اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'زندان فشافویه'

Jul 02 2019

مدیرکل زندان‌های استان تهران برکنار شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

استان‌وایر: پس از بررسی کمیته حقیقت‌یاب از سوی رئیس قوه‌قضاییه در زمینه قتل یک زندانی، مدیرکل زندان‌های استان تهران برکنار شد.

خبرگزاری تسنیم نوشته رئیس زندان تهران بزرگ و اندرزگاه محل نگهداری شیرمحمدعلی نیز از مسئولیت خود برکنار شده‌اند.

شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد دو زندانی با حمله به علیرضا شیرمحمد‌علی در زندان فشافویه، وی را به قتل رساندند.

علیرضا شیرمحمدعلی به همراه یک زندانی سیاسی دیگر به نام برزان محمدی در ۲۳ اسفندماه سال گذشته در اعتراض «عدم امنیت جانی» و «شرایط غیر انسانی »زندان فشافویه دست به اعتصاب غذا زدند.

آنها خواستار انتقال به زندانی دیگر و رعایت اصل تفکیک جرائم شده بودند.

اعتصاب غذا اواخر فروردین ماه و پس از دریافت «وعده کمک از سوی نماینده دادستان» پایان یافته بود.

با این حال به نظر می‌رسد طی ماه‌های گذشته تغییر خاصی در وضیعت این دو زندانی رخ نداده، دست‌کم به زندان دیگری انتقال پیدا نکرده‌ بودند.

وضعیت زندانیان و به‌طور مشخص زندانیان سیاسی، در زندان فشافویه بارها با اعتراضات ناظران داخلی و خارجی و خود زندانیان همراه شده‌ است.

برخی از خود زندانیان در فشافویه وضعیت آن را «ضدبشری» توصیف کرده‌اند.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Mar 26 2019

زندان فشافویه به روایت تصویر

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: معمولا از درون بازداشتگاه‌ها و زندان‌های ایران عکس یا تصویری منتشر نمی‌شود. برخی زندانیان پیش‎تر در زندان‎های مختلف تصاویری را به بیرون رسانده‎اند که گویای وضعیت درون زندان‎ها است. اما به تازگی «ایران‌وایر» از طریق منابع خبری خود به طرح- نقاشی‌هایی دست پیدا کرده که وضعیت دراویش زندانی را در زندان «فشافویه» (تهران بزرگ) به تصویر کشیده است. این تصاویر را یکی از دراویش زندانی تجمع اعتراضی «گلستان هفتم» خیابان «پاسداران» تهران از فضای داخلی زندان ترسیم کرده است. این نقاشی‌ها که با وسایل ابتدایی مثل خودکار و روی صفحات یک سررسید کشیده شده‌اند، حکایت از روزمرگی دراویش محبوس در این زندان دارند. ۲۵تصویر ترسیم شده از این زندان به همراه گزارش زیر منتشر شده‏اند.

«آرش مرادی» که به تازگی از زندان فشافویه آزاد شده است، شرایط داخل زندان را مطابق با آن چه در نقاشی‌های منتشر شده در این گزارش دیده می‎شود، توصیف می‎کند. او روز اول اسفندماه ۱۳۹۶ و در پی حادثه گلستان هفتم بازداشت و دوم اسفندماه به زندان فشافویه منتقل ‌شده بود.
آرش اهل استان ایلام و شهرستان «آبدانان» است.او که پیش از زندانی شدن، در تهران به شغل پرستاری از سالمندان مشغول بوده، یک‌ماه پس از آزادی‌ به «ایران وایر» می‌گوید: «از توهین و تحقیر هنگام بازداشت که بگذریم، شرایط زندان خیلی بد و نامناسب بود. خیلی از بچه‌ها بعد از بازداشت در اثر ضرب و شتم دست و پا و سرشان شکسته و صورت‌های‌شان زخمی بود. بدن یک ‏سری از دراویش پر از تیرهای ساچمه‌ای است. چند نفر از آن‏ها چشم‌شان مورد اصابت ساچمه قرار گرفته بود اما هیچ‌کدام از ما به پزشکی قانونی منتقل نشدیم. در بهداری داخل زندان هم مداوای درستی انجام نمی‌شد. تنها باندپیچی شده بودیم که فقط خون‌ریزی بند بیاید.»

او که خودش هم به هنگام بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، می‌گوید:«وقتی بازداشت شدم، مرا به ساختمان نیمه کاره‌ای در نبش گلستان ششم منتقل کردند که در آن نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه تونلی انسانی درست کرده بودند. وقتی مرا به آن وارد کردند، هرکس با هر چه به دستش می‌رسید، از باتوم و شوکر و چوب و میلگرد و… شروع به کتک زدنم کردند. من تنها بازداشت شدم اما وقتی مرا به کلانتری منتقل کردند، دیدم بعضی از کسانی که در آن جا بازداشت بودند، اصلا درویش نبودند ولی چون سبیل داشتند و نزدیک گلستان هفتم تردد می‌کردند، بازداشت شده بودند. به طرز تحقیرآمیزی نیمی از سبیل‌ همه ما را زدند. با باتوم و شوکر برقی به جان‏مان افتاده بودند و ما را می‎زدند. در سرمای اسفند وادارمان کردند برهنه شویم.»

تلی از آدم‌ها که بر روی هم ریخته شده‌اند در یکی از نقاشی‌ها نشان داده شده که درویش نقاش با الهام از نحوه بازداشت رفیقانش کشیده است. در شرح آن هم نوشته که با شنیدن روایت دراویش از ضرب و شتم آن‎ها در گلستان هفتم توسط ماموران، آن صحنه را ترسیم کرده است.
آرش مرادی را به همراه عده‌ای که آن‌ها را نمی‏شناخته، از کلانتری به آگاهی «شاپور» منتقل می‌ کنند و بعد از بازجویی در آن جا، به زندان «اوین» و در نهایت به فشافویه منتقل می‌شود. او لحظه ورود خود به زندان را این‌گونه توصیف می‎کند: «من در هنگام ورودم به زندان، “کسری نوری” و “صالح مرادی” را دیدم. بعد مرا به همراه “رضا انتصاری” و ۲۱ نفر دیگر به تیپ سه زندان فشافویه منتقل کردند. تا یک هفته همه درها بسته بود و ما در اتاقی که سه تخت سه طبقه در آن بود، زندانی بودیم. درب این اتاق فقط وقت تحویل غذا باز می‌ شد و دوباره آن را می‌بستند. نه اجازه تلفن زدن داشتیم، نه هواخوری.»

یک هفته بعد اجازه تماس تلفنی به دراویش داده می‌شود:«اجازه دادند در حد ۳۰ ثانیه فقط تلفن بزنیم و به خانواده اطلاع بدهیم حال‎مان خوب است. حتی نمی‌دانستیم کجاییم که به خانواده‌های‌ خود بگوییم. وقتی منتقل شدیم به بند و با بقیه صحبت کردیم، تازه فهمیدیم که در زندان فشافویه هستیم.»

او در ادامه به وضعیت جسمی نامناسب برخی از هم‌بندیان خود اشاره می‎کند و درباره «احمد براکویی»، یکی از دراویش زندانی که ساچمه‌ها درست به چشمش اصابت کرده بودند، می‌گوید: «احمد براکویی را شش ماه بعد از زندانی شدن، برای چشمش به بیمارستان و بهداری بردند. اما دکتر گفت دیر شده و ایشان الان بینایی چشمی که ساچمه به آن اصابت کرده را از دست داده است. بعضی از دوستان بودند که وقتی شمردیم، حدود ۱۸۰ ساچمه روی سینه و کمرش خورده بود و از فاصله تقریبا پنج متری به او تعداد زیادی تیر ساچمه شلیک کرده بودند.»

اشاره او به «حسن شاهرضا»، درویشی است که در خبرها تایید شده بیش از ۱۰۰ ساچمه‌ تفنگ‌های نظامی در زمان بازداشت در حادثه‌ گلستان هفتم (یکم اسفند ۱۳۹۶) به بدنش اصابت کرده است و به دلیل عدم رسیدگی پزشکی، خطرعفونت ریه او را تهدید می‌کند.

آرش تاکید می‎کند مسوولان زندان فشافویه از اعزام حسن شاهرضا به بیمارستان در حالی جلوگیری کرده‌اند که اسناد و عکس‌های پزشکی نشان‏گر وضعیت جسمی وخیم او است.

حسن شاهرضا پیش‌تر برای درمان به بیمارستان اعزام شده بود اما پس از تأکید پزشکان معالج بر مداوای فوری وی و خارج کردن صدها ساچمه‌ای که در بدن و از جمله در بافت ریه او مانده است، از اعزام مجدد وی به بیمارستان جلوگیری کرده‌اند.

سایت «مجذوبان نور» به نقل از یکی از نزدیکان او نوشته است:«مسوولان زندان فشافویه به آن‎ها گفته‌اند فقط یک بار حق اعزام به بیمارستان دارید.»

آرش مرادی از محدودیت‌های زندان فشافویه برای دراویش زندانی می‌گوید: «وضعیت بهداشتی افتضاح بود. من در این یک سال خیلی‌ها را دیدم که بیماری‌های پوستی گرفتند یا شپش و ساس داشتند؛ فقط به‌خاطر این که وضعیت بهداشتی و آب و حمام و دست‏شویی نامناسب بودند. تلفن‌ها را هر از گاهی برای آزار ما قطع می‌کردند. در گرما و سرما، سیستم سرمایش و گرمایش را از کار می‌انداختند. وضعیت آب ولی مهم‏ترین مشکل بود. آب حتی برای استحمام هم خوب نبود، چه برسد به آشامیدن. هر چه قدر هم اعتراض می‎کردیم، صدایمان به جایی نمی‏رسید.»

در شرح نقاشی‌های منتشر شده از زندان فشافویه که در اختیار «ایران‎وایر» قرار گرفته، آمده است:«در همه اتاق‎ها به اجبار کارتون‌هایی بود که وسایل و خوردنی‌ها را در آن نگه‎داری می‌کردند؛ کارتن‌هایی که خودشان عامل ورود ساس و شپش بودند.»
آرش مرادی می‌گوید: «”مجید مرادی” پسرعموی من، “امین علیزاده” پسر خاله و “تقی مرادی” برادرم هم همراه با سایر دراویش در شب حادثه پنجم دی ماه در گلستان هفتم بازداشت شدند.»

او در خصوص احکام صادر شده برای این سه تن از اعضای خانواده و بستگان خود به «ایران‏وایر» می‌گوید: «مجید مرادی دادگاه بدوی مجموعا به ۱۴سال حبس و ۷۴ضربه شلاق محکوم شد. بعد در اعتراض به ناعادلانه بودن دادرسی، در دادگاه تجدیدنظر حاضر نشد و درخواست تجدیدنظر هم نداد. برادرم، تقی مرادی هم در دادگاه اول به ۱۰ سال حبس محکوم شد اما فعلا با قرار وثیقه آزاد است. پسرخاله‌ام هم در حال حاضر ممنوع‎الخروج است ولی هنوز دادگاهی برایش تشکیل نشده است.»

به تازگی احکام قطعی ۲۳درویش محبوس در این زندان بی آن که نسبت به رای بدوی تغییری کرده باشد، به آن‌ها اعلام شده است. گفته می‏شود اغلب این دروایش در اعتراض به ناعادلانه بودن روند دادرسی، در دادگاه تجدیدنظر حاضر نشده و درخواست تجدید نظرخواهی در رای بدوی را هم نداده‌اند. این دراویش جمعا به ۱۹۰سال زندان، هزار و ۷۰۲ضربه شلاق،۴۶سال تبعید و ۹۲سال محرومیت اجتماعی و رسانه‌ای و ممنوعیت خروج از کشورمحکوم شده‌اند. اسامی آن‏ها به این شرح است:«مصطفی عبدی، کسری نوری، محمد شریفی‌مقدم، رضا یاوری، رضا انتصاری، سینا انتصاری، مرتضی کنگرلو، صالح‌الدین مرادی، مجید مرادی، بابک مرادی، سخاوت سلیمی، رضا سیگارچی، سعید دوراندیش، احمد ایرانی‌خواه، مجتبی بیرانوند، محمدرضا درویشی، مهدی کیوانلو، جواد خمیس‌آبادی، اردشیرعشایری، جعفر احمدی، سعید سلطانپور و امین سلیمانی».
هم اکنون ۱۱۰ درویش زن و مرد در زندان‌های فشافویه و «قرچک» در حال گذراندن محکومیت خود پس از اعتراضات گلستان هفتم هستند.

No responses yet

Aug 24 2018

گزارش نادر فتوره‌چی از «جهنم» یا همان زندان فشافویه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: زندان فشافویه که به زندان حسن آباد قم نیز معروف است و نام رسمی ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ را دارد در ٣٢ کیلومتری جنوب پایتخت ایران قرار گرفته است

نادر فتوره‌ چی، مترجم و کنشگر مدنی که روز دوشنبه ۲۹ مرداد دستگیر شد و پس از گذراندن یک شبانه روز در زندان فشافویه، آزاد گردید، مشاهدات خود را از وضعیت این زندان برای محمود صادقی، نمایندۀ مجلس شورای اسلامی، نگاشته و در صفحۀ توئیتر خود نیز منتشر کرده است. این گزارش از آن رو به محمود صادقی نگاشته شده که وی در پی دستگیری نویسنده، خواستار رسیدگی به وضعیت او شده بود. نادر فتوره‌ چی به نمایندۀ تهران می‌نویسد « مسئله من را فراموش کنید. این متن را بخوانید و هرچه زودتر کاری کنید!» زندان فشافویه که به زندان حسن آباد قم نیز معروف است و نام رسمی ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ را دارد در ٣٢ کیلومتری جنوب پایتخت ایران قرار گرفته و با هدف تبدیل آن به اردوگاه ویژۀ محکومان مواد مخدر ساخته شده است. گزارش نادر فتوره چی تصاویر دردناکی از بخش قرنطینۀ این زندان را در برابر ما می‌گذارد.

نادر فتوره‌ چی پیش از هر سخنی یادآوری می‌کند که «به شکلی باور نکردنی» برای انتقال یک زندانی به محل حبس، از او «کرایه» می گیرند! و با آنکه قاضی رسیدگی به پروندۀ وی خواسته است او را به زندان اوین منتقل کنند، به دلیل آنکه کرایه انتقال به فشافویه (۱۰۰ هزار) بسیار بیش از انتقال به زندان اوین (۱۵ هزار) است، او را به فشافویه برده‌اند!

وی سپس می نویسد «”قرنطینه” زندان فشافویه، آنگونه که آنجا مصطلح بود “جهنم” است. شرایط رفاهی “تیپ” با “قرنطینه” تقریبا شبیه تفاوت شرایط رفاهی‌ایست که بقول خود مددجویان بین “مستراح” و “اتاق خواب” وجود دارد».

بنوشتۀ او «در ۴ روز قرنطینه، مددجویان، با هر جرمی و با هر قرار بازداشتی از آب آشامیدنی بدون مزه، تهویه، دستشویی، سیگار و غذای قابل هضم (ماکارونی سرد و نیم پز، برنج زرد سرد و نپخته) محروم هستند».

فشافویه، «از آنرو که برای زندانیان معتاد که قدرت تحرک کمی دارند طراحی شده، فاقد “توآلت عمومی” ست. توآلت، یک سوراخ در کف یک محوطه ۶۰ در۶۰ سانت بدون شلنگ و روشویی و نورست که با یک پرده از تختها و کف سلولهای ۳ در۳متر، که ۲۶ تا ۳۲ مددجو درآنها “میلولند” جداشده است».

در سلول‌های قرنطینه «سه تخت سه طبقه و دو پتو در کف اتاق وجود دارد. دو پنجره فوقانی فاقد شیشه است، کولر و شوفاژ وجود ندارد، آب از ساعت ۴ بعد از ظهر تا ۷ صبح قطع است». در این سلول‌ها «به شکلی نانوشته نظامی طبقاتی و سلسله مراتبی حاکم است؛ به طوریکه “تخت‌خواب‌های پنجره‌ای” متعلق به باسابقه ‌ترین و یا گردن کلفت ‌ترین افراد سلول است (محکومان حبس طویل‌المدت موسوم به “حبس‌کش‌ها”، موادفروشان عمده، اشرار، دعوایی‌ها و سرقتی‌های سنگین) تختخواب‌های عادی (طبقاتی که به پنجره دید ندارند) متعلق به “رده‌ای”‌ها (خرده فروشان مواد، کیف قاپ‌ها، سرقتی‌های پرونده سبک و….) و کف سلول متعلق به “کف‌خوابها” (معتادان، افغانی‌ها و تازه‌واردان) است».

شرایط کف‌خوابها «چیزی شبیه تجربه “تابوت” ست. آنها به دلیل کمبود جا در زیر تخت، به تخت تکیه میدهند و بدین ترتیب از هرگونه قدرت تحرک، منفذ نور و جریان هوا محروم میشوند».

نادر فتوره‌ چی می‌نویسد «بوی تعفن ناشی از تعرق بدن و زخم‌های عفونی در سلول‌ها باورکردنی نیست و چون معتادان تزریقی در قرنطینه خماری پس می‌دهند، توان انتقال به محفظه موسوم به “دستشویی” برای شستشو ندارند واین امر باعث افزایش بوی تعفن در سلول میشود. بویی که از لحظه آزادی تا اکنون در مشامم می‌پیچد و “ماندگار” ست».

او می نویسد «بیش از ۵۰ درصد زندانیان قرنطینه معتادان تزریقی و کارتن‌خواب هستند که توان ایستادن روی پا ندارند و به جای انتقال به زندان باید به بیمارستان منتقل شوند».

در چنین شرایطی «در کل قرنطینه فقط یک “افسر نگهبان” که مامور دولت است وجود دارد و مابقی امورات زندان اعم از پذیرش، خدمات، آشپزی، ناظر شب، انتقال مددجو به زندان توسط خود زندانیان اداره میشود. به غیر از یک افسرنگهبان، یک روحانی (مسئول فرهنگی) و یک “مددیار” نیز از “پرسنل” هستند که البته وجودشان هیچ خاصیتی برای زندانیان ندارد».

نادر فتوره‌ چی می‌نویسد «وفور افراد تحصیلکرده در زندان که معمولا پرونده مالی دارند، با توجه به تجربه شخصی بنده در دهه‌های قبل، به طرز باورکردنی‌ای افزایش یافته است و این نکته از حیث “جامعه شناختی” میتواند یک “کیس مطالعاتی” بسیار عاجل و ضروری تلقی شود».

او با تاکید بر اینکه «رفتار با شخص من […] اگر چه که با دستبند و پابند به زندان منتقل شدم فاقد هرنوع توهین و تحقیری چه نزد پرسنل و چه نزد زندانیان مسئول بند بود»، اما یادآوری می‌کند که «با معتادان، سرقتی‌ها، “کر و کثیف‌ها” و افغانی‌ها به معنای دقیق کلمه در بدو امر مثل “حیوان” و “احشام” برخورد می‌شود».

از نظر نادر فتوره چی «توجه به شرایط زیستی “زندانیان عادی” در فشافویه یک ضرورت عاجل، آنی و فوری‌ست. کسی در ایران “بی پناه‌تر” و “مظلوم‌تر” از آنها وجود ندارد. آنها به معنای دقیق کلمه “تحت شرایط ضد بشری” قرار دارند و طردی مضاعف را تجربه می‌کنند که تحمل آن، حتی برای یک شبانه روز از توان انسان خارج است».

او تاکید می کند که «حتی تجربه یک شب قرنطینه زندان فشافویه، بی‌تردید لطمات جبران ناپذیری بر جسم و روح افراد باقی می‌گذارد که اثر آن برای ابد باقی خواهد ماند».

بخش دیگری از «مصائب فشافویه» بنوشتۀ این کنشگر مدنی «مربوط به “بیرون” است. خانواده‌های زندانیان در محوطه‌ای بیابانی روی خاک و نخاله می‌نشینند و هیچکس، که این “هیچکس” شامل چند سرباز وظیفه می‌شود، کوچکترین اطلاعی از بودن یا نبودن زندانی به خانواده نمی‌دهند یا ندارند».

نادر فتوره چی می‌نویسد «از اینکه آزاد شدم، عمیقا دچار عذاب وجدانم و تا ابد نمیتوانم شرایط دهشتناک “هم لباسی”‌هایم را فراموش کنم. با دیدن شرایط فشافویه و آن چشمهایی که در ناامیدی و بوی تعفن و بی‌پناهی دودو میزدند، زخمی عمیق و کاری بر روحم وارد شد به نحوی که با نوشیدن هر لیوان آب، بی‌اختیار اشکم جاری میشود».

این نخستین بار نیست که گزارشاتی اینگونه در بارۀ زندان فشافویه منتشر می‌شود. در اردیبهشت سال جاری جواد توللی در گزارشی با تاکید بر«نقض واضح حقوق زندانی»، شرایط حاکم بر این «ندامتگاه» را ترسیم کرده بود. او از پتوهائی که در بدو ورود به زندانیان داده می‌شود یاد کرده بود که پُر از «استفراغ، باقیماندۀ غذا و لکه‌های دیگر […] است و [براحتی مشهود است که] چند سال شسته نشده و پُر از ساس و شپش» است. او از«چند بار برهنه کردن» زندانی تازه وارد در حضور دیگران و «با همان حالت برهنه، چند بار بشین- برپا» نمودن او یاد کرده و نیز نوشته بود که توالت و حمام در اطاق‌های جمعی پشت یک پرده قرار دارد.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .