اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آموزش و پرورش'

Jun 10 2025

مدرسه رفتن در ایران دیگر آسان نیست؛ فقر چگونه آینده آموزشی کودکان را تهدید می‌کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,فقر

بی‌بی‌سی: گزارشی تازه از مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد فقر اقتصادی و کاهش بودجه‌های آموزشی، کیفیت مدارس ایران را به شدت کاهش داده است؛ به‌گونه‌ای که میانگین نمرات دانش‌آموزان سال دوازدهم در دو سال گذشته به کمتر از ۱۰ رسیده و نرخ ترک تحصیل رو به افزایش است. آیا نسل آینده ایران از آموزش جا خواهد ماند؟

«فقر آموزش» موضوع گزارش تحقیقی مرکز پژوهش‌های مجلس ایران است که به مدیریت عطیه وحیدمنش، استادیار دانشگاه تهران به همراه گروهی از پژوهشگران تهیه شده است. هدف این پژوهش «بررسی وضعیت فقر آموزشی و ارتباط آن با فقر درآمدی خانوارها» است.

آمار رسمی نشان می‌دهد که ۳۰ درصد ایرانیان زیر خط فقر قرار دارند و تقریبا از هر سه ایرانی یک نفر فقیر است. نرخ فقر سی درصدی یعنی حدود ۲۶ میلیون نفر از جمعیت ایران زیر خط فقر هستند.

این در حالی است که در دهه ۱۳۹۰ خورشیدی ۲۰ درصد ایرانیان فقیر بودند ولی این رقم بر اثر تحریم‌ها و تورم بالا، افزایش یافته است. بنابر آمارهای رسمی، از سال ۱۳۹۰ تا سال ۱۴۰۰ حدود ۱۱ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر اضافه شده است.

گرانی و افزایش شدید قیمت کالاها و خدمات باعث شده خانوارها ناچار شوند برای تامین نیازهای اولیه زندگی مثل خوراک و مسکن بیشتر هزینه کنند و در مقابل، بخشی از هزینه‌های دیگر مثل آموزش را کم کنند.

روند آمارهای منتشرشده از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که سهم هزینه آموزش و تفریح در ۲۰ سال گذشته به شدت کم شده است. در سال ۱۳۸۳ سهم هزینه‌های تحصیل ۲/۱ درصد از کل هزینه یک خانوار شهری را تشکیل می‌داد، اما این رقم در سال ۱۳۹۲ به ۱/۸ درصد و در سال ۱۴۰۲ به ۰/۸ درصد کاهش پیدا کرد.

آموزش از آن‌رو در خانوارهای کم‌درآمد اهمیت دارد که می‌تواند چرخه فقر را بشکند و اگر اعضای خانواده فقیر امکان آموزش و تحصیل داشته باشند می‌توانند با پیدا کردن شغل بهتر در آینده به خانواده کمک کنند تا از چرخه فقر خارج شوند.

اما شواهد نشان می‌دهد که مشکلات اقتصادی و تحریم، خانواده‌های با درآمد متوسط را هم به سمت فقر سوق داده و با کاهش هزینه‌های آموزش، نسل بعدی نیز دارای دانش و سرمایه انسانی پایین‌تری خواهد بود. با این شرایط احتمال ادامه چرخه فقر در این نسل بسیار بیشتر از والدین آنها خواهد بود.

پژوهش تازه درباره فقر آموزش می‌گوید: «با وجود پیشرفت در دسترسی به آموزش، کیفیت آن در سال‌های اخیر به دلیل مشکلات اقتصادی، تحریم‌ها و همه‌گیری کرونا به ویژه در مناطق محروم و بین خانوارهای کم‌درآمد کاهش یافته است.»

بررسی نتایج گزارش «بودجه خانوار مناطق شهری» در سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد که در این سال ۹/۲ درصد ایرانیان بی‌سواد، ۲/۲ درصد قادر به خواندن و نوشتن بدون تحصیلات رسمی، ۲۱ درصد دارای تحصیلات ابتدایی، ۴۳ درصد دارای تحصیلات راهنمایی و متوسطه و ۲۶/۶ درصد دارای تحصیلات دانشگاهی بوده‌اند.

اما آمارهای وزارت آموزش و پرورش نشان می‌دهد که در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بیشتر از ۹۲۸ هزار نفر بازمانده از تحصیل هستند که تعداد آنها نسبت به سال قبل بیشتر از ۲۰۰ هزار نفر افزایش یافته است. مهمترین نکته این است که در همین سال بیشتر از ۲۴۷ هزار نفر نیز ترک تحصیل کرده‌اند.

متوسط هزینه سالانه یک خانوار شهری ایرانی در ده سال گذشته (به درصد)

منبع: گزارش بانک مرکزی ایران – بررسی بودجه خانوار مناطق شهری در سال ۱۴۰۲

علت اصلی ترک تحصیل مشکلات مالی خانواده‌هاست که باعث شده فرزندان برای کمک به اقتصاد خانواده مدرسه را ترک کنند. اما آنها هم که به مدرسه می‌روند و درس می‌خوانند با کاهش کیفیت آموزشی مواجه هستند و احتمال موفقیت آنها برای بهبود اوضاع اقتصادی و رفاهی خانواده بسیار کم شده است.

گزارش پژوهشی «فقر آموزش» تاکید دارد که «عوامل اقتصادی – اجتماعی خانواده همچون سطح سواد والدین و وضعیت اقتصادی خانواده به طور قابل توجهی بر یادگیری و حضور دانش‌آموزان در مدرسه تاثیر می‌گذارد. کودکان با والدین کم‌سواد و از دهک‌های پایین درآمدی، احتمال کمتری دارد تحصیلات خود را به پایان برسانند.»

از دیگر عواملی که باعث کاهش کیفیت آموزش در بین دانش‌آموزان شده «تراکم بالای کلاس‌ها، کمبود معلمان باکیفیت و کاهش بودجه‌های آموزشی» است.

کاهش بودجه آموزش و پرورش

در سال‌های اخیر، سرانه دانش‌آموزی به دلیل کاهش بودجه و افزایش جمعیت دانش‌آموزی کم شده و خانوارهای فقیر که با محدودیت‌های مالی روبه‌رو هستند، پول کمتری برای آموزش هزینه می‌کنند.

به گفته کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس، کاهش بودجه دولتی همزمان با کاهش هزینه خانوار برای آموزش «منجر به گسترش نابرابری آموزشی و تشدید فقر آموزشی می‌شود، زیرا دهک‌های بالای جامعه با توانایی مالی بالاتر همچنان به آموزش باکیفیت دسترسی دارند در حالی که اقشار ضعیف‌تر درگیر مشکلات دسترسی و کیفیت آموزش هستند.»

کمبود منابع دولتی برای آموزش و پرورش از سال‌ها پیش شروع شد. این کمبود در ابتدا خود را در قالب تلاش‌های دولت برای تاسیس مدارس غیرانتفاعی نشان داد، چون دولت سعی داشت بخشی از بار آموزش را بر دوش خانواده‌ها بیاندازد. پس از شکل‌گیری این مدارس و ایجاد بیش از بیست گونه مدرسه در سال‌های بعد از آن، کیفیت آموزش در مدارس دولتی به شدت افت کرد.

بررسی مرکز پژوهش‌ها نشان می‌دهد که سهم آموزش و پرورش در سال ۱۳۹۲ از بودجه دولت، حدود ۸ درصد بوده که کمترین میزان در سال‌های اخیر است، در حالی که میانگین جهانی آن در همان سال ۱۴ درصد بوده است. همین رقم در بودجه سال ۱۴۰۲ حدود ۱۰/۵۳ درصد بوده که «نشان می‌دهد سهم بودجه آموزش از بودجه دولت پایین‌تر از میانگین‌های جهانی و دیگر کشورهای هم‌تراز بوده است».

بررسی‌ها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۱ به طور متوسط سرانه هر دانش‌آموز سالانه یک میلیون و ۹۰۰ هزار تومان بوده است، هر چند از سال ۱۳۹۸ و بعد از همه‌گیری کرونا که آموزش مجازی جایگزین آموزش حضوری شده بود، سرانه سالانه هر دانش‌آموز به یک میلیون و ۵۲۰ هزار تومان کاهش پیدا کرده و تا سال ۱۴۰۱ سرانه دانش‌آموزان به میزان پیش از کرونا نرسیده است.

میزان سواد در افراد شش ساله و بیشتر در خانوارهای شهری ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ (درصد)

منبع: گزارش بانک مرکزی ایران – بررسی بودجه خانوار مناطق شهری در سال ۱۴۰۲

نابرابری آموزشی

نرخ بی‌سوادی در ایران به طور میانگین ۱۲/۳۳ درصد جمعیت برآورد می‌شود و نرخ بی‌سوادی در روستاها بیشتر از دو برابر شهرهاست. نرخ بی‌سوادی در شهرها هم ۸/۶۳ درصد است در حالی که این رقم در روستاها ۱۹/۳۵ درصد است.

آخرین سرشماری سراسری و رسمی در ایران مربوط به سال ۱۳۹۵ است که در آن سال هشت میلیون و ۷۹۵ هزار نفر بی‌سواد در بازه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال در ایران وجود داشت. بنابر همین سرشماری، تعداد افراد شش تا ۱۹ ساله‌ای که خارج از مدرسه هستند، یعنی یا ‌‌بی‌سواد هستند یا در حال حاضر تحصیل نمی‌کنند، بیش از دو میلیون و ۳۸۶ هزار بوده است. این یعنی کودکان زیادی هستند که یا بی‌سواد هستند یا مدتی مدرسه رفته و اکنون مدرسه را ترک کرده‌اند.

نرخ بی‌سوادی در استان‌های سیستان و بلوچستان، کردستان و آذربایجان غربی از بقیه استان‌ها بالاتر است و استان‌های یزد، اصفهان و هرمزگان به ترتیب کمترین نرخ بی‌سوادی را دارند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۲ تعداد افراد بین ۱۸ تا ۲۴ ساله‌ای که نتوانسته‌اند مدرک متوسطه دوم (دیپلم) خود را بگیرند، در برخی استان‌ها بسیار بالاست و در سیستان و بلوچستان به حدود ۵۸ درصد جمعیت این گروه سنی می‌رسد.

مقایسه میانگین نمره دروس رشته‌های نظری در امتحان نهایی

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد که نرخ عدم برخورداری از مدرک ابتدایی در بین سنین ۱۲ تا ۱۷ سال، زیر یک درصد است اما این آمار در مقطع متوسطه دوم در بین سنین ۱۸ تا ۲۴ ساله به شکل بسیار محسوسی بالاست. بر اساس این پژوهش، این آمارها می‌تواند نشانگر این باشد که وزارت آموزش و پرورش و جامعه تمرکز بیشتری روی تحصیل در مقطع ابتدایی دارند و در سنین بالاتر «احتمال این که دانش‌آموز به دلیل فقر به نیروی کار کشاورزی در روستا و صنعت در شهر، تبدیل شود بیشتر است.»

تعداد بازماندگان از تحصیل در مقطع متوسطه دوم (سه سال آخر تا دیپلم) از دیگر مقاطع تحصیلی بیشتر است. آمار نشان می‌دهد که از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۱ بیشترین بازماندگی از تحصیل مربوط به سال تحصیل ۱۳۹۸-۱۳۹۷ است که به عقیده پژوهشگران مرکز پژوهش‌های مجلس «یکی از عوامل موثر بر آن می‌تواند تشدید تحریم و فشارهای اقتصادی به خانوار و دانش‌آموز باشد که منجر به این شده است تا دانش‌آموز به پایه تحصیلی بعدی نرود.»

بعد از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای برجام و افزایش تحریم‌ها در سال ۱۳۹۷ تورم به بیش از ۴۰ درصد رسید و به دلیل عدم تناسب رشد قیمت‌ها با دستمزدها، دامنه فقر در ایران گسترش یافت.

بعد از آن هم همه‌گیری کووید مشکلات بیشتری پیش روی دانش‌آموزان قرار داد، چنان‌که در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ بیشترین بازماندگی از تحصیل در میان دانش‌آموزان مقطع ابتدایی گزارش شده است. بنابر آمار، تعداد بازماندگان از تحصیل در سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۳۹۸ در بین دانش‌آموزان ابتدایی بیش از ۱۴۷ هزار نفر بوده که این رقم در سال بعد از همه گیری کرونا به بیشتر از ۲۱۰ هزار نفر رسید.

توضیح تصویر، در دوران پهلوی، آموزش و پرورش نوین پایه‌گذاری شد

معیارهای اندازه‌گیری کیفیت آموزش

برای ارزیابی وضعیت آموزش می‌توان به میانگین نمرات کشوری استناد کرد. امتحانات سال دوازدهم به صورت سراسری و هماهنگ برگزار می‌شود. نتایج امتحانات سال دوازدهم در سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ حاکی از کاهش میانگین نمرات دانش‌آموزان است و این روند در رشته ادبیات و علوم انسانی بدتر است.

بر اساس داده‌های وزارت آموزش و پرورش میانگین نمرات کل دروس امتحانات خرداد متوسطه دوم در سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد که تنها میانگین نمرات دانش‌آموزان استان یزد بالای ۱۲ بوده و نمرات ۱۷ استان ایران زیر ۱۰ است. بدترین نمرات مربوط به استان‌های خوزستان، کهگیلویه و بویر احمد و سیستان وبلوچستان بوده است. میانگین نمرات در سطح کشور در این سال ۹/۴۴ بوده است.

علاوه بر این، برای سنجش کیفیت آموزش، دو آزمون بین‌المللی «تیمز» و «پرلز» وجود دارد که در ایران نیز از آنها استفاده می‌شود. آزمون تیمز، دانش ریاضی و علوم دانش‌آموزان را در دو مقطع کلاس چهارم و هشتم در جهان ارزیابی می‌کند. در آخرین آزمون که در سال ۲۰۲۳ (۱۴۰۱-۱۴۰۲) در ایران برگزار شد، نمره کل ریاضی در مقطع چهارم ۴۲۰ بود که کمتر از نقطه معیار یعنی ۵۰۰ است و ایران در بین ۵۸ کشور در جایگاه ۵۳ قرار گرفت.

آزمون «پرلز» توانایی خواندن و درک مطلب در پایه چهارم را می‌سنجد که آخرین آن یک سال بعد از همه‌گیری کووید در سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) در ایران انجام شده است. بر اساس نتایج این آزمون، ۵۹ درصد از دانش‌آموزان ایرانی به بالاتر از ۴۰۰، یعنی کف معیار بین‌المللی، رسیده‌اند و ۴۱ درصد دانش‌آموزان در سواد خواندن حتی به کف معیار بین‌المللی نرسیده‌اند، در حالی که میانگین بین‌المللی آن شش درصد است.

برخی کرونا را از عوامل بحران در سیستم آموزشی ایران می‌دانند. اما روند افت «سواد خواندن» از دو دهه پیش تشدید شده و وضعیت فعلی نشان می‌دهد که دانش‌آموزان ایرانی اگر چه مهارت و سواد خواندن دارند اما «در مهارت‌های درک مطلب و تحلیل مطالب ضعیف هستند».

همه این موارد نشان می‌دهد که آموزش در مدارس ایران با مشکل جدی رو به روست و با توجه به ادامه مشکلات شدید اقتصادی و گسترش فقر، نمی‌توان امید چندانی به بهبود وضعیت آموزشی ایران داشت. در چنین وضعیتی افزایش بی‌سوادی، بازماندگی از تحصیل و افت بیشتر کیفیت آموزش کمترین نتیجه‌‏ای است که می‌شود در آینده انتظار داشت.

پیشنهاد مرکز پژوهش‌ها‌ی مجلس این است که وزارت آموزش و پرورش با کمک و همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد و سازمان بهزیستی و نهادهای مردم‌نهاد، ضمن شناسایی خانوارهای کم‌درآمد و فقیر و کمک به کاهش فقر، برنامه‌های آموزشی ویژه‌ای را برای کاهش فقر آموزشی در سراسر کشور اجرا کند.

No responses yet

Jun 28 2019

ممنوعیت جدا کردن اتباع از دانش آموزان ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

آفتاب: رضوان حکیم زاده گفت: در شیوه نامه‌ای که به کل مدارس ارسال شده است ذکر شده که هیچ‌گونه تبعیضی بین اتباع خارجی و ایرانی در فضای آموزشی نباید وجود داشته باشد.
رضوان حکیم زاده معاون آموزشی ابتدایی آموزش و پرورشدر خصوص اینکه آیا مشکلات مربوط به ثبت نام دانش آموزان اتباع در مدارس مرتفع شده است و سال تحصیلی جدید بدون مشکلی را خواهند داشت یا نه، گفت: می‌توانم این خبر خوشحال کننده را بدهم که با پیگیری‌هایی که صورت گرفته است و زحماتی که مرکز بین الملل آموزش و پرورش کشیدند و همچنین پیگیری های مفصل معاونت آموزش ابتدایی با وزارت کشور انجام داد که چالش های گذشته در خصوص عدم پذیرش فرزندان اتباع برای تحصیل رفع شود، دستورالعملی به تصویب رسید و به مدارس ابلاغ شد که امسال برای اتباع خارجی و ثبت نام آنها دارای کمترین چالش باشیم.

اخبار اجتماعی- وی ادامه داد: معاونت ابتدایی پیگیری‌هایی مفصلی انجام دادو در این خصوص فرهنگ‌سازی هایی نیز در سطح جامعه صورت گرفته است. با فرمان تاریخی مقام معظم رهبری، چالش‌های ما در این خصوص کمتر شد.

ممنوعیت جدا کردن اتباع از دانش آموزان ایرانی

حکیم زاده اضافه کرد: در حال حاضر بیشتر صحبت ما روی این است که چگونه کیفیت حضور این دانش آموزان در فضای آموزشی را ارتقا دهیم. در شیوه نامه‌ای که به کل مدارس ارسال شده است ذکر شده که هیچ‌گونه تبعیضی بین اتباع خارجی و ایرانی در فضای آموزشی نباید وجود داشته باشد. این دانش آموزان می‌توانند در تمام مسابقات فرهنگی هنری، اردوها و…شرکت کنند.

معاون آموزشی ابتدایی آموزش و پرورش گفت: گام اول برای ما پوشش تحصیلی تمام دانش آموزان ایرانی و غیرایرانی بود و گام مهم بعدی نهادینه کردن تربیت عاری از تبعیض کودکان و نوجوانان در محیط کشورمان است. به معنای دیگر از نظر ما چنین تربیتی زیبنده مدارس جمهوری اسلامی و از همین رو جدا کردن اتباع از دانش آموزان ایرانی ممنوع است.

جدا از رفع نگرانی برای دسترسی دانش آموزان به حق آموزش، گام دوم رفع هر گونه تبعیض در این میان بود که به سمت آن حرکت کرده‌ایم

وی در پاسخ به این پرسش که معمولاً آنچه به عنوان دستورالعمل ابلاغ می‌شود، لزوماً به اجرا در نمی‌آید و حتی در حوزه کودکان استثنایی آموزش پذیر که می‌توانند در مدارس عادی تحصیل کنند، گاه شاهد عدم پذیرش این دانش آموزان از سوی مدیر مدرسه و یا والدین دیگر کودکان هستیم، گفت: نکته مهم این است که دستورالعملی آماده شده و باید اجرا شود؛ اما آنچه در سطح مدارس باید اجرا شود به اجرا و نظارت ما باز می‌گردد. یکی از توفیقات ما در سال تحصیلی گذشته نقش نظارتی رسانه‌ها بود که موارد متعددی را به ما گوشزد کردند. شاید ما نتوانیم بر تمام مدارس نظارت کنیم اما نکته مهم این است که یک ظرفیت سازی ایجاد شده که باید با تمام قدرت پیگیر آن باشیم. جدا از رفع نگرانی برای دسترسی دانش آموزان به حق آموزش، گام دوم رفع هر گونه تبعیض در این میان بود که به سمت آن حرکت کرده‌ایم.

حکیم زاده ادامه داد: نگرانی که شما ذکر کردید درست است. اما یک فرهنگ سازی در سطح جامعه به معنای کلان آن باید رخ بدهد. فرهنگ سازی تنها وظیفه آموزش و پرورش نیست. نقش صدا و سیما در این میان بسیار پررنگ است. اینکه این رسانه بتواند فیلم‌ها و کارهای فاخری تولید کند که از نگاه فردی که مورد تبعیض قرار گرفته وقایع را به تصویر بکشد، می‌تواند نگرش‌ها را تغییر دهد. دین اسلام پرچمدار تربیت چند فرهنگی است. تاکید بر برابری آدم‌ها و پرهیز از هرگونه فرهنگ نژادپرستانه دارد. دور از مبانی انسانی و دینی مان که خدایی ناکرده متهم به نگاه تبعیض آمیز شویم.

وی آسیب دیگر نگاه تبعیض آمیز را افزایش بزه در جامعه ذکر کرد و گفت: جامعه باید آگاه شود که هرگونه طرد افراد از جامعه به بزه می‌انجامد. شاید اگر ما خیلی زودتر به فکر تهیه چنین دستورالعمل هایی بودیم امروز شاهد آسیب‌های کمتری در جامعه بودیم. این فرهنگ باید جا بیفتد که ما در جامعه‌ای زیست می‌کنیم که فقط با کسانی شبیه خودمان در تعامل نیستیم. جامعه، افراد دارای معلولیت، افراد تیزهوش، فقیر و غنی و مردمی با فرهنگ‌ها و قومیت‌های گوناگون دارد. اگر قرار باشد فرزندانمان زیست سالمی در جامعه داشته باشند باید از ابتدا از این جداسازی ها فاصله بگیریم. ما در دنیا باید الگوی رفع تبعیض‌ها باشیم.

معاون آموزشی ابتدایی آموزش و پرورش در پایان بیان کرد: هرچند در مجامع بین المللی اینکه ما بدون دریافت کمک هزینه، پوشش تحصیلی دانش آموزان اتباع را به خوبی پیگیری می‌کنیم تحسین برانگیز است. حال باید شرایط تحصیل آنها را به گونه‌ای ایجاد کنیم که اتباع احساس جدایی از جامعه ایران نداشته باشند.

No responses yet

Oct 13 2018

عبدالحمید خواستار استخدام معلمان بومی در سیستان و بلوچستان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر

دویچه‌وله: مولانا عبدالحمید در دیدار با معلمان ومدیران زاهدان از آموزش و پرورش خواست که سیاست‌های استخدامی خود را تغییر دهد. امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت با استخدام کادر آموزشی بومی بلوچ می‌توان جلوی افت تحصیلی بلوچ‌ها را گرفت.

بیش از ۵۰۰ تن از مدیران، معاونان و معلمان آموزش‌ و پرورش شهرستان زاهدان روز پنجشنبه ۱۹ مهر (۱۱ اکتبر) با مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، دیدار کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر امام‌ جمعه اهل‌ سنت زاهدان اطلاع داده است که این دیدار در محل برگزاری نماز جمعه اهل‌ سنت زاهدان انجام گرفته است.

عبدالحمید در این دیدار ضمن اشاره به افت تحصیلی در منطقه سیستان و بلوچستان تاکید کرد که به علت نبود فعالیت‌های آموزشی در سیستان و بلوچستان “در بعضی مناطق حتی فردی با تحصیلات دکترا و کارشناسی و کارشناسی ارشد وجود ندارد”.

امام جمعه اهل سنت زاهدان خاطرنشان کرد: «همه اتفاق‌ نظر دارند که سیستان‌ و بلوچستان محروم‌ترین استان است، چرا که در میان مردمش بیکاری و فقر بیداد می‌کند و از لحاظ سواد و تحصیلات نیز عقب‌مانده‌ترین استان به‌حساب می‌آید.»

او گفت که باید این وضعیت را تغییر داد. عبدالحمید در ادامه ضمن اشاره به عدم استخدام بلوچ‌ها در آموزش و پرورش درخواست کرد که این اداره در سیاست‌های خود تجدید نظر کند و از نیروهای بومی و محلی استفاده کند.

در قسمت دیگری از سخنان خود عبدالحمید تاکید کرد: «ما باید فرهنگ، زبان و هویت قومی، مذهبی و دینی خود را حفظ کنیم. ملتی که به این مسائل توجه نکند در ملل دیگر هضم می‌شود و این خیلی بد است.»

دیدار۵۰۰ تن از فرهنگیان زاهدان با مولانا عبدالحمید

دیدار۵۰۰ تن از فرهنگیان زاهدان با مولانا عبدالحمید

“عزم جدی برای تغییر در آموزش و پرورش نیست”

یکی از دست اندرکاران مدرسه دینی دارالعلوم در زاهدان که نخواست نامش برده شود درباره علت انتقادهای عبدالحمید از آموزش و پرورش به دویچه وله گفت: «در منطقه سیستان و بلوچستان رده بالای ادارات از جمله آموزش و پرورش از یک قوم و یک مذهب خاصی هستند. بلوچ‌ها بیشتر در حد معلم یا مدیر یک مدرسه دورافتاده ممکن است باشند ولی عموما از افراد بومی استفاده‌ای نمی‌شود.»

او ادامه داد: «مولانا تاکید کردند که افراد بومی شناخت بهتری از مردم خود دارند و دلسوزانه کار می‌کنند و جلوی افت تحصیلی و بازماندگی از تحصیل را هم می‌توان گرفت. در مدارسی که معلمین بومی بلوچ کار می‌کردند دانش آموزان موفق بودند و ترک تحصیلی و افت تحصیلی کم‌تر مشاهد شده است. برای مثال در سراوان از یک مدرسه ۱۷ نفر در رشته پزشکی پذیرش گرفتند.»

طبق آمارهایی که نمایندگان بلوچ در مجلس اعلام کرده‌اند بیشترین آمار کودکان بازمانده از تحصیل در سال ۹۷ در ایران متعلق به استان سیستان و بلوچستان بوده است. به گفته این نمایندگان دولت تا به‌حال “عزم جدی” برای حل این مشکل از خود نشان نداده است.

No responses yet

May 31 2018

عناوین اتهامی مختلف در پرونده تلخ دانش‌آموزان دبیرستان غرب تهران | آموزش و پرورش در این دو روز فقط به متهم تاخته اما …

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

درنگ: اجتماع » عبدالصمد خرمشاهی وکیل دادگستری نوشت: ماجرای آزارواذیت جنسی تعدادی از دانش‌آموزان در منطقه 2 شهر تهران از سوی معاون انضباطی مدرسه در روزهای اخیر آن‌چنان‌که از طریق رسانه‌ها انتشار یافت، باعث ایجاد نگرانی و خشم فراوان در میان افراد جامعه به‌ویژه والدین دانش‌آموزان شده است.

درنگ: البته مطابق معمول از رفتار متهم، از طرف رسانه‌ها یا افراد مختلف اصطلاحات یا استنباطات گوناگونی به کار گرفته شده؛ از‌جمله اینکه حسب مسموعات مسئولان آموزش‌وپرورش منطقه یادشده از رفتار معاون یادشده با عنوان تجاوز نام برده‌اند.

در ابتدا آنچه مشخص است این است که تا مراحل تحقیقات و بازجویی‌های مقدماتی درباره این حادثه به ‌صورت کامل از سوی مقامات دادسرا صورت نگرفته است، هرگونه پیش‌داوری و اظهارنظر قضائی درباره عملکرد فرد یادشده طبیعتا وجاهت قانونی ندارد و شایسته است از ورود در جزئیات این پرونده تا زمان کشف حقیقت خودداری کرد؛ اما آنچه لازم است درباره این حادثه برای روشن‌کردن افکار عمومی به صورت اختصار بیان شود، این است که ابتدا مفهوم اصطلاحات و عناوین به‌ کار گرفته‌شده از سوی رسانه‌ها را باید مشخص کرد تا تصویر روشن‌تری از این مفاهیم داشته باشیم.

۱- تجاوز در معنای عرفی و قانونی آن در اینجا به معنای لواط استفاده و استنباط می‌شود که عبارت است از آمیزش جنسی خاص از طرف فرد مذکر با فرد مذکر که در فقه جزائی اسلام و قانون مجازات اسلامی به آن پرداخته و مجازات‌های سنگینی برای این عمل قبیح در نظر گرفته شده است که از‌جمله آنها اعدام و سنگ‌باران‌کردن فرد مرتکب است. بدیهی است اثبات این عمل مجرمانه با اعتراف فاعل و مفعول یا شهادت چهار شاهد امکان دارد که معمولا به‌سختی امکان‌پذیر است. لازم به ذکر است رسیدگی به پرونده‌هایی که مجازات آنها سلب حیات است، در صلاحیت دادگاه یک کیفری استان است.

۲- اگر عمل مرتکب غیر از لواط باشد؛ یعنی رابطه جنسی بدون شرایط خاص صورت گرفته باشد، در قانون مجازات اسلامی از آن به‌عنوان تفخیذ نام برده شده و ماده ۲۳۵ قانون یادشده دراین‌باره صراحت دارد و مجازات مرتکب این جرم صد ضربه شلاق است.

۳- اگر عمل مرتکب صرفا نشان‌دادن فیلم‌های مستهجن و تشویق آنها به فساد باشد، از آن به‌عنوان اشاعه فحشا نام برده می‌شود. اشاعه به معنای گسترش و فحشا به معنای هرگونه رفتار و گفتار زشتی است. تبصره ذیل ماد ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی به صورت مختصر به این موضوع پرداخته و بدیهی است بررسی و تفسیر این عنوان مجرمانه نیاز به فرصت جداگانه دارد.

۴- در اصطلاح عرفی معمولا محدوده وسیعی از رفتارها و مزاحمت‌ها و سوءاستفاده‌های جنسی به آزارواذیت تعبیر می‌شود. عوارض نامطلوب آزار جنسی به‌ویژه روی کودکان به‌ صورت دوری کودک از اجتماع و ایجاد مشکلات روحی فراوان برای کودک و اختلالات روانی در او است که بسیار مهلک است. بعد از شرح مطالب فوق به صورت مختصر‌شنیدن ماجرای یادشده چند نکته اساسی را به ذهن افراد جامعه متبادر می‌کند:

۱- متهم ظاهرا معاون انضباطی مدرسه بوده است. جای بسی تأسف و تأثر است که این‌گونه افراد چگونه در این مناصب و مشاغل حساس گمارده می‌شوند و مسئولیت جذب آنها با چه کسانی است و اساسا چارچوب گزینش آنها چیست؟

۲- مسئولان آموزش و پروش مربوطه بعد از این حادثه شوک‌آور به مصداق نوشدارویی بعد از مرگ سهراب دست به اقداماتی زدند و با انتشار اعلامیه‌ و بیانیه به متهم موصوف تاخته‌اند. جالب اینجاست که اساسا یادشان رفته است که خودشان در بروز این حادثه نقش داشته‌اند.

۳- همان‌گونه که گفته شد، آثار و تبعات این‌گونه اذیت و آزارها آن هم از سوی کسانی که نقش ارشادی و تربیتی و انضباطی دانش‌آموزان را به عهده دارند، خارج از تصور است. چرا و تا چه زمانی باید مردم ما شاهد این‌گونه حوادث خلاف اخلاق و تأسف‌آور در مراکز آموزش باشند. قطعا مقامات قضائی با رعایت حقوق طرفین کشف واقعیت کرده و حکم شایسته در‌این‌باره صادر خواهند کرد؛ اما صرف‌نظر از همه این مسائل امیدواریم این حادثه و حوادث مشابه آن که در سال‌های اخیر بارها اتفاق افتاده، زنگ‌ خطر جدی برای مسئولان فرهنگی و آموزش جامعه باشد تا موضوع را خیلی مهم‌تر از آنچه هست، جدی بگیرند.

No responses yet

May 30 2018

10 نکته کلیدی درباره آزار جنسی دانش آموزان مدرسه غرب تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: «من قبلا هم گفته بودم تجاوزی به دانش‌آموزان نکرده‌ام، بچه‌ها را بفرستند پزشکی قانونی و آزمایش انجام دهند. هیچ‌کدام از دانش‌آموزان را هم مجبور نکردم که کاری با یک‌دیگر انجام دهند. می‌گویند در اردو من به بچه‌ها مشروب دادم اما چنین چیزی نبوده و من به آن‌ها هیچی ندادم… اینقدر حیوان نیستم… همه کارهایی که انجام داده‌ام را دقیقا به اداره هم گفته‌ام و نوشته‌ام. اگر من واقعا کاری کرده بودم که الان گم و گور می‌شدم. پس چرا اینجا هستم؟ ماجرا این بود که اواخر سال گذشته چهار، پنج نفر از دانش‌آموزان آمدن در دفتر من، متاسفانه در گوشی خودم چند فیلم مستهجن داشتم و آن‌ها آن را دیدم.

به گزارش عصرایران، فرید عطار زاده در روزنامه هفت صبح نوشت: همه چیز در بحث شوخی بوده و به صورت لفظی شوخی کردیم. من نه با بچه‌ها کاری کردم و نه دیدم آن‌ها با یکدیگر کاری انجام دهند.»

جملاتی که خواندید، صحبت‌های معاون انضباطی مدرسه‌ای بود که متهم تعدی به چند دانش‌آموز است. معاون مدرسه‌ای که در ابتدا گفته شد یکی از نوه‌های امام جمعه سابق شیراز بوده که اخیرا فوت کرده .

چند ساعت پس از انتشار این گمانه‌زنی‌ها، بیت مرحوم آیت الله محیی الدین حائری شیرازی با صدور اطلاعیه‌ای، خبر منتشر شده در برخی شبکه‌های اجتماعی مربوط به انتساب فرد متجاوز به دانش آموزان در یکی از دبیرستان‌های تهران به خاندان آیت الله حائری شیرازی را تکذیب کرد و اعلام کرد: «شاغل در آموزش و پرورش نداریم.»

با انتشار این بیانه، ماجرا از این سمت فروکش کرد اما زوایه‌های دیگری از آن همچنان در حال بررسی است و صحبت‌ها و آمارها در مورد آن ضد و نقیض است. از تعداد دانش‌آموزان قربانی بگیرید تا اصل ماجرا و حاشیه‌ها. فضا آنقدر غبار آلود شده که به سختی می‌توان در آن حرکت کرد و مسیر صحیح را از دل آن بیرون کشید. در این گزارش سعی کردیم به همه فرضیه و احتمالات پاسخ دهیم.

****

1. مکان مدرسه: این مجتمع آموزشی، مدرسه دکتر «معین» نام دارد. یکی از مشهورترین مجتمع‌های‌ آموزشی غیر دولتی در غرب تهران است که با مدرسه «دکتر هشترودی» و مدرسه «تلاش» سه ضلع مثلث مجتمع‌های آموزشی در رقایت تنگانگ است و سری به سرها دارد. مجتمع آموزشی‌هایی با آزمون‌های ورودی سختگیرانه که شهریه‌هایی در حدود 15 تا 25 میلیون تومان دریافت می‌کنند.

2. مقطع مدرسه: این اتفاق برای بچه‌های دوره اول متوسطه (راهنمایی قدیم) رخ داده است.

3. سِمَتِ فرد: در برخی صحبت‌ها گفته شد که او معاون انظباطی بوده، در برخی جاها گفته شد معاون آموزشی است و حتی در برخی صحبت‌ها مطرح شد که او معاون پرروشی است. مدیر آموزش و پروش منطقه 2 در گفت‌وگو با هفت‌صبح تاکید می‌کند او فقط معاون انضباطی بوده است.

4. نوع استخدام: برخی‌ها گفتند استخدام رسمی بوده، برخی‌ها نیز گفتند او جزو نیروهای آموزش و پرورش بوده که در آن مدرسه غیر دولتی مامور به خمدت شده است. آموزش و پرورش منطقه 2 اما این موضوع را تکذیب کرده و می‌گوید این فرد توسط خود مجموعه استخدام شده و آموزش و پرورش هیچ نقشی در انتخاب آن فرد نداشته است.

5. ادعاهای والدین: تا حالا سه دسته ادعا مطرح شده که آن‌ها را مرور می‌کنیم:

* در یک ادعای سنگین گفته می‌شود این فرد پس از مصرف مشروبات الکی همراه با برخی دانش‌آموزان و پخش فیلم‌های غیر اخلاقی به آن‌ها تجاوز کرده است.

* در ادعای دیگری گفته می‌شود این فرد مشروبات الکلی را به دانش‌آموزان داده و پس از پخش فیلم‌های غیراخلاقی، دانش‌آموزان را وادار به رابطه غیر اخلاقی با یک‌دیگر کرده است.

* خود متهم هیچکدام از این ادعاها را قبول ندارد و می‌گوید فقط فیلم‌های غیر اخلاقی به دانش‌آموزان نشان داده و چند شوخی لفظی با آن‌ها داشته است.

* آموزش و پرروش می‌گوید تا زمان بررسی‌های نهایی و تخصصی باید صبر کرد.

6. محل قوع حوادث: برخی‌ها می‌گویند این اتفاقات در مکان‌های مختلف، اتاق‌ها و اردوی کرجی که دانش‌آموزان این مدرسه رفته بودند، انجام شده است. حتی برخی والدین می‌گویند این ماجراها در اتاق کناری پسر یکی از سهامداران مجمتع آموزشی صورت گرفته و او نیز احتمالا در جریان بوده است. ناصر کوهستانی مدیر آموزش و پرورش منطقه 2 به هفت‌صبح می‌گوید: «چنین موضوعی که این اتفاق در کنار اتاق پسر یکی از سهامداران رخ داده و یا مدیر وقت نیز از آن خبر داشته را تکذیب می‌کنیم و صحت ندارد.» برخی سوالات در این جا اما همچنان پار برجاست. آیا مدرسه دوربین مدار بسته نداشته؟ در هیچکدام از اتاق‌ها؟ والدین می‌گویند دوربین نداشته است.

7. چگونگی برملا شدن: در این قسمت از ماجرا هم که اتفاقا قسمت مهمی است، چند روایت متفاوت وجود دارد که همه را مرور می‌کنیم.

* در یک روایت گفته می‌شود پس‌از این‌که خانواده‌های دانش‌آموزان با عصبی‌شدن فرزندان‌شان و افشاگری آن‌ها از این آزار جنسی باخبر شده‌اند، یک روان‌کاو از سوی آموزش‌وپرورش در مدرسه معین مستقر می‌شود. از خلال گفت‌وگوهای دانش‌آموزان آسیب‌دیده از با روان‌کاو، دانش‌آموزان می‌گویند متهم اصلی پرونده، به دانش‌آموزان مشروب و سیگار می‌داده، برای‌شان فیلم‌های‌ مستهجن می‌فرستاده و علیه آن‌ها آزار جنسی روا داشته است. یعنی در این روایت گفته شده که یک گروه روانکاوی از سوی آموزش و پرورش در مدرسه مستقر شده و پس از بررسی‌ها مشخص شده که چنین اتفاقی رخ داده است.

* در روایت دیگر، یکی از والدین دانش‌آموزان می‌گوید: «پسر من از چند ماه پیش پرخاشگر و به شدت عصبی شده بود و حتی ما تصور می‌کردیم او دچار بیماری شده است. او را پیش پزشک بردیم و روند درمان برای پرخاشگری او ادامه یافت تا اینکه پسرم گفت در مدرسه چه بلایی به سرش آمده است.» یعنی در این روایت گفته شده خود والدین با پیگیری‌های درمانی توانسته‌اند ماجرا را کشف کنند.

* روایت سومی هم از سوی برخی دیگر از والدین مطرح می‌شود: «پیش از اردیبهشت‌ماه، خانواده‌ها از این مشکل دانش‌آموزان بی‌اطلاع بودند. فیلمی توسط یکی از دانش‌آموزان ضبط شد که این دانش‌آموز فیلم را به والدین خود نشان داد و بعد از آن این مساله علنی شد.»

8. تعداد قربانیان: در یکی از روایات تعداد دانش‌آموزان قربانی و شاکی حدود 20 نفر و در برخی دیگر از روایات تعداد آن‌ها در حدود 40 نفر ذکر شده شد. رئیس آموزش و پرورش منطقه 2 در گفت‌وگو با هفت‌صبح می‌گوید: «تا حالا تعداد افراد شاکی سه نفر بوده است. اسامی و مدارک در دست ما است و فعلا تعداد بیشتر از سه نفر را تایید نمی‌کنیم.»

9. نحوه پیگیری آموزش و پرورش: اینجا انتقادها گسترده و شدید است. برخی والدین می‌گویند از سال قبل شکایت‌های خودشان را مطرح کرده بودند اما تا هفته گذشته آموزش و پرورش در پیگیری این پرونده تعلل کرده و ترس از رسانه‌ای شدن آن دارد. این والدین می گویند پیگیری‌ها آن‌ها تا رسانه‌ای شدن این ماجرا بی‌نتیجه بوده و آموزش و پرورش هیچ اقدامی انجام نداده است.

رئیس آموزش و پرروش منطقه 2 اما این موضوع را قبول ندارد و می‌گوید: «شنبه 5 اردیبهشت این شکایت به دست ما رسید و ما هم سریعا وارد عمل شدیم. ما هم در کنار والدین شاکی این این پرونده هستیم و شکایت خود را به دادگاه ارسال کردیم.»

10. سرنوشت ماجرا: رئیس آموزش و پرورش منطقه دو به هفت صبح می‌گوید این معاون بازداشت شده و پرونده‌اش در مجتمع قضایی بعثت در حال بررسی است و سیستم حقوقی آموزش‌ و پرورش نیز به عنوان شاکی حقوقی علاوه بر خانواده‌ها،‌ شکایت خود را از این فرد ثبت کرده است.

مدیر این مدرسه نیز برکنار شده و با سهامداران این مجتمع آموزشی نیز بر خورد می‌شود. مدیر مدرسه به دلیل اهمال در مدیریت خود و سهامداران نیز به دلیل انتخاب این مدیر در حال پاسخگویی به آموزش و پرورش و مراجع قضایی هستند. فعلا یک تیم نظارتی در مدرسه حضور دارد تا امتحانات تمام شود و پس از آن در مورد ادامه فعالیت این مدرسه تصمیم‌گیری می‌شود.

گزینش و چند سوال بی‌پاسخ

با انتشار این خبرها، یک سوال ذهن ما را درگیر کرد. آیا آموزش و پرورش برای استخدام کادر خود به بحث‌های سلامت روان هم توجه می کند؟ گزینش فقط سیاسی است یا خیر؟ آیا صلاحیت این معاون تایید شده بود؟ ناصر کوهستانی مدیر آموزش و پرورش منطقه 2 در پاسخ به این سوال می‌گوید: «در گزینش همه ملاک‌های و صلاحیت‌های افراد بررسی می‌شود و این موضوع فقط مختص به بحث‌های سیاسی نیست. فاکتورهای مختلف سلامت و روان نیز سنجیده می‌شود. این فرد مختلف نیز از همه فاکتورهای سنجش با موفقیت عبور کرده و مشکلی گزارش نشده بود. او از چهار، پنج سال در منطقه 3 آموزش و پرورش بود و از آبان سال گذشته به منطقه دو آمده بود. تا حالا تخلفی از او گزارش نشده بود.»

No responses yet

Nov 13 2017

دخترانی که معلم ورزش ندارند؛ ‘۱۰ سال صدای هیچ کس در نیامد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: معاون رییس‌جمهوری ایران درباره وضعیت سلامت دانش‌آموزان دختر در مدرسه‌ها هشدار داده و به دلیل کم تحرکی آنان، آینده “وخیمی” را برای سلامتشان پیش‌بینی کرده است.

معصومه ابتکار در جلسه‌ای که با وزیر بهداشت داشت، گفت: “دختران مدرسه‌های ابتدایی ورزش نمی‌کنند، در کوچه نیز که نمی‌توانند بازی کنند، این وضعیت نگران‌کننده و آغازگر همه بیماری‌ها در میان دختران است.”

او خبر داده که دانش‌آموزان کلاس‌های اول، دوم و سوم دبستان‌های دخترانه در ۱۰ سال گذشته معلم ورزش نداشته‌اند و “هیچ کس هم در کشور صدایش در نیامده است.”

شاید اگر درس علوم، ریاضی و دینی بود، صداهای بیشتری شنیده می‌شد، اما با آنکه “عقل سالم در بدن سالم است”، ورزش برای بسیاری از خانواده‌ها اولویت اول نیست.
معلم ورزش نایاب است

معاون تربیت بدنی آموزش و پرورش تهران ابتدای سال جاری تحصیلی گفته بود که ۱۵۰۰ مربی ورزش در مدارس پایتخت مشغول کار هستند، اما مدرسه‌ها به ۸۰۰ معلم تربیت بدنی دیگر نیاز دارند و در این زمینه با کمبود مواجه هستند.

راهکار حسن محمدی، مسئول تربیت بدنی آموزش و پرورش تهران این است که به مدیران و برخی معلمان در دوره ابتدایی که مشغله کمتری دارند، آموزش بدهند تا خالی بودن کلاس‌های ورزش اینگونه “جبران” شود.

اما مربیان تربیت بدنی که ساعات ورزش کودکان را در مدرسه‌ها کافی نمی‌دانند، بعید است با این راهکار موافق باشند.

بر اساس تحقیق دانشگاهی که یکی از استادیاران دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۰ بر روی ۱۲۸ دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی انجام داده بود، از نظر آمادگی جسمی تفاوتی معنادار میان دانش‌آموزانی وجود داشت که مربی متخصص ورزش و مربی غیرمتخصص داشتند.

در آن تحقیق دانشگاهی نتیجه گرفته شده بود که معلمان درس‌های دیگر که برای زنگ ورزش استفاده می شوند، به اندازه معلمان ورزش برای تقویت جسمی کودکان تخصص ندارند.

وضعیت مدرسه‌های دخترانه به گفته معصومه ابتکار، معاون حسن روحانی در امور زنان، به مراتب بدتر است.

فقیر در حرکت
متخصصان طب فیزیک و توانبخشی در سال‌های گذشته درباره “فقر حرکتی” در زنان ایرانی هشدار داده‌اند.

فرزانه ترکان، یکی از متخصصان طب فیزیک، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس می‌گوید که بسیاری از دختران اختلال جسمی و ضعف عضلات دارند. نداشتن تحرک و فعالیت بدنی در مدرسه و حرکات نادرست مانند حمل غلط کیف و قوزکردن عامل اصلی این معضلات است.

او با استناد به تحقیقات آموزش و پرورش ایران گفته است که ۴۶ درصد دانش‌آموزان دختر در این زمینه مشکل دارند. مشکلاتی که می‌تواند به درد ستون فقرات، کمردرد و بیماری‌های مزمن دیگر منجر شود.
کوتاه می‌شوند

نداشتن تحرک و در کنار آن تغذیه نادرست باعث شده که میانگین رشد قد و وزن دانش‌آموزان ایرانی مخصوصا دختران، نسبت به گذشته فاصله بیشتری با استانداردهای بین‌المللی داشته باشد.

بر اساس یک تحقیق که در دانشکده علوم پزشکی نیشابور انجام شده، قد و وزن “اکثر” دانش‌آموزان ابتدایی جنوب شهر مشهد که یکی از پرجمعیت‌ترین شهرهای ایران است، با منحنی وزن و قد در کشورهای صنعتی فاصله زیادی دارد.

بر اساس این تحقیق، میانگین قد دختران در هفت سالگی ۱۱۹ سانتی‌متر و در ۱۱ سالگی ۱۴۲ سانتی‌متر بوده است که به ترتیب ۴ و ۶ سانتی‌متر از دانش‌آموزان دختر در کشورهای صنعتی پایین‌تر است.

یافته‌ها درباره دانش‌آموزان جنوب شهر مشهد به سایر دانش‌آموزان ایرانی قابل تعمیم نیست، اما از نظر فقر و محرومیت فرهنگی، حاشیه جنوبی شهر مشهد با حومه بسیاری از شهرهای بزرگ دیگر ایران شباهت دارد.

No responses yet

Apr 17 2017

نامه ۹ جامعه شناس، اقتصاددان و صاحب نظر تربیتی و رسانه ای به کاندیداهای ریاست جمهوری: کودکان و نوجوانان ایرانی غرق در بحران هستند؛ آموزش و پرورش اولویت چندم دولت شما خواهد بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

عصرایران: بر اساس نتایج ارزیابی موسسات معتبر جهانی، رتبه کیفیت آموزشِ ابتدایی ایران در دنیا در جایگاه هفتادم، رتبه کیفیتِ مدیریت مدارس ایران در دنیا یکصدوهشتم و از نظر کیفیتِ کل سیستم آموزش، صدوسومین کشور جهان هستیم.
عصر ایران – نظام آموزشی ایران، بیش از آن که به پرورش انسان های توانمند برای آینده کشور بینجامد، در حال بازتولید وضع موجود است و این، معنایی جز عقب رفت مستمر در رقابت با جهان ندارد.
با این حال و به هزاران هزار تأسف و دردمندی باید گفت که هیچ همتی برای اصلاح نظام آموزشی دیده نمی شود و کودکان و نوجوانان ایرانی، روز به روز در این نظام آموزشی ناکارآمد، فرسوده می شوند و تا آخر عمر، زخم های باقی مانده از مدرسه را با خود حمل می کنند.

در این میان، آنچه یک وظیفه عمومی است، مطالبه گری درباره آموزش و پرورش است تا هم مردم و هم مسؤولان متوجه این زیرساختی ترین مسأله کشور شوند چرا که آینده کشور، هرگز آباد و توسعه یافته نخواهد شد مگر با اصلاحات بنیادین و علمی در آموزش و پرورش.

از همین روست 9 تن از فعالان علمی، تربیتی و رسانه ای کشور نامه ای به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نوشته و از آنها خواسته اند برنامه های خود درباره آموزش و پرورش را اعلام نمایند.

متن نامه به شرح زیر است:

هوالعلیم
نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری

با سلام
نظر به اهمیت انتخابات پیش رو، از شما نامزدهای ارجمند طی پنج پرسش کلیدی خواهانیم رویکرد و برنامه خود را در خصوص نهاد ملی، زیربنایی و استراتژیکِ آموزش و پرورش ارائه نموده تا امکان مقایسه و انتخاب آگاهانه تری برای افکار عمومی به ویژه جامعه فرهنگیان، خانواده های دانش آموزان و میلیون ها مخاطب مستقیم و غیر مستقیم نظام تعلیم و تربیت فراهم آید:

۱. بنا به مطالعات جهانی و تجربه کشورهای پیشرفته (اعم از جوامع اسلامی و غربی)، نمی توان کشور و دولتی را یافت که بدون توجه و تمرکز ویژه بر تعلیم و تربیت به جایگاه قابل قبولی در توسعه یافتگی رسیده باشد. باید به استحضار برسانیم بر اساس نتایج ارزیابی موسسات معتبر جهانی، رتبه کیفیت آموزشِ ابتدایی ایران در دنیا در جایگاه هفتادم، رتبه کیفیتِ مدیریت مدارس ایران در دنیا یکصدوهشتم و از نظر کیفیتِ کل سیستم آموزش، صدوسومین کشور جهان هستیم.

لطفا به طور مشخص بیان بفرمایید آموزش و پرورش اولویت چندم دولت شما خواهد بود و برای تغییر بنیادیِ این نظام تربیتیِ فرسوده، کم تاثیر و نامتناسب با برنامه های توسعه کشور، چه تمهیدی اندیشیده اید؟

۲. سالهاست بهره برداری های ابزاری و سیاسی بلای جان این نهاد زیربنایی شده و هنوز مشخص نیست در عالم واقعیت، نظام آموزشی کشور چه هدفی را دنبال می‌کند. مدارس به جای تربیت شهروند با اخلاقِ مسولِ آگاهِ منتقدِ مشارکت جو به دستگاهی برای تربیت افرادی منفعل و پذیرنده تبدیل شده است. این وضعیت قطعاً تشکیل سرمایه انسانی آینده کشور را با چالش مواجه می سازد.
دولت شما برای رویکردهای ضدتوسعه و خلاقیت ستیز حاکم بر مدارس کشور، چه تمهید و برنامه ای در نظر دارد؟

۳. آموزش و پرورش، گسترده ترین دستگاه اجرایی کشور از حیث تملّک زمین و زیربنای مفید، و بزرگ ترین دستگاه اجرایی از نظر نیروی انسانی شاغل(معلمان شریف) و مستعدترین نهاد اجتماعی از لحاظ مدیریت طلایی ترین دوران عمر استعدادهای انسانی ایران است، با این وجود اما این در اداره و تامین منابع ضروری خود همواره با کسری ها، عقب افتادگی و نارسایی های مزمن مواجه است.

برنامه دولت جنابعالی برای شکوفایی اقتصاد آموزش و رفع مضیقه های مالی و نیز تحول در شیوه تربیت و گزینش معلم چیست؟

۴. نظام آموزش رسمی کشور به شدت تمرکزگراست و این تمرکزگرایی که هم در محتوای آموزشی و هم در ساختار مدیریتی اعمال می شود، مدرسه را از جامعه و مشارکت مردم دور ساخته و تعلیم و تربیت را از پیشرفت فرهنگی بازداشته به گونه ای که مهارت های ضروری و واقعیت های زندگی، بازتابی در برنامه درسی ندارد.

این سیاستگذاری یکدست، متمرکز و بی انعطاف، نتیجه ای جز اتلاف دوره کودکی ندارد. از سویی وقتی سیستم آموزشی با زبانِ زمانه هماهنگ نیست، بهانه جولان موسساتی فراهم می شود که به بهانه جبران کاستی های نظام آموزش رسمی، شادابیِ کودکان و نوجوانان کشور را به تشویش و اضطراب می کشانند.

جنابعالی چه سازوکاری برای افزایش کیفیت و تغییر سبک برنامه ریزی و مدیریت از رویکرد تجویزیِ محض به سوی افزایش آزادیِ عمل، مشارکت و انتخابِ یادگیرندگان و احترام به تفاوت های فردی آنان، و چه برنامه قاطعی برای پایان دادن به بساط قاتلان کودکی و مافیای تست و کنکور در نظر دارید؟

۵. جنابعالی قطعاً به نقش زیربنایی و حائز اهمیت دوره پیش از دبستان و سهم بزرگ این دوره در شکل گیری شخصیت انسان واقفید. در شرایطی که نه تنها نظام های آموزشی کشورهای پیشرفته بلکه کشورهای منطقه نیز به سرمایه گذاری گسترده ای در دوره پیش از دبستان روی آورده اند، نظام آموزشی کشور، کمترین نسبتی با این دوره نداشته و شش سال نخست زندگی فرزندان ایران دچار بی برنامگی است.

فرزندان ما رای نمی دهند اما از انتخاب ما سود و زیان خواهند دید. شما چه تمهیدی برای دوره حساس کودکی و پیش از دبستان که شالوده نظام شخصیتی و رفتاری آینده کشور را تشکیل می دهد، در نظر دارید؟
در پایان، امیدواریم در دولت شما “آموزش و پرورش” موضوعی فراتر از یک وزارتخانه باشد.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .