اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Jan 28 2013

بازداشت تعدادی از روزنامه نگاران اصلاح طلب به اتهام همکاری با ضد انقلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

مهرنیوز: تعدادی از خبرنگاران و روزنامه نگاران روزنامه های آرمان، اعتماد، بهار، شرق و هفته نامه آسمان و هم چنین خبرگزاری ایلنا به حکم دستگاه قضایی بازداشت شدند.

به گزارش خبرنگار مهر، این افراد ساعاتی قبل با حکم قضایی در محل کار شان بازداشت شدند.

الیاس حضرتی مدیرمسئول روزنامه اعتماد و برخی از اعضای تحریریه های روزنامه های بهار، آرمان، شرق و هفته نامه آسمان خبر فوق را تایید کردند.

پیگیری های اولیه خبرنگار مهر درباره علت بازداشت این افراد حکایت از همکاری برخی از این افراد با رسانه های فارسی زبان ضد انقلاب دارد.

دادستانی انقلاب به زودی اطلاعیه ای در این زمینه صادر خواهد کرد. اطلاعات تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد.

No responses yet

Jan 27 2013

اعتراض فائزه هاشمی به نصب دوربین در حمام بند زنان اوین

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: غلامعلی ریاحی وکیل فائزه هاشمی می‌گوید که بر خلاف سخنان صفر نعیمی ‌زر، یکی از نمایندگان مجلس بازدید کننده از زندان اوین، اعتراض موکل ‌به نصب دوربین در حمام بند زنان بوده نه کیفیت غذای زندان.

روز شنبه هفتم بهمن (۲۶ ژانویه) غلامعلی ریاحی، به نقل از فائزه هاشمی در گفت‌وگو با روزنامه شرق سخنان صفر نعیمی‌ زر نماینده مردم آستارا در مجلس شورای اسلامی را در مورد شرایط زندان اوین و اظهارات زندانیان تکذیب کرد.

پیش‌تر نیز محسن میردامادی، دبیرکل حزب مشارکت ایران که دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری می‌کند بخش‌های از اظهارات این نماینده مجلس را نادرست خوانده بود. صفر نعیمی یکی از سه نماینده مجلس بود که هفته گذشته از زندان اوین بازدید کردند.

به گفته فائزه هاشمی، وی به عنوان نماینده بند زنان در جریان بازدید نمایندگان مجلس از این بند اعتراض و مطلبی در مورد غذای زندان عنوان نکرده است. این زندانی سیاسی تصریح می‌کند که با توجه به اینکه زندانیان با دریافت مواد غذایی اولیه، اقدام به طبخ غذا می‌کنند، این اعتراض موضوعیت ندارد.

بیشتر بخوانید: اتهامات جدید و سه هفته زندان انفرادی برای فائزه هاشمی
فائزه هاشمی با اتهاماتی جدیدی از جمله توهین به رهبر جمهوری اسلامی روبرو است فائزه هاشمی با اتهاماتی جدیدی از جمله توهین به رهبر جمهوری اسلامی روبرو است

بر اساس این گزارش، اعتراض فائزه هاشمی در دیدار با نمایندگان مجلس در زندان اوین به نصب دوربین در محل‌هایی نظیر حمام زنان بوده است. وی همچنین با رد استدلال مسوولان که مدعی هستند این فیلم‌ها توسط زنان مشاهده می‌شود، این موضوع را غیرقابل قبول خوانده بود.

وکیل فائزه هاشمی همچنین به نقل از وی تصریح کرد: «با توجه به نحوه موضع‌گیری آقای نعیمی که بدون شنیدن گفتاری از من درخصوص اعتراض به غذای زندان اعلام کرده که قبل از زندان من از نوع غذای دیگری استفاده می‌کردم و خواسته از این نتیجه بگیرد که قبل از زندان فائزه هاشمی زندگی اشرافی و نوع غذای ویژه‌ای داشته است».

فائزه هاشمی که دومین دختر اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است، سابقه‌ی نمایندگی در مجلس پنجم را در کارنامه سیاسی خود دارد. این فعال سیاسی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از میرحسین موسوی حمایت می‌کرد و در اعتراضات خیابانی نیز حضور داشت.

وی ۱۳ دی ماه ۱۳۹۰ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی به شش ماه حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد. به تازگی نیز برای این زندانی سیاسی به اتهام توهین به رهبر جمهوری اسلامی پرونده‌ جدیدی تشکیل شده است.

اعتراض از زندان به “اظهارات کذب” نماینده مجلس

پیش‌تر محسن میردامادی رئیس کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس ششم و دبیرکل جبهه مشارکت اسلامی که در اوین زندانی است، در نامه‌ای خطاب به نمایندگان بازدیدکننده از زندان اوین، اظهارات صفر نعیمی‌زر یکی از اعضای این گروه را “کذب” و از پیش طراحی شده خواند.
محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران و نماینده سابق مجلس در جلسات یکی از دادگاه‌های پس از انتخابات ۱۳۸۸ محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران و نماینده سابق مجلس در جلسات یکی از دادگاه‌های پس از انتخابات ۱۳۸۸

میردامادی در نامه خود نوشت: «گویا برای برخی از نمایندگان اصولا مصاحبه کردن بیش‌از یافته‌های بازدید اهمیت داشته و احتمالا قبل از بازدید از زندان برای آن‌ها مشخص شده بود که بعد از بازدید چه باید بگویند».

بیشتر بخوانید: اعتراض میردامادی به نمایندگان بازدیدکننده از اوین

این زندانی سیاسی با اشاره به مصاحبه این نماینده مجلس با روزنامه بهار ‌نوشت: «نماینده‌ای که اصولا نمی‌دانم در آن نشست حضور داشته یا نه، در مصاحبه‌ای با روزنامه بهار مورخ سه‌شنبه ۳ بهمن مطالبی مطلقا کذب از قول اینجانب و آقای علیرضا بهشتی، که در آن نشست هیچ صحبت نکرد، بیان کرده است».

دبیرکل جبهه مشارکت اسلامی افزود که در دیدار با اعضای کمیته امنیت تنها مطالبی درباره دستگیری‌های خلاف قانون پس از انتخابات ۱۳۸۸، محروم کردن بازداشت‌شدگان از حقوق قانونی، نقش اصلی بازجویان در احکام صادره، فشارهای جسمی و روحی بر بعضی افراد بند ۳۵۰ و عدم تامین حداقل امکانات معمول و متعارف زندان‌ها برای زندانیان سیاسی بیان کرده است.

میردامادی با انتقاد از این که صفر نعیمی‌زر از زندان اوین به‌عنوان “هتل اوین” نام برده نوشته است: «اگر زندان اوین برای ایشان این‌گونه جذابیت داشته، مناسب است مدتی در این هتل زندگی کنند تا زوایای پنهان آن را بهتر بشناسند».

No responses yet

Jan 25 2013

با ادای احترام به مرحوم «امیل زولا»، من ساکنان «خانه‌ی هنرمندان» را متهم می‌کنم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سه‌راهِ جمهوری: یکم این‌بار وقتی‌که کارگزاران دست‌گاه قضای اسلامی در کمرگاه خیابان ایران‌شهر، پشت‌به‌پشت «اتاق بارزگانی و صنایع و معادن ایران»، (همان‌جا که لنگه‌های اسداله عسگراولادی خیمه و خرگاه‌ی دارند و در اتاق‌های مشترک اقتصادی دهان چینی‌ها و کانادایی‌ها و غیر و غیره را از سودهای باورنکردنی و نامتعارف و حمایت‌شده در اقتصاد ایران اسلامی آب می‌اندازند و امتیازهای ویژه می‌گیرند)؛ کمی‌ بالاتر سمت راست، دقیقن در مرکز باغ مصفای «خانه‌ی هنرمندان» بساط دار و طناب صنعتی خود را به پا کردند و صدا از کسی در نیامد، دیگر باید دانسته باشیم که ملامت تماشاگران صحنه‌های اعدام، در همه‌ی این سال‌ها، چه بی‌راه و چه بی‌‌جا بوده است.

دوم ملامت‌ی اگر هست، نه در حضور مردم‌ی است که با انگیزه‌هایی متفاوت و قابل درک‌ به تماشای خشونت‌ عریان‌ی پَر می‌کشند، که خود، جلوه‌های گوناگون‌ و پوشیده‌ترش را همه‌‌ی عمر تحمل کرده‌اند. بل‌که در غیبت هنرمندان‌ی است که در سراپرده‌‌‌‌شان، و در جایی‌که به نام هر صنف از ایشان اتاق‌ی هست و دفتری و دستک‌ی؛ چوبه‌‌های‌ دار به پا کردند و آن‌ها سر از پیله‌ی تنگ خود بیرون نکردند. بی‌گمان، بی‌رحمی و خشونت‌‌ی اگر بر تماشای مراسم مرگ از سوی مردم عادی متصور باشد، بیش از خشونت‌ی نیست که ساکنان «خانه‌ی هنرمندان»، با چشم‌پوشی بر وقوع این نمایش هول‌انگیز در قدم‌گاه فرهنگ وهنر، روا داشته‌اند.

سوم این‌جا سر بزنگاه بود. چرا که معمول صاحبان قدرت، همیشه و همه جا چنین بوده که تا جایی که مقدور باشد، انگشت در لانه‌ی این گروه اجتماعی نکنند؛ تا اگر در گوشه‌ای آرام‌ گرفته‌اند، آشفته نگردند. و اگر به خواب خوش فرو رفته‌ باشند، هیاهویی درکارشان نکرده باشند. اما به ناگاه در تاریخ یکم بهمن یک‌هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی، حکومت‌ی اراده می‌کند تا برای نخستین بار در قرون جدید، (که اگر نخستین نباشد، چندمین‌ بار هم نبوده است)، نه در هم‌سایگی، که در مرکز آمد و شد و اجتماع اهل هنر، چوبه‌‌های دار خود را، (نه بی‌خبر و غافل، که با سلام و صلوات)، به پا کند.

چهارم خبر که درآمد، برخلاف موارد پیشین در همه جا پیچید و بازتابید و انتظارها به بار آورد: انتظاری خُرد، در اندازه‌ی قامت‌ی متوسط؛ نه به قامت بلند «امیل زولا». در اندازه‌ی چنگ زدن به دامن «شهردار محبوب و سخاوت‌مند ِ هنردوست». نه در مخالفت با اصل حکم اعدام و یا روند شتاب‌زده‌ی یک دادرسی صحرایی و یا حتا ممانعت از اجرای حکم‌ی قضایی؛ نه در اعتراض به دست‌گاه کور قضای شرعی و یا بستر اقتصادی‌اجتماعی جُرم‌خیزی که دست‌آورد بی‌عدالت‌ی ذات‌ی نظام حاکم بر آن‌ست. بل‌که در مخالفت با نمایش عمومی صحنه‌ی خشونت‌بار اعدام، به بهانه‌ی دفاع از حریم خشونت‌ستیز آیندگان و روندگان ِ «خانه‌ی هنرمندان»!

پنجم دیری‌ست که سطح نازل فرهنگ عمومی جامعه، بهانه‌ی سایه‌نشینی و آسان‌طلبی بخش‌هایی از جامعه در میان طبقه‌ی متوسط و نسبتن مرفه، از جمله در میان اهل فرهنگ و هنر، و قشرهایی که در راسته‌‌بازار عبارت گَل و گُشادِ «روشن‌فکر»ی پایین و بالا می‌کنند شده است. تا جایی که از این زاویه، این فروماندگی فرهنگی، مایه‌ی اصلی ‌همه‌ی درماندگی‌ها و پس‌ماندگی‌ها، و سرنوشت رقت‌بار مردم عادی به‌شمار می‌رود. و حکم می‌شود که تا رفع این نقیصه، آب از آب تکان نخواهد خورد. با این‌حال، کسی خود را صاحب این معنی نمی‌داند که ارتقای سطح فرهنگ عمومی، چه‌گونه و به دست چه کسانی باید صورت بگیرد. اصولن آیا چنین قراری در کار هست؟ و اگر هست، متولی اِعمال این «کار فرهنگی» بر ملت کیست؟ آیا در این مورد، مسوولیت‌ی متوجه جامعه‌ی هنرمندان و یا چهره‌های شاخص آن نیست؟ آیا ساکنان «خانه‌ی هنرمندان» ایران، این وظیفه را نیز از خود ساقط، و با حق توکیل، به «غیر» سپرده‌اند؟

ششم مهیاتر از این فرصت، کجا نصیب هنرمندان ایران می‌شد، که با حضور بازدارنده‌ی خود در حیاط «خانه‌ی هنرمندان»، درگاه هزاران پرسش کلیدی را به روی اذهان تماشاگران حاضر، و هزارتوی پیچیده‌ی جامعه باز کنند؟ این کوتاهی غیرقابل درک فراموش‌ ناشدنی را باید به چه حساب‌ی نوشت؟ این‌که دیگر حمایت آشکار از اعتراضات مردم نبود که خوف و خطرش را ملاحظه کنند. حمایت صنفی از جعفر پناهی هم نبود که به عواقب‌ش نیرزد. این‌که معضل‌ی به نام ِ نازنین دیهیمی نیز نبود. بهانه‌ی چک و سفته‌ی حامیان مالی را که در ظَهر خود نداشت. یا دغدغه‌ی قول و قرار با تهیه‌کننده‌ی خارجی. این، به هزار و یک چیز دیگر، از جمله شهامت سیاسی نیز نیاز نداشت؛ مایه‌اش تنها، اندک‌ی مسوولیت اجتماعی و کمی بیش‌تر، شهامت اخلاق‌ی بود.

هفتم اگر قرار باشد که در هر بزنگاهی، تنها به کلاه و باد و گلیم و آب بیندیشیم، این برهوت را پایان‌ی نخواهد بود. چه کسی می‌تواند با قاطعیت بگوید که در تداوم وضعیت دشواری که در آن فروشده‌ایم، از میان فرودستان فرهنگی و فرهنگ‌مداران، سهم کدام‌یک بیش‌تر است؟ جامعه‌ی هنر و فرهنگ ایران، سهم خود را در تحولات زیرپوستی جامعه، به تمام و کمال پرداخت نکرده است. در صحنه‌ی خراشنده‌ی سحرگاه نخستین روز بهمن‌ماه، جای «کس‌ی» خالی بود! این داغ بر پیشانی هنرمندان ایران خواهد ماند. کاش باشند از میان ایشان کسان‌ی، که به جبران این کوتاهی، تندیس‌ نمادین‌ی از این خشونت عریان، در باغ خانه‌ی هنرمندان برپا کنند، تا آیندگان و روندگان حیاط این خانه، هرگز فراموش نکنند و عبرت‌ی باشد. کاش در نخستین روز هر ماه، کارگاه‌ی برپا کنند و در جای‌گاه اعدام، طراحان جوان گرد هم آیند، تا مردم‌ی که گاه زیر سایه‌ی درختان این باغ آرام می‌گیرند، شاهد باشند.

… کاش بهرام بیضایی این‌جا بود، و همه‌ی بازی‌گران و نابازی‌گران نمایش آن روز را، در صحنه‌‌ای به محاکمه می‌کشید.

No responses yet

Jan 23 2013

صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه: متاسفیم؛ اعدام زورگیر‌ها به مصلحت جامعه بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه با دفاع از اجرای حکم اعدام دو جوان «زورگیر» در تهران گفت این حکم با هدف «بازدارندگی» صادر و اجرای آن به «مصلحت» جامعه اسلامی بود.

این دو جوان سحرگاه یکشنبه (اول بهمن) در پارک هنرمندان تهران به دار آویخته شدند. انتشار تصاویری از صحنه اعدام آن‌ها با واکنش‌ها و انتقاد‌های فراوانی همراه شده است.

گروهی از فعالان حقوق بشر و حقوقدانان اعلام کرده‌اند که حکم اعدام متناسب با جرم آن‌ها نبوده است.

آقای لاریجانی نیز روز چهارشنبه (چهارم بهمن) با تائید تلویحی متناسب نبودن مجازات اعدام برای این دو جوان٬ گفته صدور این حکم به «مصلحت» جامعه اسلامی بوده است.

وی افزوده است:‌«مسأله امنیت از اصلی‌ترین نیازهای جامعه مدنی است و به هیچ روی نباید دستخوش احساسات شود. روشن است که دستگاه قضایی نیز از بابت اعدام انسان‌ها متأسف است.»

لاریجانی خطاب به منتقدان این حکم گفته که «مطمئن باشید در صورت عدم برخورد قاطع با چنین جرایمی {زورگیری} اوضاع به مراتب بد‌تر خواهد شد.»

وی همچنین با رد این نظر که این افراد به دلیل «فقر» مرتکب چنین جرمی شده بودند٬ اظهار کرده است: «مگر عقلانی است هر فردی که دچار فقر شود باید دست به چنین جرایم وحشت‌انگیزی بزند.»

قوه قضائیه در ماه‌های اخیر با افزایش جرایم اجتماعی ناشی از گسترش فقر در جامعه٬ احکام سنگینی برای گروهی از مجرمان صادر می‌کند که در نوع خود کم‌سابقه است.

در ماه‌های اخیر آمار اعدام علنی کسانی که اقدام به سرقت٬ ناامنی و قتل کرده‌اند به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته است.

No responses yet

Jan 23 2013

ایران؛ «جامعه‌ای با مسائل پیچیده که زندگی در آن دشوار است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: حسين ساجدی نيا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، روز دوشنبه، دوم بهمن ماه، از درگيری مسلحانه ماموران انتظامی با کسانی که وی آنها را اراذل و اوباش خواند خبر داد و گفت که ۵۸ تن از اين افراد در شهر ری دستگير شدند.

آقای ساجدی‌نيا عمليات روز دوشنبه را نتیجه همکاری مشترک بین پليس آگاهی تهران بزرگ و پليس امنيت در منطقه شهر ری خواند که به دستگيری ۵۸ «اوباشگر زورگير» انجاميد.

او از درگيری های مسلحانه در شب منتهی به دوشنبه نيز خبر داد و افزود که هيچ يک از ماموران پليس در اين درگيری ها مجروح نشدند.

فرمانده انتظامی تهران بزرگ افزود تعدادی از دستگيرشدگان که دارای سابقه شرارت، زورگيری از شهروندان و ايجاد رعب و وحشت هستند در بيمارستان بستری هستند.

همزمان غلامحسين محسنی اژه ای، دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائيه از مصمم بودن قوه قضائيه در برخورد قاطع با کسانی که امنيت جامعه را به خطر می اندازند سخن به میان آورد.

صدای گزارش
حسين قاضيان ، جامعه شناس در آمريکا در واکنش به اين خبر می گويد:

«تاسف می خورم از اين که در جامعه ای زندگی می کنيم که اين همه مسائلش در هم پيچيده است، جامعه ای است کاملا نابسامان. زندگی در آن وحشتناک است و دشوار و همه چيز ممکن است برای آدمی پيش بياييد در يک روز و لحظه ای که اصلا فکرش را هم نمی کرده ايد، و همه چيز را هم به هم بريزد.

يک روز زورگيری است، يک روز اعدام دو نفر است، يک روز ممکن است در جاده به قتل برسی و روز ديگر ممکن است از آلودگی هوا جان بدهی و يک روز ممکن است در خانواده شما را بزنند و همه اين اتفاقات دارد در اين جامعه رخ می دهد و ما داريم در يک چنين جامعه وحشتناکی زندگی می کنيم. و يک مقدار هم متاسفانه با اين اتفاقات خو گرفته ايم و حس مان در برابر اين همه نابسامانی که روی دوش عواطف و احساساتمان دارد سنگينی می کند، کرخت شده است.»

به گزارش خبرگزاری ايسنا، اراذل و اوباش معروفی موسوم به «محسن گربه»، «ناصرسياه» ، «محسن ريزه» و «سعيد گدا» که سوابق دستگيری متعددی به اتهام قدرت نمايی، عربده کشی و اخلال در نظم عمومی را داشته اند، به عنوان تعدادی از دستگير شدگان معرفی شده اند.

حسين قاضيان، جامعه شناس: در جامعه ما راه های درست رسيدن به هدف های مشروع اندک است و به صورت نامتعادل توزيع شده و پشت خيلی از اين راه ها هم رانت وجود دارد.
در يک چنين جامعه ناعادلانه ای حتما راه های نامشروع کثرت پيدا می کند و آدم هايی هم که می خواهند به اين راه ها دست پيدا کنند، بيشتر می شود.

اسم عده ای از آنها زورگير است و عده ديگری هم می شوند مقامات دولتی. آن کسی که سه هزار ميليارد می دزدد و آن کسی که در خيابان خفت مردم را می گيرد و کيفش را می دزدد، هر دوشان دارند از راه های نادرست برای رسيدن به هدف شان استفاده می کنند.»

فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ گفته است که اجرای طرح های امنيت در تهران بزرگ ادامه دار است و از چشمگير بودن همکاری پليس و قوه قضائيه گفته است، چرا که بلافاصله به صدور حکم برای دستگير شدگان منتهی شده است.

بامداد روز يکشنبه، دو پسر جوان به نام های عليرضا مافيها و محمد علی سروری در تهران در ملاء عام به دار آويخته شدند.

دو جوان اعدام شده در آذرماه امسال با همکاری دو نفر ديگر و با استفاده از سلاح سرد، يک شهروند تهرانی را مورد ضرب و جرح قرار داده بودند و فيلمی به وسيله دوربينی مدار بسته از زورگيری اين چهار نفر در شبکه يوتيوب قرار گرفت.

اما آيا مجازات اعدام در پيشگيری از چنين جرايمی کارساز است؟

حسين قاضيان: مطالعات زيادی در اين باره انجام شده و نشان داده شده است که جرم يک پديده بسيار چند بعدی و بسيار پيچيده است و تاثير مجازات در آن فقط يکی از جنبه های تاثيرگذار است. به علاوه، در مواردی نشان داده است که اگر مجازات به سمت شدت برود و هزينه جرم افزايش يابد، آن وقت مجرمان و تبهکاران هم به فکر تغيير روش می افتند.
مثلا در مواردی بوده که برای تجاوز مجازات اعدام تعيين شده است و بعد افراد تبهکار دست به کشتن قربانی زده اند تا تجاوزشان فاش نشود. بنابر اين ممکن است به اين شکل ما با پديده انتقال جرم مواجه شويم. يعنی اعدام يا شديدترين مجازات پديده جرم را از يک جرم به يک جرم ديگری منتقل کند. مثلا از جرم زورگيری به سمت جرم قتل برود. بنابر اين نمی شود گفت که لزوما اعدام باعث کاهش اين قبيل جرايم می شود.»

خبرگزاری مهر از قول غلامحسين محسنی اژه ای درباره طرح پليس برای مقابله با اراذل و اوباش در جلسه پرسش و پاسخ با خبرنگاران نوشته است.

او گفته است قوه قضائيه و نيروی انتظامی مصمم هستند با افرادی که در کشور شرارت می کنند برخورد کند و اين قضيه ادامه خواهد داشت.

محسنی اژه ای گفت همان طور که قبلا اعلام کرديم برای برخورد با کسانی که امنيت جامعه را بر هم می زنند، قوه قضائيه مصمم است.

افرادی که با ايجاد فساد در جامعه از مصاديق مفسد فی الارض هستند، تا آخر، پرونده شان پيگيری و به سزای عملشان می رسند.

No responses yet

Jan 22 2013

بی‌نوایان!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مجمع دیوانگان: «ژان وال‌ژان» در حق «اسقف موریل» بی‌انصافی بزرگی کرد. یک شب پس از آنکه میهمان او شد و مورد لطف و پذیرایی او قرار گرفت، شمع‌دانی‌هایش را دزدید و فرار کرد. خیانت به لطف و اعتماد آن پیرمرد، بی‌شباهت به جنایتی علیه «روح انسانیت» نبود، اما «اسقف موریل» کار ناتمام خود را تکمیل کرد. به «ژان» نشان داد که انسانیت چیزی فراتر از صدقه دادن به جسم انسان‌ها است، «روح انسانیت» این توانایی را دارد که به جای شکم، به روح انسان‌ها کمک کند. پس وقتی نیروهای پلیس ژان را دستگیر کرده و به کلیسا برگرداندند، موریل پیر مدعی شد که ژان دزد نیست و شمع‌دانی‌ها را خودش به او داده است. دست‌کم «ویکتور هوگو» مدعی است فرصتی که اسقف موریل به ژان داد کاملا نتیجه‌بخش بود.

* * *

بحث در مورد مجازات اعدام را از جنبه‌های گوناگون می‌توان مورد بررسی قرار داد. از جنبه عمل‌گرایانه تاثیر آن بر افزایش یا کاهش جرایم را بررسی می‌کنند. در جنبه اخلاقی-فلسفی می‌توان بر روی «حق حیات» تمرکز کرد. با نگاهی شکاک و نگران می‌توان به احتمال بروز خطا در داوری و غیرممکن بودن اصلاح اشتباه در مجازات اعدام پرداخت و از نگاه مذهبی می‌توان به مباحث درون‌دینی و نظر فقها پرداخت. من فقط می‌خواهم اشاره کنم که یک مرحله پیش از اعدام، اساس نگرش به «مجازات» دست‌کم به دو نگاه کاملا متفاوت تقسیم می‌شود. نگرشی نخست مجازات را نوعی «انتقام‌جویی» قلمداد می‌کند و دیگری مجازات را صرفا یکی از راه‌کارهای کاهش جرم می‌داند.

در نگرش نخست بحث بر سر این است که «آیا مجازات با جرم تناسب دارد یا نه»! در واقع اینجا دستگاه قضایی نمونه‌ای شبیه‌سازی شده از دستگاه «عدل الاهی» است که در ابعاد زمینی خود تلاش می‌کند «هرکس را به سزای اعمال خود برساند». پس «چشم در برابر چشم» شعار این دستگاه قضایی می‌شود. بسیاری از شهروندان گاه در برخورد با برخی جنایت‌های زنجیره‌ای (مثلا مجرمی که به چندین کودک تجاوز کرده و آنان را به قتل رسانده) افسوس می‌خورند که «یک بار اعدام برای این جانوران کم است»! این اظهار نظر محصول طبیعی همان نگرش نخست به مسئله اعدام است که حالا افسوس می‌خورد که صرفا با یک بار اعدام کردن قاتل «دل آدم خنک نمی‌شود»! اینجا پیش‌زمینه‌های اجتماعی یا روانی منجر به جرم یا ابدا مورد توجه نیستند و یا جنبه‌ای فرعی دارند. مجرم صرفا در لحظه وقوع جرم مورد توجه قرار می‌گیرد و مثلا اگر در آن لحظه سلامت عقلی مجرم احراز شود، متناسب با جرمش «تقاص» پس می‌دهد و البته در چنین دستگاهی، منطقی است که تصمیم‌گیری و حتی اجرای نهایی «انتقام» هم بر عهده «اولیای دم» قرار گیرد!

اما نگرش دوم خودش را در جایگاهی زمینی قرار می‌دهد. ابدا ادعا ندارد که دستگاه قضایی توانایی اجرای «عدالت» را دارد. حتی از این  هم فراتر، ادعا می‌کند که: «عدالت آنچنان مفهوم پیچیده‌ای است که ما حتی در ارایه یک تعریف مورد توافق از آن نیز عاجز هستیم، تا چه رسد به اجرای آن»! پس اساسا لقمه را به اندازه دهان خودش بر می‌دارد و صرفا به تلاش برای کاهش جرایم روی می‌آورد. این دستگاه قضایی از هیچ مجرمی انتقام نمی‌گیرد، بلکه صرفا می‌خواهد خطر تکرار جرم را به حداقل کاهش ‌دهد. (شاید هم در برخی موارد به این نتیجه برسد که هیچ راهی برای جلوگیری از تکرار جرم وجود ندارد مگر اینکه مجرم را با حبس ابد و یا حتی اعدام از صحنه جامعه حذف کنیم. اینجا بحث بر سر حکم نهایی دادگاه نیست)

برای این نگرش دوم، پیش‌زمینه وقوع جرم حتی از خود آن نیز مهم‌تر است. وقتی هدف جلوی از تکرار جرم باشد باید مدام سوال کنیم «چه شرایطی باعث شده که چنین جرمی روی دهد؟» و وقتی چنین سوالی مطرح می‌شود، بلافاصله سوال دیگری به ذهن می‌رسد: «آیا هر انسان دیگری در چنین شرایطی عملی مشابه این فرد مجرم انجام نمی‌داد؟»

* * *

متهم ردیف اول در پرونده زورگیری اخیر به دار مجازات آویخته شد، در دادگاه گفته بود: «من مادرم مریض بود، قبول دارم که جرمی را انجام دادم ولی برای عمل مادرم احتیاج به 4 میلیون تومان پول داشتم. زندگی سختی داشتیم، پدر من مرده و مادرم در خانه‌های مردم کار می‌کرد و تحت پوشش کمیته امداد بودیم … مادرم نمی‌توانست سر کار برود، من به او گفتم، تو نگران نباش برای عملت من این پول را جور می‌کنم». (+)

وکیل مدافع وی ادعاهایش را با یک سری اسناد و گواهی پزشکی تایید می‌کند و توضیح دیگری می‌دهد که تن هر خواننده‌ای را باید بلرزاند: «پدر متهم به واسطه‌ آسیبی که در سربازی و در زمان جنگ دیده فوت کرده است، متهم 12 ساله بوده و مادر او مجبور بود که در شرکت‌های مختلف کار کند». (+) متوجه شدید؟ وکیل مدافع احتمالا در پرهیز از جنجال‌های رسانه‌ای و در هراس از برخوردهای دستگاه تبلیغاتی حکومت از بردن نام «شهید» خودداری می‌کند، اما کسی که «به واسطه آسیبی که در سربازی و در زمان جنگ دیده» فوت می‌کند در کشور ما نامش می‌شود «شهید»! حالا جوانی را تصور کنید که پدرش برای دفاع از همین کشور به جنگ می‌رود و شهید می‌شود، بعد می‌بیند جامعه هیچ حمایتی از او نکرده و حتی مادرش را که از فرط کار کردن مریض شده درمان نمی‌کند. چه جای تعجب است اگر چنین جوانی تصمیمی عجیب بگیرد و بخواهد نیاز خودش را به زور تامین کند؟

قطعا مقصود من تئوریزه کردن جرم و جنایت نیست؛ حرف درستی است که دفاع از حقوق مجرم نباید به دفاع از خود جرم منجر شود، اما مصرانه تاکید دارم گاهی باید از اساس به صورت مسئله‌ای که بدیهی فرض کرده‌ایم تردید کنیم. سال‌ها پیش علی شریعتی به نقل از «ابوذر» می‌گفت: «در شگفتم از کسی که در خانه‌اش نانی نمی‌یابد و با شمشیر آخته‌اش بر مردم نمی‌شورد». احتمالا این نقل قول هم به مانند بسیاری دیگر از ارجاعات شریعتی پایه و اساسی ندارد و زاییده ذهن خودش بوده، اما من را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. چطور می‌شود در مملکتی که همه می‌دانیم تولید در آن معنایی ندارد و همه مردم صرفا سر سفره نفت جمع شده‌اند یک عده ماشین‌های میلیاردی سوار شوند و یک عده دیگر حتی برای درمان بیماری خودشان هم نتوانند پولی پرداخت کنند؟ آیا جرم اصلی همین تبعیض آشکار نیست؟ و آیا نباید همه ما بسیج شویم و بر چنین جنایت آشکاری بشوریم؟

* * *

شنیده‌ام که در فرانسه قانونی وجود دارد که بر اساس آن هیچ کس را نمی‌توان به دلیل سرقت یک قرص نان مجازات کرد. ملت فرانسه به مدد نبوغ «ویکتور هوگو» دریافت که اگر در کشوری یک نفر کارش به جایی برسد که بخواهد یک قرص نان بدزدد، تنها قربانی قطعی همان یک نفر است و در برابر کل جامعه مسوول و مجرم هستند. چه جای تعجب است اگر همان انسانی که امروز به خاطر یک قرص نان دزدی می‌کند، با کسب یک فرصت دوباره از جامعه به فردی مفید برای اجتماع‌اش بدل شود؟ وای به حال آن مملکتی که بخواهد به همین سادگی فرصت را از شهروندانش بگیرد و وای به حال آن مملکتی که بخواهد کسی را به خاطر دزدیدن یک قرص نان مجازات کند در حالی که هزینه ریخت و پاش‌های تجملاتی و تبلیغاتی حکومتش شکم کرور کرور آدم را سیر خواهد کرد و نماینده مجلس‌ش هشدار می‌دهد که فقط در یک فقره بالا و پایین کردن نرخ ارز 15 هزار میلیارد تومان رانت به کیسه رانت‌خوار جماعت واریز شده است!

اینجا حتی نمی‌توان گفت «ای کاش قانونی داشتیم» و یا «باید قانونی وضع کنیم»! 30 سال پیش پدرانمان انقلاب کردند تا در اصل 29 قانون اساسی بنویسند: «… نیاز به خدمات بهداشتی‌درمانی و مراقبت‌های پزشکی به صورت بیمه و غیره، حقی است همگانی. دولت موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایت‌های مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند». پس اگر من بخواهم کسی را متهم کنم، دولت و تمامی شرکت‌های بیمه را متهم می‌کنم که با گذشت این همه سال می‌بینیم هزینه‌های درمان را به بزرگترین کابوس بیماران کشور بدل کرده‌اند و رویایی را که زمانی یک ملت برایش انقلاب کرده بود بر باد داده‌اند: «رویای روزی که هیچ انسانی به دلیل فقر از درمان شایسته محروم نشود».

No responses yet

Jan 22 2013

هم زادِ «بالا» نشینیِ خامنه ای بر «بالا»یِ دار، مجتبی واحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

گویانیوز: مجتبی واحدی
سی ودو سال پیش که «همتای خامنه ای در عراق» به ایران حمله کرد جوانان سلحشوری در برابر دشمن ایستادند که همگی آنها در دوره رژیم گذشته تربیت شده بودند. همان جوانان، در هنگامه جنگ، در حالی که خود تشنه بودند «قمقمه آب» خود را در اختیار اسرای عراقی می گذاشتند و جوانان گرسنه ایرانی که اوباشگری را از مزدوران خامنه ای آموخته اند روز روشن در خیابان بر روی هموطن خویش «قمه» می کشند

وقتی شرح حال یکی از اعدام شدگان روز شنبه را از زبان خود او خواندم بار دیگر بر خود لرزیدم نه فقط به خاطر ازدست رفتن یک جوان با هزاران آرزو بلکه به خاطر به خواب زدگی عمدی کسانی که با بزرگ نمایی یک دروغ به نام «احتمال حمله خارجی به ایران» همچنان مدارا با رژیم فساد ساز خامنه ای را توصیه می کنند و برای تقویت آن می کوشند. بر اساس اظهارات یکی از دو اعدام شده اخیر، او برای تأمین هزینه معالجه مادر خویش دست به دزدی زده است. البته این جوان و مادر رنج دیده او، تنها کسانی نیستند که با مشکلات روزافزون مالی دست و پنجه نرم می کنند. امروزه بر خلاف معدود مزدوران ولی فقیه که به رانت های میلیاردی رسیده اند، میلیونها ایرانی، زندگی پر عذاب را سپری می نمایند اما حاضر نیستند دست به آزار سایر هموطنان خویش بزنند. لذا همه ما از یک سو موظفیم حق ضایع شده جوان اعدام شده را فریاد بزنیم و به اعمال مجازات بسیار سنگین و ناعادلانه علیه او اعتراض کنیم و از سوی دیگر باید به یاد داشته باشیم اگر به بهانه تأمین مالی خود و خانواده، اوباش گری وحشیانه علیه سایر شهروندان به امری رایج تبدیل شود آنگاه شاهد توسعه روز باج گیری و سلب امنیت ایرانیان خواهیم بود . پس بهتر است ضمن محکوم کردن اعمال مجازات غیر انسانی علیه دو جوان ایرانی ، اقدامات آنها را نیز تفبیح کنیم و هم زمان به ریشه یابی «ترویج خشونت » در ایران عزیزمان نیز بپردازیم . بر همین اساس در این یادداشت کوتاه به نکته ای خاص می پردازم.

متهم ردیف اول پرونده که روز شنبه درعنفوان جوانی اعدام شد متولد سال ۱۳۶۸ بود؛ همان سالی که سید علی خامنه ای با همدستی احمد خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی تاج ولایت فقیه بر سر نهاد. به عبارت دیگر این جوان، تمام بیست و سه سال عمر خود را درفضایی تنفس کرده که خامنه ای و مزدوران فاسد او بر ایران عزیز ما تحمیل کرده اند . او هنوز به مدرسه نمی رفت که چماقداران خامنه ای «به دستور»، حملات به جلسات سخنرانی دگر اندیشان را آغاز کردند و بی رحم ترین ایشان، داریوش و پروانه فروهر را « کارد آجین » نمودند. این جوان در آستانه ده سالگی خویش، صحنه های حمله اراذل و اوباش حکومتی به کوی دانشگاه را شاهد بود که به بهانه اهانت به تصویر ناپاک خامنه ای، جوانان بی گناه مردم را از طبقه سوم به پایین پرتاب می کردند. بیست سالگی این جوان هم مصادف با اعتراضات انتخاباتی سال ۸۸ و حملات عقده گشایانه اراذل و اوباش رهبر به دختران و پسرانی بود که تنها جرم ایشان، پرسش در خصوص سرنوشت رأی خویش بود . او در همین سن، اخبار مربوط به تجاوز « فداییان رهبر » به جوانان زندانی در کهریزک را شنید و اندکی بعد، از ارتقای مقام فرماندهان آن تجاوزات ـ سعید مرتضوی و احمد رادان ـ مطلع شد. این جوان، در چنین فضایی رشد کردو تربیت شد. البته ممکن است کسی بگوید در هر رژیم حکومتی، عده ای قانون گریز، امنیت مردم رامختل می کنند و نمی توان رفتار اینچنینی را به سیستم حکومتی و سران کشور نسبت داد. اما برخورد قوه قضائیه با حادثه اخیر، ثابت می کند رفتار این دو جوان، نه یک استثنا بلکه در حال تبدیل به جریان غالب در میان گروههایی از جوانان ایرانی است . لذا سران جمهوری اسلامی که در هیچ زمینه ای مایل به خردورزی وریشه یابی واقعی پدیده ها نیستند برای کنترل نسبی این روند، راهی ندارند جز ارعاب سایر جوانان از طریق اجرای غیر انسانی ترین مجازات یعنی اعدام.

البته من معتقدم هنوز اکثریت قاطع جوانان ایرانی، اگر در فضای مناسب قرار گیرند مانند هم سن و سالان خویش در سایر کشورها،افتخار آفرینی های فراوان خواهند کرد اما دستور رئیس قوه قضائیه برای اعدام این دو جوان که قبل از تشکیل دادگاه صادر شد در واقع اعتراف به این واقعیت بود که تعداد قابل توجهی از جوانان تربیت شده در زمان حاکمیت خامنه ای، اگر از مجازات اعدام نترسند به صورت بالقوه مجرمان خطرناکی هستند و بر روی هموطنان خویش، تیغ می کشند. در حالی که سی ودو سال پیش که «همتای خامنه ای در عراق» به ایران حمله کرد جوانان سلحشوری در برابر دشمن ایستادند که همگی آنها در دوره رژیم گذشته تربیت شده بودند. همان جوانان، در هنگامه جنگ، در حالی که خود تشنه بودند «قمقمه آب» خود را در اختیار اسرای عراقی می گذاشتند و جوانان گرسنه ایرانی که اوباشگری را از مزدوران خامنه ای آموخته اند روز روشن در خیابان بر روی هموطن خویش «قمه» می کشند.

یه باد بیاوریم یکی از دو جوانی که روز شنبه اعدام شد متولد همان سالی بود که خامنه ای به ناحق، بالانشینی را آغاز کرد و ثمره بیست و سه سال حاکمیت او، وجود مادرانی است که قدرت تأمین هزینه درمانی خویش را ندارند و پسرانی که رذالت را از مکتب « اوباش پرور رهبر » آموخته اند. این وضعیت، هشدار برای کسانی است که به بهانه های واهی، به تداوم حاکمیت فساد ساز خامنه ای کمک می کنند.

No responses yet

Jan 22 2013

برو کنار!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مانا:

No responses yet

Jan 22 2013

سانس فوق العاده: تماشای ضجه زدن خواهران اعدامیان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

امیرهادی انواری: اگر از دیدن صحنه اعدام دو پسر ۲۰ و ۲۴ ساله خوب لذت نبردیدو

اگر دیدن این صحنه ها برایتان مهیج و سرگرم کننده نبود

اشکالی ندارد

رسانه های “مرد” محور، “باوجدان” که به حریم شخصی افراد هم وارد نمی شوند، برای شما صحنه های ویژه ای تدارک دیدند

ضجه زدن خواهران دو قربانی پای چوبه دار (اتفاقا پر بازدید هم شده)

قبلا هم نوشته بودم “مردی” و “مردانگی” و “اخلاق” در رسانه های حال حاضر ما فقط توجیهاتی هستند برای رسیدن به هدف. نوعی اسلحه که برای هدف قرار دادن وجدان افراد طراحی شده. (اینجا: http://www.anvarionline.net/?p=2686)

اعدام دو زورگیر هم شد شاهد این مدعا

راست می گویند”قصه خر سواری ملاست” واقعا راست می گویند

دستگاه قضا، همان دستگاه قضاست…

چطور حکم دو زورگیر که “زر” و “زور” ندارند خوب، عادلانه، لازم الجراست… باید صورت دو زورگیر را برای همه نشان داد. شیون خواهران آنها ها را هم به تماشای عموم گذاشت(اینجا: http://baztab.net/fa/news/21478)

حکم دادگاه در مورد مجری مشهور صادر شده، هنوز کسی جرات انتشار نام و چهره اش را ندارد. کسی هم حرف بزند متهم به نامردی می شود(اینجا: http://baztab.net/fa/news/21053/ )

آن وقت چهره دو زورگیر را نشان می دهند، که هیچ…. چهره خواهران دو نفر را در حال شیون و زاری بدون حتی واتر مارک یا فیلتری برای پوشاندن چهره با افتخار منتشر می کنند….

تا آنها که از دیدن این صحنه های مهیج عقب افتادند، برسند… شاید هم زاویه تماشای شیون و ضجه زدن دو دختر نوجوان برایشان خیلی محرک و جذاب بوده که شده پربیننده ترین خبر این سایت خبری

اما کار که به مجری مشهور می رسد، که اتفاقا همین دستگاه قضا محکومش کرده، نوشتن درباره محکومیتش بی اخلاقی و ورود به حریم شخصی او میشود، یا مثلا نگاه کردن به فیلم لب گرفتن دو نفر در اسانسور که به گفته نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران جزو حریم شخصی نیست، گمانه زنی در مورد هویت افراد، می شود بی اخلاقی!؟ (اینجا: http://baztab.net/fa/news/21290)

چطور نشان دادن شیون خواهران این متهمان و اعدام شده اخلاقی است و ورود به حریم شخصی نیست، اما حتی اشاره کردن به نام فلان اتاقک اقتصادی و گلایه و از عملکرد روابط عمومی آن، در شرایطی که فرد شاکی در محیط عمومی شکایت خود را فریاد زده، میشود “ورود به حریم شخصی افراد”

گیریم دو متهم زورگیری حقشان بوده اعدام شوند، خواهر و خانواده اش را چرا به نمایش عموم میگذارید، آنها هم باید به گناه برادرانشان بسوزند، با نشان دادن چهره شان و بازنشر چهره آنها آبرویی هم برایشان می ماند؟

فقط یقه سفید های اقتصادی که با استفاده از زر و زور دوست دختر و همسر دوم و… میگیرند و وعده و وعید می دهند آبرو دارند؟

اینها زندگی شخصی ندارند، احتمالا در آینده قرار نیست شوهر کنند؟

به اندازه کافی تماشاگر برای اعدام جمع نشده بود، نا راحت شدید؟ کف و سوت خوب نزدند، دل چند نفر هم این وسط سوخته… صبح تا غروب در صدا و سیما به جنازه هایشان هم فحش می دهند، در حالی که دزدان میلیاردی “یقه سفید” قهرمانان اقتصاد هستند …. چند نفری هم دل سوزاندند، که این جوانان می توانستند اینده بهتری هم داشته باشند…

یک نفر هم مثل من ننوشته چرا مجازات شدند، نوشته اگر عدالت است، باید برای همه باشند، هنوز حکم متهمان اختلاس ۳ هزار میلیاردی مشخص نشده…

کسی جرات نوشتن درباره انواع فساد اخلاقی فلان مدیر اقتصادی و مجری و… را ندارد(چون متهم به نامردی می شود)

چطور جامعه شناس وسط میکشید که تز بدهد که چگونه دل مردم برای زورگیران اعدامی نسوزد، اما جامعه شناسانتان نبودند که بگویند چرا مجری تلوزیون، مدیران اقتصادی و… فساد اخلاقی دارند؟ (اینجا: http://baztab.net/fa/news/21490)

زر و زورشان زیاد بود؟

چرا جامعه شناسانتان درباره تطمیع و تهدید خبرنگارانی که اخبار را گزینشی منتشر می کنند چیزی نمینویسند؟ کر و کور شدن خبرنگار و روزنامه نگار به بهانه کارت هدیه برنامه خبری، بورسیه دکتری، همکاری و حق التحریر و….فساد نیست؟ بزه نیست؟

فقط دل سوختن برای مرگ انسان ها(گیریم مجرم) ناهنجاری است که جامعه شناسان شما دنبال کشف دلیل آن هستند؟

فقط خواستن عدالت در مجازات ضد ارزش است، که جامعه شناسان باید در مورد دلایل آن بنویسند؟

کلاهتان را بالاتر بگذارید….

یاد اوری میکنم:

مردیت نبود فتاده را پای زدن….

اینها دیگر از فتادگی گذشتند، جنازه هستند…

جنازه شان را بزنید، ولی ذره ای به حرف های خودتان ایمان داشته باشید، حداقل به خانواده شان رحم کنید.

مردیت پای زدن چهره دو دختر که در مراسم اعدام برادران مجرمشان شیون می کنند بدون واتر مارک است؟

جناب آقای نویسنده که داد سخن در خصوص بی اخلاقی رسانه ها در کافه خبر سر می دهد، کجا تشریف دارند؟

به نمایش گذاشتن شیون و زاری دو محکوم به اعدام بی اخلاقی نیست؟

دیگر مطمئن شدم هیچ رسانه ای در ایران بی طرف و اخلاق گرا نیست. می خواهید بگویید خودت؟ من هم نیستم… شما هم باور نکنید

خدا به آخرت ما رحم کند

والسلام

No responses yet

Jan 21 2013

نماینده آستارا:پس از بازدید امروز، نام زندان اوین را هتل اوین خواهم گذاشت!

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بازتاب امروز: ما همچنین از بند نسوان که شامل محکومان بهایی، منافق، فتنه و مجاهد بود بازدید کردیم و سرکرده‌ آن‌ها فائزه هاشمی رفسنجانی صحبت‌هایی را با نمایندگان داشت که البته اظهاراتش با توجه به وضعیت خانوادگی او مطرح می‌شد مثلا او به نوع غذا ایراد می‌گرفت که باید گفت شاید هم حق دارد زیرا او غذاهایی را که همه می‌خورند نمی‌خورد، اما از نظر من غذای زندان اوین از غذایی که ما در خانه می‌خوریم بهتر بود.
یک عضوکمیته امنیت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به «بازدید این کمیته از زندان اوین، گلایه‌های فائزه هاشمی در حضور نمایندگان از وضعیت غذای زندانیان و اعتراض به وجود دوربین‌های مدار بسته در بند نسوان» گفت که پس از این بازدید نام زندان اوین را هتل اوین خواهد گذاشت!

صفر نعیمی رز در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: اعضای کمیته امنیت از بند 209 وزارت اطلاعات و بند 309 مربوط به زندانیان فتنه، امنیت ملی ، منافق و چپ، القاعده، ملی و مذهبی، مشارکت، نهضت آزادی، اهل سنت و بهائیت و همچنین چند تن از محکومان اختلاس 3 هزار میلیاردی که از بزرگان شرکت‌ها و بانک‌ها و اداره‌جات بودند، بازدید کردند.

وی افزود: ما همچنین از بند نسوان که شامل محکومان بهایی، منافق، فتنه و مجاهد بود بازدید کردیم و سرکرده‌ آن‌ها فائزه هاشمی رفسنجانی صحبت‌هایی را با نمایندگان داشت که البته اظهاراتش با توجه به وضعیت خانوادگی او مطرح می‌شد مثلا او به نوع غذا ایراد می‌گرفت که باید گفت شاید هم حق دارد زیرا او غذاهایی را که همه می‌خورند نمی‌خورد، اما از نظر من غذای زندان اوین از غذایی که ما در خانه می‌خوریم بهتر بود.

نماینده‌ مردم آستارا در مجلس یاد آور شد: فائزه هاشمی همچنین خواستار آزادی مشروط برخی زندانیانی شد که نیمی از مدت زندان خود را متحمل شده‌اند، در حالی که این آزادی مشروط برای افراد خاصی است نه کسانی که منافق، بهایی و از عوامل فتنه باشند، پرچم اباعبدالله را به آتش کشیده باشند و قصدشان براندازی حکومت باشد، ضمن این که بسیاری از این افراد غیر از حکم‌های صادره اتهامات رسیدگی نشده‌ای را نیز دارند.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، جمع‌آوری دوربین‌های مدار بسته از بند نسوان را از دیگر خواسته‌های فائزه هاشمی در دیدار نمایندگان از زندان اوین عنوان کرد و گفت: در شرایطی که بند نسوان در اختیار بانوان قرار دارد چنین درخواستی معنا ندارد و اگر خودکشی یا اتفاق دیگری در بند نسوان به وجود بیاید با وجود دوربین ثبت و ضبط می‌شود؛ مگر در مورد ستار بهشتی آشوبی اتفاق نیفتاد؟ دلیلش این بود که در زندانی که او مستقر بود دوربین وجود نداشت.

نعیمی با بیان این‌که کمیسیون امنیت مجلس مشکلات زندانیان را مورد مطالعه قرار خواهد داد، گفت: ما در بند آقایان زندانیان دیگری از جمله آقای محسن میردامادی را ملاقات کردیم.

وی با اشاره به طبقه‌بندی زندانیان با توجه به نوع جرم آن‌ها ادامه داد: آن‌چه در بدو ورود برای ما جالب توجه بود تعیین طبقه‌بندی زندان و زندانیان بود که کار قابل توجهی است و مقرر شده در زندان اوین محکومین مالی، جرایم علیه امنیت، اتباع بیگانه منهای پاکستان و افغانستان و محکومین دوجنسیتی نگهداری می‌شوند و زندانیان مواد مخدر و اتباع بیگانه پاکستان و افغانستان در قزلحصار ، سارقین مسلح و متجاوزان به نوامیس در رجایی شهر، سارقین منهای سرقت‌های مسلحانه در تهران بزرگ و بانوان در شهر ری مستقر شوند.

نعیمی اضافه کرد: نمایندگان همچنین از قرنطینه زندان اوین که محل تجمع زندانیان قبل از تعیین تکلیف آن‌هاست بازدید کردند که از امکانات عالی برخوردار بود؛ بهداری زندان هم از دیگر مکان‌هایی بود که نمایندگان از آن بازدید کردند که در آنجا هم پزشک عمومی مستقر بود و هم پزشک متخصص با توجه به نیاز بیمار حضور پیدا می‌کند، آشپزخانه زندان هم مجهز بود و برنامه‌ غذایی متنوع و خوبی داشت.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به بازدید نمایندگان از بخش‌های عمومی زندان و مجتمع فرهنگی و تربیتی آن تصریح کرد: در این بخش انواع کلاس‌های مختلف زبان، سفالگری و معرق کاری دایر بود.

نماینده مردم آستارا در پایان تاکید کرد: آن‌چه پیش از این زندانیان را به گلایه وا می‌داشت این بود که تخت خواب در زندان به اندازه‌ کافی وجود ندارد و کسانی که به آن‌ها تخت خواب نمی‌رسد ناچار بودند کف خواب شوند که بر اثر آن دچار درد کمر و کلیه می‌شدند اما در حال حاضر همه زندانیان تخت خواب دارند و من پس از این بازدید نام ندامتگاه اوین را هتل اوین می‌گذارم. زیرا امکانات آن از هر لحاظ مناسب بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .