اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسکار'

Feb 01 2017

غریو مرده باد، زنده باد به سوی ترانه علیدوستی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی,هنر

دویچه وله: ترانه علیدوستی بازیگر ایرانی پنجشنبه در توییتر نوشت به خاطر طرح تعلیق ویزا برای ایرانیان که در دولت ترامپ در حال اجرایی شدن است در مراسم اسکار شرکت نمی‌کند. کاربران اینترنت یا برایش هورا کشیدند و یا به او دشنام دادند.

ترانه علیدوستی بازیگر فیلم “فروشنده” به کارگردانی اصغر فرهادی، که یکی از ۵ نامزد نهایی بخش فیلم‌های غیرانگلیسی زبان جایزه اسکار است، روز پنجشنبه (۲۶ ژانویه/ ۷ بهمن) در صفحه توییتر خود طرح تعلیق صدور ویزا برای ایرانیان از سوی دولت ترامپ را “نژادپرستانه” خواند. او اعلام کرد صرف‌نظر از این‌که این طرح دربرگیرنده‌ی مراسم فرهنگی می‌شود یا خیر، در اعتراض به آن، از حضور در مراسم اسکار صرف‌نظر می‌کند.

اگرچه این تعلیق در صورت امضا شدن قرار است موقتی باشد اما واکنش‌های ایرانیان در فضای مجازی را چند روزی است که برانگیخته است. با این‌همه هیچ اظهارنظری در شبکه‌های مجازی نظیر فیس‌بوک و توییتر نتوانست به اندازه یک توییت ترانه علیدوستی، بازیگر سرشناس سینمای ایران، افکار عمومی داخل و خارج از کشور را به خود جلب کند. در حدود ۲۴ ساعتی که از زمان انتشارش گذشته، این توییت هزاران بار بازنشر شده و صدها نفر در پاسخ به آن واکنش نشان داده‌اند.

بیش‌تر بخوانید: جزئیات بیشتر پیرامون ویزا و مهاجرت ایرانیان به آمریکا

برخی از کاربران از حرکت ترانه استقبال کرده‌اند و برخی از او خرده گرفته‌اند که وقتی جعفر پناهی ممنوع‌الخروج و ممنوع‌ کار است و کیوان کریمی، سینماگر دیگری، در زندان است، چه جای اعتراض به دولت ترامپ؟ چرا که ظاهرا به اعتقاد آن‌ها “چراغی که به خانه حلال است به مسجد حرام است.”

اما از سوی دیگر این بازیگر جوان که هنوز خاطره تتوی لگوی فمینیسم بر دستش کهنه نشده است از سوی شمار زیادی از کاربران نیز مورد تقدیر قرار گرفت که با مردم کشورش در واکنش به تبعیض هم‌صداست.

آن‌چه در آن میان شاید از هر ستایش یا نکوهشی بیش‌تر به چشم می‌خورد ناآگاهی بسیاری از کاربران از طرح دولت جدید آمریکا و چندوچون برگزاری مراسم اسکار و همچنین نداشتن دانش کافی زبان انگلیسی برای فهم درست توییت بازیگر کشورشان به زبان انگلیسی بود. البته ترانه علیدوستی در اینستاگرام، که پیام‌ها محدودیت تعداد حروف ندارند، متن پیامش را به فارسی نیز نوشت.

بیش‌تر بخوانید: واکنش کاربران ایرانی اینترنت به محدودیت ویزای آمریکا

اما آیا پیام او درست هنگامی که برخی از کاربران مشغول بالا پایین کردن زبان انگلیسی توییتش بودند، توانست مرزها را در نوردد و به جهان برسد؟ انتشار گزارش‌های متعدد از سوی آژانس‌های خبری معتبر درباره انصراف علیدوستی از شرکت در مراسم اسکار شاید پاسخی باشد به این سوال.

کیوان کریمی، آری یا خیر

یک نگاه به واکنش‌های کاربران به توییت ترانه علیدوستی در شبکه‌های اجتماعی کافی است تا به لیستی بلندبالا از مطالبات ناگهان پدیدار شده‌ی کاربران از علیدوستی دست یابیم. یکی از کاربران در توییتر از او خواسته است که کمی “نزدیک‌بینی” داشته باشد و به تبعیض و تحقیر در داخل ایران اعتراض کند و به گفته این کاربر در این راه “چشم از درآمد میلیونی‌اش بردارد.” کسی دیگر نیز از او خواست که ابتدا به حجاب اجباری نه بگوید و بعد اظهارنظر کند. برخی دیگر نیز او را به نزدیکی با سران جمهوری اسلامی متهم کردند.

اما در این میان برخی با لحنی آگاه‌تر از مسایل با اشاره به وضعیت دیگر سینماگران ایرانی که یا آزاد هستند اما اجازه فیلم‌سازی یا خروج از کشور ندارند و یا در بند هستند، به طور ضمنی از ترانه علیدوستی خواستند که همبستگی صنفی بیش‌تری نشان دهد.

بیش‌تر بخوانید: کیوان کریمی، مستندساز برای اجرای حکمش به زندان رفت

کیوان کریمی یکی از سینماگرانی است که اسمش در توییت‌ها و پست‌های فیس‌بوکی بیش از دیگران چرخید. او مستند‌سازی است که اسفندماه سال ۱۳۹۴ به علت ساختن فیلم “نوشتن بر شهر” به یک سال زندان، ۵ سال حبس تعلیقی و ۲۲۳ ضربه شلاق محکوم شد. کریمی از آذر ماه امسال در حبس است. فیلم مستند “نوشتن بر شهر” درباره گرافیتی در ایران است.

با این‌همه برخی دیگر از کاربران این گونه واکنش‌ها را درست ندانستند. یکی از کاربران توییتر در این باره نوشت: «حالا بنده خدا یک کار سیاسی کرده باید برای همه کارهای سیاسی نکرده هم جواب پس بده؟» مهدی جامی، روزنامه‌نگار ایرانی، نیز در صفحه فیس‌بوک خود چنین اظهارنظرهایی را “مغلطه آشکار” خواند و نوشت: «می گویند چرا ترانه علیدوستی فلان اعتراض را نکرده اما اسکار را تحریم کرده. این دوستان نقش استصوابی برای خود قائل‌اند!» او تاکید می‌کند: «واقعیت این است که آدم‌ها آزادند به هر چیزی می‌خواهند اعتراض کنند ولو اینکه به چیزهای دیگری که من و شما انتظار داریم اعتراض نکرده باشند».

بحث‌های کاربران به سوال‌برانگیز بودن منابع بودجه سریال شهرزاد و بازی ترانه علیدوستی در این سریال نیز کشیده شد. برخی از کاربران در این زمینه نوشتند که تنها در صورتی حاضر هستند توییت ترانه علیدوستی را بپذیرند که او از بازی در بخش دوم سریال شهرزاد کناره‌گیری کند.

یک مثال عینی

واکنش‌ها به توییت ترانه اما از هر دو طرف حالت افراطی دارد. شراگیم زند در پستی وبلاگی در سایت ایران‌وایر که در شبکه‌های اجتماعی نیز دست به دست شد نوشت اگر ترانه در مراسم اسکار شرکت نکند، گفته میشود: “حالا کسی هم مگه دعوتش کرده بود بره مراسم اسکار که افه میاد؟” یا “این دیده ترامپ دیگه ویزا نمی‌ده به ایرانیها و نمی‌تونه بره، داره روغن ریخته رو نذر امامزاده می‌کنه!” و یا: “شما جای شرکت نکردن تو اسکار اگه می‌خوای نشون بدی آدم حسابی هستی از پروژه شهرزاد بیا بیرون!”
USA Nominiert als bester fremdsprachiger Film The Salesman (picture alliance/AP Photo/Cohen Media Group/Amazon Studios)

ترانه علیدوستی به خاطر بازی در فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی نامزد دریافت جایزه اسکار است

شراگیم زند توضیح می‌دهد که اگر ترانه علیدوستی در مراسم هم شرکت کند، خواهند گفت که “معلومه که باید براش کارت دعوت بفرستن و ایشونم پاشه بره… تحریم و محدودیت مال ما بدبخت بیچاره هاست…!” و یا این‌که: “تف به گورت که درد و رنج مردم رو نمی‌بینی و وقتی اینهمه آدم اینجوری تحقیر می‌شن می‌ری توی اسکار شرکت می‌کنی!” و در نهایت این‌که “شما جای شرکت کردن توی اسکار اگه می‌خوای نشون بدی آدم حسابی هستی بیا و از پروژه شهرزاد بیا بیرون!”

به اعتقاد این وبلاگ‌نویس: “ترانه علیدوستی صرفا یک مثال عینی برای فهم یک وضعیت تاسف‌بار است.” رضا حقیقت‌نژاد، روزنامه‌نگار، نیز در توییتر روی سخنش را نه به یک فرد بلکه به یک تفکر برگرداند و نوشت: «ترانه علیدوستی از حق اعتراض به تصمیم ترامپ استفاده کرده، کاری که همه ما باید بکنیم، البته اگر ترامپیسم چنین حقی برای ما قائل باشد».

توییت ترانه علیدوستی در کنار همه اعتراضاتی که به آن شد شمار زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی را نیز به آفرین گفتن واداشت. از آن میان می‌توان به توییت یکی از کاربران اشاره کرد که با اشاره به عنوان یکی از فیلم‌های قدیمی ترانه علیدوستی نوشته است: «این ترانه همون ترانه‌ایه که ۱۵ سال داشت؟ ماشالا چقدر بزرگ شده» و دیگری هم در تایید تصمیم علیدوستی توییت کرد: “کار درست” باید انجام شود، بی‌توجه به این‌که معترضانی هم داشته باشد.

No responses yet

Feb 19 2013

اسناد پشت پرده دستور احمدی نژادو لابی شمقدری برای اسکار فرهادی/ کثیریان

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,هنر

هاشمی نامه: سه چهارماه پیش جواد شمقدری شکایتی به مراجع قضایی کرد از یک منتقد سینما که با تحریم اسکار مخالف بود و در یادداشتی این تحریم را به سود سازندگان فیلم موهن علیه پیامبر اعظم دانسته بود. شمقدری در این شکایت خطاب به قاضی نوشته بود: ‘همانطور که مطلعید، اسکار و نوبل دو جایزه متعلق به لابی های صهیونیستی هستند که استکبار جهانی برای زیر سلطه کشاندن ملت های مظلوم………’
کیوان کثیریان در خبر نوشت:

مصاحبه جواد شمقدری با ایلنا گفت و گوی مهمی است. بخش های کلیدی دارد که در آینده نزدیک به تفصیل به آن خواهم پرداخت.(متن کامل)
اما جذاب ترین بخش این گفت و گو پاسخ به سوالی درباره اسکار سال گذشته فیلم ‘جدایی نادر از سیمین’ است. نکات جالبی دارد که برای نخستین بار مطرح می شود. بخش هایی از آن را عیناً بخوانید:

‘در رابطه با اسکار هم چندبار گفته‌ام زمانی که قرار بود مسئولیت سینمایی آن زمان را برعهده بگیرم از آقای احمدی‌نژاد پرسیدم اگر بخواهید در یک جمله من را نصیحت کنید چه می‌گویید ایشان گفتند برو سینمای ایران را بین‌المللی کن و من گفتم اولین گام این است که اسکار بگیریم و او گفت خوب اینکار را انجام بده و این اتفاق افتاد. خیلی‌ها در این سی سال تلاش کردند اسکار بگیرند اما موفق نشدند اما الان شد. آن سال که جدایی نادر از سیمین جایزه اسکار را گرفت می‌شد فیلم دیگری به جشنواره جهانی برود و اسکار نگیرد و جدایی نادر از سیمین می‌توانست در فجر انتخاب نشود و اگر انتخاب می‌شد می‌توانست جایزه نگیرد. این‌ها یک برنامه‌ریزی بوده است. … در فرآیندی فیلمی انتخاب شد رفت و حمایت شد. برنامه‌ریزی شد اما بعضی‌ها منکر هستند و می‌گویند برنامه‌ریزی شده نبود، تصادفی بود. آن‌ها ممکن است خلقت و هستی را هم تصادف بدانند البته آن‌ها در خیالات خودشان سیر می‌کنند. … و ما طراحی کردیم و حتی لابی‌گری کردیم تا این اتفاق بیفتد و برای همه ایرانیان مهم بود که یک فیلم ایرانی اسکار بگیرد. فیلمساز برای ما مهم نبود بلکه مهم این بود که فیلم از سینمای ایران جایزه بگیرد.’

ادعاهای جالب توجهی است. قصد تحلیل و رد این حرف ها را ندارم. بعضی چیزها بدیهی است. فقط به نظرم یادآوری چند رویداد و خبر به همراه چند نکته کفایت می کند.

اول: اصغر فرهادی در چهاردهمین جشن خانه سینما وقتی جایزه ‘درباره الی’ را گرفت، حرف های جنجالی و پرحاشیه ای زد. او همان وقت ها روزهای اول فیلمبرداری ‘جدایی نادر از سیمین’ را می گذراند. پس از این حرف ها بهانه ای که معاونت سینمایی منتظرش بود از خانه سینمایی ها گرفت و معاون سینماییِ آن موقع، یعنی همین آقای شمقدری بیانیه تند و تیزی منتشر کرد که به بیانیه ‘انالله واناالیه راجعون’ معروف شد. درآن بیانیه درباره اصغر فرهادی گفته شد: ‘ بی‌خبران و غافلان، پایان نظام جمهوری اسلامی ایران را آرزو می‌کنند. چه باید کرد!؟ کسی که از روی غرور جاهلانه و شاید هم غفلت چنین سخنانی بر زبان می‌راند، چه پاسخی دارد؟!… من در درگاه الهی و در پیشگاه امام حاضر مهدی موعود طلب عفو و بخشش می‌نمایم.’ (متن کامل)
{دقت بفرمایید هنوز خبری از حمایت و برنامه ریزی نیست. ضمن اینکه اگر قدرت لابی گری دوستان اینقدر زیاد است، چرا روی یک فیلمساز که بی خبر و غافل نباشد برنامه ریزی نشد؟ چرا روی یک فیلمساز متعهد که مغرور و جاهل نبود سرمایه گذاری نشد؟ و یا روی یک فیلم ارزشی؟}

دوم: پس از یکی دو روز ناگهان سجادپور، مدیرکل نظارت وقت پروانه ساخت فیلم اصغر فرهادی را لغو کرد و درحالیکه 20 درصد از فیلمبرداری انجام شده بود، پروژه متوقف شد (اینجا). بعد از آن با برخی وساطت ها فیلمبرداری این فیلم از سر گرفته شد.
{دقت بفرمایید؛ حمایت؟}

سوم: بعد که فیلم به جشنواره بیست و نهم فجر آمد و با استقبال اکثریت مطلق منتقدان مواجه شد، در اختتامیه جشنواره، داوران جایزه بهترین فیلم را به ‘جرم’ دادند! تا یکی از بزرگترین گاف های داوری در جشنواره فیلم فجر رقم بخورد. ‘جدایی نادر از سیمین’ سیمرغ های کارگردانی، فیلمنامه ، فیلمبرداری، بازیگری مکمل مرد و صدا را از داوران گرفت و سیمرغ انتخاب مردم و بهترین فیلم منتقدان را هم مال خود کرد. (اینجا)
{دقت بفرمایید از راهیابی ‘جدایی…’ به عنوان حمایت یاد شده چون می توانست در بخش مسابقه پذیرفته نشود! از سیمرغ ها به عنوان برنامه ریزی یاد شده چون می توانست به این فیلم داده نشود. البته جشنواره ما و داوران ما آنقدر کلاس شان بالا بود که فیلم بهتری نسبت به ‘جدایی…’ در آستین داشتند.}

چهارم: هیات انتخاب فیلم برای اسکار که تشکیل شد، زمزمه هایی مبنی بر تمایل برای ارسال فیلمی دیگر به راه افتاد. مثل جهانگیر الماسی که فیلم هایی چون آلزایمر و آسمان محبوب را مناسب اسکار می دانست(اینجا) و مخالفان فیلم هم بر آتش این زمزمه دمیدند. سجادپور هم این فیلم را فیلم خوبی نمی دانست و گفته بود: ‘در فیلم جدایی نادر از سیمین وقتی با 50 کارشناس صحبت کردم، تنها حدود سه نفر متوجه لایه‌های دوم و سوم فیلم شده بودند. در حالی‌که‌ بیشتر کارشناس‌ها همان لایه اول را دیدند که در آن حلال و حرام، دروغ و راست بود، بنابراین وقتی سازنده آن‌قدر محافظه کاری کرده، نتوانسته پیامش را خوب منتقل کند.’ (اینجا)
بالاخره با انتخاب درست ‘جدایی نادر از سیمین’ برای معرفی به اسکار، همه نفس راحتی کشیدند. (اینجا)
{دقت بفرمایید از این انتخاب به عنوان حمایت و برنامه ریزی یاد شده. آقای سجادپور هم دارد حمایت می کند}

پنجم: ‘جدایی…’ جایزه های برلین را برد و کم کم جشنواره های مختلف را فتح کرد، بیشتر دیده شد، جدی تر گرفته شد و روز به روز شانس اش برای اسکار افزایش یافت. جواد شمقدری در اظهارات مشهورش در گچساران به نیت تحقیر اسکار گفت: ‘اسکار هم مثل جشن سینمای گچساران است’ (اینجا)
{دقت بفرمایید که چرا باید رییس جمهور برای چنین جایزه بی اهمیتی دستور بدهد و چرا معاون سینمایی باید برای چنین جایزه بی ارزشی برنامه ریزی و لابی کند؟ و چرا بعدش باید تبریک بگوید؟}

ششم: بازار نظر دادن و پیش بینی داغ شد. همه احساس کردند برای این فیلم ممکن است اتفاقات خوبی بیفتد. جواد شمقدری هم وارد این بازار اظهارنظر شد و جمله مهمی گفت: ‘انتخاب یا انتخاب نشدن این فیلم، نشانه سیاست‌های نظام حاکم آمریکا به ایران است که می‌خواهند چه سیگنال‌هایی را بدهند. فکر می‌کنم اگر بخواهند دشمنی‌هایشان را ادامه دهند یا تشدید کنند‌، جدایی نادر از سیمین را انتخاب نمی‌کنند.’ (اینجا)
نظر سجادپور هم جالب است: ‘شخصا به دلیل سیاسی کاری و نگاه غرب زده اسکار، مسولان این مراسم ترجیح می‌دهند به نماینده سینمای ایران جایزه ندهند اما اگر این جایزه داده شود اسکار ناچار به انجام این کار شده است.’ (اینجا)
{دقت بفرمایید هیچ صحبتی از ‘لابی’ نیست. با لابی که سیگنال نمی دهند! همه چیز به ‘سیاست‌های نظام حاکم آمریکا به ایران’ موکول شده است. هنوز دوستان باورشان نمی شد که فتح اسکار اتفاق بیفتد و داشتند زمینه چینی می کردند که درصورت شکست احتمالی بگویند؛ دیدید؟ ما که گفتیم!}

هفتم: فتح جایزه گلدن گلوب که اتفاق افتاد، همه چیز خیلی جدی شد. سجادپور سریع وارد عمل شد تا ثابت کند موفقیت تا دلتان بخواهد پدر و مادر دارد. او گفت: ‘وظیفه ما حمایت از این فیلم بود که انجام دادیم چون مطمئن باشید اگر حمایت های معاونت سینمایی نبود فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی و در حال حاضر گلدن کلوب را کسب نمی کردند’ (متن کامل اینجا)
{کلاً دقت بفرمایید!}

هشتم: اتفاق بسیار بزرگ فتح جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی رخ داد و فیلم اصغر فرهادی اسکار گرفت. تبریک های مسوولان دولتی سینما از سه جهت رسید. جواد شمقدری، سجادپور و میرعلایی (اینجا، و اینجا).
{دقت بفرمایید لابی گری ها به نتیجه رسیده، دستور رییس جمهور اجرا شده ولی هیچکس حاضر نیست پزش را بدهد! عجیب نیست؟ نه وزیر ارشاد پیام تبریک می دهد و نه رییس جمهور! تلویزیون هم که انگار نه انگار. مگرمهم نبود؟ مگر تنها نصیحت رییس جمهور نبود؟ مگر اولین گام بین المللی شدن سینما نبود؟ مگر برنامه ریزی شده نبود؟ مگر برای همه ایرانیان مهم نبود؟}

نهم: اظهارنظرهای مخالف مثل همیشه سرجایش بود. ‘سلحشور: جدایی نادر از سیمین یک فیلم در ضدیت اعتقادات مردم وتوهین به فرهنگ وخانواده در ایران است و برای همین نمی توان گفت این فیلم برای ایران وما افتخار آورده است. مثلا اگر کسی دزد خوبی باشد وبانکی را بزند وبعد به او جایزه بهترین دزد را بدهند ویا اگر دکتری متخصص تولید قرص های روانگردان باشد وجایزه بگیرد آیا واقعا باید به آنها افتخار کرد؟ جدایی نادر از سیمین هم چنین نقشی را در گلدن کلوب ایفا کرد وبرای ما پیرو رهبری ها کسب این جایزه هیچ افتخاری ندارد.’ (اینجا)
{دقت بفرمایید؛ دزد! این اظهارات هرگز با واکنشی از طرف مسوولان سینمایی مواجه نشد. انگار نه انگار که برنامه ریزی و لابی و… از سوی مسوولان رسمی دولت در کار بوده!}

دهم: بعد از کسب اسکار، اصغر فرهادی به ایران آمد. از میان مسوولان رسمی جز مدیرعامل فارابی کسی در فرودگاه دیده نشد. (گزارش کامل اینجا)
{دقت بفرمایید نه نصیحت کننده، نه برنامه ریز این جایزه، نه لابی گر، نه حمایت کننده، هیچکس به فرودگاه نیامد تا ثمره تلاش ها و حمایت هایش را ببیند و افتخار این جایزه را مال خود کند. تواضع تا کجا؟!}

یازدهم: سه چهارماه پیش جواد شمقدری شکایتی به مراجع قضایی کرد از یک منتقد سینما که با تحریم اسکار مخالف بود و در یادداشتی این تحریم را به سود سازندگان فیلم موهن علیه پیامبر اعظم دانسته بود. شمقدری در این شکایت خطاب به قاضی نوشته بود: ‘همانطور که مطلعید، اسکار و نوبل دو جایزه متعلق به لابی های صهیونیستی هستند که استکبار جهانی برای زیر سلطه کشاندن ملت های مظلوم………’
این بحث تعلق اسکار به لابی های صهیونیستی بارها و بارها از سوی دوستان و متعلقینشان تکرار شده است از جمله در همین یادداشت تبریک شمقدری به فرهادی: ‘قضاوت آمریکایی در مقابل فرهنگ ایرانی سر تعظیم فرود آورد و رای دهندگان آکادمی اسکار در مقابل لابی اسرائیل که بر طبل جنگ می‌کوبد واکنش متفاوتی نشان دادند و این ترک آغاز فروپاشی استیلای لابی اسرائیلی بر جامعه و همه نهادهای آمریکایی است.’
{دقت بفرمایید به تکرار کلمه لابی!و اینکه آقای شمقدری با چه کسانی لابی کرده؟ با صهیونیست ها؟}

وحالا بعد از یک سال جواد شمقدری خبر از لابی می دهد، از دستور و نصیحت رییس جمهور، از حمایت های بی دریغ، از برنامه ریزی، از اولین گام بین المللی شدن. معلوم نیست این جایزه اسکار چرا در یکسال گذشته اینقدر بی صاحب بوده؟ بگذریم. راستی وعده ما سه ماه و اندی دیگر پای صندوق های رای!

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .