اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'هاشمی شاهرودی'

Dec 27 2018

روایت یک وکیل دادگستری از ریاست شاهرودی بر قوه قضاییه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: کیانوش رزاقی:من خاطرم هست که در یک دوره‌ای این افراد شروع کردند به شنود کردن تلفن‌های قضات و کارمندان دادگستری و هفته‌ای نبود که خبر دستگیری یک قاضی یا کارمند دادگستری در حال دریافت رشوه منتشر نشود‌.

«محمود هاشمی شاهرودی»، رییس درگذشتۀ مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس سابق قوه قضاییه ایران را موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی بیش از همه با یک اظهار نظر به یاد می‌آورند؛ او وقتی ریاست قوه قضاییه جمهوری اسلامی را بر عهده گرفت، گفت:«ویرانه‌ تحویل گرفتم.»
اما چنین توافقی در ارزیابی دوره ریاست شاهرودی بر قوه قضاییه وجود ندارد. موافقان جمهوری اسلامی به خاطر آن‌چه «میانه‌روی» در عمل و بیان و نیز تبعیت کامل از خامنه‌ای می‌خوانند، شاهرودی را تحسین و برخی اصلاحات اداری در ساختار دستگاه قضایی ایران را در دوره او موفقیت‌آمیز ارزیابی می‌کنند.
در مقابل، منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی و البته صاحب‌نظران مستقل بر این باور هستند که فارغ از برخی اصلاحاتی که در عمل بی‌نتیجه بودند، کارنامه شاهرودی در دستگاه قضایی نه نشان از میانه‌روی دارد و نه موفقیت. می گویند در واقع دوره او از سیاه‌ترین دوره‌های تاریخ دستگاه قضایی در تاریخ ایران مدرن است.
انتصاب قاضی «سعید مرتضوی» به دادستانی انقلاب و عمومی تهران، شدت یافتن بی‌سابقه صدور «احکام سفارشی» در دادگاه‌های انقلاب، بالا رفتن آمار اعدام‌ها، از جمله اعدام‌های سیاسی، فاجعه زندان کهریزک و تشدید فساد ساختاری در دستگاه قضایی، از جمله مواردی است که این دسته به عنوان نشانه‌های ویرانه‌تر شدن دستگاه قضایی در دوره هاشمی شاهرودی برمی‌شمارند.

«ایران وایر» در گفت وگو با «کیانوش رزاقی»، وکیل دادگستری که در دوره ریاست هاشمی شاهرودی بر دستگاه قضایی در تهران وکالت می‌کرد، به ارزیابی کارنامه شاهرودی در بخش اصلاحات اداری قوه قضاییه پرداخته است.

شما در دوره‌ای که هاشمی شاهرودی ریاست قوه قضاییه را بر عهده داشت، هم به عنوان کارآموزِ وکالت و هم به عنوان وکیل در تهران کار کرده‌اید. آیا دستگاه قضایی که شاهرودی از «محمد یزدی» تحویل گرفت، آن‌چنان که خودش در ابتدای نشستن بر صندلی ریاست این دستگاه گفت، واقعا ویرانه بود؟

بله؛ دستگاه قضایی واقعا یک ویرانه بود. هرچند روند تخریب دادگستری ایران نه از زمان ریاست محمد یزدی که از همان ابتدای انقلاب آغاز شده بود‌. البته این‌که عده ای از حاکمان کشور ما از بدو تاسیس تشکیلات نوین دادگستری در ایران، خود را برتر از قانون می‌دانستند، متاسفانه قدمتی به اندازه خود دستگاه قضایی کشور ‌دارد و مساله اعمال نفوذ در دادگاه‌ها در زمان رژیم پهلوی هم وجود داشت. اما دست‌کم بر اساس آن‌چه که ما دانش‌آموختگان حقوق از اساتید و پیش کسوتان این رشته در ایران شنیده‌ایم، دستگاه قضایی از زمان تاسیس تا سال ۱۳۵۷ از جهت رعایت شاخصه‌های دادرسی عادلانه، در مجموع سیر صعودی طی کرده بود و قضاتی که در محاکم به قضاوت می‌پرداختند، اکثرا از بین افراد بسیار باسواد و با دانش حقوقی بالا انتخاب می شدند. از نظر پاک دستی و سلامت حرفه‌ای هم دادگستری ایران وضعیت قابل قبولی داشت. اما با وقوع انقلاب، روحانیون که قضاوت را حق انحصاری خود می‌دانستند، برای اشغال مناصب قضایی هجوم آوردند. چون اکثر این روحانیون افرادی بی‌اطلاع از مبانی علم حقوق بودند، موجی از بی‌قانونی و بی توجهی به ضوابط و معیارهایی که رعایت آن‌ها ضامن دادرسی عادلانه است، در کشور شروع و تبدیل به رویه ای عادی شد.

تغییر شیوه مدیریت دستگاه قضایی از شورایی به فردی در سال ۱۳۶۸، در روند تخریب دستگاه قضایی آن‌چنان که شما وصف می‌کنید، چه تاثیری داشت؟ این تغییر موجب سرعت بخشیدن به روند تخریب شد یا آن را کندتر کرد؟

به این روند شدت بخشید. واقعیت این است که با همه بی‌قانونی‌هایی که در برخی مراجع خاص مانند دادگاه‌های انقلاب حاکم بود، شالوده اصلی دادگستری ایران تا سال ۱۳۶۸ که «شورای عالی قضایی» اداره قوه قضاییه را برعهده داشت، حفظ شده بود و در محاکم عمومی کم و بیش آیین دادرسی و ضوابط مبنایی علم حقوق رعایت می‌شد. اما با‌ مرگ روح‌الله خمینی و بازنگری در «قانون اساسی» و نیز واگذار شدن عنان دستگاه قضایی به محمد یزدی، دوران سیاهی در تاریخ دادگستری ایران شروع شد. بستن درهای دادگستری بر روی فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و استخدام قاضی ها تنها از میان طلبه های حوزه‌های علمیه، پای افرادی را که هیچ اطلاعی از بدیهیات حقوق نداشتند، به طرز فراگیری به منصب قضا باز کرد. قضات از بین طلبه‌هایی که در حد «لمعتین»(پایه ششم و یا همان فوق دیپلم) درس خوانده بودند، انتخاب می‌شدند و با طی دوره‌های بسیار کوتاه کارآموزی، به قضاوت بین مردم می‌پرداختند.

انحلال دادسراها هم که در همین دوره ریاست محمد یزدی اتفاق افتاد، این وضعیت را بدتر کرد؟

بله؛ بلای دیگری که آقای یزدی و باند او بر سر دادگستری ایران آوردند، انحلال دادسراها و راه‌اندازی سیستم دادگاه‌های عمومی بود. یعنی مقام تحقیق را با مقام قضاوت یکی کردند و قاضی عملا هم تحقیق می‌کرد و هم رای می‌داد. از این فاجعه بار‌‌تر این بود که با انحلال شعبه های حقوقی و کیفری و تاسیس محاکم عمومی، امکان رسیدگی‌ تخصصی به پرونده‌ها هم از بین رفت و محاکم دادگستری به همه پرونده‌ها رسیدگی‌ می‌کردند؛ یعنی مثلا پرونده اولی که یک قاضی در یک‌ روز رسیدگی می‌کرد، قتل بود و پرونده بعدی دعوای موجر و مستاجر و پرونده بعدی طلاق. این را اگر بگذارید کنار قضات بی‌سوادی که استخدام کرده بودند و حتی بدیهیات حقوق را نمی‌دانستند، می توانید تصور کنید که چه آرایی از این دادگاه بیرون می‌آمدند. نخستین نطفه‌های اعمال نفوذهای گسترده و رواج کارچاق‌کنی هم در همین بلبشو منعقد شد. این افراد بی‌سواد که یک باره به قدرت بی‌ضابطه‌ای رسیده بودند، شروع کردند به فساد. اقوام و آشنایان این افراد کارچاق‌کن آن‌ها بودند. در موارد متعدد گزارش می شد که این قضات که اصلا سواد انشا رای نداشتند، در قبال دریافت رشوه، نگارش رای را به وکیل یکی از اصحاب دعوی واگذار می‌کردند. مساله نقض گسترده حقوق بشر توسط دستگاه قضایی هم پرونده مستقلی است که در جای خودش باید توسط افرادی که اطلاعات تخصصی دارند، بررسی شود.

هاشمی شاهرودی از همان روزهای اول ریاستش بر دستگاه قضایی، احیا دادسراها را به عنوان یکی از برنامه‌های خود اعلام کرد و ستایندگانش هم همین برقراری مجدد نظام دادسراها را از اقدامات مهم و مثبت او ذکر می‌کنند. آیا این اقدام شاهرودی به بازسازی ویرانه‌ای که تحویل گرفت و بهتر شدن وضعیت نظام عدالت در ایران کمک کرد؟

اگر احیای دادسراها به شیوه درستی انجام می شد، می‌توانست در بازسازی آن ویرانه بسیار موثر باشد اما متاسفانه این کار هم درست و اصولی انجام نشد. یکی از گرفتاری‌های اساسی که احیا دادسراها به شکل فعلی ایجاد کرد و تا امروز هم گریبان دادگستری ایران را رها نکرده است، این بود که برای راه‌اندازی مجدد دادسراها که شامل شعب دادیاری و بازپرسی بود، نیروی انسانی کافی‌ در قوه قضاییه وجود نداشت. از طرف دیگر، آقای شاهرودی و تیم او برای احیا دادسراها عجله داشتند. بنابراین، مجبور شدند تعداد زیادی از طلبه‌های جوان و فارغ‌التحصیلان بی تجریه حقوق را به عنوان کادر قضایی جذب کنند. توجه داشته باشید که سطح آموزش حقوق در دانشکده‌های حقوق ایران در این سال‌ها به شدت افت و نگاه تجاری به دانشگاه و پذیرش بی‌ضابطه دانشجو و اعطای فله‌ای مدرک بدون رعایت حداقل‌ها در کشور رواج پیدا کرده بود.
از طرف دیگر، بسیاری از فارغ‌التحصیلان شایسته رشته حقوق با معیارهای جمهوری اسلامی برای گزینش قضات مطابقت نداشتند و عملا از سد گزینش‌ دستگاه قضایی رد نمی‌شدند. معیارهای گزینش قضات، شرکت در نماز جمعه و راهپیمایی ۲۲ بهمن و «روز قدس» و از بر بودن تعدادی دعا و احکام شرعی مثل شک بین دو و سه در نماز بود. با این وضعیت، تعداد زیادی قاضی استخدام شدند که متاسفانه بسیاری از آن‌ها به هیچ وجه شایستگی تصدی منصب قضا را نداشتند. البته این به آن معنا نیست که همه افرادی که در این دوره جذب شدند، ناشایست بودند. حتما افراد باسواد و شایسته‌‌ای هم در بین آن‌ها وجود داشتند اما به هر حال، برقراری مجدد سیستم دادسرا به دست آقای شاهرودی غیراصولی انجام شد و خشت اول این بنا را کج گذاشت. جدا شدن مقام تحقیق و قضاوت هم عملا انجام نشد و با این که دادسرا وجود داشت، قضات محاکم عملا هیچ گاه به جایگاه بی‌طرفی در قضاوت بین دادستان و متهم برنگشتند.

مدافعان هاشمی شاهرودی می‌گویند او جهت مقابله با فساد حاکم در دستگاه قضایی گام‌هایی برداشت؛ مثلا ایجاد یک بازوی اطلاعاتی و اجرایی به عنوان حفاظت اطلاعات قوه قضاییه برای نظارت و پی گیری فساد در دستگاه قضایی. آیا این اقدامات به کاهش فساد در دستگاه قضایی منجر شدند؟

مهم‌ترین مشکل اقداماتی که ایشان برای مبارزه با فساد در قوه قضاییه انجام داد، این بود که از افراد فاسد برای مبارزه با فساد استفاده کرد. بسیاری از افرادی که ایشان در حفاظت اطلاعات قوه قضاییه استفاده کرد، کارمندان اخراجی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی بودند؛ مثلا افرادی که به دلیل تخلفات مالی یا اخلاقی از وزارت اطلاعات کنار گذاشته شده بودند، به عنوان متولیان حفاظت اطلاعات قوه قضاییه منصوب شدند. این افراد تبحر ویژه‌ای در ریاکاری و ایجاد شبکه‌های پیچیده زد و بند و فساد داشتند و به خوبی بلد بودند چه گونه با راه انداختن نمایش‌های پر سر و صدا و ایجاد رعب و وحشت، حاشیه امنی را برای باند خود ایجاد کنند. من خاطرم هست که در یک دوره‌ای، این افراد شروع کردند به شنود کردن تلفن‌های قضات و کارمندان دادگستری. هفته‌ای نبود که خبر دستگیری یک قاضی یا کارمند دادگستری در حال دریافت رشوه منتشر نشود‌. بسیاری از این دستگیری‌ها عملا پرونده‌سازی برای افرادی بود که با این جماعت رابطه خوبی نداشتند و در مواردی هم که واقعا تخلفی رخ داده بود، افرادی هدف قرار می‌گرفتند که با این باند مافیایی در ارتباط نبودند. در این دوره، باندهای عجیب و غریبی در دستگاه قضایی ایران شکل گرفتند که از رده‌های پایین تا سطوح عالی قوه قضاییه نفوذ داشتند؛ از دادسراها در شهرستان‌ها گرفته تا شعب دیوان عالی کشور. این باندها آدم‌های خودشان را داشتند که یک دیگر را حمایت می‌کردند. این افراد حتی وکلای خودشان را هم داشتند که وکالت افراد را برعهده می‌گرفتند تا ظاهرا کارها به صورت قانونی انجام شود؛ مثلا باندی که به «باند مازندرانی‌ها» مشهور بود و نفوذ عجیبی در قوه قضاییه داشت، میلیاردها تومان در سال کاسبی می‌کرد.

هاشمی شاهرودی در نهایت با چه وضعی قوه قضاییه را تحویل «صادق لاریجانی» داد؟ آیا چنا‌‌ن‌چه اقلیت موافقانش می‌گویند، توانست ویرانه را تا حدی اصلاح کند یا چنان چه اکثریت منتقدانش باور دارند، ویرانه را ویران‌تر کرد؟

در دوران آقای شاهرودی به هر حال بنای جدیدی به عنوان دستگاه قضایی در ایران شکل گرفت که از جهت ساختار ظاهری، بهتر از وضعی بود که در دوران آقای یزدی به وجود آمده بود. اما آقای شاهرودی این بنای جدید را بدون آوار برداری صحیح و اصولی از خرابه‌های به جا مانده از دوران آقای یزدی و بلکه از ابتدای انقلاب ساخت. ضعف‌های اساسی دستگاه قضایی ایران، از جمله ضعف علمی قضات و مشکلاتی مثال اطاله دادرسی و تعداد زیاد پرونده‌ها در دوران ایشان حل نشد. افزون بر این که برخی کارهایی که ایشان کرد، وضعیت را وخیم‌تر هم کرد؛‌ مثلا برای حل مشکل اطاله دادرسی و تعداد بسیار زیاد پرونده‌های ورودی به دستگاه قضایی، شوراهای حل اختلاف را راه‌ انداخت که تقلید ناقصی بود از شوراهای داوری قبل از انقلاب. این شوراها خودشان بلای جان دستگاه قضایی ایران شدند و افرادی که هیچ آشنایی به مسایل حقوقی نداشتند، به حل و فصل اختلافات مردم مشغول شدند.

اگر فرض کنیم شاهرودی اراده‌ای برای اصلاح وضع موجود در حوزه غیر سیاسی و دادگاه‌های عمومی داشت، چرا اقداماتش وضع را به جای بهتر شدن، بدتر کرد؟
– بخشی از عدم موفقیت آقای شاهرودی برمی‌گردد به طبیعت و ذات نظام جمهوری اسلامی. متاسفانه این نظام از روز اول بر اساس بی‌اعتنایی به تخصص بنا شده است و حضرات تصور می‌کنند یک نفر آخوند که چند سالی در حوزه درس خوانده و حالا به مقام مثلا «اجتهاد» رسیده است، دیگر از همه امور سر در می‌آورد. در مورد مساله قضا، اصلا از اساس روحانیون معتقد بودند کسی به جز آن‌ها حق قضاوت ندارد و از زمان رضا شاه و با تاسیس دادگستری نوین، منصب قضا از آن‌ها غصب شده است. در چنین فضایی، یک نفر که خودش از حوزه می‌آید و همین طرز فکر را دارد، چه گونه می‌تواند به نظر متخصصان اهمیت و اولویت بنیادین بدهد ‌و به جای سلیقه فقهی خودش و هم‌لباسانش، نظر عده‌ای استاد و متخصص را قبول کند که از نظر آن‌ها ممکن است «غرب زده» هم باشند؟ این یک بخشی از گرفتاری دستگاه قضایی ما است.
مشکل دیگری آقای شاهرودی این بود که نه یک ساعت درس حقوق خوانده و نه حتی یک روز در دادگستری کار کرده بود. ایشان از یک عقبه امنیتی، سیاسی، فقهی می آمد و هیچ فهمی از سیستم دادگستری به عنوان یک دستگاه فوق‌العاده پیچیده و تخصصی نداشت. او تلاش کرد بخشی از این مشکل را با کمک‌ گرفتن از افرادی که از قبل در دستگاه قضایی حضور داشتند، برطرف کند. اما عملا گرفتار افراد فاسدی شد که همان حلقه فاسد اطرافیانش را تشکیل دادند و به جای کمک به پیش برد تخصصی امور، با سوءاستفاده از موقعیتی که نزد آقای شاهرودی داشتند، بساط کارچاق‌کنی خودشان را راه انداختند. این نقطه ضعف بزرگ باعث شد که هر اقدامی که آقای شاهرودی برای اصلاح بخشی از مشکلات انجام می‌داد، عملا منجر به یک مشکل بزرگ‌تر و تبدیل به معضلی برای دادگستری می‌شد؛ مثلا یک زمانی عده‌ای از اطرافیان ایشان این بحث را پیش کشیدند که کانون‌های وکلا خیلی انحصاری عمل می کنند و به هر کسی پروانه وکالت نمی‌دهند و ظرفیت پذیرش‌شان هم خیلی کم است و به همین دلیل انبوه فارغ التحصیلان جوان رشته حقوق بی کار مانده‌اند. این افراد به جای این‌که این مساله را به صورت علمی و اساسی حل کنند، تشکیلاتی به عنوان «مرکز مشاوران قوه قضاییه» که به «ماده ۱۸۷» هم معروف بود، راه اندازی کردند که یک کانون وکلا موازی با کانون‌ وکلای دادگستری بود. این مرکز مشاوران شروع کرد به صدور بی‌ضابطه پروانه‌های وکالت و بسیاری از افراد فاسد و‌ نالایقی که از خود قوه قضاییه یا سایر ارگان‌های دولتی اخراج شده بودند، از این تشکیلات پروانه وکالت گرفتند.
مساله بنیادی دیگر آقای شاهرودی که کلا مشکل دستگاه قضایی ما بعد از انقلاب به شمار می رود، این بود که دستگاه قضایی ایران در وهله اول به عنوان بازوی قدرتمند نظام برای حفظ نظام تعریف شده است نه بازوی‌ توانای حکومت برای اجرای عدالت در جامعه. یعنی ماموریت اصلی این دستگاه، مقابله با مخالفان نظام است، نه بسط و گسترش عدالت میان مردم این سرزمین. آقای شاهرودی هم گرفتار این ماجرا بود و عملا نمی توانست از دانش و تخصص افرادی استفاده کند که در پاک دستی و دانش آن‌ها شکی نبود اما وفاداری به سیاست‌های جمهوری اسلامی نداشتند و حاضر نبودند ننگ نقض حقوق بشر را با همکاری با قوه‌قضاییه بپذیرند. نظام جمهوری اسلامی به طور کلی ذاتا ظرفیت و استعداد جذب افراد متخصص و پاک دست واقعی را ندارد؛ افرادی که تخصص لازم برای تصدی امور مهم، از جمله قضاوت را دارند و در پاک دستی آن‌ها هم شکی نیست اما در نمازجمعه یا راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت نمی‌کنند یا اعتقادی به شعارهای مرگ بر این و آن ندارند و در یک کلمه، اهل ریاکاری و نمایش هم سویی با اهداف جمهوری اسلامی نیستند. این افراد اساسا راهی برای خدمت به کشور در مناصب حاکمیتی ندارند. البته این ضعف ساختاری جمهوری اسلامی است و از افرادی مثل آقای شاهرودی هم که خودشان برآمده از این سیستم هستند، نمی‌توان انتظار اصلاح ساختاری آن را داشت. به عبارت دیگر، اگر چنین فضایی در ایران حاکم نبود، خود آقای شاهرودی باید در همان حوزه به کارش مشغول می‌شد و هرگز به مقامی مانند ریاست قوه قضاییه ایران نمی‌رسید.

No responses yet

Dec 24 2018

آلت الله هاشمی شاهرودی بزودی عازم جهنم می‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایسنا: یک منبع آگاه از نامساعد بودن حال جسمانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر داد.

به گزارش ایسنا، به گفته این منبع آگاه، حال آیت‌الله هاشمی شاهرودی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام مساعد نیست.

وی خاطرنشان کرد که آیت‌الله شاهرودی در حال حاضر در بخش‌ مراقبت‌های ویژه به سر می‌برد.

با شدت گرفتن بیماری آیت الله هاشمی‌شاهرودی، جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام در ماه‌های گذشته بدون حضور او برگزار شده است. آیت الله شاهرودی آخرین بار در ۱۶ تیر ۹۷ به عنوان رئیس، اداره جلسه مجمع را به عهده گرفت و از آن روز به بعد دیگر در جلسات مجمع شرکت نکرده است.

No responses yet

Nov 18 2018

هاشمی شاهرودی کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: آخرین جلسه حضور هاشمی شاهرودی در جلسات مجمع تشخیص (تاکنون)، در ۱۶ تیرماه و با ظاهری متفاوت با همیشه بودمحمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، اخیرا در سخنانی با تاکید بر اینکه “متأسفانه رئیس مجمع وضعیت جسمانی خوبی ندارند و نمی‌توانند حضور جدی داشته باشند”، به این سوال که “برخی می‌گویند الان در مجمع آقای رضایی همه کاره است” جواب مثبت داده است. وی از جمله، تصریح کرده که در غیاب رئیس مجمع تشخیص، دستور جلسات از سوی محسن رضایی دبیر مجمع تعیین می‌شود.

آقای باهنر در مصاحبه با خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی (ایرنا)، وضعیت جسمانی آقای هاشمی شاهرودی را در عملکرد این شورای حکومتی موثر دانسته و گفته مجمع “در این دوره هنوز سرِخط نیامده است”.

آخرین دفعاتی که محمود هاشمی شاهرودی در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشت، ۲ و ۱۶ تیرماه گذشته بود. درحالی که نه تنها تصاویر منتشر شده از آقای شاهرودی در آن دو جلسه به شدت با ظاهر معمول او فرق داشت، که حتی میزان تفاوت چهره او در فاصله ۲ و ۱۶ تیر، بسیار مشخص بود.

در ادامه همین وضعیت و حدود یک هفته پس از غیبت رئیس مجمع در جلسه ۳۰ تیر، این شایعه در منابع گوناگون منتشر شد که محمود هاشمی شاهرودی از دنیا رفته است.

این شایعه، در روز ۸ مرداد از سوی رئیس دفتر آقای شاهرودی تکذیب شد، اما غیبت او در جلسات مجمع ادامه یافت. به طور مشخص، وی علاوه بر جلسه ۳۰ تیر، در نشست‌های بعدی یعنی جلسات ۱۳ مرداد، ۲۴ شهریور، ۷ مهر، ۲۱ مهر، ۵ آبان و ۱۹ آبان هم غایب بوده است. با این یادآوری که نشست های مجمع، درصورت برگزاری منظم، هر دو هفته یک بار تشکیل می‌شوند.

بیشتر بخوانید:

  • معنای تاکید رهبر بر ‘تغییر ساختار’ مجمع تشخیص
  • آیت الله خامنه ای چگونه مجمع را بر مجلس مسلط کرد؟
  • هاشمی شاهرودی، از مجلس اعلای عراق تا تشخیص مصلحت ایران


چهره هاشمی شاهرودی در نشست ۲ تیر (جلسه قبل از آخرین حضور او در مجمع) بازتاب رسانه ای گسترده ای داشتدر طول این مدت، البته بعضا اظهاراتی به نقل از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در وب‌سایت مجمع انتشار یافته (مثلا پیام تسلیت ۳۱ شهریور به مناسبت حملات اهواز). اما از سوی دیگر، مشخص شده که غیبت محمود هاشمی شاهرودی، تنها در جلسات مجمع تشخیص نبوده و در جلسات شورای نگهبان نیز تداوم داشته است.

در ۲۴ مهر نجات‌الله ابراهیمیان، عضو شورای نگهبان، در پاسخ به این سؤال ایرنا که آیا آقای شاهرودی در جلسات شورای نگهبان حاضر می‌شود یا نه، به این پاسخ کوتاه بسنده کرد که “خیر، ایشان در جلسات حاضر نیستند.” این اظهارات، سه روز پس از آن صورت گرفت که “یک عضو دفتر رئیس مجمع، خبر وخامت حال و بستری شدنش را تکذیب کرد و افزود: “مراحل درمانی‌ او به روال طبیعی در حال انجام است”.

در عین حال، غیبت محمود هاشمی شاهرودی -که از مراجع تقلید محسوب می شود- در جلسات تدریس حوزوی هم، از نگاه رسانه ها به دور نمانده است. یک روز بعد از آخرین حضورش در جلسه مجمع تشخیص با ظاهر غیرطبیعی، محمدمهدی هادی‌به، یکی از شاگردان آقای شاهرودی در قم که از سال ۱۳۸۸ در کلاس‌های درس او حضور داشته، خبر داد که این کلاس ها از دی ماه ۱۳۹۶ تعطیل بوده اند. آقای هادی‌به افزود که پس از دیدن تصویر استادش در جلسه ۱۶ تیر مجمع، نگران شده و با پسر او تماس گرفته، و جواب شنیده که “حاج آقا در حال طی کردن سیر درمانی هستند”.

در دی ماه سال گذشته هم، به دنبال انتشار اخباری در مورد بیماری محمود هاشمی شاهرودی و سفر او به خارج از کشور برای درمان، “یکی از اعضای دفتر” او اعلام کرد که آقای شاهرودی از اساس “کسالت ندارد”. این عضو دفتر در ۲ دی ۱۳۹۶، با تکذیب “شایعات از جمله سفر به خارج کشور” مدعی شد حتی کلاس‌های درس این روحانی “در چند روز اخیر دایر بوده است”.

اما بر خلاف این ادعاها، در اواسط دی ماه، تصاویر رئیس مجمع تشخیص که در یکی از اتاق های “مرکز بین‌المللی علوم اعصاب” در شهر هانوفر آلمان بستری بود، در رسانه ها خبرساز شد.

با جنجالی شدن عکس‌ها، رئیس دفتر آقای شاهرودی اعزام او به خارج برای معالجه را تایید کرد، ولی وضعیت جسمی رئیس مجمع تشخیص را “مساعد” دانست.

خود آقای شاهرودی بعدا گفت علت اعزامش به آلمان، وجود یک غده در روده بزرگ بوده است. همچنین، گفته شد که یک غده در کلیه او پیدا شده است.

البته، گزارش متفاوت روزنامه‌های آلمانی بیلد و هانوفرشه آلگماینه حکایت از این داشت که علت بستری شدن محمود هاشمی شاهرودی در هانوفر، “تومور مغزی” بوده است.


رهبر جمهوری اسلامی، حدود سه ماه بعد از بستری شدن محمود هاشمی شاهرودی در تهران او را به سِمت ریاست مجمع انتخاب کردمحمود هاشمی شاهرودی در اردیبهشت ۱۳۹۶، هشت ماه پیش از اعزام به آلمان نیز، در تهران بستری شده بود. این، همان زمانی بود که تصویر عیادت آیت الله خامنه ای از وی، در رسانه ها بازتاب گسترده ای پیدا کرد. با وجود انتشار شایعه سرطان آقای شاهرودی، رسانه ها به نقل از پزشک معالج او نوشتند علت بستری شدنش یک “بیماری گوارشی نسبتا شایع” بوده است.

در آن زمان او هنوز، علی رغم در اختیار داشتن سمت های حکومتی حساسی چون ریاست هیات حل اختلاف قوای سه گانه و عضویت در شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری، به ریاست مجمع تشخیص منصوب نشده بود.

درواقع رهبر جمهوری اسلامی، حدود سه ماه بعد از بستری شدن محمود هاشمی شاهرودی در تهران یعنی در ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ بود که او را به سمَت ریاست مجمع انتخاب کرد. سِمَت مهمی که آقای هاشمی شاهرودی از زمان تصدی مسئولیت آن، نه به خاطر عملکرد خود، که عمدتا به علت غیبت ها و اخبار مرتبط با وضعیت جسمانیش خبرساز شده است.

غیبت های مستمر او در جلسات مجمع تشخیص، در حالی مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته که مجمع، در میانه تعیین تکلیف تعدادی از مهمترین موارد اختلاف در سطح نهادهای حکومتی است.

در راس این موارد، قوانین مربوط به “پولشویی” و “تامین مالی تروریسم” قرار دارند، که سرنوشت‌شان پس از ماه‌ها درگیری نهادهای ارشد حکومتی ایران، نهایتا به مجمع تشخیص مصلحت نظام سپرده شده است.

قوانینی که تصمیم نمایی مجمع در مورد آنها، بر آینده تلاش های ایران برای مقابله با تحریم های جدید آمریکا تاثیر تعیین کننده‌ای خواهد داشت.

No responses yet

Oct 16 2018

عضو شورای نگهبان: غیبت هاشمی شاهرودی در جلسات شورای نگهبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: نجات‌الله ابراهیمیان، عضو شورای نگهبان در پاسخ به این سؤال مبنی‌بر اینکه آیا آیت‌الله هاشمی شاهرودی در جلسات شورای نگهبان حاضر می‌شود، اعلام می‌کند: خیر ایشان در جلسات حاضر نیستند.

یکی از اعضای شورای نگهبان می‌گوید که آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی در جلسات این شورا شرکت نمی‌کند.

ایرنا نوشت: دی‌ماه سال 96 در حالی ‌که حدود پنج ماه از ریاست آیت‌الله هاشمی شاهرودی بر مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گذشت با تعطیل شدن کلاس درس او، اخباری مبنی‌ بر بیماری‌ ایشان منتشر شد.

حالا قریب یک سال از ریاست هاشمی‌شاهرودی بر مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گذرد و برخی از نزدیکان او از بهبودی حالش خبر می‌‌دهند، اما آیت‌الله‌ هاشمی شاهرودی نه تنها مدتی است در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت نمی‌کند، بلکه در جلسات شورای نگهبان نیز غایب است.

نجات‌الله ابراهیمیان، عضو شورای نگهبان در پاسخ به این سؤال خبرنگار ایرناپلاس مبنی‌بر اینکه آیا آیت‌الله هاشمی شاهرودی در جلسات شورای نگهبان حاضر می‌شود، اعلام می‌کند: خیر ایشان در جلسات حاضر نیستند.

سید محمود هاشمی شاهرودی از دوره سوم شورای نگهبان به عضویت این شورا درآمد. او در دوره چهارم به‌دلیل انتصاب به‌عنوان رئیس قوه قضاییه در شورای نگهبان نبود، اما با اتمام ریاستش بر دستگاه قضا بار دیگر به شورای نگهبان بازگشت و همچنان یکی از شش فقیه عضو این شوراست.

No responses yet

Jan 13 2018

ماجرای دکتر سمیعی، هاشمی شاهرودی: یقه سفیدهای میان‌مایه

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوزمانه: خبر این‌است: محمود هاشمی شاهرودی، رئیس سابق قوه قضائیه جمهوری اسلامی و رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت بیمار است، بیماری سخت که گویا در ایران درمانش امکان‌پذیر نیست.

پس برای درمان به خارج فرستاده شده، یک بیمارستان تخصصی و البته مورد اعتماد و امن. جایی که “امنیت” و “سلامت” قاضی‌القضاتی که سال‌ها حکم به زندان و اعدام داده، تامین و تضمین شود.

میزبان شاهرودی هم نامی آشنا ست، نه فقط در ایران که در این‌سوی مرزها. پزشکی حاذق و جراحی زبردست که پیشتر تعدادی از سیاسیون بلند‌مرتبه را درمان کرده و در ایران هم “جایگاهی ویژه” دارد. خیابان و مدرسه‌ها به نام او نامگذاری می‌شوند، در مراسم حکومتی مورد تقدیر قرار می‌گیرد، نشان ویژه بر سینه‌اش می‌زنند و تصویرش تمبر می‌شود تا “ماندگار” شود.

مجید سمیعی، دکتر یا پرفسور حالا چند سالی است که می‌آید و می‌رود. در تلویزیون “فخر ملی” معرفی می‌شود و البته که “خیر”ی که می‌خواهد “خدمت” کند.

همین چند وقت قبل، وقتی که پرونده فساد شهرداری تهران و قالیباف عمومی بود و محل جدل دو جناح سیاسی، فاش شد که آقای پرفسور شریک است با همسر شهردار. همان وقت‌ها هم پرفسور قالیباف را به آغوش گرفت و زحمات او برای “زندگی بهتر” در تهران را ستود.

پیشتر هم سمیعی به دیدار بزرگان “شرفیاب” شده بود، با یکایک‌شان عکس یادگار گرفته بود و از هر یک هم هدیه‌ای. خانه‌ای قدیمی در اصفهان که به دلش نشسته بود یا قالیچه‌ای دستباف که “ناچیز” بود و تحفه‌ای به‌رسم قدردانی از “فخر ملی”.


مجید سمیعی همراه با هیئت آلمانی در دیدار با حسن روحانی. عکس- آرشیو
کلیددار «رابطه»

یقه سفیدها همیشه مراقب‌ند ردی از خود در هیچ‌کجا به‌جا نگذارند. دستهایشان پاک باشد و “معتمد” و محترم برای همه. می‌خواهند همگانی باشند اصلن. آنطور که سمیعی خواست و شد.

به عکس‌های سفر گابریل وزیر خارجه آلمان به ایران نگاه کنید: یکی همیشه همراه او است، در همه جا. گابریل آن روزها وزیر اقتصاد بود و در راس هیات تجاری بزرگ آلمان، پس از توافق هسته‌ای و برجام به ایران رفت تا ” بازار شریک پیشین را از دست ندهد”.

گزارشگر دی ولت آلمان روایت کرده: در خیابان در همه‌جا همه می‌خواستند با سمیعی سلفی بگیرند.

او از وزیر وقت اقتصاد آلمان خواست که بیشتر در ایران بماند، میهمان ویژه باشد و به ایرانگردی برود. خواستی که جواب داد.

خبرهای تائید نشده یک سمیعی دیگر را ” رابط تجاری” ایران و آلمان معرفی کرده‌اند. سمیعی که البته اطلاعاتی از او و فعالیت‌هایش در دسترس نیست. اما می‌گویند: “آقازاده” است و زیر سایه و اعتبار پدر به تجارت کلان مشغول.

بعید است از خیل همه آسیب‌دیدگان از سیستم قضایی که شاهرودی ۱۰ سال حکمران آن بود، یکی بتواند نشان و مدرکی بیاورد که آقای پرفسور، تاجر است. مگر روزی اسنادی چون _ پاناما و پارادی- عمومی شود و عیان که پس این سیما و سیما بسیاری دیگر از “فخر‌ ملی” ها چه پنهان بوده.

حالا اما یک اتفاق ساده پرده را کنار زده، تنها بخشی از واقعیت و شاید هم یک برش از زیست «فخر ملی» و «چهره ماندگار» عیان شده است. او در چشم همگان نگاه می‌کند و دروغ می‌گوید، به دروغ می‌گوید که حاکم شرع یک دهه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را نمی‌شناسد.

او «شهروند نمونه» است و «کلید‌ دار» رشت، برنده جایزه‌های «ملی» و نشان‌های «افتخار» اما ساده و به راحتی آب خوردن دروغ می‌گوید، دروغی که البته حافظ منافع او – و همانندهای او- به وقت به خطر افتادن و رودرویی با «افکار عمومی» است.
مقایسه مع‌الفارق

مقایسه وحشتناکی است و از اساس غلط اما تنها یک لحظه به یاد بیاورید که غلامحسین ساعدی هم پزشک بود. او همان سال‌هایی که طبابت می‌کرد، «جنوب شهر» را انتخاب کرد، بی آنکه از بیمارانش که توان مالی نداشتند «حق ویزیت» بگیرد.

ساعدی‌ها بودند حتمن حتی اگر کم‌شمار، گواه و شاهدی از یک دوره، عصری که «میان‌مایه»ها بر همه جا و همه چیز تسلط نیافته بودند و در قامت «قهرمان» به مدد رسانه‌ها به مردم غالب نشده بودند.

حال اما عصر، عصر میان‌مایه‌ها است، بی‌تعهد به همه چیز و همه‌کس، جز خود و منافع‌شان. عصر سمیعی‌ها، پزشکان مورد اعتماد «حاکمان»، سلیبریتی‌های تهی و پوچ، یقه‌سفیدهای میان‌مایه و پزشکان تاجر.

No responses yet

Jan 13 2018

محافظان شاهرودی در فرودگاه فرانکفورت خلع‌سلاح شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: محافظان محمود هاشمی شاهرودی، رئیس پیشین قوه قضائیه‌ی جمهوری اسلامی، تلاش کرده‌اند پیش از سفر او به آلمان، بدون مجوز با سلاح وارد خاک این کشور شوند. اما پلیس مرزی آلمان آنان را متوقف و خلع‌سلاح کرده است.

“اشپیگل آنلاین” روز جمعه (۱۲ ژانویه/۲۲ دی) گزارش داد که محافظان شخصی محمود هاشمی شاهرودی، رئیس پیشین قوه‌ی قضائیه‌ی ایران، خواسته‌اند بدون مجوز با سلاح‌های خود وارد خاک آلمان شوند، اما پلیس مرزی آلمان آنان را متوقف و خلع‌سلاح کرده است.

طبق این گزارش، مقامات ایران پیش از سفر شاهرودی به آلمان، ۶ محافظ مسلح را به آلمان فرستاده‌اند. قرار بوده این افراد در کلینیک خصوصی هانوفر از جان شاهرودی محافظت کنند.

بیشتر بخوانید: بازتاب “فرار هاشمی شاهرودی” در شبکه‌های اجتماعی

اما هنگامی که محافظان شخصی شاهرودی روز جمعه‌ی پیش از سفر او وارد فرودگاه فرانکفورت شده‌اند، پلیس مرزی آلمان آنان را متوقف کرده است. این افراد در حالی با خود سلاح حمل می‌کرده‌اند که نه مجوز حمل سلاح داشته‌اند و نه پیش‌تر از دولت آلمان درخواست صدور مجوزحمل سلاح کرده بودند.

محافظان شاهرودی ناچار می‌شوند سلاح‌های خود را به ماموران مرزی آلمان تحویل دهند. سپس یکی از محافظان به همراه سلاح‌ها دوباره به تهران پرواز می‌کند و پنج محافظ دیگر رهسپار هانوفر می‌شوند.

دادستانی کل آلمان بر پایه‌ی چند شکایت مشغول تحقیقات مقدماتی درباره‌ی شاهرودی به دلیل “جنایت علیه بشریت در ایران” است. خود شاهرودی روز پنجشنبه شتابزده خاک آلمان را ترک کرد و به ایران بازگشت. او که در کلینیکی خصوصی در هانوفر تحت درمان بود، با محافظت پلیس به هامبورگ رفت و از آنجا به تهران پرواز کرد.

بیشتر بخوانید: هاشمی شاهرودی آلمان را ترک کرد

به‌رغم خروج شاهرودی از آلمان، تحقیقات مقدماتی دادستانی آلمان درباره‌ی او ادامه دارد. بازرسان مشغول تحقیق در این باره هستند که اتهامات وارده به شاهرودی تا چه حد برای به جریان انداختن یک محکمه‌ی قضایی کفایت می‌کند.

به گفته‌ی سازمان عفو بین‌الملل، شاهرودی در طول ده سال ریاست بر قوه‌ی قضائیه‌ی جمهوری اسلامی ایران، مسئول صدور احکام فراوانی برای اعدام، از جمله در مورد افرادی است که به سن قانونی نرسیده بوده‌اند.

No responses yet

Jan 11 2018

دلایل ناروشن پنهانکاری در مورد ″تومور مغزی″ هاشمی شاهرودی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: با وجود تلاش حکومت برای پنهان نگه‌داشتن حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت ایران در آلمان، بستری شدن او در مرکز علوم اعصاب شهر هانوفر آلمان، به ریاست پروفسور سمیعی، خبرساز شد. ایرانیان در برابر محل درمان شاهرودی تجمع کردند.

به گزارش روزنامه آلمانی “هانوفرشه آلگماینه” (HAZ)، روز شنبه (۶ ژانویه/ ۱۶ دی) حدود ۲۰۰ ایرانی در برابر “مرکز بین‌المللی علوم اعصاب” در شهر هانوفر آلمان تجمع کرده و دست به تظاهرات زدند. دلیل این تظاهرات بستری شدن محمود هاشمی شاهرودی، یکی از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی، در این مرکز درمانی بود.

تجمع‌کنندگان به زبان فارسی و آلمانی علیه شاهرودی و حکومت جمهوری اسلامی شعار می‌دادند. به گفته پلیس آلمان، این تظاهرات در آرامش برگزار شد. شاهرودی متهم است که در دوران ریاست بر قوه قضائیه، ایران شاهد اجرای احکام اعدام، بازداشت‌های خودسرانه و شکنجه منتقدان و در مواردی اعدام جوانان زیر ۱۸ سال بوده است. به گزارش “هانوفرشه آلگماینه”، مسئولان بیمارستان علوم اعصاب هانوفر برای اعلام موضعگیری قابل دسترسی نبوده‌اند.

فیلمبرداری “محافظ شاهرودی” از معترضان

ایرانیان حاضر در برابر محل اقامت هاشمی شاهرودی به روزنامه “هانوفرشه آلگماینه” گفته‌اند که “در این کلینیک یک جنایتکار درمان می‌شود”. به نوشته این روزنامه، پس از تجمع در برابر بیمارستان، یکی از محافظان احتمالی شاهرودی با خروج از بیمارستان به گرفتن عکس و فیلمبرداری از تظاهرکنندگان پرداخته است.

یکی از حاضران در تجمع به “هانوفرشه آلگماینه” گفته است، پیش از بروز درگیری میان تظاهرکنندگان و محافظ مزبور، این فرد دوباره وارد ساختمان کلینیک شده است.

“بررسی” اتهام‌های شاهرودی در آلمان

به گزارش “هانوفرشه آلگمانیه”، دولت ایالت نیدرزاکسن آلمان و اشتفان وایل، نخست‌وزیر سوسیال دمکرات این ایالت نیز نامه‌ای اعتراض‌آمیز در مورد حضور هاشمی شاهرودی در مرکز علوم اعصاب دریافت کرده‌اند.

Iran Machtkampf Ayatollah Ali Khamenei, Mahmud Ahmadinedschad und Mahmoud Hashemi Shahroudi (dapd)محاکمه دسته‌جمعی شماری از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در دوران ریاست شاهرودی بر دستگاه قضایی ایران آغاز شد

در این نامه نوشته شده است: «دستان این سلاخ آغشته به خون مردم ایران است. او باید به اتهام “جنایت علیه بشریت” محاکمه و محکوم شود». بر اساس همین گزارش، دادستان دریافت نامه را تایید کرده و در حال بررسی اتهام‌های مطرح شده است.

محمود هاشمی شاهرودی ۶۹ ساله، متولد شهر نجف عراق، عضو فقیه شورای نگهبان، نایب رئیس دوم مجلس خبرگان رهبری، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی است. او از سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ نیز ریاست قوه قضائیه ایران را برعهده داشته است. در این فاصله زمانی مطبوعات ایران با محدودیت‌ها و توقیف‌های گسترده‌ای مواجه شدند و محاکمه دسته‌جمعی شماری از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نیز در دوران ریاست او بر دستگاه قضایی ایران آغاز شد.

پنهان کردن محل مداوا

روزنامه‌های آلمانی “بیلد” و “هانوفرشه آلگمانیه” جمعه گذشته خبر داده بودند که محمود هاشمی شاهرودی، یکی از نامزدهای احتمالی جانشینی رهبر جمهوری اسلامی، برای مداوا در بیمارستانی در هانوفر آلمان بستری شده است.

این در حالی است که دو هفته پیش، خبر سفر خارجی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای مداوا را علا هاشمی، فرزند او، بدون ذکر نوع بیماری و کشور میزبان او، اعلام کرده بود. او گفته بود: «آیت‌الله هاشمی شاهرودی برای تکمیل دوره درمانی سفری به خارج از کشور کردند و بزودی بازمی‌گردند و جای هیچ نگرانی وجود ندارد و خوشبختانه در سلامت کامل هستند و دروس و برنامه‌ها را پیگیری می‌کنند».

سفر درمانی هاشمی شاهرودی به خارج از ایران انتقادهای زیادی برانگیخت. منتقدان از جمله خواستار استفاده مقام‌های حکومتی از همان امکاناتی شده بودند که بقیه مردم ایران هم از آن استفاده می‌کنند.

یکی دیگر از انتقادات نیز به پنهان کردن محل درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت و کشور میزبان او از افکار عمومی و “نامحرم” شمردن مردم ایران بازمی‌گشت. این در حالی است که پیش از تأیید سفر درمانی شاهرودی توسط فرزندش، یکی از اعضای دفتر هاشمی شاهرودی، بیماری او را از اساس تکذیب کرده بود.

سفر “اجباری”

ابعاد انتقادها به استفاده این مقام حکومتی از امکانات ویژه درمانی و سفر به خارج، به حدی بود که رئیس دفتر هاشمی شاهرودی را به واکنش واداشت.

پرویز داودی روز یکشنبه (۱۷ دی) با اشاره به سفر شاهرودی به آلمان، به خبرگزاری تسنیم گفت: «این سفر بنا به توصیه مؤکد پزشکان و برخلاف میل آیت‌الله هاشمی شاهرودی انجام شده است و اگر ضرورت پزشکی اقتضا نمی‌کرد، هیچ دلیلی برای اعزام ایشان به آلمان نبود».

داودی با اشاره به “دستور پزشکان ایرانی” برای سفر شاهرودی به آلمان افزود: «برای انجام مرحله نهایی درمان، پزشکان ایرانی تاکید کردند که آیت‌الله هاشمی شاهرودی باید عازم آلمان شوند و ایشان مجبور شدند که تاکید پزشکان را بپذیرند و بر همین اساس این سفر انجام شد». رئیس دفتر هاشمی شاهرودی همچنین وضعیت جسمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت را “مساعد” توصیف کرده و از بازگشت قریب‌الوقوع او به ایران خبر داده است.

سکوت درباره نوع بیماری

مقام‌های ایرانی در مورد نوع بیماری محمود هاشمی شاهرودی نیز کاملا سکوت کرده‌اند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پیش‌تر نیز از جمله در سال ۱۳۹۰ در بیمارستان بستری شده بود.

شاهرودی آخرین بار نیز در اردیبهشت‌ماه سال جاری (۱۳۹۶) در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری شده بود که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، از او عیادت کرد. علت بستری شدن هاشمی شاهرودی در اردیبهشت‌ماه “بیماری گوارشی نسبتا شایع” عنوان شده بود.

Iran - Mahmud Hashemi Shahrudi im Krankenhaus (entekhab) عیادت علی خامنه‌ای از محمود هاشمی شاهرودی در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶ در یکی از بیمارستان‌های تهران

اما دلیل بستری شدن این بار او در کلینیک مغز و اعصاب شهر هانوفر آلمان با سکوت مطلق مسئولان جمهوری اسلامی و فرزند او مواجه شده است. اما روزنامه‌های آلمانی “بیلد” و “هانوفرشه آلگماینه” درمان “تومور مغزی” را علت بستری شدن محمود هاشمی شاهرودی در مرکز بین‌المللی علوم اعصاب شهر هانوفر اعلام کرده‌اند.

واکنش پروفسور سمیعی

همزمان با انتشار خبر بستری شدن هاشمی شاهرودی در آلمان، خبرگزاری‌های ایران با انتشار عکسی از عیادت رضا رمضانی گیلانی، نماینده مجلس خبرگان و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ، از هاشمی شاهرودی خبر دادند. در این عکس پروفسور مجید سمیعی نیز دیده می‌شد.

پروفسور سمیعی در حال حاضر ریاست مرکز تخصصی بین‌المللی علوم اعصاب شهر هانوفر را برعهده دارد. تارنمای اینترنتی هفته‌نامه آلمانی “فوکوس” جمعه گذشته نوشته بود: «پروفسور سمیعی دارای روابط بسیار خوبی با ایران است و در حال احداث بیمارستانی در تهران است که وسعتی دو برابر بیمارستان هانوفر را دارد».

Mahmud Haschemi Schahrudi (ABNA24.com) عکس منتشرشده در رسانه‌های ایران (از راست: هاشمی شاهرودی، رضا رمضانی گیلانی و پروفسور مجید سمیعی). دفتر پروفسور سمیعی “سوءاستفاده از نام و عکس” او را “بسیار غلط” ارزیابی کرده است

موج انتقادها به حضور محمود هاشمی شاهرودی در آلمان و درمان او در مرکز درمانی متعلق به پروفسور مجید سمیعی، دفتر این پزشک متخصص ایرانی را هم به واکنش واداشت.

در اطلاعیه این دفتر که در اینستاگرام منتشر شده، از جمله آمده است که پزشکان ملزم به مداوای بیمار “بدون در نظر گرفتن جنس، نژاد، مذهب و پیشینه” او هستند. در این اطلاعیه همچنین تأکید شده است که با وجود بستری بودن شاهرودی در آلمان، او بیمار پروفسور سمیعی “نبوده و نیستند”. در اطلاعیه همچنین خبر پذیرش شاهرودی در منزل پروفسور “کاملا نادرست” خوانده شده است.

در عین حال دفتر پروفسور سمیعی “سوءاستفاده از نام و عکس” او “برای رسیدن به اهداف کوتاه‌مدت” را “بسیار غلط و فقط به منظور محدود کردن خدمات‌رسانی” این پزشک سرشناس به ایرانیان ارزیابی کرده است. خبرگزاری “اهل بیت” (ابنا) برای نخستین بار عکس مشترک از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مدیر مرکز اسلامی هامبورک و پروفسور سمیعی را منتشر کرده بود.

دفتر پروفسور سمیعی همچنین نوشته است: «افرادی که از پزشکان تقاضای معالجه نکردن بیماری به دلایل فوق [دلایل جنسی، نژادی، گرایش جنسی، سیاسی و …] را دارند درک درستی از وظیفه و قسم پزشکی ندارند». خواسته معترضان اما محاکمه رئیس پیشین قوه قضائیه ایران به دلیل “جنایت علیه بشریت” عنوان شده است.

No responses yet

Jan 09 2018

شکایت رسمی یک سیاستمدار برجسته آلمان علیه شاهرودی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه:با گذشت سه روز از افشای خبر بستری شدن محمود هاشمی‌شاهرودی، رئیس پیشین قوه قضائیه و رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت جمهوری اسلامی، در آلمان یک عضو برجسته حزب سبزهای این کشور رسماً علیه او شکایت کرد و رئیس دیده‌بان حقوق بشر آلمان خواستار جلوگیری از فراری دادن او شد.

بستری شدن هاشمی شاهرودی در کلینیک مغز هانوفر، می‌رود تا به چالشی سخت میان دولت‌های ایران و آلمان منتهی شود.

امروز دوشنبه ٨ ژانویه/ ١٨ دی، پرتیراژترین روزنامه پایتخت آلمان “BZ” ، نوشت که “فولکر بک” سیاستمدار برجسته حزب سبزها شکایتی رسمی علیه شاهرودی تسلیم دادگستری آلمان کرده است؛ وی در این شکایت شاهرودی را به صدور حکم اعدام برای صدها نفر از جمله افراد نابالغ متهم کرده.
“فولکر بک” در عین حال با اشاره به بیانیه دیروز وزارت خارجه آلمان، ضمن ابراز تعجب از این که برلین تاکنون اقدامی علیه شاهرودی نکرده گفته است: «ما اجازه نداریم استراحت‌گاه نقض‌کنندگان حقوق بشر باشیم، بلکه باید آن‌ها را وادار به پاسخگوئی کنیم».

وزارت خارجه آلمان، دیروز در پاسخ، به خبرنگاران گفته بود که شاهرودی از چند هفته پیش به علت بیماری مغزی در کلینیک تخصصی مغز هانوفر بستری است. ریاست این کلینیک را پروفسور مجید سمیعی جراح مغز ٨٠ ساله ایرانی به عهده دارد.

درخواست جلوگیری از فرار شاهرودی
همزمان با طرح شکایت سیاستمدار حزب سبز، “ونسل میشالسکی” رئیس دیده‌بان حقوق بشر آلمان در تماس با روزنامه برلین اعلام کرده که «برپایه قوانین بین‌المللی با وجود اینکه جرایم شاهرودی در خارج از آلمان اتفاق افتاده، امکان محاکمه او در آلمان وجود دارد».
رئیس دیده‌بان حقوق بشر آلمان افزوده است: «مسئولان دادگستری آلمان باید وارد عمل شوند و در صورتی که خطر فرار شاهرودی وجود داشته باشد؛ دست به اقدامات لازم برای جلوگیری از این خطر بزنند».

روزنامه “BZ” در گزارش خود با اشاره به اعتراضات سراسری اخیر در ایران نوشته است: «در زمانی که مردم در ایران می میرند، شاهرودی در آلمان از خدمات درمانی لوکس و درجه اول برخوردار است. این مرد ٦٩ ساله، علاوه بر جرائم دیگر، حکم اعدام کودکان نابالغ را صادر کرده است».

با توجه به گزارش های متعددی که رسانه های آلمانی در سه روز اخیر پیرامون ضرورت برخورد با شاهرودی منتشر کرده اند، احتمال پی‌گیری قضائی او تقویت شده است.

گروه‌های ایرانی و آلمانی مدافع حقوق بشر، در تلاش جمع آوری شکایت‌های شاکیان خصوصی شاهرودی هستند. آن‌ها ابراز امیدواری کرده‌اند که بتوانند به اتکای این شکایت‌ها، با پشتیبانی حقوقدانان آلمانی زمینه را برای دستگیری و محاکمه شاهرودی فراهم کنند.

No responses yet

Jan 07 2018

تجمع اعتراضی مقابل بیمارستان هاشمی شاهرودی در آلمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: یکی از سخنرانان این تجمع گفت: “شاهرودی را به حکم جنایت علیه بشریت محاکمه خواهیم کرد”

شماری از ایرانیان در آلمان با تجمع مقابل بیمارستانی که محمود هاشمی شاهرودی در آن بستری است، خواهان ممانعت از بازگشت آقای شاهرودی به ایران و محاکمه او به اتهام نقض حقوق بشر شدند.

آقای هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس پیشین قوه قضاییه ایران، برای درمان به هانوفر آلمان سفر کرده و در کلینیک جراحی اعصاب هانوفر بستری است.

سفر درمانی رئیس مجمع تشخیص به خارج انتقادهای زیادی را به دنبال داشته است.

منتقدان گفته‌اند مسئولان ایرانی باید از همان خدمات پزشکی و درمانی بهره‌مند شوند که اکثریت ایرانیان به آنها دسترسی دارند.

تجمع‌کنندگان مقابل کلینیک محل درمان آقای هاشمی شاهرودی به زبان‌های فارسی و آلمانی شعارهایی را علیه حکومت ایران دادند.

یکی از سخنرانان این تجمع گفت: “شاهرودی را به حکم جنایت علیه بشریت محاکمه خواهیم کرد و به دادگاه خواهیم کشید و شاهرودی پایش به ایران نخواهد رسید.”

یک وبسایت محلی هانوفر می‌گوید معترضان در نامه‌ای به اشتفان وایل، رئیس دولت ایالتی، به شدت انتقاد کرده‌اند که چرا دولت آلمان اجازه داده این مقام ایرانی برای درمان وارد هانوفر شود.

آقای شاهرودی در بیمارستان

پسر آقای هاشمی شاهرودی مدتی پیش از سفر درمانی او به خارج از ایران خبر داد، اما محل درمان او روشن نبود.

او در کلینیک جراحی اعصاب هانوفر بستری است که مجید سمیعی، پزشک ایرانی‌تبار، تاسیس کرده است.

آقای هاشمی شاهرودی در بهار نیز مدتی در بیمارستانی در ایران بستری بود.

جزئیات بیماری قبلی و بیماری کنونی محمود هاشمی شاهرودی روشن نیست.

آقای هاشمی شاهرودی از سال ۱۳۷۸ تا سال ۱۳۸۸ رئیس قوه قضاییه ایران بود. او در آغاز مسئولیتش گفت “ویرانه‌ای” را تحویل گرفته است.

توقیف گسترده مطبوعات اصلاح‌طلب و مستقل در سال ١٣٧٩ و پس از آن در دوران او انجام شد. محاکمه جمعی شماری از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات ١٣٨٨ نیز در حالی که او هنوز رئیس قوه قضاییه بود آغاز شد.

No responses yet

Dec 27 2017

مردم ایران نامحرم نیستند؛ آیت الله هاشمی شاهرودی کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: رفتن دست بوس ملکه دولت فخیمه!
عصرایران: نقدی بر خود آیت الله نیست چرا که او اکنون درگیر بیماری اش است، بلکه روی سخن با مسؤولان دفتر اوست که مردم ایران را نامحرم می دانند. این حق مردم ایران است که بدانند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس سابق قوه قضائیه ایران، اکنون کجاست؟

عصر ایران – خبر این بود: آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای درمان به خارج از کشور رفت.

در متن خبر اما هیچ نشانه ای از نام هیچ کشوری نبود؛ او فقط به “خارج از کشور” رفته است.
جالب این که برخی نزدیکان وی، ابتدا اصل سفر را تکذیب کرده بودند!
پرس و جوها نیز نتیجه ای نداشت؛ دفتر آیت الله نیز هیچ گونه اطلاعاتی منتشر نکرد.

سالانه افراد زیادی برای درمان به خارج از کشور می روند و آیت الله هاشمی شاهرودی هم یکی از آنان که برایش آرزوی سلامتی می کنیم؛ اما این که کشور مقصدش را از دید مردم ایران پنهان می کنند، اثر روانی بسیار بدی بر روی مردم دارد.

قطعاً نمی توانند ادعا کنند که مسائل امنیتی در میان است چرا که کشور مقصد می داند و در جریان جزئیات است و حتی شماره اتاق بستری را هم می دانند ولی مردم ایران نمی دانند که مسؤول بلند پایه کشورشان در کجای این دنیاست!

عکس مربوط به دوران بستری شدن آیت الله هاشمی شاهرودی در ایران است

مردم ایران نامحرم نیستند؛ آیت الله هاشمی شاهرودی کجاست؟
نقدی بر خود آیت الله نیست چرا که او اکنون درگیر بیماری اش است، بلکه روی سخن با مسؤولان دفتر اوست که مردم ایران را نامحرم می دانند. این حق مردم ایران است که بدانند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس سابق قوه قضائیه ایران، اکنون کجاست؟ ولی گویا عده ای همچنان مردم ایران را نامحرم می دانند!

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .