اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرنگونی'

Nov 29 2018

قدیانی: ولی‌فقیه مفاسد قدرت را در تار و پود جامعه گسترانده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیو فردا: ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی و از چهره‌های منتقد حکومت ایران، در مطلبی گفته است، قدرت متمرکز و مادام‌العمر علی خامنه‌ای رهبری جمهوری اسلامی عامل فساد گسترده در کشور است.

ابوالفضل قدیانی در این مطلب که چهارشنبه هفتم آذرماه در وب سایت «کلمه» منتشر شده ، نوشته است: «به همان میزان که بحران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در ایران به وخامت می‌گراید و مخالفت مردم با نظام استبداد دینی و در رأس آن آقای علی خامنه‌ای عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌شود، دستگاه‌های امنیتی استبداد که هراس دائمشان بیشتر شده است تنها چاره را در تشدید سرکوب می‌جویند.»

آقای قدیانی اضافه کرده است :« این هراس همیشگی، هراس از دست دادن قدرت است، آن هم قدرت غاصبانه‌ای که به جان مستبد گره خورده است و انفکاک از آن کابوسی است که روز روشن را به چشمان او تار می‌کند و او برای حفظ این قدرت و استیلای هر چه تمام تر بر ملت، به هر کار خلاف قانون و اخلاقی دست می‌یازد.»

پس از مرگ آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در خرداد سال ۱۳۶۸، علی خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی منصوب شد و از آن زمان تاکنون «شخص اول» جمهوری اسلامی ایران است.

این زندانی سیاسی در این مطلب با اشاره به این که «ام‌الفساد در این میان حکومت مادام‌العمر است» نوشته :«بر کسی پوشیده نیست که قدرت در این کشور متمرکز در دستان ولی فقیه است و اوست که به دلیل خارج بودن از دایره نظارت و مسندنشینی مادام‌العمر اینچنین مفاسد قدرت را در تار و پود جامعه گسترانده است. رییس جمهوری که از صافی نظارت استصوابی گذشته است و دایره اختیاراتش چنان تنگ است که اختیار عزل و نصب آزاد وزرای کلیدی‌ کابینه‌اش را ندارد حداکثر همان تدارکات‌چی بیت رهبری است.»

ابوالفضل قدیانی در پایان مطلب خود با اشاره به این که «راه برون‌رفت همانا مقاومت و اعتراض است» نتیجه گیری کرده است:«اگر چنین مقاومت و اعتراضی همگانی شود تسلیم استبداد به خواست عمومی و برگزاری رفراندوم جهت تغییر نظام فعلی به جمهوری دمکراتیک سکولار (یعنی نظامی که در آن نهاد دین از نهاد حکومت جدا باشد) دور از دسترس نخواهد بود.»

ابوالفضل قدیانی درم طلب خود در ۱۵ مورد به اعتراضات و وضعیت زندانیان سیاسی در کشور برای توضیح « تشدید فضای سرکوب در این مدت اخیر» پرداخته است.

وی از برخورد و تبعیض علیه اقلیت های دینی و به ویژه بهاییان و همچنین دراویش گنابادی به شدت انتقاد کرده است.

آقای قدیانی همچنین از اعتراضات کارگران، کامیونداران و معلمان حمایت کرده است.

ابوالفضل قدیانی یکی از ۱۵ فعال سیاسی و مدنی ایرانی است که سال گذشته در بیانیه‌ای خواستار برگزاری رفراندوم به منظور گذار مسالمت‌آميز از نظام جمهورى اسلامى به يك دموكراسى سکولار پارلمانى شده بود.
با استفاده از وب سایت کلمه؛ خ

No responses yet

Nov 07 2018

آیا مردم در برابر آمریکا پشت نظام هستند؟ نتیجه دردناک یک نظرسنجی توییتری برای حامیان جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی

دماوندنیوز: در حالیکه محمود صادقی، نماینده به اصطلاح اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی، مدعی «ایستادگی» همه مردم و مسئولان در برابر تحریم‌های جدید آمریکا شده است، نتیجه یک نظرسنجی در توییتر خود او، یافته‌های دیگری به دست می‌دهد.

صادقی پس از آغاز دور دوم تحریم‌های گسترده آمریکا علیه جمهوری اسلامی، در توییتر نوشت: «تجربه ثابت کرده هرگاه ایران عزیز در معرض دسیسه‌های بیگانگان قرار گیرد ، صفوف ملت منسجم‌تر می‌شود؛ همه اجزای حاکمیت و جناح‌های سیاسی و اقشار مردم به رغم اختلاف سلیقه‌ها و تنگناهای معیشتی در برابر قلدرمآبی رئیس جمهور عهدشکن آمریکا ایستادگی خواهند کرد و دماغ او را به خاک خواهند مالید.»

این ادعا باعث شد تا یک کاربر فعال توییتر به نام «آریا» با برگزاری یک نظرسنجی دقیقا زیر همین توییت محمود صادقی، نظر کاربران دیگر را جویا شود.

این کاربر از دیگر کاربران توییتر پرسید که آیا آنگونه که محمود صادقی می‌گوید، مردم ایران در برابر تحریم‌های آمریکا «پشت نظام» خواهند ایستاد؟

در این نظرسنجی نزدیک به سه هزار کاربر شرکت کردند و ۹۷ درصد آنها ضمن اعلام مخالفت خود با جمهوری اسلامی، گفتند که در برابر تحریم‌های آمریکا، پشت جمهوری اسلامی قرار نمی‌گیرند.

تنها سه درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی گفتند که از جمهوری اسلامی در برابر آمریکا حمایت می‌کنند.

اگرچه نظرسنجی‌های توییتری را نمی‌توان دقیق و علمی دانست اما آنها بازتاب‌دهنده دیدگاه بخش‌هایی از جامعه هستند و از سوی دیگر این نظرسنجی در صفحه خود محمود صادقی منتشر شده که حامیان او و جمهوری اسلامی در آن حضور گسترده‌ای دارند.

No responses yet

Nov 01 2018

لحظات ملکوتی دم آخر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,سیاسی,شورش

No responses yet

Oct 12 2018

ارتجاع سرخ و سیاه یعنی چه؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: چندی پیش، در میانه‌های ماه سپتامبر سال ۲۰۱۸ گروهی از جوانان برانداز، موجودیت شبکه فرشگرد را در بیانیه‌ای اعلام کردند. در این بیانیه، فرشگرد به عنوان شبکه‌ای برای براندازی معرفی شده است و همه براندازانی که به اصول برشمرده در آن پایبند باشند، می‌توانند با تشکیل حلقه‌ها و شبکه‌های محلی، پروژه‌های‌ خود را در راستای براندازی مستقلاً تعریف کنند. همچنین این حلقه‌های محلی می‌توانند با فرشگرد در ارتباط باشند و از پوشش آن در راستای گسترش و تبلیغ پروژه‌های خود برخوردار شوند یا با آن همفکری کنند.

یکی از اصول ششگانه‌ای که در بیانیه فرشگرد آمده چنین است: «ما با اسلام سیاسی و ایدئولوژی‌های کمونیستی (ارتجاع سرخ و سیاه) مرزبندی مشخص داریم و معتقدیم این ایدئولوژی‌ها، در گذشته، حال و آینده ایران، زیانبار و ویرانگر بوده‌اند و خواهند بود».

البته تعبیر «ارتجاع سرخ و سیاه» در سپهر سیاسی ایران، سخن تازه‌ای نیست و بیش از ۵۰ سال پیش، محمدرضا شاه فقید آن را برای اجماعی از نیروهای کمونیست و اسلامگرا که بعدها به نیروی محرک و ستون اصلی انقلاب سال ۵۷ تبدیل شدند به کار برده بود. همچنین در سطح جهانی نیز همبستگی گاه سیستماتیک نیروهای چپ غرب‌ستیز (بازماندگان کمونیسم دوران جنگ سرد همچون کوبا و کره شمالی یا سوسیالیسم قرن بیست و یکمی همچون ونزوئلا) با اسلامگرایان به این تعبیر، واقعیت امروزین بخشیده است.

مفهوم «ارتجاع سیاه» چندان آشکار است که نیازی به توضیح ندارد؛ کمابیش همه مردم ایران مفهوم حکومت دین‌سالار (تئوکراتیک) اسلامگرا را در چهل سال گذشته با گوشت و خون احساس کرده‌اند. ارتجاع سیاه به معنای هر گروه یا اندیشه سیاسی (چه درون نظام جمهوری اسلامی، چه خارج آن) است که همچنان در پی آمیختن دین و حکومت باشد و از اصول سکولاریسم[1] تخطی کند. بدیهی است که فعالان سیاسی و سیاستمداران اگر باورهای دینی خود را به زندگی شخصی محدود کنند، دینداری‌شان با سکولاریسم منافاتی ندارد و مشمول «ارتجاع سیاه» نمی‌شود. پس در بقیه این یادداشت به «ارتجاع سرخ» می‌پردازم.

مفهوم «ارتجاع سرخ» نیاز به واکاوی بیشتری دارد. بی‌گمان این مفهوم هرگز به معنای همه طیف چپ سیاسی-اقتصادی نبوده و نیست. فرشگرد سازمانی ویژه طیف راست سیاسی-اقتصادی نیست و هرگز نخواسته که با همه فعالان چپ از همه طیف‌ها مرزبندی داشته باشد و از آنان اعلام برائت کند. به عنوان یکی از امضاکنندگان بیانیه فرشگرد، بایسته می‌دانم که برداشت خود را از مفهوم ارتجاع سرخ شرح دهم، با این توضیح که این تنها برداشت شخصی من است، و نه لزوماً موضع رسمی فرشگرد.

امروزه در دموکراسی‌های پیشرفته غربی، ارزش‌ها و مفاهیم پایه‌ای لیبرالیسم که خود برآمده از خردگرایی دوران روشنگری است از سوی هر دو طیف راست و چپ میانه (سوسیال دموکرات، نه احزاب کمونیستی) پذیرفته شده‌اند. از جمله این ارزش‌ها و مفاهیم، چنین مواردی را می‌توان برشمرد: حقوق بشر، آزادی بیان، آزادی عقیده و سکولاریسم، هویت ملی و تمامیت ارضی کشورها، حقوق مالکیت از جمله مالکیت معنوی، کلیت اقتصاد و بازار آزاد (به همراه نظارت دولت بر آن که درباره حد و مرزش جای بحث است) … البته در اسکاندیناوی یا اروپای غربی یا آمریکای شمالی، هنوز احزاب کمونیستی یا چپ/سوسیالیست تندرو هستند که چنین مفاهیم پایه‌ای را قبول ندارند و این احزاب در فعالیت سیاسی نیز آزادند، لکن عملاً وزن چندانی در صحنه سیاسی ندارند.

فراتر از این مفاهیم پایه‌ای، در دموکراسی‌های پیشرفته، بین طیف راست میانه و چپ میانه اختلاف نظرهایی درباره جزییات سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. اما این اختلاف نظرها، هرچند که تا اندازه‌ای ماهیت ایدئولوژیک داشته باشد، تا حد ممکن به مباحث فنی و تخصصی در اقتصاد یا علوم اجتماعی کاسته شده است. مثلاً اینکه چه میزان مالیات بر درآمد هم عادلانه است و هم مانع از رشد اقتصاد نمی‌شود، یا نظام مالیات تا چه اندازه باید پلکانی[2] باشد، یا کمک به بیکاران بهتر است تا چه میزان و زمان و روشی باشد … به صورت کلی و سرانگشتی می‌توان گفت که احزاب چپ/سوسیال دموکرات هوادار مالیات بیشتر (عمدتاً از صاحبان درآمد بالاتر) و خدمات اجتماعی-آموزشی-بهداشتی بیشتر و در نتیجه دولت بزرگتر هستند. هواداران راست میانه عمدتاً هوادار مالیات کمتر، دولت کوچکتر و ریخت و پاش کمتر، و کسب و کارهای خصوصی شکوفاتر می‌باشند.

در اینجا قصد ندارم وارد جزئیات اختلاف نظر میان راست و چپ میانه در دموکراسی‌های پیشرفته شوم. موضوع سخنم این نیست. خودم از دیدگاه اقتصاد، در طیف راست میانه قرار می‌گیرم. پس طبیعتاً در زمینه اقتصاد با چپ سوسیال دموکرات اختلاف نظر دارم. دوست دارم در «ایران آزاد فردا» و در «فردای براندازی» با سوسیال دموکرات‌ها رقابت دموکراتیک داشته باشم و هر یک بکوشیم رأی و نظر مردم را به سوی خود جلب کنیم. اما هرگز و هرگز چپ سوسیال دموکرات را مصداق ارتجاع سرخ نمی‌دانم. برای مثال از شخصیت‌های تاریخی ما، شادروان بختیار تا پایان عمر یک سوسیال دموکرات بود. چگونه و با کدام عقل سلیم می‌توان او را پاره‌ای از ارتجاع سرخ دانست؟

خوشبختانه در فرشگرد ما هم افرادی از طیف راست میانه داریم و هم چپ میانه (سوسیال دموکرات). اصولاً فرشگرد حزب سیاسی نیست که سیاست اقتصادی چپ یا راست داشته باشد. فرشگرد شبکه‌ای برای براندازی است. وانگهی، وقتی ایران در اشغال «فرقه تبهكار» است، جای بحث در جزئیات اقتصادی چپ و راست نیست. اولویت نخست آزادی ایران اشغالی است. در فردای براندازی، از اعضای فرشگرد به همراه بسیاری دیگر از هموطنان، شاید دو یا سه یا چند حزب سیاسی چپ و راست دربیاید که با هم رقابت دموکراتیک کنند. در آن زمان من قطعاً در حزب راست میانه (از نظر اقتصادی) خواهم بود و از تخصصم در این راستا بهره خواهم جست.

اینک شاید بپرسید که پس مصداق ارتجاع سرخ و سیاه که در بیانیه فرشگرد آمده، کدام گروه‌ها و گرایش‌های سیاسی هستند؟ فهرست کردن گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی در این نوشته نه شایسته است و نه به درک مطلب کمکی می‌کند چرا که با پیدایش هر گروه تازه‌ای باید فهرست را تکمیل کرد. پس به جای آن، چهار نشانه سرانگشتی از ارتجاع سرخ و سیاه را اینجا فهرست می‌کنم. شخصیت‌ها یا گروه‌‌هایی که همه یا بیشتر این نشانه‌ها را داشته باشند، به احتمال بالا مصداق ارتجاع سرخ و سیاه هستند:

۱. دشمنی با شخصیت‌ها و نمادهای ملی ایران[3]: بخشی از چپ ایرانی تحت تأثیر دیدگاه‌های مارکسیستی-لنینیستی، از آغاز پیدایش با مفهوم وحدت ملی و ملت ایران مشکل داشته است. القای اینکه ایران کشوری چند-ملیتی است (نه مجموعه‌ای از شهروندان از اقوام و زبان‌ها و رسوم گوناگون که هر یک باید حقوق و احترام خود را داشته باشد) یکی از مهم‌ترین آموزه‌های ارتجاع سرخ بوده است؛ نتیجه عملیش هم چیزی جز ایجاد اختلافات قومی و فرقه‌سازی و گاه تشکیل جمهوری‌های خودخوانده و جعلی همچون جمهوری گیلان و مهاباد و غیره نبوده است. بدیهی است که در یک کشور، آن هم کشوری با قدرت و قدمت ایران، نمی‌توان از چند ملت سخن گفت و انتظار شکوفایی و وحدت ملی داشت. برعکس، چپ سوسیال دموکرات (برای مثال شادروان بختیار) عمدتاً دیدگاهی ملی دارد و می‌داند که بدون کمینه‌ای از وحدت ملی، نه پیشرفت اقتصادی ممکن است، نه عدالت اجتماعی.

۲. غرب‌ستیزی و آمریکاستیزی: در سیاست خارجی، ارتجاع سرخ و سیاه به جای آنکه در پی بهینه و بیشینه کردن منافع ملی ایران باشد، با دیدی ایدئولوژیک در پی آن است که از موقعیت و منابع و ثروت‌های ملت ایران استفاده کند تا هرچه بیشتر به اهداف ایدئولوژیک خود همچون شکست غرب و امپریالیسم و آمریکا نزدیک شود. درست همچون انگلی که به بدن میزبان بیافتد و از خون میزبان برای تکثیر خود بهره بجوید، ارتجاع سرخ و سیاه نیز رمق مردم ایران می‌مکد تا با آمریکا و غرب درافتد.

۳. اسرائیل‌ستیزی: در بسیاری از اقوام بدوی و باستانی، رسمی بود که هرگاه بزرگان قبیله احساس می‌کردند آن قوم مورد خشم خدایان قرار گرفته، جانوری (معمولاً بزی) را نشان کرده و آن را قربانی می‌نمودند تا با پیشکش قربانی به درگاه خدایان، قضا و بلای الهی از قبیله دست بردارد. به عبارتی آن بز حامل گناهان قبیله می‌شد تا با سر بریدنش گناهان قبیله پاک شود. اصطلاح scapegoat در زبان انگلیسی از همین رسم بدوی آمده است. برای ارتجاع سرخ و سیاه نیز اسرائیل نقش همان بز قربانی را دارد. هر بدی و زشتی را- بویژه در خاورمیانه از آن می‌بینند. دشمنی غیرمنطقی با ماهیت و کل موجودیت اسرائیل از همین دیدگاه برمی‌آید. بدیهی است که این سخن بدین معنا نیست که هر مخالفت معقولی با برخی سیاست‌های دولت اسرائیل به معنای پیروی از ارتجاع سرخ و سیاه است.

۴. دشمنی با بازار و اقتصاد آزاد: تحت تأثیر آموزه‌های کمونیستی مارکس و لنین، گروه‌هایی از چپ‌ها بر این باورند که ذات اغلب معاملات و دادوستدها در بازار آزاد بر پایه بهره‌کشی و استثمار است، چه دادوستد کالا باشد، چه خدمات یا نیروی کار. مثلاً اگر کسی کارگری را استخدام می‌کند، به صرف این استخدام، کارفرما از کارگر سوءاستفاده کرده و نیروی کار او را دزدیده است. نتیجه چنین برداشت سطحی و خامی به اقتصاد آن می‌شود که ارتجاع سرخ خواهان از میان بردن بازار آزاد و دادوستد آزادانه نیروی کار و کالا و خدمات و سرمایه است. و راه پیشرفت جامعه را در آن می‌داند که حکومت توزیع اغلب کالاها را در دست داشته باشد و همچنین بیشتر مردم برای دولت کار کنند (نمونه: کشورهای کمونیستی کنونی و پیشین یا نظام سوسیالیستی ونزوئلا). در مقابل، چپ سوسیال دموکرات وجود بازار آزاد را به عنوان نهادی نسبتاً کارآمد و سودمند می‌پذیرد، اما بر این باور است که جامعه باید با تشکیل اتحادیه‌های کارگری و همچنین نهادهای نظارتی regulatory دولتی بر سازوکار بازار آزاد نظارت کند.

نظرات طرح شده در این یادداشت بازتاب دیدگاه رادیوفردا نیست.
شروان فشندی، کارشناس اقتصاد و مشاور بانکداری است. آقای فشندی تأکید کرده که محتوای این مقاله نظرات شخصی نویسنده است و به هیچ عنوان بازتاب‌دهنده کارفرمایان کنونی یا پیشین او نیست. او همچنین تأکید کرده که در این یادداشت، به عنوان یکی از امضاکنندگان بیانیه فرشگرد، تنها برداشت شخصی خود را شرح داده و به هیچ عنوان سخنگوی فرشگرد نیست، و این یادداشت نباید موضع رسمی فرشگرد تلقی شود.
پانویس‌ها:

[1] سکولاریسم به معنای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت است، نه دینستیزی یا دین-زدایی. در نظام سکولار، حکومت هیچ دینی را بر باورها/دینهای دیگر برتری نمی دهد و برایش امتیاز ویژه ای فراهم نمی آورد.

[2] مالیات پلکانی یا تصاعدی progressive ساختاری از مالیات است که شخص هرچه درآمد بیشتری داشته باشد، درصد مالیات بیشتری باید پرداخت کند

[3] شخصیتها و نمادهایی همچون کورش، فردوسی، شاهنامه، پرچم شیروخورشید

No responses yet

Sep 19 2018

اعلام موجودیت یک تشکل سیاسی حامی سرنگونی جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفردا: روز دوشنبه ۲۶ شهریور یک تشکل سیاسی حامی سرنگونی جمهوری اسلامی با نام «فَرَشگَرد» اعلام موجودیت کرد. فَرَشگَرد با معرفی خود به عنوان شبکه‌ای از فعالان جوان و سکولار اپوزیسیون خارج از کشور، از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرده است.

در بیانیه این گروه، جمهوری اسلامی اصلاح‌ناپذیر معرفی شده و از تشکیل یک نظام لیبرال دموکراسی سکولار در ایران حمایت شده و امضاکنندگان این بیانیه گفته‌اند که آماده همکاری و هم‌اندیشی با مخالفان سیاسی در داخل و خارج برای سرنگونی جمهوری اسلامی در راستای منافع ملی ایران هستند.

آنها همچنین سیاست خارجی «غرب‌ستیز، آمریکاستیز، و اسرائیل‌ستیز» را به زیان «منافع ملی ایران» توصیف کرده و خواهان همزیستی مسالمت‌آمیز و همکاری اقتصادی-سیاسی ایران با همسایگان، و همه کشورهای منطقه و جهان شده‌اند.

فَرَشگَرد در زبان پهلوی به معنی رساندن جهان به کمالی است که در آغاز آفرینش و پیش از ورود اهریمن و پلیدی وجود داشته‌، و بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگَرد با امضای ۴۰ فعال سیاسی خارج از ایران انتشار یافته که امیریحیی آیت‌اللهی، علی اشتری، امیرحسین اعتمادی، نیما راشدان، سلمان سیما، دامون گلریز، یوحنا نجدی، و بهزاد مهرانی، از جمله امضاکنندگان آن هستند.

در مورد شکل‌گیری این گروه سیاسی، دامون گلریز از امضاکنندگان بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگَرد به پرسش‌های رادیوفردا پاسخ داده است.

فایل صورتی مصاحبه
آقای گلریز، چرا بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگَرد​ در این مقطع زمانی صادر شده است؟

ایران در یک شرایط بحرانی قرار دارد. نه دولت‌های خارجی و نه جمهوری اسلامی پس از ۴۰ سال حکمرانی ورشکسته، امکان حل بحران‌های متعدد ایران و ایرانیان را ندارند. به نظر می‌رسد که نظام جمهوری اسلامی در حال سقوط است؛ سقوط سیاسی، ورشکستگی اقتصادی.

بخصوص از سوی مردم ایران اراده‌ای ملی در حال گسترش یافتن است که تغییراتی بنیادین را رقم بزند و هدف از ابتکار عملی که در فرشگرد در دست داریم، این است که این اراده ملی را تقویت کند و از کمک‌ها و همیاری‌هایی که در خارج از ایران توسط ایرانیان شکل می‌گیرد، برای گذار از این نظام به یک نظام سکولار، لیبرال و دموکرات، بر مبنای حقوق بشر استفاده کند؛ روندی که با براندازی نظام جمهوری اسلامی کلید می‌خورد و نه اصلاحاتی که نتوانسته است ۲۱ سال پاسخی را بدهد که مردم ایران نیازمند آن هستند.

شما خواستار براندازی نظام موجود در ایران هستید، فکر می‌کنید چه بدلی برای این نظام می‌توان متصور شد؟

این بدل از انتخاب مردم و اراده ملی بر می‌آید و همان است که ایرانیان بیش از ۱۰۰ سال است به دنبال آن هستند؛ یعنی حکومت قانون، دموکراسی لیبرال به معنی انتخاب اکثریت ضمن ارج نهادن به حقوق اقلیت، و بر مبنای حقوق بشر و از همه مهم‌تر -به خاطر ۴۰ سال جمهوری اسلامی- نظامی سکولار.

ایرانیان زودتر از هر ملتی در خاورمیانه با انقلاب مشروطه به دنبال آزادی و حق تعیین سرنوشت خود بوده‌اند. متأسفانه این ۴۰ سال گذشته در آن وقفه افتاده. چیزی که لایق ایرانیان است، دموکراسی است و برای تحقق آن اراده ملی نیاز است که بخصوص با نسل جوان ایران باید بر آن کار کرد و استفاده کرد. ببینید تظاهرات دی ۱۳۹۶ چطور ترسی را در کالبد جمهوری اسلامی انداخته، و فشارهای بیرونی و عدم حل مشکلات توسط جمهوری اسلامی که به دلیل ساختار مریض و فاسد نه می‌توانند و نه امکان آن را دارند، باعث شده این اراده ملی برای تغییرات ساختاری هر روز بیشتر شود.

شما از شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک شخصیت محوری و کلیدی در فعالیت‌های خود نام برده‌اید. چه نقشی برای او قائل هستید؟

برای متصل کردن همه بخش‌های جامعه ایران، و قلب‌های مردم ایران و اکثریتی که در ایران هستند -که از پدر و پدربزرگ ایشان نام می‌برند- و بخشی از نخبگان خارج از کشور و حتی داخل ایران را شامل می‌شوند، برای اینکه بشود دوران گذار از این نظام را به یک نظام دموکراتیک رقم زد و مدیریت کرد، نقش ایشان نقش بسیار مهمی است.

ما به این موضوع واقف هستیم. ما کوله‌بار گذشته مبارزه با رژیم شاهنشاهی را نداریم، ما کوله‌بار چنین قضاوت‌هایی را نداریم و ایشان هم تا الان به نظر می‌رسد هیچ نوع جایگاه مشخصی برای خود قائل نیستند، به جز آنچه بعد از یک انتخابات آزاد و عادلانه در ایران، خواسته مردم باشد. این دلیل آن است که ما عملاً برای ایشان نقشی کلیدی و محوری قائلیم.

به هر حال شخصیتی که مورد محبوبیت بخشی از جامعه ایران قرار گرفته، برای همبستگی ملی، حفظ کیان و یکپارچگی کشور، به طوری که بشود گذار سالم و آرامی به از نظام مستبد کنونی به یک نظام دموکراتیک و سکولار داشته باشیم، نقش مهمی دارد.

در بیانیه خودتان نوشته‌اید که به‌ویژه دست یاری به سوی کسانی دراز می‌کنید که در ۴۰ سال گذشته به نفع جمهوری اسلامی یا جهت تحقق انقلاب ۵۷ فعالیتی نکرده‌اند. آیا نسبت به افراد قائل به تفکرات دیگر، رویکردی سلبی دارید؟

ما می‌خواهیم سعی کنیم که در حد توان‌مان صدای براندازانه و خواهان تغییر ملی باشیم که پژواک فریادشان در خیابان‌ها به رادیوی شما هم رسید؛ «ایران را پس می‌گیریم». در این راه به هر حال باید انتخاب کرد. خیلی از جوانان پیشینی که در انقلاب شرکت کردند و الان به اشتباهات خود پی برده‌اند، خیلی از کسانی که از میان همان جوانان پیشین در انقلاب شرکت نکرده‌اند و از اول می‌دانستند که چه اتفاقی خواهد افتاد، آنها به عنوان مشاورین ما و کسانی که دوستان ما هستند و برای پیشبرد کارها به ما کمک می‌کنند، در کنار ما هستند.

ولی برای آنکه بشود با ۸۰ درصد جمعیت زیر ۴۰ سال جامعه ایران ارتباط بر قرار کرد، تصور می‌کنیم چهره و صدا و نوع ادبیات و ترکیب دیگری را نیاز داریم و به اندازه کافی هم نیرو در خارج از کشور و بخصوص در داخل کشور هست که بشود از آنها برای تقویت اراده ملی این ۸۰ درصد استفاده کرد.

از این جهت هیچ تقسیم‌بندی مشخصی نیست، ولی خب مرزبندی مشخصی داریم با کسانی که هنوز به دنبال «ارتجاع سرخ و سیاه» هستند، کسانی که هنوز یا به دنبال اصلاح رژیم جمهوری اسلامی هستند -که یک توهم است-، یا به دنبال این هستند که این رژیم را استمرار دهند، و یا اینکه هنوز می‌خواهند سعی کنند که با براندازی مخالفت کنند چراکه تصور می‌کنند اگر نظام برانداخته شود، به نفع آنها نیست. ما با این گروه‌ها مرزبندی مشخصی داریم.

No responses yet

Sep 01 2018

ترامپ می گوید رژیم ایران ممکن است در نتیجه سیاست های او سقوط کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

صدای آمریکا: گزارشی از جان میکلِت وِیت، جنیفر جیکوب و مارگارت تالِو در بلومبرگ

پرزیدنت دونالد ترامپ می گوید رژیم ایران ممکن است در اثر سیاست های دولت او از جمله ترک توافق هسته ای دولت اوباما با تهران، سقوط کند.

دونالد ترامپ روز پنج شنبه در مصاحبه ای با «بلومبرگ نیوز»، در اتاق کار ریاست جمهوری در کاخ سفید، گفت: «وقتی وارد این جا شدم، پرسش این بود که ایران چه موقع خاورمیانه را در دست خواهد گرفت، الان پرسش این است که آیا آن ها دوام خواهند آورد؟این تفاوتی بزرگی در یک و سال و نیم است.»

پرزیدنت ترامپ توضیح بیشتری در این باره نداد.

رئیس جمهوری آمریکا، به تشویق دشمنان منطقه ای ایران، در ماه مه خروج ایالات متحده از توافق هسته ای بین المللی سال ۲۰۱۵ را اعلام کرد. دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی را که در حال توسعه نفوذ منطقه ای خود است تهدیدی علیه امنیت خاورمیانه می داند. ترامپ این ماه تحریم هایی را دوباره علیه ایران اعمال کرد. تحریم های آمریکا بر صنعت حیاتی نفت ایران در آبان ماه آغاز می شود.

بالا رفتن نرخ تورم و تضعیف ریال، حسن روحانی را که می کوشد از این بحران عبور کند زیر فشار مضاعفی گذاشته است.

ترامپ گفته است آماده ملاقات با رهبران ایران برای مذاکره بر سر توافق هسته ای سخت تری است تا از مشکلات تحریم ها پرهیز شود. اما این پیشنهاد در تهران از سوی آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، رد شد. این وضع جای چندانی برای پرهیز از مجازات های شدیدتر که ۱۳ آبان آغاز می شود، نمی گذارد. ایالات متحده در صدد است صادرات نفت ایران را تا جایی که ممکن است به صفر برساند.

No responses yet

Jul 25 2018

سناتور ارشد آمریکایی: جمهوری اسلامی را سرنگون می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دماوند نیوز: لیندزی گراهام، سناتور ارشد آمریکایی، با تمجید از مواضع اخیر دولت آمریکا درباره جمهوری اسلامی، گفت که ایالات متحده آمریکا از طریق «کمک به مردم ایران»، «این رژیم را سرنگون خواهد کرد».

آقای گراهام در گفتگو با شبکه خبری فاکس نیوز، از جمهوری اسلامی به عنوان «امپراتوری شیطانی» و «بزرگترین تهدید علیه آمریکا» نام برد و تصریح کرد: «تغییر این رژیم تنها راه نجات خاورمیانه است. جمهوری اسلامی باید سرنگون شود.»

این سناتور ارشد از حزب جمهوریخواه، گفت که توییت اخیر رئیس جمهور آمریکا خطاب به حسن روحانی، به رئیس جمهوری اسلامی نشان داد که «کلانتر جدیدی به شهر آمده» و افزود که سخنرانی وزیر امور خارجه آمریکا درباره جمهوری اسلامی هم یادآور دکترین رونالد ریگان، رئیس جمهور اسبق آمریکا علیه اتحاد جماهیر شوروی بود که به فروپاشی آن حکومت منجر شد.

لیندزی گراهام تاکید کرد که آمریکا در کنار مردم ایران می ایستد و او قصد دارد قطعنامه ای را در کنگره ایالات متحده به رای بگذارد که در آن از خواست مردم ایران برای «تعیین سرنوشت» حمایت می شود.

در پاسخ به این پرسش که آیا این سیاست به تقویت جناح تندرو در جمهوری اسلامی منجر نمی شود؟، سناتور ارشد آمریکایی، موضع وزیر امور خارجه این کشور را تکرار کرد که در جمهوری اسلامی «میانه رویی وجود ندارد» و در آن «کسی به جز آخوندها و آیت الله ها قدرت ندارد».

No responses yet

Jul 14 2018

«احتمال و تبعات فروپاشی حکومت ایران»؛ موضوع یک همایش در اسرائیل

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,برجام,تحریم,خاورمیانه,سیاسی,شورش

رادیوفردا: یووال اشتاینیتز، وزیر ارشد اسرائیلی، می‌گوید در تعیین آینده و سرنوشت جمهوری اسلامی ایران سه امر ملاک و معیار در شرایط کنونی، اساسی است: فشار اقتصادی، قاطعیت نظامی و تصمیمی که رهبر کره شمالی در مورد مذاکرات با آمریکا بگیرد.

این وزیر عضو حزب حاکم لیکود این موضوع را در همایشی با موضوع ایران در یک اندیشکده اسرائیلی عنوان کرده است.

مرکز مطالعات امور مردمی و سیاسی اورشلیم، به ریاست دکتر دوری گلد، مدیرکل پیشین وزارت امور خارجه اسرائیل، چهارشنبه ۲۰ تیر همایشی را حول این پرسش برگزار کرد که «آیا ]جمهوری اسلامی[ ایران به سوی فروپاشی می‌رود؟» و پیامدهای چنین امری برای منطقه و اسرائیل چیست.

این همایش با پخش کلیپی از سخنان دونالد ترامپ در اعلام خروج آمریکا از برجام و سپس صحنه‌هایی از تشدید تظاهرات مردمی ایران در دوره اخیر و شعارهایی که در آن ایرانیان سران حکومت تهران را به چاره‌اندیشی برای بهبود حال و روز ملت ایران فرا می‌خوانند، آغاز شد.

یووال اشتاینیتز که سخنران اصلی این نشست بود، به فشارهای اقتصادی تشدید یافته در دوره اخیر علیه ایران اشاره کرد و یادآور شد که ده‌ها شرکت بین‌المللی کوچک و بزرگ همکاری با اقتصاد آمریکا را بر ایران ترجیح داده و از ایران رفته‌اند.

به گفته آقای اشتاینیتز، برای این تصمیم که برای مثال، شرکت‌های مسافربری هوایی پرواز به ایران را قطع کنند، نیازی به فشار بر دولت‌های غربی نیست، زیرا این شرکت‌ها منافع اقتصادی خود را در نظر می‌گیرند.

او تأکید کرد که هدف، از جمله این است که به گفته برایان هوک، مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا، صادرات نفت ایران به صفر برسد و ایران به شرایطی سقوط کند که دیگر حتی هیچ شرکت هوایی خارجی مسافری به ایران نبرد و از ایران پرواز نکند.

این وزیر اسرائیلی که خود سال‌ها در مقام وزارت راهبردی مسئول «پرونده ایران» بوده، همچنین افزود که فشار اقتصادی ماه‌های آینده، دور کم‌سابقه‌ای از تحریم‌ها علیه ایران خواهد بود و به گفته او، نتیجه فشار اقتصادی جدید تا یک سال دیگر روشن خواهد شد.

آقای اشتاینیتز افزود ما با برجام مخالف بودیم و آن را بد و ناکافی می‌دانستیم اما باید اذعان کنیم که قدردان باراک اوباما بودیم که فشارهای اقتصادی شدیدی را بر ایران پایه‌گذاری کرد که قبل از آن سابقه نداشت. اما به گفته او در مقایسه با تحریم‌های دوران اوباما، به زودی فشارهای خردکننده تازه‌ای در عرصه اقتصاد بر ایران وارد خواهد شد.

این وزیر حزب حاکم اسرائیل افزود، با تشدید فشارها و فروپاشی اوضاع اقتصادی ایران، ممکن است سران تهران بازگشت به میز مذاکرات را در نظر بگیرند اما این احتمال نیز هست که شاخ و شانه کشیدن و سرسختی بیشتر را در پیش بگیرند.

یووال اشتاینیتز گفت، فشار اقتصادی اما باید با قاطعیت نظامی همراه باشد؛ امری که در دوران باراک اوباما چندان جدی گرفته نمی‌شد؛ اما در دوران دونالد ترامپ ایران درک می‌کند که کسی سر شوخی ندارد؛ به گفته او، اگر ایران تهدید به بستن تنگه هرمز را عملی کند و منطقه را شعله‌ور کند، این امر می‌تواند به یک برخورد جدی نظامی کشیده شود.

وزیر اسرائیلی گفت تحرکات و شاخ و شانه کشیدن احتمالی نظامی ایران و یا رفتن ایران به سوی مسیر تلاش برای دستیابی به بمب هسته‌ای ممکن است با حمله آمریکا حتی به تأسیسات هسته‌ای ایران پاسخ بگیرد و آمریکا از توان نابود کردن هر سایت هسته‌ای، فارغ از اینکه کجا باشد و فارغ از اینکه ایران چه پدافند هوایی داشته باشد، برخوردار است.

او گفت جمهوری اسلامی ایران باید درک کند که آمریکا عزم راسخی در رویارویی با ایران دارد و لذا باید تغییر رویه دهد.

اما به گفته یووال اشتاینیتز، وضعیت ایران تا حد زیادی به سرنوشت مذاکرات کره شمالی و آمریکا بستگی دارد؛ او افزود اگر تلاش‌های دونالد ترامپ برای خلع سلاح هسته‌ای پیونگ یانگ در ماه‌های آینده موفقیت‌آمیز باشد، فشار داخلی در ایران افزایش خواهد یافت اما اگر سرانجام کره شمالی تغییر نکند، قاطعیت ایران نیز برای نشان دادن سرسختی بیشتر خواهد شد، زیرا آنها به خود خواهند گفت که کمتر از کره شمالی نیستند که به سوی سازش با آمریکا بروند.

یووال اشتاینیتز این را همچنین یادآور شد که اسرائیل در پشت پرده برخی از فشارهای سال ۲۰۱۵ به قدرت‌های مذاکره‌کننده پیش از دستیابی به برجام، با هدف تعیین شرایط سخت‌گیرانه‌تر بود. او گفت، برخی از خواسته‌های ما با مذاکره‌کنندگان آمریکایی پیش نمی‌رفت و من به لورن فابیوس، وزیر خارجه وقت فرانسه، تلفن کردم و خواسته‌ها را مطرح کردم و او نیز در برهه حساسی از مذاکرات آن را عنوان کرد و بعد از مدتی تهران ناچار به قبول آنها شد.

در همایش مرکز مطالعات اورشلیم، دکتر دوری گلد، آماری از بودجه سالیانه ایران در سال‌های مختلف را ارائه کرد تا نشان دهد که جمهوری اسلامی ایران بخشی عمده از درآمد نفت و گاز خود را به امور نظامی و تحرکات منطقه‌ای اختصاص می‌دهد؛ زیرا به گفته او تهران نشان داده که «به جای کره برای مردم خود، سلاح را ترجیح می‌دهد» اما «مردم ایران نیز این را درک کرده و برای همین است که به پا خاسته‌اند» و در این راستا، تشدید فشارها «اهمیت دارد».

به گفته آقای گلد، دولت باراک اوباما بر این تصور بود که با برجام و تعامل با تهران، می‌توان حکومت ایران را به تغییر رویه کشاند، اما رهبران تهران به جای آن، به تقویت جای پای خود در منطقه روی آوردند.

دوری گلد همچنین گفت که ایران درصدد شیعه کردن بخش‌هایی از منطقه است و حتی عزم کرده تا شرق سنی‌نشین ترکیه را شیعه کند و یا در پشت پرده پیشنهاد ایران برای تقویت گردشگری ایرانی در اردن هاشمی، زیر لوای بردن شیعیان به مزار امامزاده‌های کم نام و نشان، فکر تقویت شیعه در این بخش از خاورمیانه قرار دارد.

او یادآور شد که ایران در دوره طولانی که با سودان همکاری نزدیک داشت، ضمن انتقال کاروان‌های سلاح از سودان برای حماس، سودای تقویت نفوذ شیعی خود در منطقه را در سر داشت.

به گفته این مقام ارشد پیشین اسرائیلی، حتی زمانی که مراکش بعد از مدت‌ها قطع رابطه با ایران همکاری با تهران را از سر گرفت، جمهوری اسلامی ایران باز از اندیشه گسترش شیعی‌گری در مراکش و صحرای غربی باز نماند، به گونه‌ای که مراکش بهار سال جاری در زمینه همکاری ایران با جبهه پولیساریو که استقلال منطقه صحرای غربی در این کشور را در سر می‌پروراند، با تهران قطع رابطه کرد.

ژنرال ذخیره یوسی کوپرواسر، از مقام‌های ارشد پیشین نظامی و سیاسی اسرائیل نیز در همایش مرکز مطالعات اورشلیم از اتحادیه اروپا به خاطر سیاست خود در ارتباط با ایران انتقاد کرد و گفت اروپاییان هنوز در حالت «تکذیب» هستند، اما آنها نیز ناچار خواهند شد که پای خود را از اقتصاد ایران بیرون بکشند.

در کنار چند سخنران دیگر در این همایش، این نشست این یک مهمان اسکایپی ایرانی‌تبار نیز از بریتانیا داشت؛ جواد خادم، از اعضای کابینه شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر ایران در آستانه انقلاب اسلامی بهمن ۵۷؛ او از جمله گفت که اسرائیلی‌های با هوش باید راه‌های دیگری، غیر از راهکارهایی که به تشدید فشار بر طبقه متوسط ایران تعبیر شود، بیابند.

او ابراز نظر کرد که اکثر مردم ایران ضداسرائیلی نیستند و پیشنهادهایی که برای مثال از سوی نخست‌وزیر اسرائیل در مورد آب به ایرانیان ارائه شده، خوب است اما برخی از ایرانیان نیز فکر می‌کنند که اسرائیل آمریکا را به تشدید فشار بر ایران تشویق می‌کند؛ کاری که در نهایت زندگی را برای طبقه متوسط ایران سخت‌تر می‌کند.

او بارها از پشتیبانی افرادی از حامیان دونالد ترامپ از سازمان مجاهدین خلق ایران انتقاد کرد و گفت، وقتی ایرانیان می‌بینند که افرادی مانند رودی جولیانی در کنار سران سازمان مجاهدین خلق می‌ایستند، ناخشنود می‌شوند؛ اشاره‌ای به حضور آقای جولیانی، چهره جمهوری‌خواه آمریکایی، در همایش سالانه اخیر این سازمان در فرانسه.

به گفته آقای خادم، «دنیا تنها در مورد تغییر حکومت ایران حرف می‌زند اما نه درباره روز بعد از آن».

No responses yet

Jul 02 2018

تولید نفت عربستان افزایش یافت: تکرار سناریوی جنگ خلیج فارس و اشغال عراق

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,برجام,تحریم,خاورمیانه,سیاسی

ایسکانیوز: پذیرش درخواست آمریکا از سوی عربستان برای افزایش 2 میلیون بشکه ای تولید نفت خود آغازی برای طرح براندازی آمریکا در ایران بوده و یادآور سناریوی آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس و اشغال عراق است که بار دیگر منطقه را در هرج و مرج و ویرانی فرو خواهد برد.

به گزارش گروه بین الملل ایسکانیوز، عبدالباری عطوان تحلیلگر مشهور جهان عرب در مقاله ای نوشت: ملک سلمان پادشاه عربستان با درخواست ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای افزایش تولید نفت روزانه خود موافقت کرد، این اقدام برای جبران کاهش احتمالی تولید نفت ایران و ونزوئلا در پی تحریم های آمریکا و کاهش قیمت نفت خام در آستانه انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا در نوامبر آینده انجام شده است، پس از آنکه قیمت نفت به بیش از 80 دلار در هر شبکه افزایش یافت.

ترامپ اولین گلوله خود را برای محاصره ایران از ابتدای نوامبر آینده به عنوان اولین گام برای سرنگونی نظام ایران شلیک کرد و قصد دارد این کاهش تولید را به وسیله دیگر دوستان خود جبران کند مانند همان اقدامی که در جریان اشغال عراق در سال 2003 برای سرنگونی نظام صدام حسین با تحریک اسرائیلی ها انجام داد.

همان سناریو هم اکنون پس از 15 سال دوباره در حال تکرار شدن است و عربستان و کشورهای عربی خلیج فارس نقشی محوری در آن ایفا می کنند، آنها بازار جهانی نفت را در تولید خود غرق کرده تا قیمت ها کاهش یابد و اقتصاد کشورهای غربی و شهروندان آمریکایی ضرر نکند، این همان طرحی است که در آستانه اشغال کویت در سال 1990 و پس از آن در جریان اشغال عراق در سال 2003 انجام شد. در جریان این دو جنگ قیمت های نفت افزایش نیافت و بازارها با افزایش تولید نفت و کاهش قیمت ها مواجه شد و این یکی از نشانه های جنگ های آمریکا در مناطق عربی است.

ترامپ طرح تغییر نظام در ایران را با تشدید محاصره نفتی و تحریک مردم ایران و تلاش برای بلوکه نمودن درآمدهای این کشور آغاز کرده است. آمریکا با تهدید کشورها و شرکت هایی که از ایران نفت وارد می کنند نسبت به بسته شدن بازارهای آمریکا به روی آنها و قرار گرفتن نامشان در لیست سیاه تحریم های این کشور در پی تدارک فشار بیشتر بر ایران است. اما در بخش دیگری از این نقشه با افزایش مشکلات مردم ایران از طریق افزایش قیمت ها و تنش در بازار ارز این کشور به دنبال آن هستند که اوضاع داخلی ایران را به سوی یک انقلاب هدایت کنند و تعداد زیادی از معترضان به وضعیت موجود در ایران را به خیابان ها بکشند و پس از آن با ایجاد موج های تبلیغاتی بر وخامت اوضاع بیفزایند و احتمال می رود که وضعیت داخلی ایران در هفته های آینده وخیم تر شود.

ایران هم اکنون 2.8 میلیون بشکه نفت در روز تولید می کند که 600 هزار بشکه آن توسط چین و 400 هزار بشکه دیگر توسط هند خریداری می شود یعنی چیزی حدود نیمی از حجم صادرات نفت ایران، دیگر مشتری های نفت ایران کشورهایی چون ترکیه، ژاپن، کره جنوبی، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا هستند. سرازیر شدن دو میلیون بشکه نفت از سوی عربستان به بازار که تقریباً معادل تولید روزانه ایران است و همچنین فشار ترامپ به کشورهای عربی خلیج فارس از جمله امارات و کویت برای افزایش صدها هزار بشکه نفت کاهش تولید ایران را جبران کرده و برای کاهش قیمت نفت به زیر 80 دلار که روز جمعه برای اولین بار از سال 2016 به این قیمت رسید ضروری است، برخی گزارشات بیانگر آن است که عربستان مجبور است برای این منظور تولید متوقف شده چاه های الخفجی و الوفره که در منطقه المحایده و مشترک با کویت است را فعال کند که انتظار می رود تولید این دو چاه به 500 هزار بشکه در روز برسد.

موافقت عربستان با درخواست ترامپ در مکالمه تلفنی آنها و روز شنبه به معنی افزایش تولید عربستان به بالاترین حد خود یعنی 12 میلیون بشکه در روز و خروج از توافق اوپک است چرا که هفته گذشته با هماهنگی روسیه بر افزایش تنها یک میلیون بشکه توافق شد، مساله ای که به سقوط این سازمان نفتی بین المللی یا دست کم بروز اختلافاتی در این سازمان منجر خواهد شد.

پس از این مکالمه تلفنی در واقع ترامپ به دبیر کل سازمان اوپک و تصمیم گیرنده این سازمان با استفاده از نفوذ خود در کشورهای عربی خلیج فارس تبدیل شد.

نمی دانیم واکنش روسیه و دیگر کشورهای عضو اوپک مانند الجزایر که نقشی اساسی در آشتی روسیه با اوپک داشته است به این عهد شکنی عربستان چه خواهد بود، ممکن است به توقف تولید و افزایش شدید قیمت ها منجر شود اما در هر صورت تاکید می کنیم که ما هم اکنون در برابر یک هرج و مرج در بازارهای جهانی، اقتصاد و سیاست قرار داریم، تحولات به سوی ایجاد ائتلاف های جدید حرکت می کند که به نفع آمریکا و متحدان عرب آن نخواهد بود.

کاهش قیمت نفت با تصمیم عربستان غافلگیری دیگری بود و در کمتر از 4 سال پیامدهایی منفی بر درآمدهای اوپک خواهد داشت و شاهد بحران هایی مالی مانند همان اوضاع سال 2014 ناشی از کاهش قیمت نفت به 30 دلار پس از قیمت 120 دلاری آن خواهیم بود.

ترکیه دیروز اعلام کرد به تحریم های آمریکا پایبند نیست و واردات نفت از ایران را ادامه خواهد داد؛ چرا که ایران کشور همسایه و شریک تجاری مهم ترکیه است و احتمالاً کشور چین نیز موضعی مانند ترکیه اتخاذ کند و شاید بر اساس برخی گزارش ها مساله از این فراتر رفته و واردات نفتی خود از ایران را تا یک میلیون بشکه افزایش دهد.

سوالی که هنوز به قوت خود باقی است هزینه ای است که عربستان باید در مقابل پاسخ سریع به درخواست ترامپ پرداخت نماید، این کشور با افزایش تولید نفت خود تا بالاترین حد شهروندان خود و دیگر کشورهای خلیج فارس و دیگر کشورهای اسلامی صادر کننده نفت که به درآمدهای نفتی خود تکیه دارند را از تولید سهم خود در بازار نفت محروم می کند، چرا که این اقدام صدها میلیارد دلار درآمد سالانه نفت کشورهای صادر کننده را بر اثر سقوط قیمت ها کاهش خواهد داد و در مقابل به رفاه شهروندان آمریکایی و غربی و رشد اقتصاد این کشورها کمک کرده و خاورمیانه را در هرج و مرج فرو خواهد برد.

No responses yet

Jun 04 2018

خط قرمز یا خط زرد؟ حسن بهگر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

ایران لیبرال: چندی پیش آقای فلاحتی به اطلاع همه رساند که برنامه ای به نام خط قرمز در رادیو آمریکا تدارک دیده که موضوعش منحصراً گفتگو با سازمان ها و شخصیت هایی است که قصد براندازی حکومت اسلامی را دارند و خلاصه دیگر مدعیان مبارزه، از جمله اصلاح طلبان، در آن جایی نخواهند داشت. خبر برای کسانی که جداً دنبال براندازی هستند و طرفدارانشان هم بین مردم کم نیستند، بسیار شاد کننده بود. چون تا به حال، رسانه های بزرگ عملاً هیچگونه تریبونی در اختیار طرفداران راه اخیر قرار نداده اند و حتی خبررسانی هم نکرده اند. شاهد بودیم که حتی بعد از اعتراضات دی ماه که نتیجهُ روشنش پس زدن اصلاح طلبان و گرایش به براندازی بود، باز همان پانسیونرهای اصلاح طلب را برای تفسیر فراخواندند، گوی نه خانی آمده و نه خانی رفته.
از آنجا که مدت هاست روشن شده که این حکومت اصلاح پذیر نیست و تنها راه آزادی ملت، برانداختن نظام است. این برنامه می توانست با دعوت از آزادیخواهان و گفتگو با آنها به روند مبارزه و فرهنگ دموکراسی در ایران یاری برساند.
البته این را هم بگویم که این وسط، سخنان وزیر خارجه ی آمریکا، که برای عموم مردم نوعی سردرگمی و برای امیدواران به یاوری آمریکا، نوعی ناامیدی ایجاد کرد، خلاف خط این برنامه بود و ایجاد ابهام کرد. چون به هر صورت بودجه ی رسانه از وزارت خارجه می آید. تضاد مزبور، به این فکر رایج دامن زد که کارهای آمریکا بی حساب و کتاب است و یا شاید نمی خواهد دستش را کامل رو کند. پس تضاد را زیر سبیلی رد کردیم و گفتیم فلاحتی سابقه ی چپ دارد و و خواسته کاری بکند. از او که چند سال برنامه موفقی مانند صفحه ی آخر را اداره کرده، انتظاری نمی رفت جز این که مسأله ی براندازی را جدی بگیرد.
متأسفانه اولین برنامه با رضا پیرزاده توی ذوق همه زد. شورای ملی ایرانیان دستگاهی بود که رضا پهلوی برای ابراز حضور سازمانی در اپوزیسیون ایجاد کرد، با این برنامه که باید مبارزات مدنی کرد و انتخابات آزاد خواست. شورا غیر از ترتیب یک انتخابات داخلی پر جنجال که باعث خروج عده ای شد و پخش یک برنامه ی تلویزیونی در یکی از رسانه های لوس آنجلسی، کاری نکرد و با خروج رضا پهلوی هم که فقط اسم سخنگوی شورا را روی خود گذاشته بود تا به هیچوجه مسئولیتی رسمی در قبال آن بر عهده نگیرد، عملاً تعطیل شد. شعارش هم که از اول سست و بی رمق بود، با تحول اوضاع به کلی بی معنی شد. به هر صورت شورا از اول برانداز نبود و پیرزاده هم صریحاً گفت که هنوز هم نیست. این از قدم اول!
پس از آن بجز مصاحبه با بنی صدر که در حقیقت امتداد جمهوری اسلامی می تواند باشد، تمامی برنامه رفت به سوی تجزیه طلب ها. تازه یک هفته هم، لابد به علت پیدا نکردن مهمان مناسب در آن وقفه افتاد. خلاصه که مصاحبه ها همه سمت و سوی تجزیه طلبی گرفت و از «نمایندگان» جریان های کرد و عرب جدایی طلب دعوت بعمل آمد که اصلاً مشخص نیست کیستند و چه کسانی را غیر از پشتیبانان خارجی شان، نمایندگی می کنند. بخصوص که اینها را هم با هیچ زوری نمی شود برانداز خواند، چون فقط می خواهند تکه ای از مملکت را بکنند و ببرند و اصلاً با بقیه اش کاری ندارند. خلاصه کنم، بدین ترتیب کوه موش زایید و خط قرمز تبدیل به خط زرد شد.
سؤالی که باقی مانده این است که اصلاً قصد از راه انداختن چنین برنامه ای چه بوده است و چه اصراری بوده تا در این وانفسا اسم براندازی را به میان بکشند.
آیا قصد خراب کردن براندازان بوده که به هیچ کجا راه ندارند و حالا این افراد معلوم الحال را تحت عنوان برانداز به ملت ایران عرضه نموده اند تا آبروی مبارزان جدی را ببرند؟
آیا مقصود همان تبلیغ تجزیه طلبی بوده، ولی تحت عنوانی جدید تا بشود مردم را به این بهانه جلوی تلویزیون کشید؟
آیا فقط میخواسته اند برنامه ی جدید با همان سبک و سیاق دیگر برنامه ها راه بیاندازند و خواسته اند برایش مضمون هیجان انگیز انتخاب کنند؟
خلاصه انگیزه ی اولیه هر چه که بوده، محتوای برنامه ها اینیست که همه دیده اند و به هیچوجه قابل قبول نیست.
در نهایت، می بایست به آقای فلاحتی از یک بابت تبریک گفت. اینکه با به لجن کشیدن براندازی، استحقاق مدال خدمت به جمهوری اسلامی را پیدا کرده است. هیچکس نمی توانست چنین ساده و آسان و از توی دل یک رسانه ی بزرگ، براندازی را اینطور به لجن بکشد که او کشید. چه خدمتی بزرگتر از این می شد به جمهوری اسلامی کرد که جدی ترین مخالفانش را مشتی آدم سرگردان یا تجزیه طلب و بی هویت معرفی کنیم؟ موفقیتی است برای خودش، دست مریزاد.
12 خرداد 1393- 2 juni 2018

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .