اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جاسوس دوجانبه'

Dec 18 2025

ناگفته‌های مرگ مشکوک مقام ارشد اطلاعاتی ایران؛ آتلانتیک: محمدحسین تاجیک با سیا همکاری می‌کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

اورونیوز: به گفته روح‌الله زم، محمد می‌خواست به «اسنودن ایران» تبدیل شود. او هم‌زمان برای وزارت اطلاعات ایران و سازمان سیا کار می‌کرد و متخصص حملات سایبری بود. به گزارش نشریه آتلانتیک، او تنها یک روز پیش از سفر به ترکیه، احتمالا توسط پدرش که از مقامات ارشد جمهوری اسلامی بود، کشته شد. محمدحسین تاجیک که بود؟

نشریه آمریکایی آتلانتیک در گزارش مفصلی به قلم شین هریس، روزنامه‌نگار با سابقه حوزه امنیت ملی به جزئیات تازه‌ای درباره زندگی و مرگ محمدحسین تاجیک، مقام ارشد نیروی سایبری وزارت اطلاعات ایران که در ژوئیه ۲۰۱۶ در ایران «کشته شد»، پرداخته است.

آقای هریس گفت: «بنابر تجربه من در پوشش مسائل امنیتی، آن‌هایی که ادعا می‌کنند از واقعیت ماجرا خبر دارند، یا دیوانه‌اند یا شرلاتان. اما باز گفتم این ارزش یک ایمیل را دارد و در ۱۲ آوریل ۲۰۱۶ به آن‌ آدرس نوشتم: متوجه شدم می‌خواهید راجع‌به پهپاد RQ-170 سازمان سیا صحبت کنید. می‌خواهید حرف بزنیم؟»

ارتباط اولیه

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا «سیا» در دسامبر سال ۲۰۱۱ کنترل یک پهپاد رادارگریز RQ-170 Sentinel را در آسمان ایران از دست داد. مقامات نظامی ایران در آن زمان این پهپاد چندمیلیون دلاری چون «غنیمت جنگی» در تلویزیون به نمایش گذاشتند. اما علت سقوط آن برای مدت‌ها معما بود.

بیش از چهار سال بعد، در آوریل سال ۲۰۱۶، گروه هکری ایرانی شناخته‌شده‌ای به نام «پرستو» با انتشار آدرس ایمیل خود در یک پیام‌رسان امنیت سایبری از روزنامه‌نگاران دعوت کرد که درباره اتفاقی که برای این پهپاد افتاده، سوال کنند و آقای هریس هم به همین آدرس پیام فرستاد.

آقای هریس گفت: «بنابر تجربه من در پوشش مسائل امنیتی، آن‌هایی که ادعا می‌کنند از واقعیت ماجرا خبر دارند، یا دیوانه‌اند یا شرلاتان. اما باز گفتم این ارزش یک ایمیل را دارد و در ۱۲ آوریل ۲۰۱۶ به آن‌ آدرس نوشتم: متوجه شدم می‌خواهید راجع‌به پهپاد RQ-170 سازمان سیا صحبت کنید. می‌خواهید حرف بزنیم؟»

به گفته آقای هریس، ۳۶ ساعت بعد شخصی که خود را در ابتدا «پی» (P) معرفی می‌کرد گفته است که می‌خواهد با حفظ هویتش طی مصاحبه‌های زنده یا گفتگوهای متنی «همه‌چیز» را درباره آن ماجرا افشا کند.

«پی» مدعی شده که عضو گروه «پرستو» است. این گروه پیش‌تر به سرور آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نفوذ کرده و ادعا کرده بود که اداره ملی امنیت هسته‌ای آمریکا را هک کرده است. «پرستو» همچنین ادعا کرده بود که می‌تواند کنترل پهپاد‌های نظامی آمریکا را در دست بگیرد و یک‌بار پا فراتر گذاشته و گفته بود می‌تواند یکی از آن‌ها را برای حمله به جو بایدن که در آن زمان معاون باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا بود، به کار گیرد.

به گفته این روزنامه‌نگار، «پی» گفت که فرمانده یگان نخبه جنگ سایبری وزارت اطلاعات ایران است و جزئیات نحوه به دام انداختن پهپاد آمریکایی را شرح داد.

خودش را معرفی کرد

به گفته آقای هریس، «پی» در ۱۱ مه آن‌قدر به او اعتماد کرده بود که خود را معرفی کرد. او گفت که نامش «محمدحسین تاجیک» است و ۳۵ سال سن دارد، اما «خیلی پیرتر» است.

محمدحسین تاجیک به آقای هریس گفت که می‌خواهد در اجرای نقشه‌ای از او کمک بگیرد. بخش اول آن «انتقام» بود. او گفت که می‌خواهد برای آسیب به جمهوری اسلامی اطلاعاتی را درباره عملیات اطلاعاتی ایران افشا کند و دلیل آن را ناامیدی شدید از رهبران نظام توصیف کرد.

آقای تاجیک همچنین مدعی شد که زمانی به عنوان «منبع اطلاعاتی» با سازمان سیا همکاری می‌کرد و بخش دوم نقشه او بازسازی رابطه با این سازمان بود. آقای هریس نوشت: «امید داشت من از طریق ارتباطاتی که در سیا دارم، با رابط سابق او تماس بگیرم و منتقل کنم که محمد هنوز منبع ارزشمندی است. شاهدش هم همان گزارش‌های خبری بود که قرار بود براساس اطلاعات او بنویسم. اگر سیا او را نمی‌پذیرفت، تهدید می‌کرد که شیوه عملکرد این سازمان در داخل ایران را افشا کند.»

آقای تاجیک به شین هریس گفت که از یک خانواده مذهبی و سیاسی است و پدرش، مشهور به «حاجی ولی» از بنیان‌گذاران سرویس‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی است و در «بازجویی و شکنجه» افسران رژیم شاه پس از انقلاب نقش داشته است. او گفت که نابغه ریاضی و کامپیوتر بوده، در رشته علوم کامپیوتر از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده و از ۱۸ سالگی کار در وزارت اطلاعات را آغاز کرده و «نقش محوری» در گسترش توان تهاجمی ایران در جنگ سایبری داشته است.

او همچنین چگونگی عملکرد وزارت اطلاعات در جذب نیرو از دانشجویان نخبه دانشگاه‌های کشور را برای آقای هریس شرح داده است.

I've waited nearly ten years to tell this story: In 2016, I developed a source in Iranian intelligence named Mohammad Hossein Tajik. He told me he came from a politically connected family. That he had led Iran's cyber army. And that he had secretly worked for the CIA. 🧵

— Shane Harris (@shaneharris) December 8, 2025

عملیات سایبری

به گزارش آتلانتیک، آقای تاجیک ادعا کرده که در حمله سایبری سال ۲۰۱۲ به شرکت نفت سعودی «آرامکو» نقش داشته است. او همچنین ادعا کرد که او و تیمش به شبکه ماهواره تجاری iDirect نفوذ کرده و کنترل پهپاد‌های آمریکایی را برعهده گرفتند. با این حال، آقای هریس تاکید کرد که شاهدی برای این ادعا نیافته است.

آقای تاجیک همچنین گفت که او و همکارانش اطلاعات را با «سازمان اصلی اطلاعات» روسیه (GRU) به اشتراک می‌گذاشتند و پشت حملات سال ۲۰۱۵ به شبکه برق ترکیه بودند.

آقای تاجیک همچنین ادعا کرده که ایران پشت حمله فوریه ۲۰۱۶ به بانک مرکزی بنگلادش و سرقت حدود ۸۱ میلیون دلار بوده است. این در حالی است که وزارت دادگستری آمریکا پیش‌تر سه هکر از کره شمالی را مسئول این حمله دانسته بود.

این عامل اطلاعاتی ایران همچنین گفته بود که پنج سال به عنوان «منبع اطلاعاتی» با سازمان سیا همکاری کرده و این رابطه «به شکل بدی» تمام شده است.

محمدحسین تاجیک به همراه امیر، برادرش رسانه‌های ایران

دوستی با عماد مغنیه و افشای تاسیسات هسته‌ای «فردو»

بنابر این گزارش به نقل از آقای تاجیک، او زمانی که مشغول طی سلسله‌مراتب در وزارت اطلاعات بود، چند سفر به لبنان داشت و به رهبران ارشد حزب‌الله، از جمله عماد مغنیه نزدیک شده بود. آقای مغنیه متهم به طراحی بمب‌گذاری در سفارت و مقر تفنگداران دریایی آمریکا در سال ۱۹۸۳ در بیروت بود. این بمب‌گذاری دست‌کم ۳۷۰ کشته برجای گذاشت.

دوستی آقای تاجیک با افرادی چون عماد مغنیه که دستشان به خون شهروندان آمریکایی آلوده بود، این مامور اطلاعاتی ایران را برای سازمان سیا به «منبع اطلاعاتی بسیار ارزشمند» تبدیل می‌کرد.

بنابر این گزارش، آقای تاجیک گفته است که اطلاعاتی را درباره ساختار سازمانی حزب‌الله و همکاری واحد‌های این گروه با وزارت اطلاعات ایران، در اختیار سازمان سیا گذاشته است.

سازمان سیا سال‌ها در تعقیب عماد مغنیه بود و سرانجام در فوریه ۲۰۰۸، همان سالی که آقای تاجیک همکاری خود را با این سازمان آغاز کرد، در عملیات مشترکی با اسرائیل آقای مغنیه را کشت.

شین هریس نوشت: «محمد در گفتگوها هرگز مستقیما ادعا نکرد که خود پشت عملیات آمریکا بوده و این، از نظر من، نشانه دیگری از اعتبار او بود. اما دوره همکاری‌اش با سیا با برخی موفقیت‌های مهم اطلاعاتی آمریکا در ایران هم‌زمان است.»

او افزود: «رهبران غربی در سپتامبر ۲۰۰۹ کشف تاسیسات زیرزمینی غنی‌سازی اورانیوم فردو را اعلام کردند. با توجه به موقعیت محمد، او می‌توانست از این تاسیسات خبر داشته باشد. اگر واقعا می‌خواست همان‌طور که ادعا می‌کرد، به رژیم آسیب بزند، در جایگاهی بود که بتواند این کار را انجام دهد.»

خبر مرگ تاجیک

به گفته آقای هریس، محمدحسین تاجیک به مدت دو ماه در مکالمه‌ها و مکاتبه‌ها با او از «ماجراجویی‌های سایبری، همکاری با آمریکایی‌ها، خانواده، طرح‌ها برای تسویه حساب با جمهوری اسلامی» سخن گفت.

این روزنامه‌نگار آمریکایی نوشت: «من از او خوشم می‌آمد. مرا می‌خنداند. او را دوست خودم نمی‌نامیدم، اما رابطه‌مان دوستانه بود.»

آخرین گفتگوی شین هریس با محمدحسین تاجیک در دوم ژوئیه ۲۰۱۶ انجام شد. در این گفتگو، آقای تاجیک اطلاعاتی درباره کمک حزب‌الله به کره شمالی در زمینه تاکتیک‌های سایبری ارائه کرد و قرار بود که آن‌ها سه روز بعد مجددا با هم گفتگو کنند.

به گفته آقای هریس، محمدحسین تاجیک هم‌زمان اطلاعاتش را با روح‌الله زم در میان می‌گذاشت و چند هفته قبل این دو را به هم معرفی کرده بود. آقای زم در آن زمان در پاریس زندگی می‌کرد.

آقای هریس نوشت: «محمد در زمان تعیین‌شده آنلاین نشد. اگرچه اغلب مشغول بود، اما هرگز قرارش را از دست نداده بود. چند روز بعد، از روح‌الله زم، پیامی دریافت کردم. به نظر وحشت‌زده می‌رسید.»

روح‌الله زم نوشته بود: «شنیدی چه اتفاقی افتاده؟ محمد مرده است.»

آقای زم گواهی فوت آقای تاجیک و پیام‌هایی را که با یکی از اعضای خانواده او ردوبدل کرده بود، برای شین هریس فرستاد. به گفته این روزنامه‌نگار آمریکایی، این پیام‌ها نشان می‌داد که این مامور اطلاعاتی احتمالا توسط رژیم به قتل رسیده است. بنابر این پیام‌ها، امیر، برادر کوچک آقای تاجیک جسد او را پیدا کرده بود. کالبدشکافی انجام نشده و آقای تاجیک کمی بعد در بهشت زهرا به خاک سپرده شده بود.

همچنین، بنابر گواهی فوت، آقای تاجیک در روز پنجم ژوئیه، یعنی همان روزی که قرار بود مجددا با آقای هریس صحبت کند، جان باخته بود.

به گفته شین هریس، آقای زم ادعا می‌کرد که حاجی ولی، پدر آقای تاجیک از سر وفاداری به نظام پسر خود را کشته است.

بازداشت تاجیک

آقای هریس با پرسش از منابع امنیتی خود از همکاری محمدحسین تاجیک با سازمان سیا تا سال ۲۰۱۳ اطمینان حاصل کرده بود. او نوشت: «محمد همان‌طور که ادعا می‌کرد، واقعا جزو دارایی‌های انسانی بسیار مهم سیا در ایران بود.»

شین هریس پس از مرگ آقای تاجیک سعی کرد با کسانی که او را می‌شناختند، از جمله دوستان و فعالان ایرانی ساکن خارج از کشور ارتباط برقرار کند.

او متوجه شد که مقامات اطلاعاتی ایران از همکاری آقای تاجیک با سازمان سیا مطلع شده و چند ماه پس از قطع این ارتباط در اوت ۲۰۱۳، او را بازداشت کرده‌ و ابتدا به بازداشتگاهی در شرق تهران و سپس به زندان اوین منتقل کرده‌اند.

آقای هریس نوشت: «محمد بعدها به دوستانش گفت که ماه‌ها شکنجه را تحمل کرده است. بازجویان آب جوشان روی آلت تناسلی‌اش ریخته بودند. او را وادار کرده بودند در گودالی به شکل قبر، در حالی که نوری دائما روی او می‌تابید، به صورت جمع‌شده در خود بماند. محمد به جاسوسی برای دشمنان ایران متهم شده بود.»

به گفته آقای هریس، محمدحسین تاجیک پس از شش ماه در زندان با قرار وثیقه تا زمان محاکمه آزاد شد. بنابر این گزارش، این کار با وساطت حاجی‌ ولی، پدرش انجام شده بود.

آقای هریس افزود که این مامور اطلاعاتی پیشین پس از آزادی شش ماه بیمارستان بستری بوده و «ریش تیره‌اش سفید شده بود». او در ژانویه ۲۰۱۵ با روح‌الله زم ارتباط برقرار کرد.

شین هریس نوشت: «زم به من گفت که او و محمد به مدت یک سال تقریبا هر شب با هم صحبت می‌کردند. زم خواهان تغییر سیاسی بود. محمد می‌خواست از طریق تغییر سیاسی، انتقام بگیرد. او به یک منبع ناشناس ارزشمند درون رژیم برای رسانه مستقل زم تبدیل شد.»

به گفته آقای هریس به نقل از روح‌الله زم، محمدحسین تاجیک می‌گفت اگر روزی از کشور خارج شود، می‌خواهد به عنوان «اسنودن ایران» شناخته شود؛ خودی سابقی که به نماد مقاومت تبدیل می‌شود.

ماجرای مرگ تاجیک

به گفته شین هریس، آقای تاجیک در ژوئیه ۲۰۱۶ و دو ماه پس از آغاز ارتباط با او قصد داشت برای تحویل اسناد مرتبط با جمهوری اسلامی به روح‌الله زم، به ترکیه سفر کند. او چند روز را صرف اسکن کردن این اسناد کرده و چمدانش را بسته بود.

آقای هریس با تاکید بر این که این مطلب صرفا از آقای زم نقل شده، آقای تاجیک هیچ‌ وقت درباره آن صحبت نکرده و هیچ منبعی هم چنین اطلاعاتی را تایید نکرده است، نوشت: «افشای بعدی محمد قرار بود مربوط به تلاش‌های ایران برای به دست آوردن سلاح هسته‌ای از یک کشور دیگر باشد.»

به گفته این روزنامه‌نگار آمریکایی، امیر که شاید مهم‌ترین دلیل در ایران ماندن برادرش بود، چمدان را دید و از او پرسید که کجا می‌رود.

آقای تاجیک پاسخ داد: «برای دیدن یک دوست به ترکیه می‌روم. تو هم باید با من بیایی.»

به گفته آقای هریس بنابر اطلاعات آقای زم، امیر قبول نکرد. از خانه بیرون رفت و به پدرشان خبر داد که محمد قصد رفتن دارد.

آقای هریس نوشت: «زم به من گفت ساعت ۳ بعدازظهر روز ۵ ژوئیه، همان روزی که قرار بود من و محمد آنلاین همدیگر را ببینیم، پدرش، حاجی ولی، همراه با یک مقام دیگر از وزارت اطلاعات به خانه او رفتند. امیر همان غروب به خانه برگشت و با پیکر بی‌جان برادرش روبه‌رو شد. چند روز بعد خانه را بازرسی کردند. مقامات وسایل محمد از جمله کامپیوترش را با خود بردند.»

او افزود: «سال‌هاست در میان ایرانیان مهاجر در خارج، شایعات مختلفی درباره نحوه مرگ محمد دهان‌به‌دهان می‌چرخد. در گواهی فوت علت مرگ ذکر نشده است. در بعضی وبلاگ‌های فارسی خوانده‌ام که گفته‌اند سکته قلبی کرده، اما دوستانش به من گفتند او به جز اتکا به مسکن‌ها نسبتا سالم بود.»

با این حال، به گفته آقای هریس، روایت دیگری که در میان منتقدان رژیم دست‌به‌دست می‌شود، این است که یا حاجی ولی او را کشته و یا دستور قتل او را داده است. آقای زم هم بارها به موضوع اشاره کرده است.

No responses yet

Nov 18 2017

دربرابر طوفان تهمت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی

هودر: نزدیک ۱۵ سال است که عده‌ای با بی‌رحمی و بی‌هیچ مدرک یا حتا استدلال منطقی همه جا می‌گویند من عامل امنیتی جمهوری اسلامی‌ام. چه در سالهای قبل از زندان، چه در حین شش سال زندانم، و چه حالا که دو سال و اندی‌ست آزاد شده‌ام. این اتهام از فرط تکرار آنقدر عادی شده که حتا دیگر کسی هم شاهد و دلیلی برای آن نمی‌خواهد. «همه میگویند»، و این در یک جامعه تلویزیون‌زده سندی کافی برای هر ادعاست. من هیچ‌گاه نخواسته‌ام با مظلوم‌نمایی و تحریک احساسات و ننه‌من‌غریبم بازی مرسوم ایرانی از خودم دفاع کنم. نه این کار را بلدم، و نه به تاثیرش –شاید به اشتباه– اعتقاد دارم.

اما حالا که می‌بینم دقیقا پس از شکست پروژه تحریم انتخابات، تحریم‌خواهان چپ (کمونیست و رجویست) و راست (پهلویست و صهیونیست) شروع به ترور شخصیت و اسیدپاشی گروهی از فعالان ضدتحریم و جنگ و حامی روحانی کرده‌اند، درست نیست ساکت بمانم.

آنها عملا دو شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای پربیننده و چند کانال پرقدرت تلگرام در اختیار دارند و به کمک آنها به هزاران حساب پرطرفدار در شبکه‌های اجتماعی رسیده‌اند—بگذریم از دسترسی و حمایتهایی که از موسسات تحریم‌‌خواه نزدیک به دشمنان ایران مانند FDD و UANI و UN Watch و شبکه سیاسی و رسانه‌ای آنان می‌گیرند. با این وجود، خطر همین کم‌شمار زن و مرد وطن‌دوستی را، که از جاهای مختلف دنیا بخاطر وجود دشمن مشترک (جنگ و تحریم) همدیگر را پیدا کرده‌اند، آنقدر زیاد می‌دانند که می‌خواهند با انگ‌های شکمی و بی‌پایه‌ آنان را بی‌اعتبار و منزوی کنند. آنهم با شیوه‌ای تماما سفسطه‌آمیز: مرا مامور امنیتی جمهوری اسلامی پیش‌فرض می‌گیرند و هرکس را که کوچکترین ارتباطی با من داشته عامل رژیم می‌خوانند.

اما بگذارید راحتتان کنم:

گروه تلگرامی‌ای که درباره آن شنیده‌اید گروه کوچکی بود متشکل از کسانی که از داخل و خارج از کشور و اغلب بدون شناخت از هم و تنها در جریان اعتراض به کمپین تحریم مسابقات جهانی شطرنج زنان در ایران با هم در شیکه‌های اجتماعی آشنا شده بودند.

همانطور که همگان در چند ماه اخیر متوجه شده‌اند، پروژه «آزادی یواشکی» که در ظاهر و در ابتدا اقدامی سمبولیک و حتا دوست‌داشتنی در نقد قانونِ نادرست و ناعادلانه‌ی حجاب اجباری بود، پس از اجرای برجام خیلی سریع به ابزاری برای جلوگیری از افزایش تعامل تجاری-سیاسی با ایران و گسترش توریسم تبدیل شده است و برای همین است که به آن «تحریم یواشکی» می‌گویم. (در انتخابات اخیر نیز به شکلی غیرمستقیم و «یواشکی» تحریم انتخابات را ترویج می‌کرد.)

هدف اصلی گروه حمایت کردن از توییت‌های هم‌راستای اعضا یا دیگران بود، اما گاه طبیعتا بحثهای دیگری هم (مثل تمام گروههای کاری، دوستانه یا خانوادگی) درباره مسایل گوناگون رخ می‌داد. مثلا درباره موضوع تحریم شطرنج، بخاطر حمایت همه‌جانبه‌ای که رسانه‌ها، افراد و گروههای نزدیک به اسراییل به سرعت از آن کردند بعضی از اعضای گروه احتمال دادند که شاید خود خانم پاکیدزه یا همسرش تابعیت اسراییلی نیز داشته باشند، بویژه که عکسی از او در شهر تل آویو در اینترنت هست. اما مدرکی در اثبات این فرضیه پیدا نشد و درنتیجه اساسا هیچ جا مطرح نشد. جدا از این، من و برخی دیگر از اعضای گروه، خانم پاکیدزه را با احترام و ادب کامل در تویتر به بازدید از ایران دعوت کردیم و دیگران را نیز به همین کار فراخواندیم.

من تا پیش از آن هیچیک از اعضای گروه را نمی‌شناختم و تماسی با آنان نداشتم. این گروه نیز پیش از آنکه به آن دعوت شوم از قبل وجود داشت. من آن را به‌راه نینداختم و حتا مدیر آن هم نبودم و در واقع فرقی جز از نظر سنی یا تجربه با بقیه نداشتم. واضح است که جمله «من بابای اینجام» یک شوخی و ارجاعی به مسن‌تر بودن من بود.

تصاویری که از گفتگوهای گروه پخش شده گزینشی و دستکاری شده است. حتا فهرست اعضای آن درست و دقیق نیست. بجز این افراد کسان دیگری هم بودند که در مدت کوتاه حیات گروه دعوت شدند یا کسانی از این فهرست که آن را ترک کرده بودند. بعضی از اسامی حتا هیچ فعالیتی نداشتند و صرفا عضو بودند.

گروه بدون وسواس و گزینش و تنها بر اساس پیشنهادهای اعضای اولیه گسترش یافت و نتیجه‌اش هم آن شد که یکی از اعضا بنام امین انواری که توسط یکی از اعضای موسس گروه دعوت شده بود، پس از مدت کوتاهی از گروه بیرون رفت و تصاویری را که از همان روزهای نخست از بحثها گرفته بود در اختیار مسیح علینژاد یا فرد دیگری قرار داد. همین نشان میدهد چقدر در آن قواعد اولیه‌ی امنیتی رعایت می‌شد.

اعضای این گروه، که پس از شکست تحریم شطرنج عملا منحل شد، نیازی به دفاع من ندارند. اما از شجاع‌ترین و شریف‌ترین و میهن‌دوست‌ترین انسان‌هایی هستند که من در زندگیم دیده‌ام که قبل و بعد از ایجاد این گروه نیز فعال بوده و هستند. من به رفاقت و آشنایی با آنها افتخار می‌کنم. چیزی که ما را به هم نزدیک کرد دفاع دربرابر پروژه‌های ایران‌هراسانه‌ای است که هنوز به‌دست حامیان انزوا و فروپاشی ایران به پیش می‌روند. تا وقتی این فشارها و تحریمها ادامه دارد طبیعتا بسیاری از ما و شما حاضریم بی هیچ چشمداشت و با تمام توان جلوی آنها و کسانی که به خدمت گرفته‌اند بایستیم. همانطور که میلیونها کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی هفته‌ی پیش موجب گرم شدن انتخابات و افزایش مشارکت شدند.

ترور شخصیتی و اتهام‌های بی‌رحمانه‌ای که در این چند روز از تریبون‌های یک‌سویه و مروج «فیک نیوز»، بدون دادن هیچ گونه امکان دفاع، به سمت ما روانه است کاملا به این قصد طراحی شده‌ تا وضعیت زندگی و تحصیلی ما را در داخل یا خارج ایران، به‌دست نهادهای امنیتی محلی، به خطر اندازند. این روشی بسیار کثیف در رقابت است، اما کوچکترین تاثیری در فعالیت‌های ما نگذاشته و نخواهند گذاشت، و همین بهترین نشانه است از آنکه تک تک ما از قانونی و درست بودن کارمان اطمینان داریم. در مقابل نگاه کنید که اتهام‌زنندگان که چندبار داستانشان را تغییر داده‌اند یا اتهام‌هایشان را پس گرفته‌اند یا مطالبشان را در مغایرت با قوانین این شبکه های اجتماعی حذف شده‌ و حساب‌هایشان را تعلیق‌شده یافته‌اند.

حق خود می‌دانم تا از تک تک کسانی که پس از ۱۵ سال، بی‌هیچ مدرک و سندی، هنوز هم مثل آب خوردن تهمت می‌زنند و بی‌شرمانه مرا عامل امنیتی جمهوری اسلامی می‌خوانند به اتهام افترا شکایت کنم. هرچند که این طوفان تهمت، از جانب عافیت‌طلبان وطن‌نشناسی که یک هزارم هزینه‌ای را که بسیاری از ما برای اصلاح وطن پرداخته‌ایم نداده‌اند و برعکس، مشکلات ایران را نردبان پیشرفت شخصی کرده‌اند، خود بهترین روشنگر صحنه است.

– حسین درخشان، ۸ خرداد ۱۳۹۶

نقاشی بالای مطلب با عنوان «دفتری در شهری کوچک» (۱۹۵۳) اثر ادوارد هاپر است.
Share on Google+

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .