اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'بحران هسته‌ای' Category

Aug 20 2015

واکنش مقام‌های آمریکایی به گزارش «توافق محرمانه» ایران و آژانس

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: در پی انتشار گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس در مورد «توافق محرمانه» ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد بازرسی پارچین به وسیله خود ایران، گروهی از نمایندگان کنگره ایالات متحده، از این «توافق» انتقاد کرده‌اند.

همزمان مقام‌های دولت آمریکا از توافق اتمی حمایت کرده‌اند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است به پیش‌نویس سندی دست یافته که نشان می‌دهد در «توافقی محرمانه» میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به تهران اجازه داده شده تا از کارشناسان خود، برای بازرسی از تاسیسات پارچین، که ظن آن می‌رود در گذشته آزمایش‌های مربوط به سلاح هسته‌ای در آن انجام شده، استفاده کند. [جزئیات را بخوانید]

از جمله نخستین نمایندگان کنگره ایالات متحده که به این گزارش واکنش نشان داده، سناتور لیندزی گراهام، از نمایندگان ارشد جمهوری‌خواه و از منتقدان سرسخت توافق اتمی با ایران است.

به گزارش شبکه خبری «فاکس» آقای گراهام در بیانیه‌ای در روز ۲۸ مرداد گفته است «اینکه به ایرانی‌های اجازه دهیم خودشان از تاسیسات اتمی بازرسی کنند، مانند این است که به محکومین اجازه دهیم، خودشان زندان را بگردانند».

تهران همواره تاکید کرده است که برنامه اتمی‌‌اش تنها مقاصد صلح‌آمیز را دنبال می‌کند. اما برخی فعالیت‌ها، از جمله در تاسیسات پارچین، سبب شده تا تردیدهایی در مورد «نظامی بودن» دست‌کم بخشی از برنامه اتمی ایران شکل گیرد.

اد رویس، رئیس جمهوری‌خواه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، از دیگر منتقدان مذاکرات و توافق اتمی، دیگر نماینده‌ای‌ست که به این گزارش واکنش نشان داده و خواستار بازرسی‌های بین‌المللی از تاسیسات ایران شده است.

از سوی دیگر اما مقام‌های دولت ایالات متحده، بار دیگر حمایت خود را از کل توافق اتمی میان ایران و شش قدرت جهانی، نشان دادند.

وزارت دفاع آمریکا روز چهارشنبه «نگرانی‌ها» در مورد گزارش منتشر شده را رد کرد.

به گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان جان کیربی، سخنگوی پنتاگون، گفته است «ما به امکانات فنی آژانس [بین‌المللی انرژی اتمی] برای تحقیق در مورد ابعاد احتمالا نظامی برنامه پیشین [اتمی] ایران، اطمینان داریم».

شبکه خبری فاکس، گفته‌های مشابهی را از بیانیه‌ای به نقل از شورای امنیت ملی ایالات متحده منتشر کرده است.

مقام‌های دولتی ایالات متحده گفته‌اند آنها در مورد «پیشنویس سندهای ادعایی» بین ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، شرح و توضیحی نمی‌دهند.

مقام‌های دولت آمریکا همواره تاکید کرده‌اند که توافق اتمی با تهران نه بر پایه اعتماد، که بر پایی راستی‌آزمایی متداوم استوار است.

No responses yet

Aug 18 2015

آیا آیت‌الله خامنه‌ای مخالفت عملی با توافق اتمی را آغاز کرده است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

جمشید برزگر تحلیلگر بی‌بی‌سی: سخنان امروز آیت الله خامنه ای ممکن است تفاوتی چشمگیر با روح سخنان و موضع گیری های قبلی او نداشته باشد، اما زمان بیان این اظهارات و تاکید بسیار او بر پیگیری سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی و مبهم بودن سرنوشت توافق اتمی حتی در ایران، بدون شک به سود منتقدان این توافق در آمریکا و منطقه خواهد بود.

دو روز پس از آنکه نماینده آیت الله خامنه ای در روزنامه کیهان به صراحت از مخالفت قطعی آیت الله خامنه ای با مفاد توافق اتمی (برجام) سخن گفت و اظهارات او از سوی دفتر آیت الله خامنه ای تکذیب نشد، رهبر جمهوری اسلامی با تاکید بر تداوم حمایت ایران از کسانی که اسراییل را “می کوبند” و نیز “مردم بحرین و یمن”، اسراییل، عربستان سعودی و مخالفان داخلی باراک اوباما را مصمم تر خواهد ساخت تا استدلال کنند توافق اتمی نه تنها موجب تغییر سیاست های جمهوری اسلامی نشده، بلکه باعث می شود که این سیاست ها با قدرت و توان بیشتری پی گرفته شوند. چنین وضعیتی، کار دو دولت حسن روحانی و باراک اوباما برای عملی کردن توافق اتمی را دشوارتر می سازد.

موضع گیری آیت الله خامنه ای این پرسش را پررنگ تر می کند که آیا مخالفان توافق اتمی، در همسویی خواسته یا ناخواسته خود توانسته اند دست بالا را در تعیین مناسبات پیدا کنند یا دست کم بر خلاف موقعیت چند ماه اخیر خود، اکنون امیدوارانه تر به آینده ای نگاه می کنند که در آن می توانند تاثیری تعیین کننده بر سرنوشت این توافق و پیامدهای ناگزیر آن بگذارند؟

آیت الله خامنه ای به خوبی آگاه است که اظهارات او در منطقه چه بازتابی خواهد داشت، به همین دلیل، اگرچه می کوشد اطمینان خاطر دهد که جمهوری اسلامی سر جنگ با کشورهای مسلمان را ندارد و “دست دوستی را به سوی همه‌ دولت‌های اسلامی منطقه دراز می‌کند و با دولت‌های مسلمان هیچ مشکلی ندارد”، اما آن گاه که به موضوعات خاص مورد مناقشه می رسد، هیچ تلاشی برای کاستن از تندی زبان خود و پس نکشیدن دست دوستی انجام نمی دهد.

او برخی از کشورهای مسلمان را به “لجاجت و خباثت” متهم می کند و می گوید: “پیگیری برخی اهداف سیاسی آن هم با روش‌های حماقت‌آمیز، باعث ادامه‌ جنایات در حق مردم یمن شده است.”

آیت الله خامنه ای در عین حال، آنچه را در منطقه روی می دهد، نه جنگ مذهبی بین شیعه و سنی که جنگی سیاسی می داند و تاکید می کند: “تشدید اختلاف در دنیای اسلام ممنوع است و ما با هر رفتار و حرکتی که موجب ایجاد اختلاف شود حتی از جانب برخی گروه‌های شیعه مخالفیم و اهانت به مقدسات اهل سنت را محکوم می‌کنیم.”

با این حال، منتقدان جمهوری اسلامی به سختی ممکن است این سخن رهبر نظام را بپذیرند و به عنوان نمونه، تخریب یکی از مساجد اهل سنت در تهران در کمتر از یک ماه گذشته و اعمال محدودیت های سیستماتیک علیه اهل سنت در ایران را به یاد نیاورند. از نگاه این منتقدان، حکومتی که در داخل با شهروندان خود چنین رفتاری پیشه کرده، در خارج از مرزهایش چگونه شکاف میان اهل تشیع و اهل سنت را نادیده می گیرد؟

آیت الله خامنه ای ظاهرا در پاسخ به چنین انتقادهایی گفته است: “ما در حمایت از مظلوم توجهی به مذهب نمی‌کنیم و همان حمایتی را که از برادران شیعه‌ خود در لبنان کردیم، از برادران اهل سنت خود در غزه نیز انجام داده‌ایم و مسئله‌ فلسطین را مسئله‌ اول جهان اسلام می‌دانیم.”

با وجود این، در ماه های اخیر، خالد مشعل پس از سفر به عربستان، نه تنها اجازه سفر به ایران نیافت، بلکه در رسانه های جمهوری اسلامی نیز با لحنی کم سابقه مورد سرزنش و انتقاد قرار گرفت.

منتقدان جمهوری اسلامی با تاکید بر حمایت ایران از اقلیت علوی حاکم بر سوریه، اکثریت شیعه حاکم در عراق و اکثریت بیرون از قدرت شیعه در بحرین و یمن، این کشور را به تلاش برای ایجاد هلال شیعی در منطقه متهم می کنند، سیاستی که به گفته برخی، دست کم یکی از عوامل اصلی شکل گیری گرایش های رادیکال سنی در منطقه نیز بوده است.

هرچند در مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ تمرکز بر پرونده اتمی ایران بود و دو طرف توانستند بر سر این موضوع به توافق برسند، اما اکنون روشن تر از پیش مشخص شده که این پرونده به بسیاری از مسایل دیگر، از جمله سیاست های منطقه ای ایران گره خورده است و بسیاری نسبت به موفقیت هر کوششی برای حل و فصل آن به تنهایی هشدار می دهند.

حسن روحانی، در آغاز به کار اجلاس مجمع جهانی اهل بیت، کوشیده بود با لحنی آشتی جویانه از شدت تنش های موجود بین ایران و کشورهای منطقه بکاهد. او در این باره گفت: “برخلاف کسانی که می‌خواهند در منطقه تفرقه ایجاد کنند، اعلام می‌کنیم که ما هلال شیعه نداریم. ما قمر و بدر اسلام داریم. همه مسلمانان یکپارچه و متحد در برابر کفر و نفاق هستند.”

با این حال، اظهارات آیت الله خامنه ای در دیدار با شرکت کنندگان در همین اجلاس، احتمالا آنان را مردد خواهد ساخت که سرانجام سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی همان است که حسن روحانی توصیف می کند، یا آنچه آیت الله خامنه ای با صراحت از ضرورت تداوم آن سخن می گوید.

آیت الله خامنه ای می گوید: “ما براساس درس امام بزرگوار رحمه‌الله و خط مسلم جمهوری اسلامی، با استکبار سرآشتی نداریم اما با برادران مسلمان بنای دوستی و رفاقت داریم.” اما در عین حال از گوشزد کردن این نکته خودداری نمی کند که مسلمانانی که با سیاست های جمهوری اسلامی همسو نیستند، مسلمانان “ساده ‌لوح هستند که به دلیل نداشتن بصیرت، فریب توطئه و نقشه دشمن را خورده و در داخل طراحی دشمن قرار گرفته‌اند.”

رهبر جمهوری اسلامی علاوه بر اظهاراتش در باره سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی که می تواند از سوی مخالفان منطقه ای توافق اتمی ایران به عنوان سندی که درستی دیدگاه آنان را ثابت می کند مورد استفاده قرار گیرد، در بخشی از سخنانش به موافقان داخلی این توافق نیز هشدار می دهد و آینده آن را بیش از پیش در معرض خطر می داند.

در شرایطی که دست کم دولت های حسن روحانی و باراک اوباما در دو سال گذشته به شکلی پیوسته، پیگیر و عمیق با هم در ارتباط و مذاکره بوده و حتی پس از رسیدن به توافق اتمی، از هموار شدن مسیر برای حل دیگر مشکلات میان دو کشور سخن گفته اند، آیت الله خامنه ای بار دیگر تاکید کرده است: “نظام سلطه و در رأس آن ایالات متحده آمریکا مصداق عینی و مظهر کامل «مفهوم دشمن» است. آمریکا هیچ بهره‌ ای از اخلاقیات انسانی ندارد و بدون هیچ ابائی و در پوشش الفاظ زیبا و لبخند، دست به خباثت و جنایت می‌زند.”

رهبر جمهوری اسلامی با صراحت می گوید سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی نقطه‌ مقابل سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا است و با این سخن، عملا نشان می دهد که مسیر حل مشکلات ایران و آمریکا اگر ناهموارتر از گذشته نشده، دست کم نشانی از همواری نیز ندارد.

برپایه چنین نگاهی است که آیت الله خامنه ای قصد آمریکا از توافق اتمی با ایران را سوء استفاده از آن برای نفوذ در ایران می داند و می گوید: “آمریکایی‌ها می‌خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در آمریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله‌ای برای نفوذ در ایران بسازند، اما ما این راه را قاطعانه بسته‌ایم و با همه‌ توان بالای خود، اجازه‌ نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا حضور سیاسی در ایران را به آمریکایی‌ها نمی‌دهیم.”

رهبر جمهوری اسلامی با صراحت می گوید که سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی نقطه‌ مقابل سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا است و با این سخن، عملا نشان می دهد که مسیر حل مشکلات ایران و آمریکا اگر ناهموارتر از گذشته نشده باشد، دست کم نشانی از همواری نیز ندارد.

هرچند در مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ تمرکز بر پرونده اتمی ایران بود و دو طرف توانستند بر سر این موضوع به توافق برسند، اما اکنون روشن تر از پیش مشخص شده که این پرونده به بسیاری از مسایل دیگر، از جمله سیاست های منطقه ای ایران گره خورده است و بسیاری نسبت به موفقیت هر کوششی برای حل و فصل آن به تنهایی هشدار می دهند.

در چنین وضعیتی، سخنان رهبر جمهوری اسلامی را به دشواری می توان حمایت او دست کم به طور علنی از دولت حسن روحانی قلمداد کرد که به طور همه جانبه از توافق اتمی (برجام) دفاع می کند.

این موضع گیری در عین حال این پرسش را پررنگ تر می کند که آیا مخالفان توافق اتمی، در همسویی خواسته یا ناخواسته خود توانسته اند دست بالا را در تعیین مناسبات پیدا کنند یا دست کم بر خلاف موقعیت چند ماه اخیر خود، اکنون امیدوارانه تر به آینده ای نگاه می کنند که در آن می توانند تاثیری تعیین کننده بر سرنوشت این توافق و پیامدهای ناگزیر آن بگذارند؟

No responses yet

Aug 18 2015

۳۴۰ خاخام یهودی از کنگره خواستند از «توافق تاریخی» ایران حمایت کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: ۳۴۰ رهبر مذهبی یهودی در نامه‌ای به کنگره ایالات متحده از نمایندگان آن خواسته‌اند تا از «توافق تاریخی» به دست آمده در وین میان ایران و شش قدرت جهانی بر سر برنامه اتمی، حمایت کنند.

خاخام‌های یهودی در این نامه که ۲۶ مرداد ماه منتشر شده، «حمایت کامل» خود و «بسیاری از دیگر رهبران یهودی» را در مورد توافق اتمی با تهران نشان داده‌اند.

آنها می‌گویند عمیقا نگران تاثیر ناشی از این گمانه هستند، که دستگاه رهبری جامعه یهودی آمریکا، مخالف توافق اتمی به دست‌آمده است.

خبرگزاری فرانسه به نقل از یکی از سخنگویان خاخام‌ها می‌گوید نویسندگان این نامه، در حالی‌که از خواستگاه‌های مختلفی می‌آیند ولی از حمایت قریب به اتفاق رهبران مذهبی یهودی از جریان‌های اصلاح‌طلب و مخافظه‌کار و دیگر جنبش‌های پیشرو برخوردارند.

آنها نوشته‌اند «ما نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان را تشویق می‌کنیم که این توافق را تائید کنند».

کنگره ایالات متحده در حال حاضر در حال بررسی توافق ۲۳ تیر ماه در وین است.

اکثریت این کنگره را جمهوری‌خواهان تشکیل می‌دهند که مخالفت خود را با توافق اتمی بارها بیان کرده و به نظر نمی‌رسد به آن رای موافق بدهند. با این همه رئیس‌جمهوری ایالات متحده، در صورتی‌که آرا از دو سوم کل نمایندگان بیشتر نشود، می‌تواند از حق وتوی خود علیه مخالفان استفاده و در نهایت توافق را برای اجرا به تصویب برساند.

در میان دمکرات‌ها، حزبی که باراک اوباما، رئیس‌جمهوری خود از آن می‌آید، چاک شومر، یکی از بانفوذترین سناتورها از ایالت نیویورک، که یهودی نیز هست، از مخالفان توافق است.

اما خاخام‌های یهودی در نامه خود نوشته‌اند «همراه با دیگر رهبران یهودی» به طور کامل از توافق اتمی با ایران حمایت می‌کنند.

۴۹ نفر از امضاءکنندگان نامه، اهل نیویورک هستند.

حمایت خاخام‌ها در حالی انجام می‌شود که یکی از سرسخت‌ترین مخالفان توافق، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، است.

او و نیز گروهی از هوادران دولت اسرائیل در آمریکا دست به انجام فعالیت‌های گسترده‌ای در مخالفت با توافق زده‌اند.

آقای نتانیاهو شخصا در تماسی با گروه‌های یهودی در یک نشست اینترنتی، که هزاران نفر در آن جمع شده بودند، از آنها خواست مانع از تصویب توافق اتمی شوند.

روز دوشنبه، در همان زمانی که این نامه منتشر شده، میچ مک‌کانل، رهبر اکثریت جمهوری‌خواه در سنا، گفت رئیس‌جمهور ایالات متحده، در رویارویی با کنگره بر سر توافق هسته‌ای با ایران بخت زیادی برای موفقیت دارد.

No responses yet

Aug 17 2015

رهبر ایران: راه نفوذ آمریکا را پس از توافق جامع می‌بندیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر ایران گفت که مقامات آمریکایی در توافق جامع اتمی با ایران قصد داشته‌اند راهی برای نفوذ در این کشور پیدا کنند، اما تأکید کرد: “ما این راه را به طور قاطع خواهیم بست”.

آقای خامنه ای امروز دوشنبه ۲۶ مرداد (۱۷ اوت) در یک سخنرانی در تهران گفت: “نه نفوذ اقتصادی آمریکا را در کشور اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی و نه نفوذ فرهنگی. با همه توان با این نفوذ مقابله خواهیم کرد”.

رهبر ایران گفت که آمریکایی ها قصد نفوذ در منطقه را دارند و می خواهند اهداف خود را دنبال کنند، اما افزود: “ما نخواهیم گذاشت”.

آیت الله خامنه ای گفت که جمهوری اسلامی از “مقاومت در منطقه و مقاومت فلسطین” دفاع خواهد کرد و تأکید کرد: “از هر کسی که با اسرائیل مبارزه کند و رژیم صهیونیستی را بکوبد و مقاومت را تأیید کند، همه جور حمایتی را که برای ما ممکن باشد از او می کنیم”.
تکلیف توافق هنوز معلوم نیست

رهبر ایران گفت که تکلیف توافق اتمی ایران و قدرت های جهانی هنوز معلوم نیست: “نه معلوم است اینجا تصویب بشود و نه معلوم است آنجا تصویب بشود”.

آقای خامنه ای پیشتر گفته بود که این توافق باید “در مسیر قانونی” در ایران تصویب شود، اما روشن نکرده بود که این مسیر قانونی چیست.

گروهی از نمایندگان مجلس و عده ای از چهره های سیاسی عمدتا منتقد این توافق، از دولت خواسته اند که آن را به صورت لایحه به مجلس بفرستد.

اما مقامات دولتی می گویند که تصویب این توافق در مجلس لازم نیست و شورای عالی امنیت ملی آن را بررسی خواهد کرد.

در آمریکا هم کنگره این کشور تا اواسط سپتامبر فرصت دارد که نظر خود را در مورد توافق جامع اتمی با ایران اعلام کند. باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا گفته است که حتی در صورت رأی منفی کنگره، از حق وتوی خود استفاده خواهد کرد، اما اگر دو سوم نمایندگان مجلس نمایندگان و مجلس سنای آمریکا با توافق مخالف باشند، می توانند وتوی رئیس جمهور را خنثی کنند.

توافق جامع اتمی میان ایران و گروه ۱+۵ در یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تأیید شده است.

_________________________

تحلیل، جمشید برزگر، بی‌بی‌سی

سخنان امروز آیت الله خامنه ای ممکن است تفاوتی چشمگیر با روح سخنان و موضع گیری های قبلی او نداشته باشد، اما زمان بیان این اظهارات و تاکید بسیار او بر پیگیری سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی و مبهم بودن سرنوشت توافق اتمی حتی در ایران، بدون شک به سود منتقدان این توافق در آمریکا و منطقه خواهد بود. دو روز پس از آنکه نماینده آیت الله خامنه ای در روزنامه کیهان به صراحت از مخالفت قطعی آیت الله خامنه ای با مفاد توافق اتمی (برجام) سخن گفت و اظهارات او از سوی دفتر آیت الله خامنه ای تکذیب نشد، رهبر جمهوری اسلامی با تاکید بر تداوم حمایت ایران از کسانی که اسراییل را “می کوبند” و نیز “مردم بحرین و یمن”، اسراییل، عربستان سعودی و مخالفان داخلی باراک اوباما را مصمم تر خواهد ساخت تا استدلال کنند توافق اتمی نه تنها موجب تغییر سیاست های جمهوری اسلامی نشده، بلکه باعث می شود که این سیاست ها با قدرت و توان بیشتری پی گرفته شوند. چنین وضعیتی، کار دو دولت حسن روحانی و باراک اوباما برای عملی کردن توافق اتمی را دشوارتر می سازد.

No responses yet

Aug 17 2015

حمید مقدم‌فر: سخنی با برادر متعهد و انقلابی جناب آقای حسین شریعتمداری

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

تسنیم: خبرگزاری تسنیم: آیا اگر امر دایر باشد که جهت‌گیری پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری را در مورد جمع بندی مذاکرات بپذیریم یا نوشته جنابعالی (حسین شریعتمداری) را، به‌نظر کدام را باید انتخاب کنیم؟

حمیدرضا مقدم‌فر در واکنش به یادداشت روز روز گذشته کیهان به‌قلم حسین شریعتمداری یادداشتی منتشر کرد. متن این یادداشت به‌شرح ذیل است:

سخنی با برادر متعهد و انقلابی جناب آقای حسین شریعتمداری

چه‌کسی بیشتر از طرفداران گفتمان انقلاب اسلامی به رعایت حریم رهبری بزرگوار انقلاب اسلامی، سزاوارتر از جناب آقای شریعتمداری برادر اندیشمند و انقلابی است؟ مقاله روز شنبه 94.5.24 جنابعالی را در کیهان در خصوص موضوع هسته‌ای و برجام خواندم، بسیار به فکر فرو رفتم، چگونه است که برادر انقلابی چون جنابعالی، اصرار دارد به مخاطبان خود تفهیم کند که رهبر انقلاب مثل من فکر می‌کند؟! مثل من تحلیل می‌کند؟! و مثل من می‌فهمد؟! و این در حالی است که حضرت آقا، هم، در سخنرانی عید سعید فطر مواضع صریحی را در این خصوص اعلام کردند و هم مطالب شفافی را به شخصیت‌های نظام فرمودند و هم… .

آیا اگر امر دایر باشد که جهت‌گیری پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری را در این مورد بپذیریم یا نوشته جنابعالی را، به‌نظر کدام را باید انتخاب کنیم؟ آیا بیان صریح مقام معظم رهبری مبنی بر طی مسیر قانونی و تصویب یا عدم تصویب براساس مصالح ملی را به گوش جان بسپاریم و از شتابزدگی در استنتاج بپرهیزیم؟ یا به‌تشخیص خود آن‌چنان پا بفشریم و به دیگران القا کنیم به‌گونه‌ای که هر نوع نتیجه‌گیری غیر از مجاری قانونی مغایر نظر رهبری جلوه داده شود؟ آیا تصور نمی‌کنید در شرایطی که نیروهای انقلاب به یک‌پارچگی و وحدت کلمه بیش از گذشته نیاز دارند، این‌گونه موضع‌گیری کردن یک دوگانگی و شکاف بین نیروهای انقلاب ایجاد می‌کند؟ بهتر نیست به‌گونه‌ای موضع‌گیری کنید که حداکثر مواضع خود را اعلام کنید نه اینکه از زبان رهبری سخنی بگویید؟

ارادتمند و برادر کوچک شما حمیدرضا مقدم‌فر

انتهای پیام/*

No responses yet

Aug 15 2015

نماینده رهبر ایران در کیهان: آقا به هیچ وجه از توافق هسته‌ای راضی نیستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: حسین شریعتمداری، مدیر مسئول و نماینده آیت الله خامنه ای در موسسه کیهان با ذکر اینکه رهبر ایران از “عواقب فاجعه‌آفرین” توافق جامع هسته ای مطلع است گفت: “با جرأت می‌توان گفت که ایشان به هیچ وجه از متن تهیه شده راضی نیستند”.

وی در سرمقاله شنبه ۲۴ مرداد این روزنامه نوشت که اگر آقای خامنه ای از توافق هسته ای راضی بود تأکید یک ماه پیش او در خطبه های نماز عید فطر مبنی بر اینکه “متن تهیه شده تصویب بشود یا نشود از اصول انقلاب دست نخواهیم کشید” ضرورتی نداشت.

حسین شریعتمداری با تاکید بر اینکه توافق جامع هسته ای ‘برای اصول و مبانی انقلاب فاجعه‌آفرین است و همین بندها و مواد است که دغدغه رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان را در پی داشته’ خواستار ‘رد کامل’ این توافق شد

به نظر می رسد مدیر مسئول کیهان اعتقاد دارد که رهبر ایران بر مبنای این اظهارات، نمی تواند با بخش هایی از توافق هسته ای که به گفته آقای شریعتمداری “با اصول و مبانی اسلام و انقلاب و موجودیت نظام در تعارضند” موافق باشد.

حسین شریعتمداری، همچنین با تاکید بر اینکه توافق جامع هسته ای “برای اصول و مبانی انقلاب فاجعه‌آفرین است و همین بندها و مواد است که دغدغه رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان را در پی داشته” خواستار “رد کامل” این توافق توسط نهادهای مسئول شد.

در هفته های اخیر، بحث های مختلفی در مورد لزوم تصویب یا عدم تصویب توافق جامع هسته ای در مجلس ایران مطرح شده که هنوز به جمع بندی نهایی نرسیده است.

سرمقاله جدید کیهان در مورد مواضع آقای خامنه ای، در شرایطی منتشر شده که دو هفته پیش، سایت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اظهارات عباس عراقچی از مذاکره کنندگان ارشد هسته ای ایران در جمع مدیران این رسانه را منتشر کرده بود که در آن، بر نظارت کامل رهبر جمهوری اسلامی بر جزئیات مذاکرات تاکید شده بود.

آقای عراقچی در بخشی از این اظهارات، که ساعاتی پس از انتشار و به دنبال اعتراض وی از روی سایت صدا و سیما برداشته شد، تاکید داشت که آیت الله خامنه ای علاوه بر کلیات، در بعضی “جزئیات” مذاکرات هم رهنمود می‌داده است. وی افزوده بود که آقای خامنه ای “با هر یک از اعضای تیم مذاکره کننده” که صلاح می دیده جلسه جداگانه می گذاشته و در طول مذاکرات دو بار “پیک‌هایی” را به محل گفتگوها فرستاده است.

عباس عراقچی دو هفته پیش گفت که آقای خامنه ای ‘با هر یک از اعضای تیم مذاکره کننده’ که صلاح می دیده جلسه جداگانه می گذاشته و در طول مذاکرات دو بار ‘پیک‌هایی’ را به محل گفتگوها فرستاده است

حسن روحانی رئیس جمهور ایران نیز سال گذشته، در پاسخ به برخی منتقدان سیاست‌های هسته‌ای دولت خود گفته بود که برخی “متوجه نیستند که رهبری نظام، نقش تعیین کننده‌ای در سیاست‌های کلی نظام دارند و اختیار برخی از امور با ایشان است و ایشان باید تصمیم بگیرند”.

رهبر جمهوری اسلامی، پس از توافق جامع هسته ای در وین، ضمن پرهیز از اظهارنظر مستقیم در مورد متن توافق، از تلاش های مذاکره کنندگان تقدیر کرد و از لزوم بررسی دقیق “متنی که فراهم آمده” در “مسیر قانونی پیش‌بینی شده” سخن گفت.

در پی این واکنش، حسین شریعتمداری نوشت که اگر رهبر جمهوری‌اسلامی با توافق یاد شده موافق بود، بر “ضرورت بررسی دقیق متن” تاکید نمی کرد.

No responses yet

Aug 07 2015

کاخ سفيد: احتیاج نداریم کنگره توافق ایران را تایید کند، فقط آن را بر هم نزند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: سخنگوی کاخ سفيد روز پنجشنبه ۱۵ مرداد با حمايت از اظهارات روز گذشته رييس جمهوری آمريکا، تاکيد کرد که تندروها در ايران و جمهوريخواهان در کنگره خواهان رد توافق هسته‌ای با تهران هستند.

جاش ارنست که در نشست مطبوعاتی با خبرنگاران در واشينگتن صحبت می‌کرد، در پاسخ به پرسشی در خصوص اين که به چند رای در کنگره احتياج است تا توافق با ايران تاييد شود؟، گفت: «واقعیت این است که ما احتياج نداريم کنگره اين توافق را تاييد کند، ما فقط نیاز داریم کنگره آن را بر هم نزند».

وی اظهار داشت: «جمهوريخواهان حتی پيش از اين که توافق هسته‌ای حاصل شود، با آن مخالف بودند و اعلام کردند که اين توافق بد است و نبايد سر بگيرد».

سخنگوی کاخ سفید تاکيد کرد طنز ماجرا اينجاست که «تندروها در خيابان‌های ايران نيز خواهان رد اين توافق هستند».

جاش ارنست در ادامه کنفرانس خبری خود گفت: «جمهوريخواهان بهتر بود پيش از اعلام مخالفت با اين توافق ابتدا حرف‌های رييس‌جمهوری را گوش می‌دادند و بعد مخالفت می‌کردند».

وی همچنين در پاسخ به اين پرسش «آيا باراک اوباما از اين که تندروها در ايران را جمهوريخواهان مقايسه کرده است عذرخواهی خواهد کرد؟» گفت: «اين حرف مبتنی بر واقعيات است».

جاش ارنست تصريح کرد که رييس‌جمهوری آمريکا قصد ندارد در اين زمينه حرف خود را پس بگيرد.

ايران و شش قدرت جهانی در ۲۳ تيرماه امسال درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به توافق دست يافتند. اکنون نمايندگان کنگره آمريکا بايد در خصوص رد يا تاييد اين توافق نظر دهند.

دولت باراک اوباما طی روزهای اخير تلاش‌های گسترده‌ای را برای حمايت از اين توافق در کنگره انجام داده است. جمهوريخواهان که اکثريت مجلس نمايندگان و سنای آمريکا را در اختيار دارند می‌گويند که این توافق را رد خواهند کرد.

سخنگوی کاخ سفید در ادامه سخنانش تصريح کرد: کسانی که امروز با توافق هسته‌ای با ايران مخالفند، همان‌هايی هستند که خواهان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ شدند.

باراک اوباما روز چهارشنبه هشدار داده بود که اگر کنگره توافق با ایران را رد کند، اعتبار آمريکا به عنوان رهبر ديپلماسی در جهان از بین خواهد رفت.

رييس‌جمهوری آمريکا گفته بود که با رد توافق هسته‌ای در کنگره، تنها گزينه‌ای که باقی می‌ماند جنگ است، و اضافه کرد: «با کلمات بازی نکنيم، تنها گزينه‌هايی که در نهايت با آن روبه‌رو هستيم، انتخاب بين ديپلماسی يا نوعی از جنگ است».

No responses yet

Aug 06 2015

چگونه صالحی و خامنه‌ای، تیم جلیلی را دور زدند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: علی‌اکبر صالحی توضیح می‌دهد که چگونه مذاکرات محرمانه با آمریکایی‌ها در دولت احمدی‌نژاد و با هدایت علی خامنه‌ای شروع شد.

علی‌اکبر صالحی، رییس سازمان انرژی اتمی ایران و وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی، گفته است [2] که در زمان تصدی پست وزارت، به دلیل رابطه خوب ایران با عمان، این کشور میانجی مذاکره مستقیم بین ایران و آمریکا شد. وی گفت که این مذاکرات با اطلاع رهبر جمهوری اسلامی و بدون دخالت شورای عالی امنیت ملی، صورت گرفت.

صالحی گفت: «به مقامات عمانی پیام دادم که نامه را رسمی بنویسند تا مسئولان ما بدانند موضوع جدی است؛ زیرا پیش از این ماجرا، همه بحث ها به صورت شفاهی رد و بدل شده بود. من به دوستان عمانی تأکید کردم که این خواسته را رسمی مطرح کنید؛ آنها نیز اقدام کردند و بنده هم نامه رسمی دریافتی را به مسئولان نظام رساندم و پس از آن برای تشریح روند طی شده به محضر رهبر معظم انقلاب شرفیاب شدم».

وی در پاسخ به این سوال که آیا نامه دریافتی را به رییس دولت هم دادید، گفت: «خبر دریافت چنین نامه‌ای را به اطلاع مسئولان نظام رساندم. پیرو نامه، خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم و به این نکته اشاره کردم که به نظر نمی‌رسد مذاکره ایران با گروه ۱+۵ به اهداف مورد نظر نظام منتهی شود، اگر اجازه بدهید راه دوم را پیگیری کنیم. سپس آمادگی رسمی عمان را برای میانجیگری خدمت ایشان اعلام کردم».

نامه مذکور که از سوی پادشاه عمان امضا شده بود، توسط علی‌اکبر صالحی به علی خامنه‌ای تحویل شد و خامنه‌ای با ذکر این که مخالف مذاکره با آمریکا نیست، شروط خود را اعلام کرد.

به روایت علی‌اکبر صالحی، شرط‌های خامنه‌ای به این شرح بودند: «اول؛ مذاکره فقط در ارتباط با مسأله هسته ای باشد یعنی در خصوص مسأله روابط دوجانبه هیچ مذاکره ای انجام نشود. دوم؛ هشیار باشید تا مانند گفت و گو با ۱+۵ بازی «مذاکره برای مذاکره» نشود و در همان یکی دو جلسه اول بتوانید به یک جمع بندی برسید.»

صالحی گفت که رهبر جمهوری اسلامی با کلیات مذاکره موافقت کرد و به وی ماموریت داد که کار را پیش ببرد. صالحی گفت: «آن موقع در کشور ما مقداری اختلاف نظر وجود داشت. هر یک از دوستان نظر خاص خودش را داشت، این اختلاف نظر ها باعث شد با مشکل مواجه شویم. در حقیقت رهبر معظم انقلاب، تنها حامی ما بودند؛ اما ما نمی‌خواستیم ایشان را در کارها و امور اجرایی جزئی درگیر و مزاحمت ایجاد کنیم. وقتی بنده اجازه مذاکره را از رهبر معظم انقلاب دریافت کردم، به طرف عمانی اعلام کردم آماده مذاکره ایم. امریکایی ها هم اصرار داشتند مذاکره محرمانه باشد سپس تلاش برای ایجاد هماهنگی میان نهادهای مرتبط داخلی را آغاز کردیم اما چون نظرات متفاوتی مطرح بود، برای پیشبرد موضوع با مشکل مواجه شدیم».
بنا بر گفته صالحی، شورای امنیت ملی نیز در این مذاکرات نقش نداشت و گفت‌وگوها با نظر شخص خامنه‌ای پیش می‌رفت. وی تاکید کرد: «آمریکایی ها در نخستین جلسه متعجب شده و گفته بودند که «ما اصلاً باور نمی کنیم، این اتفاق افتاده است؛ فکر کردیم عمان شوخی کرده؛ ما برای صحبت با شما، اصلاً، آمادگی نداریم».
در وقفه‌ای که به دلیل انتخابات آمریکا ایجاد شده بود، تیم صالحی «از طریق میانجی، اطلاعات مختلفی با امریکایی‌ها ردو بدل» می‌کرد که به صورت نامه‌نگاری رسمی نبود و non-paper محسوب می‌شد.

صالحی می‌گوید که در زمان انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز، مدتی گفت‌وگوها متوقف شدند تا دولت جدید سر کار بیاید و مذاکرات ادامه یابد.

وی گفت: «بالاخره، انتخابات ایران هم با پیروزی آقای دکتر روحانی خاتمه یافت… نامه‌ای برای آقای دکتر روحانی نوشتم و خدمت ایشان هم رفتم و گفتم که ما چنین مذاکراتی را با امریکا انجام دادیم و الان هم بنا به توصیه رهبر معظم انقلاب این مذاکرات را متوقف کردیم تا حضرتعالی این مسیر را ادامه دهید. آقای روحانی وقتی در جریان جزئیات این مذاکرات قرار گرفتند، موضوع برایشان باور پذیر نبود. به ایشان گفتم که حضرتعالی بعد از اینکه تنفیذ انجام شد، این مسأله را سرعت دهید. خدای نکرده آن را رها نکنید تا مانند گذشته، حدود هشت ماه را به عنوان فاصله تشکیل دو جلسه از دست ندهیم. پس از انتخابات و در دولت تدبیر و امید، شرایط کشور متحول شده بود. رئیس جمهوری، وزیر خارجه و نهاد شورای عالی امنیت ملی همه هماهنگ، همفکر و همدل بودند. بنابراین، روند مذاکرات شتاب گرفت و دوره تازه ای برای حل و فصل پرونده هسته ای آغاز شد».
بنا بر گفته صالحی، در دولت احمدی‌نژاد و در حالی که سعید جلیلی مشغول مذاکره با قدرت‌های غربی بود، بدون دخالت شورای امنیت ملی، مذاکره اصلی با آمریکا در جریان بود.

متن اصلی از سایت انتخاب:

صالحی: ما به مقصد رسیدیم/ مذاکره کنندگان ما با عزت و اقتدار، افتخار آفریدند
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

علی اکبر صالحی در گفت وگویی با اشاره به روند مذاکرات هسته ای از آغاز تاکنون گفت: بخش عمده راه طی شده، ما به مقصد رسیدیم و مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران با عزت و اقتدار، افتخار آفریدند.

«روزنامه ایران» در ویژه نامه ضمیمه خود با عنوان «از تولد تا توافق» امروز (سه شنبه) 13 مردادماه مصاحبه اختصاصی را از علی اکبر صالحی معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در مورد چگونگی روند مذاکرات هسته ای، منتشر کرده است که مشروح آن را در پی می خوانید:

کارنامه ای پر بار دارد؛ از نمایندگی دائمی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و مشاور وزیر امور خارجه در مسائل بین الملل دولت اصلاحات گرفته تا معاونت رئیس جمهوری و ریاست سازمان انرژی اتمی ایران و وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد. از سال 84 تا 88 هم از طرف سازمان کنفرانس اسلامی، معاونت این سازمان را برعهده داشته و در جده عربستان مستقر بوده است.

در دولت روحانی نیز به سمت معاونت رئیس جمهوری و ریاست سازمان انرژی اتمی ایران منصوب شد. استمرار حضور او در مناصب مهم سه دولت با دیدگاه های متفاوت و گاهی متضاد، بیانگر اعتماد نظام به این شخصیت و مواضع غیر جناحی اوست. سکانداری وزارت خارجه طی سال های 89 تا 92 که دیپلماسی ایران تحت شدیدترین فشارهای جهانی قرار گرفت و سپس انتصاب او به ریاست سازمان انرژی اتمی در کابینه یازدهم و سرانجام اضافه شدن او به تیم هسته ای ایران به عنوان کارشناس فنی تیم مذاکره کننده، موجب شده تا کوله باری از تجربه و حرف های ناگفته داشته باشد.

علی اکبر صالحی در گفت و گو با «ایران»، «جعبه سیاه» بخشی از تاریخ ایران را گشود: مذاکرات محرمانه ایران و امریکا که سال 90 آغاز شد و با برگزاری چندین نشست دیپلمات های دو کشور تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 ادامه داشت. وزیر خارجه آن زمان ایران، محتوای پیام ارسالی امریکا از کانال عمان، واکنش اولیه خود به این پیام، انتقال خواسته واشنگتن به رهبر معظم انقلاب، چند شرط ایشان برای آغاز مشروط مذاکرات و ناهمراهی برخی مقامات مسئول در اعزام دیپلمات های ایران به عمان، بحث های اولیه مذاکره کنندگان و افت و خیز مذاکرات و… را شرح داد.

ناگفته های او از مذاکرات فنی هسته ای، جدل هایش با وزیر انرژی امریکا، مناسبات شخصی اش با «مونیز» از دیگر سخنان ناشنیده رئیس سازمان انرژی اتمی است. صالحی، هنوز غبار خستگی مذاکرات فشرده توافق «وین» را از تن نزدوده بود و رفت و آمدهای مکرر مقامات به دفترش، از سر شلوغی اش حکایت داشت اما با دقت و حوصله پاسخگوی سؤالات مان شد.

– در دولت یازدهم مقامات بلندپایه دیپلماتیک ایران و امریکا بارها در چارچوب مذاکرات هسته ای به صورت دوجانبه دیدار کردند. این در حالی است که جرقه های اولیه دیدارهای دوجانبه که البته به صورت محرمانه انجام می شد، اواخر دولت دهم زده شد. شما آن هنگام مسئولیت وزارت خارجه را عهده دار بودید و پیش تر در اشاره ای گذرا خبر داده بودید که مذاکره با امریکا سال 1390 آغاز شد. لطفاً درباره چرایی و چگونگی تمایل به مذاکره دو کشوری که 33 سال قطع رابطه دیپلماتیک داشتند توضیح دهید.

اینجانب از زمانی که پرونده ساختگی هسته ای ایجاد شد، در جریان همه جزئیات این چالش قرار داشتم و به عنوان کسی که قبلاً مسئولیت نمایندگی ایران در سازمان بین المللی انرژی اتمی را عهده دار بود، بر موضوع هسته ای متمرکز شده و به عنوان نمونه با رسانه های بین المللی زیادی درباره این موضوع مصاحبه داشته یا مقاله نوشتم؛ بعدها که به سازمان انرژی اتمی و پس از آن به وزارت خارجه رفتم با توجه به سوابق کاری متوجه شدم ظاهراً کشورهای عضو گروه 1+5 با شیوه ای که در پیش گرفته اند، خیلی دنبال دستیابی به نتیجه نیستند. هربار که تیم مذاکره کننده ایران در مذاکرات حضور می یافت، طرف مقابل، موانع جدیدی را برای ایران ایجاد می کرد و به جای برطرف شدن موانع، یک «مذاکره برای مذاکره» دیگر، به فهرست مطول مذاکرات قبلی، اضافه و کار مذاکره کنندگان ما سخت تر می شد.

– البته طرف مقابل مدعی بود که ایران خیلی در مذاکره جدی نیست و جلیلی را متهم می کردند که به جای مذاکره هسته ای، در نشست ها مسائل غیر مرتبط و شعاری مطرح می کند…
خیر. بنده در جریان بودم که ایران جدی بود. آقای جلیلی خودسرانه کار نمی کرد؛ کمیته های متعددی در شورای عالی امنیت ملی وجود داشت. نمایندگان نهادها و سازمان های مختلف از جمله سازمان انرژی اتمی و وزارت خارجه در این کمیته ها حضور داشتند و موضوعات را مورد بررسی قرار می دادند. آقای دکتر جلیلی در این چارچوب کار می کرد.

– پس معتقدید اراده لازم برای انجام و پیشبرد مذاکره در تیم ایرانی وجود داشت؟
بله. ایران به دنبال رسیدن به نتیجه بود اما در همان برهه به این نتیجه رسیدم که مذاکره همزمان با گروه 1+5 مشکل است، زیرا این گروه تحت ریاست یک کشور واحد، مذاکره نمی کرد. خانم اشتون به عنوان نماینده «اتحادیه اروپا» حضور داشت، اما سه کشور مذاکره کننده عضو «اتحادیه اروپا» شامل انگلیس، فرانسه و آلمان، (EU3) خود را مجموعه جدایی از گروه (E3) متشکل از امریکا، چین و روسیه می دانستند.

– با توصیف شما به نظر می رسد مذاکره با 1+5، دشوارتر از مذاکره با «تروئیکا» شده بود؟
بله، مذاکرات هسته ای نخستین بار در دوره مسئولیت جناب آقای دکتر روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی با سه کشور عضو اتحادیه اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان) آغاز شد و بعدها سه کشور دیگر امریکا، چین و روسیه هم به آن پیوستند. یعنی مذاکرات در قالب (EU3) + (E3) دنبال شد که هیچ کشوری، ریاست آنها را بر عهده نداشت و معلوم نبود چه کسی باید مذاکرات را از جانب آنها مدیریت کند. به همین دلیل، قرار شد شخصیتی مثل خانم اشتون یا قبل از آن آقای سولانا، مدیریت مذاکره از جانب آنان راعهده دار شود اما عملاً شاهد بودیم باز همان مشکلات سابق ادامه یافته است به عنوان مثال، وقتی خانم اشتون در فرایند مذاکره درصدد انعطاف و کوتاه آمدن درباره یک موضوع برمی آمد، کافی بود یک کشور مخالفت کند؛ در چنین موقعیتی قضیه پیچیده می شد. در واقع، هر دفعه، بنا به اراده و منویات کشور ها از یک جلسه تا جلسه بعدی به جای اینکه موانع گذشته رفع شود، موانع دیگر هم ایجاد می شد.

– یعنی در فاصله برگزاری دو نشست، نه تنها جمع بندی حاصل نمی شد بلکه مطالبات جدید هم افزوده می شد؟
بله، برداشت اینجانب این گونه بود. به همین دلیل به نتیجه رسیدم که ادامه مذاکره به آن شیوه، سرانجامی نخواهد داشت؛ اگرچه مذاکره کنندگان ایرانی در چارچوبی که نتیجه مفاهمه تعداد زیادی از نهادهای تصمیم ساز نظام بود، واقعاً زحمت می کشیدند اما در عمل، مذاکرات بی نتیجه می ماند.

– تیم مذاکره کننده هم جمع بندی ای مشابه شما داشتند؟
در واقع فرصتی برای بحث و گفت و گو پیرامون این موضوع با آقای جلیلی ایجاد نشد. ایشان بالاخره به عنوان مسئول مذاکره ناگزیر بودند با کشورهای عضو گروه 1+5 پیش بروند؛ آن موقع، راهکار جایگزین دیگری پیشنهاد نشده بود. همان زمان این فکر در ذهن بنده ایجاد شد که باید شیوه دیگری بیابیم. در همین زمان (بین 1390 و 1389) که بنده مسئولیت وزارت خارجه را عهده دار شدم، معاون وقت وزارتخانه، آقای قشقاوی برای پیگیری وضعیت ایرانیان زندانی در خارج از کشور به عمان رفته بود. زیرا از عمان خواسته بودیم در ارتباط با آزادی ایرانیانی که در انگلیس یا امریکا زندانی بودند، مساعدت نمایند.

– چرا عمان به عنوان میانجی انتخاب شده بود؟
ما رابطه بسیار خوبی با عمان داریم. حضرت آقا، اخیراً فرمودند یکی از مسئولان محترم منطقه که البته منظور ایشان پادشاه عمان بود. این کشور مورد احترام طرف غربی هم هست مواردی از میانجیگری میان امریکا و ایران را نیز قبلاً انجام داده بود مانند قضیه کوهنوردان امریکایی بازداشت شده در ایران و نیز موضوع آزادی تعدادی از زندانیان ایرانی در بریتانیا و امریکا که عمان در حل و فصل آن موضوع، نقش مهمی ایفا کرد.

– بحث ورود عمان به مذاکره ایران و امریکا در آن مقطع چگونه شکل گرفت؟
نخست باید به این مسأله اشاره کنم که عمان سیاست منطقی و معقولی را در منطقه دنبال می کند؛ سیاستی که مبتنی بر احساسات نیست. به همین دلیل، ما با آنها در تماس بودیم و آنها هم به ما کمک می کردند. زمان حضور آقای قشقاوی در عمان، یکی از مدیران این کشور نامه ای به ایشان دادند که در آن، یکی از مدیران عمانی اعلام کرده بود که امریکایی ها آماده هستند مذاکراتی با ایران داشته باشند و خیلی علاقه مندند که چالش تهران و واشنگتن حل شود؛ ما هم در این میان آماده ایم تا به تسهیل فرآیند امور کمک کنیم. به نظر می رسد که فرصت خوبی فراهم شده است. آن موقع هنوز انتخابات امریکا شروع نشده بود اما اوباما تبلیغات انتخاباتی خود را آغاز کرده بود تا برای بار دوم راهی کاخ سفید شود. بحث پیام عمانی ها مربوط به زمانی بود که رقابت های انتخاباتی امریکا آغاز شده بود اما تا فرارسیدن روز برگزاری انتخابات مدتی باقیمانده بود. البته اینجانب در آن برهه زمانی، خیلی این نامه را جدی نگرفتم.

– چرا جدی نگرفتید؟ چون نامه از سوی یک مدیر میانی عمانی ارسال شده بود؟
بله، این نکته ذهن مرا به خود مشغول کرد که نامه ارسالی دستنویس است؛ آن هنگام ما آن مدیر را نمی شناختیم؛ مدتی بعد آقای سوری – که مدیر کشتیرانی یکی از شرکت های ما بود- به خاطر پیگیری مسائل مرتبط با حوزه کشتیرانی به عمان سفر کرد تا با مقامات عمانی صحبت کند.

– چند ماه بعد از نامه ارسالی اولیه بود؟
در حدود یک یا دو ماه از ارسال نامه اول گذشته بود ایشان نزد بنده آمد. گفت «آقای صالحی! من رفته بودم عمان تا راجع به مسائل کشتیرانی صحبت کنم؛ یکی از مسئولان عمانی خواسته ای داشت مبنی بر اینکه امریکایی ها این آمادگی را دارند با ایران وارد مذاکره محرمانه دو جانبه راجع به پرونده هسته ای شوند.» مشخص بود که به شکل گیری این مذاکرات علاقه مندند.

– مسئول عمانی که آقای سوری از او نقل قول کرد، دقیقاً چه سمتی داشت؟
شخصی به نام «اسماعیل» بود که زمانی به عنوان مشاور پادشاه عمان نیز منصوب شده بود؛ الان هم در وزارت خارجه عمان فعالیت می کند. به هرحال، رابطه خوبی با امریکایی ها داشت و مورد اعتماد مقامات عمانی بود. به آقای سوری گفتم که«ما مطمئن نیستیم امریکایی ها چقدر جدی هستند ولی من یادداشتی می دهم؛ بگو ما این مطالبات را داریم؛ دفعه بعدی که به عمان رفتید، یادداشت را به همراه داشته باشید.» اینجانب چهار مورد مشخص را در یک صفحه نوشتم. یکی از موارد، به رسمیت شناختن حق غنی سازی بود. بنده در این اندیشه بودم اگر امریکایی ها در طرح این پیشنهادها صادق هستند باید با پذیرش این چهار خواسته ما موافقت کنند. آقای سوری این نامه کوتاه را به واسطه داد و تأکید کرد که این موارد فهرست مطالبات ایران است. اگر امریکایی ها دنبال حل مسأله هستند،
بسم الله؛ این گوی و این میدان، وگرنه، پیگیری پیشنهادهای کاخ سفید به ایران، بی فایده و غیرقابل توجیه است.

– سه خواسته دیگر مرتبط با چالش های منطقه ای بود؟
همه خواسته های مطرح شده در نامه، مربوط به چالش هسته ای بود. مواردی که همیشه در گیر آنها بودیم از قبیل بسته شدن پرونده هسته ای، به رسمیت شناختن حق غنی سازی و حل و فصل موضوع فعالیت های پیشین ایران تحت عنوان «پی ام دی». امریکایی ها بعد از دریافت این نامه گفتند «ما با جدیت تمام آمادگی داریم و براحتی می توانیم مسائل مورد اشاره ایران را مورد حل و فصل قرار دهیم.»

– طرف امریکایی با چه کسی در ارتباط بود؟
آنها با مقامات عمانی از جمله شخصیت مورد نظر در ساختار حکومت در این کشور در ارتباط بودند. ایشان با وزیر خارجه امریکا دوست بود؛ آقای کری آن زمان هنوز وزیر خارجه نبود؛ بلکه به عنوان رئیس کمیته روابط خارجی سنا فعالیت می کرد. به هر حال؛ پس از اینکه پیام و پاسخ مثبت امریکایی ها را دریافت کردم؛ به این جمع بندی رسیدم که امکان اقدام های بیشتر در این زمینه فراهم است. بنابراین، از عمانی ها خواهش کردیم نامه ای رسمی برای ایران ارسال کنند تا نامه رسمی آنان را به اطلاع مسئولان کشور برسانم. ارزیابی بنده این بود که فرصت خوبی فراهم شده و می توانیم از این فرصت، بهره برداری کنیم.

– تا این مرحله با کسی مشورت نکردید؟ فقط از اختیارات خودتان استفاده کرده بودید؟
بله. به مقامات عمانی پیام دادم که نامه را رسمی بنویسند تا مسئولان ما بدانند موضوع جدی است؛ زیرا پیش از این ماجرا، همه بحث ها به صورت «شفاهی» رد و بدل شده بود. من به دوستان عمانی تأکید کردم که «این خواسته را رسمی مطرح کنید»؛ آنها نیز اقدام کردند و بنده هم نامه رسمی دریافتی را به مسئولان نظام رساندم و پس از آن برای تشریح روند طی شده به محضر رهبر معظم انقلاب شرفیاب شدم.

– نامه دریافتی را به رئیس دولت هم دادید؟
خبر دریافت چنین نامه ای را به اطلاع مسئولان نظام رساندم. پیرو نامه، خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم و به این نکته اشاره کردم که«به نظر نمی رسد مذاکره ایران با گروه 1+5 به اهداف مورد نظر نظام منتهی شود، اگر اجازه بدهید راه دوم را پیگیری کنیم.» سپس آمادگی رسمی عمان را برای میانجیگری خدمت ایشان اعلام کردم.

– نامه دریافتی توسط کدام مقام عمانی امضا شده بود؟
پادشاه عمان امضا کرده بودند. خدمت رهبر معظم انقلاب گفتم «با توجه به اینکه سوابق همکاری واقعاً مثبتی با عمان داریم و این کشور همواره سعی کرده، در حد توان، همکاری خوبی با ما داشته باشد و برخی از موارد را هم تاکنون برای ما حل کرده – مثل آزادی ایرانیان بازداشتی در خارج از کشور – اگر اجازه دهید این موضوع را نیز با دوستان عمانی پیش ببریم.» مباحث زیادی در این زمینه مطرح شد. رهبر معظم انقلاب نکاتی را مورد اشاره قرار دادند که شامل این موارد بود «نمی توانیم به امریکایی ها اعتماد کنیم؛ با توجه به خلف وعده ای که می کنند، تجربه بدی از آنها داریم. آنها هیچ وقت پایبند به عهد و پیمان نبودند.»
اینجانب در ادامه عرض کردم «اگر اجازه دهید برای اتمام حجت در این زمینه اقدام کنیم، به هر حال چیزی را از دست نمی دهیم یا به نتیجه می رسیم یا نمی رسیم. این مذاکرات، محرمانه هم خواهد بود و سعی می کنیم آنها سوءاستفاده نکنند.» حضرت آقا در نهایت فرمودند که برای اتمام حجت، امر درستی است با این کار مخالفتی ندارم، اما چند شرط دارم. اول؛ مذاکره فقط در ارتباط با مسأله هسته ای باشد یعنی در خصوص مسأله روابط دوجانبه هیچ مذاکره ای انجام نشود. دوم؛ هشیار باشید تا مانند گفت و گو با 1+5 بازی «مذاکره برای مذاکره» نشود و در همان یکی دو جلسه اول بتوانید به یک جمع بندی برسید.» به هرحال، رهبری با کلیت انجام مذاکره موافقت کردند. بعد فرمودند بروید و کار را پیش ببرید. آن موقع در کشور ما مقداری اختلاف نظر وجود داشت. هر یک از دوستان نظر خاص خودش را داشت، این اختلاف نظر ها باعث شد با مشکل مواجه شویم. در حقیقت رهبر معظم انقلاب، تنها حامی ما بودند؛ اما ما نمی خواستیم ایشان را در کارها و امور اجرایی جزئی درگیر و مزاحمت ایجاد کنیم. وقتی بنده اجازه مذاکره را از رهبر معظم انقلاب دریافت کردم، به طرف عمانی اعلام کردم آماده مذاکره ایم. امریکایی ها هم اصرار داشتند مذاکره محرمانه باشد سپس تلاش برای ایجاد هماهنگی میان نهادهای مرتبط داخلی را آغاز کردیم اما چون نظرات متفاوتی مطرح بود، برای پیشبرد موضوع با مشکل مواجه شدیم.

– شورای امنیت ملی هم در این مذاکرات نقش داشت؟
نه، من اجازه پیگیری این مذاکرات را داشتم اما باید با سایر نهادها هماهنگ می کردم که همین نکته، باعث ایجاد مشکلاتی شده بود. سرانجام با کسب اجازه از رهبر معظم انقلاب، هشت ماه بعد از اینکه هماهنگی های لازم با دبیر شورای عالی امنیت ملی انجام شد، نخستین نشست با امریکایی ها برگزار شد. از طرف ما آقای خاجی، معاون اروپا و امریکای وزارت خارجه به همراه چند نفر از مدیران کل، برای مذاکره به عمان اعزام شدند. امریکایی ها در نخستین جلسه متعجب شده و گفته بودند که «ما اصلاً باور نمی کنیم، این اتفاق افتاده است؛ فکر کردیم عمان شوخی کرده؛ ما برای صحبت با شما، اصلاً، آمادگی نداریم!»

– هیأت امریکایی در چه سطحی اعزام شده بودند؟
ویلیام برنز، معاون وزیر خارجه امریکا آمده بود. آنها گفتند «ما فقط آمده ایم ببینیم ایران واقعاً آماده مذاکره است؟» نماینده ما نیز پاسخ لازم را به آنها داده بود و سرانجام صحبت هایی پیرامون موضوع مطرح می شود؛ نتیجه اولیه حاصل و زمینه برای هماهنگی های بعدی آماده می شود.

– امریکایی ها چگونه مطمئن شدند دیپلمات های ایرانی اعزام شده؛ از اختیار لازم و کافی برخوردارند؟
در آن برهه زمانی ایران و امریکا مجاز نبودند سر میز مذاکره با یکدیگر بنشینند. همین که ایران دیپلماتی در سطح معاون وزیر خارجه را برای مذاکره اعزام کرده بود، گویای جدی بودن ایران برای مذاکره بود؛ امریکایی ها هم متوجه جدی بودن قضیه شده بودند. در این جلسه آقای خاجی به امریکایی ها فشار می آورد تا نقشه راهی برای ادامه مذاکرات تعیین شود و در نهایت صحبت درباره نقشه راه مذاکره به جلسه دوم موکول می شود. در جلسه دوم آقای خاجی به طرف امریکایی هشدار می دهد که «ما برای مذاکره طولانی مدت نیامده ایم. اگر شما جدی هستید باید غنی سازی ما را به رسمیت بشناسید در غیر این صورت نمی توانیم با هم وارد مذاکره شویم. اما اگر غنی سازی را به رسمیت بشناسید، ما هم جدی هستیم و آماده ایم نگرانی های هسته ای شما را در چارچوب مقررات بین المللی حل و فصل کنیم.»

– پشتوانه طرح این مطالبه، چه نهادی بود؟
وزارت امور خارجه، زیرا رهبر معظم انقلاب در رهنمودهایی که به بنده ارائه فرمودند بر این مسأله تأکید داشتند که «مطالبات مهم مثل به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی را همان ابتدا بگیرید.» ما این مسأله را ملاک قرار دادیم. با خود گفتیم اگر حق غنی سازی ایران را به رسمیت نشناسند و به آخر موکول کنند، مشخص می شود که عزم شان جدی نیست و مذاکره به هیچ جا نخواهد رسید.

– وقتی جمع بندی جلسه اول به مقامات کشورمان ارائه شد مقامات منتقد مذاکره چه موضعی داشتند؟
می گفتند که این مذاکرات فایده ای ندارد و امریکایی ها در پیگیری این فرایند و به رسمیت شناختن حق ایران جدی نیستند.

– اشاره داشتید این مذاکرات در اواخر دوره اول ریاست جمهوری اوباما کلید خورد. این مسأله شما را مردد نکرد که ممکن است رقیب اوباما رئیس جمهوری شود و بازنگری اوباما در قبال ایران را کنار بگذارد و کاخ سفید به همان خصومت نامنعطف پیشین بازگردد؟
خیر برعکس، در آن زمان رقابت اوباما و رامنی خیلی نزدیک بود. گاهی در نظرسنجی ها حتی رامنی بالاتر از اوباما قرار می گرفت. امریکایی ها درصدد بودند با سرعت هر چه تمام تر در شرایط خیلی خوب مذاکره را پیش ببرند. واقعاً مجال خوبی برای مذاکره به وجود آمده بود. این در حالی بود که من در داخل کشور برای فرستادن نمایندگان مان به عمان دچار مشکل شده بودم زیرا نمی توانستم بدون ایجاد بعضی هماهنگی ها در میان نهادهای مختلف اقدامی انجام دهم. بالاخره در داخل کشور دوباره آنقدر موانعی ایجاد شد که روز انتخابات امریکا فرا رسید و تیم اعزامی امریکا برای مذاکره گفتند به دلیل انتخابات امریکا، ادامه مذاکرات را چند ماه عقب بیندازیم تا ببینیم نتیجه انتخابات چه می شود. به این ترتیب، ما آن فرصت را هم از دست دادیم. البته در وقفه ای که ایجاد شد ما از طریق میانجی، اطلاعات مختلفی با امریکایی ها ردو بدل می کردیم که اسناد تمام این مکاتبات در وزارت خارجه وجود دارد. البته نامه نگاری رسمی نمی کردیم، بلکه تبادل اطلاعات به صورت غیر رسمی (non-paper) انجام می شد. میانجی عمانی پس از سفر به ایران و گفت و گو با ما می رفت با امریکایی ها صحبت می کرد و موضع آنان را به ما منتقل می کرد. پس ارتباط قطع نشده بود اما امکان مذاکره مستقیم و رو درروی طرفین با یکدیگر وجود نداشت.

– برداشت من درست است که معتقدید آن وقفه انتخاباتی در مذاکرات، باعث فرصت سوزی برای ایران شد؟
بله یک فرصت سوزی واقعی، زیرا امریکایی ها در آن برهه، واقعاً آمادگی واگذاری امتیازات خوبی به ایران داشتند. البته می گویم شاید تقدیر الهی باعث شد روند این گونه پیش برود و همین اتفاق که افتاد، به نفع ما بوده است. به هر حال، چند ماهی گذشت و انتخابات امریکا با پیروزی مجدد اوباما تمام شد. بنده در این اندیشه بودم که برخلاف دفعه اول، زمان را برای انجام هماهنگی ها از دست ندهم. بنابراین با پشتوانه رهبر معظم انقلاب و بر اساس تصمیم شخصی، نمایندگان مان را برای مذاکره با امریکایی ها به عمان اعزام کردم.

– دیدار مجددی با رهبری درباره روند و محتوای مذاکرات نداشتید؟
خیر، البته در این میانه با رهبر معظم انقلاب نامه نگاری کردم و به استحضار معظم له رساندم که چه مشکلاتی وجود دارد، ایشان فرمودند سعی کنید مسائل را حل کنید. ایشان همیشه حمایت می کردند، اما می گفتند در چارچوبی حرکت کنید که با هماهنگی های لازم باشد. در چنین شرایطی آقای خاجی را برای برگزاری جلسه دوم (اواخر سال 91) به عمان فرستادیم که نشست خیلی خوبی شد. طرفین دو سه روز در عمان ماندند و نتیجه آن شد که پادشاه عمان نامه ای برای آقای دکتر احمدی نژاد نوشت مبنی بر اینکه نماینده امریکا اعلام کرده حق غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسند. سلطان قابوس متن همین نامه را برای رئیس جمهوری امریکا هم ارسال کرد.
هنگامی که این نامه در اختیار آقای احمدی نژاد قرار گرفت، برخی دوستان اظهار نظر کردند که این اقدامات به سرانجامی نخواهد رسید؛ امریکایی ها پایبند به تعهدات نیستند. ما تا این مرحله پیش رفتیم. نامه ای از سلطان عمان دریافت کرده ایم که امریکایی ها متعهد شده اند حق غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسند. ما خود را آماده می کردیم تا برای اجرای نقشه راه و تعیین جزئیات تعهدات متقابل وارد جلسه سوم با امریکایی ها شویم. این فعل و انفعالات، مربوط به زمانی بود که کشورمان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته بود. در همین هنگام، از دفتر رهبر معظم انقلاب به ما اطلاع دادند که حسب صلاحدید معظم له، دیگر مذاکره را متوقف کنید؛ بگذارید بعد از تعیین تکلیف انتخابات، دولت بعدی مذاکرات را پیگیری کند.

– واکنش امریکایی ها به این تعویق چه بود؟
امریکایی ها پذیرفتند، به هر حال، ما هم تعویق مذاکرات به دلیل برگزاری انتخابات امریکا را پذیرفته بودیم. بالاخره، انتخابات ایران هم با پیروزی آقای دکتر روحانی خاتمه یافت. فاصله زمانی ای میان انتخاب ایشان تا تنفیذ ریاست جمهوری وجود داشت. آقای دکتر روحانی، کمیته های مختلف سیاسی، اجتماعی و… تشکیل دادند. آقای ظریف و آقای زمانی نیا هم در این کمیته ها حضور داشتند. آن هنگام آقای عراقچی به عنوان معاون وزارت امور خارجه به همراه آقای جلیلی در مذاکره با گروه 1+5 حضور داشت. من آقای عراقچی را به عنوان رابط و نماینده وزارت امور خارجه با کمیته های تشکیل شده مرتبط توسط آقای روحانی، تعیین کردم تا دوستان دولت یازدهم را در جریان مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 قرار دهد. آقای خاجی را هم مأمور گزارش دهی – همراه با مستندات و مدارک- درباره مذاکرات محرمانه ایران و امریکا کردم. خودم هم نامه ای برای آقای دکتر روحانی نوشتم و خدمت ایشان هم رفتم و گفتم که ما چنین مذاکراتی را با امریکا انجام دادیم و الان هم بنا به توصیه رهبر معظم انقلاب این مذاکرات را متوقف کردیم تا حضرتعالی این مسیر را ادامه دهید. آقای روحانی وقتی در جریان جزئیات این مذاکرات قرار گرفتند، موضوع برایشان باور پذیر نبود. به ایشان گفتم که حضرتعالی بعد از اینکه تنفیذ انجام شد، این مسأله را سرعت دهید. خدای نکرده آن را رها نکنید تا مانند گذشته، حدود هشت ماه را به عنوان فاصله تشکیل دو جلسه از دست ندهیم. پس از انتخابات و در دولت تدبیر و امید، شرایط کشور متحول شده بود. رئیس جمهوری، وزیر خارجه و نهاد شورای عالی امنیت ملی همه هماهنگ، همفکر و همدل بودند. بنابراین، روند مذاکرات شتاب گرفت و دوره تازه ای برای حل و فصل پرونده هسته ای آغاز شد.

– چرا مقامات امریکایی پیغام خود را برای رئیس دولت ایران نفرستادند؟ به هر حال ایشان از نظر سطح سیاسی در جایگاه بالاتری قرار دارند و پیش فرض هم این است که می توانستند نقش تأثیرگذارتری ایفا کنند؟
آنها ترجیح دادند از طریق کانال خارجی (واسطه) وارد مذاکره با ایران شوند. در آن زمان ارتباط خوبی هم میان وزیران خارجه ایران و عمان برقرار بود که باعث شد این کشور پیام آور امریکایی ها برای شروع مذاکره با ایران باشد.

– فقط نگاه مثبت عمان به وزارت خارجه بود که باعث شد از این کانال وارد شوند؟
وزارت امورخارجه در دسترس ترین کانال ایرانی برای مقامات عمانی بود.

– به فشارهای زیادی که در آن دوره به شما وارد شد اشاره داشتید. با توجه به آن فضا و مخالفت هایی که گفتید، انگیزه اصلی شما از پیگیری جدی این قضیه چه بود؟
این مورد، سؤال همه دوستان نیز هست. بنده از ابتدای پرونده هسته ای که از حدود 12 سال پیش شروع شده است، حضور داشته ام و می دانستم که این چالش چگونه آغاز شد و چه مشکلات و مسائلی آفرید. در بخش های مختلف از جمله در سازمان انرژی اتمی، وزارت امور خارجه، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین در مأموریت های خارج از کشور، مسئولیت داشتم. شرایط مردم را می دیدم که بی دلیل در یک تنگنا و فشاری قرار گرفته بودند که غیر ضروری بود. بنده در این اندیشه بودم که در چنین شرایطی مأموریت وزیر امورخارجه چیست؟ مأموریتش این است که دشمنان ایران را دور بکند، دوستانش را زیاد کند، دشمنان را به دوست تبدیل کند تا آنجا که می تواند سعی کند شرایط بین المللی کشورش را به گونه ای فراهم کند که مردم دسترسی بهتری به جوامع و ارتباطات بین المللی داشته باشند. ما به سهم خود می خواستیم دفع شر کنیم و بتوانیم این پرونده را به هر وسیله ای حل و فصل کنیم.

– در واقع احساس مسئولیت ملی و شغلی تان به مصلحت سنجی فردی چربش پیدا کرد…
بله؛ و گرنه هیچ کس حاضر نبود تحت این فشارها کار را ادامه دهد. موضوع مذاکره با امریکا بحث بسیار حساسی بود. کار با وجود این اختلاف نظرها خیلی سخت تر هم شده بود ولی من تا آخرین لحظه آن را رها نکردم. الحمدلله الان هم خوشحالم و می توان گفت بخش عمده راه طی شده است و ما به مقصد رسیدیم. مردم خوشحال اند، آرامش بر فضای ذهنی افکار عمومی حاکم است، یکی دو سال طول می کشد تا آثار توافق بر زندگی مردم مشاهده شود ولی همین که مردم احساس خوشحالی و آرامش می کنند و احساس می کنند یک پرونده بزرگ حل شده برای ما خیلی ارزشمند است؛ یعنی یک مانع روانی رفع شده است. رفع این مانع روانی خیلی مهم است.

– در نخستین ملاقات شما با آقای روحانی بعد از انتصاب ایشان به عنوان رئیس جمهوری چه مسائلی مطرح شد؟
وقتی خدمت آقای دکترروحانی رسیدم گزارش مکتوب و شفاهی درباره مذاکرات را با انتخاب چند سند به صورت مکتوب به ایشان ارائه دادم. نحوه مذاکرات انجام شده را نیز شرح دادم و گفتم که رهبر معظم انقلاب فرمودند از این به بعد حضرتعالی عهده دار این مسئولیت باشید و کار در زمان استقرار وزیر جدید امور خارجه در وزارتخانه هرطور که مصلحت می دانید پیش رود. ایشان در ابتدا خیلی با تعجب برخورد کردند؛ برایشان باور نکردنی بود؛ به آقای دکترروحانی توصیه کردم که این مذاکرات را جدی بگیرید و به آن سرعت دهید که واقعاً هم ایشان همین کار را کردند.

– به نظر می رسد که دیدگاه تان درباره مذاکرات هسته ای با نگاه روحانی درخصوص نحوه پیگیری مذاکرات همجنس بود. در همان جلسه، رئیس جمهوری پیشنهاد جدیدی در رابطه با همکاری با دولت جدید به شما دادند؟
در آن جلسه که نه؛ اما جلسه بعد من را خواستند و سه مسئولیت را پیشنهاد دادند و اولویت دادند که بپذیرم. من علاقه ای به پذیرش مسئولیت نداشتم. اگر حمل بر
خود ستایی نباشد، باید بگویم که هیچ وقت دنبال مسئولیت نبودم و این لطف خدا بوده است که از بنده خواسته اند پذیرای مسئولیت باشم؛ حال چه زمان آقای دکتر احمدی نژاد، چه زمان آقای خاتمی، چه زمان آقای هاشمی و چه زمان ریاست جمهوری رهبر معظم انقلاب. یعنی من از ابتدای انقلاب تا به امروز یک مسئولیتی داشتم و هیچ گاه بدون مسئولیت نبودم. هیچ وقت هم من دنبال اینکه خودم را برای مسئولیتی عرضه کنم نبودم.

– سه پیشنهاد آقای روحانی به شما چه بود؟
در دولت نهم مقدماتی فراهم شده بود تا من به عنوان دبیر کل اپک گازی در قطر به این کشور بروم که الان آقای دکتر عادلی عهده دار این مسئولیت است؛ یک پیشنهاد هم از یک کشور عربی منطقه خلیج فارس داشتم تا به عنوان مشاور رئیس آن کشور، مسئولیت ساخت یک مجموعه علمی در آن کشور را به دست گیرم.

– این کشور، امارات بود؟
حالا دیگر اسم آن را نمی گویم؛ مقامات این کشور گفتند می خواهیم یک مجموعه علمی فراهم کنیم شما بیایید مسئولیت آن را با اختیار تام به عهده بگیرید. من از آقای دکتر روحانی اجازه خواستم که مسئولیتی را در دولت ایشان به من واگذار نکنند؛ دیگر خسته شده بودم. پیشنهادات آقای دکتر روحانی مربوط به سازمان انرژی اتمی و وزارت علوم بود و سومی هم ادامه خدمت در جایگاه دیگری بود.

– اولویت بندی به چه صورت بود؟می توانید بگویید ریاست سازمان انرژی اتمی اولویت چندم بود؟
سازمان انرژی اتمی اولویت سوم، وزارت علوم اولویت دوم و اولویت اول یک مورد دیگر. من گفتم «آقای دکتر اولویت اول اصلاً در حوزه تخصص من نیست؛ نه اینکه بخواهم شانه خالی کنم. نمی توانم عهده دار کاری که بلد نیستم شوم.»
هرچه ایشان محبت کرد و اصرار کرد گفتم من واقعاً شرمنده ام. پیشنهاد وزارت علوم هم از آن جهت به بنده داده شد که دو بار در سمت معاون وزیر علوم – یک بار اوایل انقلاب و یک بار بعد از جنگ- تجربه خوبی کسب کرده بودم که به بیشترین تغییرات سازنده در این وزارتخانه منتهی شده بود. درباره این پیشنهاد نیز به آقای دکتر روحانی گفتم که دیگر برای وزارت علوم شخصیت مناسبی نیستم و بهتر است فرد دیگری را برگزیند. نهایتاً تقدیر این گونه بود که به سازمان انرژی اتمی بیایم.*****

– شناخت قبلی شما از روحانی و ظریف در چه سطحی بود؟
زمانی که سال 2002 ماجرای پرونده هسته ای ایران شروع شد و جناب آقای دکتر روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی مسئولیت مذاکرات هسته ای را به عهده گرفت، من نماینده ایران در آژانس بودم و در مذاکرات حضور داشتم. بعد هم وقتی سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان (EU3) برای مذاکره به ایران آمدند جناب آقای دکتر ظریف هم در این مذاکرات حضور داشت لذا از آن زمان در حال تماس مستمر و دائم با یکدیگر هستیم.

– آیا در آن دوره ای که روحانی و ظریف به تعبیری حاشیه نشین شدند، ارتباط شما با آنان ادامه داشت؟
بله، در وزارت خارجه که بودیم از آقای ظریف خواهش کردیم برگردند اما خودشان را بازنشست کرده بودند و در دانشگاه وزارت امور خارجه به طور جدی مشغول تدریس بودند؛ ایشان در پاسخ به خواسته ما برای بازگشتشان به عرصه گفتند من بازنشست شده ام. جناب آقای دکتر روحانی را هم زمانی که وزارت خارجه بودم در شورای عالی امنیت ملی ملاقات می کردم و در ارتباط بودیم.

– موضعگیری امریکایی ها در نشست های اولیه ای که در دولت یازدهم میان ایران و گروه 1+5 برگزار شد، چگونه بود؟
بعد از آغاز به کار دولت یازدهم که همزمان با دور دوم ریاست جمهوری اوباما بود، مذاکرات جدید میان ایران و گروه 1+5 کلید خورد. این بار در امریکا آقای کری دیگر سناتور نبود بلکه به عنوان وزیر امور خارجه این کشور منصوب شده بود. کری پیش از آن هم به عنوان سناتور از جانب اوباما به عنوان مسئول پیگیری پرونده هسته ای گماشته شده بود که بعدها به مقام وزارت خارجه می رسد. پیش از آن، رابط عمانی که رابطه نزدیکی با کری داشت به ما می گفت که کری بزودی وزیر خارجه می شود. در زمانی که مذاکرات محرمانه با امریکایی ها در عمان جریان داشت، شرایط برای گرفتن امتیاز از امریکا، مساعدتر بود. بعدها که دولت یازدهم و دولت امریکا مستقر شدند و آقای کری وزیر امور خارجه شد امریکایی ها از موضع محکم تری صحبت می کردند. دیگر به آن صورت شوق و اشتیاقی برای پیگیری مذاکره نداشتند. مواضع آنها سخت تر شده بود و آستانه مطالباتشان بالاتر رفته بود اما در سمت ایران هم شرایط متحول شده بود و هیأت مذاکره کننده ای بسیار حرفه ای مسئولیت مذاکره با کشورهای 1+5 را برعهده گرفته بود. نکته مثبت دیگر آن بود که جناب آقای دکتر روحانی بر پرونده اشراف داشتند. حدود و ثغور پرونده را می دانست و در نتیجه می توانست استراتژی خوبی برای پیشبرد پرونده هسته ای طراحی کند. آقای روحانی در عین حال مسئولیت همه امور را هم پذیرفت. ممکن است خیلی ها عقب نشینی کنند و بگویند چرا خود را در معرض خطر قرار بدهم اما مسئولیت پذیری آقای دکتر روحانی خیلی بالا بود. اما بعضی ها که از جنبه سیاسی نگاه می کنند می گویند خطر پذیری ایشان بالا بود و ریسک زیادی را به جان خرید. زیرا اگر نتیجه نمی گرفت به گونه ای و اگر بهترین نتایج را هم می گرفت باز به گونه ای دیگر آماج انتقادات قرار می گرفت. به هر حال ایشان پذیرفت که عهده دار این مسئولیت باشد و الحمدلله خداوند هم کمک کرد و ایشان سربلند بیرون آمد.

– آیا ایشان سخنانی هم داشتند که مایه قوت قلب شما در برابر منتقدان باشد؟
انتقادات از دو حالت خارج نیست؛ یکسری انتقادات صادقانه و خالصانه در جهت بهتر شدن کار مطرح می شود که با طیب خاطر مورد پذیرش قرار می گیرد. اما برخی انتقادات در واقع بیان کننده موضع سیاسی و خواسته های شخصی است که طی آن مواردی مطرح می شود که موجب ایجاد نگرانی در افکار عمومی می شود، گویی که کار خلافی در تفاهم هسته ای اتفاق افتاده است. در صورتی که این طور نیست و برخی حتی از نظر علمی مسائل نادرستی را مطرح می کنند، برای اینکه افکار عمومی فرصت این را ندارد که به جزئیات فنی و علمی بپردازد. اگر کسی یک عنوان دانشمند برای خود قائل باشد، آن وقت براحتی هر مطلبی را تحت عنوان نقد برای افکار عمومی مطرح می کند. الان هم که سیل دانشمند هسته ای راه افتاده است. این دانشمندان هسته ای بیایند بگویند مقالات شان کجا است؟ چند فارغ التحصیل آنان، الان عهده دار مسئولیت های سنگین در سازمان انرژی اتمی هستند؟ چه ابداعی داشته اند؟ این دسته از افراد با اطلاعات نادرست، نتایج کاملاً اشتباهی درباره مسائل و برنامه های هسته ای کشور به مردم ارائه می دهند. مثل معروفی است که می گوید «برخورداری از علم و دانش ناقص و عدم تسلط کافی بر علم مورد ادعا، خطرناک تر از جهل و بی علمی است» زیرا کسی که جاهل است چیزی نمی داند اما کسی که نصف علم را دارد ناگهان خطاهایی می کند چون فکر می کند می داند و در نتیجه حرف هایی می زند که همه چیز را به هم می ریزد. آقای روحانی در جریان مذاکرات هسته ای بر سر رعایت خطوط قرمز خیلی حساس بودند. خودشان اخیراً گفتند که چند بار به مذاکره کنندگان گفتم میز را ترک کنید. ایشان یک بار در مورد آستانه خط قرمزهای رهبری به تیم مذاکره کننده گفتند که این مطالبات را به دست می آورید در غیر این صورت اصلاً کل توافق را نمی خواهیم.

– می توانید بگویید چه مواردی؟
بله چند مورد بود. برخی تصور می کنند که تیم مذاکره کننده درباره مسائل هسته ای شخصاً تصمیم گیری می کند در حالی که این طور نیست. در این باره با نهادهای مختلف و مرتبط با این موضوع مشورت انجام می شود؛ رهبر معظم انقلاب در جریان کلیات و جزئیات قرار می گیرند؛ آقای دکتر روحانی درباره جزئیات بحث می کند و به این ترتیب حدود و اختیارات تیم مذاکره کننده مشخص می شود و در مرحله بعد تیم مذاکره کننده سعی می کند به گونه ای عمل کند که نسبت به آن چارچوبی که تعیین شده حداکثر امتیازات را به دست آورد. کف را تعیین می کنند، اما به این معنی نیست که شما بروید و به حداقل اکتفا کنید. حالا در مواقعی از زمان های مذاکره موضوعاتی طرح می شود که پیش بینی نشده است و اینجا تجربه آقای ظریف به عنوان یک دیپلمات بسیار با سابقه به کار می آید. آقای دکتر ظریف با توجه به سوابق دیپلماتیک خود، هم به مسائل روابط بین الملل بخوبی اشراف دارد و هم در جریان جزئیات پرونده هسته ای از ابتدا تا به امروز بوده است. لذا وقتی در جریان مذاکره با پیشنهادات غیر قابل پیش بینی روی میز رو به رو می شود، آنقدر اشراف دارد که در حیطه کاری خودش بتواند به جمع بندی مطلوب مورد نظر ایران برسد.
– خب، اگر موضوعی مطرح می شد که تیم مذاکره کننده به تنهایی نمی توانستند تصمیم گیری کنند، چه روندی برای تصمیم گیری طی می شد؟
مواقعی پیش می آمد که با ایران تماس می گرفتیم. یکی از مسئولیت های سنگین آقای حسین فریدون همین مسأله بود. به ایشان می گفتیم شما از رئیس جمهوری بپرسید ما این کار را انجام دهیم یا نه. مثلاً به خاطر دارم که درباره فردو بحث تعداد ماشین مطرح شد. به آقای فریدون گفتیم از تهران بپرسید چه تعدادی مد نظر است. درباره مسائلی اینچنینی مشورت می کردیم. از آنجایی که من از ابتدای کار پرونده هسته ای حضور داشتم مسائل فنی را می شناختم؛ ابعاد سیاسی آن و مواضع و چارچوب های کشور را می دانستم. لذا می توانستم تصمیم بگیرم. ببینید کارشناس نمی تواند تصمیم بگیرد. کارشناسان در حال چالش مستمر با یکدیگر بودند و هیچ وقت نمی توانستند تصمیم نهایی را بگیرند که این هم طبیعی است.

– درباره حضور شما در مذاکرات هسته ای دو دیدگاه مطرح است؛ یک دیدگاه معتقد است که مذاکرات از نظر سیاسی حل و فصل شده بود و حضور شما برای حل مسائل فنی باقی مانده ضرورت پیدا کرد و نگاه دیگر بر این باور است که به بن بست رسیدن مذاکرات در مسائل فنی نیاز به مشارکت شما در مذاکرات را ضروری کرد؛ خب چه شد که شما به مذاکرات ملحق شدید؟
بنده تا بهمن ماه سال گذشته در مذاکرات حضور نداشتم. یک روز در یکی از جلسات شورای هسته ای که آقای ظریف هم بعد از بازگشت از کنفرانس مونیخ در این جلسه حضور داشتند، اعلام شد که ایران و کشورهای عضو 1+5 در مسائل فنی به بن بست کامل رسیده اند. زیرا تا مسائل فنی حل نشود، مسائل حقوقی و سیاسی هم به تبع آن حل نمی شود.

– یعنی گره اصلی، فنی بود؟
بله؛ باید مسائل فنی را حل می کردیم تا ببینیم چه راهکارهایی برای مسائل سیاسی پیدا می شود.

– خب، اگر گره های اصلی در مذاکرات فنی بود، چرا شما دیرهنگام به مذاکرات ملحق شدید؟
اینجانب پس از اوج گرفتن این مسائل ورود پیدا کردم. اواخر بهمن ماه بود که بنده را برای حضور در شورا خواستند. آقای دکتر ظریف گزارشی را ارائه دادند و گفتند کارها پیش نمی رود. آقای دکتر لاریجانی گفتند آقای صالحی شما خودتان باید بروید. چون پاسخ مثبت ندادم دوباره آقای دکتر لاریجانی و دوستان خیلی اصرار کردند که من باید بروم. فکر کردم اگر بخواهم بیش از این مخالفت کنم تصور می کنند از سر خودخواهی یا عدم همکاری است. گفتم اجازه دهید فکر کنم؛ 48 ساعت مانده بود تا اجلاس بعدی و فرصت زیادی برای فکر کردن نبود؛ ایام فاطمیه هم بود؛ با دوستانم در سازمان مشورت کردم که چکار کنم؟ گره ای که باعث شده بود مذاکرات به بن بست برسد درباره نطنز بود که رهبر معظم انقلاب مخالفت کرده بودند. من باید پیشنهادی که روی میز بود و منجر به بن بست رسیدن مذاکره شده بود را کنار می گذاشتم و طرح تازه ای را ارائه می کردم اما به قول خارجی ها مأموریت غیر ممکنی بود. گفتم به سه شرط حاضرم بروم؛ یکی اینکه همتای امریکایی من هم به مذاکرات بپیوندد.

– پس پیوستن مونیز در واقع پیشنهاد شما بود؟
بله؛ شرط دیگر این بود که اگر خواسته اولی محقق نشد، از سازمان انرژی اتمی استعفا دهم و به عنوان مشاور علمی آقای ظریف در مذاکرات حاضر شوم؛ شرط سوم هم اینکه کارشناسان امریکایی به ایران بیایند و با من صحبت کنند. گفتم من به عنوان معاون رئیس جمهوری وارد بحث با کارشناسان آنها نخواهم شد. زیرا از لحاظ پروتکل برداشت بدی به وجود می آمد و می گفتند ایران به هر شرایطی تن داده است. این مسأله به سود کشور نبود اما حاضر بودم استعفا بدهم و نه به عنوان معاون رئیس جمهوری بلکه به عنوان مشاور علمی وزیر خارجه بروم. آقای لاریجانی گفت حرف ایشان درست است. روز بعد آقای فریدون ما را خواستند و ما به دفتر ایشان رفتیم. ایشان از من پرسیدند این همتای شما کیست؟ گفتم (Department of Energy) آقای فریدون هم زنگ زد به آقای عراقچی گفت به خانم شرمن بگویید صالحی به مذاکرات می آید مشروط به اینکه وزیر انرژی امریکا هم به جمع مذاکره کنندگان اضافه شود. آقای عراقچی و خانم شرمن حلقه ارتباط ایران و امریکا بودند. آقای عراقچی در این تماس به آقای فریدون می گوید در این فرصت کوتاه بعید است وزیر انرژی شان را اعزام کنند. من هم مکالمه را می شنیدم. خلاصه، آقای فریدون خواستند و آقای عراقچی هم با شرمن تماس گرفتند و بعد ازچند ساعت خبر رسید که آنها از پیشنهاد ایران استقبال کرده اند.

– واقعاً، به فاصله چند ساعت پاسخ مثبت دادند؟
بله؛ خیلی طول نکشید؛ غروب بود من پیش آقای فریدون رفتم، فردای همان روز جواب دادند. چون اختلاف ساعت هم داشتیم.

– تلقی عمومی این بود که چون مونیز به جمع مذاکره کنندگان پیوست، شما هم به تیم ایرانی اضافه شدید؟
باعث آمدن آقای مونیز بنده بودم. به هرحال، اوایل اسفند ماه رفتیم و الحمدلله کار با مونیز پیش رفت.

– با مونیز همکلاس هم بودید؟
مونیز مرا بیشتر می شناخت تا من مونیز را؛ من آقای مونیز را از دور در اجلاس سالانه آژانس بین المللی انرژی اتمی دیده بودم. زمانی که در MIT دانشجوی دکترا بودم ایشان تازه به عنوان هیأت علمی پذیرفته شده بود. ایشان 5 سال از من بزرگ تر است.

– واحد درسی با ایشان گذراندید؟
خیر. اما علتی که ایشان مرا می شناخت این بود که استاد راهنمای من در دوره دکتری، نزدیک ترین دوست آقای مونیز و دست راست ایشان در حوزه های علمی است. و هنوز هم مجری خیلی از طرح های علمی آقای مونیز است. تعدادی از همکلاسی های من، الان از کارشناسان آقای مونیز هستند. یکی از آنها آقای مجیر کاظمی بودند که فلسطینی الاصل هستند. ایشان چندی پیش دارفانی را وداع گفتند. دو سال از من جلوتر بود اما ما در دانشگاه با هم رفیق بودیم. ایشان پس از فارغ التحصیلی، رئیس دانشگاه هسته ای MITو آدم برجسته ای شد و خیلی از طرح ها را با آقای مونیز انجام می داد.

– نخستین برخورد مونیز با شما چطور بود؟
چون شناخت قبلی داشتند احساس می کردند سال هاست با ما آشناست و برخورد بسیار خوبی بود. نخستین برخورد، برخورد جمعی بود.

– وقتی خبر آمدن مونیز را شنیدید، چه احساسی داشتید؟
خیلی خوشحال شدم؛خیالم راحت شد گفتم اعتبار جمهوری اسلامی سر جایش می ماند یک مقام ایرانی با کارشناسان امریکایی حرف نمی زند بلکه با یک مقام بلندپایه امریکایی مذاکره می کند. این خیلی مهم بود. دوم اینکه پیش خود گفتم او می تواند تصمیم بگیرد. کارشناس که نمی تواند تصمیم بگیرد. نشست جمعی داشتیم خیلی جالب بود. کارشناسان امریکایی هم کسانی بودند که خلع سلاح را با اتحاد جماهیر شوروی پیگیری کرده بودند.
گفتم پیشنهادی که شما دادید را به این دلایل قبول نداریم. یکی از متخصصین امریکایی گفت ما پیش فرض محاسبه شما را قبول نداریم. گفتم پیش فرض محاسبه را شما بدهید ما با همان پیش فرض شما محاسبه کنیم. گفت ما نمی توانیم بدهیم. به آنها گفتم که شما پیش فرض ما را قبول ندارید، پس پیش فرض خود را توضیح دهید می گویید نمی توانیم چون موجب انتقال فناوری است. اگر محاسبات را نشان دهیم شما از رمز و رموز کار ما آگاه می شوید. گفتم خب، می فرمایید الان ما آمده ایم اینجا چه کار کنیم؟ جلسه مقداری با سکون روبه رو شد. بعد فکر کردم و به نظرم رسید که نکته ای را بگویم. گفتم آقای مونیز من از طرف کشورم با اختیار کامل آمده ام، هر امضایی بکنم مورد قبول کشورم است آیا شما هم با اختیار کامل آمده اید؟یا به هر نتیجه ای برسیم شما باید مرتب از مقامات دیگر کشورها سؤال و کسب تکلیف کنید؟ گفت نه اختیار کامل دارم.

– اختیار کامل داشتید؟
بله؛ در مباحث علمی، کف مطالبات و اینها را می دانستم چیست. گفتم آقای مونیز پیشنهادی به ایران دادید و ایران آن را رد می کند. من می خواهم که یک سؤال بکنم. اگر این سؤال را پاسخ دهید من با پیشنهاد شما مشکلی ندارم. بعد ادامه دادم که یک جای دنیا را به من نشان دهید که به شیوه ای که شما از ما خواسته اید غنی ساز ی کنیم، غنی سازی می کند. اگر توانستید حتی یک نمونه بیاورید، من همان موقع امضا می کنم تا دومین کشوری باشیم که به این شیوه غنی سازی می کند… نگاهی کرد و گفت ختم جلسه را اعلام و با هم صحبت کنیم. سپس برای دو سه ساعت، نخستین نشست یک به یک را با هم برگزار کردیم. آنجا گفت آقای صالحی وقتی به من گفتند بیا، آقای اوباما مرا خواست و صحبت هایی با من کرد من هم الان در خدمت شما هستم، صحبتی که کردید را قبول دارم، شیوه پیشنهادی ما، مشکلات اجرایی و عملیاتی دارد.

– گفتم قبول دارید؟ پس این پیشنهاد را کنار می گذاریم. سرانجام درباره این موضوع هم تفاهم کردیم.
گفتم بحث را از اول شروع می کنیم. باید کتاب خاطرات این چالش دیپلماتیک منتشر شود تا همگان دریابند چطور به شش هزار سانتریفیوژ رسیدیم. داستان شیرینی دارد.

– پس شیرین ترین لحظه مذاکرات تان، نتیجه این هماوردی با مونیز بود. خب، سخت ترین و تلخ ترین لحظات کدام بود؟
تلخ ترین لحظه، جلسه ای بود در لوزان. نشست آخر بود که اگر اشتباه نکنم تا صبح طول کشید. آنجا من خیلی ناراحت شدم. موضوع، بحث تحقیق و توسعه بود. به یک جمع بندی رسیدیم و من گفتم آقای مونیز جمع بندی ما این است؟ اطمینان داشته باشم؟

– مگر جمع بندی ها مکتوب نمی شد؟
با آقای مونیز در آن نشست به جمع بندی هایی می رسیدیم، ایشان برای مشورت می رفت و بازمی گشت و می گفت آقای صالحی، اروپایی ها نظراتی دارند. گفتم قرار نیست ما دوبار مذاکره کنیم یک بار با شما یک بار با اروپایی ها. از اول قرار بود با شما مذاکره کنیم، کاری نداریم اروپایی ها می پذیرند یا نه. سه بار این اتفاق افتاد، توافق می کردیم، اما پس از توافق، تشکیک می کردند.

– موضع اروپایی ها واحد بود؟
شما می دانید که ما در نشست های درون گروهی آنها حضور نداشتیم. بار آخر گفتم آقای مونیز من از دست شما شاکی هستم با همه احترامی که برای شما قائلم این شیوه مذاکره نیست؛ شیوه توافق مرسوم و معقول این گونه نیست. پسندیده نیست شما هر بار بروید، بیایید و نکاتی را که درباره آنها توافق کرده ایم، زیر سؤال ببرید و دوباره به موضوع مذاکره تبدیل کنید. با این شیوه به جایی نمی رسیم. آموخته ایم باید آن قدر قوی شویم که هیچ کس مقابل ما احساس نکند دست برتر دارد؛ اگر به ایران برگردم به جوانان مان می گویم بروید و قوی شوید، قوی تر از الان، علم و فناوری را آنقدر ارتقا دهید تا هیچ کس نتواند به خود اجازه دهد که مقابل شما احساس کند دست برتر را دارد. آقای مونیز هم عذرخواهی کرد و مسأله حل شد.

– چگونه حل شد؟
نامه ای نوشتم و ایشان پاسخی دادند در این گیرو دار مسأله به نفع ما حل شد.

– روی میز آوردن موضوع توافق ها برای بحث دوباره، دیگر تکرار نشد؟
نه. گفتم این گونه نمی شود مذاکره کرد. پشت پرده ها داستان زیاد است؛واقعاً این را در سخنرانی ها گفتم طرف مقابل با لشکری از متخصصان و کارشناسان می آمد نه فقط امریکا، بلکه اروپا، چین و روسیه هم بودند. اما دراین میان مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران با عزت و اقتدار، افتخار آفریدند.

– در آغاز بحث گفتید به عنوان وزیر خارجه، احساس کردید گیر مذاکرات این است که طرف مقابل موضع واحدی ندارد و باید با امریکا صحبت کرد. بعد از مدتی با سمت رئیس سازمان انرژی اتمی به تیم مذاکره ملحق شدید و از نزدیک روند حاکم بر مذاکرات را لمس کردید. برداشت ذهنی اولیه تان با واقعیت چقدر انطباق داشت؟ آیا طرف مذاکره شدن با امریکا، مشکلات را کمتر کرده بود یا نه؟
اگر مذاکره با حضور طرف امریکایی انجام نمی شد، واقعیت آن است که به نتیجه نمی رسیدیم. هیچ کشوری حاضر نبود 16 روز وزیر خارجه اش و تمام کارشناسان و وزیر انرژی اش بنشیند با ما مذاکره کنند؛ کدام یک از دیگر کشورهای درگیر در این موضوع حاضر بودند این قدر وقت و انرژی بگذارند؟

– می توان این نتیجه را گرفت علاوه بر تغییر دولت، تغییر تاکتیک مذاکره یکی از کلید های گشودن قفل گفت و گو و رسیدن به توافق نهایی بود؟
بدون تردید همین گونه است. اگر «مسیر دوم» تعبیه نشده بود، معلوم نبود آقای ظریف چگونه می خواست با 1+5 مذاکره کند؟ مگر امکانپذیر بود؟ هر یک از وزرای خارجه حاضر در مذاکره با ذوق و سلیقه خودش موضع می گرفت و کار قفل شده بود. «مسیر اول» سر جایش بود؛ آقای دکتر روحانی به مسیر دوم اعتقاد داشت؛ نه فقط اعتقاد بلکه عملاً ثابت شد اگر این مسیر دوم نبود، سال ها باید با بقیه مذاکره می کردیم و جلو نمی رفتیم.

– بعد از مذاکرات لوزان ظاهراً تیم مذاکره کننده کشورمان به این نتیجه رسید که طولانی شدن مذاکره و تمدید آن عملاً به نفع ایران نیست به نظر می رسید امریکا هم خواهان این بود که هر چه سریع تر مذاکره را به پایان برساند… آیا دو طرف عزم کرده بودند در همین دور به مذاکرات خاتمه دهند؟
خیر؛ طرف ایرانی خودش را مقید به زمان نکرده بود. تا آخرین لحظه هم خودمان را مقید به زمان نکردیم. یعنی زمان را به عنوان یک عامل در نظر نگرفتیم. اهداف خودمان را به عنوان عامل اصلی در نظر داشتیم. اما آن لحظات آخر، شرایط خیلی خوب جلو رفت. درست در 48 ساعت آخر در وین که سد شکسته شد دیگر کسی نتوانست جلوی روند موفقیت را بگیرد. طرف مقابل دید که ایران جدی است و روی اصولش ایستاده است. مقید به زمان هم نیست و به روند امور تسلط دارد. در نهایت شاهد بودیم که این رویکرد ایران نتیجه بخش بود و توافق خوبی حاصل شد که آغازگر فصل تازه ای از مناسبات ایران با جهان خواهد بود.

– خاطره ای از همتای امریکایی خود در مذاکرات دارید؟ شنیدیم آقای مونیز به مناسبت تولد نوه تان هدیه ای به شما دادند.
اگر بخواهید دقیق بگویم اول بنده به آقای مونیز هدیه دادم. نخستین بار مقداری عسل خوب به همراه آجیل را به آقای مونیز دادم. از طرف دیگر نوه من 12 اسفند ماه به دنیا آمد یعنی زمانی که من در مذاکرات حضور داشتم. صبح که برای ادامه مذاکرات رفتیم، نمی دانم چه کسی به امریکایی ها اطلاع داده بود. تبریک گفتند و پرسیدند اسم این نوزاد چیست؟ گفتم سارا. یکی از اعضای هیأت امریکایی گفت اسم دختر من هم سارا است. جلسه بعد آقای مونیز لباس کوچک بچگانه با یک عروسک که آرم دانشگاه «MIT» را داشت به من داد و گفت طوری تربیتش کن که وارد دانشگاه «MIT» شود. گفتم ان شاءالله. خب می دانید MIT یکی از دانشگاه های خوب امریکا است یعنی جزو دانشگاه های برتر این کشور است و ورود به این دانشگاه خیلی مشکل و برای خارجی ها عملاً خیلی سخت است، مخصوصاً اگر بخواهی بورس هم بگیری یک کار عجیب و غریب است زیرا بسیار پرهزینه است. آن زمان 43 سال پیش که من در این دانشگاه دانشجوی دکترا بودم (سال 1972) شهریه 5000 دلار بود (اکنون این شهریه سالانه 60 تا 70 هزار دلار است) که آن موقع هم پول زیادی بود. البته من از طریق کار روی یک طرح زیر نظر (ERDA) امریکا بورسیه دانشگاه «MIT» شدم.

No responses yet

Aug 03 2015

عراقچی در جلسه با مدیران صدا و سیما چه گفته بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: انتشار اظهارات عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه ایران و از مذاکره‌کنندگان هسته‌ای این کشور در سایت خبرگزاری صدا و سیما اعتراض او را برانگیخته و واکنش‌هایی را در شبکه‌های اجتماعی به همراه داشته است.

+بیشتر بخوانید: اعتراض عراقچی به انتشار محتوای ‘جلسه خصوصی با مدیران صدا و سیما’

در این جلسه که خبر مربوط به آن بعد از چند ساعت از سایت صدا و سیما حذف شد، آقای عراقچی جزییات تازه‌ای از مذاکرات و همین طور نگرانی‌های مقام‌های ایرانی را بیان کرده است. در مطلب زیر بخش‌هایی از صحبت‌های او را می‌خوانید:
‌خسران بزرگ

اگر سراغ بمب بخواهیم برویم، برجام (برنامه جامع اقدام مشترک یا توافق اتمی با قدرت های جهانی) شکستی کامل است، اما اگر در پی غنی‌سازی مشروع بین‌المللی و برنامه هسته‌ای کاملا صلح آمیز و مشروعیم، این توافق، پیروزی بزرگی است.

همواره گفته‌ام که اگر برنامه هسته‌ای کشورمان را بخواهیم صرفا با معیارهای اقتصادی بسنجیم، خسرانی بزرگ است یعنی اگر هزینه مواد تولیدی را بخواهیم محاسبه کنیم اصلا تصورش را نمی‌توانیم بکنیم. اما ما این هزینه‌ها را برای عزت، استقلال و پیشرفتمان داده‌ایم، برای اینکه زیر بار زورگویی دیگران نرویم.
تایید ارسال سلاح به حزب‌الله

گفتیم ما نمی‌توانیم به حزب‌الله سلاح ندهیم و حاضر نیستیم آنها را قربانی برنامه هسته‌ای خود کنیم، لذا -اگر می خواهید تحریم‌های تسلیحاتی را به عنوان بخشی از توافق نگه دارید- به کار خود ادامه خواهیم داد و تا مدت‌ها سر این بحث می‌کردیم -اگر بخواهیم بگوییم واقعا این دو ساله چه گذشته ماجراها دارد- ولی بالاخره خود آنها آمدند و گفتند ما قطعنامه را از توافق جدا می کنیم، تحریم تسلیحاتی و موشکی را در قطعنامه می آوریم که نقض آن، نقض توافق نباشد.
‘قربانی موفقیت’

جان کری چندین بار اعلام کرد که شما در تحریم تسلیحاتی، قربانی موفقیت‌هایتان در منطقه شده‌اید و این توفیقات در یمن، بیروت، بغداد و دمشق منطقه را آن قدر علیه شما حساس کرده است که اگر تحریم تسلیحاتی شما را در این فضا برداریم، نه پاسخ اسرائیل نه جواب عربستان را می‌توانیم بدهیم… بالاخره در شب‌های پایانی مذاکرات از تحریم ۱۰ ساله تسلیحاتی کوتاه آمدند و به پنج سال رسیدیم و تسلیحات موشکی در قطعنامه وجود دارد.
تهدید نظامی

اینها ده سال هر راهی را که توانستند امتحان کردند، تهدید نظامی را در حد اعلای خودش به کار بردند، حالا شاید مردم از جزئیات آن باخبر نیستند ولی دوستان سپاهی و نظامی ما می دانند شب هایی بود حدود سال های مثلا ۸۵- ۸۶، که ما هر شب با این نگرانی [مواجه بودیم] که فردا صبح ممکن است تمام امکانات لازم برای حمله به ایران را دورتادور ایران چیده باشند… در جلساتی دوستان نظامی روی نقشه پایگاه هایی که وجود دارد توضیح می‌دادند چه هواپیماهایی را در چه پایگاه‌هایی مستقر کردند و حمله به ایران فقط به اراده سیاسی آقای اوباما مانده بود که تصمیم بگیرند و بزنند… با این حال ما ایستادگی کردیم و کوتاه نیامدیم، تحریم اقتصادی را تا جایی که می توانستند پیچش را سفت کردند و به جایی رسید که ادامه آن به درگیری می رسید، بنابراین ده سال تحریم های اقتصادی و تهدیدهای نظامی را امتحان کردند و این قدرت و توانایی ما بوده است که اینها را پای میز مذاکره آورد.
‘(رهبر ایران) خیلی صراحت داشتند در اینکه به اصطلاح همه کلیات، اصول، چهارچوب ها و خطوط قرمز از جانب ایشان تعیین شود’
پیک رهبر

ایشان (رهبر ایران) خیلی صراحت داشتند در اینکه به اصطلاح همه کلیات، اصول، چهارچوب ها و خطوط قرمز از جانب ایشان تعیین شود و زیر نظارت ایشان باشد و حتی بعضی جاها در جزئیات هم اظهارنظر کردند… رهبر معظم انقلاب اسلامی در جریان کلیات قضیه و خطوط قرمز بودند و به موقع هم با هر یک از اعضای تیم مذاکره کننده که مدنظرشان بود تشکیل جلسه دادند و به ما هم ابلاغ می شد. در طول مذاکرات اخیر هم دو بار پیک‌هایی آمد و برای ما پیغام‌هایی آورد.
تصویب مجلس

مجلس طبق مصوبه خودش باید این توافق را بررسی کند نه تصویب… مقام معظم رهبری فرمودند روال قانونی باید طی شود، اما در دو سه باری که به این موضوع اشاره کردند اسمی از مجلس نیاوردند. ظاهرا دو تا راه وجود دارد یا مجلس یا شورای عالی امنیت ملی باید آن را تصویب کند که اگر مصوبه این شورا را رهبر معظم انقلاب امضا کند، این مصوبه هم تبدیل به قانون می‌شود. معتقدم به صلاح نیست که مجلس آن (برجام) را تصویب کند زیرا مجموعه‌ای اقدامات داوطلبانه در برجام هست که اگر مجلس آن را تصویب کند تبدیل به اقدامات اجباری می‌شود.
‘جزئیات آزاردهنده’

جزئیات آزاردهنده هزینه‌هایی بوده که باید پرداخت می‌کردیم. شما عملیاتی مانند فتح‌المبین را در جبهه نشان بدهید که جزئیات آزاردهنده نداشته باشد. برای آزادی خرمشهر یا رفع حصر آبادان چند نفر شهید شدند؟ پایی که قطع شده باشد آزاردهنده است چه برسد به کسانی که شهید شدند… حتما جزئیات آزار دهنده وجود دارد، اما آیا در عملیات موفق به جای این که بگوییم چه دستاوردی داشتیم می گفتیم چند دستگاه تانک از دست دادیم یا چند نفر شهید شدند، آیا گفته می‌شد که آقای فرمانده چرا دروغ گفتید مثلاً صد نفر نبود ۱۲۰ نفر بود؟ قطعاً این طور نیست.

نباید غرور و اعتماد به نفس ملی خدشه‌دار شود، مردم باید احساس کنند که دشمن سرجای خود هست، اما ما دماغش را به خاک مالیدیم. در دوره دفاع مقدس، عملیات کم نداشتیم که شکست خوردیم اما هیچ گاه نمی گفتیم شکست خوردیم، حداکثر می گفتیم “عدم الفتح”، این عباراتی بود که شما در اخبار به کار می‌بردید.
‘ارزش راهبردی چنین تاسیساتی (اراک) برای کسی است که می‌خواهد بمب تولید کند’
دو سال دعوا بر سر اراک

درباره رآکتور آب سنگین اراک: اصلا نیازی به چنین تاسیساتی نداریم و در برنامه ما هم نیست ضمن اینکه رآکتورهای قدرتی آب سنگین در حال منسوخ شدن است و اکنون بهره‌برداری از رآکتورهای آب سبک جزو فناوری های روزآمد دنیاست… ارزش راهبردی چنین تاسیساتی برای کسی است که می‌خواهد بمب تولید کند، زیرا سالانه ۱۰ کیلوگرم پلوتونیوم تولید می‌شود و هر هشت کیلوگرم از این ماده برای تولید یک بمب کافی است.

این دو سال دعواها سر همین بود که گفتند که رآکتور ترکیبی از آب سبک و سنگین بسازیم و ظاهرا طراحی ارائه کرده و مدعی شدند یک میلیون دلار بابت آن طرح هزینه کرده‌اند که ابتدا استقبال کردیم و گفتیم ایده بدی نیست، اما پس از بررسی مشخص شد که در آن آب سنگین به کار می رود، اما ماهیتش آب سبک است.
پیش‌دستی در فردو

زمانی که فردو را کشف کردند متوجه شدیم که فهمیده‌اند و همین که خواستند اعلام کنند، پیش‌دستی کردیم و سریع به آقای سلطانیه (نماینده وقت ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی) دستور داده شد که موضوع را آژانس اعلام کند و او هم در نامه‌ای موضوع را به آقای البرادعی اعلام کرد… زمانی که برای ارائه نامه مراجعه کرد، گفتند که او (آقای البرادعی) به فرودگاه رفته تا به واشنگتن برود، اما آقای سلطانیه به فرودگاه رفت و نامه را به او داد. او را سرزنش کردند که چرا نامه را گرفته است زیرا ‌قرار بود همان روزها موضوع را اعلام کنند… این پیش‌دستی ما اهمیت حیثیتی فردو را افزایش داد.
ارزش فردو

از نظر تولید و غنی‌سازی به چنین تاسیساتی (فردو) با سه هزار سانتریفیوژ نیازی ندارید، ارزش صنعتی و علمی ندارد. کاری که آنجا می‌شود کرد هر جای دیگر هم قابل انجام است، کار غنی‌سازی حتما نباید زیر کوه باشد… ارزش فردو به این است که نمی‌شود به آن جا حمله کرد، البته آمریکایی ها مدعی‌اند که می‌توانند اما این فرضی بیهوده است زیرا نمی‌توانند.

دستور صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی این بود که هزار سانتریفیوژ آماده به کار باید در فردو بماند و خدا می‌داند با توجه به مذاکرات، همیشه دل ما می‌لرزید که این شدنی نیست زیرا آنان به وجود حتی یک سانتریفیوژ هم در آنجا رضایت نمی‌دادند… اینکه در مذاکرات چه گذشت که راضی شدند این هم حکایت خود را دارد و از عنایات الهی بود.
اشتباهات گذشته

برخی اشتباهات گذشته، سندسازی‌ها و بهانه‌جویی‌ها به مجموعه‌ای از ادعاها علیه کشورمان تبدیل شد که بعدا آقای آمانو نامش را ابعاد احتمالی نظامی گذاشت، بعد هم گزارشی شصت پاراگرافی ارائه کرد که بخشی از آن، ادعای استفاده از چاشنی‌های انفجاری دو و سه‌زمانه در ایران است.

ما خوش بینی به آژانس نداریم، شک نکنید اطلاعات را افشا خواهند کرد. ما خودمان باید در دادن اطلاعات به آنها دقت کنیم… ما که فقط با آژانس و این جاسوس‌ها طرف نیستیم بلکه با همه کشورهایی که برنامه هسته‌ای دارند طرفیم، فرمول‌ها و شیوه‌هایی وجود دارد که جلوی دادن اطلاعات اضافه به بازرسان آژانس گرفته شود. ما در گذشته این شیوه ها را نمی‌دانستیم و اطلاعاتی که نباید ارائه کردیم.
“یک سری از کارهایی که باید انجام بدهیم را نگه می‌داریم تا زمانی که آژانس آن گزارش را بدهد”
آژانس و ارسال ذخایر به روسیه

یکی از کارهایی که قبل از اجرایی شدن (توافق) باید انجام دهیم این است که یکسری سوالات را به آژانس جواب بدهیم. از نظر توافق دیگر کار تمام شده است، ولی بین ما و آژانس یکسری کار می‌ماند تا آژانس جمع‌بندی کند و آن گزارش خاکستری است که نه سیاه است نه سفید. در این باره یک نقشه راهی امضا شده بین آقای صالحی و آقای آمانو که بر اساس آن، مثلا تا ۱۵ اگوست یکسری از ارزیابی های خودمان را از”پی.ام.دی” (ابعاد احتمالی نظامی) می‌دهیم و آژانس می‌آید یک بررسی‌هایی را روی آن انجام می‌دهد تا ۱۵ اکتبر کار آژانس تمام می‌شود. از نظر توافق هم دیگر مشکلی نداریم ولی تا ۱۵ دسامبر فاینانس اساسی توسط آمانو داده می شود و ما یک پیش بینی هایی کردیم که یک سری از کارهایی که باید انجام بدهیم را نگه می‌داریم تا زمانی که آژانس آن گزارش را بدهد… احتمالا صادرات مواد به روسیه را نگه می‌داریم تا زمانی که “پی.ام.دی” حل و فصل بشود.
زبان سرخه‌ای

وی (حسین فریدون) رابط ما با رئیس جمهور بود و ما برادر رئیس جمهور را به عنوان عضو تیم مذاکره‌کننده وارد جلسات می‌کردیم اما او دخالتی در مذاکرات نداشت… او در تماس‌هایش می‌توانست درباره مسائل فوری به زبان سمنانی و سرخه‌ای سوال کند و این‌ها هم می‌توانست کمک‌کننده باشد همچنان که در جبهه [وقتی] چیزی کم می‌آوردند سمنانی‌ها پشت بی‌سیم می‌رفتند.
بازگشت به برنا‌‌مه‌ای که غربی‌ها از آن می‌ترسند

آنان (طرف‌های مذاکره با ایران) هم نگرانند که در آینده به علت تحولات سیاسی در ایران دوباره به سمت فعال کردن برنامه‌ای برویم که از آن می‌ترسند، پس سعی می کنند فوری دستشان را خالی نکنند و تا حد ممکن تحریم‌ها را نگه دارند تا پروسه اعتمادساز برای هر دو طرف باقی بماند.
باید زودتر نظرمان را اعلام کنیم

باید زودتر نظر خود را اعلام کنیم تا اگر کنگره آمریکا خواست توافق را رد کند تمام بار رد توافق و شکست مذاکرات به گردنش بیفتد که در این صورت حتما ما ضرر نخواهیم کرد و می‌توانیم به برنامه عادی خودمان بازگردیم و دنیا هم به ما حق می‌دهد… در این صورت دنیا هم می‌گوید ایران با طی کردن مراحل قانونی، توافق را تایید کرد و کنگره آمریکا بازی را به هم زد بنابراین ما ضرر نخواهیم کرد پس باید زودتر نظرمان را اعلام کنیم.
احساس تنهایی

متأسفانه در این دو سال واقعاً خیلی جاها احساس تنهایی کردیم که همه بار فقط روی دوش ما بود و بقیه نشستند که ببینند وزارت خارجه چکار می‌کند… حتی در وزارت امور خارجه مواقعی که فشارها بر تیم سنگین بود به وضوح احساس می‌کردم که همه چقدر فاصله می‌گیرند و زمانی که مذاکرات خوب می‌شد دوباره نزدیک می‌شدند.

No responses yet

Aug 03 2015

توقیف “۹ دی”، تذکر به “کیهان” و “رجانیوز”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: هفته‌نامه تندروی “۹ دی” به دلیل آنچه که “رعایت نکردن مصوبه شورای عالی امنیت ملی درباره مسائل هسته‌ای” عنوان شده از سوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. روزنامه کیهان و وبسایت “رجانیوز” نیز تذکر گرفتند.

خبرگزاری‌های ایران روز دوشنبه (۱۲ مرداد/ ۳ اوت) از توقیف هفته‌نامه “۹دی” خبرداده‌اند. علت توقیف رعایت نکردن توصیه‌های شورای عالی امنیت ملی درباره توافق هسته‌ای وین میان ایران و گروه ۵+۱ اعلام شده است.

حسن کامران، نماینده مجلس و هیأت نظارت بر مطبوعات به خبرگزاری فارس گفت، هفته‌نامه “۹ دی” با اکثریت آرای هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. به گفته کامران، این نشریه به دلیل رعایت نکردن مصوبه شوای عالی امنیت ملی درباره مسائل هسته‌ای توقیف شد.

اخیرا گزارش‌هایی درباره دستورالعمل “خیلی محرمانه” وزارت ارشاد به رسانه‌ها در فضای مجازی منتشر شد که در آن با استناد به “مصوبات شورای عالی امنيت ملی” از رسانه‌ها خواسته شده از انتشار مطالبی در نقد و مخالفت با توافق هسته‌ای خودداری کنند.

وزارت ارشاد تاکنون ارسال چنین دستورالعملی به رسانه‌ها را تایید نکرده اما ۱۸ تن از نمایندگان مجلس در تذکری به علی جنتی، وزیر ارشاد اعلام کردند که “پی‌گیری‌های آنها نشان داده است شورای عالی امنیت ملی هیچ مصوبه‌ای در خصوص محدودیت رسانه‌ها و تمجید موضوع موافقت نامه نداشته است”.

صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته‌نامه “۹ دی”، حمید رسایی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی است. رسایی از تندروهای جناح اصول‌گرا و از مخالفان سرسخت مذاکرات هسته‌ای و توافق وین است.

او هم‌چنین از چهر‌ه‌های شاخص گروهی به نام “دلواپسان” است که در دو سال گذشته و به موازات مذاکرات هسته‌ای، علیه این مذاکرات و توافق با غرب در فعالیت و تلاش بودند. غلامحسین الهام، محمدعلی رامین، مرتضی آقا تهرانی، وحید یامین‌پور، اسماعیل کوثری، محمود نبویان، مهرداد بذرپاش، جواد کریمی قدوسی و مهدی کوچک‌زاده دیگر اعضای گروه “دلواپسان” هستند.

برخی نکات آخرین شماره ۹ دی

هفته‌نامه “۹ دی” در آخرین شماره خود درباره توافق وین نوشته است: «هر قدم ظریف، صد کیلوگرم ذخیره اورانیوم را نابود کرد.»

به گزارش ایرنا، این هفته‌نامه در مطلب دیگری درباره دولت روحانی نوشته است: «زمانی که وزرایی با ثروت‌های چند صد میلیارد تومانی در دولت روحانی مشغول به کار شدند و فردی چون بیژن زنگنه که پرونده‌های مفاسد رسواکننده کرسنت و استات اویل به دوره وزارت او در دولت خاتمی برمی‌گردد، دوباره به سطح وزارت رسید، می‌شد حدس زد که بار دیگر دوره رونق مفاسد اقتصادی رسیده است…»

هفته نامه “۹ دی” همچنین علیه علی‌اکبر ولایتی، مشاور ارشد آیت‌الله خامنه‌ای و نقش او در پیروزی حسن روحانی و مذاکرات هسته‌ای نوشته است: «… علاوه بر نقش‌آفرینی علی‌اکبر ولایتی برای ریاست جمهوری بدل آقای رفسنجانی [روحانی]، وی در ماجرای قطعنامه ۵۹۸ هم در راستای سیاست آقای رفسنجانی و به سازش کشاندن امام و رزمندگان و تحمیل جام زهر به ایشان فعال بود…»

به گزارش ایرنا در مصوبه هیات نظارت بر مطبوعات درباره نشریه “۹ دی” آمده است، «به دلیل انتشار این مطالب و مطالب مشابه و همچنین بی توجهی به شش تذکر هیأت در یکسال گذشته، این نشریه، توقیف و پرونده آن به دادگاه ارجاع شود».

هفته‌نامه “۹ دی” پیش از این سه بار توقیف شده اما هر بار پس از مدت کوتاهی فعایت خود را از سر گرفته است. این نشریه آخرین بار در بهمن‌ماه ۱۳۹۳ توقف شده بود.

علاوه بر توقف هفته‌نامه ۹ دی، روزنامه‌ی کیهان و وبسایت “رجانیوز” نیز به دلیل انتشار مطالبی دربراه توافق هسته‌ای وین از هیات نظارت بر مطبوعات تذکر گرفته‌اند. هر دوی این نشریات توسط تندروهای مخالف توافق هسته‌ای اداره می‌شوند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .