اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'خشکسالی'

Jul 30 2015

عیسی کلانتری: کل کشور در حال ویران شدن است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس:
جنگ آب، روزبه‌روز بیشتر خواهد شد. حالا استان به استان است و فردا شهرستان به شهرستان و روستا به روستا خواهد شد. به‌تدریج که جلوتر می‌رویم، بی‌نظمی‌های اجتماعی و اغتشاشات بر سر آب از اقتصادی به امنیتی تبدیل خواهد شد.
عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی دولت‌های سازندگی و اصلاحات و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه که در دولت روحانی، سمت «مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط‌ زیست» را نیز دریافت کرده، امروز، در گفتگویی با روزنامه «شرق»، از ابعاد گوناگون اقتصادی و امنیتی بحران خشکسالی سخن گفته است.

کلانتریدر بخشی از این گفتگو، با اعلام خطر نسبت به وضعیت آبی کشور، و در پاسخ به این پرسش که «‌چطور هیچ برآوردی از اینکه ما چه میزان آب در کشور داریم، هیچ زمانی، حتی در زمان وزارت شما وجود نداشته است؟» می‌گوید: «ضعف مدیریت آب در کشور موجب شده است که ما آب کم داشته باشیم. مدیریت آب کشور ما از ابتدا یک مدیریت علمی‌ نبوده است. اگر بود، ما نمی‌آمدیم از منابع زیرزمینی که تجدیدپذیری آنها طبق آخرین آمارهای وزارت نیرو، ٣٣ میلیارد مترمکعب است، ۵۸ میلیارد مترمکعب برداشت داشته باشیم. همین الان ۲۵ میلیارد مترمکعب اضافه برداشت می‌کنیم. این اعلام خطر است. چندین سال است که اعلام خطر شده است. اما هنوز چون ٣٣ میلیارد مترمکعب آب وارد زمین می‌شود، مسئولان کم‌آبی را حس نمی‌کنند. ما الان در حال برداشت آب‌های فسیلی هستیم؛ آب‌هایی که از چند میلیون سال پیش زیر زمین انباشته شده است.»

وزیر کشاورزی دولت‌های رفسنجانی و خاتمی، همچنین با اشاره به جنگ و مناقشات آبی در سطح کشور، افزود: «جنگ آب، روزبه‌روز بیشتر خواهد شد. حالا استان به استان است و فردا شهرستان به شهرستان و روستا به روستا خواهد شد. به‌تدریج که جلوتر می‌رویم، بی‌نظمی‌های اجتماعی و اغتشاشات بر سر آب از اقتصادی به امنیتی تبدیل خواهد شد. شما یزد و اصفهان، اصفهان و چهارمحال، خوزستان و اصفهان، کرمان و اصفهان، آذربایجان شرقی با کردستان با گیلان را نگاه کنید؛ اینها در آب‌های جاری است. مشکلات آب‌های زیرزمینی محلی است، ولی آب‌های جاری، اغتشاشات اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.»

No responses yet

Apr 30 2015

آب خلیج فارس در راه فارس؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: استاندار فارس: «سد سیوند خالی است، سد تنگاب فیروزآباد صفر است، سد داراب صفر است، سد درودزن در بحران است، از سد سلمان فارسی آبی برای کشاورزی نداده‌ایم…»

استاندار فارس در گفتگویی با روزنامه «شهروند»، در آستانه سفر حسن روحانی به شیراز، با اشاره به وضعیت بحرانی آب‌های زیرزمینی و صفر شدن ذخیره سدهای این استان، چالش اصلی فارس را نه ماجرای جنجالی سفر علی مطهری به شیراز، که خشکسالی و بی‌آبی و پس از آن، بیکاری می‌داند.

محمد احمدی، با ناکافی و مشکل‌آفرین بودن طرح‌های انتقال آب از استان‌های دیگر، تنها چاره بحران آب در استان فارس را انتقال آب از خلیج فارس می‌داند. پیشنهادی که به گفته او هنوز «خام» است و برآوردهای لازم هزینه‌ای و محیط زیستی برای آن نشده، اما به نظر استاندار فارس، هزینه انتقال هر متر مکعب آب از خلیج فارس به فارس، به ۱۰ هزار تومان می‌رسد. او در عین حال می‌گوید، «یکی از خواست‌های اساسی ما از سفر رئیس‌جمهوری پیگیری همین انتقال است».

گفت‌وگوی «شهروند» با محمد احمدی استاندار فارس را می‌خوانید:

بالطبع الان تمامی اخبار فارس حول حمله به آقای مطهری می‌چرخد؟

از نظر ما که آن موضوع تمام شده است.

اما از نظر مردم نشده است، هنوز در کوچه و خیابان‌های شیراز و تهران حرف آن روز است؟

کلا قرار شده است دراین‌باره ما حرفی نزنیم و اطلاع‌رسانی‌ها را وزارت کشور انجام بدهد اما کار واقعا تمام شده است، هیأت تحقیق آمده است و نتایج تحقیقات را هم تحویل داده و یک تعدادی هم دستگیر شده‌اند و کار الان در اختیار قوه قضائیه است. یعنی الان در آستانه سفر رئیس‌جمهوری، این موضوع دیگر تمام شده است و طبعا سفر رئیس‌جمهوری هم به این موضوع، ارتباطی پیدا نخواهد کرد. این‌طور به شما بگویم که این چالش تمام شده است.

چالش اصلی‌تان پس چه خواهد بود؟

قطعا خشکسالی و آب. شاید ندانید که در استان فارس ما تنوع شغلی بسیار اندکی داریم که همان تعداد هم وابسته به کشاورزی و دامداری است که وابستگی کامل به آب دارند. روشن‌تر که بگویم در ٢٩ شهرستان استان، راه معیشتی غالب مردم کشاورزی و دامداری است.

میانگین عمق چاه در استان الان چقدر است؟

بهتر است این‌طور بگویم که عمق بعضی از چاه‌های آب در سطح استان به ۴۰۰ و حتی ۵۰۰ متر رسیده است و با این وجود، تعداد چاه‌های خشک شده‌مان نیز کم نیست.

با این وضع نگرانی از بابت آینده استان هم وجود دارد؟

صد درصد. ما نگرانیم که در صورت این سیکل خشکسالی که الان ١٠ ساله شده است به ٢٠ یا ٣٠‌ سال افزایش پیدا کند چه سرنوشتی انتظار استان را می‌کشد. در ١٣ استان مشکل‌دار، ما سومین استان هستیم و این عمق مسأله را نشان می‌دهد.

وضعیت سدها چطور است؟

سد سیوند خالی است، سد تنگاب فیروزآباد صفر است، سد داراب صفر است، سد درودزن در بحران است، از سد سلمان فارسی آبی برای کشاورزی نداده‌ایم و بیشتر برای شرب مناطق لارستان و اطراف نگه داشته‌ایم.

بنا بر این، با توجه به منابع گازی به نظر می‌رسد که به سمت استانی صنعتی برنامه‌ریزی کنید؟

طبعا این اتفاق هم یک‌شبه رخ نمی‌دهد. می‌خواهم بگویم که بله برنامه‌ریزی ما مبتنی بر یک توسعه پایدار متوازن است، اما این نباید باعث فراموشی بحرانی بشود که دچارش هستیم. ولی در حال شناسایی مزیت‌های هر منطقه هستیم و البته بخش گاز که تا همین لحظه استان فارس نزدیک به ۴۲ درصد گاز مصرفی کشور را تأمین می‌کند که با راه‌اندازی فاز دوم پالایشگاه پارسیان این سهم کامل می‌شود. کارخانه آلومینیوم‌سازی لامرد را داریم که کلنگش به زمین می‌خورد، ٧ تا پالایشگاه پتروشیمی درحال تأسیس است و بحث‌های دیگر که عرض کردم مبتنی بر توسعه پایدار متوازن است.

همان‌طور که خودتان هم اشاره کردید این کارها زمان‌بر است. تا آن روزها برای موضوع خشکسالی چه می‌کنید؟

دو برنامه داریم که یکی انتقال حوضه به حوضه است، یعنی از سرشاخه‌های کارون و از منطقه کهگیلویه آب بیاوریم، در یک نمونه در تنگه سرخ یاسوج ٧٠‌ میلیون مترمکعب را فریز کرده‌ایم که بیاوریم به سد درودزن و از آن‌جا تأمین مصارف کشاورزی بدهیم. یا از ارتفاعات سمیرم آبی که در حال رفتن به سمت دریاست را با احداث سد برای مصارف شهرستان‌های آباده و اقلید صرف کنیم که به شدت در مشکل هستند.

بهتر می‌دانید که این انتقال آب از رودخانه‌های یک استان به استان دیگر دردسرساز بوده و حتی باعث درگیری‌ها شده است؟

نه، این اصلا مشکل‌ساز نیست، چون آب در حال رفتن به سمت دریاست و این‌طور نیست که برگردد به اصفهان مجددا، حتی با این کار هم سمیرم از این آب بهره‌مند می‌شود هم شهرستان‌های ما.

برنامه دوم انتقال آب از خلیج‌فارس به استان است که این هم مقدماتش با وزارت نیرو فراهم شده است و یکی از خواست‌های اساسی ما از سفر رئیس‌جمهوری پیگیری همین انتقال است.

برآورد هزینه‌ای دارید؟

اگر منظورتان گران بودن پروژه است، بله! قطعا گران‌قیمت است اما چاره دیگری نیست، الان در برخی از نقاط استان عمق چاه به ۵۰۰ متر رسیده است که آن هم به دلیل شوری بیش از حد، دیگر قابل مصرف نیست.

برآوردتان چه عددی است؟

این کار هنوز در مرحله پیشنهاد خام است، اما بی‌شک گران خواهد شد، فکر می‌کنیم که تولیدش هر مترمکعب ۲ هزار تومان باشد و با انتقالش به ١٠‌ هزار تومان هم برسد، البته تأکید می‌کنم که این پیشنهاد خام ماست که در این سفر به رئیس‌جمهوری ارایه خواهد شد.

بنا بر این نظر محیط‌زیست هم هنوز اخذ نشده است؟

خیر، هنوز کار به آن‌جا نرسیده است که کار به کمیسیون ۲۱۵ برود، اما ما فکر می‌کنیم که محیط‌زیست هم تأیید خواهد کرد.

آیا در این سفر طرح‌های نیمه کاره هم مورد بررسی قرار می‌گیرد؟

حتما.

تعدادش چقدر است؟

طی سفرهای استانی رئیس‌جمهوری سابق حدود ۴‌ هزار طرح در استان فارس تصویب شد که تقریبا ۴۰ درصد آنها در ٨‌ سال اجرایی شده است. ما الان بیشتر دنبال این هستیم که پروژه‌هایی مصوب شود که ظرف ۲ سال امکان اتمام‌شان باشد.

خب طبق گفته خودتان ۲۴۰۰ طرح نیمه‌تمام دارید، با این وجود، باز هم می‌خواهید طرح مصوب کنید؟

نه طرح جدید نخواهد بود، بلکه مجبوریم همان‌ها را بیاوریم و مجدد بررسی و بنا به شرایط جدید تصویب کنیم.

No responses yet

Apr 27 2015

عیسی کلانتری از «رخداد فاجعه بزرگ» می‌گوید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: عیسی کلانتری: «دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده است… اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ٧٠‌ درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل ۵۰ میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند.»
وزیر کشاورزی دولت‌های سازندگی و اصلاحات و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه که به تازگی سمت «مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط‌ زیست» را نیز دریافت کرده، امروز، در گفتگویی با روزنامه «شهروند»، از عمق بحران خشکسالی سخن گفته است.

به گفته کلانتری، «بحران آب دیگر شوخی‌بردار نیست»، وزیر اسبق کشاورزی، پیش از این نیز با بیان این‌که «کاری که ما با آب‌های زیرزمینی می‌کنیم یعنی نسل‌کشی»، گفته بود «ما امانت‌دار بسیار بدی برای این تمدن ۷۰۰۰ ساله بودیم».

به گزارش «شهروند»، بحران آب در ایران هنوز برای بسیاری از اقشار جامعه به یک باور تبدیل نشده است؛ چرا که به باور انبوهی از مردم، این سرزمین همیشه با مشکل کم‌آبی دست‌وپنجه نرم کرده و حالا هم وضع بحرانی نیست! همین نگاه تا چندی پیش در بدنه مدیریتی کشور هم دیده می‌شد و کسی باور نداشت که مشکل داریم. بحث گسترده کردن جمعیت تازه و بیشتر ایرانی در عرصه‌های خاکی ایران هم یکی از همین استدلال‌ها بود که در دوره‌های اخیر مطرح می‌شد. اما حالا با تغییر رویکردهای مدیریتی کشور برخی مسائل اندک‌اندک روشن شده و برخی مسئولان متوجه وخامت اوضاع شده و کارهایی را برای مدیریت این بخش شروع کرده‌اند.

آن‌طور که عیسی کلانتری، مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط‌زیست در این خصوص می‌گوید، در سال‌های گذشته وزارت نیرو جرأت اعتراف به واقعیت را نداشت؛ اما حالا بحران خشکسالی به اندازه‌ای رسیده که مسوولان متوجه قهقرای کشور شده‌اند، زیرا در حال حاضر ٧٠‌ درصد جمعیت کشور با سرانه زیر ٩٠٠ مترمکعب آب در‌ سال زندگی می‌کنند و این از نظر استانداردهای جهانی یعنی رخداد فاجعه بزرگ. عیسی کلانتری که به تازگی سمت مشاوره از معاون اول دریافت کرده است، غروب شنبه به «بنیاد ملی امید ایرانیان» [5] رفته بود تا  در جمع خبرنگاران، کارشناسان و پژوهشگران از همین واقعیت‌ها و وضع آبی کشور گزارشی دقیق دهد. در ادامه گزارش «شهروند» از این نشست را می‌خوانید:

٩٧‌ درصد آب‌های سطحی را خشک کردیم

عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی دوران سازندگی در این جلسه با اعلام آمار تکان‌دهنده از ذخایر آبی کشور گفت: ایران با بهره‌برداری از ٩٧‌ درصد آب‌های سطحی خود عملا تمام رودخانه‌های خود را خشک کرده است و دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده است. او ادامه داد: این موضوع به معنای آن است که اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ٧٠‌ درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل ۵۰ میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند. كلانتري با بیان این‌که سرانه آب تجدیدپذیر کشور به ١٠١‌میلیارد مکعب رسیده است، اعلام کرد.

بحرانی‌ترین وضع خشکسالی جهان در ایران

کلانتری با بیان این نکته که در زمینه بحران خشکسالی واقعیت‌هایی گفته نشده یا کتمان شده است یا با ناآگاهی از آن گذشته‌ایم، گفت: مسئولان دولتی تا امروز باور نداشتند که کشور دارد رو به قهقرا می‌رود و حالا متوجه این موضوع شده‌اند که کمی دیر است؛ مطابق با استانداردهای جهانی، درصد بهره‌برداری از آب‌های سطحی نباید بیشتر از ۴۰ درصد باشد. این در حالی است که بیشتر کشورهای پیشرفته حد ایده‌آل بهره‌برداری برای حفظ منابع آبی خود را لحاظ کرده‌اند که حداکثر ۲۵ درصد برداشت است.

او افزود: تنها دو کشور در جهان وجود دارد که با بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب‌های سطحی در معرض بحران جدی قرار گرفته‌اند و آن دو کشور ایران و مصر است. این در شرایطی است که میزان بهره‌برداری از آب‌های سطحی در مصر به ۴۶ درصد و در ایران با اختلاف فاحش به ٩٧ ‌درصد رسیده است. برای این‌که عمق فاجعه را بهتر متوجه شوید عملکرد برخی از کشورهای جهان را در بهره‌برداری از آب‌های سطحی سرزمین‌شان مرور می‌کنیم: ژاپن ١٩ درصد، آمریکا ٢١ درصد، چین ٢٩ درصد، هند ٣٣‌ درصد و در کشوری مانند اسپانیا که از لحاظ اقلیم و ویژگی‌های جغرافیایی به ایران شباهت دارد تنها ۲۵ درصد.

وزیر دولت پنجم گفت: این موضوع به آن معنی است که حتی در صورت بارش ایده‌آل و نفوذ آب به زیر زمین، جایی برای ذخیره آن وجود ندارد، در نتیجه آب در سطح خاک جاری شده و تبخیر می‌شود. این موضوع شورتر شدن خاک و از دست رفتن حاصل‌خیزی آن را به دنبال داشته است. در حال حاضر، وضع آبی برخی از شهرهای ایران به سطحی رسیده است که آن شهرها از نظر تعاریف علمی و استانداردهای جهانی به «شهر مرده» تعبیر می‌شوند. به‌عنوان مثال درحال حاضر شاهرود و نیشابور از نظر هیدرولوژی شهر مرده به حساب می‌آیند و بخش عمده‌ای از شهرستان رفسنجان نیز شهر مرده تلقی می‌شود.

۵۰ میلیون ایرانی باید مهاجرت کنند

وزیر اسبق کشاورزی با تأکید بر این‌که بحران خشکسالی در ایران به وضعیتی رسیده است که حیات و تمدن سرزمین در معرض تهدید قرار گرفته است، گفت: مطابق برآوردهای علمی، منابع کشش تأمین نیازهای جمعیت فعلی ایران را ندارد و در آینده نه‌چندان دور حدود ٧٠‌ درصد جمعیت ایران باید از کشور مهاجرت کنند اما با وضع دیپلماسی خارجی ایران، کدام کشورها حاضرند ۴۰ تا ۵۰ میلیون ایرانی را اسکان دهند؟!

وی ادامه داد: درحال حاضر در جزیره ماندیل هند ادامه سکونت غیرممکن شده است و این جزیره گاه و بیگاه به زیر آب می‌رود. این در شرایطی است که ماندیل تنها ٣٠٠‌ هزار نفر جمعیت دارد اما دولت هند برای انتقال این جمعیت دچار دردسر شده است. ما چگونه می‌خواهیم برای اسکان قریب به ۵۰ میلیون نفر ایرانی چاره‌اندیشی کنیم؟

گفتند توسعه پایدار غرب‌زدگی است!

کلانتری اشتباه‌های مدیریتی در دوره‌های گذشته را باعث رسیدن به این نقطه دانست و گفت: زمانی آمدیم گفتیم سیاست‌گذاری‌ها برای منابع کشور در راستای توسعه پایدار باشد، اما عده‌ای گفتند توسعه پایدار و اصول غربی را کنار بگذارید. خود بنده در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی به خانم دکتر ابتکار شخصا نامه نوشتم و گفتم واقعا آب نیست و از لحاظ منابع آبی داریم رو به بحران می‌رویم. ایشان بی‌توجه شد و گفت چنین چیزی نیست! سازمان محیط‌زیست در ایران تا امروز یک سازمان مرده و تشریفاتی بوده است. همین الان آقایان هنوز دارند درباره خودکفایی در محصولات کشاورزی صحبت می‌کنند. برای نوشتن برنامه ششم دوباره موضوع خودکفایی را به میان کشیدند که من برگشتم به آقای نوبخت گفتم تو را به دین و ایمانت بگو این مزخرفات را کنار بریزند.

او افزود: با این منابع آبی موجود و در صورت استفاده از مدرن‌ترین تکنولوژی‌های صنعتی و در صورت فرض محال رسیدن به بهره‌وری ۱,۵‌ درصد تا‌ سال ۱۴۰۴ تنها می‌توانیم برای ٣٣‌ میلیون نفر غذا تولید کنیم. این در شرایطی است که بهره‌وری ما درحال حاضر تنها ٠.٢‌ درصد است.

وی تأکید کرد: من حتی در این زمینه به مقام معظم رهبری نیز نامه نوشتم و آمار و ارقام و گزارش علمی خدمت‌شان ارایه دادم. گفتم اگر می‌خواهیم به جمعیت ۱۵۰ میلیون نفر برسیم قبل از هر چیز باید منابع آبی را نجات دهیم و پس از آن توان تولید ما در کشاورزی، تأمین غذا برای ٣٣‌ میلیون نفر است برای تأمین غذای بقیه جمعیت باید به واردات فکر کرد.

هزینه کلان برای تبدیل آب شیرین  به آب شورتر از دریا!

کلانتری شیرین کردن آب را همراه با هزینه بسیار گزافی دانست و بیان داشت: در بسیاری از موارد شیرین کردن آب شور صرفه اقتصادی ندارد. جالب است که بدانید اشتباه‌های مدیریتی سال‌های گذشته باعث شده است که ما هزینه کلانی بدهیم و آب شیرین‌مان را به آب شور تبدیل کنیم آن هم آب شوری که غلظت نمک آن ۳,۵ برابر غلظت نمک آب دریای عمان است!

وی افزود: در‌ سال ۵۱ آمریکایی‌ها به ایران آمدند و درباره پروژه احداث سد گتوند پژوهش کردند. طبق گزارش آمریکایی‌ها محل سد باید ۱۴,۵ کیلومتر پایین‌تر از مخزن سد قرار می‌گرفت. علت این موضوع وجود گنبدهای نمکی گزارش شده بود اما مدیران وقت این گزارش‌ها را خیانت آمریکا به ایران دانستند و سد را روی گنبدهای نمکی احداث کردند. در آن زمان ١٣٠‌ میلیارد تومان هزینه شد تا پتوی رسی روی گنبدهای نمکی قرار بگیرد اما با اولین آبگیری تمام پتوهای رسی از بین رفته و آب شیرین پشت سدها به آب شوری تبدیل شد که غلظت نمک آن ۳.۵ برابر غلظت نمک آب دریای عمان است. حالا این سد با مجموع سرمایه‌گذاری ٣‌ هزار و ٦٠٠‌ میلیارد تومان علاوه بر شور کردن آب شیرین، سالانه ۳.۵ تن نمک به اراضی خوزستان اضافه می‌کند و خاک حاصلخیز منطقه را شور کرده است.

سدسازی بی‌حساب و کتاب رودخانه‌ها را خشک کرد

عیسی کلانتری همچنین با برگشت به عقب گفت: در زمان آقای احمدی‌نژاد، به ایشان اعلام شد اشتباه دوم را انجام نده و سد را آبگیری نکن که آب شیرین به آب شور تبدیل شود اما ایشان کار را به پیمانکار واگذار کرد تا دو خط لوله به طول ٢٧٠ کیلومتر از زیر سد رد کنند. برای این کار ٢‌ هزار و ٢٠٠‌ میلیارد تومان هزینه شد که در نهایت از لوله‌ای به قطر یک متر و ١٠ سانتی‌متر تنها ٢٠٠ لیتر آب خروجی داشته باشیم.

او افزود: مشکل ما نه‌تنها به برداشت بی‌رویه آب مربوط می‌شود که سدسازی‌های بی‌حساب و کتاب به این مشکلات دامن زده است. مسئولان ما از سدسازی به‌عنوان سند افتخار خود یاد می‌کنند اما از بس سد ساخته شده است دیگر در رودخانه‌ها آبی جاری نمی‌شود. درحال حاضر ۴۲ درصد روان‌آب‌ها به دلیل سدسازی کاهش داشته و به خشک شدن بسیاری از رودخانه‌ها منجر شده است.

هزینه جبران از ۵۰ میلیارد به ۲۵ هزار‌ میلیارد تومان رسید

مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری با اشاره به این‌که در شرایط فعلی برای نجات کشور از بحران خشکسالی نیازمند اقدامات فوری هستیم، تأکید کرد: برای این‌که بتوانیم ظرف ۵ تا ۶ ‌سال آینده به حالت نرمال برسیم باید سطح برداشت آب از منابع‌مان را به نصف برسانیم و کار را باید از همین امروز شروع کنیم، چرا که تا الان هم دیر شده است. باید سطح برداشت آب از ۹۶ میلیارد مترمکعب به ۵۶ میلیارد مترمکعب برسد. او گفت: این موضوع درحال حاضر برای ما ٢٠ تا ۲۵ هزار‌ میلیارد تومان هزینه دارد این در صورتی است که در دوره خاتمی این موضوع را تنها با ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه می‌شد مدیریت کرد، اما متاسفانه مدیران کشور تا امروز باور نداشتند که بحران جدی است و حالا این موضوع کم‌کم دارد بین دولتمردان جامی‌افتد و البته این هزینه گزاف هم برای نجات تمدن ایران و کشور ضروری و غیرقابل اجتناب است. آب، نفت نیست. بلایی که ما سر نفت آوردیم را نمی‌توانیم سر آب بیاوریم، زیرا حیات‌مان و موجودیت کشور به آب بستگی دارد.

دولت نباید از موضع عده‌ای بترسد

کلانتری با اشاره به این‌که در زمینه فرهنگ‌سازی آب با یک مشکل عمده مواجه هستیم، گفت: برای اجرای سیاست‌های نجات‌بخش آب باید جدیت داشته باشیم و از واکنش عده‌ای نترسیم. در حال حاضر، ما بنا داریم آب کشاورزی را به نصف برسانیم و برای این کار، بودجه، تأمین و آماده شده است تا سهم آب کشاورزان را خریداری کنیم، اما دولت نگران واکنش مجلس و بقیه است. خود بنده در یکی دو روز گذشته چند جلسه خصوصی با آقای چیت‌چیان وزیر نیرو داشته‌ام تا ایشان را توجیه کنم که از واکنش نماینده‌های مجلس نترسد. نهایت این موضوع، استیضاح است، اما بحران آب دیگر شوخی‌بردار نیست. او تأکید کرد: اولین مصوبه دولت و اولین شعار آقای روحانی در زمان انتخابات، احیای دریاچه ارومیه بوده است. ایشان با وجود آن‌که به وعده خود عمل کرد و برای خرید حقآبه کشاورزان، بودجه مورد نیاز را هم کنار گذاشت، اما با اظهارات تند دو سه نماینده محلی در مجلس سریع عقب‌نشینی کرد. دولت باید برای نجات کشور از بحران خشکسالی جسارت و جدیت بیشتری به خرج دهد.

در خصوص بحران دریاچه ارومیه: هنگام اجرای پروژه‌ها کم‌سوادیم!

مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در پایان نشست به پاسخگویی به خبرنگاران و حاضران در جلسه پرداخت. او به پرسش «شهروند» درباره احیای این دریاچه و سمتی که او در این پروژه دارد، پاسخ داد. «شهروند» در سوالی از هدررفت بودجه کشور در نتیجه طرح‌های کارشناسی نشده و از جمله طرح احداث میان‌گذر شهید کلانتری دریاچه ارومیه پرسید تا کلانتری توضیح دهد:

در زمان احداث میان‌گذر شهید کلانتری دریاچه ارومیه، طرح، کارشناسی شد و مطالعات، به درستی انجام گرفت؛ طبق مطالعات انجام شده بنا شد در ۳,۵ کیلومتری غرب دریاچه که ٩٩.٧‌ درصد جریان آب از آن منطقه می‌گذرد، پل دیگری احداث شود اما آن پل را حذف کردند.

وی افزود: مشکل ما این است که زمان اجرای پروژه‌ها یا کم‌سواد هستیم یا اتفاقات را پیش‌بینی نمی‌کنیم یا نظر کارشناسی را باور نداریم. مجموع این فرهنگ مدیریتی باعث می‌شود بودجه‌های عمرانی کشور هدر رود.

کلانتری همچنین در پاسخ به پرسش دیگر مبنی بر طرح خرید آب شیرین از کشورهای همسایه گفت: این طرح غیرقابل اجراست زیرا عمدتا همسایگان ما منابع کافی برای صادرات آب شیرین را در اختیار ندارند، در این زمینه با چند کشور نیز مذاکره شده اما نتیجه‌بخش نبوده است. به‌عنوان مثال تاجیکستان اعلام کرد آبی برای صادرات ندارد و جمهوری آذربایجان نیز حاضر شد سالانه ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب آب به ایران انتقال دهد آن هم برای مدت محدود که با هزینه‌های سنگین حمل‌ونقل و میزان ناچیز توافق شده، این طرح توجیه اقتصادی کافی ندارد.

No responses yet

Feb 19 2015

تحلیل لوموند از آینده زیست محیطی: ایران به کویر تبدیل می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,محیط زیست

روز: ایران بسیار تلاش کرد تا وخامت بحران آب را تکذیب کند. اکنون کارشناسان محیط زیست براین باورند که دیگر برای جلوگیری از روند کنونی خشکسالی خیلی دیر شده. از دید کسانی که به شدت نسبت به این مسأله هشدار داده اند، “ایران سومالی آینده خواهد بود”؛ “کشوری خوفناک در ۳۰ سال آینده” که به یک “کویر بزرگ تبدیل شده”. این کشور که به داشتن آب و هوای قاره ای شناخته می شود، اکنون در معرض تغییرات شدید و ناگهانی قرار دارد.

طی دو سال اخیر، دریاچه ارومیه که یکی از بزرگ ترین دریاچه های خاورمیانه بود [۵۲۰۰ کیلومتر مربع] تا میزان ۹۵ درصد خشک شد. رییس جمهور میانه رو حسن روحانی در تاریخ ۲۷ نوامبر به منظور نجات این دریاچه تصمیم گرفت بودجه ای معادل ۷۳۰ میلیارد تومان [۱۷۸ میلیون یورو] را به آن اختصاص دهد. طرح دیگری نیز تحت عنوان “نکاشت” در دستور کار قرار گرفته که در صورت تصویب، به کشاورزان منطقه زرینه رود [که به دریاچه ارومیه می ریزد] برای هر هکتار زمینی که در آن کشت انجام ندهند، سالانه معادل ۵ میلیون تومان [۱۲۰۰ یورو] یارانه تعلق خواهد گرفت.

تهران نیز با مشکل کم آبی روبروست. تابستان امسال ۳ سد از ۵ سدی که آب پایتخت را تأمین می کنند عملاً خالی شدند و مقامات را مجبور کردند تا سیاست جیره بندی را اتخاذ کنند. در شهر اصفهان، در مرکز این کشور، خشک شدن زاینده رود نیز به شدت احساسات ایرانیان را برانگیخته.

“طبیعت دیگر تاب مقاومت ندارد”

از نظر ناصر کرمی، اقلیم شناس، این تغییرات آب و هوایی شدید نشان می دهد که “آستانه تحمل رد شده و طبیعت دیگر تاب مقاومت ندارد”. از دید این استاد دانشگاه برگن در نروژ، دلیل اصلی آن مسایل اقتصادی و افزایش جمعیت است: جمعیت ایران درحال حاضر دارای ۷۸ میلیون نفر است و این یعنی دو برابر بیشتر از چهل سال پیش.

به دنبال انقلاب سال ۱۹۷۹ و ظهور جمهوری اسلامی، حکومت اجازه داد تا توسعه کشاورزی در کشور به شکلی نامحدود دنبال شود و بدین ترتیب تلاش کرد تا یک طبقه اجتماعی را در میان اقشار محروم و روستایی کشور به عنوان حامی برای خود ایجاد کند. مناطق مجاور اصفهان و ارومیه از این دسته اند. در آذربایجان میزان زمین های تحت کشت از ۱۵۰ هزار هکتار به ۶۰۰ هزار و حتی ۸۰۰ هزار هکتار رسید.

برای برآورده کردن نیازهای کشاورزان [۹۲ درصد از آب مصرفی برای کشاورزی استفاده می شود و ۷۰ درصد آن هرز می رود]، سدها و سدهای خاکی بدون هیچ گونه تحلیل علمی ساخته شدند. کارشناسان از ۷۰۰ سد خاکی بزرگ می گویند و تعداد سدهای کوچک و متوسط نیز در حدود ۱۰۰۰ سد برآورد می شود. بهروز دهزاد، استاد بوم شناسی در دانشگاه شهید بهشتی، دراین خصوص می گوید: “با توجه به آب و هوای قاره ای ایران، ساخت سد که در آن مقادیر هنگفتی از آب برای یک مدت طولانی ذخیره و سپس تبخیر می شود، بی شک راه حل مناسبی نیست.” کشاورزان و روستاییان نیز بدون مجوز به حفاری چاه های عمیق دست زده اند [تعداد این چاه ها در حدود ۶۵۰ هزار حلقه برآورد می شود] و این مسأله باعث برهم خوردن تراز آب های زیرمینی شده است.

گسترش صنایع که نیاز به ذخیره آب قابل توجهی دارد، به ویژه در منطقه کویری اصفهان، بر وخامت این وضعیت افزوده. درحالی که میزان بارندگی طی ۴۰ سال اخیر تا ۱۶ درصد کاهش یافته [۲۵۰ میلیمتر در سال، معادل با یک سوم میانگین جهانی] و اینکه سه چهارم این باران ها تنها بر یک چهارم خاک ایران فرو می ریزد، مناطق کویری وسیعی ایجاد شده و مردم نیز تلاش چندانی برای صرفه جویی انجام نمی دهند. داده های رسمی دراین زمینه حاکی از آن است که هر نفر روزانه ۲۵۰ لیتر آب مصرف می کند و این دو برابر بیشتر از میانگین جهانی یعنی ۱۳۰ لیتر آب برای هر نفر است.

طرح سخت گیری ملی

پژوهشگران به اتفاق آراء براین باورند که بحران آب در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، شخصیت فوق محافظه کار، آشکار شد. او به ویژه در خشک شدن زاینده رود دست داشت، چرا که حکم کور کردن چاه های غیرقانونی در استان چارمحال و بختیاری را که این رودخانه از آنجا سرچشمه می گیرد لغو کرد.

به نظر می رسد که جانشین او، رییس جمهور روحانی، نسبت به مشکلات زیست محیطی حساسیت بیشتری دارد. بهروز دهزاد دراین رابطه می گوید: “به عنوان مثال، دولت تصمیم گرفته سدهای خاکی جدید نسازد، درحالی که در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، ۱۰۰ پروژه ساخت سد آغاز شد.”

برای مقابله با خشکسالی، تعداد این نشانه های مثبت به مراتب باید بیشتر شود. ناصر کرمی می گوید: “ایران باید تمامی چاه های غیرقانونی را کور کند، کشاورزی را تا حد ۵۰ درصد زمین های کشور تقلیل دهد و همچنین کشت برخی غلات، ازجمله گندم را که آب زیادی مصرف می کنند، قطع کند.” و قبل از هر چیز، “لازم است که دولت یک طرح سخت گیری ملی وضع کند”.

پیامدهای آن می تواند از مرزهای ایران نیز فراتر رود و بخش بزرگی از منطقه خاورمیانه را که از هم اکنون در بحران است، با بحران های بیشتری مواجه سازد. ناصر کرمی در پایان می گوید: “تجربه در کشورهای دیگر نشان می دهد که خشکسالی باعث تضعیف قدرت مرکزی می شود و به رویارویی های نژادی، مذهبی، و اعتقادی، و همچنین افزایش خشونت دامن می زند.”

منبع: لوموند، ۱۶ دسامبر

No responses yet

Oct 01 2014

پروژه‌ای آبی که زیرآب جان آدم‌ها را می‌زند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه در حالی تونل آبی گلاب-دو را احداث می‌کند نه تنها نسبت به اثرات مخرب اجتماعی و زیست محیطی آن هشدار می‌دهند بلکه مردم چهارمحال نیز نسبت به ساخت آن نگرانند.

چهل و پنج سال پیش بود که صدها نفر در شرق ایران مردند و آنها که ماندند مهاجرت را بر ماندن ترجیح دادند. مشکل حمله یک کشور بیگانه نبود، غارت دزدان و راهزنان نبود، چه بود؟

گرسنگی بر اثر خشکسالی. مشکل آب دوباره جدی و به بحران تبدیل شده است. نه این‌که کسی خبر نداشت، دولت نمی‌دانست.  کارشناسان بارها هشدار داده بودند. هنوز هم می‌دهند. آخرین  گزارش ناسا یکی از بزرگ‌ترین مراجع علمی این حوزه باز هم هشدار می‌دهد که در سال‌های آینده در ایران خشکسالی می‌شود،چطور؟ بارندگی در ایران به نصف می‌رسد، تغییر آن‌چنان بزرگ است که جنگل‌ها درختزار، درختزارها بوته‌زار و بو‌ته‌زارها بیابان می‌شوند و بیابان‌ها هم  نازایی مطلق نزدیک می‌شوند. هنوز چیزی نشده بیست درصد مساحت ایران بیابان مطلق است. نیمی از ایران بیابان و دو‌سوم آن منطقه خشک و نیمه‌خشک است. طبق همین گزارش ایران ۳۰ تا ۳۰ سال فرصت دارد، بعد از آن بخش عمده ایران بیابان مطلق خواهد‌شد.

زادآوری زیستی به غیر ممکن نزدیک می‌شود اما هنوز مردم معنی صرفه‌جویی در مصرف آب را نمی‌دانند، زمین‌خواران جنگل‌ها را فله‌ای به آتش می‌کشند و کشاوزان آب را بی‌رویه صرف عمل بی‌بازده می‌کنند، صنایع فرسوده آب را هدر می‌دهند و دولت هم گویی دراین مسابقه تسریع خشکسالی تلاش دارد تا از دیگران پیشی بگیرد.

سد سازی‌ها و پروژه‌های آب‌رسانی ناموفق یکی از مهم‌ترین عوامل خشکسالی در ایران، هنوز ادامه دارند. پروژه‌های عظیم سد‌سازی با استفاده از رانت‌های قدرت به «سازندگانی» چون قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران می‌رسند. یکی از نمونه‌ اخیر که بسیاری از کارشناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند پروژه تونل‌ آبی گلاب دو است.

زاینده رود خشک شد و تمام تلاش دولت‌های پیشین و کنونی نقش بر آبی شد که دیگر وجود ندارد، نه تونل کوهرنگ یک و دو و حالا سه کمکی کردند و نه تونل  گلاب یک و بهشت آباد، حالا قرارگاه خاتم الانبیا تونل آبی گلابِ دو را کلید زده که آب را به اصفهان و کاشان برساند، آن هم بی‌مجوز، چطور؟ طرحی که ۹۵ درصد آن پایان یافته در همین اواخر یعنی در روزهای پایانی تابستان مجوز گرفت.

اما این پروژه قرار است چه کند که باعث خشم و نگرانی عده‌ای شده‌ است؟ به گفته کارشناسان دو تونل گلاب یک و دو در دست احداث خاتم الانبیا خطرات زیست محیطی فراوانی دارد، قرارگاه خاتم الانبیا [2] اما بی‌اعتنا می‌گوید که «سرباز نظام» است و « در راستای اجرای منویات رهبری» تلاش می‌کند و هیچ چیز نمی‌تواند در اجرای این هدف خللی وارد کند.

آب زاینده رود در نتیجه احداث دو تونل گلاب یک و دو [3] پیش از ورود به استان چهارمحال و بختیاری منحرف خواهند شد. در نتیجه این انحراف، حجم آب رودخانه در مسیری که از چهارمحال و بختیاری عبور می‌کند به شدت کاهش می‌یابد.

کارشناسان اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیست در احداث این پروژه توجیهی نمی‌بینند اما به گفته منابع آگاه سود سرشار مالی ناشی از آن، چنان برای قرارگاه خاتم بالاست که حاضر به پایان دادن و توقف آن نیست.

این طرح در سال‌های اخیر با مشکل مخالفت کارشناسان محیط زیست و مجوز اجرا که باید از سوی سازمان محیط زیست صادر می‌شد روبه‌رو بود اما وقتی معترضان «عملیات بی‌مجوز» را نشانه گرفتند بعد از کلی کش و قوس مسوولان پروژه مجوزی را رو کردند که جای قلمش خشک نشده بود. همین موضوع باعث شد تا ناظران، چه مردم و نماینده‌های آنان و چه کارشناسان نقش لابی‌گری را در دریافت این پروژه عظیم پررنگ ببینند.

سعید زمانیان دهکردی، نماینده شهرکرد این مجوز را چون لکه ننگی بر دامن مسوولان و به‌خصوص دولت می‌داند، او در نامه‌ای به معصومه ابتکار، رییس سازمان محیط زیست نوشته انجام این پروژه مشکلات امنیتی، سیاسی و اجتماعی را به همراه خواهد‌داشت و  نسبت به سرانجام رسیدن آن هشدار داده‌ است.

او که عضو کمیسیون برنامه و بودجه است، مجوز داشتن این پروژه را منتفی می‌داند چراکه معاون زیست‌انسانی سازمان محیط زیست، معاون توسعه‌مدیریت حقوقی و امور مجلس در پاسخ به او گفته‌اند که پروژه مجوز ندارد. نماینده شهرکرد به ابتکار هشدار داده که سازمان متبوعش باید جلوی «زیاده خواهی‌ها» ایستادگی کند.

از نظر او پروژه تونل آبی گلاب دو، باعث خشکی محیط از چمنار در چهارمحال تا گاوخونی در اصفهان می‌شود. چراکه با تغییر مسیر، آب زاینده رود به سمت نجف‌آباد، تیران و رضوانشهر می‌رود. پروژه‌های انتقال آب در این منطقه را دلیلی بر تخریب استان‌های چهار‌محال و بختیاری و اصفهان  می‌داند و معتقد است که مردم این استان‌ها از این طریق صدمه‌های جبران ناپذیری خواهند خورد.

مردم اصفهان که خشکی زاینده رود را نظاره می‌کردند، احساس کردند که این طرح آب را به پیکر بی‌جان این رود باز می‌گرداند. اما به گفته کارشناسان بخش عظیم آب برای صنایع فولاد مبارکه و شالی‌های لنجان صرف خواهد شد و چیزی به زاینده‌رود اضافه نمی‌کند. این نگرانی اما در اصفهان بالا گرفت و نیمه دوم مرداد‌ماه بود که نمایندگان اصفهان در مجلس تلاش کردند که موضوع را به نهاد ریاست جمهوری بکشانند.

جریان از این قرار بود که بعد از گذشت ۵ یا ۶ ماه از توقف موقت پروژه عملیات ساخت تونل به دلیل اعتراض‌هایی در خوزستان و چهارمحال و بختیاری نگرانی‌های اذهان عمومی نسبت به توقف کامل پروژه در اصفهان شدت یافت. نگرانی مردم اصفهان تا جایی پیش رفت که نمایندگان اصفهان پس از برپایی جلسه‌ای با حضور علی لاریجانی، رییس مجلس و وزیر نیرو «بله» ادامه پروژه را از او گرفتند و وقتی دیدند که چیت چیان وزیر نیرو بعد از جلسه‌ی غیررسمی گفته که طرح «کارشناسی» اقدامی برای از سر گیری آن نمی‌کند و در شروع دوباره آن تعلل می‌کند، تلاش کردند تا موضوع را به اعتراض مقابل نهاد ریاست جمهوری بکشانند.

حال نماینده شهرکرد می‌گوید باید به مردم اصفهان واقعیت‌ها را گفت. خسارتی که آنها در صورت احداث این تونل می‌بینند، بیش از چهار محالی‌ها و خوزستانی‌هاست.

او توضیح می‌دهد: «اگر رودخانه تغییر مسیر بدهد روستاهای حاشیه رود برای همیشه خشک خواهند شد و مناطقی که با این مشکل روبه‌رو می‌شوند بیشتر در استان اصفهان هستند. اما آبی که از این مناطق گرفته می‌شود را نمی‌شود تامین کرد چون آب دیگری وجود ندارد که به آنها بدهند.»

با کمی توجه به گفته‌های نماینده شهرکرد متوجه می‌شویم هشدار جدی است و مردم اصفهان به همان سرنوشتی دچار خواهند شد که ۴۵ سال پیش مردم شرق ایران به آن دچار شدند.

نماینده شهرکرد هشدار [4] می‌دهد که حال اگر تونل کلید بخورد مردم اصفهان آواره‌ می‌شوند، او می‌گوید: «چشمه سفید چهار محال خشک خواهد شد. مردم بیدگان آواره می‌شوند. آواره‌گی سرنوشت اهالی اطراف منطقه کوهرنگ هم خواهد بود. این پروژه مشکلات محیط زیستی و اجتماعی را به طور توامان در چهارمحال و بختیاری و استان‌های هم‌جوار به بار می‌آورد. در چها محال ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نفر آواره می‌شوند.»

از نظر سعید زمانیان دهکردی، نماینده شهرکرد تغییر بستر رودخانه از نظر شرعی، عرفی و قوانین سازمان یونسکو مشکل دارد، تا جایی که از آنها می‌خواهد تا این «لکه ننگ» [5] را به نام خود ثبت نکنند و زیر بار فشارهای مضاعف نروند. نماینده شهرکرد می‌گوید از نظر دفتر پژوهش‌های مجلس، سازمان بازرسی کل کشور و دستگاه‌های امنیتی این طرح خلاف است، آنها هم درباره نتیجه آن هشدار داده‌اند. در کنار او و بسیاری از کارشناسان معتقدند این پروژه سپاه توجیه قانونی، اقتصادی ومحیط زیستی ندارد، مردم خوزستان و چهارمحال نیز از ادامه آن نگرانند.

مردم این دو استان چندین تجمع اعتراضی [4] را نسبت به ادامه این طرح برپا کردند اما در هفته گذشته تجمعات آنها از سوی نهادهای امنیتی لغو شد. تنها در یکی از تجمعات به گفته مسوول کمپین حفاظت از کارون در استان خوزستان ۲۰ هزار نفر گرد هم آمده بودند. در این تجمع که در سکوت و به دعوت کمپین حفاظت از کارون و با مجوز فرمانداری اهواز در جاده ساحلی کیانپارس اهواز برگزار شد شعاری داده نشد اما هدف از برگزاری آن توقف پروژه‌های انتقال آب بهشت آباد و گلاب دو بود.

مسوول کمپین حفاظت از کارون، در همان تجمع خود گزارشی را ارایه کردند که نشان می‌داد انتقال آب برای تامین شرب نیست و منفعت‌ طلبان مردم اصفهان را در این‌باره فریب می‌دهند. در نیمه شهریور ماه بود که اعلام شد، بخش عمده تونل انتقال آب گلاب دو کامل شده اما مشکل اینجاست که طرح مجوز ندارد. رحیم علی محمدی [6]، کارشناس منابع آب پس از بازدید پروژه گفته‌بود، پروژه انتقال آب گلاب دو و بهشت آباد مکمل یکدیگر هستند. عمده پول حفاری این پروژه‌ها را صنایع سنگین پرداخت کرده‌اند و حالا آب بهشت آباد را برای مصارف صنعتی خود می‌خواهند. رحیم علی محمدی معتقد است با انتقال آب از تونل سهم محیط زیستی رودخانه رعایت نخواهد شد و قسمت بالادست رودخانه هم به مشکل خشکی قسمت پایین دست رودخانه دچار می‌شود. به گفته او در نتیجه کسانی که در کنار رودخانه کار و زندگی می‌کنند بیکار می‌شوند و به همین دلیل باید به جاهای دیگر مثل اصفهان مهاجرت کنند. او هشدار می‌دهد که این افراد در ابتدا بیکار خواهند بود و سپس بیشتر آنها جذب مشاغل کاذب می‌شوند.

در حالی که مسعود میرمحمد صادقی، مدیرکل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان، اعلام کرده بود که براساس شرط‌های سازمان محیط زیست و استان چهارمحال و بختیاری مجوز ادامه حفر سامانه دوم آبرسانی به اصفهان، گلاب 2 ، صادر شده است، شهرام احمدی [7]، مدیرکل محیط زیست چهار محال و بختیاری درباره صدور مجوز گفته بود که این سازمان هیچ نامه‌ای برای دریافت و استعلام از سازمان محیط زیست دریافت نکرده‌است.

طبق گزارش ایسکانیوز [8]، در حالی که حتی حسن روحانی، رییس جمهوری اعلام ‌کرده که این تونل برای تامین آب شرب تاسیس می‌شود و اسحاق جهانگیری، معاون اول او در سفر اخیرش به اصفهان وعده‌داده که این دو پروژه به زودی افتتاح می‌شوند، مردم چهارمحال و بختیاری به شدت نگرانند که این آب در صنعت و کشاوزی صرف شود و استان آنها را به کل فلج کند.

از سوی دیگر با اینکه از لحاظ قانونی این پروژه از آنجایی که مجوز زیست محیطی نداشته، امکان دریافت ردیف اعتبار در بودجه عمرانی کشور را نداشته، اما محمدباقر نوبخت، گفته بود که این پروژه مصوله و ردیف بودجه دارد.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .