اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'محمدرضا مهدوی‌کنی'

May 23 2015

افشای نامه محرمانه آیت‌الله مهدوی‌کنی به ولایتی همراه با تصویر دستخط

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: تصویر نامه مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی، خطاب به علی‌اکبر ولایتی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، در یکی دو روز گذشته بارها روی خروجی خبرگزاری‌های مختلف قرار گرفت. مرحوم مهدوی‌کنی در این نامه که سه روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم نوشته شده است، تلویحا از ولایتی می‌خواهد از عرصه رقابت کناره‌گیری کند، آن هم در شرایطی که از میان کاندیدای اصولگرایان سنتی در آن انتخابات تنها قالیباف باقی مانده و حدادعادل انصراف داده بود. این نامه را سایتی که متعلق به هواداران سعید جلیلی است، منتشر کرده و از سوی سایت خبرنامه امام‌صادق متعلق به دانشگاه امام صادق هم به نحو قابل‌توجهی بازنشر شده است. خبرنامه امام صادق، تصویر این نامه را همراه گزارشی مفصل با عنوان «اتمام‌حجت آیت‌الله با سیاست‌مدار بدعهد»؛ نامه تاریخی آیت‌الله مهدوی‌کنی به ولایتی، منتشر کرده است.

متن نامه آیت‌الله مهدوی‌کنی به ولایتی

در متن این نامه از سوی مرحوم ‌مهدوی‌کنی خطاب به ولایتی چنین آمده است: «برادر بزرگوار جناب آقای دکتر ولایتی دام عزه و توفیقه، سلام علیکم و رحمه الله. در موقعیت حساس کنونی و با توجه به اوضاع پیش‌آمده در صحنه انتخابات، من از شما تقاضایی ندارم. از باب اتمام حجت تنها به دو چیز به جناب‌عالی هشدار می‌دهم: نخست اینکه آیا به عهدی که با ما کردید، وفادار هستید یا نه؟ دوم آنکه اوضاع پیش‌آمده نگران‌کننده است و احتمال پیروزی جبهه اصلاحات قوی است. آیا شما نگران اوضاع هستید یا خیر؟ خدایا شاهد باش که من به‌عنوان نصیحت به برادر دینی تذکر لازم دادم. والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین. محمدرضا مهدوی‌کنی»
واکنش رئیس دفتر آیت‌الله
اطلاق عنوان «سیاست‌مدار بدعهد» به علی‌اکبر ولایتی از سوی خبرنامه امام صادق (ع) که متعلق به دانشگاهی است که مرحوم کنی ریاست آن را تا زمان فوت بر عهده داشت، نشان از تأیید محتوای آن نامه از سوی گردانندگان کنونی دانشگاه امام صادق (ع)
دارد. این در حالی است که ابراهیم انصاریان، مسئول دفتر مرحوم کنی که داماد آیت‌الله نیز هست در گفت‌وگو با خبرگزاری «تسنیم» انتشار این نامه را غرض‌آلود و تأمل‌برانگیز خوانده و البته مدعی شده که «انتشار این نامه توسط سمپات‌ها‌ی ملی- مذهبی‌ها» صورت گرفته است. انصاریان گفته است که با کمال تأسف یکی‌، دو روز پس از انتشار مصاحبه ولایتی با سایت مربوط به دفتر مقام‌معظم‌رهبری و اعلام مواضع بسیار پخته، محکم و اصولی ایشان در بحث هسته‌ای، دیدیم یکی از سایت‌هایی که اداره‌کنندگانش از عناصر سمپات ملی – مذهبی‌ها هستند، اقدام به انتشار متن نامه‌ای از مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی خطاب به ایشان کردند که مربوط به دو سال پیش و جریانات انتخابات ریاست‌جمهوری بود. او ادامه داد مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی در همان ایام رقابت‌های انتخاباتی توصیه‌های متعددی برای برخی از کاندیداها در جبهه اصولگرایی داشتند که عموما نصیحت‌های پدرانه و توصیه‌هایی به اشخاص بود و این البته مختص به دکتر ولایتی نبود. ابراهیم انصاریان اضافه کرد: بنده شهادت می‌دهم که آن مرحوم به‌هیچ‌وجه راضی به انتشار عمومی هیچ‌یک از این توصیه‌ها و بعضا نامه‌ها نبودند، حال چطور پس از دو سال آن‌هم آنچه فقط مربوط به دکتر ولایتی است، در چنین شرایطی که ایشان آن مواضع شایسته و محکم را در بحث هسته‌ای ارائه دادند‌ و به ‌عنوان یک عنصر فعال در عرصه دیپلماسی کشور به‌ویژه در منطقه پیرامونی نقش‌آفرین هستند، منتشر می‌شود، جای تأمل دارد.
تغییر زاویه امام صادقی‌ها و بازخوانی یک شکست
اما تصویر نامه پس از آن منتشر می‌شود که دقیقا یک هفته بعد از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، یعنی سی و یکم خرداد ٩٢، حجت‌الاسلام میرلوحی در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم به تحلیل ماجرای انتخابات پرداخته و برای اولین‌بار از ماجرای نامه
آیت الله مهدوی‌کنی به ولایتی پرده برداشت. میرلوحی در آن گفت‌وگو درباره رایزنی‌های آیت‌الله مهدوی‌کنی درخصوص اجماع اصولگرایان گفته بود: «آیت‌الله برای اینکه نظر خاتمه‌دهنده را ارائه بدهند، چند بار تماس گرفته بودند و به ناچار نامه هم نوشتند، اما آقای ولایتی توصیه‌ها را نپذیرفتند. من حتی خودم هم صحبت کردم، اما آقایان قطع کردند و بعد به پیغام‌ها و تماس‌های ما هم جواب ندادند. اما اینکه چه چیزی باعث شد ایشان امتناع کنند، باید خودشان پاسخ بدهند. حالا اطرافیان یا مشاوران تأثیر داشتند، من اطلاعی ندارم… . آقایان نسبت به شخص آیت‌الله مهدوی‌کنی حتی گفته بودند: «هرچی شما بفرمایید»؛ یعنی این‌طور هم اعلام تبعیت و پیروی کرده بودند». میرلوحی در آن گفت‌وگو البته این نقل قول از مرحوم کنی درباره سعید جلیلی، کاندیدای جریان پایداری، مبنی بر اینکه «ایشان جوان خوبی است اما اینکه به‌درد ریاست‌جمهوری می‌خورد یا نه، بحث دیگری است» را هم تأیید کرده داده بود. میرلوحی چرایی اختلاف نظر بین جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین درباره ولایتی و نظر مثبت آیت‌الله یزدی، دبیر جامعه و نیز بخشی از شعب استانی جامعه روحانیت را هم به نوعی بی‌پاسخ می‌گذارد، اما حمایتظ مرحوم کنی از قالیباف به خاطر برخی بازسازی‌های در دانشگاه امام صادقرا تکذیب می‌کند.
اما واقعیت ماجرا این است که اصولگرایان سنتی که به نام ائتلاف ١+٢ وارد صحنه رقابت‌های ریاست‌جمهوری شده بودند، مثلث حداد عادل، قالیباف و ولایتی را تشکیل می‌دادند که دامنه اختلافاتشان در مناظره سیاسی کاندیداهای ریاست‌جمهوری به شکل عجیبی بروز علنی پیدا کرد. ولایتی و قالیباف به طور ویژه مواضع یکدیگر درباره جنگ را موردانتقاد قرار دادند و در این میان ولایتی هم به انتقادات سرسختانه‌ای از عملکرد جلیلی به‌عنوان مذاکره‌کننده ارشد تیم هسته‌ای کشور پرداخت. کار تا آنجا بالا گرفت که محسن رضایی دیگر نامزد اصولگرای رقابت‌های یازدهم، خطاب به اعضای ائتلاف گفت: «من تعجب می‌کنم که شما سه نفر با این درجه از اختلاف چگونه در یک ائتلاف قرار گرفته‌اید؟!» فردای آن روز حدادعادل از نامزدی در انتخابات کناره‌گیری کرد. البته بنا هم این بود که در نهایت یک نفر از این ائتلاف وارد عرصه انتخابات شود؛ اما نه قالیباف کناره‌گیری کرد و نه ولایتی. این در حالی بود که بر سر حمایت از ولایتی در بین جامعتین هم اختلاف ایجاد شده بود. نگاه به همین موضوع بود که احتمالا آیت‌الله را بر آن داشته بود تا از ولایتی بخواهد کناره‌گیری کند و سبد سنتی‌ها در اختیار قالیباف قرار بگیرد. جالب آنکه آیت‌الله، ولایتی را نیز نسبت به پیروزی جبهه اصلاحات انذار داده است. همان نگرانی‌ای‌ که او در انتخابات سال ٧٦ هم داشت و برای رفع آن تلاش هم کرده بود. حالا با گذشت تقریبا دو سال از انتخابات یازدهم، هواداران جلیلی بار دیگر خواسته‌اند ولایتی را مقصر شکست انتخابات ٩٢ از سوی اصولگرایان قلمداد کنند. جالب آنکه خبرنامه امام صادق (ع) هم در گزارش خود به آنچه آن را تغییر موضع از سوی ولایتی درباره مذاکرات هسته‌ای خوانده، اشاره کرده و به این ترتیب خواسته نشان دهد ولایتی بعد از دو سال به حقانیت سخنان جلیلی در آن مناظره تاریخی رسیده است. از انتشار این گزارش چنین برداشت می‌شود دانشجویان آیت‌الله، بعد از فوت او با وجود اطلاع از نظر مرحوم کنی درباره توانایی‌های جلیلی، گویا در زمره سلف خود که سال‌های گذشته در همان دانشگاه دیپلماسی پیامبر اعظم (ص)را عنوان پایان‌نامه‌اش قرار داده بود، قرار گرفته‌اند. /

No responses yet

Oct 21 2014

آلت آلله به جهنم علیا پیوست: آيت الله مهدوی کنی در گذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در ايران اعلام شد که آيت الله محمد رضا مهدوی کنی ،رياست مجلس خبرگان پس از چهار ماه بستری بودن در بيمارستان ،درگذشته است.

به گزارش خبرگزاری ايرنا ، آقای کنی که از چهاردهم خرداد و به دليل سکته قلبی در کما بسر می برد صبح سه شنبه درگذشت .
محمد رضا مهدوی کنی هنگام مرگ ۸۳ سال داشت .
آقای کنی که از شاگردان آيت الله خمينی و عضو شورای انقلاب بود ،پس از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان سرپرست کميته های انقلاب ، وزير کشور ، نخست وزير و عضو فقهای شورای نگهبان فعاليت کرد .
آخرين سمت وی رياست مجلس خبرگان رهبری بود .

No responses yet

Jun 10 2014

پروفسور سمیعی به بالین مهدوی کنی می‌آید

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: فرزند مهدوی کنی: پروفسور سمیعی روز چهارشنبه برای کمک به روند مداوای پدرم به ایران خواهد آمد.

محمدسعید مهدوی کنی فرزند محمدرضا مهدوی کنی، در گفتگو با خبرگزاری «نسیم» ضمن اعلام این‌که حال آیت‌الله مهدوی کنی رو به بهبود است، گفت: هر لحظه تحرکاتی از مغز صورت می‌گیرد و علائم مثبتی از مغز ایشان دریافت می‌شود که نشان‌دهنده فعالیت مغز ایشان است.

وی با اعلام این‌که وضعیت مغزی مهدوی کنی به صورت لحظه به لحظه با پروفسور سمیعی چک می‌شود، خاطرنشان کرد: «پروفسور سمیعی نسبت به بازگشت مغز آیت‌الله مهدوی کنی ابراز امیدواری کرده‌اند و احتمال آن را بسیار بالا دانسته‌اند.»
سعید مهدوی کنی با بیان این‌که تیم پزشکی دقیقه به دقیقه آخرین تحرکات مغز رئیس مجلس خبرگان را به پروفسور سمیعی اطلاع می‌دهند، افزود: «پروفسور سمیعی گفته‌اند که بدن ایشان در حال بازیابی است و نیاز به زمان است تا مغز ایشان بازگردد.»

فرزند مهدوی کنی همچنین گفت: «پروفسور سمیعی روز چهارشنبه برای کمک به روند مداوای پدرم به ایران خواهد آمد.»

پروفسور مجید سمیعی، پزشک و جراح مغز و اعصاب سرشناس ایرانی – آلمانی است. او در حال حاضر ریاست بیمارستان خصوصی علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد که خود بنیان‌گذار آن بوده است.

محمدرضا مهدوی کنی، که ریاست مجلس خبرگان رهبری، دانشگاه امام صادق و جامعه روحانیت مبارز تهران را بر عهده دارد، از روز چهارشنبه ۱۴ خردادماه، پس از شرکت در مراسم سالگرد بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، در سن ۸۳ سالگی، دچار سکته قلبی و به دنبال آن عارضه مغزی شد و به کمای عمیق فرو رفت. قلب مهدوی کنی از سال‌ها پیش توسط باطری کار می‌کرده و وی هر ساله سفرهایی به کشور انگلستان برای چک‌آپ و درمان داشته است.

چند روز پیش دکتر فضل‌الله صفی، سرپرست تیم پزشکی مهدوی کنی، گفته بود «به بازگشت آیت‌الله مهدوی کنی خوش‌بین نیستم».

No responses yet

Jun 07 2014

جنگ قدرت آقازاده‌هایی که «آقا» شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: مهدی خزعلی، مهدوی کنی را «محمدرضا خان» نامیده و نوشته: «او برای حفظ دنیایش تن به هر کاری داد، او خفت و خواری را به جان خرید، او به دست‌بوسی حاکمان عادت داشت… او خود را خوار و ذلیل ساواک کرد تا آزاد شود»

آیت‌الله مهدوی کنی هنوز با کمک دستگاه تنفسی بیمارستان نفس می‌کشد و در تازه‌ترین اخبار، رئیس تیم پزشکان وی گفته: «بررسی‌های ما نشان می‌دهد که آیت‌الله مهدوی کنی دچار آسیب جدی مغزی شده‌اند و از لحاظ پزشکی، ایشان امید بازگشتشان کم است.» در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد جنگ قدرت در جمهوری اسلامی ابعاد جدیدی به خود گرفته و از سطح «آقایان» به سطح «آقازاده‌‌ها» رسیده است؛ آقازاده‌هایی که به تعبیر رهبر جمهوری اسلامی خطاب به مهدی کروبی، دیگر خود «آقا» شده‌اند و اینک، این «آقا» پسران، خود را برای شرایط بعد از مرگ «آقا» پدران آماده می‌سازند.

در تازه‌ترین واکنش، مهدی خزعلی فرزند آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی، از حامیان جدی هاشمی رفسنجانی و از دوستان سابق سعید مهدوی کنی و مصطفی خامنه‌ای، فرزندان مهدوی کنی و خامنه‌ای، که در مدرسه علوی نیز با آنها هم‌دوره بوده است، در نوشتاری بسیار تند، مهدوی کنی و خانواده او را مورد حمله قرار داده است.

مهدی خزعلی در نوشته خود با عنوان «محمدرضا مهدوی کنی چشم از دنیایی که همه چیزش بود فرو بست!» ضمن اشاره به سوابق و کارنامه محمدرضا مهدوی کنی، ۸۳ سال عمر وی را «حکایت ۸۳ سال عمر بی‌حاصل و ۸۳ سال دلبستگی به مال و منال و جاه و جلال» دانسته و نوشته: «او برای حفظ دنیایش تن به هر کاری داد، او خفت و خواری را به جان خرید، او به دست‌بوسی حاکمان عادت داشت، او حلال خدا را حرام و حرامش را حلال کرد تا بر ریاست خویش باقی بماند، او خود را خوار و ذلیل ساواک کرد تا آزاد شود، و پس از آزادی دم فرو بست و دیگر سخنی – که شاه را خوش نیاید – بر زبان نراند و به زعم خود زندگی کرد و شاهد شهادت و رشادت مردان خدا بود، دوستانش شهید و زندانی و تبعیدی شدند و او در کنار والده سعید آقا [مهدوی کنی] خوب زندگی کرد!»

خزعلی همچنین به زندگی بعد از انقلاب مهدوی کنی و ریاست او بر کمیته‌های انقلاب اسلامی پرداخته و نوشته: «انقلاب شد، در کمیته‌ها خشونت را به حد اعلا رساند تا جایی که گاهی فرزندان دوستانش را به کام مرگ فرستاد! و باز خوب خورد و خوب زندگی کرد!»

خزعلی، با اشاره به ریاست مهدوی کنی بر دانشگاه امام صادق ، نوشته است: «دانشگاه امام صادق(ع) – که واقف وصیّت کرده بود آیت‌الله منتظری متولی وقف باشد و پس از او هر که را آیت‌الله منتظری تعیین فرمود متولی باشد – را به ناحق ملک طلق خویش کرد و همه فرزندان و همسرانشان را در آنجا پست و مقام و ریاست بخشید و همسرش را نیز ریاستی خاص داد! در آن دانشگاه از بیت‌المال خانه‌ای ۵۰۰۰ متری با خدم و حشم و باغبان فراهم آورد! و امروز محمدرضا مهدوی کنی همه را گذاشت و رفت، همسر و فرزند و داماد و عروس از این همه ثروت بهره می‌برند و امروز روز حساب اوست، پرده‌ها فروافتاده، دستش از دنیا کوتاه، دستگاه قضایی نمی‌تواند که به دادش رسد، شهردار تهران هم نیست که سودهای چند هزار میلیاردی در جیبش کند!»

خزعلی در ادامه با ذکر یک ماجرا، نوشته: «آقا محمدرضا؛ آن وکیلی که ریشش را در دست گرفتی و محکم دهانش را بستی تا زبانش بریده شد، امروز در برابر تو در محکمه الهی است، دیگر نمی‌توانی دهانش بدوزی و با دهان پرخون و پای شکسته در میدان بهارستان رهایش کنی!

امروز آیت‌الله العظمی منتظری را هم خواهی دید، از تو می پرسد: زمان شاه کم آوردی و تسلیم شدی و مرا در سیاهچال ساواک تنها گذاشتی، بعد از انقلاب محمدم در برابر نفاق به شهادت رسید و تو مرا یاری نکردی، فرزند دیگرم در برابر صدام جانباز شد و تو در جنگ هم کم گذاشتی، محصور شدم و باز هم مرا نه تنها واگذاشتی که دانشگاه موقوفه‌ام را به ناحق متصرف شدی! حال تو اینجا و من اینجا، دنیا را هر دو وانهادیم، تو چه آوردی و من چه؟ تو چه فرو نهادی و من چه؟ من محبوب دل‌های مردم دردمند و تو محبوب شکم‌بارگان! در پی من دعای مظلوم و در پی تو ثنای ظالم، من برای فرزندانم عزت و آبرو گذاشتم و تو مال و منالی بی‌برکت که وزر و وبال است!»

خزعلی در پایان، با انتقاد از ریاست مهدوی کنی بر مجلس خبرگان، نوشته است: «محمدرضا خان؛ تو در شرایط دشوار بعد از انتخابات ۸۸، حتی حاضر شدی جای ولی نعمت خود [هاشمی رفسنجانی] را بگیری و بدون رقیب بر صندلی ریاست مجلس خبرگان تکیه زنی، در حالی که بر روی پای خود نمی‌توانستی بایستی و یک پایت آن سوی گور بود! باز هم برای خرسندی جناح حاکم و خوش‌خدمتی، پا پیش نهادی و صد البته رقیب در شان خود نمی‌دید که با پیری عصا به دست و لب گور کشتی بگیرد! و تو در یک انتخابات یک‌نفره خودت بر خودت پیروز شدی و ریاست خبرگان را به ناحق از آن خود کردی!

بگذریم، دستت از دنیا کوتاه شد، منتظر باش، به دادخواهی خود و فرزندان این مرز و بوم خواهم آمد و آنجا در محکمه عدل الهی، داد خود خواهم ستاند و دیگر سلطانی نیست تو را یاری کند. منتظرم باش؛ مهدی خزعلی».

البته نزاع قلمی مهدی خزعلی و محمدرضا و سعید مهدوی کنی، مسبوق به سابقه است. وی در آذرماه ۱۳۹۰ نیز پس از آنکه آیت‌الله مهدوی کنی گفته بود: «رهبری و ولایت در نظام ما تقدس دارد»، در پاسخ وی نوشت: «با اسلام و انقلاب و ایران عزیز بازی نکنید، می‌دانم نگران چه هستید، شما دغدغه دانشگاه امام صادق و برج کذا و مجتمع تجاری نور و کارخانجات نساجی و پوشاک جامعه را دارید، نگران آینده‌ای هستید که همه را از شما بستانند و فرزند دلبندتان را با … بیرون اندازند، اما این حرف‌ها افاقه نمی کند، من پیمان می‌سپارم که این کار را بکنم، من بیت‌المال را از کابین زنانتان به جای خود باز خواهم گرداند! با این تملق‌ها راه به جایی نمی‌برید! اول برای رهبری تقدس می‌سازید تا از تتمه این حنا رنگی هم به ریش خود زنید! البته خیلی زود دست خود را رو کرده‌اید و در همین مصاحبه خواسته‌اید از شما بت بسازند، بتی بالاتر از بودا، به بودا هم راضی نیستید، فرموده‌اید: «مهدوی آیت‌الله است و آدم خوبی هم هست، حرفش را بپذیرید».»

خزعلی همچنین در بهمن‌ماه ۱۳۸۹ و در بحبوحه حوادث پس از انتخابات جنجالی ۸۸، در نوشتاری با عنوان «آقازاده هتاک و متکبر آیت‌الله مهدوی کنی!» به شرح ماجرایی می‌پردازد که در یک ملاقات و مشاجره میان آنها پیش آمده و سعید مهدوی کنی با انتقاد از مواضع خزعلی به وی گفته بود: «تو آمریکایی شده‌ای! آمریکا برای تو کف می‌زند! کروبی را به خانه‌ات راه می‌دهی!».

خزعلی در بخشی از این نوشتار با اشاره به دانشگاه امام صادق و ریاست آن، نوشته بود: «حضرت آیت‌الله در دانشگاه امام صادق سلطنتی راه انداخته بود و او [سعید مهدوی کنی] ولیعهدش بود، همه موسسین (مثل آیت‌الله منتظری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) را از سرشان باز کرده بودند، ولایت فقیه دانشگاه، معظم‌له بود، حرف ایشان فصل‌الخطاب بود! بنگاه‌های اقتصادی مهمی هم نظیر کارخانجات پوشاک جامعه و مجتمع تجاری نور (تقاطع ولیعصر و طالقانی) در اختیارشان بود، پس باید عمل به احتیاط می‌کردند، نکند پس از ارتحال حضرت آیت‌الله کسانی چشم طمع به دانشگاه بدوزند، پس در زمان حیات معظم له اختیارات را به دُردانه سپردند، امروز حاج سعید همه کاره دانشگاه است، البته حاجیه خانم هم ریاست دانشگاه امام صادق بانوان را دارند و دخترشان (مریم خانم) هم معاونت می‌فرمایند، برای همسر سعید آقا هم در دانشگاه شغل و جایگاه مناسبی در نظر گرفته‌اند، خوب برای مدارک دکترای خانم‌ها هم فکری کرده‌اند! راستش مقطع دکتری فقط در دانشگاه آقایان بود و متاسفانه طبق اساسنامه ورود اناث مطلقاً ممنوع بود! و برای مریم خانم که چند بار در امتحان دکتری قبول نشده بود باید فکری می‌کردند، پس اساسنامه را عوض کردند و اجازه دادند که در مقطع دکتری زن هم وارد دانشگاه شود، احتمالا آقایان در مقطع دکتری سنی ازشان گذشته‌است و دیگر از مردی افتاده‌اند! از این تغییر اساسنامه فقط سرکار علیه مریم خانم استفاده کردند و یکی از نوچه‌ها – خانم عظیم‌زاده – که احتمالا برای تنها نبودن سرکار علیه (مد ظلها) ایشان را تا دکتری مشایعت و خود نیز دکتر شدند!»

با توجه به اینکه آیت‌الله مهدوی کنی علاوه بر ریاست مجلس خبرگان رهبری، ریاست دانشگاه امام صادق تهران و نیز ریاست جامعه روحانیت مبارز تهران را نیز بر عهده داشته است، به نظر می‌رسد جنگ قدرت در جبهه‌های گوناگون در حال شکل‌گیری است. در مورد مجلس خبرگان رهبری، که به‌ویژه با توجه به احتمال مرگ خامنه‌ای و گذار به دوران پساخامنه‌ای ، نقش تعیین‌کننده خواهد داشت، به نظر می‌رسد نزاع اصول‌گرایان، باند مصباح و باند هاشمی رفسنجانی گسترش خواهد یافت.

در زمینه ریاست دانشگاه امام صادق نیز، با وجود اینکه برادر کوچک‌تر مهدوی کنی، آیت‌الله محمدباقر باقری کنی، از اعضای مجلس خبرگان رهبری و پدر داماد علی خامنه‌ای، مصباح‌الهدی باقری کنی، رسما و اسما قائم مقامی ریاست دانشگاه را بر عهده دارد، اما با توجه به کهولت سن و عدم توانایی اجرایی و مدیریتی وی، یکی دیگر از گزینه‌هایی که همواره، از جمله در زمان تحصیل من در دانشگاه امام صادق ، مطرح بوده و عملا نیز در مدیریت دانشگاه نقش اساسی داشته، سعید مهدوی کنی، «آقازاده» محمدرضا مهدوی کنی است که اینک، خود «آقا» شده است و «سعید آقا» نامیده می‌شود!

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .