اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Aug 21 2014

مهدی هاشمی: خامنه‌ای خانه ما که می‌آمد، شب‌ها توی اتاق من می‌خوابید

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: مهدی هاشمی در گفتگویی که دو سال پیش انجام شده، به بیژن فرهودی گفته‌ است که خامنه‌ای هر وقت خانه‌شان می‌آمده، در اتاق او می خوابیده و همچنین او و پدرش به ولایت فقیه اعتقادی ندارند.

بیژن فرهودی، مجری سابق صدای آمریکا در نسخه روز ۲۹ مرداد روزنامه کیهان لندن [2]، ماجرایی را بازگو می‌کند که می‌تواند پیش از برگزاری جلسه بعدی دادگاه مهدی هاشمی، زاویه‌های متفاوت پرونده و حساسیت‌های قاضی دادگاه انقلاب را معلوم کند. فرهودی می‌نویسد: «دیدار من با مهدی هاشمی رفسنجانی که به درخواست وی انجام شد قرار نبود حالت مصاحبه داشته باشد اما کوته زمانی پس از شروع، تبدیل به نوعی گفت و شنود شد که طی آن درباره یک رشته مسایل جاری کشور صحبت کردیم. بسیاری اوقات این مکالمه توأم با پرسش‌های چالشی من از مهدی هاشمی بود.در همان ابتدای گفتگو از مهدی سوال کردم آیا دارد این گفتگو را ضبط می‌کند و او با قهقهه اظهار داشت: من؟ من از شما باید بپرسم! او اضافه کرد که ما «شورت ترم» فکر نمی‌کنیم. ما سی ساله تو حکومتیم و اگر یکی از این خلاف‌ها بکنیم هیچ کس با ما حرف نمی‌زند.»

فرهودی در ادامه می‌نویسد: «من اما از آنجا که نمی‌خواستم از مهدی هاشمی رفسنجانی به اصطلاح رودست بخورم محض احتیاط این گفتگو را با گوشی تلفنم ضبط کردم بدون آنکه آن را در جایی پخش کنم. تا اینکه اخیرا از یک منبع موثق شنیدم که نسخه‌ای از این گفتگو به دست وزارت اطلاعات افتاده و حتی یک کپی آن در دست بازجوی مهدی هاشمی رفسنجانی قرار دارد! پس معلوم شد که وی بر خلاف آنچه مدعی شده بود، این گفتگو را ضبط کرده است! اینک من برای جلوگیری از سوء استفاده رژیم از این گفتگو و احیانا تحریف آن، تصمیم به انتشار بخش‌هایی از آن، که در آنها صدای هر دویمان قابل فهم بوده است، گرفته‌ام.»

بیژن فرهودی در دنباله مطلب، برخی از سوال‌های خود و پاسخ‌های مهدی هاشمی را منتشر کرده است:

فرهودی: از وضعیت خودت در رابطه با شکایت‌های موسوی و بوذری بگو.

-موسوی که مزخرف میگه… بوذری مهم نیست… حکم غیابی گرفته از اون دادگاه… اون تو خیاله اینو من بگم…

فرهودی: الان تو آکسفورد تحصیلت ادامه داره و کلاس میری؟

-کلاس نمیرم اصلا…

فرهودی: مکاتبه‌ایه؟

مگه نشونت ندادم نامه رو… دو صفحه نامه دارم از آکسفورد که ازم معذرت‌خواهی کردن…

فرهودی: چرا منتشرش نکردی؟

بی بی سی گفت… بی بی سی یه گزارش داشت… بررسی کرد… با من مصاحبه کرد.

فرهودی: من ندیدمش… کی پخش شد؟

-همون یه سال پیش…

فرهودی: من یک سال پیش را کاری ندارم… من دارم راجع به مقاله‌ای صحبت می‌کنم در اون روزنامه… که بهت زنگ زدم…

-اون مزخرفه… روزنامه نوشته بود که آقای حاج شیخ الاسلام [دکتر رضا شیخ الاسلامی اولین استاد مطالعات ایرانی در آکسفورد] گفته که من پول نمیدم… روزنامه به من زنگ زد گفتم اگر شیخ الاسلامی بخواد چنین پولی بده من خودم از اکسفورد میام بیرون! نه اون مزخرفه…

دو سال پیش آقای[کاوه] موسوی شکایت کرده بود… آکسفورد همه ما رو جمع کرد با من ۱۲ ساعت مصاحبه کرد بعد یک نامه داد که به تو اتهام زدن ولی ما هیچ دلیلی نداریم که این اتهامات درست باشه. برات نامه‌شو می‌فرستم [تا به امروز چنین نامه‌ای از مهدی هاشمی دریافت نکرده ام]… اذیت می‌خواست منو بکنه… این جریان خیلی به نفع من شد تو آکسفورد… رییس قبلی و رییس فعلی آکسفورد و یه آقای دیگری با من جلسه گذاشتن و گفتن این جریان نشون داد به ما که تو انقدر استعداد داری که بهتره تمام دانشکده با تو کار بکنن و تو بهتر از یک استاد میتونی همه را سورپرایز کنی!

فرهودی: تو مقیم آکسفوردی یا دوبی؟

-آکسفورد.

نقش هاشمی رفسنجانی در نظام

فرهودی در دنباله، بحث در باره رهبری و رابطه رهبر جمهوری اسلامی با هاشمی رفسنجانی را پی‌گیری می‌کند.

فرهودی: با بابات تماس داری؟

-آره، هر شب حرف می‌زنیم.

فرهودی: آیا بابات بعد از ابقا در پست رییس مجمع تشخیص مصلحت هنوز مغضوبه؟ خامنه‌ای چرا ابقاش کرد؟ آیا خامنه‌ای می‌ترسید هاشمی کاری کنه؟

-نه… این دو دلیل داشت… آقای هاشمی این پستش مهم نیست و خوب پا می‌شد می‌رفت قم و می‌شد رییس بزرگترین گروه اپوزیسیون کشور… این به نفع آقای خامنه‌ای نبود که هاشمی را ابقا کنه [نکنه]. البته بابام که این کار را نمی‌کرد… این عاطفیه… پنجاه ساله دوستند با هم… تمام کارهایی که با هاشمی کردن آقای خامنه‌ای گفت که من نکردم… قوه قضاییه کرد و من دخالتی نکردم.

فرهودی: من همیشه معتقد بودم که پدرت از ارکان اصلی این نظامه و شیشه حیات رژیم دستشه…

-پدر من قوه عاقله کشوره، تو نقاط بحرانی مواظب کشوره البته تا شش هفت سال پیش، وجودش در مسائل بحرانی کشور تضمین کننده بود هرچند، الان وجودش مثل آن دوران تضمین کننده نیست. از سال ۶۸ تا ۷۰ همه‌کاره آقای هاشمی بود.

فرهودی: پدرت به «رسماجانی» شهرت یافته [که این اشاره‌ای به ترورهای مخالفان در دوران ریاست جمهوری اوست] درزمان پدرت بیشترین تعداد ترورشخصیت‌های سیاسی و مدنی اجتماعی اتفاق افتاد چیزی حدود ۲۷۰ ترور که در فیلم مستند «جنایت مقدس» رضا علامه‌زاده به آن پرداخته شده.

-این واژه را شماها سکه زده‌اید اصلا درست نیست. قبول ندارم. لیست بیاورید نشان دهید.

فرهودی: یکی از این افراد شاپور بختیار بود که در زمان بابات ترور شد.

-در مورد بختیار، معتقدم پدر خبر داشتند. اولاً مرگ بختیار وصیت آیت‌الله خمینی بود. دوم اینکه بختیار دلیل حمله به ایران بود. در دادگاهی به ریاست آیت‌الله یزدی، اوبه عنوان یک مجرم جنگی شناخته شد. اسنادی ارائه شده که نشان می‌دهد بختیار به نزد صدام رفته و او را برای حمله به ایران تحریک کرده بوده.

فرهودی: آیا بابات از ترس جلب شدن توسط اینترپول خارج نمیره؟

-نه اینطور نیست. بابام رد نوتیس اینترپول نداره. بابام هرگز به خارج سفر نکرده [توضیح مصاحبه‌کننده: هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری‌اش به چندین کشور از جمله شوروی پیشین، عربستان و چند کشور خاور دور سفر کرده بود اما بعداز ماجرای ترور بختیار و بمب‌گذاری آرژانتین و قرار گرفتن در لیست سرخ اینترپول دیگر از ایران خارج نشد]. ده بار شیراک دعوتش کرد نرفت. بابا اندونزی، مالزی رفت، کشورهای غربی نرفت. از او دعوت زیادی هم می‌شد، میتران هم از او دعوت کرده بود… به چه علت نرفت؟ چون گفت اگر من برم خارج می‌فهمند که من کاره‌ای نیستم و نمی‌تونم قول بهشون بدم.

فرهودی: بابات ارتش خصوصی داره؟

-نه، نداره. محافظانش از بچه‌های سپاه هستن… از افراد خود آقای خامنه‌ای…

فرهودی: تو فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستی آیا خودت را هم جزئی از نظام می‌دانی؟

-خیر، خودم رو جزیی از حکومت نمی‌دانم.‌‌ همان طور که می‌دانید حکم دستگیری من به خاطر ماجرای انتخابات است. اینها معتقدند که من پشت پرده تمامی وقایع انتخابات را سازماندهی کردم در حالی که مردم خودشان بیرون آمدند و به خیابان‌ها ریختند. سه میلیون نفری که بیرون اومدند به خاطر علاقه‌شون به آقای موسوی بود. اگر آقای خامنه‌ای ما را به زندان بفرستد به ضررش خواهد بود.

فرهودی: حتما به عنوان یکی از اعضای وابسته به این نظام، به ولایت فقیه معتقد هستی؟

-نه، التزامی به ولایت فقیه ندارم، پدرم هم مخالف است. به گفته پدرم این موضوع دارای اشکال است. او در یک سخنرانی به این نکته اشاره کرده اما اگر بگویم با نظام جمهوری اسلامی مخالفم دروغ گفته‌ام. من معتقدم اصلاحیه برای قانون اساسی نوشته شود. قانون اساسی ما بر اساس قانون اساسی فرانسه نوشته شده. رئیس جمهور معاون ولایت فقیه ماست، نخست وزیر معاون رئیس جمهور است. اشکال این بخش از قانون اساسی این است که در آن اشاره شده که ولایت فقیه نباید زمان داشته باشد. اگر ولی فقیه هشت یا ده سال بماند خبرگان کار خود را به خوبی انجام نمی‌دهد. قانون اساسی ما به خاطر این موضوع مشکل دارد.

بیژن فرهودی، سپس بحث را به ماجرای «استات اویل» نروژ و دارایی‌های خانواده رفسنجانی می‌برد:

-هنوز هم معتقدی که رشوه ۱۵ میلیون دلاری استات اویل به حساب شرکت شما واریز نشده؟

-بار‌ها گفتم، من ۱۵ میلیونی نگرفتم این یک قرارداد بوده، تمام دنیا بررسی کرده، رئیس جمهور اذربایجان را متهم کردند. این موضوع از سوی پلیس نروژ و سوئیس و اف بی ‌آی امریکا بررسی شد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ همه چیز زندگی من مشخص است. من هیچ جا در خارج کشور حتی یک خانه هم ندارم، به نام هیچ کس ندارم. این موضوع واقعا دروغ است. یک قران از این مبلغ به حساب من واریز نشده. حتی آن طور که شایعه است در کانادا خانه‌سازی نداریم.

-با گذشت سی و چند سال از انقلاب، هنوز از هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از میلیاردرهای معروف در ایران یاد می‌شود. این جوک را شنیده‌ای که میگن بابات گفته ما نشسته بودیم یهو دیدیم ایران افتاد وسط زمین‌های ما… آیا این ثروت جدّ اندر جدّ به خانواده شما رسیده؟

-پدر من من قبل از انقلاب هزار تا زمین داشت ۹۸۰ قطعه از این زمین‌ها را بخشید به طلاب، ۲۰ قطعه بقیه را داد به بچه‌هایش، یک زمین بیرون قم بود، جای خوبی قرار داشت با سه نفر شریک شد، آقای تولیت و عمویم، آن زمان آن وقت یک میلیون متر زمین را متری یک ریال خریدند. در‌‌ همان زمان پیش از انقلاب قیمت آن زمین‌ها یک باره گران شد.

-می‌گویند تو و پدرت و بقیه خانواده پول هنگفتی به جیب زده‌اید و آن را به خارج فرستادید. حقیقت داره؟

-نه، دروغ محض است. درست مثل اینکه می‌گفتند شاه ۲۵ میلیارد دلاربرده. شاه چیزی نبرده بود. قبول؟

-قبول داری اینو که شاه چنین ثروتی نبرده بود؟

-قبول دارم اینو… شاه همون تخمینی که میگن درسته ۵۰ میلیون برده بود. یه مشت آدم‌های دست دو بیشتر پول خارج کردن. جمهوری اسلامی هم همینطوره… آدم‌های دست دو خیلی بردن… مثل این آقای خاوری… صدتا مثل خاوری هستن. الان این آقای رضا پهلوی کجا زندگی میکنه؟…(پوتومک)… خوب بیایین مقایسه کنید… دو تا زندگی رو مقایسه کنید، حتی من حاضرم هر چی دارم با رضا پهلوی عوض کنم و تو هم بشو وکیل بین ما!

-تو از اون پولدارتری!

-نه به خدا… به والله نه… من حاضرم هرچی دارم با او معاوضه کنم … تو بشو وکیل.

-ولی پیداکردن اموال تو مثل پیدا کردن یک سوزن در انبار کاهه…

-نه، اصلا اینطور نیست، ماهمه چیزمون ثبته. وکیل می‌گیریم ثروت‌ها رو پیدا کنه.

-میگن عباس یزدی خزانه‌دارته؟

-نه بابا، مزخرف میگن.

-مهدی، تو خدای تکذیبی!

-بگم خزانه دار منه؟ خوب نیست دیگه!

-آره دیگه، تو احتیاجی نداری به خزانه‌دار… پولی نداری!

-نه، نه اینکه ندارم… من وضعم خوبه، زندگیم رو می‌چرخونم، ولی عددهایی که اینها میگن نیست.

-همین که تو انگلیس کار نمی‌کنی…

-چطور کار نمی‌کنم؟ من حقوق می‌گیرم اینجا. ماهی هفت/هشت هزار پوند می‌گیرم. دانشگاه آزاد کار می‌کنم. ما ۸ تا شعبه داریم خارج کشور. من دایم به اینها سر می‌زنم. من خرجم ماهی ده/یازده هزار پونده… خرج خودم و خانمم تهران، ما خونه زندگی داریم… خرج بچه دارم ماهی هزار پوند… خرج دانشگاه آکسفورد دارم، سالی ۱۵ هزار پونده…

– آقا، تو زبان انگلیسی‌ات در چه وضعیه؟

-من زبان انگلیسیم ایلتس‌ام ۶ بود وقتی رفتم… الان ۷ هست. هفته پیش امتحان دادم فکر کنم هفت و نیم.

-تزت رو خودت می‌نویسی به انگلیسی یا میدی برات ترجمه کنن؟

-خودم می‌نویسم. نمیشه تز را ترجمه کرد. من ۱۰ صفحه‌اش را دادم ترجمه، دیدم نمیشه ازش دفاع کرد.

-می‌دونی که شاهزاده [رضا پهلوی] در حال تلاش برای تشکیل نهادی به نام شورای ملّی است. آیا به این تلاش بهایی می‌دهی. فکر می‌کنی به جایی برسه؟ آیا در ایران [در حکومت] از شاهزاده می‌ترسند؟

-آره می دونم… بچه خوبیه… نه، به جایی نمی‌رسه، ولی همین که تلاش دارد تا نیرو‌ها را به یک سمت جلب کند کار خوبیه، ولی اینوری‌ها همه با هم دعوا دارند. نه نمی‌ترسن…

-شنیدم از مادرش بیشتر می‌ترسن.

-نه… اینا از هیچ کی نمی ترسن… از کسی می‌ترسن که بتونه ارگنایز کنه. تا موقعی که تنها باشی و دو هزار تا فحش هم بدی کاریت ندارن.از من اما می‌ترسن… چون می‌تونم ارگنایز [سازماندهی] کنم. من می‌تونم به اعتبار نامم از خیلی پولدارای دنیا به راحتی ۵۰ میلیپن پول جمع‌آوری کنم . پلان که داشته باشی کمک مالی میدن…

-پلان برای براندازی؟ در خارج یا داخل؟

-برای هر کاری… همین خارج هم.

-شما کانادا خانه‌سازی ندارید؟

-هیچی نداریم.

-جزیره نخل چی؟ اونجا سرمایه‌گذاری ندارید؟

-نه… هیچی نداریم… نخل مال دولت اماراته.

-شما خارج ایران هیچی ندارید؟

-نه، هیچی نداریم. من یه حساب تو دوبی دارم.

-حاج آقا چی؟

-حاج آقا به چه دردش میخوره؟ پس فردا می‌میره…

-وضع سلامت بابات چطوره؟

-خوبه…

-خامنه‌ای وضع سلامتش چطوره؟ می‌گفتن سرطان پروستات داره و زیاد زنده نخواهد موند.

-سرطانش خوب شد.

-دپرسیون هم میگن داره.

-آره، بعضی موقع‌ها داره.

-میگن تریاک هم میکشه؟

-نمی‌دونم، سیگار و پیپ می کشه تریاک و موادشو من خبر ندارم، من ندیدم .الان سیگار و پیپ می‌کشه، دیدم. کسی ندیده تریاک بکشه… میگن ولی کسی ندیده… من نمیگم آره یا نه…. هر وقت می‌اومد خونه ما شب‌ها تو اتاق من می‌خوابید. خامنه‌ای بعضی وقتا خونه نیاوران می‌خوابه چهار پنج تا خونه داره، شب‌ها بیشتر مواقع در پاستور می‌خوابه.

-این دعواها بین روسای قوا واقعیه یا جنگ زرگری است؟

-همین دعواها جمهوری اسلامی را نگهداشته. این دعواها منجر به ثبات این حکومت شده چون مردم این دعواها را دموکراسی می‌بینند. جنگ زرگری نیست واقعا دعواست. البته این دعواها در میان خودشونه… داخل حکومت خودمون دموکراسیه… اینا در میان خودشون دموکراسی دارن ولی خارج از نخبگان سیستم دیکتاتوری است. خامنه‌ای این گونه دعواهارو تشویق هم می‌کنه. همه نخبگان می‌دونن که تا کجا باید پیش بروند. یعنی اصولی را پذیرفتن.دوره قبل ۴۰ میلیون نفر اومدن رای دادن، قبل اون ۳۰ میلیون اومدن به آقای خاتمی رای دادن. این انتخابات‌ها جمهوری اسلامی را سر پا نگه داشته. اما در انتخابات قبلی آقای موسوی اصول را رد کرد. حتی بابام هم [علی اکبر هاشمی رفسنجانی] اصول را رد کرد و دعوایی که شد مشروعیت [نظام] را زیر سوال برد. اینا با ما خیلی بدن چون میگن شما از بازی خارج شدید. ما میگیم شما از بازی خارج شدید چون انتخابات باید سالم باشه در میان خودمون.

-واقعا فکر می‌کنی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ تقلب شده؟

-من معتقدم اگر انتخابات به مرحله دوم می‌رفت موسوی برنده می‌شد. من آمار دارم رأی موسوی بیشتر بود در مرحله اول، ‪. موسوی در مرحله اول دو درصد جلوتر از احمدی نژاد بود حدود ۴۸ به ۴۶…

-چه قراری بین خودتون گذاشته بودید؟ قرار بود کی انتخاب بشه؟

-گفتیم هر کی رأی بیشتر آورد.

-پس چرا نذاشتن؟

-خریت کردن… می‌دونی چرا این انتخابات بحران‌ساز شد؟ آقای خامنه‌ای [همراه با خنده] می‌خواست بابای منو بیرون کنه و موسوی هم بیرون کنه…

-فکر می‌کنی این حکومت تا کی دوام بیاره؟

-سی ساله اینور آبی‌ها میگن امسال این حکومت میره. این حکومت سه تا پایگاه داره: پول که دارن، یک رهبر قدرتمند که دارن و یه تعداد هم ساپورتر. ممکن است فشار خارجی از یک حدی بیشتر بشه از مدل‌های مختلف اتفاقاتی رخ دهد ولی به این راحتی‌ها نیست کار ایران [رژیم] تمام بشه. خارجی‌ها ممکنه بروند روی مدل لیبی یا کشورهای دیگه کار کنن و تحریم‌های سنگین رخ بده. امریکایی‌ها تمام سعی‌شونو می‌کنند که جواب بگیرند.

-فکر نمی‌کنی که اگر دستگاه‌های امنیتی در داخل شکاف بین‌شون پیش بیاد و اعتصابات بشه در داخل؟

-از داخل سیستم گزینشی قویست در بخش‌های امنیتی. هر کس استخدام شود تا پنج نسل‌شون معلوم هست چه کسانی هستند در این سیستم بزرگ شده‌اند. البته اگر تحریم‌ها سنگین بشه و خارجی‌ها برن رو مدل‌های مختلف مثل مدل لیبی کار کنن ممکنه اتفاقی بیافته ولی نه با این بچه‌بازی‌ها. برای تعویض حکومت چند مدل داریم مثل مدل یوگسلاوی، مدل عراق و… مدل عراق مُرده… مدل لیبی احتیاج به مجوز شورای امنیت داره، اگر روس‌ها کوتاه بیان جواب میده، حملات نظامی از بالا و استفاده از نیروهای داخلی نه خارجی، مثل کردها، و مردم برن تو خیابون.

No responses yet

Aug 20 2014

محمدعلی نجفی سرپرست وزارت علوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: به دنبال برکناری رضا فرجی‌دانا از وزارت علوم، تحقيقات و فناوری، حسن روحانی، رئيس جمهوری ايران، محمدعلی نجفی را در روز چهارشنبه ۲۹ مرداد به سرپرستی اين وزارتخانه منصوب کرده است.

آقای نجفی در ابتدای روی کار آمدن دولت يازدهم، توسط آقای روحانی برای تصدی مسئوليت وزارت آموزش و پرورش به مجلس شورای اسلامی معرفی شده بود اما با يک اختلاف، نتوانست رای اعتماد نمايندگان مجلس را به دست بياورد.

محمدعلی نجفی از آن پس تاکنون، از مشاوران حسن روحانی و برای مدتی، رئيس سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری و همچنين دبير ستاد هماهنگی اقتصادی بوده است.

بر اساس قوانين ايران، در صورت برکناری يک وزير، رئيس جمهور می‌تواند تا سه ماه برای آن وزارتخانه سرپرست تعيين کند.

آقای نجفی از سياست مداران نزديک به جناح اصلاح‌طلب در ايران است و در دولت‌های ۳۰ سال گذشته، مسئوليت وزارتخانه‌ها و معاونت‌های متعددی را بر عهده داشته است.

حسن روحانی، همزمان و در حکم جداگانه‌ای، رضا فرجی‌دانا را نيز به عنوان مشاور رئيس جمهور در امور علمی و آموزشی منصوب کرده است.

آقای روحانی در اين حکم از وزير سابق علوم، تحقيقات و فناوری به عنوان «دانشمندی پرتلاش» نام برده و افزوده است که «بسيار علاقمند» بود بتواند همکاری با او در دولت را ادامه دهد.

استیضاح فرجی‌دانا

مجلس شورای اسلامی، روز چهارشنبه، رضا فرجی‌دانا، وزير علوم، تحقيقات و فناوری دولت حسن روحانی را برکنار کرد.

به گزارش خبرگزاری مجلس (خانه ملت)، نمايندگان مجلس با ۱۴۵ رأی موافق و ۱۵ رأی ممتنع، به برکناری آقای فرجی‌دانا رای دادند.

۱۱۰ نماينده هم به استيضاح آقای فرجی‌دانا رای منفی دادند.

رضا فرجی‌دانا، وزير سابق علوم، تحقيقات و فناوری، با دفاع از عملکرد خود، از «سياه‌نمايی‌ها» عليه اين وزارتخانه انتقاد کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، آقای فرجی‌دانا، چهارشنبه ۲۹ مرداد در جلسه استيضاح خود، به نقل از وزير کشور گفت که «امروز فضای دانشگاه‌ها در بهترين، امن‌ترين و آرام‌ترين وضعيت ممکن قرار دارد.»

وزير سابق علوم از «کاهش تحرکات تنش‌زا» در دانشگاه‌ها خبر داد و افزود: «دانشجويان ما به مبانی نظام اعتقاد دارند، ولی وقتی در سن ۲۲ سالگی حکم سنگين انضباطی می‌گيرند، به دليل کم سن و سال بودن رفتارهای احساسی نشان می‌دهند.»

رضا فرجی‌دانا توسط تعدادی از نمايندگان مجلس متهم بود که در دوران وزارت، فضای دانشگاه‌ها از نظر امنيتی متشنج و آبستن فتنه جديدی شده است.

No responses yet

Aug 18 2014

تحریف موسوی و کروبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده :موسوی ـ و نیز کروبی ـ زمانی در برابر احمدی‌نژاد ایستاد که لشکری از رهبر جمهوری اسلامی تا مصباح یزدی، از سپاه پاسداران تا صدا و سیما، و از شورای نگهبان تا مجلس، پشت و کنار رییس جمهور محبوب رهبری بود. انصاف می‌باید؛ آیا انتقاد تند روحانی از باند احمدی‌نژاد در زمانه‌ای که رییس قوه مجریه است و حالا دیگر حتی مصباح هم پشت وی را خالی کرده و صداوسیما حاضر نیست تریبونی به وی برای دفاع از عملکردش بدهد، و سپاه چند سال است جانب ولی فقیه را علیه احمدی‌نژاد گرفته، با نقد موسوی و کروبی از احمدی‌نژاد، هم‌سنگ است؟…

کلمه – مرتضی کاظمیان:

مقدمه:

محمد قوچانی در مطلب جدیدش (سرمقاله‌ی نشریه “صدا”)، مثل اغلب مکتوباتش، ادعاهای مهمی را مطرح کرده است. نقد بسیاری از ملاحظات او در دستور این قلم و در این یادداشت نیست. نگارنده کاری به تجلیل غریب قوچانی از روحانی ندارد. قوچانی مدعی می‌شود:

«حسن روحانی سوسیالیست‌های سابق را به لیبرال‌های جدید بدل خواهد کرد.»

«روحانی ـ همچون احمدی‌نژاد ـ ایران را به سوی سیاستی حرفه‌ای پیش خواهد برد و در عمل مقام ریاست‌جمهوری را از جایگاه صدرات عظمایی دور خواهد کرد…»

«رسیدن به چنین ترکیبی از «تحول‌خواهی» در بینش و «بی‌پروایی» در روش (روش روحانی) یک اتفاق نادر تاریخ سیاسی معاصر ایران است.» و …

اگر او به هر دلیل و علت، چنین ادعاهای عجیبی را فهرست می‌کند، خود باید ادله‌اش را فهرست کند، و زمان صحت مدعای وی را مشخص خواهد کرد. نگارنده را کاری با این ستایش‌ و تحلیل نیست؛ که حق قوچانی و قلم اوست. ضمن این‌که نویسنده‌ی این یادداشت مایل نیست پا در میدان بازی «روحانی یا موسوی» نهد.

اما قوچانی در مطلب خود، از نکات مهمی آگاهانه یا ناخودآگاه می‌گذرد؛ خواسته یا ناخواسته، واقعیت‌هایی را روایت نمی‌کند. واقعیت‌هایی که پیوند می‌خورد با موسوی ـ و کروبی ـ در حصر، و اجزاء مهمی از یک جنبش اجتماعی.

آنچه در زیر می‌آید وجهی دیگر از ماجراست که قوچانی نمی‌گوید، و نقدی مختصر است بر بخشی از داوری و ارزیابی قوچانی؛ آنجا که به‌نظر می‌رسد رفتار سیاسی دو نامزد معترض انتخابات ۸۸ تحریف، و توصیف دور از واقعی از کردار آنان ارائه شده است.

دو مرد سیاست؛ دو نامزد معترض ۸۸

۱٫ قوچانی در یادداشت خود از یک حادثه‌ی مهم عبور می‌کند: کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸٫ آنچه نتیجه‌ی انتخابات را با تقلب معنادار یک‌سره تغییر داد.

از نظر قوچانی، موسوی در انتخابات شکست خورده، و یک دلیل مهم، همان مناظره‌ی مشهور است و واکنش مظلومانه و غیرسیاستمدارانه‌ی موسوی.

قوچانی می‌نویسد:

«موسوی در مناظره از نظر روحی و تاکتیکی آماده برخورد با رئیس سابق دولت نبود… در عرصه‌ی رفتار سیاسی احمدی‌نژاد برنده بود: او موفق شد… از نظر جنگ روانی برنده بازی شود.»

این «عرصه‌ی رفتار سیاسی» را قوچانی کجا در ترازو گذاشته و سنجیده، جز نتیجه‌ی رسمی انتخابات؟

به‌عنوان یک شاهد کوچک؛ اگر احمدی‌نژاد در آن مناظره پیروز شده بود، چه نیازی به دادن وقت اضافه‌ی اختصاصی به وی در آخرین شب تبلیغات وجود داشت؟

۲٫ قوچانی از یاد می‌برد ـ یا نمی‌گوید ـ که موسوی ـ و نیز کروبی ـ زمانی در برابر احمدی‌نژاد ایستاد که لشکری از رهبر جمهوری اسلامی تا مصباح یزدی، از سپاه پاسداران تا صدا و سیما، و از شورای نگهبان تا مجلس، پشت و کنار رییس جمهور محبوب رهبری بود. کسی که به اذعان آیت‌الله خامنه‌ای در نمازجمعه‌ی مشهور پس از کودتای انتخاباتی، مواضع‌اش از هاشمی هم به وی نزدیک‌تر بود.

انصاف می‌باید؛ آیا انتقاد تند روحانی از باند احمدی‌نژاد در زمانه‌ای که رییس قوه مجریه است و حالا دیگر حتی مصباح هم پشت وی را خالی کرده و صداوسیما حاضر نیست تریبونی به وی برای دفاع از عملکردش بدهد، و سپاه چند سال است جانب ولی فقیه را علیه احمدی‌نژاد گرفته، با نقد موسوی و کروبی از احمدی‌نژاد، هم‌سنگ است؟ و صرف‌نظر از در ترازو نهادن دو موقعیت، آیا تاکیدهای مهم موسوی در مناظره، که آمده‌ برای ایستادن در برابر دروغ و فریب و تحریف حقیقت و تزویر و رمالی و بی‌ادبی، ناچیز است و غیرصریح و قاطع، و از یاد رفتنی؟

۳٫ قوچانی ادبیات و مواجهه‌ی موسوی را نقد می‌کند، اما فراموش می‌کند که مناظره‌ها در چه روندی برگزار شد. او نه تنها تمام آمار و ارقام و صراحت‌های کلام موسوی را نادیده می‌گیرد، بلکه از نحوه‌ی مواجهه‌ی کروبی و حتی رضایی با احمدی‌نژاد نیز درمی‌گذرد. چرا؟ برای ستایش از روحانی؟ بسیار خوب، می‌توان به تجلیل از روحانی و استحکام و صلابت و رفتار سیاسی‌اش نشست، اما چه دلیلی برای تحریف حقیقت و گزارش غیرواقع وجود دارد؟

مستقل از این، بد نیست قوچانی این تحلیل ـ و بلکه گزارش ـ مهم میرحسین موسوی را بازخوانی کند‌: «بعد از انتخابات دو ماه طول کشید که بنده اعتقاد پیدا کنم مناظره کذائی نه برای از میدان بردن بنده یا آقای کروبی بلکه برای تصفیه حساب کامل با همه نیروهای رقیب و یکدست کردن کشور بوده است. بنده یکی و فقط یکی از این هدف‌ها و سنگ‌های سر راه بودم. حضرات در نوار مشهور و اخیراً از قول یک روحانی بحث یک توطئه بیست ساله کرده‌اند بنده می‌خواهم با توجه به دروغ نهفته در این ادعا بگویم که «جریان حاکم در آستانه انتخابات» بیست سال برای یک‌دست کردن کشور طراحی و تلاش کرده بود و ظاهرا قرار بوده که این انتخابات آخرین پرده این تلاش باشد. مناظره در سایه این نگاه معنی دیگر پیدا می‌کند… اقتدارگرایان به‌دنبال حذف کردن همه‌ی فضای ملی از منتقدین و معترضین بودند؛ فضایی شبیه کره شمالی با کمی بزک مردم‌سالاری.»

تحلیلی که شواهد آن را پایانی نیست؛ ازجمله سخنان مهم فرمانده کل سپاه و نماینده ولی فقیه در سپاه که چندی پیش فیلم‌ آن‌ها منتشر شد.

۴٫ قوچانی به نکته‌ی درستی در مطلب خود اشاره می‌کند، ملاحظه‌ای که اتفاقا واجد شاهدی خلاف خود در موسوی ـ و کروبی ـ است. قوچانی می‌نویسد: «سیاستمدار اگر بتواند قدرت را مهار کند اخلاقی‌ترین کار را کرده است. سیاست همواره علم کسب، حفظ و گسترش قدرت بوده است اما در سده‌ی اخیر به علمِ «مهار قدرت» هم تأویل شده است و تنها قدرت است که قدرت را محدود می‌کند. وظیفه‌ی سیاستمدار این است که قدرت را با قدرت محدود کند.»

و این دقیقا کاری بود که موسوی و کروبی برایش کوشیدند و هزینه دادند. آنان تلاش کردند با استفاده از قدرت (نیروی اجتماعی)، قدرت مطلقه را مهار زنند و زنهار دهند. چنین بود که ولایت مطلقه فقیه در برابر چالشی قرار گرفت که به اعتراف خود و حامیانش، مهم‌ترین بحران قدرت مطلقه و عنان گسیخته بود.

۵٫ قوچانی در مطلب خود تعاریف متفاوتی از نسبت سیاست و اخلاق ارائه می‌کند. این تناقض، پوششی است برای صدور احکامی این‌چنینی: «رویای «صلح کل»، اسطوره‌ی «گاندی» و پندار نهضت‌های «مخملی» نقش بر آب است… سرنوشت تلخ نهضت‌های مخملی اوکراین و گرجستان و مصر و لیبی همه نشان می‌دهد که هنوز رفتار «سیاسی» بر پندارهای شبه‌‌ اخلاقی در دموکراسی‌سازی فضل تقدم دارد…ارزش‌های اخلاقی همان‌گونه که در عرصه‌ی عمومی صدق می‌کنند در عرصه سیاسی صادق نیستند.»

نگارنده به میدان نقد این ملاحظات ورود نمی‌کند؛ قوچانی حق دارد با جنبش‌های اجتماعی همدل نباشد و مثلا وضع تونس را نبیند. اما مشکل اینجاست که از نظر قوچانی، و چنان‌که در مضمون و تصریح مکتوب او هست، موسوی فردی مظلوم و نجیب است و سیاست میدان بازی پیچیده‌ای است که جای موسوی آنجا نیست. و حتما، جای کروبی نیز.

قوچانی اما نمی‌بیند ـ یا نمی‌گوید ـ که اتفاقا این موسوی و کروبی هستند که سیاست اجتماعی و عملی را مبتنی بر اخلاق و پرنسیپ‌ها رعایت و عملیاتی کرده‌اند. چنان‌که در میدان سیاست ایستادند، به میثاقی که با موکلان خود بستند، و حتی همپا و کنار همراهان خویش در جنبش سبز گام برداشتند، و از پرداخت بیشترین هزینه هم ابایی نکردند.

و معلوم نیست این حکم قوچانی که «ارزش‌های اخلاقی همان‌گونه که در عرصه‌ی عمومی صدق می‌کنند در عرصه سیاسی صادق نیستند»، چگونه با رفتار سیاسی موسوی و کروبی پیش و پس از کودتای انتخاباتی قابل جمع است.

۶٫ قوچانی موسوی ـ و کروبی ـ را متهم می‌کند به عدم رک‌گویی در مناظره‌ی ۸۸؛ و روحانی را در مقابل، کسی می‌داند که برخلاف ایشان، سیاست، حرفه‌ای اوست و «پیچیدگی» سیاست را فهم می‌کند. نگارنده مایل نیست پا به میدان بازی نادرست «موسوی یا روحانی» نهد. روحانی تا آنجا که سیاست‌ها و برنامه‌هایش منافع ملی را تأمین کند و به جامعه مدنی یاری رساند و دموکراتیزاسیون را تقویت نماید و رفاه ملت را ارتقاء دهد، در خور حمایت است.

قوچانی معتقد است: «روحانی به خوبی ضعف‌ها و قوت‌های حاکمیت را می‌شناسد، توان کشور و نظام را می‌داند و به اقتدار رئیس‌جمهور واقف است.» کاش چنین باشد؛ اما به نظر می‌رسد دست‌کم در وعده‌هایی چون این‌که «رییس جمهور باید قدرت ایجاد اجماع برای رفع حصر را داشته باشد»، یا بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، روحانی ارزیابی دقیق و واقع‌بینانه‌ای از قوت حاکمیت و اقتدار رییس جمهور در نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه نداشته است.

صرف‌نظر از این، قوچانی محق است به تجلیل و تبلیغ روحانی بپردازد؛ اما این‌که سیاستمدار دانا و صادق و نجیب و استواری چون موسوی ـ و نیز کروبی ـ را که افزون بر ۴۲ ماه است در حبس غیرقانونی بسر می‌برد، مورد نقد دور از واقعیت و مستند قرار دهیم، چندان منصفانه و علمی به نظر نمی‌رسد.

No responses yet

Aug 18 2014

کوچک‌زاده: توزیع یادداشتم(شبنامه) با مجوز هیات رئیسه مجلس بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: مهدی کوچک‌زاده٬ نماینده مجلس با انتقاد از به کاربردن عنوان «شبنامه» در مورد نامه‌ای که درباره مدرک تحصیلی حسن روحانی نوشته٬ گفته «توزیع یادداشتم در مجلس با مجوز هیات رئیسه بوده است.»

No responses yet

Aug 18 2014

بزن بزن در سطوح بالای حکومتی: پاسخ علی غزالی به دکتر صدیقی معاون دانشجویی وزارت علوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

فیس بوک بازتاب امروز: آقای دکتر صدیقی معاون دانشجویی وزارت علوم لطف فرمودند و بنده را به برخورد قضایی و امنیتی تهدید کرده اند.

لذا بجاست چند جله خدمت ایشان عرض کنیم.

ابتدا آنکه ما شمارا درک میکنیم که به دلیل قرار داشتن در صدر لیست مجلس برای فشار به وزیر علوم درخصوص عزل با عنوان فعال فتنه! اکنون محافظه کاری پیشه کنید و از جمله ی اطرافیان وزیر باشید که به ایشان برای کوتاه آمدن در برابر مجلس و زد و بند با برخی از بورسه ها و درست کردن روندشان فشار بیاورید که بارز ترین نمونه آن هم جناب آقای کوچکی نژاد(قائم مقام کمیسیون آموزش مجلس) بودند که با رسانه ای کردن ما بورسیه ایشان با مشکل مواجه شد و شما به علت همان محافظه کاریهای شخصی پیگیر کار ایشان شدید و در نهایت نظر ایشان جلب شد و ده ها مورد اینچنینی که در این وانفسای فشار جریانات ضد دولت علیه وزیر شجاع علوم بازگو کردنش را به صلاح نمیدانیم.

دوم علی رغم ارادت به جنابعالی خود را مجاز به آن نمیدانیم که به خاطر مصلحت شما و باقی ماندن شما روی آن صندلی برای چند ماه و چند سال بیشتر آینده علمی کشور را به خطر باندازیم و با سکوت خود در این دوره زمانی، منفور آیندگان شوم و سکوتی خیانت وار پیشه کنم و از ما نخواهید به خاطر آقازاده شما که میگویند در لیست بورسه های خارج هستند و اکنون در کشور هلند اقامت دارند و شما فرموده اید با هزینه شخصی به آنجا رفته اند و البته با توجه به میزان هزینه تحصیل در خارج که رقم یک میلیارد توسط شما بیان شده باید به توانمندیه جنابعالی در جهت تهیه این هزینه آفرین گفت به روی یک اتفاق خطرناک و بنیان افکن که آثار تاریخی دارد سکوت کنیم.

بله آقای صدیقی؛ ما نمیتوانیم مورد نفرین تاریخ قرار بگیریم و تهمت و تهدید شمارا به جان میخریم و برای سقوط اخلاق در شما ناراحتیم که روزی سند و لیستی را در اختیار ما قرار میدهند و بعد حمایت که نمیکنید هیچ، مایی که جان بر کف به میدان آمده ایم را تهدید به برخورد قضایی و امنیتی میکنید و حال آنکه سابقه ما نشان میدهد که بر خلاف شما از سابقون بوده ایم و نه همچون شما از مجاهدین شنبه!

این است که از بعد از مشاهده سخنان شما انگشت به حیرت مانده ایم که آخر این ادعای شما چه معنایی دارد که :” ظاهرا اطلاعاتی که منتشر شده در روزهای آخر دوره مسئولیت قبلی از سیستم بیرون رفته است، و منشاء این بی اخلاقی‌ها از سوی افرادی است که ارتباطاتی با عناصر سیستم قبلی داشته‌اند و این اطلاعات را منتشر کرده اند.” !! و مگر میشود عقل سلیمی قبول کند که این اطلاعات را سیستم قبلی! به ما داده است! برای چه؟! برای افشاگری علیه خودش؟!

جناب آقای دکتر اگر شما فردی تحصیلکرده نبودید و فقط فیلمهای پلیسی هم نگاه میکردید متوجه میشدید که برای هر اتفاقی انگیزه ای لازم است و قطعاً دولت قبل انگیزه ای برای افشای بورسیه هایی که توسط خودش داده شده است ندارد و البته اگر کمی به سوابق بنده هم توجه میکردید در میافتید که بنده چند ماه آخر دولت گذشته را بر خلاف شما ساحل نشینها در زندان و سلول انفرادی سپری کردم و اساساً ارتباطی با دولتیان پیشین نداشتم که بخواهم از آنها سندی بگیرم.

حال بگذریم از این ادعای شما که فرمودید اطلاعات قدیمی است و ما باز انگشت به دهان ماندیم که مگر قرار است لیست بورسیه هایی که سال 91 پذیرفته شده اند جدید باشد!

جناب آقای صدیقی شما خوب به خاطر دارید که در زمانی که آقای توفیقی سرپرست وزارت علوم بودند و هنوز آقای فرجی دانا برای وزارت معرفی نشده بودند در آن اتاق گوشه ای طبقه 13 شهرک غرب چه کسی این اسناد و اسامی را به بنده داد و در این مدت چه کسی برای انتشارش مدام تماس میگرفت و پیغام میداد و ما هم بنا به صلاحدید و شرایط، تحریک محرکان نشدیم و اگر اکنون هم فکر میکنید که ما ابزار شده ایم و شما ضربه خود را به جریانی زده اید و اکنون در پی زد و بند با همان جریان هستید و برای حذف نامتان از آن لیست مورد نظر مجلس به دنبال خوش خدمتی به ان جریان هستید سخت در اشتباهید که نه تحریکات و نه تهدیدهایی که در این چند روزه از جانب شما و اطرافیانتان برای سکوت در برخی موارد روانه ما شده است کوچکترین تاثیری در اقدام ما نداشته و صرفاً بنا به در خطر دیدن آینده علمی کشور این اقدام را انجام دادیم و تا آخر هم ادامه خواهیم داد و قطعاً بازنده این بد اخلاقی شما خواهید بود.

باز هم برای فروپاشی اخلاق متاسم!!!

No responses yet

Aug 17 2014

وزارت علوم: اسناد مربوط به بورسیه‌ها مورد تایید نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: معاون وزیر علوم می‌گوید که این وزارت‌خانه نیازی به افشاگری ندارد و منتشرکنندگان لیست موسوم به استفاده‌کنندگان از بورسیه‌های غیرقانونی، «افرادی هستند که ارتباطاتی با عناصر سیستم قبلی داشته‌اند».

مجتبی صدیقی معاون وزیر علوم و رییس سازمان امور دانشجویان روز یک‌شنبه ۲۶ مرداد گفت که «لیست‌های مجعولی که در فضای مجازی از بورسیه‌ها منتشر می‌شود، مورد تایید وزارت علوم نیست».

به گزارش ایسنا، وی گفت: «اطلاعات منتشرشده قدیمی و غیرمستند هستند و وزارت علوم پی‌گیری‌های قضایی خود را انجام خواهد داد. پی‌گیری‌های امنیتی نیز از سوی مراجع ذیربط در حال انجام است».

صدیقی افزود: «آنچه این روزها شاهد هستیم روشی تخریبی است که عده‌ای آن را شروع کرده‌اند که مسیر طبیعی تصمیم‌گیری قانونی و احقاق حق در مورد تخلفات مربوط به بورسیه‌ها را مخدوش کرده‌ است».

وی همچنین با بیان اینکه ظاهرا اطلاعاتی که منتشر شده در روزهای آخر دوره مسوولیت قبلی از سیستم بیرون رفته است، گفت: «منشاء این بی‌اخلاقی‌ها افرادی هستند که ارتباطاتی با عناصر سیستم قبلی داشته‌اند و این اطلاعات را منتشر کرده‌اند. شاهد این ادعا هم این است که تمام اطلاعات قدیمی و غیرمستند بوده و شامل اقدامات انجام شده در این دوره نیست؛ به همین خاطر هیچ کدام از این اسناد واقعی نیستند».

رییس سازمان دانشجویان وزارت علوم با بیان اینکه تمامی بورسیه‌شده‌ها در حال تحصیل هستند افزود: «افکار عمومی نباید ملاک قضاوت خود را این اطلاعات مخدوش قرار دهد. ما نیازی به هیچ‌گونه افشاگری نمی‌بینیم و وظایف قانونی خود را با رعایت مصالح جامعه و حاکمیت اخلاق دنبال خواهیم کرد».

رویارویی دو جناح حکومت جمهوری اسلامی هم‌اکنون به عرصه آموزش عالی و سوءاستفاده‌ها در وزرات علوم، تحقیقات و فن‌آوری رسیده است. در پی افشای بورسیه‌های غیرقانونی، وزیر علوم در معرض استیضاح نمایندگان مخالف دولت قرار گرفت و سپس نام‌هایی از افراد استفاده‌کننده از بورسیه‌های غیرقانونی منتشر شد.

در اقدامی تلافی‌جویانه، برخی نمایندگان مجلس به پخش نامه‌ای با محتوای سوال از حسن روحانی درباره مدرک دکترایش دست زدند. خبرها حاکی از آن است که رضا فرجی دانا وزیر علوم، تحقیقات و فن‌آوری صبح یکشنبه در جلسه هیات رییسه فراکسیون رهروان ولایت حضور یافته تا در مورد روند اقدامات خود توضیحاتی را ارائه کند.

به نظر می‌رسد که دو طرف با علم به هزینه‌های سنگین این استیضاح و افشاگری‌ها برای نظام جمهوری اسلامی، در حال رای‌زنی برای لغو استیضاح هستند. کاظم جلالی رییس فراکسیون رهروان گفته است که قبل از استیضاح، شورای مرکزی فراکسیون جلسه خواهد داشت و در مورد پس گرفتن امضاها یا برگزاری جلسه استیضاح تصمیم خواهد گرفت.

No responses yet

Aug 17 2014

پخش نامه در مجلس درباره مدرک دکترای روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: نماینده اردبیل در مجلس شورای اسلامی از پخش نامه‌ای علیه حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در جلسه علنی یکشنبه ۲۶ مرداد مجلس، مبنی بر «جعلی بودن مدرک دکترای وی» در زمان نمایندگی مجلس خبر داد.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، کمال‌الدین پیرموذن گفت: «در این نامه آمده که مدرک دکترای رئیس جمهور در زمان نمایندگی وی جعلی بوده و روحانی در زمان نمایندگی مدرک دکترا نداشته‌است.»

به گفته آقای پیرموذن، مهدی کوچک‌زاده، نماینده تهران و عضو جبهه پایداری، مسئولیت نگارش این نامه را بر عهده گرفته‌است.

محمدجواد کریمی قدوسی، نماینده مشهد در مجلس و عضو جبهه پایداری، روز شنبه حسن روحانی را متهم کرده بود که در رساله دکترای خود در دانشگاه گلاسکوی اسکاتلند، اطلاعات مهمی را در اختیار انگلیسی‌ها قرار داده‌است.

در همین حال آقای پیرموذن روز یک‌شنبه تاکید کرد: «انتشار این نامه برای جوسازی، تخریب و تندروی پیش از طرح استیضاح وزیر علوم است تا رئیس جمهور با شجاعت و صراحت واقعیت‌های پشت پرده استیضاح را مطرح نکند.»

به گزارش رسانه‌های ایران جلسه استیضاح رضا فرجی‌دانا، وزیر علوم، سه‌شنبه ۲۸ مرداد برگزار خواهد شد. برخی از رسانه‌های حامی دولت از احتمال طرح موضوع «بورسیه‌های غیر قانونی» اعطاشده به نزدیکان و وابستگان دولت محمود احمدی‌نژاد در این جلسه خبر داده‌اند.

خبرگزاری ایسنا متن کامل نامه توزیع شده در بین نمایندگان مجلس علیه حسن روحانی را منتشر کرده‌است.

این نامه با اشاره به اسناد مجلس شورای اسلامی اعلام کرده که «حسن روحانی از دوره اول مجلس شورای اسلامی با عنوان دکتر عهده‌دار سمت نمایندگی بوده در حالی که مطابق مندرجات سایت مرکز تحقیقات استراتژیک، وی طی سال‌های منتهی به ۷۴ برای تحصیل در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا در یکی از دانشگاه‌های انگلستان ثبت نام کرده‌است.»

دراین نامه از حسن روحانی این پرسش مطرح شده که آیا وی در فاصله سال‌های مجلس اول تا سال ۷۴ «از حقوق و امتیازات عنوان دکتر استفاده کرده‌است؟»

این نامه همچنین خواستار توضیح روحانی درباره نحوه کسب عنوان «استاد تمام» و چگونگی تحصیل در انگلستان همزمان با تصدی پست‌هایی مانند نایب رئیس مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی شده‌است.

پس از سخنان حسن روحانی در جمع سفیران جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور تعدادی از نمایندگان مجلس حملات شدیدی را علیه آقای روحانی مطرح کرده‌اند.

رئیس جمهوری ایران روز دوشنبه ۲۰ مرداد با انتقاد شدید از «تعامل‌هراسی و مذاکره‌هراسی» افرادی که به گفته وی از مذاکرات هسته‌ای ایران و قدرت‌های بزرگ جهانی هراس دارند، آنها را «بزدل سیاسی» خوانده بود.

حمید رسایی، نماینده تهران، و عضو جبهه پایداری، روز یک‌شنبه در نطق میان‌دستور خود ضمن انتقاد از سخنان روحانی گفت: «در طول یک سال ریاست جمهوری و مذاکره دولت تدبیر امید با آمریکا کم تحقیر نشدیم که بر خود نلرزیم؛ هم تحقیر شدیم هم تحریم و من از رئیس جمهور سؤال می‌کنم اگر ما به جهنم برویم از مشکلاتی که با سیاست‌های انفعالی شما برای مردم ایجاد شده‌است کاسته می‌شود؟»

آقای رسایی با اشاره به سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر «افزایش تحریم‌های آمریکا بعد از مذاکرات هسته‌ای» افزود: «این جمله رهبری یعنی آنکه آقای روحانی بیدار شوید، هیچ تحریمی ترک برنداشته.»

آیت‌الله خامنه‌ای چهارشنبه ۲۲ مرداد مذاکرات هسته‌ای با آمریکا را «بی‌فایده» توصیف کرد و گفت که این مذاکرات نه تنها تاثیری در کاهش‌ دشمنی آمریکا با ایران نداشته، بلکه آمریکایی‌ها تحریم‌ها را افزایش هم داده‌اند.

ماری هرف، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده، در واکنش به این سخنان اعلام کرد که این کشور از زمان اجرای طرح اقدام مشترک درباره برنامه‌ هسته‌ای ایران هیچ تحریم اضافی مرتبط با برنامه هسته‌ای علیه تهران وضع نکرده‌است.

No responses yet

Aug 17 2014

نامه متهم پرونده سه هزار میلیاردی به رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: مهرگان امیرخسروی، برادر مه‌آفرید در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای نوشت: «او[مه‌آفرید] نه مفسد بود و نه اخلال‌گر که تنها مقصود و هدفش اشتغال آفرينی و خدمت به توليد واقتصاد در رشته‌های مختلف بود. »

مهرگان، برادر مه‌آفرید امیر خسروی با انتشار نامه‌ای خطاب به آیت الله خامنه‌ای به مسایلی را مطرح کرده و خود و برادرش را قربانی اختلافات سیاسی میان جناح‌های حاکم در جمهوری اسلامی عنوان کرده است. برادران امیر خسروی با تاسیس مجموعه‌ای اقتصادی با نام گروه امیر منصور آریا از متهمین اصلی بزرگترین اختلاس در تاریخ ایران بودند. مهره اصلی این گروه یعنی مه آفرید امیرخسروی بعد از سپری شدن سه سال و چندین جلسه محاکمه علنی و غیر علنی عاقبت در سوم خرداد ماه سال ۱۳۹۳ در زندان اوین به جرم اخلال در نظام اقتصادی اعدام شد.

برادر وی مهرگان امیر خسروی که هم اکنون ساکن شهر مونترآل در شمال کانادا است در نامه‌اش با خطاب قرار دادن رهبر جمهوری اسلامی گفته است:

«حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب

من وبرادرم که با هدف فعاليت اقتصادی ، توليدی و ايجاد کار در ميهنمان از هيچ کوششی دريغ نداشته‌ايم، قربانی اختلاف‌های جناحی و سياسی برخی از دولت‌مردان شده و چنانچه جنابعالی مانع اين بي‌عدالتی نشويد، سرمايه گذاران ديگر به وحشت افتاده و در بهترين حالت با عدم سرمايه گذاری و يا خارج کردن سرمايه هايشان از کشور اقتصاد کشور را به نابودی خواهند کشاند . اينجانب و خانواده‌ام همانند برادرم که تقاضاهايش ناديده گرفته شد انتظار داريم با دستور مؤکد حضرت عالی به اين بی عدالتی و ظلم پايان و از برادرم اعاده حيثيت گردد.»

مهرگان خسروی در نامه اش با اشاره به روند دادگاه که آن را نا عادلانه خوانده نوشته است:

«در طول سه سال تمامی دستگاه های تبليغاتی عليه گروه آريا و خانواده اميرخسروی به کار گرفته شدند در طول اين مدت با وجود اشتياق رسانه‌های بين‌المللی به انجام مصاحبه، من وفرزندان و همسرم از هر گونه مصاحبه و اظهار نظر خودداری نموده به اميد اينکه از يک قضاوت عادلانه و بی طرفانه برخوردار شويم اما افسوس که که حتی اجازه ندادند اخبار مدافعات برادرم و وکيل مدافعش انتشار يابد، چون قرار بود از او و شرکت توسعه سرمايه گذاری امير منصور آريا يک مجموعه مجرمانه که تنها هدفش کلاهبرداری بوده به جامعه معرفی کنند و در سايه اين تبليغات سوء و سياه نمایی اين پرونده را نماد مبارزه با فساد جلوه دهند.

خبری که حضرت عالی به حق بر آن تأکيد داشته‌ايد ولی قوه قضائيه در اجرای آن ناموفق بوده و وقتی مجلس شورای اسلامی اين قوه را زير سوال مي‌برد که در مبارزه با يقه سفيدها چه کرده است اقای دادستان کل کشور با شتاب در مجلس حاضر مي‌شود و به جای پاسخگویی به سوالات نمايندگان، تمام وقت جلسه را به تشريح ماجرای به اصطلاح فساد بانکی آن هم با قسمت‌های گزينش شده اختصاص مي‌دهد و زمينه روانی اعدام برادر کارافرين و نه اخلال گر و کلاهبردارم را همان‌گونه که در اولين ملاقات ده دقيقه ای که با برادرم داشت و به او قبل از هرگونه بازپرسی وعده سخت ترين حکم را داده بود ( در نامه اول برادرم به جنابعالی اين موضوع عنوان شده بود ) ، فراهم مي‌کند و سه روز بعد آن هم در سحرگاه روزی که مصادف با فتح خرمشهر و شادمانی ملی است نه تنها خانواده اميرخسروی بلکه خانواده ١٧ هزار نفری کارگران و کارمندان شرکت آريا را به عزا مي‌نشاند.

در حالي‌که او نه مفسد بود و نه اخلال‌گر که تنها مقصود و هدفش اشتغال آفرينی و خدمت به توليد واقتصاد در رشته‌های مختلف بود. او چگونه مي‌تواند اخلال‌گر باشد در حالي‌که در ٣٨ رشته توليدی، شرکت و کارخانجات اقتصادی ايجاد کرده و بيش از ١٧ هزار نفر در اين واحدها مشغول به کار بوده‌اند.

اين چگونه اخلال‌گری است که حتی يک دلار پول از کشور خارج نشده و هر چه از بانک‌ها دريافت شده در داخل کشور در واحدهای صنعتی و توليدی نظير گروه ملی فولاد ايران ، کارخانه ام دی اف ، کارخانه آهن و فولاد لوشان ، شرکت شفاف شيمی، کارخانه گهر لرستان ، داماش و دهها کارخانه توليدی ديگر هزينه کرده و حاصل آن علاوه بر اشتغال زائی و کار آفرينی بالا بردن توان اقتصاد ملی در جهت نيل به خودکفایی و بی‌نيازی به خارج از کشور بوده، موضوعی که همواره حضرت‌عالی به مسوولين توصيه و تأکيد کرده‌ايد.»

مهرگان امیر خسروی در ادامه به ارایه سابقه خانوادگی خود پرداخته و می‌گوید:

«خانواده ما يک خانواده ريشه دار و معتقد بوده و هست . برادرم با وجود اين‌که شديدا تحت ظلم و ستم و بی عدالتی بود هرگز حاضر نشد دادخواهيش در رسانه‌های خارج از کشور منعکس شود و اگر مي‌بينيد علی‌رغم اين ظلم و بی عدالتی شديد از افراد خانواده و خصوصا اينجانب که در خارج از کشور دسترسی کامل به رسانه ها داشته‌ام ، کمترين مصاحبه صورت نگرفته، در همين جهت بوده است چون همواره بر اين عقيده بوده‌ايم اگر حقايق به محضر جناب‌عالی به درستی انتقال داده شود با قدرت فائقه‌ای که داريد جلوی مفاسد و مظالم را خواهيد گرفت . چون مکاتبات با مسوولين داخلی مستقيم و غير مستقيم نتيجه نداشته و بنابر مصاحبه دادستان کل کشور حکم غيابی عليه اينجانب در مر حله اجرایی است ناچارم به چند نکته اشاره و تقاضا کنم به منظور حصول اطمينان ازعرايضم بازرسی ويژه ای بگماريد:

١ : عنوان اختلاس سه هزار ميليارد تومانی يک جعل أشکار و فريب عمومی است چون گروه آريا از طريق شرکت گروه ملی فولاد ايران که يک واحد توليدی عظيم با پنج هزار پرسنل است در طول سه سال مجموعا ٢٨٥٥ ميليارد تومان اعتبار اسنادی استفاده کرده که اين تسهيلات در طول زمان بر قرار و در مواعد ١٨٠ روزه تسويه وپرداخت شده و اعتبارات جديد تصويب و بر قرار گرديده به طوريکه در زمان تشکيل پرونده أصولا هيچ بدهی معوقه ای وجود نداشت و به سر رسيد اعتبارات اسنادی باقی مانده هنوز شش ماه فاصله بود و به همين علت هيئت کارشناسی نيز تائيد کرده است که گروه اريا هيچگونه بدهی معوق نداشته و از اعتبارات گشايش شده معادل ٩٠٠ ميليارد تومان در سر رسيدهای مقرره پرداخت شده بود در حاليکه وقفه و تاخيری در پرداخت بدهی بانکها روی نداده بود و ارزش واحدهای توليدی و اقتصادی متعلق به گروه اريا نيز به مراتب بيش از اعتبارات اسنادی هنوز سر رسيد نشده بوده و همه اعتبارات هم در واحدهای ٣٨ گانه هزينه شد و ارزش افزوده قابل توجهی ايجاد کرده و ريالی به خارج نرفته و حيف و ميل نشده ، چگونه ممکن است اخلال در نظام اقتصادی روی داده باشد . ايا أحيا و راه اندازی شرکت ورشکسته گروه ملی فولاد که در زمان واگذاری به گروه اريا ٧٥٠ ميليارد تومان بدهی معوق و زيان إنباشته سنواتی داشت و به همين دليل در حال ورشکستگی بود مصداق اخلال در نظام اقتصادی و إفساد فی الارض است؟!

قضيه به اندازه ای روشن بوده که بانک مرکزی در گزارش ١٨ صفحه ای تحقق إخلال در نظام اقتصادی را رد کرده است.

٢ : لازمه رسيدگی دادگاه به مفاسد اقتصادی اين است که مرتکب از طريق اقتصاد بخواهد امنيت داخلی يا خارجی را به نحوی مختل و خدشه دار کند . اين مطالبی بود که برادرم و وکيلش تأکيد داشتند و مقامات قضائی با وجود إذعان به اينکه برادرم و گروه اريا قصد و نيت بر اندازی و ضديت با نظام نداشته اند او را به اعدام محکوم کردند ان هم با استناد به فتوای آيات إعظام مکارم شيرازی و نوری همدانی که بعدا معلوم شد أصولا بر خلاف ادعای دادستانی از انها استفتائی نشده و انها در اين مورد فتوائی صادر نکرده و همچنين به تقاضای اقای اوائی رئيس کل دادگستری تهران که درخواست اعمال ماده ١٨ نموده بودند هيچگونه توجهی نگرديد.

٣ : اتهام ديگر برادرم پول‌شوئی ان هم به مقدار کل اعتبارات موضوع پرونده مطرح شده است وقتی منشاء وجوه بانک‌های کشور است و مصرف ان هم در واحدهای توليدی است پولشوئی چه مفهومی دارد؟ پول‌شوئی مربوط به اقدامات مجرمانه‌ای نظير خريد و فروش مواد مخدر و أسلحه است نه سرمايه گذاری در واحدهای توليدی و اقتصادی که محصول ان فقط در گروه ملی فولاد توليد ٣ ميليون تن ميلگرد و تير اهن و ديگر محصولات فولادی در عرض کمتر از ٢٦ ماه ان هم با راه اندازی و توسعه واحدهای مربوطه که تحت مديريت برادرم بوده است .

بر يک عمل مشروع و مجاز يعنی استفاده از اعتبارات اسنادی دو عنوان مجرمانه گذاشتند اخلال در نظام اقتصادی منجر به إفساد فی الارض و در عين حال پولشوئی. در حاليکه به موجب قانون بغرض إطلاق چنين عناوين فقط يک مجازات به عنوان مجازات أشد قابل أجرا بود هم او را اعدام کردند و هم ٦٤٠ ميليارد تومان از دارائيهای گروه اريا و برادرم را به عنوان جزائی نقدی محسوب کردند و رئيس قوه قضائيه در مصاحبه با رسانه ها اعلام کرد ٧٠٠ ميليارد تومان جزای نقدی وصول کرده‌ايم اين اقدامات نشان ميدهد پرونده به اصطلاح فساد بانکی وسيله ای شد که قوه قضائيه با استناد به ان ، اتهام عدم برخورد با فسادهای اقتصادی را از خود دور کند و در استانه فرا رسيدن انتصاب مجدد رئيس قوه کارنامه قابل قبولی ارائه شود . ايا برادرم بايد قربانی اين معادلات قدرت باشد شما قضاوت بفرمائيد همين يک مساله را حقوقدانان جواب بدهند که ايا در حالت تعدد جرم و در حاليکه فعل مادی مجرمانه واحد است مجازاتهای چنين پرونده ای جمع و همگی ميشود يا بايد فقط مجازات أشد أجرا شود ؟ دادستان تهران ميگويد اگر مجازات أشد ( اعدام ) را أجرا ميکرديم نمی توانستيم جريمه را بگيريم چون فوت متهم باعث موقوفی تعقيب ميشد بنا بر اين اول جريمه را گرفتيم بعد اعدام کرديم .
٤ : هدف أصلی از تشکيل پرونده أعاده بيت المال عنوان شد . بانکها جمعا حدود ١٦٠٠ ميليارد تومان در اين پرونده طلب دارند که بيشترين طلب متوجه بانک ملی ايران است و در حالی که مسئولين بانک ملی ، برادرم و وکيلش در مرحله نهائی برای تهاتر گروه ملی فولاد ايران با طلب بانک ملی به مقدار ١٠٥٠ ميليارد تومان بودند ( مصاحبه اقای همتی مدير عامل بانک ملی با رسانه ها به تاريخ ١٣/٥/٩٣ ) ناگهان مه افريد اعدام ميشود ان هم بدون اطلاع دادن به خانواده و حتی وکيلش؟!

ايا اين نحو اقدام موجب رد مال و أعاده بيت المال و پرداخت طلب بزرگترين بانک دولتی کشور شده و ميشود ؟ همه اينها در حالی است که مطابق قانون وحتی حکم اقای سراج ابتدا بايد رد مال يعنی طلب بانکها انجام گيرد سپس نوبت جريمه ان هم در حالتی که قرار است مه افريد به عنوان مجازات أشد اعدام شود ديگر وصول جريمه موضوعا منتقی است.

٥ : من هرگز از کشور فرار نکردم بلکه در زمان تشکيل پرونده خارج از کشور بودم برادرم گفت چون شما از جريانات اطلاع نداريد و در فضای ملتهب و شديد زمان تشکيل پرونده امکان دارد بازداشت شويد ، بر نگرديد تا من پاسخ اتفاقات را بدهم و وقتی ديدم با چه بی عدالتی با برادرم و خانواده اش برخورد ميشود در خارج از کشور ماندم چون اقای خاوری که با مجوز مسئول قضائی و دولتی از کشور خارج و بعد از سه سال به پرونده اش رسيدگی نشده چون وکيلش اقای جواد الله قدمی فاميل نزديک اقای محسنی اژه ای است و در حاشيه أمن به سر مي‌برد.

من هيچ حامی و پشتيبان قضائی و دولتی ندارم فرق من با اقای خاوری چيست که پرونده ام غيابی رسيدگی مي‌شود و حکم هم به أجرا در ميايد در حاليکه بارها به صورت کتبی و حتی سند وکالت رسمی محضری که بر اساس کنوانسيون های رسمی به صورت قانون تنظيم گرديده اقای غلامعلی رياحی به عنوان وکيل خود و همسرم معرفی کرده ام ولی اقای تورگ معاون دادستان و اقای احمد زاده قاضی پرونده ايشان را به محاکمه قبول نکردند و حکم غيابی دادند که هر چه ميخواهند به من وهمسرم نسبت و دفاعی در مقابل‌شان عنوان نشود.

اينجانب مجددا اعلام ميدارم وکيل مدافع اينجانب اقای غلامعلی رياحی و تقاضا دارم با دخالت ايشان پرونده مجددا مورد رسيدگی قرار گيرد زيرا حکم صادره دارای اشتباهات عديده است که فقط به چند مورد اشاره می‌کنم:

١ : بر اساس حکم صادره اينجانب را به عنوان عضو هيئت مديره گروه ملی فولاد و همسرم را به عنوان عضو اللبدل شرکت اريا معرفی نموده اند که هر دو مورد از اساس دروغ و کذب است

٢ : اينجانب حتی يک مورد در گشايش اعتبارات دخالت نداشته ام و ٢٣ فقره در خواست گشايش اعتبار که به اينجانب منتسب گرديده قطعا جعلی و به إمضاء من نيست
.
٣ : گفته شده است که بيش از هفتصد ميليارد تومان از وجوه «ال سی»ها به حساب اينجانب واريز شده در صورتی که کذب محض است يک استعلام ساده از حسابهای اينجانب در بانکها موضوع را روشن مي‌کند.

٤ : اقای سراج، برادرم را به عنوان عامل أصلی علاوه بر اعدام به پرداخت ١/٤ مبلغ ٢٥٠٠ ميليارد تومان به عنوان جريمه محکوم کرده در حاليکه اقای احمد زاده به جای ٢٥٠٠ ميليارد تومان در مورد من ٢٨٥٥ ميليارد تومان را مدرک تعيين جزای نقدی قرار داده است ايا از يک دادگاه دو حکم با اين اختلاف شديد پذيرفتنی است؟

حکم و کيفر خواست بدون دفاع اينجانبان صادر گرديده و دارای إشکالات شکلی و ماهوی زياد است که تقاضا دارم با قبول رسيدگی مجدد مرتفع گردد.

حضرت آيت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب،

من وبرادرم که با هدف فعاليت اقتصادی ، توليدی و ايجاد کار در ميهنمان از هيچ کوششی دريغ نداشته ايم ، قربانی اختلافهای جناحی و سياسی برخی از دولتمردان شده و چنانچه جنابعالی مانع اين بيعدالتی نشويد ، سرمايه گذاران ديگر به وحشت افتاده و در بهترين حالت با عدم سرمايه گذاری و يا خارج کردن سرمايه هايشان از کشور اقتصاد کشور را به نابودی خواهند کشاند . اينجانب و خانواده ام همانند برادرم که تقاضاهايش ناديده گرفته شد انتظار داريم با دستور مؤکد حضرت عالی به اين بی عدالتی و ظلم پايان و از برادرم أعاده حيثيت گردد.»

No responses yet

Aug 17 2014

افشای چند صد بورسیه غیرقانونی دولت احمدی نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

سحام نیوز: بیش از هفتصد بورسیه غیرقانونی اعطا شده در دولت محمود احمدی نژاد افشا شد. علی غزالی این لیست ها را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرده است.

به گزارش سحام، وی نوشته است: در خصوص ماجرای استیضاح وزیر محترم علوم و جانفشانی تاریخی ایشان، که حفاظت از شانیت علمی کشور را که در معرض آسیب جدی قرار گرفته، را بر خلاف مشاوره هایی که حتی برخی از اطرافیان ایشان به دلایل سیاسی به ایشان میدهند، را به بقا در طبقه ۱۴ ساختمان شهرک غرب نفروخته اند؛ باید محکم به میدان آمد که اگر مباحث مطرحه در خصوص استیضاح ایشان چه بحث بورسیه ها و چه مبحث اساتید اخراجی به نفع برخی مجلسیان به کرسی بنشیند همین خورده اعتبار مدارک تحصیلی و علمی باقی مانده در کشور نیز به فنا میرود.

لذا حداقل کاری که اکنون از دست همچون من بر می آید افشای نام این چندین هزار نفر بزرگوار است و البته به ذکر توضیحات زیر:

اول: وجود نام افراد در لیست زیر لزوماً دلیلی بر عدم شایستگی این افراد و طی سیکل خلاف از سوی آن افراد محسوب نمیشود و بیشتر نقدی بر کلیت این اقدام بنیان افکن است که بدون هیچ نظر کارشناسی و صرفاً به دلیل از بین بردن پایه های علمی کشور یا با قصد و نیت و یا بدون قصد و نیت اقدام به پذیرش این تعداد بورسیه دکترای بدون کنکور نموده اند.
دوم: برای هر فرد بنا به رشته تحصیلی به دانشگاه محل پذیرش رقمی ما بین ۳۵ تا ۵۰ میلیون پرداخت شده و یا باید میشده است و اگر رقم میانگین ۴۰ میلیون تومان را هم در نظر بگیریم به ارقام عجیب و غریبی میرسیم که افرادی که بر روی ادامه این روند پافشاری میکنند باید توضیح دهند که چنین بودجه ای از کجا باید تهیه شود؟
سوم: متاسفانه بعد از اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی عدد ۳۰۰۰ دارای اهمیت خاصی شده است و بگونه ای معیاری برای سنجش ها و در این مورد هم به اشتباه تعداد بورسیه ها ۳۰۰۰ عنوان میشود و این در صورتیست که لیستی که در اختیار ماست و قطعاً هم شامل افراد پذیرفته شده دقیقه نودی که نامشان در هیچ لیستی نیست و با تلفن وزیر پس از رد شدن پذیرفته شده اند نمیشود رقم بسیار بیشتر از ۳۰۰۰ نفر را در بر میگیرد. به نحوی که فقط در یک لیست که افراد فارغ التتحصیل پذیرفته شده قبل از سال ۸۹ را شامل میشود با رقم ۲۰۲۲ مواجه هستیم، یعنی فقط تعداد افرادی که تا قبل از سال ۸۹ در بورس پذیرفته شده اند و درسشان را نیز به پایان رسانده اند رقم ۲۰۲۲ است و با این احتساب که اوج بورسیه ها از سال ۸۹ به بعد بوده است و لیستهایش را خدمتتان ارائه خواهیم کرد. رقم بیش از ۴۰۰۰ نفر فقط در اختیار ما قرار دارد و تاکید میکنم قطعاً این افراد شامل افراد دقیقه نودی که نامشان در لیست نیست و بعضاً بصورت تجربی با آنها مواجه شده و اکنون نامشان را در لیست پیدا کرده ام نمیشود.
چهارم: این موضوع را در نظر بگیرید که این ۴۰۰۰ نفر و بیشتر طبق قانون باید در دانشگاه های سراسر کشور به عنوان هیات علمی پذیرفته شوند و اگر چنین شود و امروز چه با بودن فرجی دانا و چه پس از آن کوتاه بیاییم تصور کنید که چه وضعیت علمی در انتظار دانشگاه های کشور خواهد بود.
پنجم: این تعداد فقط بورسیه های داخل کشور را در بر میگیرد و شامل افراد اعزام شده به خارج از کشور نمیشود که بعضاً آقازاده ها را با بودجه رسمی کشور در اوج بحران ارز به کانادا و آمریکا و استرالیا و انگیستان و روسیه و… فرستاده اند و آن لیست هم تعداد چشمگیری را شامل میشود.
ششم: برخی در لیست هستند که حتی شرایط اولیه دریافت بورس مانند شرط سنی و شرط معدل شاملشان نمیشود و برای نمونه فردی را بصورت اتفاقی در لیست مشاهده کردم که متولد ۵۴ بوده و در زمان دریافت بورس یعنی سال ۹۱ سنش بیش از حد تعیین شده(۳۳ سال) بوده است و جالب آنکه به محض دریافت بورس در دانشگاه محل تحصیل به یک سمت مهم نیز گمارده شده و یا شخص دیگری که ضمن دریافت بورس به عنوان دبیر هیات جذب اعضای هیات علمی دانشگاه هم گمارده شده بود و شما در نظر بگیرید که جذب اعضای هیات علمی یک دانشگاه که نقش قطب علمی را در علوم انسانی دارد به چنین فردی واگذار شده بود که خودش بدون کنکور در حال تحصیل در دوره دکترا بوده!
در پایان عرایض یادآور میشوم که لیست سال ۹۲ به علت آنکه شروع به تحصیل افراد مصادف با روی کار آمدن دولت جدید شده و از ورود بسیاری از افراد به دانشگاه ممانعت به عمل آمده است و شخصاً اطلاع دقیقی از لیست بورسهای ابطال شده ندارم و ترس آن میرود که در حق شخصی به اشتباه ظلم صورت گیرد از افشای آن فعلاً پرهیز میکنیم و لیستها را از سال ۹۱ آغار میکنیم و بعد ۸۹ و بعد لیست فارغ التحصیلان پذیرفته شده قبل از ۸۹ و انشالله پس از آن به شرط حیات لیست پر ستاره سال ۹۰ که به نظر شخصی بنده بیشترین آقازاده را درون خود جای داده است میپردازیم.

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

این هم متنی که در فیس بوک علی غزالی همراه با لیست منتشر شده:

در خصوص ماجرای استیضاح وزیر محترم علوم و جانفشانی تاریخی ایشان که حفاظت از شانیت علمی کشور را که در معرض آسیب جدی قرار گرفته را بر خلاف مشاوره هایی که حتی برخی از اطرافیان ایشان به دلایل سیاسی به ایشان میدهند را به بقا در طبقه 14 ساختمان شهرک غرب نفروخته اند. باید محکم به میدان آمد که اگر مباحث مطرحه در خصوص استیضاح ایشان چه بحث بورسیه ها و چه مبحث اساتید اخراجی به نفع برخی مجلسیان به کرسی بنشیند همین خورده اعتبار مدارک تحصیلی و علمی باقی مانده در کشور نیز به فنا میرود.
لذا حداقل کاری که اکنون از دست همچون من بر می آید افشای نام این چندین هزار نفر بزرگوار است و البته به ذکر توضیحات زیر:
اول: وجود نام افراد در لیست زیر لزوماً دلیلی بر عدم شایستگی این افراد و طی سیکل خلاف از سوی آن افراد محسوب نمیشود و بیشتر نقدی بر کلیت این اقدام بنیان افکن است که بدون هیچ نظر کارشناسی و صرفاً به دلیل از بین بردن پایه های علمی کشور یا با قصد و نیت و یا بدون قصد و نیت اقدام به پذیرش این تعداد بورسیه دکترای بدون کنکور نموده اند.
دوم: برای هر فرد بنا به رشته تحصیلی به دانشگاه محل پذیرش رقمی ما بین 35 تا 50 میلیون پرداخت شده و یا باید میشده است و اگر رقم میانگین 40 میلیون تومان را هم در نظر بگیریم به ارقام عجیب و غریبی میرسیم که افرادی که بر روی ادامه این روند پافشاری میکنند باید توضیح دهند که چنین بودجه ای از کجا باید تهیه شود؟
سوم: متاسفانه بعد از اختلاس 3000 میلیاردی عدد 3000 دارای اهمیت خاصی شده است و بگونه ای معیاری برای سنجش ها و در این مورد هم به اشتباه تعداد بورسیه ها 3000 عنوان میشود و این در صورتیست که لیستی که در اختیار ماست و قطعاً هم شامل افراد پذیرفته شده دقیقه نودی که نامشان در هیچ لیستی نیست و با تلفن وزیر پس از رد شدن پذیرفته شده اند نمیشود رقم بسیار بیشتر از 3000 نفر را در بر میگیرد. به نحوی که فقط در یک لیست که افراد فارغ التتحصیل پذیرفته شده قبل از سال 89 را شامل میشود با رقم 2022 مواجه هستیم، یعنی فقط تعداد افرادی که تا قبل از سال 89 در بورس پذیرفته شده اند و درسشان را نیز به پایان رسانده اند رقم 2022 است و با این احتساب که اوج بورسیه ها از سال 89 به بعد بوده است و لیستهایش را خدمتتان ارائه خواهیم کرد. رقم بیش از 4000 نفر فقط در اختیار ما قرار دارد و تاکید میکنم قطعاً این افراد شامل افراد دقیقه نودی که نامشان در لیست نیست و بعضاً بصورت تجربی با آنها مواجه شده و اکنون نامشان را در لیست پیدا کرده ام نمیشود.
چهارم: این موضوع را در نظر بگیرید که این 4000 نفر و بیشتر طبق قانون باید در دانشگاه های سراسر کشور به عنوان هیات علمی پذیرفته شوند و اگر چنین شود و امروز چه با بودن فرجی دانا و چه پس از آن کوتاه بیاییم تصور کنید که چه وضعیت علمی در انتظار دانشگاه های کشور خواهد بود.
پنجم: این تعداد فقط بورسیه های داخل کشور را در بر میگیرد و شامل افراد اعزام شده به خارج از کشور نمیشود که بعضاً آقازاده ها را با بودجه رسمی کشور در اوج بحران ارز به کانادا و آمریکا و استرالیا و انگیستان و روسیه و… فرستاده اند و آن لیست هم تعداد چشمگیری را شامل میشود.
ششم: برخی در لیست هستند که حتی شرایط اولیه دریافت بورس مانند شرط سنی و شرط معدل شاملشان نمیشود و برای نمونه فردی را بصورت اتفاقی در لیست مشاهده کردم که متولد 54 بوده و در زمان دریافت بورس یعنی سال 91 سنش بیش از حد تعیین شده(33 سال) بوده است و جالب آنکه به محض دریافت بورس در دانشگاه محل تحصیل به یک سمت مهم نیز گمارده شده و یا شخص دیگری که ضمن دریافت بورس به عنوان دبیر هیات جذب اعضای هیات علمی دانشگاه هم گمارده شده بود و شما در نظر بگیرید که جذب اعضای هیات علمی یک دانشگاه که نقش قطب علمی را در علوم انسانی دارد به چنین فردی واگذار شده بود که خودش بدون کنکور در حال تحصیل در دوره دکترا بوده!
در پایان عرایض یادآور میشوم که لیست سال 92 به علت آنکه شروع به تحصیل افراد مصادف با روی کار آمدن دولت جدید شده و از ورود بسیاری از افراد به دانشگاه ممانعت به عمل آمده است و شخصاً اطلاع دقیقی از لیست بورسهای ابطال شده ندارم و ترس آن میرود که در حق شخصی به اشتباه ظلم صورت گیرد از افشای آن فعلاً پرهیز میکنیم و لیستها را از سال 91 آغار میکنیم و بعد 89 و بعد لیست فارغ التحصیلان پذیرفته شده قبل از 89 و انشالله پس از آن به شرط حیات لیست پر ستاره سال 90 که به نظر شخصی بنده بیشترین آقازاده را درون خود جای داده است میپردازیم.

No responses yet

Aug 16 2014

لیدرهای خبرگان رهبری بر لبه تیغ رد صلاحیت + جدول

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

انتخاب: با فرض بر اینکه در انتخابات آینده خبرگان شرایط کهولت سن تاثیر گذار خواهد بود و نامزدها در کنار فیلترهای فقهات و سیاست از این خان هم عبور کنند در جدول‌های جداگانه‌ای سن اعضای مجلس خبرگان رهبری را بررسی کرده‌ایم. بر این اساس 15 تن از نمایندگان مجلس بین 50 تا 60 سال سن دارند. در کنار این افراد تنها 8 نفر دارای سنی میان 60 تا 70 هستند. 22 نفر از نمایندگان مجلس خبرگان سنی میان 70 تا 80 سال را دارند و در این میان بیش تر نمایندگان مجلس یعنی27 نفر سنی بالای 80 سال دارند. «کهولت سن»؛ واژه‌ای است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری 92 به ویژه بعد از رد صلاحیت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی وارد ادبیات سیاسی ایران شد. پیش از این، دلایل زیادی برای رد صلاحیت نامزدهای انتخابات‌های مختلف برگزار شده در جمهوری اسلامی بیان می‌شد اما علت کهولت سن، تقریبا در انتخابات 92 مورد استفاده قرار گرفت و بنا بر آن رئیس جمهور سابق ایران از این انتخابات کنار گذاشته شد.

به گزارش «انتخاب» به نقل از نامه، حال با گذشت بیش از یک سال از آن انتخابات، گویی شورای نگهبان در صدد تسری دادن این موضوع در تایید صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری است. آنگونه که چندی پیش آیت الله محمد مومن از اعضای فقهای شورای نگهبان عنوان کرد «شورای نگهبان در تائید صلاحیت نامزد‌های انتخابات مجلس خبرگان رهبری به ‌کهولت سن‌ و ‌شرایط ذهنی‌ آن‌ها نیز توجه خواهد کرد»

او که می گفت«شورای نگهبان در انتخابات مراقب خواهد بود تا نامزد‌هایی که قرار است انتخاب شوند ‌آدم بی‌پدر و مادری‌ نباشند.»،این را هم اضافه کرد که« الان تعیین صلاحیت خبرگان رهبری به عهده خود فقهای شورای نگهبان است. کاملاً بررسی می‌کنیم که آدم‌هایی که با سواد باشند امتحان سفتی گرفته می‌شود جلوی کسی هم گرفته نمی‌شود هر کسی خواست اسم بنویسد توانست بیاید و اسم بنویسد و امتحان بدهد»

همانطور که آیت‌الله مومن از فقهای شورای نگهبان اعلام کرده است، کهولت سن در این انتخابات نیز در دستور کار قرار گرفته است اما این عضو شورای نگهبان اعلام نکرده است که منظور او از کهولت سن چیست؟ آیت‌الله مومن مشخص نکرده است که منطورش سن افراد است یا میزان کارافتادگی بدنی و فکری آنها؟ همین گنگ بودن موضوع سوال‌های فراوانی را در ذهن اهالی رسانه و سیاست ایجاد کرده است، که منظور از کهولت سن در کلام آیت‌الله مومن چیست؟ و آیا این طرح برای حذف افرادی خاص از مجلس خبرگان رهبری است؟

آیت‌الله هاشم زاده هریسی از اعضای مجلس خبرگان رهبری در واکنش به سخنان آیت‌الله مومن گفت:« انتخابات مجلس خبرگان شرایط خاص خود را دارد و در آن اشاره ای به بحث کهولت سن نشده است. اساسا این موضوع خلاف قانون و منطق است و اجرایی نخواهد شد.»

با فرض بر اینکه در انتخابات آینده خبرگان شرایط کهولت سن تاثیر گذار خواهد بود و نامزدها در کنار فیلترهای فقهات و سیاست از این خان هم عبور کنند در جدول‌های جداگانه‌ای سن اعضای مجلس خبرگان رهبری را بررسی کرده‌ایم. بر این اساس 15 تن از نمایندگان مجلس بین 50 تا 60 سال سن دارند. در کنار این افراد تنها 8 نفر دارای سنی میان 60 تا 70 هستند. 22 نفر از نمایندگان مجلس خبرگان سنی میان 70 تا 80 سال را دارند و در این میان بیش تر نمایندگان مجلس یعنی27 نفر سنی بالای 80 سال دارند.

چهره‌های شناخته شده مجلس خبرگان اعم از رئیس و لیدرهای این مجلس همگی بالای 80 سال دارند و اگر شرط سنی در مجلس خبرگان 80 سال باشند همین افراد رد صلاحیت خواهند شد.

سید محمود واعظی با 51 سال و سید ابوالفضل میرمحمدی با 92 سال، جوان ترین و پیرترین نمایندگان این مجلس هستند. در مورد سه تن از نمایندگان این مجلس به نام‌های حسن نمازی، محمد فیضی و رضا رمضانی اطلاعات کمی وجود دارد و سال تولد آنها مشخص نیست. در کنار این افراد مرتضی بنی فضل، سید حبیب ‌الله طاهری گرگانی، محمد رضا فاکر، . سید محمد حسن مرعشی شوشتری، سید کرامة الله ‏ملک ‏حسینى،علی اکبر مشکینی، طاهری خرم آبادی، حسن معصومی زرندی و محمدی گیلانی دار فانی را وداع گفتند.

با توجه به اینکه انتخابات مجلس خبرگان رهبری در اسفند 94 برگزار خواهد شد، سن نمایندگان مجلس خبرگان برمبنای این سال حساب شده است.

در جدول‌های زیر با میزان سن نمایندگان مجلس خبرگان رهبری آشنا شوید

پنجاه تا شصت سال

اسامی حوزه انتخابیه سال تولد سن
1 سید محمد واعظی موسوی آذربایجان شرقی 1343 51 سال
2 سید حسن عاملی اردبیل 1341 53 سال
3 عباس کعبی خوزستان 1341 53 سال
4 سید ابوالحسن مهدوی اصفهان 1341 53 سال
5 محمد بهرامی خوشکار کرمان 1341 53 سال
6 صادق آملی لاریجانی مازندران 1339 55 سال
7 محسن کازرونی تهران 1339 55 سال
8 سید احمد خاتمی کرمان 1339 55 سال
9 سید ابراهیم رئیسی خراسان جنوبی 1339 55 سال
10 سید مجتبی طاهری ایلام 1338 56 سال
11 محمد حسین احمدی شاهرودی خوزستان 1337 57 سال
12 علیرضا اسلامیان چهار محال و بختیاری 1337 57 سال
13 محسن حیدری آل کثیری خوزستان 1336 58 سال
14 سید هاشم حسینی بوشهری بوشهر 1335 59 سال
15 محمد تقی پورمحمدی آذربایجان شرقی 1335 59 سال

شصت تا هفتاد سال

اسامی حوزه انتخابیه سال تولد سن
1 محمد تقی واعظی زنجان 1330 64 سال
2 علی فلاحیان خوزستان 1328 66 سال
3 سید محمود هاشمی شاهرودی خراسان رضوی 1327 67 سال
4 حسن روحانی تهران 1327 67 سال
5 عباس علی سلیمانی سیستان و بلوچستان 1326 68 سال
6 علی اسلامی قزوین 1326 68 سال
7 اسدالله ایمانی فارس 1326 68 سال
8 عبد المحمود عبداللهی اصفهان 1326 68 سال

هفتاد تا هشتاد سال

اسامی حوزه انتخابیه سال تولد سن
1 قربانعلی دری نجف آبادی تهران 1324 70 سال
2 عبدالنبی نمازی تهران 1324 70 سال
3 محمد تقی پورمحمدی زنجان 1324 70 سال
4 سید علی اصغر دستغیب فارس 1324 70 سال
5 سید علی محمد دستغیب فارس 1324 70 سال
6 علی احمد سلامی سیستان و بلوچستان 1324 70 سال
7 سید احمد علم الهدی خراسان رضوی 1323 71 سال
8 سید یوسف طباطبائی نژاد اصفهان 1323 71 سال
9 غلام علی نعیم‌ آبادی هرمزگان 1323 71 سال
10 عبد الرحمن خدایی کردستان 1320 74 سال
11 سید علی شفیعی خوزستان 1319 75 سال
12 نور الله طبرسی مازندران 1319 75 سال
13 حسن ممدوحی کرمانشاه 1318
14 سید صادق جباری مازندران 1317 77 سال
15 هاشم هاشم زاده هریسی آذربایجان شرقی 1317 77 سال
16 رضا استادی تهران 1316 78 سال
17 محمد صادق حائرى شیرازى فارس 1316 78 سال
18 سید محسن خرازی تهران 1316 78 سال
19 .محسن مجتهد شبستری آذربایجان شرقی 1316 78 سال
20 محمد مومن قم 1316 78 سال
21 محمد شیخ الاسلامی کردستان 1315 79 سال
22 سید اکبر قره باغی(غفاری) آذربایجان غربی 1315 79 سال

هشتاد سال به بالا

اسامی حوزه انتخابیه سال تولد سن
1 عباس واعظ طبسی خراسان رضوی 1314 80 سال
2 ابوالقاسم وافی یزدی یزد 1314 80 سال
3 احمد بهشتی فارس 1314 80 سال
4 مرتضی مقتدایی اصفهان 1314 80 سال
5 اکبر هاشمی رفسنجانی تهران 1313 81 سال
6 سید محمد شاه چراغی سمنان 1313 81 سال
7 محمد تقی مصباح یزدی تهران 1313 81 سال
8 سید محمد نقی شاهرخی لرستان 1313 81 سال
9 سید ابراهیم سید حاتمی اردبیل 1312 82 سال
10 حسن آقا شریعتی نیاسر اصفهان 1312 82 سال
12 زین ‌العابدین قربانی گیلان 1312 82 سال
13 محمد رضا مهدوی کنی تهران 1310 84 سال
14 محمد یزدی تهران 1310 84 سال
15 محمد امامی کاشانی تهران 1310 84 سال
16 محمد علی موحدی کرمانی کرمان 1310 84 سال
17 هادی باریک بین قزوین 1309 85 سال
18 سید علی اکبر قرشی آذربایجان غربی 1307 87 سال
19 عباس محفوظی گیلان 1307 87 سال
20 مختار امینیان گیلان 1305 89 سال
21 محمد باقر باقری کنی تهران 1305 89 سال
22 احمد محسنی گَرکانی مرکزی 1305 89 سال
23 احمد جنتی تهران 1305 89 سال
24 علی اصغر معصومی خراسان رضوی 1305 89 سال
25 حبیب ‌الله مهمان نواز خراسان شمالی 1305 89 سال
26 ابوالقاسم خزعلی خراسان رضوی 1304 90 سال
27 سید ابوالفضل میرمحمدی مرکزی 1302 92 سال

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .