اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Jul 21 2013

پدری دخترش را به خاطر «شماره‌ی ناشناس» موبایل کشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خودنویس: روز دوشنبه کارگر بسیجی و دارای ۴ فرزند به نام حسینعلی رئیسی، به خاطر آنکه دخترش شماره‌ای ناشناس در گوشی موبایلش داشت، آن‌قدر او را کتک زد تا دختر ۱۸ ساله تسلیم مرگ شد.

بر اساس ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، «پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد، قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر، محکوم خواهد شد.» پدر زهرا هم باید دیه را ورثه، از جمله خودش پرداخت کند…

گزارشی از سوی یک هم‌استانی در شهر «نافچ» در استان چهارمحال و بختیاری به دستم رسیده است؛ روایتی از قتل فجیع و دردناک دختر به دست پدر، برخاسته از یک داوری نادرست و شتابزده و به دنبال آن، اقدامی جنون‌آمیز و به دور از فکر و اندیشه؛ من، با توجه به اینکه زادگاهم در استان چهارمحال و بختیاری است، شهر کوچک «نافچ» و وضعیت فرهنگی و مذهبی آن را به‌خوبی می‌شناسم و بارها به آنجا رفته‌ام؛ مردمانی پاک و ساده‌دل، بی‌ریا و…؛ اما به ناگاه، فردی ناآگاه، با نگاهی برخاسته از تعصب کور و ایدئولوژیک و نشأت‌گرفته از باورها و تلقین‌های سراسر نادرست، به نام غیرت، با دختر، خانواده، خود و احساسات پاک شهر خود چنین می‌کند؛ ای کاش جمهوری اسلامی این‌چنین مفاهیم را تهی از محتوا و دارای معنای منفی نمی‌کرد! ای کاش…!

بر اساس این گزارش، روز دوشنبه ۲۴ تیرماه سال ۹۲ شهر کوچک «نافچ» واقع در ۲۰ کیلومتری شهرکرد، مردی ۴۹ ساله، کارگر بسیجی و دارای ۴ فرزند به نام حسینعلی رئیسی، به خاطر آنکه دخترش شماره‌ای ناشناس در گوشی موبایلش داشت، آن‌قدر او را کتک زد تا دختر ۱۸ ساله تسلیم مرگ شد.

به گواهی یکی از همسایگان، ساعت ۲ بعدازظهر حسینعلی وارد خانه می‌شود و می‌بیند دخترش در حیاط خانه مشغول صحبت با مویایل است؛ او اصلاً برای فرزندانش موبایل نمی‌خرید، فقط این گوشی را در خانه گذاشته بود تا همه از آن استفاده کنند. او از دختر می‌پرسد:«با کی صحبت می‌کنی؟! دخترک جواب می‌دهد: فریبا یکی از همکلاسی‌هایم.»

بعد از آن، حسینعلی، گوشی را برداشته و با اندک سواد خود شماره آخر را می‌گیرد؛ پسری پشت خط جواب می‌دهد؛ مرد بدون لحظه‌ای تأمل، گوشی را به دیوار می‌زند و با چوب، به جان زهرا، دختر ۱۸ ساله خود، می‌افتد، به گفته پزشکی قانونی، ۵ ضربه محکم به صورت و سر زهرا وارد شده که باعث خونریزی مغزی و مرگ او بوده است. مادر زهرا و برادران کوچکش وقتی عصبانیت پدر و ضربات چوب را می‌بینند که به سر زهرا می‌خورد، شروع به فریاد و کمک‌خواهی از همسایگان می‌کنند؛ دقایقی نگذشته که همسایه وارد خانه شده و حسینعلی را از پیکر بیجان دختر دور می‌کند.

گوشی موبایل کمی آن‌طرف‌تر افتاده است، به خاطر اینکه به دار قالی برخورد کرده بود صدمه‌ای ندیده و مرتب زنگ می‌خورد. همه دور زهرا جمع شده‌اند و می‌بینند خون همه صورتش را گرفته؛ او را به بهداری شهر می‌رسانند، به محض رسیدن، به اتاق احیا برده می‌شود و پزشکان مرگ را ثبت می‌کنند.

او نمی‌دانست آخرین شماره گرفته شده مربوط به خانه برادرزنش بوده و نیم ساعت قبل از زهرا، همسر حسینعلی با برادرش تلفنی صحبت کرده بود. او نمی‌دانست این زهرا نبوده که به فریبا زنگ زده، بلکه فریبا بوده که به موبایل زنگ زده بود و با زهرا صحبت می‌کرد. در لحظه مرگ زهرا، دایی او مرتب به موبایل زنگ می‌زد تا بپرسد چه کسی شماره او را گرفته و سریعاً قطع کرده.

…

زهرا امشب در کنار خانواده‌اش نیست، مادر او هنوز بی‌هوش است و در بیمارستان با داروهای آرام‌بخش به خواب رفته است. پدر در بازداشت است و نمی‌دانم با خود چه می‌گوید.

No responses yet

Jul 18 2013

وزیر ارشاد: مجوز کتاب‌های باقیمانده ظرف ۴۵ روز تعیین تکلیف می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می گوید که تصمیم‌گیری درباره صدور مجوز برای کتاب‌ها حداکثر ۴۵ روز است و این وزارتخانه در تلاش است که تا پایان دوره دولت احمدی‌نژاد، بیش از دو هفته دیگر، کتاب‌هایی را که در وزارت ارشاد بلاتکلیف مانده‌اند، تعیین تکلیف کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد حسینی روز چهارشنبه، ۲۶ تیرماه، در مراسمی با حضور برخی از اهالی چاپ و نشر در تالار وحدت تهران گفت: «قرار شده دوستان ما در اداره کتاب با همتی مضاعف برخی از کتاب‌هایی را که بلاتکلیف مانده بودند تعیین تکلیف کنند تا ما در پایان دوره کاری خود کار زمین‌مانده‌ای نداشته باشیم.»

آقای حسینی در ادامه گفت: «صدور مجوز باید این‌گونه باشد که کتاب‌ها در یک روز، نهایتا یک هفته و حداکثر ۴۵ روز تعیین تکلیف شوند.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که در موارد بسیاری اعلام نظر وزارت ارشاد در مورد کتاب‌های ارسالی به این وزارتخانه، ماه‌ها و گاه تا دو سال نیز طول کشیده است، امری که پیش از روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد نیز غیرمنتظره نبود.

حال وزیر ارشاد می‌گوید قرار بر این است که برای کتاب‌های در انتظار مجوز تا پایان دوره دولت دهم تعیین تکلیف شود. ۱۲ مردادماه، کمی بیش از دو هفته دیگر، دوره دولت محمود احمدی‌نژاد به پایان می‌رسد.

محمد حسینی روز چهارشنبه گفت: «در بحث صدور مجوز کتاب نمی‌توانیم مرزهای اعتقادی، اخلاقی و منافع ملی را نادیده بگیریم، چون گاهی حتی یک جمله و جابجایی یک کلمه می‌تواند تبعات زیادی به دنبال داشته باشد، بنابراین باید حساسیت‌ها را در نظر گرفت.»

در این مراسم از وزیر ارشاد به دلیل آن‌چه «تلاش‌هایش در راه بهبود وضعیت چاپ و نشر» خوانده شد، قدردانی به عمل آمد.

قدردانی از ویر ارشاد در حالی صورت می‌گیرد که طبق آمار ارائه شده از سوی محمد حسینی در همین مراسم، نشر کتاب در سال ۱۳۹۱ نسبت به سال پیش از آن پنج هزار عنوان کاهش داشته و از ۶۹ هزار عنوان در سال ۱۳۹۰ به ۶۴ هزار عنوان در سال ۱۳۹۱ رسیده است.

در عین حال در سال‌های گذاشته ناشران مختلفی در ایران تحت فشار بوده‌اند، مجوز برخی انتشاراتی‌ها لغو و برخی دیگر به حال تعلیق در آمد و شماری از ناشران در این مدت از شرکت در نمایشگاه بین‌المللی کتاب منع شدند.

No responses yet

Jul 16 2013

امیر یوسف‌زاده؛ دانشجویی که «ناشناس برای آزادی هزینه داد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: قربانیان ۸۸ حکایت کسانی است که در جریان اعتراض به نتیجه یک انتخابات جان‌شان را از دست داده‌اند. حکایت انسان‌هایی که پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، در خرداد ۱۳۸۸ زندگی‌شان تمام شد.

داستان شهروندانی که با شلیک مستقیم گلوله در راهپیمایی‌های اعتراضی، ضرب و شتم در خیابان یا زندان، استنشاق گاز اشک‌آور، رد شدن خودروی نیروی انتظامی از روی بدن‌شان، پرتاب شدن از بالای پل عابر پیاده و شیوه‌های خشونت‌آمیز دیگری کشته شدند، و با مرگ هر یک نفر، زندگی یک یا چند خانواده دچار ناامنی و بحران شد.

پسر جوان چند بار با اضطراب سر به اطراف می‌چرخاند. خیالش راحت می‌شود که کسی نگاهش نمی‌کند، دست به جیب می‌برد و طوری که انگار هیچ شتابی ندارد، گوشی موبایل را از جیبش بیرون می‌کشد. چند عکس از سنگ قبر می‌گیرد و این بار گوشی موبایل را در جیب بغل کتش جا می‌دهد. سپس با عجله از جایش بلند می‌شود و قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا را به مقصد خانه‌اش ترک می‌کند.

او می‌داند که حالا دیگر دو سال از مرگِ هم‌کلاسی‌اش امیر یوسف‌زاده می‌گذرد. با این همه از شب ۲۴ خرداد ۸۸ که مأموران نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها وارد کوی دانشگاه شده و امیر و دیگر هم‌کلاسی‌هایش را کتک زده‌اند تا خود امروز هراسی همیشه با این جوان همراه است. بعد از رفتنِ امیر دلهره رهایش نمی‌کند. با این همه تمام راه بازگشت به خانه احساس می‌کند که امیر جایی کنار قلبش با اوست. با خیال راحت‌تری قدم می‌زند تا عکس سنگ قبر امیر را سالم به خانه‌اش برساند.

هم‌کلاسی امیر حالا به مقصد رسیده. روی کامپیوترش خم می‌شود. دست‌هایش روی صفحه کلید کامپیوتر ضرب می‌گیرد. او تصمیمش را گرفته تا سکوتِ سنگینی را که بعد از کشته شدن هم‌کلاسی‌اش بر فضای دانشگاه و نیز خانواده آنها و نیز خانواده امیر حاکم شده بشکند. برای اثبات سخنش مبنی بر کشته شدن هم‌کلاسی‌اش، عکسی از سنگ قبر او ارسال می‌کند.

روی سنگ قبر با خطی درشت نوشته شده امیر یوسف‌زاده و به همراه شعری به زبان ترکی. امیر یکی از دوستان نزدیک من است. دانشجوی الکترونیک دانشگاه تهران. بعد از شب ۲۴ خرداد که نیروهای لباس شخصی و انتظامی به کوی دانشگاه رفتند، بعد دیگر کسی از امیر خبر نداشت تا آنکه ششم تیر ماه جنازه‌اش را تحویل خانواده‌اش دادند و خانواده‌اش او را در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا دفن کرده‌اند.

دو سال از اعتراض‌های خرداد ۸۸ می‌گذرد. نامی از امیر یوسف‌زاده تا کنون به گوش رسانه‌ها نخورده است. آیا او واقعاً در حوادث پس از انتخابات کشته شده و آنچنان که این عکس نشان می‌دهد پیکرش در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا دفن شده است؟ آیا خانواده‌های آن دسته از کشته‌شدگانی که قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا دفن شده‌اند و نام‌شان برای رسانه‌ها ناآشنا نیست تا کنون نام امیر یوسف‌زاده را شنیده‌اند؟ آیا خانواده امیر یوسف‌زاده را تاکنون کسی از نزدیک دیده است؟

«بله بله، قطعه ۲۵۷، اتفاقاً خیلی نزدیک است به ما. آنجا من دیدم‌شان، خیلی دیدم‌شان اما چون ترکی حرف می‌زنند من خیلی متوجه نمی‌شوم. اما فقط می‌دانم که بعد از مرگ تمام اعضای بدنش را بخشیده است.»

این گفته‌های پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی است. سهراب اعرابی در ۲۵ خرداد ۸۸ با اصابت گلوله‌ای کشته شد و پیکر او نیز در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا به حاک سپرده شد. خانم فهیمی در دومین سالگرد کشته شدن فرزندش می‌گوید که علاوه بر خانواده امیر یوسف‌زاده، خانواده‌های ناشناس زیادی را در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا دیده که در جریان حوادث پس از انتخابات کشته شده‌اند اما اسامی آنها هرگز اعلام نشده است:

«ما که هر بار به بهشت زهرا می‌رویم متوجه می‌شویم که [تعداد کشته‌شدگان بعد از انتخابات] بیشتر از این حدی بوده که اینها اعلام می‌کنند، البته اعلام هم نمی‌کنند همانطور که آقای لاریجانی فرمودند که ما فقط یک کشته دادیم.»

بعد از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، کوی دانشگاه تهران نیز مورد حمله نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها قرار گرفت. مردم معترضی که خودشان را برای راهپیمایی روز ۲۵ خرداد آماده می‌کردند دهان به دهان از یکدیگر شنیده بودند که شب گذشته در کوی دانشگاه غوغایی به پا بود.

پدر امیر یوسف‌زاده اما در گفت‌وگویی که پیشتر با او داشته‌ام می‌گوید که امیر فقط ۱۹ سال داشت، رفته بود تظاهرات اما نمی‌داند دقیقاً چه اتفاقی برای او افتاده است:

«امیر رفت تظاهرات نیامد، من چی بگم، امیر، چیزی نگفته بود که، امیر رفته بود دانشگاه، امیر رفته بود سر کلاس‌اش ولی نیامد دیگر…»

اما در شب ۲۴ خرداد در خوابگاه دانشگاه تهران چه گذشت؟ این پرسشی بود که بعد از دو سال پاسخ روشن‌تری یافت. تصاویری از ورود لباس شخصی‌ها و نیروی انتظامی به محوطه خوابگاه دانشگاه تهران ابتدا در تلویزیون بی بی سی و سپس در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. فیلمی که نه با دوربین‌های غیرحرفه‌ای و هراس‌خورده دانشجویان بلکه با دوربین حمله‌کنندگان تهیه شده و نشان می‌داد که دانشجویان آن روز مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بودند.

دانشجویان معترض به نتایج انتخابات حوالی ساعت ۹ شب ۲۴ خرداد تجمع اعتراضی‌شان را آغاز کرده بودند که از پنجره‌های خوابگاه می‌بینند گارد ویژه آرام آرام خوابگاه را محاصره می‌کند. ساعت نزدیک به ۱۱ شب است که این محاصره تنگ‌تر می‌شود و هر آن احتمال می‌رود که آنها وارد خوابگاه شوند.

هراس به دل دانشجویان چنگ می‌اندازد. به سمت نیروی انتظامی و لباس‌شخصی‌ها سنگ پرتاب می‌کنند اما پاسخ‌شان را با گاز اشک‌آور می‌گیرند.

آنها می‌دانند که نیروهای انتظامی برای ورود به دانشگاه نیاز به اجازه رئیس دانشگاه دارد. اگرچه بعدها فرهاد رهبر، رئیس وقت دانشگاه تهران هرگونه اجازه ورود به دانشگاه را تکذیب کرد اما وقتی ساعت از نیمه شب گذشته این ورود با مجوز رسمی دیگری محقق شد.

عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ، دستور این عملیات را صادر کرده. خیابان‌های کوی دانشگاه زیر پای مأموران است، جمعی از دانشجویان نیز زیر پای مأموران نیروی انتظامی همچنان ناله می‌کنند و جمعی دیگر به صورت گروهی روانه بازداشتگاه شده‌اند.

چند روز می‌گذرد، امیر یوسف‌زاده به خانه‌اش برنمی‌گردد. خانواده‌اش نگران است. کسی به تلفن خانه‌شان زنگ می‌زند خبر می‌دهد که فرزندشان راهی بیمارستان شده است. پدرش اما می‌گوید که امیر را مستقیماً به سردخانه برده بودند:

«ساعت ۹ شب بود به من گفتند بیاید بیمارستان ما رفتیم دیدیم سردخانه است، به من گفتند کماست گفتیم از بیرون ببینیم، گفتند نمی‌شود، بعداً دیدیدم فوت کرده…»

ششم تیر ماه ۸۸ جسد به خانواده امیر تحویل داده می‌شود. تشکل دانشجویی دفتر تحکیم وحدت نیز همان زمان طی بیانیه‌ای از کشته شدن پنج نفر در حوادث کوی دانشگاه خبر می‌دهد اما حکومت ایران اعلام کرد که تنها ۱۰۰ تا ۱۲۰ نفر در این حادثه زخمی شده‌اند.

روزها از پی هم می‌گذرند و حالا دیگر چهره پدر و مادر امیر یوسف‌زاده برای خیلی‌ها در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا آشناست. مادر امیر روی زمین می‌نشیند و باز زبان ترکی آرام مویه می‌کند. پدر امیر می‌گوید هیچ کسی از مقامات جمهوری اسلامی تا کنون سراغی از این خانواده نگرفته است. نه برای دلجویی و نه برای پاسخگویی.

«من خودم رفتم شکایت کردم که شکایتم را قبول نکردند، اگر خودم زنده ماندم که حق خودم را می‌گیرم اگر زنده نماندم که هیچی دیگر…. خدا انشاءالله آن داغی که به دل مادر امیر گذاشتند را به دل خودشان بگذارد. به حق حسین خدا داغی که به دل من و مادرش گذاشتند را به دل خودشان بگذارد. امیر همه چیز من بود، همه چیز من، امیر گفتم همه چیز من بود، همه چیز خانواده ما بود…»

چهار سال از کشته شدن امیر می‌گذرد. هم‌کلاسی‌اش می‌گوید هنوز هم خیلی‌ها نام امیر را نشنیده‌اند. اما برای من امیر هنوز همان دوست همیشگی است که دلش برای مردمش و کشورش می‌تپید و اهل سکوت نبود. او عکس دیگری از سنگ قبر امیر می‌اندازد و دوباره عکس را برایم ارسال می‌کند و این‌بار در شرح عکس می‌نویسد:

«به امیر حسودی‌ام می‌شود که با عزت رفت و ما ماندیم… بعضی‌ها چه ناشناس برای آزادی هزینه می‌دهند…»

No responses yet

Jul 14 2013

مادر ستار بهشتی می‌گوید هم بندی‌های فرزندش حاضرند در دادگاه شهادت دهند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، می‌گوید ۴۱ تن از زندانیان سیاسی‌ای که شب قبل از کشته شدن پسرش با او در یک بند زندانی بوده‌اند حاضرند در دادگاه شهادت بدهند.
خانم عشقی در گفت و گو با کمپین بین المللی حقوق بشر ابراز امیدواری کرده تا پیش از تقاضای نبش قبر فرزندش، به پرونده او در دادگاهی عادلانه رسیدگی شود.
در آخرین گزارش پزشکی قانونی آمده است: «ضربات وارد شده به ستار بهشتی کشنده نبوده و نمی‌توانسته منجر به مرگ شده باشد.» پس از آن گوهر عشقی درخواست نبش قبر فرزندش را برای آنچه «روشن شدن حقیقت» می‌نامید، مطرح کرد.
ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس منتقد جمهوری اسلامی بود که پلیس سایبری ایران او را آبان‌ماه سال گذشته بازداشت کرد و پس از گذشت چند روز در زندان درگذشت.

No responses yet

Jul 13 2013

مشاور سیاسی هاشمی رفسنجانی: بنیان سپاه پاسداران با بازجویی گذاشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: علی‌محمد بشارتی با تمجید از آقای هاشمی و نحوه بازجویی‌ها در زندان‌های ایران به محمد خاتمی و گروهی از اصلاح‌طلبان حمله کرده و گفته که بنیان سپاه با «بازجویی» گذاشته شده است.

آقای بشارتی این مطالب را شامگاه جمعه (۲۱ تیر) در برنامه تلویزیونی «شناسنامه» بیان کرده است.

وی در این برنامه خود را یکی از بازجو‌های نظام جمهوری اسلامی در اوایل انقلاب معرفی و گفته که بازجو‌ها و بازجویی‌های آن دوران٬ مقدمه تشکیل سپاه پاسداران را فراهم آوردند.

بشارتی ادعا کرده که بازجو‌ها در آن زمان با مقام‌های حکومت پهلوی با «محبت» برخورد می‌کردند چرا که آن‌ها «اسلام را از زبان امام و مراجع شناخته» و می‌خواستند با این برخورد‌ها «مبانی انقلاب و اسلام را نشان» دهند.

این ادعای وزیر کشور دولت اکبر هاشمی رفسنجانی در شرایطی مطرح می‌شود که پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۵۷ بسیاری از مقام‌های حکومت پهلوی پس از بازداشت اعدام شدند.

بشارتی در بخش دیگری از سخنان خود با تمجید از عملکرد دولت هاشمی رفسنجانی گفته است: «بی‌انصافی است که انسان بگوید در دوره آقای هاشمی زبان‌ها و روزنامه‌ها بسته شد.»

مشاور سیاسی هاشمی رفسنجانی همچنین در این برنامه ادعا کرده که طرح موضوع ریاست جمهوری مادام العمر آقای هاشمی «دروغ محض» بوده است.

وی همچنین با انتقاد از عملکرد دولت محمد خاتمی و اصلاح‌طلبان٬ از عطا‌ء‌الله مهاجرانی وزیر ارشاد دور اول دولت خاتمی با عنوان فردی «حسود» و «افراطی» نام برده است.

بشارتی ادعا کرده که مهاجرانی «نویسنده خوبی بود و مقدارکی هم ادبیات می‌دانست اما مثل کسی بود که آس و پاس بود و مدام چک می‌کشید و ولخرجی می‌کرد.»

توضیحات ضروری علی‌محمد بشارتی: (از رهبران اصلی گروه قنات جهرم در دهه ی ۶۰ بوده‌است)

No responses yet

Jul 12 2013

بازداشت دو کاربر فیسبوک در سمنان به اتهام توهین به مسوولان حکومت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

تقاطع: رییس پلیس فتا (فضای تولید و تبادل اطلاعات) در استان سمنان می‌گوید که این پلیس، دو کاربر فیسبوک را که در صفحه‌ی خود به «مسوولان نظام توهین می‌کردند» بازداشت کرده است.

علی میراحمدی روز سه‌شنبه (۱۸ تیر-۹ جولای) در توضیح این خبر گفت: «ماموران پلیس در شبکه اجتماعی فیس‌بوک به صفحه‌ای برخوردند که طراحان آن، تصاویری با محتوای توهین به مسوولان نظام منتشر می‌کردند.»

این مقام پلیس فتا بدون نام بردن از بازداشت‌شدگان افزود: «مشخصات و آدرس گردانندگان این صفحه که یک مرد ۴۵ ساله و یک زن ۳۵ ساله بودند در استان به دست آمد و در ادامه نیز هماهنگی‌های لازم قضایی برای دستگیری متهمان انجام شد.»

این دو فرد در شهرستان‌های سمنان و مهدی‌شهر بازداشت شده‌اند و پلیس جزییاتی از اتهام «توهین به مسوولان نظام» که به آن‌ها وارد شده، ارائه نکرده است.

رییس پلیس فتای استان سمنان، در عین حال کاربران اینترنت را به رعایت قوانین و مقررات و پرهیز از ارتکاب «هرگونه جرمی» در فضای سایبری تهدید کرده است.

هم‌زمان با انتشار این خبر در روز سه‌شنبه، جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران نیز در سخنانی در لزوم فیلترینگ اینترنت در ایران گفته: «شاید از نگاه غربی‌ها محدود کردن دسترسی افراد در استفاده از فضای مجازی نقض آزادی‌های افراد باشد اما اگر بخواهیم بر اساس یک نظام هوشمند و بر پایه جلوگیری از تخریب حریم خصوصی افراد و همچنین کیان اجتماع قدم برداریم چاره‌ای جز فیلترینگ نداشته و باید به جایی برسیم که محتوا آسیب‌زا نباشد.»

دولت آبادی با بیان این‌که «۱۸ هزار سایت، وبلاگ و صفحات اینترنتی در زمان برگزاری انتخابات فعال بوده‌اند» افزوده که «نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که قدرت فضای مجازی به چه میزان تأثیرگذار است».

گفتنی است پلیس فتا ۹ آبان ۱۳۹۱ وبلاگ‌نویسی به نام ستار بهشتی را به جرم توهین به مسوولان حکومت بازداشت کرد. ستار بهشتی بعد از مدت کوتاهی در زندان جان سپرد. بعد از مرگ ستار بهشتی در زندان، قوه قضاییه ایران «ضرب و شتم» این وبلاگ نویس در زندان را تایید کرد؛ هرچند که تا کنون از پذیرش این موضوع که ضرب‌وشتم صورت گرفته عامل مرگ وی بوده، خودداری کرده است.

No responses yet

Jul 12 2013

هشدار وزارت اطلاعات به مردم ایران: در مکان‌های عمومی بحث و گفتگو نکنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: وزارت اطلاعات با انتشار توصیه‌هایی از مردم ایران خواست با سفارتخانه‌ها و اتباع بیگانه ارتباط برقرار نکرده و در مکان‌های عمومی با بستگان یا دوستان خود بحث نکنند.

به گزارش روز پنجشنبه (۲۰ تیر) ایسنا٬ وزارت اطلاعات هشدار داده که «هرگونه ارتباط با اتباع بیگانه بدون اطلاع مسئولین» می‌تواند افراد را «اسیر دست اجانب و سرویس‏‌های بیگانه» کند.

در بخش دیگری از این متن به مردم هشدار داده شده است: «هرگونه بحث و گفت‏گو در مکان‏‌های عمومی عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت.»

وزارت اطلاعات توصیه‌های امنیتی و اطلاعاتی دیگری به مردم کرده و در پایان از آن‌ها خواسته با این وزارتخانه «همکاری» داشته باشند.

گزارش موارد مشکوک٬ عملیات تروریستی و خرابکارانه و دیگر مسائل «ضد امنیتی» از جمله مواردی هستند که وزارت اطلاعات اعلام کرده آماده دریافت آن‌ها از سوی مردم است.

این توصیه‌های امنیتی در شرایطی منتشر شده که وزارت اطلاعات سال‌هاست با سواستفاده از پائین بودن سطح اطلاعات امنیتی و حفاظتی مردم از اطلاعات خصوصی آن‌ها بهر‌ه‌برداری می‌کند.

No responses yet

Jul 12 2013

وعده‌های روحانی برای تغییر فضای امنیتی و «دستور رهبر»

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: آغاز به کار دولت یازدهم، با انتظارات بسیار همراه است. از جمله خواست آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از “رهبران جنبش سبز” به‌ جدیت مطرح می‌شود. آن‌ها که دربندند می‌گویند “دستور رهبر” لازم است.

۱۲ مرداد کار حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور منتخب شروع می‌شود. روحانی در جریان رقابت‌های انتخاباتی وعده تغییر فضای امنیتی را داده و پس از آن نیز در سخنرانی‌های مختلف، این جا و آن جا کمابیش بر این وعده خود تاکید کرده است.

حال به نظر می‌رسد گروه‌هایی از جامعه که شدیدترین فشار امنیتی بر آن‌ها وارد شده، بیشترین انتظار و امید را دارند که واقعا تغییری هم رخ دهد.

روز ۱۸ تیر (۹ ژوئیه) دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در نامه‌ای به حسن روحانی خواستار آزادی زندانیان سیاسی و رفع محدودیت از “چهره‌های برجسته” شدند. ۵۱۶ دانشجوی این دانشگاه به روحانی خواسته‌اند که “برای تغییر فضای امنیتی حاکم بر کشور و آزادی زندانیان سیاسی تلاش کند”.

دانشجویان به روحانی نوشته‌اند: خود بهتر می دانید که در این سالها فضای دانشگاه ها در چه وضعیت اسفناکی قرار داشته است دانشجویان به روحانی نوشته‌اند: خود بهتر می دانید که در این سالها فضای دانشگاه ها در چه وضعیت اسفناکی قرار داشته است

پیام این دانشجویان که در سایت “دانشجو نیوز” منتشر شده است، حاکی از این امیدواری است که “دولت آینده در عمل به وعده­های انتخاباتی” عمل کند و برای ” آزادی منتقدین در بند و رفع محدودیت از چهره­های برجسته­ی سیاسی و دلجویی از اشخاص و خانواده­های آسیب­دیده در این مدت از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکند”.

اما فردای روز انتشار پیام دانشجویان، سایت “کلمه” یادداشت مصطفی تاجزاده، معاون وزیر کشور دولت خاتمی، از زندان را منتشر کرد که در آن تاکید شده بود رفع حصر از رهبران جنبش سبز در گرو همراهی آیت‌الله خامنه‌ای با این خواست است.

پایان حصر در گرو دستور رهبری

مصطفی تاجزاده در یادداشت خود از زندان نوشته است: «در بند ماندن ما حتی برای یک لحظه عادلانه نیست و لازم است. به روش‌های قانونی و مدنی به افشای ظلمی بپردازیم که بر فرزندان ملت می رود و به ویژه به حصر غیرقانونی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد اعتراض خواهیم کرد. اما توجه داریم که آقای روحانی تنها زمانی می‌تواند حبس و حصر را منتفی نماید که شخص رهبر دستور لازم را صادر کند.»

به باور مصظفی تاجزاده رفع حصر از رهبران جنبش سبز در گرو همراهی آیت‌الله خامنه‌ای با این درخواست است به باور مصظفی تاجزاده رفع حصر از رهبران جنبش سبز در گرو همراهی آیت‌الله خامنه‌ای با این درخواست است

به باور تاجزاده، باید انتظارها از رئیس جمهور “در حد مقدورات و اختیارات قانونی او تنظیم” شود. او نوشته است که در صورتی که زندانیان سیاسی آزاد نشوند باید به جامعه چنین توضیح داد: «شخص رهبر مایل به حل مساله نیست و در حقیقت اراده حاکم در جهت تقابل با خواست ملت و برنامه‌ها و شعارهای رئیس جمهور منتخب و تضعیف دولت او قرار دارد.»

مصطفی تاجزاده یادآوری کرده است که جریان اقتدارگرا “هنوز قدرتمند است و کنترل بسیاری از مراکز قدرت را در دست دارد”.

او به “نسل جوان دختر و پسر” گفته است که قطبی و رادیکال شدن شرایط به زیان اصلاحات است. مصطفی تاجزاده در یادداشت‌ خود با اشاره به مشکلات اقتصادی وسیاسی ایران و اوضاع کشورهای منطقه تاکید می‌کند که اصلاحات دموکراتیک و دستیابی به رفاه و پیشرفت همه‌جانبه جز با دفاع از شعار میرحسین موسوی درباره ضرورت اجرای بدون تنازل قانون اساسی میسر نیست. تاجزاده این را شعاری استراتژیک دانسته است.

No responses yet

Jul 12 2013

ادر ستار بهشتی تقاضای نبش قبر فرزندش را اعلام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سحام نیوز: در واکنش به گزارش نهایی پزشکی قانونی مبنی بر عدم کشته شدن ستار بهشتی بر اثر ضربات وارده از سوی بازجو؛ مادر این وبلاگ نویس شهید در مصاحبه با سحام، تقاضای نبش قبر فرزندش را اعلام کرد.

مادر ستار بهشتی در بخشی از این مصاحبه خطاب به دادگاه و مسئولین عالی رتبه قضایی، نبش قبر و معاینه جسد فرزندش زیر نظر پزشکان مورد اعتماد مردم و پزشکان سازمان ملل را خواستار شده است.

با گذشت چندین ماه از کشته شدن ستار بهشتی در زندان، دکتر احمد شجاعی، رئیس سازمان پزشکی قانونی؛ مدعی شده که در جریان معاینات تخصصی پزشکی قانونی دو نظریه مطرح شده است. احتمال مرگ بر اثر فشارهای روحی و یا ضربه های وارد شده مطرح شد. اما پس از بررسی این احتمال، پزشکان اعلام کردند ضربات وارد شده به ستار بهشتی نوعا کشنده نبوده و نمی تواند منجر به مرگ شده باشد.

وی ادعا کرده است که این ضربه ها به نقاط حساس بدن نیز وارد نشده بوده و از سوی دیگر در آزمایشات سم شناسی نیز هیچ موردی مشاهده نشد که مرگ او را غیر طبیعی نشان دهد.

مادر ستار بهشتی ضمن ابراز نگرانی از اظهارات مسئولان رسیدگی به پرونده ستار، به سحام می گوید: “تا این لحظه هنوز از پرونده ستار خبری نداریم و اجازه دیدن پرونده را نه به ما و نه به وکیل، نداده اند و هر وقت از {روند} پرونده پرسیدیم ما را به وقت دیگری موکول کردند.”

گوهر عشقی در پاسخ به این سوال که آیا روند پرونده طبیعی طی می شود یا خیر می گوید: “اگر قرار بود این پرونده مسیر طبیعی خودش را طی کند ما چند وقت پیش قبل از مراسم چهلم ستار به دعوت بازپرس رفتیم اداره بازپرسی. آقای بازپرس چهار نفر را بعنوان متهم آوردند در اتاق بازپرسی که من و دخترم و نیز وکیلمان آنجا بودیم و گفتند سه نفر از اینها قصور در خدمت داشتند و یک نفر متهم اصلی است و او بازجوی اصلی ستار بوده. همان پیراهن صورتی که همیشه من در موردش صحبت می کنم که آمد ستار را از خانه برد و او را معرفی کردند که بازجوی ستار بوده و من تنها سوالی که ازش کردم که ستار چکار می کرد زیر شکنجه؟ زیر شکنجه های تو چه می گفت؟ متهم گفت من ستار را می زدم و ستار می خندید آنقدر عصبی شدم که بیش از حد کتکش زدم و کشته شد! وقتی یک متهم اینطوری در حضور بازپرس اعتراف می کند دیگر چه چیزی برای آقای بازپرس هنوز مشخص نشده؟ آیا آقای بازپرس در صدد تبرئه کردن متهم هستند که در حال زمان خریدن هستند؟”

مادر ستار بهشتی از بی توجهی دادستانی به این پرونده می گوید: “اصلا حاضر به جوابگویی به ما نیستند. قبلا هر از گاهی دیدن ما می آمدند و سری می زدند. اما الان یا خودشان به این نتیجه رسیده اند که باید بی تفاوت باشند یا بهشان دستور داده شده که نسبت به ما بی تفاوت باشند.”
خانم گوهر عشقی در پاسخ به اظهارات مختلف دادستانی و پزشکی قانونی و کمیسیون مجلس و نیز در جهت شفاف شدن واقعیت آنچه بر ستار گذشته می گوید: “جای تعجب و تاسف است وقتی متهمی در برابر من و وکیل ادعا به قتل و شکنجه بیش از حد ستار می کند، چطور دادستان کل کشور به جای اینکه باید مجری قانون باشد و قانون را اجرا کند از بی قانونی حمایت می کند؟ من به عنوان مادر ستار، برای اینکه به این دوگانه گویی ها و این حرف هایی که گفته می شود، پایان دهم، همین جا خطاب به دادگاه و مسئولین عالی رتبه قضایی اعلام می کنم که نبش قبر و معاینه جسد ستار زیر نظر پزشکان مورد اعتماد مردم و پزشکان سازمان ملل را خواستارم.”
وی با ابراز ناامیدی در رسیدگی به پرونده فرزندش و احتمال فرجامی شبیه ماجرای کهریزک، می افزاید: “نگرانم وقتی می بینم پرونده کهریزک به چه سر نوشتی دچار شده و دادستان وقت فقط به ۲۰۰ هزار تومان جزای نقدی محکوم شده است!”
گوهر عشقی در بخش دیگری از صحبت خود خطاب به بازپرس پرونده می گوید: “این صندلی همیشه برای شما نیست همانطور که برای آقای مرتضوی نماند. به شما توصیه ای مادرانه می کنم که آخرت خود را فدای منافع دیگران نکنید؛ اگر در این دنیا از تهدیدات و فشارهای شما و دیگران، دست من مادر به جایی نرسد، یقین بدانید در محضر خدا از شما شکایت خواهم کرد.”
مادر ستار بهشتی ضمن تکذیب وجود هرگونه صفحه شخصی منتسب به حود در فیس بوک می گوید: “عده ای با ترفندهای مختلف به ما نزدیک شدند و البته هستند کسانی بین ما که به خیال خام خودشان برای کنترل به منزلمان رفت و آمد می کنند اما چیزی برای پنهان کردن نداریم. شفاف گفته ایم و باز میگوییم ستار ما را زیر شکنجه ظرف چهار روز کشته اند، ابایی از بیان این اتفاق هم نداریم؛ تنها آن کسی که باید بترسد شکنجه گری است که در پناه برخی مامورین امنیتی هستند که به ما و مردم و نظام جفا کرده اند. اکنون شنیده ایم که افرادی با راه اندازی صفحه فیس بوکی ادعا کرده اند که این پیج مربوط به ماست. تاکید می کنم چنین چیزی صحت ندارد و ما از راه اندازی این صفحه بی خبریم. شنیده ایم که افرادی به عنوان کمک به خانواده ستار پول جمع آوری می کنند! به شدت هشدار می دهیم که ما تاکنون نه از کسی چیزی طلب کرده ایم و نه دریافت نموده ایم.”
مادر ستار بهشتی در پایان این مصاحبه می گوید: “اگر آقایان ادعا می کنند که ستار در اثر شکنجه کشته نشده، درخواست نبش قبر فرزندم را حتما انجام بدهند، چرا که اگر ستار زیر شکنجه کشته نشده چرا کفنش خونی بود؟ چرا سر و صورت او کبود بود؟ چرا جنازه را تحویل خود ما ندادند؟ چرا آنهمه فشار روی ما آوردند؟ چرا ما را این همه تهدید می کردند؟ چرا از من به زور رضایت گرفتند؟ کاش پرونده پسرم را به دادگاه بفرستند، بعد از من تقاضای رضایت داشته باشند. بخاطر یک مامور خاطی نظام دارد هزینه میدهد. این رفتار مسولین با ما درست نیست.”
ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویس اهل رباط‌کریم بود که به دلیل انتشار مطالب انتقادی علیه حکومت توسط پلیس فتا دستگیر شد. وی نهم آبان ۱۳۹۱ دستگیر و به زندان اوین تهران منتقل گردید، لیکن چهار روز بعد در حالی که به بازداشتگاه پلیس منتقل شده بود، در آنجا درگذشت.

خانواده ستار، هنگام دفن جسد وی آثار کبودی را در بخش هایی از بدن او مشاهده کرده بودند و محسنی اژه ای در اولین اظهار نظر خود وجود ضربه و کبودی بر بدن ستار بهشتی را تایید کرد و پس از آن بود که خبر از مرگ ستار بهشتی در اثر ایست قلبی داده شد.

No responses yet

Jul 11 2013

دهمین سالگرد قتل زهرا کاظمی: مصونیت از مجازات در ایران همچنان قربانی می‌گیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: در آستانه ٢٠ تیرماه ١٣٩٢ دهمین سالگرد قتل زهرا (زیبا) کاظمی خبرنگار ایرانی‌تبار کانادايی، سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه‌ای، بار دیگر به مصونیت کامل از مجازات شکنجه‌گران وی از جمله سعید مرتضوی «سرباز» نام‌دار علی خامنه‌ای دشمن آزادی رسانه‌ها در ایران، اعتراض کرده است.
گفتگو با رضا معینی، مسئول بخش ایران در سازمان گزارشگران بدون مرز
گوش کنید (05:45)

گزارشگران بدون مرز، با گرامی داشت یاد این عکاس روزنامه‌نگار اعلام می‌کند: «مرگ زهرا کاظمی خود به تنهایی نماد نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی ایران از همان فردای به قدرت رسیدن است. زهرا کاظمی زن است؛ زهرا کاظمی روزنامه‌نگار است؛ روزنامه‌نگاری که می‌خواست افکار عمومی جهان را از شرایط غم‌انگیز زندانیان اوین آگاه کند؛ زندانی که نماد سرکوب بی‌رحمانه‌ رژیم است. وی در برابر این زندان از خانواده‌های زندانیان سیاسی عکس گرفت، زندانیانی که هنوز هم رژیم زندانی کردن آن‌ها را انکار می‌کند.»

بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز اضافه می کند: «زهرا کاظمی قربانی دستگاه قضایی است که در مغایرت کامل با موازین حقوق بشر قرار دارد. دستگاهی فاسد و غیر مستقل، که بنا بر اصل ١١٠ قانون اساسی، رئیس آن را رهبر نظام تعیین می‌کند. ناهنجاری که یکی از اصلی‌ترین علت‌های ناکارایی و مولد مصونیت از مجازات است.»

این سازمان تأکید کرده است: «ایجاد محدودیت برای وکلای مستقل در دفاع از زندانیان عقیدتی را نیز باید در همین نهادینه شدن چیرگی مصونیت از مجازات جستجو کرد. عبدالفتاح سلطانی، محمد سیف زاده و محمد علی دادخواه، سه وکیل مدافع زهرا کاظمی و وکیل دیگر نسرین ستوده برنده جایزه ساخاروف ٢٠١٢ اتحادیه اروپا، از جمله این وکلا هستند که از جمله برای دفاع از روزنامه‌نگاران و و‌ب نگاران ایرانی بازداشت و به اتهامات واهی چون « تبلیغ علیه نظام» و یا «همکاری در تأسیس کانون مدافعان حقوق بشر» به حبس‌های سنگین محکوم و همچنان در زندان بسر می‌برند. کانون مدافعان حقوق بشر به رایگان از زندانیان سیاسی دفاع می‌کرد. شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه صلح نوبل، ریاست این سازمان مردم نهاد را برعهده دارد.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .