اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Apr 04 2017

روایت احمد منتظری از دستور خامنه ای برای آزادی اش

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: احمد منتظری به خاطر انتشار فایل صوتی گفتگوی پدرش با هیئت مرگ به 21 سال حبس تعزیری و خلع لباس روحانیت محکوم شد که در همان حکم اولیه اعلام شد شش سال از زمان این حبس اجرا خواهد شد
سه‌شنبه, 4 آوریل 2017
شیما شهرابی

فروردین ماه 1368 آیت الله حسینعلی منتظری از قائم مقامی رهبری برکنار شد. آیت‌الله خمینی در نامه‌ای تند خطاب به او نوشت: « شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آن‌ها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید.» در جواب این نامه حسینعلی منتظری از مقامش استعفا داد و بلافاصله پذیرفته شد. ازجمله اختلاف نظرهای میان منتظری و خمینی، مسائل حقوق بشری و اعتراض آمنتظری به برخوردهای صورت گرفته با زندانیان در سال 67 بود. تابستان سال گذشته احمد منتظری، فایل صوتی‌ای را از جلسه پدرش با «هیات مرگ»، یعنی «حسینعلی نیری» به عنوان حاکم شرع وقت، «مرتضی اشراقی» دادستان وقت تهران، «مصطفی پورمحمدی» نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین و «ابراهیم رییسی» معاون وقت دادستان کل کشور منتشر کرد. این فایل بار دیگر موضوع کشتار 67 را در صدر اخبار قرار داد و واکنش‌های زیادی برانگیخت. احمد منتظری به خاطر انتشار این فایل به 21 سال حبس تعزیری و خلع لباس روحانیت محکوم شد که در همان حکم اولیه اعلام شد شش سال از زمان این حبس اجرا خواهد شد. او اسفندماه برای اجرای حکم به زندان رفت اما دو روز بعد آزاد شد. با او درباره روزهای برکناری پدرش، فایل صوتی، زندان و اتفاق‌های دیگر گفتگو کرده‌ایم.

به عنوان کسی که در بیت ایشان حضور داشتید، نظر خانواده و خود ایشان درباره این برکناری چه بود؟ آیا قابل پیش‌بینی بود؟

تا حدودی قابل پیش‌بینی بود و این آمادگی را افراد خانواده داشتند. خود آیت‌الله منتظری هم آماده بودند، چون از پیام‌ها و لحن روزنامه‌ها متوجه شدند چنین قصدی وجود دارد و برای همین جهت بود که ایشان در چهارم فروردین ضمن نامه‌ای به آیت‌الله خمینی نوشت: «اینجانب شرعاً نظر حضرتعالی را بر نظر خودم مقدم می‌داند.» یکی از ابهاماتی که درباره آن روزها وجود دارد این است که چه شد که جواب چنین نامه متواضعانه‌ای، نامه ششم فروردین امام خمینی است که با لحن بسیار تند خطاب به آیت‌الله منتظری نوشته شد. با نامه‌ای که آیت‌الله منتظری در چهارم فروردین نوشت می‌شد برکناری آیت‌الله منتظری را رقم بزنند بدون اینکه آب از آب تکان بخورد اما کسانی می‌خواستند شرّ به پا کنند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در فایل صوتی که اخیرا منتشر شد می‌گوید: در آن زمان کسانی ذهن امام خمینی را بیش از اندازه لازم خراب کردند؛ مثل این که حضرات تصمیم گرفته بودند ذهن ایشان تا اندازه‌ای خراب شود ولی آقای هاشمی گله دارد که چرا بیش از اندازه لازم این کار انجام شده است.

گفتید از لحن روزنامه‌ها متوجه شدید. انتقاد روزنامه‌ها از آیت‌الله منتظری از چه زمانی شروع شد؟

در 22بهمن سال67 آیت‌الله منتظری یک مصاحبه‌ای کرده بود و مصاحبه ‌کننده گفته بود: انتقادی اگر از گذشته‌ها دارید بفرمایید و بگویید چه باید کرد؟ ایشان صریح گفتند در جنگ و غیرجنگ اشتباهاتی کردیم و باید توبه کنیم. این مساله به مذاق بزرگان قوم خوش نیامد و از همان زمان روزنامه‌ها شروع به تندروی و فحاشی کردند و کلمات زشتی درباره ایشان به کار می‌بردند که چطور بزرگان نظام باید از گذشته خودشان توبه کنند؟! منظور ایشان از توبه، بازگشت به راه صحیح و اصلاحات بود. پس از آن، نامه‌ای‌که آقایان کروبی، امام جمارانی و سید حمید روحانی نوشتند، مضامین تندی نسبت به آیت‌الله منتظری داشت و چون این سه نفر نزدیک به بیت امام بودند مشخص شد تصمیمانی وجود دارد؛ ضمن این که دوستان مشترکی با بیت امام در ارتباط بودند و می‌گفتند تصمیم برخورد وجود دارد.

از فایل صوتی ای که آیت الله هاشمی منتشر کردند صحبت کردید. با توجه به روایتی که داشتند فکر می‌کنید ایشان نقشی در برکناری آیت‌الله منتظری داشتند؟

آیت‌الله امینی به طور مشخص در خاطراتش نوشته‌ است که آقای هاشمی رفسنجانی مخالف برکناری آقای منتظری بود و حتی در آن جلسه گریه کرد و التماس کرد این کار انجام نشود و نامه شش فروردین از رادیو خوانده نشود. ایشان در مجلس خبرگان هم گفته بود با شرایطی که قانون اساسی دارد ما کسی را جز آیت‌الله منتظری نداریم که قائم مقام رهبری بشود.

آیا آیت‌الله هاشمی هیچ‌وقت به دیدار آیت الله منتظری آمدند یا پیامی دادند؟

خیر، بسیاری دیگر از علاقه‌مندان ایشان هم جرات نمی‌کردند بیایند چون نظام با افراد برخورد می‌کرد. یعنی کسانی که امام جمعه بودند می‌آمدند، بعد از چند وقت برکنار می‌شدند. به طور علنی اعلام شده بود رفتن به آنجا نشانه جدا شدن از نظام است. آیت الله هاشمی هیچوقت نیامد اما یک گروهی از نمایندگان مجلس آمده بودند که بعدا آنان را به مراجع قضایی احضار کردند. آقای سیدهادی خامنه‌ای و آقای محتشمی‌پور در آن هیات بودند. خیلی‌ها جرات نمی‌کردند بیایند اما توسط من یا دیگر افراد دفتر و بستگان پیام دوستی می‌دادند و می‌گفتند فعلا نمی‌توانیم آن‌جا حاضر شویم. حتی ترویج کتاب های فقهی ایشان جرم بود. سمیناری در بروجرد برای بزرگداشت آیت الله بروجردی برگزار شده بود. آیت‌الله طاهری خرم آبادی کتاب «نماز مسافر» تقریرات درس آیت‌الله بروجردی را که آیت‌الله منتظری نوشته بودند، با خودشان برده بودند که مطالبی از آن بخوانند. چون اسم ایشان روی جلد کتاب بوده کتاب را با روزنامه جلد کرده بودند. وقتی یک نفر سوال می‌کند که چرا جلد را پوشانده‌اید ایشان می‌گویند: «انگار شما در این مملکت زندگی نمی‌کنید».

عمده اختلاف نظر آیت‌الله منتظری و آیت‌الله خمینی به نظر شما در چه زمینه‌ای بود؟

ایشان به شدت معتقد بودند فرامین شرع مقدس باید اجرا شود اما رهبر انقلاب روی مصلحت نظام تاکید می‌کردند. از روز اول انقلاب این مساله به شدت مطرح بود یعنی از همان زمانی که شروع به اعدام سران رژیم سابق کردند. ایشان به آقای خمینی گفته بود تیمسار مقدم رئیس ساواک از افراد معتدل ساواک است و از ایشان می‌توانیم به عنوان مشاور استفاده کنیم. آقای منتظری گفته بود مشرکین پیامبر را از مکه بیرون کردند و ایشان فاتحانه به مکه بازگشت، همه جمع شدند و گفتند باید خون به پا کنیم، امروز یوم الملحمه است، ملحمه از لحم میآید یعنی گوشت‌های افراد را بریزیم روی هم، اما پیامبر اکرم گفتند: امروز یوم المرحمه است و باید رحمت و شفقت و گذشت باشد. آقای منتظری گفته بود الآن انقلاب ما اینطور است و باید به همه عفو بدهیم اما اقدامات دیگری انجام شد که قابل توجیه نیست. مثلا وزیر آموزش و پرورش خانم فرخ رو پارسا یا وزیر امور خارجه دکتر خلعتبری را بدون هیچ توجیهی اعدام کردند. این‌ها نه آدم کشته بودند و نه دستور قتل صادر کرده بودند. آیت‌الله منتظری می‌گفت این اعدام‌ها برخلاف موازین دین مبین و سیره پیامبر اسلام صورت گرفته است.

وقتی برکناری ایشان به طور علنی مطرح شد خیلی از روزنامه‌ها از ایشان با عنوان شیخ ساده لوح یاد می‌کردند، حتی جوک‌هایی درباره ایشان مطرح شد. برخورد ایشان و خانواده با این موضوع چگونه بود؟

به عنوان شخصی که با ایشان زندگی کرده‌ام، می‌توانم گواهی بدهم که ایشان سادگی را در زندگی خود داشت و آن پیچیدگی را که برخی حقایق را بگوید و برخی را نگوید نداشت؛ ایشان سیّاس نبود و در بیان حقیقت سیاسی عمل نمی‌کرد و از این که روشی به کار ببردکه حرف خودش را به هر قیمتی پیش ببرد دوری می‌کرد. صادقانه حرف خودشان را می‌زدند و نظرشان را می‌گفتند اما با این حال بسیار آینده نگر بودند. نگاه به زندگی و مواضع ایشان در طول چندین دهه فعالیت اجتماعی و سیاسی، نشان می دهد تا چه اندازه ایشان نکته بین و آینده نگر بوده است. به عنوان نمونه، آیت‌الله منتظری در خاطرات خود آورده‌اند که وقتی زمزمه حمله عراق به ایران بود، من خدمت رهبر انقلاب رسیدم و گفتم وقتی انقلاب‌ها پیروز می‌شود و رژیم عوض می‌شود رسم است که هیات‌های حسن نیت به کشورها مخصوصا کشورهای همسایه می‌فرستند و می‌گویند بله ما آمدیم و می‌خواهیم کنار هم باشیم، جنگ و دعوایی با شما نداریم و قصد تجاوز به خاک شما نداریم، اما آقای خمینی به شدت مخالفت می‌کنند و نمی‌پذیرند. پذیرفتن چنین پیشنهادی می‌توانست مانع شروع جنگ باشد. ایشان چنین دیدی داشت. با شناختی که از ایشان داشتم وقتی این تهمت‌ها را می‌شنیدم ناراحت می‌شدم.

در نامه ششم فروردین به ایشان نسبت حمایت از مجاهدین داده شده، به شما هم وقتی فایل صوتی منتشر کردید چنین نسبتی دادند…

در واقع یک جور فحش و تهمت است. من سال 56 که دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بودم وقتی به ملاقات آیت‌الله منتظری در زندان اوین می‌رفتم، ایشان چندبار به من سفارش کردند که مجاهدین خلق منحرف هستند و تو چون دانشگاه می‌روی ممکن است برای جذب سراغت بیایند و مواظب باش به هیچ وجه به این‌ها نزدیک نشوی. آن زمان عضو شورای شش نفره انجمن اسلامی بودم. این شورا مخفی بود ولی با این حال دور هم جمع می‌شدیم و برای پیشبرد مبارزات دانشجویی تصمیم می‌گرفتیم. در آن شورای شش نفره وقتی این موضوع را از قول آیت الله منتظری مطرح کردم فقط آقای محسن میردامادی از من حمایت کرد و دیگران خیلی تعجب کردند و گفتند: مگر می‌شود؟ مجاهدین و انحراف؟ فقط آقای میردامادی گفت ببینید آیت‌الله منتظری در زندان با آن‌ها زندگی کرده و لابد آنان را می‌شناسد. دیگران هم بعد از چند وقت به همین نتیجه رسیدند اما از اول خیلی سخت‌شان بود که بپذیرند. از آن وقت آیت الله منتظری خطر را گوشزد کرد. بعد از انقلاب و رفت و آمدهایی که بود ایشان هیچوقت با سران مجاهدین خلق هیچ ملاقاتی نداشت با این که مسعود رجوی و موسی خیابانی به قم آمدند و شب در منزل حاج احمد آقا خمینی استراحت کردند و صبح با آیت‌الله خمینی ملاقات کردند؛ روزنامه اطلاعات همان زمان عکس‌شان را چاپ کرد که آیت‌الله خمینی نشسته‌اند و یک طرف مسعود رجوی و یک طرف موسی خیابانی هستند. اما آیت‌الله منتظری حتی چنین ملاقاتی هم نداشتند. خب این چیزها که می‌گویند فحش است و ناسزا وگرنه مجاهدین خلق اجنّه نیستند که بیایند و ملاقات کنند و غیب شوند. اعضای دفتر آیت الله منتظری مشخص هستند و افراد بسیار محترمی هستند، اگر یک‌نفر از آنان نقطه ضعفی داشت تا الآن زیر ذرّه بین گذاشته و در بوق و کرنا کرده بودند. عده‌ای فقط کلی‌گویی می‌کنند؛ تهمت زدن بی دلیل، خودش جرم است.

شاید این موضوع به دلیل حرف‌های ایشان در انتقاد از اعدام‌ها مطرح شده.

آیت‌الله منتظری از حقوق افرادی حمایت کردند که جرم شان سبک بوده و فقط به زندان محکوم شده بودند. اگر مجاهدین خلق دستگیر‌شده جرم قابل توجهی داشتند قبلا اعدام شده بودند. بگذارید مثالی بزنم آقای حسن جهان آرا، برادر شهید محمد جهان آرا، صرفا به خاطر فروش نشریه مجاهد در سن پانزده سالگی دستگیر شده و به پنج سال زندان محکوم شده است؛ تا شش سال او را در زندان نگه داشته‌اند و سال67 اعدامش کردند. بسیاری از کسانی که در 67 اعدام شدند، حکم باز داشتند؛ یعنی طوری به آن‌ها اعتماد داشتند که شب‌ها می‌رفتند منزل و روزها به زندان می‌آمدند؛ یعنی مقامات زندان به بی‌خطربودن آن‌ها یقین داشتند ولی در آن زمان آن‌ها هم اعدام شدند. در نامه‌ شش فروردین که منسوب به آیت الله خمینی است نوشته شده تعداد بسیار معدودی از منافقین اعدام شده‌اند و شما آن‌ها را به آلاف الوف رسانده‌اید. تعداد بسیار معدود یعنی مثلاً ده دوازده نفر. آیا واقعا کسانی که سال 67 اعدام شده‌اند این تعداد بوده‌اند؟ آیا این همه سروصدا و تایید و تکذیب برای 12نفر بوده است؟! در همین فایل صوتی‌ آن آقا می‌گوید ما 200نفر را جدا کرده‌ایم اجازه بدهید این‌ها را هم اعدام کنیم؛ آیا پس از پایان کار مجموع آن 12نفر شد؟! اگر نامه شش فروردین از آیت الله خمینی باشد چه کسانی به ایشان گزارش دادند که تعداد بسیار معدودی اعدام شده‌اند؟ این ها ابهام است و علامت سوال. اگر آقایان پورمحمدی، رئیسی، نیری و اشراقی که در آن جلسه بوده‌اند نیایند و حقایق را نگویند در آینده مجاهدین خلق و دیگران هرچه بگویند جامعه از آن‌ها قبول می‌کند. بیایند واقعیت را بگویند که چه اتفاقی افتاده، چقدر اعدام شده‌اند. بعد از انتشار فایل صوتی در بازجویی‌ها هم گفتم این خلا اطلاعاتی که درست کرده‌اید به نفع دشمنان است. شما راست‌اش را نمی‌گویید و آن‌ها هرچه می‌خواهند می‌گویند. مجاهدین خلق اعلام کردند 12هزار نفر کشته شده، بعد گفتند 30هزار نفر و بعید نیست بعداً بگویند 50 هزار نفر. شما هم که واقعیت را نمی‌گویید پس مردم حرف آن‌ها را قبول می‌کنند.

چه شد که اجرای حکم‌تان منتفی شد؟

آیت الله استادی که زمانی عضو فقهای شورای نگهبان بودند، عضو شورای استفتای آیت‌الله شبیری زنجانی هستند. آیت‌الله شبیری به ایشان گفته بودند نامه بنویس به مقام رهبری و به ایشان بگو صلاح نمی‌بینیم حکم احمد منتظری اجرا شود. آیت‌الله استادی نوشته‌اند و آیت‌الله خامنه‌ای کتبی جواب داده‌اند که مطابق نظر شریف آیت‌الله زنجانی عمل شود. دادگاه ویژه روحانیت هم با توجه به این نامه گفتند حکم فعلا تعلیق شده است.

قبلا از شما خواسته بودند اگر اسناد دیگری دارید تحویل دهید؛ آیا شما قبل از آزادی چیزی تحویل دادید؟

خیر؛ بعد از دو روز که من زندان بودم در وقت آزادی دادستان دادگاه ویژه روحانیت قم هم همین موضوع را می‌گفت. من هم گفتم این فایل‌​ها علاوه بر این که میراث خانوادگی است و مربوط به شخص من نیست اسناد تاریخی است. ایشان گفتند شما تحویل دهید که ما هم آن‌ها را در جایی که همه اسناد نگهداری می‌‌شوند، قرار می‌دهیم. من گفتم روزهای اول انقلاب وقتی دوستان ما ساواک قم را تحویل گرفتند همه اسناد را در اختیار داشتیم ولی آن‌ها را فرستادیم تهران. بعد از آن، زمانی که خاطرات آیت‌الله منتظری در حال تدوین بود تقاضا کردیم کپی آن قسمت از اسناد ساواک را که مربوط به ایشان است در اختیارمان قرار دهند تا در کتاب اضافه شود. این رسم بود و افرادی که در مبارزه بوده و خاطرات نوشته بودند اسناد ساواک را نیز در خاطرات خود منتشر کرده بودند. اما هرچه اصرار کردیم یک کپی آن را ندادند؛ حتی متوسل به آقای هاشمی رفسنجانی شدیم که آن زمان رئیس مجلس بود و نتیجه نگرفتیم. حالا چطور ما این اسناد را به شما بدهیم و شما آن‌ها را گزینش کنید و تعدادی را مخفی کنید و هرچه را بخواهید نگه دارید؟ ما چنین اعتمادی نداریم. من این را صریح گفتم و گفتم جای این اسناد محفوظ است و وقتی من به آیت‌الله شبیری زنجانی قول داده‌ام از این فایل‌ها فعلا منتشر نشود به آن عمل خواهم کرد.

شما چنین قولی داده‌اید؟

وقتی نامه آیت‌الله خامنه‌ای به آیت‌الله شبیری رسید ایشان من را خواستند و گفتند: حکم زندان شما قرار است اجرا نشود ولی شما هم دیگر فایل جدیدی منتشر نکن؛ من در جواب گفتم: من هم از اقدام شما تشکر می‌کنم و هم این که چون شما می‌فرمایید، رعایت می‌کنم.

یعنی آن‌​ها هم به قول شما اعتماد کردند؟

بله؛ آنان یا باید اعتماد می‌کردند و یا به زور متوسل می‌شدند. در اوایل انقلاب مسئولین امور طور دیگری برخورد می‌کردند و اگر کسی مثلا فایلی داشت متوسّل به زور می‌شدند و یک کاری می‌کردند که برود آن‌ها را بیاورد. اخیراً در کتاب آقای ری‌شهری درباره سیدمهدی هاشمی می‌خواندم نوشته‌ است: «قاضی پرونده، مهدی هاشمی را برای نخستین بار در طول بازجویی محکوم به 70 ضربه شلاق کرد». این مطلب در صفحه 178 کتاب “سنجه انصاف” تالیف آقای ری‌شهری آمده است. اگر این 70 ضربه شلاق را به خود آقای ری‌شهری می‌زدند معلوم نبود چه کار کند. اما الآن بالاخره با گفتگو حل می‌شود. فکر می‌کنم گسترش ارتباطات و فضای مجازی که باعث می‌شود چیزی قابل کتمان نباشد، در اصلاح روش آقایان موثر بوده است.

No responses yet

Apr 04 2017

«حکم زندان» برای آتنا دائمی و خواهرانش به اتهام «توهین به ماموران»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هرانا، با انتشار حکمی مکتوب از دادگاه کیفری تهران می‌گوید برای آتنا دائمی، فعال مدنی زندانی، و دو خواهر او خانم‌ها انیسه و هانیه، به اتهام «توهین به ماموران در حین انجام وظیفه» حکم حبس، و حبس تعلیقی صادر شده است.
بنا بر حکم منتشرشده در ۱۴ فروردین ماه در «هرانا»، قاضی علی بابایی، رئیس دادگاه کیفری دو تهران، گفته اتهام «ممانعت از اجرای بازداشت» محرز نشده، اما «اتهام [توهین به ماموران در حین انجام وظیفه] محرز و مسلم است».
بنا بر این حکم، دادگاه تهران «هریک از متهمان را به تحمل سه ماه و یک روز حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی» محکوم کرده که «نظر به شرایط خاص متهمان ردیف های دوم و سوم (انیسه و هانیه دائمی)، دادگاه اجرای حکم را در مورد ایشان مصلحت ندانسته» و برای مدت یک سال اجرای حکم را معلق کرده‌است.
در آذر ماه سال گذشته آتنه دائمی برای سپری کردن هفت سال حکم زندانی که پیشتر برای او صادر شده بود، به زندان برده شد.
خانم دائمی در دادگاهی با ریاست قاضی مقیسه در اسفند سال ۱۳۹۳ متهم به «اجتماع و تبانی و فعالیت تبلیغی علیه کشور»، «توهین به مقدسات و رهبری» و «اختفای ادله جرم» شده بود.
اما سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید خانم دائمی «با نگارش پست‌هایی در فیس بوک به انتقاد از مسئولین درباره رکورد اعدام‌ها در ایران پرداخته، نقاشی‌هایی در نقد اعدام بر روی دیوارها کشیده… بر سر مزار کشته‌شدگان انتخابات سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) رفته و درباره زندانیان سیاسی به گروه‌های حقوق بشری خارج از کشور اطلاع‌رسانی کرده است».
بنا بر گزارش‌ها در زمانی که ماموران برای انتقال آتنا دائمی به خانه آن‌ها رفته بودند، وقایع دیگری رخ داده‌است؛ در آن زمان معصومه نعمتی، مادر آتنا دائمی، به کمپین بین‌المللی حقوق بشر درایران گفته بود که با شکایت سپاه پاسداران، دخترش با پنج اتهام جدید روبه‌رو شده است. از جمله اتهام‌های تازه «ممانعت از اجرای حکم» بود.
خانم دائمی در در نامه‌ای سرگشاده که ۱۱ آذر ۱۳۹۵ منتشر شد درباره نحوه بازداشت خود گفته بود: از مامورین خواسته است حکم بازداشت را نشان دهند و آنها بدون ارائه هیچ حکمی با حمله به خانه او و خواهرش را کتک زده‌اند.
به گفته این فعال مدنی ماموران در هنگام انتقال او به زندان گفته‌اند «آشی برایت می‌پزیم که دیگر فکر بیرون آمدن از زندان را از سر بیرون کنی».
پس از بازداشت آتنا دائمی، او و پدرش از سپاه پاسداران به دلیل «ورود بدون مجوز» به محل زندگیشان شکایت کرده بودند؛ ولی وضعیت رسیدگی به این شکایت در حال حاضر نامشخص است.
در دی ماه ماه گذشته، وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گزارش داده بود که دو خواهر و همسر خواهر آتنا دائمی، با «شکایت ضابطین قضایی» علیه آن‌ها و «جهت پاره‌ای از توضیحات» به شعبه چهارم «دادسرای شهید مقدس» مستقر در زندان اوین احضار شده‎اند.

No responses yet

Apr 03 2017

محروم از تحصیل در ايران، طراح اپلیکیشن آموزشى در آمريكا

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی


ایران وایر: شکیب ذبیحیان بجز مدیریت کمپانی TOOT، در کالج سانت مونیکا Santa Monica هم در حال تحصیل است

این روزها کمپانی «توت»(TOOT) در لس آنجلس مورد توجه رسانه‌ها و نشریات علمی قرار گرفته است. این کمپانی دو سال پیش توسط یک جوان ۲۵ ساله ایرانی به نام «شکیب ذبیحیان» تاسیس شد و هدفش رفع مشکلات درسی و آموزش سریع به همگان است.

ذبیحیان می گوید: «ایده اولیه راه اندازی کمپانی متعلق به “سوفیا پارسا” بود و ما با سرمایه‌ای که او جمع کرده بود، در ژانویه ۲۰۱۵ توت را تاسیس کردیم. کار ما به این شکل است که توسط اپلیکیشن توت، امکان ملاقات حضوری دانش آموزان و معلم ها را با هم برقرار می‌کنیم. البته فقط معلم ها و دانش آموزانی که ثبت نام کرده باشند. وقتی یک فرد مشکل تحصیلی و آموزشی دارد، این اپلیکیشن به او مناسب‌ترین معلم را با توجه به محدودیت زمانی و مکانی با بالاترین سطح علمی موجود در بین معلم های کمپانی معرفی می‌کند.»

این برنامه هیچ نوع محدودیت سنی برای متقاضیانِ دریافت اطلاعات قائل نیست و در همه‌ رشته‌ها، از علمی و اجتماعی تا فرهنگی و هنری فعالیت می کند.

هدف اصلی و دراز مدت توت این است که بتواند دسترسی به دانش و آموزش را برای همه در هر کجای دنیا که هستند، ایجاد کند: «تاکنون محدوده فعالیت ‌ما لس آنجلس بوده است ولی در طی چند هفته آینده با تغییر سیستم، محصول جدیدی را ارایه خواهیم داد که هر کس در هر کجای امریکا ساکن است، از طریق فرستادن پیام به شماره‌ای که اعلام کرده‌ایم، پاسخ خود را به صورت آن لاین در حداکثر پنج دقیقه دریافت کند.»

معلمان شاغل در این پروژه هیچ وقت پاسخ سوال را به دانش آموز نمی دهند: «ما نمی‌خواهیم توت تبدیل به وسیله‌ای برای تقلب شود. کاری که معلم‌ها می‌کنند، کمک به دانش آموزها است تا متوجه مفهوم شوند و خودشان پاسخِ پرسش را به دست آورند.»

شکیب در سال ۱۳۷۰ در یک خانواده بهائی در مشهد متولد شده است. او می‌گوید به دلیل آن که پدرش کامپیوتر تدریس و تعمیر می‌کرده، همیشه در منزل‌شان چند تا کامپیوتر وجود داشته که همین موجب آشنایی و علاقه‌اش به کامپیوتر از کودکی بوده است.

او در ۱۳ سالگی برنامه ریزی کامپیوتری را آغاز و در سن ۱۵ سالگی با طراحی وب سایت برای یک شرکت، اولین دستمزدش را دریافت می کند:«هر تابستان پس از پایان امتحانات خرداد ماه، به کارهای نیمه وقت در شرکت‌های کامپیوتری مشغول بودم. همین کارهای تابستانه زمینه‌ای شدند تا در ۱۷ سالگی به عنوان طراح و برنامه ریز در یک شرکت کامپیوتری به طور پاره وقت استخدام رسمی شوم.»

شکیب پس از گرفتن دیپلم، در کنکور سراسری سال ۱۳۸۸ شرکت کرد و با رتبه بالایی قبول شد ولی هنگام ثبت نام، مانند سایر داوطلبان بهائی، با عنوان «نقص پرونده» برخورد کرد و از ادامه تحصیل در دانشگاه های ایران محروم ماند. او سپس در «مؤسسه آموزش عالی مجازی بهائیان» (BIHE) در رشته مهندسی نرم افزار ثبت نام کرد و تا زمان خروجش از ایران، در این مؤسسه به تحصیل مشغول بود: «دانشجویان شهرستانی باید ماهی یک هفته برای کلاس حضوری به تهران می رفتند. کلاس‌ها هر روز از ساعت ۹ صبح تا ۸ شب بود. اکثر کلاس‌ها در خانه‌ بهائیان برگزار می‌شد و آن دسته از دانشجویان شهرستانی که جایی برای ماندن نداشتند، در منازل بهائیان داوطلب سکنی می‌گزیدند.»

تحصیل درBIHE مشکلات زیادی داشت. هر لحظه ممکن بود ماموران وارد کلاس شوند و آن را تعطیل کنند: «یک بار وقتی به محل آزمایشگاه الکترونیک رسیدیم، متوجه شدیم ماموران در حال پلمپ کردن آن محل هستند. بسیاری از استادها و دانشجویان در حین تدریس یا تحصیل بازداشت می‌شدند؛ مثلا مهندس “بادوام” یکی از اساتید ما بود که به اتهام تدریس به دانشجویان بهائی بازداشت و چهار سال زندانی شد.»

شکیب پس از سه سال و نیم تحصیل در مؤسسه آموزش عالی بهائیان، ایران را برای ادامه تحصیل در سال ۲۰۱۳ ترک کرد. او ابتدا به ترکیه رفت و پس از 16 ماه سکونت در شهر «کایسری»، به لس آنجلس مهاجرت کرد. دوره‌ پناهندگی از سخت ترین دوران‌های زندگی هر مهاجر است. روزها طولانی و پایان ناپذیرند اما شکیب این دوران را هم با کار و تلاش مستمر با موفقیت گذراند.

او سه ماه به دلیل داشتن مهارت در زبان انگلیسی و کامپیوتر، مدیر فروش یک کارخانه‌ ترکی بود و به شکل آنلاین، در راه اندازی و طراحی وب سایت با یک شرکت انگلیسی همکاری کرد: «عاشق موسیقی هستم و زندگی ام با موسیقی عجین شده است. در ایران از کودکی سنتور می‌زدم ولی این جا در حال یادگیری و نواختن گیتار هستم. موسیقی در زندگی من نقش زیادی داشته است و تاثیر آن را در درس و کارم حس می‌کنم. متوجه شده ام که خیلی بیش تر و سریع تر از بقیه می‌توانم مباحث ریاضی را تصور و ادراک کنم.»

این روزها شکیب ذبیحیان به جز مدیریت کمپانی توت، در کالج «سانتا مونیکا»(Santa Monica) هم در حال تحصیل است و امیدوار است در آینده‌ای نزدیک بتواند در رشته‌ مورد علاقه‌اش در دانشگاه «یو سی ال ای» ادامه تحصیل دهد.

No responses yet

Mar 31 2017

محرومیت یک ساله تیم بیلیارد زنان به دلیل رعایت نکردن شئونات اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: بانوان اعزامی به مسابقات آزاد چین به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی یک سال محروم شدند.

به گزارش عصرایران، کمیته انضباطی فدراسیون بولینگ، بیلیارد و بولس اعلام کرد بانوان اعزامی به مسابقات آزاد چین به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی به مدت یک سال از حضور در تمامی مسابقات داخلی و خارجی محروم می‌شوند.

این کمیته همچنین اعلام کرد اسامی متخلفان متعاقبا و به صورت کتبی به هیات‌های استانی مورد نظر اعلام خواهد شد.

No responses yet

Mar 30 2017

سفیر آمریکا در سازمان ملل: باید صدای کسانی مانند ندا آقاسلطان باشیم‎‎

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: نیکی هیلی، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل متحد، در نشستی در «شورای روابط خارجی»، در مورد لزوم تمرکز شورای امنیت سازمان ملل بر «حقوق بشر» سخن گفته است. او در این سخنرانی به اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ در ایران نیز اشاره کرده و تاکید کرده آمریکا باید صدای کسانی مانند ندا آقاسلطان باشد.

نیکی هیلی، نـهم فروردین ماه در جریان سخنرانی خود در شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک، از فعالیت‌ها و اقدامات پیش‌روی خود به عنوان نماینده ایالات متحده در سازمان ملل و نیز ریاست دوره‌ای شورای امنیت سخن گفته است.

خانم هیلی در بخشی از سخنرانی یک‌ساعته خود به لزوم اقدامات و فعالیت‌های خود در ارتباط با پیشبرد «ارزش‌های» مورد نظر آمریکا پرداخته‌است.

او به اعتراضات موسوم به «بهار عربی» و نیز اعتراضات مشهور به «جنبش سبز» در ایران اشاره کرده و به دو چهره شناخته‌شده این اعتراضات نیز اشاره کرده‌است؛ محمد بوعزیزی، معترضی که در تونس اقدام به خودسوزی کرد و ندا آقاسلطان، شهروندی که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ در تهران هدف گلوله قرار گرفت. خانم هیلی می‌گوید «مرگ ندا به انقلاب سبز قدرت بخشید، ولی بلندپایگان جامعه بین‌المللی اولویت‌های دیگری در مورد ایران داشتند… در نهایت مرگ ندا [آقاسلطان] و رویاهای مردم ایران نادیده گرفته شد و برآورده نشد».

خانم هیلی افزوده است «سازمان ملل، مانند هر نهاد دیگری، باید با این موج فزاینده نارضایتی هم‌صدا باشد. من به سازمان ملل آمده‌ام تا به مردم آمریکا نشان دهم سرمایه‌گذاری ما در این نهاد چه اهمیتی دارد. و وقتی من از ارزش‌ها سخن می‌گویم، منظورم در درجه اول بودجه نیست، منظورم این است که سازمان ملل به ابزاری مناسب برای تبلیغ ارزش‌های ما تبدیل شود».

به گفته نماینده ارشد آمریکا در سازمان ملل «ایالات متحده وجدان اخلاقی جهان» است: «اگر ما نتوانیم صدای کسانی مانند محمد [بوعزیزی] و ندا [آقاسلطان] باشیم، در آن‌صورت اصلا کاری نداریم که اینجا انجام بدهیم».

هیلی اظهار داشته «برای من حقوق بشر، قلب ماموریت در سازمان ملل است. و به همین دلیل است که من قصد دارم بخشی از فعالیت‌های خود را (به عنوان رئیس دوره‌ای شورای امنیت) معطوف کنم به قرار دادن موضوع حقوق بشر در اولویت‌های شورای امنیت».

به گفته خانم هیلی شورای امنیت سازمان هرگز نشستی نداشته که به طور مشخص بر موضوع حقوق بشر متمرکز باشد و این وضعیت باید تغییر کند.

خانم هیلی در عین حال به وضعیت حقوق بشر در کره شمالی و یا سوریه نیز اشاره کرده و می‌گوید در سوریه، حکومت اسد با کمک ایران و روسیه مسبب وضعیت فعلی در مناطقی مانند حلب هستند. به گفتی نیکی هیلی -آنچه او «جنایت‌های اسد» نامیده- و نقض حقوق بشر در سوریه به مشکلات دیگری مانند بحران پناهجویان نیز انجامیده‌است.

هیلی تاکید کرده آمریکا به موضوع سوریه باز می‌گردد و «فکر می‌کنم این وضعیتی‌ست که آمریکا و روسیه قطعا می‌توانند در مورد آن گفت‌وگو کنند و بگویند چگونه می‌شود وضعیت را بهبود بخشید، ولی موضوع رفتن اسد مطرح خواهد شد».

سفیر آمریکا در سازمان ملل گفته‌است «صلح و امنیت بدون حقوق بشر تامین‌شدنی نیست» و در بخشی دیگری از سخنان خود نیز افزوده است زمان آن رسیده تا شورای امنیت بر رابطه میان حقوق بشر و امنیت متمرکز شود. او در عین حال از شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز شدیدا انتقاد کرده و می‌گوید در تابستان با اعضای آن گفت‌وگو خواهد کرد.

ایالات متحده در ماه آینده میلادی (دو روز دیگر)، ریاست شورای امنیت را برعهده خواهد گرفت.

ایالات متحده، چین، روسیه، فرانسه و بریتانیا اعضای ثابت شورای امنیت هستند و از حق وتو برخوردارند.

No responses yet

Mar 27 2017

خطاب به مردم دنیا کمک کنید سینا دهقان جوان ۲۱ ساله ایرانی از اعدام نجات پیدا کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

کمیته بین المللی علیه اعدام : دیوان عالی جمهوری اسلامی ایران بعنوان بالاترین مرجع قضائی در ایران حکم اعدام یک جوان ۲۱ ساله را به اتهام توهین به محمد پیامبر اسلام تائید کرده است. سینا دهقان، ۲۱ اکتبر ۲۰۱۵ یعنی از سن ۱۹ سالگی دستگیر و در دادگاه کیفری شهر اراک به اعدام محکوم شد. وی به دلیل نوشتن مطالب انتقادی در باره اسلام و مخالفت با مقدسات اسلامی در شبکه اجتماعی لاین دستگیر شده بود.

مقامات امنیتی جمهوری اسلامی در بازجویی‌ها به سینا دهقان گفته بودند اگر اتهامات را بپذیرد و بعد “توبه” کند، بخشیده خواهد. با اینحال علیرغم گرفتن اعتراف از سینا تحت فشار، حکم اعدام وی صادر گردید و در اواخر ژانویه ۲۰۱۷ این حکم عینا از جانب دیوان عالی مورد تایید قرار گرفت.

نیروهای امنیتی و قضایی به خانواده این جوان گفته بودند که اگر “سر و صدا نکنند”، سینا آزاد می‌شود به همین دلیل تا مدت‌ها خبر بازداشت و صدور حکم اعدام برای سینا دهقان بازتابی پیدا نکرد. و جمهوری اسلامی فرصت یافت در دیوان عالی کشور حکم اعدام او را تایید کند. اکنون سینا جوان ۲۱ ساله هر لحظه ممکن است با چوبه دارمواجه شود.

دو متهم دیگر این پرونده به نام های سحر الیاسی، اهل تهران و محمد نوری، اهل اراک هستند. محمد نوری با اتهامی مشابه سینا دهقان در شعبه یک دادگاه کیفری اراک به اعدام محکوم شده و خانم الیاسی به اتهام توهین به مقدسات به هفت سال حبس محکوم شد که بعدا در مارس۲۰۱۶ در دادگاه تجدیدنظر به سه سال حبس کاهش یافت. طبق ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی، اگر فردی به پیامبر اسلام توهین کند، محاکمه خواهد شد و با مجازات اعدام روبرو خواهد بود.

تعیین مجازات اعدام برای از دین برگشتگان از سوی جمهوری اسلامی نشانه هراس از گسترش بی دینی و رشد گرایشات سکولار در جامعه است. جامعه ایران علیرغم حاکمیت استبداد مذهبی یک جامعه غیر اسلامی است که در فراسوی تحمیلات مذهبی،آزادی، عدالت و سکولاریسم را جستجو می کند. همین احکام اعدام بخوبی نشان می دهد که چگونه حکومت و جامعه مدنی ایران بعنوان دو قطب مخالف در مقابل یکدیگر صف آرایی کرده اند.

سینا دهقان و محمد نوری را باید از اعدام و سحر الیاسی را از زندان نجات داد. تنها با فشار بین المللی میتوان هزینه این محاکمات ظالمانه را برای جمهوری اسلامی بالا برد و سینا و همراهانش را نجات داد. تک تک شما میتوانید در نجات جان این انسانها نقش داشته باشید. به مراجع بین المللی و یا به پارلمان کشور خود مراجعه کنید، نامه بنویسید و بخواهید که با فشار دیپلماتیک سیاسی علیه جمهوری اسلامی آنرا وادار کنند این سه جوان را آزاد کند و احکام آنها را فورا لغو کند.

جمهوری اسلامی ایران حکومتی از جنس داعش است. پیشقراول داعش است. با دست بریدن و سنگسار و اذیت و آزار زنان، با اعدام همجنسگرایان و شلاق و شکنجه سعی کرده است مقررات اسلام را در ایران پیاده کند اما با جنبش عظیمی علیه مذهب و اسلام و قوانین ارتجاعی اش روبرو بوده است. متاسفانه دول غربی با چنین حکومتی مماشات میکنند و فرش قرمز جلو مقاماتش پهن میکند. امید ما به شما مردم آزادیخواه جهان است.

فقط جان یک جوان در خطر نیست. صحبت بر سر سرنوشت میلیونها جوان و مردمی است که حکومت اسلامی را نمی خواهند. یک جامعه آزاد مبتنی بر موازین سکولار و تامین رفاه و سعادت همه شهروندان را طلب می کنند. این امیال انسانی مردم ایران است. این وجه مشترک همه ما در هر جای دنیاست. به هر شیوه ای که خود مناسب می دانید نسبت به احکام سینا دهقان، محمد نوری و سحر الیاسی و همچنین روح الله توانا و سهیل عربی که به ترتیب از تابستان ۲۰۱۱ و پاییز ۲۰۱۳ ۱ به دلیل اتهامات مشابه در زندان هستند اعتراض کنید و خواهان آزادی آنها شوید. با اعتراضات جهانی خود جمهوری اسلامی را برای لغو و حذف احکام و مجازات منتقدین به مذهب و مقدسات اسلام تحت فشار بگذارید.

کمیته بین المللی علیه اعدام
کمیته مبارزه برای آزادی زندانسان سیاسی در ایران
۵ فرودین ۱۳۹۶- ۲۵ مارس ۲۰۱۷

No responses yet

Mar 24 2017

دیوان عالی ایران حکم اعدام به اتهام توهین به پیامبر اسلام را «تایید کرد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: بر اساس گزارش چند وب‌سایت حقوق بشری، دیوان عالی جمهوری اسلامی حکم اعدام سینا دهقان، جوان ۲۱ ساله زندانی در اراک، را به اتهام «سب‌النبی»، توهین به پیامبر اسلام، تائید کرد.

وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران به نقل از«یک منبع مطلع» خبر داد که دیوان عالی کشور اوایل بهمن‌ماه ۹۵ حکم اعدام سینا دهقان را که در شعبه اول دادگاه کیفری اراک صادر شده بود، «عینا» تایید کرده است.

بر اساس این گزارش، سینا دهقان «در هیچ یک از مراحل بازجویی، بازپرسی و دادگاه دسترسی به وکیل انتخابی نداشته» و وکیل تسخیری که از طرف دادگاه انتخاب شده بود نیز «به خوبی از او دفاع نکرده و درباره اطلاع‌رسانی نسبت به وضعیت موکلش نیز کوتاهی کرده است».

پیش از این برخی وب‌سایت‌ها خبر داده بودند که خانواده سینا دهقان توان مالی لازم برای پرداخت هزینه وکالت را نداشته‌اند و به همین دلیل او به وکیل تسخیری متوسل شده است.

بر اساس گزارش‌ها، سینا دهقان به اتهام «سب‌النبی» از طریق راه‌اندازی یک کمپین در شبکه «لاین» و نوشتن مطالبی روی این شبکه اجتماعی، به اعدام محکوم شده است.

آقای دهقان که در زمان بازداشت تنها ۱۹ سال داشت در مهرماه سال ۹۴ و تنها چهار روز پیش از پایان دوران خدمت سربازی‌اش، توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در پادگان محل خدمت خود در اراک بازداشت و به زندان مرکزی این شهر منتقل شد.

خانواده آقای دهقان در تهران ساکن هستند و باید برای ملاقات او هر هفته به اراک سفر کنند.

به گفته وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، این زندانی عقیدتی در بند زندانیان «مواد مخدر، قتل و قاچاق» زندانی است و «مدتی پیش هم‌بندی‌های او گونه‌اش را شکسته بودند».

آن طور که در این گزارش آمده است، او در زمان بازداشت و بازرسی از منزلش بارها اظهار کرده که «اشتباه کرده است و توبه می‌کند» و ماموران به او وعده داده بودند که در صورت پذیرفتن اتهامات و نوشتن توبه‌نامه آزاد خواهد شد و او نیز «هر چه آنان خواسته‌اند امضا کرده» است.

با این حال او پس از محاکمه در شعبه یک دادگاه کیفری اراک، به اتهام «سب‌النبی» به اعدام و به اتهام «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» به ۱۶ ماه زندان محکوم شد.

محمد نوری، دیگر متهم این پرونده که ساکن اراک است، به اتهام «سب‌النبی» به اعدام محکوم شده، اما هنوز درباره وضعیت نهایی این حکم گزارشی منتشر نشده است.

سحر الیاسی، متهم سوم این پرونده، به اتهام «توهین به مقدسات» به سه سال زندان و به اتهام «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» به ۱۶ ماه زندان محکوم شد.

صدور حکم اعدام به اتهام «سب‌النبی» پیشتر هم در ایران سابقه داشته است.

سهیل عربی، شهروند اهل تهران، شهریورماه سال ۹۳ در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران، به اتهام «سب‌النبی و توهین به مقدسات» به اعدام محکوم شد و این حکم در آذرماه همان سال به تأیید دیوان عالی کشور نیز رسید.

اما در نهایت، شعبه ۳۴ دیوان عالی کشور در ایران، تیرماه سال ۱۳۹۴ حکم اعدام سهیل عربی را «نقض» کرده و درخواست اعاده دادرسی او را پذیرفت.

No responses yet

Mar 22 2017

سقوط آزاد به زیر خط فقر: دقیق‌تر نگاه کنید؛ کارگران زن بر سر چهارراه‌ها منتظر کار شرافتمندانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :خودش را «گل‌بانو» معرفی می‌کند. بر سر گذری در محله حسین‌آباد تهران با فاصله از دیگر کارگران مرد، ایستاده است. چادر رنگ و رو رفته بر سر دارد و منتظر است. می‌گوید: « منتظرم تا کسی کارگر خانه بخواهد. نظافت می‌کنم. در و دیوار تمیز می‌شویم. از همین کارها…

کلمه-نرگس نامدار: اگر دیدن کارگران مرد که صبح‌های زود بر سر چهارراه‌ها یا سر گذرها ایستاده‌اند تا وانتی توقف کند و صدای‌شان کند برای کارگری عادی شده، اما دیدن زنانی که با چند قدم فاصله از آنان به انتظار برای کار ایستاده‌اند کاملا دور از انتظار است.

حتی برای اولین بار که دیده شدند به ذهن هم خطور نکرد که شاید در انتظار کارفرمایی هستند که برای کار روزانه به دنبال کارگر می‌گردد.

کارگرانی که برای معیشت، این روزها در جست‌وجوی کارند و نان را روزانه به دست می‌آورند. برای آنان بیمه و حق بازنشستگی شوخی بیش نیست. مرزهای فلاکت و فقر از همه اینها گذشته است.

خودش را «گل‌بانو» معرفی می‌کند. بر سر گذری در محله حسین‌آباد تهران با فاصله از دیگر کارگران مرد، ایستاده است.

چادر رنگ و رو رفته بر سر دارد و منتظر است. می‌گوید: « منتظرم تا کسی کارگر خانه بخواهد. نظافت می‌کنم. در و دیوار تمیز می‌شویم. از همین کارها دیگر…»

ـ «مردم از کجا بدانند تو کارگری؟ اول به نظر می‌رسید منتظر تاکسی باشی»

می‌گوید: «همانطور که خودت فهمیدی. چند روز که رد شوند و مرا اینجا ببینند می فهمند منتظر کارم. این روزها همه دنبال کارگر خانه می‌گردند. پیدا که نکنند دنبال امثال من می‌آیند.»

ـ «در این چند روز هر روز رفتی سر کار؟»

می‌گوید: « هر روز که نه. ولی چند نفری ازم پرسیدند که کارگر هستم یا نه؟ اینجا محله اعیانی است و معمولا خانه‌ها کارگر می‌خواهند. بسیاری از مردم سر کار می‌روند برای همین روزهای آخر سال مجبور به خانه تکانی هستند.»

می‌پرسم: «چطور جرات می‌کنی به خانه‌ای بروی که نمی‌شناسی؟ به چه اعتباری؟»

خلاصه جواب می‌دهد: «وقتی سه تا بچه گرسنه داشته باشی و شوهری علیل که نمی‌تواند کار کند این حرفها برایت مسخره می‌شود. شب عیدی هیچی ندارم.»

شوهرش سرایدار یک آپارتمان مسکونی بوده اما بر اثر تصادف از ناحیه کمر و لگن دچار شکستگی شدید شده، علاوه بر اینکه بیش از سه هفته هم در کما بوده. بعد از آن دیگر نمی‌تواند کارهای سنگین انجام دهد. از خانه و کار جواب‌شان کردند. الان در یک اتاق استیجاری در باقرآباد تهران زندگی می‌کنند. دختر ۱۳ ساله که اولین بچه است هم درس می‌خواند و هم از پدرش مراقبت می‌کند. مجبور شده‌اند بچه دوم‌شان را به شهرستان نزد اقوام بفرستند تا کمی از خرج‌شان کاسته شود و سومی هم کلاس اول می‌خواند.

این خلاصه زندگی زنی بود که این روزها در گذرگاهی در تهران به انتظار کار ایستاده است.

نگاه‌تان را این روزها دقیق کنید بر سر جاهایی که کارگران به انتظار ایستاده‌اند، در همان حوالی زنان کارگر را هم می‌بینید. پدیده‌ای که روزگار بر دامن پایتخت نشانده است.

نسیم، اما بسیار جوان‌تر از گل‌بانو است. ۳۲ ساله است. او هم بر سر خیابان ایستاده است و به ماشین‌های گذری می‌گوید: «کارگر….»

می‌گوید: «بیکارم. خرج خانه را باید بدهم. کارگری هم عار نیست. مهم این است که با شرافت کار کنی.»

همان سوال‌ها را از او هم می‌پرسم و جواب می‌دهد: «بالاخره ترس که هست ولی یاد گرفتم از خودم چطور مراقبت کنم. به خانه مردم که می‌روم جلوی چشم‌شان به پدرم زنگ می‌زنم و آدرس می‌دهم و مرتب در حین کار به خانه زنگ می‌زنم. این عدم اطمینان برای صاحب خانه هم هست دیگر. آنها هم باید به من اطمینان کنند.»

می‌پرسم چرا به بنگاه‌های کار خدماتی مراجعه نمی‌کند؟ می‌گوید: «آنها استثمار می‌کنند. باید کلی سفته و چک بدهی. آخرش هم تو جان می‌کنی ولی سهم بیشتر را آنان برمی‌دارند.»

دلش نمی‌خواهد از زندگی‌اش حرف بزند. فقط می‌گوید آدم باید کارد به استخوانش برسد که چنین کاری کند.

درد به استخوانش رسیده است. صورتش با آنکه جوان است اما حکایت دستانش، راز دیگری را بر ملا می‌کند.

دست‌های او و گل‌بانو و همه مردان منتظر کار بر سر چهارراه‌ها و گذرها حکایت زندگی حداقلی است. داستان هزاران انسانی که کارگرند اما نام‌شان جایی ثبت نمی‌شود. “حداقل دستمزد”، “بیمه تامین‌اجتماعی”، “بازنشستگی” و… واژه‌های لوکسی هستند در زندگی بی‌رویای اینان.

برای آنان آمدن سال نو تنها فرصت یک کار بیشتر است، وگرنه روزهای آنان با روزهای دیگر فقط یک فرق دارد: زندگی‌شان سخت‌تر از روز قبل، پیش می‌رود. آنان هر روز یک قدم از خط فقر بیشتر پایین‌تر می‌روند.

No responses yet

Mar 20 2017

زندگی کولبران در سال ٩٥؛ ۹۶ كشته ،٦٤ زخمي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: کولبران در ماه های پایانی سال ۹۵ سوژه شماره یک رسانه ها بودند، زندگی و مرگ شان. خضر، کولبر ۷۰ساله کرد در این میان مشهورترین چهره بود که با وجود بیماری، تن به کولبری داده بود، با درآمد حداقلی. او سرانجام با کمک های مالی ایرانیان موفق کارهای درمانی اش را انجام دهد.

اما داستان خضر شاید شیرین ترین داستان کولبرها بود. بررسی ها نشان می دهد در طول ۱۲ ماه گذشته، ۹۶ کولبر در جریان رفت و آمدهای پر از مشقت خود کشته و ۶۴ نفرشان زخمی شده اند.

این آمار تازگی ندارد. بر اساس گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، از ابتدای به قدرت رسیدن دولت روحانی تاکنون (دوازدهم مردادماه ۹۲ تا پایان اسفند ٩۵)، ٢١٢ کولبر کُرد در استان کُردستان فقط براثر شلیک نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران کشته و زخمی شده‌اند. اما شلیک تنها عامل مرگ مستقیم آنها نیست.

ممکن است در جریان تعقیب و گریز نیروهای انتظامی به دره پرت شوند یا به داخل رودخانه سقوط کنند، گاه انفجار مین از آنها قربانی گرفته است. سرمازدگی و بهمن هم هست، غرق شدن در جریان عبور از رودخانه، تصادف با وسایل نقلیه و در مواردی بوده که کولبر به خاطر از دست دادن کالایش دست به خودکشی زده است.

فهرست طولانی پیش رو اما مرور بخشی از خبرهای مربوط به کولبران است در سال ۹۵، یک گزارش مستند و پر از تلخی و سختی:

۱ فروردین‌، در منطقه‌ی مرزی شهر نودشه، کولبری ۴۴ ساله به نام رستم رستمیان فرزند نصرالدین جان داد.

۷ فروردین، عبدالخالق غفاری فرزند ابوبکر اهل روستای “انجینه” از توابع شهرستان بانه که در مناطق مرزی بانه مشغول کولبری بوده، هنگام عبور از رودخانه “چومان” غرق و جان خود را از دست داد.

۱۱ اردیبهشت‌ در شهرستان دیواندره دو جوان اهل “کول” در کوه‌های اطراف این روستا جان سپردند. هویت این دو جوان، سید رضا حسینی و سید جمیل حسینی اعلام شد.

١٣ اردیبهشت، یک شهروند کرد اهل “اشنویه” به نام “محمود صوفی محمودی” فرزند ابراهیم به علت انفجار مین یکی از پاهای خود را از دست داد.

١٣ اردیبهشت، یک شهروند کرد اهل “اشنویه” به نام “محمود صوفی محمودی” فرزند ابراهیم به علت انفجار مین یکی از پاهای خود را از دست داد.

۱۳ اردیبهشت‌، انفجار یک قبضه مین بجای مانده از دوران جنگ ٨ ساله‌ ایران ـ عراق، مجروحیت شدید هاجر قربانی، ٢۴ ساله‌ای را درپی داشت. در این حادثه پای چپ هاجر قربانی از ناحیه‌ مچ قطع شد.

۲۹ اردیبهشت‌، بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی، جوانی ٢٨ ساله به نام عباس آتش‌بریک کشته شد.

۲۲ اردیبهشت‌، گرمان امینی فرزند وحدت ۳۶ ساله، اهل روستای دشوان از توابع شهرستان سلماس به همراه برادرش رحیم امینی ۳۳ ساله، کریم اطمانی ۳۸ ساله، کوهزاد اطمانی ۲۶ ساله و صمد گل محمدی ۲۹ ساله، هدف تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفتند. در پی این تیراندازی، گرمان امینی در دم جان باخت و چهار شهروند دیگر به شدت زخمی شدند.

۱ خرداد، در تیراندازی ماموران سپاه، کولبری ٣٠ ساله بنام محسن محمدگویژی از ناحیه ران پای راست به شدت زخمی ‌‌شد.

۲۱ خرداد، کولبری به نام رسول درویشانی مشهور به جلال که توسط نیروهای انتظامی زخمی شده بود، به علت جراحات وارده فوت کرد.

۲۲خرداد، جسد یک کولبر کورد در ارتفاعات مرزی شهرستان ارومیه و در محلی موسوم به چهل میر شهیدان کشف شد.این کولبر بیش از ۶ ماه قبل در حین عبور از کوه‌های منطقه مرزی شرق و شمال کوردستان دچار کولاک و ریزش بهمن شده بود.

۵تیر، درپی شلیک مستقیم هنگ مرزی سردشت در نزدیکی روستای “بزیله”، کولبر ۴٠ ساله‌ای به نام عزیز صداقت فرزند یوسف جان خود را از دست داد.

۷ تیر، دو کولبر ۱۷ ساله بە نام‌های لطیف علیخانی و رئوف علیخانی براثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی ایران در مرز سردشت جان خود را از دست دادند.

١٩ تیر، کولبر بە نام هیدی اسماعیلی در توابع آلان سردشت با کمین هنگ مرزی این شهر روبرو و از ناحیە کمر بە بالا بە شدت مجروح شد.

٢۴ تیر، بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی بە کولبران، یک کولبر کرد بە نام درویش عادوی در شهر سلماس زخمی شد.

۵ مرداد، در مرز شهرستان سردشت از سوی نیروهای نظامی به سوی گروهی از کاسبکاران کُرد شلیک کردند که در نتیجه‌ آن عبدالله رسولی و رسول رسولی زخمی شدند.

۱۸مرداد، بر اثر برخورد یک دستگاه خودروی مزدا دوکابین با یک دستگاه تویوتا لندکروزر در مسیر روستای دزلی از توابع بخش مرکزی شهرستان سروآباد، چهار کولبر مرزی جان سپردند.

۵ شهریور، در سردشت نیروهای سپاه پاسداران به روی کاروان کولبران کُرد، جوانی ٣٣ ساله با نام سلام حافظی کشته شد.

١٣ شهریور، در نتیجه شلیک نیروهای نظامی مستقر در پایگاه مرزی ارتفاعات “دالانپر” ، دو کولبر کُرد جان باختند و یک کولبر دیگر به شدت زخمی شد.

۲۰شهریور، بر اثر شلیک نیروهای نظامی، کولبر کرد «آوات ابراهیمی» اهل پیرانشهر کشته شد.

۲۶شهریور، نیروهای هنگ مرزی در پایگاه مرزی «سرمیلان» بر روی شماری از کولبران کرد آتش گشوده و در نتیجه دو تن زخمی شدند که در هنگام انتقال به بیمارستان، یک نفرشان جان خود را از دست داد. هویت کولبر کشته شده، «صلاح بورکه» اعلام شد.

۳۰شهریور، یک شهروند کُرد به نام سنار محمدی فرزند سلمان براثر شلیک نیروهای انتظامی در روستای “بلجوک” از توابع منطقه قطور خوی جان خود را از دست داد.

۱ مهر: جمیل عبدالله نژاد، ۲۱ساله در نواحی مرزی بانه از سوی نیروهای انتظامی از ناحیه سینه و ران مورد اصابت شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت.

۲۱مهر، براثر تیراندازی نیروهای نظامی، یک کولبر کُرد اهل پیرانشهر به شدت زخمی شد. هویت این کولبر کُرد، ابوبکر فیضه، ٥٠ ساله اهل پیرانشهر اعلام شد.

۲۳مهر، یک کولبر کُرد براثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مرز “شیخ صله” از توابع ثلاث‌باباجانی جان خود را از دست داد.

٢٥مهر، یک کولبر جوان در شهر نوسود بر اثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی بە شدت زخمی شد. هویت این کولبر جوان، اشکان فتاحی اعلام شده است. .

١٨ آذرماە، در توابع شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی، مجید دادخواە، کولبر کرد با شلیک نیروهای هنگ مرزی جان باخت.

١٨آذرماه، نیروهای سپاە پاسداران در مناطق مرزی کُردستان در نزیکی روستای “ازگلە”، علیه کولبران کرد آتش گشودند که بر اثر آن، ایوب سروری، شهروند کُرد به شدت زخمی شد.

٢١ دی، بر اثر شلیک نیروهای نظامی، ۵ کولبر مصدوم شدند.

٢٥ دی، در جریان تعقیب و گریز نیروی انتظامی، آزاد فیضی، کولبر کرد به دره سقوط کرد و کشته شد.

۹بهمن، دیار محمدنژاد، ١٨ ساله، شیرزاد عبداللهی، ٢٧ ساله، محمد حمزەزادە، ٢٢ سالە و هیوا ابراهیمی‌نیا ٢٢ ساله براثر ریزش بهمن جان خود را از دست دادند.

۱۱بهمن، امید خضریان آذر ١٩ساله اهل اشنویه براثر شدت سرما جان خود را از دست داد.

۱۲بهمن‌، شلیک مستقیم نیروهای انتظامی، ثلاث‌باباجانی، کولبر کُرد زخمی شد.

۱۲ بهمن، در مرز میان ارومیه و ترکیه دو کولبر کُرد به علت ریزش بهمن زیر برف مدفون و رزگار ساکانی‌فر ، یکی از کولبران گرفتار شده زیر بهمن جان خود را از دست داد.

۱۳بهمن، عثمان احمدی ٣٥ ساله بر اثر شلیک نیروهای انتظامی زخمی شد.

۲۳بهمن‌ماه، در جریان شلیک نیروی انتظامی به کولبران، خسرو کاظمی ۴۲ ساله و داریوش پاشایی ۳۵ ساله کشته و دو کولبر دیگر زخمی شدند.

۴اسفند، خالد احمدیان، کولبر کُرد براثر تیراندازی نیروهای انتظامی در مرز پیرانشهر از ناحیه چشم نقص عضو شد.

۶ اسفند، درپی تیراندازی نیروهای انتظامی یک کولبر به نام سلیمان عباسی جان خود را از دست داد و دو کولبر دیگر به نام‌های عباس رستمی و صلاح ابراهیم‌زاده زخمی شدند

۸اسفند، در مرز “شیخ‌صله” از توابع ثلاث‌باباجانی یک شهروند کولبر به نام صدیق یارویسی مورد اصابت تیر نظامیان سپاه قرار گرفت

۱۵اسفند، سه کولبر کُرد در کوه‌های “دوپزه” در منطقه “بیوران” سردشت دچار سرمازدگی شده و در نتیجه کاروان رشکه، هفده ساله جان خود را از دست داد.

۱۵اسفندماە، بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی به روی کولبران، بهمن توفیقی زخمی شد.

No responses yet

Mar 17 2017

مشاور روحانی بازداشت‌ اخیر فعالان سیاسی را با انتخابات ۹۶ مرتبط دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مشاور حسن روحانی در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد.

مشاور حسن روحانی در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد.

پس از انتشار برخی تحلیل‌ها که هدف از دستگیری فعالان سیاسی و مدنی در روزهای گذشته در ایران را تاثیرگذاری بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ دانستند، مشاور رئیس جمهور نیز بازداشت مدیران چند کانال تلگرامی را با انتخابات مرتبط دانست.

حسام‌الدین آشنا، مشاور حسن روحانی، در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد که خود یک کانال تلگرامی در خارج از کشور راه‌اندازی کرده و پس از آن افرادی را به اتهام ارتباط با همان کانال دستگیر کرده‌اند.

وی همچنین بازداشت مدیران تعدادی از کانال‌های خبری اصلاح‌طلب و حامی دولت ایران را با انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ مرتبط دانست.

آقای آشنا نوشت: «یک کانال می‌زنیم و همه خس و خاشاک را جمع می کنیم. به وقتش می‌ریزیم حال همه‌شان را می‌گیریم… با هر کس دیگری هم که مشکل داریم به اسم احتمال ارتباط با آن کانال می‌گیریم. حالا که شهر تعطیل و خلوت شده، کسی به کسی نیست که پی‌گیری کند. آقا، انتخابات حله.»

بر اساس گزارش‌ها، نیروهای سپاه پاسداران در روزهای گذشته ۱۲ تن از مدیران کانال‌های تلگرامی نزدیک به اصلاح‌طلبان و حامیان دولت را بازداشت کرده و سپس نام کانال‌ها را تغییر داده و از دسترس مدیران آن خارج کردند.

اصلاحات‌نیوز، هواداران روحانی، مجمع اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبان نیوز، زنده‌باد اصلاحات، دانشجویان اصلاح‌طلب، و حامیان خاتمی در یزد از جمله این کانال‌ها هستند.

پیشتر برخی از فعالان سیاسی و تحلیلگران نیز این بازداشت‌ها را با انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در سال ۹۶ مرتبط دانسته بودند.

از جمله مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در واکنش به این بازداشت‌ها توییت کرد که «از اصول مهندسی انتخابات به خدمت گرفتن رادیو‌ و تلویزیون و سرکوب رسانه‌های رقیب است».

در همین حال وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران خبر داد که تعدادی از این افراد آزاد شده‌اند، اما علی حیدر ولی‌زاده، مدیر کانال «مجمع اصلاح‌طلبان»، و علی احمدنیا، مدیر کانال «اصلاحات نیوز»، همچنان در بازداشت هستند.

علی مطهری، نایب رئیس مجلس، روز چهارشنبه به وزیر اطلاعات ایران به دلیل بازداشت این افراد و حبس دوباره احسان مازندرانی، مدیرمسئول سابق روزنامه فرهیختگان، هشدار داده و او را تهدید به استیضاح کرد.

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس، نیز روز پنج شنبه از حسن روحانی و صادق لاریجانی، روسای‌ قوای مجریه و قضاییه، به خاطر «سکوت»، «بی‌تفاوتی» و «پاسخگو نبودن» مقابل «تعدی به حقوق شهروندان» انتقاد کرد.

محمدعلی وکیلی، دیگر نماینده تهران در مجلس، نیز در توئیتر خود نوشت که «در صورت عدم پاسخگویی در مورد مدیران کانال های خبری دستگیر شده وزیر دادگستری را به مجلس فرا می‌خوانم».

از سوی دیگر روز چهارشنبه، ۲۵ اسفند، نیز مراد ثقفی، مدیر مسئول مجله گفتگو، در خانه‌اش بازداشت شد.

احسان مازندرانی که به تازگی از زندان آزاد شده بود، روز یک‌شنبه با هجوم نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به خانه خود بار دیگر بازداشت شد.

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، دلیل بازداشت آقای مازندرانی را ادامه و اجرای کامل حکم او اعلام کرد. این در حالی است که وکیل مدافع و خانواده احسان مازندرانی می‌گویند وی پس از پایان دوره محکومیتش آزاد شده است.

آقای مازندرانی در تماس تلفنی کوتاهی با خانواده اعلام کرده که از روز دوشنبه در اعتراض به «روند غیرقانونی، سیاسی و خودسرانه» بازداشت خود اعتصاب غذای خشک کرده است.

روز ۱۹ اسفند و چهار روز پیش از بازداشت احسان مازندرانی، هنگامه شهیدی،‌ روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، در شهر مشهد بازداشت و به بند ۲۰٩ زندان اوین در تهران منتقل شد.

در شبکه‌های مجازی از جمله حساب توئیتری خانم شهیدی، دست‌خطی از آخرین نوشته وی پیش از بازداشت منتشر شده است که بدون اشاره به جزئیات خبر می‌دهد که از «برخی رسانه‌ها و افراد نزدیک به دولت هشدارهایی» مبنی بر احتمال بازداشت خود دریافت کرده بود.

وی اعلام کرده بود که دلیلی برای بازداشتش وجود ندارد، مگر این که قبل از انتخابات ریاست‌ جمهوری، «پروژه‌ای» برای «بازداشت گسترده فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران» وجود داشته باشد.

در همین حال ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه شهیدی، خبر داد که او در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد و دست بهاعتصاب غذا و اعتصاب دارو زده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .