اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

Jun 01 2014

داستان مداح و آقازاده دزد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

سلام نو: چرا رسانه ها در برابر هفت تیر کشی آقازاده عضو کابینه سکوت کرده اند ؟

اسفند ماه گذشته، در سه خبر [خبر 1 – خبر 2 – خبر 3] (این سه خبر را در پایین همین متن بخوانید) به نقل از یکی از روزنامه نگاران اقتصادی، به موضوع رفتار آقازاده ی یکی از معاونان رییس جمهور اشاره شد ، اما متاسفانه از این تذکرهای رسانه ی حامی روی کار آمدن دکتر روحانی، بازخورد مثبتی دریافت نشد؛ حالا یکی از فعالان رسانه ای حامی روی کار آمدن روحانی به همین موضوع پرداخته است.

علی غزالی، مدیر مسوول سایت آینده در این باره نوشت:

چندی قبل در سایت آینده به اشاره و در صفحه شخصی فیسبوک با نام، ماجرای مداح هفت تیر کش را طرح کردیم و بنا به جنس فعالین فضای سایبری و نوع نگاه و خط فکریشان و همچنین اشتباه یکی از سایتهای جریان اصولگرا که به نیت زدن ما نام محمود کریمی را در سطح وسیع تر و همچنین به طور رسمی پخش کرد، این مطلب آنقدر برد داشت که در چند هفته به سوژه شماره یک طنزها و کاریکاتورها و پیامکها و … تبدیل شد و از آنجا که ریشه ی این خبرها نیز مانند داستان بابک زنجانی در تیم بازتاب و آینده بود که به اشتباه منتسب به یک آقازاده ی مشهور به آقازاده فراری!! است، جناب مداح به آن آقازاده شکایت برده بود که تو را با ما چه کار است که …! و دست از سر ما بردار و …!

خلاصه آنکه زمان گذشت و با رضایت شاکی و سرد شدن فضای رسانه ای نسبت به آن خبر و … آب ها نیز از آسیاب افتاد تا آنکه در ایام فاطمیه ی امسال بسان سالهای گذشته این مداح به مراسم بیت رهبری دعوت شد و همین باعث شد در این آتش دمیده شود و دوباره سایت ها و تحلیل های حقوقی و اظهار نظرهای کارشناسی و غیر کارشناسی و … در این باره طرح شود که همچنان نیز فضای عمومی سایبری و برخی از سایت ها نیز به آن مشغولند.

فارغ از هرگونه قضاوت و اظهار نظر درباره ی دعوت از این فرد در این مراسم، یک سوال برایم طرح شد و آن اینکه چرا وقتی مشابه همین اتفاق و پیرو آن حواشی خیلی بدتر از این اتفاق در مورد شخصی که در اردوگاه همین برادران حامی! ملت رخ داد چرا انتشار خبرش چنین واکنش هایی را نداشت و صدا از کسی در نیامد و کاریکاتور و طنز و پیامکی ساخته نشد؟

چرا روزی که آقازاده یکی از اعضای دولت در شهری هفت تیر کشید و خبرش به همین نحو در فضای رسانه ای پیچید از این واکنشها خبری نبود و و حتی وقتی این آقای مودب! دوباره صاحب منصب شد و آقازاده اش در سازمان پدرش! آنقدر جسور و وقیح شد که پس از آنکه حراست صلاحیت یکی از دوستانش را که برای گرفتن پست به پدرش معرفی کرده بود را رد کرد به روش خان زاده های دوره قجر به دفتر رییس حراست رفت و وی را کتک زد و باز هم خبرش به همین نحو به بیرون درز کرد و باز هیچ خبری از این دلسوزیها نبود و داد اعتراضی از کسی بلند نشد و یا هم اکنون که خرد خرد میرود که همین آقازاده و برخی مشابه وی مانند همان فردی که 48 ساعت پس از روی کار آمدن دولت به ناگه سه منصب را همزمان به خود اختصاص داد و من از وی در همین صفحه فیسبوک نام بردم تبدیل به مافیاهای عظیم الجثه شوند؛ خبری از این دلسوزیها و هیاهو ها نیست و هیچ کسی نمی گوید چرا آقازاده هفت تیر کشی که رییس حراست کتک می زند به سادگی در جلسات رسمی دولت تردد می کند و جلوی وزرا را می گیرد و از آنها برای خودش و دوستانش طلب پستهای حساس اقتصادی می کند!

آری آن مرد رفت و با خواندن مداح هفت تیرکش حامی وی در بیت هم اتفاقی نمیفتد ولی با رشد امثال این آقازاده ها فردایمان قطعاً بدتر از دوران آن مرد رفته می شود و اگر در برخی رسانه ها و فعالین سایبری کمی انصاف وجود دارد و حقیقتاً فارغ از نگاه قبیله ای به دنبال خیر این مرز پرگهر و ساکنینش هستند بهتر است به جای شخم زدن گذشته جلوی آقاها و آقازاده هایی را بگیرند که آینده را هدف گرفته اند. تا فردا روزی امثال آن مرد رفته روی ویرانه های به جا مانده از این مرد آمده بنای تزویر دیگری نسازند.

این نظر را به عنوان شخصی که به جد پیگیر ماجرای مداح هفت تیر کش بوده است درج کردم و همچنان معتقدم که خطای مدعیان دین و دینداری به هیچ عنوان قابل اغماض نیست و باید جلوی انحراف آنها ایستاد همانگونه که باید جلوی انحراف کارگزاران اجرایی و آقازاده هایشان ایستاد و اجازه نداد نسل نوینی از آقازاده ها مجدداً در کشور به ظهور برسند.

///////
چنبره آقازاده معاون روحانی بر غنایم 24 خرداد

یک خبرنگار حوزه اقتصادی از چنبره آقازده یکی از معاونان رییس جمهور بر بخشی از غنایم فتح انتخابات 24 خرداد پرده برداشت و نوشت: اتفاقاتی که زیر پوست این دولت در حال رخ دادن است نتیجه‌ای نخواهد داشت جز صدای بلند سازی که نواختن آن هشت سال طول زمان برده است …

به گزارش انصاف نیوز، رضا غیبی، روزنامه نگار حوزه اقتصادی که به انتشار اخبار غیرواقعی شهرت ندارد، در این باره نوشت:

هیچ چیزی عوض نشده، اگر بعد از 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، بابک زنجانی و مدیر استانی 12 میلیارد تومانی به جای ماند، شک نکنید که صدای ساز روحانی 8 سال بعد و بسیار شنیدنی‌تر خواهد بود. دولت یازدهم به «وادی گرگ‌ها» می‌ماند و هر تازه از راه رسیده‌ای کسیه‌ای به دوش.

بی‌تعارف امیدی به دولت تدبیر و امید نیست چراکه اگر در خوش‌بینانه‌ترین حالت کابینه‌ای صد درصد پاک داشته باشد، کم نیستند افرادی که برای پست و مقام و امتیاز های ویژه گریبان یکدیگر می‌درند. درندگی در این وادی چیزی عجیبی نیست، پس نباید تعجب کرد از خبر کیهان که نوشت: پسر دکتر نوبخت (ت.ن) با مدیر حراست معاونت برنامه‌ریزی درگیر و ایشان را مورد عنایت قرار داده است. اتفاقی که به ظاهر در همان روز و یا با فاصله‌ی چند روزه‌، با درج خبر آن در کیهان تمام شد.

شهوت قدرت آقازاده اما، فروکش نکرده که هیچ با حس انتقام جویی نیز آمیخته شده است تا حساس‌ترین بخش معاونت برنامه‌ریزی یعنی دفتر پیگیری‌های ویژه و ریاست دفتر پدر را که با مخالفت حراست از چنگ دوستان وی بیرون ماند را تسخیر کند. طرف مقابل نیز چندان بیکار نبوده و با رسانه‌ای کردن خبر درگیری زهرچشم گرفت از معاون روحانی و البته آقازاده و نوچه‌های قد و نیم قد.

ناخواسته وارد دعوای قدرت شدم، زمانی که عزیزی به دیدنم آمد و پوشش خبری گسترده درگیری همراه با وعده پست و وعده‌های مالی دندانگیر را مطرح کرد، تنها چیزی که به ذهنم رسید پاسخ منفی بود به خاطر دوستی چندین ساله با دکتر نوبخت بود و دیگر مصالح.

اصرار چندین باره نیز جواب نداد، این اصرار و وعده‌های رنگارنگ اما از نظر آقازاده دور نماند تا رسما پیشنهاد مشابهی از طرف ایشان داشته باشم، از پست مدیریتی به انتخاب خود گرفته تا پروژه‌های مالی 90 درصد سود. آقا زاده با علم به اینکه حرف بنده برای دکتر نوبخت سند است اصرار به بیان برخی موارد داشت.

دعوای درون سازمانی برای قدرت و ثروت و به دست آوردن رانت بین آقازاده، [یکی از مدیران] حراست و [یکی از مسوولان] دفتر معاون برنامه‌ریزی و فشار وارده موجب شد تا چهارشنبه‌ی هفته‌ی گذشته بدون هماهنگی و اطلاع قبلی راهی دفتر دکتر نوبخت شوم. با لبخندی به استقبال آمد و با همان لبخند در برابرم نشست، مثل همیشه در موقعیتی برابر و نه پشت میز ریاست. کلی گویی کردم و سربسته بیان شد هرآانچه که باید گفته می‌شد. لبخند دکتر گاهی به تلخی می‌زد و من مطمئن که کار درست انجام شده است، بدون هیچ چشم‌داشتی.

با گذشت 10 روز از این ماجرا همه چیز از نظر من تمام شده بود تا اینکه دیروز بازهم درخواست جدید از طرف اقازاده، این‌بار اما همراه با … بماند!

خب شاید آقازاده را پست و مقام پدر مغرور کرده و یا اینکه به جز با آدم‌های کوتاه قد بادمجان‌دور قاب چینی که احاطه‌اش کرده‌اند با کسی برخورد نداشته است.

برای همین ای کاش این را می‌خواند تا می‌گفتمش: ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم …

اتفاقاتی که زیر پوست این دولت در حال رخ دادن است نتیجه‌ای نخواهد داشت جز صدای بلند سازی که نواختن آن هشت سال طول زمان برده است …

بیشتر: پایگاه خبری انصاف: چنبره آقازاده معاون روحانی بر غنایم 24 خرداد
////////////
بازخورد عجیب انتشار خبر چنبره یک آقازاده

در پی انتشار خبر «چنبره آقازاده معاون روحانی بر غنایم 24 خرداد»، خبرنگاری که منبع خبر بود از فشارها بر خود پرده برداشت؛ پرده برداری که قابل توجه آقای رییس جمهور است که برای مبارزه و یا جلوگیری از مفاسد به میدان بیایند.

به گزارش انصاف نیوز، رضا غیبی می گوید که پشت نقاب‌های مردم پسند بسیاری از دولتمردان فعلی را دیده‌ام و می‌دانم خیلی از چیزهایی را که نباید می‌دانستم …

چند روز پیش دکتر روحانی، رییس جمهور با بیان اینکه بزرگترین قدرتی که می‌تواند با فساد مبارزه کند رسانه‌ها هستند، تاکید کرده بود: نام افراد مفسد نباید در جیب رییس‌جمهور باشد بلکه نام این افراد و ویژه‌خواران باید در سر زبان خبرنگاران قرار گیرد. اگر رسانه‌ها به صحنه بیایند نه تنها می‌شود با فساد مبارزه کرد بلکه می‌توان جلوی آن را نیز گرفت.

رضا غیبی در پاسخ به پرسش خبرنگار انصاف نیوز که آیا مورد تهدید هم قرار گرفته، تلویحا تایید کرد اما همچنان که در خبر اولیه نوشته بود فعلا از بیان آن امتناع می کند.

حال بعد از یک هفته از انتشار خبر «چنبره آقازاده معاون روحانی بر غنایم 24 خرداد»، رضا غیبی می نویسد:

«فقط توی ایران هست که به جای حل کردن مساله،اقدام به پاک کردن طراح مساله می‌کنند، خدارو شکر مهاجرت‌های سه دهه گذشته و به خصوص چند سال اخیر به خارج از کشور و البته کوچ اجباری خیلی‌ها به دیار باقی، شاهدی است بر این ادعا که سالهاست پاک کردن صورت مساله جای خود را به پاک کردن طراح مساله داده است. برای همین شاید نباید تعجب کنم از رفتار و گفتاری که این روزها می‌بینم و می‌شنوم. از سخت شدن فضای کار با دولتی‌ها گرفته تا پرداخت نشدن حقوق چند ماه گذشته و البته تهدید.

اینها اما خیلی آزار دهنده نیست چراکه روزی دهنده خداست، به جز از خدا ترسی ندارم، عمر دست خداست و می‌دانم خوشبختی یعنی رضایت او. البته باید بیشتر حواسم جمع باشد به تاریکی کوچه‌ها و اتومبیل های عبوری یا موتوری‌های نقاب به صورت. به هر حال اینجا ایران است و چون به رغم توصیه‌های برادران، ماندن را بر رفتن ترجیح دادم، نباید ناراحت باشم از زشتی‌های قدرت.

البته دروغ چرا ناراحت هستم از خودم، نه به خاطر ماندن، نه، به خاطر اینکه فراموش کردم حرف پدرم را که می‌گفت در زندگی به افراد قدرتمند، ثروتمند، سیاست‌مدار و دین‌فروش اعتماد نکن. بله ناراحت‌ هستم چون وقتی به آقای معاون رییس جمهور گفتم که اطراف شما چه می‌گذرد و وی با تمام وجود گفت: آقای غیبی من از این حس مسوولیت اجتماعی و محبت و انسانیت شما ممنونم”، فکر نمی‌کردم به خاطر رهایی از فشار اطرافیان بگوید “من این آقا را نمی‌شناسم” (نقل قول یکی از طرفین دعوا که به گفته ی خودشان پس از رسانه‌ای شدن ماجرا برای کسب تکلیف به دیدار معاون رییس جمهور رفته بودند ) و …

اما نه، چرا ناراحت؟، خوشحالم، چون پشت نقاب‌های مردم پسند بسیاری از دولتمردان فعلی را دیده‌ام و می‌دانم خیلی از چیزهایی را که نباید می‌دانستم …

می‌دانم چرا طرح معاونت برنامه‌ریزی در مورد سبد کالا کرامت انسانی را زیر سوال برد …

می‌دانم از لیست 63 نفره دلالان نفتی بدهکار، بابک زنجانی را ویترین گذاشته‌اند …

می‌دانم در دولت تدبیر و امید، کدام وزیر ماشین امضای همسرش هست …

می‌دانم خیلی چیزهایی‌ که نباید می‌دانستم، دانستن زیاد خطرناک است اما چه کنم که می‌دانم …»

بیشتر: پایگاه خبری انصاف: بازخورد عجیب انتشار خبر چنبره یک آقازاده
///////
امید به اعمال تدبیر دولت برای یک آقازاده

«چنبره آقازاده معاون روحانی بر غنایم 24 خرداد»، «بازخورد عجیب انتشار خبر چنبره یک آقازاده» و حالا حال و روز خبرنگار حوزه اقتصادی که راوی آنها بود؛ او امروز از نگرانی خود و ناامیدی در پی آن می گوید؛ دغدغه ای که ای کاش دغدغه ی دوستان دولتی به ویژه دکتر نوبخت قرار بگیرد تا از لطفه به وجاهت شخص ایشان و دولت تدبیر و امید جلوگیری شود.

به گزارش انصاف نیوز، رضا غیبی ابتدا با تعریف خاطره ای می گوید که چند سال پیش سکوت یک نفر را نشانه ی خیانت او می دانسته اما حالا معتقد است: امروز باید همین‌جا از او حلالیت بخواهم که فکر آن روزم به هزارویک جا رفت و ترس از تهمت را فرار از مسوولیت دانسته و حتی به ایشان گفتم سکوت یعنی خیانت …

امروز که گرفتار دام‌چاله‌ و باند‌بازی میراث‌خواران انتخابات خرداد 92 نشده‌ام، تهمت و افترا را لمس کرده و انتظار هر اتفاق ناگوار یا حتی هجرت به دیار باقی را دارم. بی‌تعارف عیدی اعتدال برای من یکی حداقل جز تهمت و سعی در آبروریزی نیست، چون اعتدالی در کار نیست.

اعتدال در دولتی که سیاست‌ داخلی، آزادی و رفاه اجتماعی مردم را در برابر سیاست خارجی تاخت‌زده، یعنی همان مار و نقش مار که مهندس موسوی گفت.

راستی آقای اعتدال، یادمان نرفته که از نردبان کسی بالا رفتی که در حصر بود و امروز به فراموشی اش سپرده‌ای …

اقای اعتدال، این‌روزها دلم می‌گیرد از تهمت‌ و افترا، دلم می‌گیرد تا در آستانه بهاری که با عینک خوش خیالی آن را «بهار اعتدال» می‌خوانند، دل‌تنگ مردی باشم که بهار سبز و حقیقی را نوید می‌داد …

آقای اعتدال دلم می‌گیرد برای مرزبانانی که گویی نبوده‌اند و نیستند، برای مادرانشان که یکی از سین‌های هفت‌سین‌شان، سرباز است …

این‌روزها گاهی دلم می‌گیرد، گاهش را کسی نمی‌داند …

بیشتر: پایگاه خبری انصاف: امید به اعمال تدبیر دولت برای یک آقازاده

No responses yet

May 31 2014

داود احمدی‌نژاد٬ رئیس سابق بازرسی نهاد ریاست جمهوری: برادرم رحیم‌مشایی و بقایی را دور ریخته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: داود احمدی‌نژاد می‌گوید رئیس دولت دهم اسفندیار رحیم‌مشایی و حمید بقایی را «دور ریخته» و «دک» کرده٬ دولت یازدهم نمی‌تواند کشور را اداره کند و گرایش مردم به محمود احمدی‌نژاد «زیاد» شده است.

آقای احمدی‌نژاد به سایت «انتخاب» گفته که به احتمال زیاد برادرش در انتخابات آینده مجلس شرکت می‌کند٬ چرا که «با اوضاعی که آقایان فعلی درست کرده‌اند، مردم در حال گرایش به احمدی‌نژاد هستند.»

وی افزوده «این آقایان {دولت یازدهم} نمی‌توانند کشور را اداره کنند، یعنی یک حرف درست و حسابی نمی‌زنند، البته حرفی برای گفتن ندارند.»

احمدی‌نژاد اضافه کرده «این‌ها {حسن روحانی} گفتند کلید دارند و هیچ کس تا به حال درست مدیریت نکرده و ما می‌خواهیم درست مدیریت کنیم.»

رئیس سابق بازرسی نهاد ریاست جمهوری در بخش دیگری از این گفتگو از «دک» کردن رحیم‌مشایی و بقایی از سوی برادش خبر داده است.

وی افزوده «به برادرم گفتم تا مشایی و اطرافیانش را دور نریزی، ما {در انتخابات آینده مجلس} نیستیم.»

گفته می‌شود محمود احمدی‌نژاد به همراه نزدیکان خود برای حضور در انتخابات آینده مجلس آماده می‌شود٬ اما نزدیکان وی چنین خبری را تائید نمی‌کنند.

No responses yet

May 27 2014

برکناری استاندار البرز به دلیل “انتصاب‌های فامیلی”

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: هیات دولت ایران، استاندار استان البرز را به دلیل “انتصاب‌های فامیلی” از سمت خود برکنار کرد. رییس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در استان همدان در سال ۸۸، به عنوان استاندار تازه البرز معرفی شده است.

روز یکشنبه چهارم خرداد (۲۵ مه) هیات دولت ایران، طاهر طاهری را از سمت استانداری استان البرز برکنار کرد. بنا بر گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) حمید طهایی به عنوان استاندار تازه البرز معرفی شده است.

سخنگوی وزارت کشور ایران در توضیح این تغییر گفت: «بر اساس بررسی‌های انجام شده در مجموعه وزارت کشور به این نتیجه رسیدیم که استاندار کنونی البرز نتوانسته نظر دولت تدبیر و امید را تأمین کند و این موضوع باعث تغییر وی شده است.»

طاهر طاهری روز ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ به عنوان استاندار استان البرز انتخاب شده بود.

دلایل برکناری اولین استاندار دولت روحانی

روزنامه شهروند پیش از برکناری طاهری در گزارشی به بررسی عملکرد وی پرداخت. به نوشته این روزنامه هوادار دولت، طاهر طاهری در دوره‌های پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی به عنوان یکی از نمایندگان نزدیک اصولگرایان، حضور داشته است.

این گزارش نیز تاکید می‌کرد که برخی انتصاب‌های صورت گرفته در استانداری البرز، اعتراض نمایندگان این استان را به دنبال داشته است. به گفته منتقدان، استاندار سابق جمعی از نزدیکانش را به سمت‌های مهم استانداری منصوب کرده بود.

پیش‌تر عزیز اکبریان، رئیس مجمع نمایندگان استان البرز، در این باره به خبرگزاری تسنیم گفته بود که از ابتدا، این انتصاب‌ها به اطلاع وزیر کشور رسید و تاکید شد که بکارگیری این افراد غیرقانونی است و اینها نباید در این‌جا باشند.
[طاهر طاهری، استاندار برکنار شده استان البرز در کنار سعید جلیلی در مراسم ۲۲ بهمن سال ۱۳۹۲]

طاهر طاهری، استاندار برکنار شده استان البرز در کنار سعید جلیلی در مراسم ۲۲ بهمن سال ۱۳۹۲

به نوشته روزنامه شهروند، اواخر سال گذشته خورشیدی سه نماینده استان البرز در مجلس، از وزیر کشور، خواستار توضیحاتی پیرامون “عزل و نصب‌های غیرقانونی و فامیلی در استانداری‌ها و عدم رعایت بندهای مصوبه شورایعالی اداری کشور مبنی بر هماهنگی استانداران با نمایندگان مجلس درخصوص انتصابات رده‌های معاونت‌ها و مدیران کل دستگاه‌های اجرایی در استان‌ها” شده بودند.

این گزارش تصریح می‌کند که در پی اعتراضات صورت گرفته، وزارت کشور از طاهری خواست که از سمت خود کنارگیری کند. درخواستی که به نظر می‌رسد مورد پذیرس استاندار سابق قرار نگرفت و منجر به برکناری وی شد.

استاندار اصلاح‌طلب به جای اصولگرا

در همین حال سایت فرارو می‌گوید که استاندار تازه از نیروهای نزدیک به اصلاح‌طلبان است و جایگزین استاندار اصولگرای قبلی شده است.

حمید طهایی، استاندار تازه استان البرز، سابقه استانداری در دولت‌های هاشمی و خاتمی را دارد. وی در در سال ۱۳۶۸ به عنوان استانداری سمنان انتخاب شد و این مسئولیت را هشت سال بر عهده داشت.

وی در دولت محمد خاتمی نیز ۵ سال به عنوان استان اردبیل فعالیت کرد. طهایی از سال ۱۳۸۱ به مدت سه سال استاندار قم بود.

به نوشته فرارو، با پایان دولت خاتمی، وی ابتدا مشاور مصطفی پورمحمدی وزیر کشور دولت اول محمود احمدی‌نژاد بود و پس از آن هم به شورای عالی انقلاب فرهنگی رفت تا این که بازنشسته شد.

رسانه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان نوشته‌اند، حمید طهایی در سال ۱۳۸۸ ریاست ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در استان همدان را بر عهده داشته است.

No responses yet

May 27 2014

رونمایی وزارت علوم از تخلفات دولت‌های نهم و دهم: بورسیه‌های چراغ خاموش

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

شرق: گروه جامعه، محمدحسین نجاتی: رییس سازمان امور دانشجویان وزارت علوم، روز گذشته با رونمایی از بورسیه‌های خارج از روال ارایه‌شده در دولت‌های نهم و دهم، فصلی جدید از دامنه تخلفات دانشگاهی طی هشت‌سال فعالیت دولت احمدی‌نژاد را رو کرد. مجتبی صدیقی، رییس سازمان امور دانشجویان و معاون وزیر علوم با بیان اینکه قرار بود در این زمینه حرفی زده نشود، گفت: «احساس کردیم اگر بحث نکنیم بدهکار نیز می‌شویم. بنابراین مسایل در حد واقعیات و تا حد امکان گفته شد؛ اما موارد خاص را معذوریم که اعلام کنیم.» بر اساس آمار رسمی رییس سازمان دانشجویان از سال 1385 تا سال 1392، در هشت‌سال فعالیت وزارت علوم در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد که با وزارت محمدمهدی زاهدی و کامران دانشجو همراه بود، 73 دانشجو با معدل کارشناسی زیر 14 و 70‌ نفر دانشجو با معدل کارشناسی‌ارشد زیر 16 به دانشگاه‌های خارج از کشور اعزام شده‌اند. 228‌نفر دانشجوی بورسیه خارج به داخل کشور با معدل کارشناسی زیر 14 و 305 دانشجو بورسیه خارج به داخل با معدل کارشناسی‌ارشد زیر 16 جذب دانشگاه‌های داخل کشور شده‌اند. همچنین 235‌نفر دانشجوی بورسیه خارج از کشور به داخل کشور دارای معدل نامعلوم بوده‌اند و 325‌نفر دیگر نیز فاقد شرایط سنی برای بورس بودند و به عبارت دیگر، سن آنها بالای 33 سال بوده است. علاوه بر تمامی این آمار‌ها، رییس سازمان دانشجویان ایران همچنین اعلام کرد سه‌هزارودو دانشجو بدون شرکت در آزمون ورودی بورسیه دوره دکترا شده‌اند. اما از منظری دیگر، پس از اعلام این آمار، پیگیری تخلفات رخ‌داده را می‌توان یکی از آزمون‌های سخت وزارت‌علوم در دولت تدبیر و امید، نامید.

باید سال‌ها زمان بگذرد تا آنچه طی هشت‌سال فعالیت دولت‌های نهم و دهم بر سر دانشگاه‌های کشور آمد، خود را بیش از پیش نشان دهد. در تازه‌ترین آنها، روز گذشته مجتبی صدیقی، رییس سازمان امور دانشجویان و معاون وزیر علوم به جمع خبرنگاران آمد تا از بحران بورسیه‌های خارج از روال در دولت‌های نهم و دهم رونمایی کند. رییس سازمان دانشجویان با بیان اینکه قرار بود در این زمینه حرفی زده نشود، گفت: «احساس کردیم اگر بحث نکنیم بدهکار نیز می‌شویم. بنابراین مسایل در حد واقعیات و تا حد امکان گفته شد؛ اما موارد خاص را معذوریم که اعلام کنیم.» با این حال و براساس آمار رسمی رییس سازمان دانشجویان از سال 1385 تا سال 1392، در هشت‌سال فعالیت وزارت علوم در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد که با وزارت محمدمهدی زاهدی و کامران دانشجو همراه بود، 73دانشجو با معدل کارشناسی زیر 14 و 70 دانشجو با معدل کارشناسی ارشد زیر 16 به دانشگاه‌های خارج از کشور اعزام شده‌اند. 228 دانشجوی بورسیه خارج به داخل کشور با معدل کارشناسی زیر 14 و 305دانشجو بورسیه خارج به داخل با معدل کارشناسی ارشد زیر 16 جذب دانشگاه‌های داخل کشور شده‌اند. همچنین 235 دانشجوی بورسیه خارج از کشور به داخل کشور دارای معدل نامعلوم بوده‌اند و 325 نفر دیگر نیز فاقد شرایط سنی برای بورس بودند و به عبارت دیگر، سن آنها بالای 33 سال بوده است. علاوه بر تمامی این آمار‌ها، رییس سازمان دانشجویان ایران همچنین اعلام کرد 3002دانشجو بدون شرکت در آزمون ورودی بورسیه دوره دکترا شده‌اند. بحرانی که وسعت دامنه آن نشان می‌دهد، در مجموع چهارهزار و238 بورس خارج از روال در دانشگاه‌های داخل و اعزام دانشجو به خارج از کشوردر هشت سال فعالیت دولت‌های نهم و دهم صورت گرفته است و به جرات می‌توان گفت، در کنار این تعداد از افراد، چهارهزار و 238 حق دانشجویان دیگر تضییع شده است. همچنین دامنه این بحران در آموزش عالی کشور تا حدی بزرگ است که می‌توان آن را درکنار مسایلی همچون بازنشستگی استادان، افزایش تعداد دانشجویان ستاره‌دار، تفکیک جنسیتی، افزایش سهم دانشجویان در دانشگاه‌های پولی و بی‌کیفیت و… در کارنامه دولت‌های نهم و دهم در حوزه آموزش عالی جای داد.
140میلیاردتومان خرج دانشجویان بورس خارج از روال در 8 سال گذشته
با این حال، صدیقی رییس سازمان امور دانشجویان و معاون وزیر علوم در ابتدای نشست خبری خود با خبرنگاران با اشاره به آمار بورسیه‌های اعزام شده به خارج از کشور در سال‌های 85 تا 92 تصریح کرد: دراین سال‌ها، 729 نفر به خارج از کشور اعزام شدند که تعدادی از آنها شرایط این فراخوان را نداشتند. صدیقی با بیان اینکه یکی از این موارد داشتن معدل حداقل 14 در مقطع کارشناسی و 16 در مقطع کارشناسی ارشد بود، گفت: از تعداد اعزام‌شدگان 73 نفر معدل کارشناسی زیر 14 و 70 نفر معدل کارشناسی‌ارشد زیر 16 داشتند. وی با بیان اینکه امروز بورس خارج از کشور امتیاز بسیار بالایی است، اظهار کرد: امروزه برای بورس خارج حدود 600 میلیون‌تومان تا یک‌میلیاردتومان هزینه می‌شود. براین اساس؛ برآورد‌های اولیه و یک حساب به اصطلاح «سرانگشتی» می‌توان دریافت که بیش از 140میلیاردتومان خرج دانشجویان بورس خارج از روال شده است. چراکه براساس آمار سازمان دانشجویان بیش از یک‌میلیاردتومان خرج دانشجویان بورسیه به دانشگاه‌های خارج از کشور می‌شود و در مجموع 140نفر بدون داشتن شرایط ابتدایی معدل از شرایط بورس استفاده کرده‌اند.
آمار بورسیه‌های خارج از روال قانونی، خارج به داخل کشور
گروه دوم از کسانی که از بورسیه‌های خارج از روال استفاده کرده‌اند، دانشجویان ایرانی بودند که از دانشگاه‌های خارجی به دانشگاه‌های داخلی بورس شده‌اند. این گروه از دانشجویان کسانی هستند که با بالارفتن قیمت ارز در کشور، توانایی پرداخت هزینه‌های تحصیل در کشور‌های خارجی را نداشتند و مجبور به بازگشت به کشور شدند. در همین رابطه رییس سازمان دانشجویان با اشاره به مشکلات ارزی ایجادشده از سال 89، تصریح کرد: از سال 89 بحث تبدیل قبولی‌های خارج به داخل مطرح شد که در سال‌های آخر این موضوع تبدیل به یک روند شد. صدیقی با بیان اینکه در این دستورالعمل شرط معدل پیش‌بینی شده بود، گفت: از سال 88 تا 92، 1884 مورد تبدیل بورس خارج به داخل داشتیم که به دانشگاه‌های کشور معرفی و با گرفتن پذیرش از دانشگاه‌ها مشغول به تحصیل شدند. وی خاطرنشان کرد: از این تعداد 228 نفر معدل کارشناسی زیر 14 داشتند که هفت‌نفر آنها معدل زیر 12، 70 نفر معدل 12 تا 13 و 151 نفر معدل 13 تا 14 را دارا بوده‌اند.
رییس سازمان دانشجویان همچنین با بیان اینکه معدل کارشناسی‌ارشد 305 نفر از تبدیل به داخل‌کنندگان نیز زیر 16 بوده است گفت: از این تعداد نیز چهارنفر معدل زیر 14، 54 نفر معدل 14 تا 15 و 247 نفر معدل 15 تا 16 داشته‌اند. صدیقی خاطرنشان کرد: در پرونده 235 نفر از این افراد نیز معدلشان اعلام نشده که البته این موضوع در حال بررسی است. وی با بیان اینکه در این دستورالعمل حداکثر سن برای استفاده از این امتیاز 33سال پیش‌بینی شده بود، تصریح کرد: از پرونده‌های موجود 325 نفر نیز فاقد شرط سنی بوده‌اند و 183نفر هم در پرونده خود سند محضری برای تعهد خدمت نسپرده‌اند که البته این موضوع پیگیری می‌شود تا دانشجویان سند خود را ارایه کنند. معاون وزیر علوم همچنین با بیان اینکه دانشگاه علامه‌طباطبایی بالاترین رتبه را در پذیرش بورس تبدیل به داخل دارد، گفت: از آمار اعلام‌شده 259 نفر در دانشگاه علامه پذیرش شده‌اند که البته دانشگاه‌های خوارزمی و گیلان نیز ظرفیت بالایی در پذیرش این دانشجویان داشته‌اند. رییس سازمان دانشجویان با بیان اینکه برای همه این دانشجویان باید مسیر گزینش نیز طی می‌شد، تصریح کرد: تقریبا نیمی از این افراد نظر گزینش یا هیات مرکزی جذب را ندارند. صدیقی همچنین با بیان اینکه برای دانشجویان بورسیه داخل علوم‌انسانی در کل مدت تحصیل 30میلیون‌تومان و برای دانشجویان غیرعلوم انسانی 40میلیون‌تومان به دانشگاه‌ها پرداخت می‌شود، اظهارکرد: وزارت علوم شهریه دانشجویان را تا پایان سال 92 پرداخت کرده است.
بورس دکترا 3002 نفر بدون آزمون ورودی
صدیقی در ادامه با اشاره به اعلام آمار ورود سه‌هزار دانشجوی بورسیه بدون آزمون به دانشگاه‌های کشور توسط خود و معاونانش اظهار کرد: عده‌ای در این‌باره تردید کردند اما با عددهایی که اعلام شد در صورتی‌که بورسیه‌های خارج را کنار بگذاریم با احتساب 933 مربی، 1884 تبدیل به داخل و 185 ایثارگر در مجموع 3002 نفر بدون آزمون از بورسیه دکتری داخل استفاده کرده‌اند. وی خاطرنشان کرد: ما هیچ‌وقت نگفتیم که در پذیرش همه این افراد مشکل وجود داشته است؛ بلکه نکته‌ای که گفته شد این بود که سه‌هزارنفر بدون آزمون وارد دانشگاه‌ها شده‌اند. رییس سازمان دانشجویان با بیان اینکه قرار شد از ‌آبان‌ماه سال 92 تا پایان سال گذشته تعهدی که درباره بورس ایجاد شده بود را با هر بخشنامه‌ای به آن پایبند باشیم، تصریح کرد: براین اساس افرادی که پرونده‌های‌شان در دست اقدام بود کارشان طبق روال انجام شد و در این فاصله 196 دانشجو، 26 مربی و 22 ایثارگر از پرونده‌های قبلی به دانشگاه‌ها معرفی شدند.
نام آقازاده‌ها نیز در بورسیه‌های غیرقانونی دیده می‌شود
وی در ادامه سخنانش درباره روند پذیرش بورسیه‌های داخل در سال‌های اخیر تصریح کرد: طبیعی است در این مسیر حضور آقازاده‌ها و منصوبان نیز پیدا می‌شود که اسامی این عده نیز وجود دارد. قرار بر این بوده که به دلسوخته‌های انقلاب توجه شود، اما در آن چارچوب افراد دیگری که معلوم نیست چه شرایطی داشته‌اند نیز از این امتیاز استفاده کرده‌اند. رییس سازمان دانشجویان با بیان اینکه تمام پرونده‌های تبدیل به داخل، در مهلت قانونی ای یعنی تا پایان سال 92 داشته به دانشگاه‌ها معرفی شده است و کسانی که توانسته‌اند در این مهلت پذیرش بگیرند کارشان انجام شد، اظهار کرد: البته برخی از دانشگاه‌ها مثل دانشگاه علامه طباطبایی در سال‌های اخیر عجله زیادی داشتند و بعضا پیش از گرفتن نامه نهایی از وزارت علوم، دانشجویان را ثبت‌نام کرده‌اند و در حال حاضر که برای پرداخت شهریه آنها پیگری شد مشخص شد که این افراد نامه‌ نهایی وزارت علوم را نداشته‌اند.
ورود نهاد‌های نظارتی به پیگیری این پرونده
صدیقی در رابطه با ورود نهاد‌های نظارتی برای پیگیری این پرونده نیز گفت: بنابراین برخلاف آنچه یکی از روزنامه‌ها نوشته بود که ما نبش قبر کردیم ما به هیچ‌وجه وارد بحث پرونده‌های گذشته نشدیم. البته در جلسه دو هفته قبل، کمیسیون آموزش مجلس تاکید کرد که با مواردی که خارج از قانون و مقررات بوده برخورد شود. وی با بیان اینکه در حال حاضر نهادهای نظارتی شامل سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات، نمایندگان خود را در سازمان دانشجویان مستقر کرده و مشغول بررسی پرونده‌ها هستند، تصریح کرد: تاکنون مواردی اعلام شده، اما ما منتظر نظر قطعی نهادهای نظارتی هستیم که تبصره‌های حقوقی نیز معلوم شود و اگر الزام قانونی برای ما وجود داشته باشد درباره آن نیز تصمیم می‌گیریم. رییس سازمان دانشجویان با تاکید بر اینکه تمامی کسانی که در سال‌های اخیر از طریق بورس به طور قانونی وارد دانشگاه شدند، مطابق آیین‌نامه‌های مصوب انجام شده و هیچ مشکلی نخواهند داشت، اظهار کرد: برای جایابی این افراد نیز با آنها همکاری می‌کنیم که در این راستا بخشنامه‌ای را به دانشگاه‌ها فرستاده‌ایم که اگر این افراد مراجعه کردند و دانشگاه نیز نیاز داشت اعلام نیازشان را برای ما بفرستند و دیگر منتظر فراخوان نشوند. بنابراین نگرانی‌ها در مورد دانشجویان بورسیه که شرایط آیین‌نامه را داشته‌اند، بیجاست. صدیقی با بیان اینکه تا امروز قریب‌به‌اتفاق این افراد در حال ادامه تحصیل هستند، گفت: به‌جز چند مورد کوچک که یک مورد، نظر منفی هیات مرکزی جذب بود که اقدام شد و یک یا دو دانشگاه نیز برای چند نفر ظرفیت نداشتند و در شروع تحصیل اعلام کردند که نمی‌توانند دانشجو را بپذیرند. صدیقی همچنین در پاسخ به سوالی درباره نحوه برخورد با دانشجویان و مسوولان متخلف اظهار کرد: برخورد با مدیران و افراد مسوول وظیفه نهادهای نظارتی است و به ما مربوط نمی‌شود، اما در مورد خود دانشجویان بعید می‌دانیم که نظر نهادهای نظارتی درخصوص مواردی که آیین‌نامه رعایت نشده قطع تحصیل باشد، اما باز باید بحث شود و ممکن است نظری برای هزینه‌های انجام شده برای دانشجویان داشته باشند.
قانون چه می‌گوید؟
در ادامه، مجتبی صدیقی، گفت: کار اعزام دانشجو به خارج بر اساس قانون مصوب سال 64 مجلس شورای اسلامی و آیین‌نامه اجرایی آن انجام می‌شد که مسیر پیش‌بینی‌شده، برگزاری آزمون برای داوطلبان بود. وی افزود: در همان سال‌های قدیم، مسیر دیگری برای مربیان دانشگاه‌ها اضافه شد که شرایط آن شرایط علمی، امتیازات ارتقاء و شرط سنی بود. رییس سازمان دانشجویان با اشاره به تنظیم دستورالعملی در سال 85 با توجه به عدم برگزاری آزمون، اظهار کرد: براساس این دستورالعمل رتبه‌های ممتاز و دانشجویان المپیادی واجد شرایط می‌توانستند از طریق فراخوان متقاضی اعزام شوند که این دستورالعمل به تایید وزیر وقت علوم نیز رسید و بر اساس آن از طریق سایت متقاضیان می‌توانستند اقدام کنند. صدیقی خاطرنشان کرد: حدود دوسال بعد‌ بندی به این دستورالعمل اضافه شد و افرادی که دارای خدمات و فعالیت‌های برجسته فرهنگی و اجتماعی بودند می‌توانستند متقاضی اعزام شوند که به‌تدریج در سال‌های اخیر این بند بیشترین متقاضیان را به خود اختصاص می‌داد.
وی با بیان اینکه داوطلبان علاوه بر داشتن شرایط، نیاز به معرف نیز داشتند، تصریح کرد: معرفانی که پیش‌بینی شده بود معاون فرهنگی وزارت علوم، یک تشکل دانشجویی، مدیرکل بورس، روسای دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی بودند که البته در اوایل فقط روسای دانشگاه‌ها معرف بودند؛ اما در سال‌های بعد معرف‌های دیگری نیز به این دستورالعمل اضافه شدند. رییس سازمان دانشجویان افزود: بر این اساس شرایط به‌گونه‌ای شد که اگر داوطلبی در گوشه‌ای از کشور از لحاظ علمی و اخلاقی مورد تایید بود؛ اما مورد تایید این معرفان قرار نمی‌گرفت، نمی‌توانست برای اعزام اقدام کند.
دومین آزمون سخت وزارت علوم در دولت روحانی
شاید به‌جرات بتوان گفت، دانشگاهیان یکی از اصلی‌ترین پایگاه‌های اجتماعی و سیاسی دولت تدبیر و امید بودند که در خردادماه سال 1392، در پیروزی دولت روحانی، نقش عمده‌ای ایفا کردند. همچنین، بررسی سوابق تحصیلی کابینه دولت تدبیر و امید و نیم‌نگاهی به مدیران ستادی در وزارتخانه‌های دولت، نشان می‌دهد، بخش زیادی از نخبگان دانشگاهی برای رتق‌وفتق مسایل کشور، همقدم با دولت روحانی پا به مسایل اجرایی گذاشته‌اند- که البته این مساله در وزارتخانه‌های اقتصادی دولت بیشتر مشهود است- از طرف دیگر در سال گذشته و همزمان با توافقات اولیه هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5، حسن روحانی در قامت ریاست‌جمهوری کشور، استادان دانشگاهی را مخاطب قرار داد که چرا خاموشند؟ چرا با سکوت خود، عرصه را برای کم‌سواد‌ها خالی کردند تا دستاورد‌های توافق ژنو را زیر سوال ببرند. فارغ از اینکه سکوت استادان دانشگاهی در این رابطه شاید بخشی از واقعیت‌های جاری در فضای سیاسی دانشگاه‌ها باشد، اما علت تامه و تمام واقعیت نیست. شاید به‌جرات بتوان گفت، بخش زیادی از دلایل سکوت دانشگاهیان را می‌توان با اقداماتی نظیر بازنشستگی استادان، از دست‌رفتن روحیه تعلق دانشجویان و استادان به دانشگاه به‌دلیل نادیده‌گرفتن شأن علمی دانشگاه طی هشت سال اخیر و افزایش رانت‌های فرهنگی در محیط دانشگاه تحلیل کرد. اقداماتی همچون بورسیه‌های غیرقانونی در محیط دانشگاه که خود مصداق روشنی برای رانت فرهنگی است، در قدم اول می‌تواند شأن علمی دانشگاه را زیر سوال ببرد و در قدم دوم باعث می‌شود استادان و دانشجویان به‌دلیل غلبه رانت بر بنیه علمی نسبت به محیط دانشگاه دلسرد شوند؛ مساله‌ای که در طول فعالیت دولت‌های نهم و دهم به اوج خود رسید. حالا با تمامی این تفاصیل به نظر می‌رسد، اعلام بورسیه‌های خارج از روال در دولت‌های نهم و دهم، از سوی وزارت علوم در دولت روحانی دومین آزمون سخت این وزارتخانه در دولت تدبیر و امید است. چرا که برخورد قاطع با تخلفات روی‌داده و تلاش برای عدم تکرار آنها و سایر مسایل مطرح‌شده در «دولت راستگویان»، می‌تواند شأن علمی در دانشگاه‌های کشور را ترمیم کند و دلسردی استادان و دانشجویان از غلبه رانت بر بنیه علمی را از بین ببرد. پس اگر دولت روحانی در این آزمون موفق شود، می‌تواند به مواهب عدم خاموشی و پویایی دانشگاه در کشور امیدوار باشد، در غیر این صورت در مقاطعی مانند توافق هسته‌ای با گروه 1+5 باید شاهد خاموشی دانشگاه و پرگویی کم سوادها باشد.

No responses yet

May 27 2014

عباس سلیمی‌نمین: قوه‌ قضائیه از روی استیصال مه‌آفرید را اعدام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: عباس سلیمی‌نمین با انتقاد شدید از نحوه برخورد قوای قضائیه و مجریه با منتقدان٬ اعدام مه‌آفرید خسروی را نشان دهنده «استیصال» قوه قضائیه در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی دانسته است.

به گزارش خبرگزاری «تسنیم»٬ آقای سلیمی‌نمین روز دوشنبه (پنجم خرداد) از همکاری نانوشته قوه قضائیه و مجریه «در ناهموار کردن فضای نقد سالم» سخن گفته است.

وی از رویکرد دولت یازدهم در حمله به منتقدان خود و سیاست قوه قضائیه در حمایت از دولت در برابر «منتقدان سالم» اظهار تاسف و از نحوه محاکمه منتقدان انتقاد کرده است.

سلیمی‌نمین با انتقاد شدید از عملکرد قوه قضائیه در برابر منتقدان گفته «متاسفانه هیات منصفه در محاکم مطبوعاتی جایگاهی ندارد و ریاست این قوه نیز به موضوع استفاده از هیئت منصفه اعتقاد ندارد.»

وی افزوده «امروز شاهد هستیم که یک منتقد و نویسنده در دادگاه‌ محاکمه می‌شود که نه هیات منصفه دارد و نه مطبوعاتی است و قاضی دادگاه نیز نسبت به موضوع محاکمه در جهل کامل بسر می‌برد.»

مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران از اینکه قوه قضائیه منتقدان را «مزاحم» تلقی کرده و با آن‌ها برخورد می‌کند اظهار تاسف کرده است.

سلیمی‌نمین در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع اعدام مه‌آفرید خسروی اشاره کرده و این اعدام را نشانه «استیصال» قوه قضائیه در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی دانسته است.

وی گفته «قوه قضائیه باید به این موضوع پاسخ دهد که آیا جرم کسانی که از دولت پول می‌گرفتند تا حافظ منافع ملت باشند و به این وظیفه‌شان خیانت کردند سنگین‌تر است یا جرم مه‌آفرید؟»

سلیمی‌نمین همچنین این پرسش را مطرح کرده که «آیا رشوه دهنده در این پرونده باید زود‌تر اعدام می‌شد یا رشوه‌گیرنده‌ای که از دولت حقوق می‌گرفت تا حافظ منافع ملت باشد.»

No responses yet

May 27 2014

حرفهایی که متهم ردیف اول اختلاس نباید می‌گفت و گفت: اعدام شد تا اختلاس کش نیابد/ مه‌آفرید امیرخسروی در نامه‌اش به رهبری چه گفته بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کلمه: چکیده :کمتر از 72 ساعت پس از آنکه وکیل مه آفرید امیرخسروی نامه‌نگاری وی به رهبری را رسانه‌ای کرد، دادستانی خبر داد که او اعدام شده است، آن هم بدون اطلاع وکیل یا خانواده‌اش، و بدون اعلام قبلی و طی روال قانونی. قوه قضاییه با اعدام ناگهانی او می‌خواست راه دسترسی به کدام متهمان بالادستی را سد کند؟ او در نامه‌اش به رهبری چه گفته بود؟ و در آخرین جلسات دادگاه چه گفت که پس از آن، پرونده و دادگاه و هرگونه خبررسانی در این باره به دیوار «کش ندهید» برخورد کرد؟…

کلمه – گروه اقتصادی: کمتر از ۷۲ ساعت پس از آنکه وکیل مه آفرید امیرخسروی نامه‌نگاری وی به رهبری را رسانه‌ای کرد، دادستانی خبر داد که او اعدام شده است، آن هم بدون اطلاع وکیل یا خانواده‌اش، و بدون اعلام قبلی و طی روال قانونی. قوه قضاییه با اعدام ناگهانی او می‌خواست راه دسترسی به کدام متهمان بالادستی را سد کند؟ او در نامه‌اش به رهبری چه گفته بود؟ و در آخرین جلسات دادگاه چه گفت که پس از آن، پرونده و دادگاه و هرگونه خبررسانی در این باره به دیوار «کش ندهید» برخورد کرد؟

به گزارش کلمه، اختلاس سه هزار میلیاردی که به اذعان سخنگویان حاکمیت، آبروی نظام را برد و بخشی از فسادهای پشت پرده جمهوری اسلامی را برملا کرد، چند ماه پس از افشای ابعاد آن، با فرمانی از سوی فرمانده کل قوا روبه‌رو شد که: “کش ندهید”. اما برای حفظ ظواهر، دادگاه های این پرونده برگزار و ظاهرا تشریفات قانونی برای جمع کردن پرونده آن طی شد، تا امروز که خبر اعدام اصلی ترین متهم معرفی‌شده در تیتر اول رسانه‌ها قرار گرفت: اعدام، به محض اعلام نامه‌نگاری وی به رهبری و در اولین روز کاری بعد از آن.

چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت غلامعلی ریاحی وکیل متهم ردیف اول این پرونده در گفت‌و‌گو با ایسنا اعلام کرد که سه شنبه ۳۰ اردیبهشت با مه‌آفرید امیر خسروی ملاقات داشته و خبردار شده که او نامه‌ای خطاب به رهبری نوشته است. ریاحی گفت که «درخواست موکلم این است که محتوای نامه با کسب اجازه از سوی قوه قضاییه به اطلاع مسئولان و مردم برسد.»

جمعه دوم خرداد، در روز تعطیل، همسر مه‌آفرید امیرخسروی با وی ملاقات کرد. او امروز در این باره به خبرگزاری مهر گفته است: «دیروز به ما اجازه دادند که در مقابل دادسرا با مه‌آفرید دیدار کنیم. در این دیدار روحیه همسرم مثل همیشه خوب بود و نمی دانست که فردا قرار است حکم مجازاتش اجرا شود. او در این دیدار اعلام کرد سه درخواست را مطرح کرده که یکی از این درخواست ها این بود که برایش تلفن فراهم کرده تا او بتواند با تلفن صحبت کند. کاش همسرم می دانست که این آخرین ملاقات است تا اگر وصیتی داشت، آن را به ما می گفت. همه اموال شوهرم توقیف شده و او دیروز می گفت تا تمام بدهی هایم را ندهم، حکم اجرا نمی شود. این موضوع نشان می‌داد که همسرم هنوز برای تغییر حکم اعدامش امید داشت.»

اما بامداد روز بعد از این ملاقات، و در حالی که نه فقط وکیل و خانواده، بلکه حتی خود متهم هم از اجرای حکم بی‌خبر بود، ناگهان خبر رسید که متهم اعدام شد. آن هم یک روز پس از آنکه به فرمان‌دهنده‌ی کش ندادن اختلاس نامه نوشته بود، و احتمالا به جرم نابخشودنی اینکه می‌خواست اختلاس را کش دهد!

متهم ردیف اول در حالی به ناگهان اعدام شد که رفتار دستگاه قضایی نه فقط با متهمان پشت پرده‌ی بالادست، بلکه حتی با متهم ردیف دوم نیز متفاوت بوده و به گفته‌ی وکیل، درخواست اعاده‌ی دادرسی وی در دیوان عالی کشور پذیرفته شده و حکم اعدامش اجرا نمی‌شود، چه رسد به اجرایی اینچنین عجولانه و ناگهانی و بدون تشریفات قانونی.

بعید است تا سالها بعد هم مشخص شود که او در نامه‌اش به آیت‌الله خامنه‌ای چه نوشته که اینگونه بی‌مقدمه مستحق مرگ شده است. اما دست‌کم می‌توان به بازخوانی آنچه او در آخرین دادگاه گفته بود، پرداخت و از لحنش و لابه‌لای سخنانش، تصویری ولو مبهم از رازگوهای مگوی پشت پرده‌ی این یک نمونه از فسادهای رسوخ کرده در جمهوری اسلامی را درک کرد؛ فسادهایی که برای فرزندان راستین انقلاب، کارد را به استخوان رسانده بود و مهمترین انگیزه‌ی قیام حق‌طلبانه‌ی آنها در سال ۸۸ بود.

* * *

دادگاه اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در حالی از روز شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ آغاز شد که متهمان اصلی همچون جهرمی و خاوری در آن غایب بودند. خاوری که خود را بسیجی ولایت می دانست و چفیه به گردن می انداخت، از کشور گریخت و جهرمی نه تنها با وجود اسناد آشکار مشارکت وی در این فساد مالی هنوز بدون هیچ پیگردی در خیابان‌ها می‌گردد، بلکه یک بار با پررویی گفت که این اختلاس نباید علنی می‌شد!

این دادگاه همچنان در هفته های بعد برگزار شد و چهاردهمین و آخرین جلسه در زو هجدهم تیر ۱۳۹۱ در حالی برگزار شد که مدیران ارشد و دانه‌درشت‌ها همچنان در حاشیه امن بودند و ماندند. دادگاه اختلاس اما با همه لاپوشانی‌ها، و از همه مهمترین دستور صریح و علنی رهبری مبنی بر اینکه اختلاس را کش ندهند، ابعادی از آلودگی سیستماتیک اقتصاد کشور را در دوره حاکمیت یکدست اصولگرایان برملا کرد تا فراموش‌نشدنی است.

نبود متهمان اصلی در دادگاه رسیدگی به اختلاس، حتی صدای متهمان پرونده را هم در آورده بود. به طوری که یکی از متهمان، که خود را بسیجی معرفی می کرد، در یکی از جلسات به قاضی سراج گفت: «کاش به جای سیاهی‌لشگرها در دادگاه، مدیران حضور داشتند.» این فرد که خود را جانباز جنگ و «سر ستون» برخورد با حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ معرفی می‌کرد، مدعی شد که در جریان کوی دانشگاه مانند «فرزند آقا» عمل کرده است.

در دادگاه این پرونده که بزرگ ترین اختلاس تاریخ کشور توصیف می‌شد، مشخص شد که دست‌کم هفت بانک و چندین سازمان دولتی به نحوی در عملیات اختلاس مشارکت داشته‌اند و اسامی تعدادی از نمایندگان مجلس و مسئولان دولتی نیز در این پرونده برده شد. علاء‌الدین بروجردی٬ ارسلان فتحی‌پور٬ محمد دهقان٬ جبار کوچکی‌نژاد و صمد مرعشی و فرزندان تعدادی از نمایندگان مجلس از جمله افرادی بودند که در این پرونده اختلاس نام آنها برده شده، اما هیچ یک محاکمه نشدند.

همچنین در جلسات دادگاه اختلاس نام چندین تن از مدیران دولتی به میان آمد: وزیر سابق راه و ترابری، معاون وزیر صنایع، قائم مقام سابق بانک مرکزی، معاون سابق وزیر اقتصاد، وزیر سابق صنایع، معاون سابق وزیر راه و ترابری از جمله مدیران ارشدی بودند که گفته شد در این اختلاس نقش داشته اند، اما آنها نیز هیچ یک محاکمه نشدند.

احمدی نژاد هم که اسناد رشوه دادن مه آفرید به چندین مدیر دولت وی برملا شده بود، علنا تهدید کرد که در صورت ادامه‌ی پیگیری‌ها، به «سکوت وحدت‌بخش» خود ادامه نخواهد داد. وزیر اقتصاد دولت احمدی نژاد نیز متهم ردیف اول این پرونده یعنی مه آفرید امیر‌خسروی را قهرمان صنعت کشور خواند و گفت که وی تاکنون ده هزار شغل در کشور ایجاد کرده است و باید او را به عنوان قهرمان معرفی کرد!

در نهایت نماینده دادستان جمهوری اسلامی در ششمین جلسه دادگاه به صراحت گفت: «یک شبکه مافیایی شامل مدیران بانکی، نمایندگان مجلس، بازنشستگان قضایی، امنیتی، اطلاعاتی و سازمان خصوصی سازی» در این اختلاس مشارکت داشته‌اند.»

* * *

مه آفرید امیر خسروی که امروز به عنوان متهم اصلی اختلاس سه هزار میلیاردی اعدام شد، مدیرعامل گروه توسعه سرمایه‌گذاری امیرمنصور آریا بود. این گروه به عنوان یک هولدینگ در صنایع مختلف غذایی، فلزی، معدنی، شیمیایی، برق، خدمات مهندسی، مشاوره، ماشین سازی و… فعالیت داشت.

از جمله شرکت‌های زیرمجموعه این گروه سرمایه‌گذاری می‌توان به ستاره درخشان درفک، آب معدنی داماش گیلان، پخش امیرمنصور ایرانیان، تجارت گستران منصور، گروه ملی صنعتی فولاد ایران، مشاوره و مدیریت تدبیر منصور، باشگاه ورزشی داماش ایرانیان، ایمن ترابر آریا، داماش ترابر ایرانیان، سبک‌سازان لوشان، ستارگان امیر منصور، شفاف شیمی پلاست، صنایع غذایی دریاچه گهر لرستان، گروه صنعتی نمونه منصور گیلان، ماشین‌سازی لرستان، مهندسین مشاور مدیریت پردازش زمان، نوآوران صنعت الکترونیک قم، خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه آهن، مروارید درخشان آریا و … اشاره کرد.

او و برادرانش از اداره‌ی یک گاوداری در سال ۱۳۸۴ شروع کردند و در عرض چهار سال ابتدایی دولت احمدی نژاد، دهها کارخانه و میلیاردها سرمایه را به تملک خود درآوردند. در جریان رسیدگی به این پرونده، در یک جلسه غیرعلنی مجلس فاش شد که خسروی ۲۳۰ هکتار زمین در کیش و صدها هکتار زمین در اطراف کاشانک به قیمت متری ۱۶ ریال گرفته است!

او بالاخره امروز صبح اعدام شد و بسیاری از ناگفته‌ها را با خود به دیار باقی برد. اما جدا از نامه‌ای که به رهبری نوشت و ظاهرا همان نامه هم طناب دار را به گردنش انداخت، حرف‌هایی را هم در یکی از آخرین جلسات دادگاه اختلاس بزرگ مطرح کرد که احتمالا نباید می‌گفت. تنها گزارش نسبتا کامل از سخنان امیرخسروی در دوازدهمین جلسه دادگاه، در خبرگزاری مهر باقی مانده است. نمونه هایی از این سخنان را در زیر می خوانید:

– آقای م. ر با من جلسه‌ای گذاشت که در مقابل تحریم‌ها کمک کنم اما چرا حالا شهامت این موضوع را ندارد که این مسئله را بیان کند. چرا معاون وزیر باید با وجود اسنادی که بر علیه‌اش وجود دارد در مقابل دستگیری مصون باشد.

– بانک آریا برای مقابله با تحریم‌ها ایجاد شد. همه مسئولان در جریان هستند اما از ترس چنین موضوعی را نمی‌گویند. من هشدار می دهم تا جلسه بعدی آقایانی که به من گفتند در جهت منافع کشور وارد این کار شوم یا خودشان اعتراف کنند یا همه را با سند به دادگاه می گویم.

– چرا وزارت اطلاعات افرادی را برای پست‌های مهم کشور تایید می‌کند که مانند خاوری دو ملیتی هستند. آقای خاوری واضح به من گفت برای آنکه سقف اعتباراتش را بالا ببرم به من پول بده. خاوری را چه کسی فراری داد؟ به من هشدار می‌دهند دیدار با آقای م. ر در خانه‌اش و پارک لویزان اولین هشدار است.

– برادر مدیرعامل سابق بانک صادرات در کار گوشت بود و در یک جلسه رفتار بسیار بدی با من کرد گوشتی که قرار بود به میزان ۱۰۰ هزار تن وارد کشور کنم و با قیمت ۸ هزار تومان به وزارت بازرگانی بفروشم را جلویش را گرفتند.

– ستاد ویژه تحریم از من خواسته بود که به بخش خصوصی ورود پیدا کنم و به دولت کمک کنم. من به رئیس کمیسیون سابق امنیت ملی مجلس از فسادهای مالی با باج‌هایی که از من خواسته شده بود توضیح دادم اما وی فقط سر تکان داد. من در خصوص باج خواهی به آیت الله شاهرودی نیز توضیح دادم.

– برخی از پول‌هایی که به مسئولان داده می‌شد اجباری و برای راه افتادن کارهایشان بود گفت: اگر پول نمی‌دادیم سهمیه ما کم می‌شد. ۹ میلیاردی که به آقای خ – الف معاون سابق وزیر صنایع داده شد برای آن بود که سهمیه شمش فولاد مارا کم نکنند. متاسفانه معاونین صنایع آدم‌های سالمی نبودند و برای انجام دادن کارهایشان پول طلب می‌کردند من نیز تحت فشار بودم باید کارها راه می‌افتاد.

– روز جمعه ۱۴ مرداد ماه سال ۹۰ قرار بازداشت من صادر شد به من گفتند از کشور فرار کن. ولی من ماندم چون از خودم مطمئن بودم. می خواستند ما فرار کنیم بگویند خسروی در رفت.
– آقای “الف” معاون وزیر در امور بانکی و بیمه وزارت اقتصاد از وزیر ۳۰۰ میلیارد برای من معرفی نامه گرفت تا بیاید سهامدار بانک آریا بشود. بعدش آقای “ح” نماینده اهواز آمد دفتر من پیشنهاد داد تا فلان لوله سازی را بخریم. بروید یقه معاون استاندار خوزستان آقای “پ” را بگیرید که دنبال فروش لوله سازی به ما بودند. به ما فشار می آوردند که تیم استقلال اهواز را بخریم. نماینده خرمشهر آقای “م” آمد و گفت بیایید فولاد خرمشهر را بخرید که کلی بدهی داشت. حالا همه ساکت شدند.- من گروه ملی را با رانت نخریدم به خدا آقایان زور کردند تا بخرم. مگر مخم ترکیده بود این شرکت را بخرم.

– یک روز بانک مرکزی نامه ای به بانک ملی می زند که گروه آریا تمام بدهی هایش را تسویه کند. سوال اینجاست چرا این نامه به سایر بانکها زده نشد. دلیلش این بود که رابط وزارت اطلاعات با بانک ملی و نماینده سازمان بازرسی در بانک مرکزی از طریق آقای “س” از من ۱۰ میلیارد تومان پول می خواستند تا مجوز بانک آریا را به من بدهند.

– رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس باید به این سؤال پاسخ دهد که من بارها به او گفته بودم که از من باج‌خواهی می‌شود یا خیر من حتی به رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس بارها گفته بودم که عده‌ای از من باج خواهی می‌کنند.

– من به هر مسئولی در کشور گفتم بابا از من رشوه می خواهند تا کارهایم انجام شود تنها سرشان را تکان دادند.

– کسانی که الان مثل موش پنهان شده‌اند باید الان جواب بدهند. یکی از مسئولان با من جلسه امنیتی گذاشت و خودش را مشاور امنیتی موضوع تحریم عنوان کرد و به من گفت: برو خارج از کشور شرکت تأسیس کن. آقای ر شما رابط پیش من نفرستادید.

– خاوری با قباحت تمام به من می‌گفت برای بالا بردن سطح اعتبار باید به من پول بدهی.

– آقای الف ـ پ نماینده بازرسی در بانک مرکزی چرا از طریق آقای «ح ـ س» درخواست ۱۰ میلیارد تومان پول از من کرده بود.

– آقای «م» رئیس اعتبارات بانک صنعت و معدن جلوی اعتبارات ما را گرفت و دنبال گرفتن پول از ما بود آمدند و وثیقه ما را ۱۰ برابر کردند زیرا به آنها رشوه نداده بودیم.

– من چگونه دفاع کنم وقتی کسانی که یک میلیارد دلار به من معرفی‌نامه داده‌اند تا بروم از برزیل گوشت وارد کنم اما به خاطر جنگی که با یکدیگر داشتند و نتوانستند یک میلیارد ریال را هماهنگ کنند امروز من باید جوابگوی آنها باشم.

– یکسری افراد پشت سر نظام سنگر گرفته‌اند و به اسم نظام دارند از نظام سوء استفاده می‌کنند. به اسم نظام پول می‌گیرند و کار مردم را با یک نامه تغییر می‌دهند.

– من حتی به وزارت اطلاعات هم دیگر اعتماد ندارم زیرا از کجا معلوم همان کسی که از من بازجویی می‌کند نرود اطلاعات را در اختیار کس دیگری قرار دهد مگر نبود آقای «الف» که با آقای خاوری نسبت داشت و تمام کارهای او را انجام می‌داد و رابطه او در وزارت اطلاعات بود.

-آقای “الف” معاون وزیر اقتصاد می دانست ما ۴ ماه دیگر زمین می خوریم و این برای من جای سوال است چون تمامی کارها روی روال بود. هرچند امروز این آقا در حاشیه هستند و در حاشیه هم می مانند و کسی جرات ندارد سراغش برود. (در اینجا قاضی گفت: مطمئن باش سراغ همه می رویم.)

– آقای قاضی در خود قوه قضائیه هم مشکل وجود دارد…
قاضی گفت: بگو اعتراف کن.
خسروی گفت: جلسه بعدی.
قاضی گفت: جلسه بعدی وجود ندارد. در این میان وکیل فریاد زد:
بگو مه آفرید، اعتراف کن، ولی مه آفرید سکوت کرد…

بعد آقای ” گ” بلند شد و فریاد زد و گفت تو رو به روح بابات بگو، لامصب بگو.

No responses yet

May 27 2014

پیام و پیامد برخورد قضایی با نزدیکان احمدی‌نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: در یک هفته گذشته معاون اول محمود احمدی‌نژاد در دادگاه حاضر شد و دو نفر از شاخص‌ترین چهره‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی او بازداشت شدند. برخی ناظران این اقدام‌ها را پیامی به احمدی‌نژاد ارزیابی کرده‌اند.

دو روز پیش (شنبه سوم خرداد) محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهور پیشین مقابل دادگاهی قرار گرفت که دو نفر از محکومان اصلی پرونده اختلاس از بیمه ایران نیز به عنوان مطلع در آن حضور داشتند.

بنابر گزارش‌ها این دادگاه غیرعلنی برگزار شد و از جزئیات آن تا کنون خبری منتشر نشده است. خبر صدور قرار مجرمیت برای رحیمی اسفند ماه ۹۲ منتشر و به تائید غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، دادستان کل و سخنگوی قوه قضاییه رسیده بود.

نام معاون اول رئیس دولت دهم به عنوان سرکرده اختلاس‌کنندگان از شرکت بیمه ایران با افشاگری تعدادی از نمایندگان مجلس از چند سال پیش بر سر زبان‌ها افتاد.

با این همه همزمان شدن حضور او در دادگاه با بازداشت دو نفر از نزدیکان احمدی‌نژاد در نظر برخی از کارشناسان حاوی پیام و هشداری به آنهاست که ظاهرا سرگرم زمینه‌سازی برای حضور دوباره در قدرت هستند.

بازداشت سازماندهان رسانه‌ای احمدی‌نژاد

خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی (ایرنا) سوم خرداد از قول یک منبع آگاه اعلام کرد که علی‌رضا داوری، از چهره‌های اصلی رسانه‌ای جریان احمدی‌نژاد بازداشت شده است.

داوری رئیس مجتمع رسانه‌ای “هما” (هواداران محمود احمدی‌نژاد) است که گفته می‌شود با راه‌اندازی چند سایت خبری مشغول ساماندهی فعالیت‌های رسانه‌ای حامیان دولت قبل شده است.

هفته‌ی گذشته نیز خبر رسید که ، از یاران نزدیک اسفندیار رحیم‌مشایی، با حکم دادگاه ویژه روحانیت بازداشت و روانه زندان اوین شده است.

شریف‌زاده پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ ستاد انتخاباتی “زنده باد بهار” را راه‌اندازی کرد تا کار تبلیغات انتخاباتی نامزد مورد حمایت احمدی‌نژاد که رد صلاحیت شد را بر عهده بگیرد.

داوری سی‌ام اردیبهشت ماه در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا بازداشت شریف‌زاده را تائید و علت آن مطالب و سخنرانی‌های او در سال ۹۱ عنوان کرد.

مطابق گزارش‌ها محور اصلی فعالیت‌های رسانه‌ای که زیر نظر دو یار بازداشت شده احمدی‌نژاد شکل گرفته آمادگی برای حضور در رقابت‌های انتخاباتی مجلس دهم و ریاست جمهوری دوره دوازدهم است.

رویگردانی حامیان سابق احمدی‌نژاد

سایت خبری فرارو، دوشنبه پنجم خرداد در گزارشی زیر عنوان “دیپورت احمدی‌نژادی‌ها” نوشت: «از ابتدای سال جاری بود که نشانه‌هایی در خصوص عزم و تلاش جدی احمدی‌نژاد و یارانش برای بازگشت به سیاست و نزدیک شدن به قدرت بروز پیدا کرد.»

مطابق این گزارش یك فرد نزدیک به حلقه مشاوران احمدی‌نژاد که نخواسته نامش فاش شود ادعا کرده که “عزم جریان احمدی‌نژاد برای بازگشت به قدرت جدی است و برای این كار پیش‌نیاز‌های حضور در رقابت‌های سیاسی را به دست آورده است.”

این فرد همچنین مدعی شده “احمدی‌نژاد و یارانش با چراغ سبز بزرگان اصولگرا برای نقش‌آفرینی دوباره در عالم سیاست، فعال شده‌اند.”

عباس سلیمی‌نمین، از تحلیلگران اصولگرا چندی پیش در واکنش به تحرک رسانه‌ای نزدیکان احمدی‌نژاد به سایت “نواندیش” گفت: «نباید فراموش کرد که مردم احمدی‌نژاد و یارانش را شناخته‌اند و امکان ندارد که او و نزدیکانش را با رای خود وارد مجلس کنند.»

معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات سال ۸۸ می‌گویند نشستن احمدی‌نژاد بر صندلی ریاست جمهوری نه با اتکا به آرای مردم که با اعمال نفوذ و حمایت نظامیان و فرمانده کل آنها، علی خامنه‌ای شکل گرفت.

بر این اساس رویگردانی حامیان سابق احمدی‌نژاد از او می‌تواند دلیل مهمتری برای کنار گذاشتنش از دایره قدرت تلقی شود.

پیام و هشدار به احمدی‌نژاد

صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی و استاد دانشگاه احتمال نشان دادن چراغ سبز به رئیس جمهور پیشین را منتفی می‌داند و معتقد است فعالیت‌های احمدی‌نژاد به زیان این جناح است و او “بلاهای زیادی سر اصولگرایان آورده است.”

این تحلیلگر سیاسی در گفت‌وگو با فرارو، به جریان افتادن پرونده رحیمی و بازداشت شریف‌زاده و داوری را پیام و هشداری به احمدی‌نژاد ارزیابی می‌کند مبنی بر این که “شما تمام شده هستید و نباید به عرصه سیاست بازگردید.”

زیباکلام با تاکید بر این که در انتقال این پیام اصولگرایان نقش ویژه‌ای دارند گفت: «نمی‌توان به سادگی فراموش کرد که اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ چطور قرص و محکم از احمدی‌نژاد حمایت کردند و یا در انتخابات سال ۸۸ چه استوار پشت او ایستادند. بنابراین اگر بخواهم اصطلاح حسابداری به کار ببریم احمدی‌نژاد بیش از آنکه برای اصولگرایان دارایی محسوب شود، بدهی است.»

احمدی‌نژاد که همواره از حمایت قاطع رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای برخوردار بود در دو سال آخر فعالیتش به عنوان رئیس جمهور با او اختلاف‌هایی پیدا کرد.

رفتارشناسی رئیس دولت قبل

سپاه پاسداران نیز که به اعتقاد منتقدان با مهندسی انتخابات نقش اصلی را در “پیروزی” احمدی‌نژاد در سال‌های ۸۴ و ۸۸ بازی کرد در سال‌های آخر دولت دهم با او دچار اختلاف شد. احمدی‌نژاد در همین دوران سپاهیان را “برادارن قاچاقچی” خواند.

به رغم این، زیباکلام اعتقاد دارد که ارسال این پیام‌ها به احمدی‌نژاد برای عدم حضور در صحنه سیاست نه تنها او را به سکوت و عقب نشینی وا نمی‌دارد بلکه ممکن است او را تحریک کند که جدی‌تر از قبل خود را در وسط صحنه سیاست بکشاند.

این استاد دانشگاه تهران علت این ارزیابی را رفتارشناسی متفاوت احمدی‌نژاد در قیاس با فردی مانند اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد.

زیباکلام گفت: «در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت شد تا قهر کند و با پشت کردن به نظام از صحنه سیاسی دور شود. اما دیدم که هاشمی نه تنها قهر نکرد و به نظام پشت نکرد بلکه ماند و به یک بازیگر موثر در انتخابات تبدیل شد.»

او خاطر نشان کرد که احمدی‌نژاد در برابر چنین رفتاری سکوت نمی‌کرد و به همین دلیل “اگر تصمیمی برای بازگشت به صحنه قدرت گرفته باشد تا انتها پای این تصمیم می‌ماند حتی به قیمت بر هم زدن میز بازی.”

No responses yet

May 24 2014

پس از بازداشت بهمن شریف‌زاده صورت گرفت: بازداشت عبد‌الرضا داوری و احضار مجدد رحیمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: قوه قضائیه پس از بازداشت بهمن شریف‌زاده یکی از نزدیکان محمود احمدی‌نژاد٬ اقدام به احضار مجدد محمدرضا رحیمی و بازداشت عبد‌الرضا داوری کرد.

ایرنا روز شنبه (سوم خرداد) به نقل از یک منبع آگاه از بازداشت داوری به اتهام «انتساب دروغ به مسئولان و نشر اکاذیب» خبر داده است.

داوری در سال‌های پایان دولت دهم ریاست صندوق بازنشستگی مس کشور را برعهده داشت، در طول دولت نهم و دهم از اصلیترین چهره‌های رسانه‌ای وابسته به «جریان انحرافی» شناخته می‌شد.

عبد‌الرضا داوری در ماه‌های اخیر مسئولیت مجتمع رسانه‌ای هما (هواداران محمود احمدی‌نژاد) را برعهده گرفته بود.

ایسنا نیز امروز از حضور مجدد محمدرضا رحیمی٬ معاون اول احمدی‌نژاد در شبعه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران خبر داده است.

هفته گذشته نیز رسانه‌ها از بازداشت بهمن شریف‌زاده یکی دیگر از نزدیکان احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم‌مشایی خبر داده بودند.

اتهام داوری و شریف‌زاده به طور رسمی اعلام نشده٬ اما رحیمی متهم به دست داشتن در چندین پرونده «فساد مالی» است که از سرنوشت این پرونده‌ها اطلاع دقیقی در دست نیست.

No responses yet

May 19 2014

فیروز‌آبادی در واکنش به ادامه حملات به دولت یازدهم: رسانه‌های وابسته به نهاد‌های نظامی روش خود را اصلاح نکنند با آنها برخورد خواهد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: حسن فیروز‌آبادی٬ رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با دفاع از دولت یازدهم به رسانه‌های وابسته به نهاد‌های نظامی هشدار داد چنانچه رویکرد خود در رابطه با دولت را تغییر ندهند با آن‌ها برخورد خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری‌ها٬ آقای فیروز‌آبادی روز دوشنبه (۲۹ اردیبهشت) گفته باید «شکر‌گذار» وجود شخصیتی چون حسن روحانی بود و از دولت وی پشتیبانی کرد تا «کشتی کشور را پیش ببرد.»

وی گفته «بازی‌های رسانه‌ای»٬ «جوسازی‌های سیاسی» و «نابسامانی احزاب» موجب «تشویش اذهان عمومی» شده که در راستای کمک به دولت باید همه آن‌ها کنار گذاشته شود.

این مقام نظامی از مدیران رسانه‌ها خواسته «اخباری که موجب تشویش اذهان مردم، تضعیف دولت و تخریب برخی از اقدامات» دولت می‌شود را منتشر نکنند.

به گفته وی «بعضی اخبار بی‌ارزش و تفرقه‌انگیز هستند، بعضی‌ها هم شایعه، تهمت و بی‌مبنا هستند.»

فیروز‌آبادی به صراحت اعلام کرده «رسانه‌هایی که به نوعی به نیروهای مسلح مرتبطند خطا می‌کنند٬ برابر مشی و منویات رهبری حرکت نمی‌کنند باید روششان را اصلاح کنند والا ما با آن‌ها برخورد می‌کنیم.»

خبرگزاری فارس٬ نسیم٬ تسنیم٬ و روزنامه «جوان» سه خبرگزاری و روزنامه وابسته به سپاه هستند که در حال حاضر رهبری بسیاری از حملات علیه دولت روحانی را بر عهده دارند.

ده‌ها سایت خبری نزدیک به سپاه و نهاد‌های زیرنظر علی خامنه‌ای نیز همسو با این رسانه‌ها روزانه مطالب و گزارش‌های انتقادی قابل توجهی علیه دولت منتشر می‌کنند.

اظهارات فیروز‌آبادی یکی از صریح‌ترین و تند‌ترین هشدار‌های است که در سال‌های اخیر یک مقام بلند‌پایه نظامی به رسانه‌های وابسته به سپاه و نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی می‌دهد.

این هشدار دو روز پس از آنکه دور چهارم مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ در وین بدون نتیجه مشخصی پایان یافت به رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران داده شده است.

No responses yet

May 19 2014

قطعات پازل طرح خمینی برای قتل منتظری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: کنار هم قرار دادن دو خاطره و ادعایی که هراتی مطرح کرده است قطعات پازل طرح قتل آیت‌الله منتظری را پر می‌کند… روشن شدن این موضوع کمک می‌کند تا دامنه خشونت در نگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بهتر مشخص شود.

۵ سال پیش، عبدالحسین هراتی در مالزی به نقل از عمادالدین باقی مدعی شده بود که آیت‌الله خمینی قصد کشتن آیت‌الله منتظری و صد نفر از یارانش را داشته است. این موضوع را بسیاری فراموش کرده بودند تا وقتی که هراتی به ریاست اداره اسناد و مدارک دانشگاه آزاد منصوب شد. طه هاشمی معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد بعد از بالا گرفتن اعتراضات وی را برکنار کرد. او مدعی بود که اداره حراست و وزارت اطلاعات صلاحیت هراتی را تایید کرده‌اند. وزارت اطلاعات علی رغم سوال علنی جمعی از نیرو‌های بسیجی در این خصوص سکوت کرده است.

معترضان که به طیف افراطی اصول‌گرایان تعلق داشتند سوابق فعالیت‌های هراتی در گذشته و به‌خصوص نامه‌اش به حجت السلام کروبی در جریان تحرک جنبش سبز را پیش کشیدند و دادن پست مدیریتی به وی را عملی خطا و در راستای عدول از آرمان‌های انقلاب و نظام به‌شمار آوردند. هراتی از فعالان انجمن‌های اسلامی دانشجویان خارج از کشور در پیش از انقلاب و هواداران دکتر علی شریعتی است که بعد از انقلاب به جرگه حامیان و نزدیکان هاشمی رفسنجانی می‌پیوندد. وی در عین حال روابط خوبی با نهضت آزادی، میناچی و آیت‌الله منتظری داشته است.

رصد کردن سوابق او شخصیتی معما گونه را ترسیم می‌نماید که آرمان‌گرایی شریعتی را با مصلحت سنجی و مشی غیر اصولی و نوسانی رفسنجانی پیوند زده است. اما وجه معما گونه شخصیتی وی در جایی بیشتر می‌شود که او بعد از خروج از ایران و اقامت در استرالیا مطالب تندی بر علیه آیت‌الله خمینی در وب سایت ایران امروز منتشر می‌کند و در جریان جنبش سبز به موسوی و کروبی ایراد می‌گیرد که چرا دم از پیروی از مشی آیت‌الله خمینی می‌زنند.

اما بعد از انتخابات به ایران رفته و مشاور فرهنگی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌شود. حساسیت‌ها نسبت به وی نیز تا زمانی که مسوولیت در دانشگاه آزاد نگرفته بود، بروز نیافته بود. حتی مخالفان بعد از برکناری وی از دانشگاه آزاد ساکت شدند و واکنشی نسبت به فعالیت او در مجمع تشخیص مصلحت نظام نشان ندادند.

اما صرف‌نظر از چگونگی اتفاقی که برای وی رخ داد و کنکاش در شخصیتش، او یک سخنرانی در مالزی در سال ۱۳۸۸ به مناسبت فوت آیت‌الله منتظری انجام داده است که فرازی از آن موضوعی مهم در فهم مسائل مربوط به عزل آیت‌الله منتظری از قائم مقامی رهبری است.

او در سخنرانی یاد شده به نقل از عمادالدین باقی مدعی شده است آیت‌الله خمینی قصد کشتن آیت‌الله منتظری و صد نفر از یارانش را داشته است. او منتفی شدن این ماجرا را ناشی از دخالت علی اکبر هاشمی رفسنجانی می‌داند که بعد از اطلاع از قصد آیت‌الله خمینی پیش او رفته و با گریه می‌کوشد او را منصرف سازد و همچنین با آیت‌الله منتظری ملاقات کرده و به او می‌گوید اگر به خودش رحم نمی‌کند به صد نفر نزدیکانش رحم کند و با نوشتن نامه‌ای خشم آیت‌الله خمینی را فرو بنشاند. منظور وی نامه ۷/۱ است که آیت‌الله منتظری نوشت و از عدم تمایل خود به جانشینی آیت‌الله خمینی سخن گفت.

تا زمانی که عماد الدین باقی این سخن را تایید نکرده باشد، قطعیت این انتساب محرز نمی‌شود. اگر چه بخشس از این ادعا با واقعیت تطبیق نمی‌کند اما کلیت آن قابل تامل است. در خاطرات آیت‌الله منتظری و رفسنجانی گمانه‌هایی وجود دارد که می‌توان از انها نتیجه گرفت که اراده برای کشتن آیت‌الله منتظری و هوادارانش جدی بوده است. البته این مساله در حد یک فرضیه است و صحت قطعی آن با توجه به مدارک و اطلاعات موجود مشخص نیست.

ادعای با واسطه هراتی یک ایراد دارد. رفسنجانی در نوروز ۱۳۶۸ و هنگام عزل آیت‌الله منتظری با وی دیدار نداشت. کسی که رفت و با آیت‌الله منتظری در خصوص نگارش نامه توابانه مذاکره کرد حجت السلام عبدالله نوری بود. شاید هاشمی با واسطه پیغامی را مطرح کرده باشد. اما احتمال آن کم است چون آیت‌الله منتظری در خاطراتش به این مساله اشاره نمی‌کند. رفسنجانی تا فوت آیت‌الله منتظری با او دیدار نکرد.

اما آیت‌الله منتظری در جریان گفتگو با عبدالله نوری از وجود توطئه‌ای برای برخورد امنیتی و صدور حکم اعدام برای وی سخن می‌گوید. البته ایشان موضوع را بر اساس شنیده‌ها مطرح می‌کند که صحت وسقم آن را نمی‌داند. اما موضوع ان قدر از دید وی مهم است که در خاطراتش ذکر کرده است.

آیت‌الله منتظری نقل به مضمون ماجرا را چنین توضیح می‌دهد که «عبدالله نوری پیش‌نویس نامه‌ای را به من داد تا ان را بخوانم و امضا کنم. در آن نامه مضامینی توبه آمیز نوشته و از جمله قید شده بود اما من از اینکه دفترم پایگاه منافقین شده بود از شما معذرت می‌خواهم و…» آیت‌الله منتظری اعتراض کرده و می‌گوید «دفتر من هیچگاه پایگاه کسی و از جمله سازمان مجاهدین خلق نبوده است.» نوری در پاسخ می‌گوید حتما چیزی بوده که می‌گویند. آیت‌الله منتظری عصبانی شده و می‌گوید «هر کس… می‌خورد می‌گوید دفتر من این گونه بوده است.» در نهایت آیت‌الله منتظری از پذیرفتن نامه نوشته شده توسط نوری استنکاف ورزیده و نامه خودش که در ۷/۱/۱۳۶۸ در جراید منتشر شد را می‌نویسد. اما ایشان می‌گوید بعد ‌ها از کانال‌هایی شنیده که نامه نوری دامی بوده تا وی به ارتباط با سازمان مجاهدین اعتراف کرده و به این اتهام دادگاهی شود.

البته عبدالله نوری این ادعا و توطئه بودن پیشنهادش را قویا تکذیب می‌کند و می‌گوید از سر دل‌سوزی برای کم کردن آسیب‌هایی که متوجه آیت‌الله منتظری بوده است نامه توابانه را پیشنهاد کرده است.

در خاطرات رفسنجانی هم آمده که بعد از شنیدن تصمیم آیت‌الله خمینی به خواندن «نامه موهن» ۶/۱/۱۳۶۸ از صدا و سیما در اعتراض می‌گوید آقا این نامه خوانده شود عده‌ای می‌ریزند و آیت‌الله منتظری را می‌کشند.

کنار هم قرار دادن این دو خاطره و ادعایی که هراتی مطرح کرده است قطعات پازل طرح قتل آیت‌الله منتظری را پر می‌کند. از آنجایی‌که آیت‌الله منتظری تاکید کرده بود که کتاب خاطرات منتشر شده وی شامل همه خاطرات نیست و ناگفته‌هایی هنوز وجود دارد لذا ممکن است شواهد بیشتری دال بر تایید فرضیه یاد شده در خاطرات کامل او مشاهده شود.

از سوی دیگر اگر واقعا طرح قتل آیت‌الله منتظری وجود داشته است رفسنجانی شاید مصلحت ندیده اصل ماجرا را در خاطراتش بازگو کند لذا به صورت کد وار قید کرده که عده‌ای ممکن است او را بکشند. در صورتی که در سال ۱۳۶۸ و با توجه به جایگاه آیت‌الله منتظری بدون چراغ سیز حکومت امکان تعرض به آیت‌الله منتظری وجود نداشت.

این فرضیه با توجه به کینه شخص ری شهری نسبت به آیت‌الله منتظری قوت بیشتری می‌یابد. وزارت اطلاعات برای برخورد امنیتی سنگین با آیت‌الله منتظری و هوادارانش آمادگی داشت.

البته مواردی هم وجود دارد که صحت فرضیه فوق را مورد تردید قرار می‌دهد. به عنوان مثال در جریان پرونده مهدی هاشمی تمامی نیرو‌های نزدیک به وی اعدام نشدند و برادر وی نیز تبعید شد و آیت‌الله خمینی خواست وزارت اطلاعات برای برخورد قضائی و امنیتی با هادی هاشمی را نپذیرفت.

اما از سوی دیگر سابقه آیت‌الله خمینی نشان می‌دهد او در استفاده از خشونت حد و قیدی قائل بود. رحیمیان از اعضاء دفتر وی تعریف کرده است که او حکم قتل نوه‌اش سید حسین خمینی را در صورت مقاومت در برابر نیرو‌های کمیته و انتظامی را داده بود. همچنین از محمد مهدی ربانی املشی عضو سابق و متوفی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان کل کشور در سال‌های اولیه دهه شصت و عضو حزب جمهوری اسلامی نیز نقل شده است که آیت‌الله خمینی، احمد پسرش را تهدید کرده بود که اگر با اعضاء سازمان مجاهدین خلق حشر و نشر داشته باشد با او برخورد سنگین خواهد کرد.

ممکن است برنامه کشتن احتمالی آیت‌الله منتظری در حالت رسمی و قضائی نبوده و قرار بوده عده‌ای به نام مردم خشمگین و امت حزب الله این کار را انجام می‌دادند.

روشن شدن این موضوع کمک می‌کند تا شدت و دامنه خشونت در نگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و منشا خشونت در جمهوری اسلامی بهتر مشخص گردد.

هراتی [2]
منتظری [3]
خمینی [4]
رفسنجانی [5]
قتل [6]
ریشهری [7]

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .