اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive '28 مرداد'

Aug 21 2013

تلاش بریتانیا برای پنهان کردن نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دویچه‌وله: شصت سال از عملیات مشترک سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا علیه دولت ملی‌گرای دکتر محمد مصدق گذشته و همچنان بریتانیا از افشای جزئیات نقش این کشور در این تحول مهم تاریخی، می‌هراسد. هراس بریتانیا از چیست؟

در شصتمین سالگرد اجرای موفقیت‌آمیز عملیات موسوم به “آژاکس” که کودتایی نظامی علیه دولت محمد مصدق بود، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، با انتشار بخشی دیگر از اسناد مرتبط با این رویداد تحول‌ساز تاریخی، برای نخستین بار رسما نقش‌آفرینی آمریکا در طراحی و اجرای این کودتا را تایید کرد.

با این حال، اگرچه تا کنون بارها در اسناد و روایت‌های گوناگون اشاره شده که عملیات آژاکس محصول مشترک سیا و ام‌‌آی۶، سازمان اطلاعاتی بریتانیا بوده، این کشور همچنان مصرانه و سیستماتیک در تلاش است تا نقش خود در این ماجرا را پنهان کند و در تبلیغات رسانه‌ای خود هم عمدتا بر محوریت آمریکا در اجرای این عملیات تاکید می‌کند.

شصت سال پس از کودتا، برای نخستین بار آمریکا رسما نقش سیا در طرح‌ریزی آن را تایید کرد شصت سال پس از کودتا، برای نخستین بار آمریکا رسما نقش سیا در طرح‌ریزی آن را تایید کرد

پیش از تایید رسمی نقش سیا در طرح‌ریزی و اجرای عملیات آژاکس که در شصتمین سالگرد کودتا صورت گرفت، دو رئیس‌جمهور آمریکا (بیل کلینتون و باراک اوباما) با اشاره مستقیم به نقش‌آفرینی این کشور در کودتای ۲۸ مرداد، بابت اجرای آن از ملت ایران عذرخواهی کرده بودند. جک استراو، وزیر اسبق امور خارجه بریتانیا، تنها مقام رسمی این کشور بود که در طول این سال‌ها با اشاره‌ای گذرا به نقش این کشور در کودتای ۲۸ مرداد، آن را از موارد بارز مداخله بریتانیا در امور داخلی ایران خواند.

بیشتر بخوانید: تایید رسمی نقش سیا در هدایت کودتای ۲۸ مرداد، پس از شصت سال

آرشیو امنیت ملی آمریکا که روز دوشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ اسناد مرتبط با نقش‌آفرینی سیا در کودتای ۲۸ مرداد را بر اساس قانون آزادی اطلاعات در آمریکا (Freedom of Information Act) به دست آورده و منتشر کرده، گزارش داده که مقامات بریتانیا در سال‌های گذشته بارها در مکاتبات محرمانه و آمیخته به هشدار خود با مقامات آمریکایی، افشای این اسناد را “مایه شرمساری” خوانده و از آنها خواسته‌اند از انتشار آن دسته از اسنادی که مستقیما به نقش بریتانیا و سیستم اطلاعاتی این کشور اشاره دارند، خودداری کنند.

پنهان‌کاری “مقصر اصلی” درباره “آنچه همه می‌دانند”

مرور اسناد منتشرشده نشان می‌دهد که مقامات آمریکایی ملاحظات ویژه وزارت امور خارجه بریتانیا را در نظر گرفته‌اند، اما در کنار همه ناشناخته‌های دیگری که درباره کودتا علیه دولت نخست‌وزیر منتخب ملت ایران وجود دارد، آنچه هنوز مبهم است علل هراس بریتانیا از انتشار اطلاعاتی است که آن‌طور که معاون آرشیو امنیت ملی آمریکا می‌گوید “حالا دیگر بسیاری از کودکان دبستانی در ایران هم عمده واقعیت‌های مرتبط با آن را می‌دانند”.

اگرچه آرشیو امنیت ملی آمریکا، در حاشیه‌ای که بر انتشار اسناد کودتا نوشته، نتیجه گرفته که اصرارهای مقامات بریتانیایی علت اصلی خودداری آمریکا از خارج کردن کامل این اسناد از طبقه‌بندی محرمانه است، دکتر عباس میلانی در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید «در هر صورت بخش اعظم اطلاعات مهم پیرامون این ماجرا هرگز منتشر نخواهد شد.»

آقای میلانی، از پژوهشگران برجسته تاریخ معاصر و مدیر مرکز مطالعات ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد که تا کنون برای نگارش بیوگرافی‌های مهمی نظیر “معمای هویدا” و “نگاهی به شاه” هزاران صفحه از اسناد تاریخی را مطالعه و برای به دست آوردن اسناد محرمانه بر اساس قانون آزادی اطلاعات در آمریکا تلاش‌های بسیاری کرده، با تایید تلاش‌های گسترده بریتانیا برای پنهان کردن نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد، می‌گوید: «سازمان‌های اطلاعاتی هم در آمریکا و هم در بریتانیا، از انتشار “گزارش‌های عملیاتی” وقایع مهمی نظیر این کودتا خودداری می‌کنند.»

به گفته او، آنچه تا کنون منتشر شده، صرفا گزارش‌هایی است که نقش‌آفرینی این سرویس‌ها در طرح‌ریزی عملیات را تایید می‌کند، به همراه آنچه تاریخ‌نگاران این سازمان‌ها برای مصارف داخلی سازمان‌شان نگاشته‌اند.

با این حال عباس میلانی معتقد است «آمریکا از بزرگ‌نمایی نقش سیا و به حاشیه راندن نقش ام‌آی۶ در سازمان‌دهی این کودتا ناراضی نیست و حتی شاید آن را دست‌آوردی بزرگ بداند، اما واقعیت این است که بریتانیا اولین کشوری است که طرح کودتا در ایران و براندازی دولت مصدق را مطرح می‌کند و در اجرای طرح هم نقشی به مراتب پررنگ‌تر از آمریکا دارد.»

سانسور تاریخ و تداوم محرمانگی برای تامین “منافع ملی”

بریتانیا نخستین بار در سال ۱۳۵۶، یک سال پیش از انقلاب اسلامی در ایران، از وزارت خارجه آمریکا خواسته بود که مانع از انتشار اسناد مرتبط با کودتای ۲۸ مرداد شود. اما این نگرانی‌های مقامات بریتانیایی حتی تا امروز هم ادامه دارد. آنها معتقدند افشای همه جزئیات، منافع آنها در ایران و منطقه را در معرض تهدید قرار می‌دهد. آرشیو امنیت ملی آمریکا هشدار داده که تداوم محرمانگی این اسناد، پی‌آمدی جز “تحریف تاریخ” نخواهد داشت.

بریتانیا از سال ۱۳۵۶ بارها از مقامات آمریکایی خواسته که از اشاره به نقش این کشور در کودتا خودداری کند بریتانیا از سال ۱۳۵۶ بارها از مقامات آمریکایی خواسته که از اشاره به نقش این کشور در کودتا خودداری کند

معاون آرشیو امنیت ملی ایالات متحده از جامعه اطلاعاتی این کشور درخواست کرده که برای روشن شدن ابعاد این مساله‌ی محوری تاریخی، همه اسناد موجود پیرامون آن را از طبقه‌بندی محرمانه خارج کنند و در دسترس عموم قرار دهند، چون به اعتقاد او “دیگر دلیل قانع‌کننده‌ای برای محرمانه نگه داشتن این اسناد وجود ندارد”.

دکتر عباس میلانی می‌گوید به تجربه دریافته که رویکرد بریتانیایی‌ها متفاوت از آمریکایی‌ها است و آنها معتقدند هرچه اطلاعات کمتری درباره این حوادث تاثیرگذار تاریخی منتشر شود، منافع آنها بیشتر تامین خواهد شد و کمتر در معرض تهدید قرار خواهد گرفت.

با این همه، او معتقد است شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد، فرصت خوبی برای ایرانی‌ها است تا صرف‌نظر از بررسی نقش محرز آمریکا و بریتانیا در این کودتا، به بازنگری شکاف‌های داخلی ایران و تامل در عواملی بپردازند که در درون مرزهای ایران، بی‌اعتنا به منافع ملی و آینده سیاسی کشور، اجرای کودتای آژاکس را تسهیل و تسریع کردند؛ عملیاتی که اجرای موفقیت‌آمیز آن زلزله سیاسی قدرتمندی بود که پی‌آمدهای ویرانگری برای ایران داشت و ویرانی‌هایش را هنوز در سپهر سیاسی ایران می‌توان دید.

No responses yet

Aug 20 2013

بنی صدر: سکوت روحانیت در برابر کودتا همیشه مورد اعتراض بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در آخرين روزهاى سرنوشت ساز مردادماه ۱۳۳۲ آيت الله ابوالقاسم كاشانى چه مى كرد و ساير روحانيون چه موضعى داشتند و چرا مراجع قم در آن روز تاريخى سكوت كردند؟ دخالت هاى آيت الله كاشانى در دولت مصدق تا چه اندازه بود؟ چرا دكتر محمد مصدق از آيت الله بروجردى حمايت مى كرد؟

محتواى دو نامه اى كه در ۲۵ مرداد بين آيت الله كاشانى و دكتر مصدق ردوبدل شد، چه بود؟ آيا اين نامه ها واقعى بودند يا جعلى و چه زمانى نوشته شده بودند. ابوالحسن بنى صدر نخستين رييس جمهور اسلامى ايران در گفت و گو با راديو فردا به اين پرسش ها پاسخ مى دهد و از نقش روحانيت در ۲۸ مرداد مى گويد.

رادیو فردا: آقاى بنى صدر! ابتدا از اين موضوع كلى آغاز كنيم كه از ديد شما نقش روحانيت در رويداد ۲۸ مرداد تا چه اندازه بود؟

بهتر است بيشتر از ديد اسناد سخن بگوييم كه نقش اين روحانيان و البته بعضى از روحانيان ديگر در كودتاى ۲۸ مرداد چه بود. اسناد موجود در باب همان كودتا، يكى گزارش سى.آى.اى است كه بنابرآن گزارش در شب ۲۶ مرداد، يعنى غروب روز ۲۵، اين كودتا شكست مى خورد. به طورى كه روز ۲۶ مرداد به روزولت و ديگر آمريكاييان دست اندكار كودتا دستور داده مى شود كه كارها را دنبال نكنند و كشور را ترك كنند.

در روز ۲۸ مرداد دو آيت الله يكى آيت الله بهبهانى و ديگرى آيت الله كاشانى با راه انداختن گروه هاى چماق دار، كه گروه هايى از ارتشيان نيز به آنها پيوسته بودند، كودتاى شكست خورده را به موفقيت رساندند. اين ادعا بر اساس گزارش سى.آى.اى است. بنابراين نقش تعيين كننده در اين كودتا را اين دو آيت الله بر عهده داشتند.

ولی دكتر مصدق كه با همراهى و حمايت آيت الله كاشانى به نخست وزيرى رسيده بود، چرا در روز بيست و هفتم در پاسخ به نامه حمايت آيت الله كاشانى ، واكنش سردى نشان داد و اعلام پشتيبانى او را لازم ندانست؟

آن نامه جعلى است. چون در تمام طول مدتى كه اين اتفاقات روى داد و تا زمانى كه انقلاب پيروز شد و من به ايران برگشتم، اثرى از اين نامه در جايى نبود. آن زمان در يك جلسه اى، يك كسانى اين نامه را ارائه كردند و گفتند كه اين نامه را مرحوم كاشانى به مرحوم مصدق نوشته و او اين جواب سرد را داده است.

نامه را من ديدم و ديدم خط پسر او شمس المعالى است. گفتم اولا اين خط، خط آقاى كاشانى نيست، خط پسر او است و ثانيا اينكه محتواى نامه مى گويد كه اين نامه بعد از ۲۸ مرداد نوشته شده است و نه قبل از آن، براى اينكه خيلى چيزها در اين نامه است كه روشن مى كند اين نامه بعد از ۲۸ مرداد نوشته شده است.

علاوه بر آن ، جواب مصدق هم جوابى نيست كه بيان كننده طرز فكر و رويه او باشد. براى اينكه آن نامه نه در جايى ثبت شده است و نه شماره اى دارد و نه آن جوابى كه مصدق داده، جواب نخست وزيرى است كه از پيش مى دانسته، روز بعد چه خواهد شد و يا چه نخواهد شد؟

مصدق جواب داده بوده است: «نامه مرقومه حضرت آقا، توسط آقاى حسن سالمى زيارت شد اينجانب مستحضر به پشتيبانى ملت ايران هستم. والسلام دكتر محمد مصدق»

مصدق معتقد به استقلال حكومت بود. نخست وزير و وزرا مى بايست در كار خودشان مستقل باشند. اين است كه با دخالت دربار مخالف بود و جلوى آن را مى گرفت. با دخالت روحانيون در امور ادارى كشور هم مخالف بود و ممانعت مى كرد.

ابوالحسن بنی صدر
شما همين جواب را بگيريد و به آن دقت كنيد. اين حرفها جواب آن نامه كه مى گويد كه «كودتا در حال شدن است»، نيست. «مستحضرم به حمايت مردم، به اينكه كودتا دارد مى شود!» اين جواب آن نامه نيست. كسى كه اين نامه را جعل كرده، توجه نداشته كه اين روايت را با محتواى نامه سازگار كند.

ولی بالاخره دكتر مصدق براى روحانيون، محدوديت هايى قايل شد و از دخالت و نفوذ آنها تا حد زيادى جلوگيرى مى كرد. علت را چه مى دانيد؟ به اعتقاد شما چه چيزى باعث شد كه دكتر مصدق تا اندازه اى جلوى دخالت روحانيون را بگیرد؟

مصدق معتقد به استقلال حكومت بود. نخست وزير و وزرا مى بايست در كار خودشان مستقل باشند. اين است كه با دخالت دربار مخالف بود و جلوى آن را مى گرفت. با دخالت روحانيون در امور ادارى كشور هم مخالف بود و ممانعت مى كرد.

عمده اين مسئله مربوط به آيت الله كاشانى مى شد كه مرتبط توصيه مى نوشت كه اين «توصيه نوشتن هايش» مثل كفر ابليس معروف بود.

حتى بسيارى از روحانيون هم به ايشان مى گفتند: «آقا اين قدر گله گشاد توصيه ننويسيد. هر كس پيش شما مى آيد اصلا نمى دانيد كه حق دارد و حق ندارد و شما بر مى داريد توصيه مى نويسيد، اگر به توصيه ات عمل نكنند، براى شما توهين و كسر شان است و اگر عمل بكنند، ممكن است يك ناحقى، تجاوزى به حقى كرده باشد، اين كاررا نكنيد.»

ولى كاشانى به اين مسئله اعتنا نمى كرد و مى گفت مردم به من مراجعات دارند و من مى بايد كه به مراجعات جواب بدهم و اگر ندهم من پس به چه كارى مى آيم؟ كار ديگر خيلى بالا گرفت. حتى يك نوبت چون وزير دادگسترى به توصيه او عمل نكرده بود او مرحوم اميرعلايى را به خانه اش دعوت كرد و در آنجا به او پرخاش كرد و به او سيلى زد.

اين است كه مصدق دستور داد به توصيه هاى او در دستگاهاى ادارى عمل نشود. همين. و گرنه براى مرحوم بروجردى قانون هم وضع كرد كه توهين به مقام مرجعيت جرم است و مجازات هم دارد.

اما من به مناسبت اين مصاحبه مى خواهم اطلاعات مهمى را با شنوندگان ايرانى به خصوص، ساكنين قم در ميان بگذارم تا آنها هم از يك ماجرا اطلاع داشته باشند.

مرحوم آقا مهدى حائرى فيلسوف گرانقدر، كه انسان آزاده اى بود فرزند آشيخ عبدالكريم حائرى يزدى- بانى حوزه علميه قم – در خاطرات خود مى گويد كه آقاى خمينى حتى با آقاى كاشانى در مورد آنچه كه به مصدق و براندازى مصدق بود، هم نظر نبود. بلكه نظراتش به نظرات بهبهانى نزديك بود.

در گزارش سى.آى.‌اى در باب كودتاى ۲۸ مرداد، مى گويد كه قرار بود مرحوم بهبهانى از مرحوم بروجردى فتوا بگيرد تا آن فتوا براى كودتا مبنا بشود. چه كسى رفت و اين فتوا را گرفت؟ خود بهبهانى كه به قم نرفت. دو سال پيش در اين زمينه به من اطلاعاتى دادند كه در واقع آن شخصى كه از ناحيه آقاى بهبهانى نزد مرحوم بروجردى رفت، آقاى خمينى بوده است.

بعد كه آقاى خمينى نسبت به آيت الله بروجردى در سال هاى بعد از كودتا سرد شد و كسى واسطه شد براى اينكه اين دو تا را با هم دوباره نزديك كند. مرحوم بروجردى به آن واسطه گفته بود كه اين آقا آمده بوده از من چنين فتوايى را بگيرد.

بنابر اين آنهايى كه در قم هستند و هنوز در قيد حيات هستند و از اين واقعيت مى توانند اطلاع داشته باشند، و يا كسانى هستند كه اين موضوع را از پيشينيان شنيده اند، بايد بدانند كه اين اطلاعات به تاريخ ايران تعلق دارد و مى بايست كه به اطلاع عموم قرار بگيرد. نمى دانم اين اطلاعى كه به من داده اند چقدر موثق است؟ ولى اطلاعى است كه لازم است با مردم ايران در ميان گذاشته شود.

آقاى بنى صدر در مورد عملكرد آيت الله كاشانى در آن روزها انتقادهاى ديگرى هم وجود داشت. حتى آيت الله خمينى با انتقاد از آقاى كاشانى گفته بوده كه به آيت الله كاشانى توصيه كرده است تا جنبه معنوى و دينى نهضت را تقويت كند. اما او بيشتر خواهان تقويت جنبه سياسى نهضت بود. به تصور شما ، آيا اين انتقاد از آيت الله كاشانى به جا و روا بود؟

انتقاد كه البته به جا و روا است. من آنچه را كه بين خودم و مرحوم كاشانى واقع شده است مى توانم الان براى شما بازگو كنم. يك روزى نوه یکی از روحانیون كه ايشان نيز از مراجع تقليد بود به خانه ما آمد و با هم از خانه بيرون آمديم و قدم زنان به دم خانه مرحوم كاشانى رسيديم.
او از من خواست كه با او وارد خانه بشويم و من راضى نبودم. اصرار كرد و من گفتم «من مى آيم و ايشان كه سابقا يك دوستى هم با پدر من هم داشت، يك چيزى مى گويد و من جوابى مى دهم و ناراحت مى شود و خوب نيست.»

او گفت نه. من تضمين مى كنم كه هيچ چيزى پيش نيايد و من قبول كردم و رفتيم آنجا و نشستيم و ايشان به من خطاب كرد و گفت كه «چرا تو و برادرت هر جا مى رويد از من بد مى گوييد، بى سواد!»- بى سواد منظورش اين بود كه مثلا دل سياهى ندارم- گفتم: نه من هيچ بدى از شما نمى گويم و احتياجى نيست كه كسى از شما بد بگويد.

و او گفت اين حرفى كه مى زنى يعنى چه؟ ومن گفتم جسارت است اما اگر اجازه مى فرماييد عرض كنم؟ و ايشان گفت بله، بگو! گفتم مردم مى گويند كه آقا بلانسبت مثل گاو ۹ من شير ده است كه ۹ من شير مي دهد و با يك لگد همه شير را مى زند و مى ريزد. بعد ايشان گفت: «شما بيا پشت سر من. من جبران مى كنم و البته چيزى هم راجع به شاه هم گفت كه صحيح نيست الان تكرار كنم.»

كاشانى وقتى كه از تبعيد بيروت به ايران برگشت، آن استقبال بزرگ اتفاق افتاد جامعه از او كه يك مقام روحانى بود انتظار داشت كه بيان كننده معنويات باشد. اما اينكه آن را به كلى ازدست بدهد و وارد قلمرو سياسى شود تا جايى كه اصلا هيچ معنويتى در كار نباشد، عجيب است.

بنا برهمان اسنادى كه دولت آمريكا در اين مورد منتشر كرده است ، نخستين كسى كه به عنوان نامزد نخست وزيرى معرفى كرده بودند آقاى كاشانى بود. بعد از آن زاهدى را نامزد كردند و جانشين او شد. بنابراين كسى كه اول رئيس مجلس شد و بعد نامزد نخست وزيرى شد، آن هم از ناحيه كسانى كه مى خواهند كودتا كنند عملا چيزى از معنويت در رفتارهايش باقى نمانده است.

آقاى بنى صدر چرا در آن روزهاى حساس روحانيان قم سكوت كردند و در واقع واكنش مناسبى از خودشان نشان ندادند؟ آيا علتش اين بود كه بين آيت الله كاشانى و روحانيون قم اختلاف يا شكافى وجود داشت يا علل ديگر اجتماعى يا سياسى موجب اين سكوت بود؟

بله اين سكوت هميشه مورد اعتراض بود. براى مثال مرحوم بروجردى از دنيا رفت. از جبهه ملى خواسته شد كه براى مرحوم بروجردى مجلس فاتحه اى ترتيب بدهد، از من خواستند كه با آقاى دكتر صديقى در اين باب صحبت كنم كه آن وقت عضو شوراى مركزى جبهه ملى بود و ظاهرا مخالف اصلى برگزارى اين مراسم به شمار مى رفت.

من با او صحبت كردم و او عين سوال شما را پرسيد و گفت كه در ۲۸ مرداد استقلال ايران از بين رفت ، دو قدرت خارجى در ايران كودتا كردند و مقام مرجعيت سكوت كرد و بعد هم به شاه تلگراف كرد. البته من توضيح دادم كه او تلگراف نكرد بلكه به تلگراف شاه جواب داد. و اين دو چيز جداست. اما او گفت با اين حال با اين جوابى كه شما مى گوييد به‌ آن تلگراف جواب داد به نوعى مشروعيت دادن به آن كودتا بود.

اين اعتراض در گذشته بود وهمچنان هم است و چيزى نيست كه از ياد رفته باشد يا كسانى كه اين اعتراض را داشته اند آن را پس گرفته باشند. الان هم اين اعتراض وجود دارد. خيال مى كنيد با اين رويه اى كه قم و نجف و شهرهاى مذهبى در قبال رژيم فعلى دارند اعتراض نيست؟ چرا الان هم اين اعتراض است.

منظور من اين است كه علت سكوت چه بود؟ آيا به خاطر مسائل اجتماعى يا شايعاتى بود كه در ميان مردم وجود داشت كه دولت مصدق فرضا يك دولت سكولاراست؟ يا اينكه به هر حال حمايت حزب توده از دكتر مصدق تا اندازه اى موجب دلسردى روحانيون شده بود؟

آنها مى دانستند كه حزب توده از مصدق حمايت نمى كند و عكس آن هم است، اين مسئله دستاويز نبود. اما رويه عمومى روحانيون اين بود و در گذشته هم اين گونه بوده است.

ولی چنين شايعه شده بود.

شايعه را چه كسى منتشر كرده بود؟ اين شايعه را همين كودتاچى ها راه انداخته بودند. مثلا يكى از كارهايى كه كودتاچى ها كرده بودند كه در همان گزارش هم است و البته قبل از آن گزارش هم در ايران همه مى دانستند اين بود كه دو نفر از روحانيان تابع بهبهانى كارشان اين بود كه از قول حزب توده خطاب به روحانيون شبنامه مى نوشتند، كه مثلا سرهاى شما را به دار مى كشيم و چه مى كنيم و چه نمى كنيم! و حتى رفتند جلو دفتر مرحوم بروجردى هم تظاهرات راه انداختند كه سبب شد كه مصدق آن قانون را وضع كرد.

اينها كارهايى بود كه كودتاچى ها مى كردند و به حساب حزب توده مى نوشتند. براى اينكه روحانيون را بر ضد مصدق برانگيزند .ممكن است آنهايى كه سرشان به اين كارها نبود، در مورد اين توطئه ها خبر نداشته باشند. اما آنهايى كه مى دانستند چى به چى است، مى دانستند كه اينها بازى است.

دليل سكوتشان هم اين بود كه معتقد نبودند در برابر انگليس و آمريكا مى شود ايستادگى كرد. و به ترتيبى كه بعد در مورد دكتر فاطمى از مرحوم بروجردى خواستند كه مداخله كند و مانع اعدامش بشود، ايشان گفته بود كه اين پنجول- يعنى پنجه استعمارى امپراطورى بريتانيا و آمريكا- به روى او چنگ انداخته و ديگر نمى شود او را از زير آن بيرون آورد.

اين تصورات ذهنى بود كه روحانيون داشتند كه نمى شود با قدرت جنگيد يعنى با قدرتى مثل انگليس و آمريكا نمى شود در افتاد.

No responses yet

Aug 19 2013

CIA Confirms Role in 1953 Iran Coup

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

The National Security Archive:
Documents Provide New Details on Mosaddeq Overthrow and Its Aftermath
National Security Archive Calls for Release of Remaining Classified Record
National Security Archive Electronic Briefing Book No. 435

Posted – August 19, 2013

Edited by Malcolm Byrne

For more information contact:
Malcolm Byrne 202/994-7043 or mbyrne@gwu.edu

Washington, D.C., August 19, 2013 – Marking the sixtieth anniversary of the overthrow of Iranian Prime Minister Mohammad Mosaddeq, the National Security Archive is today posting recently declassified CIA documents on the United States’ role in the controversial operation. American and British involvement in Mosaddeq’s ouster has long been public knowledge, but today’s posting includes what is believed to be the CIA’s first formal acknowledgement that the agency helped to plan and execute the coup.

The explicit reference to the CIA’s role appears in a copy of an internal history, The Battle for Iran, dating from the mid-1970s. The agency released a heavily excised version of the account in 1981 in response to an ACLU lawsuit, but it blacked out all references to TPAJAX, the code name for the U.S.-led operation. Those references appear in the latest release. Additional CIA materials posted today include working files from Kermit Roosevelt, the senior CIA officer on the ground in Iran during the coup. They provide new specifics as well as insights into the intelligence agency’s actions before and after the operation.

This map shows the disposition of bands of “ruffians,” paid to demonstrate by coup organizers, early on August 19, 1953. The bands gathered in the bazaar and other sections of southern Tehran, then moved north through the capital. Thug leaders’ names appear at left, along with the estimated size of their groups, and their targets. (Courtesy of Ali Rahnema, author of the forthcoming Thugs, Turn-coats, Soldiers, Spooks: Anatomy of Overthrowing Mosaddeq in Four Days.)

The 1953 coup remains a topic of global interest because so much about it is still under intense debate. Even fundamental questions — who hatched the plot, who ultimately carried it out, who supported it inside Iran, and how did it succeed — are in dispute.[1]

The issue is more than academic. Political partisans on all sides, including the Iranian government, regularly invoke the coup to argue whether Iran or foreign powers are primarily responsible for the country’s historical trajectory, whether the United States can be trusted to respect Iran’s sovereignty, or whether Washington needs to apologize for its prior interference before better relations can occur.


Pro-Shah police, military units and undercover agents became engaged in the coup starting mid-morning August 19. (Courtesy of Ali Rahnema, author of the forthcoming Thugs, Turn-coats, Soldiers, Spooks: Anatomy of Overthrowing Mosaddeq in Four Days.)

Also, the public release of these materials is noteworthy because CIA documents about 1953 are rare. First of all, agency officials have stated that most of the records on the coup were either lost or destroyed in the early 1960s, allegedly because the record-holders’ “safes were too full.”[2]

Regarding public access to any remaining files (reportedly about one cubic foot of material), the intelligence community’s standard procedure for decades has been to assert a blanket denial. This is in spite of commitments made two decades ago by three separate CIA directors. Robert M. Gates, R. James Woolsey, and John M. Deutch each vowed to open up agency historical files on a number of Cold War-era covert operations, including Iran, as a sign of the CIA’s purported new policy of openness after the collapse of the USSR in 1991.[3]


Tanks played a critical role on August 19, with pro-Shah forces gaining control of some 24 of them from the military during the course of the day. (Courtesy of Ali Rahnema, author of the forthcoming Thugs, Turn-coats, Soldiers, Spooks: Anatomy of Overthrowing Mosaddeq in Four Days.)

A clear sign that their pledge would not be honored in practice came after the National Security Archive filed a lawsuit in 1999 for a well-known internal CIA narrative about the coup. One of the operation’s planners, Donald N. Wilber, prepared the account less than a year later. The CIA agreed to release just a single sentence out of the 200-page report.

Despite the appearance of countless published accounts about the operation over the years – including Kermit Roosevelt’s own detailed memoir, and the subsequent leak to The New York Times of the 200-page CIA narrative history[4] — intelligence agencies typically refused to budge. They have insisted on making a distinction between publicly available information on U.S. activities from non-government sources and official acknowledgement of those activities, even several decades after the fact.


Anti-Mosaddeq armed forces converged on his house (left side of map) beginning around 4:00 pm, eventually forcing him to escape over a garden wall before his house was destroyed. By then, Zahedi had already addressed the nation from the Radio Transmission Station. (Courtesy of Ali Rahnema, author of the forthcoming Thugs, Turn-coats, Soldiers, Spooks: Anatomy of Overthrowing Mosaddeq in Four Days.)

While the National Security Archive applauds the CIA’s decision to make these materials available, today’s posting shows clearly that these materials could have been safely declassified many years ago without risk of damage to the national security. (See sidebar, “Why is the Coup Still a Secret?”)

Archive Deputy Director Malcolm Byrne called for the U.S. intelligence community to make fully available the remaining records on the coup period. “There is no longer good reason to keep secrets about such a critical episode in our recent past. The basic facts are widely known to every school child in Iran. Suppressing the details only distorts the history, and feeds into myth-making on all sides.”

To supplement the recent CIA release, the National Security Archive is including two other, previously available internal accounts of the coup. One is the narrative referred to above: a 1954 Clandestine Services History prepared by Donald N. Wilber, one of the operation’s chief architects, which The New York Times obtained by a leak and first posted on its site in April 2000.

The other item is a heavily excised 1998 piece — “Zendebad, Shah!” — by an in-house CIA historian. (The Archive has asked the CIA to re-review the document’s excessive deletions for future release.)

The posting also features an earlier declassification of The Battle for Iran for purposes of comparison with the latest release. The earlier version includes portions that were withheld in the later release. As often happens, government classification officials had quite different — sometimes seemingly arbitrary — views about what could and could not be safely made public.

Read together, the three histories offer fascinating variations in perspective — from an agency operative to two in-house historians (the last being the most dispassionate). Unfortunately, they still leave wide gaps in the history, including on some fundamental questions which may never be satisfactorily answered — such as how to apportion responsibility for planning and carrying out the coup among all the Iranian and outside actors involved.

But all 21 of the CIA items posted today (in addition to 14 previously unpublished British documents — see Sidebar), reinforce the conclusion that the United States, and the CIA in particular, devoted extensive resources and high-level policy attention toward bringing about Mosaddeq’s overthrow, and smoothing over the aftermath.

این هم عکس یادگاری شهدای راه امام آن دوران CIA

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .