اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'بهاییان'

May 21 2015

دستور نیروی انتظامی درباره ممنوعیت دست‌کم ۳۰ شغل برای بهاییان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: طبق سندی که سحام نیوز منتشر کرده، فرمانده نیروی انتظامی در دوران احمدی‌نژاد با صدور دستورالعملی حدود ۳۰ شغل را بر بهاییان ممنوع کرده و قصد کنترل آنان، نظارت بر فعالیت‌شان و جلوگیری از حضور آنان در جامعه را داشته است.

سحام‌ نیوز روز سه‌شنبه (۲۹ اردیبهشت / ۱۹ مه) سندی را منتشر کرده که نشانگر تبعیض و نقض حقوق بشر برنامه‌ریزی شده توسط جمهوری اسلامی ایران علیه بهاییان است.

این سند “دستورالعملی” است دارای چهار بند که از “پلیس اطلاعات و امنیت عمومی تهران – اداره نظارت بر اماکن عمومی” برای “فرماندهان انتظامی شهرستان‌های تابعه – روسای پلیس اطلاعات و امنیت عمومی” فاکس شده است.

تاریخ صدور این دستورالعمل سال ۱۳۸۶ یعنی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد است. اما به نوشته سحام نیوز، این دستورالعمل تا امروز نیز معتبر است.

طبق این سند، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (در این دوره اسماعیل احمدی مقدم) به اداره اماکن نیروی انتظامی در سراسر کشور دستور داده که به منظور کنترل، محدود کردن و نظارت بر عملکرد بهاییان، زمینه‌های شناسایی و کنترل آن‌ها را فراهم آورد. همچنین جلوگیری از پیشرفت شغلی و رفاه زندگی بهاییان از اهداف روشن دستورالعمل صادر شده از سوی فرمانده ناجا بوده است.

در بند نخست این دستورالعمل از فرماندهان انتظامی و روسای پلیس خواسته شده افراد بهایی شاغل را شناسایی کنند و دست به تهیه آمار درباره میزان پراکندگی و نوع شغل آنان بزنند.

بند دوم این دستورالعمل می‌گوید که باید مانع از حضور بهاییان در مشاغلی شد که درآمد بالا دارند. در ادامه این بند گفته شده که بهاییان باید تنها در مشاغلی فعالیت کنند که سطح درآمد “متعارف” داشته باشد.

بند سوم می‌گوید که باید از صدور مجوز فعالیت برای بهاییان در مشاغل حساس فرهنگی تبلیغاتی و اقتصادی جلوگیری شود. در ادامه چندین شغل به عنوان نمونه ذکر شده که بهاییان نباید در آن فعالیت کنند: «نظیر جراید و نشریات، جواهر و طلاسازی، ساعت [سازی] و چاپخانه‌داران، گاراورسازان، مؤسسات توریستی و اتومبیل کرایه، ناشران و کتابفروشان، مسافرخانه‌داران، هتل‌داران، آموزشگاه‌های خیاطی، عکاسی و فیلمبرداری، گیم نت، رایانه و کافی نت».

در بند چهارم این دستورالعمل گفته شده که “در رسته‌های شغلی مشروط به طهارت” جهت فعالیت بهاییان نباید پروانه کار صادر شود. این جمله اشاره‌ای است به “نجس و ناپاک” خواندن گروه‌هایی از مردم غیر شیعه توسط روحانیان شیعه، مقامات جمهوری اسلامی و عوام در ایران.

برای نمونه آذر ماه سال ۹۳ عباس رمضانی‌پور، امام جمعه رفسنجان، در جمع مسئولان این شهر گفت که “طبق فتوای مراجع بهاییان نجس هستند و خرید و فروش با آنان حرام است”. او حتی گفت که “خواسته مردم برای رفتن آنها از این شهر باید تحقق یابد”.

در بند چهارم دستورالعمل پلیس گفته شده که باید از فعالیت شغلی بهاییان در “تالارهای پذیرایی، رستوران‌ها و سلف‌سرویس‌ها، اغذیه‌‌فروشی‌ها و فروشندگان مواد غذایی، چلوکبابی و چلوخورشتی، قهوه‌خانه، فروشندگان مواد پروتئینی و سوپرمارکت، بستنی و آب میوه و نوشابه، قنادی و شیرینی‌فروشی و کافی شاپ” جلوگیری شود.

درخواست از دولت روحانی برای رفع تبعیض

سحام نیوز اشاره کرده است که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ فشارهای زیادی بر جامعه بهاییان ایران وارد شده است. این فشارها به صورت بازداشت و زندانی کردن و حتی اعدام بهاییان، حمله وحشیانه به آنان یا حتی به قتل رساندن‌شان بوده است. پیش از این فعالان حقوق بشر گفته‌اند که نشانه‌هایی وجود دارد دال بر این‌که بخشی از دولتمردان ایرانی پشت حمله‌ها علیه بهاییان هستند.

فعالان حقوق بشر سالهای بسیار از بهاییان به عنوان اقلیت دینی‌ای نام برده‌اند که بیشترین شمار زندانیان را دارد. هم اکنون نیز ده‌ها بهایی تنها به دلیل عقیده خود در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برند.

ظلم و بی‌عدالتی نسبت به بهاییان بارها مورد انتقاد و شکایت فعالان حقوق بشر و شهروندان منتقد به سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

در نامه سرگشاده‌ای که ۱۶۰ تن از فعالان مدنی−‌اجتماعی، حقوق بشر و محروم از تحصیل در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۳ خطاب به حسن روحانی نوشتند، خواستار رفع تبعیض از اقلیت‌های مذهبی شدند.

در این نامه ضمن اشاره به مواردی چون ممانعت از ورود داوطلبان بهایی به مؤسسات آموزش عالی آمده بود: «بسیاری از اقلیت‌های دینی و مذهبی در چند سال اخیر به واسطه مسائل گوناگون متحمل تبعیض‌های فراوانی شده‌اند. این روند تأسف بار با روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد فزونی یافت و امروز ما عملا نشانی از گام‌های مؤثر و قابل توجهی که در زمان دولت اصلاحات به قصد رفع تبعیض‌ها صورت گرفت نمی‌بینیم.»

از وعده‌هایی که حسن روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود داده بود خارج کردن فضای کشور از حالت امنیتی بود. او همچنین گفته بود که “قفل‌هایی” را که در دوران هشت ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بر زندگی مردم بسته‌اند باز خواهد کرد.

No responses yet

Dec 29 2014

جسد یک بهایی دو ماه در سردخانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: نزدیک به دو ماه است که در اهواز جسد یک بهائی در سردخانه نگاه داشته شده است زیرا مقامات محلی از دادن اجازه دفن وی خودداری کرده‌اند.

شامل بینا در روز ۲۸ اکتبر از دنیا رفت اما علی‌رغم درخواست‌‎های خانواده‌‎اش و دیگران، که به مقامات متعددی از استاندار تا امام جمعۀ شهر بدون هیچ نتیجه‌‎ای ارائه شده، جسد او همچنان دفن نشده است. واقعیتی که درد و اندوه خانواده را تشدید می‌‎کند این است که قبرستان بهائیانِ شهر اخیراً توسط مقامات بسته شده، در ورودی محوطۀ قبرستان جوش داده شده و جلوی آن دیواری کشیده شده است.

این واقعه تازه‎ترین مورد از یک رشته وقایع در ماه‌های اخیر است که مقامات ایران مانع دفن بهائیان شده، یا در آن مداخله کرده‌اند، و یا اجازۀ تخریب قبرستان‌‎های آنان را صادر کرده‌اند. به نظر می‌رسد که این موارد به عنوان بخشی از اقداماتی سازمان‌یافته برای مجبور کردن بهائیان به انکار هویت مذهبی خویش انجام گرفته است.

همچنین، در شهر سمنان، به بهائیان گفته شده که برای صدور جواز دفن برای بستگان خویش باید تعهدنامه‌ای را امضا کنند. دراین فرم از آن‎ها خواسته شده که روی قبر چیزی جز نام و تاریخ تولد و فوت شخص نوشته نشود، و هیچ فضای سبزی در قبرستان ایجاد نشود چرا که این کار به منزلۀ ترویج آئین بهائی محسوب می‌شود. دستورهای مشابهی نیز در اوایل امسال در خصوص قبرستان بهائیان سنگسر صادر شده بود.

دیان علائی، نمایندۀ جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل متحد در ژنو گفت: «در سال‌‎های اخیر بیش از ۴۰ قبرستان بهائی مورد حمله یا تخریب قرار گرفته و یا بسته شده‌اند، و مقامات مربوطه از دفن تعداد زیادی از بهائیان جلوگيری‌ کرده و یا در آن مداخله کرده‌اند.»

علائی گفت: «روند کلی‎ای که در‎ این جریان دیده می‎شود، تلاشی است هماهنگ شده از سوی حکومت برای نامشهود کردن بهائیان در ایران از طریق حذف یکی از آخرین نشانه‎‌های باقیمانده از وجود آن‌‎ها، یعنی قبرستان‎‌های متمایز خودشان، و نیز وادار نمودن آن‎ها به پیروی از مراسم اسلامی، باز به عنوان وسیله دیگری برای اجبار آنان به انکار آئین‌شان.»

نمایان‌ترین مورد این وقایع، اقدام سپاه پاسداران از ماه آوریل برای تخریب قبرستان تاریخی بهائیان در شیراز به منظور فراهم کردن زمینه برای ساختن یک مجتمع ورزشی و فرهنگی جدید بوده است. این اقدام، علی‌رغم درخواست سه کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد در سپتامبر برای توقف کار، همچنان ادامه دارد. بر اساس گزارش‌های اخیر، عملیات ساختمان ادامه دارد، و حدود ۵ تا ۶ هزار متر مکعب از زمین در حال حاضر حفاری شده یا بر روی آن ساخت و ساز انجام گرفته است.

به‌گفته نمایندۀ جامعۀ جهانی بهائی «این فراتر از بی‌‎عدالتی است که بهائیان در ایران نه تنها در تمام طول زندگی خویش به دلیل اعتقاد به آئین خود با اذیت و آزار گسترده مواجه می‎‌شوند و از تحصیل، کار و آزادی مذهب محروم می‌‎گردند، بلکه در مرگ نيز از تدفینی شایسته محروم‌اند.»

دیگر اقدامات انجام گرفته در این راستا از این قبیل‌ هستند:

– زیبا روحانی که در تبریز درگذشت. مقامات محلی به مدت حداقل ۸ روز از دادن اجازه دفن او در قبرستان بهائیان تبریز خودداری کردند، مگر این که بدون تابوت به خاک سپرده شود، امری که مغایر با قوانین خاکسپاری در دیانت بهائی است.

– مهنا سمندری، دختر جوان با استعدادی که دچار معلولیت شده و به تازگی در سن ۱۱ سالگی در تبریز درگذشت. گزارش‌های رسیده در ماه نوامبر حاکی از آن است که اجازۀ دفن ایشان نیز در قبرستان انتخابی خانواده داده نشد.

– در ماه نوامبر، مقامات حکومتی قبرستان بهائیان در محمودیۀ اصفهان را بستند، و اظهار داشتند که بهائیان دیگر اجازۀ دفن در آن محل را نخواهند داشت.

– در ماه ژوئن از تبریز گزارش‌هائی رسید که مقامات از دادن اجازۀ دفن طوبی یگانه‌‎پور و دو بهائی دیگر در قبرستان عمومی آن محل خودداری کرده‌‎اند.

– در ماه آوریل قبر بهائی سرشناسی که در قبرستان بهائیان شهر سبزوار مدفون بود توسط فردی ناشناس با بولدوزر تخریب شد. در این مورد نیز مانند موارد مشابه دیگر در سال‎‌های اخیر، مشخص است که هیچ‌کس نمی‌تواند بدون اجازۀ مقامات از چنین ماشین‌‎آلات سنگینی استفاده کند.

– در طی دوره‌‎ای هشت ماهه در شهر تبریز، از دفن اجساد حداقل ۱۵ بهائی در قبرستان عمومی آن محل ممانعت به عمل آمده است، و خانواده‎ها ناچار به فرستادن اجساد عزیزان‌شان به شهرهای دیگر شده‎اند.

No responses yet

Nov 28 2014

عروسی فرزند؛ مراسمی که غایب بزرگش مادر بود: نامه فریبا کمال آبادی به ترانه؛ عروس زیبایش

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

روز: فریبا کمال آبادی،از اعضای زندانی گروه یاران، که به علت بهایی بودن، بیست سال حکم گرفته است،اجازه شرکت در عروسی دخترش را نیافت؛مادری که ۷ سال است در زندان به سر می برد و یک بار هم به مرخصی نیامده. خانم کمال آبادی حتی تقاضا کرده بود با دستبند در مراسم عروسی فرزندش، ترانه، حاضر شود اما با تقاضای وی موافقت نشد.به این ترتیب حضور مادری در عروسی دخترش، منحصر به نامه ای شد که متن آن در اختیار روز قرار گرفته.وی در این نامه که در مراسم عروسی قرائت شد از رنج هایش گفته و پرسیده:از چه می ترسند که اجازه شرکت مادری در عروسی فرزندش را نمی دهند؟
متن نامه در پی می آید:

ترانه ی من عروس زیبایم

در این لحظه که قلم به دست گرفته ام و برایت می نویسم دریای سرور در من موج میزند و امواج شعف بر ساحل قلب می کوبد.
برخی چنین گمان کنند که درد و رنج همواره با حزن و اندوه ملازم است اما اینگونه نیست. چه که می توان در اوج درد و رنج در فضای بی کران سرور بال گشود و در آسمانهای رفیع شادمانی پرواز نمود. این درد چیست و این سرور کدام است؟
این درد، درد فراق است، درد هجر مادری است که سالیانی چند از کودکش دور گشته، بی مدد زبان برایش ترنمات عاشقانه سروده، با هیکل خیال تنگ در آغوشش فشرده و گرمایش بخشیده، بی چشم سر برآمدن و بالا کشیدنش را نگریسته و اکنون با چشم روح، او را آراسته و برازنده در لباس سفید عروسی نظاره می کند.
این درد، درد فراق است، درد هجر کودکی است که از مادر جدا گشته و بی آنکه سهمش را از حق مادری بستاند، رشد کرده و بالیده. در لحظات تلخ و شیرین کودکی، در اوقاتی که سخت نیازمند گرمای مادر بوده اورا در کنارش نداشته و اکنون نیز در زیباترین و با شکوه ترین لحظات حیاتش، در مراسم ازدواجش جای مادر را خالی می یابد.
این درد رایحه ای دلپذیر دارد زیرا آکنده از عطر خوش سرور است: این سرور، سرور مادری است که کودکش را جوانی برازنده می یابد، او را مصمم و استوار میبیند، کردارش را متین، انتخابش را فرید و آمالش را منیع مشاهده می کند و انتخابش را می ستاید.
این سرور، سرور کودکی است که معنای هجر مادر را در می یابد و با گام نهادن در مسیر خدمت این معنا را غنا می بخشد و اکنون دست در دست فرید مسیر خدمت را با قوت و سرعتی افزون تر از قبل می پیماید.
ترانه و فرید عزیزم

می دانم که مرا به خاطر تمامی قصورهایم خواهید بخشید. می دانم که عذر مرا از عدم حضورم در این شادترین اوقات حیاتتان خواهید پذیرفت. می دانید که با تار و پود جانم و با تمامی سلولهای وجودم در کنارتان هستم و دعایم در فضای مراسمتان آکنده است. می دانید که تمامی تلاشم را برای حضورم به کار گرفته ام: می دانید که برای شرکت در مراسم ازدواجتان درخواست مرخصی نموده ام و امروز پس از گذشت حدود 7 سال از در بند شدنم حتی در شرایطی چنین خاص با درخواستم موافقت نکرده اند. می دانید که پس از رد درخواست مرخصیم تقاضای اعزام چند ساعته ولو تحت الحفظ و با دستان بسته و با حضور مامور نموده ام. حتی هم بندی های مهربانم نیز طی ارسال مکتوبی به مسوولین، این درخواست را از جانب خود مطرح ساختند.

اگرچه موافقت اولیه با این درخواست، موجب امیدواری و شادی شما شد و سعی نمودید برنامه هایتان را تغییر و با شرایط جدید تطبیق دهید، اما پس از چند روز با آن نیز مخالفت گردید.
پس از اعلام این مخالفت به من، زمانی که از دفتر کارشان خارج شدم، خود به دنبالم فرستادند و قول انجام سومین درخواستم یعنی اجرای عقد در زندان اوین را دادند. قرار شد اتاقی در ساختمان اجرای احکام در اختیارمان گزارده و عقد با حضور حداکثر ده نفر برگزار گردد و من این قرار نهایی را تلفنی به اطلاعتان برسانم. اگر چه شما از مخالفت با اعزامم محزون شدید ولی با اعتماد به قول مسوولین به این آخرین امکان دل بستید و بار دیگر برنامه هایتان را تغییر و با شرایط جدید تطبیق دادید، اما سرانجام اعلام نمودند که با شق سوم نیز مخالفند و چنین شد که من امکان حضور در عزیز ترین لحظه ی حیاتمان را نیافتم.
می بینید با چه روشی با زندانی رفتار می شود؟ و چه شکنجه ی نامحسوسی به کار بسته می شود؟ گویی با سنگی و چوبی بی جان روبرویند که هر نوع به آن ضربه زنند با آن بازی کنند و پرتابش نمایند چیزی حس نکند.(اما سخت در اشتباهند زیرا در آن هنگام نه ما، که خودشان همچون آن سنگ و چوبند و از تمامی احساسات انسانیشان عاری چه که قادر به درک احساسات عمیق مادری و فرزندی نیستند.)
ترسشان از کیست و بیمشان از چه؟ از مادری است که فقط و فقط به جرم اعتفاد به دیانت بهایی باید بیست سال از ایام حیاتش را در زندان بگذراند و پس از گذشت حدود هفت سال حتی برای چند ساعت از شرکت در مراسم ازدواج فرزندش محروم باشد؟ جرم من زیباترین جرم عالم است. جرمی است که نه تنها من بلکه تمامی نسل های آینده ی من نیز به آن افتخار می کنند. جرمی است که در طی تاریخ، تمامی اولیا و انبیا به جهت داشتن آن متاعب عظیمه و مصائب شدیده دیده اند. جرم من پرستش خداوند یکتا و اذعان به حقانیت تمامی ادیان الهی است. جرم من کوشش به جهت تحقق آرمان وحدت عالم انسانی و صلح عمومی است. جرم من پروراندن آرزوی خدمت به عالم بشری در سر و عشق آدمی در دل است.جرم من تلاش در احیای کشور مقدسمان ایران و اعتلا و سرافرازی آن است.

بگذارید باز هم برایتان از سرور بگویم که با تابش و درخشش بی نظیرش تجلیات درد و رنج را بی رمق، بل محو می سازد.
ترانه ی گلم، اگر با جدایی من، به ظاهر از موهبت داشتن مادر محروم شد از موهبت بزرگ تر مادری مهربان تر بهره مند گردیدی و فریبای دیگری آغوش پر مهرش را بر تو گشود. همان طور که در طول حیاتت آغوش گرم مادران دیگری را نیز تجربه کرده ای: عالیه زرین کار، فیروزه اولادی، فریبا اشراقی و بسیاری از عزیزان دیگر و اینچا من با قلمی عاجز و بیانی نا توان، عشق و ایثارشان را ارج می نهم.
جلوه ی دیگر سرور و شادکامی نصیب من است: من نیز اگرچه از همراهی و زندگی در کنار دو دخترم محروم شده ام، اما به داشتن دختران عزیزی مفتخر گشته ام که علاوه بر من، ایران و ایرانیان به داشتن ایشان افتخار خواهند نمود.
کسانی که با کمالات و قابلیاتی بی نظیر بهای گزاف گذر عمر، استعداد و جوانی خود در زندان را در ازای کسب عزت و سربلندی ایران عزیز می پردازند. این است تحقق آرمان ما:جهان یک خانواده گردد و روابط آدمیان همانند روابط مادران و دختران ؛ پدران و پسران و خواهران و برادران، عاشقانه شود.
آذر ۱۳۹۳

زندان اوین

No responses yet

May 03 2014

بهائیان از روحانی خواستند تخریب گورستان شان را متوقف کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفرانسه: جامعۀ بهائیان ایران با انتشار بیانیه ای از حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، خواست که تخریب گورستان بهائیان در شهر شیراز را سریعاً متوقف کند.

در این بیانیه که در خارج از ایران منتشر شده آمده است که تخریب این گورستان که در آن طی دههای گذشته صدها تن از اعضای جامعۀ بهایی به خاک سپرده شده اند با سرعت در جریان است و حدود چهل تا پنجاه کامیون روزانه خاک این گورستان و اجساد دفن شده در آن را به مناطقی دیگر منتقل می کنند.
جامعۀ بهائیان ایران در بیانیه اش تصریح کرده است که گورستان آنان در شیراز در سال 1983 توسط حکومت تهران ضبط شد و مقامات محلی می گویند قصد دارند در این گورستان ساختمانی فرهنگی و ورزشی بسازند.
جامعۀ بهاییان ایران در بیانیه اش از رییس جمهوری اسلامی، حسن روحانی، خواسته است که این اقدام ننگین را هر چه سریعتر متوقف کند.
جامعۀ بهائیان ایران در بیانیه افزوده است که در ده سال گذشته دست کم 40 گورستان بهائیان ایران به سرنوشتی مشابه دچار شده و همانند گورستان شیراز مقامات پس از نبش قبور باقی ماندۀ اجساد گورها را از خاک خارج و به محل ها نامعلوم منتقل کرده اند.

No responses yet

Mar 13 2014

آقای لاریجانی در مقابل خشونت علیه بهاییان ‘سکوت نکنید’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: جمعی از فعالان سیاسی و حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و فعالان دانشجویی در نامه‌ای به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه در خصوص برخوردهای صورت گرفته با بهائیان در ایران خواستار رسیدگی او شده و اعلام کردند: “تقاضا داریم حداقل با در نظر داشتن میزان تاثیر مخرب چنین فجایعی بر روابط اجتماعی، در مقابل این رفتارهای غیر انسانی سکوت نکرده و با عاملین و آمرین آنها برخورد شایسته قانونی صورت گیرد.”

در بخشی از این نامه آمده است: “در چند ماه اخیر هموطنان بهایی ما، فشار مضاعفی را در قالب قتل و سوء قصد تجربه نموده‌اند.”

نسرین ستوده (وکیل دادگستری)، نرگس محمدی (نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر)، محمد ملکی (فعال حقوق بشر و نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب)، محمد نوری‌زاد (فعال سیاسی)، امین احمدیان (فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم) از جمله امضا کنندگان این نامه هستند.

در ادامه این نامه آمده است: “ما امضاء کنندگان این نامه، خواستار بسط رویکرد حقوقی و قضائی بر اساس اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصول هشتم و چهاردهم) هستیم. رویکردی که در آن نسبت به افراد غیر مسلمان وظیفه عمل به اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی را داریم و ضمن اظهار تاثر شدید از این گونه اعمال، خواستار رفع خشونتی هستیم، که با تنگ تر شدن تنگ نظری ها ممکن است دامنگیر سایر هم میهنانمان گردد.”

پیشتر نیز بیش از ۵۰۰ نفر از بهائیان در ایران، در نامه‌ای به روحانیون ارشد و مراجع تقلید شیعه با اشاره به برخوردهای اخیر صورت گرفته با بهائیان در مناطق مختلف ایران خواستار محکوم کردن این نوع رفتارها شدند.

در اواسط شهریورماه سال جاری عطاالله رضوانی از اعضای فعال جامعه بهایی بندر عباس در جنوب ایران به ضرب گلوله افراد ناشناس به قتل رسید.

همچنین شامگاه دوشنبه ۱۴ بهمن، فرد نا‌شناسی که ماسک بر صورت زده بود، بعد از ورود به خانه یک خانواده بهایی در بیرجند، با ضربات چاقو قدرت‌الله مودی، طوبی سبزه‌جو و دختر آنان به نام اعظم مودی را به شدت زخمی کرد.

پس از این حادثه، جامعه جهانی بهایی در بیانیه‌ای از دولت حسن روحانی خواست به ماجرای سوء‌ قصد به جان این خانواده بهایی در بیرجند ایران رسیدگی کند.

به گفته جامعه جهانی بهایی، “در هشت سال گذشته، یعنی از سال ۲۰۰۵ تا کنون به جان ۵۰ بهایی سوقصد شده و ۹ نفر کشته شده‌اند بدون آن‌ که هیچ محکمه قضایی تشکیل یا قاتل شناسایی شود.”

حکومت ایران مذهب بهاییت را به رسمیت نمی‌شناسد و به گفته گروه های مخالف دولت، بهائیان را به دلیل عقاید دینی آنان مورد اذیت قرار می‌دهد.

مقام‌های جمهوری اسلامی تبعیض علیه بهائیان را رد می کنند اما جامعه جهانی بهاییان می گوید که بعد از انقلاب، بهائیان از تصدی مشاغل دولتی و تحصیل در دانشگاه‌ها محروم بوده‌اند.

با این حال، تعدادی از محصلان بهایی با پنهان کردن دین خود به دانشگاه راه یافته اند.

به گفته جامعه جهانی بهائیان ‘ده‌ها بهایی’ در حال حاضر در ایران به دلیل عقایدشان در زندان به سر می‌برند.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .