اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jan 16 2018

بیانیه ۱۶ اصلاح طلب دروغگو!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش ::

گویانیوز: جنبش اعتراضی چهره بازیگران را عریان تر نمود. آیت الله خامنه‌ای و بیت ولایت فقیه و پاسداران و نظام قضایی لاریجانی با دستگیری بیش از هزار معترض و کشتار ۲۳ نفر و تبلیغات دروغ علیه تظاهرکنندگان، نشان دادند که از نظر آنها برای حفظ نظام مطلقه دینی و منافع طبقه فاسد رانت خوار راهی جز سرکوب وجود ندارد. دستگاه حوزوی و شخصیت‌های ایدئولوژیک مانند حسین شریعتمداری و علمای دینی مانند احمد جنتی آشکارا نشان دادند که برای حفظ اسلام و جمهوری اسلامی، قادرند هر جنایتی را توجیه ایدئولوژیک نمایند. اصلاح طلبان حامی و شریک حکومت نیز با لجن پراکنی علیه مردم معترض و «کرکس» خواندن آنها با تمام قوا به حمایت از جمهوری اسلامی و اسلام و ظلم ستمگران حکومتی پرداختند. حال پس از سرکوب و فروکشی اعتراض، بیانیه‌ای از جانب شانزده نفر اصلاح طلب منتشر می‌شود تا حقیقت واژگونه نشان داده شود و بدی مطلق، قابل اصلاح معرفی شود. هدف این نوشته نقد این بیانیه است.

اسلام عامل تجزیه و اسارت

بیانیه با «بسم الله» آغاز می‌شود. قرآن یک دکترین سیاسی و دینی تبعض گرا می‌باشد و الله یک خدای خشمگین و قهار و ظالمی که جز مومنان تسلیم شده خود را، کسان دیگر را دوست ندارد و بلکه بر عکس، فرمان قتل و شکنجه آنها را میدهد. بنابراین الله اصلاح طلبان و اصولگرایان نه بخشنده بلکه ستمگر است. سپس بیانیه می‌نویسد که «دغدغه‌ها و تحلیل‌ها و هشدارهای» اصلاح طلبان که «علاقمند به اسلام و ایران و انقلاب» هستند، همیشه از خیر خواهی ناشی می‌شود. دغدغه اصلی اصلاح طلبان در واقع حفظ اسلام و انقلاب اسلامی است. بطور مسلم این نخبگان اصلاح طلب دارای رفتار آگاهانه بوده و بی خبر از اسلام نیستند. اسلام برای آنها یک رانت ایدئولوژیک است که هستی اجتماعی و روانی و سرمایه آنها را تعریف می‌کند. اسلام برای حکومتی‌ها و اصلاح طلبان یک کالای بازاری که بیشترین سود را برای آنها فراهم می‌سازد. حال آنکه اسلام برای ایران یک فاجعه تاریخی است و استعمار امپریالیستی اسلام از زمان پیامبر جز تجاوز و بردگی و غارت هدف دیگری تعقیب نکرده است. تحلیل علمی تاریخ نشان می‌دهد که ایرانزمین در برابر هجوم عرب باخت و دستخوش از خودبیگانگی هویتی شد. بنابراین زمانیکه اصلاح طلبان از اسلام دفاع می‌کنند آیا دچار فراموشی شده‌اند و یا استقلال ایران برایشان اهمیتی ندارد؟ چه کسی میتواند همخوانی منافع ایرانزمین و فرهنگ و تمدن ایرانی را با قرآن و اسلام مستدل سازد؟ هیچ فکر عقلانی و آزاده‌ای نمی‌تواند به تائید همسوئی اسلام با منافع ایرانزمین برسد. تنها یک ذهنیت استعمارزده و ازخودبیگانه قادر است این تناقض آشکار را نادیده بیانگارد. اسلام نمی‌تواند بیانگر مصالح ملی باشد زیرا در تاریخ بیانگر یک تجاوز است و امروز این ایدئولوژی تبعیض در برابر منافع مشترک ایرانیان قرار می‌گیرد. بیانیه ادعا دارد که جریانهای اصلاح طلب همیشه منافع و مصالح ملی را ترجیح داده‌اند. این ادعا در تناقض با ذهنیت اصلاح طلب است زیرا دفاع از اسلام در تضاد با مصالح ملی و هویت ملی و تمدن ما قرار می‌گیرد. دفاع از اسلام و انقلاب ۵۷ از جانب اصلاح طلبان، دفاع از امتیازات گوناگون آنهاست.

ذهنیت نفی منافع ایرانی، همانا ذهنیت اصلاح طلبان است. برای اصلاح طلبان منافع و مصالح ملی اولویتی ندارد، زیرا اولویت برای آنها همان اسلام است. کجای قرآن و اسلام و شیعه گری در راستای فرهنگ اوستایی و مهرگان و نوروز و الگوی سیاسی باستانی و منشور کورش و نیز خردگرایی مدرن و همبستگی همه مردمان ایران قرار می‌گیرد؟ هیچ کجا. برای اصلاح طلبان آزادی و دمکراسی در ایران اهمیتی ندارد. با اسلام بمثابه دین سیاست و اجتماع، راه به آزادی ناممکن است. اسلام و قرآن عبارت از توتالیتاریسم هولناکی است که ذهن و فکر آزاد را نابود می‌کند. برای اصلاح طلبان دمکراسی نیز معنایی ندارد و خواست واقعی آنها جابجایی در همین الگوی ولایت فقیهی است. مگر دمکراسی در دکترین شریعت و در فقه شیعه و در قانون اساسی جمهوری اسلامی میسر است؟ نه هرگز. حال آنکه ما میدانیم که اصلاح طلبان چهل سال است که جمهوری اسلامی را با اصولگرایان رنگارنگ تقسیم کرده‌اند و در باره پلشتی ولایت فقیه سکوت کرده‌اند و یا کرنش کرده و نماز خوانده‌اند. بطور مسلم میتوان مسلمان بود و ذهنیتی لائیک داشت و طرفدار دمکراسی بود. ولی دکترین اسلام در تناقض با دمکراسی است. ما میدانیم که ایدئولوگهای اصلاح طلب به اسلام سیاسی ایرادی ندارند و کماکان در پی حقنه کردن این ایدئولوژی سامی بر میهن ما هستند حال آنکه اسلام پس از چهل سال پراتیک و تجربه بیش از پیش از اعتبار افتاده و به حاشیه رانده می‌شود. ذهن توده در اسارت این دین میماند و جامعه سنگینی آنرا بشدت حس خواهد کرد ولی بخش آگاه جامعه در روند جدایی از این دین قرار گرفته است.
خشونت گر کیست: مردم یا حکومت؟

بیانیه می‌گوید اصلاح طلبان از مطالبات مردم و حق اعتراض مسالمت آمیز آنها دفاع می‌کنند. این خودستایی پایه‌ای ندارد. این افراد در کجا و چگونه از مبارزات و اعتصابات متعدد کارگران علیه بیکاری و پایمال شدن حقوق انها دفاع کرده‌اند؟ این افراد کجا و چه هنگامی از مبارزات مسالمت آمیز مدافعان محیط زیست و کنشگران مدافع دریاچه ارومیه دفاع نموده‌اند؟ این افراد کجا و چگونه از کشاورزان اصفهان که با خشکی زاینده رود ورشکسته شدند و یا از شهروندان اهوازی در مبارزه علیه آلودگی هوا، حمایت کرده‌اند؟ این افراد کجا و چه زمانی از خواستهای مکرر نویسندگان و روشنفکران و سینماگران علیه سانسور و اختناق پشتیبانی نمودند؟ این افراد کجا حجاب اجباری زنان را مورد انتقاد قراردادند و از آزادی کامل زن دفاع کردند؟ این افراد ادعا دارند که از حق اعتراض دفاع می‌کنند ولی مخالف اقدام خشونت آمیز هستند. این افراد نشریات بسیاری را در کنترل دارند، در کنفرانس‌های متعددی شرکت میکنند، ولی هیچگاه ما صدای آنها را برای حق سندیکایی و برای حق تشکیل احزاب و سازمانهای مستقل و برای حق انتقاد آزاد بر اسلام و ولایت فقیه نمی‌شنویم.

سپس بیانیه می‌نویسد اصلاح طلبان همیشه «هرگونه اقدامات خشونت آمیز و آشوب طلب» را مورد انتقاد قرار می‌دهند. البته منظور این افراد اینستکه مبارزات اخیر مردم «خشونت آمیز و آشوب طلب» بوده است. اول آنکه من طرفدار مبارزات آرام و مسالمت آمیز هستم و آیده آل آنست که مبارزات در چارچوب قانونی و مسالمت آمیز باشد. ولی این امر دو شرط می‌طلبد: از یکسو فرهنگ مدنی و قانوگرایی و از سوی دیگر وجود یک نظام دمکراتیک و قانونی که قاعده را می‌پذیرد. استبداد شیعه حاکم بر ایران کجا و چه زمانی دمکراتیک عمل کرده است؟ هیچگاه، زیرا در ذات خود مستبد است. اصلاح طلبان این واقعیت خشونتبار را میدانند ولی آگاهانه پنهانکاری کرده و دروغ می‌گویند. آتش زدن پوسترهای منحوس آیت الله خامنه‌ای نشانه خشونت نیست. وجود این عکسهای عظیم که با پول کشور ساخته و نصب شده‌اند جز توهین به شرافت مردم و خشونت سمبولیک چیز دیگری نیست. چرا اصلاح طلبان بدان اعتراض ندارند؟ حمله به مراکز بسیج جنبه واکنشی داشته زیرا اغلب موارد این مراکز جاسوسی، کانون حمله مسلحانه نسبت به تظاهرکنندگان بوده است. حمله به مسجد و محل زیارت، چه بسا اقدامات تحریک انگیز عوامل حکومتی بوده است. اینگونه افراد که در زمان شاه سینمای رکس آبادان را با صدها تماشاگر به آتش کشیدند امروز هم قادرهستند هرجنایت دیگری را بانجام برسانند.

نکته دوم آنکه در بیانیه خشونت دولتی و اسلامگرایان علیه ملت بفراموشی سپرده شده است. این اصلاح طلبان چرا در مورد اعدامهای سالهای شصت سکوت کردند؟ این افراد چرا در باره قتلهای سیاسی و شکنجه روشنفکران و دانشجویان اعتراض نکردند؟ این افراد چرا خواستار بارزسی زندانهای ایران از جانب شخصیت‌های مستقل و نهادهای حقوق بشری بین المللی نشدند؟ این افراد چرا علیه بسیجی‌ها که جوانان و زنان را بستوه آورده‌اند، اعتراض نمی‌کنند؟ خشونت نهادهای نظامی و شبه نظامی و جاسوسی جمهوری اسلامی روزمره است، پس چرا اصلاح طلبان خفه خون گرفته‌اند؟ پاسخ ساده است زیرا این گروه اجتماعی هستی سیاسی و اجتماعی خود را وابسته به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه می‌بیند. این افراد شریک در سیاست و مدیریت این جامعه هستند و خود را هم شرنوشت آیت الله‌ها می‌بینند. در میان آنها هستند کسانی که با شیوه تروریستی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و آبروی ایرانیان را در جهان ریختند، هستند کسانی که در گذشته پاسدار بوده‌اند، آنها همه مدافع امام خمینی‌اند و فرمان کشتار او را تائید نمودند. این افراد حالا ادعای تحول و اصلاح طلبی دارند. اینکه افراد متحول بشوند، خارج از تصور و واقعیت اجتماعی نیست. ولی هر تغییری بیان دمکراسی خواهی و آزادی طلبی و شجاعت و اخلاق اجتماعی نیست. اصلاح طلبان ایران شریک جرم هستند، دروغگو هستند و قابل اعتماد نیستند. این افراد علیه اعتراض‌های اخیر فحاشی نمودند برای اینکه تظاهرگنندگان فریاد زدند: اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمام شد ماجرا. در این رویداد اخیر بخشی از توهم جامعه نسبت به اصلاح طلبان فرو ریخت.
فساد و انحصار، ذات رژیم است

بیانیه می‌نویسد: «البته ریشه بسیاری از این مسائل و مشکلات در ناکارآمدی و نظارت‌ناپذیری، فساد و انحصارگری است.». آقایان اصلاح طلب ریشه مسائل ایران در وجود جمهوری اسلامی و حاکمیت آخوندیسم و ولایت فقیه آقای خامنه‌ای است. چرا این حقیقت را بزبان نمی‌آورید؟ فساد چیست؟ فساد سیاسی همان استبداد فردی و فقدان پلورالیسم سیاسی است، فساد اخلاقی همان چپاول پول کشور در راه منافع خانوادگی و زمین خواری‌های لاریجانی هاست، فساد معنوی همان استفاده از پول مردم زحمتکش برای تبلیغ خرافات و امامزاده‌های دروغین است، فساد قضایی همان عملکرد مافیایی قوه قضایی فاسدی است که زیر فرماندهی خامنه‌ای قرار دارد. فساد سیاسی و اقتصادی همان شرایط انحصاری در رانت خواری، همان رانت گیری رهبران این نظام و همان تبهکاری‌های مالیاتی بنیادها و آستان رضوی‌ها و انحصارگری سرداران سپاه در اقتصاد ایران است. آقایان اصلاح طلب چرا شفاف نیستید و کلی گوئی می‌کنید؟ مسئولان فساد و انحصار را نام ببرید و علیه آنها به افشاگری در سطح جهان دست بزنید. شما چنین نخواهید کرد زیرا بقای شما در ادامه همین رانت خواری و فساد است. چه بسا همه شما بهره اقتصادی در این نظام چپاول نداشته باشید ولی شما فاقد جرات هستید و کوتاه می‌آئید تا در این نظام زندگی کنید و از امتیازات آن برخوردار باشید.

بیانیه می‌نویسد: «متأسفانه فقدان تفاهم و توافق بر سر مسائل اساسی کشور و ضعف انسجام سیاسی و اجتماعی، موجب تشدید گسست‌های سیاسی و اجتماعی و دوگانگی در مدیریت اجتماعی کشور شده است.». خواست مرکزی اصلاح طلبان سهم بیشتر در قدرت است. این افراد اشاره به اختلاف اصولگرایان و رئیس جمهور و طرفداران رفسنجانی و محمد خاتمی و بقیه اصلاح طلبان در باره شیوه دولتمداری و تقسیم قدرت می‌کنند. آنها خواهان هماهنگی بیشتر بین امتیازداران هستند. دعوای قدرت بین جناحهای خودی‌ها چهل سال است که ادامه دارد. علیرغم تغییرات مقطعی و موقتی، همیشه ایران اسلامی جز استبداد ولایت فقیهی و جز تبعیض و سرکوب در قبال احزاب سیاسی و سیاسیون مخالف چیز دیگری نبوده است. این افراد سهم بری و سلیقه خود را معادل خواست تمام جامعه معرفی می‌کنند. حال آنکه چنین نیست. اصلاح طلبان باید جواب دهند چرا در این مملکت، جمهوری خواه سکولار و کمونیست و شاهنشاهی و ملی گرا و مسلمان مخالف ولایت فقیه و اکولوژیست و ناباور، نمی‌توانند آزادانه فعالیت داشته باشند. اصلاح طلبان پاسخ دهند چرا در این مملکت فقط شیعیان طرفدار ولایت فقیه حق دارند در قدرت دینی و امور مملکتی شرکت داشته باشند ولی گرایش‌های دینی دیگر مانند بهائیان و سنی‌ها و زرتشتیان و ارامنه و یهودیان و غیره از همه چیز محروم هستند؟ روشن است این افراد چیزی نمی‌گویند زیرا نفعشان در ادامه وضع اسارت آمیز کنونی است، آنها رقیب نمی‌خواهند، آنها خواهان حل اختلاف و تقسیم غنائم سیاسی و مالی و مقامات، بین خود و اصولگرا هستند.

بیانیه می‌نویسد: «هر چند وجه اقتصادی اعتراضات عمومی‌تر است، ولی ریشه حل مشکلات اقتصادی در اصلاحات سیاسی و گسترش و تقویت نظارت‌های مردمی» است. در تظاهرات اخیر ما شاهد خواستهای اقتصادی و اجتماعی مانند پرداخت دستمزد کارگران و حقوق بازنشستگان و حق مالباختگان و مخالفت با گرانی و اعتراض علیه بیکاری بودیم. در همین تظاهرات ما شاهد شعارهای سیاسی علیه ساختار حکومتی و ولایت فقیه و نظام سیاسی و علیه تاراج ثروت در منطقه برای کمک به حزب الله و رژیم اسد و سایر تبهکاران نیز بودیم. در این بیانیه چرا از این موارد صحبت نمی‌شود؟ اصلاح طلبان در مورد شعارها و خواستهای سیاسی سکوت میکنند زیرا خوششان نمی‌آید. اینهمه ثروت کشور برای سیاست استعماری جمهوری اسلامی در منطقه هدر می‌رود و این افراد سکوت می‌کنند. تظاهرکنندگان فریاد زدند مرگ بر خامنه‌ای، اصلاح طلبان ناراحت هستند زیرا نبود ولایت فقیه برای آنان نگران کننده است. تظاهرکنندگان گفتند نه اصولگرا و نه اصلاح طلب. این شعار یعنی کل هیات حاکمه فاقد مشروعیت می‌باشد و در فساد غوطه ور است. بنابراین اصلاح طلب سانسورگر سکوت میکند تا این شعار به شعار همه جامعه تبدیل نشود. تظاهرات اخیر یک بعد بزرگ سیاسی داشت و این ویژگی نفی جمهوری اسلامی را می‌طلبید. افزون برآنچه گفته شد حل مشکل اقتصادی در اصلاحات اصلاح طلبان نیست. الگوی اقصاد ایران ناسالم و انحصاری و رانتی است. این اقتصاد از رقابت سالم و اطلاعات لازم و تسهیلات سرمایه‌ای و دسترسی آسان به تکنولوژی‌های جدید وعلم مدیریت تازه محروم است. بنابراین مشکل در خود ساختار اقتصاد رانتی و فسیلی کنونی است. بخش خصوصی زیر فشار محدودیت‌ها و مداخله اداری و ایدئولوژیک توان خود را از دست داده است و کشاورزی زیر فشار واردات بی رویه رانت خواران استقلال خود را از دست داده است و اقتصاد رانتی فقط از مالیات و ارز نفتی فربه می‌شود. اصلاح طلبان مانند بخش دیگر هیات حاکمه در دگم‌ها و تعصبات دینی و ایدئولوژیک درجا میزند و فکر میکند راه حل مشکلات اقتصادی در اعتقادات پوسیده آنها نهفته است. آقایان حاکم، قدرت را رها کنید تا بشما نشان دهیم که اقتصاد متکی بر توسعه پایدار و اکولوژیکی، متکی بر تکنولوژی دیجیتالی و انرژی‌های پاک و متکی بر شایستگی‌های حرفه‌ای و مدیریت مدرن و پویا، چگونه قابل تحقق است. نکته اخر اینکه بیانیه از «تقویت نظارت‌های مردمی» حرف میزند. منظور از «تقویت» چیست و منظور از نظارت مردمی کدام است؟ کدام نهاد مستقل و خودمختار مردمی در ایران وجود دارد که این افراد در پی تقویت آنها هستند؟ انجمنهای اسلامی که جز جاسوسی و تبلیغ خرافه شیعه، کار دیگری نمی‌کنند. آنها یک سد در برابر روند دمکراتیک و شرکت آزادانه مردم قرار دارند. آقایان اصلاح طلب شرم کنید، شما فاقد درایت علمی و عقلانی برای هدایت کشور هستید، شما مانند بقیه حاکمان هستید. آزادی مردمان میهن ما، به نبود شما و شرکا در قدرت، وابسته است.
اصلاح طلبان مدافع استعمار در منطقه

بیانیه اعلام میکند: «دخالت‌های آمریکا و به ویژه رئیس جمهوری خارج از عرف آن، ‌ دونالد ترامپ، را در امور ایران به شدت محکوم می‌کنیم.». اصلاح طلبان همه چیز را ایدئولوژیک و وارونه جلوه می‌دهند و همانند اصولگرایان و ولی فقیه دارای سیستم تبلیغاتی یگانه می‌باشند. تاریخ ما کودتای سیای آمریکا علیه دولت دکتر مصدق را فراموش نخواهد کرد و البته این واقعه تاریخی نباید امروز مانعی در مناسبات دیپلوماتیک درست باشد. افزون بر آن سیاست دونالد ترامپ، در عرصه مسائل گرهی محیط زیست و گرمایش زمین و نیز در زمینه افزایش بهره برداری انرژی فسیلی و بالاخره در زمینه دیپلوماسی جهانی در انحراف کامل قرار دارد. ولی موضع گیری سیاسی تبلیغاتی رئیس جمهور آمریکا، مداخله محسوب نمی‌شود. تعرضات ایدئولوژیکی دو جانبه میان آمریکا و ایران، از یک سرشت هستند و در عرصه دیپلوماتیک قابل فهم‌اند. مداخله زمانی معنا دارد که به نفی تصمیم داخلی و مستقل یک کشور بیانجامد. بنابراین گفته اصلاح طلبان هیاهو علیه جنبش است. ولی باید یاد آوری کرد که اگر سیاست حمایتی فعال دولت کارتر نسبت به آیت الله خمینی نمی‌بود چه بسا انقلاب مذهبی در ایران صورت نمی‌گرفت، بله در اینجا مداخله گری معنا پیدا می‌کند. نکته دیگر اینکه اگر اصلاح طلبان نسبت به مداخله در یک کشور اینهمه حساسیت دارند چرا مداخله رژیم خامنه‌ای در سوریه و عراق و لبنان و یمن را محکوم نمی‌کنند؟ سیادت طلبی و دگماتیسم و فناتیسم و بی خردی حاکمان در ایران همیشه عاملی برای تشدید بحران میان ایران از یکسو و از سوی دیگر آمریکا و اسرائیل و اروپا و عربستان بوده است. ما نیازمند سیاست مسالمت آمیز هستیم حال آنکه جمهوری اسلامی نیازمند تحریکات و جنگ تبلیغاتی برای بقای خود می‌باشد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی توهین به یک سیاست صلح آمیز است و این امر در تناقض با منافع امروز و فردای ایران است. در این مورد چرا اصلاح طلبان سکوت می‌کنند و چرا از اقدامات مداخله جویانه سپاه قدس حمایت می‌کنند؟

بیانیه در پایان می‌نویسد: «از همه مسئولین کشور می‌خواهیم در جهت گشایش فضای گفت‌وگو، اظهار انتقاد و ابراز اعتراضات و رعایت حرمت و کرامت همه شهروندان اقدامات عملی صورت دهند.». آقایان اصلاح طلب، جامعه ایران تجربه «گفت و گوی» دوران محمد خاتمی را دید. در این نظام گفتگوی دمکراتیک پایدار و ساختاری ناممکن است. دین سالاری و دستگاه شیعه و آیت الله‌ها و توتالیتاریسم موجود خوانایی با فضای گفت و گو ندارد. سرشت حکومت دینی مطلقیت سیاسی و فکری است. جز استبداد و خرافه از دین و حکومت شما چیزی برنمی خیزد. بنابراین آقایان اصلاح طلب در پی گول زدن جامعه نباشید. شهروندان ایرانی باید بطرز قاطع بدانند که هیچ امیدی برای گشایش دمکراتیک در این نظام ولایت فقیهی وجود ندارد. کلید آزادی شهروندان ما در کسب استقلال فکری برای زیستن و حکومت کردن است. تا زمانی که جامعه زیر کنترل و سیادت دینی مستبدانه است، مردمان خوشبختی و آسایش را تجربه نخواهند کرد. تا زمانی که شهروندان ایران گرفتار سیاست اصلاح طلبان‌اند به دمکراسی و پایان ولایت فقیه نخواهند رسید. تجربه حملات اصلاح طلبان علیه جنبش مردمی نشان داد که آنها مدل حاکم را می‌خواهند. هر انتقاد و مبارزه‌ای که ساختار جمهوری اسلامی را نشانه بگیرد با مخالفت و ضدیت اصلاح طلبان روبرو خواهد شد.

در بطن جامعه تمایل فزاینده برای گذار از جمهوری اسلامی وجود دارد. در جنبش اخیر شعارهای اقتصادی و ساختار شکن وجود داشت و شعارهای موافق اسلام غایب بود. در این جنبش کل هیات حاکمه و قدرت سیاسی ولایت فقیهی مورد هدف قرار گرفته بود. این جنبش تجربه‌ای برای رفتار پخته تر و متین تر جهت دمکراسی و قدرت سیاسی سکولار بود.

جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه فرانسه

برچسب‌ها: اسهال طلب, جنایات رژیم, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, شورش, قیام

شما هم چیزی بگو

Jan 15 2018

دو نماینده مجلس از بی‌نتیجه ماندن درخواست بازدید از بازداشتگاه‌ها خبر دادند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش ::

خُسن آقا: مجلس وقتی شد مجلس روضه خوانی بجای مجلس قانونگذاری. یک زندان هم می‌تواند برای چنین مجلسی تره هم خرد نکند.
اگر چنین اتفاقی در یک کشور قانونمند دیگر افتاده بود، کل سیستم قضایی آن کشور را تعطیل می‌کردند بروند یه قل دو قل بازی کنند!
رادیو فردا: دو نماینده مجلس شورای اسلامی از بی‌نتیجه بودن درخواست نمایندگان مجلس برای بازدید از زندان اوین خبر داده‌اند و در این زمینه علی مطهری گفته است که هیئت رئیسه مجلس تشکیل «کمیته حقیقت‌یاب» را برای بازدید از بازداشتگاه‌ها بررسی می‌کند.

پس از انتشار گزارش‌هایی در مورد کشته شدن چند تن از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر در بازداشتگا‌ه‌ها که با هشدار نمایندگان در مورد احتمال تکرار «کهریزک دوم» همراه بود، گروهی از نمایندگان مجلس درخواست بازدید از زندان اوین را مطرح کردند.

در این زمینه فاطمه سعیدی نماینده تهران و نایب رئیس فراکسیون حقوق شهروندی مجلس روز چهارشنبه ۲۰ دی ماه گفته بود که «با توجه به ناآرامی‌های اخیر و موج بازداشتی‌ها و همچنین حواشی ایجاد شده پیرامون آن»، تقاضای بازدید از زندان اوین به قوه قضائیه ارائه شده و امیدواریم هرچه‌ سریع‎تر نسبت به اجرایی شدن آن اقدام شود.

اما روز یکشنبه ۲۴ دی، علی مطهری نایب رئیس مجلس ایران، به خبرگزاری رسمی مجلس خانه ملت گفت که درخواست نمایندگان برای بازدید از زندان اوین به جایی نرسیده است.

خبرگزاری ایلنا هم در همین روز آقای مطهری همچنین اضافه کرد که تشکیل «کمیته‌ای حقیقت‌یاب» برای بازدید از بازداشتگاه‌ها بستگی به نظر هیئت رئیسه مجلس دارد و این موضوع بررسی خواهد شد.

محمود صادقی نماینده تهران روز یکشنبه خبر داده بود که بیش از ۴۰ تن از نمایندگان قوه مقننه با ارسال نامه‌ای به رئیس مجلس، خواستار تشکیل یک گروه مستقل برای بررسی علل مرگ تعدادی از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر در زندان‌ها شده‌اند.

در نامه این نمایندگان به علی لاریجانی با اشاره به اینکه «مسئولین ذیربط» علت فوت سینا قنبری و وحید حیدری را «خودکشی» اعلام کرده‌اند، گفته شده که «بعضی از بستگان و شهود عینی این ادعا را مورد تردید قرار می‌دهند».

آقای صادقی در توضیح این نامه به اعتمادآنلاین هم گفته است که «در متن نامه‌ای که امروز خطاب به آقای لاریجانی نوشتیم آوردیم که مطابق خبرهای تأیید نشده تعداد بیشتری از بازداشت‌شده‌ها فوت شدند که به این دلیل نیاز به رسیدگی است».

در حالی که برخی منابع حقوق بشری به کشته شدن سه تا پنج تن از بازداشت‌شدگان در بازداشتگاه‌ها خبر می‌دهد، مقام‌های رسمی تنها کشته «خودکشی» دو نفر را در این مدت پذیرفته‌اند و ادعا می‌کنند که این دو تن در ارتباط با اعتراض‌های اخیر در بازداشت نبوده‌اند.

در این زمینه علی مطهری نیز به خبرنگاران گفته است که «به ما گفته‌اند یک نفر در تهران و دو نفر در شهرستان‌ها خودکشی کرده‌اند».

نایب رئیس مجلس ایران اضافه کرده که «قرار شد در خصوص علت خودکشی‌ها گزارشی به مجلس ارائه شود که هنوز گزارشی به ما نرسیده است».

روز یکشنبه نایب رئیس کمیسیون قضایی مجلس نیز به خبرگزاری ایلنا گفت که در مورد «نحوه درگذشت یا خودکشی» چند تن از بازداشت‌شدگان، «کماکان در حال مذاکره با مسئولان هستیم، اما هنوز به خبر جدیدی نرسیده‌ایم».

محمد کاظمی همچنین گفت که هم مجمع نمایندگان استان تهران و هم فراکسیون حقوق شهروندی مجلس به منظور «رسیدگی به آخرین وضعیت بازداشت‌شدگان اعتراض‌ها و ناآرامی‌های اخیر» خواستار بازدید از زندان‌ها هستند، اما هنوز به درخواست نمایندگان مجلس برای بازدید از زندان‌ها پاسخی داده نشده و این کمیسیون «هر روز» پیگیر وضعیت بازداشت‌شدگان است.

آن طور که محمود صادقی نماینده تهران پیشتر اعلام کرده است در تجمع‌های اعتراضی اخیر سه هزار و ۷۰۰ تن بازداشت شده‌اند، گرچه مقام‌های قضایی در یکی دو روز گذشته اعلام کرده‌اند که بسیاری از بازداشت‌شدگان آزاد شده‌اند.

در این زمینه سخنگوی دستگاه قضایی ایران در نشست خبری روز یکشنبه خود اعلام کرده است که در حال حاضر ۴۶۵ تن در بازداشت مانده‌اند و مجموع بازداشتی‌ها در تهران به ۵۵ تن کاهش یافته است.

غلامحسین محسینی اژه‌ای همچنین افزود که ۲۵ تن نیز در جریان اعتراض‌های سراسری دی ماه امسال کشته شده‌اند.
با استفاده از گزارش‌های ایلنا، خانه ملت، و اعتماد آنلاین؛ م.ا.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, زندان اوین, سرکوب, سیاسی, شورش, قیام

شما هم چیزی بگو

Jan 15 2018

نشست مجلس خبرگان برای عزل آیت‌الله منتظری از مقام قائم مقامی رهبری/ خرداد سال 1368

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

برچسب‌ها: سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, شارلاتانیزم, عوامفریبی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jan 14 2018

جنازه سارو قهرمانی به خانواده‌ اش تحویل داده شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش ::

ارونیوز: سارو قهرمانی ۲۴ ساله، پس از شرکت در اعتراضات خیابانی در سنندج ناپدید شده بود
در حال خواندن:

بستگان سارو قهرمانی، جوان ۲۴ ساله می‌گویند جنازه وی روز شنبه از سوی نهادهای اطلاعاتی به خانواده وی تحویل داده شده است.

مقام‌های قضایی و اجرایی جمهوری اسلامی ایران پیش از این کشته شدن سینا قنبری و وحید حیدری در زندان‌های اوین و اراک را تايید کرده بودند. مسئولان ایرانی می‌گویند این دو نفر در بازداشتگاه «خودکشی» کرده اند.

یکی از نزدیکان آقای قهرمانی به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که جنازه وی روز شنبه از طرف اداره اطلاعات سنندج به خانواده تحویل داده شده است.

این فرد به نقل از مادر سارو قهرمانی گفته که «بر روی جنازه او آثار ضرب و شتم وجود داشته است.»

مقام‌های ایرانی می‌گویند بیش از ۲۰ نفر را در جریان اعتراضات دی‌ ماه در این کشور جان خود را از دست داده اند. با این حال، هویت بسیاری از این افراد کماکان از سوی منابع رسمی اعلام نشده است.

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی پیشتر نسبت به تکرار حوادث مشابه زندان کهریزک هشدار داده بود.

گروهی از نمایندگان مجلس ایران پس از ناآرامی‌های اخیر خواستار بازدید از زندان اوین شده بودند.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, سارو قهرمانی, سیاسی, شورش, قیام

شما هم چیزی بگو

Jan 14 2018

بیانیه ابوالفضل قدیانی درباره اعتراضات اخیر؛ مقصر اصلی کیست؟ راهکار چیست؟ « سایت خبری تحلیلی کلمه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

کلمه: چکیده : اگر مکانیزمی برای اجرای کامل اصل ۲۷ قانون اساسی مبنی بر آزادی تجمعات برقرار بود و مردم می‌توانستند اعتراض خود را به حکمرانی شخص آقای خامنه‌ای به صورت مدنی و مسالمت‌آمیز ابراز کنند، خشونت از ابتدا مجال ظهور و بروز پیدا نمی‌کرد که شخص او آن را طلبکارانه دستاویز حمله به معترضان کند…

ابوالفضل قدیانی، از فعالین سیاسی و از مبارزان دوران ستم‌شاهی بیانیه‌ای درباره اعتراضات اخیر صادر کرد.

به گزارش کلمه، بیانیه این زندانی پیش و پس از انقلاب به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

همانگونه که آگاهان و دلسوزان این مرز و بوم به تلویح و تصریح پیش بینی می‌کردند، فساد و ناکارآمدی اقتصادی حکومت ولایت فقیه و سرکوب آزادی‌های مشروع مدنی و سیاسی جان را به لب توده محروم و مطرود رساند و باعث شد که در هفته‌های اخیر، ایران شاهد فراگیرترین اعتراضات سال‌های پس از انقلاب باشد. هرچند بر همگان واضح و مبرهن است – ولی متأسفانه پرچمداران امروز اصلاحات از گفتنش حتی به اشاره نیز ابا دارند- مقصر اصلی چنین وضعی آقای علی خامنه‌ای است. کسی که نهادهای تحت تولّی‌اش عملا شصت درصد اقتصاد ایران را در اختیار خود دارند و با مصونیت از حسابرسی و حساب کشی مشغول غارت اموال عمومی و ثروت ملی اند. کسی که بخش مهمی از بودجه عمومی، مصروف نهادهای رسمی و نیمه رسمی زیر نظر او مانند ستاد تبلیغات اسلامی و نهاد نمایندگی رهبری و … می‌شود، نهادهایی که نه تنها نقشی در تولید و رشد اقتصادی ندارند بلکه کارویژه‌شان تولید مدام نفرت و خشونت و توزیع ایدئولوژی مسمومی است که بقای ایشان را در قدرت تضمین می‌کند. کسی که برای مصون ماندن از محاسبه، فاسدترین و گوش به فرمان ترین دستگاه قضایی تاریخ معاصر ایران را پدید آور​​ده و رسانه‌ها و منتقدان را منکوب و مرعوب و محصور ساخته است. کسی که برای برقرار نگه داشتن سلطه‌ی استبدادی‌اش طبقه‌ی مولد اقتصادی کشور را خرد کرده است و جوانان مستعد را از سرزمین مادری‌شان بالاجبار کوچانده. کسی که تمامیت‌طلبی‌ و حرص بی حدش به قدرت، ثبات سیاسی را در این سرزمین به آرزوی محال بدل کرده است و بستر سرمایه‌گذاری‌های مولد را خشکانده. کسی که بدون رضایت عمومی ثروت این ملت مظلوم رادر سوریه و اینجا و آنجا صرف در قدرت نگاه داشتن دیکتاتورهای فاسد و تطمیع افراد وابسته کرده… این سابقه سیاه و عشق بی حد و حصر به قدرت و جاه البته جایی برای امیدواری به تغییر منش و کردار او باقی نمی‌گذارد و این حق طبیعی مردم است که مطابق با نص صریح قانون اساسی در اصل ۲۷ به استبداد این فرد اعتراض کنند و حقوق دریغ شده خود را طلب کنند.

این اعتراضات برخواسته از متن جامعه و در پاسخ به ظلم و ناکارآمدی حاکمان آن بوده و علی الاصول بر حق است، هر چند عده‌ای –به گمان من به خاطر خفقان حاکم و از سر ناآگاهی یا لجبازی- شعارهایی در حمایت از خاندان منفور، جنایت‌پیشه، چپاولگر و وابسته‌ی پهلوی بدهند. به خشونت کشیده شدن این اعتراضات نیز ناشی از پایمال شدن حق طبیعی اعتراض به حاکمان است. اگر مکانیزمی برای اجرای کامل اصل ۲۷ قانون اساسی مبنی بر آزادی تجمعات برقرار بود و مردم می‌توانستند اعتراض خود را به حکمرانی شخص آقای خامنه‌ای به صورت مدنی و مسالمت‌آمیز ابراز کنند، خشونت از ابتدا مجال ظهور و بروز پیدا نمی‌کرد که شخص او آن را طلبکارانه دستاویز حمله به معترضان کند. این دغلکاری رسوا که برای عوض کردن جایگاه شاکی و متهم به معترضان بهتان وابستگی بزنند دیگر برای مردمان این دیار باورپذیر نیست. مردم ایران نیک می‌دانند که متاع خیانت‌پیشگان و وطن‌فروشانی همچون به اصطلاح مجاهدین خلق خریداری میان خلق ایران ندارد، همه می‌دانند ملت ایران با دروغ‌های رژیم مرتجع، آزادی‌کش و غارتگر عربستان تحریک نمی‌شود، جهان می‌داند دولت غاصب و جنایتکار اسرائیل نزد ملت ایران منفورتر از آن است که کسی به ترهات قاتلی مانند نتانیاهو وقعی بنهد، و بر کسی پنهان نیست که فاشیستی مانند ترامپ نمی‌تواند مردم ایران را بیانگیزاند که به خیابان سرازیر شوند. تشت رسوایی بنگاه‌های دروغ پراکنی وابسته به آقای خامنه‌ای دیری است از بام هفت آسمان به زمین افتاده و بر کوس رسوایی‌شان در تمام کوچه و خیابان‌های ایران کوفته شده است.

از تقصیر آقای خامنه‌ای و اعوان انصارش که بگذریم به گمان من اما قصور دیگرانی نیز در بروز اعتراضات به این شکل مؤثر بوده است. با دردمندی باید گفت که دوستان اصلاح‌طلبی که لااقل در برهه فعلی از تفسیرشان از فعالیت سیاسی بوی تسلیم‌طلبی و وادادگی به مشام می‌رسد نیز در به وجود آمدن وضعیت فعلی بی تقصیر نیستند. متأسفانه این تفسیر از فعالیت سیاسی باعث شده است که روز به روز در برابر تعدی‌های شخص مستبد به حقوق ملت عقب‌نشینی‌های بیشتری صورت بگیرد و برای موجه کردن این عقب نشینی‌ها توجیهات غریب ساخته و پرداخته شود. بر اساس این فهم از فعالیت سیاسی این باور ساده‌لوحانه موجه جلوه داده شده که آقای خامنه‌ای نشسته‌ است که مصلحین، او و دستگاه استبدادی اش را اصلاح کنند. این فهم از این نکته غافل است که مستبد امروز ایران مدعی اصلاح جهان است؛ حال چگونه ممکن است که در زمان انفعال بخش اعظم اصلاح‌طلبان، او به خواسته‌های ملت تن در دهد و از فساد دستگاه و شدت سرکوب سازمان‌های امنیتی وابسته‌اش اندکی بکاهد؟ چاره‌ این انسداد اصلاح، بر سیاسیون معلوم است: مقاومت و ایستادگی گرچه صعب و دشوار باشد. تا زمانی که اصلاح‌طلبان –در مقام تنها جریان با امکان فعالیت سیاسی که مردم در نبود آزادی واقعی‌ احزاب در مقابل استبدادطلبان اضطرارا به آنان پناه آورده‌اند- از پتانسیل‌های قانونی و مشروع موجود برای مقاومت در برابر شخص مستبد و دستگاهش استفاده نکنند اوضاع همین است و آنان نیز متأسفانه در آینده خدای ناکرده شومی که در انتظار این ملت است مقصر شناخته خواهند شد.

گفتم راه حل دشوار است ولی شاق و ناممکن نیست. قدم اول آن است که صریح و سلیس و با صدای بلند گفته شود که در این مملکت چه فجایعی در حال رخ دادن است و چه کس و کسانی مقصرند. این پاسخ که «همه می‌دانند که در مملکت چه می‌گذرد» مسموع نیست. تا زمزمه به فریاد بدل نشود امیدی نیست که مستبد مجبور به شنیدن شود. اگر این زمزمه‌ همگانی فریاد توده‌های مظلوم شود، قدم دوم شکست سد نظارت غیر قانونی استصوابی است. نتیجه انتخاباتی که شورای حفظ استبداد دینی (یعنی شورای به اصطلاح نگهبان!) تمام منتقدان را در آن قلع و قمع کرده است، نمایندگان تسلیم و رئیس جمهور تسلیم تر است. رئیس جمهور و مجلسی که به جای آنکه بار اقتصاد را بر بودجه‌ نهادهای انتصابی و ارگان‌های صوری و سایر خدم و حشم استبداد بگذارند، از آستان قدس و بنیاد به اصطلاح مستضعفان و ستاد اجرایی مالیات بستانند و نهایتا این نهادهای عمومی را به خدمت مردم و دین باز گردانند، فشار کمرشکن اقتصادی را به گرده این مردم مظلوم می‌اندازند و در توجیهش آسمان و ریسمان می‌بافند. از وکیلان و رئیسانی که هزارخوان شورای نگهبان را گذرانده‌اند و و نتیجتا بیشترشان نگران تأیید صلاحیت مجدد و پست‌ها و اموال قبلی و بعدی‌شان هستند نمی‌توان انتظار ایستادگی در برابر مستبد را داشت. شاید بگویند که چگونه باید نظارت استصوابی را مغلوب کرد؟ راهی وجود ندارد! البته که راه حل وجود دارد و آن تحریم فعال انتخاباتی است که در آن کاندیداهای واقعی مردم رد شده اند. اگر اصلاح طلبان و تحول‌خواهان بر سر تحریم همه جانبه توافق کنند، استبداد چاره‌ای جز عقب نشستن ندارد چرا که نیک می‌داند همین اندک مشروعیت صوری‌اش نیز به باد می‌رود و اکثریت جامعه با همراهی بدنه فعالین سیاسی و اجتماعی مترصد فرصت اعتراض گسترده خواهد بود. اگر اصلاح طلبان و تحول‌خواهان شجاعت و یکدلی پیشه کنند و این گام دشوار را بردارند قدم بعدی که اصلاح و برگرداندن استقلال قوه قضاییه است، بسیار در دسترس خواهد بود و راه را برای اصلاح بنیادی این سیستم فاسد و معیوب -با اجرای فصول سوم و پنجم قانون اساسی- باز خواهد کرد. راهی به جز این، به گواه تجربه‌های قبلی همین انسداد فعلی، یعنی حاکمیت مطلقه ولایت فقیه و استبداد دینی مجسم است.

در آخر این نکته را بایستی خدمت خواهران و برادران گرامی بگویم که این بیانیه به دلیل بیماری سخت و طولانی بنده و بستری بودن دوهفته‌ای در بیمارستان و به تبع آن عدم توانایی جسمی برای دست به قلم بردن و کمبود اطلاع از اوضاع و احوال کشور با تأخیر منتشر می‌شود. زمان مناسب انتشار، بحبوحه آن حوادث بود که تحلیل‌های ناروا از سوی برخی دوستان جای ظالم و مظلوم را عوض و راه را برای بازداشت‌های ناروا و غیر قانونی هموارتر می‌کرد. اکنون در حال حاضر کار عاجل و ضروری آن است که همه کنشگران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یکصدا رعایت حقوق بازداشت شدگان و آزادی آنان که طبق حق قانونی خود به مستبد و استبداد و فجایع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اعتراض کرده‌اند، را فریاد بزنند و خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی نظیر نرگس محمدی و عبدالفتاح سلطانی، این مدافعان حقوق بشر ،اسماعیل عبدی مدافع حقوق معلمان، رضا شهابی مدافع کارگران و روئین عطوفت از مدافعان آزادی و نیز علی شریعتی و آرش صادقی و همچنین شکستن حصر رهبران سرافراز جنبش سبز، أقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سرکارخانم زهرا رهنورد شوند تا مبادا در کهریزک‌های دیگر خون جوانان بیشتری از این مرز و بوم پایمال شود.

و العاقبه للمتقین
ابوالفضل قدیانی

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jan 13 2018

پاسخ ایران به آمریکا؛ تحریم لاریجانی عبور از ‘تمام خطوط قرمز’ است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

بی‌بی‌سی: وزارت خارجه ایران در پاسخ به اقدام شب گذشته رئیس‌جمهور آمریکا برای تمدید موقت رفع تحریم‌های ایران، گفته است که برجام “به هیچ عنوان قابل مذاکره مجدد نیست” و ایران هیچ تغییری در این توافق را “نه اکنون نه در آینده” نمی‌پذیرد.

ایران همچنین گنجاندن نام صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه را در فهرست تحریم‌ها “عبور از تمامی خط قرمز رفتاری در جامعه بین‌المللی” خوانده و گفته است که در آینده واکنش “جدی” نشان خواهد داد که مسئولیت آن متوجه آمریکا است.

جمعه شب، ۱۲ ژانویه، دونالد ترامپ، رفع تحریم‌های ایران را تا ۱۲۰ روز دیگر تمدید کرد اما تهدید کرد که این می‌تواند “آخرین بار” باشد، مگر آن‌که چهار شرط مورد نظر رئیس‌جمهور آمریکا برآورده شود. او گفته با کنگره آمریکا برای تصویب قانونی جدید در زمینه توافق با ایران همکاری می‌کند.

وزارت دارایی آمریکا هم صادق لاریجانی و چند شخص حقیقی و حقوقی دیگر را در فهرست تحریم‌های خود گذاشت از جمله رئیس زندان رجایی‌شهر کرج و چند نهاد مرتبط با مقررات و نظارت بر اینترنت در ایران.

رئیس قوه قضاییه ایران، بالاترین مقام جمهوری اسلامی که در فهرست تحریم‌های فعلی وزارت دارایی آمریکا قرار گرفته است.

  • بیشتر اینجا بخوانید: ترامپ ‘برای آخرین بار’ رفع تحریم ایران را تمدید کرد
  • واکنش روزنامه‎‌ها: ترامپ از برجام چه می‌خواهد؟

یک مقام کاخ سفید درباره شرایط آقای ترامپ برای ادامه برجام به خبرنگاران گفته است که او می‌خواهد اقدامات سختگیرانه‌ تازه‌ای در توافق هسته‌ای گنجانده شود، و در صورت تخطی ایران از تعهداتش، آمریکا بتواند بلافاصله تحریم‌ها را برگرداند. آقای ترامپ همچنین به دنبال محدود کردن برنامه موشکی ایران و مذاکره درباره آن است.

وزارت خارجه ایران در واکنش به این تهدید گفته است که تهران هیچ اقدامی فراتر از تعهدات خود در برجام را نمی‌پذیرد و اجازه نمی‌دهد بین توافق هسته‌ای و هر موضوع دیگری ارتباطی برقرار باشد.

مقام‌های ایران قبلا بارها تاکید کرده‌اند که درباره برنامه‌های دفاعی موشکی خود مذاکره نخواهند کرد.
شرایط ترامپ برای ادامه برجام

  • بازرسان بین‌المللی بتوانند از هر محلی به طور فوری بازرسی کنند
  • ایران هرگز نتواند به قابلیت ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک شود
  • توافق و محدودیت‌های آن دائمی باشند، نه ده ساله و آمریکا بتواند بلافاصله تحریم‌ها را بازگرداند
  • برنامه هسته‌ای و برنامه موشکی ایران در نظام حقوقی آمریکا تفکیک‌ناپذیر باشد

در جریان اعتراض‌های سراسری ایران در دی ماه امسال آمریکا چند بار تاکید کرد اوضاع را زیر نظر دارد و درباره برخورد با معترضان سکوت نخواهد کرد

وزارت خارجه ایران گفته است که “تندروهای جنگ‌طلب”، آقای ترامپ و اسرائیل برای لغو توافق هسته‌ای یک “اتحاد نامیمون” تشکیل داده‌اند اما استحکام درونی برجام، وحدت قوای سه‌گانه و پشتیبانی مردم، و حمایت بین‌المللی از توافق هسته‌ای نمی‌گذارد این تلاش‌ها به جایی برسد.

جمهوری اسلامی ایران آمریکا را متهم کرده که “از سر استیصال” شماری از اتباع ایرانی و غیرایرانی را “به بهانه‌های غیرقانونی، کهنه و مضحک” تحریم کرده تا بخشی از ناکامی‌های خود را جبران کرده باشد.

در این بیانیه همچنین حمایت آمریکا از حقوق بشر در ایران حرکتی “مزورانه” و “ریختن اشک تمساح” توصیف شده است. ایران می‌گوید رئیس جمهور آمریکا که خود “آلوده به ذهنیت نژادپرستانه و بیگانه‌ستیزی” است و اخیرا به گفته ایران عباراتی “کثیف” علیه ملت‌ها استفاده کرده، “مایه وهن” و “لکه ننگی” برای جامعه مدرن است.

مقام‌های ایران، آمریکا و متحدانش در اسرائیل و عربستان سعودی را به طراحی ناآرامی‌های اخیر این کشور متهم می‌کنند.

برچسب‌ها: آمریکا, اتمی, تحریم, سیاسی, قوه قضائیه, ملای حیله‌گر, هسته‌ای

شما هم چیزی بگو

Jan 13 2018

ماجرای دکتر سمیعی، هاشمی شاهرودی: یقه سفیدهای میان‌مایه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

رادیوزمانه: خبر این‌است: محمود هاشمی شاهرودی، رئیس سابق قوه قضائیه جمهوری اسلامی و رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت بیمار است، بیماری سخت که گویا در ایران درمانش امکان‌پذیر نیست.

پس برای درمان به خارج فرستاده شده، یک بیمارستان تخصصی و البته مورد اعتماد و امن. جایی که “امنیت” و “سلامت” قاضی‌القضاتی که سال‌ها حکم به زندان و اعدام داده، تامین و تضمین شود.

میزبان شاهرودی هم نامی آشنا ست، نه فقط در ایران که در این‌سوی مرزها. پزشکی حاذق و جراحی زبردست که پیشتر تعدادی از سیاسیون بلند‌مرتبه را درمان کرده و در ایران هم “جایگاهی ویژه” دارد. خیابان و مدرسه‌ها به نام او نامگذاری می‌شوند، در مراسم حکومتی مورد تقدیر قرار می‌گیرد، نشان ویژه بر سینه‌اش می‌زنند و تصویرش تمبر می‌شود تا “ماندگار” شود.

مجید سمیعی، دکتر یا پرفسور حالا چند سالی است که می‌آید و می‌رود. در تلویزیون “فخر ملی” معرفی می‌شود و البته که “خیر”ی که می‌خواهد “خدمت” کند.

همین چند وقت قبل، وقتی که پرونده فساد شهرداری تهران و قالیباف عمومی بود و محل جدل دو جناح سیاسی، فاش شد که آقای پرفسور شریک است با همسر شهردار. همان وقت‌ها هم پرفسور قالیباف را به آغوش گرفت و زحمات او برای “زندگی بهتر” در تهران را ستود.

پیشتر هم سمیعی به دیدار بزرگان “شرفیاب” شده بود، با یکایک‌شان عکس یادگار گرفته بود و از هر یک هم هدیه‌ای. خانه‌ای قدیمی در اصفهان که به دلش نشسته بود یا قالیچه‌ای دستباف که “ناچیز” بود و تحفه‌ای به‌رسم قدردانی از “فخر ملی”.


مجید سمیعی همراه با هیئت آلمانی در دیدار با حسن روحانی. عکس- آرشیو
کلیددار «رابطه»

یقه سفیدها همیشه مراقب‌ند ردی از خود در هیچ‌کجا به‌جا نگذارند. دستهایشان پاک باشد و “معتمد” و محترم برای همه. می‌خواهند همگانی باشند اصلن. آنطور که سمیعی خواست و شد.

به عکس‌های سفر گابریل وزیر خارجه آلمان به ایران نگاه کنید: یکی همیشه همراه او است، در همه جا. گابریل آن روزها وزیر اقتصاد بود و در راس هیات تجاری بزرگ آلمان، پس از توافق هسته‌ای و برجام به ایران رفت تا ” بازار شریک پیشین را از دست ندهد”.

گزارشگر دی ولت آلمان روایت کرده: در خیابان در همه‌جا همه می‌خواستند با سمیعی سلفی بگیرند.

او از وزیر وقت اقتصاد آلمان خواست که بیشتر در ایران بماند، میهمان ویژه باشد و به ایرانگردی برود. خواستی که جواب داد.

خبرهای تائید نشده یک سمیعی دیگر را ” رابط تجاری” ایران و آلمان معرفی کرده‌اند. سمیعی که البته اطلاعاتی از او و فعالیت‌هایش در دسترس نیست. اما می‌گویند: “آقازاده” است و زیر سایه و اعتبار پدر به تجارت کلان مشغول.

بعید است از خیل همه آسیب‌دیدگان از سیستم قضایی که شاهرودی ۱۰ سال حکمران آن بود، یکی بتواند نشان و مدرکی بیاورد که آقای پرفسور، تاجر است. مگر روزی اسنادی چون _ پاناما و پارادی- عمومی شود و عیان که پس این سیما و سیما بسیاری دیگر از “فخر‌ ملی” ها چه پنهان بوده.

حالا اما یک اتفاق ساده پرده را کنار زده، تنها بخشی از واقعیت و شاید هم یک برش از زیست «فخر ملی» و «چهره ماندگار» عیان شده است. او در چشم همگان نگاه می‌کند و دروغ می‌گوید، به دروغ می‌گوید که حاکم شرع یک دهه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را نمی‌شناسد.

او «شهروند نمونه» است و «کلید‌ دار» رشت، برنده جایزه‌های «ملی» و نشان‌های «افتخار» اما ساده و به راحتی آب خوردن دروغ می‌گوید، دروغی که البته حافظ منافع او – و همانندهای او- به وقت به خطر افتادن و رودرویی با «افکار عمومی» است.
مقایسه مع‌الفارق

مقایسه وحشتناکی است و از اساس غلط اما تنها یک لحظه به یاد بیاورید که غلامحسین ساعدی هم پزشک بود. او همان سال‌هایی که طبابت می‌کرد، «جنوب شهر» را انتخاب کرد، بی آنکه از بیمارانش که توان مالی نداشتند «حق ویزیت» بگیرد.

ساعدی‌ها بودند حتمن حتی اگر کم‌شمار، گواه و شاهدی از یک دوره، عصری که «میان‌مایه»ها بر همه جا و همه چیز تسلط نیافته بودند و در قامت «قهرمان» به مدد رسانه‌ها به مردم غالب نشده بودند.

حال اما عصر، عصر میان‌مایه‌ها است، بی‌تعهد به همه چیز و همه‌کس، جز خود و منافع‌شان. عصر سمیعی‌ها، پزشکان مورد اعتماد «حاکمان»، سلیبریتی‌های تهی و پوچ، یقه‌سفیدهای میان‌مایه و پزشکان تاجر.

برچسب‌ها: آلمان, سیاسی, مجید سمیعی, ملای حیله‌گر, هاشمی شاهرودی

شما هم چیزی بگو

Jan 13 2018

زنان عربستان، بر خلاف ایران، می توانند به تماشای مسابقه فوتبال بروند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفرانسه: رفتن زنان به همراه همسران و نزدیکان خود و یا حتی با دوستان خود به ورزشگاه‌ها برای تماشای یک مسابقه فوتبال در اکثریت کشورهای جهان یک موضوع کاملاً عادی و طبیعی تلقی می شود و به هیچ وجه شگفتی کسی را بر نمی انگیزد، اما اگراین موضوع در عربستان سعودی اتفاق بیافتد، یک رویداد استثنایی و بی سابقه تلقی می شود و نگاه و توجه بسیاری را در جهان به سوی خود جلب می کند. پس از آنکه زنان عربستان، دیروز، پنجشنبه در نخستین سالن خودرو اختصاصی زنان در این کشور شرکت کردند، روزجمعه، ١۲ ژانویه رسماً اجازه یافته اند تا برای نخستین بار به عنوان تماشاچی در یک مسابقه فوتبال در جده، دومین شهر عربستان سعودی شرکت نمایند. این درحالی است که به رغم تقاضاهای مکرر جامعه مدنی ایران، تماشاگران زن هنوز اجازه ورود به ورزشگا‌ه‌های ایران را ندارند.

این رویداد، فقط به شهر جده محدود نمی شود، بلکه از امروز درهای ورزشگاه‌ها در دو شهر دیگر عربستان، در ریاض(پایتخت عربستان) و شهر دمام واقع در شرق این کشور به روی زنان باز می شود.

حکومت عربستان سعودی اعلام کرده است در صورتیکه این تجربه در سه شهر یاد شده، نتایج مثبت داشته باشد، این اصلاحات در تمامی شهرهای این کشور رسماً به مورد اجرا گذاشته خواهد شد.

این گام دیگری در جهت اعطای آزادی های بیشتر اجتماعی به زنان در کشوری است که پایگاه اصلی یکی از شاخه های اسلام بنیاد گرا محسوب می شود و در آن قرائتی بسیار سختگیرانه از اسلام (وهابیت) جاری و ساری است.

اسلام وهابی به طور سنتی با مقررات سخت جدایی جنسیتی و محدودیت های بسیار گسترده برای طبقه زنان در این کشور همراه است. به عنوان مثال، زنان برای مسافرت، تحصیل و بسیاری دیگر از خواست های مشروع خود باید از یک مرد خانواده اجازه بگیرند. بر اساس روایت اسلام وهابی، زنان همانند صغیر باید تحت قیمومیت مردان باشند. پدر، همسر و یا برادر در واقع نقش قیم را برای زنان خانواده دارند. حال، اگر زنی در عربستان فاقد همسر و یا برادر باشد و پدرش در قید حیات نباشد، برای بیرون رفتن از خانه باید از فرزند پسر خود اجازه بگیرد. حتی اگر فرزندش به سن قانونی نرسیده باشد و مثلاً ١۴ و یا ١۵ ساله باشد.

این محضورات در این کشور در حال تغییر و تحول است.

از سال ۲۰۱۵میلادی زنان سعودی اجازه انتخاب کردن و انتخاب شدن را بدست آورده اند. هرچند در عرصه سیاسی هنوز انتخابات در ابعاد سیاسی به معنای واقعی کلمه در این کشور وجود ندارد و انتخابات محدود به مجامع مشورتی و انجمن های شهر و روستا می شود، ولی این مجوز را می توان در چهارچوب اعطای حقوق و آزادی بیشتر به زنان این کشور در عرصه اجتماعی تبیین کرد.

حکومت عربستان پیش تر برنامه آزادی زنان برای رانندگی را اعلام کرده بود. بر اساس فرمان ملک سلمان، پادشاه عربستان، زنان عربستان در ماه ژوئن آینده می توانند به طور آزادانه رانندگی کند. در چنین فضایی، بسیاری از زنان عربستانی دیروز، در سالن خودرو جده که به زنان اختصاص داشت، شرکت کردند و بسیاری از آنان خودروهای آینده خود را انتخاب و سفارش دادند.

اصلاحات و تحولات اجتماعی در باره زنان عربستان را باید در چهارچوب گسترده إصلاحات اجتماعی و اقتصادی در این کشور دید که از ماه های گذشته توسط محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در این کشور آغاز گردیده است.

محمد بن سلمان خواستار برقراری یک اسلام معتدل در عربستان است. او پیشگام یک برنامه گسترده برای مدرن سازی جامعه عربستان و نوسازی اقتصاد این کشور است.

محمد بن سلمان که ۳۲ سال دارد، برنامه گسترده تغییرات اجتماعی و اقتصادی عربستان به عنوان “چشم انداز ۲۰۳۰” را چند ماه پیش اعلام کرد. هدف از اجرای این برنامه گسترده، کاهش اتکای شدید اقتصاد عربستان به نفت و گسترش بخش های دیگر اقتصادی، از جمله گردشگری در این کشور است.

برچسب‌ها: اجتماعی, حقوق بشر, زن, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 13 2018

محافظان شاهرودی در فرودگاه فرانکفورت خلع‌سلاح شده‌اند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

دویچه‌وله: محافظان محمود هاشمی شاهرودی، رئیس پیشین قوه قضائیه‌ی جمهوری اسلامی، تلاش کرده‌اند پیش از سفر او به آلمان، بدون مجوز با سلاح وارد خاک این کشور شوند. اما پلیس مرزی آلمان آنان را متوقف و خلع‌سلاح کرده است.

“اشپیگل آنلاین” روز جمعه (۱۲ ژانویه/۲۲ دی) گزارش داد که محافظان شخصی محمود هاشمی شاهرودی، رئیس پیشین قوه‌ی قضائیه‌ی ایران، خواسته‌اند بدون مجوز با سلاح‌های خود وارد خاک آلمان شوند، اما پلیس مرزی آلمان آنان را متوقف و خلع‌سلاح کرده است.

طبق این گزارش، مقامات ایران پیش از سفر شاهرودی به آلمان، ۶ محافظ مسلح را به آلمان فرستاده‌اند. قرار بوده این افراد در کلینیک خصوصی هانوفر از جان شاهرودی محافظت کنند.

بیشتر بخوانید: بازتاب “فرار هاشمی شاهرودی” در شبکه‌های اجتماعی

اما هنگامی که محافظان شخصی شاهرودی روز جمعه‌ی پیش از سفر او وارد فرودگاه فرانکفورت شده‌اند، پلیس مرزی آلمان آنان را متوقف کرده است. این افراد در حالی با خود سلاح حمل می‌کرده‌اند که نه مجوز حمل سلاح داشته‌اند و نه پیش‌تر از دولت آلمان درخواست صدور مجوزحمل سلاح کرده بودند.

محافظان شاهرودی ناچار می‌شوند سلاح‌های خود را به ماموران مرزی آلمان تحویل دهند. سپس یکی از محافظان به همراه سلاح‌ها دوباره به تهران پرواز می‌کند و پنج محافظ دیگر رهسپار هانوفر می‌شوند.

دادستانی کل آلمان بر پایه‌ی چند شکایت مشغول تحقیقات مقدماتی درباره‌ی شاهرودی به دلیل “جنایت علیه بشریت در ایران” است. خود شاهرودی روز پنجشنبه شتابزده خاک آلمان را ترک کرد و به ایران بازگشت. او که در کلینیکی خصوصی در هانوفر تحت درمان بود، با محافظت پلیس به هامبورگ رفت و از آنجا به تهران پرواز کرد.

بیشتر بخوانید: هاشمی شاهرودی آلمان را ترک کرد

به‌رغم خروج شاهرودی از آلمان، تحقیقات مقدماتی دادستانی آلمان درباره‌ی او ادامه دارد. بازرسان مشغول تحقیق در این باره هستند که اتهامات وارده به شاهرودی تا چه حد برای به جریان انداختن یک محکمه‌ی قضایی کفایت می‌کند.

به گفته‌ی سازمان عفو بین‌الملل، شاهرودی در طول ده سال ریاست بر قوه‌ی قضائیه‌ی جمهوری اسلامی ایران، مسئول صدور احکام فراوانی برای اعدام، از جمله در مورد افرادی است که به سن قانونی نرسیده بوده‌اند.

برچسب‌ها: آلمان, سیاسی, ملای حیله‌گر, هاشمی شاهرودی

شما هم چیزی بگو

Jan 12 2018

فرهادی و هدیه تهرانی؛ اعتراض‌های سراسری و پرسش‌ها و پاسخ‌ها

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش ::

رادیوفردا: هدیه تهرانی٬ بازیگر سرشناس سینمای ایران در واکنش به یادداشت اصغر فرهادی٬ کارگردان مشهور سینما که علت اعتراض‌های اخیر ایران را «بی‌پاسخ ماندن پرسش‌های مردم» عنوان کرده بود٬ نوشته که مردم نه برای پاسخ به پرسش‌های خود٬ بلکه برای «فریاد» زدن «دردشان» به خیابان آمدند.

آقای فرهادی به دنبال اعتراض‌های خیابانی در ده‌ها شهر کوچک و بزرگ ایران٬ در یادداشتی با عنوان «پرسش، تحقیر، خشم»٬ نوشته بود که علت اعتراض‌های سال‌های اخیر مردم ایران٬ «پرسش‌های بی‌پاسخ» یا «پاسخ‌های غیرواقعی» به پرسش‌های آنهاست.

او اضافه کرده بود که «آنچه در این سال‌ها بخشى از مردم را به اعتراض در شکل‌های مختلف واداشته، پرسش‌های بی‌پاسخی‌ست که در طی این چند دهه در همه زمینه‌ها از سر پنهان‌کاری و مصلحت‌جویی یا نادیده گرفته شده و بی‌پاسخ مانده و یا به آن‌ها پاسخ‌های غیرواقعی و توهم‌آلود داده شده.»

آقای فرهادی یادآور شده بود که «بی‌اعتنایی به چراها و پرسش‌های انباشته شده در جامعه، برخلاف تصور کسانی که بالاترین وظیفه‌شان پاسخ‌گویی‌ست، حاصلش نه فراموشی و آرامش که تحقیر اجتماعی‌ست.»

این کارگردان مطرح بین‌المللی٬ با اشاره به اینکه «زخم ملتهب تحقیر، مهم‌ترین و قوی‌ترین عامل خشم» است٬ اضافه کرده که «هیچ خشمی به اندازه خشم تحقیرشدگی ماندگار و عمیق نیست.»

او هشدار داده بود که «به سکوت واداشتن، بازداشت و تهدید پرسش‌گران به معنای از میان رفتن پرسش‌ها نیست. پرسش‌ها باقی‌اند و در گوشه ذهن‌ها در حال تکثیر.»

در واکنش به یادداشت اصغر فرهادی٬ هدیه تهرانی که سابقه کار با آقای فرهادی را نیز دارد٬ نوشته که «نه آقای فرهادی، به گمانم مسئله جسارت سؤال پرسیدن نیست. مسئله پاسخ به پرسش‌ها نیست.»

خانم تهرانی در پستی در صفحه شخصی خود در ایسنستاگرام نوشته که «مردم چرایی این دردها و ناهنجاری‌ها را می‌دانند و به دنبال پاسخ به پرسش‌هایشان فریاد نمی‌زنند… مردم دردشان را فریاد می‌زنند و فقط زندگی، خوبی، صلح، آرامش و آزادی می‌خواهند.»

او اضافه کرده که مردم ایران «حق تنفس بدون درد٬ بدون خون٬ بدون خشم {می‌خواهند}، مردم چرائی داغ مادران ایران را می‌دانند و سرزمین مادری داغدارمان را می‌شناسند…»

این بازیگر سینما خطاب به فرهادی نوشته که «…ما در زیر فشار تاثیرات دنیا و فقدان‌های خودمان و به جبر مکان و زمان‌مان دست و پا می‌زنیم، فقدان آب، هوا، نان، کار، فرهنگ، اندیشه سالم، راستی، درستی، صلح، امنیت و آرامش.»

او با اشاره به فقدان آنچه «حداقل‌های زیستنی که هر انسانی لایق آن است، نه فقط خواص و از ما بهتران» در ایران نامیده٬ اضافه کرده که بالاخره پس از مدت‌ها «تحمل در خویشتن خویش و یا خود را به خواب زدن و امید به فردا داشتن»٬ «فریادهای درون به بیرون و به کوچه‌ها کشیده شد.»

هدیه تهرانی در کنایه به فرهادی اضافه کرده است: «این‌که چرا به کوچه کشیده شد٬ سوال است، نه این‌که این مهم را فراموش کنیم و برای آرامش خودمان به این تحلیل برسیم که مردم برای پرسش به کوچه آمدند تا پاسخی دریافت کنند.»

این بازیگر در پست خود به مواردی چون «فقر، بیکاری و بیماری، درمان، دارو و تامین اجتماعی و بیمه، کمبود امکانات برای معلولان، جانبازان، درد وجود بچه‌های کار، بچه‌های بی‌سرپرست، زنان بی‌سرپرست، گور خوابی، فروش اعضای بدن٬ انواع آلودگی، اعتیاد، فساد و فحشا» به عنوان گرفتاری‌های مردم ایران اشاره کرده است.

مشکلاتی چون چون «سرنوشت کودکان، ناامیدی و رنج مردان و تبعیض علیه زنان، سرگردانی نخبگان گمنام، سرخی صورت اکثریت هنرمندان از سیلی خودشان، زندانیان زن و مرد دربند به خاطر فقر، نابودی جنگل‌ها، دریاچه‌ها، تالاب‌ها، ریز گردها، مرگ طبیعت و انقراض جانداران و آدم‌ها» از دیگر مشکلات کشور عنوان شده که مردم با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند.

نامه این دو سینماگر ایرانی بازتاب‌های گسترده‌ای در فضای مجازی داشته و کاربران زیادی به آن واکنش نشان داده‌اند.

پیش از آنها نیز هنرمندانی در داخل و خارج از ایران به اعتراض‌های چند روزه در شهرهای مختلف کشور واکنش نشان داده بودند و خواستار برخورد مسالمت‌آمیز با معترضان شده بودند.

شیرین نشاط، علیرضا عصار، ترانه علیدوستی، مهناز افشار٬ تهمینه میلانی، حمید فرخ‌نژاد، مهدی کرم‌پور، فرامرز اصلانی، گوگوش، ابی، هاتف و منصور و رضا دقتی از آن جمله‌اند.

برچسب‌ها: اعتراضات, جنایات رژیم, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, شورش, قیام

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .