اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

May 02 2013

«ایران از کشورهای اصلی ناقض حق آزادی مذهب است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: “کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” در گزارش سال ۲۰۱۳ خود ایران را در کنار کشورهای عراق، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان به عنوان کشوری معرفی کرده است که در آن حق آزادی مذهب به بدترین وجه پایمال می‌شود.

“کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” در گزارشی که روز سه‌شنبه (۳۰ مه / ۱۰ اردیبهشت) در واشنگتن منتشر کرده است در مجموع از ۱۵ کشور نام می‌برد که نقض حق آزادی مذهب در آنها به طور “سیستماتیک، مستمر و شدید” انجام می‌گیرد.

در میان کشورهایی که به شدت ناقض حق آزادی مذهب هستند از ایران، عراق، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان، برمه، چین، اریتره، کره شمالی، عربستان سعودی، ویتنام و سودان نام برده شده است.

به نظر این کمیسیون، آزادی مذهب در ایران محدودتر شده و امکان دارد که بخاطر نزدیکتر شدن دوره انتخابات ریاست جمهوری در این کشور وضعیت بدتر نیز بشود. طبق این گزارش، بازداشت و حبس شهروندان بهایی، حمله به مسیحیان، دراویش و صوفیان در ایران همچون سالهای پیش ادامه دارد. این کمیسیون مسئولان اصلی وخیم‌تر شدن وضعیت اقلیت‌های مذهبی در ایران را علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، ذکر می‌کند.

طبق گفته این کمیسیون، برخلاف گذشته، ترکیه دیگر جزو کشورهایی نیست که موجب “نگرانی خاص” می‌شوند. در گزارش “کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” آمده است که در ترکیه محدودیت‌های موجود برای اقلیت‌های مذهبی کاهش یافته است. اما دولت ترکیه هنوز هم همه گردهمایی‌های مذهبی در پهنه همگانی را زیر نظر می‌گیرد.

“کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” که از سوی کاخ سفید و کنگره آمریکا مامور بررسی وضعیت آزادی مذاهب در کشورهای گوناگون جهان است، کشورهای افغانستان، آذربایجان، قزاقستان و روسیه را جزو گروهی دیگر ذکر می‌کند که در آن حق آزادی مذهب محدود شده است.

بخش بزرگی از گزارش ۳۶۰ صفحه‌ای “کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” به موارد نقض آزادی مذهب در کشورهایی چون ایران، عربستان سعودی، چین و کره شمالی می‌پردازد.

انتقاد به تحدید حق آزادی مذهب در اروپا

“کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” از وضعیت آزادی مذهب در آلمان و دیگر کشورهای اروپای غربی نیز انتقاد می‌کند. در این گزارش آمده است که در سال‌های اخیر بر شمار محدودیت‌های که نسبت به آداب و رسوم و اشکال بیانی مذهبی اعمال می‌شود، افزوده شده است. در این گزارش از جمله مورد حکم دادگاه کلن در ماه ژوئن ۲۰۱۲ ذکر شده که ختنه پسران را به عنوان آسیب بدنی قابل مجازات شناخته بود.

حکم دادگاه کلن واکنش اعتراض‌آمیز یهودیان و مسلمانان را به دنبال داشت. در پی آن مجلس نمایندگان آلمان در دسامبر سال پیش (۲۰۱۲) قانونی را تصویب کرد که طبق آن ختنه پسران بدلایل مذهبی می‌تواند توسط پزشکان صورت گیرد.

به نظر این کمیسیون، حق آزادی مذهب در اروپای غربی بویژه در پهنه عمومی به قدر کافی رعایت نمی‌شود. گزارش این کمیسیون می‌گوید که در برخی کشورها “سکولاریسمی پرخاشجو” حاکم است. با این حال به گفته این کمیسیون، حق آزادی مذهب در اروپای غربی در مجموع به خوبی حفظ می‌شود.

این کمیسیون افزون بر مورد حکم دادگاه کلن علیه ختنه پسران، از فرانسه و بلژیک نیز بخاطر ممنوع کردن حجاب کامل زنان انتقاد کرده است. در این گزارش همچنین از رأی یک دادگاه در سوئیس در مورد ممنوعیت ساخت یک مسجد یاد شده است.

طبق گزارش این کمیسیون در مجموع در اروپا “جو رشدیابنده ارعاب علیه اشکال مشخص فعالیت مذهبی” را می‌توان مشاهده کرد.

No responses yet

Apr 29 2013

زندانیان این بند فردا در اعتصاب ملاقات خواهند بود: حضور گارد ویژه در بند ۳۵۰ اوین/ انتقال ۱۰ زندانی سیاسی به سلول انفرادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :ده تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین بعد از ظهر امروز ۸ اردیبهشت و در پی اعتراضات صبح امروز جمعی از زندانیان این بند با دستور مستقیم دادستان تهران، با اعزام گارد ویژه به بند ۳۵۰ به انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند/سعید مدنی، عبدالله مومنی، ابوالفضل عابدینی نصر، سیامک قادری، امیر خسرو دلیر ثانی، محمد حسن یوسف‌پور سیفی، سعید عابدینی، کامران ایازی، محمد ابراهیمی و پوریا ابراهیمی …

ده تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین بعد از ظهر امروز ۸ اردیبهشت و در پی اعتراضات صبح امروز جمعی از زندانیان این بند با دستور مستقیم دادستان تهران، با اعزام گارد ویژه به بند ۳۵۰ به انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند.

به گزارش خبرنگار کلمه، انتقال سعید مدنی، عبدالله مومنی، ابوالفضل عابدینی نصر، سیامک قادری، امیر خسرو دلیر ثانی، محمد حسن یوسف‌پور سیفی، سعید عابدینی، کامران ایازی، محمد ابراهیمی و پوریا ابراهیمی پس از آن صورت گرفت که مومنی معاون زندان اوین با مداخله در امور بند ۳۵۰ خواستار عزل سعید مدنی نماینده زندانیان و وکیل بند ۳۵۰ شده بود.

در پی این دستور غیر قانونی، زندانیان در حمایت از وکیل بند منتخب شان اقدام به اعتراض و سر دادن شعار و سرود در صحن عمومی بند کردند و خواستار پیگیری مطالباتشان از جمله برکناری معاون زندان مومنی و عدم دخالت وی امور بند ۳۵۰ شدند، زندانیان همچنین شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند این واکنش زندانیان با اعزام گارد ضد شورش زندان و تهدید به آوردن آن‌ها و برخورد با زندانیان بند ۳۵۰ مواجه شد.

وکیل بند ۳۵۰ سعید مدنی طی هفته‌های گذشته مطالبات و اعتراضات متعدد زندانیان از جمله در خصوص برخورد نامناسب مسئولان زندان و وضعیت فروشگاه زندان و تخلفات مالی مسئولان آن و نیز توهین‌های مکرر مسئولان سالن ملاقات (فردی به نام سیدی) خانواده زندانیان، مطرح کرده بود که این مسئله خشم مسئولان زندان را موجب شده بود.

بر اساس آخرین گزارش ها، این ده زندانی که علاوه بر انفرادی، ممنوع الملاقات شده اند، تهدید کرده‌اند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، طی روزهای آینده دست به اعتصاب غذا خواهند زد. سایر زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ نیز در همین راستا اعلام کرده‌اند که در اولین اقدام اعتراضی خود فردا اعتصاب ملاقات خواهند کرد.

گفتنی است در جریان مذاکرات نمایندگان زندانیان با مقامات زندان نماینده‌های نیز از طرف وزارت اطلاعات و دادستانی تهران نیز حضور داشتند و صراحتا گفته شد که دستور دادستان تهران مبنی بر مجازات زندانیان عامل تظاهرات و اعتراضات به زندان ارسال شده است.

No responses yet

Apr 28 2013

تاييد قانون مجازات اسلامی توسط شورای نگهبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: حسينعلی اميری،‌عضو حقوقدان شورای نگهبان، روز شنبه هفتم ارديبهشت،‌گفته است، لايحه مجازات اسلامی در شورای نگهبان مورد بررسی نهايی قرار گرفت و تاييد شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، حسينعلی اميری گفته است:‌: در جلسه چهارشنبه هفته گذشته بررسی لايحه مجازات اسلامی در شورای نگهبان به اتمام رسيد و آنچه باقی ماند ارسال از سوی مجلس به رييس جمهور برای ابلاغ است.

اين عضو حقوقدان شورای نگهبان در مورد روند بررسی لايحه جديد قانون مجازات اسلامی، گفت: لايحه مجازات اسلامی در زمان رياست محمود هاشمی شاهرودی بر قوه قضاييه تهيه و به دولت ارسال شد. پس از ارسال به مجلس اين لايحه در کميسيون قضايی مورد بحث و بررسی‌های مفصل قرار گرفت و در نهايت چهارشنبه هفته گذشته نظرات شورای نگهبان کاملا تامين شد.

در همين زمينه محمد علی اسفنانی، سخنگوی کميسيون حقوقی و قضايی مجلس به خبرگزاری ايرنا گفته است: به احتمال زياد اين قانون از اوايل خرداد ماه اجرايی می شود.

به گزارس خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا،‌. لايحه قانون مجازات اسلامی در پنج باب کليات، حدود، قصاص، ديات و مجازات های تعزيری و بازدارنده تنظيم شده که در باب کليات، اصول کلی قابل اعمال در ابواب ديگر شامل تعاريف و قلمرو اعمال مجازات، مبنای مسئوليت کيفری و شخصی بودن مجازات، تقسيم بندی جرايم و مجازات ها بر اساس مبانی اسلامی، حدود مسووليت کيفری و موانع آن، جهات تخفيف مجازات و شرايط آزادی مشروط، تعويق، تعليق و زوال محکوميت کيفری مورد توجه قرار گرفته است.

اين در حالی است که سازمان ديده بان حقوق بشر در شهريور ماه سال گذشته لايحه پيشنهادی برای قانون مجازات اسلامی ايران، را ناقض حقوق اشخاص متهم و نيز متهمين کيفری دانسته بود.

سازمان ديده‎بان حقوق بشر از مقام های جمهوری اسلامی خواسته بود تا «تصويب اصلاحات پيشنهادی را به تعويق انداخته و قوانين کيفری ظالمانه کشور را مورد تجديد نظر قرار دهند.»

سازمان ديده بان حقوق بشر با مقايسه لايحه پيشنهادی با قانون فعلی مجازات اسلامی تصريح کرده بود: «برخی از اصلاحات، حقوق متهمين جنائی و محکومين را حتی بيش از پيش تضعيف می‎کنند وبه قضات حق اعمال قضاوت شخصی وسيعی می‎دهند تا مجازات‏هائی را صادر نمايند که ناقض حقوق متهمين ‎باشد. قانونگذاران و مقامات رسمی قضائی اين اصلاحات را به عنوان تلاشی جدی برای رعايت تعهدات بين‎المللی ايران نسبت به حقوق بشر ذکر کرده‎اند.»

در همين زمينه، جو استور، معاون بخش خاورميانه سازمان ديده‎بان حقوق بشر گفته بود: «اين اصلاحات، برای مطرح ساختن مقرراتی که به دولت اجازه می دهد منتقدين خود را زندانی، شکنجه، و اعدام نمايد، اقدام چندانی نمی‎کند. اگر ايران مايل است تعهدات خود را نسبت به حقوق بشر رعايت نمايد، بايد صدور احکام اسف انگيز خود مانند اعدام کودکان، قطع دست و پا، و سنگسار را کاملاً و مطلقاً ممنوع سازد.»

سازمان ديده‎بان حقوق بشر گفته بود: جدی ترين مشکلات موجود در اصلاحيه های جديد شامل ابقاء مجازات اعدام برای متخلفين خرد سال و نيز برای جرائمی است که مطابق قانون بين‎الملل، جدی محسوب نمی‎شوند. اين اصلاحيه‎ها همچنين نمی توانند چندين جرم را که مجازات های شديدی، از جمله اعدام، به دنبال دارند به وضوح تعريف و تشريح کنند.

سازمان ديده‎بان حقوق بشر اضافه کرده بود: اين اصلاحيه ها همچنين شامل قوانين مربوط به امنيت ملی هم می‎شوند که دارای عبارات کلی يا مبهم بوده و برخورداری از حقوق بنيادين افراد را جرم تلقی می‎کند. و کماکان به کار بردن مجازات هائی را مجاز می شمارد که به سطح شکنجه، يا رفتار ظالمانه و تحقيرآميز مانند سنگسار، شلاق زدن و قطع دست و پا، می رسند.

No responses yet

Apr 26 2013

میترا پورشجری: دارند پدرم را ذره ذره زجرکُش می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: گزارشی از وضعیت وخیم پدرم محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) در سیاه چال “ندامتگاه مرکزی کرج”

محمدرضا پورشجری نویسندهٔ وبلاگ گزارش به خاک ایران با نام مستعار سیامک مهر، بیش از دو سال و نیم است بدون حتا یک روز مرخصی، به جرم بیان اندیشه‌ها و باور‌هایش و تلاش در راه روشنگری، در سخت‌ترین شرایط ممکن در سیاه چال‌های جمهوری اسلامی زندانی است. در حالی که از بیماری شدید قلبی و گرفتگی رگ‌های حیاتی قلب و نیز دیگر بیماری‌ها رنج می‌برد؛ حتا پزشکان بند تأیید و تأکید کرده‌اند که در صورت عدم درمان از راه عمل جراحی قلب باز، هر لحظه احتمال ایست قلبی و مرگ حتمی، پدرم را تهدید می‌کند. محمدرضا پورشجری تحت شرایطی بسیار مخوف، وخیم و غیر انسانی در یکی از بدنام‌ترین زندان‌های ایران در میان زندانیان جرایم دیگر و افراد شرور و خطرناک به سر می‌برد.

دادستان با مرخصی درمانی یا حکم عدم کیفر ایشان موافقت نمی‌کند تا نشان دهد نه تنها هیج ارزشی برای جان انسان‌ها ندارد و در کارش کاملا سیاسی زده و نامستقل عمل می‌کند، بلکه احتمالا خودش هم بویی از انسانیت نبرده است!

تمامی این فشار‌ها حتا در حال افزایش است؛ وقتی اخیرا «مطلع شدم گارد بی‌رحم زندان ندامتگاه مرکزی کرج، در فاصلهٔ زمانی ده روز، سه بار زندانیان بی‌دفاع و بی‌پناه و اموال ناچیزشان را مورد یورش، ضرب و شتم و تخریب قرار دادند و حتا به اندک مایحتاج غذایی آنان نیز رحم نکردند و آن را زیر پا له کردند! حملات مشابه از این دست نیز به برخی دیگر از زندان‌ها از جمله زندان رجایی شهر کرج از سوی ماموران مسلح زندان علیه زندانیان سیاسی بی‌دفاع و بی‌گناه صورت گرفته است؛ این در حالی است که با وجود شرایط جسمی بحرانی پدرم هر نوع استرس و فشار روحی و محیط کثیف داخل زندان، وضعیت او را به مراتب بد‌تر می‌کند.

آخر به چه جرم؟! حتا به فرض ارتکاب جرم هم در کجای دنیای انسانی و حتا حیوانی، چنین ستم وحشیانه‌ای در حق انسان‌های بی‌دفاع انجام می‌شود؟ در حق امثال پدر من که هیچ سلاحی نداشتند جز قلمشان برای بیان اندیشه‌ها و باور‌ها در محیطی که سانسور و بی‌عدالتی، بیداد می‌کند؟! آیا به راستی حق گویی و قلم زنی در این سرزمین تا این اندازه برای حکومت جمهوری اسلامی خطرناک است؟! حکومتی که ادعا می‌کند» سربازان گمنام امام زمانش «برای هر ماموریتی آماده‌اند؟! آیا پدر من سلاح داشته، آدم کشته، اختلاس کرده، به چه جرمی؟ به کدامین قانون نانوشته‌ای این همه زجر در حق پدرم و مانند او انجام می‌شود؟

جمهوری اسلامی حتا قوانین نیم بند خودش را هم نقض می‌کند. از نظر سرکوبگران این حکومت کسانی مانند پدر من صرف نظر از ارتکاب یا اثبات جرم ناکرده یشان، مجرم و محکوم هستند، مگر ابن که خلافش ثابت شود! و این قانون بیدادگرانه‌ای در هیچ جای دیگر کرهٔ زمین وجود ندارد!

دارند عزیزانمان را در زندان‌های مخوفشان ذره ذره زجرکُش می‌کنند و بی‌خبری از وضعیت آنان را در میان بحث‌های پوشالی سیاسی مانند انتخابات رژیم پوشش می‌دهند، تا صدای افرادی چون پدرم به هیچ جا نرسد.

مسبب اصلی هر اتفاقی که برای پدرم و مانند او بیافتد بدون شک بر عهدهٔ ولی فقیه و رهبر این نظام است که با سکوت و فرمان خود، مجوز این جنایت‌ها را صادر می‌کند.

به عنوان تنها فرزند محمدرضا پورشجری، دادخواهی خودم را از تمام مجامع حقوق بشری و سازمان‌های بین المللی برای نجات جان پدرم و رسیدگی به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی خواستارم؛ هرچه بیشتر دست روی دست گذاشته شود و پروندهٔ پدرم مشمول گذر زمان گردد، بیش از پیش جان او در خطر است.

میترا پورشجری
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
۲۵ اپریل ۲۰۱۳

No responses yet

Apr 18 2013

هرانا؛ یورش گارد زندان رجایی شهر به بند زندانیان سیاسی/ اعلام اعتصاب عمومی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: عصر امروز ماموران گارد ضد شورش با حمله به سالن ۱۲ بند ۴ زندان رجایی شهر اقدام به تفتیش محل و توهین و فحاشی به زندانیان نمودند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این حمله در ساعت سه و نیم عصر پس از ملاقات زندانیان با خانواده‌هایشان صورت گرفت، ماموران با حضور مسئولین زندان اقدام به تخریب لوازم زندانیان کردند که این امر موجب واکنش زندانیان سیاسی شد.

زندانیان سیاسی با شعار‌های پی در پی به حضور ماموران و توهین و فحاشی ایشان اعتراض کردند و ساعاتی پیش با تصمیم عمومی اعلام کردند غذای زندان را تا اطلاع ثانوی تحویل نخواهند گرفت.

در یورش ماموران گارد زندان یک زندانی به نام نامق محمودی مورد ضرب و شتم گارد قرار گرفت و زندانیان نیز با شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر به این اقدام ماموران اعتراض کردند.

No responses yet

Apr 18 2013

هرگونه کشتار مردم بیگناه چه در بوستون آمریکا و چه در پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه(بجز در ایران) را محکوم می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

تعامل: این چگونه منطقی است که اگر کودکان و زنان در افغانستان و پاکستان بوسیله آمریکاییها کشته شوند و در عراق و سوریه نیز تروریست های مورد حمایت آمریکا، غرب و صهیونیست ها، فاجعه آفرینی کنند، اشکالی نداشته باشد اما اگر انفجاری در آمریکا یا یک کشور غربی روی دهد، همه دنیا باید هزینه آن را بپردازند.
به گزارش تعامل، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (چهارشنبه) در آستانه 29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی در دیدار جمعی از فرماندهان، کارکنان منتخب و اعضاء پایگاههای بسیج شهرکهای سازمانی و همچنین تعدادی از خانواده های ارتشیان، ارتش جمهوری اسلامی ایران را مایه افتخار و ارتشی مردمی، علمی، اعتقادی، دارای ابتکارات گوناگون و آزموده شده خواندند و با اشاره به غیر منطقی بودن جبهه استکبار به سرکردگی امریکا، تأکید کردند: امروز، تمدن غرب بواسطه تناقض ها، بی منطقی ها، زورگویی ها و بی اعتنایی به اصول انسانی در معرض سقوط و سرنگونی قرار گرفته است.

فرمانده کل قوا در این دیدار در تشریح ویژگیهای منحصر بفرد ارتش جمهوری اسلامی ایران، به مردمی بودن ارتش اشاره کردند و افزودند: در نظام جمهوری اسلامی ایران، ارتش به دلیل فداکاری و مجاهدت و نه به دلیل زورگویی و قدرت، مورد تکریم مردم و دارای پشتوانه مردمی است.

حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص علمی بودن ارتش خاطرنشان کردند: پیشرفتها و گستره کارهای علمی و پژوهشی نیروهای مسلح از جمله ارتش در زمینه صنایع دفاعی و الکترونیکی حیرت آور و غیرقابل مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی و حتی سالهای اول انقلاب است.
ایشان تأکید کردند: همه این پیشرفتها در شرایطی به دست آمده است که بدخواهان ملت ایران، در دادن کمترین امکانات بخل ورزیدند اما جوشش درونی استعدادهای جوانان و فرزندان این ملت، شگفتی آفرید.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ویژگی دینی و اعتقادی بودن ارتش، افزودند: انجام کار براساس احساس تکلیف و تعمیق روحیه دینی و انقلابی موجب شده است که ارتش جمهوری اسلامی ایران به یک ارتش متعهد و پایبند به اعتقادات و ارزشها تبدیل شود.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: چنین ارتشی قطعاً در هر امتحانی سربلند بیرون خواهد آمد.

فرمانده کل قوا، آزموده بودن ارتش به دلیل حضور سرافرازانه در 8 سال دفاع مقدس را یکی دیگر از امتیازات ارتش برشمردند و خاطرنشان کردند: ارتش جمهوری اسلامی ایران در عملیات گوناگون در دوران دفاع مقدس نقشی برجسته داشت و کارهای بزرگی انجام داد.

رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ارتشیان گفتند: به ارتشی بودن خود افتخار کنید و همت خود را، حفظ و تقویت این ویژگیهای ممتاز قرار دهید.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به رویکرد متفاوت نیروهای مسلح ایران در مقایسه با ارتش های دنیا، افزودند: ارتش، سپاه و بسیج یک فرهنگ و جهت گیری جدیدی را به دنیا عرضه کرده اند که الگوی بدیعی در مقابل جهت گیری استعماری و سلطه گرانه بیشتر ارتشهای دنیا است.

ایشان در خصوص روحیه سلطه گری مجموعه های نظامیِ جبهه استکبار بویژه آمریکا، خاطر نشان کردند: این مجموعه های نظامی در هر جایی که حضور پیدا میکنند مایه فساد اخلاقی و فشار بر مردم و کشتار آنان هستند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ادعای آمریکاییها مبنی بر مخالفت با وسائل کشتار جمعی افزودند: بر خلاف این ادعا، هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا، کودکان و زنان و مردم بیگناه افغانستان و پاکستان را قتل عام میکنند و تروریستهای مورد حمایتِ آشکار و پنهان آمریکا نیز در عراق و سوریه، مردم را می کشند.

حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین تناقض گویی های آمریکا خاطر نشان کردند: آمریکا و دیگر مدعیان حقوق بشر در قبال کشتار مردم بیگناه پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه سکوت میکنند اما بعد از چند انفجار در آمریکا ، همه دنیا را پر از جنجال میکنند.

ایشان تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران به پیروی از منطق اسلام با هرگونه انفجار و کشتار مردم بیگناه چه در بوستون آمریکا و چه در پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه مخالف است و آنرا محکوم میکند.

ایشان افزودند: رفتار آمریکا و دیگر مدعیان حقوق بشر در قبال کشتار مردم بیگناه ، متناقض است و بر همین اساس معتقدیم که آمریکا و جبهه مقابل جمهوری اسلامی ایران، غیر منطقی هستند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: به دلیل این تناقض ها، بی منطقی ها، زورگویی ها و بی اعتنایی ها به اصول انسانی تمدن غرب در معرض سقوط و سرنگونی قرار گرفته است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: این چگونه منطقی است که اگر کودکان و زنان در افغانستان و پاکستان بوسیله آمریکاییها کشته شوند و در عراق و سوریه نیز تروریست های مورد حمایت آمریکا، غرب و صهیونیست ها، فاجعه آفرینی کنند، اشکالی نداشته باشد اما اگر انفجاری در آمریکا یا یک کشور غربی روی دهد، همه دنیا باید هزینه آن را بپردازند.

ایشان تأکید کردند: این روحیه و تفکر آمریکا و غرب که خود را تافته جدا بافته از دیگران میدانند، عامل سرنگونی و زوال روزافزون آنهاست.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اندیشه های منطقی حاکم در نظام جمهوری اسلامی خاطر نشان کردند: این اندیشه های منطقی، پایه های یک تمدن عمیق و ماندگار است.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود از فداکاریها، همدلی ها و همراهی های همسران، خانواده ها و فرزندان ارتشیان تجلیل کردند و افزودند: خانواده های محترم ارتشیان باید همواره به داشتن چنین مردانی احساس عزت و افتخار بکنند.

پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی ، امیر سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش گزارشی از توانایی ها و آمادگی های ارتش جمهوری اسلامی ایران بیان کرد.

در ابتدای این دیدار تعدادی از جانبازان ارتش جمهوری اسلامی از نزدیک با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.

No responses yet

Apr 17 2013

نامه حسین درخشان از اوین به فرناز قاضی‌زاده مجری بی بی سی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بیچاره حسین درخشان! روزهایی بود که به اسرائیل سفر می‌کرد و به خیال خودش می‌خواست پل رابطی باشد بین این دو ملت! امروز ببین به چه فلاکتی گرفتار شده!
فالس نیوز: حسین درخشان ضد انقلاب مقیم کانادا بود که سال 87 پس از بازگشت به ایران، بازداشت و به جرم‌ همکاری با دولت‌های متخاصم، تبلیغ علیه نظام اسلامی، تبلیغ به نفع گروهک‌های ضد انقلاب، توهین به مقدسات و راه اندازی و مدیریت سایت‌های مبتذل و مستهجن به 19 سال زندان محکوم شد.
خبرگزاری فارس: نامه حسین درخشان از اوین به فرناز قاضی‌زاده مجری بی بی سی

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، حسین درخشان که 5 سال است برای گذراندن دوره محکومیت 19 ساله اش در زندان اوین به سر می برد، در نامه ای خطاب به فرناز قاضی زاده مجری بی بی سی فارسی مطالبی را مطرح کرده است که شرح کامل این نامه از نظرتان می گذرد :

به نام حق

خانم فرناز قاضی زاده‌، دوست و همکار قدیمی،

سلام بر تو و خانواده‌ی گرامی‌ات. کاش بجای زندان اوین، این نامه را از روی نیمکت‌های مورد علاقه‌ام کنار بی.اف.آی (موسسه فیلم بریتانیا) در کرانه‌ی جنوبی رودخانه‌ی تِیمز می‌نوشتم تا تو و خوانندگانِ دیگر فکر نکنید حبس پنج ساله‌ی من تاثیری در محتوای این نوشته دارد. اتفاقا خوب است نگاهی به یکی از آخرین نوشته‌های وبلاگم، پیش از اینکه در آبان 1387 بازداشت شوم، بیندازی که دقیقا همین مضمون را داشت؛ به بهانه‌ی اخراج رفیقمان مهدی جامی از رادیو زمانه و با تیتر: «نان‌خورهای دولت‌های متخاصم، بیدار شوید». 1

یازده آبان هشتاد و هفت نوشته بودم: «دوستان روزنامه‌نگار رفرمیستی که سرشان را توی برف کرده‌اند و فکر می‌کنند رسانه‌ای که تمام پولش را یک دولت بدهد می‌تواند مستقل باشد، بهتر است بیشتر از این خودشان را گول نزنند. همین تلویزیون بی.بی.سی فارسی هم که قرار است راه بیفتد و آب از لب و لوچه‌ی خیلی از شماها راه انداخته است هم تمام خرجش از دولتی می‌آید که می‌خواهد با تحریم اقتصادی خانواده‌ و مردم و کشور شما را نابود کند. شرف و آبروی خودتان را نفروشید و وقتی کار یادگرفتید به ایران برگردید. فضای رسانه‌ای در ایران هرگز از این بازتر نبوده است و برای همه‌ی شما کار و موقعیت در ایران هست. هرچند کمی سخت‌تر از بی.بی.سی، ولی در عوض عذاب وجدان نخواهید داشت. وقتی در ناباوری محض، صدا و تصویر عبدالمالک ریگی یا رهبران پژاک یا امثال آن را از بی.بی.سی فارسی دیدید، می‌فهمید چه می‌گویم. شما فعلا مست و سرخوش از معاشرت با موبورها و چشم‌آبی‌ها، یادتان رفته است که تاریخِ چیزی به نام استعمار هرگز پایان نیافته است. امیدوارم وقتی این مستی از سرتان می‌پرد،‌ با خودتان روراست باشید.»

حتما یادت هست که پس از سالها همکاری و دوستی در رسانه‌های اصلاح‌طلبان در ایران و رفت و آمد خانوادگی در فرنگ، آخرین بار تو را در آمفی‌تئاتر خلیلی در زیرزمین دانشگاه سواز لندن دیدم. آنجا، وسط آن جمعیت، با سماجت با تو رودرو شدم و پرسیدم که چرا تو و حتی سینا مُطلبی، که این همه رفیق بودیم و برای آزاد شدنش از بازداشت بیست‌روزه‌اش دنیا را به هم ریختم، حالا این‌قدر آشکارا از من فرار می‌کنید و جواب دادی: «ما از تو می‌ترسیم.» منظورت واضح بود. مرا مثل خیلی‌های دیگر مامور جمهوری اسلامی می‌دانستید، چون چهارتا مطلب در نقد اصلاح‌طلبان و در حمایت از امام خمینی و انقلاب اسلامی نوشته بودم. حالا سرنوشت‌هایمان را ببین.

خیلی چیزها در این پنج سال عوض شده است. از همه مهم‌تر این‌که پسر دوست‌داشتنی‌ات، مانی، دارد بزرگ می‌شود و کم‌کم می‌فهمد دنیا چه خبر است. کم‌کم در اثر معاشرت با جوان‌های فراوان مهاجر لندن می‌فهمد که استعمار یعنی چه، سرمایه‌داری چیست، مسلمان یعنی چه، قدرت و هژمونی چیست، و صهیونیزم و اسراییل یعنی چه. دور نیست روزی که او را با چفیه‌ای فلسطینی دور گردن در بازگشت از یکی از راهپیمایی‌های بزرگ ضداسراییلی لندن ببینی و تمام بدنت یخ کند. چون فکر نمی‌کردی پسرت در قلب بریتانیا -و نه ایران- به شکل بسیجی‌ها از آب درآید. آیا این بقول انگلیسی‌ها آیرانیک (Ironic) نیست؟

واقعیتی است که بخش مهمی از ساکنان لندن، بخاطر مهاجران انبوه و محیط آکادمیک نسبتا آزاد و سابقه‌ی طولانی سندیکاهای کارگری و گروه‌های بانفوذ ضدسرمایه‌داری‌اش، تمایلات ظلم‌ستیزانه‌ی قابل توجهی دارند. و لابد شنیده و دیده ای که بخاطر همین ویژگی‌ها، بیشترین جمعیت (به نسبت اروپا) در راهپیمایی‌های گوناگون لندن بر ضد حمله به عراق، ضد حمله به لبنان، ضد سرمایه‌داری، ضد بی‌عدالتی، ضد حمله به غزه -و حتی ضد پوشش جانبدارانه‌ی بی.بی.سی از اسراییل- شرکت می‌کند.

خب، اگر پسرت فردا، پس فردا، غمزده و گرفته از دبیرستان برگردد و معلوم شود دوستانش، بخاطر اینکه تو و سینا برای وزارت خارجه بریتانیا کار می‌کنید، او را اذیت و مسخره کرده‌اند، چه می‌کنی؟ اگر بپرسد «مگر ما ایرانی نیستیم، پس چرا شما برای دولتی که با ایران دشمنی می‌کند کار می‌کنید» چطور اقناعش می‌کنی؟ 2

مطمئنم که خوب این واقعیت‌ها را می‌دانی و به هر دلیل این انتخاب فعلی توست. ولی نکته اینجاست که هنوز بسیاری از جوان‌های روزنامه‌نگارِ خسته از فضای سیاسی و پرتلاطم ایران، هر شب در آرزوی بیرون آمدن از ایستگاه متروی هالبورن، و قدم زدن در پیاده‌روهای کینگزوِی به سمت ساختمان بوش هاوس و کارت زدن در آن درهای چرخان و وارد شدن و کار کردن در آن ساختمان قدیمی می‌خوابند. (فقط امیدوارم در خیالاتشان موقع رد شدن از خیابان‌های لندن با ماشین‌هایی که بر عکسِ ایران از سمت راست می‌آیند، تصادف نکنند. و البته بدانند که مدتی است دیگر در بوش هاوس خبری نیست و همه را تخلیه کرده‌اند و کل بی.بی.سی رفته به برودکاستینگ هاوس در پورتلند پلیِس!)

همین بچه‌ها که این‌قدر در ایران استقلال حرفه‌ای برایشان مهم است و مثلا حاضر نیستند حتی یک روز برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا روزنامه‌‌های وابسته به حاکمیت کار کنند (مگر اینکه پولش خوب باشد و کسی هم نفهمد!)، حاضرند بیایند برای سرویس جهانی بی.بی.سی که حتی در وب‌سایت دولت بریتانیا، در کنار سرویس مخفی اطلاعاتی (اس.آی.اس) زیر مجموعه‌ی وزارت خارجه تعریف شده است و همه‌ی خرج دویست و چهل، پنجاه میلیون پوندی سالانه‌اش را هم وزارت خارجه (اف.سی.او) می‌دهد(3) ، کار کنند. (در همان پورتال دولت بریتانیا خواهی دید که بخش داخلی بی.بی.سی زیر نظر وزارت فرهنگ تعریف شده است.)4

من شرمنده‌ام که بخشی از رسانه‌های حکومتی، بجای اینکه با ابزار تاریخ و استدلال منطقی درباره‌ی بی.بی.سی و کارکرد استعماری‌اش روشن‌گری کنند، وارد بازی‌های غیراخلاقی و زشت و تهمت‌های اثبات‌نشدنی شده‌اند. من از آنها و از بحث‌هایشان تبری می‌جویم.

اما سوالم این است که اگر خدای نکرده و به فرض محال (چون فعلا نه جراتش را دارند و نه توانش را) یک روز آمریکا و انگلیس و اسراییل بخواهند به بهانه‌های دروغین به ایران حمله کنند و متوجه شوی بی.بی.سی هم، درست مانند دوران پیش از جنگ عراق (و دوران ملی شدن نفت در دهه‌ی 1330)، دارد به این جوسازی‌ها دامن می‌زند و برای حمله‌ی نظامی به وطن‌مان زمینه می‌سازد، چه خواهی کرد؟ می‌مانی و بر اساس سیاست‌هایی که از وزیر خارجه –طبق روش اروپایی بطور نامحسوس- ابلاغ می‌شود، جلوی دوربین با صورتی آهنین از تعداد کشته‌ها و زخمی‌های هم‌وطنانت و تلاش نیروهای «اتحاد» برای کمک به زخمی‌ها و آسیب‌دیدگان حرف می‌زنی؟ شک ندارم که جوابت منفی است. تو و تقریبا تمام بچه‌هایی که من می‌شناسم و الان در بی.بی.سی کار می‌کنید، مثل ابوالقاسم طاهری در زمان ملی شدن نفت، آن‌قدر عزت و شرف و انسانیت و وطن‌دوستی دارید که استعفا دهید یا حداقل اعتصاب کنید.

ولی مگر الان جنگ اقتصادی‌ای که علیه موجودیت ایران راه انداخته‌اند، کمتر از حمله‌ی نظامی است؟ خودت که بارها از زبانشان شنیده‌ای که جنگ نظامی را، بخاطر همبستگی‌ای که در داخل ایران تولید می‌کند، مردود می‌دانند. ولی آیا به نظرت اینکه خانواده‌‌‌ی عزیز در ایران، بخاطر دسترسی نداشتن به ساده‌ترین امکانات پزشکی، در اثر جنگ اقتصادی‌ای که بی‌رحم‌ترین شیک‌پوشان عالم با چهار تا امضا و لبخند علیه مردم ما راه انداخته‌اند، سلامتی‌شان را از دست بدهند قابل توجیه است؟ تو که هر روز سرت توی خبرهاست بهتر می‌دانی که در تاریخ سابقه نداشته است که بانک مرکزی کشوری تحریم شده باشد و عملا تمام راه‌های انتقال پول و ارز را به آن ببندند. مگر ایران چه گناهی کرده است، جز اینکه مثل سال 1330 که سعی کرد حق مردمش را از سرمایه‌های خدادادی زیرزمینی‌اش از بریتانیا بازپس گیرد، حالا هم می‌خواهد همان نفت گران‌قیمت را بجای اینکه برای تولید برق مفت بسوزاند، صرف سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و تولید محصولات شیمیایی پرارزش کند و در عوض برقش را از راه ارزان و پاک اتمی بدست بیاورد؟ اگر برق اتمی اشکال دارد، پس چرا فرانسه 77 درصد و آمریکا 19 درصد و بلژیک 50 درصد و سویس 40 درصد و کانادا 15 درصد و آلمان 18 درصد و انگلیس 16 درصد و ارمنستان 33 درصد و اسلونی 41 درصد و مجارستان 43 درصد و تایوان 20 درصد و سوئد 40 درصد برق خود را از رآکتورهای روزبه‌روز پیشرفته‌تر خود می‌گیرند؟ 5

این وحشیانه‌ترین جنگ غیرنظامی‌‌ای است که در تاریخ بشر علیه کشوری راه افتاده و اگر هر کشوری جز ایران بود، تاحالا شکست خورده بود. مردم ایران واقعا صبور و نجیب و مقاوم‌اند و جمهوری اسلامی هم، با وجود همه‌ی ندانم‌کاری‌هایش، با خلاقیت‌های استثنایی و پوست‌کلفتی خیلی خوب مقاومت کرده و اجازه نداده که مردم شرایط جنگی را خیلی حس کنند.

این جنگ خونریزی ندارد. بی‌صدا تضعیف می‌کُند و آرام می‌کُشد. ولی نباید موجب شود اصل جنگ را فراموش کنیم و فکر کنیم چون چهارتا راهنمای تنظیم خبر و قواعد سردبیری داریم، از منافع دولتی که این جنگ اقتصادی را علیه مردم‌مان راه انداخته است، مستقل‌ایم. خودمان را گول نزنیم که کارمان بر اساس معیارهای حرفه‌ای است. بی.بی.سی بریتانیایی همان‌قدر در راستای منافع دولت گرداننده‌اش عمل می‌کند که پرس تی.وی جمهوری اسلامی. فقط اروپایی‌ها بخاطر سابقه‌ی استعماری‌شان بهتر بلدند روند تامین منافعشان را در پوشش‌های موجه مخفی کنند.

سوال باز هم اینجاست: طرف ظالم بایستیم یا مظلوم. برای مسلمان شیعه‌ای که حداقل یک‌بار در زندگی‌اش جمله‌ی «انی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم» را شنیده باشد، همین دو طرف بیشتر نیست. ولی اگر برای کسی هر روز عاشورا و همه‌جا کربلا نیست، می‌تواند انتخاب کند که، اگر توان دفاع از مظلوم را ندارد، حداقل طرف مهاجمِ ظالم نایستد.

و کاش جمهوری اسلامی آن‌قدر درایت داشت که فضای رسانه‌ای سومی برای همین بچه‌های روزنامه‌نگارِ خسته و بریده در بیرون از ایران -چیزی شبیه به تلویزیون «المیادین»- درست کند که اگر کسی به هر دلیلی تاب ایستادن در این طرف را ندارد، مجبور نشود بخاطر یک لقمه‌ نان و یک نفس آسایش، با هزار توجیه و عذاب وجدان، دست با دامن مهاجمان به سرزمین و مردم خود شود.

خانم قاضی زاده‌، تهیه‌کننده و مجری گرامی بی.بی.سی فارسی،

به من که پنج سال از بهترین سالهای جوانی‌ام را تا حالا در مشهورترین زندان جمهوری اسلامی گذرانده‌ام و هنوز هم چهارده سال دیگر از حکم حبسم باقی است، اجازه بده تا به سبک ابوالقاسم طاهری، همکار قدیمی‌ات در بی.بی.سی (که در جریان ملی شدن صنعت نفت در دهه‌ی1330 از ملی‌شدن نفت دفاع کرد و از سیاست‌های بریتانیا تبری جست 6) به تو و دیگر همکارانت بگویم: این مردم، این کشور، و این انقلاب ارزشش را دارد که آدم با وجود همه‌ی سختی‌ها و دلخوری‌ها پای ان بایستد -یا حداقل دست در دست مهاجمان بی‌رحم به آن نگذارد.

حالا شاید اثر این نامه از داخل زندان اوین بیشتر باشد تا از روی آن نیمکت‌های بزرگ چوبی محبوبم در ساوث بنک در کنار بریتیش فیلم اینستیتوت.

با دوستی و آرزوهای خوب،

حسین درخشان

تهران، زندان اوین

26 فروردین 1392

15 آوریل 2013

پی نوشت:

1 http://web.archive.org/web/20081121081835/http://hoderiniran.com/

2 می‌دانم که از سال 2014 وزارت خارجه دیگر به سرویس جهانی و مانیتورینگ پول نمی‌دهد و هزینه‌های آن مثل بخش داخلی بی.بی.سی باید از حق اشتراک مردمی پرداخت شود. ولی این را هم می‌دانم که مدیریت سرویس جهانی و مانیتورینگ کماکان توسط وزارت خارجه و مشارکت تراست بی.بی.سی (هیات مدیریتی کلان بی.بی.سی که به پیشنهاد کابینه توسط ملکه منصوب می‌شوند) اداره خواهد شد. بطوری که ویلیام هیگ، وزیر خارجه‌ی کنونی، در گزارشی به پارلمان تاکید می‌کند: «بی.بی.سی، مانند حالا، همراه با وزیر خارجه، به تعیین اهداف، اولویت‌ها و مقاصد سرویس جهانی بی.بی.سی ادامه خواهد داد و برای ایجاد یا تعطیل کردن هر سرویسی به زبان‌های مختلف باید ک.افقت کتبی وزیر خارجه را اخد کند.» http://www.publications.parliament.uk/pa/cm201012/cmselect/cmfaff/1058/1058.pdf 3

4 https://www.gov.uk/government/news/foreign-office-will-provide-additional-funding-for-the-bbc-world-service

5 https://www.gov.uk/government/organisations

http://www.iaea.org/pris/

6 در مرداد 1330 و اوج درگیری ایران با بریتانیا برای ملی کردن صنعت نفت، ابولفاسم طاهری، از کارمندان واقت بخش فارسی سرویس جهانی در واکنش به رادیو ایران که او و دیگر کارکنان بی.بی.سی را خاین خوانده بودند، نامه‌ای به روزنامه‌ی «باختر امروز » که مهمترین مدافع ملی شدن نفت بود نوشت. در این نامه آورده بود «از طرف دو، سه نفر از همکارانم… به صراحت اعلام می‌کنم که ما از دولت‌مان تبعیت می‌کنیم، هر چه که باشد. مهم نیست که وطنمان چقدر در مقایسه با کشورهای دیگر عقب‌مانده است، ما باز هم عاشق حتی خرابه‌ها و گورستان‌هایش هستیم.»

منبع: http://www.cira-jira.com/Vol%20%2017.1%202%20Shahidi%20April%202001.pdf

انتهای پیام/

No responses yet

Apr 17 2013

اعدام نه نفر در شیراز به اتهام محاربه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: حکم اعدام ۹ شهروند به اتهام محاربه، صبح امروز سه شنبه، بیست و هفتم فروردین ماه، در شیراز به اجرا درآمده است.

به گزارش روابط عمومی دادگستری فارس، احکام اعدام ۶ نفر از این افراد به نام‌های (غ-ن)، (ا-ح-ن)، (م-ز)، (ب-د)، (م. ه. آ) و (ب. الف) در محل ارتکاب جرم آنان و در ملاءعام اجرا گردید و سه نفر دیگر از این متهمان نیز که محل ارتکاب جرم آنان روستا‌ها و جاده‌های اطراف شیراز بود در محل زندان عادل آباد شیراز به دار آویخته شدند.

بر اساس این گزارش، این شهروندان از سوی شعبه‌‌ی دوم دادگاه انقلاب اسلامی شیراز به اتهام “محاربه از طریق شرکت در سرقت‌های مسلحانه متعدد مقرون به آزار و اذیت و ایجاد رعب و وحشت، قتل و آدم ربایی” به اعدام در ملاءعام محکوم گردیده بودند.

احکام اعدام این نه نفر که بنا بر اعلام دادگستری فارس، در “فرایندی سریع”، صادر شده بود، توسط شعبه‌ی یازدهم دیوان عالی نیز تایید شد.

No responses yet

Apr 16 2013

امدادرسانان سازمان ملل خواستار اقدام فوری در مورد سوریه شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: رئیسان نهادهای بشردوستانه سازمان ملل خواستار اقدام فوری جامعه جهانی در مورد سوریه شدند.

روز سه شنبه، ٢٧ فروردین (١٦ آوریل)، متن بیانیه مشترک رئیسان پنج نهاد مسئول اقدامات بشردوستانه و امدادرسانی وابسته به سازمان ملل انتشار یافت که در آن از جامعه بین‌المللی خواسته‌ اند تا “برای متوقف کردن ظلم و کشتار در سوریه” دست به اقدام بزنند و هشدار دادخ اند که در شرایط کنونی، احتمال دارد ادامه کمک رسانی به مردم سوریه به زودی ناممکن شود.

این بیانه را والری ایموس، دستیار دبیرکل و هماهنگ کننده امدادرسانی اضطراری، ارتارین کازین، مدیر اجرایی برنامه غذای سازمان ملل، آنتونیو گاترس، کمیسر عالی آورگان سازمان ملل، آنتونی لیک، مدیر اجرایی صندوق کودکان سازمان ملل – یونیسف – و مارگارت چان، مدیرکل سازمان بهداشت جهانی امضا کرده اند.

در این بیانیه آمده است که “نیازهای مردم سوریه رو به افزایش است در حالیکه امکانات ما به دلیل شرایط امنیتی و محدودیت های دیگر در سوریه و همچنین کمبود منابع مالی رو به کاهش است، و به این ترتیب، زمان تعلیق ارائه خدمات بشردوستانه ممکن است بسیار نزدیک باشد و شاید ظرف چند هفته فرا برسد.”

امضاکنندگان این بیانیه با اشاره به اینکه جامعه جهانی آنان را “مسئول بر دوش کشیدن هزینه انسانی این فاجعه” کرده است، نوشته اند: “ما هم از رهبران سیاسی جهان می خواهیم تا آنان نیز به مسئولیت خود در برابر مردم سوریه و آینده منطقه عمل کنند.”
سوریه

بحران سوریه دهها هزار تن را کشته و هزاران خانه را ویرانه کرده است

در این بیانیه، از “رهبران ذیربط” جهان خواسته شده است تا “پیش از آنکه در منطقه ای که به مرحله بحران رسیده، صدها هزار نفر دیگر خانه ها، زندگی و آینده خود را از دست بدهند، نفوذ جمعی خود را به کار گیرند و بر یافتن راه حلی سیاسی برای این بحران هولناک اصرار ورزند.”

اقدام مشترک رئیسان پنج نهاد امدادرسانی سازمان ملل ظاهرا تلاشی برای جلب توجه جهانیان به بحرانی است که به گفته منابع سازمان ملل، تا کنون هفتادهزار کشته برجای نهاده و حدود پنج میلیون نفر از مردم سوریه را از خانه هایشان آواره کرده است و صدها هزار نفر را وادار ساخته در کشورهای همجوار پناه گیرند.
درخواست برای “توقف ظلم و کشتار”

در این بیانیه آمده است که “پس از اینهمه مصیبت، هنوز هم به نظر می رسد که در میان دولت ها و طرف های ذیربط احساس فوریت لازم وجود ندارد تا بتوان ظلم و کشتار در سوریه را متوقف کرد.”

رئیسان نهادهای بشردوستانه سازمان ملل در بیانیه خود افزوده اند: “از تمامی طرف های درگیر در این نزاع خونین و تمامی دولت هایی که بر آنان نفوذی دارند، به نام کسانی که گرفتار رنج و مصیبت شده اند و به نام بسیاری دیگر که آینده شان در خطر است اعلام می کنیم: دیگر بس است! همین حالا از تمامی نفوذ خود استفاده کنید تا مانع از سقوط مردم سوریه و تمامی منطقه به عمق پرتگاه فاجعه شوید.”
آوارگان سوری

چند صد هزار تن از مردم سوریه در داخل و خارج از آن کشور آواره شده اند

بحران سیاسی سوریه بیش از دو سال پیش و به عنوان بخشی از حرکت اعتراضی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، موسوم به “بهار عربی” و با برگزاری تظاهراتی برای درخواست اصلاحات سیاسی و مبارزه با فساد در تشکیلات حکومتی آن کشور آغاز شد.

در آغاز حرکت اعتراضی، بسیاری از مخالفان حکومت بشار اسد، رئیس جمهوری، و حتی تعدادی از دولت های غربی انتظار داشتند که وی به وعده های قبلی خود برای انجام اصلاحات عمل کند اما دولت سوریه با اعزام واحدهای نظامی، در صدد جلوگیری از ادامه تظاهرات برآمد.

در پی این اقدام، گروهی از نظامیان با فرار از خدمت، نیرویی موسوم به “ارتش آزاد سوریه” را تشکیل داده و اعلام کردند که هدف آنان، حمایت از تظاهرات غیرنظامیان در برابر حملات نیروهای ارتشی است.

در ماه های بعد، درگیری بین نیروهای دولتی و مخالفان مسلح شرایط جنگ داخلی را در سوریه ایجاد کرد در حالیکه گزارش هایی از حضور گروه های اسلامگرای افراطی در صحنه عملیات نیز انتشار یافته است.

در همانحال، اختلاف نظر بین قدرت های جهانی در حمایت از حکومت و مخالفان حکومت بشار اسد مانع از اقدام قاطع بین المللی برای پایان دادن به این بحران شده است در حالیکه حکومت سوریه بر ادامه زمامداری آقای اسد تاکید دارد و مخالفان با اعلام اینکه به وعده های او اعتمادی ندارند، تنها راه حل هایی را قابل قبول دانسته اند که شامل کناره گیری بشار اسد باشد.

No responses yet

Apr 16 2013

مصاحبه روز با دختر محمدرضا پورشجری: وبلاگ نویس را به قزل حصار فرستادند تا بمیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

روز: خانواده محمدرضا پورشجری، وبلاگ نویس زندانی در زندان قزل حصار کرج، در مصاحبه با “روز” اعلام کردند که جان این وبلاگ نویس در خطر است.

میترا پورشجری، دختر محمدرضا پورشجری از حمله قلبی پدرش درزندان و جلوگیری از درمان او هم خبر داده و افزوده قاضی اجرای احکام صراحتا گفته است “او را به زندان قزل حصار بردیم تا آنجا بمیرد”.

نویسنده وبلاگ “گزارش به خاک ایران” ۵۴ سال دارد و از شهریور ۸۹ در زندان به سر می برد. او ابتدا در رجایی شهر زندانی بود اما در حال حاضر در زندان قزلحصار به سر می برد. دخترش میگوید پدرش به خاطر مطالب وبلاگش، متهم به “توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات” و به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

میترا پورشجری درباره آخرین وضعیت پدرش میگوید: “۲۰ فروردین ماه پدرم دچار حمله قلبی می شود و او را به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل میکنند اما به ساعاتی نکشیده او را به زندان بازمیگردانند بدون اینکه درمان و معالجه ای روی او صورت بگیرد. با توجه به حمله قلبی و سکته پدرم در مهرماه که بعد از آن این دومین بار است دچار ناراحتی می شود ما به شدت نگران وضعیت سلامتی اش هستیم. جان او در خطر است و هیچ کسی هم پاسخگو نیست”.

وی در ادامه می گوید: “مهرماه گذشته پدرم دچار سکته قلبی شد. او را به بیمارستان منتقل و آنژیوگرافی کردند. پزشک متخصص قلب در بیمارستان تشخیص داده بود که باید عمل قلب باز انجام شود چون دو رگ مسدود شده بود. از نظر تنفسی هم مشکل شدید داشت. اما اجازه ندادند در بیمارستان بماند و عمل شود او را به قزل حصار بازگرداندند. طی این مدت دو بار باز به پدرم حمله قلبی دست داده و وضعیت خوبی ندارد”.

به گفته او، پزشکان زندان قزل حصار و همچنین پزشک متخصص قلب در بیمارستان تاکید کرده اند که آقای پورشجری نیاز به عمل جراحی قلب باز دارد و تحمل کیفر هم ندارد و باید به دلیل عدم تحمل کیفری آزاد شود تا تحت درمان قرار بگیرد: “رئیس زندان هم بر این مساله صحه گذاشته و تایید کرده بود اما متاسفانه دادستان کل کرج توجهی نکرد. او تاکنون نه با درمان، نه با مرخصی استعلاجی جهت درمان و نه با عدم تحمل کیفری موافقت نکرده است”.

او می افزاید: “از داخل زندان ابتدا گفتند که هزینه این عمل بالاست و زندان نمی تواند کاری بکند. ما درخواست مرخصی استعلاجی کردیم که اجازه دهند بیاید خود ما درمان کنیم و هر چه سریع تر تحت عمل جراحی قرار بگیرد. اما موافقت نشد. گفتیم خودتان او را از زندان ببرید بیمارستان و هزینه هر چه باشد خود ما می پردازیم باز هم قبول نکردند.”

سئوال میکنم چرا پدرتان در زندان قزل حصار نگهداری می شود؟ میگوید: “پدرم ابتدا در زندان رجایی شهر و در بند زندانیان سیاسی بود.بعد او را به قزل حصار تبعید کردند. قبل از حمله قلبی ، پدرم مشکل پروستات و سنگ کلیه داشت اما او را به بهانه اینکه میخواهند به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل کنند بدون اطلاع خودش وما به زندان قزل حصار بردند. من به دادستان ، قاضی ناظر و قاضی اجرای احکام مراجعه و نسبت به این امر اعتراض کردم. دادستان کرج و قاضی ناظر که هیچ جوابی ندادند اما قاضی اجرای احکام گفت پدرت انسان نیست. آدم نیست و کلی توهین کرد. گفتم پدر من با این وضعیت جسمی در قزل حصار دوام نمی آورد. گفت ما او را به قزل حصار بردیم که بمیرد. یعنی رسما و مستقیما همین جواب را به من داد. بعد از آن هم پیگیری هایمان هیچ پاسخی نگرفت. هیچ وقت هم که اجازه گرفتن وکیل ندادند و پدرم وکیلی هم ندارد”.

خانم پورشجری می افزاید: “از زمانی که پدرم بازداشت شد تاکنون هیچ وقت اجازه ملاقات حضوری ندادند. دو هفته یکبار ملاقات کابینی داریم”.

او سپس می گوید: “الان هم بیش از هرچیز وضعیت سلامتی پدرم برای ما مهم است. او باید به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار بگیرد. وضعیت زندان قزلحصار هم برای او واقعا خطرناک است. این گرانی ها و وضعیت اقتصادی ایران بر وضعیت داخل زندان و زندانیان هم خیلی تاثیر گذاشته به طوریکه ۵ – ۶ ماه گذشته وسایل بهداشتی برای شستشو نمی توانند تهیه کنند. زندان به شدت کثیف است. برای تخت باید پول بپردازند وگرنه تختی به آنها برای خواب داده نمی شود. همیشه هم دعوا و سر و صدای دعوا و استرس ناشی از آن است. تا جایی که پدرم در یکی از نامه هایش وضعیت زندان قزلحصار را به یک باغ وحش تشبیه کرده بود.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .