اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'وبلاگ'

May 07 2013

محاکمه وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند و رفتاری وحشیانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران: بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند در صحنه دادگاه ،توسط ساداتی قاضی وزارت اطلاعات مورد محاکمه قرار گرفت.

روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه وبلاگ نویس زندانی کاوه طاهری از بند سبز زندان عادل آباد شیراز به شعبه ۱ دادگاه انقلاب برده شد و توسط فردی به نام ساداتی مورد محاکمه قرار گرفت.وبلاگ نویس زندانی با دست بند و پابند به صحن دادگاه ولی فقیه برده شد و علیرغم اینکه وکیل وبلاگ نویس زندانی از ساداتی خواست که در دادگاه دستبند و پابند او را باز کنند اما ساداتی از این کار ممانعت کرد.

ساداتی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز در ابتدای محاکمه خطاب به کاوه طاهری وبلاگ نویس زندانی گفت :« تو حرمت شکنی کردی و طبق قانون حرمتت را می شکنم» و محاکمه به جلسه بعدی دادگاه کشیده شد.

وبلاگ نویس زندانی همراه همبندش که ازهموطنان بهایی است از ساعت ۰۹:۳۰ تا ساعت ۱۳:۲۰ با دست بند و پابند بدون امکان نوشیدن آب، استفاده از سرویس بهداشتی و امکان خوردن غذا منتظر شروع دادگاه بودند.

از طرفی دیگر بازجوی وبلاگ نویس زندانی در دادگاه حضور داشت و یک جنگ روانی علیه وی بکار می برد.

وبلاگ نویس زندانی پس از این دادگاه، قرار است در شعبه دیگری در دادگاه اطلسی شیراز به اتهامات دروغین توهین به مقدسات ، نشر اکاذیب و مداخله در سیستم کامپیوتر محاکمه شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، رفتارهای وحشیانه علیه وبلاگ نویس زندانی و سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان عادل آباد شیراز و سایر زندانها را محکوم می کند و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی در زندانهای ولی فقیه آخوند علی خامنه ای است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۳ اردیبهشت ۹۲ برابر با ۰۳ می ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

info@hrdai.net

www.hrdai.net

http://hrdai.blogspot.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

No responses yet

Apr 26 2013

میترا پورشجری: دارند پدرم را ذره ذره زجرکُش می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: گزارشی از وضعیت وخیم پدرم محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) در سیاه چال “ندامتگاه مرکزی کرج”

محمدرضا پورشجری نویسندهٔ وبلاگ گزارش به خاک ایران با نام مستعار سیامک مهر، بیش از دو سال و نیم است بدون حتا یک روز مرخصی، به جرم بیان اندیشه‌ها و باور‌هایش و تلاش در راه روشنگری، در سخت‌ترین شرایط ممکن در سیاه چال‌های جمهوری اسلامی زندانی است. در حالی که از بیماری شدید قلبی و گرفتگی رگ‌های حیاتی قلب و نیز دیگر بیماری‌ها رنج می‌برد؛ حتا پزشکان بند تأیید و تأکید کرده‌اند که در صورت عدم درمان از راه عمل جراحی قلب باز، هر لحظه احتمال ایست قلبی و مرگ حتمی، پدرم را تهدید می‌کند. محمدرضا پورشجری تحت شرایطی بسیار مخوف، وخیم و غیر انسانی در یکی از بدنام‌ترین زندان‌های ایران در میان زندانیان جرایم دیگر و افراد شرور و خطرناک به سر می‌برد.

دادستان با مرخصی درمانی یا حکم عدم کیفر ایشان موافقت نمی‌کند تا نشان دهد نه تنها هیج ارزشی برای جان انسان‌ها ندارد و در کارش کاملا سیاسی زده و نامستقل عمل می‌کند، بلکه احتمالا خودش هم بویی از انسانیت نبرده است!

تمامی این فشار‌ها حتا در حال افزایش است؛ وقتی اخیرا «مطلع شدم گارد بی‌رحم زندان ندامتگاه مرکزی کرج، در فاصلهٔ زمانی ده روز، سه بار زندانیان بی‌دفاع و بی‌پناه و اموال ناچیزشان را مورد یورش، ضرب و شتم و تخریب قرار دادند و حتا به اندک مایحتاج غذایی آنان نیز رحم نکردند و آن را زیر پا له کردند! حملات مشابه از این دست نیز به برخی دیگر از زندان‌ها از جمله زندان رجایی شهر کرج از سوی ماموران مسلح زندان علیه زندانیان سیاسی بی‌دفاع و بی‌گناه صورت گرفته است؛ این در حالی است که با وجود شرایط جسمی بحرانی پدرم هر نوع استرس و فشار روحی و محیط کثیف داخل زندان، وضعیت او را به مراتب بد‌تر می‌کند.

آخر به چه جرم؟! حتا به فرض ارتکاب جرم هم در کجای دنیای انسانی و حتا حیوانی، چنین ستم وحشیانه‌ای در حق انسان‌های بی‌دفاع انجام می‌شود؟ در حق امثال پدر من که هیچ سلاحی نداشتند جز قلمشان برای بیان اندیشه‌ها و باور‌ها در محیطی که سانسور و بی‌عدالتی، بیداد می‌کند؟! آیا به راستی حق گویی و قلم زنی در این سرزمین تا این اندازه برای حکومت جمهوری اسلامی خطرناک است؟! حکومتی که ادعا می‌کند» سربازان گمنام امام زمانش «برای هر ماموریتی آماده‌اند؟! آیا پدر من سلاح داشته، آدم کشته، اختلاس کرده، به چه جرمی؟ به کدامین قانون نانوشته‌ای این همه زجر در حق پدرم و مانند او انجام می‌شود؟

جمهوری اسلامی حتا قوانین نیم بند خودش را هم نقض می‌کند. از نظر سرکوبگران این حکومت کسانی مانند پدر من صرف نظر از ارتکاب یا اثبات جرم ناکرده یشان، مجرم و محکوم هستند، مگر ابن که خلافش ثابت شود! و این قانون بیدادگرانه‌ای در هیچ جای دیگر کرهٔ زمین وجود ندارد!

دارند عزیزانمان را در زندان‌های مخوفشان ذره ذره زجرکُش می‌کنند و بی‌خبری از وضعیت آنان را در میان بحث‌های پوشالی سیاسی مانند انتخابات رژیم پوشش می‌دهند، تا صدای افرادی چون پدرم به هیچ جا نرسد.

مسبب اصلی هر اتفاقی که برای پدرم و مانند او بیافتد بدون شک بر عهدهٔ ولی فقیه و رهبر این نظام است که با سکوت و فرمان خود، مجوز این جنایت‌ها را صادر می‌کند.

به عنوان تنها فرزند محمدرضا پورشجری، دادخواهی خودم را از تمام مجامع حقوق بشری و سازمان‌های بین المللی برای نجات جان پدرم و رسیدگی به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی خواستارم؛ هرچه بیشتر دست روی دست گذاشته شود و پروندهٔ پدرم مشمول گذر زمان گردد، بیش از پیش جان او در خطر است.

میترا پورشجری
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
۲۵ اپریل ۲۰۱۳

No responses yet

Apr 16 2013

مصاحبه روز با دختر محمدرضا پورشجری: وبلاگ نویس را به قزل حصار فرستادند تا بمیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

روز: خانواده محمدرضا پورشجری، وبلاگ نویس زندانی در زندان قزل حصار کرج، در مصاحبه با “روز” اعلام کردند که جان این وبلاگ نویس در خطر است.

میترا پورشجری، دختر محمدرضا پورشجری از حمله قلبی پدرش درزندان و جلوگیری از درمان او هم خبر داده و افزوده قاضی اجرای احکام صراحتا گفته است “او را به زندان قزل حصار بردیم تا آنجا بمیرد”.

نویسنده وبلاگ “گزارش به خاک ایران” ۵۴ سال دارد و از شهریور ۸۹ در زندان به سر می برد. او ابتدا در رجایی شهر زندانی بود اما در حال حاضر در زندان قزلحصار به سر می برد. دخترش میگوید پدرش به خاطر مطالب وبلاگش، متهم به “توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات” و به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

میترا پورشجری درباره آخرین وضعیت پدرش میگوید: “۲۰ فروردین ماه پدرم دچار حمله قلبی می شود و او را به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل میکنند اما به ساعاتی نکشیده او را به زندان بازمیگردانند بدون اینکه درمان و معالجه ای روی او صورت بگیرد. با توجه به حمله قلبی و سکته پدرم در مهرماه که بعد از آن این دومین بار است دچار ناراحتی می شود ما به شدت نگران وضعیت سلامتی اش هستیم. جان او در خطر است و هیچ کسی هم پاسخگو نیست”.

وی در ادامه می گوید: “مهرماه گذشته پدرم دچار سکته قلبی شد. او را به بیمارستان منتقل و آنژیوگرافی کردند. پزشک متخصص قلب در بیمارستان تشخیص داده بود که باید عمل قلب باز انجام شود چون دو رگ مسدود شده بود. از نظر تنفسی هم مشکل شدید داشت. اما اجازه ندادند در بیمارستان بماند و عمل شود او را به قزل حصار بازگرداندند. طی این مدت دو بار باز به پدرم حمله قلبی دست داده و وضعیت خوبی ندارد”.

به گفته او، پزشکان زندان قزل حصار و همچنین پزشک متخصص قلب در بیمارستان تاکید کرده اند که آقای پورشجری نیاز به عمل جراحی قلب باز دارد و تحمل کیفر هم ندارد و باید به دلیل عدم تحمل کیفری آزاد شود تا تحت درمان قرار بگیرد: “رئیس زندان هم بر این مساله صحه گذاشته و تایید کرده بود اما متاسفانه دادستان کل کرج توجهی نکرد. او تاکنون نه با درمان، نه با مرخصی استعلاجی جهت درمان و نه با عدم تحمل کیفری موافقت نکرده است”.

او می افزاید: “از داخل زندان ابتدا گفتند که هزینه این عمل بالاست و زندان نمی تواند کاری بکند. ما درخواست مرخصی استعلاجی کردیم که اجازه دهند بیاید خود ما درمان کنیم و هر چه سریع تر تحت عمل جراحی قرار بگیرد. اما موافقت نشد. گفتیم خودتان او را از زندان ببرید بیمارستان و هزینه هر چه باشد خود ما می پردازیم باز هم قبول نکردند.”

سئوال میکنم چرا پدرتان در زندان قزل حصار نگهداری می شود؟ میگوید: “پدرم ابتدا در زندان رجایی شهر و در بند زندانیان سیاسی بود.بعد او را به قزل حصار تبعید کردند. قبل از حمله قلبی ، پدرم مشکل پروستات و سنگ کلیه داشت اما او را به بهانه اینکه میخواهند به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل کنند بدون اطلاع خودش وما به زندان قزل حصار بردند. من به دادستان ، قاضی ناظر و قاضی اجرای احکام مراجعه و نسبت به این امر اعتراض کردم. دادستان کرج و قاضی ناظر که هیچ جوابی ندادند اما قاضی اجرای احکام گفت پدرت انسان نیست. آدم نیست و کلی توهین کرد. گفتم پدر من با این وضعیت جسمی در قزل حصار دوام نمی آورد. گفت ما او را به قزل حصار بردیم که بمیرد. یعنی رسما و مستقیما همین جواب را به من داد. بعد از آن هم پیگیری هایمان هیچ پاسخی نگرفت. هیچ وقت هم که اجازه گرفتن وکیل ندادند و پدرم وکیلی هم ندارد”.

خانم پورشجری می افزاید: “از زمانی که پدرم بازداشت شد تاکنون هیچ وقت اجازه ملاقات حضوری ندادند. دو هفته یکبار ملاقات کابینی داریم”.

او سپس می گوید: “الان هم بیش از هرچیز وضعیت سلامتی پدرم برای ما مهم است. او باید به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار بگیرد. وضعیت زندان قزلحصار هم برای او واقعا خطرناک است. این گرانی ها و وضعیت اقتصادی ایران بر وضعیت داخل زندان و زندانیان هم خیلی تاثیر گذاشته به طوریکه ۵ – ۶ ماه گذشته وسایل بهداشتی برای شستشو نمی توانند تهیه کنند. زندان به شدت کثیف است. برای تخت باید پول بپردازند وگرنه تختی به آنها برای خواب داده نمی شود. همیشه هم دعوا و سر و صدای دعوا و استرس ناشی از آن است. تا جایی که پدرم در یکی از نامه هایش وضعیت زندان قزلحصار را به یک باغ وحش تشبیه کرده بود.”

No responses yet

Mar 15 2013

مهدی دواتگری: پرونده ستار بهشتی مختومه شد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سحام نیوز: مسئول پیگیری پرونده مرحوم ستار بهشتی، وبلاگ نویس مقتول در بازداشتگاه های جمهوری اسلامی ادعا کرد: “شوک روانی و فیزیکی دلیل مرگ ستار بهشتی بود و پرونده وی نیز به عبارتی بسته شده است.”

مهدی دواتگری در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، درباره آخرین جزئیات مربوط به مرگ ستار بهشتی گفت: این مسئله پیشتر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مطرح و دلیل فوت ستار بهشتی نیز مشخص شد.

مسئول پیگیری پرونده مرگ ستار بهشتی تصریح کرد: علت مرگ ستار بهشتی در گزارشات کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس عنوان شده و به عبارتی این پرونده بسته شده است.

وی در پاسخ به این سوال که علت اصلی مرگ ستار بهشتی چیست، اظهار داشت: شوک روانی و شوک فیزیکی علت مرگ ستار بهشتی است.

لازم به ذکر است پیش از این علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در خصوص علت مرگ ستار بهشتی به باشگاه خبرنگاران گفته بود “استرس و شوک روانی علت مرگ ستار بهشتی است”.

بدین ترتیب یکی دیگر از پرونده های قتل و شکنجه و بازداشت منتقدین توسط نهادهای جمهوری اسلامی، با فشارِ نهادهای فراقانونی مختومه شد.

No responses yet

Feb 26 2013

هرانا؛ افزیش نگرانی در پی قطع امید پزشک زندان از وضعیت محمد رضا پورشجری

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: محمد رضا پورشجری زندانی سیاسی محبوس در زندان ندامتگاه کرج در پی عدم درمان بموقع نیاز به عمل جراحی دارد اما کماکان پرونده عدم تحمل کیفر این زندانی از سوی دادستان پذیرفته نشده است.

میترا پورشجری فرزند این زندانی سیاسی در گفتگو با گزارشگر هرانا اعلام داشت: ” روز گذشته پدرم را برای انجام آزمایشات پزشکی به بهداری زندان منتقل کردند و با تزریق آمپولی برای بازگردن رگ های قلب وی اعلام داشتند در صورتی که پدرم به بیمارستان مجهز جهت انجام عمل جراحی منتقل نشود، امیدی برای بازیافتن سلامتی وی وجود ندارد و هر لحظه خطر سکته قلبی برای وی وجود دارد.”

وی در ادامه افزود: “ماه گذشته دکتر های ندامتگاه (امجدی، نژاد بهرام) نامه عدم تحمل کیفری پدرم را امضاء کرده بودند. و خواستار آزادی ایشان از زندان شدند. که البته در نهایت با مخالفت “قاضی ناظر زندان” و “دادستان” مواجه شد.”

وی در خصوص وضعیت پزشکی وی اعلام داشت: ” دو رگ اصلی منتهی به قلب ایشان کاملا مسدود شده است و وضعیت سایر رگ ها بر اساس آخرین آزمایشات خوب نیست.”

و در ادامه اعلام کرد: ” پدرم برای آخرین بار با من صحبت کرد و تلاش های صورت گرفته برای دریافت عدم تحمل کیفر را با توجه به بروکراسی ها و کارشکنی های موجود بی نتیجه دانست.”

بر اساس گزارش کمیسیون پزشکی زندان ندامتگاه محمد رضا پورشجری با توجه به پیشرفت بیماری قلبی اش در پی عدم درمان بموقع علی رغم تلاش های صورت گرفته، قادر به تحمل کیفر نیست و می بایست هر چه سریعتر به بیمارستان و مرخصی استعلاجی اعزام شود. امری که تاکنون دادستانی با آن مخالفت کرده است و موجب تشدید نگرانی از وضعیت این زندانی شده است.

No responses yet

Feb 19 2013

مهندسی معکوسِِِِ خبرسازانی که هیچگاه خود را مخاطب رهبری نمی دانند + مطلب تکمیلی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

وبلاگ آرمانشهر: ساعتی پیش (حدود ۱۲ ظهر)، بزرگواری، پیامکی را که خبرگزاری «ن» وابسته به …، به مخاطبانش ارسال کرده بود، برایم فرستاد. متن این پیامک به شرح زیر است:

«ن:: غیرقابل انتشار/ گفته می شود جریان انحرافی در دستوری تشکیلاتی خواستار انتشار مطالبی در انتقاد از رهبری در وبلاگها و فضای مجازی شده است.»

در مورد این پیامک چند نکته لازم به ذکر است:

۱- این کدام دستور تشکیلاتی است که فی المثل به بنده که وبلاگم یکی از دو وبلاگ پربیننده احمدی نژادی است، نرسیده است و بازتابی هم از آن در وبلاگم دیده نمی شود؟

۲- روشن است که سازندگان این خبر با دیدن مطالبی که در صرفاً دو سه وبلاگ از میانِ دهها وبلاگ احمدی نژادی منتشر شده است، مهندسی معکوس کرده اند. یعنی با دیدن آن دو سه وبلاگ گفته اند بگذار چنین خبری بسازیم و اگر کسی سندش را خواست به آن دو سه وبلاگ ارجاعش می دهیم. قید «غیرقابل انتشار» را هم در ابتدای خبر گذاشته اند که مخاطبِ خبر، پیش خودش فکر کند چه خبر است و به چه اطلاعات ذیقیمتی دسترسی دارد.

۳- کمافی السابق، گردانندگان این خبرگزاری، به هیچ وجه خودشان را مخاطبِ توصیه ها و دستورهای مکررِ رهبری در مورد رعایت تقوا و انصاف و پرهیز از اتهام زنیِ بدون سند و مدرک نمی دانند.

۴- باید از این حضرات پرسید با وجود چنین خبرسازیهایی که این پیامک تنها یک نمونه از آن است، چرا وقتی احمدی نژاد به آنها می گوید علیه دولت و یارانش جوسازی می کنید، به آنها برمی خورد؟

۵- اساسا این حضرات در مورد وبلاگنویسان احمدی نژادی چه خیال کرده اند؟ احتمالا قیاس به نفس می کنند که فکر می کنند فقط با دستور از بالا می توان و باید نوشت. آیا این حضرات فکر کرده اند این وبلاگها، وبلاگهایی سازماندهی شده هستند که یک مشت مواجب بگیرِ بدون فکر آنها را می گردانند و منتظر نشسته اند تا هر توصیه و دستوری از بالا به آنها رسید اجرا کنند؟ پس داشته باشند و داشته باشید لینکِ برخی از وبلاگهای احمدی نژادی را که نشان می دهد خبرسازی به اصطلاح محرمانه حضرات، چقدر پوچ است. اینها وبلاگهایی است که من دیده ام و ممکن است بیشتر از این هم باشند و اگر باز هم دیدم ان شاءالله به آنها لینک خواهم داد. ضمنا به مطالبی لینک می دهم که قبل از تاریخ و ساعت انتشار پیامک خبرگزاری «ن» نوشته شده اند تا بهانه ای دست بهانه جویان نباشد:

محب الاولیا: لاحکم الا حکم سیدعلی

نیمه خالی لیوان: سمعاً و طاعةً

محمود صارمی: منو کشتی، خوش به حالم

مهر جاودان: مالک غلاف کن… اگر برنگردی، علی را می کشند

روح بانمک: مقصر را یافتم! (پی نوشتهای مطلب)

رئیس جمهور ایرانیان: ما تا آخر ایستاده ایم

ضمیر خودآگاه: به بهانه سخنرانی رهبری معظم در جمع مردم تبریز

عمار سیدعلی: ما همه سرباز تو ایم خامنه ای

گوش قرمز: و اینک این احمدی نژادیهای غمگین

احمدی نژاد در محاصره: رهبری، فصل الخطاب نهایی

نورالانوار: اولین کارت زرد رهبری به محمود عزیز

هویتنا: امتحان احمدی نژاد و احمدی نژادیها

سایت رایحه ظهور، مورخ ۲۹ بهمن: آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت در مانده اند

باریک بین: تاملی در سخنان رهبری

مطلب تکمیلی، مورخ ۱ اسفند: وبلاگهای «همسازی» و «خطخطی» فیلتر شدند. وبلاگ «ما می توانیم» هم در اثر دلخوری نویسنده اش از نحوه پیامک سازی چند سامانه پیامکی از محتوای آن و تعمیم دادن آن به تمام وبلاگنویسان احمدی نژادی، توسط خود مدیر وبلاگ حذف شد.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .