اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Dec 23 2018

فایل منتسب به باقری درمنی: انتقام دعوای لاریجانی و احمدی‌نژاد را از من گرفتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

پژواک ایران: سحام‌نیوز فایلی منتسب به حمید باقری درمنی محکوم به اعدام منتشر کرده که وی در آن خطاب به رهبر جمهوری اسلامی می‌گوید قربانی بازی سیاسی «آقایان لاریجانی و احمدی‌نژاد» شده است.

‌سحام نوشته است در پشت پرده حکم اعدام حمید باقری درمنی ملقب به سلطان قیر انتقام صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه از این متهم است.

به نوشته سحام‌نیوز دلیل اصلی صدور حکم اعدام نقش باقری درمنی در ترتیب دادن جلسه‌ای میان فاضل لاریجانی با سعید مرتضوی است که فیلم آن توسط محمود احمدی‌نژاد در مجلس منتشر شد.

اکنون در در این فایل منتسب به حمید باقری درمنی، وی خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید:«….سخنگوی دستگاه قضا تایید حکم اعدام بنده در دیوان عالی کشور را به رسانه‌ها اعلام نمود و مرا به یاد همان یکشنبه سیاه مجلس شورای اسلامی که در درگیری جناحی آقایان لاریجانی و احمدی نژاد نام بنده برده شد انداخت. از آن روز حدود پنج سال می‌گذرد و طی این مدت با اتهامات کذب و واهی در زندان هستم. باورش سخت است که با غرض‌ورزی و کینه توزی در دقیقه نود پایان دوره انتقام آن روز را از من گرفتند.»

وی در ادامه از آیت‌الله خامنه‌ای خواسته است جلوی اجرای حکم اعدام را بگیرید و دستور بررسی دقیق پرونده را صادر کند.

حکم اعدام حمید باقری درمنی در دیوان عالی کشور تائید شده و عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، گفته که «مقدمات» اجرای این حکم «در حال انجام است».

او به بدهی ۳۳۰ میلیارد تومانی به شرکت نفتی جم بابت دریافت قیر و کلاهبرداری از چند بانک به مبلغ حدود ۱۰۰ میلیارد تومان متهم شده است.

حمید باقری درمنی این اتهامات از جمله بدهی به شرکت نفتی جم بابت دریافت قیر را رد کرده است. او همچنین گفته که از سال ۹۰ دیگر فعالیت مالی نداشته و اموالش در این سال‌ها توقیف شده است.

محمود علیزاده طباطبایی وکیل او، گفته است درحالی درباره با پرونده موکلش «مانند اخلالگران اقتصادی اخیر برخورد می‌شود که موکل از سال ۹۳ در زندان به سر می‌برد و اصلاً ربطی به ماجراهای اخیر ندارد».

منبع:سحام نیوز

No responses yet

Dec 03 2018

استیضاح ظریف، “بازی امنیتی جریان مالی نزدیک به خامنه‌ای”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: استیضاح محمدجواد ظریف در میان بخشی از اصولگرایان با واکنش منفی روبرو شده و به گمان آنها رای نمی‌‌آورد. برخی تحلیلگران معتقدند طرح استیضاح فقط برای عقب‌ نشاندن دولت در مبارزه با پولشویی است.

صبح روز یکشنبه ۱۱ آذر (دوم دسامبر) خبرگزاری ایسنا از بررسی استیضاح سه وزیر دولت دوازدهم خبر داد. بنابر این خبر استیضاح محمدجواد ظریف با ۲۴ امضا در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، وزیر کشور با ۱۹ امضا در کمیسیون شوراها و وزیر جهاد کشاورزی با ۲۴ امضا در کمیسیون کشاورزی مجلس ایران در دست بررسی است.

در این میان استیضاح محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، نه تنها با مخالفت طیف طرفدار دولت و اصلاح‌طلبان، بلکه با مخالفت برخی از چهره‌های اصولگرا روبرو شده است. محسن غرویان، از نمایندگان اصولگرای مجلس، در همین رابطه در نوشته‌ای در روزنامه “اعتماد” از کارنامه ظریف دفاع کرد و گفت که او «یکی از چهره‌های موفق دیپلماسی پس از انقلاب است و استیضاح او آنچنان که دلسوزان کشور نیز اذعان می‌کنند، غرض‌ورزانه و بر خلاف وحدت ملی است.»

او در این نوشته به سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی اشاره کرده که گفته است «در این شرایط حساس» حمله به دولت و استیضاح وزرای آن «به صلاح کشور نیست و باعث شادی دشمنان خواهد شد». محسن غرویان معتقد است که پشت پرده استیضاح ظریف مخالفت با بحث FATF (پیوستن ایران به مبارزه با پولشویی در نظام بانکی) است.

مخالفت امپراطوری مالی خامنه‌ای با پولشویی

مهدی مهدوی آزاد، تحلیلگر سیاسی ساکن بن آلمان، معتقد است که بحث استیضاح آقای ظریف “جزیی از یک پازل بزرگ‌تر است برای تبرئه نظام از مشکلات فعلی و شکستن کازه کوزه‌ها سر دولت روحانی” است. او به دویچه‌وله فارسی می‌گوید:

«تلاش آنها این است بلکه بتوانند برخی از وزرای دولت را حذف کنند و افرادی نزدیک به خودشان را به دولت تحمیل کنند و در موارد انگشت‌شماری که دولت روحانی هنوز تسلیم و تابع نشده، مثل لوایح اف‌ای‌تی‌اف، کنوانسیون‌های پالرمو و سی‌اف‌تی، در واقع نظر خودشان را تحمیل کنند.»

مهدوی آزاد ادامه می‌دهد: «خوب که نگاه می‌کنید می‌بینید موتور محرکه در جنجال‌سازی علیه جواد ظریف یا روزنامه کیهان است که نماینده کارتل‌های اقتصادی زیر نظر آیت‌الله خامنه‌ای، آستان قدس رضوی مثل ستاد اجرایی فرمان امام محسوب می‌شود، یا خبرگزاری‌های فارس و تسنیم هستند که هر دو خبرگزاری سپاه پاسداران هستند. بنابراین ما به نوعی شاهد بازی امنیتی جریان مالی نزدیک به آقای خامنه‌ای و تحت نظر او هستیم تا مسئله پولشویی و تخلفات مالی را به یک محدوده قرمز غیرقابل نفوذ تبدیل کنند.»

مهدی مهدوی آزاد، تحلیلگر سیاسی

مهدی مهدوی آزاد، تحلیلگر سیاسی

او به مورد مشابه همین جنجال اشاره می‌کند، به زمستان ۹۳ و زمانی که عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، در مورد پولشویی و ورود پول‌های کثیف به سیاست هشدار داد. او می‌گوید که آنزمان هم «همین واکنش تند و تیز را از طرف بخشی از حاکمیت دیدیم. آن زمان هم جبهه پایداری تا استیضاح وزیر کشور پیش رفتند و نهایتا او را وادار کردند در اسفندماه آن سال به نوعی حرف‌هایش را پس بگیرد. جنجال این روزها بر سر حرف‌های آقای ظریف هم تکرار همان بازی است.»

دولت روحانی در مواجهه با تحریم‌های آمریکا، مشکلات اقتصادی ناشی از فساد و ناکار‌آمدی دستگاه‌های رهبری‌کننده و کارشکنی جناح تندرو حکومت ایران اکنون در ضعیف‌ترین موقعیت از هنگام ریاست روحانی بر قوه مجریه ایران قرار گرفته است. تضعیف بیشتر روحانی، به باور بخشی از اصولگرایان، “به مصلحت” نیست.

کاظم جلالی، رییس فراکسیون مستقلین مجلس، نیز با اشاره به سخنان ظریف در مورد حجم بالای پولشویی در ایران به خبرنگاران گفته است: « فارغ از این که آن چه که گفته شده صحیح یا غلط است به نظر می‌رسد در شرایط فعلی سیاست خارجی ما در خط مقدم مبارزه با تحریم‌ها قرار دارد و طبعا تمام برنامه‌ریزی‌هایی که طراحی می‌شود خصوصا در حوزه اقتصادی یک پای آن وزارت امور خارجه است. بنابراین در شرایط کنونی استیضاح وزیر امور خارجه به مصلحت نیست و خصوصا پرداختن به آن چه که مطرح شده در این شرایط مقرون به صحت نیست.»

«سکوت خامنه‌ای، بازی دوگانه همیشگی اوست»

مهدی مهدوی‌آزاد درباره شرایط “غیر مقرون به صحت” می‌گوید: «کشور درگیر یک بحران تمام عیار است. در سیاست خارجی فشار بی‌سابقه‌ای را تحمل می‌کنیم. در حوزه اقتصادی فروپاشی ارزش پول ملی باعث شده است که یک شبه سه تا چهار دهک اجتماعی به زیر خط فقر مطلق برود. در حوزه اجتماعی هر روز یک گوشه کشور شاهد اعتراض و اعتصاب است. در سیاست داخلی هم شاهد ادامه سیاست سرکوب.»

او ادامه می‌دهد: «همه دنبال یک مقصر می‌گردند تا ناکامی را گردن او بیاندازند. به همین دلیل می‌بینیم یک ائتلاف نانوشته‌ای بین بخشی از جناح تندرو یعنی جبهه پایداری، بخشی از فرماندهان سپاه پاسداران و جریان محمود احمدی‌نژاد شکل گرفته که این مشکلات را گردن دولت آقای روحانی بیاندازند و به خیال خودشان نظام را تبرئه کنند.»

رئیس کمیسیون مستقلین مجلس پیش‌بینی کرده است که حتی اگر کار به استیضاح وزیر خارجه بکشد، او با آرای بالاتری از مجلس رای اعتماد خواهد گرفت. اما آیا رای اعتماد گرفتن وزیر خارجه از مجلس به معنای خوابیدن دعواست؟

پاسخ مهدی مهدوی‌آزاد به این پرسش منفی است. او می‌گوید که اگر آیت‌الله خامنه‌ای بخواهد می‌تواند به سادگی این بازی را بخواباند. «اما تمام کسانی که این روزها علیه جواد ظریف قیام کرده‌اند بلااستثناء وابستگان او هستند که از طرف او در نهادهای مالی ثروتمند غیردولتی مسئولیت گرفته‌اند و بازهم شکی نیست که با پولشویی موافقند بجز سپاه پاسداران و امپراطوری مالی آقای خامنه‌ای مثل سپاه پاسداران و آستان قدس رضوی و ستاد اجرایی فرمان امام. بنابراین آقای خامنه‌ای دارد مثل همیشه یک بازی دوگانه می‌کند.»

مهدوی آزاد می‌افزاید: «او از یک طرف به دلیل افکار عمومی می‌ترسد وارد بازی شود و دولت را پس بزند و این لوایح را رسما رد کند و از طرف دیگر دست زیردستانش را باز می‌گذارد، بلکه بتوانند جلوی این لوایح را بگیرند و بتواند حصار آهنین دهه‌های گذشته را هم‌چنان حفظ کند.»

No responses yet

Nov 30 2018

متن پاسخ حجت الاسلام سید احمد فقیه مدیر حوزه علمیه نی ریز به بیانات اخیر امام جمعه مشهد:

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران من و تو: آقای علم‌الهدی، بر عکس شما، ما عاشق ایران هستیم
-آقانی علم‌الهدی، اگر فکر می‌کنی که ایرانی بودن اینقدر سخت است، لطفا تشریف ببرید ثبت احوال و بگوئید عنوان ایرانی بودن را از شناسنامه شما بردارند، بعد ببینید چه هویتی دارید؟ قرار نیست که ما میان هویت دینی و ملی خودمان شکاف ایجاد کنیم و گزگ به دست دشمنان قسم‌خورده این مملکت بدهیم تا هر چه دلشان می‌خواهد بگویند. سیطره تفکرات افرادی مانند شماست که باعث شده هر کشور نوظهوری یک جایی قد علم کند و هر روز یکی از شخصیت‌های تاریخی را ما بدزدد. بروید به همین کشورهای آسیای مرکزی نگاه کنید. نگاه کنید که چگونه برای یک شاعر، یک فیلسوف و یک منجم و دانشمندی که در حوزه ایرانِ فرهنگی می‌زیسته سر و دست می‌شکنند تا او را از آن خود کنند؟ بروید ببینید همین مولوی را چگونه ترکیه دزدیده است، نظامی را چگونه حکومت باکو از آن خود کرده و حالا هم دندان طمع برای شهریار، قطران تبریزی و … تیز کرده است.
-بروید در همین افغانستان که در قسمت شرقی شما است، تحقیق کنید که برای سنایی غزنوی چه می‌کنند؟ در ازبکستان بروید نگاه کنید که به بچه‌هایشان درس می‌دهند که تخت جمشید را قوم ازبک ساخته و بعد شما و دوستان‌تان تاریخ ایران را 1400 سال خلاصه می‌کنید و همه چیز را تخطئه؟ بروید و نگاه کنید که در تاجیکستان چگونه رودکی سمرقندی را بزرگ می‌دارند و برای فردوسی چه می‌کنند؟ کشورک‌ امارات عربی به چه شکل در حال دزدیدن هویت تاریخی جنوب ایران است و اطرافیان ما به چه شکل هر روز یکی از میراث‌های تاریخی ما را به اسم خود سند می‌زنند. همه دنیا در حال تاریخ سازی برای خود است، دنبال این هستند تا خود را به جهان معرفی کنند و بعد شما می‌آید و زیر همه چیز می‌زنید، ای کاش یکی بود به شما می‌گفت در جهان امروز اوضاع از چه قرار است. ما تاریخی را که می‌توانیم سالانه میلیاردها دلار از آن درآمد داشته باشیم، حذف می‌کنیم آن هم به چه قیمتی؟
-یک آمار از مردم بگیرید که در مورد حرف‌های شما چگونه فکر می‌کنند. چند درصد مردم حرف‌ها و مواضع شما را تایید می‌کنند. درست است که به برکت خون شهدا امروز به مقامی رسیده‌اید که تریبون دست‌تان است و هر چه دوست دارید می‌گوئید، اما آیا یادتان به خودتان در دانشگاه امام صادق (ع) در دوران جبهه و جنگ می‌آید؟ یادتان هست که چه کار می‌کردید؟ من نیازی به توضیح ندارم، اما آنهایی که در آن دوران در دانشگاه امام صادق (ع) درس می‌خواندند می‌توانند گواهی دهند که شما به همراه یک بنده خدای دیگر در مورد جبهه و جنگ و دفاع از کشور چگونه فکر می‌کردید!! اگر نبود نقش کاریزما و دوست‌داشتنی بنیانگذار انقلاب، حضرت امام خمینی (ره)، شک نداشته باشید که با مدیریت امثال شما تهران سقوط کرده بود!! همانگونه که در سال آخر جنگ فاو سقوط کرد، شاید دلیلش را بسیار بیشتر از من بدانی که آن روزها سن و سالی نداشتم؟
-ما امروز در گرداب مشکلات غوطه‌‌ور هستیم، لطفا شما نمک بر زخم مردم نپاشید، در این روزهای سخت و طاقت‌فرسا اگر شما سکوت کنید و چیزی نگوئید، به مراتب بهتر است، البته اگر خیلی‌ از شماها چیزی نگویند. تریبون نماز جمعه به شکلی شده که متاسفانه روز به روز مردم بیشتر و بیشتر از آن گریزان شده‌اند. بروید تحقیق کنید چرا در همین کشورهای همسایه ما در نماز جمعه جایی برای نشستن نیست، اما در کشور ما به جز در روزهایی که رهبر انقلاب خطبه می‌خوانند یا نماز عید برگزار می‌کنند، کسی برای شنیدن سخنان شما نمی‌آید؟ در این مورد هم تحقیق لازم است. قرار نیست در چارچوب اتاق خود نشسته و با مردم لج‌بازی کنید و از این دست حرف‌ها بزنید، همین صدا و سیما که مردم را چند پاره کرده و آنها را به سمت تلویزیون‌های معاند سوق داده، کافی است.
-آقای علم‌الهدی، شما یک مسلمان ایرانی هستید، اما من یک ایرانی مسلمان هستم. اجداد من اول زرتشتی بودند و بعد مسلمان شدند، بعد هم مسلمان شدند، پاسدار دین بودند. کسی حق ندارد به هویت من توهین کند، کما اینکه من به هویت کسی توهین نمی‌کنم. ما در این کشور اهل سنت، زرتشتی، کلیمی، ارمنی و عاشوری داریم که در کنار ما در برابر دشمن مقاومت می‌کنند. ما هشت سال با عراقی جنگیدیم که بیشتر نظامیانش شیعه بودند، اگر بحث تشیع بود، پس آنها هم حرفی برای گفتن دارند. من بر اساس وظیفه دینی خودم و بعد هم برای دفاع از هویتم باید این حرف‌ها را می‌زدم. شما تریبون و رسانه دارید، تریبون من همین کانال است که دوستان محبت می‌کنند و روزی 20 تا 30 نفر از آن کم می‌کنند… در پایان آنکه، برعکس شما من عاشق وطنم هستم، استخوان‌های 100 پشت من در دشت‌های ایران پوسیده است و من به احترام آنها کلاه از سر بر می‌دارم…. و در پایان؛ والعاقبه للمتقین.

No responses yet

Nov 20 2018

گفتگوی تفصیلی آفتاب یزد با محمدرضا تاجیک: موریانه قدرت طلبی برخی به جان اصلاحات افتاده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

آفتاب یزد– امید کاجیان : وقتی از او پرسیدم حال و هوای دانشگاه چطور است،گفت مثل بقیه جاها. گفتم حال و هوای بقیه جاها که زیاد خوب نیست… لبخندی زد و نشست مقابلم. با استاد، چند بار دیگر نیز گفت وگو کرده بودم. در روزهای پرامید سال 96 و بعد از پیروزی حسن روحانی ولی آن روزها حال و هوای همه چیزوهمه کس فرق می‌کرد حتی حال و هوای خود او… لا اقل در ظاهر هم که شده. اما این بار صریح تر از همیشه شده است برای به کار بردن جمله‌ها و واژگان دیگر آن محافظه کاری‌ها را کنار گذاشته، رک و بی پروا می‌گوید.
اصلاح طلب خارج از قدرت. این شاید بهترین و صریح ترین توصیفی است که می‌توان از استاد داشت. استاد محمدرضا تاجیک، دکترای «تحلیل گفتمان در سیاست» از دانشگاه اسکس انگلستان، مشاور رئیس جمهور و رئیس «مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری»دولت اصلاحات.
تاجیک هنوز هم وسواس خاصی دارد در شرح این روزهای سیاست ایران و برای ترسیم چشم‌اندازهای آینده. حالا او شده یکی از منتقدین سرسخت اصلاح طلبان فعلی و مسیری که جناح چپ در این سال‌ها برداشته است. وقت خوبی است برای آسیب شناسی جریانی که روزگاری داعیه داشتن پایگاه اجتماعی بالا داشت و رای مردم چشم و گوشش را بست به روی خیلی از حقایقی که امروز نتیجه‌اش را می‌بینید. با دکتر تاجیک گپی می‌زنیم. برای اینکه بدانیم چه شد اصلاحات کارش به اینجا رسید.

جناب دکتر! این روزها، نگاه مردم به اصلاح‌طلبان دیگر نگاه سابق نیست، فاصله پایگاه اجتماعی با این جریان روز به روز بیشتر می‌شود،از همین رو بعد از دی‌ماه 96، عده‌ای موضوع اصلاح در اصلاحات را مطرح کردند که به آن نیز توجه نشد. از نگاه شما اساسا در این 20 سال اصلاحات توانست در دل مردم جا باز کند که اکنون عده‌ای به فکر اصلاح در اصلاحات باشند؟
می‌گویند که بعد از انقلاب‌های بزرگ، دیگر انقلابی بزرگ شکل نمی‌گیرد. در این شرایط تنها آلترناتیو جدی که مطرح می‌شود یک جریان اصلاحی است. به اعتقاد من آن چیزی که لوکزامبورگ یک زمانی با عنوان انقلاب مستمر از آن نام می‌برد و امروز در برخی از گفتارهای روشنفکری و رسمی ما به کار برده می‌شود، عمدتا یک گفتمان اصلاحی است. یعنی گفتمانی که می‌تواند یک انقلاب را با تغییرات کارکردی که در درون آن ایجاد می‌کند باقی نگه دارد.
از سوی دیگر، اکنون از دهه‌هایی که در ایران، آمریکای لاتین و چه در کشورهای جهان سوم به عنوان دهه‌های شورش و جنبش‌های رادیکالی موسوم بود وارد دوره‌هایی شدیم که انگاره‌های غالب، انگاره‌های جنبش‌های اصلاحی و مدنی است. حتی چپ مارکسیستی رادیکال هم وقتی دگردیسی پیدا می‌کند، عمدتا به حرکت‌های مدنی و اصلاحی روی می‌آورد، در مبارزه با امپریالیسم و سرمایه‌داری بسیاری از اندیشه‌های رادیکالی زیر اســتراتژی‌های مدنی می‌روند، بنابراین کماکان یک منش و روش گفتمان اصلاحی، گفتمان برتر و آلترناتیو نخست جامعه است.

کــــدام اصـــلاحات منظورتان است؟
منـــظــورم از این اصلاحات، جریان موجود اصلاح‌طلبان در کشور نیست، راه اصلاح مدنی است اما آیا معنا و مفهوم این موضوع این است که جریان اصلاح‌طلبی امروز همان آلترناتیوی باشد که ما به آن نیازمندیم؟ من در این امر تردید دارم چرا که یک جریان اصلاحی باید ساز و کارهای مکرر اصلاحی را در درون خودش تعبیه کرده باشد، یک جریان اصلاحی باید آنچه را که می‌گوید، ببیند یعنی اصلاحات در کلامش نباشد در کنش آن هم باشد، اصلاحات و تغییر را زندگی کند نه آنکه آن را بیان کند.
در ایران از یک زمان به بعد اصلاحات به سمتی رفت تا درباره اصلاحات سخن بگوید و گفتار و نوشتار قوی و غنی را در این زمینه سامان بدهد، اما به طور فزاینده‌ای هم منش و روش اصلاح‌طلبی یا همان «اتوس و لگوس» اصلاح‌طلبی از این جریان فاصله گرفت. اصلاح‌طلب باید تبدیل به اتوس و لگوس و زبان زیستی جریان می‌شد. منش و مرام انسان‌ها باید اصلاح می‌شد اما هرگز چنین نشد. شوربختانه جریان اصلاحات در ایران هرگز تبدیل به اتوس و لگوس نشد و نتوانست جریان سیاسی اصلاح‌طلب را در درون خودش پیاده کرده و خود موضوع اصلاحات قرار گیرد و همانگونه که به اصلاحات در درون جامعه و برون از خود می‌اندیشد، خودش را هم موضوع اصلاحات و تغییر مستمر قرار دهد، بنابراین به صورت فزاینده‌ای اصلاحات در ایران صرفا تبدیل به نظم نمادینی شد که خودش را مومیایی و منجمد کند و یک دیوار بلند دورخودش کشیده تا پایدار بماند، غافل از اینکه حیات یک جریان اصلاح‌طلبی به انتقال است و اصلاحات چون می‌رود، هست.

البته به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان و اصلاحات در ایران، بیش از آنکه مومیایی شوند در خود تغییراتی ایجاد کرده‌اند که به تخریب هر چه بیشتر خودشان منتهی شد. به طوری که عده‌ای می‌گویند از سال 88 به بعد، این جریان به سمت نابودی‌اش گام برداشته است؟
بله! البته بگذارید بگویم بیش از آنکه به سمت نابودی خود برود، به سمت قدرت کشیده شده است.

چرا؟
برخی از اصلاح‌طلبان به این نتیجه و یا تئوری رسیدند که بقای اصلاح‌طلبی به قدرت گره خورده است، آن‌ها می‌گفتند تا زمانی که ما به عنوان اصلاح‌طلب در بازی قدرت و سیاست مرسوم جامعه قرار داریم و از جایگاه تعیین‌کننده‌ای برخورداریم اصلاحات شکوفاست، اگر جریان اصلاح‌طلبی از جریان قدرت خارج شود به دوران استیصال می‌رسد و حیات و بالندگی‌اش را از دست می‌دهد، به نظر می‌رسد که به دلیل این صغری و کبرای غلطی که چیده شد، اصلاح‌طلبان جریان اصلاحات را به سمت قدرت هول دادند.
و از این بابت به هر روشی متوسل شدند تا در بازی حضور و سهمی بیشتر را در قدرت داشته باشند، آنها فکر می‌کردند هر چه سهم از قدرت بیشتر، حیات جریان نیز قدرت بیشتر می‌گیرد، غافل از اینکه قدرت در این شرایط آفات خودش را دارد وقتی تمامیت اصلاح‌طلبی را در قدرت خلاصه کردیم بدیهی بود که هر آنچه ناشی از آفات قدرت است نیز به جریان اصلاح‌طلبی گسیل شده و این، جریان اصلاح‌طلبی را به حاشیه می‌کشاند. از همین رو به تفکر اصلاحات در ایران جفا شد، تفکری که قرار بود یک جریان با اندیشه‌های ژرف و زیباشناسی باشد تحت الشعاع سیاست و قدرت قرار گرفت. یک نوع قدرت‌زدگی و سیاست‌زدگی دامن جریان اصلاحات را گرفت. بنابراین از آن نگرشی که بنا بود با توده‌های مردم ارتباط برقرار کند دور شده و به جای آنکه از میانه هرم جامعه، حیاتی شکوفا داشته باشد تمام ذهنش متمرکز به راس هرم جامعه شد. از همین رو، امروز تمام امراضی که در سیاست مرسوم ما وجود دارد را در پیشانی جریان اصلاحات می‌بینیم.

همواره جریان اصلاحات از این سخن می‌گفت که محدودیت‌ها، ردصلاحیت و… است که به این جریان صدمه وارد می‌کند، با این اوصاف آیا شما معتقدید که بیشترین آسیب را خود اصلاح‌طلبان به اصلاحات وارد کردند؟
بله! و در کنار این، من معتقدم که هزینه‌هایی که جریان بیرونی و رقیب به اصلاح‌طلبی وارد می‌کند همواره مقوم جریان اصلاح‌طلبی بوده است نه مخرب آن. یعنی تمام هجمه‌ها و محدودیت‌هایی که از آن یاد کردید باعث شد تا هم پایگاه‌های اجتماعی اصلاح‌طلبی را تقویت کرده و هم در نزد اذهان عمومی به آن مشروعیت بخشیده شود. اما آن بخشی که جریان اصلاح‌طلبی را به حاشیه و چالش کشاند از درون اصلاح‌طلبان بوده است.

اگر جریان اصلاح‌طلبی را با تمام فراز و فرودهایش، محبوبیت‌ها و منفورشدن‌هایش بخواهیم به عنوان یک گفتمان تعریف کنیم، بزرگترین دستاورد عملی این جریان چه بوده است. دستاوردی که فارغ از توئیت‌ها و سخنرانی‌های بعضا جنجالی رسانه‌ای باشد؟ چه اتفاقی محصول دستاورد اصلاح‌طلبی در این 20 ساله بوده است؟
باید گفت جریان اصلاح‌طلبی در زمانی که به عنوان یک پاد گفتمان عمل می‌کرد نشان داد که می‌تواند در قالب یک گفتمان هژمونیک هم ظهور و بروز کند و حتی می‌تواند در بعضی مقاطع تاریخی ما به تنها قاضی هم تبدیل شود و به عنوان یک راهکار برون رفت از شرایط وخیم تلقی‌اش کنیم، در ابتدا این جریان گفتمانی شد که با پایش می‌توان حرکت کرد با دستش می‌توان چیزی را برداشت با چشمش می‌توان چیزی را دید با احساسش می‌توان اصلاح و مشکلات را مرتفع کرد. این موضوع برای کشوری که در آن پیش از این تنها یک گفتمان را به صورت مشروع در همه جا پهن کرده بود و در پیچیده‌ترین ساحت جامعه که سیاست باشد تا ساحت فردی انسان‌ها همان یک گفتمان تنیده بود اتفاق بزرگی است، چرا که بالاخره یک گفتمان دیگر آمد و آن فضای تک بعدی را کنار زد و فضایی جدید را برای گفتمان مدنی ایجاد کرد.
این گفتمان با خودش انبوهی از مفاهیم و آموزه‌ها آورد؛ آموزه‌هایی که باعث شد مردم بتوانند طور دیگری به جامعه، انسان، حکومت، قدرت، روابط میان قدرت و مردم، رابطه ایران با جوامع دیگر، نگاه به قومیت‌ها و جنسیت‌ها چشم بیندازند. گفتمان اصلاح‌طلبی تا حدی دگراندیشی را در کشور مطرح کرد تا مردم از دریچه نظم نمادین دیگری نگاه کنند و این اتفاق بزرگی بود و می‌توانست در شرایطی که تمام درها و دروازه‌ها بسته شدند، دری را بگشاید و مسیری را باز کند که جامعه ما بتواند حرکتی رو به جلو داشته باشد، اما به هر حال ما قدر این سرمایه تاریخی را کمتر دانستیم و این جریان می‌توانست در شرایط کنونی که بسیاری از درها به روی ما بسته شده و سیل عظیمی از چالش‌ها که روح و روان جامعه ما را از درون و برون آزار می‌دهند بر مردم سیطره یافته، راهکار برون رفت و بسیار کارآمدی باشد اما متاسفانه کارایی خود را از دست داده است. رنگ زیبا، سفید و لطیف و فریبای اصلاح گری را کدر کردند.‌ای کاش در این برهه یک نوع پیرایش انجام شود.ای کاش این جریانی که به نام اصلاح‌طلبی در کشور حاکم شده است را در سطوح مختلف آرایش کنیم و جریان اصلاحات در کشور را با آموزه‌های جدیدتر و نگاهی دیگر به گونه‌ای تغییر دهیم که بتواند گفتمان‌ ما در دهه پنجم را شکل دهد.

واقعا فکر می‌کنید دیگر این مردم فرصت چنین کاری را می‌دهند تا اصلاحات آرایش شود و باز هم در کشور ظهور و بروز کند؟ مردم اینقدر صبر دارند؟
همان طور که گفتم آلترناتیو و چاره دیگری نیست.

من بارها این جمله را از اصلاح‌طلبان شنیدم به نظر می‌آید این واژه و این جمله، یک کلیشه از سوی همان جریان اصلاح‌طلبی– که اکنون شما منتقد آن هستید- برای بقای ساختار باشد، بهانه‌ای که بخواهد به مردم این موضوع را تلقین کند که سکوت کنید چون آلترناتیو دیگری نیست. خاموش باشید و قناعت پیشه کنید و به ما اصلاح‌طلبان دل ببندید.چرا مرتب می‌گویید آلترناتیوی به غیر از اصلاحات نیست، شاید باشد چیزی شبیه جریان سوم یا هر جریانی که بنای تغییرات بنیادین دارد.
با شما موافقم، بگذارید مطلبم را اینگونه تصحیح کنم، به نظر من در دهه 5 انقلاب علی رغم اینکه آلترنانیوهایی ممکن است باشد، اما امکان انقلاب آلترناتیوی که توان هژمونی شدن یکپارچه را داشته باشد، نیست اما این یکپارچگی هژمونیک می‌تواند در یک نوع نگاه اصلاحاتی خاص ایجاد شود – تاکید می‌کنم منظورم از این نگاه، نگاه اصلاح‌طلبان و اصلاحات موجودی که تاکنون دیده‌ایم، نیست- منظورم از این اصلاح یک جریان مدنی است و نه آنچه که امروز می‌بینیم. در حال حاضر جامعه ما بیشتر به دنبال حرکت‌های مدنی‌تری است که به نتیجه برسد،این حرکات هستند که فراگیر می‌توانند باشند، اما من هم معتقدم که این حرکت مدنی منتج به نتیجه، در قالب اصلاحات و اصلاح‌طلبان امروز نیست.
مگر آنکه جریان متفاوتی را با تغییر سیرت و رفتار اصلاحات ببینیم. من 4 سال پیش و زمانی که هنوز بحث نئواصولگرایی مطرح نبود از نیاز به نئو اصلاح‌طلبی گفتم. من همان‌وقتی که هنوز اصلاح‌طلبی به حاشیه نرفته بود گفتم که باید تغییری در این جریان حاصل دهیم که البته برخی علیه من موضع گرفتند که جریان اصلاح‌طلبی اصلا به چنین چیزی احتیاج ندارد و عده‌ای هم می‌گفتند که اصلاح‌طلبی ادامه همان جریان مشروطه است اما آیا اکنون مفهوم اصلاح‌طلبی می‌تواند با جامعه ارتباط برقرار کند؟من که در آن تردید دارم. شاید اکنون در دوره‌ای جدید هستیم که باید اساسا یک جریان متفاوت با ساز و قالبی دیگر تشکیل دهیم تا ببینیم آیا موفق می‌شویم با نسل آتی در اینباره ارتباط برقرار کنیم؟

جناب دکتر برایم همیشه این مطلب جای سوال بوده که چرا نگاه‌های ما در ایران صفر و صد بوده است، مثلا می‌گوییم اگر اصلاحات نباشد نتیجه‌اش فلان است. امثال شما که از اصلاح‌طلبان خارج از قدرت هستید چرا هیچ وقت از این نمی‌گویید که ما لزوما قرار نیست با مخالفان نبرد بکنیم، چرا از این نمی‌گویید که دوطرف می‌توانند با هم مذاکره کنند؟ چرا نمی‌توانیم با هم صرفا رقابت سیاسی داشته باشیم؟ پس تکلیف آنهایی که از چپ و راست و ساختار فعلی خسته شدند، چیست؟
حالا که این را گفتید بگذارید از آنچه که ذهن من را این روزها به خود مشغول کرده صحبت کنم. یک سوال اساسی همیشه با من مانده است که چرا به رغم همه تلاش‌هایی که جامعه ایرانی در طول تاریخ برای تغییر وضع موجود و ایجاد یک وضع مطلوب و آزادتر، دموکراتیک‌تر، شرایط عادلانه تر کرده این اتفاق نیفتاده است. چرا افراد تا زمانی که بیرون قدرتند فریاد آزادی و دموکراسی می‌دهند و در فردای قدرت خودشان جور دیگر فکر می‌کنند. چه اتفاقی افتاده است؟ نظر من این است؛ به رغم اینکه ما صورتک‌های متفاوتی داشتیم صورت واحدی داشتیم «من» ایرانی‌ها یکسان بوده است، چه «من» آن ایرانی که شعار دموکراسی می‌دهد چه «من» آن کسی که شعار دیگری می‌دهد. «من» تغییر نکرده است، صورت‌ها تغییر نکرده‌اند، صورتک‌ها بوده‌اند که تغییر کرده‌اند. همان کسانی که فریاد دموکراسی زدند، جنبش و انقلابی برپا کردند در فردایی که بر سر قدرت نشستند خود باز تولید‌کننده همان مناسبات بودند. این انسان جوهره‌اش تغییر نکرد، زبان و صورتکش تغییر کرد. تغییر این «من» یک امر تاریخی است باید صبر کرد تا این «من» تغییر کند، متاسفانه ما ایرانی‌ها هیچ وقت از این حوصله‌ها نداشتیم و همواره به دنبال جهش‌های دیالکتیک بودیم، همیشه خواستیم در یک مقطع زمانی اندک، به سوپر و اولترا دموکراسی برسیم اما نارفته راه می‌خواستیم. آهسته و پیوسته نرفتیم تا به نوآیینی برسیم. اکنون هم همین موضوع باعث نوستالژی‌های سیاسی امروز ما شده است که مرتب بگوییم دریغ از پارسال. اگر می‌خواهیم که یک تغییر اساسی صورت بگیرد و فردایمان واقعا متفاوت شود و در فردایمان حسرت امروز و گذشته مان را نخوریم باید تلاش کنیم تا این انسان تغییر کند.
مهم این است که شما انسانی بسازید که قبل قدرت و بعد قدرت تغییر ماهوی نکند، به تئوری داروینیسم «متحول» نشود! یا یادش نرود که چه گفته، چه شعاری می‌داده و اکنون باید چه کند.

پس به قول وزیر بهداشت فعلا همینی که هست دیگر؟
اگر می‌خواهیم از این فضا خارج شویم باید تحت یک مجال تاریخی اقدام کنیم حرکت‌های بزرگ تاریخی را نمی‌شود به یکباره انجام داد.

چند دهه گذشت این سال‌ها زمان کمی نیست .
چند دهه پرفراز و نشیبی داشتیم، اما اکنون باید بنشینیم و خود را نقد جدی بکنیم که در این 40سال به کجا رسیدیم؟ شوربختانه ما هیچ گاه ننشستیم تا انسان اصلاحی درست کنیم، بلکه در این سال‌ها، اصلاحات برای ما یک برج بابل شده است که عده‌ای از آن به عرش قدرت برسند. یک عده‌ای از جریان اصلاحات تنها این را آموختند که سهمی از قدرت داشته باشند. کدام یک از اینها(اصلاح‌طلبان) به این فکر کردند تا جریان اصلاحات را به عنوان جریان فرهنگی و مدنی تعریف کنند که باید در سطوح مختلف جامعه ریشه بدواند و اندک اندک فضای فکری کشور را تغییر دهد. اصلاح‌طلبان اما خیمه هایشان را کنار برج بابل زدند تا اینکه در درون دژ سهمی داشته باشند.
اما درباره اروپا از قرن 12 تا قرن 15 که ما رنسانس را می‌شناسیم به مدت سه سده انسان غربی تغییر نگاه، تغییر نرم‌ و منش اجتماعی داده است، به قول “هگل” یک نگاه انتقادی به خودش کرده و در این نگاه انتقادی ققنوس وار دوباره از خاکستر خودش برخاسته است. اما ما هر وقت در آینه نقد نگاه می‌کنیم آینه را می‌شکنیم ولی باید یاد بگیریم وقتی در آینه چشم دوختیم، باید خود را شکست. ما باید یک مجال تاریخی را در این زمینه به خودمان بدهیم. تا زمانی که این مجال تاریخی ایجاد نشود تغییر نمی‌کنیم.

شما غرب و گذر 300 ساله از یک نوع تفکر را به دموکراسی فعلی مثال می‌زنید، اما من از چند کشور نزدیک می‌گویم ما که دیگر از این کشورها پایین تر نیستیم(!)ما خودمان را نمی‌خواهیم با غرب مقایسه کنیم، بیایید ما را با برخی کشورهای منطقه مقایسه کنید.
تمامی این کشورها را که نام بردید با کشور ما فرق می‌کنند. فضای فرهنگی و تاریخی کشورهایی مثل تونس و لبنان با ما خیلی متفاوت است.
بعد از صفویه و استقرار نظام شیعی تاکنون که یک انقلاب مذهبی تشکیل شده با فضایی که در ترکیه است یا با ترکیب مذهبی و فرهنگی لبنان خیلی تفاوت داریم. حتی نگاه به دین هم در آن کشورها با ما خیلی فرق دارد. کشوری مثل ترکیه با رفتن عثمانی و آمدن آتاتورک ره دیگری را پیمود. اعتقادات مذهبی مردم ایران قوی و محکم است.
الان که شما می‌گویید باید از این مسیر بگذریم باید تاریخ این امر فرا برسد وگرنه در غیر این حقنه کردن به تاریخ صورت می‌گیرد. اگر شرایط تاریخی امری نرسیده باشد و شما مطلبی را به آن حقنه کنید نتیجه برعکس می‌گیرد. درست مثل مدرنیزاسیون کاذبی که در برهه‌ای تلاش داشت به جامعه ایران حقنه کند بدون اینکه مذاق جامعه برای این کار فراهم باشد. چه اتفاقی افتاد؟ مردم آن را هضم نکرده، در مقابلش صف آرایی کردند، مدرنیزاسیون همراه با سکولار پیش از امتحان مذاق جامعه، باعث تب و لرز جامعه شد. اگر شرایط کاری فراهم نباشد نتیجه عکس می‌دهد و در پسش رادیکالیسم می‌آید. اگر مثلا شما تلاش می‌کنید که اکنون سکولاریزم و مذهبیت را دوستانه کنار هم بنشانید نخست باید فرهنگ آن ایجاد شده باشد تا دیگر انسان سکولار در جامعه دینی «other» تعریف نشود، «same» تعریف شود برای این موضوع باید چشم جامعه شسته شود، نگاه‌ها تغییر کند، این موضوع با دیکته و انشاء از آب در نمی‌آید اینکه گفت این دو (سکولاریسم و مذهب) همدیگر را در خود جای بدهند و همه «خودی» حساب شوند با آرزو مهیا نمی‌شود. این مسئله یک امر تاریخی است و نیاز به زیربناهای فکری، فرهنگی، معرفتی و هنجاری دارد تا رسم و رسوم و سنتی کهنی که ریشه دوانده تغییر کند.

اصلاح‌طلبان پیشتر از این می‌گفتند که دلیل ائتلاف ما با اصولگرایان جلوگیری از ورود تندروهای اصولگراست! اما آیا اکنون می‌توان گفت دلیل این ائتلاف چنین چیزی بوده؟ آیا در این ائتلاف هم باید رد پای قدرت طلبی اصلاح‌طلبان را دید؟
وقتی رقیب یک رقیب رادیکال ایدئولوژیک است، کارآمدی شما را ناکارآمدی و زیبایی‌تان را زشت نشان می‌دهد. اما آیا لزوما این مسئله نقش مخربی ایجاد می‌کند؟ یک گروه باید آنقدر مقبولیت داشته باشد تا وقتی از جریان مخالفش ایماژ می‌سازد، آن ایماژ توسط مردم پذیرفته شود اما اگر مردم عکس آن ایماژ را در ذهنشان شکل دادند، تیر آن جریان به سنگ خورده است، اگرچه جریان رادیکال اجازه نداد که جریان اصلاح‌طلب در بخش‌هایی موفق عمل کند اما این یک امر طبیعی است و متقابلا هم انجام می‌شود یعنی جریان مقابل- اصلاح‌طلبی- هم به همان شیوه‌ها رفتار می‌کند تا راه را برای رقبایش ناهموار کند، اما اینها ضربه خاصی به پیکره دو طرف نمی‌زند، آن‌ها که ما را به گوشه رینگ می‌برند دستان خود ماست، جایی که خودمان را گوشه رینگ برده ایم، ضرباتی که اصلاح‌طلبان به اصلاحات وارد کرده‌اند به مراتب محکم تر از ضربات جریان مقابل بود. آن چیزی که جریان اصلاحات را از پا در می‌آورد موریانه‌ای است که آن را از درون پوک می‌کند. موریانه‌ای که این عمارت را از درون فرو می‌ریزد. ما در معرض چنین موریانه‌هایی قرار گرفته‌ایم که جریان اصلاح‌طلبی را از داخل می‌خورند و پوسته‌ای از آن را به جای می‌گذارند که با یک تلنگر می‌ریزد، این بدنه دارد استقامت خود را از دست می‌دهد، چرا باید چنین اتفاقی برای اصلاحات بیفتد؟ به نظر باید بیشتر به عقب بازگشت و دید چه اتفاقی در سال 92 متوجه جریان اصلاح‌طلبی شد که اکنون با نوعی بحران مقبولیت روبه روست؟ اما آیا راه برون رفتی از وضع موجود وجود دارد؟ به نظر که هست. اما این راه برون رفت نیاز به تحولات سازمانی، تحول حاملان و عاملان، تحول در کارکردهای اصلاحات در سطوح مختلف دارد تا این جریان در دهه 5 انقلاب بتواند کارایی بیشتری داشته باشند.

یکی از چالش‌ها در عرصه سیاسی ایران نقش آفرینی پررنگ سلبریتی‌ها به دلیل عدم وجود احزاب قدرتمند است، سعید حجاریان چندی پیش گفته بود با توجه به بی‌میلی مردم به اصلاح‌طلبان باید جریان اصلاحات برنامه‌های خودش را از طریق سلبریتی‌ها پیش ببرد، چنین سفیرانی چقدر می‌توانند در بهبود وضعیت سیاسی و اجتماعی جامعه تاثیرگذار باشند؟ آیا آن‌ها ممکن است باعث انحراف
در جریان سیاسی مدنی شوند؟
این سخن به معنای بحران جریانی است که دیگر از خود صدایی ندارد یا اگر صدایی دارد صدایش جذاب نیست و جیغ گون شده است. یا اینکه اساسا مخاطب برای این صدا وقعی نمی‌گذارد. بنابراین باید صدایش از دهان دیگری بیرون بیاید، دستش باید از آستین دیگری بیرون بیاید، صورتش باید در قالب صورت دیگری تصویب شود این به معنای احتضار یک جریان است، جریانی که تلاش می‌کند حیات انگل نباتی داشته باشد یعنی در بدن دیگران قرار بگیرد از آن‌ها تغذیه کند تا بماند و خودش دچار اسکلرودرمی شده و امکان بازپروری خویش را از دست داده است از همین رو سعی می‌کند از حیثیت دیگران استفاده کند تا بتواند بماند، طبیعی است این حرکت استراتژی نیست، به فرض اینکه کلامی از ما از زبان سلبریتی‌ها مطرح شد چه قدر این کلام اول به کلام دوم و به کلام سوم وصل می‌شود؟ یا اگر آن سلبریتی بعدها خلاف سخنی که گفته بود موضع گرفت آن موقع باید چه کنیم؟ بنابراین به نظرم توسل به چنین مسائلی نشانگر استیصال و بیانگر این است که یک جریان از درون پویش ندارد، نمی‌تواند تولید نخبه کند و به واسطه‌گر احتیاج داشته و از خود مقبولیت ندارد. من چنین چیزی را بسیار خطرناک می‌دانم که جریان اصلاحات فعلی بخواهد چنین نگاهی داشته باشد،این راهم باید اضافه کرد که در متن و بطن این سخن، بحران گروه‌های مرجع نیز نهفته است یعنی ما پذیرفتیم که آن گروه‌های مرجعی که زمانی مرجعیت در میان مردم داشتند دیگر به حاشیه کشیده شده‌اند و اکنون باید به گروه‌های سلبریتی متوسل شویم. این موضوع هم نشانگر پذیرش نوعی بحران گفتمانی است، هم پذیرش بحران گروه‌های مرجع و هم پذیرش یک نوع بحران در مخاطب است و معنا و مفهوم چنین چیزی مرگ یک جریان است. توسل به سلبریتی‌ها یک نوع شوک درمانی مقطعی است اما دیری نمی‌پاید
که همه چیز به حالت اول خودش برگردد باید استراتژی‌تر اندیشید این گونه راهکارها، راه به جایی
نمی‌برد.

این روزها زنان را رهبران آینده تغییرات و تحولات اساسی در کشور معرفی می‌کنند چه قدر به این موضوع معتقدید؟
من معتقدم که جریانات جامعه ما اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب تنها در سطح گفتمانی دچار نوعی بحران نشدند. بلکه در عاملان و حاملان هم دچار نوعی بحران بودند، معنای این موضوع چیست؟ این بدان معناست که اگر این جریانات حتی گفتمان و طرح نویی در اندازند اما اگر حاملان آن همان چهره‌های کلیشه‌ای باشند راه به جایی نمی‌برند، بلکه صرفا یک تغییر تاکتیک برای ادامه حیات داده اند. بنابراین در شرایط کنونی اگر گفتمانی نو می‌شود باید عاملان و حاملان آن هم نو شوند! دیگر نباید افراد مرسوم و شناخته شده‌ای که می‌شناسیم در آن حضور داشته باشند، چهره‌هایی که تصویر مطلوبی از خود هم به جای نگذاشتند(!) به نظرم بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب که در چارچوب قدرتند از این دسته هستند. در چنین شرایطی من اعتقاد دارم بی‌تردید کارگزاران اصلی تغییرات تاریخی در کشور در صف اول زنان هستند، زنانی که مجالی برای نقش آفرینی جدی در سطوح بالا نداشتند و بنابراین چهره آنها کماکان می‌تواند چهره محبوب و شناخته شده توسط جامعه باشد. علاوه بر اینکه آنها قشر حاشیه‌ای بوده و خودی محسوب نمی‌شوند و معمولا براساس همان فرهنگ مظلوم دوستی جامعه، این قشر می‌تواند نقشی که شما از آن گفتید را ایفا کند. زنان در شرایط کنونی ما می‌توانند کاری کنند که بقیه نمی‌توانند اما آیا در کنار زنان می‌توان، جوانان را هم قرارداد؟ من در این موضوع تردیدی ندارم. جوانان نیز می‌توانند گفتمان جدید را راهبری کنند، اکنون زنان و جوانان می‌توانند به عنوان مرجع جدید و کارگزاران اصلاح تاریخی تشکیل یک بلوک تاریخی
را بدهند.

No responses yet

Nov 18 2018

احمدی‌نژاد به نیروهای امنیتی: اگر قصد بزن بزن دارید ما هستیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری سابق ایران، خطاب به نیروهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی گفته که هدف آنها از بازداشت اسفندیار رحیم‌مشایی، از مدیران ارشد دوران ریاست‌جمهوری وی، «زدن» او است و افزوده که اگر آنها می‌خواهند «بزن بزن» کنند، او هم «هست».

ویدئوی اظهارات آقای احمدی‌نژاد که به مناسبت سالروز تولد رحیم‌مشایی در جمع هواداران خود سخن می‌گفته، روز یکشنبه ۲۷ آبان در کانال تلگرامی «دولت بهار» منتشر شده است.

اسفندیار رحیم‌مشایی، رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد در دوره ریاست‌ جمهوری وی، به اتهام «اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت» به تحمل پنج سال حبس، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به تحمل یک سال حبس و به اتهام «توهین به مقامات قضایی» به تحمل شش ماه حبس محکوم شده‌ است.

احمدی‌نژاد نیز با افزایش فشارها بر مشایی و حمید بقایی، از دیگر مدیران دوران ریاست‌جمهوری وی، به انتقاد علنی از ساختار جمهوری اسلامی روی آورده و مرتب در سخنرانی‌های خود اظهارات اعتراضی تندی به زبان می‌آورد.

وی در این سخنرانی نیز با اشاره به بازداشت مشایی گفته است: «به صراحت اعلام می‌کنند که ما احمدی‌نژاد را می‌خواهیم بزنیم. البته من کسی نیستم ولی خب مرد باشید و یک جو جوانمردی داشته باشید. مردی چیز خوبی است که… اگر با بنده دعوا دارید، بسیار خوب من در خدمت‌تان هستم. اگر می‌خواهید بزن بزن کنید، بسم‌الله ما هستیم».

رئیس‌جمهوری سابق ایران به نام فرد خاصی اشاره نکرده، اما با بیان اینکه «قرار نبود این‌گونه شود»، درباره افرادی که در نهادهای امنیتی و قضایی مشایی را بازداشت کرده‌اند، گفته که «آدم دلش برای این‌ها می‌سوزد… آخر شما چقدر بدبخت و حقیرید. چقدر سقوط کرده‌اید…آن‌ها خیال می‌کنند اگر فشار به ما را زیاد کنند، خودشان نجات پیدا می‌کنند. این هم جزو اشتباهات تاریخی آنهاست».

وی این افراد را «مغزهای کوچک و معیوب» معرفی کرده که «می‌نشینند دور هم و نقشه می‌کشند» و خطاب به آنها اضافه کرده است:‌ «تا الان مگر برنده بودید که باز هم می‌خواهید ادامه بدهید؟ ما دلمان برای شماها می‌سوزد، دست بردارید…ما با شما دعوای قدرت نداریم، اصلا نمی‌خواهیم».

وی افرادی که ادعا کرده با وی «دعوا» دارند، اما مشایی را به جای او بازداشت کرده‌اند «بی‌معرفت» نامیده و افزوده این در حالی است که «تمام این مشکلات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی فقط در سایه اندیشه الهی، مهدوی و بهاری قابل حل است که آقای مهندس (مشایی) امروز برچم‌دار آن است».

احمدی‌نژاد با انتقاد از «قطع شدن امکان مکالمه تلفنی» مشایی در زندان طی ۱۰ روز گذشته و ممانعت از ملاقات خانواده‌اش با وی، آنچه بر او می‌رود را با «عاشورا» مقایسه کرده و از اینکه مقام‌های امنیتی و قضایی «تصور می‌کنند هیچ کس در این مملکت چیزی نمی‌فهمد» انتقاد کرده است.

به گفته احمدی‌نژاد، «مخالفین حرفی برای گفتن ندارند، چه حرفی دارند؟ جز فحش دادن و بگیر و ببند و خفه کردن و له کردن. و از آن صندلی که سخت محافظت می‌کنند. بسیار خوب، محافظت کنید».

رئیس‌جمهوری پیشین ایران به صراحت گفته که عده‌ای «پشت نهادهای امنیتی و نهادهای قدرت» که به گفته وی «حاصل خون شهداست» و «پشت تقدسی که مال خدا و پیغمبر» است «خزیده» و «زور» می‌گویند.

او خطاب به این افراد اضافه کرده که افراد را «در زندان می‌کنید. تریبون‌ها هم که دست‌تان است، هر چه می‌خواهید می‌گویید…بعد هم می‌گویند ما مدیریت کردیم، کنترل کردیم. احمدی‌نژاد را کنترل کردیم. بعد هم می‌گویند سیاسی نیست».

رئیس‌جمهوری پیشین ایران بارها در نامه‌هایی سرگشاده، به انتقاد علنی از برادران لاریجانی پرداخته و به طور ویژه صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، را فردی معرفی کرده که از «عدالت» خارج شده و به گفته او به همین دلیل باید از پست خود کنار برود.

سخنان اخیر محمود احمدی‌نژاد درباره وضعیت زندان‌ها و دادگاه‌ها در جمهوری اسلامی در حالی بیان می‌شود که در زمان دولت وی نیز سرکوب معترضان با مجازات در زندان و حتی مرگ در زندان همراه بود.

شماری از منتقدان آقای احمدی‌نژاد می‌گویند چرا او در دوران ریاست جمهوری‌اش در مقابل اقدام‌های قوه قضائیه و سرکوب‌های سال ۸۸ سکوت کرده بود.

با این حال او در جمع تعدادی از دانشجویان گفته که «برخی از مسائل را نمی‌دانستیم. واقعاً نمی‌دانستیم و بعداً مطلع شدیم».

منابع: کانال دولت بهار و رادیو فردا؛ ب.ب/ک.ر

No responses yet

Nov 18 2018

“اصرار” مجلس بر الحاق ایران به کنوانسیون CFT

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: طبق پیش‌بینی یک عضو کمیسیون امنیت ملی، مجلس ایران بر نظر خود درباره پیوستن به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم (CFT) اصرار خواهد کرد. در صورت “اصرار” مجلس، لایحه به مجمع تشخیص مصلحت نظام خواهد رفت.

علیرضا رحیمی، عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه ۲۷ آبان (۱۸ نوامبر) ضمن اشاره به بررسی لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم (CFT) در جلسه امروز کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی گفت که این کمیسیون در نشست خود به “ایرادات شورای نگهبان” نسبت به این لایحه خواهد پرداخت.

این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس به خبرگزاری ایلنا گفت: «ایرادات شکلی را می‌توان برطرف کرد، ولی درمورد ایرادات ماهوی به نظر ما شروطی که مجلس تصویب و به خود لایحه دولت ملحق کرد، جوابگوی ایرادات و دغدغه‌هاست.» به گفته رحیمی: «پیش‌بینی این است که مجلس به نظر خود اصرار کند و در کمیسیون هم همین فضا خواهد بود.»

شورای نگهبان ششم آبان‌ماه گذشته با وارد کردن ۲۲ “ایراد شرعی و قانونی” به لایحه تصویب‌شده در مجلس درباره پیوستن ایران به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم، آن را “خلاف منافع و امنیت ملی” خوانده و به مجلس بازگرداند.

طبق گفته علیرضا رحیمی، بعید به نظر می‌رسد که مجلس ایران در لایحه مزبور تغییراتی “ماهوی” بدهد. به گفته او: «ممکن است بتوانیم ایرادات شکلی یا ابهاماتی را که مطرح کردند برطرف کنیم، ولی کلیت لایحه و نظر مجلس چیزی بود که در مجلس تصویب شد.»

این نماینده اصلاح‌طلب افزود: «این لایحه دو مسیر دارد؛ اگر مجلس وارد برطرف کردن ایرادات به طور ماهوی شود به شورای نگهبان برمی‌گردد و اگر مجلس به نظر خود اصرار کند، مستقیم به مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌رود.»

هم‌زمان مصطفی میرسلیم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز گفته است که CFT در هیأت عالی نظارت این مجمع بررسی شده و موارد “مغایر با سیاست‌های کلی ابلاغی، به عنوان اسناد بالادستی” آن به اطلاع مجلس رسیده است. به گفته میرسلیم، چنانچه مجلس “بر مصوبه خود اصرار کند”، موضوع برای تصمیم‌گیری به مجمع تشخیص مصلحت خواهد رفت.

وزیر دفاع ایران نیز قرار است در همین خصوص برای پاسخ دادن به پرسش‌های نمایندگان به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس برود.

چهار ایراد “مهم” شورای نگهبان

خبرگزاری فارس در گزارشی چهار مورد از مهم‌ترین “ایرادات” شورای نگهبان به لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم، به عنوان یکی از لوایح درخواستی گروه ویژه اقدام مالی (FATF) را برشمرده است. طبق این گزارش، نخستین و “البته مهم‌ترین” ایراد شورای نگهبان به لایحه مزبور “عدم امکان تعریف حق شرط برای تعریف تروریسم در کنوانسیون CFT” است. گرچه مجلس شورای اسلامی در بند ۲ ماده واحده لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم، آورده است که تعریف عمل تروریستی را مشتمل بر “مبارزات مشروع مردمی علیه سلطه استعماری و اشغال خارجی” نمی‌داند، اما شورای نگهبان اعتقاد دارد که این “حق شرط” نمی‌تواند از مغایرت کنوانسیون با “شرع و قانون اساسی” جمهوری اسلامی جلوگیری کند.

دومین ایراد “مهم” شورای نگهبان به مصوبه مجلس نیز «عدم وجود عبارت “لیست سیاه” در اسناد FATF» است. به گفته شورای نگهبان: «در تبصره ماده واحده، منظور از “لیست سیاه” روشن نیست، پس از رفع ابهام اظهارنظر خواهد شد.»

در تبصره ماده واحده مصوبه مجلس آمده است: «دولت صرفا پس از خارج شدن جمهوری اسلامی ایران از لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی، می‌تواند سند الحاق به کنوانسیون را نزد امین اسناد، تودیع نماید.»

سومین ایراد شورای نگهبان متوجه ماده ۶ کنوانسیون CFT است که به گفته این نهاد، طبق آن “دولت نمی‌تواند هیچ حق شرطی را در خصوص الحاق به این کنوانسیون قبول کند. لذا در خصوص گروه‌های تروریستی، اصل کنوانسیون باید مورد قبول دولت قرار گیرد که خلاف شرع است.”

بر اساس ماده ۶ این کنوانسیون: «هر کشور عضو در موارد لزوم و عندالاقتضاء اقداماتی را نظیر تدوین قانون داخلی اتخاذ خواهد نمود تا اطمینان حاصل نماید اعمال جزائی منظور در این کنوانسیون تحت هیچ‌گونه شرایطی با توجـه بـه ملاحظات مربوط به ماهیت سیاسی، فلسفی عقیدتی، نژادی، قومی، مذهبی و یا غیره توجیه نباشند.»

شورای نگهبان در یادداشت تحلیلی خود در روز ۲۱ آبان‌ماه نوشت: «اطلاق ماده ۶ کنوانسیون، شامل مواردی همچون موارد مشروع نظیر دفاع مشروع و… میگردد و همچنین دیگر رفتارهای گروه‌های مقاومت و… نیز قابل استثنا شدن از این معاهده نخواهد بود؛ بنابراین، ماده ۶ کنوانسیون، خلاف موازین شرع و مغایر اصل ۱۵۴ و بند ۱۶ اصل ۳ قانون اساسی که بر وظیفه حمایت بی‌دریغ از مستضعفان‌جهان‌تاکید کرده است، خواهد بود».

چهارمین ایراد “مهم” شورای نگهبان به لایحه CFT متوجه ماده ۱۸ آن است. در ماده ۱۸ کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم آمده است: «کشورهای عضو به‌ منظور جلوگیری از ارتکاب جرائم مندرج درماده ۲ از طریق اتخاذ کلیه اقدامات عملی منجمله تعدیل قوانین داخلی خود با یکدیگر همکاری خواهند نمود.»

بر اساس قسمت “د” بند یک این ماده آمده است: «موسسات مالی باید ملزم شوند که اطلاعات مربوط به مبادلات مالی، اعم از داخلی یا بین‌المللی را دست‌کم به مدت ۵ سال نگه دارند.» به گزارش فارس: «این قسمت به این معنا است که تولید و نگهداری اطلاعات مربوط به مبادلات مالی ( تمامی افراد و نهادها) باید در دستور کار نهادهای مالی کشورهای عضو قرار بگیرد.»

طبق بخش ۳ همین ماده: «کشورهای عضو همچنین در امر جلوگیری از ارتکاب جرائم مندرج در ماده ۲ از طریق تبادل اطلاعات صحیح و موثق با یکدیگر همکاری خواهند نمود و اقدامات هماهنگ اداری و غیره را بطور مقتضی جهت جلوگیری از ارتکاب جرائم مندرج در ماده ۲ بالاخص درموارد ذیل به‌عمل خواهند آورد: الف) ایجاد و حفظ کانال‌های ارتباطی بین آژانس‌های ذیصلاح و خدماتی جهت تسهیل در امر تبادل امن و سریع اطلاعات مربوط به کلیه جوانب جرائم مصرحه در ماده ۲. ب) همکاری با یکدیگر در انجام بازپرسی‌های مربوط به جرائم مندرج در ماده ۲ در مورد: هویت، وضعیت مکانی و فعالیت‌های افرادی که به‌طور معقول درمورد آنان ایـن شک وجود دارد که در ارتکاب این جرائم دخالت دارند؛ انتقال وجوه مربوط به ارتکاب چنین جرائمی.»

“هزینه‌های” الحاق به CFT برای سپاه

فارس می‌نویسد: «اشکال شورای نگهبان به این ماده بدین خاطر است که ممکن است این انتقال اطلاعات به مواردی همچون اعمال مشروع دفاعی که ایران برای خود چه به صورت مستقیم از طریق نیروهای دفاعی کشور و چه به صورت نیابتی همچون جریان‌های منطقه‌ای به کار می‌گیرد، مربوط شود.»

به گزارش این خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران: «ناگفته نماند که هم‌اکنون، یکی از مصادیق شمول تعریف تروریستی بر اعمال مشروع دفاعی، اقدامات دفاعی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌باشد. در حال حاضر، کشور آمریکا تعداد قابل توجهی از سازمان‌ها و نهادهای ایرانی منتسب به سپاه پاسداران را مصداق گروه‌های حامی تروریسم شناسایی کرده است و ذیل دستور اجرایی ۱۳۲۲۴ تحریم نموده است. طبیعی است که پیوستن به کنوانسیون CFT بدون ملاحظه این امر، منجر به ایجاد هزینه‌های سیاسی و حقوقی برای کشور می‌شود.»

به گزارش فارس، شورای نگهبان در نامه خود به علی لاریجانی، رئیس مجلس، “صراحتا” نوشته است: «به فرض “غیرقابل اصلاح بودن اشکالات وارد بر کنوانسیون” لایحه فوق خلاف منافع و امنیت ملی کشور و مغایر شرع است. تصریح شورای نگهبان، حاوی یک نکته تامل‌برانگیز است. اینکه رفع اشکالات وارده از دو طریق می‌تواند صورت گیرد، یا باید متن کنوانسیون اصلاح شود، که چنین چیزی مقدور نیست. یا باید با حق شرط، اشکالات را حل نمود که این امر نیز طبق اولین اشکال شورا به کنوانسیون نشدنی است.»

تصویب لوایح مرتبط با سازمان میان‌دولتی “گروه ویژه اقدام مالی” موسوم به لوایح چهارگانه، نه تنها یکی از شروط این گروه برای خروج کامل ایران از “فهرست سیاه” خود است، بلکه اتحادیه اروپا نیز اجرایی شدن لوایح مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم در ایران را از الزامات همکاری با جمهوری اسلامی برای نجات برجام عنوان کرده است.

لوایح مورد نظر FATF که در ایران به لوایح چهارگانه معروف‌اند، از این قرارند: لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون مبارزه با جرایم سازمان‌یافته فراملی موسوم به “کنوانسیون پالرمو”؛ لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم (CFT)، لایحه اصلاح قانون مبارزه با پولشویی و نیز لایحه اصلاح قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم.

گرچه خبرگزاری‌های ایران، به‌خصوص رسانه‌های نزدیک به اصول‌گرایان تندرو، از رد لایحه الحاق ایران به CFT توسط شورای نگهبان خبر داده‌اند، اما برخی نمایندگان، از جمله محمود صادقی، نماینده اصلاح‌طلب تهران در مجلس، ایرادهای شورای نگهبان به لایحه مزبور را رفع‌شدنی خوانده و اعلام کرده است: «شواهد دال بر این است که اراده نظام بر تصویب نهایی این لایحه است و به نظر نمی‌رسد موانع زیادی در این زمینه وجود داشته باشد.»

در نشست گروه ویژه اقدام مالی (FATF) در روز ۲۷ مهرماه، تعلیق ایران از فهرست سیاه این گروه برای چهار ماه دیگر تمدید شد. این نهاد اما در عین حال ابراز تأسف کرد که جمهوری اسلامی هنوز هم بسیاری از اقدامات لازم در راستای اجرای “استانداردهای بین‌المللی” برای مقابله با پولشویی و تأمین مالی تروریسم را انجام نداده است. گروه ویژه به جمهوری اسلامی تا فوریه آینده (بهمن‌ماه ۹۷) مهلت داده است تا برای اجرای خواست‌های این سازمان اقدام کند. خروج ایران از “لیست سیاه” FATF برای مبادلات بین‌المللی بانکی جمهوری اسلامی حیاتی است.

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، اخیرا با اشاره به “فضاسازی‌ها” علیه لوایح مرتبط با گروه ویژه اقدام مالی، پولشویی گسترده در ایران را “یک واقعیت” خوانده بود که “خیلی‌ها” از آن “نفع می‌برند”. اظهارات ظریف با موجی از حملات شدید تندروها، از جمله روزنامه حکومتی کیهان و بعضی چهره‌های جریان موسوم به اصولگرایان تندرو مواجه شد.

برخی این اظهارات را “تهمتی بزرگ به نظام” و “بازی در زمین دشمن” خواندند و برخی دیگر ادعا کردند که ظریف به دلیل ناتوانی در برابر “استدلال‌های منطقی” مخالفان لوایح مرتبط با FATF، دست به این موضع‌گیری “مغرضانه” زده است. با وجود این، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به این حملات و در دفاع از اظهارات ظریف، بر “واقعیت” پولشویی گسترده در ایران پافشاری کرد و گفت که آنچه وزیر خارجه ایران بیان کرده “تنها بیان صادقانه یکی از مشکلات و مسائل کشور” بوده است.

No responses yet

Nov 16 2018

ظریف بر سر دو راهی دشوار!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

تلگرام زیدآبادی: سخنان محمد جواد ظریف در بارۀ پولشویی‌های ده‌ها هزار میلیاردی در ایران، او را زیر ضرب بی‌سابقۀ جناح اصطلاحاً “اصولگرا” بخصوص طیف تندروتر آن قرار داده است.
آنها از ظریف می‌خواهند که یا افراد و نهادهای دخیل در عملیات پولشویی را به صراحت معرفی کند و یا گفته‌های خود را پس بگیرد. مشخص نیست که ظریف هنگام طرح موضوع پولشویی، به پیامدهای سخن خود و واکنشِ طیف اصولگرا به آن، واقف بوده است و یا اینکه تحت تأثیر فضای مصاحبه نااندیشیده کلامی را بر زبان رانده است!
اینک ظریف بر سر دو راهی دشواری قرار گرفته است. او از یک طرف می‌تواند سخنان خود را در مورد حجم عملیات پولشویی در کشور تا حد اشاره به برخی اختلاس‌های معروف بانکی و پدیدۀ قاچاقچیان بین‌المللی مواد مخدر تقلیل دهد که در این صورت، نه فقط به نوعی ادعای خود را پس گرفته؛ بلکه آب سردی هم به روی حامیان این روزهای خود پاشیده است! از طرف دیگر، او می‌تواند با افشای مواردی از پولشویی که از منظر افکار عمومی پنهان مانده است؛ رقیب سیاسی خود را به بهای برانگیختن خشم آنها علیه خود، تحت فشار بگذارد و از طریق ارائۀ اسناد و مدارک، آنها را به موضع دفاعی بکشاند؛ البته به شرطی که واقعاً اسناد و مدارک متقنی در این زمینه در دست داشته باشد!
به گمان من، ظریف بحث پولشویی را از سرِ بی توجهی به تبعات آن مطرح کرده است و به احتمال بسیار در کمیسیون‌های مجلس، ادعای خود را به همان موارد مشهور اختلاس‌های لو رفته فرو خواهد کاست.
در واقع، ظریف به عنوان “دیپلماتی حرفه‌ای” و بنا به نوع نگرش‌اش به مناسبات جهانی و سیاست بین‌الملل، در مقام وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی، در نقطۀ بسیار بغرنجی نشسته است و همین بغرنجی او را به تعارض‌هایی وادار می‌کند که دوره به دوره او را به دردسر می‌اندازد. قاعدتاً او تصور می‌کند که مقام وزارت خارجه و تعارض‌های آن در برآورد نهایی به دردسرش می‌ارزد؛ اما به گمان من نمی‌ارزد! بلکه فقط دیپلماتی حرفه‌ای را دچار خشم و فرسایش و نهایتاً نومیدی می‌کند.
#احمد_زیدآبادی

No responses yet

Nov 04 2018

محمد رضا خاتمی: در انتخابات سال ۸۸ به آرای کل کشور هشت میلیون اضافه شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده : در ستاد انتخاباتی وزارت کشور تقلب صورت گرفته است. هشت میلیون رای به صندوق ها اضافه شده است. تعرفه هم نمی خواست داشته باشد. آراء در میاد، گفته می شود، کل کشور ۳۹ میلیون رای دادند، در حالیکه آرای صندوق ها ۳۲ میلیون بوده، نیاز به تعرفه هم نبوده است. اطلاعات ما از افراد مطلع هست از جناح مقابل که نمی خواهند نامشان گفته شود.

کلمه – گروه خبر: محمد رضا خاتمی دبیرکل سابق حزب مشارکت در گفت و گوی تصویری با برنامه رودر رو در مورد مسائل بسیاری از جمله، بحث ولایت فقیه، حکم حکومتی، انتخاب رهبری، انتخابات دوم خرداد و سال ۸۴ و ۸۸ صحبت کرد. وی همچنین در این گفت و گو در مورد دولت روحانی سخن گفته و در ارتباط با انتخاب های پیش رو سخن گفته است.

کلمه بخشی از این گفت و گو که مربوط به انتخابات سال ۸۸ است را منتشر کرده است:

اگر به سال ۸۸ بازگردیم معقتد هستم نباید در انتخابات کاندیدا می داشتیم. معتقد هستم امکان اینکه بگذارند یک نفر از اصلاح طلبان رئیس جمهور شود وجود نداشت.

درحوادث سال ۸۸ نمی توانید نقش و دست هیچ سازمان و تشکل اصلاح طلب را در پشت آن پیدا کنید. تنها چیزی که می توان به آن استناد کرد بیانیه ها و اطلاعیه های مهندس موسوی و آقای کروبی بود.

دست هیچ بیگانه ای نیز پشت قضایا نبود. آن چه که بود مردم بودند. خود مردم آمدند.

اعترافات آقای ابطحی و دیگران در چه شرایطی گفته شد. مجبور کردند که دروغ بگویند و امروز همه را تکذیب میکنند. هیچ کدام از آن اعترافات در آن شرایط خاص قابل استناد نیست.

روز شنبه پس از انتخابات تمام نیروهای موثر سیاسی دستگیر شدند. احزاب موثر پلمپ شدند و بقیه هم به هر دلیلی تا مدتها فعالیتی نداشتند.

سازمانی باقی نمانده بود که بخواهد تظاهرات را سازماندهی کند. حزب مشارکتی نمانده بود که بخواهد کار بکند.

به عنوان یک فعال سیاسی که در جریان اتفاقات بودم زیاد مصاحبه کردم و به روند انتخابات اعتراض کردم. من در صحبت هایم از لفظ “کودتای انتخاباتی” استفاده کرده ام. واقعا اعتقادمون بوده و هست.

ما هنوز هم به روند انتخابات ۸۸ اعتراض جدی داریم و معتقد هستیم انتخابات بسیار ناسالمی بود. در آن انتخابات حتما تقلب صورت گرفته است.

ما می گفتیم همه صندوق ها باید بازشماری شود. رندوم نمیشد انجام داد. هر صندوق با صورت جلسه اش عین هم بود. اما همه آن صندوق ها را می شمرند با صورت جلسه ها، آن وقت مشخص میشد.

در ستاد انتخاباتی وزارت کشور تقلب صورت گرفته است. هشت میلیون رای به صندوق ها اضافه شده است. تعرفه هم نمی خواست داشته باشد. آراء در میاد، گفته می شود، کل کشور ۳۹ میلیون رای دادند، در حالیکه آرای صندوق ها ۳۲ میلیون بوده، نیاز به تعرفه هم نبوده است. اطلاعات ما از افراد مطلع هست از جناح مقابل که نمی خواهند نامشان گفته شود.

No responses yet

Nov 04 2018

درگیری امام‌جمعه و بخشدار الوار در مراسم ۱۳ آبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

استان‌وایر: امام جمعه و بخشدار «الوار گرمسیری» شهرستان اندیمشک بر سر سخنرانی مراسم ۱۳ آبان با یکدیگر درگیر شدند.

سایت‌های محلی در استان خوزستان گزارش کرده‌اند این درگیری پس از آن شروع شد که مجری مراسم از بخشدار به عنوان سخنران این مراسم دعوت به عمل آورد.

پس از دعوت مجری مراسم بود که امام جمعه و بخشدار از سر جای خود همزمان بلند می‌شوند و به سوی تریبون می‌روند و امام جمعه از بخشدار می‌خواهد پشت تریبون نرود.

بخشدار هم دست امام جمعه را پرت می‌کند و به سوی جایگاه می‌رود٬ اما امام جمعه بدون توجه به بخشدار٬ میکروفون را می‌گیرد و سخنرانی می‌کند.

با شروع سخنرانی امام جمعه٬ میکروفون وی قطع می‌شود٬ اما اوهمچنان به سخنرانی‌اش ادامه می‌دهد.

پس از پایان مراسم نیز گزارش‌هایی از درگیری میان هواداران این دو نفر منتشر شده است.

محمد‌جواد حسینی منش و عباس پاپی به ترتیب امام جمعه و بخشدار «الوار گرمسیری» شهرستان اندیمشک هستند.

No responses yet

Nov 01 2018

خاتمی دفتر غصبی خیابان نیاوران را تخلیه کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دماوند نیوز: بنیاد مستضعفان جمهوری اسلامی، محمد خاتمی را از دفتر در اختیارش در نیاوران تهران، بیرون کرد.

این ویلا در سال ۱۳۸۴ از طرف موسسه موسوم به «تنظیم و نشر آثار» روح‌الله خمینی به ریاست حسن خمینی در اختیار خاتمی قرار گرفته بود و سال‌ها محل دیدارها و برنامه‌های او مانند قرائت خطبه عقد سلبریتی‌ها و طرفدارانش، اذان گفتن در گوش نوزادان و… بود.

دفتر خاتمی در خیابان نیاوران در واقع منزل هوشنگ انصاری، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران پیش از انقلاب اسلامی و وزیر امور اقتصادی و دارایی در دولت امیرعباس هویدا بود که بعد از انقلاب توسط جمهوری اسلامی مصادره شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .