اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'دانشجویی' Category

Aug 03 2013

یحیی رحیم‌صفوی٬ مشاور نظامی علی خامنه‌ای: سپاه با تصمیم روحانی وارد حوادث سال ۷۸ شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

دیگربان: یحیی رحیم‌صفوی٬ مشاور نظامی علی خامنه‌ای با این ادعا که سپاه و بسیج در هیچ انتخاباتی «دخالت» نداشته‌اند٬ گفته سپاه در سال ۱۳۷۸ با «تصمیم» حسن روحانی وارد ناآرامی‌ها شد.

آقای رحیم‌صفوی این مطالب را در برنامه «شناسنامه» که شامگاه جمعه (۱۱ امرداد) از تلویزیون دولتی ایران پخش می‌شد٬ بیان کرده است.

وی با بیان این مطلب که سپاه پاسداران در انتخابات و سیاست «دخالتی» ندارد٬ اظهار کرده نیرو‌های این دو نهاد نظامی در انتخابات سال ۹۲ نیز «دخالتی» نداشتند.

رحیم‌صفوی در عین حال افزوده است: «اینکه گفته می‌شود سپاه به دلیل ابلاغیه رهبری در انتخابات دخالتی نداشت و در نتیجه شاهد چنین حضور پرشوری بودیم حرف درستی نیست.»

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ آن‌طور که برخی فرماندهان بسیج و سپاه گفته‌اند آقای خامنه‌ای به آن‌ها دستور داده بود در این دوره از انتخابات دخالتی نداشته باشند.

برخی تحلیل‌گران سیاسی معتقدند در این دوره از انتخابات به خاطر «مدیریت» انتخابات از ماه‌ها پیش٬ نظام نیازی به دخالت نیرو‌های مسلح و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ نداشت.

رحیم‌صفوی در بخش دیگری از این برنامه ادعا کرده که «نظام جمهوری اسلامی آنقدر آزادی عمل به مردم می‌دهد که کسی تا دقیقه آخر نمی‌داند نتیجه کار چه خواهد شد.»

وی افزوده است: «آقای روحانی خودشان هم تصور نمی‌کردند که {در این انتخابات} انتخاب شوند یا حداقل فکر می‌کردند به مرحله دوم راه پیدا می‌کنند.»

فرمانده پیشین سپاه در بخش دیگری از این برنامه به ناآرامی‌های سال ۱۳۷۸ در دانشگاه تهران و سطح شهر تهران اشاره کرده و گفته سپاه با «تصمیم» روحانی وارد این ناآرامی‌ها شد.

رحیم صفوی افزوده روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در شرایطی این تصمیم را اتخاذ کرد که «برخی از عناصر دولت {محمد خاتمی} مانع ورود سپاه به این موضوع بودند.»

وی افزوده پس از آن بود که سپاه «بدون هیچگونه خون‌ریزی و ظرف کمتر از پنج ساعت مسئله را تمام کرد.»

رحیم صفوی افزوده که «من خودم به همه پاسدار‌ها و حتی نیروی انتظامی دستور دادم که از هیچ گونه سلاحی استفاده نکنند و در ‌‌نهایت با کمترین خسارت از نظر جانی مسئله جمع شد.»

No responses yet

Jul 10 2013

یادآوری سالگرد خونین برای حسن روحانی: گزارش فرونت پیج از بازخوانی نقش رئیس جمهور جدید ایران در حوادث 18 تیر

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

العربیه: هفته نامه “فرونت پیج” روز سه شنبه 09-07-2013 در گزارشی با عنوان “سالگرد خونین برای حسن روحانی” به بازخوانی حاثه 18 تیر 1378 شمسی و نقش حسن روحانی رئیس جمهور جدید ایران در سرکوب دانشجویان در ژوئیه 1999 پرداخته است.

در این گزارش به نقل از “روزبه فراهانی پور” یکی از رهبران دانشجویی حوادث 18 تیر گفته شده است که سرکوب دانشجویان در سال 1999 با امضای شخص سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران و دستور مستقیم حسن روحانی که در آن زمان مسئولیت شورای امنیت ملی ایران را بر عهده داشت انجام گرفته است.

فراهانی پور در این گزارش می گوید که سید محمد خاتمی شخصا دستور بازداشت وی و 10 تن دیگر از رهبران دانشجویی را در آن زمان امضا کرده بود.

وی که پس از صدور حکم اعدام غیابی خود به آمریکا پناهنده شد و در حال حاضر دبیرکلی حزب مرزپرگهر را بر عهده دارد از اینکه به گفته وی حسن روحانی با سوابق رادیکالی خود به یکباره و چند هفته قبل از نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری تغییر موضع داده و خود را فردی معتدل و میانه رو معرفی کرده است ابراز تعجب کرده است.

در گزارش این هفته نامه به بخشهایی از سخنرانی حسن روحانی پس از واقعه 18 تیر 1378 اشاره شده است که وی در آن زمان گفته بود: “دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر – اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند چه خواهند کرد.”

مرتضی نبوی، عضو کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهره های شاخص جناح راست سنتی، نیز در یک گفتگوی تفصیلی با خبرگزاری دولتی ایرنا درباره وقایع 18 تیر سال 1387 حسن روحانی را مسئول صدور مجوز سرکوب دانشجویان اعلام کرده و گفته است: “در مساله 18 تیر، شورای عالی امنیت ملی کمی با سستی کار کرد. آقای «روحانی» دبیر وقت شورا در آن زمان در خارج از کشور بود و جلسات شورا که به ریاست رییس جمهور (سید محمد خاتمی) تشکیل می شد، اجازه نمی داد که بسیج وارد شود و جلوی شلوغی‌ها را بگیرد.”

به گفته نبوی “وقتی آقای روحانی به کشور بازگشت، مجوز را صادر کرد و این کار موجب شد تا برپاکنندگان این غائله، به لانه هایشان بازگردند.”

No responses yet

Jun 19 2013

درخواست های دانشجویی از رییس جمهور منتخب: دانشجویان زندانی را به کلاس هایشان بازگردانید

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

کلمه: چکیده :شورای دفاع از حق تحصیل از رییس جمهور منتخب می خواهد دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد….

شورای دفاع از حق تحصیل از رییس جمهور منتخب می خواهد دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد.

به گزارش کلمه، این شورای افزوده است: دانشجویان و دانشگاهیان کشور از شما و وزیر علوم دولت تان انتظار خواهند داشت تا روش انتخابی شدن روسای دانشگاه ها در دولت اصلاحات را احیا کنید تا برای هر دانشگاهی شایسته ترین افراد که همانا اساتید و دانشجویان آن دانشگاه هستند تصمیم بگیرند. این مسأله استقلال دانشگاهها را تقویت خواهد کرد و زمینه را برای بالندگی نهاد دانشگاه و تولید و ترویج علم فراهم خواهد ساخت.

شورای دفاع از حق تحصیل به نمایندگی از دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل از روحانی می خواهد تا زمینه بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار را به دانشگاه در کوتاهترین زمان ممکن میسر کنید و با لغو مصوبه های غیرقانونی نهادهای غیر مسئول و جلوگیری از دخالت نهادهای امنیتی در فرایند بررسی صلاحیت علمی دانشجویان در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری، برای همیشه به مسئله دانشجویان ستاره دار پایان دهید.

شورای دفاع از حق تحصیل دانشجویان نوشته است: برای آزادی دانشجویان زندانی بی گناه که تنها به خاطر ابراز عقیده مخالف در زندان به سر می برند تلاش کنید. به ویژه یاد می کنیم از اعضای زندانی این شورا آقایان ضیا نبوی، مجید دری، سعید جلالی فر و خانم شیوا نظرآهاری که تنها جرمشان دفاع از حق تحصیل خود و همکلاسی هایشان بوده است.

متن کامل این بیاینه به شرح زیر است:

به نام خدا

رئیس جمهور منتخب مردم ایران
جناب آقای دکتر حسن روحانی

با سلام و احترام

پیش از هر چیز ابتدا انتخاب جنابعالی را به عنوان رئیس جمهور ایران تبریک عرض نموده و این انتخاب مردم ایران را که به معنای اعتمادشان به شما برای حل مشکلات گوناگون گریبانگیر کشور است شادباش می گوییم. بدون شک این افتخاری بس بزرگ است که در تاریخ کشورمان نصیب افراد زیادی نشده است و البته مسئولیتی بس بزرگتر نیز هست.

جناب آقای روحانی، دانشگاهیان ایران، چه آنان که در ۲۴ خردادماه به شما رای دادند و چه آن‌ها که نام نامزدی دیگر را به صندوق انداختند و چه کسانی که در انتخابات اخیر شرکت نکردند، همچون دیگر مردم ایران به شما امید و از شما انتظار دارند به مجرد به دست گرفتن امور قوۀ مجریه در حد توانتان برای اصلاح امور کشور و به‌ویژه مشکلات و معضلات پیش روی جامعه دانشگاهی و دانشگاهها اقدام کنید. خوشبختانه کلید رفع بسیاری از مشکلات دانشگاهها و دانشگاهیان نیز به ویژه در حوزه آزادی های آکادمیک در دستان قوه اجرایی کشور است و اگر دولت “تدبیر و امید” حضرتعالی همتی برای رفع آنها صورت دهد،هدف دور از دسترس نخواهد بود.

جناب دکتر روحانی، شورای دفاع از حق تحصیل تشکلی مدنی است که در سال ۱۳۸۷ توسط گروهی از دانشجویان ستاره دار و محرومان از تحصیلِ موقت یا دایمی تشکیل شد تا در دوره ای که تلاشهای انفرادی محرومان از تحصیل برای احقاق حقوق قانونی شان بی نتیجه می ماند و مسئولان دولتی نه تنها در برابر محرومان از تحصیل و افکار عمومی خود را پاسخگو نمی دانستند که حتی وجود پدیدۀ دانشجویان ستاره دار را انکار می کردند؛ به شکل گروهی و سازمان یافته از حق تحصیل شهروندان دفاع کند. در این راستا شورا اقدامات متعددی انجام داده است که از آن جمله می توان به شناسایی محرومان از تحصیل و گردآوری اسناد محرومیت از تحصیل اشاره کرد.

رئیس جمهور منتخب ملت ایران؛
اینک ما به نمایندگی از محرومان از حق تحصیل و به حکم رسالت تشکیلاتی مان قصد داریم تا بدین وسیله پاره ای از ضروری ترین مطالبات این گروه از شهروندان کشور را به استحضار جنابعالی برسانیم.

ما از شما می خواهیم در راستای قولی که برای اجرای حقوق ملت مصرح در قانون اساسی دادید، روند محروم کردن دانشجویان از حق انسانی تحصیل را متوقف کنید و حقوق پایمال شدۀ تمام دانشجویانی را که در طی سالهای گذشته از طریق احکام تعلیق یا اخراج از دانشگاه از تحصیل محروم شده اند یا در آزمون تحصیلات تکمیلی ستاره دار شده اند را به ایشان بازگردانید. نیازی به گفتن نیست که این جوانان بهترین استعدادهای این کشورند که به جز شایستگی علمی دارای دغدغه های ملی و مدنی نیز هستند و محروم کردن آنها از تحصیل نه تنها تضییع حق شخصی شان بلکه ظلمی در حق تمام مردم ایران و ضربه ای به امکانات آینده کشورمان بوده است.

در این زمینه، لازم به ذکر است که از سال ۱۳۸۵ هر ساله طی برگزاری آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته عده ای از دانشجویان ستاره دار شده اند و تا امروز این روند ادامه یافته است. با توجه با محدودیت ها و فشارهای متعددی که طی سالهای گذشته بر محرومان از حق تحصیل و این شورا وارد شده است امکان گردآوری اطلاعات محرومان از حق تحصیل بسیار محدود بوده است با این وجود شورا بیش از ۲۰۰ دانشجوی ستاره دار و ۸۰۰ محروم از تحصیل را شناسایی کرده است.

جناب آقای دکتر روحانی، در اینجا به مواد قانونی ای اشاره می کنیم که محروم کردن شهروندان از حق تحصیل را منع و قدغن کرده اند. بدون شک جنابعالی که فردی حقوقدان هستید اهمیت این قوانین و ضرورت احترام به آنها را بهتر از سایران درک می کنید:

محروم کردن دانشجویان از حق ادامه تحصیل نقض اصول متعدد قانون اساسی جمهوری اسلامی نظیر بندهای ۳، ۹ و ۱۴ اصل سوم و اصول ۱۹، ۲۰، ۲۲، ۳۰، ۳۶، ۳۷ و بویژه اصل ۲۳ این قانون است که صراحتاً می‌گوید: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.» علاوه بر مفاد بند ۳ اصل سوم و اصل سی‌ام قانون اساسی ایران که دولت را به تسهیل و تعمیم آموزش عالی و همچنین گسترش وسایل تحصیلات عالی رایگان برای “عموم ملت موظف” کرده است، مستفاد از بندهای ۹ و ۱۴ اصل سوم و نیز اصول ۲۰، ۲۲، ۳۰، ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی، دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار کند.

جنابعالی استحضار دارند که از نظر حقوقی واژه «ملت» یک واژه عام است و استثنا ناپذیر بوده و همه مردم ایران فارغ از رنگ، نژاد، زبان، مذهب، مسلک و مرام را شامل می‌شود. لذا آشکار است که حق تحصیل و به ویژه تحصیلات تکمیلی در دانشگاه‌ها نه تنها از مصادیق آزادی‌های مشروع است بلکه مستفاد از بند ۳ اصل نهم و اصل سی ام قانون اساسی جزء حقوق بلامنازع انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یکایک مردم ایران و در زمره تکالیف و تعهدات دولت نسبت به «ملت» محسوب می‌شود.

همچنین اصل نهم قانون اساسی نیز به صراحت بیان می‌دارد «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است … هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.» بر این پایه روشن است که استناد برخی مسئولان اجرایی مبنی بر اینکه ستاره دار کردن دانشجویان مستند به یک مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد، هیچ وجاهت قانونی نداشته چرا که خود این مصوبه مخالف عالی ترین قانون کشور یعنی قانون اساسی است.

رئیس جمهور منتخب ایرانیان؛

شورای دفاع از حق تحصیل به نمایندگی از دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل از شما می خواهد تا زمینه بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار را به دانشگاه در کوتاهترین زمان ممکن میسر کنید و با لغو مصوبه های غیرقانونی نهادهای غیر مسئول و جلوگیری از دخالت نهادهای امنیتی در فرایند بررسی صلاحیت علمی دانشجویان در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری، برای همیشه به مسئله دانشجویان ستاره دار پایان دهید.

ما انتظار داریم که دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد.

همچنین از شما می خواهیم تا کوتاه ترین زمان ممکن به گزینش و تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها پایان داده شود. چرا که این روند به منزلۀ تعیین تکلیف دولت برای شهروندان در تعیین سرنوشت شخصی شان و نفی آزادی انتخاب شهروندان است. علاوه بر این پروژه تفکیک جنسیتی موجب بالارفتن هزینه های دانشگاه نیز شده است که جزییات آن را می توانید از دانشگاهها جویا شوید.

آقای دکتر روحانی؛

از شما میخواهیم نقطۀ پایانی بر اخراج و بازنشسته کردن پیش از موعد اساتید دانشگاهها بنهید، امکان استفاده دوباره داشگاهها از اساتید گران قدری که در سالهای اخیر به دلیل تنگ نظری مسئولان از تدریس محروم شده اند را مجدداً فراهم نمایید و همچنین تدبیری اتخاذ فرمایید که به گزینش اعضای هیات های علمی با معیارهایی غیرعلمی و غیرآکادمیک پایان داده شود. همچنان که حضرتعالی نیز در مناظره های تلویزیونی به درستی از روندی انتقاد کرده بودید که برای استخدام یک عضو هیات علمی از وی درباره رای اش در انتخابات پرسیده شده بود.

دانشجویان و دانشگاهیان کشور از شما و وزیر علوم دولت تان انتظار خواهند داشت تا روش انتخابی شدن روسای دانشگاه ها در دولت اصلاحات را احیا کنید تا برای هر دانشگاهی شایسته ترین افراد که همانا اساتید و دانشجویان آن دانشگاه هستند تصمیم بگیرند. این مسأله استقلال دانشگاهها را تقویت خواهد کرد و زمینه را برای بالندگی نهاد دانشگاه و تولید و ترویج علم فراهم خواهد ساخت.

در پایان شورای دفاع از حق تحصیل از شما می خواهد برای آزادی دانشجویان زندانی بی گناه که تنها به خاطر ابراز عقیده مخالف در زندان به سر می برند تلاش کنید. به ویژه یاد می کنیم از اعضای زندانی این شورا آقایان ضیا نبوی، مجید دری، سعید جلالی فر و خانم شیوا نظرآهاری که تنها جرمشان دفاع از حق تحصیل خود و همکلاسی هایشان بوده است.

برای شما توفیق در راه خدمت به مردم ایران آرزومندیم و امیدواریم دولت تدبیر و امید یادآور صفحات پرافتخاری در تاریخ میهن مان شود.

شورای دفاع از حق تحصیل- ۲۸ خرداد ۱۳۹۲

No responses yet

Jun 11 2013

مجید دری: من از نسل ۸۸ ام و به این امر افتخار می کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,دانشجویی,سیاسی

دانشجونیوز: مجید دری، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه، که از تیرماه ۸۸ تا کنون در حال سپری نمودن ۶ سال حبس در تبعید ــ در زندان بهبهان ــ می باشد، در نامه خطاب به مردم و فعالین سیاسی، مواضع خود پیرامون انتخابات ریاست جمهوری را بیان نموده است.

به گزارش دانشجونیوز، مجید دری در قسمتی از نوشته ی خود با نقد از روند اتفاقات انتخابات ریاست جمهوری می گوید: جریان روشنفکر یا تاثیر گذار یا تحول خواه و یا حتی اصلاح طلبی که از عدم شرکت فعال برسد به شرکت فعال، از 88 برسد به 92، از مطالبه برسد به التماس، فاتحه اش خوانده است.

وی در ادامه می گوید: من از نسل 88 ام و به این امر افتخار می کنم. همچنان عهد خود را با موسوی و کروبی و رهنورد، با عزیزانی که دیگر در جمع ما نیستند، با تک تک زندانیان و هوادارانش تجدید می کنم. معتقدم انتخابات یک فرصت است و باید از آن استفاده کرد. باید نیروسازی و یار گیری کرد، اما این لزوما به معنای شرکت در انتخابات نیست. بلکه استفاده از فضای انتخابات است.

در ادامه متن کامل نامه ی مجید دری، که در اختیار دانشجونیوز قرار گرفته، آمده است:

باغبانا! ز خران بی خبرت می بینم
آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

دو ماه پیش از عید در نامه ای از انتخابات نوشتم. آن زمان گفتم که بهترین نقشی که می توان بازی کرد « بازی خراب کن » است. که حکومت بعد از تحمل هزینه های 88 حاضر نخواهد شد بار دیگر کوچکترین خطایی به زعم خود مرتکب شود. انتخابات مجلس 90 آزمونی بود که آیا می تواند مهندسی انتخابات 92 را عملی سازد که جواب گرفت: کاملا نوشتم که فرآیند انتخابات سوای از خود انتخابات است.

با شرکت و تلاش در این فرآیند است که می توان از بلع و هضم لقمه آماده انتخابات جلوگیری کرد و گام های هرچند کوچک در جهت تحمیل انتخابات آزاد برداشت. باید یارگیری کرد و ناگزیر این امر هزینه بردار است. طرف مقابل دو دستی چیزی به ما نخواهد داد. که همیشه «حق، گرفتنی است». از پشت کامپیوتر و پشت چشم نازک کردن برای حکومت و تعارفات تکه پاره برای هم چیزی به دست نخواهد آمد.

گذشت تا امروز سکوت کردم و چیزی نگفتم ناظر و نگران آرام آرام بازی شکل رسمی تر بخود گرفت و در کمال ناباوری، طرف ما آماده بازی می شد در حالیکه کوچکترین تلاشی برای آماده سازی انجام نداده بودیم. خاتمی با تیزهوشی گریخت و هاشمی رفسجانی با سیاست آنچه می خواست بدست آورد.

طیف زیرین اما به بهانه های واهی سعی در جبران مافات داشتند و در جواب اعتراضات می گفتند «تو بیرون نیستی اوضاع عوض شده جنبش سبز مُرده انگار تو در ایران زندگی نمی کنی کجای کاری بیا بیرون ببین چه خبره بابا دلت خوشه ها! وضع کاملا افتضاحه و فضا کاملا بسته است …» آقایان در ایران زندگی کُنه با درک بالا! هنوز باور نکرده اید بخشی از این فضا به دست ما ساخته می شود؟!

هنوز انتظار دارید بدون کوچکترین هزینه ای به خواسته هایتان برسید؟! هنوز گمان می کنید که نتیجه از صندوق رای بیرون می آید؟! هنوز تصور می کنید تنها راه رسیدن به دموکراسی از اتنخابات آن هم اینچنینی می گذرد؟! نه! بی گمان چنین نیست. سی و اندی سال است حکومت موفق شده به طرق مختلف ما را به پای صندوق های رای بکشد و هربار خواسته های مارا برابر آنچه خود می خواسته در آورد. یادم هست در جنبش دانشجویی وقتی کسانی را دستگیر می کردند برای آزادی شان تجمع می کردیم، در همان تجمع چند نفر دیگر دستگیر می شدند، تجمع بعدی ما، برای آزادی دستگیر شدگان تجمع قبلی بود و هر بار آنها این بازی را ادامه می دادند و ما در دور باطل اسیر.

حال وضعیت فعلی ماست. جریان روشنفکر یا تاثیر گذار یا تحول خواه و یا حتی اصلاح طلبی که از عدم شرکت فعال برسد به شرکت فعال، از 88 برسد به 92، از مطالبه برسد به التماس، فاتحه اش خوانده است.

به گمانم شما اشتباهات محاسباتی دارید نه جنبش. جنبش قرار نیست یکسره دائما و یکسره فعالیتی انجام دهد. سران جنبش در حصر اند، زندانیان سیاسی اش را دارد و حرکات زیر زمینی که از قضا شما یا الان می ترسید و یا بی خبر از آنجا که در ایران زندگی می کنید و بیرون از زندان را دارد .

بی گمان هیچکدام حتی نمی توانستیم تصور کنیم 88 به وقوع بپیوندد. همین خرده حرکت ها که به چشم شما نمی آمد و یا به دیده تحقیر به آن نگاه می کردید سیل ش و خود را بروز داد و حتی رهبرانش را هم به دنبال خود کشید، رهبرانی که مردانه پای حرف خود ایستاده و در حصرند و حساب دو دو تای شما را هم ندارند. اشکال کار در نبودن استراتژی، از این شاخه به آن شاخه پریدن است.

از خاتمی به رفسنجانی، به عارف که در مناظره اش وقایع 88 را لکه ننگ شمرد، به روحانی در آخر احتمالا دست به دامان مثلا قالیباف شدن. آنقدر تغییرات تاکتیکی!!! افزایش یافته که خود هم درمانده ایم چه رسد به طرف مقابل که گیج و مبهوت مانده و انگشت می گزد که اینان چه در سر درند که ما از آن بی خبریم !!! اصل عدم نظارت استصوابی بود یادتان هست؟ و حال این نظارت حتی به پدر خود هم رحم نکرده، رد صلاحیتش می کند.
این نشانی نخواهد داشت جز اینکه انتخابات کاملا مهندسی شده است و شرکت و یا عدم شرکت کاملا علی السبیه و بدون تفاوت برای حکومت . گو اینکه شور انتخاباتی بدون حضور شما آنچنان میسر نخواهد بود.

و شما حال در زمینی بازی می کنید که نه تنها « بازی خراب کن » نیستید بیلکه به طرف مقابل این امکان را می دهید با استفاده از تمام امکانات موجود تو دهانی محکمی بر دهانتان بکوبد البته با کمک و استعانت از خودتان ، با دست خودتان . « بازی خراب کنی » شرایطی دارد که شما حتی کوچکترین مشخصه هایش را هم ندارید .

من از نسل 88 ام و به این امر افتخار می کنم . همچنان عهد خود را با موسوی و کروبی و رهنورد ، با عزیزانی که دیگر در جمع ما نیستند ، با تک تک زندانیان و هوادارانش تجدید می کنم . معتقدم انتخابات یک فرصت است و باید از آن استفاده کرد. باید نیروسازی و یار گیری کرد ، اما این لزوما به معنای شرکت در انتخابات نیست . بلکه استفاده از فضای انتخابات است.

و در آخر از دوستانی که بخاطر من شخص خودم را می گویم نه دیگری تمام هم و غم خود را نهاده اند و یکسره به فکر من هستند تقاضا می کنم اندکی هم به فکر خود باشند! این همه رشادت و فدا شدن بخاطر دیگری!! کمی هم به فکر خود باشید و بخاطر من با آبرو و شرافت خود بازی نکیند!!! اما آسیب شناسی فعالیت تان بماند برای هفته دیگر، پس از خلق حماسه سیاسی تان !!!!

رهزن دهر نخفتهست مشو ایمن از او
اگر امروز نبردهست که فردا ببرد

مجید دری
18 خرداد 1392

No responses yet

Jun 08 2013

طلایی: قالیباف ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور حذف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: مرتضی طلایی، عضو شورای شهر و رئیس سابق پلیس تهران در واکنش به مسائل مطرح شده در سومین مناظره نامزدهای انتخابات، گفت که هنر آقای قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.

آقای طلایی روز شنبه ۱۸ خرداد، ۸ ژوئن به خبرگزاری فارس گفت: “جریان‌های سیاسی در داخل کشور به دنبال این بودند که ۱۸ تیر را در تقویم سیاسی کشور قرار دهند و همه ساله به بهانه ۱۸ تیر هر حرکتی که خواستند انجام دهند. اما هنر قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.”

مرتضی طلایی، که در زمان سالگرد حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۲ فرمانده پلیس تهران بود، با حمایت از مافوق خود، محمد باقر قالیباف، نامزد یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، اظهارات حسن روحانی، دیگر کاندیدای انتخابات را حمله به “نقاط قوت آقای قالیباف” دانست.

فرمانده سابق پلیس تهران در دفاع از آقای قالیباف گفت که “ما همان زمان حرفمان این بود که اگر اجازه دهید که دانشجویان در داخل دانشگاه‌ها حرف بزنند مشروط به اینکه پا از محیط دانشگاه بیرون نگذارند و این بهترین مدل مدیریت محیط‌های دانشجویی است.”

در این گفت و گو آقای طلایی برخی از نمایندگان مجلس ششم (اصلاح طلب) را نیز متهم به تحریک دانشجویان کرد و گفت: “آقایان یادشان نیست که آن دوره برخی از نمایندگان مجلس به جای اینکه در آرام‌بخشی کوی دانشگاه به پلیس کمک کنند با سوءاستفاده از اختیارات نمایندگی‌شان داخل کوی دانشگاه شده و دانشجویان را برای حادثه آفرینی تحریک می‌کردند.”

یک روز پیش و در جریان کلیک سومین مناظره نامزدهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، آقای قالیباف گفت که در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۲در سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده وقت پلیس در جلسه شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد کرده که به دانشجویان مجوز تجمع داده شود، اما آقای روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت مخالفت کرده است.

اما آقای روحانی در پاسخ گفت که پیشنهاد آقای قالیباف این بوده که مجوز تجمع داده شود تا دانشجویان معترض جمع شوند و به صورت “گازانبری” به آنها حمله شود

آقای قالیباف این سخنان آقای روحانی را تکذیب کرد و گفت که او “انگیزه خوانی” کرده است.

آقای قالیباف در مناظره دیروز همچنین گفت: “در جلسه‌ای با نماینده رسمی دفتر تحکیم وحدت به آنها گفتم که شما محل تجمع و موضوع تجمع‌تان را تعیین کنید، من امنیت جلسه‌تان را تامین می‌کنم اما دفتر تحکیم وحدت این موضوع را دنبال نکرد.”

مهدی امینی زاده، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی، گفت که هیچ یک از نمایندگان یا اعضای رسمی دفتر تحکیم وحدت در زمان سالگرد کوی دانشگاه ملاقاتی با آقای قالیباف نداشته است.

به تازگی کلیک انتشار دو نوار صدای آقای قالیباف از دو موضع گیری متفاوت درباره ناآرامی های دانشجویی سال ۱۳۸۲ واکنش هایی را به دنبال داشت.

آقای قالیباف در یک سخنرانی می‌گوید که در سال ۱۳۸۲ و در جریان ناآرامی های دانشجویی در سالگرد حادثه حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده پلیس در جلسه شورای امنیت کشور برخورد تندی با وزیران دولت آقای خاتمی داشته و این شورا را متقاعد کرده که به پلیس اجازه ورود به کوی دانشگاه و اجازه تیراندازی بدهد.

به گفته آقای قالیباف، پس از این جلسه ناآرامی ها تمام شده و نیازی به استفاده از این مجوز نبوده است.

این در حالی است که آقای قالیباف اخیرا در یک سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه شریف، گفته بود: “در جلسه شورای امنیت، خود دوستان دوم خرداد نشستند و مصوبه دادند که نیروی انتظامی که من فرمانده اش بودم، حق ورود به کوی دانشگاه و تیراندازی دارد، ولی من این کار را نکردم.”

No responses yet

Jun 06 2013

کیهان: ستاره‌دار کردن دانشجویان کار دولت اصلاحات بود و امضای آقای خاتمی پای آن است

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,دانشجویی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرآنلاین: روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود خود نوشت:

گفت: نامزد اصلاح‌طلبان در مناظره تلویزیونی دیروز اعتراض کرد که چرا دانشجویان را ستاره‌دار کرده بودند؟

گفتم: ولی ستاره‌دار کردن دانشجویان کار دولت اصلاحات بود و سند آن هم موجود است که امضای آقای خاتمی پای آن است.

گفت: چه عرض کنم؟!

گفتم: دولت اصلاحات تصویب کرده بود که دانشجویان متخلف ستاره‌دار شوند و تاکید شده بود که دانشجویان ستاره‌دار حق شکایت و اعتراض هم ندارند!

گفت: پس این نامزد اصلاح‌طلبان چرا به جای آن که از اقدام خود شرمنده باشد آن را به حساب دولت نهم می‌نویسد؟!

گفتم: فقط این یک مورد نیست، اصلاح‌طلبان خیلی کارهای دیگرشان را هم عمدا فراموش کرده‌اند. یارو از رفیقش گله کرد و گفت چرا به فلانی گفته‌ای که من آدم فراموشکاری هستم؟ رفیقش پرسید؛ به چه کسی گفته‌ام؟ و یارو گفت؛ چی را به چه کسی گفته‌ای؟!

No responses yet

May 28 2013

پدر اشکان ذهابیان در مصاحبه با روز: با کلاشینکف دانشجوی نخبه را از رختخواب بیرون کشیدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

روز: پدر اشکان ذهابیان در مصاحبه با “روز” اعلام کرد که ماموران دیروز ساعت ۸ و نیم صبح در حالی که اسلحه کلاشینکف در دست داشتند وارد خانه آنها شده و فرزندش را با خود برده اند.

حسن ذهابیان گفت که فرزندش را از رختخواب بیرون کشیده و با شلوارک، زیرپوش و پای برهنه دستبند زده، در حالیکه تهدید به شکستن گردن و سرش میکردند سوار ماشین کرده اند.

اشکان ذهابیان، دانشجوی محروم از تحصیل و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت است که روز گذشته برای چهارمین بار طی ۴ سال گذشته بازداشت شد. او را به زندان بابل منتقل کرده اند و پدرش می گوید که بدون هیچ گونه احضاریه یا اخطاریه قبلی یکباره ریختند خانه و او را با عنوان اجرای حکم بردند.

حسن ذهابیان، پدر اشکان ذهابیان توضیح میدهد: من واقعا فکر نمیکنم مقامات چنین دستوری صادر کرده باشند که ماموران بریزند توی خانه و بچه مرا لخت از رختخواب بیرون کشیده با شلوارک و زیرپوش و پای برهنه دستبند زده توی ماشین بیندازند. مگر دنبال سارق مسلح کرده اند؟ مگر جانی گرفته اند؟ این چه وضعیتی است که جلو چشمان من و مادرش تهدید میکنند گردنت را می شکنیم، سرت را می شکنیم و… گفتم آقا گردن ما از مو باریک تر است مقابل قانون. بگذارید لباس بپوشد و با شما بیاید این چه برخوردی است؟ اشکان هم می گفت که من در خدمت شما هستم بگذارید لباس بپوشم و..

او می افزاید: اشکان یکی از نخبگان این کشور است، از همه جا محروم اش کردند، حال اگر جرمی است ما که تابع قانون هستیم چرا اینگونه می کنید؟ با چه کسی طرف هستید آخر؟ با یک جانی و سارق مسلح که با اسلحه کلاشینکف می ریزید توی خانه ما و چنین می کنید؟ اسلحه کلاشینکف در دست گرفته آمده اید دانشجوی نخبه این کشور را ببرید؟ خودتان مگر بچه ندارید؟ خدا پدر کسانی که دفعات قبل می آمدند پسرم را بازداشت میکردند بیامرزد که حداقل محترمانه و آرام رفتار میکردند.

سئوال میکنم مامورانی که دیروز اشکان را بازداشت کردند از چه ارگانی بودند؟ پدر اشکان ذهابیان میگوید: گمان میکنم از اطلاعات شهری بوده اند من یکی از این آقایان را شناختم و گفتم آقای فلانی نکنید این چه کاری است که بچه را لخت می برید؟ چگونه به خود اجازه میدهید شخصی ترین وسایل اش را زیر و رو کنید. نکنید این کارها را با این بچه و با ما. بعد از اعتراض ما دوباره اشکان را از ماشین پایین آوردند و اجازه دادند ما یک شلوار به او بدهیم، همانجا پوشید و دوباره سوارش کردند. گفتیم حداقل دمپایی بگذارید بپوشد و دمپایی را گرفتند. مدام هم در حضور من و مادرش می گفتند گردنت را می شکنیم، سرت را می شکنیم. او را با وضعیت بسیار اسفناکی بردند.

از اقای ذهابیان سئوال میکنم که این مساله را پی گیری کردید؟ از صبح تاکنون از اشکان خبری دارید که کجا برده اند؟ می گوید: رفتم پیش دادستان و گفتم این چه رفتاری است؟ ۱۰ نفر با دو سه تا ماشین اسلحه کلاشینکف در دست ریخته اند خانه من که چه؟ که بچه نخبه مرا ببرند؟ مادرش مریض است من بیماری قلبی دارم چرا چنین می کنید؟ دادستان قول داد پی گیری کند و گفت می گویم با شما تماس بگیرد. عصر اشکان زنگ زد گفت حالم خوب است اما برخوردهای خشنی با من داشته اند. گفت که زندان بابل است. قبل از زندان بابل را نمیدانیم کجا منتقل کرده بودند اما الان زندان بابل است. گفت وسایلم را بیاورید.حالا فردا برای او وسایل می بریم ببینیم چه می شود.

او می افزاید: من پی گیری خواهم کرد این مساله را. نامه خواهم نوشت به آقای لاریجانی که این چه وضعیتی است. میگویند برای اجرای حکم ۸ ماه زندان اش است، خب چرا احضاریه ندادید؟ چرا اخطاریه ندادید که برای اجرای حکم خودش را معرفی کند یا من بچه ام را بیاورم تحویل دهم؟ چرا به وکیل اش خبر ندادید؟ می گویند سه بار اخطاریه دادیم. دیروز پیش معاون دادستان هم گفتم اخطاریه را به چه کسی دادید؟ امضای من کو؟ کدام اخطاریه؟ ۱۰ نفری می ریزید کلاشینکف در دست می گیرید و بعد میگویید برای اجرای حکم است؟

آقای ذهابیان میگوید که فرزندش در ماههای اخیر فعالیت خاصی نداشته است: هیچ فعالیت خاصی نداشت در یک موسسه ای تدریس میکرد، از همه چیز محروم اش کرده بودند در حالیکه هیچ جرمی هم نکرده بود. دفعه پیش گفتم نکنید. این بچه را اینقدر آزار ندهید او را اینقدر نرانید و نزنید، از همه چیز محروم اش کرده اید منع تحصیل، منع کار و منع خروج از کشور و هر چیز دیگر. خب چه بکند در این مملکت آن هم با این همه استعداد؟ یک اعتراض مدنی داشت گرفتید و گفتید ضد نظام و ضد رهبری و… است نکنید این کارها را این بچه بی گناه را آزاد کنید او هیچ جرمی نکرده.

اشکان ذهابیان ۲۶ خرداد تنها ۴ روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز خرداد ۸۸ در جریان تجمع دانشجویان دانشگاه مازندران بازداشت شد. او با قرار وثیقه آزاد و آبان همان سال با اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل انجمن های اسلامی شمال کشوربار دیگر بازداشت و به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این فعال دانشجویی محروم از تحصیل این بار با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

آقای ذهابیان برای بار سوم اردیبهشت ۹۰ و پس از احضار به اداره اطلاعات ساری بازداشت شد. او شهریور همان سال پس از اعتصاب غذایی که منجر به وخامت وضعیت جسمی اش شده بود از زندان آزاد شد و اکنون برای بار چهارم بازداشت شده است.

No responses yet

May 16 2013

قالیباف شهردارتهران، به خاطر تصریح در اعمال خشونت باید به سیاهه ناقضان حقوق بشر اضافه شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

کمپین حقوق بشر: کمپین فایل صوتی دوساعته ای که به نظر می رسد به صورت مخفیانه ضبط شده را از یکی از سخنرانی های قالیباف به دست آورده که در آن او به جزییات نقش مستقیم و برجسته خود در سرکوبی که علیه دانشجویان در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، تیرماه ۸۲ و همچنین تظاهرات بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ پرداخته است.

فخر ورزیدن نامزدریاست جمهوری درباره نقش مستقیم خود در خشونت و سرکوب

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲- کمپین بین المللی حقوق بشر درایران امروز از جامعه بین المللی خواست که محمدباقرقالیباف، شهردار تهران و یکی از نامزدهای ریاست جمهوری پیش روی ایران را به خاطر نقش گسترده در نقض حقوق بشر، شامل ممنوعیت سفر و مسدود کردن دارایی‌های احتمالی او در خارج ایران کند.

(فایل صوتی دوساعته)
برای شنیدن فایل صوتی با سایت کمپین مراجعه فرماید
کمپین فایل صوتی دوساعته ای که به نظر می رسد به صورت مخفیانه ضبط شده را از یکی از سخنرانی های قالیباف به دست آورده که در آن او به جزییات نقش مستقیم و برجسته خود در سرکوبی که علیه دانشجویان در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، تیرماه ۸۲ و همچنین تظاهرات بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ پرداخته است.

هادی قائمی، مدیرکمپین بین المللی حقوق بشردرایران گفت: «قالیباف در این نوار خود را به عنوان فردی خشن و بی رحم و به عنوان کسی که نقش تعیین کننده در سرکوب سالهای اخیر در ظرفیت های مختلف رسمی داشته مطرح کرده است. تحت مدیریت او، با توجه به پذیرش خودش دراین فایل صوتی، وضعیت پریشان کننده حقوق بشر در ایران، اگر بدتر هم نشود، همچنان ادامه خواهد داشت.»

در این فایل صوتی، قالیباف به صورت لجوجایه ای تلاش می کند که جزییاتی از دخالت خود را درسیاست‌های سرکوب گرانه و اجرای آنها نشان دهد:

– حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه ای که نوشته شد، بنده نوشتم. آقای سلیمانی هم بود باهم…کف خیابان وقتی به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی (سپاه پاسداران) بودم. عکس من روی موتور هزار با چوب هست. با حسین خالقی. واستادم کف خیابون، که کف خیابون اونجا رو جمع کنم. پس نگاه کنید، اون جایی که لازم بشه بیاییم کف خیابون چوب بزنیم، جزو چوب زناییم، افتخارمون هم هست….. اونجا می زدیم جلوشون رو می گرفتیم….از اون روز ما اون جایی که لازم بوده چوب بزنیم، کف خیابون چوب می زدیم. نگاه نکردیم من سردار فرمانده نیروی هوایی ام، تو رو چه به کف خیابون؟…

– من در جلسه شورای امنیت کشور محکم دعوا کردم و حرف های بسیار تندی زدم و شان جلسه را رعایت نکردم و گفتم که امشب هرکس بخواهد بیاید تو کوی و بخواهد این کارها را انجام بدهد، من به عنوان فرمانده ناجا، له شون می کنم و جمعشان می کنم. این عزیز جعفری شاهد است. حرف بقیه این بود که اگر نیروی انتظامی می خواهد وارد کوی دانشگاه شود باید مجوز شورای امنیت کشور را داشته باشد و مدیران دانشگاه این اجازه را بدهند. آقای معین و ظریفیان در آن جلسه بودند و با من مخالف بودند. من در آن جلسه با برخوردی که انجام دادم مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور گرفتم.

– شهرداری یک نهادعمومی غیردولتی است یک دستگاه امنیتی نیست ولی وقتی عملکرددستگاه های مختلف رو بعد از فتنه بررسی کردند ارزیابی کردند، شهرداری تهران در زمره پنج دستگاه امنیتی و انتظامی کشور که کار می کردند، بین آنها شهرداری دستگاه سوم شد. نه بین دستگاه های دولتی و بقیه دوایر بودند. پس نشان می دهد که شهرداری وسط میدان بوده و کارش را در طراز کارهای امنیتی انجام می داده.

قالیباف این اظهارات را در یک جمع خصوصی با دانشجویان بسیجی تندرو که براساس منبعی که نوار را دراختیار کمپین قرار داده در چند هفته اخیر به آن دسترسی پیدا کرده اند، مطرح کرده است. آنچه از محتویات این نوار بر می آید آن است که او در این جلسه تلاش می کند حضار را به خاطر عملکرد سختگیرانه اش و تاریخ افتخارآمیزی که از اعمال خشونت برای سرکوب تجعات و همچنین مقابله با ناراضیان سیاسی و اصلاح طلبان دارد، تحت تاثیر قرار دهد.

روزچهارشنبه بخش هایی از سخنان و فایل صوتی قالیباف توسط وب سایت کلمه و هچنین بی.بی.سی فارسی منتشر شده بود.

کمپین از اتحادیه اروپا و آمریکا می خواهد که فورا قالیباف را شامل لیست ناقضان حقوق بشرو همچنین در لیست افرادی که از سفر به این کشورها منع هستند قرار داده و دارایی های احتمالی او رادر این کشورها مسدود کنند.

No responses yet

May 15 2013

دو اظهار نظر متناقض قالیباف ظرف دو هفته: دفاع قالیباف از خود در پایگاه بسیج: مجوز حضور نظامی و تیراندازی در کوی دانشگاه را من گرفتم

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده :قالیباف برای اثبات قاطعیت برخورد خود با اصلاح طلبان می گوید که در سال 82 و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می شود و با صحبت های تند خود اعضای جلسه را تهدید می کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را “له” خواهد کرد.می گوید که در سال 1378 و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور 1000، مردم را با چوب می زده است. در عین حال برای اولین بار اعتراف می کند که نامه توهین آمیز و تهدید آمیز فرماندهان سپاه به آقای خاتمی را او به همراه یکی دیگر از سرداران سپاه نوشته است….

پس از آنکه محمدباقر قالیباف در دیدار روز دوشنبه هفته گذشته در دانشگاه شریف مدعی شد که «دولت اصلاحات مجوز حمله به کوی دانشگاه تهران را در سال ۱۳۸۲ به ناجا داده بود و وی از آن جلوگیری کرده است»، گزارشی در اختیار کلمه قرار گرفته است که نشان می‌دهد متاسفانه آقای قالیباف نیز همچون احمدی نژاد راه خلاف واقع گویی را در پیش گرفته و مجوز “حمله و تیراندازی” به کوی دانشگاه بر اساس پیشنهاد شخص آقای قالیباف و تاکید ایشان بوده است.

به گزارش کلمه، محمد باقر قالیباف در دیداری با گروهی از منتقدان جوان خود و اعضای منتسب به بسیج به شبهات مطرح شده در مورد حوادث سال ۸۸ و عملکرد شهرداری تهران پاسخ داده است. از این جلسه که به صورت خصوصی برگزار شد طی هفته های گذشته خبرهایی به صورت کاملا گزینشی منتشر شد، از جمله اینکه او در سال ۸۸ بر اساس نظر آیت الله خامنه ای، به احمدی نژاد رای داده است.

اما مشروح سخنان اقای قالیباف که تا کنون منتشر نشده بود حاکی از حقایقی درباره شیوه و عملکرد وی می باشد که با اظهارات وادعاهایی که اخیرا طرح می‌شود ناسازگار است.

قالیباف در این دیدار (با اعضای منتقد قالیباف و منتسب به بسیج) برای اثبات قاطعیت برخورد خود با اصلاح طلبان می گوید که در سال ۸۲ و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می شود و با صحبت های تند خود اعضای جلسه را تهدید می کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را “له” خواهد کرد.

قالیباف در سخنان خود از مخالفت آقایان معین و ظریفیان با پیشنهاد او در آن جلسه خبر می دهد و تاکید می کند که با برخورد تند وی، موفق می شود مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور بگیرد.

او همچنین با افتخار می گوید که در سال ۱۳۷۸ و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور ۱۰۰۰، مردم را با چوب می زده است. در عین حال برای اولین بار اعتراف می کند که نامه توهین آمیز و تهدید آمیز فرماندهان سپاه به آقای خاتمی را او به همراه یکی دیگر از سرداران سپاه نوشته است.

قالیباف در پاسخ به سئوالی، رابطه خوب خود را با اصلاح طلبان انکار کرده و می گوید که تعریف کردن اصلاح طلب ها از وی به خاطر این است که آنها، حزب اللهی ها را سر کار گذاشته اند و سیاسیون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب با او بیشتر از هر کس دیگری عناد دارند.

شهردار تهران سخنانی نیز در مورد تلاش برای تغییر مدیران و بدنه سازمان همشهری مطرح می کند تا به قول او بدنه سازمان همشهری هم انقلابی شود. سخنانی که این سوال را در اذهان تداعی می کند که اگر وی ریاست دولت را بر عهده بگیرد، آیا قصد دارد بدنه دولت – یعنی تمام کارمندان – را هم به صورت کامل و انقلابی تغییر دهد یا خیر.

از دیگر صحبت های شهردار تهران می توان به این نکته اشاره کرد که به اعتقاد وی، مصلای تهران از آهن و مفتول ساخته شده است و معنویت ندارد. او برای انتقاد از سیاست های اقتصادی آقای هاشمی تلویحاً می گوید که مصلی تهران با مال حرام ساخته شده است.

قالیباف در این دیدار در شرایطی بارها از اخلاص و عمل صالح و نیت پاک می گوید که صحبت های خودش در یک جلسه خصوصی با منتقدانش و یک جلسه عمومی در دانشگاه شریف، کاملا متناقض است.

محمدباقر قالیباف در این صحبت ها سعی دارد که خودش را فردی منضبط، قدرتمند و مخالف با اصلاح طلبان معرفی کند که در حوادث مختلف کوتاه نمی آید و حتی مجوز تیراندازی در کوی دانشگاه را هم می گیرد. اما آنچه که در دانشگاه شریف توسط وی مطرح شد، سیاستمداری را نشان می دهد که در دو روز متفاوت و به مقتضای جلسه ای که در آن قرار دارد، حرف هایش را تحریف شده به اطلاع مخاطب می رساند.

محمدباقر قالیباف از سویی قصد دارد خودش را یک مدیر مدرن و تکنوکرات نشان داد و از سوی دیگر نمی خواهد برچسب “ساکتین فتنه” که توسط گروه های رادیکال متوجه وی می شود بی جواب بماند. به همین دلیل گاهی اوقات مجبور است صحبت هایی را مطرح کند که به آنها اعتقاد هم ندارد. صحبت های انتقادی وی نسبت به آقای هاشمی، در مصاحبه هفته گذشته با خبرگزاری فارس هم بر همین اساس قابل تحلیل است.

بخش هایی از سخنان آقای قالیباف در جمع بسیجیان منتقد وی که در اختیار کلمه قرار گرفته است در ادامه بخوانید:

من فردی امنیتی هستم؛ سران فتنه بی عقل، بی دین و بی سیاست بودند

در مورد فتنه، من از اول اسم فتنه را به کار بردم. چون به هر حال بنده کار امنیتی و اطلاعاتی کردم و تشخیص می دهم و کارشناس این کار هستم. من در یک جلسه با سطح طبقه بندی بالا گفته ام که شاید بیشترین حرکت را برای جلوگیری از حادثه از شنبه تا ۵ شنبه [بعد از انتخابات] من و سردار سلیمانی با هم انجام دادیم.

همان موقع هم گفتم که جریانات فتنه (سران فتنه اسم مستعار نظام برای آقایان موسوی، کروبی و خاتمی است)، هم ما در عقل آنها، هم در دین و هم در اینکه آدم هایی سیاسی باشند شک داریم. من در مرداد ماه این را گفتم که رفتار اینها نه عقلانی است، نه دینی و نه سیاسی. آقای میرحسین اعتراض داری؟ تو که نخست وزیر این کشور بودی، شما که دم از قانون می زنی. باید از طریق قانون اعتراض کنی. البته ما هم باید به آنها مجوز تجمع می دادیم و فرصت را از فرصت طلبان می گرفتیم. در حالی که اینها می خواهند اوضاع را بهم بزنند.

در مورد شهرداری هم باید بدانید که شهرداری یک نهاد عمومی غیر دولتی است. ولی بر اساس ارزیابی عملکرد دستگاه های متعدد بعد از فتنه، شهرداری تهران در میان ۵ دستگاه امنیتی که کار در این مور کار می کردند، رتبه سوم را دارد. این نشان می دهد که شهرداری کارش را در طراز نهادهای امنیتی انجام می داده است.

من در سال ۷۸ پشت موتور ۱۰۰۰ جزو چوب‌زن ها بودم/ نامه فرماندهان به سپاه را من نوشتم

حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه ای را که نوشته شد من نوشتم (منظور نامه توهین آمیز فرماندهان سپاه به رئیس جمهوری محمد خاتمی بود). بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با “چوب” هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زن ها هستیم. افتخار هم می کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟

مجوز حمله به کوی دانشگاه و تیراندازی را با برخورد قاطعانه از شورای امنیت کشور گرفتم

سال ۸۲، بیست و پنج روز در کف خیابان درگیری بود. اینهایی که می گویند همه شان با فتنه مبارزه کرده اند و قالیباف مبارزه نکرده است، آن ۲۵ روز یک نفرشاان موضع گیری نکرد. ۱۰ تا وزیر استعفا دادند و نامه استعفای نفر یازدهم هم آماده بود که جلوی او را گرفتند. ۱۸ تا استاندار و ۱۲۰ تا فرماندار استعفا کردند. مجلس هم در اعتصاب بود که انتخابات دور هفتم را برگزار نکنند.

در سال ۸۲ بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، من در جلسه شورای امنیت کشور محکم دعوا کردم و حرف های بسیار تندی زدم و شان جلسه را رعایت نکردم و گفتم که امشب هرکس بخواهد بیاید تو کوی و بخواهد این کارها را انجام بدهد، من به عنوان فرمانده ناجا، له شون می کنم و جمعشان می کنم. این عزیز جعفری شاهد است. حرف بقیه این بود که اگر نیروی انتظامی می خواهد وارد کوی دانشگاه شود باید مجوز شورای امنیت کشور را داشته باشد و مدیران دانشگاه این اجازه را بدهند. آقای معین و ظریفیان در آن جلسه بودند و با من مخالف بودند. من در آن جلسه با برخوردی که انجام دادم مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور گرفتم.

بعد رفتم به همکارانم گفتند که بروند استراحت کنند، چون قرار نیست اتفاقی بیفتد و توضیح دادم همین هایی که تو جلسه شورای امنیت کشور هستند باعث فتنه و شلوغی دانشگاه ها می شوند.

وقتی به مجلس ششم رفتم تا [درباره این اتفاقات توضیح بدهم]، بهزاد نبوی گفت که چه کسی تو را دعوت کرده است؟ گفتم اقلیت مجلس و آقای حداد، دعوت کرده اند. گفت اشتباه کردند تو را دعوت کردند. این چهار نفر، آقایان معین، لاری، یونسی و روحانی یک جوری حرف زدند که نفهمیدیم چه گفتند. بنده هم خیلی شفاف و روشن حرف هایم را مطرح کردم. وقتی من داشتم صحبت می کردم، خانم حقیقت جو بلند شد و گفت که آقای قالیباف، شما منظورت من هستم؟ گفتم که من چنین جسارتی نکردم. ولی همان ضرب المثل معروف هست که می گوید وقتی چوب رو برداری، گربه دزد فکر خودش را می کند، شاید از این باب بود. به خاطر این که من می دانستم اینها ۵ نفر هستند تو کوی می نشینند و بچه ها را [تحریک می کنند] و یکی ش هم این خانم بود.

قالیباف در صحبت هایی متناقض در حالی که پیش از این مدعی شده بود دوم خردادی ها دنبال شلوغ بازی بودند از تلاش خود برای اجازه مجوز تجمع به گروه های دانشجویی خبر می دهد و می گوید: در جلسه شورای امنیت کشور آقایان معین، ظریفیان، موسوی لاری، حسن روحانی و یونسی گفتند که اجازه تجمع و مجوز برای سالگرد کوی دانشگاه به دفتر تحکیم ندهید. فرمانده سپاه هم مخالف بود. تنها کسی که می گفت به آنها اجازه بدهیم من بودم. آنها که خودشان هم موافق دفنر تحکیم بودند می گفتند که آقای قالیباف، اینها می آیند شلوغ بازی در می آورند. اما من گفتم که امنیت را تامین می کنم. از آقا هم مجوز گرفتم و رئیس اینها را خواستم که بیاید و گفتم که شما مظلومیت ۱۸ تیر را دارید و نظام می خواهد به شما مجوز بدهد. اما در نهایت خودشان با بزرگ ترهایشان صحبت کردند و منصرف شدند.

به آنها می گویی کارنامه ات چیست؟ می گویند دو تا فحش دادیم

اینهایی که می گویند ما ساکت فتنه هستیم، سال ۸۲ که ۲۵ روز کف خیابان درگیری داشتیم کجا بودند؟ ۱۸ تیر کجا بودند؟ کسی نمی تواند بگوید ۸۸ مهم است و ما بودیم اما ۸۲ مهم نیست و ما نبودیم. چون رفته بودیم کاسبی کنیم. یا می گویند حادثه سال ۷۸ لازم نبوده یا حادثه سال ۷۶ [انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری] لازم نبوده یا جنگ و حادثه بنی صدر لازم نبوده است. برخی افراد که در [حوادث سال ۸۸] ظاهراً ادعای انقلابی گری داشتند، دوست داشتند بر بام این درگیری در کف خیابون به اسم انقلاب بدمند.

در جلسه شورای عالی امنیت ملی، آقای جلیلی در مورد مترو از من سئوال داشت که اینها به ضرر حزب الله و به نفع سبزها عمل می کنند. گفتم چه کسی این کار را می کند؟ جواب داد محسن هاشمی. گفتم محسن هاشمی مسئول ساخت متروست. یعنی تونل را می کند و مترو می سازد و تحویل می دهد. این قسمتی که کار برنامه ریزی قطارها در آن انجام می شود توسط یک شرکتی به نام بهره برداری مترو مدیریت می شود و فلانی مدیرعامل آن است. اصلاً بستن و بازکردن مترو ربطی به محسن هاشمی ندارد. دروغ به این بزرگی که تو حتی تشکیلات را هم نمی شناسی. بابا من کف خیابان خودم ایستادم و کار انجام می دهم. شما می آی این حرف را می زنی؟ بعد به من می گویند ساکت فتنه. اما به او می گویی کارنامه خودت را بده. می گوید من دو تا فحش دادم. خب دو تا فحش که موضوع نشد.

من در سال ۸۸ بنا بر نظر آیت الله خامنه ای به احمدی نژاد رای دادم

من در مورد رای خودم در سال ۸۸ می توانم اسم ببرم. آقای کاشانی و آقای بیادی شاهد هستند. آقای بیادی دنبال سردار رضایی بود. آمد پیش من. گفتم به نظر من خلاف نظر آقا داری عمل می کنی. گفت برای چه؟ گفتم چون آقا می گوید باید به احمدی نژاد رای داد. گفت تو این حرف را می زنی؟ گفتم آره. انتقاد من به احمدی نژاد، دلیل اینکه به احمدی نژاد رای ندهیم نیست.

نقش واعظ مهدوی در ستاد میرحسین

در مورد واعظ مهدوی توصیه ای به من شد و معلوم است که از کجا به من توصیه می شود (احتمالن منظور دفتر رهبری است). وقتی آمدن میرحسین موسوی قطعی شد و شورای نگهبان تایید کرد، افرادی بنا شد برای موسوی کار کنند. توصیه شد به من که افرادی دارند می روند در ستاد مهندس موسوی؛ خوب است که بچه هایی بروند در ستاد آقای موسوی که غیر از اینکه آقای موسوی آنها را قبول دارد، آنها هم بچه های متدین و انقلابی و سالمی باشند. یکی از آنها واعظ مهدوی بود که آقای میرحسین ایشان را قبول داشت. آقای واعظ هم متدین، حزب اللهی و متخصص است، اما گرایشش چپ است. کافر که نیست. وقتی که این توصیه به من شد، من آقای مهدوی را صدا زدم و توصیه کردم برو به میرحسین کمک کن. دلیلش هم این بود که بچه های متدین و حزب اللهی بروند و آدم های اصلاح طلب تند عقبه مجاهدین انقلاب و مشارکت نریزند دور میرحسین موسوی. واعظ مهدوی گفت که من خودم نمی خواهم بروم و حتی اگر بخواهم کمی کمک کنم، معنی اش این است که از وقت شهرداری بزنم و آنجا بروم. یعنی حقوق شهرداری را بگیرم اما جای دیگری کار کنم و راضی نیستم. یک هفته ای گذشت. ما دیدیم آدم هایی دارند جمع می شوند که نباید جمع شوند. دومرتبه از آقای واعظ خواستم برود به ستاد میرحسین کمک کند. او هم گفت که اگر نظر شما این است که من بروم اجازه بدهید ۲ ماه مرخصی بدون حقوق بگیرم. من هم موافقت کردم.

می خواهم حتی بدنه سازمان همشهری را هم تغییر دهم تا انقلابی شوند

اساس و بنیاد موسسه همشهری ۲۰ سال قبل پایه گذاری شده است. حتمن آن پایه گذاری بر مدار انقلاب نبوده است. حداقل با باورهایی که ما داریم نبوده است. ۱۷ سال شهرداری بر این مدار چرخیده است. تا روزی که من آمدم شهرداری. در دوره آقای دکتر احمدی نژاد هم هیچ تغییری در سازمان همشهری داده نشده است. حداکثر این بوده که فقط یک رئیس تغییر کرده است. اما بدنه همان هستند. خیلی ها اصلن کارمند رسمی هستند و شما نمی توانید آنها را بیرون کنید. باید بروید دادگاه و اداره کار و دیوان عدالت اداری و … تا ۳ سال از مدیریت من هم همینطور بوده است. ولی الان بیشتر از ۲ سال است به این موضوع محکم پرداختیم تا بتوانیم تا بدنه پایین را تغییر دهیم. و تا حدی بچه های آنجا و مدیریت آنجا را به سمت بچه های ارزشی و انقلابی برده ایم.

اصلاح طلب ها ما حزب اللهی ها را گذاشته اند سر کار

شما می گویید اصلاح طلب ها از قالیباف تعریف می کنند یا قالیباف هر روز در دوران اصلاح طلب ها با آقای خاتمی فالوده می خورد. هیچ وقت آن جایی که احساس کردم اساس نظام و فرهنگ انقلاب در خطر است، پیش هیچ مسئولی کوتاه نیامدم. اینها، ما حزب اللهی ها را گذاشته اند سر کار. به خدا ما سر کار رفتیم. من با اطمینان می گویم دوستان، این قدر که سیاسیون مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی با بنده عناد دارند عملاً و حتماً با دیگران در این زمینه ندارند. ای کاش من می توانستم بعضی از موضوعات را اینجا به شما بگویم. چند روز قبل فیس بوک آقای ابطحی را دیدید سر تونل چی نوشته بود؟ (یک نفر می گوید شما که گفتید وقت ندارید فیس بوک را ببینید. قالیباف جواب داد که من در خبر دیدم). از تونل رد شده بود. اما گفته بود که این تونل خوب است اما من گله مندی دارم از قالیباف و نمی خواهم بنویسم. من ابحطی را از قبل از انقلاب می شناسم. بچه مشهد است. بعد از انقلاب هم او رای می شناسم. اما وقتی احساس کردم که به عنوان بچه انقلاب باید بایستم که رئیس دفتر رئیس جمهور نشود ایستادم و نگذاشتم بشود. تا حالا هم نگفتم. حالا شما اینجا دیدید که یک رئیس دفتر قرار شد معاون شود، چه اتفاقی افتاد؟ (احتمالاً منظورش مشائی است)

پیمانکاران آقای هاشمی اقتصاد اسلامی بلد نبودند

در سال ۷۳ که برخی از همین آقایان که الان به آقای هاشمی فحش می دهند، آن روز دست آقای هاشمی را می بوسیدند، من با هاشمی در همین محل ریاست جمهوری صحبتی کردم که همان روز گریه کرد. گفتم ما به شما معترضیم. به این سبکی که در فرهنگ ساخت و ساز دارد انجام می شود معترضیم. ما این را قبول نداریم.

من به ایشان گفتم حاج آقا ما با شما در جنگ بودیم. حداقل ۶ سال از ۸ سال جنگ را شما فرمانده مستقیم جنگ بودید. من از شما سئوالم این است که وقتی در خراسان لشکر ۷۷ وجود داشت، چرا لشکر ۵ نصر امام رضا را درست کردید؟ گفت نمی شد. گفتم به همین دلیل و با این پیمانکارهایی که شما دارید، از آن اقتصاد اسلامی در نمی آید.

مصلی تهران از آهن و مفتول و مال حرام ساخته شده است

وقتی توی مصلای تهران می روید، چرا حس معنوی ندارد؟ اساسش مال این است که آنها را با آهن و مفتول و جراثقیل و افرادی ساخته اند که به هیچ عنوان باطن آنها، با اینجا انس برقرار نکرده است. وقتی خدا روح خودش را بر انسان دمید به او انسانیت و آزادگی داد، این انسانیت و آزادگی فقط در یک شرایط حفظ می شود که بر بستر اسلامیت و یک هدایت قدسی اتفاق بیفتد. اگر ما در مسجد “لرزاده” می رویم و حس معنوی پیدا می کنیم به خاطر این است که آن معماری که آنجا را ساخته است یا مسجد گوهرشاد را ساخته است، ۴۰ روز روزه می گرفته و بی وضو سر کارش نمی رفته است. مال حرام هم نخورده است. بعد می رود این ساختمان را می سازد. آدم از کنارش که رد می شود، معنویت او را می گیرد. اما ما مصلی درست می کنیم از آن فرار می کنیم. دو بار نماز جمعه برگزار کردیم و دیگر برگزار نکردیم. شما ۱۰۰۰ تا آیه قرآن هم بگذارید نمی توانید توی آن معنویت پیدا کنید.

من را نباید بر اساس پل و اتوبان ارزیابی کنید

ارزیابی مدیران در جمهوری اسلامی غلط است. باید اینطوری ارزیابی شود که چقدر قالیباف در شهرداری تهران کار کرده که مردم عبادت کنند. نه اینکه چه قدر پل و اتوبان ساخته است.

No responses yet

May 12 2013

اعتراض اقتصاددانان به انحلال دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: ۵۵ اقتصاددان ایرانی، در نامه‌ای سرگشاده به انحلال احتمالی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف به بهانه ورود یک دانشگاه فنی به حوزه علوم انسانی، اعتراض کرده و خواستار اقدامی همگانی برای توقف این تصمیم شده‌اند.

۵۵ نفر از اقتصاددانان ایران، در نامه‌ای به رضا روستاآزاد، رییس دانشگاه صنعتی شریف، ابراز نگرانی کرده‌اند که دانشکده اقتصاد این دانشگاه در معرض انحلال قرار گرفته است.

در بخشی از این نامه که روزنامه “شرق” آن را منتشر کرده، تاکید شده است: «چنین تصمیم‌های شتاب‌زده و فاقد پشتوانه اندیشگی و سیاست‌گذاری منطقی، بسیار خسارت‌بار و پرهزینه است. بدون شکل‌گیری حلقه‌ها و مکاتب فکری متعدد، انتظار هیچ پویایی در هیچ دانشی را نمی‌توان داشت.»

زمزمه انحلال دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف از سال ۸۹ به گوش رسید. از جمله دلایلی که وزارت علوم طرح می‌کرد، این بود که شریف، دانشگاه علوم ریاضی و فنی است و دانشکده‌ای بر پایه تدریس علوم انسانی برای یک دانشگاه فنی تعریف نشده است.

رضا روستاآزاد، رییس این دانشگاه خبر انحلال آن را در خرداد سال ۱۳۹۰ تکذیب کرده و قول “حفاظت از یادگار دکتر مشایخی و ایجاد شرایط بالندگی” آن را داده بود.

دکتر علی‌نقی مشایخی بنیان‌گذار این دانشگاه آن را در سال ۱۳۷۸ تاسیس کرد‌‌‌‌‌. او در گفتگو با روزنامه “آرمان”، بر نقش این دانشکده در جلوگیری از مهاجرت نخبگان و جذب افراد موفق تاکید کرده و افزوده است: «دانشگاه‌های فنی حتما باید دانشکده اقتصاد داشته باشند. برای این موضوع دیر هم کرده‌ایم.»

در نامه سرگشاده ۵۵ اقتصاددان ایرانی نیز آمده است که تجربه روشن جهانی حاکی از وجود رشته‌های اقتصاد و مدیریت در غالب دانشگاه‌های صنعتی معتبر در کشورهای مختلف است. امضاکنندگان این نامه پرسیده‌اند: «وزارت علوم که همه دانشگاه‌ها را برای برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی بسیج کرده و چه هزینه‌ها که در این راه نکرده است، چگونه است که یک دانشکده ‌با بیش از یک‌دهه سابقه را که سرمایه ارزشمند علمی و فرهنگی جامعه محسوب می‌شود، بدون دلایل متقن تعطیل می‌کند.»

سعید سهراب‌پور، رییس قبلی دانشگاه صنعتی شریف نیز پیش از این به خبرگزاری مهر گفته بود: «امروزه پیوندی ناگسستنی میان رشته‌های مهندسی و علم اقتصاد به وجود آمده و تجربه راه‌اندازی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف هم موید این نکته است.»

نامه سرگشاده ۵۵ اقتصاددان ایرانی در مورد انحلال احتمالی دانشکده اقتصاد شریف پس از بالا گرفتن زمزمه‌ها پیرامون منع این دانشکده از پذیرش دانشجو نوشته می‌شود. امضاکنندگان این نامه، چنین تصمیمی را “غلط، نهادسوز و اندیشه‌ستیز” خوانده‌ و از کلیه کسانی که نقشی و تلاشی برای توقف فعالیت این دانشکده داشته‌یا در صدد جلوگیری از این اقدام هستند، خواسته‌اند که برای ممانعت از این تصمیم، واکنشی جدی نشان دهند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .