اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Apr 25 2014

وال ستریت جورنال: جمهوری وحشت روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: سردبیری روزنامه وال ستریت جورنال روز گذشته با تشریح حمله نیروهای امنیتی به بند ۳۵۰، سابقه امنیتی روحانی و ارتباطش با حلقه مرکزی قدرت را یادآور شد و اعتماد غرب به روحانی را اشتباه خواند.

روزنامه وال ستریت جورنال در یادداشت سردبیری پنجشنبه خود، اعتماد غربی‌ها به روحانی در مذاکرات هسته‌ای را خطا خواند: «شاید رژیم و رئیس جمهورش که می‌توانند مخالفان سیاسی را به طور منظم سرکوب کنند، شاید بر سر میز مذاکرات هسته‌ای منطقی ظاهر شوند؛ ما روی منطقی بودن‌شان حساب نمی‌کنیم و غرب نیز نباید چنین کند.»

یادداشت روزنامه با تشریح واقعه ضرب و شتم مخالفان سیاسی زندانی در بند ۳۵۰ آغاز می‌شود و در ادامه، از نامه عماد بهاور که از حسن روحانی اظهار نا امیدی کرده نقل قول می‌کند. بهاور نامه خود به تشریح ضرب و شتم ماموران پرداخت و در پایان نوشت: «بدنم درد می کند. منظورم درد کبودی های مچ دست نیست که حاصل دستبند فلزی بود، و نه درد گوش چپ … درد از جای دیگری است. سالها زندان باعث شده بود که درد زخم های ۸۸ را فراموش کنیم. یادمان رفته بود درد و رنجی را که مادران و پدران عزادار تحمل کردند…. عملیات اقتدار ۲۸ فروردین در بند ۳۵۰ همه آن صحنه ها را به یادمان آورد و دردش را دوباره به جانمان انداخت.»

بهاور که مانند بسیاری از سبزها از آمدن روحانی استقبال کرده بود، نوشت: «روحانی که آمد گفتیم اگر از درد و رنج مردم کاسته و شرایط بهتر شود، ما نیز چشم بر آنچه بر سرمان رفته است می‌بندیم. برخی از مادران عزادار نیز گفتند که آماده بخشش‌اند. حادثه خون بار ۲۸ فروردین اما نشان داد که کینه‌های دل‌های سیاه‌شان از محبت و بخشش سبزها افزون است.»

وال ستریت جورنال در باره رابطه کشورهای غربی با روحانی می‌نویسد که دولت‌های غربی با روحانی مثل نسخه ایرانی دنگ شیائو پینگ به عنوان یک ناجی معتدل رفتار کرده‌اند: «این دولت‌ها فراموش کرده‌اند که روحانی جزئی از ساختار امنیتی رژیم بوده و در مهندسی سرکوب جنبش دانشجویی در ۱۳۷۸ نقش ویژه‌ای بازی کرده است. دولت روحانی توئیتر را برای مردم ممنوع کرده (به جز برای تعدادی از مسوولان) و رکوردهای جدیدی در تعداد اعدام رقم زده است و برخلاف دنگ شیائو پینگ که از سوی مائو حذف و پاک‌سازی شده بود، روحانی همیشه جزئی از حلقه درونی‌های رژیم بوده است.»

No responses yet

Apr 25 2014

به یاد قتل عام گسترده ارمنیان بدست تورک های عثمانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

کورش زعیم: نسل‌کشی ارمنیان
فرتور عثمانیان با سرهای بریده ارمنیان
نوشتار زیر: برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 70، اسفند 1390، 10-11

عبدالله مرادعلی بیگی

نود و شش سال پیش در جریان جنگ نخست، حکومت عثمانی کمابیش 2 میلیون تن از ارمنیان ساکن آناتولی را که امپراتوری عثمانی سرزمین آنان را تصرف کرده بود، از خانه‌های نیاکانی خود بیرون و آواره کرد. کمابیش 5/1 میلیون تن از آنان در راه تبعید به دست دژخیمان عثمانی به قتل رسیدند و حدود نیم میلیون تن که از این نسل کشی جان سالم به‌دربرده بودند، از سرزمین نیاکانی خود که هزاران سال در آن زیسته بودند، آواره شدند.

حکومت ترکیه همواره تلاش کرده است تا با انکار نسل‌کشی ارمنیان، آن را امری عادی در تحولات جنگ جهانی جلوه دهد؛ اما پیگیری سیاست نابود سازی ساختمان‌های تاریخی و فرهنگی تمدن باستانی ارمنیان در این سرزمین، شاهد استمرار سیاست‌های «تورک‌سازی» حکومت این کشور می‌باشد.

با آغاز جنگ جهانی نخست، دولت ایران اعلام بی‌طرفی کرد؛ اما خاک ایران از سوی نیروهای روسیه و انگلستان مورد تجاوز قرار گرفت. نیروهای عثمانی نیز با پشتیبانی مالی و تسلیحاتی امپراتوری آلمان و امپراتوری اتریش هنگری، در پی تجاوز و اشغال بخش‌هایی از ایران برآمدند.

در این شرایط سخت، در حالی که بخش‌هایی از خاک کشور در اشغال نیروهای متجاوز قرار داشت، دولت ایران درهای سفارت این کشور در اسلامبول و کنسول‌گریهای خود در خاک عثمانی را به روی پناه‌جویان ارمنی گشود و کوشید که تا آنجا که ممکن است آنان را از چنگال دژخیمان عثمانی نجات بخشد. بسیاری از جان‌به‌دربردگان از این نسل‌کشی گسترده، در زمرۀ پناهندگان به سفارت و کنسول‌گری‌های ایران در امپراتوری عثمانی‌ هستند.

ترکان عثمانی، حتا در آذربایجان نیز در پی قتل و کشتار ایرانیان ارمنی برآمدند؛ اما مردم آذربایجان با پناه دادن و پنهان کردن آنان، برخی در درون چاه ها، اجازه ندادند که به چنگال دژخیمان عثمانی بیافتند.

تصویب لایحۀ «انکار نسل‌کشی ارمنیان» در مجلس ملی و سنای کشور فرانسه، به عنوان یک جرم، گام بزرگی بود در راه، جلوگیری از لاپوشانی این جنایت بزرگ تاریخی به وسیلۀ ترکان عثمانی. گرچه تاریخ پانصد سالۀ عثمانی، آغشته به خون، قتل‌عام، برده‌کشی و جنایت‌های هولناک ضدبشری در تمامی کشورهای اشغال شده آنها است. جالب اینجاست که حکومت ترکیه برای جلوگیری از تصویب این لایحه، به دولت فرانسه هشدار داده بود که در صورت تصویب آن، جنایت‌های فرانسه در الجزایر را فاش خواهد کرد البته نباید از یاد ببریم که فرانسه خود دارای تاریخ استعماری خون‌باری است؛ اما اقدام اخیر این کشور دربارۀ شناخت نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط تورک‌ها و نیز مجرمانه شناختن «انکار» آن، راه را برای جامعۀ جهانی، هر یک از ملت‌های جهان، سازمان‌های مدعی دفاع از حقوق بشر و…، برای پیگیری جنایت‌های استعماری فرانسه و نیز دیگر جنایت‌کاران اروپایی در چند سدۀ اخیر، گشاده‌تر کرده است. باید به دولتمردان ترکیه گفت که اگر به راستی شما از جنایت‌های فرانسویان در الجزایر آگاه بوده و تاکنون به خاطر «بده و بستان» سکوت کرده‌اید، خود در این جنایت شریک هستید. محکوم کردن حکومت ترکیه برای نسل‌کشی ارمنیان از سوی کشورهای جهان، امکان تکرار این زشت‌کاری را در جهان کاهش می دهد و این گام بلندی در راستای صلح و امنیت پایدار خواهد بود.
برگرفته از: حیات یحیی ـ تالیف یحیی دولت‌آبادی ـ انتشارات فردوس ـ چاپ اول/ ویرایش دوم ـ تهران 1387 ـ ج4 ـ رر1245ـ 1244 :
راه حلب، قصۀ ارمنیان…
“…ارمنیان را که [حکومت عثمانی] به آنان بدگمان بود، گرفتار و طرد و منع نمود و در مواقع مهمی مخصوصا در «آناتولی» که جمعیت زیاد داشتند آنها را از زن و مرد و کوچک و بزرگ طرد نموده اموالشان را ضبط کرد. این جمعیت در صحراهای اطراف شط فرات از حلب تا آنات متفرق شدند. بعضی تلف شده و بعضی با حالت بسیار بد در خارج از آبادی‌ها، در خرابه‌ها یا در زیر درختان و در سایه چادرهای مندرس زندگانی می‌نمایند. دختران آنها به بهایی کم داد و ستد می‌شوند، اطفال آنها اغلب به گدایی برای یک لقمه نان به عابرین زحمت می‌دهند. در میان این مردم اشخاص متمول بوده‌اند که اکنون از دارایی خود دور شده‌اند و با بینوایان هم عنانند…
“…گفتم از شهر آنات تا حلب این جمعیت در صحراها و در نزدیک آبادی‌ها متفرق هستند. بلی هر کجا قافله ما ایست می‌کرد مخصوصا در نزدیک آبادی‌ها، اطفال کوچک دختر و پسر این قوم اطراف ما جمع می‌شدند برای گرفتن لقمه نان و دیده می‌شد که بعضی از آنها در همان حال هجوم آوردن برای گرفتن نان غش کرده به روی زمین می‌افتادند و بعضی از آنها می‌مردند.
برج خرابه‌ای بر سر تپه‌ای دور از راه بود و دیده شد مرغان سیاهی اطراف دیوار خرابه آن نشسته‌اند. موجب حیرت گشت. نگارنده و کسی که با من در ارابه بود پیاده شده از تپه بالا رفتیم، به محض پیاده شدن و بالا رفتن ما، مرغان مزبور به میان برج فرورفتند. دیدن این حال بر کنجکاوی ما افزوده، خود را به سر آن برج رساندیم دیدیم چند دختر جوان ارمنی برهنه یا مانند برهنه در این مکان مخفی شده‌اند تا گرفتار دست مامورین بی عاطفه عثمانی نشوند. مرغانی که به نظر می‌آمد، سرهای آنها بود که از اطراف برآورده بودند. بیچارگان به فغان درآمدند آنها را تسلی داده، احسانی نموده فرود آمدیم.
“ترحمی که از طرف این مسافرین نسبت به اولاد ارامنه متواری شده بروز می‌کرد رفته‌رفته موجب اعتراض مامورین عثمانی شد و بالاخره گفتند اگر دست از همراهی با این مردم برندارید به دولت راپُرت داده از شما شکایت خواهیم کرد. نگارنده در جواب یکی از آنها نظر به سابقه‌ای که با بعضی از وزرای عثمانی داشتم، گفتم ما از عملیات بی‌رحمانه شما نسبت به این قوم شکایت خواهیم کرد پیش از آن که شما از احسان ما درباره آنها شکایت نموده باشید… ”
جالب اینجاست که حکومت ترکیه برای جلوگیری از تصویب این لایحه، به دولت فرانسه هشدار داده بود که در صورت تصویب آن، جنایت‌های فرانسه در الجزایر را فاش خواهد کرد البته نباید از یاد ببریم که فرانسه خود دارای تاریخ استعماری خون‌باری است؛ اما اقدام اخیر این کشور دربارۀ شناخت نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط تورک‌ها و نیز مجرمانه شناختن «انکار» آن، راه را برای جامعۀ جهانی، هر یک از ملت‌های جهان، سازمان‌های مدعی دفاع از حقوق بشر و…، برای پیگیری جنایت‌های استعماری فرانسه و نیز دیگر جنایت‌کاران اروپایی در چند سدۀ اخیر، گشاده‌تر کرده است. باید به دولتمردان ترکیه گفت که اگر به راستی شما از جنایت‌های فرانسویان در الجزایر آگاه بوده و تاکنون به خاطر «بده و بستان» سکوت کرده‌اید، خود در این جنایت شریک هستید. محکوم کردن حکومت ترکیه برای نسل‌کشی ارمنیان از سوی کشورهای جهان، امکان تکرار این زشت‌کاری را در جهان کاهش می دهد و این گام بلندی در راستای صلح و امنیت پایدار خواهد بود.

جالب اینجاست که حکومت ترکیه برای جلوگیری از تصویب این لایحه، به دولت فرانسه هشدار داده بود که در صورت تصویب آن، جنایت‌های فرانسه در الجزایر را فاش خواهد کرد البته نباید از یاد ببریم که فرانسه خود دارای تاریخ استعماری خون‌باری است؛ اما اقدام اخیر این کشور دربارۀ شناخت نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط تورک‌ها و نیز مجرمانه شناختن «انکار» آن، راه را برای جامعۀ جهانی، هر یک از ملت‌های جهان، سازمان‌های مدعی دفاع از حقوق بشر و…، برای پیگیری جنایت‌های استعماری فرانسه و نیز دیگر جنایت‌کاران اروپایی در چند سدۀ اخیر، گشاده‌تر کرده است. باید به دولتمردان ترکیه گفت که اگر به راستی شما از جنایت‌های فرانسویان در الجزایر آگاه بوده و تاکنون به خاطر «بده و بستان» سکوت کرده‌اید، خود در این جنایت شریک هستید. محکوم کردن حکومت ترکیه برای نسل‌کشی ارمنیان از سوی کشورهای جهان، امکان تکرار این زشت‌کاری را در جهان کاهش می دهد و این گام بلندی در راستای صلح و امنیت پایدار خواهد بود.

No responses yet

Apr 24 2014

واکنش‌هایی به سخنان قاضی پرونده ریحانه جباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: به دنبال انتشار گفتگوی قاضی پرونده ریحانه جباری با روزنامه قانون، محمد مصطفایی و مینا احدی به ادعاهای «قاضی تردست» پاسخ‌هایی سرگشاده داده‌اند.

روزنامه قانون، اخیرا با قاضی حسن تردست، رئیس شعبه دادگاهی که حکم اعدام را برای ریحانه جباری صادر کرده، گفتگو کرده است. قاضی تردست ضمن دفاع از رای خود، به وکلا و گروه‌های مدافع ریحانه جباری حمله می‌کند.

تردست رفتار یکی از وکلا را زیر سوال برده و مدعی است کارهای وکیل برای گرفتن پناهندگی در غرب بوده است: «اگر خانم جباری بر خلاف تعلیمات وکلای سیاسی‌منش خود (که با خوراک این‌گونه پرونده‌ها زمینه پذیرش پناهندگی سیاسی برای خود فراهم کرده‌اند)، از خود صداقت نشان می‌داد و می‌گفت که در شرایط روحی و روانی سخت دچار اشتباه شده و از کرده خود اعلام پشیمانی و طلب بخشش می‌کرد، مانند خیلی از پرونده‌ها می‌توانست رضایت اولیای دم را که دارای تمکن مالی هستند، بگیرد.»

محمد مصطفایی که وکالت ریحانه جباری را بر عهده داشته در پاسخ به ادعاهای قاضی تردست می‌نویسد: «آقای تردست، آنچه که وکلای وی عنوان کرده‌اند، از ذهن شخصیشان تراوش نکرده است و از خود چیزی اضافه نکرده اند، تمام موارد بیان شده، مطالبی بود که در پرونده وجود داشت و وزمانی که بنده وارد پرونده شدم با این واقعیات مواجه شدم آن وقت شما می خواهید صورت مساله را پاک کنید و واقعیت‌ها را غیر واقعی جلوه داده و مسوولیتش را به عهده بنده بیاندازید؟ این برخلاف عدالت و وجدان است. بنده تمام تلاش خود را به کار بستم که هم بازپرس و هم شما بتوانید واقعیت را بیابید اما چنین نکردید و متمرکز شدید به اقرارهای ریحانه و این بزرگ‌ترین اشتباه شماها بود.»

این وکیل سابق پرونده می‌افزاید: «شما به عنوان یک قاضی عالی رتبه مکلف بودید که حقیقت را بیابید نه اینکه از ریحانه بازجویی کنید. بارها در جلسات دادگاه به شما گفتم که حقیقت در نزد ریحانه نیست. گوش نکردید و بر اساس حرف های بچگانه او که بسیاری از انها بر اثر شکنجه گرفته شده بود، وی را با حوصله به اعدام محکوم کردید.»

متن کامل پاسخ مصطفایی که در اختیار خودنویس قرار گرفته به شرح زیر است:

پاسخ و تاملی بر مصاحبه حسن تردست، قاضی پرونده ریحانه جباری

روز گذشته آقای حسن تردست که چند ماه پیش قاضی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان بوده و حکم محکومیت ریحانه جباری در اصل توسط ایشان صادر شد مطالبی که در مصاحبه با روزنامه قانون بیان کردند که ضروری دانستم به دلیل اینکه در قسمت هایی مخاطب ایشان بنده بوده ام به این مصاحبه پاسخ دهم و درخواست می کنم نوشته فوق را منتشر فرمایید.

ترجیح می دهم که با آخرین پاسخ ایشان که موضوع پرونده بهنود شجاعی را مطرح کردند شروع کنم چرا که در این پرونده نیز وکیل بهنود شجاعی بنده بوده ام.

ایشان در پاسخ به این سوال که شما موافق تلاش برای جلب رضایت اولیای دم هستید؟ بیان داشتند:

توصیه می‌کنم این سیاهکاران سیاستکار سرنوشت این‌گونه محکومان را با تبلیغات رسانه‌ای و گزافه‌گویی‌هایی برای نمایاندن خود و چهره‌سازی مجازی به نتیجه تلخ اجرای قانون و گرفتن فرصت رضایت اولیای‌ دم دچار نکنند. از تجارب تلخ گذشته مانند پرونده مرحوم بهنود شجاعی که مداخلات علنی و رسانه‌ای کردن موضوع باعث انفعال اولیای دم شد و نامبرده را از امکان گرفتن رضایت اولیای دم محروم ساخت، عبرت گیرند.

هیچ گاه عامل اصلی اعدام بهنود شجاعی را فراموش نمی کنم. با یقین و استدلال می گویم که آقای حسن تردست عامل اصلی اعدام بهنود شجاعی بوده اند. در رابطه با پرونده بهنود شجاعی دهها نفر از هنرمندان خواستار رضایت اولیای دم شدند و در نهایت با تلا های بسیار توانستند رضایت اولیای دم را جلب کنند. اولیای دم به صورت شفایی در حضور ستارگان سینمایی چون عزت الله انتظامی و پرویز پرستویی اعلام کردند که از قصاص بهنود شجاعی گذشت کرده اند. پس از چند روز سه نفر از هنرمندان برای اینکه دیه مقتول را جمع کنند، حساب بانکی افتتاح نموده و اعلام عمومی نمودند تا دیگران به بهنود کمک کنند. اما بازپرس شاملو همانی که کیفرخواست و قرارمجرمیت ریحانه را صادر کرد پرونده ای تحت عنوان کلاهبرداری علیه آقایان عزت الله انتظامی و پرستویی تشکیل داد و آنها را به دادسرا احضار و تهدید به جلب کرد. در آن زمان قاضی عصمت الله جباری همانی که شهلا جاهد را اعدام کرد، مسول اجرای احکام اعدام بود. لایحه ای نوشتم و تقدیم قاضی جباری کردم و ایشان با دیدن لایحه عصبانی شدند. تلفن را برداشتند با قاضی تردست صحبت کردند. همان روز پرونده بهنود شجاعی را زیر بغل گذاشتند و نزد آقای تردست رفتند. بنده خود را در آن روز به شعبه رساندم. قاضی تردست با چهار قاضی دیگر در حال استراحت و نوشیدن چای با قاضی اجرای احکام بودند. منتظر ماندم و دیدم که قاضی بیرون آمد و گفت فردا برای نتیجه دادگاه به اجرای احکام بیایم. فردای آن روز در اجرای احکام پرونده را برای مطالعه گرفتم و دیدم که قاضی تردست درخواست قانونی من را رد کرده است و گفته که این رضایت چون شفاهی است، درست نیست و بهنود را اعدامش کنید. در صورتی که ایشان می توانستند بهنود را از مرگ نجات دهند. چند نفر از فقها استفتا داده بودند که گذشت شفاهی در قصاص قابل قبول است و این گذشت قابل عدول نیست. بعد از چند روز بهنود شجاعی در کمال ناباوری اعدام شد. حال بهنود نیست اما خدا را شکر می کنم که قاضی تردست دیگر قضاوت نمی کنند. هر چند می دانم که ایشان امروز بر روی گنج بزرگی به نام دادگاه کیفری استان نشسته و از قبول وکالت امرار معاش خوبی می کنند. موضوع بهنود را گفتم تا بدانید روش قضات ما بر قضاوتشان چطور می تواندباشد.

و اما مطالبی در مورد اظهارات قاضی تردست:

ایشان در مورد حکمی که صادر شده است چنین گفتند:

چه چیزی ممکن است نظر بنده را در مورد پرونده‌ای که با کمال حوصله، تامل و تعمق و در یک دادرسی عادلانه با رعایت تشریفات کامل آیین دادرسی کیفری توسط پنج قاضی رسیدگی شده و از ناحیه چند مرجع عالی قضایی اعم از دیوانعالی کشور و مراجع نظارتی تأیید شده است، تغییر دهد؟!

ایشان درست گفته اند، قاضی تردست برای محکوم نمودن ریحانه به قصاص از هیچ تلاشی دریغ نکردند، همانطور که برای اعلام بهنود شجاعی موفق بوده اند و از هیچ تلاشی برای اعدام وی دریغ نورزیدند. ایشان با کمال حوصله، تامل و تعمق اما نه در یک دادرسی عالانه هر آنچه که به زیان ریحانه بود را جمع آوری و مورد ارزیابی قرار دادند ولی دلایلی که به نفع ریحانه بود را کنار گذاشتند و اهمیتی به اظهارات ریحانه نکردند. به خانواده اش تهمت زدند و وی و خانواده اش را فردی فاسد معرفی کردند، همانطور که در مصاحبه چنین کردند. اخلاق قضاوت حکم می کند که قاضی می بایست بی طرف باید. دلایل له و علیه متهم و شاکی را جمع آوری کند از انتقام جویی و رفتار سلیقه ای دوری گزیند. اما ایشان در این پرونده در جایی که به ضرر ریحانه بود تا توانستند سفسطه کردند اما در جایی که به نفع ریحانه بود سهل و راحت گذر کردند. به عنوان مثال در رابطه با کاندوم و شربت بی هوشی در حکمشان نوشتند که توقف مقتول جلوی داروخانه و خرید کاندوم و وارد شدن به منزل مجتمع مسکونی و کشف کاندوم روی میز پذیرایی که جلوی چشم متهمه بوده است و نیز وجود دو لیوان نوشیدنی و دو عدد ساندیس همگی حکایت از یک ارتباط روان و ساده بک زن و مرد است (بند بیست صفحه ۲۳ دادنامه ). و اینکه هیچ کوششی برای کشف حقیقت نکردند. حقیقت را در ریحانه جستجو کرده بودند در حالی که حقیقت نزد مقتول بود. نه شاملو و نه تردست هیچکدام به خود زحمت ندادند و نخواستند که پرینت تلفن و پیام های مقتول از مخابرات گرفته شود چرا که به دنبال حقیقت نبودند. اگر پرینت تلفن های مقتول اخذ می گردید، مطمنا قاتل اصلی نیز شناسایی می شد. ایشان می گویند شیخی وجود خارجی نداشته است در حالی که حتی شیخی در بازجویی ها هم شرکت داشته است اما از چنان قدرتی برخوردار بوده است که هیچ کدام از انها جرات مواجهه با وی را نداشته اند. از طرفی در پرونده برای شیخی پرونده مفتوح بوده است و بعد که تردست ایراد گرفتند، قرار منع تعقیب برای شیخی صادر شد.

آقای تردست می گویند:

صادقانه متذکر می‌شوم چون در این پرونده ادعا شده بود مقتول وابسته وزارت اطلاعات است و محتمل بود تحقیقات ابتدایی در دادسرا به‌ لحاظ اثرگذاری نهاد امنیتی از مسیر قانونی خارج و حقوق قانونی متهمه رعایت نشده باشد، لذا حقیر طبق رویه خدمتی (از ابتدای شروع خدمت قضایی از زمان دادیاری) بیش از حد معمول و متعارف به این پرونده حساسیت نشان دادم و در جلسات دادرسی مانند یک رسیدگی ابتدایی مانند بازپرس تحقیق سوال و جواب کردم.

پاسخ می دهم:

آقای تردست شما نمی بایست از ریحانه در این زمان پرسش و پاسخ می کردید، شما می بایست مامورین وزارت اطلاعات را که در جلسات بازپرسی حاضر شده بودند را به محکمه می کشاندید. شما می بایست کسانی که ریحانه را به انفرادی انداخته بودند و از وی اقرار گرفته بودند را به محکمه می کشاندید. شما می بایست حقیقت را در مقتول می کشتید نه در ریحانه.

آقای تردست شما کاملا در اشتباه بودید. ریحانه جوان ۱۹ ساله خامی بود که نقش دختر شما را داشت و به شما برای اجرای عدالت پناه آورده بود اما شما با حوصله و تامل او را محکوم به اعدام کردید. قاتل و مسببین قتل را رها کردید و از ریحانه سوال و جواب کردید.

شما به عنوان یک قاضی عالی رتبه مکلف بودید که حقیقت را بیابید نه اینکه از ریحانه بازجویی کنید. بارها در جلسات دادگاه به شما گفتم که حقیقت در نزد ریحانه نیست. گوش نکردید و بر اساس حرف های بچگانه او که بسیاری از انها بر اثر شکنجه گرفته شده بود، وی را با حوصله به اعدام محکوم کردید.

شما در مصاحبه خود گفته اید:

بنده شخصا در تمامی احکام صادره قصاص، با آموزه‌های اسلامی آرزومندم که در مرحله اجرا با توجیه عاقلانه و عادلانه و با عاطفه اولیای دم نسبت به جلب رضایت ایشان اقدام و قصاص منتفی شود و در هر مورد که پرونده منجر به رضایت شده است، شاکر خداوند رحمان شده‌ام. لیکن با کمال تأسف طبق تجارب پرونده‌های مشابه، مداخله و جوسازی سیاسی یک عده حقوقدان سیاسی‌کار و خارج‌نشین و داخل کشور که به‌ فکر چهره‌سازی به قصد مخالفت سیاسی با نظام حکومتی این کشور و زیر سوال بردن مطلق دستگاه قضایی هستند، همیشه کسب رضایت از شکات سخت و ناممکن شده است. این افراد با سوءاستفاده از شبکه‌های گسترده اجتماعی و رسانه‌ای متوسل به دروغ و قلب واقعیت‌ شده و با زدن تهمت به مقتول موجب کدورت بیش از پیش اولیای دم شده و امکان جلب رضایت ایشان را از بین می‌برند.

پاسخ می دهم:

۱. دروغ می گویید. در پرونده بهنود شجاعی رضایت گرفته شد اما شما وی درخواست توقف حکم بنده را رد کردید و اعدام را ترجیح دادید. شما قلمتان برای محکوم کردن افراد بسیار تیز و توجیه کنند بود. شبها تا صبح بیداری می کشیدید تا اعدام فردی را توجیه کنید و با حوصله و تامل این کار را می کردید، شما صدها نفر را به این شیوه اعدام کرده اید.

۲. در جایی که رسانه های داخلی سانسور شده و توان رساندن صدای وکیل را به گوش وجدان عمومی نمی دادند بنده مجبور بوده ام که به رسانه های خارجی پناه ببرم. حال که این جملات را می نویسم مطمن هستم که رسانه های داخلی صحبت های من را منعکس نمی کنند در حالی که طبق قانون مطبوعات مکلف به انتشار پاسخ بنده هستند. بنده به هیچ عنوان نیازی به پناهندگی، پول و مال دنیا را نداشتم. سفرهای خارجی ام را می رفتم، خانه ام را داشتم و بهترین ماشین زیر پایم بود. از همه اینها به خصوص از همه عزیزانم که در راس آنها مادرم است گذشت کردم و خطر را به جان خریدم تا موکلین بی گناهم از مرگ نجات دهم و با همین روش ۵۰ نفر را از مرگ نجات دادم. به یقین می گویم اگر رسانه های داخلی و خارجی حتی همان ضد انقلاب هایی که شما می گویید نبودند هرگز امکان اینکه این افراد نجات یابند وجود نداشت.

در جای دیگری از مصاحبه خود چنین عنوان نموده اید:

در یکی از مراجعات خانواده مقتول به‌ دادگاه به ایشان عرض کردم که وکلای متهمه روش غلطی را در دفاع از وی به کار بردند و با طرح تجاوز به‌ عنف، در نتیجه نهایی، هم علیه موکله خود اقدام کرده هم موجب ناراحتی شما شدند ولی به‌ هر حال پدرتان با آن سن و دارای شان خانوادگی و اجتماعی در ایجاد رابطه غیراخلاقی با چنین دختری مرتکب گناه شده است

آقای تردست شما به خوبی می دانستید که مرحوم سربندی رابطه غیر اخلاقی را با ریحانه ایجاد کرده است و در این مصاحبه نیز به اقرار کرده اید اما در هیچ جایی از دادنامتان چنین اقراری که امروز نموده اید وجود ندارد. شما در همین مصاحبه گفته اید که مرحوم سربندی با آن سن و دارای شان خانوادگی و اجتماعی در ایجاد رابطه غیراخلاقی با چنین دختری مرتکب گناه شده است. اما چشم خود را کاملا بستید.

در ادامه می گویید:

اگر خانم جباری بر خلاف تعلیمات وکلای سیاسی‌منش خود (که با خوراک این‌گونه پرونده‌ها زمینه پذیرش پناهندگی سیاسی برای خود فراهم کرده‌اند)، از خود صداقت نشان می‌داد و می‌گفت که در شرایط روحی و روانی سخت دچار اشتباه شده و از کرده خود اعلام پشیمانی و طلب بخشش می‌کرد، مانند خیلی از پرونده‌ها می‌توانست رضایت اولیای دم را که دارای تمکن مالی هستند، بگیرد.

آقای تردست، آنچه که وکلای وی عنوان کرده اند، از ذهن شخصیشان تراوش نکرده است و از خود چیزی اضافه نکرده اند، تمام موارد بیان شده، مطالبی بود که در پرونده وجود داشت و وزمانی که بنده وارد پرونده شدم با این واقعیات مواجه شدم آن وقت شما می خواهید صورت مساله را پاک کنید و واقعیت ها را غیر واقعی جلوه داده و مشولیتش را به عهده بنده بیاندازید؟ این برخلاف عدالت و وجدان است. بنده تمام تلاش خود را به کار بستم که هم بازپرس و هم شما بتوانید واقعیت را بیابید اما چنین نکردید و متمرکز شدید به اقرارهای ریحانه و این بزرگ ترین اشتباه شماها بود.

سالانه صدها نفر در ایران اعدام می شوند و صدایشان را هیچ کس نمی شوند. آقای تردست با انکه صدای اعدام شدگان شنیده نشده بود، اعدام شدند برای این عده چه دارید که بگویید؟ آنها که مصطفایی نداشتند که داد عدالتخواهی سر زند.

قسم می خورم بسیاری از پرونده های قضایی در ایران بر اساس دادرسی کیفری عالانه نیست. این را می توان اثبات کنم. شما می توانید به دادگاه تجدیدنظر مراجعه کنید و ببینید که چند درصد ارایی که توسط دادگاه بدوی صادر می شود در تجدیدنظر رد شده است. من با شما چندین پرونده داشته ام که شما حکم به اعدام دادید اما دیوانعالی کشور حکم شما را نقض کرده بود.

آیا پرونده نازنین فاتحی را به یاد دارید. یک نفر از قضات در این پرونده موافق اعدام بود و آن شما بودید و چهار نفر دیگر حکم به غیرعمد بودن قتل توسط نازنین فاتحی دادند.

در رابطه با این پرونده هم شاملو و هم آقای تردست اظهارنظر هایی کرده اند که نشان از عدم استحقاق ریحانه به اعدام داشته و از دلایل اعاده دادرسی محسوب می شود.

به این جملات آقای تردست در پاسخ به این سوال که یعنی ریحانه با قصد قبلی مرتکب قتل شده بود؟ توجه کنید:

خانم جباری با خودشیفتگی به دنبال اثبات خود به خانواده بحران‌زده‌اش بود و شاید با روحیه مردانه خود، فکر می‌کرد کنترل سرویس دادن‌هایش دست وی است و بازیچه‌شدن را تحمل نمی‌کرد و لذا وقتی مقتول به‌ طرف وی می‌آید تا او را طبق معمول این‌گونه روابط، لمس کند، وی امتناع کرده و در مقابل این جمله که «روسری‌ات را درآر و راحت باش. جایی نمی‌تونی بری»، به‌شدت عصبانی و وقتی مقتول برای نماز دوم به‌ طرف سجاده می‌رود، ریحانه بدون اعلام اعتراض و یا فریاد اینکه می‌خواهد منزل را ترک کند از کیف خود چاقوی ۲۵ سانتی تازه خریداری شده را درآورده و ناگهان از پشت به کتف او با شدت ضربه می‌زند که به‌ علت بلندی تیغه، چاقو از بین استخوان‌ها وارد فضای سینه شده و ناف اصلی ریه را می‌شکافد و حتی چاقو را هم با خود می‌برد و با جلد مقوایی زیر تختش پنهان می‌کند. آثار خون در سجاده و صندلی کنار آن مشهود و در پرونده مضبوط است.

باید به صراحت بگویم که هیچ آثار خونی بر سجاده نبوده است و در قسمت پذیرایی و میز آرایش آثار خون وجود داشت. اما جملات بالا نشان می دهد که قرار بر این بود که مقتول به ریحانه تجاوز کند اما چون ریحانه می خواست خود را کنترل کند اجازه چنین کاری را نمی داد. در اینجا شما به یک موضوع توجه نکرده اید و آن نقش نفر سوم بوده است.

بنده به یقین حتم دارم که قرار بر این بود که شیخی نیز با ریحانه ارتباط جنسی برقرار کند به همین دلیل در بیرون از منزل منتظر بود تا کار مقتول تمام شود و وی کارش را شروع کند. وقتی که مقتول با ضربه چاقو مجروح شد، در این زمان شیخی وارد خانه شد. او اوضاع را آشفته دید و برخی از اسناد و مدارکی که در منزل بود را برداشت و در اصل به سرقت برد به همین دلیل وقتی که مقتول از منزل خارج می شود فریاد می زند… دزد… دزد … و همسایه ها این کلمه را به کرات شنیده بودند… اما شما غافل بودید و تنها می خواستید با بازجویی کردن از ریحانه او را محکوم کنید. شما حتی توان این را نداشتید که صورتجلساتی که توسط وزارت اطلاعات تنظیم شده بود را از انها بگیرید یا اینکه پرینت تلفن وی را دریافت و بررسی کنید.

آقای شاملو هم چنین نکرد و بزرگترین دلیل این پرونده که مبنی بر بی گناهی ریحانه است را معدوم کرد. آقای شاملو حتی مصاحبه اش گفت که چون خانواده مقتول یقین ندارند که قاتل ریحانه است این حکم از نظر شرعی قابل اجرا نیست.

شما در پاسخ به این سوال یعنی ضربه ریحانه نوعا کشنده بود؟ گفته اید:

مشخصا ضربه وارده ریحانه به‌ علت نوک تیز بودن کارد و تیغه فولادی بلند آن، ضربه را نوعا کشنده می‌کند زیرا وارد ریه شده بود. ادعای ضربه ساده به کتف که از سوی آقای مصطفایی طرح شده خلاف نظریه صریح کالبدشکافی مرکز پزشکی قانونی است.

در حالی که چنین نیست. نوک تیز بودن کارد و تیغه فولادی به خودی خود وقتی به کتف وارد شود کشنده نیست. ضربه چاقو به میزان هشت سانت از بالا به پایین کتف مقتول وارد شده است. آن هم در سمت راست بدن وی نه در سمت چپش که احتمال مرگ سریع وجود داشته باشد. ضربه وارده کشنده نبود و خونریزی شدید طبق نظریه پزشکی قانونی علت تامه مرگ بوده است. اگر ریحانه قصد قتل داشت چندین ضربه چاقو وارد می کرد نه اینکه یک ضربه به کتف مقتول وارد کند.

به آنچه گفتم بسنده می کنم و تنها یک درخواست از خانواده محترم آقای سربندی دارم و آن اینکه اگر موضوع شروع به تجاوز مطرح شد نه برای از بین بردن حیثیت خانوادگی شما بوده است. این موارد حقیقت هایی بود که از بدو امر اعلام شد. شما خود به خوبی می دانید که ریحانه قربانی است حال این قربانی در ذهن خود چنین تصوراتی را داشته و در عمل نیز به این موارد گرایش پیدا کرده است. اما همه ما و شما می دانیدکه مستحق اعدام نیست. او را اعدام نکنید و جان او را نگیرید. مطمنم که با اعدام ریحانه هیچ دردی از شما درمان نخواهد شد اما روح مرحوم سربندی را شاد خواهید کرد.

ریحانه سالها پیش مرده است و کشتن ریحانه توسط شما هیچ فایده ای برای هیچ کس جز داغ دیگری برای خانواده اش ندارد.

ریحانه را به مادرش برگردانید….

محمد مصطفایی

وکیل پیشین ریحانه جباری

No responses yet

Apr 24 2014

تجمع دانشگاه علم و صنعت در اعتراض به ضرب و شتم زندانیان بند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

سلام: پس از حرکت نمادین بستن دستبند مشکی در اعتراض به ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین در دانشگاه علم و صنعت ایران دانشجویان این دانشگاه سه شنبه 2 اردیبشت ماه با تجمع در پارک شهید کیانوش آسا بار دیگر اعتراض خود را نسبت به این حرکت غیر انسانی و غیر قانونی نشان دادند.

دانشجویان در این مراسم ضمن در دست داشتن شمع وعکس زندانیان آسیب دیده از مسئولین مربوطه از جمله وزارت دادگستری،قوه قضاییه،وزارت اطلاعات،مجلس شورای اسلامی و دکتر روحانی تقاضای رسیدگی به این فاجعه برای مشخص شدن آمران و عاملان و مجازات آن ها را کردند.

در ادامه دانشجویان توضیحاتی در مورد فاجعه روز پنجشنبه 28 فروردین ماه و وضیعت زندانیان آسیب دیده دادند سپس نامه ای خطاب به رئیس جمهور آقای دکتر روحانی برای پیگیری این مسئله خوانده شد که به امضای دانشجویان رسید.

در انتهای این مراسم دانشجویان ضمن اعلام همبستگی با زندادنیان سیاسی اعلام کردند تا پایان یافتن اعتصاب غذای زندانیان دستنبند های مشکی خود را در دست خواهند داشت و از دانشجویان دیگر دانشگاه های کشور خواستند که به این حرکت بپیوندند.

ساعاتی پس از این تجمع دانشجویان با شرکت در همایش بزرگ داشت و رونمایی از کتاب خاطرات شهید بزرگوارمحمد سعید یزدان پرست پلاکاردهایی با مضمون “ای شهیدان دفاع مقدس کجایید؟ اینجا برادر برادر می¬زند اسیر دربند میزند”،”هم وطنان در بندمان را آزاد کنید”و”چه کسی مسئول این فاجعه است؟” در سکوت و در حضور سردار قاسمی بار دیگر سکوت اعتراضی خود را به گوش مسئولین رساندند.این حرکت با کشیدن ناگهانی پلاکاردها توسط یکی از حاضران در جلسه صورت گرفت.

No responses yet

Apr 23 2014

رییس سازمان زندان ها برکنار شد، بعد شد رئیس کل دادگستری استان تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

تدبیر: از ظهر امروز در برخی شبکه های اجتماعی خبرهایی مبنی بر برکناری رییس سازمان زندان ها منتشر شده است.

به گزارش تدبیر گفته می شود غلامحسین اسماعیلی، رییس سازمان زندان های کشور که در روزهای اخیر و پس از مطرح شدن ماجرای بند 350 اوین نامش در صدر خبرها قرار گرفته بود، از سمت خود برکنار شده است. بر اساس شنیده ها اصغر جهانگیر، دستیار ارشد رییس قوه قضائیه جایگزین اسماعیلی شده است.

اسماعیلی شب گذشته در یک گزارش که از بخش 20:30 شبکه دو سیما پخش شد درباره ماجرای بند 350 اوین بر مواضع پیشین خود مبنی بر این که اتفاقی در این بند نیفتاده تایید کرد.

تکمیلی

رییس قوه قضاییه در حکمی اسماعیلی را به عنوان رییس کل دادگستری استان تهران منصوب کرد.

No responses yet

Apr 22 2014

روایت تکان‌دهنده خانواده‌های زندانیان بند ۳۵۰ از ملاقات با آنها

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: خانواده‌های زندانیان در روزهای گذشته مقابل دادسرای اوین و مجلس تجمع کردند

برخی خانواده‌های زندانیان بند ۳۵۰ اوین امروز با این زندانیان ملاقات کرده‌اند. از هر خانواده یک نفر و برای زمان محدودی حدود ۵ دقیقه فرصت ملاقات داشته‌ است.
از زبان خانواده‌های زندانیان

زندانیان در این ملاقات اخبار مربوط به کلیک حمله روز پنج‌شنبه را تایید کرده‌اند. برخی از آنان اعلام کرده‌اند که در اعتصاب غذا به سر می‌برند. اعضای خانواده آنها مشاهده کرده‌اند که برخی از این زندانیان دچار کبودی و تورم بوده‌اند.

این در حالی است که غلامحسین اسماعیلی، رئیس سازمان زندان‌ها در ایران، امروز ضمن تکذیب مجدد درگیری گفت: “ایراد ضربی حتی در حد تلنگر رخ نداده است.” آقای اسماعیلی گفت: “خانواده زندانیان پس از دیدار با زندانی خود متوجه خلاف واقع بودن این اخبار شبکه های مخالف نظام شدند.” کلیک بیشتر بخوانید.
‘اسیر جنگی’

رئیس سازمان زندان‌ها درباره حضور دیروز خود در کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: برای کار نکرده توضیحاتی ارائه دادیم

از وضعیت برخی از زندانیان، که گفته می‌شود حالشان وخیم بوده اطلاعی در دست نیست و آنها تماس تلفنی یا ملاقاتی نداشته‌اند اما شماری از خانواده‌های زندانیان سیاسی که امروز با آنها ملاقات داشتند در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی جزئیاتی از ملاقات خود را شرح دادند.

خواهر محمد شجاعی درباره وضعیت برادرش به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “تمام سر و صورتش باد کرده بود.” به گفته او دست و پایش را با زنجیر بسته، به او چشم‌بند زده و در همان حال او را با باتوم کتک زده بودند.

به گفته خانواده برخی زندانیان مادر اکبر امینی، زندانی سیاسی که در ۲۵ بهمن ٨٩ با پرچمی سبز بالای جرثقیل رفت، پس از ملاقات فرزندش غش کرده و با آمبولانس به اورژانس منتقل شده بود.

مادر یاشار دارالشفا نیز گفت که پس از “درگیری شدید” در بند ۳۵۰، بیش از ٣٠ نفر از زندانیان را به بند انفرادی ۲۴۰ منتقل کرده‌اند. او درباره فرزندش گفت: “این قدر او را زده بودند که نمی‌توانست روی پایش بایستد. اعتصاب غذا هم هستند و قدرت نداشت که حرف بزند.”

فاطمه بابادی، همسر سهیل بابادی به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “همه چیزهایی را که در سایت‌ها خوانده بودیم تایید کردند. با دست بسته کتکشان زده بودند. بدن‌هایشان کبود بود و یک سری شکستگی داشتند.”

خانم بابادی گفت: “با اسیر جنگی هم این طور رفتار نمی‌کنند.”

مادر داور حسینی نیز به بی‌‌بی‌سی فارسی گفت پسرش اعتصاب غذا کرده و پشتش کبود بوده است. او گفت مسئولان امنیتی از خانواده‌ها خواسته‌اند که مصاحبه نکنند.

پس از درگیری روز پنج‌شنبه ماموران زندان موهای برخی زندانیان را تراشیدند. به گفته خانواده‌ها شماری از دیگر زندانیان نیز برای اعتراض به این مساله موی خود را تراشیده‌اند.

خبرگزاری فارس از قول منصور حقیقت‌پور، نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، می‌گوید: “در جریان بازرسی از بند ۳۵۰ زندان اوین تعدادی تبلت و گوشی تلفن همراه کشف شده که زندانیان از این طریق اخباری غیرواقعی و نادرست را از فضای زندان به رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب مخابره می‌کردند.”

روزنامه شرق، چاپ تهران، امروز از قول محمدرضا تابش، نماینده مجلس نوشته است که مدیرکل زندان اوین با بازبینی فیلم دوربین‌های مداربسته موافقت کرده است.

آقای تابش از احتمال طرح سوال از وزرای دادگستری و اطلاعات خبر داده است.

دیروز مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران، گفت که در حادثه روز پنج‌شنبه “یکی دو نفر از زندانیان دچار جراحت مختصری شدند.”

No responses yet

Apr 21 2014

نامه به یک ” ضد ولی فقیه ” از آل خامنه ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مجتبی واحدی: حقیقت آنست که تاچندی پیش مطمئن بودم حکومت سید علی خامنه ای دوام زیادی نخواهد داشت و بی کفایتی های همراه با فساد گسترده این حکومت ، موجب خلاصی ملت ایران ازاین ننگ تاریخ ایران خواهد شد. اما اکنون بر این باورم تا رفسنجانی ها و خاتمی ها هستند و هرروز به نحوی مردم را از شرایط پس از سقوط این دیکتاتور حقیر می ترسانند عمر این حکومت ادامه پیدا خواهد کرد. پس فعالیت های سیاسی خود را با فرض تداوم این بلای آسمانی برای مدتی دیگر ، تنظیم می کنم .اگر چه متأسفم که بگویم تداوم این حکومت را موجب فروپاشی ایران می دانم . نامه زیر را بر همین اساس برای آقای سید هادی خامنه ای می نویسم. در ابتدا این نکته را بگویم باهمه مصیبت هایی که اختیارات نامحدود ولی فقیه بر سر کشور و مردم آورده، بعید می دانم هیچ صاحب تدبیر منصفی همچنان به ولایت فقیه معتقد باشد . در عین حال از رودربایستی ها در جناح اصلاح طلب مطلعم . لذا از اینکه سید هادی خامنه ای را ” ضد ولابت فقیه ” بنامم خودداری می کنم اما با خیال آسوده لقب ” ضد ولی فقیه “را به او می دهم و با همین تلقی با او سخن می گویم. سید هادی خامنه ای به ملاقات خانواده هایی می رود که زندانی کینه ” ولی فقیه ” هستند. سید علی خامنه ای ، با خشم بسیار در خصوص کروبی و موسوی سخن می گوید و سید هادی خامنه ای در برابر مقاومت آنان سر تعظیم فرو می آورد. سید علی ، با خود خواهی از احمدی نژاد حمایت می کرد و سید هادی از نخستین روزها ، رسوایی آفرینی های احمدی نژاد را یادآوری می نمود. سید علی ، با تحمیل نظارت استصوابی ، مجلسی از” گوسفند پیشگانِ دنباله رو” درست کرده وسید هادی از نخستین مخالفان این رویه غیر عاقلانه و استبدادی بوده است . در یک کلام بگویم رفتار سیدهادی خامنه ای نشان می دهد او در سالهای اخیر مرحله ” انتقاد از رفتار رهبر” را پشت سرگذاشته و به” ضدیت علنی با تصمیمات او “رسیده است . لذا بدون هیچ نگرانی، او را ” ضد ولی فقیه در آل خامنه ای ” می نامم و برای خلاصی ملت از ظلم برادر فاسد و دیکتاتورش ، از او استمداد می کنم. نامه زیر با همین هدف نوشته شده است. البته در این نامه سعی کرده ام با زبانی که برای خانواده های مذهبی و روحانیون آشناست سخن بگویم. آنان ، درگذشتگان خود را نیازمند طلب آمرزش و مغفرت می دانند و از نظر آنان ، یکی از مصیبت ها برای هر فوت شده ای ” لعن و نفرین عمومی ” است .

جناب آقای سید هادی خامنه ای !
سلام . این نامه را کسی برای شما می نویسد که با او به خوبی آشنا هستید. بارها در دفتر شما در خیابان هانری کربن و سپس دفتر روزنامه حیات نو در جلسات چند نفره و گاه دو نفره ، سخن گفته ایم. شناخت من از برادرتان – سید علی خامنه ای – هم با سخنان شما ، تکمیل شده است و این یکی از دلایل نوشتن این نامه است . من گمان می کنم بخش قابل توجهی از مصیبت های امروز کشورمان به خاطر ویژگی های شخصی یا به عبارت بهتر مشکلات آسید علی آقا در دوران کودکی و جوانی است و شما تنها عضو خانواده خامنه ای هستید که می توانید با افشای برخی از آنها، به مردم ایران برای خلاصی از ظلم و فساد کمک کنید. شما نه تنها دل به رانت نزدیکی با این رهبر بی کفایت نبسته اید بلکه شجاعانه با برخی اقدامات او مخالفت کرده اید و بابت همین مخالفت ها ، هم حمله چماقداران رهبر در قم به خود را به جان خریده اید هم گزاف گویی های سخنگویان او را. شما در سال دوم رهبری سید علی ، دادگاه ویژه روحانیت را تجربه کرده اید و در سالهای میانی آن ، توقیف روزنامه خود را. اینها همه نشان می دهد سید هادی خامنه ای حاضر نبوده به خاطر رانت خواری یا دلخوشی برادر ، چشم بر حقایق ببندد. اما دلیل دیگری هم برای نوشتن نامه به شما دارم. سید هادی خامنه ای بخواهد یا نخواهد برادر سید علی است .پس هر گاه یکی از میلیونها ایرانی ظلم دیده و به جان رسیده ، آهی از دل برکشد خواسته یا ناخواسته از ” پدر و مادر رهبر ” نیز یاد می کند که البته دامنگیر عزیزان سفر کرده سید هادی هم خواهد شد . به خاطر بی کفایتی و فساد گسترده ای که درسایه رهبری سید علی بر ایرانیان تحمیل شده ، صدها هزار پدر و مادر سرپرست خانوار درسالهای گذشته شرمنده فرزندان خود بوده اند. یقین دارم هر یک از آنان بارها از اعماق دل به مسببین این وضعیت ، نفرین و لعن کرده اند ودر این لعن و نفرین ، والدین سید علی را هم بی نصیب نگذاشته اند. هزاران دختر مظلوم ایرانی به دلیل نیاز مالی به کارهای نا مطلوب تن می دهند . این دختران ، تصاویر دختران نیمه عریان لبنانی را می بینند که به پاس ولخرجی های سید علی در لبنان ، تصاویر سید حسن نصراله را دردست دارند و درخیابانهای بیروت می رقصند. آیا این دختران به هنگام آه کشیدن های خود ، نزدیکان سید علی – مرده و زنده- را بی نصیب می گذارند؟ خانواده دهها هزار ایرانی که عزیزانشان در جاده های غیراستاندارد ایران جان باخته اند وقتی خبر بازسازی صدها کیلومتر جاده در لبنان با هزینه جمهوری اسلامی را می شنوند چه عکس العملی نشان می دهند ودر حق پدر و مادری که سید علی ، بازمانده آنهاست چه می گویند ؟ بعید می دانم سید هادی که من می شناسم از این عاقبت برای والدین خویش که دستشان از دنیا کوتاه است خوشحال باشد.

آقای سید هادی خامنه ای ! همه اینها را نوشتم تا به اصل خواسته خویش از شما برسم. من هرچه در رفتار سالیان اخیر برادر شما جستجو می کنم نشانه ای از تدبیر حتی از نوعی که دیکتاتورهای صاحب خرد به آن پایبد هستند نمی بینم. من و شما به خوبی می دانیم که رهبر جمهوری اسلامی از نخستین روز رهبری در تصمیمات کلان ، به شدت تحت تأثیر کینه جویی های شخصی بوده است. اما اکنون کار از کینه جویی های هزینه ساز گذشته و او همواره به دنبال مطرح بودن نام خویش است . او گاه به روشی متوسل می شود که در تاریخ به نام برادر حاتم طایی ثبت شده است . اما دغدغه غالب او آنست که گماشتگان بی هویت او در قوای سه گانه حکومتی ، عربده تبعیت بکشند. برای او فقط مهم است که عده ای ” اطاعت نامه” بنویسند یا در تریبون ها ، از حکمت مقام عظمی سخن بگویند. پس تلاش می کند هر روز بیش از گذشته ، نهادهای حکومتی و تریبون ها را از “انسان ” ها خالی تر کند و به موجوداتی بسپارد که برای آنچه ” جیفه دنیا ” می نامند دین و دنیای خود را قربانی ” اطاعت جویی ” آسید علی آقا کنند.او آنگاه که محتاج جلب توجه می شود نه به بازتاب جهانی سخنان خویش می اندیشد نه به پیامد داخلی اقدامات خود. یک روز با بی ادبی تمام ، مردم امریکا و اروپا را از نژاد وحشی ها می نامد و روز دیگر با لجاجت بر یک موضوع ، تحریم ها را به ارمغان می آورد و اقتصاد کشور را تا مرز ورشکستگی کامل پیش می برد.انتظار او از دست نشاندگان بی اراده نیز اعلام فوری تبعیت و التزام عملی به آن اعلام پایبندی است .یکی از سخیف ترین نمونه ها از این اظاعت خواهی و اعلام اطاعت ، در موضوع جمعیت کشور مشاهده گردید. در حالی که به دلیل خزانه خالی ، همه نهادهای حکومتی و تریبون های وابسته به رهبر ، حنجره می درانند تا مردم را از دریافت یارانه منصرف کنند رهبر که سخنی برای جلب توجه پیدا نکرده از لزوم ازافزایش جمعیت سخن می گوید. عده ای بی هویت هم در مجلس، سردمدار بستن راههای علمی کنترل جمعیت می شوند. یقین دارم آن شب که عده زیادی از مردم در ایران ، از میزان بلاهت نمایندگان مجلس انگشت حیرت به دندان گرفته بودند سید علی به خود می بالید که مجلس را به اعلام تبعیت دوباره از” رهبر تملق خواه ” وادار نموده است. همانطور که در جریان حمایت های هزینه ساز خود از احمدی نژاد ، تنها لذت او احساس تبعیت گوسفند وار همه ارکان کشور از رهبر بود در حالی که قریب به اتفاق عقلای وابسته به نظام از جناح های مختلف ، مدیریت احمدی نژادی را همانند سم مهلک برای کشور می دانستند و رهبر از مواضع آنان مطلع بود.

آقای آسید هادی ! می دانم که بسیاری از خوانندگان این نامه ، مرا به ساده سازی امور ایران متهم خواهند کرد. اما قطعاً شما در دل با من همراهید و می دانید که برای برخی اظهارات و اقدامات برادرتان ، هیچ دلیلی جز اثبات همه کاره بودن خودش و ناچار بودن همگان به اطاعت از او وجود ندارد. او می خواهد ثابت کند که در ایران هیچ چیز خارج از اراده رهبر اتفاق نمی افتد . حتی اگر حادثه ای پیش بیاید که او با آن موافق نبوده ، اینگونه جلوه می دهد که همه چیز تحت کنترل اوست . از خودتان شنیدم که آسید علی آقا به شما گفته : ” من به محض شنیدن خبر پیروزی انتخاب آقای خاتمی در دوم خرداد ، سجده شکر به جا آوردم “. هنگام بازگویی این سخن ، یقین کردم که شما هم این دروغ را باور نکرده اید و آن را نشانه ای از علاقه رهبر به اثبات تسلط خود بر همه امور می دانید.
اقای خامنه ای ! می دانم سایر برادران شما هم به خوبی، روحیات ومشکلات دوران جوانی و کودکی آسید علی آقا را می دانند اما به خاطر حفظ منافع خویش ، سکوت پیشه کرده اند. اما شما از نخستین روز رهبری او ، تلاش کردید سید هادی خامنه ای باشید نه برادر رهبر. در سال شصت و نه یا هفتاد که آقای کروبی رئیس مجلس سوم بود از او شنیدم که در یکی از سفرهای استانی شما با شیخ همراه بوده اید و با هم به خانه یکی از خانواده شهدا رفته اید. شیخ به هنگام معرفی ، شما را برادر رهبر معرفی کرده بود و شما بعد از ترک منزل شهید با عتاب به شیخ گفته بودید که ” این چه وضع معرفی کردن است ؟” شیخ می گفت به شوخی به آسید هادی گفتم از این به بعد هر کجا با هم رفتیم می گویم ” ایشان آسید هادی خامنه ای است که رهبر، برادر ایشان است.” شما که اینگونه بوده اید باید تفاوت خود با برادران رانت خواه خویش را نشان دهید. حال که به برکت تلاش برخی اصلاح طلبان ، قرار است چند صباحی دیگر، برادرتان بر کشور و ملت ایران مسلط باشد شما می توانید با یک اقدام تاریخی ، نام خویش را در تاریخ جاودانه کنید و آه و نفرین ها در حق پدر و مادر را به طلب آمرزش برای آنان تبدیل نمایید. کافی است بخشی از مشکلات و کمبود های دوران کودکی و جوانی رهبر را با مردم در میان بگذارید و برخی روش ها که کمبود های او را تشفی می دهد را نیز اطلاع رسانی کنید. می دانم او دیگر سید علی نیست که بسته ای سیگار اهدایی یا سفری به یک شهر ، او را خوشحال کند اما هنوز شما تنها کسی هستید که می توانید تجربیات خویش از نحوه خاموش کردن آتش حسد و کینه رهبر را با مردم در میان بگذارید.

آقای سید هادی خامنه ای ! شنیده ام که شما در عنفوان جوانی در زندان شاه ، به شدت مقاوم بوده اید و شکنجه ها ، شما را به تسلیم وادار نمی کرده است. پس اکنون که دهه هفتم عمر خود را سپری می کنید دلیلی برای ترس شما وجود ندارد. البته اگر ترس هم داشته باشید به شما حق می دهم . لابد شما هم ازکسانی که زندان دو رژیم را تحمل کرده اند شنیده اید که رفتار بسیاری از مأموران اطلاعاتی و زندانبانان شاه از همتایان آنها در جمهوری اسلامی ، شرافتمندانه تر وانسانی تر بوده است. اما بعید می دانم ترس شما در حدی باشد که در برابر اینهه هزینه سازی برادرتان برای کشور سکوت کنید و به فکر چاره در این مورد نباشید.پس لااقل به پیشنهاد من فکر کنید.

No responses yet

Apr 21 2014

به اعلامیه جهانی حقوق بشر‌ اهمیتی نمی‌دهیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: لاریجانی: کسانی که اعلامیه جهانی حقوق بشر را نوشتند، بر چه اساسی کرامت انسانی را تفسیر کردند؟؛ هیچ منبعی جز قرآن نمی‌تواند کرامت انسان را تفسیر کند.

صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز یک‌شنبه ۳۱ فروردین، طی سخنانی در جمع فرماندهان نیروی انتظامی به مباحث حقوق بشری مطرح شده توسط غربی‌ها انتقاده کرده، اعلامیه جهانی حقوق بشر را رد کرد و گفت که مشروعیت نظام وابسته به رای مردم نیست.

رییس قوه قضاییه گفت: غربی‌ها «به ما خرده می‌گیرند که چرا قصاص می‌کنی در حالی که در کنارش نسخه می‌نویسند که باید به هم‌جنس‌بازان اجازه زندگی و فعالیت بدهید». وی ادامه داد: «باید از غرب پرسید شما که داعیه کرامت انسان و حفظ این کرامت را دارید آیا این کرامت را در همجنس‌بازی می‌بینید؟».

صادق لاریجانی ادامه داد: «آن‌ها به جای اینکه از ما به واسطه برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر تشکر و تقدیر کنند که کشورشان از لوث مواد مخدر پاک مانده، می‌آیند و ما را به خاطر اعدام قاچاقچیان مواد مخدر محکوم می‌کنند».

رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی با ذکر این‌که «برای ما اصلا اهمیتی ندارد که این‌ها چه چیزی می‌گویند»، گفت: «آن‌ها به خیال خودشان برای انسان مسیر زندگی مشخص می‌کنند در حالی که تنها کسی می‌تواند برای انسان مسیر زندگی مشخص کند که انسان را خلق کرده و آن کسی نیست جز حق‌تعالی».

آملی لاریجانی به اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره کرد و گفت: «در مقدمه این اعلامیه بحث کرامت انسانی مطرح شده است. کسی می‌تواند در این خصوص صحبت کند که خالق انسان باشد و قرآن انسان را می‌شناسد… کسانی که اعلامیه جهانی حقوق بشر را نوشتند چه کسانی و از کجا بودند و بر چه اساسی کرامت انسانی را تفسیر کردند؟ گفتند ازدواج امری فردی است و عقل اقتضا می کند این حرف ها را نپذیریم. اساس تعالیم ما تعالیم انبیای الهی است».

وی همچنین گفت: «برخی مشروعیت نظام‌ها را در رای مردم می‌بینند اما ما معتقدیم رای مردم در به فعلیت رساندن یک نظام مشروعیت دارد» و ادامه داد: «مگر در خوبی و بدی یک فعل رای مردم تاثیر‌گذار است که آن‌ها برای مشروعیت یک نظام رای مردم را باعث مشروعیت می‌دانند».

لاریجانی اساتید دانشگاه حقوق را نیز زیر سوال برده، گفت: «امروز در دانشگاه‌های حقوق ما همین مسائل غربی‌ها درباره حقوق جزا مطرح می‌شود که ما می‌دانیم آبشخور آن‌ها در کجاست و نگاه غربی در پس ذهن آن‌ها وجود دارد».

No responses yet

Apr 20 2014

بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران منتفی شد؟ وزیر کار به دنبال راه‌اندازی یک تشکل جدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

روز: منتفی شدن بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، خبری است که از سوی یک وبسایت حامی دولت منتشر شده و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی هم از تشکیل یک انجمن صنفی صحبت کرده و هیچ اشاره‌ای به انجمن در محاق رفته فعلی نداشته است. به این ترتیب با گذشت کمتر از یک سال از وعده مساعد رییس‌جمهوری اسلامی و قول‌های مکرر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نه تنها فراگیرترین تشکل صنفی روزنامه‌نگاران ایرانی بازگشایی نشده که در درون دولت هم تلاش‌هایی برای جانشینی آن آغاز شده است.

“مخالفت قطعی برخی مراجع ذی‌ربط”

پنج‌شنبه هفته گذشته، ۲۸ فروردین ماه، علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با خبرنگاران این حوزه دیداری داشت. هدف از این دیدار “همفکری برای ایجاد تشکل صنفی روزنامه نگاران به قصد حل کمبود‌ها و نارسایی‌های موجود بر سر راه فعالیت آنان” عنوان شد.

ربیعی در این جلسه، خبرنگاران را به “پرهیز از هرگونه تندروی در فعالیت‌های رسانه‌ای” فراخواند و عنوان کرد که “خبرنگاران به دور از هرگونه گرایش سیاسی می‌توانند با پیگیری مسائل و مشکلات‌شان از طریق تشکل صنفی و با گفتمان مدنی، فعالان این حوزه را در کنار یکدیگر حفظ کنند”.

او خواستار همکاری “فعالان عرصه خبر و رسانه” شد تا بتواند “تشکلی برای صنف قلم” راه‌اندازی کند. خبر این دیدار و گفته‌های وزیر با تاخیر در ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی منتشر شد اما به دلایلی نامعلوم از روی وبسایت این خبرگزاری و برخی وبسایت‌های دیگر که آن را پوشش داده بودند، حذف شد.

وبسایت پیام‌نو نیز روز شنبه خبر داد که بازگشایی انجمن صنفی روزنامه نگاران در آینده نزدیک منتفی است. بنا بر این گزارش که ادعا شده مبتنی بر ” اخبار کسب شده از منابع مختلف” است و “یک منبع آگاه” نیز آن را تایید کرده، “برخی موانع غیر قابل حل از جمله مخالفت قطعی برخی مراجع ذی‌ربط” باعث منتفی شدن بازگشایی انجمن شده است.

منبع آگاه این وبسایت گفته که “برخی مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و همچنین اقدام اخیر اتحادیه اروپا در گنجاندن نام انجمن صنفی در بیانیه اخیرش علیه ایران” در منتفی شدن بازگشایی انجمن صنفی موثر بوده است.

قوه قضاییه، یکی از موانع اصلی

“من نه ‌تنها آن انجمن را بلکه معتقدم هر انجمنی را طبق قانون باید فعال کنیم به دلیل اینکه این انجمن‌های صنفی بهترین راه برای اداره مسایل جامعه است و اداره مسایل جامعه باید به دست خود صنف و انجمن حرفه‌ای و صنفی برگردد بنابراین تلاشم را در این راه خواهم کرد.”

این پاسخ حسن روحانی به خبرنگار شرق در نخستین نشست خبری رییس‌جمهور منتخب بود. خبرنگار از قفل بودن “تنها خانه امید روزنامه‌نگاران” گفته بود. یک روز پیش‌ از آن هم، نامه‌ای از سوی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران خطاب به رییس‌جمهور جدید منتشر شده بود که حاوی درخواست گشایش انجمن از سوی حسن روحانی بود.

بار دیگر در بهمن ماه سال گذشته نزدیک به یک‌هزار و ۲۰۰ نفر از روزنامه‌نگاران برای بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به رییس‌جمهور نامه نوشتند تا در اسفند ماه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر امیدوار کننده‌ای بدهد. علی جنتی گفته بود که “دو وزارتخانه‌ ارشاد و کار برای بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران مشکلی ندارند. ‌در حال حاضر وزارت اطلاعات شکایت خود را علیه انجمن صنفی روزنامه‌نگاران پس گرفته و قرار شده است روزنامه‌نگاران عضو این انجمن، مجمع عمومی تشکیل دهند و هیات مدیره‌ خود را انتخاب کنند.”

ساعاتی بعد رییس هیات مدیره‌ انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ضمن تشکر از وزیر ارشاد، از آمادگی این انجمن برای برگزاری مجمع عمومی و انتخابات تازه خبر داد. در عین حال، ماشالله شمس‌الواعظین پیش‌بینی کرده بود که اگرچه نهاد قضایی، بنا بر شکایت وزارت اطلاعات‌، دفتر انجمن صنفی را پلمب کرده و حالا این شکایت از سوی وزارت اطلاعات پس گرفته شده، اما ممکن است دستگاه قضایی به‌صورت ناگهانی به ماجرا وارد شود و جلو فک پلمب را بگیرد.

این پیش‌بینی به حقیقت پیوست و کمتر از ۲۴ ساعت بعد، در نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه، اعلام شد فعلا هیچ تغییر مثبتی به سود بازگشایی مجدد انجمن صنفی رخ نداده است. غلامحسین محسنی اژه‌ای گفت: “در آن پرونده وزارت اطلاعات شاکی نبود بلکه وزارت اقدامات مجرمانه‌ای را از سوی این انجمن مورد ارزیابی قرار داده بود و به همین دلیل موضوع را به قوه قضاییه اطلاع داد.”

به این ترتیب و به زعم او، وزارت اطلاعات نمی‌تواند شکایت خود را پس بگیرد اما “اگر افرادی که پیش از این در این انجمن نقش ایفا می‌کردند و اساسنامه این انجمن و همچنین نحوه فعالیت آن از یک کار سیاسی به کار صنفی تغییر کند فعالیت آن انجمن بلامانع خواهد بود والا همچنان از فعالیت این انجمن جلوگیری می‌شود.”

محسنی اژه‌ای تا چند روز پیش از پلمب دفتر انجمن، وزیر اطلاعات کابینه محمود احمدی‌نژاد بود.

تشکل‌های صنفی “دولت‌ساخته”

انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران در سال ۱۳۷۶ تاسیس شد و اعضای هیات مدیره آن با رای مستقیم اعضای مجمع عمومی و برای یک دوره سه ساله انتخاب می‌شدند. در آخرین دوره فعالیت علی مزروعی به عنوان رییس، ماشاءالله شمس‌الواعظین به عنوان نائب رئیس، و بدرالسادات مفیدی در سمت دبیری انجمن فعالیت می‌کردند.

در تیر ماه ۱۳۸۷ وزارت کار و امور اجتماعی طی نامه ‌ای انجمن صنفی روزنامه‌ نگاران ايران را واجد شرایط انحلال اعلام كرد و در مرداد ۸۸ و در میانه التهابات پس از انتخابات ریاست جمهوری و در شرایطی که بسیاری از روزنامه‌نگاران بازداشت شده بودند، سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران حکم به پلمب دفتر انجمن داد.

با وجود وعده مساعد حسن روحانی در ابتدای ریاست‌جمهوری، انتخاب حسین انتظامی به سمت معاونت مطبوعاتی، از سوی بسیاری از روزنامه‌نگاران گامی در جهت تداوم پلمب انجمن تفسیر شد. انتظامی، مشاور رسانه‌ای علی لاریجانی، در ۶ ماهی که از پست دولتی‌اش گذشت، مخالفت قدیمی خود با انجمن صنفی روزنامه‌نگاران را کنار نگذاشت و سعی داشت یک تشکل دولتی را جایگزین این تشکل صنفی کند. اما بالا گرفتن مخالفت‌ها باعث شد تا معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در روزهای آخر اسفند سال گذشته اعلام کند: “به نظر صنف احترام گذاشتم و چنین طرحی[صدور پروانه‌ خبرنگاری] را متوقف کردم”.

اما علی ربیعی، وزیر اصلاح‌طلب کابینه هم که سابقه امنیتی دارد با بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران مخالف است. برخی چهره‌های آگاه در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران از سنگ‌اندازی‌های او در راه بازگشایی این انجمن خبر داده‌اند. به این ترتیب، فراخوان ربیعی برای تشکیل یک انجمن صنفی را هم در این راستا می‌توان ارزیابی کرد؛ مشابه همان اقدامی که خبرنگاران نویسنده نامه به حسن روحانی، به حسین انتظامی نسبت داده بودند؛ یعنی راه‌اندازی تشکل‌های صنفی مطبوعاتی “دولت‌ساخته” و “جایگزین‌کردن این تشکل‌ها به عنوان نمایندگانِ واقعی و صنفی روزنامه‌‌نگاران ایران”.

No responses yet

Apr 19 2014

مقام مزخرف رهبری: در پرداختن به مسئله اصلی زنان نباید به مسائل درجه دو پرداخت/مسئله اشتغال زنان مسئله ای درجه دو است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: مسئله زن از مسئله خانواده قابل تفکیک نیست / اگر کسی بخواهد مسئله زن را جدا از خانواده بحث کند دچار اختلال در فهم و تشخیص علاج خواهد شد.
جمعی از بانوان امروز شنبه با مقام معظم رهبری دیدار کردند.

به گزارش عصر ایران به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، آیت الله سیدعلی خامنه ای در این دیدار که در آستانه ولادت حضرت زهرا در حسینیه امام خمینی در تهران برگزار شد سخنرانی کردند.

مهمترین بخش های این سخنرانی به این شرح است:

– یکی از بزرگترین افتخارات نظام اسلامی این است که در سایه آن، این همه زن فرزانه و تحصیل‌کرده و خوش‌فکر و ممتاز در جامعه وجود دارند و تربیت شده اند.

– مسئله زن از مسئله خانواده قابل تفکیک نیست / اگر کسی بخواهد مسئله زن را جدا از خانواده بحث کند دچار اختلال در فهم و تشخیص علاج خواهد شد.

– یکی از بزرگترین افتخارات نظام اسلامی این است که در سایه آن، این همه زن فرزانه و تحصیل‌کرده و خوش‌فکر و ممتاز در جامعه وجود دارند و تربیت شده اند.

– در پرداختن به مسئله اصلی زنان نباید به مسائل درجه دو پرداخت/مسئله اشتغال زنان مسئله ای درجه دو است/باید ببینیم عوامل سلب آرامش زنان در خانه چیست،اگر زن آرامش نداشته باشد نمیتواند کدبانو و مدیر خانواده باشد. این مسئله اصلی است.

– اگر میخواهیم در مسئله زن دچار خطا نشویم باید ذهن را از حرفهای کلیشه ای غربیها به کلی خالی کنیم / نمیگویم بی‌اطلاع باشیم اما آن افکار نباید مرجع باشد.

دیدار جمعی از بانوان برگزیده‌ی کشور با رهبر انقلاب

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار صدها نفر از زنان فرهیخته و نخبه، تشکیل یک مرکز عالی فرا قوه ای را برای تدوین راهبردی صحیح در قبال مسئله «مهم زن و خانواده»، ضروری خواندند و افزودند: دستیابی به این راهبرد همه جانبه و قابل اجرا، نیازمند سه مسئله است: پرهیز کامل از مرجعیت دادن به تفکرات «غلط، کلیشه ای و متحجر غربی» در امور زنان، تکیه بر متون و معارف ناب اسلامی و پرداختن به مسائلی که حقیقتاً مسائل اصلی زنان محسوب می شوند.

ایشان با تبریک میلاد پربرکت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، تقارن این میلاد خجسته را با هفته زن و روز تکریم مادر، فرصتی برای درس گرفتن از زندگی بانوی دو عالم حضرت صدیقه کبری (س) برشمردند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به معصومیت و مقامات معنویِ عالی و برتر آن حضرت آن هم در سن جوانی افزودند: باید با نگاهی نو و دقیق به زندگی سیده ی زنان عالم، خصلتهای برجسته ی ایشان نظیر تقوا، عفت، طهارت، مجاهدت، شوهرداری، فرزندداری، سیاست فهمی و حضور در مهمترین عرصه های حیات یک انسان را به معنای واقعی کلمه، الگو قرار داد.

حضرت آیت الله خامنه ای، برخورداری ایران اسلامی از انبوه زنان فرزانه، تحصیلکرده، خوشفکر و ممتاز را از نعمات الهی و جزو بزرگترین افتخارات جمهوری اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: این واقعیت که در تاریخ ایران بی سابقه است مدیون نگاه مبارک و پرطراوت اسلام و دیدگاههای کارگشای امام خمینی (ره) است.

ایشان بروز کاملاً برجسته هویت و شخصیت مستقل زن ایرانی در عرصه دفاع مقدس را یک نقطه درخشان دیگر برشمردند و از «عظمت و صبر و استقامت پرشکوه» مادران و همسران شهیدان و جانبازان تجلیل کردند.

رهبر انقلاب اسلامی مسئله زن را از جهات مختلف برای جامعه بشری در خور فکر و تحقیق و پیگیری دانستند و سه جهت مهم را در این زمینه مطرح کردند:

اول: چگونه می توان از ظرفیت عظیم زنان، به شکل صحیح و سالم استفاده کرد؟

دوم: بهره گیری از مسئله ظریف و حساس جنسیت در روند تعالی و نه انحطاط بشر، چگونه امکان پذیر است. و سوم: با توجه به تفاوتهای طبیعی زن و مرد، چه رفتاری باید در جامعه بشری نهادینه شود که جلوی ظلم به زن را در خانواده و اجتماع بگیرد؟

ایشان در همین زمینه، زن و خانواده را دو مسئله غیر قابل تفکیک برشمردند و خاطر نشان کردند: هرکس اگر مسئله زن را جدا از مسئله خانواده مورد بررسی قرار دهد در فهم مسئله و تشخیص علاج آن، دچار اختلال می شود.

رهبر انقلاب، برای پاسخ به سوالات مطرح شده و بررسی همه ابعاد مسئله زن و خانواده، تشکیل مرکزی مطالعاتی و کاری را لازم خواندند و افزودند: این مرکز فراقوه ای باید راهبردی صحیح و همه جانبه را درباره «زن»، تدوین کند و با پیگیری های لازم این راهبرد را اجرایی نماید.
ایشان تدوین این راهبرد و پرداختن به مسئله زن را در هر دستگاه یا مرکزی، نیازمند پایبندی به الزاماتی مهم برشمردند.

رهبر انقلاب در تبیین این الزامات، ابتدا، «پرهیز و دوری کامل از فرآورده های غربی» را مورد تأکید قرار دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: غربی ها به دلایل مختلف، مسئله زن را بد فهمیده اند اما همان فهم غلط و تباه کننده را سکه رایج دنیا کرده اند و با هوچی گری، مجال حرف زدن به دیگران و مخالفان را نمی دهند.

ایشان افزودند: البته باید از دیدگاه غربیها درباره ابعاد مختلف مسئله زن آگاه بود اما باید با ایستادگی در مقابل مرجعیت این افکار، ذهن را از این تفکرات «کهنه اما نو نما» و «خائنانه اما ظاهراً دلسوزانه»، تخلیه کرد چرا که این تفکرات، مطلقاً نمی تواند هدایت و سعادت جوامع بشری را به دنبال بیاورد.

حضرت آیت الله خامنه ای، نگاه مادی و غیرالهی به هستی و جهان را ریشه انحراف عمیق تفکرات غربی درباره زن برشمردند و افزودند: نگاه کاسب کارانه به ظرفیت زنان در مسائل اقتصادی از جمله اشتغال و نگاه تحقیرآمیز به زن و تنزل دادن او به وسیله ای برای اطفای شهوات مردان، مبانی دیگری است که تفکرات غربی را درباره زنان، کاملاً ظالمانه و متحجرانه ساخته است.

ایشان با استناد به برخی مقالات و کتابهایی که در غرب درباره اوضاع واقعی زنان، منتشر می شود افزودند: اگر می خواهیم نگاه ما به مسئله زن، «سالم، منطقی، دقیق و راهگشا» باشد باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملاً فاصله بگیریم.
ایشان «برابری جنسی زن و مرد» را از جمله حرفهای کاملاً غلط غرب خواندند و افزودند: برابری همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه «حق» است و گاه «باطل».

رهبر انقلاب این سؤال را مطرح کردند که با کدام منطق باید زنان، که خداوند آنان را از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه ای از زندگی آفریده است در عرصه هایی وارد کنیم که آنها را دچار رنج و سختی می کند؟

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر نگاه انسانی اسلام به مسئله زن افزودند: در بسیاری از مسائل از جمله سیر مقامات معنوی هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد اما قالبها متفاوت است و این واقعیت در کنار عرصه های مشترک، منطقاً عرصه های متفاوتی را نیز به همراه می آورد.

رهبر انقلاب با انتقاد از زیر بنای فکری بسیاری از کنوانسیونهای جهانی خاطرنشان کردند: اصرار غربی ها روی این زیربنای غلط، جامعه بشری را تباه می کند به همین دلیل برای دستیابی به نگاه صحیح و متوازن، باید از این مبانی برحذر بود.

حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین دومین الزام دستیابی به راهبرد صحیح در مسئله زن، تکیه بر متون اسلامی را ضروری خواندند.
ایشان افزودند: در نگاه به مسئله زن نباید هر چیزی را که به نام دین بر سر زبانهاست قبول کرد اما باید اصولی را که شایستگان با شیوه درست استنباط از «قرآن و سنت و حدیث» ارائه می کنند تکیه گاه اصلی قرار داد.

رهبر انقلاب، دوری از مسائل فرعی و پرداختن به مسائل اصلی را سومین الزام دستیابی به راهبرد صحیح در مسئله زن خواندند و خاطرنشان کردند: مسئله خانواده بخصوص «سلامت، امنیت و آرامش زن در خانواده»، مسئله ای اصلی است که باید به آن پرداخت.
ایشان تأکید کردند: باید عوامل سلب آرامش و سکینه روحی زن در خانواده را جستجو کرد و با شیوه های گوناگون از جمله قانون و تبلیغ صحیح، این موانع را برطرف کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با ابراز تأسف از اینکه در محیطهای قدیمی و جدید، زن موجودی درجه ۲ و موظف به خدمتگزاری تصور می شود افزودند: این مسئله، درست نقطه مقابل نگاه فقه مترقی اسلام به زن است.
رهبر انقلاب افزودند: متأسفانه برخی، چیزهایی را از اسلام می گیرند اما برای اینکه غربی ها بدشان نیاید مسائلی از غرب را هم به آن اضافه می کنند که این قابل قبول نیست.

رهبر انقلاب برخورداری زن از فرصت تحصیل و رشد و تعالی را یک ضرورت برشمردند و خاطرنشان کردند: برخلاف برخی دیدگاهها، اشتغال از مسائل اصلی مربوط به زنان نیست البته اشتغال و مدیریت مادام که با مسئله اصلی یعنی خانواده منافاتی پیدا نکند، ایرادی ندارد.

ایشان با اشاره به مسائلی که درباره تحصیل زنان در برخی رشته های تحصیلی دانشگاهی مطرح شد افزودند: اگر در این مسئله تفاوتی هم باشد ضدعدالت نیست چرا که نباید رشته های تحصیلی و مشاغلی که متناسب با طبیعت زنان نیست به آنان تحمیل شود.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اینکه زنان برخی مشاغل را برعهده نگیرند هیچ ننگ و نقصی نیست بلکه آن چیزی غلط است که متناسب با طبیعت الهی زن نباشد.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان، زنان فهمیده و تحصیلکرده و ممتاز را، بهترین اشخاص برای پیگیری صحیح مسائل زنان خواندند و آنان را به تلاش در این زمینه دعوت کردند.

پیش از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی خانم مولاوردی معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در گزارشی از مسائل مربوط به زنان گفت: به لحاظ شاخص سلامت و مشارکت اجتماعی بانوان از وضع بسیار خوبی در منطقه برخورداریم و زنان جامعه نقش مؤثر و بی بدیلی در تحقق شعار «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» خواهند داشت.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .