده است و تنها قدرت است که قدرت را محدود می‌کند. وظیفه‌ی سیاستمدار این است که قدرت را با قدرت محدود کند.»

و این دقیقا کاری بود که موسوی و کروبی برایش کوشیدند و هزینه دادند. آنان تلاش کردند با استفاده از قدرت (نیروی اجتماعی)، قدرت مطلقه را مهار زنند و زنهار دهند. چنین بود که ولایت مطلقه فقیه در برابر چالشی قرار گرفت که به اعتراف خود و حامیانش، مهم‌ترین بحران قدرت مطلقه و عنان گسیخته بود.

۵٫ قوچانی در مطلب خود تعاریف متفاوتی از نسبت سیاست و اخلاق ارائه می‌کند. این تناقض، پوششی است برای صدور احکامی این‌چنینی: «رویای «صلح کل»، اسطوره‌ی «گاندی» و پندار نهضت‌های «مخملی» نقش بر آب است… سرنوشت تلخ نهضت‌های مخملی اوکراین و گرجستان و مصر و لیبی همه نشان می‌دهد که هنوز رفتار «سیاسی» بر پندارهای شبه‌‌ اخلاقی در دموکراسی‌سازی فضل تقدم دارد…ارزش‌های اخلاقی همان‌گونه که در عرصه‌ی عمومی صدق می‌کنند در عرصه سیاسی صادق نیستند.»

نگارنده به میدان نقد این ملاحظات ورود نمی‌کند؛ قوچانی حق دارد با جنبش‌های اجتماعی همدل نباشد و مثلا وضع تونس را نبیند. اما مشکل اینجاست که از نظر قوچانی، و چنان‌که در مضمون و تصریح مکتوب او هست، موسوی فردی مظلوم و نجیب است و سیاست میدان بازی پیچیده‌ای است که جای موسوی آنجا نیست. و حتما، جای کروبی نیز.

قوچانی اما نمی‌بیند ـ یا نمی‌گوید ـ که اتفاقا این موسوی و کروبی هستند که سیاست اجتماعی و عملی را مبتنی بر اخلاق و پرنسیپ‌ها رعایت و عملیاتی کرده‌اند. چنان‌که در میدان سیاست ایستادند، به میثاقی که با موکلان خود بستند، و حتی همپا و کنار همراهان خویش در جنبش سبز گام برداشتند، و از پرداخت بیشترین هزینه هم ابایی نکردند.

و معلوم نیست این حکم قوچانی که «ارزش‌های اخلاقی همان‌گونه که در عرصه‌ی عمومی صدق می‌کنند در عرصه سیاسی صادق نیستند»، چگونه با رفتار سیاسی موسوی و کروبی پیش و پس از کودتای انتخاباتی قابل جمع است.

۶٫ قوچانی موسوی ـ و کروبی ـ را متهم می‌کند به عدم رک‌گویی در مناظره‌ی ۸۸؛ و روحانی را در مقابل، کسی می‌داند که برخلاف ایشان، سیاست، حرفه‌ای اوست و «پیچیدگی» سیاست را فهم می‌کند. نگارنده مایل نیست پا به میدان بازی نادرست «موسوی یا روحانی» نهد. روحانی تا آنجا که سیاست‌ها و برنامه‌هایش منافع ملی را تأمین کند و به جامعه مدنی یاری رساند و دموکراتیزاسیون را تقویت نماید و رفاه ملت را ارتقاء دهد، در خور حمایت است.

قوچانی معتقد است: «روحانی به خوبی ضعف‌ها و قوت‌های حاکمیت را می‌شناسد، توان کشور و نظام را می‌داند و به اقتدار رئیس‌جمهور واقف است.» کاش چنین باشد؛ اما به نظر می‌رسد دست‌کم در وعده‌هایی چون این‌که «رییس جمهور باید قدرت ایجاد اجماع برای رفع حصر را داشته باشد»، یا بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، روحانی ارزیابی دقیق و واقع‌بینانه‌ای از قوت حاکمیت و اقتدار رییس جمهور در نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه نداشته است.

صرف‌نظر از این، قوچانی محق است به تجلیل و تبلیغ روحانی بپردازد؛ اما این‌که سیاستمدار دانا و صادق و نجیب و استواری چون موسوی ـ و نیز کروبی ـ را که افزون بر ۴۲ ماه است در حبس غیرقانونی بسر می‌برد، مورد نقد دور از واقعیت و مستند قرار دهیم، چندان منصفانه و علمی به نظر نمی‌رسد.

No responses yet

Aug 18 2014

کوچک‌زاده: توزیع یادداشتم(شبنامه) با مجوز هیات رئیسه مجلس بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: مهدی کوچک‌زاده٬ نماینده مجلس با انتقاد از به کاربردن عنوان «شبنامه» در مورد نامه‌ای که درباره مدرک تحصیلی حسن روحانی نوشته٬ گفته «توزیع یادداشتم در مجلس با مجوز هیات رئیسه بوده است.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .