اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Mar 01 2017

از حادثه خيابان مولوي و كشته و مجروح شدن كارتن خواب ها گزارش مي دهد، بي تفاوتي فلا كت بار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

قانون: نجمه جمشيدي، مينا مهري

همه چيز از انتشار يك فيلم در فضاي مجازي آغاز شد.تا همين چند روز پيش و قبل از انتشار فيلم،پيدا كردنشان كار سختي نبود،اما حالا بايد بيش‌تر بگرديد

كل فيلم 50ثانيه است،حتي به يك دقيقه هم نمي‌رسد اما آنچنان درد اين 50ثانيه مي‌رود درروح و اعصاب تان كه تا ساعت‌ها رهايتان نمي‌كند

راننده ناواردي سعي كرده ماشين را روشن و حركت كند، كارت خواب ها كنار خيابان نشسته و منتظر ثبت نام بوده اند و فاجعه شكل گرفته است

در صف ثبت‌نام منتظر بوديم كه صداي چرخ‌هاي ماشين را شنيديم.يك خودروي مزدا كه متعلق به پيمانكار شهرداري بود به‌سرعت به سمت صف انتظار ما آمد كارتن خواب ها كنار خيابان نشسته و منتظر ثبت نام در مددسرا بوده اند كه فاجعه شكل گرفته است و در آن دو انسان جان خود را از دست داده و 10 نفر زخمي شده اند

یکی از مجروحین می گوید:دراين دو روز به‌گونه‌اي با ما برخورد مي‌كنند كه انگار ما انسان نيستيم. باور كنيدما معتاد نيستیم ولي مكاني براي ماندن نداريم به همين دليل به مددسرا مراجعه مي‌كنيم

فيلم با تصوير بسته روي مردي بي جان افتاده كف خيابان شروع مي‌شود:«اينجا مولويه،اين كارتن خواب‌هايي هستند كه ماشين ار روشون رد شده…».فردي فرياد مي‌كشد و دوربين در امتداد خيابان حركت مي كند.

حركت مي كند و فيلم مي‌گيرداز بي خانمان‌هايي كه افتاده‌اند كف خيابان،يكي يكي ،دوتا دوتا غرق خون و ناله. مردم جمع شده‌اند،يكي باموبايلش فيلم مي‌گيرد ،ديگري قصد كمك دارد و آن يكي زل زده به جمعيت غرق خون افتاده كف خيابان:«آخ.. آي.. كمكم كنين». صداي فرياد و ناله مي‌پيچد در همهمه‌ جمعيت حاضر و بعد تمام.

كل فيلم 50ثانيه است،حتي به يك دقيقه هم نمي‌رسد اما آنچنان درد اين 50ثانيه مي‌رود درروح و اعصاب تان كه تا ساعت‌ها رهايتان نمي‌كند؛دردي كه آن قدر فرياد زده شد و چاره‌اي برايش پيدا نشد حالا ديگر به چشمان‌مان «بي‌درمان» مي‌آيد.درد له شدن و جان دادن عده‌اي درزيرآفتاب خيابان مولوي وقتي غم سرپناه داشتند و فكر نان شبي كه اگر خوش‌شانس باشند شايد قسمت‌شان شود.

درد بي درمان كشته و زخمي شدن عده‌اي بي‌سرپناه كنار خيابان كه حتي با اينكه كارت سلامت گرفته‌اند و تلاش مي‌كنند تا ميان كثافت‌هاي زير پوست شهر،نجات بدهند تن بيمارشان را،باز هم متداول‌ترين كپشني كه روي عكس و فيلم‌شان مي خورد:«كارتن خواب معتاد» است.

«خانم ،ما معتاد نيستيم. قبلا بوديم. متادون مي‌گيريم ترك كنيم ،ما معتاد نيستيم خانم»اين حرف‌هاي رضاست،يكي از همان 6كارتن خوابي كه ظهر يك روز زمستان،ماشين از روي‌شان رد و فيلم‌شان در شبكه‌هاي اجتماعي پخش شد.

ماجراي يك فيلم

همه چيز از انتشار يك فيلم در فضاي مجازي آغاز شد.تا همين چند روز پيش و قبل از انتشار فيلم،پيدا كردنشان كار سختي نبود،اما حالا بايد بيش‌تر بگرديدتا بلكه بتوانيد پيدايشان كنيد:«جاشون عوض نشده اما از وقتي ماشين زيرشون كرده پخش و پلا شدن ولي بازم همونجان،يه كم بالاتر،دست راست».آدرسي كه مغازه دارمي دهد خيلي دور نيست،چندمتر بالاتر خيابان اصلي مولوي،فرعي انبارگندم،رو‌به روي مددسراي يونس.

تلاش براي حضور در مددسرا

نشسته‌اند و زل زده‌اند به درب مددسرايي كه نه روز حادثه جايشان داده بود و نه حالا كه حتي بيمارستان هم تن زخمي‌شان را قبول نكرده است. علي يكي از همان 6 نفر است.حرف كه مي زند مي نالد از درد و به خود مي‌پيچد اما قبل از آنكه از دردش حرف بزند ،مي گويد كه معتادنيست و از ناچاري آواره خيابان شده:«چند ماه است كه در مددسراي يونس اقامت دارم.معتاد نيستم وشغلم جوشكاري است اما به‌دليل اينكه جايي براي خوابيدن ندارم،ساعت 5به مددسرا مراجعه مي‌كنم و پس از ثبت‌نام، شب در مددسرا مي‌مانم.» روز حادثه چه اتفاقي رخ داد؟

علي روز حادثه به خيابان رو‌به روي پارك رفته و منتظر بوده است تا بتواند شب را در مددسرا بگذراند:«ظرفيت اين مددسرا 100 نفر است وبراي اينكه ازدحامي در جلوي مددسرا نشود؛ساعت 3 ثبت‌نام مي‌كنند؛ اين كار 5 دقيقه بيشتر طول نمي‌كشد.در صف ثبت‌نام منتظر بوديم كه صداي چرخ‌هاي ماشين را شنيديم.يك خودروي مزدا كه متعلق به پيمانكار شهرداري بود به‌سرعت به سمت صف انتظار ما آمد.تا به‌خودمان بياييم با 11 نفر برخورد كرد.چند دقيقه بي هوش بودم هنگامي كه به‌هوش آمدم با چشم خود ديدم ماشين چپ شده و 4 نفر زير ماشين بودند. يك نفردرجا كشته شد و يك نفر نيز در اورژانس بيمارستان فوت كرد.يكي ديگر ازبچه‌ها نيز قطع نخاع شده است.مابقي نيز، دست و پا به‌شدت زخمي شده‌اند». بعد از آنكه ماشين از رويشان رد شده است مردم ريخته‌اند براي كمك. با اور‍ژانس تماس گرفته اند و با هر زور و ضربي كه شده رساند نشان به بيمارستان «سينا».بيمارستان چه كرده؟ علي مي‌گويد نوبت عمل برايشان زده و بعد حتي حاضر نشده كه بيشتر نگهشان دارد تا وضعيت‌شان مشخص شود:«من به‌شدت صدمه ديدم، پنج‌شنبه نوبت عمل دارم اما مسئولان بيمارستان سينا اعلام كردند كه تخت خالي ندارند و باوجود درد بسيار من را ترخيص كردند». مي‌گويد كه پليس، راننده ماشين را دستگير كرده است،راننده كم سن و سالي كه نهايت 16 سال داشته نه بيش تر.

ماجرا اين بوده است كه اساسا نه قضيه مربوط به شهرداري بوده و نه قصدي براي زيرگرفتن آدم ها وجود داشته است. راننده ناواردي سعي كرده ماشين را روشن و حركت كند، كارتن خواب ها كنار خيابان نشسته و منتظر ثبت نام بوده اند و فاجعه شكل گرفته است. فاجعه اي كه در آن دو انسان جان خود را از دست داده و حدود 10 نفر ديگر زخمي شده اند. اما فاجعه بزرگ تري نيز در اين شهر در حال زايش است.كارتن خواب هايي كه ساعت ها پيش از غروب در انتظار ثبت‌نام در يكي از شلوغ ترين خيابان هاي اين شهر كنار خيابان مي‌نشينند. ماشين در نهايت واژگون شده و راننده كم سن آن ، حال خود شايد قرباني ديگري است كه در بازداشت است. اما فاجعه بزرگ تر رفتاري است كه در بيمارستان سينا با كارتن خواب ها شده است.به آنان بي توجهي شده و در نهايت بدون درمان مناسب دوباره آنان را به خيابان فرستاده اند. فاجعه بزرگ تر در حال شكل گيري اين است كه براي كادر درماني بيمارستان، پيش از آنكه نام انسان بودن مجروح ها داراي اهميت باشد اين مساله مهم بوده است كه آنان كارتن خواب هستند.

قصه تلخ ادامه دارد

قصه تلخ كارتن خواب‌هاي خيابان مولوي با ريختن خون كف خيابان تمام نشده است .آن‌ها تاوان بي‌خانماني‌شان را با مرگ دادند،مرگ رفقايي كه هرروز کنار هم بودند در يكي از خيابان‌هاي شلوغ اين شهر؛خانه‌اي با فرش آسفالت داغ ظهر وسقف آسمان سرد شب. «علي» دستش را بسته و آويزان كرده به گردنش.درد امانش را بريده. رنج آنقدر چنگ مي‌زند به صدايش كه ميان حرف‌هايش نفس‌هايش مي‌برد و با زور ادامه مي دهد:«يكي از آن‌هايي كه فوت كرده دوست صميمي من بود. اسمش امير بود و45سال داشت. به‌كمك خواهرش مي خواست خانه‌اي اجاره كند و دوباره خانواده‌اش را سامان دهد كه فوت كرد. فرد ديگري كه فوت كرده است هم مي‌شناختم؛نجار بود».

هيچ كس در دو روز گذشته به آنان توجه نكرده است

كسي به ديدن تان نيامد؟رها شديد كنار خيابان؟جواب مي دهد:«تنها مسئولي كه به ما سر زد سرگرد حسيني از كلانتري محل بود كه به بيمارستان آمد و نكاتي را درباره پيگيري‌هاي پرونده‌مان توضيح داد. هيچ ارگان، پيمانكار شهرداري يا خود شهرداري حال ما را نپرسيده است.»اين‌ها را مي‌گويد و سرش را از درد فرو مي‌كند در اوركتش. «مجيد»كمي آن طرف‌تر ايستاده،با سروصورت زخمي وباندپيچي شده.لوازمش را روي آخرين نيكمت شرقي پارك(لوازمش يعني ناخن گير و پاكت سيگار و روزنامه در دستش).حالا نشسته در پارك کنار خيابان، جايي كه تا همين روز حادثه اجازه نداشته است كه به آن وارد شود چون «كارتن» خواب است و حق ورود ندارد.نگاه بي‌رمقش را از روي لوازمش مي اندازد روي سنگفرش هاي پارك و مي‌گويد: « طبق عادت هر روز درصف انتظار ثبت‌نام بوديم، متاسفانه به ما اجازه نمي‌دهند در پارك روبرو صف ثبت‌نام تشكيل دهيم به همين دليل در آن سمت خيابان صف می کشیم . درحال روزنامه خواندن بودم كه ديدم يك خودرو به‌سرعت به سمت ما مي‌آيد زماني به خودم آمدم كه زير چرخ ماشين بودم. چند نقطه سرم شكسته پايم آسيب ديده و جراحات زيادي ديده‌ام . 45 دقيقه طول كشيد تا به بيمارستان منتقل شويم. در اين مدت زماني مدديارها به ما كمك كردند. يك نفر درجا فوت كرد؛ 10 نفري كه مصدوم شده‌ بوديم را به بيمارستان‌هاي سينا، هفت تير و لقمان الدوله انتقال دادند. يكي از مصدومين بعد از انتقال به بيمارستان فوت كرد. من را به بيمارستان هفت‌تير انتقال دادند رسيدگي خوبي نداشتند حتي غذا هم به من نداند».

شكايت نكرديد؟

بي آنكه تغييري در لحنش ايجاد شوددر ادامه مي‌گويد:«تنها از كلانتري آمدند و يك صورت جلسه تهيه كردند. باوجود اينكه به دكتر گفتم كه درد دارم من را مرخص كردند.براي شكايت ازپيمانكار شهرداري به كلانتري مراجعه كرده‌ايم؛كلانتري محل يك نامه به ما داده است». نامه را چه كار كرديد؟

فندكش را روشن ودوباره خاموش مي كند:« براي رفتن به پزشكي قانوني و گرفتن نامه از آن، 45 هزار تومان نياز داريم كه هيچ كدام از ما اين پول را نداردبه همين دليل حتي توان شكايت را هم نداريم. براي پانسمان و درمان به پزشكان بدون مرز مراجعه كرديم اما اين مداوا كافي نيست و بايد درمان اساسي صورت گيرد. هيچ كس را نداريم كه از حقوق ما دفاع كند و پيگير حق ما باشد ».فندك،روزنامه و ناخن‌گيرش را بر‌مي‌دارد،جمع مي كند در بغلش و زل مي‌زند به دربسته‌ مددسرا. بي خانمان يا كارتن خواب ؟

نشسته روي نيمكت،كمي دورتر از آن دونفر.كت و شلوار پوشيده و شمرده حرف مي‌زند:« من بي‌خانمانم،كارتن خواب نيستم».نامش رضاست.روز حادثه او هم مانند علي،مجيد و آن 4نفر ديگر منتظر بوده تا درب هاي مددسرا باز شود و او را مانند سايرين پذيرش كند:«مانند ديگر بچه‌ها در صف انتظار نشسته بودم كه خودروي شهرداري آمد و از روي بچه‌ها ردشد. خودرو در پياده‌راه بود و يك نوجوان افغان سوار آن شد و به‌دليل عدم آشنايي با رانندگي توان كنترل خودرو را نداشت و به سمت ما آمد. از ناحيه كتف دچار آسيب شدم. من را به بيمارستان انتقال دادند؛ در آنجا حتي يك سرم يا آمپول به من نزدند. ابتدا پزشك گفت كه بايد عمل شوم اما نمي‌دانم چرا پشيمان شدند و من را عمل نكردند و ترخيص شدم.هنگامي كه ترخيص شدم شب بود و مكاني براي ماندن نداشتم تا صبح با آن درددرخيابان با آن سرما ماندم.» اعتيادي در كار نيست ، فقط فقر است و بي خانماني صدايش بالاتر مي‌رود:«نمي‌دانيم چه كسي بايد پاسخگوي ما باشد؛دراين دو روز به‌گونه‌اي با ما برخورد مي‌كنند كه انگار ما انسان نيستيم.ما معتاد نيستیم ولي مكاني براي ماندن نداريم به همين دليل به مددسرا مراجعه مي‌كنيم. اين خودرو متعلق به پيمانكار شهرداري است. بارها ديده‌ام كه خودروهايي با آرم شهرداري مي‌آيند و مصالح را در انبار آن تخليه مي‌‌كنند. آن روز هم مصالح آورده بودند». درد امانش را بريده. درد بزرگ‌تر برايش اما انگ«معتاد بودن» است:«شنيدم كه بعضي از مسئولان گفته‌اند كه آن ها كارتن‌خواب‌هايي بودند كه درحال مصرف مواد بوده‌اند. اين درحالي است كه بسياري از ما معتاد نيستند بلكه بي‌خانمان هستند. شرايط خيابان انبار گندم به گونه‌اي است كه شما نمي‌توانيد بنشينید و مواد مصرف كنيدو حتي اگر مواد هم مصرف مي‌كرديم دليلي براي اين فاجعه و كشته شدن نيست و مصرف مواد جرم و گناه مسببان آن را كم نمي‌كند». ساعت چهار و چهل وپنج دقيقه است .رضا نگاه مي اندازد به ساعتش و بلند آن طور كه آن دو نفر ديگر هم بشنوند مي‌گويد:«يك ربع ديگه مونده».يك ربع ديگر مانده تا در‌هاي مددسرا باز و آن ها پذيرش شوند،مثل روز قبل حادثه با درد بي‌خانماني،مثل روز بعد از حادثه با درد بي‌خانمي و زخم‌هاي تن.عقربه‌ها اين ثانيه‌هاي آخر را تندتر دويده‌اند و حالا رسيده‌اند به ساعت:«5عصر». بلند مي‌شوند كه بروند سمت خروجي پارك و از آنجا هم روانه اتاق‌هاي مددسرا.مددسرايي كه چندسالي است مثل مسكن شده براي دردهايشان.دردهايي كه كسي براي آن راه‌حل و درماني ندارد و هرچه كه در اين سال ها تجويز شده- از مددسرا گرفته تا گرمخانه- تماما مسكن بوده‌اند و بس.«كارتن خوابي»،«بي‌خانماني» يا هر نام ديگري كه بنشانند روي اين زخم،اندكي از درد آن كم نمي‌كند. چه فرقي مي‌كند كه ماشين كدام نهاد وارگان بوده و خون‌شان روي آسفالت‌هاي كدام خيابان اين شهر ريخته؟ وقتي تن هر خيابان اين شهر با اين درد آشناست.فريادهايشان به گوش كسي نمي‌رسد و انگار كه شده‌اند جزيي انكار ناپذير ازين شهر.نپذيرفتن‌شان درد است واين‌گونه پذيرفتن‌شان هم درد.وقت آن رسيده كه همه از مسئول و شهروند«بي‌خانمان‌ها» را ببينند و بالاخره چاره‌اي براي حل مشكلات‌شان پيدا شود.گام اول شايد اين باشد كه همه به يادبياوريم زير سقف و بدون سقف،همه انسانيم و «زندگي» حق همه‌ ‌ماست؛چه آنكه لوستر ميلياردي به سقف خانه‌اش آويخته و چه آنكه شب تا سحر به نور كم‌فروغ ستاره‌اي در آسمان دودگرفته تهران چشم دوخته.

No responses yet

Mar 01 2017

نماینده فائو: ایران در مرحله تنش آبی قرار دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: به گفته‌ی نماینده سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، میزان منابع آب تجدیدپذیر ایران در ۱۵ سال گذشته به یک سوم متوسط جهانی نزول پیدا کرده است. او می‌گوید مدیریت منابع آب مستلزم همکاری منطقه‌ای است.
بسیاری از کشاورزان استان سیستان و بلوچستان، به عنوان یکی از محروم‌ترین مناطق ایران به دلیل کم‌آبی با مشکلات جدی روبرو هستند

یکی از برنامه‌های سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، به ویژه در برخی کشورهای آسیایی و آفریقایی، طراحی و یاری رساندن به پیشبرد پروژه‌هایی است که هدف آنها تعدیل مشکلات ناشی از خشک‌سالی و کم آبی تعریف می‌شود.

سرج ناکوزی، نماینده فائو در ایران، می‌گوید این سازمان و جمهوری اسلامی از دهه‌ها پیش با هدف مدیریت پایدار منابع طبیعی با یکدیگر همکاری داشته‌اند.

او سه‌شنبه (۱۰ اسفند/ ۲۸ فوریه) در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر به تشریح جنبه‌هایی از بحران کم‌آبی در ایران و برخی دیگر از کشورهای آسیایی پرداخت و گفت: «افزایش جمعیت، عوامل محرک افزایش خودکفایی غذایی، شهری شدن، توسعه اقتصادی – اجتماعی، در ترکیب با اثرات منفی تغییر اقلیم و کاهش قابل توجه کیفیت منابع آب، مهم‌ترین عوامل تشدید کننده کمیابی آب در منطقه خاورمیانه هستند.»

تنش شدید آبی در نیمی از منطقه

به گفته‌ی ناکوزی براساس پیش بینی‌های موسسه منابع آب، نیمی از کشورهای منطقه تا سال ۲۰۴۰ میلادی، تنش‌های آبی بسیار شدیدی را تجربه خواهند کرد.

مطابق بررسی‌های سازمان ملل متحد مناطقی که بیش از ۴۰ درصد آب‌های تجدیدشونده آنها مصرف شود دچار تنش آبی هستند و اگر این میزان به ۶۰ درصد برسد وضعیت بحرانی تلقی می‌شود.

بیشتر بخوانید: بحران کم‌آبی؛ چالش بزرگ ایران و نگرانی‌های جهانی

نماینده‌ی فائو در تهران می‌گوید ایران در شمار کشورهایی است که با تنش آبی روبرو هستند و میزان منابع آب تجدید‌پذیر ایران در ۱۵ سال گذشته به یک سوم متوسط جهانی نزول پیدا کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، وزیر نیرو، حمید چیت‌چیان، پنجم مرداد ماه در نخستین همایش ملی اقتصاد آب، میزان مصرف آب‌های تجدیدشونده در ایران را ۸۶ درصد اعلام کرد.

خطر بروز تنش و جنگ بر سر آب

بر این اساس ایران مدت‌هاست مرز بحران را پشت سر گذاشته و چنان که رحیم میدانی، معاون آب و آبفای وزارت نیرو، به تازگی گفته این معضل می‌تواند به بروز “مناقشه و منازعات و حتی جنگ” بر سر آب و “تعارضات اجتماعی” منجر شود.

سرج ناکوزی خاطرنشان کرده که فائو، به عنوان یک نهاد تخصصی برای رسیدگی به این گونه چالش‌ها، در سال ۲۰۱۳ میلادی اجرای برنامه‌ای را آغاز کرده که اولین خروجی آن، راهبردهای مشارکتی منطقه‌ای برای مدیریت پایدار آب در بخش کشاورزی در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا بوده است.

بیشتر بخوانید: هشدار معاون سازمان محیط‌زیست درباره سومالی شدن ایران

یکی از معضلات کشورهای کمتر توسعه یافته نظیر ایران مصرف بیش از حد و غیر بهینه آب در فعالیت‌های کشاورزی است. چنان که ناکوزی گفته در کشورهایی مانند ایران ۹۵ درصد آب مصرفی به حوزه کشاورزی اختصاص دارد در حالی که این میزان در کشورهای صنعتی کمتر از ۷۰ درصد است.

ضرورت همکاری‌های منطقه‌ای

نماینده فائو در ایران افزایش وقوع خشک‌سالی‌ها و افزایش شدت آنها در یک دهه گذشته را هشداری برای منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا خوانده و به خبرگزاری مهر گفته است: «به خطر افتادن بهره‌وری سامانه‌های کشاورزی با کاهش کیفیت منابع خاک، بیابان‌زایی، افزایش شدت طوفان‌های گرد و غبار و افت معیشتی همراه شده است.»

او با بیان این که بحران کم‌آبی مسئله‌ای فراملی و “کاملا منطقه‌ای” است ابراز امیدواری کرد که با همکاری ایران و چند کشور دیگری که در وضعیت بحرانی قرار دارند بتوان راهکارهای مدیریت این بحران را با موفقیت پیگیری کرد.

بیشتر بخوانید: خشک‌سالی و آلودگی هوا؛ دو دشمن اصلی سلامت مردم ایران

به گزارش خبرگزاری مهر ناکوزی در این باره گفته است: «راهبرد مشارکت منطقه‌ای، برای کمک به کشورهای منطقه در جهت شناسایی و تنظیم سیاست‌ها، ساختار حکمرانی، سرمایه‌گذاری‌ها و اقداماتی که به صورت پایدار منجر به بهبود بهره‌وری می‌شوند، چهارچوبی را فراهم می‌کند.»

به باور کارشناسان، بحران کم‌آبی و وضعیت نگران‌کننده تنش‌های آبی، گذشته از درگیری‌های محلی و مهاجرت‌هایی که در بخش‌هایی از ایران از جمله در استان سیستان و بلوچستان رخ داده، ممکن است به تنش میان کشورهای همسایه که رودخانه‌های مشترکی دارند نیز منجر شود.

No responses yet

Feb 28 2017

رضایی نسبت به خطر فروپاشی نظام اسلامی ایران هشدار داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: محسن رضایی، فرماندۀ پیشین سپاه پاسداران، اعتراف کرده است که فساد و ناکارآمدی همچون بمب عمل می کنند و اگر با آنها مقابلۀ جدی نشود نظام اسلامی را از درون فرومی پاشانند. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که این سخن را در شهرستان لنجان ایراد نمود، با اشاره به فروپاشی سلسله های صفویه و قاجار و همچنین حضور نظامی جمهوری اسلامی ایران در نبردهای جاری منطقه، خطاب به مسئولان کشور گفت : “باید ضمن آن که به گسترش حوزۀ نفوذ خود اهمیت می دهیم، مراقب درون هم باشیم.”

او تصریح کرد : “ممکن است حکومتی در بیرون وجه قدرتمندی داشته باشد، اما در درون در حال فروپاشی باشد.” به گفتۀ محسن رضایی “ایران در دوران صفویه پیشرفت داشت ولی در اواخر آن، از درون رو به فروپاشی گذاشته بود.”

رضایی در ادامۀ این سخن افزود : “در داخل ایران، ناکارآمدی، فساد و انحرافات مانند بمب عمل می کنند و اگر با این آسیب ها مبارزه نکنیم از داخل تهی می شویم.” دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به برخی مشکلات و آسیب های امروز جامعۀ ایران از جمله بحران زیست محیطی در خوزستان و خشکیدن دریاچه های کشور، گفت : “همگی این ها ناشی از ناکارآمدی است.”

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام “فساد را خطر دومی” دانست که نظام اسلامی ایران را امروز از درون تهدید می کند. او مدعی شد که مقابله با ناکارآمدی و فساد در کشور نیازمند ستیز با غرب یا به قول او مبارزه با “غربزدگی” و اعمال “انضباط انقلابی” یا به ادعای وی بازگشت به “ارزش های انقلاب اسلامی” است.

No responses yet

Feb 27 2017

چراغ سبز یکی از نمایندگان مجلس برای یک اقدام غیرقانونی؛ ترغیب نیازمندان به کلیه فروشی برای فرار از فقر!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

تابناک: اگر از آن دست افرادی که با نیت ایثار کلیه خود را به فرد دیگری می بخشند، بگذریم، افرادی نیز هستند که تنها با امید کسب سرمایه و غیر قانونی به فروش کلیه روی می آورند. با اینکه این عمل خسارات سنگین اجتماعی و اقتصادی برای جامعه و فرد فروشنده دارد، حالا صداهایی از سوی برخی مقام های مسئول شنیده می شود که معنایی جز تلاش برای قانونی کردن آن ندارد.

اگر از آن دست افرادی که با نیت ایثار کلیه خود را به فرد دیگری می بخشند، بگذریم، افرادی نیز هستند که تنها با امید کسب سرمایه و غیر قانونی به فروش کلیه روی می آورند. با اینکه این عمل خسارات سنگین اجتماعی و اقتصادی برای جامعه و فرد فروشنده دارد، حالا صداهایی از سوی برخی مقام های مسئول شنیده می شود که معنایی جز تلاش برای قانونی کردن آن ندارد.

به گزارش «تابناک»؛ چند سالی هست که بازار فروش کلیه در ایران داغ و برای دلالانی که نقش رابط میان فروشنده و بیمار نیازمند به کلیه را ایفا می کنند، سکه است؛ هرچند هم اکنون خرید و فروش کلیه در برخی کلانشهرهای ایران مخفیانه انجام می شود و کسی هم آن را انکار نمی کند، حالا یکی از نمایندگان مجلس با اشاره به اقدام، از بی اشکال و منطقی بودن آن سخن گفته است.

دکتر حسینعلی شهریاری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، به تازگی در گفت و گو با «شفاآنلاین» گفت: با جلوگیری از پیوند زنده به زنده و وقتی که فرد دهنده رضایت دارد باعث می شویم خیلی از افراد دچار عوارض جبران ناپذیر شوند. زمانی که ما در مورد اقتصاد مقاومتی صحبت می کنیم، بهترین کار همان پیوند کلیه است، چون هزینه ها نیز کاهش می یابد و دیالیز هزینه های بسیار بالایی دارد و تعداد زیادی دستگاه باید خریداری شود.

وی افزود: به نظر می آید عواملی هستند که می خواهند پیوند کلیه را از افراد داوطلب ممنوع کنند. ضمن اینکه در این فرآیند همیشه هم خرید و فروش صورت نمی گیرد، بلکه در خیلی از موارد اهدای عضو صورت می گیرد، ولی عده ای دوست دارند که پیوند زنده به زنده را متوقف کنند چون در این کار منفعت دارند و دستگاه وتجهیزات دیالیز را خریداری و وارد می کنند.

شهریاری در مورد فروش کلیه توسط افرادی که در فقر مفرط هستند نیز در اظهار نظری عجیب، گفت: چه اشکالی دارد وقتی که فرد در فقر است و با دریافت 20 تا30 میلیون زندگی اش متحول می شود، این کار را انجام دهد؟

او در مورد عوارض و مشکلات احتمالی اهدای کلیه تصریح کرد: این موضوع عوارض و مشکلات خاصی ندارد و انسان های زیادی هم با یک کلیه زندگی می کنند و از آن طرف هم عده زیادی نیازمند کلیه هستند که اگر کلیه به آنها نرسد دچار عوارض می شوند و جان خود را از دست می دهند. پیوند اعضا از نظر شرعی هم مشکل ندارد و مجوز دارد و حضرت امام (ره) هم مجوز داده و مراجع هم مخالفت ندارند. پس به نظر من هر کسی باید به دنبال کار و تخصص خود باشد.

گفته های این نماینده مجلس در مورد موضوع فروش کلیه در ایران و اجتناب ناپذیر بودن آن از چند منظر قابل بررسی است و می توان با توجه به آن چند آسیب حوزه سلامت کشور را بازنمایی کرد؛ نخست اینکه در ایران افرادی هستند که با گرم شدن بازار فروش کلیه به منافع مالی می رسند؛ افرادی که در این فرایند نقش رابط میان فروشنده و بیمار نیازمند را ایفا می کنند و با انجام عمل دلالی منافع قابل توجهی را به دست می آورند.

جدا از دلالان، به شرکت های خصوصی و نهادهایی می توان اشاره کرد که در بخش واردات تجهیزات و دستگاه های دیالیز فعال هستند و با افزایش جمعیت بیماران دیالیزی در کشور به سود سرشاری دست پیدا می کنند؛ افرادی که این نماینده مجلس نیز به آنها اشاره کرده و مدعی است علاقه ندارند با افزایش عمل های پیوند عضو، از تعداد بیماران دیالیزی کشور کاسته شود.

اما نکته مهم و نگران کننده ای که در میان صحبت های نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان وجود دارد، پرسشی است که انکاری مطرح کرده است. شهریاری پرسیده است: چه اشکالی دارد وقتی که فرد در فقر به سر می برد و با دریافت 20 تا 30 میلیون زندگی اش متحول می شود، این کار را انجام دهد؟

این پرسش جدا از اینکه از سوی چه کسی مطرح شده باشد، اعتراف دردناکی است که اثبات می کند در کشور ما عده ای برای فرار از فقر و فشار اقتصادی ناگزیرند به فروش اعضای بدن خود، روی بیاورند. دردناک تر اینکه مقامی مثل نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی بدون در نظر گرفتن خسارت های اجتماعی و اقتصادی این نوع تن فروشی آن را بی اشکال می خواند و با تمسک بر اجتهاد شرعی مراجع تقلید سعی بر بی اشکال نشان دادن این آسیب اجتماعی دارد.

گویی ایشان که در جایگاه عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در این خصوص اظهارنظر کرده، توجه نداشته که فروش کلیه آن هم از سوی افرادی که با مشکل اقتصادی رو به رو هستند، نه تنها نمی تواند تحولی در زندگی آنها ایجاد کند، بلکه به دلیل محدودیت های اقتصادی و اجتماعی در آینده برایشان مشکلات عدیده ای را ایجاد خواهد کرد.

نمی توان منکر این شد فردی که با یک کلیه زندگی می کند در ادامه زندگی باید بیشتر مراقب سلامت خود باشد، نکات بهداشتی و سلامتی بیشتری را رعایت کند و از بسیاری از فعالیت های سنگین اجتماعی بپرهیزد. حالا تصور کنید فردی که با مشکل اقتصادی تن به چنین کاری می دهد آیا در آینده می تواند چنین محدودیت هایی را رعایت کند؟

تلخ تر آنجاست که می بینیم ایشان به جای تلاش در جهت ترویج فرهنگ ایثار و اهدای عضو، بر بی اشکال خواندن فروش کلیه، ضمن توجه به خسارات اجتماعی و اقتصادی آن، اصرار می ورزد و به نوعی نیازمندان را به این کار ترغیب می کند، در حالی که انتظار می رود درصدد معرفی و ارائه راهی برای مشکل اقتصادی افراد نیازمند برآمده و به دنبال راهی برای مقابله با آن دسته از افراد سودجو و منفعت طلب باشند که به بیماران دیالیزی به چشم منفعت می نگرند.

No responses yet

Feb 26 2017

بی‌خبری از مکان بازداشت فرزانه جلالی، فعال مدنی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


دویچه وله: فرزانه جلالی فعال مدنی و حقوق زنان چند روز است که بازداشت شده است اما خبری از نهاد بازداشت کننده و محل نگهداری او در دست نیست.

سایت “بیدارزنی” گزارش داده که “فرزانه جلالی” از فعالان مدنی و حقوق زنان، بویژه زنان کردستان، روز پنج‌شنبه گذشته (۲۳ فوریه/۵ اسفند) بدون دریافت احضاریه قبلی از سوی نهادهای امنیتی، در اداره ثبت اسناد استان کرمانشاه دستگیر شده است.

سایت “بیدارزنی” که فعالیت کنشگران حقوق زنان را پوشش می‌دهد در ادامه گزارش خود نوشته است، پس از دستگیری خانم جلالی، ماموران منزل وی را نیز تفتیش کرده‌اند. تا این لحظه معلوم نیست بازداشت او توسط کدام یک از نهادهای مربوطه و به چه علتی صورت گرفته است.

این گزارش می‌گوید فرزانه جلالی پس از دریافت یک تماس تلفنی از اداره ثبت جهت تکمیل مدارکش به این اداره مراجعه کرده و در محل مذکور توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. هم‌چنین گفته شده است که مقام های امنیتی و قضایی هیچ اظهارنظری در خصوص دلایل بازداشت او نکرده‌اند.

فرزانه جلالی از جمله دانشجویان ستاره‌دار دانشگاه تهران در رشته مردم‌شناسی است که با وجود کسب رتبه بالا در آزمون کارشناسی ارشد، از ادامه تحصیل محروم شده است. او در دوران تحصیل خود از فعالان دانشجویی دانشگاه تهران و عضو انجمن اسلامی دانشجویان و یک ماه نیز مدیر مسئول روزنامه صبح دانشگاه تهران بوده است.

فرزانه جلالی در سال‌های گذشته از جمله در جریان حمله به کوی دانشگاه و وقایع پس از انتخابات ۸۸ به دادگاه انقلاب و دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شد. با این حال او هیچ گونه سابقه احضار به کمیته انضباطی و حکم انضباطی در پرونده خود ندارد.

پیگیری‌های او برای ادامه تحصیل بی‌نتیجه مانده و پاسخ مسئولان واحد گزینش در سازمان سنجش، این بوده که “نتیجه استعلام از وزارت اطلاعات برای صلاحیت عمومی او منفی بوده” است و حق ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را ندارد.

فرزانه جلالی مطالب مختلفی درباره وضع زنان کردستان منتشر کرده است و درباره بسیاری محدودیت‌ها و مشکلات آن‌ها نوشته است، از جمله درباره ورزش زنان در استان کردستان، حمایت “فرهنگ ناموس پرستی” از قتل‌های ناموسی و ناقص سازی آلت تناسلی زنان (ختنه زنان) در جنوب و غرب ایران.

No responses yet

Feb 23 2017

گزارش خبرنگار اعزامی ایلنا به مناطق مرزی غرب کشور؛پول بدهید، در تهران ابزار شنود، اسلحه و شوکر تحویل بگیرید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی


ایلنا: مرد سرش را جلو می آورد و به آرامی می‌پرسد:” چیز خاصی مدنظر داری؟ ببین راحت باش، مشکل فرودگاه نداری، خودم هرچی بخوای تهران تحویلت می‌دم، شوکر می‌خوای؟”

ایلنا،یاسمن خالقیان: دما منفی پنج درجه و سرما به اندازه ای است که اعضای صورت را بی حس می کند؛ اما به نظر می رسد که آب و هوا برای ساکنین عادی است، مردها تنها با یک پیراهن و کاپشن هایی نازک در محوطه بازار قدم می زنند و زن ها هم لباسی شبیه به لباس مردها دارند؛ این تشابه حتی در شلوارها هم به وضوح دیده می‌شود؛ کردی، گل آلود و برفی. فروشنده‌های خیابان بساط کالاهای برقی را با کیسه هایی سفید پوشانده‌اند تا برف آسیبی به آنها نرساند، بازار پر از میوه‌های تازه است، رفت و آمد نسبتا روان و سکوت فضا را فریاد فروشنده‌ها می شکند:” ظرف زیر قیمت، پاسور، پاسور.”

21

“درخواست های مکرر ساکنین برای کولبری”

طبق قانون، افرادی که به عنوان انتقال دهنده کالا شناخته می شوند مشروط بر داشتن کارت تردد، می توانند اقدام به انتقال کالا از محورهای مرزی کنند؛ اما مساله اصلی این است که صدور کارت های تردد تا به امروز نتوانسته از بار بیکاری در مرزهای غربی کشور بکاهد، طبق گفته کارشناسان این تلاش به دو دلیل با ضعف مواجه بوده است. نخست به دلیل جغرافیای حساس مناطق مرزی و دوم بنا بر شرایط اقتصادی منطقه.

22

با نگاهی به وضعیت حاکم بر مناطق مرزی بخصوص در غرب کشور درخواست های مکرر ساکنین برای کولبری وجود دارد، کاری که چه رسمی و چه غیر رسمی مشکلات متعددی را برای کولبران به وجود می آورد. به خصوص در بخش غیر رسمی که موجب شده اغلب کولبرها یا به دلیل برودت هوا و یا مانع شدن مرزبانی با خطرات جانی دست و پنجه نرم کنند، شاید به همین خاطر است که در مسیرهای غیرقانونی هر نوع باری توسط واسطه‌ها به آنها تحویل داده می‌شود و کولبران فقط و فقط به دلیل مشکلات سخت معیشتی بدون هیچ پرسشی بار را به داخل مرزها حمل می کنند؛ تنها با دریافت ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان که همین مساله موجب ورود برخی کالاها به کشور شده است که غیرقانونی و از نظر امنیتی با مشکلاتی همراه است.

20

“پاسور داری؟”  “آره.” “چیز دیگه ای به کارت میاد؟” “چی مثلا؟” “بیا دنبالم.” از بین بساطی‌ها عبور می کند، گاه سلامی می‌دهد و گاه با اشاره سر از کنار فروشنده‌ها رد می‌شود، از محیط بازار بیرون می‌رود و به سمت یک کوچه قدم بر می‌دارد. خانه درست در وسط کوچه قرار دارد، یک مرد مقابل در منتظر است و به محض باز شدن آن زودتر از همه به داخل حیاط کوچک خانه می‌رود. حیاط ۲ ورودی دارد و فضای آن را صدای خنده چند بچه پر کرده است. اتاق کوچکی در کنار حیاط است. مرد به سمت آن قدم بر می‌دارد:” بفرمایید اینجا.” فضای اتاق باموکت پوشیده شده و در گوشه اتاق یک کمد به چشم می خورد, مرد سریع بخاری را روشن می کند، فضا را بوی غذا و نفت پر کرده است.

19

“ببین به من بگو چی به کارت میاد.” مکث می کند. ” راحت باش، اینجا خونه خودمه، زن و بچه‌ام همینجا تو همین خونه زندگی می کنن.” بلند می شود و در اتاق را باز می کند, دو مرد وارد می شوند. حدود ۳۰ سال سن دارند. چند لحظه بعد دو عینک و چند شی مربع شکل و دو سوئیچ روی موکت می گذارند:” این عینک رو هرجایی میخوای بزن به چشات، از همه چی فیلم می گیره، صاف، شفاف.” خودکاری از جیب بیرون می آورد و می گذارد کنار دیگر اجناس. ” اینم هست، شاید برای فیلم گرفتن بیشتر به کارت بیاد، گرون هم نیست تو تعداد بده من بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومن برات قیمت میزنم.” چند شئی مربع شکل درست کنار عینک جا خوش کرده اند، مرد یکی را بر می‌دارد:” این با سیم کارت به گوشی وصل میشه, هرجا باشه واضح همه صداهارو رو گوشی برات می فرسته، یه جورایی پخش مستقیم داره برات.” می خندد؛ اما با اشاره صاحبخانه خودش را جمع و جور می کند و یکی از سوئیچ ها را برمیدارد و می گوید:” اینم کارش همینه یه سیم کارت بهش می خوره و بعدم صدای جمعی که توش نیستی رو همون لحظه داری. این خوبیش به اینه که کمتر کسی بهش شک می کنه چون بالاخره تو هر جمعی چند تا سوئیچ باید باشه، اینو اگه بخوای ۲۵۰ هزار تومن برات قیمت می زنم.”

“سفارش بده,تهران تحویل بگیر”

جمعیت بیکار در اطراف مرز به خاطر شرایط جغرافیایی نه توان کشاورزی و نه توان دامداری دارند، برخی در مراکز صنعتی ایران فعالیت داشتند و موج فراگیر بیکاری موجب شد این افراد به مناطق خود بازگردند و در نهایت باز هم اقدام به کولبری کنند که تا به امروز ساماندهی نشده است.

صاحبخانه سرش را جلو می آورد و به آرامی می پرسد:” چیز خاصی مدنظر داری که چشات اینا رو نمی گیره؟ ببین راحت باش, مشکل فرودگاه نداری, خودم هرچی بخوای تهران تحویلت می دم, شوکر می خوای؟ از اون بی صداهاش, اسپری فلفل و گاز اشک آور هم هست, از اون سه کاره‌ها.” پارچه را از روی کمد کنار می زند و از پشت آن دو اسپری فلفل و دو مدل شوکر می آورد و برای اینکه مطمئن شوم کار شوکرها درست است با شوخی یکی را روی یکی از مردها امتحان می کند؛ البته با فاصله؛ اما به گفته مرد اسپری فلفل جایی برای امتحان ندارد؛ چراکه خطرناک است و اگر در جمع کسی آسم یا حساسیت خاصی داشته باشد با خطر مرگ مواجه می شود. شوکرها از ۸۰ هزار تومان تا ۳۰۰ هزار تومان قیمت دارند و اسپری فلفل دو مدل دارد که یکی ۳۰ هزار تومان و دیگری ۷۰ هزار تومان است؛ درحالی که قیمت آنها در تهران دو تا سه برابر این قیمت است.

کولبرها از نوع جنسی که حمل می کنند اطلاع ندارند

“خود شما بار حمل می کنید؟” “نه.” از اصرار به پاسخی بیشتر از این کلمه خوشش نمی آید. برای همین است که دوباره به معامله برمی‌گردد:” یه سری میان برای جنس بالاتر از شوکر, می‌فهمی که؟سفارش میدن, تهران تحویل میگرن اما خب هزینه باربری بالایی داره مثه این آت و آشغالا نیست, همچین حسابیه.”  “قیمت؟” “از هفتصد,هشتصد تا چند میلیون, خیلی‌ها میان تا کلکسیون کامل کنن, نه اینکه فک کنی میرن باهاش آدم بکشن, عشقشون اینه.” منظورش اسلحه است.

24

با توجه به اینکه وضعیت اقتصادی و سرمایه گذاری در این منطقه مطلوب نیست جمعیت  عظیم ساکن در مرز با مسئله بسیار مهمی به نام معیشت روبرو است. معیشت و امرار معاش از طریق کولبری در مرز و حمل محموله های تجارت مرزی نیاز به سرمایه آنچنانی ندارد و از سوی دیگر بسیار زود بازده به نظر می رسد، در نتیجه جمعیت عظیم ساماندهی نشده اقدام به نقل و انتقالات مرزی می کنند و بنا به گفته بسیاری از فروشندگان بازارهای مرزی حتی از ماهیت جنسی که حمل می کنند بی اطلاع هستند؛ یعنی اجناس بسته بندی شده توسط واسطه ها در آن طرف مرز به آنها تحویل داده می شود و در خاک ایران به واسطه های ایرانی تحویل داده می شوند و کولبرها تنها نقش حمل کننده را ایفا می کنند.

No responses yet

Feb 20 2017

جنبش‌های هویت‌طلب و خطر زایش ناسیونالیسم تهاجمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

بی بی سی: جنبش‌های هویت‌طلب و قوم‌گرای ایران در آستانه زایش نوعی از “ناسیونالیسم تهاجمی” قرار دارند. این نوع از ناسیونالیسم، هم هویت و ماهیت و هم بقای خود را در نفی “دیگری” می‌داند و بنابراین از همان گام اول به دنبال ساختن دشمنی عینی است تا زمینه اتحاد ملی‌قومی فراهم شود. در چنین نگرشی، عدم تحمل چنان رشد می‌کند که تفاوت افکار و گوناگونی روش‌های مبارزه در میان ملت خود را نیز تحمل نخواهد کرد و هر تفاوتی، به تقابل تعبیر شده و موجب ارتداد خواهد شد. کافی است به ادبیات این جریان‌ها توجه شود تا گستردگی حیرت‌انگیز دیگری‌سازی و دشمن‌تراشی آشکار شود. این نوع از ناسیونالیسم برای بقای خود به نفی هرگونه نقد درونی پرداخته و از برخاستن صدای متفاوت نگران است. یک نشانه از این زایش ترسناک، آنجاست که جنبش‌های هویت‌طلب در یک توافق نانوشته، از نقد آشکار اقوام و ملت‌های هم‌زبان خودداری می‌کنند و اخبار سرکوب‌های گسترده در میان آن ملت‌ها واکنشی برنمی‌انگیزد و مسکوت می‌ماند.

در روزهای گذشته دادگاه مربوط به حادثه “نارداران” در باکو تشکیل شد و تعدادی از متهمان مذهبی در این دادگاه، احکام زندان طولانی مدت (از ۲۰سال تا ۱۰ سال) دریافت کردند. در همین دادگاه، معاون حزب جبهه خلق آذربایجان-از احزاب سکولار اپوزیسیون- نیز به ده سال زندان محکوم شد. البته تنها مخالفان مذهبی و یا احزاب متشکل اپوزیسیون نیستند که در آذربایجان سرکوب می‌شوند. چندی پیش دو دانشجوی جوان، که بر روی مجسمه حیدر علی‌اف شعار نوشته بودند، در دادگاهی مشابه به ۱۰ سال زندان محکوم شدند. آنها در روز تولد حیدر علی‌اف (پدر رییس جمهور کنونی آذربایجان) بر روی مجسمه او نوشته بودند: “روز بردگی مبارک باد”.

در ترکیه نیز تصفیه‌های گسترده ماه‌های گذشته به دستگیری، بیکاری و اخراج صدها تن از کارمندان دولت، معلمان، استادان دانشگاه و قضات و برخی فرماندهان و اعضای ارتش و همچنین دستگیری نمایندگان مجلس و روزنامه‌نگاران انجامید. در کنار آن، سرکوب در مناطق کردنشین ادامه داشت و رجب طیب اردوغان نیز به دنبال تغییر قانون اساسی و قبضه کامل قدرت رفت.

بجز آذربایجان، در ترکیه نیز تصفیه‌های گسترده ماه‌های گذشته به دستگیری، بیکاری و اخراج صدها تن از کارمندان دولت، معلمان، استادان دانشگاه و قضات و برخی فرماندهان و اعضای ارتش و همچنین دستگیری نمایندگان مجلس و روزنامه‌نگاران انجامید. در کنار آن، سرکوب در مناطق کردنشین ادامه داشت و رجب طیب اردوغان نیز به دنبال تغییر قانون اساسی و قبضه کامل قدرت رفت. در مقابل این حوادث، اعتراض یا نقدی جدی در میان جنبش هویت‌طلب ترک‌های ایران شنیده نشد و می‌توان گفت که گاه حمایت ضمنی هم وجود داشت.

در سوی دیگر، مشابه این سرکوب‌ها در اقلیم کردستان نیز جریان دارد. تنها در یک نمونه، سازمان دیده‌بان حقوق بشر در روزهای اخیر گزارش داد که در حدود ۱۸۳ کودک بازداشتی در کردستان عراق توسط سازمان اطلاعاتی این اقلیم شکنجه شده‌اند. به گفته این سازمان، سن کودکان مزبور بین ۱۱ تا ۱۷ سال بوده و ماموران سازمان امنیتی اقلیم آنها را “با سیگار سوزانده، با مشت و لگد ضرب و شتم کرده، با کابل و لوله‌های پلاستیکی مضروب کرده و به ایشان شک الکتریکی وارد کرده‌اند.” سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر چندی پیش نیز فاش کرد که “گروه‌های مسلح وابسته به حزب کارگران کردستان در عراق، از میان پسران و دختران نوجوان نیرو گرفته‌اند و در دو مورد، گروه‌های مسلح آن کودکانی را که تلاش کردند از آنها جدا شوند را ربوده یا بطور جدی مورد آزار و اذیت قرار داده‌اند.” گزارش‌های مربوط به ویران کردن خانه اعراب توسط نیروهای کرد نیز از دیگر اخباری است که در ماه‌های اخیر منتشر شد. این اخبار نیز در میان جنبش هویت‌طلب کرد مسکوت ماند و نقد یا اعتراضی جدی برنیانگیخت.

در مجموع به نظر می‌رسد که فعالان مدنی و هویت‌طلب یا قومگرای ایران، نقض گسترده حقوق بشر در مناطق همزبان خود را نادیده می‌گیرند و حتی گاه به توجیه آن نیز می‌پردازند. به این ترتیب، مهمترین شاخصه نیروهای هویت‌طلب را باید استانداردهای دوگانه آنها در مواجهه با امر سیاسی دانست.

برخی فعالان ترک، از یک طرف سرکوب نیروهای مذهبی در آذربایجان را حمایت می‌کنند، و از سوی دیگر شیوه حکمرانی نیروهای مذهبی در ترکیه را ستایش می‌کنند. یا در حالی که از حق تعیین سرنوشت ملت آذربایجان در ایران دفاع می‌کنند، درباره سرنوشت ملت کرد در ترکیه سخنی نمی‌گویند. نیروهای هویت‌طلب کرد نیز در حالی که از خشونت دولتی بی‌پایان در مناطق کردنشین ترکیه سخن می‌گویند، اقدامات مسلحانه چریکهای کرد در شهرهای این کشور و علیه مردم بیگناه را مسکوت گذاشته‌اند. یا در حالی که از سرکوب امنیتی کردستان در ایران خشمگین هستند، درباره سرکوب گسترده مردم عرب در اقلیم کردستان حرفی نمی‌زنند.

گویا که اولویت جنبش‌های قومی ایران، نه دموکراسی و حقوق برابر همه انسان‌ها، بلکه کوشش برای زایش نوعی از ناسیونالیسم تهاجمی شده است. این برخورد گزینشی با سرکوب و خشونت، و اعمال استانداردهای دوگانه در مواجهه با آن، علاوه بر آنکه موجب بی‌اعتمادی به نیروهای تحول‌خواه منطقه شده، تصویر آینده این منطقه را نیز تاریک کرده است. قبیله‌گرایی‌های مذهبی یا قومی، موجب شده است که زشتی استبداد و سرکوب، نه در واقعیت آن، بلکه تنها در چهره حاکم مستبد و سرکوب‌گر خلاصه شود. ظاهرا هدف نهایی این کشمکش‌ها و مبارزات نیز آن است که مستبدی را کنار زده و مستبد دیگری را جایگزین کنند: از قبیله شما نباشد، بلکه از قبیله ما باشد.

ارومیه؛ قدرت گرفتن هویت طلبان تُرک یا تشدید شکاف‌های مذهبی؟

اقلیم کردستان؛ از دولت مستقل تا اعتراضات خیابانی

جنبش روشنایی و نگاه قوم مدارانه

اردوغان در بن بست؟ از صلح با پ‌ک‌ک تا جنگ با حزب دموکراتیک خلق‌ها

خاورمیانه و موقعیت خطرناک اقلیت‌ها

هویت طلبی؛ مطالبات هویتی، فدرالیسم سیاسی یا جدایی طلبی؟

اما جنبش‌های مدنی و هویت‌طلب در میان اقلیت‌ها، اگر بخواهند که کوشش‌های آنان، منجر به زایش استبدادی جدید نشود، و هیولای هولناک جدیدی سر برنیاورد، چاره‌ای ندارند جز آنکه “انسان” و حقوق او را بر هر مفهوم ذهنی دیگری اولویت دهند. خطر اصلی آنجا است که تلاش برای خروج از بیراهه اسلام سیاسی، منجر به حرکت در کج‌راهه ناسیونالیسم تهاجمی شود. این نقد البته می‌تواند شامل کلیت جنبش‌های سیاسی در ایران نیز باشد. مدعای این نوشته آن نیست که تهاجمی بودن ناسیونالیسم برای جریان‌های هویت‌طلب نادرست و برای دیگران بی‌اشکال است. بی‌تردید این پدیده در هر سوی که باشد نتایجی خطرناک دارد. همان اندازه که ناسیونالیسم تهاجمی ایرانشهرگرایانه باید نقد شود، ناسیونالیسم تهاجمی اقوام و ملت‌ها نیز قابل نقد است. خطری که این نوع از ناسیونالیسم می‌تواند در آینده به دنبال آورد، آنقدر بزرگ هست که ما را مجاب کند تا از همین امروز به نقد آن بپردازیم.

علت استانداردهای دوگانه جریان‌های هویت‌طلب ایران نیز به ماهیت ایدئولوژی ناسیونالیسم تهاجمی بازمی‌گردد. مشابه این وضعیت را در بخشی از اپوزیسیون فراگیرتر سیاسی نیز می‌توان مشاهده کرد. زایش ناسیونالیسم تهاجمی و اولویت یافتن ایده ذهنی ملیت، موجب خواهد شد که پایمالی هر حقی در برابر آن نادیده گرفته شود. چنانچه در نیروهایی مذهبی نیز اولویت ایده ذهنی دین به همین نتیجه منجر شد. مساله کنونی ایران، سرکوب گسترده مذهبی است، و مشکلات تاریخی ناسیونالیسم تهاجمی دیده نمی‌شود. اما نباید فراموش کرد که برساختن هر امر ذهنی که بالاتر از واقعیت انضمامی انسان قرار گیرد، در نهایت به پایمالی حق او منجر می‌شود.

مساله آذربایجان و تاجیکستان و ترکمنستان و افغانستان و کردستان و ترکیه، مساله ما هم هست و نمی‌توان سرکوب و استبداد و ستمگری در آن سرزمین‌ها را به بهانه‌های واهی نادیده گرفت.

فعالان مدنی یا هویت‌طلب، با حفظ مواضع خود و همزمان با پیگیری حقوق اقلیت‌ها، می‌توانند و “باید” که از ناسیونالیسم تهاجمی دوری کنند. در چنین صورتی است که حاکم مستبد و سرکوبگر، اگر هم‌زبان هم باشد، محکوم خواهد بود و قربانیان اگر از رقیبان و دشمنان هم باشند، همدردی ما را برمی‌انگیزند. و در چنین صورتی است که صدور احکام ظالمانه زندان‌های طولانی، حتی برای مخالفان نیز ناروا تلقی شده و انفجار بمب در میان بیگناهان و یا صدور حکم اعدام برای مخالفان سیاسی در هر حالتی محکوم می‌شود. به این ترتیب، هم اعتماد به این جریان‌ها، افزایش یافته و صدای آنها شنیده می‌شود و هم تصویر آینده از احتمال قدرت‌گرفتن آنان و متحدانشان، تصویری هولناک‌تر از امروز نخواهد بود.

بحران در منطقه ما، همچون بحران در ایران، نقطه مرکزی مشترکی دارد که استبداد است. در اینجا، گسترش جنبش‌های افراطی مذهبی و یا جنبش‌های ناسیونالیستی تهاجمی که همچون دور باطلی از یکی به دیگری در حال چرخش بوده، زمینه‌ای جز استبداد ندارند. وضعیت خونبار حاکم در منطقه، که در این سال‌ها بصورت فزاینده‌ای گسترش یافت، ضرورت دانستن و آموختن و چاره‌جویی مشترک ملت‌ها برای بحران استبداد را آشکار می‌کند. بن‌بستی که دیکتاتوری برساخته، زمینه همان آتشی است که اکنون در منطقه زبانه می‌کشد و از آنجا که این فاجعه، تمامی منطقه را در برگرفته، نتایج آن دامن همه ما را خواهد گرفت و چاره‌ای جز توجه به مسائل مشترک و آموختن از یکدیگر نداریم.

از این جهت است که مساله آذربایجان و تاجیکستان و ترکمنستان و افغانستان و کردستان و ترکیه، مساله ما هم هست و نمی‌توان سرکوب و استبداد و ستمگری در آن سرزمین‌ها را به بهانه‌های واهی نادیده گرفت. هم داستان تجربه استبداد دینی باید در منطقه برملا شود تا “توهم بهشت آینده مذهبی” که در برخی از این کشورها وجود دارد، کم‌رنگ شود و هم تجربه حکومت‌های شبه‌سکولار مبتنی بر ناسیونالیسم تهاجمی یادآوری شود، تا از یک چاه به چاهی دیگر سقوط نکنیم.

برای گشودن راهی جدید، می‌توان هم از بیراهه اسلام سیاسی و هم از کج‌راهه ناسیونالیسم تهاجمی دوری کرد، تا راه اعمال قدرت برای “مردم” فراهم شود. اولویت دادن به هر نوع ایدئولوژی که بر مبنای تبعیض و برتری‌جویی بنا شود، بحران ما را عمیق‌تر کرده و راه آینده را پیچیده‌تر خواهد کرد. از این جهت است که باید در عمل نشان داد، اولویت ما پیش از دین و بیش از قومیت و ملیت و خاک، همانا “انسان” است. حرمت به “عینیت انسان”، می‌تواند ورای مرزهای قراردادی و فراتر از ایده ذهنی دین یا ملت قرار گیرد

No responses yet

Feb 19 2017

فدراسیون شطرنج: با دو شطرنج‌باز به دلیل بی‌حجابی و بازی با اسرائیل برخورد می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفردا: رئیس فدراسیون شطرنج جمهوری اسلامی ایران می‌گوید این فدراسیون به دلیل اتفاقاتی که در جبل‌الطارق افتاده، با برنا و درسا درخشانی «جدی‌ترین برخورد» را می‌کند.

برنا درخشانی ۱۵ ساله در این مسابقات با الکساندر هوزمان از اسرائیل بازی کرد. خواهرش درسا ۱۸ ساله نیز بدون حجاب اسلامی در بازی‌ها شرکت کرد.

مهرداد پهلوان‌زاده در این باره گفت: «درسا درخشانی اصلاً ساکن ایران نبوده و در اسپانیا دانشجو است و متأسفانه در مسابقات بدون حجاب شرکت می‌کند. مسابقات جبل الطارق هم به صورت آزاد بوده و هر کسی می‌توانست آنجا شرکت کند».

این در حالی است که آتوسا پورکاشیان و سارا خادم‌الشریعه دو نماینده ایران در مسابقات جهانی تهران نیز همراه با برنا و درسا درخشانی، در جام جبل‌الطارق حضور داشته‌اند.

آقای پهلوان‌زاده درباره بازی برنا با حریف اسرائیلی، به خبرگزاری فارس گفت: «برنا ساکن تهران است. روی میزها پرچم نمی‌گذارند و فقط اسامی را می‌نویسند و خیلی مشخص نیست که با کدام کشور بازی می‌کنند و فقط در سایت نام‌نویسی می‌کنند».

حساسیت جمهوری اسلامی ایران در خصوص عدم مبارزه با نمایندگان اسرائیل، در حدی است که در المپیک ریو، علیرضا خجسته فقط به دلیل احتمال برخورد با جودوکار اسرائیل، به برزیل اعزام نشد.

درسا درخشانی بازیکن تیم ملی ایران و نفر ششم جوانان جهان است. او در ماه‌های اخیر، چند مصاحبه‌های تلویزیونی و مطبوعاتی، بدون حجاب اسلامی انجام داده که آخرین مصاحبه در جام جبل‌الطارق انجام شده است.

رئیس فدراسیون شطرنج می‌گوید: «اولین اقدام ما این است که این افراد را از تمام مسابقاتی که در ایران و به نام ایران برگزار می‌شود، محروم می‌کنیم و دیگر شانس حضور در تیم ملی را نخواهند داشت».

او تأکید کرد: «متأسفانه اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاده و در حال حاضر منافع ملی در جریان است. این موضع را به وزارت ورزش هم گزارش دادیم. سعی می‌کنیم جدی‌ترین برخوردها را داشته باشیم و تدابیری می‌اندیشیم که در تورنمنت‌های آینده تکرار نشود».

در رشته‌های مختلف ورزشی، سختگیری فدراسیون‌ها نسبت به حجاب ورزشکاران متفاوت است.

در برخی رشته‌ها، استفاده از روسری کافی است اما در بعضی دیگر، حتماً باید مقنعه یا هدبند باشد.

در بعضی رشته‌ها، اینستاگرام دختران ملی‌پوش کنترل می‌شود و تذکر دریافت می‌کنند. این سختگیری، در بعضی دیگر از رشته‌های ورزشی اعمال نمی‌شود.

سال ۲۰۱۳ تیم کاتای ایران که در آستانه کسب مدال طلا قرار داشت، به دلیل تغییر لباس حذف شد. دبیرکل کمیته ملی المپیک این اتفاق را ناشی از دستور معاون ورزش بانوان این وزارتخانه دانست.

در بازی‌های همسبتگی کشورهای اسلامی به میزبانی اندونزی، مهسا افسانه، الناز تقی‌پور و نجمه قاضی‌زاده در دیدار نهایی مجبور شدند به دستور خانم اکبرآبادی، از ساق‌بند و پوشش پشت گردن استفاده کنند.

تیم مصر به این تغییر اعتراض کرد و ایران از دور رقابت‌ها کنار گذاشته شد، و تصویر گریه بازیکنان ایران، بازتابی گسترده در رسانه‌ها داشت.

امسال سمیرا حیدری در مسابقات جهانی آلیش، یک لحظه کلاهش در جریان مسابقه افتاد و کمیته انضباطی فدراسیون کشتی، رای به محرومیت او از حضور در مسابقات داد.

نایب رئیس امور بانوان فدراسیون کشتی نیز گفت: «حفظ ارزش‌های اسلامی و اخلاق مداری بالاتر از هر رنگ مدالی است».

No responses yet

Feb 17 2017

مستی ٤٠٠‌ هزار‌ تومانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

ایسنا: درباره جریمه رانندگی در شرایط مصرف نوشیدنی‌های الکلی

«جریمه رانندگی در حالت مستی با مبلغ ٤٠٠‌هزار تومانی بیشترین مبلغ برای یک تخلف رانندگی در ایران است. این میزان جریمه از ابتدای امسال قانونی و اجرا شد. با‌ وجود‌ این هنوز رانندگانی هستند که در شرایط مستی پشت فرمان می‌نشینند و خیابان‌ها و بزرگراه‌ها را با سرعت دیوانه‌وار ویراژ می‌دهند.»

به گزارش ایسنا، روزنامه شرق نوشت: «زنگ زده بود و پشت تلفن گریه می‌کرد، می‌گفت دوستش در بزرگراه تصادف کرده و از او خواسته برای کمک سراغش برود. به صحنه تصادف که رسیده بود، فهمید دوستش مست لایعقل بوده و با سرعت زیاد چپ کرده و هم به خودش و هم به چند نفر دیگر آسیب زده بود. از این شاکی نبود که چرا دوست درس‌خوان دانشگاه‌ رفته امروزی‌اش چنین خطایی کرده، از این شاکی بود که بقیه دوستان دیگرش رانندگی در مستی را کار با حالی می‌دانند که اگر آدم مواظب باشد و کمی احتیاط کند، مشکلی پیش نمی‌آید. این را که گفت، ادامه داد برخی از خودروهای این جماعت، شب‌ها میخانه سیار است، خیابان‌ها و بزرگراه‌ها را می‌چرخند و می‌نوشند و هر شب یک یا چند نفرشان تصادف می‌کنند… .

این در شرایطی است که جریمه رانندگی در حالت مستی با مبلغ ٤٠٠‌هزارتومانی بیشترین مبلغ برای یک تخلف رانندگی در ایران است. این میزان جریمه از ابتدای امسال قانونی و اجرا شد. با‌ وجود‌ این هنوز رانندگانی هستند که در شرایط مستی پشت فرمان می‌نشینند و خیابان‌ها و بزرگراه‌ها را با سرعت دیوانه‌وار ویراژ می‌دهند.

بسیاری این میزان جریمه سنگین برای رانندگی در مستی را ناشی از ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های شرعی برای مصرف نوشیدنی الکلی می‌دانند و تصور می‌کنند که این کار یکی از محدودیت‌های اجتماعی اعمال‌ شده در کشور ماست و فقط مختص اینجاست.

با این‌ حال نگاهی به قوانین دیگر کشورها نشان می‌دهد تقریبا در همه جای دنیا سختگیرانه‌ترین جریمه‌ها در قوانین راهنمایی برای رانندگی در شرایط مستی است.

این بخشی از قوانین در کشورهای مختلف چهار گوشه دنیاست:

در کانادا در کم‌ترین حالت بار اول ‌هزار دلار جریمه و یک سال ضبط گواهینامه، بار دوم ٣٠ روز حبس و دو سال ضبط گواهینامه؛ بار سوم به بعد چهار ماه حبس، سه سال ضبط گواهینامه شامل حال راننده می‌شود.

در آلمان ‌هزار یورو جریمه به‌ علاوه باطل‌ شدن گواهینامه و حضور در کلاس اجباری مضرات الکل و رفتار احمقانه و در صورت تکرار، حبس.

در اسپانیا ۵۰۰ یورو جریمه و اگر فرد سابقه‌دار باشد، هزار یورو. در‌ صورتی‌ که درصد الکل در خون راننده خاطی از حدی بیشتر باشد، زندان و محکومیت به خدمات اجتماعی و ابطال گواهینامه در انتظار اوست.

در هلند بستگی به مقدار الکل و مدت‌ زمان دریافت گواهینامه فرد دارد و مجازات جریمه نقدی تا هزار یورو و ابطال گواهینامه به‌ علاوه کار اجباری و زندان هم شامل آن می‌شود. به‌ غیر از این فرد خاطی به یک دوره آموزشی اجباری نیز فرستاده می‌شود که هزینه آن ٨٥٠ یورو است.

در استرالیا بسته به میزان الکل خون و سابقه افراد نوع جریمه متفاوت است اما متوسط مبلغ جریمه در ایالت استرالیای غربی ۵۰۰ دلار است.

در بلژیک هم جریمه رانندگی در مستی بسیار سنگین است و از هزار و ٢٠٠ یورو شروع می‌شود و تا سه ‌هزار یورو هم خواهد رسید. به ‌غیر از ‌این ابطال گواهینامه هم بخشی از جریمه فرد خاطی است.

در شهر دوبی در امارات متحده عربی حدود ٢٠ هزار درهم و تعلیق گواهینامه به سه ماه و گاهی حبس شامل حال راننده می‌شود.

در ترکیه ٨٠٠ لیر و شش ماه ضبط گواهینامه جریمه رانندگی در مستی است.

در نروژ حداقل مصرف الکل و رانندگی در این وضعیت تعلیق شش ماه تا یک سال گواهینامه فرد و همچنین جریمه نقدی به میزان نصف حقوق فرد خاطی را به همراه خواهد داشت.

در ایتالیا جریمه رانندگی در مستی بین ٤٠٠ تا هزار یورو جریمه و ضبط گواهینامه تا سه ماه برای بار اول است، در صورت تکرار گواهینامه‌ رانندگی فرد باطل می‌شود و او باید دوباره برای دریافت گواهینامه اقدام کند که هزینه‌ای در حدود دو ‌هزار یورو دارد.

در فنلاند جریمه بر اساس درآمد و حقوق ماهانه فرد تعیین می‌شود و همچنین تا شش ماه زندان، به‌ علاوه، محرومیت از رانندگی به مدت یک تا پنج سال در انتظار راننده است.

در آمریکا قوانین ایالت به ایالت فرق می‌کند؛ به‌ عنوان مثال در واشنگتن جریمه میانگین سه ماه تعلیق گواهینامه، توقف خودرو و درج در سوابق برای هفت سال به‌ علاوه جریمه بین ٩٤٥ تا پنج هزار دلار در انتظار فرد است.

قانون و آمارها چه می‌گویند

روز چهارشنبه رئیس پلیس راهور ناجا در حاشیه گردهمایی بین‌المللی ایمنی راه در سخنانی با اشاره به مهم‌ترین موضوعات در بروز حوادث ترافیکی گفت: بستن کمربند ایمنی برای رانندگان، کنترل سرعت خودروها در جاده‌ها، استفاده از تلفن همراه در حین رانندگی، سوءمصرف الکل و مواد روان‌گردان، جزء مهم‌ترین موضوعات و تخلفات حادثه‌ساز در حوادث ترافیکی کشور تلقی می‌شود که پلیس آنها را مورد توجه قرار داده است؛ به‌ طوری‌ که بیشترین جریمه مربوط به استفاده از الکل در رانندگی است که رقم آن ۴۰۰ ‌هزار تومان است.

به ‌غیر از این چندی پیش «عباس جعفری‌دولت‌آبادی»، دادستان تهران، نیز در نخستین جلسه شورای معاونان دادسرای عمومی و انقلاب تهران با موضوع «سیاست‌ها و برنامه‌های دادسرای تهران» در سال ١٣٩٥ اعلام کرد: «در بازدیدهایی که از دو دادسرای ارشاد و راهور انجام شد، با آمار در خور‌ توجه رانندگی حین مستی و شرب خمر مواجه بودیم که نیازمند تحلیل، بررسی و اتخاذ تدابیر مناسب است.» وی در توضیح، آمار پرونده‌های رانندگی در حال مستی شهر تهران در سال ١٣٩٤ را دوهزار و ٩٠٠ فقره اعلام کرد و از سرپرستان نواحی خواست برای مقابله با این‌ گونه جرائم اقدام‌های لازم را انجام دهند. هنوز آمار سال ٩٥ در این‌ زمینه اعلام نشده است اما با توجه به اشاره رئیس پلیس راهور به این موضوع در میان مهم‌ترین موضوعات در بروز حوادث ترافیکی به نظر می‌رسد این آمار در سال ٩٥ هم همچنان چشمگير است. مصرف مشروبات الکلی و رانندگی در این شرایط در حالی است که به جز ممنوعیت‌های قانونی و جریمه‌های سنگین، به‌ لحاظ شرعی و قانونی نیز ممنوعیت‌هایی دراین‌باره وجود دارد.

با این‌ حال بر اساس قوانین جاری، به گفته حقوق‌دانان رانندگی در حالت مستی متضمن دو نوع مجازات است: نخست مجازات شرب خمر و دیگری تشدید در مجازات رانندگی. به این معنا، فردی که در حالت مستی رانندگی می‌کند، علاوه بر جریمه چهارمیلیون‌ ریالی، گواهینامه‌اش شش ماه ضبط می‌شود و این متخلفان به مراجع قضائی معرفی می‌شوند. راننده مست اگر هنگام رانندگی مرتکب جرم شود اما این جرم با تصادف همراه نباشد، به مجازات در تخلف رانندگی و مجازات شرب خمر محکوم خواهد شد اما اگر راننده مست در حالت مستی مرتکب تصادف شود به مجازات در تخلف رانندگی، مجازات شرب ‌خمر و مجازات صدمه‌های غیر عمدی محکوم خواهد شد.»

No responses yet

Feb 17 2017

«برکناری» دو مدیر دولتی در پی تجمع دوباره مردم اهواز در اعتراض به آلودگی هوا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: ساعاتی پس از برگزاری چهارمین تجمعِ مردم اهواز در مقابل استانداری خوزستان، دفتر نماینده رهبر جمهوری اسلامی در این استان، دعوت منتشر شده در کانال تلگرامی این نهاد برای برگزاری تجمع بعد از نماز جمعه را تکذیب کرد.

در همین حال خبرگزاری دولتی ایرنا روز جمعه، ۲۹ بهمن، خبر داد که در پی اتفاقات روزهای گذشته، هاشم بالدی، مدیرکل مدیریت بحران استانداری، و شهریار بذرکار، مدیرکل منابع طبیعی خوزستان، برکنار شده‌اند.

کانال تلگرامی محمدعلی موسوی جزایری، امام جمعه اهواز و نماینده رهبر جمهوری اسلامی در استان خوزستان، پیش از این از شرکت‌کنندگان در نماز جمعه روز ۲۹ بهمن خواسته بود که بعد از برگزاری نماز در اعتراض به وضعیت قطع برق و بحران ریزگردها تجمع کنند.

اما دفتر امام جمعه اهواز اعلام کرد که انتشار این پست مورد تائید آقای جزایری «نبوده» و در پی «سهل‌انگاری متصدی» این صفحه مجازی رخ داده است.

در همین حال عصر روز پنج‌شنبه و پس از قطعی دوباره آب و برق در برخی نقاط استان خوزستان، گروهی از مردم اهواز برای چهارمین بار در روزهای گذشته در مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، «کارون با اصالت، تسلیت تسلیت»، «اهواز شهر ماست، هوای پاک حق ماست»، «اهواز بی‌قراره، کارون آب نداره»، «نفت و آب اهواز رو بردن، جاش گرد و خاک آوردن» از جمله شعارهای شرکت‌کنندگان در این تجمع بود.

بر اساس این گزارش، این تجمع در نهایت حدود ساعت ۱۹ پایان یافت و هیچ یک از مسئولان در جمع تجمع‌کنندگان حضور نیافتند.

در روزهای دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه نیز گروهی از شهروندان اهوازی در اعتراض به قطعی آب و برق در روزهای گذشته، بحران ريزگردها و طرح‌های انتقال آب کارون، در مقابل استانداری خوزستان تجمع کرده بودند.

از روز ۲۳ بهمن بحران ریزگردها چندین بار باعث قطعی آب و در شهرهای استان خوزستان شده است.

روز جمعه هشتم بهمن نیز پس از وقوع توفان گرد و غبار در ده شهر استان خوزستان، برق و آب و اینترنت اهواز در قطع شده و ادارت و مدارس این شهر تعطیل شدند.

در روزهای گذشته تعدادی از نمایندگان مجلس و رسانه‌های اصولگرا از «بی‌توجهی» دولت حسن روحانی به مشکلات استان خوزستان انتقاد کرده اند.

مقام‌های سازمان محیط زیست اما اعلام کرده‌اند که حل مشکل ریزگرد در کوتاه‌مدت ممکن نیست.

در همین زمینه معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، روز چهارشنبه، ۲۷ بهمن، با اشاره به سفر وزیر جهاد کشاورزی به این استان اعلام کرد که دولت طرحی در دست اجرا دارد تا کانون های ریزگردها را تثبیت کند.

در همین حال محمود حجتی، وزیر جهاد کشاورزی، روز پنج‌شنبه در سفر به خوزستان اعلام کرد که حدود شش هزار هکتار از منطقه جنوب شرق اهواز که در یک طرف آن آزادراه اهواز به ماهشهر و در طرف دیگر هور شادگان قرار دارد، تا پایان سال نهال‌کاری خواهد شد.

به گفته آقای حجتی، در مرحله اول ۳۰ تا ۴۰ هزار هکتار از اراضی «بیشترین مشکلات را برای مردم اهواز ایجاد کرده» و در طرح جامع حدود ۸۰۰ هزار از اراضی این استان نهال‌کاری خواهد شد.

آقای حجتی به زمان اجرای این طرح ها اشاره نکرد.

در کنار بحران ریزگردها موضوع انتقال آب از خوزستان به استان‌های همجوار نیز در سال‌های گذشته اعتراض‌هایی را به دنبال داشته است.

در این زمینه محسن حیدری، امام جمعه موقت اهواز، به تازگی گفت که شورای عالی آب کشور «به منظور تامین آب آشامیدنی»، اجازه انتقال آب استان خوزستان را به شش استان مجاور داده، و حجم سالانه آب انتقالی از استان خوزستان یک میلیارد و ۲۶۰ میلیون متر مکعب است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .