اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اعتراضات'

Sep 13 2020

اتحادیه اروپا و آمریکا اعدام نوید افکاری را محکوم کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: اجرای حکم اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیر ایرانی، صبح روز شنبه به رغم درخواست‌های بین‌المللی برای توقف آن، واکنش‌های گسترده‌ای در عرصه بین المللی و در داخل ایران داشته است.

مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا، اعدام نوید افکاری توسط جمهوری اسلامی را اقدامی «بی‌رحمانه و رذیلانه» دانسته و آن را به «شدیدترین وجه محکوم» کرده است.

یک سخنگوی اتحادیه اروپا نیز در واکنش به این خبر گفت، اتحادیه اروپا اعدام نوید افکاری را با شدیدترین وجه محکوم می‌کند.

این سخنگو اضافه کرده است: اتحادیه اروپا به صراحت با استفاده از مجازات اعدام در هر شرایطی مخالف است. اعدام مجازاتی بی رحمانه و غیر انسانی است که اثر بازدارنده ندارد و انکار کرامت و شخصیت انسان است.

سخنگوی اتحادیه اروپا اضافه کرده است، مساله حقوق بشر از موضوعات محوری تعامل با ایران خواهد بود.

کلی کرافت، سفیر آمریکا در سازمان ملل نیز در توییتی با خانواده نوید افکاری ابراز همدردی کرده است.

کلی کرافت نوشته است: ما بی اعتنایی و بی احترامی مداوم حکومت ایران به جان انسان‌ها را محکوم می‌کنیم. صدای مردم ایران خاموش نخواهد شد.

جو بایدن، نامزد حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز در توییتی نوشته است: اعدام بی‌رحمانه نوید افکاری توسط (حکومت ایران) بی معنی و وحشتناک است. هیچ کشوری نباید افراد را به خاطر فعالیت و تظاهرات مسالمت‌آمیز بازداشت، شکنجه و اعدام کند. ایران می‌بایست تمامی دیگر زندانیان سیاسی را از جمله نسرین ستوده و آمریکایی‌هایی که ناعادلانه حبس شده‌اند، آزاد کند.

Iran’s cruel execution of Navid Afkari is a travesty. No country should arrest, torture, or execute peaceful protestors or activists.

Iran must free its other political prisoners, including Nasrin Sotoudeh, and release unjustly detained Americans. https://t.co/Jj9QZbyQL7

— Joe Biden (@JoeBiden) September 12, 2020

«تمسخر عدالت»

عفو بین الملل نیز در بیانیه‌ای گفته است، اعدام نوید افکاری «تمسخر عدالت» بود.

عفو بین الملل تاکید کرده است، اعدام پنهانی صبح امروز نوید افکاری قهرمان کشتی، بدون اطلاع قبلی وی ، خانواده و یا وکیلش، پس از محاکمه‌ای کاملاً ناعادلانه تمسخر هولناک عدالت است و جامعه بین المللی می‌بایست فورا به این اقدام واکنش نشان دهد.

اتحادیه جهانی کشتی نیز در بیانیه‌ای با «ویرانگر» خواندن خبر اعدام نوید افکاری با خانواده وی اظهار همدردی کرده است.

اتحادیه جهانی کشتی از این که تلاش برای توقف حکم اعدام نوید افکاری به نتیجه نرسید، ابراز تاسف کرده است.

اتحادیه جهانی کشتی گفته است که خبر اعدام نوید افکاری «ویرانگر» بود و کل جامعه کشتی را سوگوار کرد.

UWW Statement on the Execution of Navid Afkarihttps://t.co/2TXcr12jaQ pic.twitter.com/f6wetsLz2Q

— United World Wrestling (@wrestling) September 12, 2020

گزارش‌ها حاکی است که پیکر نوید افکاری که صبح امروز در زندان عادل آباد شیراز اعدام شد «شبانه» و «تحت تدابیر شدید امنیتی» به خاک سپرده شد.

نوید افکاری نایب قهرمان نوجوانان ایران که در پی اعتراضات مرداد ۹۷ بازداشت شد، به اتهام قتل یک مامور امنیتی به دو بار اعدام، شش سال و نیم حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.

وحید و حبیب برادران او نیز هر یک به ۵۴ و ۲۷ سال زندان با شلاق محکوم شده‌اند. برادران افکاری در روزهای گذشته با انتشار چند فایل صوتی گفته بودند که اعترافاتی که در طول دوران بازداشت برای اقرار به مشارکت در قتل یک مامور امنیتی از آنها گرفته شده، زیر فشار مداوم شکنجه بوده است.

No responses yet

Sep 03 2020

سالی رابرتز، کشتی‌گیر: صدای تمام کشتی‌گیرانی را که نگران جان نوید هستند را به دنیا خواهیم رساند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: طی کمتر از دو روز پس از رسانه‌ای شدن خطر اجرای حکم اعدام «نوید افکاری»، کشتی‌گیری که به «قصاص» و «محاربه» محکوم شده است، صدای اعتراض به این حکم و تلاش برای زنده ماندن این ورزش‌کار به گوش نهادهای بین‌المللی ورزشی و هم‌چنین ورزش‌کاران جهانی رسیده است. شماری از آن‌ها هم در پی کمپینی که در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده است، نسبت به صدور حکم اعدام اعتراض کرده و خواستار هم‌صدایی برای نجات او شده‌اند.
هفته گذشته مشخص شد که قوه قضاییه ایران این کشتی‌گیر شیرازی را به دو بار اعدام (قصاص و محاربه)، شش سال و شش ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرده است.
نوید افکاری در اعتراضات مرداد ۱۳۹۷ در شیراز مشارکت داشت و حالا متهم شده که پس از اعتراضات، فردی به نام «حسن ترکمان»، از اعضای بسیج شیراز و کارمند حفاظت سازمان آب این شهر را به قتل رسانده است.
یکی از ورزش‌کاران جهان که نسبت به خطر اعدام نوید افکاری هم در شبکه‌های اجتماعی واکنش نشان داده و هم در دنیای واقعی کارزاری برای اطلاع‌رسانی و درگیر کردن نهادهای بین‌المللی ورزشی به راه انداخته، «سالی رابرتز» است؛ مدال‌آور رقابت‌های کشتی جهانی و مدیرعامل موسسه‌ای به نام «مثل یک دختر کشتی بگیر».

***

در کمتر از دو روز، با وجود تلاش دستگاه‌های امنیتی ایران برای ساکت کردن جامعه ورزش کشور، بسیاری از چهره‌های ورزشی داخلی و بین‌المللی برای نجات جان نوید افکاری در فضای مجازی با شهروندان، وکلا و فعالان حقوق بشر همراه شدند. اما طی ۴۸ ساعت اخیر، میان تمام چهره‌های سرشناس بین‌المللی، مهم‌ترین قدم‌ها را برای نجات او، زنی برداشت به نام سالی رابرتز.

سالی رابرتز ۳۹ ساله است و می‌توان او را هم با دو مدال برنز جهانی‌اش در رقابت‌های کشتی شناخت و هم با مدیرعاملی‌ موسسه‌ای به نام مثل یک دختر کشتی بگیر (Wrestle Like A Girl).
او پس از اطلاع یافتن از حکم اعدام نوید افکاری، برای نجات جان او به صورت جدی وارد چالش شد. آغاز تلاش‌ سالی رابرتز، در فضای مجازی بود؛ از توییتر تا فیس‌بوک. اما برنامه‌های این قهرمان کشتی امریکایی از فضای مجازی فراتر رفته‌اند. او به «ایران‌وایر» گفت: «شخصا نامه‌ای خطاب به آقای “توماس باخ”، رییس کمیته بین‌المللی المپیک نوشتم. همین‌طور نامه‌ای برای “نناد لالوویچ”، رییس اتحادیه جهانی کشتی ارسال کردم. برای هر دو مقام مسوول توضیح دادم که جان یک انسان در میان است. از آن‌ها خواستم از همه پتانسیل خود استفاده کنند و بخشی از صدای بزرگ ما برای نجات جان نوید افکاری شوند.»

او تاکید ‌کرد که فعالیت‌هایش برای نجات جان نوید افکاری را فقط به نامه‌نگاری با دو شخصیت اول ورزش جهان و کشتی خلاصه نکرده است: «موسسه ما به صورت مستقیم با نهادهایی مانند کمیته بین‌المللی المپیک، اتحادیه کشتی جهانی جهانی، سازمان دیده‌بان حقوق بشر، لیگ کشتی امریکا و اتحادیه جهانی بازیکنان مکاتبه کرده است. رایزنی‌هایی هم با سایر دوستان خود که می‌توانند در نهادهای دیگر به ما کمک کنند، داشتیم. همکاران ما، صدای ما، صدای تمام فعالان حقوق بشر و صدای تمام کشتی‌گیرانی که نگران جان نوید هستند را به دنیا خواهند رساند.»

وقتی از سالی رابرتز پرسیدیم که آیا امیدی به همراه شدن این دو نهاد بین‌المللی ورزش ایران دارد یا خیر، گفت: «ما نامه نوشتیم و البته امید زیادی داریم که از قدرت آن‌ها نهایت استفاده را ببریم.»
او افزود: «این تحرکات، ترکیب صدایی را به وجود می‌آورند که در نهایت یک فریاد دارد و آن هم هشتگ #SaveNavidAfkari است. این فریاد باید به گوش دولت ایران برسد. هدف ما لغو حکم اعدام است.»

این کشتی‌گیر خطاب به حکومت جمهوری اسلامی هم پیامی دارد: «امیدوارم درک کنید که هر انسانی حق حیات دارد. شکستن حکم اعدام نوید افکاری، حداقل کاری است که می‌توانید انجام دهید.»

از او درباره چگونگی اطلاع از وضعیت نوید افکاری هم پرسیدیم. توضیح داد: «ما یک سازمان غیرانتفاعی بین‌المللی هستیم. از نخستین روز برای خودمان یک ماموریت مشخص را تعیین کردیم و آن هم این بود که با استفاده از ورزش کشتی، دختران را برای تبدیل شدن به رهبران زندگی آینده جامعه توانمند کنیم. اگرچه انگیزه اولیه تاسیس این موسسه، کمک به زنان بود اما تفکیکی میان مسایل جنسیتی و حقوق بشر وجود ندارد. ما در تشک کشتی، روی یک تقاطع یا چهارراه برابری جنسیتی و مساله حقوق بشر نشسته‌ایم.»

سالی  رابرتز تاکید کرد که این یک منشور ویژه دفاع از آزادی، برابری جنسیتی و پایبندی به حقوق بشر دارد: «ما همواره به تمام اعضای خود تاکید می‌کنیم که باید به این اعلامیه دفاع از حقوق بازیکنان پایبند باشند. چند روز قبل یکی از دوستانم با من تماس گرفت و در مورد پسری به نام نوید حرف زد. او گفت که دادگاهی در ایران با حکم خود، هم یک کشتی‌گیر را به اعدام محکوم کرده و هم مبانی حقوق بشر را زیر پا گذشته است.»

موسسه مثل یک دختر کشتی بگیر از سال ۲۰۱۶ و با رویکرد کمک به زنان کشتی‌گیر و ورزشکار جهان آغاز به کار کرد. شعار این موسسه حقوق بشری قابل تامل است: «ممکن است روزی شکست بخوری اما هرگز نباید شکست بخوری؛ یعنی می‌توانی در یک روز خاص، در یک نبرد بازنده باشی اما باید همان روز بدانی که چه زمانی، کجا و چه گونه دوباره برای مبارزه جدید از جایت بلند شوی.»

این موسسه در ابتدا با هدف کمک رسانی به زنان کشتی‌گیر که فاقد بیمه، هزینه تحصیل در دانشگاه‌ها و زندگی مستقل بودند، آغاز به کار کرد اما آرام آرام دایره فعالیت‌هایش را برای تمامی کشتی‌گیران مرد و زن جهان بر پایه مبانی حقوق بشر گسترش داد.

سالی رابرتز البته تنها ورزشکار در سطح جهان نیست که نسبت به صدور حکم‌ اعدام برای نوید افکاری واکنش نشان داده است؛ «براندون اسلی» قهرمان کشتی آزاد المپیک سیدنی و از مربیان تیم ملی امریکا، «فرانک اشتبلر» دارنده سه نشان طلای کشتی فرنگی جهان از آلمان و«دیوی کربی» رییس کمیته علمی «اتحادیه جهانی کشتی» از جمله چهره‌‌های سرشناسی هستند که در نخستین روز به کارزار «نجات نوید» پیوستند.

«تونی راموس»، کشتی‌گیر قهرمان سابق و مربی کنونی امریکایی در توییتر خود برای نوید افکاری نوشت: «دادخواست را برای نجات کشتی‌گیری که در ایران به دلیل اعتراضات مدنی به اعدام محکوم شده است، امضا کنید.»

مانند همین متن را «لن خودوروفسکی»، مدیر و مشاور ارشد کاخ سفید هم در توییتر خود منتشر کرد. او البته کمی پا را فراتر گذاشت و از چهره‌های سرشناس ورزش جهان مانند «کریس رونالدو» فوتبالیست، «لبرون جیمز» مرد شماره یک بسکتبال امریکا و «سرنا ویلیماز» قهرمان تنیس زنان جهان خواست تا به هم‌یاری نوید افکاری بشتابند.

دهم شهریور، پس از انتشار اخبار مربوط به نوید افکاری و خطری که حیاتش را تهدید می‌کند، «ایران‌وایر» دو نهاد بین‌المللی ورزشی، یعنی «اتحادیه جهانی کشتی» و «کمیته بین‌المللی المپیک» را مطلع کرد. پی‌گیری‌ها برای پاسخ‌گو کردن نهادهای بین‌المللی ورزشی، به ویژه دو نهاد یاد شده هم‌چنان ادامه دارند. این در حالی‌ است که بنا بر اطلاع «ایران‌وایر»، جامعه کشتی ایران از اظهارنظر در خصوص این پرونده قضایی منع شده‌ است.

No responses yet

Aug 24 2020

لیلا فرجی: پای نهادهای امنیتی در میان است، قتل خواهرم شخصی نبود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «لیلا فرجی»، خواهر «مریم فرجی»، فعال مدنی که تیرماه سال ۱۳۹۷ به قتل رسید، به «ایران‌وایر» می‌گوید با کنار هم گذاشتن شواهد به این نتیجه رسیده که قتل خواهرش یک قتل برنامه‌ریزی شده و دولتی بوده است.

مریم فرجی، دانشجوی رشته کارشناسی ارشد مدیریت بین‌الملل روز دوازدهم دی ۱۳۹۶ در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شد و مدتی را در زندان گذراند. پس از آن از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «احمدزاده» به تحمل سه سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.

او روز چهاردهم تیر ۱۳۹۷با ماشین شخصی از منزل پدرش بیرون رفت و هرگز به خانه برنگشت. چندی بعد جسد دفن شده‌اش در حالی که صورتش را با اسید سوزانده بودند، در یک باغ دور افتاده در حاشیه شهر کرج پیدا شد. روز ۲۴ تیر وکیل پرونده او به رسانه‌ها گفت مریم توسط نامزدش با انگیزه‌های مالی به قتل رسیده است.

حالا پس از گذشت بیش از دو سال از این ماجرا، لیلا فرجی به «ایران‌وایر» می‌گوید: «خواهرم اصولا نامزدی نداشت و او به شدت تحت فشار و رصد دستگاه‌های امنیتی بود.»

او می‌گوید کلیه امور مرتبط با قتل خواهرش در هاله‌ای از ابهام قرار دارند و تا زمانی که ساکن ایران بوده، به دلیل فشار نهادهای امنیتی از بیان واقعیت پرهیز می‌کرده است ولی اکنون که از ایران خارج شده، مایل است حقیقت را بگوید.

لیلا فرجی می‌گوید توسط افرادی در داخل ایران تهدید به سکوت شده است و به او توصیه کرده‌اند مراقب باشد چون دولت ترکیه روابط حسنه‌ای با دولت ایران دارد و امکان بازگرداندن افشاگران به ایران هست. اما با این حال تاکید می‌کند که نمی‌خواهد خون به ناحق ریخته شده خواهرش پایمال شود و نامش با یک پرونده ناچیز شخصی به فراموشی برود: «چنین موضوعی همه حقیقت نیست.»

بر اساس چه شواهدی به این نتیجه رسیده اید که نهادهای امنیتی در قتل خواهرتان مداخله داشته‌اند؟

از همان روز اولی که مریم بازداشت شد و مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفت، به او پیشنهاد همکاری دادند اما نپذیرفت. او را مورد آزار جنسی و ضرب و شتم فیزیکی قرار دادند. بعد از آزادی هم دست از سرش برنمی‌داشتند و مدام رصدش می‌کردند. تا آخرین روز زندگی به او پیامک تهدیدآمیز می‌دادند و تلفن می‌زدند. مدت کوتاهی بعد از اعلام حکم دادگاه مفقود شد و بعد گفتند جسدش پیدا شده است! پس از آن بود که یک نفر را که اصلا ربطی به خانواده ما ندارد، به عنوان قاتل و نامزد او معرفی کردند و هنگام خاک‌سپاری هم اجازه مداخله به ما ندادند. حتی نگذاشتند از صورت خواهرم عکس بگیریم. اگر ماجرای قتل خواهرم شخصی بود، چرا ما با این همه ابهام و کنترل مواجه بودیم؟ چرا ما را به حال خودمان رها نمی‌کردند؟ جزییات زیادی وجود دارد که برای منی که در تمام مراحل پی‌گیر پرونده خواهرم بودم، روشن و واضح است.

اساسا مریم را به خاطر چه فعالیتی بازداشت کردند؟

مریم همیشه در مقابل رنج آدم‌های پیرامونش مسوول بود. به لحاظ شخصی، آرام و قرار نداشت تا به دیگران کمک کند. اولین بار که توجه ما به فعالیت‌های او جلب شد، هنگام جمع‌آوری کمک‌های مردمی در زلزله کرمانشاه و خرید کانتینر برای زلزله زدگان بود. مریم به همت خودش و با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، چندین کانتیتر خرید. از همان جا تحت رصد قرار گرفت و شروع کردند به دادن تذکر کتبی و شفاهی. او با این که از یک خانواده کارگر و کم درآمد سر بر آورده بود اما مدیر موفق یک شرکت تولیدی در شهریار بود و از کارش رضایت خاطر داشت. مطلقا به هیچ گروه سیاسی وابسته نبود بلکه در نهایت استقلال و با کمک دوستانش، با پرداخت وام‌های مختصر یا ایجاد کارگاه‌های خانگی برای توانمندسازی زنان تلاش می‌کرد. زنانی که مورد خشونت بودند را نیز راهنمایی می‌کرد. ما هرگز فکر نمی‌کردیم مریم را به خاطر فعالیت در حوزه آسیب‌های اجتماعی، خطری جدی محسوب کنند. چرا باید زنی که با دوستانش گروه‌های مطالعاتی تشکیل داده بودند یا صرفا برای توانمندسازی زن‌ها در مورد حقوق‌شان آموزش می‌دادند را زندان کرد؟

در گفت‌وگوی قبلی که دو سال پیش با هم داشتیم، گفتید که مریم در جریان اعتراضات دی ماه بازداشت شد.

بله؛ ازهمان روزهای اول دی ماه به جریان اعتراضات پیوست و روز دوازدهم

او را وسط خیابان گرفته و حسابی هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم قرار داده بودند؛ به حدی که بعد از آزادی به خاطر کتک‌های وسط خیابان دچار گردن دردهای شدید شده بود. بعد هم او را به بند ۲۰۹ «اوین» منتقل کردند. به ما خبر ندادند که بازداشت شده است. خودم پی‌گیرش شدم. اول مرا فرستادند اداره اماکن نیروی انتظامی در خیابان «وزرا» که در آن‌جا گفتند این‌جا نیست. به «پلیس امنیت» رفتم، گفتند این‌جا هم نیست. به «پلیس فاتب» رفتم در حوالی خیابان «انقلاب» که گفتند چنین شخصی را بازداشت نکرده‌ایم. یک هفته بعد از دستگیری بود که رفتم دادسرا و شروع کردم به سر و صدا کردن. وقتی دیدند من داد و هوار می‌کنم، تازه بعد از یک هفته گفتند خواهرتان در زندان اوین نگه‌داری می‌شود. عصر همان روز بود که اجازه دادند مریم چند دقیقه در حد اظهار سلامتی به خانه زنگ بزند و تازه ما آن روز فهمیدیم که زنده است. ۱۱ روز بعد از بازداشتش بود که گفتند وثیقه بیاورید.

گویا با شما برخوردهای بدی هم شده بود؟

بله؛ پدر و مادرم قادر به پی‌گیری نبودند و من پی‌گیر ماجرا بودم. از آن جایی که روز قبل از آزادی مریم هم جلوی زندان رفته بودم و مصادف شده بود با تجمع خانواده‌های بازداشت شدگان دی‌ماه در مقابل زندان اوین، تصور کردند من جزو معترضان بوده‌ام و مرا برای چند ساعتی بازداشت و به داخل زندان منتقل کردند و گفتند تو جزو اغتشاش‌گرهای دیروز بوده‌ای. می‌خواستند بدانند من جزو گروه دکتر «طاهری» و یا آقای «محمد نوری‌زاد» هستم یا نه اما من توضیح دادم که تنها پی‌گیر پرونده خواهرم هستم.

مریم بعد از آزادی چه وضعیتی داشت؟

به شدت بدحال بود. تمام پوست لبانش را جویده بود. آن روزها با پدر و مادرم در کرج زندگی می‌کرد و بعد از بازنشستگی پدرم، عملا نان‌آور خانواده بود. بعد از مرگش، کمر پدرم که یک کارگر ساده بود، شکست چون او به همت و حمایت مریم امید داشت. اولین موضوعی که بعد از آزادی او متوجه شدم، رنجی بود که از تحقیرهای بازجویی می‌برد. بازجوها به او گفته بودند تو فقط یک زن فاسد و هرزه هستی. او که همه عمرش مقید به اخلاق بود، از این تهمت‌ها بسیار رنج می‌برد. به او ‌گفته بودند تو آمده‌ای به خیابان برای این که کسب نام کنی! بعدها برایم تعریف کرد که حین بازجویی به او که مدت طولانی غذا نخورده بود، ‌گفته بودند احتمالا مواد مخدر مصرف می‌کنی که دهانت بو می‌دهد.
دختری را که نسبت به شرایط اجتماعی پیرامونش اعتراض داشت، تبدیل کرده بودند به دختر هرزه‌ای که مستحق انواع و اقسام انگ‌ها و داغ‌های سوزنده باشد.

مریم در جریان بازجویی مورد آزار جنسی یا تجاوز قرار گرفته بود؟

تجاوز نه اما می‌گفت حین بازجویی مورد آزار جنسی قرار گرفته است. به من گفت در شرایطی که دست‌هایم با دست بند بسته بودند، بدنم را برای آن که تحقیرم کنند و مقاومتم را در هم بریزند، دستمالی می‌کردند.
وقتی به صورت بازجو تف انداخته بود، بازجو عصبانی شده و چنان او را مورد ضرب و شتم قرار داده بود که بعد از آزادی هنوز هم آثار کبودی‌ها روی بدنش باقی مانده بودند. البته همه این‌ها در مقابل آزارهای بعد از آزادی چندان هم بد نبودند.

منظورتان از آزارهای بعد از آزادی چیست؟

هر جا که می‌رفت، مدام به او زنگ می‌زدند که می‌دانیم الان کجایی. می‌گفتند می‌دانیم قصد داری کوه بروی یا داری می‌روی سر کار، می‌دانیم دنبال هرزگی هستی یا با فلانی و فلانی ارتباط داری. روحیه‌اش تخریب شده بود. مدام آمارش را به خودش می‌دادند. زنگ می‌زدند که الان فلان جا هستی؟ مدت کوتاهی بعد از آزادی، قاضی احمدزاده او را محکوم کرد. او گفته بود تو لیدر و سازمان دهنده بوده‌ای و همین که گوشی تلفن همراهت نداشتی و تلفنت کاملا پاک بوده است، نشان می‌دهد که باتجربه و آموزش دیده هستی!
قاضی احمدزاده روز دادگاه با پوزخند به مریم گفت تو که شغل و درآمد خوب و تحصیلات عالیه داری، با چه انگیزه‌ای در اعتراضات «تخم مرغی» مشارکت کرده‌ای؟ به این معنا که چرا با مردمی که برای یک تخم مرغ ریخته‌اند وسط خیابان، همراه شده‌ای؟

بعد از آزادی دوباره احضار شد؟

چند باری دفتر پی‌گیری با تلفن احضارش کردند که گفت نمی‌آیم، باید احضاریه رسمی بدهید. با شماره‌های ناشناس تهدیدش می‌کردند.
زمانی که مریم مفقود شد، من آواره کلانتری‌ها، پزشکی قانونی و بیمارستان‌ها شدم. با من برخورد خوبی نمی‌کردند. می‌گفتند زمانی که خواهرت زندان بود، با رسانه‌های بیرون از ایران مصاحبه کرده‌ای. حدود ۱۲ روز از مفقود شدن مریم گذشته بود که زنگ زدند و گفتند یک جنازه پیدا کرده‌ایم. جایی که آدرس دادند، منطقه‌ای دورافتاده حوالی «فردیس» کرج بود و صورت جسدی که نشانم دادند، با اسید سوزانده شده بود.

آیا فردی که به عنوان قاتل معرفی ‌شد، نامزد رسمی مریم بود؟

آن‌ها گفتند یک نفر را هم پیدا کرده‌ایم که تصور می‌کنیم قاتل باشد. تا قبل از آن، ما اطلاعی از نامزد احتمالی مریم یا کسی که مریم با او مرتبط باشد، نداشتیم. من گفتم این قاتلی که می‌گویید، چه کسی است؟ یک نفر را نشان دادند که همسایه ما بود؛ جوان خلاف‌کار و شرخری که پدرش را سابق بر این به جرم حمل چندین کیلو مواد مخدر اعدام کرده بودند و هیچ‌گونه سنخیتی با مریم و شخصیتش نداشت. مریم دختری سخت‌کوش، بسیار برنامه‌ریز، با فکر و مدبر بود. او هرگز به جاهای تردید برانگیز یا خطرناک نمی‌رفت و تن به روابط مشکوک و پیچیده نمی‌داد. او به علوم و فنون دفاع شخصی وارد و دختری عاقل و آینده‌نگر بود. خواهرم اصلا با آن فرد مرتبط نبود. اگر واقعا این شخص خواهرم را کشته بود، چرا در طول آن ۱۰ روز از کشور خارج نشده بود؟ من از همان آغاز این ادعا را باور نکردم.
سوال این‌جا است که اگر یک قتل عادی رخ داده و یک نفر تحت عنوان نامزد مریم او را کشته بود، چرا آن روز که مرا برای شناسایی جسد برده بودند، تمام منطقه توسط ماموران لباس شخصی کنترل می‌شد؟ چرا زمان خاک‌سپاری مریم، دورتا دور محل خاک‌سپاری تحت کنترل بود؟
به نظرم من، نسبت دادن این فرد معلوم‌الحال به مریم، برای کاهیدن ارزش و اعتبار آن دختر بود. می‌خواستند بگویند این دختر که آمده وسط خیابان و معترض بوده، با چنین شخصی مرتبط و نامزدش چنین فرد معلوم‌الحالی بوده است. آن‌ها از مریم در حین بازجویی کینه به دل گرفته و برنامه ریخته بودند که او را از بین ببرند. می‌خواستند کل ماجرا را یک قتل ناموسی جلوه بدهند. بعد از قتل هم حتی از رسانه‌های دست چندم‌شان برای تبلیغ این ماجرا که قتلی شخصی رخ داده است، استفاده کردند.

مریم را خودتان به خاک سپردید؟

آن‌جا بودیم اما همه چیز یک جور مبهمی بود. خواستم خواهرم را خودم بشورم اما به ما اجازه ندادند بدن خواهرم را ببینیم. حین جریان ما را کنترل می‌کردند. با این که صورت خواهرم از محل رستنگاه مو با اسید سوزانده شده بود تا قابل شناسایی نباشد اما هیچ اشاره‌ای به این مساله در برگه پزشکی قانونی نشد. علت مرگ، خفگی اعلام شد.

در این‌جا این سوال مطرح می‌شود که چه طور نام یک شخص حقیقی در جریان پرونده مطرح و او وارد جریان پرونده شده است؟

ببینید! به نظر من آن آقا انتخاب شده و پایش به ماجرا کشیده شده بود؛ یک جور مهندسی غیرمستقیم برای قتل یک فرد معترض. این جوری، رد خودشان را پاک می‌کردند و چون طرف هم سابقه‌دار بود، لابد وعده‌هایی داده شده بود. کما این که رسانه‌های خودشان هم نوشته بودند اوضاع مالی پدر من در حدی نیست که تفاضل دیه را بپردازد؛ یعنی تا این حد از جزییات خبر داشتند.
فرد قاتل هم همیشه آنلاین است و خانواده‌اش که همسایه خانه پدری من هستند، نه تنها عذرخواه نیستند بلکه حتی والدین مرا برای گرفتن رضایت تهدید می‌کنند و عرصه را بر خانواده‌ام تنگ کرده‌اند.
من به عنوان کسی که درگیر کل ماجرا بوده است، هر کاری می‌کنم که این ادعا را باور کنم، به نظرم می‌آید که ماجرا از جوانب مختلفی می‌لنگد. صورت سوخته مریم می‌آید در نظرم و این سوال که چرا در برگه پزشکی قانونی هیچ اشاره‌ای به سوختگی صورتش با اسید نشده بود؟ چرا وقتی می‌خواستم از صورت خواهرم عکس بگیرم، مانعم شدند؟ همان جا تهدید کردند که اگر بخواهیم شلوغ کنیم، جنازه را به ما نمی‌دهند تا خاک کنیم! اصلا چه طور پرونده قتل خواهر من به سرعت رسیدگی شد و در نهایت شلختگی، رای را صادر کردند و قاتل هم مشخص شد و گفتند اعتراف کرده است؟

اما چرا پیش از این‌ها تردیدتان را با افکار عمومی در میان نگذاشتید؟

اوایلش گیج بودم. بعد که می‌خواستم معترض شوم، هم توسط وکیل پرونده و هم توسط بسیاری دیگر از اطرافیانم تشویق به سکوت شدم. شاید هم وکیل پرونده تحت فشار و تهدید بود یا این که نگران من و خواهرانم بود. به هر حال نگذاشتند حقایق پشت پرده را بگوییم. اما همین هم شک برانگیز بود؛ این که چرا مدام مرا کنترل می‌کردند مبادا با کسی گفت‌وگو کنم.
بعد از آن هم سعی کردم اما برای رسانه‌ها ماجرای مریم جذابیت چندانی نداشت چون او دختر یک کارگر بود و پدر و مادرم اهل گفت‌وگو با رسانه‌ها نبودند. ویترین لوکسی در کار نبود. به همین دلیل هم وجدان جمعی در مورد یک خانواده بی‌اهمیت تصمیم گرفت همان ماجرای قتل توسط نامزد غیرتی را بپذیرد و جریان تمام بشود. اما من مصمم هستم تا روشن شدن تمام زوایای ماجرا سکوت نکنم.

از آن جایی که وب سایت ایران وایر پرونده خانم « مریم فرجی » را از ابتدای بازداشت، صدور حکم سه سال حبس تعزیزی و پس از آن مفقود شدن و قتل این فعال مدنی پیگیری کرده، طرح تردیدهای خانم «لیلا فرجی» در مورد انگیزه قتل خواهرشان در چهارچوب وظیفه حرفه‌ای و در ادامه آن پیگیری‌ها انجام شده و الزاما به معنای تایید یا تکذیب اظهارات او نیست. در این مورد با وکیل پرونده نیز تماس گرفته شد که تمایلی به اظهار نظر رسمی در این مورد نداشتند.

No responses yet

Aug 11 2020

سخنی صریح با مسؤولان: نیترات نارضایتی؛ مراقب بیروتی شدن ایران باشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,سیاسی

عصرایران: به نفع نظام، مردم و کشور است که به جای مسیر “ناراضی – معترض – برانداز” ، راه عقلانی “ناراضی – راضی – حامی” انتخاب شود. اما این راه معقول چگونه پیموده می شود؟ به نظر می رسد تنها راه این است: شنیدن صدای مردم و تمکین عملی در برابر گفتمان غالب بر جامعه.

عصر ایران؛ جعفر محمدی – نیترات آمونیوم انباشته شده در گمرک بیروت، سال ها بدون صدا در انبار شماره 12 خاک می خورد و کسی هم به آن توجه نمی کرد؛ اصلاً یادشان رفته بود که یک بمب 2750 تنی بیخ گوش شان است با بی اعتنایی از کنارش می گذشتند.

بناگاه اما جرقه ای کوچک، آن انبار خاموش را به انفجاری مهیب بدل کرد و بیروت، با تمام زیبایی و شکوهش در چند لحظه کوتاه فرو ریخت.

نیترات نارضایتی؛ مراقب بیروتی شدن ایران باشید

به قول مرحوم عمران صلاحی، “حالا حکایت ماست” و انبار بزرگی که در ایران وجود دارد و هر لحظه ممکن است منفجر شود و هر آنچه هست را با خاک یکسان کند: “نیترات نارضایتی”.

نه تعارف بردار است و نه قابل کتمان؛ هم فرد فرد مردم می دانند و هم آمارهای مسؤولان دلالت بر آن دارد: مردم ایران در ناراضی ترین وضعیت دهه های اخیر هستند.
ابعاد این نارضایتی هم گسترده است: از اقتصاد گرفته تا سیاست و از دین تا فرهنگ و از همه جا تا همه جا.

حکومتها در برابر افراد ناراضی – به ویژه اگر در اکثریت باشند – دو راه دارند: یا باید با اصلاحات جدی، آنها را به راضی یا حداقل امیدوار تبدیل کنند یا آن که با استمرار سیاست های منجر به نارضایتی، ناراضی ها را به “معترض” بدل کنند.

مسوولان جمهوری اسلامی ایران نیز چاره ای جز پیمودن یکی از این دو راه ندارند. ادامه وضع موجود، “ناراضی” ها را به “معترض” تبدیل می کند و معترضان در گذر زمان و در بستر مناسب، این قابلیت را دارند که به “برانداز” تبدیل شوند، خاصه آن که اراده های فرامرزی از سعودی و اسرائیل گرفته تا ایالات متحده نیز وجود دارند که بخواهند بر موج اعتراضات سوار شوند و مصادره به مطلوب کنند.

پس به نفع نظام، مردم و کشور است که به جای مسیر “ناراضی -» معترض -» برانداز” ، راه عقلانی “ناراضی -» راضی -» حامی” انتخاب شود.

اما این راه معقول چگونه پیموده می شود؟ به نظر می رسد تنها راه این است: شنیدن صدای مردم و تمکین عملی در برابر گفتمان غالب بر جامعه.
یکسان سازی گفتمان حکومت و مردم، ضامن بقای هر حکومتی است. نمی توان با گفتمان و ادبیاتی متفاوت از مردم بر آنها حکم راند. این همان سخنی است که بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز بدان تصریح و تاکید داشته است. بخوانید: “ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی به ملت مان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم. ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هرطور رأی داد ما هم از آنها تبعیت می‌کنیم. ما حق نداریم. خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم. بله ممکن است گاهی وقتها ما یک تقاضایی از آنها بکنیم؛ تقاضای متواضعانه، تقاضایی که خادم یک ملت از ملت می‌کند.” (صحیفه امام خمینی(ره)؛ جلد11، صفحه34″

مسؤولان جمهوری اسلامی ایران باید یک بار برای همیشه ببینند که اکثریت مردم در عرصه سیاست داخلی، امور اجتماعی، روابط بین الملل و … چه می خواهند و دقیقاً همان ها را مو به مو اجرا کنند.
اگر چنین اتفاق فرخنده ای روی دهد، قطعاً منافع بسیاری به خطر خواهد افتاد و همان ها با شعارهای به ظاهر انقلابی و دینی و متهم کردن خیراندیشان، خواهند کوشید مانع از همنوایی حداکثری حکومت با مردم شوند. اما واقعیت این است که امروز اصل ضدیت با نظام در همین فاصله گذاری بین حکومت و مردم است و خود همین افراد، بیش از بقیه شایسته وصف برانداز بودن هستند.

جمهوری اسلامی ایران در بزنگاهی تاریخی قرار گرفته است و راه معقول و ثبات آفرین، تبدیل ناراضیان به راضیان و حامیان است و الّا نیترات نارضایتی، هر آن ممکن است منفجر شود و بشود آنچه نباید بشود.
متن از سایت عصر ایران ذخف شده
لینک کش گوگل

No responses yet

Aug 07 2020

واکنش عفو بین الملل به اعدام مصطفی صالحی: مقامات جمهوری اسلامی به دنبال انتقامجویی هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: عفو بین الملل، از سازمان های جهانی مدافع حقوق بشر، اجرای حکم اعدام مصطفی صالحی را که در جریان اعتراضات سراسری دیماه 1396 بازداشت شده بود محکوم کرده است. این حکم در زندان اصفهان اجرا شد. تظاهرات دیماه 1396 در اعتراض به شرایط بد اقتصادی در مشهد آغاز شد و به سرعت به دهها شهر ایران گسترش یافت و سرکوب شدید نیروهای امنیتی و افراد وابسته به آنها و بازداشت تظاهرکنندگان را در پی آورد.

عفو بین الملل در بیانیه ای در این مورد گفته است که این حکم در حالی به اجرا گذاشته شد که در مورد روند دادرسی قضایی در جمهوری اسلامی ایران از جمله شکنجه و بدرفتاری با متهمان به منظور اخذ اعترافات غیرواقعی و استفاده از آن در رسیدگی قضایی و فقدان برخورداری متهمان از حق واقعی دفاع نگرانی جدی وجود دارد.

این سازمان گفته است: “اعدام مصطفی صالحی بار دیگر نشان داد که مقامات جمهوری اسلامی بیشتر به دنبال انتفامجویی هستند و نه اجرای عدالت.”

عفو بین الملل نسبت به سرنوشت پنج متهم دیگر شرکت در اعتراضات سال 1396 به نام های محمد بسطامی، هادی کیانی، عباس محمدی، مجید نظری و مهدی صالحی ابراز نگرانی عمیق کرده و از حکومت خواسته است “بی درنگ احکام اعدام آنان را لغو و امکان برخورداری آنان از دادرسی عادلانه را فراهم کند.”

در ایران اعدام متهمان پرونده های سیاسی رایج است و در مواردی اعتراض و انتقاد گسترده جهانی را در پی داشته است.

از جمله اواخر ماه گذشته و پس از اظهارات سخنگوی قوه قضاییه در مورد محکومیت سه تن از شرکت کنندگان در تظاهرات آبان سال گذشته، اعتراضات گسترده توییتری علیه این حکم به راه افتاد و ترند اول جهان شد.

علاوه بر کاربران عادی، شماری از شخصیت های فرهنگی و سیاسی ایران و جهان از جمله دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل نیز در این مبارزه توییتری شرکت کردند.

بعضی از منتقدان حکومت ایران انگیزه کثرت اعدام ها در ایران را تلاش برای ارعاب جهت حفظ حکومت معرفی کرده اند.

No responses yet

Aug 02 2020

اعتصاب کارگران پالایشگاه‌ها در جنوب ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,امنیتی,سیاسی,کارگری


بی‌بی‌سی: منبع تصویر، UGC ،اعتصاب در پالایشگاه پارسیان لامرد

فعالان کارگری از اعتصاب گسترده در بعضی از پالایشگاه‌ها و مناطق اقتصادی جنوب ایران خبر داده‌اند.

فیلم‌ها و عکس‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد از صبح شنبه ۱۱ مرداد، شمار زیادی از کارگران در پالایشگاه نفت سنگین قشم، پارسیان لامرد، پالایشگاه آبادان، و فازهای ۲۲ و ۲۴ پارس جنوبی کنگان دست از کار کشیده‌اند.

به گفته فعالان کارگری، دلیل اعتراض، پرداخت نشدن حقوق و مزایای کارگران است و تا رسیدن به این خواسته قصد دارند کار را متوقف کنند.

اعتراضات سراسری؛ دیگه تمومه ماجرا؟

ایلنا، خبرگزاری کار ایران درباره اعتصاب کارگران پالایشگاه نفت سنگین قشم نوشته که معترضان برای چند پیمانکار مختلف کار می‌کنند: “منابع محلی در این مورد گفتند که ظاهرا پیمانکاران در ماه‌های گذشته نتوانسته‌اند به صورت منظم با کارفرما تسویه حساب کنند.”

اما یکی از مدیران شرکت پالایشگاه نفت سنگین قشم به ایلنا گفته که “کارگران صرفا خواهان افزایش حقوق خود هستند، نه اینکه معوقات داشته باشند.”

منبع تصویر، UGC ،پالایشگاه آبادان در خوزستان

کارگران صنایع نفت و گاز در جنوب ایران در گرمای طاقت‌فرسا کار می‌کنند و به گفته خودشان حقوق و دستمزد کافی به اندازه زحماتشان دریافت نمی‌کنند و همین حقوق هم بسیاری مواقع با تاخیر پرداخت می‌شود.

سایت ایران کارگر نوشته در روزهای گذشته، با وجود هشدار درباره وضعیت گرمای هوای ۵۰ درجه سانتی‌گراد و تاکید بر کم کردن ساعات کار در شرکت و پالایشگاه‌ها، کارگران تمام روز مشغول به کار بودند.
کارگری خود را کنار چاه نفت هویزه کشت
۷۴ ضربه شلاق برای تجمع در روز کارگر

هفتم مرداد ماه یک کارگر در پتروشیمی ماهشهر به نام ابراهیم عرب‌زاده جان خود را بر اثر گرمازدگی از دست داد. به گزارش ایلنا، او کارگر پیمانکاری به نام شرکت تهران جنوب بود.

کارگران شرکت‌های پیمانکار در جنوب را متهم می‌کنند که متناسب با سودی که دریافت می‌کنند، مزایای کارگران را نمی‌دهند.

فرماندار ماهشهر درباره گرمای شدید هوا و وظیفه پیمانکاران برای مراقبت از کارگران گفته بود که “کمیته بحران استان به کاهش ساعت کاری تاکید کرده، اما کارگران ۱۲ ساعت در روز را در محل کار با تحمل گرمای طاقت فرسا حضور پیدا کرده‌اند که بدون شک با اهمال‌کاران نسبت به این مسئله برخورد خواهد شد.”

پالایشگاه نفت سنگین قشم
منبع تصویر، UGC ،پالایشگاه نفت سنگین قشم

در ۲۲ خردادماه هم کارگری به نام عمران روشنی مقدم در میدان نفتی یادآوران هویزه، در غرب خوزستان، پس از آنکه نتوانست دستمزد معوقه‌اش را بگیرد، خود را در محوطه یکی از چاه‌های نفت دار زد.

این خبر واکنش‌های مختلفی در شبکه‌های اجتماعی داشت از جمله اینکه گفته شد در کنار شریان‌های نفت که بیشتر درآمد ایران از آن تامین می‌شود، کارگران از گرسنگی، خود را دار می‌زنند.

ادامه اعتصاب در هفت‌تپه

همزمان با اعتصاب کارگران پتروشیمی، اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه در خوزستان هم که نزدیک یک ماه و نیم پیش شروع شد، ادامه دارد.

قوه قضائیه از کارگران هفت تپه خواست به اعتصاب پایان دهند
یک ماه اعتصاب در هفت‌تپه؛ چهار نماینده کارگران بازداشت شدند

در چهل و نهمین روز از اعتراض صنفی کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه، امروز شنبه ۱۱ مرداد، سه نماینده مجلس به جمع کارگران معترض مقابل فرمانداری شوش رفتند.

کارگران سه ماه است که حقوق نگرفته‌اند و اعتراض آنان هم بی‌نتیجه بوده است.

عتصاب کارگران چند پالایشگاه در جنوب ایران
خبر اعتصاب کارگران چند پالایشگاه در جنوب ایران، امروز در شبکه‌های اجتماعی به همراه ویدیوهایی از آنها دست به دست می‌شود. این کارگران به پرداخت نشدن حقوق و مزایای خود اعتراض دارند. pic.twitter.com/83JmXZW5qx

— BBC NEWS فارسی (@bbcpersian) August 1, 2020

No responses yet

Jul 28 2020

نرگس منصوری: گفتند به آقا توهین کرده‌اید، زنده نمی‌گذاریم‌تان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

ایران‌وایر: «نرگس منصوری» یکی از ۱۴ زن کنش‌گری بود که «بیانیه ۱۴ نفر» را امضا کرد؛ بیانیه‌‌ مشهوری که امضا کنندگان آن خواستار استعفای «علی خامنه‌‌ای»، گذار از جمهوری اسلامی و تدوین «قانون اساسی» جدید شده بودند.
او که عضو «سندیکای شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه» و فرزند یک جانباز شهید است، در شعبه بیست و ششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «ایمان افشاری» به اتهام «اجتماع و تبانی برعلیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به شش سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب و گرو‌های سیاسی محکوم شد.
علاوه بر نرگس منصوری، افرادی هم‌چون «شهلا جهان‌بین»، «فرنگیس مظلوم»، «فاطمه سپهری»، «زهرا جمالی»، «گیتی پورفاضل»، «حوریه فرج زاده» و «شهلا انتصاری» نیز از جمله زنان امضا کننده این بیانیه بودند که بازداشت و دادگاهی شدند.
او به «ایران‌وایر» می‌گوید به متن بیانیه‌‌ای که امضا کرده، باورمند است و نه تنها جرمی مرتکب نشده بلکه از حق اعتراض شهروندی‌‌ خود استفاده کرده است.

اساسا چرا بیانیه ۱۴ نفر را امضا کردید؟

– متن بیانیه از طرف دوستان پیشنهاد شد. من هم تجربه فعالیت صنفی داشتم و هم در حوزه حقوق زنان تلاش کرده و به این نتیجه رسیده بودم که با وجود وضعیت اسفبار جامعه، مطالباتم نمی‌توانند صرفا صنفی یا محدود به حقوق زنان باشند. احساس کردم آن‌چه جامعه ما نیاز دارد، مطالبات ملی در حوزه حقوق انسانی و چیزی فراتر از حقوق صنفی و جنسیتی است. این بیانیه به صراحت اعلام می‌کرد که با توجه به شرایط فعلی، جامعه ما هیچ چاره دیگری جز گذار از وضعیت موجود ندارد.

نسبت به عواقب آن آگاه بودید؟
– بله؛ با علم و آگاهی امضا کردم و می‌دانستم برخورد حاکمیت خشونت‌بار خواهد بود. همه ما فکر می‌کردیم در قبال هم‌وطنان‌ خود یک وظیفه انسانی داریم؛ این که این همه ظلم کنار گوش‌مان دارد رخ می‌دهد و ما باید کاری انجام بدهیم. ما خودمان را باعکس و مشخصات معرفی و آشکارا اعتراض خود را با نام و نشان‌مان اعلام و فکر کردیم با این اعتراض علنی، رعب و وحشت مطالبه خواهی را از مردم بگیریم و بگوییم که ما نمی‌ترسیم.

چه مدت بعد از امضای بیانیه بازداشت شدید؟
– ۱۴مردادماه بود که کلیپ امضای بیانیه را منتشر کردیم و من بیستم مرداد، یعنی شش روز بعد بازداشت شدم. با توجه به این که عضو سندیکای شرکت واحد بودم و آدرس مشخص داشتم، از طریق حراست شرکت واحد و مدیریت عامل آن‌جا با اطلاعات سپاه هماهنگ کرده بودند و ماموران لباس شخصی بدون داشتن حکم و با ایجاد رعب و وحشت در حضور همکاران و در سرویس محل کار، در حالی که با دخترم در حال گفت‌وگوی تلفنی بودم، من را بازداشت و به محل نامشخصی که از خانه‌های امن سپاه بود، منتقل کردند.

آیا مجبور به اعتراف بر علیه خودتان شدید؟
– خیر؛ موبایل را ریکاوری کردند و همه اطلاعات قدیم و جدید را از موبایل‌های‌ ما بیرون کشیدند و بر مبنای آن پرونده‌سازی کردند. با رفتارهای خشونت‌آمیز به من گفتند که از خط قرمزهایشان عبور و به «آقا» توهین کرده‌ام. تهدید می‌کردند که ما را زنده نمی‌گذارند و تاوان سختی بابت این اقدام خواهیم داد.
من سه روز در یک خانه امن بودم و بعد از آن به بند «دو الف» سپاه پاسداران در «اوین» منتقل شدم و ۲۰ شب هم در انفرادی این بند بودم.

آن روزها خبر اعتصاب غذای شما در رسانه‌ها مطرح شده بود.
– من حین مکالمه با دخترم بازداشت شده بودم و او به شدت دچار واهمه و وحشت شده بود و چون اجازه تلفن و اطلاع‌رسانی نمی‌دادند، مجبور شدم اعتصاب غذا کنم با این هدف که صدای دخترم را بشنوم. اعتصاب غذایم ۲۰ روز طول کشید. آن‌ها تهدید به اعدام می‌کردند. می‌گفتند همکاری و ابراز ندامت نکرده‌‌اید. به من می‌گفتند دیگر مطمئن باشم که صدای فرزندم را نمی‌شنوم و حکم اعدام خواهم گرفت. آخرین روزی که در بند دو الف بودم، شروع کردم به شعار دادن به حدی که حمله قلبی به من دست داد و خون‌ریزی معده کردم. علی‌رغم آن که در وضعیت اعتصاب غذا بودم، با این حال شبانه و بدون این که مرا برای درمان به بهداری بفرستند، به زندان «قرچک» منتقل کردند. در طول مسیر بین اوین و قرچک بین نیزارها ماشین را نیم ساعتی نگه داشتند و وانمود کردند که قرار است مرا بکشند و هیچ کس هم متوجه نخواهد شد.

چه مدت در زندان قرچک ورامین بودید؟
– چند روزی بیشتر نشد. وقتی به زندان قرچک رسیدم، دست از فریاد زدن برنداشتم. با مرگ بر دیکتاتور وارد زندان شدم. دختران جوانی را در طول مسیر راهرو می‌دیدم که خوشحالی از چشم‌هایشان دیده می‌شد. بعدها به من گفتند حرف دل همه آن‌ها را می‌زدم و خوشحال بودند که یک نفر سکوت آزاردهنده آن فضا را شکسته و حرف دل‌شان را زده است.
دادگاه‌های آن‌جا بیدادگاه واقعی هستند. دختری را به زندان آورده بودند که به خاطر حجاب توسط یک مامور مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. در واقع این مامور بود که باید دادگاهی و زندان می‌شد و مورد بازخواست قرار می‌گرفت اما برای آزادی دخترک ۶۰ میلیون تومان مطالبه کرده بودند.

آیا در زندان قرچک اعتصاب غذایتان را شکستید؟
– در طول سه روز اقامتم در زندان قرچک، اعتصاب غذایم را حفظ کرده بودم. تصور می‌کنم از شرایط من ترسیده بودند چون مرا از زندان قرچک به دادسرا خواستند و بعد به بند «نسوان» اوین برگرداندند. وقتی به زندان اوین رسیدم، عملا تا یک هفته بی‌هوش بودم. تا حدود دو ماه بعد از آن هم در این زندان بودم تا در نهایت با قید وثیقه آزاد شدم.

در جریان دادگاه، اجازه دفاع داشتید؟
– کیفرخواست سنگینی علیه من صادر شده بود. در پرونده‌های سیاسی به نظر من قاضی تصمیم گیرنده نیست. تصمیم گیرنده اصلی در پرونده ما سپاه بود. قبل از این که به دادگاه بروم، خود بازجو از طریق زندانی‌ها برایم پیام می‌فرستاد که چون او پای مواضع خود ایستاده است، من گزارشی در پرونده‌‌اش خواهم نوشت که اگر اعدام نگیرد، حداقل ۲۰ سال حبس را بگیرد. جالب است که در جریان دادگاه هم همین تهدیدات را ادامه داد. بعدها نیز عنوان کرد من می‌روم اتهام جدید برایش دست و پا می‌کنم. شما می‌دانید که حضور بازجو و سربازجو در دادگاه، غیرقانونی است اما آن‌ها در دادگاه من حضور داشتند. متاسفانه اختیاراتی به سپاه اعطا شده است که نیروهای آن‌ خودشان را فراتر از قانون می‌دانند و هر جا که لازم باشد، مداخله می‌کنند.
آن‌ها تلاش می‌کردند نظر قاضی را برای تعیین قرار وثیقه تغییر بدهند و حتی وقتی قاضی قرار را صادر کرد، همان روز مرا آزاد نکردند و مقاومت کردند. در حالی که خانواده من پشت در زندان به مدت شش ساعت منتظرم بودند، به من خبر دادند که شما باید فردا بروید دادسرا چون از یک قرار آزاد شده‌اید ولی از قرار دیگر هنوز در بند هستید! وقتی پرسیدم جریان چیست، متوجه شدم همان تهدید بازجو برای ساخت و پاخت یک پرونده جدید عملی شده است و برایم یک پرونده جدید باز کرده‌‌اند تا نتوانم به راحتی با قرار وثیقه آزاد بشوم.

پرونده جدید بر پایه چه مصادیقی تشکیل شده بود؟
– برای پرونده جدید متوسل شده بودند به داد و فریادهای من. در زمانی که در بند دو الف بودم، می‌خواستند از ما ویدیو بگیرند و من معترض شده بودم که شما حق ندارید از ما کلیپ بگیرید. هنگامی که می‌خواستند مرا به بیمارستان منتقل کنند هم من در مقابل اجبار چادر سر کردن مقاومت کرده بودم. به دکترها سپرده بودند که به هیچ عنوان ننویسید که او به بیمارستان بیرون زندان نیاز دارد و زمان آزادی بابت همین پرونده دوم علاوه بر وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی، یک برگه التزام ۵۰ میلیونی هم صادر کردند و گفتند به محض آن که فعالیت کنید، پرونده شما باز خواهد شد و می‌توانیم سریع بازداشتت کنیم. به هر حال، به سختی به قرار وثیقه من تن دادند و شرط کردند که کسی حق ندارد گل و شیرینی بیاورد، استقبال کننده نباید داشته باشید و فقط باید سوار ماشین بشوید و سریع از محل زندان دور بشوید!

آیا شما از ایران خارج شده‌اید؟
– نه، من کماکان داخل ایران هستم و حکم مجازات زندانم را نوعی انتقام‌جویی بی‌دلیل می‌دانم که صرفا چون اظهار ندامت نکرده‌‌ام، برایم صادر شده است.

آیا حکم شما به مرحله اجرا رسیده است؟
– حکم من بدون آن که احضاریه به دستم رسیده باشد، به اجرا گذاشته شده است و من در این شرایط بیماری ترجیح دادم به فکر درمانم باشم. با این که فشارها به شدت افزایش یافته‌اند و بعد از نامه‌نگاری اطلاعات سپاه به واحد اتوبوس‌رانی شرکت واحد مبنی بر این که من علیه نظام اقدام کرده‌‌ام، حقوق و مزایا و بیمه درمانم قطع شده است. از سوی دیگر، با فشار اطلاعات سپاه دارند موضوع اخراج رسمی مرا دنبال می‌کنند. از همه مهم‌تر این که به فکر ضبط وثیقه‌‌ام که آپارتمان مادرم است، هستند.
زمان جنگ، امثال پدر من در مقابل دشمنان این مرز و بوم ایستادند. در طول هشت سال و در آن شرایط بد، ما پدرمان را نمی‌دیدیم و بعد که جنگ به پایان رسید، پدرم جانباز شیمیایی بود و در مسیر عقیده و باورش در نهایت جانش را از دست داد. با این که به علت تبعیض‌های مابین خودشان، او را شهید اعلام نکردند اما ما خودمان شاهد بودیم که پدرمان از چه دردی درگذشت و او را جانباز شهید می‌دانیم.

با توجه به این که خانم «سپهری» همسر شهید بودند یا شما دختر شهید هستید، آیا این موارد را در جریان رسیدگی به پرونده در نظر نگرفتند؟
– برخورد این‌ها با ما که اتفاقا از بابت جنگ آسیب دیده بودیم، بسیار بدتر بود. این‌ها به هیچ کس رحم نمی‌کنند. نه فقط خانم سپهری که همسر شهید است بلکه آقای «کمال جعفری» هم برادر شهید و جانباز است. آقای «عبدالرسول مرتضوی» که جانباز است و آقای «مهدوی‌فر» نیز همین‌طور و آقای «محمد نوری‌زاد» و «خواستار» را هم که خودتان بهتر می‌شناسید. برخورد این‌ها با ما بسیار بدتر بود. برایشان بسیار سنگین بود که ما وارد عرصه انتقاد و اعتراض شده‌ایم. اما من فکر می‌کنم دنیا باید بداند که الزاما خانواده شهید و خانواده جانباز موافق هر ستمی که در جامعه رخ می‌دهد، نیست. به من گفتند از چنین پدری چرا چنین دختری رشد کرده و دست به چنین کاری زده است. گفتم اتفاقا من راه پدرم را رفته‌ام. پدرم از میهن خود در مقابل دشمن خارجی دفاع کرد و من هم از مردم خود در مقابل دشمن داخلی دفاع می‌کنم. ما به ملت‌مان و به خواسته‌هایشان خیانت نکرده‌ایم بلکه کسی که خیانت می‌کند، آن‌ها هستند که جوان‌هایشان را سرکوب می‌کنند.
من در دادسرای اوین و در مقابل بازپرس پرونده‌ام هم گفتم اگر یک درصد نسبت به امضای بیانه شک داشتم- که نداشتم- وقتی این اعمال غیر انسانی بازجو و بقیه عوامل رسیدگی کننده به پرونده‌ام را می بینم و اخبار اختلاس گران چند میلیاردی را می‌شنوم، ایمان می‌آورم که کارم درست بوده است و برای مبارزه‌‌ام مصمم‌تر می‌شوم.

No responses yet

Jun 24 2020

مدال‌آور کشتی مجروح در اعتراضات آبان ۹۸ چشم خود را در کانادا جراحی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: نوید زنگنه از مدال‌آوران جهانی کشتی آزاد ایران که در جریان اعتراضات آبان ۹۸ مجروح شده بود، چشم راست خود را در کانادا جراحی کرد.

او پس از ۱۵ روز بی‌خبری خانواده‌اش، با پیگیری جمعی از مسئولین و قهرمانان ورزشی از زندان فشافویه آزاد شد.

دو گلوله ساچمه‌ای که از سوی مامورین شلیک شد به چشم‌ راست زنگنه فرو رفته بود. او پس از مراجعه به بیمارستان بازداشت شد.

تعلل در درمان پس از بازداشت و عدم رسیدگی مناسب در ایران، بینایی چشم راست او را به حداقل رسانده است.

با وجود آزادی از زندان، مسئولان باشگاه اترک خراسان که با او قرارداد داشتند، از حضورش در جام باشگاه‌های جهان جلوگیری و بدون ادای توضیح، قراردادش را یک ‌طرفه فسخ کردند.

زنگنه با ویزای کار که پیش از وقایع آبان گرفته بود، عازم کانادا شد و با وجود شرایط جسمانی نامناسب، در چند مسابقه نیز به روی تشک آمد و پیروز شد.

با این حال اختلال در بینایی باعث شد بامداد چهارم تیر در ونکوور کانادا تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

او که به تنهایی و بدون همراه در بیمارستان بود، پیش از عمل جراحی به رادیو فردا گفت دکترم وعده‌ای بابت بازگشت بینایی کامل چشمم نداده و احتمال موفقیت را ۳۰ درصد می‌داند.

با این حال پس از عمل جراحی، پزشک جراح گفته است عمل موفقیت‌آمیز بوده و به نتایج مثبت در معاینات پس از عمل امیدوار است.

زنگنه تاکید کرد به خاطر اینکه بیمه نبوده، برای مخارج جراحی متحمل هزینه سنگینی شده است.

او بدون مادر و با پدری که توان کار کردن ندارد، با شرایط سخت مالی تمرینات ورزشی را آغاز کرد.

سال ۲۰۱۸ مدال برنز امیدهای جهان و سال ۲۰۱۹ هم نشان نقره امیدهای آسیا را به گردن آویخت.

مدال‌هایی که در پی مشکلات اقتصادی ورزش ایران، بر خلاف سالیان قبل پاداشی در پی نداشت.

​در اعتراضات آبان ۹۸ علاوه بر نوید زنگنه، معصومه سلیمانی، کشتی‌گیر تیم ملی زنان ایران، نیز در لرستان بازداشت شد.

سلیمانی که در کشتی آلیش مدال جهانی دارد پس از ۳۲ روز بی‌خبری خانواده‌اش از زندان مرکزی خرم‌آباد آزاد شد.

خانم سلیمانی قصد داشت مسئولیت ریاست هیات کشتی استان لرستان را به عهده بگیرد اما به دلیل بازداشتش در اعتراضات آبان ۹۸، اجازه ثبت‌نام در انتخابات به او داده نشده است.

No responses yet

Jun 03 2020

بهره‌برداری تبلیغاتی ایران و چین از اعتراضات در آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اعتراضات,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: تظاهرات ضد نژادپرستی در آمریکا فرصتی برای ایران و چین به وجود آورده تا به دشمن سرسخت‌شان بتازند. هردو کشور در حال حاضر رابطه‌ای پرتنش با واشنگتن دارند. ایران از آمریکا خواسته به “خشونت علیه مردم خودش پایان دهد”.

تهران و پکن هردو نوک تیز حمله‌هایشان را متوجه واشنگتن کرده‌ و تظاهرات سراسری در آمریکا را نشانه‌ای از اشکالات ساختاری و ریشه‌ای در سیاست آمریکا دانسته‌اند.

روز دوشنبه اول ژوئن یک سخنگوی وزارت خارجه چین، نژادپرستی را “بیماری مزمن جامعه آمریکا” نامید.

سخنگوی وزارت خارجه چین، ژائو لیان در پکن نیز ناآرامی‌های گسترده پس از قتل جرج فلوید را نشانه‌ای از “عمق مشکل نژادپرستی و خشونت پلیس” در امریکا دانست. او برخورد دولت آمریکا با تظاهرات ضدنژادپرستی در این کشور را “یک مثال آموزنده برای استاندارد دوگانه مشهور” آمریکا دانست.

ژائو لیان همچنین تظاهرات آمریکا را با اعتراضات مردم هنگ‌کنگ مقایسه کرد. هنگ‌کنگ از تابستان سال گذشته شاهد تظاهرات و اعتراضات مردمی به دخالت‌های چین و نیز قانونی است که اخیرا در کنگره خلق چین تصویب شد.

بر اساس این قانون “نهادهای امنیتی چین می‌توانند در صورت لزوم دفترهایی را در هنگ‌کنگ مستقر کنند که مطابق قانون به حراست از امنیت ملی بپردازد.”

نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان آمریکا تظاهرات مردم در خیابان‌های هنگ‌کنگ را “منظره‌ای زیبا” دانسته بود. حال سردبیر روزنامه دولتی چین “گلوبال تایمز” نوشته است: «حالا سیاستمداران آمریکایی هم می‌توانند از پنجره‌هایشان از این منظره لذت ببرند.»

ایران به آمریکا: به خشونت علیه مردم خودتان پایان دهید

عباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران از واشنگتن خواست تا به خشونت “علیه مردم خودش” پایان دهد.

عباس موسوی که روز دوشنبه در نشست خبری‌اش سخن می‌گفت خطاب به مردم آمریکا به زبان انگلیسی گفت: «دنیا صدای مظلومیت شما را شنیده و کنار شما ایستاده است. رژیم آمریکا خشونت و قلدری را همزمان در داخل و خارج از ایالات متحده دنبال می کند. از صحنه های خشونت باری که این روزها  پلیس آمریکا در پیش انظار مردم جهان خلق می‌کند و بی محابا و با حد اکثر خشونت مردمی را که به صورت مسالمت آمیز خواستار احترام و توقف خشونت هستند سرکوب می‌کند ، بسیار متاسفیم.»

او سپس خطاب به پلیس و دولت آمریکا گفت: «خشونت‌ها علیه مردم خود را متوقف کنید و بگذارید آنها نفس بکشند.»

این همان درخواستی است که در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و دی ۱۳۹۷ واشنگتن از تهران مطرح کرده بود. در جریان اعتراضات آبان ۹۸ ظرف چهار روز ۲۳۰ معترض به گفته مقامات ایرانی و ۳۰۰ نفر به گفته عفو بین‌الملل کشته شدند.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران نیز در توییترش به انگلیسی نوشت: «تکنیک زانو بر گلو چیز تازه‌ای نیست. این همان تکنیکی است که دو سال است علیه ۸۰ میلیون ایرانی استفاده کرده‌اند و آن را “فشار حداکثری” می‌نامند.»

او ادامه داده: «این روش ما را به زانو ننشاند و آفرو آمریکایی‌ها را نیز تحقیر نخواهد کرد.»

The “knee-on-neck” technique is nothing new: Same cabal—who've admitted to habitually “lie, cheat, steal"—have been employing it on 80M Iranians for 2 yrs, calling it “maximum pressure”.

It hasn't brought us to our knees. Nor will it abase African-Americans.#WorldAgainstRacism pic.twitter.com/SiKEHmXkdj

— Javad Zarif (@JZarif) June 1, 2020

دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق اتمی با ایران خارج شد و از آن زمان با اعمال سیاست “فشار حداکثری” تحریم‌های گسترده‌ای را علیه ایران اعمال کرده است. میزان فروش نفت ایران در این مدت به کمتر از ۲۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است.

پوشش “مشمئزکننده اخبار آمریکا در صدا و سیما

علی شکوری راد فعال سیاسی اصلاح طلب نحوه پوشش اخبار ناآرامی‌های آمریکا در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و دوگانگی این روش با نحوه پوشش اعتراضات داخلی را “مشمئزکننده” خوانده است.

آنچه این روزها خیلی جلب توجه می‌کند نوع نگاه برخی مسئولین و صداوسیما به #اعتراضات توام با درگیری و تخریب مردم آمریکا علیه پلیس و حاکمیت آمریکا است، نگاهی ۱۸۰ درجه متفاوت با نگاه به اعتراضات داخلی.
نحوه انعکاس این اعتراضات در اخبار ۲۰:۳۰ دیشب و بارزبودن این دوگانگی مشمئزکننده بود.

— Ali Shakourirad (@alishakourirad) June 1, 2020

جرج فلوید، شهروند سیاه‌پوست ۴۶ ساله آمریکایی، روز دوشنبه پنجم خرداد به دلیل خشونت بیش از حد نیروهای پلیس هنگام دستگیری جان باخت. یکی از چهار افسر پلیسی که در مرگ او دست داشت، بازداشت شده است. این افسر پلیس بی‌توجه به درخواست کمک فلوید که به زحمت می‌گفت نمی‌تواند نفس بکشد، زانوی خود را ۹ دقیقه روی گردن او فشار داد.

پزشکی قانونی مینیاپولیس نتیجه بررسی‌های خود را ارائه کرده و در گزارشی علت مرگ جورج فلوید را “ایست قلبی−ریوی بر اثر خفگی ناشی از فشار فیزیکی به گردن” اعلام کرده است.

فیلمی که توسط یک رهگذر از این صحنه ثبت شد، به سرعت در اینترنت پخش شد و خشم هزاران شهروند آمریکا را برانگیخت. اعتراض به این اقدام پلیس به خشونت کشیده شده و به مناطق مختلف آمریکا سرایت کرده است.

No responses yet

May 31 2020

آمار وزیر کشور از جان‌باختگان اعتراضات آبان ۹۸؛ «بیش از ۲۰۰ نفر» کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران، شامگاه شنبه ۱۰ خرداد برای نخستین بار اذعان کرده است که ۸۰ درصد در کسانی که در اعتراضات آبان سال ۱۳۹۸ کشته شدند با سلاح‌های سازمانی جان باخته‌اند.

عبدالرضا رحمانی فضلی در مصاحبه با «برنامه نگاه یک» در خصوص تعداد کشته شدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ گفته است: «حدود ۴۰ یا ۴۵ نفر یعنی حدود ۲۰ درصد کشته‌شدگان، افرادی بودند که با سلاح‌هایی کشته شدند که سلاح سازمانی نبود»

این نخستین بار است که وزیر کشور ایران به طور تلویحی گفته است بین ۲۰۰ تا ۲۲۵ نفر در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ کشته شدند و ۸۰ درصد آنها با سلاح های سازمانی جان خود را از دست دادند.

آمار اعلام شده توسط عبدالرضا رحمانی فضلی با تعداد کشته‌شدگان که توسط نهادهای بین المللی و مدافع حقوق بشر اعلام شده تفاوت دارد.

در همین زمینه، عفو بین‌الملل هفته گذشته جزییات آمار کشته شدگان را اعلام کرد و گفت، دست کم ۳۰۴ نفر در جریان اعتراضات آبان سال ۱۳۹۸ در ۳۷ شهر و هشت استان ایران کشته شدند. با این حال، عفو بین الملل می‌گوید، تعداد واقعی کشته شدگان آبان ۹۸ احتمالا بسیار بیشتر از این تعداد بوده است.

طبق آمارهای عفو بین‌الملل، محله‌های فقیرنشین حاشیه شهر تهران با ۱۶۳ کشته و پس از آن استان خوزستان با ۵۷ کشته و استان کرمانشاه با ۳۰ کشته بالاترین رقم قربانیان را داشته‌اند.

در همین حال خبرگزاری رویترز دوم دی‌ماه ۹۸ در گزارشی ضمن اعلام کشته‌ شدن ۱۵۰۰ نفر در اعتراضات آبان ۹۸، از قول «سه منبع نزدیک به حلقه اطرافیان» خامنه‌ای «و یک مقام چهارم» نوشت که رهبر جمهوری اسلامی به مقام‌های ارشد کشور گفته است «هر کاری لازم است برای متوقف کردن» اعتراضات انجام دهند.

اعتراضات آبان پارسال در پی اعلام تصمیم ناگهانی دولت برای افزایش ۲۰۰ درصدی بهای بنزین در بسیاری از شهرهای ایران روی داد، اما با سرکوب نیروهای امنیتی مواجه شد. نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی همزمان با سرکوب‌ها، شبکه اینترنت را در کشور نیز به طور کامل قطع کردند.

می‌خواستند «جنگ داخلی راه بیندازند»

عبدالرضا رحمانی فضلی در بخش دیگری از این مصاحبه گفته است که در آبان ۹۸ «تمام رسانه‌های آمریکا و مخالف ایران از جمله سلطنت‌طلبان،» مجاهدین خلق و «داعش آموزش مسلحانه می‌دادند.»

وزیر کشور در ادامه تاکید کرده است که این گروه به دنبال آن بودند که « در ایران جنگ داخلی راه بیندازند.»

وی گفته است :«در اعتراضات آبان هیچ مقابله مسلحانه‌ای با مردم نشد و به خویشتن داری و مراعات توصیه می‌شد و اسناد آن هم موجود است. »

در حالی وزیر کشور مدعی وجود اسناد در زمینه عدم مقابله مسلحانه با مردم شده است که تقریبا هفت ماه پس از اعتراضات آبان هنوز آمار قربانیان این اعتراضات را به طور رسمی اعلام نکرده است .

عفو بین‌الملل هم هفته گذشته در خصوص در این قربانیان این اعتراضات گفته بود: «در تمامی موارد به غیر از چهار مورد، معترضان به ضرب گلوله نیروهای امنیتی ایران از جمله نفرات سپاه پاسداران، بسیج و نیروی انتظامی که با گلوله‌های جنگی به سر و یا بالا تنه معترضان شلیک می‌کردند به قتل رسیده‌اند و این نشان می‌دهد که آنها به قصد کشتن شلیک می‌کردند.»

عبدالرضا رحمانی فضلی در ادامه گفته است، «ولی وقتی به پاسگاه حمله می‌کنند، باید با آنها مقابله شود زیرا اگر نیروی انتظامی دفاع نکند، مردم قربانی می‌شوند.»

در حالی وزیر کشور می گوید نیروهای امنیتی برای دفاع از پاسگاه‌های به سوی معترضان شلیک کرده اند که گزارش هایی از تیراندازی به سوی معترضان در جاده ها و خارج از شهر ها منتشر شده بود.

شاهدان عینی به رادیو فردا گفته بودند، پس از آن که معترضان در ماهشهر در استان خوزستان بسیاری از راه‌های منتهی به مجتمع پتروشیمی بندر امام خمینی از جمله جاده شهرک چمران به منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر را بستند، نیروهای امنیتی برای باز کردن این مسیر به سوی معترضان تیراندازی کردند.

شاهدان عنیی گفته بودند دهها نفر در نیزارها در نزدیکی این درگیری توسط نیروهای امنیتی کشته شدند.

تحریم آمریکا علیه وزیر کشور

وزیر کشور همچنین در این مصاحبه از تحریم شدن خود توسط آمریکا در به دلیل نقش وی در سرکوب اعتراضات آبان سال ۹۸ انتقاد کرده است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید که وزیر کشور ایران دستور سرکوب معترضان در آبان ۹۸ را به نیروی انتظامی داده بود.

محمود صادقی، نماینده سابق مجلس ۲۵ آذرماه در خصوص نشست وزیر کشور با نمایندگان مجلس به سایت «امتداد» گفته بود: «یکی از نمایندگان شهرستان‌ها اعلام کرد که دو نفر در حوزه انتخابیه من(محدوده کرج و شهرقدس) با اصابت گلوله به مغزشان جان باخته‌اند و از رحمانی فضلی سوال کرد آیا امکان تیراندازی، دست کم به پا یا کمر به پایین وجود نداشته که چنین شلیک‌هایی انجام شده است؟ وزیر کشور در پاسخ عنوان کرد که خب! شلیک به پا هم انجام شده بوده است.»

محمود صادقی اضافه کرده بود که پاسخ وزیر کشور ایران باعث «شگفت‌زدگی» نمایندگان مجلس شد.

دولت آمریکا علاوه بر وزیر کشور، حسین اشتری‌ فرمانده نیروی انتظامی (ناجا) و برخی دیگر از فرماندهان رده‌بالای این نهاد نظامی را به خاطر «کشتار مردم در اعتراضات آبان ۹۸» در فهرست تحریم‌های خود قرار داده است.

منابع: ایسنا و رادیو فردا

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .