اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'کردستان'

Dec 28 2014

یک کول‌بر کرد کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: آزاد اطمانی، کارگر مرزی و شهروند کرد اهل روستای دشوان از توابع شهرستان سلماس، طی تیراندازی مستقیم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به قتل رسید.

به‌گزارش «خودنویس» روز دوشنبه یکم دی ماه ١٣٩٣ آزاد اطمانی، در حین حمل بار در مناطق مرزی ایران، با نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مواجه و به ضرب گلوله کشته شد.

کارگران مرزی که برای کسب درآمد زندگی خود مجبور به حمل اجناسی می‌شوند، «کول‌بر» نامیده می‌شوند. آن‌ها از روی ناچاری و در قبال دستمزد ناچیز اقدام به حمل و ورود کالای خارجی از نقاط غیر رسمی گمرکی می‌کنند. به‌این ترتیب که کالای مورد نظر که طبق تعریف دولت ایران قاچاق محسوب می‌شود بر روی پشت کُرد‌ها و یا از طریق حمل با حیوان بارکش از مناطق صعب‌العبور مرزی به داخل شهر‌ها و روستاهای مرزی انتقال داده می‌شود.

تیراندازی و قتل کول‌بر‌ها در مناطق مرزی ایران همواره با انتقاد فعالان حقوق بشر مواجه بوده است. فعالان حقوق بشر بر این باورند که حتی اگر رفتار کولبران مجرمانه تلقی شود و حتی اگر عدم توافق بین الاذهانی، توسعه نیافتگی کُردستان و رفتار دوگانه نسبت به قاچاق را در نظر نگیریم؛ باز به هیچ‌وجه این نکته پذیرفتنی و قابل قبول نیست که بین جرم و مجازات تناسب وجود دارد. مجازات وارد کردن غیر قانونی کالایی مانند تلویزیون یا کالایی مشابه آن نه براساس قوانین کشور و نه بر اساس مفاد حقوق بشر، مرگ و شلیک گلوله نیست لذا عدم تناسب میان جرم و مجازات در این زمینه کاملا مشهود است.

مساله قتل کول‌بر‌ها در ایران، در گزارش‌های احمد شهید نیز اشاره شده است. گزارشگر ویژه بررسی نقض حقوق بشر در ایران، از این معضل با عنوان «کشتار سیستماتیک کول‌بران و کاسب‌کاران کُرد ساکن در مناطق مرزی [2]» یاد کرده ‌است. گزارش احمد شهید، با اشاره به اینکه جرم کول‌بر‌ها که از طریق عبور محموله‌هایی نظیر چای، تنباکو و بنزین از مرز، امرار معاش می‌کنند، ماه‌ها زندان یا معادل ارزش کالاهاست؛ از اینکه مأموران مرزی ایران یکسره به کول‌بران تیراندازی می‌کنند و سالانه ده‌ها تن از آنان را می‌کشند یا مجروح می‌کنند، انتقاد کرده است.

No responses yet

Nov 13 2014

تلاش برای «حل دموکراتیک» مشکلات کردستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفردا: خالد عزیز، رهبر «حزب دموکرات کردستان» در گفت‌وگویی با رادیوفردا از برنامه‌های این حزب و نیز گفت‌وگو و مذاکره با جمهوری اسلامی ایران گفته است.

چند وقت پیش خبرهایی منتشر شد که نیروهای حزب دموکرات کردستان با نیروهای ایران در منطقه از ایران درگیر شدند. آیا حزب دموکرات دوباره وارد فاز نظامی شده و این درگیری‌ها دلیلش چه بوده؟ چه فعالیتی آنجا می‌شد که دوباره درگیری‌ها شروع شده؟

خالد عزیز: به لحاظ نظامی بعد از انقلاب سعی ما این بود که قضیه کردستان ایران را از طریق مذاکره و گفتگو با دولت مرکزی در ایران حل کنیم. منتها متاسفانه پیام صلح‌آمیز و پیام دوستی و راه حل دمومکراتیک و از طریق گفتگو و مذاکره را جمهوری اسلامی قبول نکرد و جنگ را به ما تحمیل کردند.

موقعی که این جنگ در کردستان روی ملت کرد تحمیل شد، حزب دموکرات و پیشمرگان کردستان از خودشان دفاع کردند. بنابراین جنگی نبود که ما انتخابش کنیم و شروعش کنیم. تمام سعی ما این بود که این جنگ هر چه زودتر تمام شود. در تمام این مدت سعی ما این بوده که فضای کردستان امنیتی نشود.

بعد به لحاظ اصولی ما هیچ آتش بسی را با جمهوری اسلامی امضا  نکرده‌ایم. یعنی طرفین در این رابطه تعهدات قانونی که الزاما‌ً در نتیجه مذاکرات برایشان درست باشد به وجود نیاورده اند. درگیری‌های اخیر که در کردستان ایران اتفاق افتاد ما حضور نظامی آنجا داریم. پیشمرگان ما معمولا‌ً آنجا هستند.

منتها ما خیلی وقت است، چند سالی است که به پیشمرگان خودمان دستور داده‌ایم به هیچ وجه به قرارگاه‌های جمهوری اسلامی، قرارگاه‌های سپاه پاسداران، مراکز نظامی جمهوری اسلامی حمله نکنند. حتی اگر بهشان هم حمله شد از خودشان دفاع کنند. حتی بعضی موارد اتفاق افتاده که نیروهای جمهوری اسلامی آنها را دنبال کردند سعی کردند که یک جنگی را با آنها شروع کنند. ما بهشان گفتیم که سعی کنید وارد جنگ با نیروهای جمهوری اسلامی نشوید.

این اواخر که طبق روال همه سال که نیروهای حزب دموکرات کم و بیش آنجا هستند برایشان کمین گذاشتند. در این کمین‌هایی که سپاه پاسداران ایران و نیروهای اطلاعات ایران که برایشان گذاشته بودند، آنها از خودشان دفاع کردند. بنابراین در رابطه با این دفاع بود که هم نیروهای جمهوری اسلامی کشته دادند و هم ما شهید و زخمی دادیم.

شما اخیرا‌ً در یکی از مصاحبه‌هایی که کردید گفتید در حال بررسی دوباره ورود به فاز نظامی هستید. اگر درست منتقل شده باشد صحبت‌ها، خبرگزاری آناتولی بود فکر می‌کنم. آیا واقعا‌ً دنبال این هستید که بار دیگر فاز نظامی را به قبل برگردانید؟‌ آیا حزب اصلا‌ً‌ این توانایی‌ها را دارد که وارد فاز نظامی شود با جمهوری اسلامی؟

همان طور که قبلا‌ً گفتم ما هنوز آتش بس با جمهوری اسلامی به صورت رسمی و قانونی نداریم. ما منظورمان این نیست که فاز نظامی را شروع کنیم. فضای کردستان یک فضای نظامی است. اما مسلح هستیم. هم جمهوری اسلامی.

منتها اگر بگویم که داریم مبارزه مسلحانه را شروع می‌کنیم و اعلام جنگ می‌کنیم علیه جمهوری اسلامی به تبعیت از این فضای نطامی، نه. منظور اصلا‌ً‌ این نبوده. این فاز نظامی خودش وجود دارد. ما خودمان این مبارزات را متوقف کردیم. منظورم این است که عملیات نظامی مسلحانه، عملیات جنگی، عملیات نظامی در مناطق کردستان ایران.

ما هنوز معتقد هستیم که مشکلات کردستان  ایران،‌ مشکلات دموکراسی در ایران و مشکلات این که دولت جمهوری اسلامی دولت جوابگو باشد، همه این فعالیت‌ها را از طریق مدنی ادامه دهیم. از طریق گفتگو و مذاکره ادامه دهیم. چون بخشا‌ً‌ در این گونه موارد جمهوری اسلامی سعی می‌کند فضا را بیشتر امنیتی کند و از این فضای امنیتی بیشتر علیه مردم کردستان، علیه فعالیت‌های مدنی ازش بهره برداری کند.

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران اخیرا‌‌ً‌ گفته که با حزب دموکرات کردستان مذاکراتی انجام داده. آیا این مذاکرات انجام شده واقعا‌ً‌ و اگر انجام شده درباره چه موضوعاتی بوده؟

این بیشتر از یک سال قبل بود که از طرف جمهوری اسلامی از ما خواسته شد که نشستی با هم داشته باشیم. ما چند تا نشست با هم داشتیم. آنها از ما سوال کردند در رابطه با مسئله کرد. در کلیت خودش در خاورمیانه و به طور مشخص در کردستان ایران و این مشکلاتی که در چند سال گذشته بین ما و آنها وجود داشته، ما هم نظرات خودمان را دادیم.

بعد که در ادامه این گفت‌وگو‌ها از حل ها صحبت می‌شد و بالاخره حل این مشکلات  را چطور می‌توانیم در دستور کار بگذاریم، ما پیشنهاداتی به آنها دادیم. پیشنهاد اول این بود که بعد از انقلاب ایران در رابطه با بحران کردستان و اختلافاتی که بین مردم کردستان و جمهوری اسلامی وجود داشت،‌ یک مذاکراتی آن موقع وجود داشت. هیئت نمایندگی کردستان با نمایندگان دولت مرکزی مذاکره داشتیم. ما پیشنهاد کردیم به آن دوران برگردیم. بعد مسئله کردستان را از خانه‌های امنیتی پاسداران و وزارت اطلاعات خارجش کنند به عنوان دستور کار دولت آنجا مطرحش کنند.

نمی‌شود مشکلات مردم را از طریق نظامی حل کرد. بعد کردستان را اینقدر امنیتی نکنند. اگر واقعا‌ً آنها حسن نیت دارند باید شروع کنند از اعدام مردم و زندانی کردن مردم به لحاظ عقیدتی و اینها این را از بین ببرند و بعد سعی کنند که یک آزادی‌های نسبی در ایران در کلیت خود  و حداقل در کردستان وجود داشته باشد. ما بتوانیم یک اعتمادی خود ما و نمایندگان جمهوری اسلامی که از مذاکره صحبت می‌‌کنند آنجا درست کنیم در یک چنین فضایی از فضای امنیتی خارج شویم و با توجه به این اعتمادسازی بتوانیم روی این مذاکرات بیشتر ادامه دهیم. منتها این مذاکرات دیگر ادامه پیدا نکرد. آنها دنبال این مذاکرات نیامدند.

می‌توانم بپرسم مذاکرات در کجا و چه سطحی انجام شد؟

فعلا‌ً‌ از اینکه بگویم کجا و در چه سطحی، وارد این بحث نمی‌شوم. منتها بعد از ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو می‌شود گفت که این اولین مذاکرات بود که ما به این شکل داشتیم. منتها تا به حال به هیچ نتیجه‌ای نرسیدیم.

رابطه شما با احزابی که در چارچوب نظام کار می‌کنند، احزاب اصلاح‌طلب به طور مشخص و فعالان اصلاح‌طلب چطور است؟ به ویژه که شما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸  حمایت کردید از کاندیداتوری مهدی کروبی. چطور است، آیا ارتباطات ادامه دارد؟

خیلی مشکل است که ما با احزاب داخل ایران ارتباطات مشخص و رسمی داشته باشیم. آنها در موقعیتی قرار ندارند و ما هم چنین موقعیتی نداریم در داخل ایران که این ارتباطات به صورت رسمی وروزانه و روتین وجود داشته باشد. منتها سیاست ما در حزب دموکرات کردستان این بوده که از جنبش مدنی، جنبش اصلاح‌طلبی که به شیوه‌ای در داخل ایران و حتی در داخل این سیستم یک تغییراتی به وجود بیاید ازش پشتیبانی کنیم.

در راستای همین سیاست بود که می‌خواستیم در دوران رقابت‌های انتخاباتی آقای کروبی و موسوی و اینها به یک گفتمانی در آنجا کمک کنیم که مسئله ملیت‌ها، حداقل حل مسئله کردستان،‌ آزادی احزاب، این که زندانیان سیاسی آزاد شوند، از مجال‌ها و فرصت‌های قانونی قانون اساسی بیشتر استفاده شود، ما می‌خواستیم به یک چنین جنبشی در داخل ایران کمک کنیم.

حالا ما معتقد هستیم بایستی به یک چنین جنبشی در داخل ایران کمک کرد. بنابراین روابط ما با جنبش اصلاح‌طلبی یا جنبش سبز که آن موقع می‌گفتند و یا تمام جریان‌هایی که می‌خواهند در داخل ایران تغییراتی به وجود بیاید در چنین راستایی و در چارچوب چنین پرنسیپ‌ها و مواضعی بوده که ما بهش معتقدیم.

رابطه شما با احزاب کرد عراقی که حاکم هستند چطور است؟ آیا این طور که در خبرها منتشر شده نیروهای حزب دموکرات و اصولا‌ً‌ کردهای ایران در جنگ علیه گروه خلافت اسلامی یا همان داعش شرکت کردند، می‌کنند یا نه؟

به لحاظ اصولی ما معتقدیم که همه در منطقه بایستی علیه داعش یک موضع جدی داشته باشیم. داعش یک جریانی است که بالاخره مرز شیعه و سنی یا مرز کرد و غیرکرد و یا مرز اینکه این حزب سیاسی چطور فکر می‌کند را به لحاظ اصولی نمی‌شناسد. حالا صرف نظر از اینکه از اختلافات شیعه وسنی استفاده جدی می‌برد.

سیاست ‌ما این نبود که از طریق شرکت نیروهای حزب دموکرات در مبارزه نظامی علیه داعش می‌شود آنجا یک جبهه باز کنیم. چون معتقد بودیم که پیشمرگان کرد عراق به لحاظ نیروی انسانی این امکانات را داشتند که حکومت محلی کردستان عراق این پشتیبانی بین‌المللی را داشت. بلکه بیشتر یک همدردی و همنوعی ملی بود که ما روحیه کردهای عراق و تمام جبهه‌ها علیه داعش را تقویت کنیم.

و الا به لحاظ قانونی هم من فکر نمی‌کنم زیاد درست باشد که نیروی حزب دموکرات در امور داخلی کردستان عراق یا عراق دخالت کند و به عنوان نیروی نظامی بخشی از این جبهه‌هایی که الان وجود دارد، یک جبهه عراقی یک جبهه کردستان عراق علیه داعش هست، آنجا حضور مسلحانه داشته باشد. سیاست ما به عنوان حزب دموکرات این نبود. حالا هم معتقدیم که جنبش ملی دموکراسی در ایران در کردستان ایران بیشتر می‌تواند کمک کند به ضعیف شدن جبهه داعش در کلیت خودش در منطقه تا اینکه پیشمرگان مسلح حزب دموکرات کردستان در جبهه‌های جنگ علیه داعش بجنگند که آنجا فکر می‌کنم چنین نیازی هم وجود ندارد.

No responses yet

Nov 06 2013

جعل با فتوشاپ، اعدام با طناب دار!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


غوزک پلاتینی: عکس شیرکو معارفی را با فتوشاپ، در حد نوه‌ی امام، جعل کردن با اسلحه منتشر کردن تا اعدامش را توجیه کنن. حالا یکی نیست بپرسه اگر عکس با اسلحه جرمش اعدامه که آن‌وقت همه‌ی شما از دم باید اعدام بشید! آخه مملکتی که امام جمعه‌اش سر نماز اسلحه دستشه، بچه مدرسه‌یی‌ها را می‌فرستن آموزش نظامی… آنوقت عکس با اسلحه توسط مخالفین حکومت حکمش اعدامه؟
* خبر جعلی در بولتن نیوز

No responses yet

Oct 11 2013

پنج عضو سپاه پاسداران در درگیری در کردستان کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

بی‌بی‌سی: پنج عضو سپاه پاسداران در درگیری مسلحانه در کردستان کشته شده‌اند.

پایگاه اطلاع‌رسانی “سپاه بیت المقدس استان کردستان” با صدور بیانیه‌ای، از کشته شدن پنج نفر و زخمی شدن دو تن از اعضای واحد سپاه بانه در درگیری با “چته‌های ضد انقلاب” خبر داده است.

براساس این اطلاعیه، این درگیری ظهر روز پنجشنبه، ١٨ مهر (١٠ اکتبر) در منطقه ساوان از توابع شهرستان بانه روی داد و زخمی‌های این درگیری به بیمارستان منتقل شدند و تحت درمان قرار گرفتند.

از وضعیت زخمی‌ها اطلاعاتی انتشار نیافته است.

اطلاعیه سپاه پاسداران کردستان شامل جزئیات بیشتری از جمله هویت و تلفات احتمالی طرف مقابل و دلیل بروز درگیری هم نیست اما خبرگزاری دولتی ایران – ایرنا – گفته است که تمامی نفرات کشته و زخمی شده سپاه پاسداران از اهالی بومی استان کردستان بوده‌اند.

این خبرگزاری به نقل از فرماندار شهرستان بانه افزوده است که تشییع جنازه کشته‌شدگان این درگیری روز جمعه در استان کردستان برگزار می‌شود.
سابقه درگیری

وقوع درگیری مسلحانه در استان کردستان بدون سابقه نیست و به خصوص حدود دو سال پیش، گزارش‌های متعددی از اقدامات خشونت‌آمیز و برخورد نیروهای دولتی و افراد مسلح در این منطقه انتشار می‌یافت.
پژاک

برخی منابع داخلی ایران دومین سالگرد عملیات سنگین علیه پژاک را یادآور شده بودند

منابع دولتی ایران معمولا گروه‌های “ضدانقلاب” را عامل این حملات معرفی می‌کنند.

در هفته های اخیر، برخی پایگاه‌های اینترنتی در جمهوری اسلامی یادآور شدند که در اواخر بهار دو سال پیش، سپاه پاسداران عملیات گسترده‌ای را علیه نفرات گروه موسوم به حزب حیات آزاد کردستان – پژاک در غرب ایران به اجرا گذاشت که در شهریورماه آن سال، شدت گرفت.

به گفته این پایگاه‌ها، این عملیات تلفات سنگینی را بر نیروها و امکانات این گروه وارد کرد.

اشاره این سایت‌ها به یک رشته عملیات سنگین سپاه پاسداران در مناطق مرزی غرب ایران در دو سال پیش است که با هدف خارج کردن نیروهای پژاک از ارتفاعات منطقه به اجرا گذاشته شد. مشخص نیست که آیا درگیری اخیر با سالگرد این عملیات ارتباطی داشته است یا نه.

همچنین، از اوایل سال ١٣٩٠، مقامات دولتی و نظامی استان کردستان از یک رشته درگیری خونین با افراد و گروه‌هایی در این استان خبر دادند که از آنان با عنوان “سلفی” نام می‌بردند.

ظاهرا منظور مقامات جمهوری اسلامی از به کارگیری این عنوان، اشاره به گروه‌های تندرو سنی است. در مقابل،برخی از مخالفان جمهوری اسلامی، با متهم کردن حکومت روحانیون شیعه به روا داشتن تبعیض فرقه‌ای، گفته‌اند که منابع رسمی دولتی ایران این عنوان را برای توجیه فشار بر فعالان سنی مورد استفاده قرار می‌دهند.

No responses yet

Oct 03 2013

تاثیر اصلاحات ترکیه بر سرنوشت کردهای ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: بخشی از “بسته اصلاحات” رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه مربوط به حل مسئله کردهاست. تاثیر این اصلاحات بر کردهای ایران چگونه خواهد بود؟ دویچه‌وله درباره این موضوع با دو تن از کارشناسان کرد ایرانی گفت‌وگو کرده است.

دولت ترکیه و حزب حاکم “عدالت و توسعه” تلاش می‌کنند حقوق کردهای ترکیه را به رسمیت بشناسند. رجب طیب‌اردوغان پیش‌تر در گفت‌وگو با روزنامه حریت اعلام کرده بود که ۵ وزیر کابینه ترکیه از جمله مهدی اکر، وزیر کشاورزی، محمت شیمشک، وزیر دارایی و حکمت بکر بوزداغ معاون نخست وزیرکرد هستند و تنها در حزب عدالت و توسعه ۶۰ نماینده مجلس از سوی کردها انتخاب شده‌اند.

روزنامه‌های ترکیه همچنین می‌نویسند برخی از مقام‌های ارشد کشور به اقلیت‌های گرجی، بوسنیایی وعلوی تعلق دارند.

پیشنهاد حل مسئله کرد در بسته اصلاحات اردوعان

طرفداران بسته اصلاحات می‌گویند، ترکیه در آینده‌ای نزدیک شاهد تغییرات سیاسی و حقوقی نوینی خواهد بود. بر اساس اصلاحات جدید در مدارس غیرانتفاعی و با ایجاد معاونت بخش خصوصی در وزارت آموزش و پرورش، دانش آموزان می‌توانند به دیگر زبان‌های موجود در ترکیه درس بخوانند.

در ترکیه قرار است نهادی نیز برای مباره با هرگونه جرایمی که زمینه و انگیزه تبعیض نژادی دارند، تاسیس شود. با تشکیل این نهاد انتظار می‌رود در آینده با مسئله تبعیض نژادی در ترکیه برخورد جدی شود.

در برخی از دانشگاه‌های ترکیه تدریس زبان و ادبیات کردی آغاز شده است. تاسیس کانال تلویزیونی دولتی ترکیه به زبان کردی و راه اندازی بخش کردی خبرگزای آناتولی نیز از جمله اقداماتی است که پیش از این انجام گرفته است.

اصلاحات اردوغان و پیشنهاد ۱۰ماده‌ای روحانی

عبدالله سهرابی، نماینده کردستان در دور ششم مجلس هم در مصاحبه با دویچه وله از تاثیر مثبت تحولات ترکیه بر کردهای ایران صحبت می‌کند. وی در این رابطه می‌گوید: «ترکیه اقلیت کرد را تا چندی پیش قبول نداشت و آن را “ترک کوهی” حساب می‌کرد. اما واقعیت‌های امروز باعث شده است که بسته اصلاحات را ارائه کند. ما درایران هم امیدواریم آن “بسته پیشنهادی ۱۰ ماده‌ای” آقای دکتر روحانی که حداقل مطالبات ما را شامل می‌شود، اجرا بشود، تا عدالت نسبی برقرار گردد و شهروند درجه دوم و سوم در کشور نداشته باشیم و در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مشارکت برابر داشته باشیم.»

سهرابی در ادامه توضیح می‌دهد که اصلاحات و تغییراتی که در ترکیه در شرف وقوع است مورد توجه کشورما هم قرار دارد. وی خاطرنشان می‌کند: «توقع این است که حاکمیت در رابطه با کردهای ایران حساب دیگری بازکند و در سیاست‌های خود تجدید نظر کند. حداقل پابه پای ترکیه پیش برویم و اگر جلوتر نرویم، دست‌کم از ترکیه عقب نیافتیم .»

این نماینده سابق مجلس نتیجه می‌گیرد اکنون ایران در سیاست خارجی خود با دوری از سیاست‌های ۸ سال گذشته مسیر جدیدی را انتخاب کرده است. وی خوشبین است که در سیاست داخلی و در ارتباط با اقوام از جمله کردها نیز گشایشی حاصل شو و سیاست جدیدی اتخاذ گردد.

“درس روحانی از بسته اصلاحات اردوغان”

سامان رسول‌پور، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر کرد به واکنش کردهای ترکیه اشاره می‌کند و می گوید که در نخستین بازتاب نمایندگان قانونی کرد به بسته پیشنهادی اردوغان اعتراض کردند و گفتند که خواسته‌هایی چون به رسمیت شناخته شدن زبان کردی به عنوان یک زبان رسمی، آزادی زندانیان سیاسی و بهبود وضعیت اوجالان در بسته اصلاحات بازتاب نیافته است.
سامان رسول‌پور سامان رسول‌پور

رسول‌پور در ادامه می‌گوید: «کردهای ایران به دقت وضعیت کردهای عراق، سوریه و ترکیه را رصد می کنند، چون مطالبات و سرنوشت مشترکی دارند. ممکن است در میان کردها نظر واحدی هم وجود نداشته باشد. اما در مجموع همه نگاه‌مثبتی به این موضوع دارند.»

از دید رسول‌پور کردهای ایران الآن وضعیت خود را با کردهای ترکیه مقایسه می‌کنند و این پرسش را طرح می‌کنند که چرا در ترکیه موضوعی به نام کرد به رسمیت شناخته می‌شود و حکومت به هر دلیلی گام‌های کوچک یا بزرگ را برمی‌دارد، اما در ایران حکومت تلاشی نمی‌کند؟ زبان کردی به حاشیه رانده شده و در نظام آموزشی و حتی نهادهای مردمی و مدنی هم اجازه تدریس ندارد.

حل مسئله کرد در ایران چگونه باید باشد؟

رسول‌پور تاکید می‌کند، در ترکیه حکومت با نمایندگان جامعه کردستان در حال گفت و گو و دیالوگ است و بین کردها و ترک‌ها بحث‌های تاکتیکی وجود دارد. اما در ایران حتی از زمانی که آقای روحانی در راس کار قرار گرفته‌اند هیچ نشانه مثبتی مبنی بر این‌که در نگاه امنیتی حاکمیت به کردستان تجدید نظر بشود و یا نشانه‌ای براینکه حکومت بخواهد از نیروهای بومی استفاده کند دیده نمی‌شود. هیچ بحثی بر سر تدریس زبان مادری وجود ندارد و عملا می‌توان گفت که نیروهای امنیتی و نظامی در کردستان هنوز با ساز دولت احمدی نژاد می‌رقصند و همان رویه را دنبال می‌کنند.

سامان رسول پور ادامه می‌دهد: «اگر آقای روحانی به فکر منافع مردم ایران باشد و بخواهد ثبات، امنیت و آرامش برای مردم و حکومت به ارمغان بیاورد، باید از تحولاتی که در ترکیه اتفاق می‌افتد، درس بگیرد و خودش را تطبیق بدهد با تحولات. من فکر می‌کنم که این آمادگی برای حل ریشه‌ای مسئله کردها در ایران از سوی مردم ، نهادهای مدنی و احزاب سیاسی کرد وجود دارد و دولت می‌تواند با نمایند گان جامعه کردستان گفت و گو کند و شانس حل مسالمت‌آمیز مسئله کرد را محکی بزند و فرصتی بدهد.»

رسول پور می‌افزاید: «ما از آقای روحانی انتظار داریم که تحولات مربوط به “حل مسئله کرد” در ترکیه را آنالیز و تحلیل کند، چون وضعیت در منطقه نسبت به اقلیت‌ها اکنون دچار تحول شده است. این وضعیت در ایران هم باید تغییرکند و رئیس جمهور جدید ایران می‌تواند گام‌های تاریخی بردارد» وی معتقد است این اقدامات سبب می‌شود که حکومت ایران در آینده در مورد مسئله کردستان دچار چالش‌های امنیتی نشود.

No responses yet

Sep 26 2013

نگرانی عفو ‌بین‌الملل از احتمال اعدام شش کرد در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای درباره احتمال اعدام قریب‌الوقوع شش زندانی کرد سنی‌ در ایران ابراز نگرانی کرد. این سازمان می‌گوید که به رغم آزادی برخی زندانیان سیاسی ‌اعدام‌‌ها در ایران ادامه دارد.

سازمان عفو بین‌الملل روز چهارشنبه (۲۵ سپتامبر/ ۳ مهر) خواستار توقف اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام شش زندانی اهل سنت کرد در زندان قزل حصار کرج در ایران شد. بنا بر بیانیه منتشر شده از سوی عفو بین‌الملل، انتقال دو تن از این افراد به زندان انفرادی به نگرانی‌ها نسبت به خطر اعدام قریب‌الوقوع آن‌ها دامن زده ‌است.

به گفته عفو بین‌الملل، حامد احمدی و صدیق محمدی دو تن از این شش مرد هستند که به اتهامات “مبهمی” نظیر “دشمنی با خدا” و “فساد فی الارض” محکوم به اعدام ‌شده‌اند.

عفو بین‌الملل همچنین باخبر شده است که چهار زندانی دیگر نیز در آستانه‌ی انتقال به زندان انفرادی قرار دارند. این چهار زندانی جمشید دهقانی و برادر جوان‌ترش، جهانگیر دهقانی، کمال مولایی و هادی حسینی هستند. عفو بین‌الملل تأیید می‌کند که آن‌ها احتمالا در معرض اعدام قریب‌الوقوع هستند.

در همین حال “هرانا”، وب‌سایت خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گزارش می‌دهد که به علت مقاومت این چهار تن در برابر انتقال به انفرادی نیروهای گارد ضد شورش زندان، بند را محاصره کرده و قصد حمله و انتقال چهار نفر باقی مانده به سلول انفرادی را داشته‌اند.

حسيبه حاج صحراوی، مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل، انتقال دو زندانی به سلول انفرادی را نشانه “بدترین” خبر دانست و گفت که سلول انفرادی به عنوان “اتاق انتظار” برای محکومان به مرگ شناخته شده است.

یکی از این شش نفر به هرانا گفت: «ما شش نفر همگی دست به اعتصاب غذا زده‌ایم.» وی از قصد خانواده‌ها برای تحصن در مقابل زندان قزل‌حصار خبر داد. به گزارش هرانا، همه این افراد در تیر ماه سال ۱۳۹۰ از سوی شعبه ‌۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام عضویت در گروه‌های سلفی و مشارکت در ترور به اعدام محکوم شده‌اند.

عفو بین‌الملل می‌گوید که روند رسیدگی به پرونده این افراد بر اساس استانداردهای بین‌المللی نبوده است.

ادامه اعدام‌ها به رغم بارقه‌ی امید به آزادی زندانیان

این شش نفر محکوم به اعدام پیش از این در نامه‌ای به تعدادی از چهره‌های بین‌المللی درباره وضعیت خود اطلاع‌رسانی کرده بودند. به گزارش هرانا، آن‌ها در مرداد ماه امسال (۱۳۹۲) در نامه‌ای سرگشاده به بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، و احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران، خواستار آن شدند که از مسئولان ایران، “خصوصاً رئیس جمهور جدید که قول آزاد کردن زندانیان سیاسی را داده”، درخواست شود که حکم اعدام آن‌ها لغو و نقض شود. آن‌ها اشاره کرده بودند که “هر لحظه احتمال اجرا شدن” این احکام وجود دارد .

آن‌ها در نامه خود اشاره داشتند به اینکه در دوره هشت ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بیش از ۲۰۰ نفر از فعالان مذهبی- سیاسی اهل سنت غرب کشور دستگیر و بیشتر آن‌ها به حبس‌های طولانی ‌و ۲۰ نفر نیز به اعدام محکوم شده‌اند.

عفو بین‌الملل در بیانیه خود مجازات مرگ را بسیار بی‌رحمانه و غیرانسانی می‌خواند و می‌گوید که چند دهه است که مقامات ایران “به طور بی‌رحمانه و به طور منظم” در حال صدور احکام اعدام هستند.

عفو بین‌الملل تصریح می‌کند، به رغم آن‌که آزادی‌های اخیر زندانیان سیاسی “بارقه‌ا‌ی” از امید به وجود آورد، اعدام‌ها در ایران ادامه یافته است.

ایران پس از چین بیش‌ترین شمار اعدام‌ها را در جهان دارد. بر اساس برآوردها، از آغاز سال ۲۰۱۳ تا کنون بیش از ۴۰۰ نفر در این کشور اعدام شده‌اند.

No responses yet

Sep 16 2013

دهه شصت؛ ‘کردها زیر گلوله‌’

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: کاوه قریشی: خشونت های گسترده دهه شصت برای بسیاری از کردها یادآور اعدام مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی از آغاز انقلاب تا پایان این دهه است.

اوج این اعدام‌ها به تابستان سال ۱۳۶۷ بر می‌گردد که به حکم آیت‌الله خمینی و به بهانه انجام عملیات “فروغ جاویدان” صورت گرفت. اما این اعدام‌ها تنها شامل اعضای سازمان مجاهدین نشد و شمار زیادی از اعضای گروه‌های چپ و دیگر مخالفین جمهوری اسلامی نیز به صف اعدامی‌ها پیوستند. اعدام‌های کردستان که سالها پیش از این تاریخ آغاز شده بود، سالها بعد از آن و خصوصا در سال ۶۸ نیز ادامه داشت.

اعدام‌های خرداد ۶۷ در سطح سراسری بیشتر شامل مجازات فعالانی می‌شد که بر اساس نظر بازرسان از فعالیتهای سیاسی خود پشیمان نشده بودند. برخی از آنهایی که توبه کردند زیر شکنجه مجبور به اعتراف شدند و در موارد محدودی از اعدام رهیدند. در کردستان این پروسه بیشتر نه در سال ۶۷ که یک سال بعد از آن اجرا شد، با این تفاوت که اکثر اعتراف کنندگان، که عمدتا عضو دو حزب مخالف کومله و دمکرات بودند نیز اعدام شدند.
لعنت آباد؛ خاوران کردستان

پیکر اعدام شدگان دهه شصت عمدتا در قبرستانهایی با نام “لعنت آباد” در شهرهایی مانند بیجار، قروه و کرمانشاه به خاک سپرده شدند؛ جایی شبیه گورستان “خاوران” در تهران. قبرستا‌ن‌هایی که کم و بیش در تمام شهرهای عمده کردنشین دیده می‌شوند.

برخی از قربانیان در کنار برخی از قبرستانهای عمومی که محل اجرای احکام آنها نیز بوده است به خاک سپرده شده‌اند.

در فیلم‌هایی که احزاب اپوزسیون ازاین دست گورستا‌‌ن‌ها منتشر کرده‌اند، تصاویری از قبرهای بی‌ نام ونشان اعدام شدگان دیده می‌شود که تنها با چند تکه سنگ از یکدیگر جدا شده‌اند.

در مواردی، مشخصاتی محدود به اسامی کامل یا اختصاری از افراد اعدام شده بر روی سنگ‌ها دیده می‌شود که برخی از آنها شکسته شده‌اند. قبرهایی هم در میان آن‌ها به مرور زمان با سنگ‌های زینتی و مشخصات بیشتر آراسته شده که به نظر می‌رسد در سالهای بعد توسط خانواده‌ها انجام شده است.
مرداد ۵۸، بستر اعدام‌های دهه ۶۰
فرمان آیت الله خمینی

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

به رئیس کل ستاد ارتش، و رئیس کل ژاندارمری اسلامی، رئیس پاسداران کل انقلاب اکیداً دستور می‌‏دهم که به نیروهای اعزامی به منطقه کردستان دستور دهند که اشرار و مهاجمین را که در حال فرار هستند تعقیب نمایند، و آنان را دستگیر نموده و با فوریت به محاکم صالحه تسلیم کنند؛ و تمام مرزهای منطقه را با فوریت ببندند که اشرار به خارج نگریزند. و اکیداً دستور می‏‌دهم که سران اشرار را با کمال قدرت دستگیر نموده و تسلیم نمایند. اهمال در این امر، تخلف از وظیفه و مورد مؤاخذه شدید خواهد شد.

والسلام
۲۴ شهر رمضان ۹۹ / ۲۷ مرداد ۵۸
روح ‏اللّه‏ الموسوی الخمینی

اوج اعدام‌های کردستان بعد از ۲۷ مرداد سال ۵۸ صورت گرفت؛ زمانی که آیت‌الله خمینی دستور مشهور خود را برای مداخله نظامی تمام عیار در کردستان صادر کرد.

نیروهای مسلح پس از این دستور با تجهیزات کامل و سلاح های سنگین به جنگ با گروه های مسلح کرد رفتند.

بعد از درگیری‌های کردستان به دستور آیت‌الله خمینی پای صادق خلخالی، رئیس دادگاه تازه تاسیس انقلاب به کردستان باز شد. کارول پرونهابر، نویسنده ونزوئلایی در کتاب “اشتیاق و مرگ رحمان کرد در رویای کردستان” که در مورد عبدالرحمان قاسملو، رهبر ترور شده حزب دمکرات است، از ماکز کروایتز، خبرنگار فرانسوی که آن زمان در منطقه بوده نقل کرده است: “ارتش و سپاه پاسداران کنترل شهرهای کردستان را به دست گرفتند، خلخالی به دنبال آنها در حرکت بود، دادگاه‌های کوتاهی برگزار می‎کرد و دستو می‎داد اعدام‎ به سرعت اجرا شوند.”

“او مردان و پسرها را طی چند روز و گاهی حتی چند ساعت بعد از دستگیری‎شان، بدون برگزاری محاکمات عادلانه و گویا به جرم فعالیت‎های ضد انقلابی، به اعدام محکوم می‎کرد.”

مرکز اسناد حقوق بشر ایران نیز در گزارش “خاطرات تسخیر کننده؛ اعدام توسط جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸” مفصل به این موضوع اشاره کرده است.

آقای خلخالی خود در یکی از بحث برانگیزترین اظهاراتش گفته است: “من حاکم شرع بودم و پانصد و چند نفر از جانیان و سرسپردگان رژیم شاه را اعدام کردم وصدها نفر از عوامل غائله های کردستان و گنبد و خوزستان و شماری از عوامل اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر را هم کشتم.”

یکی از مشهورترین اعدام‌های خلخالی اعدام ۹ نفر در مریوان در رابطه با “کوچ اعتراضی” بود. ورود ارتش به شهر مریوان در مرداد ماه ۵۹ با خروج اعتراضی مردم این شهر برای جلوگیری از وقوع جنگ روبرو شد. بر اساس گزارشهای موثق تقریبا تمام ساکنان مریوان به مدت دو هفته به اردوگاهی در خارج از این شهر پناه بردند. بعدها در این رابطه ۹ نفر از جمله دو برادر عضو یک خانواده تیرباران شدند.

خلخالی که پیشتر در پاوه بود و بعد به مریوان رسید سپس به سنندج، سقز و دیگر شهرها رفت و افراد بسیاری را به جوخه‌های اعدام سپرد؛ احکامی که غالبا در مکان‌های عمومی و با طرح پرسش‌هایی سرپایی بدون امکان دفاع صادر می‌شد و در موارد زیادی همانجا هم به اجرا در می‌آمد.

اخبار برخی از این اعدام‌ها در نشریات سراسری منتشر می‌شد. روزنامه‌هایی مانند آیندگان، اطلاعات و کیهان در آن روزها شماری از اعدام‌ها را اعلام کردند.

زمینه اعدام‌های دهه شصت در کردستان به نخستین ماه‌ها و سالهای انقلاب سال ۵۷ برمی‌گردد. علاوه بر اسناد احزاب و گروه‌‌های کرد و اخبار رسانه‌ها، در روزهای ملتهب پس از انقلاب تصاویر تکان دهنده‌ای نیز از اولین اعدام‌های سیاسی کردستان به جا مانده که ابعاد آن را جهانی کرد.

در یکی از مشهورترین این عکس‌ها، ناصر سلیمی سمت راست با دست شکسته و چشمان بسته در قاب ایستاده است. در کنار او برادران ناهید هستند، گلوله خورده، معلق مانده میان زمین و هوا. مجله فرانسوی پاری ماچ، در شماره دوم، ۲۱ سپتامبر سال ۱۹۷۹ عنوان “کردها، زیر گلوله‌های الله” را برای این عکس برگزید. اعدام در پنجم شهریور ۱۳۵۸در محوطه فرودگاه سنندج صورت گرفته بود. اعدام شده‌گان بیشتر از اعضای احزاب چپ گرای کردستان بودند.

در میان آنها افرادی هم هستند که هیچ گونه وابستگی حزبی و سیاسی نداشته‌اند.

این عکس متعلق به عکاس ایرانی، جهانگیر رزمی است؛ عکسی که از آن به عنوان “افشاگرانه‌ترین عکس از اوایل انقلاب ایران” یاد شده است. رزمی، عکاس روزنامه اطلاعات در سال ۵۸، بعدها با این عکس مشهور شد و به خاطر ثبت این لحظه و خلق آن تصویر تکان دهنده، جایزه پولیتزر را از آن خود کرد.
‘آمارها با ابعاد فاجعه قابل مقایسه نیست’

ابعاد آنچه در سه سال اول بعد از انقلاب در کردستان اتفاق افتاد، بسیار فراتر از آمار و ارقامی است که نشریات سراسری و حتی مطبوعات خود احزاب کرد منتشر کرده‌اند.

از آغاز دهه شصت و زمانی که نظام جمهوری اسلامی به تمامی تثبیت شد، دور دیگری از اعدام‌ها در کردستان آغاز شد. موج دستگیری فعالان سیاسی و مدنی در این دوره به اتهامات مختلف که عمدتا مرتبط با عضویت و هواداری احزاب کرد است، در طول حیات جمهوری اسلامی کم نظیر بود.

بیشتر دستگیر شدگان این دوره، این بار، با محاکمه در یک نهاد قضایی به طناب دار و جوخه‌های اعدام سپرده شدند. تعداد زیادی از آنها نیز بر اثر شکنجه و اعمال خشونت در زندانها جان خود را از دست دادند. نهادهای مدافع حقوق بشر به ما می‌گویند که سیر محاکمه‌ها در این دوره بدون رسیدگی عادلانه صورت گرفته است.

همزمان با اعدام‌های گروهی در تابستان سال ۶۷، شمار دیگری از زندانیان در زندانهای کردستان با مجازات مرگ روبرو شدند که از تعداد دقیق آنها نیز مانند موارد قبلی اطلاعی در دست نیست.

اخیرا بنیاد عبدالرحمان برومند، که از جمله اعدام‌های سیاسی در ایران را مستند می‌کند، تلاش‌هایی را برای مستندسازی جداگانه اعدام و کشتارهای فراقضایی در کردستان آغاز کرده، اما از آنجا که همچنان در دست بررسی و تحقیق هستند، نتایج آن هنوز منتشر نشده است.

رویا برومند، مدیر این بنیاد به من گفت تا به امروز ما برای سالهای ۱۹۸۰ـ ۱۹۹۰توانسته‌ایم ۲۴۰ مورد از اعدام‌های سیاسی را ثبت کنیم. او می‌گوید سرگذشت افرادی که اعدام شده‌اند از منابع منتشر شده و در مصاحبه و تماس با بازماندگان و فعالان کرد در حال تدوین است، ولی بدون کمک خانواده و دوستان و همبندی‌ها، جمع‌آوری اطلاعات به کندی پیش می‌رود و مقدار اطلاعاتی که ما تا به حال جمع آوری کرده‌ایم با ابعاد “فاجعه کردستان” قابل مقایسه نیست.

در مواردی که افراد وابسته با تشکل‌های سیاسی بودند، امکان ثبت اسامی آنها در آرشیو احزاب بیشتر است اما نهادهای حقوق بشری می‌گویند که تعداد زیادی از این اعدام‌ها مربوط به افرادی می‌شود که فعالیت سیاسی یا نظامی خاصی نداشتند و به نظر می‌آید که چندان هم مرتبط با احزاب نبوده‌اند.

رویا برومند می‌گوید به غیر از وقایع شناخته شده‌ همچون کشتار قارنا، موارد دیگری نیز به بیناد برومند گزارش شده است. برای مثال دەها نفر از ساکنین یک محله در مهاباد دستگیر و به صورت تنبیهی و احتمالا در رابطه با یک درگیری که در آن شرکت نداشته‌اند اعدام شده‌اند، که به گفته او نشانه بارزی است از اینکه تعداد اعدام شهروندان عادی به هیچ‌وجه پایین نیست.

گرچه به صورت عمومی دسترسی به اطلاعات دقیق و جزئیات مربوط به مجازات مرگ، خصوصا در رابطه با زندانیان سیاسی آسان نیست، اما این دشواری در کردستان به علت فضای امنیتی آن دو‌چندان است.
اعدام‌های فرا سیاسی و فرا حزبی

بر اساس مستنداتی که در آرشیو احزاب مخالف کرد وجود دارد، در سا‌‌‌‌‌‌لهای بعد از دهه شصت نیز اعدام‌های سیاسی ادامه داشت،‌ اما شمار آنها با آنچه در آن دهه رخ داد قابل مقایسه نیست.

دلیل اصلی اعدام‌های سالهای آغازین انقلاب و پس از آن دهه شصت در کردستان که از اساس با اعدامهای سراسری در دهه شصت تفاوت داشت، وجود یک جنبش سیاسی فراگیر بود که بیشتر در فرم تحزب و فعالیت‌های تشکیلاتی، سیاسی و نظامی نمود داشت،‌ اما وسعت سرکوب سیاسی و نظامی مطالبات بخش‌های زیادی مردم در کردستان، نشان می‌دهد که ابعاد آن فراتر از احزاب بوده است.

پیشینه چندین دهه مبارزه متفاوت کردها از اعتراضات سراسری در زمان حکومت پهلوی، وجود احزاب قدرتمند و دارای نفوذ اجتماعی، فراگیری مطالبات کردها و منطقه‌ای بودن مساله کرد، شاید از جمله دیگر دلایلی است که باعث توسل نظام تازه استقرار یافته جمهوری اسلامی به سیاست اعدام در سالهای آغازین انقلاب و دهه پس از آن شد.
دین، روحانیون و مجازات مرگ

نظام جمهوری اسلامی که یک نظام ایدئولوژیک مذهبی و مبتنی بر دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری است در تمام این سا‌لها از جهت دیگری نیز نسبت به کردها احساس خطر می‌کرد. تعداد زیادی از کردهای ایران مسلمان و اهل سنت بودند و گرچه گرایش عمومی به مذهب در این منطقه نسبت به سایر نقاط ایران کمتر بود، اما همین میزان کافی بود که حکومت به لحاظ مذهبی از جانب کردها احساس خطری دو چندان کند.

یکی از تلاش‌هایی که حکومت برای مشروعیت بخشی به سیاست اعدام در کردستان پیش گرفت تلاش برای احاله مسئلە کردستان بە مسئلە مذهبی بود. بر این اساس سپاه پاسدران نیز در همان دوره سازمان “پیشمرگان مسلمان کرد” را تاسیس کرد.

این درحالیست که شواهد نشان می‌دهد گفتمان کردها در آن دور رنگ و بویی دینی یا مذهبی نداشته است. روحانیون کردستان آن زمان بە نمایندگی شیخ عزالدین حسینی بخشی از قیام کردستان در هر دو دوره نظام شاهنشاهی و نظام مذهبی بعدی بودند. این طیف حامل گفتمانی سکولاریستی و معتقد به جدایی دین از دولت بودند. گرچه نباید نادیده گرفت که گروه مکتب قرآن به رهبری احمد مفتی‌زاده، که گروهی اسلامی و معتقد به تشکیل حکومت اسلامی بود ابتدا موافق اما بعدها به بخشی از مخالفین نظام تبدیل شدند.

بر اساس پاره ای مستندات، تعدادی از روحانیون پیرو شیخ عزالدین حسینی در آن دوره در حال جمع آوری امضا برای طوماری دستگیر شدند که علیه مجازات مرگ زندانیان سیاسی تدوین شده بود. تعدادی از همین روحانیون نیز در همان سالها از آیت الله خلخالی حکم اعدام گرفتند. این در حالی بود که رهبران مذهبی نظام در صدد یافتن مستمسک‌های دینی برای توجیه احکام اعدام بودند.

آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در روز ۲۱ مرداد ۱۳۵۸ تنها یک هفته قبل از صدور دستور مداخله تمام عیار نظامی در کردستان، به گروهی از آموزگاران مسلمان در مورد یک “دشمن مشترک” اخطار داد و گفت: “اینها از اسلام می‎ترسند. اینها از قوانین اسلام می‎ترسند. اینها می‎خواهند که اسلام نباشد، گرچه هر چیز دیگری باشد و این توطئه است. از آن وقتی که توطئه شد دیگر ما نمی توانیم تا آخر تحمل کنیم و توطئه‎ها را بپذیریم. مسئله، مسئله اسلام است و مسئله مصالح مسلمین و اسلام. ما نمی توانیم مسامحه کنیم.”

تنها چند روز پس از این اظهار نظر نیروی‌های دولتی وارد کردستان شدند و جنگ کردستان آغاز شد. این هشدار را هم می‌توان تلاش دیگری برای توجیه سرکوب با توسل به “مصالح مسلمین” دانست.

مسامحه ناپذیری آیت‌الله خمینی در طول حیات او، موجب اتخاذ و تثبیت سیاستی شد که کردها، که تا کنون نیز از مطالبات خود کوتاه نیامده‌اند، از سیاست اعدام و سرکوب مصون نمانند.

No responses yet

Mar 12 2013

«نحوه دستگیری خسرو و مسعور کردپور، نوعی آدرم‌ربایی‌ست»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: جعفر کردپور برادر خسرو و مسعود کردپور که اخیرا در مهاباد بازداشت شدند در گفت‌وگو با دویچه وله ضمن ابراز نگرانی و بی‌خبری از وضعیت برادران‌اش، نحوه دستگیری آن‌ها توسط ماموران اطلاعات مهاباد را به آدم‌ربایی تشبیه می‌کند.

به گفته جعفر کردپور ماموران اداره اطلاعات مهاباد، پنج‌شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ خسرو کردپور، روزنامه‌نگار و مدیر آژانس خبری “موکریان” را در دندانسازی بازداشت می‌کنند.

وی می‌افزاید، ماموران همراه با خسرو کردپور به منزل او می‌روند و حین تفتیش منزل، خسرو کردپور را مورد ضرب و شتم قرار داده و کامپیوتر، موبایل شخصی او و همسرش را با خود می‌برند. ماموران اداره اطلاعات سپس خسرو کردپور را با خود به مکان نامعلومی می‌برند.

روز شنبه ۱۷ اسفند، مسعود کردپور روزنامه‌نگار و برادر خسرو کردپور برای اطلاع از وضعیت برادر خود به اداره اطلاعات مهاباد مراجعه می‌کند اما ماموران اداره اطلاعات مسعور کردپور را هم بازداشت کرده و با خودرو به مکان نامعلومی منتقل می‌کنند.

جعفر کردپور به دویچه‌وله می‌گوید فعالیت‌های خسرو و مسعود کردپور آشکار و علنی بوده و نیازی به برخوردهای غیراخلاقی برای دستگیری برادرنش نبوده چرا که اگر آن‌ها را احضار می‌کردند، آن‌ها خود مراجعه می‌کردند.

جعفر کردپور ادامه می‌دهد معلوم نیست به چه علت و به چه اتهامی خسرو و مسعود کردپور دستگیر شده‌اند و الان در کجا نگهداری می‌شوند.

«نگرانی خانواده مسعود و خسرو کردپور از وضعیت آن‌ها»

به گفته جعفر کردپور وقتی اعضای خانواده درباره چرایی دستگیری خسرو و مسعود کردپور به دادستانی مراجعه می‌کنند، دادستان هم اظهار بی‌اطلاعی کرده است. او اضافه می‌کند در ایران گاهی اوقات نیروهای خودسر کاری می‌کنند که بعد مسئولان هم نمی‌توانند جبران کنند و همین علت نگرانی خانواده مسعود و خسرو کردپور است.

آن‌طور که جعفر کردپور می‌گوید، خسرو و مسعود کردپور هیچ کار غیرقانونی انجام نداده‌اند. او می‌گوید: «برادرانم فعالیت حقو‌ق‌بشری می‌کردند و پیگیر وضعیت زندانیان بوده‌اند.»

از نظر جعفر کردپور، هدف از این دستگیری‌ها ایجاد رعب و وحشت میان مردم است. بنا بر گزارش‌ رسانه‌های حقوق‌بشری، هم‌زمان با دستگیری‌های اخیر خسرو کردپور، قاسم احمدی از اعضای شورای سردبیری فصلنامه “روژه‌ف” نیز دستگیر شده است.

جعفر کردپور می‌گوید اگر ماموران امنیتی جوابی درباره دلیل بازداشت، اتهام و مکان نگهداری مسعود و خسرو کردپور ندهند، خانواده مسعود و خسرو کردپور از حکومت جمهوری اسلامی به اتهام آدم‌ربایی به مراجع بین‌المللی شکایت خواهد کرد.

No responses yet

Jan 11 2013

گمانه‌زنی‌ها پیرامون قتل سه فعال زن کرد در پاریس

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: نخست وزیر ترکیه ابراز نگرانی کرده که قتل سه زن فعال کرد در مرکز کردها در پاریس به‌منظور برهم زدن گفت‌وگوها با اپوزیسیون کرد ترکیه بوده است. هم‌زمانی این قتل با مذاکرات دولت ترکیه با اوجالان چنین گمانی را تقویت می‌کند.

بامداد پنجشنبه (۱۰ ژانویه/۲۱ دی) جسد سه زن فعال کرد اهل ترکیه در مرکز کردها در پاریس پیدا شد. همه‌ی آنان از ناحیه‌ی سر هدف گلوله قرار گرفته‌ بودند. به گفته‌ی پلیس فرانسه، شواهد و قرائن حاکی از قتلی حرفه‌ای با انگیزه‌های سیاسی است. احتمال داده می‌شود این قتل بعداز ظهر چهارشنبه صورت گرفته است.

چگونگی قتل سکینه جانسیز(عکس بالا نفر اول از چپ) و دو همکار مرکز کردها در پاریس به نام‌های فیدان دوگان و لیلا سلیماز نشان از حرفه‌ای بودن قاتلان و سیاسی بودن این جنایت دارد.

DW.DE
قتل سه زن فعال کرد در پاریس

جسد سه زن فعال کرد اهل ترکیه در مرکز کردها در پاریس پیدا شد. همه‌ی آنان از ناحیه‌ی سر هدف گلوله قرار گرفته‌اند. به گفته‌ی پلیس فرانسه، شواهد و قرائن حاکی از قتلی با انگیزه‌های سیاسی است.

چند هفته است که گفتگوهای صلح میان “حزب کارگران کردستان ترکیه”، “حزب صلح و دمکراسی” و سازمان امنیت ترکیه به نمایندگی از سوی دولت شروع شده است.

برخی بر این باورند که کشتن این سه فعال کرد، با هدف کارشکنی در راه گفتگوهای صلح بوده است. چند روز پیش یکی از نمایندگان مجلس ترکیه و عضو حزب دست راستی “جنبش ملی” خواستار از بین بردن کادرهای “پ.ک.ک.” در اروپا شده بود.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه خواستار حفظ آرامش شده تا عوامل پشت پرده و علت قتل این سه نفر مشخص شود. وی گفته است که دولت ترکیه گفت‌وگوهای خود با عبدالله اوجالان را ادامه خواهد داد تا به نتیجه مطلوب برسد. “نتیجه مطلوب” از نظر اردوغان، دست کشیدن حزب کارگران کردستان ترکیه از مبارزه مسلحانه است.

تیری فرانگولی، قاضی فرانسوی و مسئول امور ضد ترور چندی پیش اعلام کرد که چهار قاضی، هشت دادستان و ۲۸ کمیسار در ارتباط با مسئله کردها در فرانسه در حال فعالیت‌ هستند.

سوال این جاست که چگونه تحت این شرایط امنیتی، چنین قتلی رخ داده است. سخن وزیر کشور فرانسه گفته است تصور نمی‌شد چنین اقدامی امکان‌پذیر باشد.

از چند هفته پیش دولت ترکیه گفتگوهایی را با عبدالله اوجالان، رهبر پ.ک.ک شروع کرده است از چند هفته پیش دولت ترکیه گفتگوهایی را با عبدالله اوجالان، رهبر پ.ک.ک شروع کرده است

سکینه جانسیز کیست؟

این‌که هرسه قربانی زن هستند نیز هم جای پرسش دارد. برخی گمان می‌‌برند این اقدام برای ایجاد رعب در میان فعالان کرد زن است. زنان در احزاب کردی نقشی پررنگ و حضوری فعال دارند.

مهم‌ترین چهره در میان این قربانیان “سکینه جانسیز”، از نادر بنیانگذاران در قید حیات حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک.) بوده است. جانسیز ۵۵ ساله از وفاداران به عبدالله اوجالان، رهبر این سازمان مسلح کرد ترکیه بود.

در واقع سکینه جانسیز یگانه زن باقی‌مانده از هیئت مؤسسان حزب کارگران کردستان ترکیه بود که در سال ۱۹۷۸ پایه‌گذاری شد. از آن پس این حزب برای ایجاد یک دولت مستقل و یا خودمختار کرد، جنگی خونین علیه حکومت ترکیه به‌راه انداخت.

به گزارش خبرگزاری آلمان، سکینه جانسیز در سال ۱۹۵۸ در استان تونجلی به دنیا آمد. رسانه‌های ترکیه می‌نویسند که او در سال ۱۹۷۹ در دیاربکر دستگیر و شکنجه شد. وی شهرت داشت که در زمان حکومت نظامیان در ترکیه زیر شکنجه مقاومت کرده است.

جانسیز در سال ۱۹۹۱ پس از آزادی از زندان بار دیگر به پ.ک.ک. پیوست و در شماری از کشورهای خاورمیانه به نام مستعار “سارا” به فعالیت خود ادامه داد.

جانسیز در سال ۱۹۹۸ از فرانسه پناهندگی گرفت. وی در مصاحبه‌های اخیرش از نقش خطیر زنان در مبارزه‌شان برای آزادی سخن گفته است.

رسانه‌های ترکیه می‌نویسند که سکینه جانسیز با رهبری پ.ک.ک. اختلاف داشته، به‌طوری‌که او را مجبور کرده بودند مسئولیت‌هایی در سطوح پایین را برعهده گیرد.
حزب کارگران کردستان ترکیه از دهه هشتاد تا کنون برای خودمختاری بیشتر کردها در ترکیه می‌جنگد. در این جنگ تاکنون ۴۰ هزار نفر کشته شده‌اند. حزب کارگران کردستان ترکیه از دهه هشتاد تا کنون برای خودمختاری بیشتر کردها در ترکیه می‌جنگد. در این جنگ تاکنون ۴۰ هزار نفر کشته شده‌اند.

ردپای ترکیه؟

جانسیز برای دولت ترکیه چهره ناشناخته‌ای نبود. برخی بر این باورند که دولت ترکیه پشت این ترور است و هدفش برداشتن یک نماینده سرشناس پ.ک.ک. بوده است. اما آنکارا از چنین تروری آن هم در خاک یک کشور اروپایی چه سودی می‌تواند ببرد؟

از نظر کارشناسان، دولت ترکیه در شرایط مذاکرات صلح نمی‌تواند انگیزه‌ای برای دست زدن به چنین اقدامی داشته باشد.

گروهی دیگر به این واقعیت اشاره می‌کنند که مذاکرات صلح در ترکیه مخالفانی هم داشت و نباید فراموش کرد که مذاکره با اوجالان و یا آزادی او خشم خیلی از ترک‌ها را برخواهد انگیخت.

افراطی‌های درون پ.ک.ک.؟

باید پرسید، اگر دولت ترکیه دستی در این قتل نداشته، آیا سرنخ به پ.ک.ک. و نیروهای افراطی درون آن می‌رسد ؟ گروهی این گمانه را به واقعیت نزدیک‌تر می‌دانند، از جمله سخنگوی حزب حاکم در ترکیه.

حسین چلیک، سخنگوی دولت می‌گوید که در گذشته نیز از این گونه حذف‌های خونین در درون شورشیان به کرات رخ داده است.

به نظر کسانی که این گمانه را محتمل می‌دانند، قتل جانسیز در حقیقت پیامی است به اوجالان.

حزب کارگران کردستان ترکیه از دهه هشتاد تا کنون برای خودمختاری بیشتر کردها در ترکیه می‌جنگد. در این جنگ تاکنون ۴۰ هزار نفر کشته شده‌اند.

روز پنجشنبه (۱۰ ژانویه) در تظاهراتی که در پاریس برگزار شد، هواداران این حزب با پرچم‌هایی با تصویر اوجالان به نشانه اعتراض به قتل سه فعال کرد زن به خیابان‌ها آمدند.

No responses yet

Jan 02 2013

مذاکره میان مسئولان امنیتی ترکیه و رهبر پ‌ک‌ک

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: مسئولان امنیتی ترکیه با عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ‌ک‌ک، در هفته گذشته مذاکره کردند. به گفته یک مقام ارشد ترکیه، هدف از این گفت‌وگو خلع سلاح پ‌ک‌ک بوده، اما وی تصریح کرد که پیروزی نظامی بر این گروه نیز متصور نیست.

به گزارش خبرگزاری‌های بین‌المللی، دولت ترکیه در پی یافتن راه‌حلی برای خلع سلاح شورشیان کرد با عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) مذاکره کرده است.

روزنامه “حریت” چاپ ترکیه به نقل از یالچین آکدوغان‌، مشاور ارشد رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر این کشور می‌نویسد که امکان پیروزی نظامی بر گروه پ‌ک‌ک وجود ندارد.

به گفته رسانه‌های ترکیه این مذاکرات که به مدت چهار ساعت به طول کشیده از سوی مسئولان امنیتی ترکیه در زندان صورت گرفته است. به گفته آکدوغان «هدف از این مذاکرات خلع سلاح پ‌ک‌ک بوده است.»

سال ۲۰۱۲، سالی ناموفق برای پ‌ک‌ک

به گفته مقامات ترکیه، پ‌ک‌ک وعده داده بود که این گروه در سال ۲۰۱۲ میلادی به پیروزی خواهد رسید، اما واقعیت‌های موجود خلاف آن را نشان می‌دهند. در سال ۲۰۱۲ حدود هزار و ۴۵۰ جنگجوی کرد کشته شدند. مسئولان ترکیه می‌گویند که سال ۲۰۱۲ “سال شکست” برای پ‌ک‌ک محسوب می‌شود.

مذاکرات میان مسئولان ترکیه و اوجالان در روز ۲۳ دسامبر صورت گرفته است. عبدالله اوجالان در سال ۱۹۹۹ به جرم “خیانت به کشور” در دادگاه محکوم شد و هم اکنون در زندانی در جزیره‌ای در دریای مدیترانه دوران محکومیت خود را سپری می‌کند.
نبردهای خونین میان ارتش ترکیه و پیکارجویان پ‌ک‌ک در مناطق مرزی نبردهای خونین میان ارتش ترکیه و پیکارجویان پ‌ک‌ک در مناطق مرزی

چندی پس از دستگیری اوجالان، گروه پ‌ک‌ک اعلام کرد که رهبر جدیدی برگزیده است، اما ناظران سیاسی بر این باورند که عبدالله اوجالان رهبر بانفوذ و بلامنازعه پ‌ک‌ک محسوب می‌شود و تنها به دلیل حبس اوجالان رهبری موقت به مراد کارایلان محول شده است.

سربازان ترک در روز دوشنبه (۳۱ دسامبر/۱۱ دی) با انجام عملیاتی موفق شدند که دست‌کم ۱۰ شورشی مسلح کرد را از پای در آورند. در دیاربکر در جنوب شرقی ترکیه نیز یک انبار مهمات و سلاح به دست نیروهای نظامی افتاد.

به گفته مقامات رسمی ترکیه، عملیات نظامی روز دوشنبه بطور عمده علیه پ‌ک‌ک و جنگجویان مسلح این گروه بوده است.

گسترش فعالیت‌های سیاسی و نظامی پ‌ک‌ک در منطقه

ترکیه، آمریکا و اتحادیه اروپا پ‌ک‌ک را یک گروه تروریستی می‌دانند و فعالیت‌های این گروه در کشورهای فوق ممنوع است. پ‌ک‌ک و دیگر گروه‌های کرد دولت ترکیه را متهم می‌کنند که حقوق اساسی مردم کردستان را نادیده می‌گیرد و در حق آنان تبعیض روا می‌داد. پ‌ک‌ک خواهان تشکیل دولت مستقل کردستان است.

روزنامه آلمانی “برلینر تسایتونگ” درباره مذاکرات اخیر می‌نویسد: «رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه، چراغ سبز برای انجام مذاکره با عبدالله اوجالان را داده است. اعتصاب غذای ۹ هفته‌ای زندانیان کرد در نوامبر ۲۰۱۲ و دستور اوجالان برای پایان‌دادن به این اعتصاب نشان داد که نفوذ وی همچنان پابرجاست. به نظر می‌رسد که پایان‌دادن به مبارزه مسلحانه بدون توافق با اوجالان، دشمن شماره یک ترکیه، ممکن نیست.»

پ‌ک‌ک با ایجاد گروه‌های نزدیک به خود، تحت نام‌های مختلف در کشورهای ایران، عراق و سوریه نیز فعالیت می‌کند. پیچیدگی شرایط سبب ائتلاف‌های موقت و متناقضی میان پ‌ک‌ک و دولت‌های منطقه می‌شود. بطور مثال از آنجایی که دولت ترکیه مخالف سرسخت رژیم اسد در سوریه به شمار می‌آید، گروه پ‌ک‌ک و شاخه سوری آن، “حزب اتحاد دمکراتیک” (PYD) وارد توافقاتی نانوشته با حکومت سوریه شده است. گروه پژاک نیز به عنوان شاخه تشکیلاتی و عملیاتی پ‌ک‌ک در ایران محسوب می‌شود.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .